جنگ ۳۳ روزه لبنان سال 1385 / جنگ سال 1385 لبنان/ جنگ 33 روزه 2006
جنگ ۳۳ روزه لبنان سال 1385
حضرت آیتالله خامنهای ارتقای جایگاه انقلاب اسلامی در میان ملتها و بهویژه ملتهای مسلمان، و بیداری اسلامی ملتها را از دیگر تجربیات و واقعیاتی دانستند که نشاندهندهی پیروزی بدون تردید اسلام در مقابله با نظام سلطهی جهانی است.
ایشان پیروزی حزبالله لبنان در جنگ سیوسه روزه با ارتش رژیم صهیونیستی را نشانهای از توان و انرژی عظیم اسلامی و از عبرتهای عجیب دانستند و با اشاره به وخامت روزافزون اوضاع این رژیم در داخل سرزمینهای اشغالی افزودند: شکست امریکا در همهی طرحهای منطقهای از جمله در عراق، لبنان و افغانستان و بنبست استراتژیک شیطان بزرگ در خاور میانه از دیگر تجربیات روشنی است که مجموعهی آنها نشان میدهد اگر ملت ایران و مسئولان نظام اسلامی، ایمان و نشاط و امید خود را حفظ کنند، میتوانند در پرتو عمل صالح، برنامهریزی صحیح و کار و تلاش پیگیر در چالش با نظام سلطهی جهانی به پیروزی برسند.1386/05/30
لینک ثابت
جنگ ۳۳ روزه لبنان سال 1385
در این رویاروئی، برخلاف محاسبات ظاهری و مادی، طرفِ علیالظاهر قدرتمندتر - یعنی مسلح به سلاح پول و سلاح نظامی و سلاح اقتصادی - مغلوبِ امت اسلامی و ملتهای مسلمان و این حرکت عظیم اسلامی شده است و کاری از پیش نبرده است. بسیار در خور توجه است که در مسألهی خاورمیانه و خصوصِ مسألهی فلسطین یا مسائل گوناگونی که در این منطقه است - مثل مسألهی عراق، مسألهی لبنان - قدرت استکباری امریکا با همهی قوا به میدان بیاید و شکست بخورد. این، یک حقیقتی است.
در فلسطین هم قدرتهای استکباری شکست خوردند. چه کسی میتوانست باور کند که یک سازمان مبارزی که شعار او مقابلهی با رژیم صهیونیستی است، در میان فلسطینیها قدرت بگیرد؟! چه کسی میتوانست باور کند که تهاجم نظامی به لبنانبه وسیلهی یک گروه مبارزِ مؤمنِ از جان گذشته، به طور فضاحتآمیزی شکست بخورد، که در جنگ سی وسه روزهی لبنان دیده شد؟! چه کسی باور میکرد که امریکا با همهی تلاشی که در عراق کرد و با گسیل آن همه نیرو، نتواند مقاصد خود را بر ملت عراق تحمیل کند و عراق را مدخلی قرار بدهد برای سیطرهی بر کل منطقهی عربىِ خاورمیانه و بازی کردن با ملتها و دولتهای این منطقه؟! ولی اینها اتفاق افتاد. در همهی این موارد، طرفی که شکست خورد، همان طرفی بود که به حسب ظاهر، از اقتدار نظامی و اقتدار ظاهری و پول و قدرت اقتصادی و سیاسی برخوردار بود. این هم یک حقیقتی است.
در این مواجهه و مقابلهی هویت اسلامی و هویت استکبار، طرف غالب، طرف هویت اسلامی بوده است. این حقایق را باید در نظر داشت. گاهی میگویند آقا! با واقعیات کار کنید؛ واقعبین باشید. واقع، اینهاست. وقایعی که باید در تحلیلها دید و در تصمیمگیریها مورد توجه قرار داد. این حقایق غیر قابل انکاری است که در مقابل چشم ماست و داریم میبینیم.1386/01/17
لینک ثابت
جنگ ۳۳ روزه لبنان سال 1385
حضرت آیتالله خامنهای با تأکید بر لزوم وحدت شیعه و سنّی و حفظ ایمان و امید به نصرت و وعدهی الهی افزودند: پیروزی حزبالله لبنان در مقابل رژیم صهیونیستی، موفقیت حماس در فلسطین و پیشرفتهای نظام جمهوری اسلامی ایران در عرصههای مختلف، موارد برجسته از تحقق وعدهی الهی است که امید و ایستادگی را در مسلمانان روزافزون کرده است.1385/11/18
لینک ثابت
جنگ ۳۳ روزه لبنان سال 1385
ایشان حل موضوع فلسطین را مستلزم توجه به واقعیات منطقه برشمردند و افزودند: ضعف اسرائیل که در جنگ ۳۳ روزهی لبنان بهخوبی مشخص شد، نفرت و بغض همهی ملتهای مسلمان از رژیم صهیونیستی و امریکا و ایستادگی ملت فلسطین و دولت حماس در مقابل صهیونیستها، از جمله واقعیاتی است که به درک عمیق موضوع فلسطین و راه حل آن کمک میکند.1385/11/16
لینک ثابت
جنگ ۳۳ روزه لبنان سال 1385
امروز در دنیای اسلام نفرت از استکبار، نفرت از امریکا بالخصوص و نفرت از صهیونیستها و رفتارهای آنها روزبهروز بیشتر شده است. فقط نفرت هم نیست، احساس میل به اقدام در مسلمانها زیاد شده است. لذا شما در فلسطین این قضایا را مشاهده میکنید. البته فلسطین، همان فلسطین پنجاه سال پیش است که آن راگرفتند و تصرف کردند؛ ببینید حالا به چه مجموعهی نیرومند و قویای تبدیل شد که امریکا و صهیونیستها با همدیگر نمیتوانند علاج کنند؛ در حالی که آن ملت هیچ چیز هم ندارند و تحت محاصرهی شدید هستند. این همه دارند روی فلسطین فشار میآورند. روزانه دارند کشتار میکنند و فاجعهآفرینی و جنایت میکنند؛ اما از عهدهی آنها بر نمیآیند. یک نمونهی بارزش همین حادثهی عجیب و معجزهآسای لبنان بود. آنها خیال میکردند لبنانضعیفترین حلقهی کشورهای دنیای اسلام است؛ اما معلوم شد که یکی از قویترین حلقههاست؛ دیدید لبنانیها چه کردند، چه کرد حزباللَّه!1385/09/01
لینک ثابت
جنگ ۳۳ روزه لبنان سال 1385
حضرت آیتالله خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار نبیه بری -رئیس مجلس لبنان- و هیأتی از حزبالله لبنان و جنبش امل، پیروزی مردم و مقاومت اسلامی لبنان در جنگ سیوسه روزه را مایهی افتخار و سرافرازی مسلمانان دانستند و تأکید کردند: آنچه در این نبرد سیوسه روزه و در مقابله با آمریکا و رژیم صهیونیستی اتفاق افتاد، در دنیای عرب و اسلام سابقه نداشت و ابعاد این حرکت عظیم و ارزشمند در آینده بیش از گذشته مشخص خواهد شد.
ایشان چهرهی سید حسن نصرالله را در دنیای اسلام یک چهرهی استثنایی توصیف کردند و با قدردانی از نقش بسیار ممتاز آقای نبیه بری در مقاومت سیوسه روزه افزودند: آنچه زمینهساز این پیروزی بزرگ شد، اتحاد و همدلی برادران حزبالله و امل بود و باید این وحدت و یگانگی مستحکمتر از گذشته ادامه یابد.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه احتمال توطئههای سیاسی بزرگ برای کمرنگکردن آثار این پیروزی بزرگ در لبنان از جانب آمریکا و رژیم صهیونیستی بسیار محتمل است، خاطرنشان کردند: مردم و مقاومت اسلامی لبنان باید برای هر احتمالی آماده باشند. البته امروز بیداری سیاسی در لبنان و روحیهی مردم و مقاومت اسلامی و طرفداران آنان در دنیای اسلام بسیار بالاتر از قبل از جنگ سیوسه روزه است.
حضرت آیتالله خامنهای با تأکید بر این که روحیهی دشمنان ملت لبنان بسیار ضعیف شده است، تصریح کردند: به یاری خداوند، لبنان نقطهی شکست آمریکا و رژیم صهیونیستی خواهد بود.1385/08/23
لینک ثابت
جنگ ۳۳ روزه لبنان سال 1385
قیام ملت ایران توانست مسلمانان نقاط مختلف دنیای اسلام و کشورهای اسلامی را متوجهِ خود کند و به آنها تکانِ سختی بدهد؛ خیلیها را از خواب بیدار کرد و جوانها را هم متوجهِ آرمانهای دستیافتنی کرد. لذا حرکت، حرکت اسلامی شد. ما به امور داخلی کشورها کاری نداریم. مسئلهی فلسطین یا مسئلهی لبنان یا مسئلهی عراق به وسیلهی مسئولان ایرانی و مردم ایران اداره و مدیریت نمیشود؛ اما این حرکت شما مردم و مقاومت شما جوانان و صبر شما خانوادهها بود که توانست ملت فلسطین را بیدار کند؛ توانست به جوانان مؤمن در لبنان، آن قدرت را عطا کند و آن روح را در آنها بدمد که اینها بتوانند در مقابل یک ارتش مجهزِ ظالمِ بیمهار و با پشتیبانی امریکا، آنطور مقاومت کنند و آنطور پیروز شوند. در صحنه، ملت لبنان و حزباللَّه بودند؛ اما در دنیا قضاوت همهی اهل نظر این است که ملت ایران در این قضیه پیروز شد. امروز در دنیای اسلام، هر گروه مسلمانی و هر شعارِ اسلامی و ارزشیای که به پیروزی میرسد، قضاوت دنیا و سیاستمداران در سطح بینالمللی، این است که ملت ایران در این قضیه پیروز شد؛ در حالی که ملت ایران کاری به کارِ فلان کشور و فلان مجموعهی سیاسی یا انقلابی ندارد. این به خاطر این است که پرچم پُرافتخار استقلال ملتها در زیر سایهی «لاالهالّااللَّه محمّد رسولاللَّه»، در دستان شماست. و شما ملت توانستید این پرچم را با همهی سختیهایش در دست خود نگه دارید. نگذارید سرنگون بشود. این توانایی را ملت ایران نشان داده است. برای ملت ما این یک افتخار بزرگ است.1385/08/20
لینک ثابت
جنگ ۳۳ روزه لبنان سال 1385
شما ببینید الان در فلسطین چه دارد میگذرد؛ روزانه فلسطینیها قتل عام میشوند. صهیونیستهای وحشی که ابهت به دست آمدهی نظامىِ در طول پنجاه سال را در جنگ سی و سه روزهی لبنان از دست دادند - پنجاه سال تلاش کردند تا نشان بدهند که اسرائیل شکستناپذیر است؛ اما این ابهت پنجاه ساله در سی و سه روز دود شد رفت هوا. یک گروهِ مجاهدِ مؤمن تهیدست از سلاحهای پیشرفتهی هوایی و غیره، توانست آن ارتش مغرور و سرکش را به ذلت بکشاند؛ تلفات بر آن وارد کند؛ او را در سطح دنیا مسخره کند - گویا میخواهند انتقام آن شکست و آن فضاحت را از فلسطینیهای بیچاره بگیرند. الان چندین روز است یا شاید چند هفته است که غزه مورد تهاجم دائمی صهیونیستهاست.1385/08/19
لینک ثابت
جنگ ۳۳ روزه لبنان سال 1385
لبنان و حزباللَّه قهرمان نشان دادند که با ایستادگی و با همت والا میتوان در مقابل اسرائیل ایستاد و اسرائیل را شکست داد. چیزی که به مخیّلهی بعضی از سیاستمداران کشورهای اسلامی هم خطور نمیکرد، اما اتفاق افتاد؛ واقع شد؛ اسرائیل در سایهی ایستادگی، مقاومت، توکل به خدای متعال و استفاده از همهی ظرفیت و نیروی حزباللَّه و مردم لبنان شکست خورد. این یک نسخهی عمومی و متعلق به همهی دنیای اسلام است؛ هیچ تفاوت نمیکند. شرطش این است که ماها که مسئولان کشورهای اسلامی هستیم، منافع، خواستها و هوی های شخصی خودمان را در قضیه دخالت ندهیم و مصلحت امت و مصلحت کشور را در نظر بگیریم اگر این شرط رعایت شود، این نتیجه قطعی و حتمی است.1385/08/02
لینک ثابت
جنگ ۳۳ روزه لبنان سال 1385
مسئلهی آخر هم که جزو مسائل منطقه است، مسائل مربوط به ملت فلسطین و حوادث خاورمیانه و سیاستهای موذیانهی ایالات متحدهی امریکا در خاورمیانه است. در دنیا همه این را فهمیدهاند که دفتر حوادث خاورمیانه، با پیروزی حزباللَّه در لبنان و شکست واضح و فاضح اسرائیل در میدان جنگ - در جنگ سی و سه روزه - ورق خورد و صفحهی جدیدی شروع شد. آن سیاست و برنامهای که امریکاییها میخواستند در منطقهی خاورمیانه اجرا کنند، شکست خورده است. البته نه بدین معنا که امریکا و اسرائیل به دنبال اغراض خباثت آلود خودشان نیستند، چرا؛ اما امروز یک قدم از آن نقطهای که بودند، عقبتر ایستادهاند و امتیازات بزرگی را هم از دست دادهاند. همهی ملتها باید هوشیار باشند.1385/08/02
لینک ثابت
جنگ ۳۳ روزه لبنان سال 1385
مسئلهی لبنان، یک مسئلهی معمولی و عادی نبود. این جنگ سی و سه روزه، یک پدیدهی تاریخی بود. ما حادثهای شبیه آن در کل این منطقه به یاد نداریم و دشمنان ملتهای مسلمان و بیداری اسلامی هم هرگز انتظار و توقع چنین چیزی را نداشتند؛ اما اتفاق افتاد.
این جنگ سی و سه روزه، یک طرف پیروزمند داشت، یک طرف شکست خورده. خوب معلوم است طرف پیروزمند، حزباللَّه لبنان، مقاومت لبنان، ملت لبنان و درواقع امت اسلامی بودند. همهی ملتها خوشحال شدند. شنیدید و واقعیت همین است که امروز نام حزباللَّه و رهبر آن در دنیای اسلام و کشورهای عربی و بین ملتها، جزوِ شیرینترینِ نامهاست. افرادشان جزوِ محبوبترین انسانهایند. در کشور خود ما هم همینطور است. در ترکیه، مصر، شمال آفریقا و در کشورهای اسلامی، همهجا همینطور است. این نشاندهندهی این است که همهی دنیای اسلام خودشان را در این پیروزی سهیم میدانند. طرف شکست خورده، البته صهیونیستها بودند؛ دولت جعلی اسرائیل بود؛ اما هیچکس در دنیا نماند که امریکا را هم جزوِ طرفهای شکست خورده نداند. اروپاییها هم این را تصریح کردند، دیگران هم گفتند، خود امریکاییها هم با زبان بیزبانی به شکلهای مختلف، گفتند. امریکا هم در این قضیه شکست خورد. بدیهی است اینها در سطوح مختلف، وابستگانی هم در منطقه دارند؛ آنها هم جزوِ جناح شکست خورده محسوب میشوند. همان که عرض کردیم، این پیروزی از یک طرف و شکست از یک طرف، یک حادثهی بزرگ بود و عبرتهایی هم با خودش دارد که ملتها - چه دشمنان بخواهند، چه نخواهند - از این عبرتها استفاده خواهند کرد؛ یعنی ملت فلسطین، ملت عراق، ایران و ملتهای دیگر، همه به چشم خودشان دیدند که راه مقاومت و ایستادگی، تنها راه پیروزی است؛ راه دیگری وجود ندارد؛ ولو مقاومت کننده یک گروه کوچک باشد؛ ولو آن قدرتی که در مقابل آن مقاومت میشود، ارتش درجهی یک دنیا باشد و از طرف امریکا هم حمایت بشود. هرچه باشد، این یک راز و سنّت الهی است.
ایستادگی وسیلهی پیروزی است، منتها کسانی که مقاومت میکنند، باید از خطرات مقاومت نترسند. اگر ترسیدند، در مقاومتشان اختلال پیدا خواهد شد و پیروزی به دست نخواهد آمد و این، آفت اغلب ملتها و جماعات است، که وسط راه دچار ترس میشوند. اگر آن گروه، ملت و جماعتی که میخواهد مقاومت کند، از فقدان لذایذ زندگی، از فقدان حیات و از فقدان راحتی نترسد و ناراحت و آشفته نشود و پیش برود، بدون تردید مقاومت با پیروزی همراه است. این مقاومت وقتی با ایمان باشد، ادامه پیدا خواهد کرد. لذا میگوییم و همیشه گفتیم که ایمانِ همراه با مقاومت، به دنبالش پیروزی است. مراد ما فقط ایمان دینی هم نیست؛ ایمان به هر اصلی. البته اگر ایمان دینی باشد، آن وقت خدای متعال وعده کرده است که همهی قوانین طبیعت و تاریخ در خدمت این مقاومان قرار خواهد گرفت: «من کان یرید العاجلة عجلنا له فیها و نشاء لمن نرید»؛ این مربوط به کسانی است که دنیا را میخواهند، نیّتشان دنیایی است؛ اما اراده دارند، میخواهند و خدا میدهد؛ و کسی که ارادهی دین دارد، همینطور است. «کلّاً نمد، هؤلاء و هؤلاء». این سنّت الهی است.
این حادثهی لبنان، درسی به همهی مسلمانها داد و شما برادران و خواهران عزیز بدانید که بعد از قضیهی لبنان، صفحهی حوادث در این منطقه ورق خورده است و ممکن است آثارش بهزودی معلوم نشود؛ اما بتدریج و در بلند مدت برای همه روشن خواهد شد. ملتها یک بار دیگر بعد از انقلاب اسلامی - که پیروزی انقلاب اسلامی در آنجا تجربه شده بود - به چشم خودشان دیدند و تجربه کردند که راه پیروز شدن و راه نجات، جز مقاومت در مقابل زورگویان، متجاوزان و ستمگران نیست.
آن چیزی که من میخواهم عرض بکنم این است که شکست خوردگان این حادثه بیکار نماندهاند و نخواهند ماند؛ ماجرا پایان نیافته است. آنها مشغول فعالیت و تلاشند تا بتوانند نتایج این ناکامی و شکست را مهار کنند؛ چون ضربهای که بر آنها وارد شده است، ضربهی سختی است. ضربه بر دولت مجعولِ اسرائیل است که غرب یکپارچه - اروپا، امریکا و دیگران - همیشه در طول این پنجاه سال، سعی کردهاند این را سرپا نگه دارند. قوام این دولت هم به ارتش آن است. ارتش باید مورد اعتماد مردمش باشد. آنچه در این حادثه مفتضح شد، ارتش اسرائیل بود که دولت و تشکیلات و همهی روحیات ملی آنها وابستهی به آن است. این ارتش پا در گل ماند و از یک گروه غیرنظامىِ با امکانات بسیار محدود و کم شکست خورد. لذا تکان شدید است و امریکا و فعالان صهیونیست بینالملل و بقیهی پشتیبانانشان، همه در تلاشند که به شکلی این شکست را مهار و جبران کنند و ترمیم کنند. ما باید مراقب باشیم و ببینیم آنچه را که علیه دنیای اسلام، علیه امت اسلامی و علیه ملتهای مختلف مسلمان - به تنهایی یا با هم - تدارک شده است، چیست؛ ما باید هوشیار و بیدار باشیم. اولاً برنامهی اینها در خود لبنان، تضعیف حزباللَّه است. نتوانستند، لیکن رها نکردند. از لحاظ سیاسی در صددند هر چه بتوانند حزباللَّه را تضعیف کنند. میخواهند از قدرتمند و قویتر شدنِ حزباللَّه جلوگیری کنند؛ فشارهای سیاسی روی آن وارد کنند. این نیروهای سازمان ملل به نام «یونیفل» که از کشورهای مختلف آمدند و مأموریتشان این است که از مردم لبنان در مقابل تجاوز بیگانه حمایت کنند، میخواهند مأموریت اینها را تغییر بدهند و اینها را در مقابل حزباللَّه - که نیروی زندهی لبنان است - به حرکت وادار کنند. این کارها جزوِ برنامههایشان است. البته آن کشورهایی که این نیروها را فرستادهاند، حواسشان هست که نباید با ملت لبنان در افتاد و نباید با حزباللَّه مواجه شد، لیکن سیاستهای امریکایی دنبال این چیزهاست.
ملت لبنان حزباللَّه را دوست میدارند. اغلب سیاستمداران برجستهی لبنانی - چه شیعه، چه سنی و چه مسیحی - به حزباللَّه علاقهمندند و به آن افتخار میکنند، لیکن دشمنانی هم هستند و تلاش میکنند.
یکی از کارهایی که دنبال میکنند، مسائل فلسطین است. آنچه که دارد در فلسطین اتفاق میافتد، مقداری برای جبران بیآبرویی اسرائیل در قضیهی لبنان است. بخش مهمی از این فشارها، این کشتار روزانهی مردم در فلسطین، این حملهی به نقاط مختلف - چه در ساحل شرقی، چه در غزّه - به خاطر جبران آن بیآبرویی است و سعی دارند دولت حماس را ساقط کنند. آنچه که من در اینجا میخواهم برادران فلسطینی را به آن توجه بدهم - که آن در بیانات عربی هم آمده است - این است که ما و مردم فلسطین و همهی ملتهای مسلمان باید توجه کنند که واقعیت مردم علیه اشغالگر را به مردم علیه مردم تبدیل نکنند. سعی دشمن این است؛ فلسطینیها در مقابل فلسطینیها؛ در عراق هم عراقیها در مقابل عراقیها. این را باید همه مواظب و مراقب باشند. امروز اتحاد، مهمترین نیاز مردم فلسطین است مثل بقیهی مناطق عالم.
از جمله کارهایی که دشمنان دنبال آن هستند، مسائل عراق است. البته مسائل عراق قبل از قضیهی لبنان هم بود و حالا هم شدت پیدا کرده است. عراق و لبنان و حوادثی که اتفاق افتاده است، حلقههای یک زنجیرهی از هم گسیختهی امریکایی است. میخواستند یک کاری را بکنند، از عراق شروع کردند، نشد؛ در لبنان دنبالش رفتند، بدتر شد؛ حالا رها شده است؛ لیکن امریکاییها و همراهانشان همهی تلاش خود را میکنند تا بلکه بتوانند تا حدی آن سیاستها را جلو ببرند.1385/07/21
لینک ثابت
جنگ ۳۳ روزه لبنان سال 1385
امت اسلامی هماکنون در یک برههی حساس و ویژهای به سر میبرد که شرایط و امکانات برای تحقق تحولات و پیروزیهای بزرگ موجود است. کما این که امکان خطرات و رخدادهای بزرگ نیز هست. پس از پیروزی سترگ و عظیم حزباللَّه در لبنان و زلزلهی ویرانکنندهای که استراتژی امریکا در خاورمیانه را دستخوش خود ساخت، شیاطین استکبار با دستپاچگی برای جبران شکست و ترمیم ناکامی خود شتافتند. پیش از آن نیز پیروزی دولت حماس در فلسطین، هم به مثابهی ضربه دردناکی برای دشمن صهیونیستی و سیاست امریکا، و هم پیروزی بزرگی برای ملل مسلمان منطقه بود. قبل از این دو حادثه، صحنهی عراق نیز شاهد تدوین قانون اساسی و تشکیل مجلس و دیگر پدیدههای پشتِ سرِهمی بود که به تشکیل دولت مستقل یکپارچهی عراق منجر گردید. هر کدام از اینها دلیلی بر شکست برنامهی امریکا در مسألهی عراق، و برباد رفتن هزینههای هنگفت مالی و انسانی امریکا بود.
بسط سلطه بر منطقهی خاورمیانه و مسلط ساختن اسرائیل بر این منطقه و از میان برداشتن هر گونه حرکت و بیداری استقلالطلبانه و آزادیخواهانهی اسلامی، اهدافی بودند که شیطان بزرگ از طریق اشغال عراق و اقداماتی که پس از اشغال انجام داد، در سر میپرورانید. این اهداف نه تنها با شکست و ناکامی روبهرو شد، بلکه رخدادهای فلسطین و معجزاتی که جوانان مؤمن لبنانی آفریدند، رژیم صهیونیستی را متزلزل ساخت، و روحیهی عمومی امت اسلامی و اعتماد این امت را به خود و به رسالت خود افزایش داد. شکست خوردگان این حوادث، شبانهروز در تلاشند تا ابعاد شکست خود را مهار کنند. از این روی بر مسلمانان واجب است - در رابطه با کل جهان اسلام و به ویژه در رابطه با عراق و فلسطین و لبنان - فوقالعاده هوشیار باشند.
...
در صحنهی لبنان، طرف پیروز در جنگ سی وسه روزهی این کشور، حزباللَّه و مقاومت و مردم لبنان و همهی امت اسلامی بودند. طرف شکستخورده نیز، اسرائیل و امریکا و درماندگان منطقه بودند. این شکستخوردگان به همان اندازه که امروز برای حفظ موجودیت رو به زوال رژیم صهیونیستی تلاش میکنند، تلاشی دوچندان را برای ضربه زدن به حزباللَّه و مقاومت اسلامی لبنان به کار میبرند. همه باید بدانند که مقاومت لبنان به برکت جهاد و شجاعت خود و خون فرزندان مظلوم خود، در قلب امت اسلامی جای دارد. مردم لبنان و بیشتر سیاستمداران لبنانی به حزباللَّه افتخار میکنند. قطعاً هر تلاشی در جهت رویارویی با این گروه مؤمن فداکار، چه از سوی صهیونیستها و چه از سوی مزدوران ذلیل شیطان بزرگ، با واکنش جهان اسلام و عرب - به ویژه جوانان غیور مقاومت - مواجه خواهد شد.1385/07/21
لینک ثابت
جنگ ۳۳ روزه لبنان سال 1385
در منطقه با قضایای لبنان، با قضایایی فلسطین و پیش از اینها با قضایای عراق، همهی علائم، نشان شکستِ سیاستهای امریکا را در این منطقه نشان میدهد. از وقتی که مسئلهی عراق شروع شده، همینطور پیدرپی، یکی پس از دیگری، نشانههای شکست سیاستهای امریکا دیده میشود. بعد هم که در قضایای فلسطین و انتخابات فلسطین و دولت حماس، و بعد هم که این قضیهی پرحماسهی لبنان و این شجاعت و فداکارىِ جوانان مؤمن؛ اینها شکست سیاستهای امریکاست.1385/07/18
لینک ثابت
جنگ ۳۳ روزه لبنان سال 1385
آنجایی که مسلمانها و جوانهای مسلمان هستند، نسبت به اسلام احساس عزت میکنند.
همین «احساس عزت» است که به آنها پیروزی میدهد؛ چرا همین حزباللَّه لبنان - یک مشت جوان، بدون ساز و برگهای معمولی سیاسی و نظامی و اقتصادی متداول دنیا - بر یک ارتش کاملاً مجهز و مورد توجه و اعتماد قدرتهای بزرگ جهانی، پیروز شد؟ چون به برکت اسلام، اتکاءبهنفس داشت. این که میگویم عمل به اسلام، این است که ما حرف و وعدهی قرآن را قبول داشته باشیم، معنایش این است که وقتی قرآن میگوید «و لینصرنّ اللَّه من ینصره انّ اللَّه لقوی عزیز»، این را باور کنیم. اگر نصرت خدا کردید، «لینصرنّ اللَّه»، خدا شما را نصرت میکند. «انّ اللَّه غالب علی امره»، این را باور کنیم. این معرفت قرآنی به ما یکچنین باوری را میدهد؛ آن وقت ثمره و نتیجهاش در بیداری ملتها، در ضعف روزافزون قدرتهای متجاوز و در به هم خوردن برنامهی متجاوزان و مستکبران برای کشورهای مسلمان، اینجاها ظاهر میشود.1385/07/04
لینک ثابت
جنگ ۳۳ روزه لبنان سال 1385
ما امروز در زمینههای سیاست خارجی تحرک و نشاطمان خوب است و انسان این تحرک و نشاط و فعالیت وسیع را میبیند که هست. ابتکار عمل هم در بسیاری از مسائل جهانی در دست نظام جمهوری اسلامی است؛ بخصوص در مسائل منطقهای. این یک پدیدهی کمسابقه و کمنظیری است که ابتکار عمل در دست مسئولان نظام جمهوری اسلامی است. اینطور نیست که منتظر نشسته باشند تا دیگران یک حرفی بزنند و اینها هم به مخالفت یا موافقت یک چیزی بگویند؛ نه، اینها اقدام و ابتکار میکنند. خوشبختانه حوادثی هم که پیش آمده - که حقیقتاً امدادهای الهی است - اینها هم کمک کرده است. همین حادثهی شگفتآور لبنان یکی از این حوادث است. حقیقتاً مصداق: «و ما رمیت اذ رمیت و لکن اللَّه رمی» همین حادثهی لبنان بود. خدا دست قدرتمند الهی این جوانها را مثل «زُبر الحدید» آنچنان در این میدان دشوار نفوذناپذیر کرد که [نقص نوار] عظیم و مهمی بود این حادثه. ارتشی که کشورهای قوی همسایهی آن تصور نمیکردند که بتوانند در مقابل آن مقاومت کنند، چه برسد به اینکه به آن اینطور ضربه وارد کنند. دشمن صهیونیستی در لبنان، آن هم در مقابل بخشی از امکانات لبنان، نه فقط متوقف شد، بلکه ضربه هم خورد، بر او خسارت وارد آمد، بیآبرو شد و نتوانست بیاید اهدافی را که ترسیم کرده بود؛ حتّی عُشری از آنها را هم تصرف کند و به آن اهداف دست پیدا کند. این خیلی حادثهی عجیبی است. مخالفان و معاندین اسلام و مسلمین حاضر نیستند این را به زبان اعتراف کنند؛ اما در لابهلای حرفهای آنها کاملاً میشود فهمید. اینها مبهوتند! ماندهاند! یک حادثهی عظیمی است که اصلاً قابل فهم و تحلیل نیست. حالا میخواهند بنشینند دربارهاش بحث و تحلیل کنند و ببینند چه شد که اینطور شد؛ اما شد. این امداد و لطف الهی بود که با مجاهدت و تلاش به دست آمد.1385/06/09
لینک ثابت
جنگ ۳۳ روزه لبنان سال 1385
امروز دربارهی مسائل دنیای اسلام امریکاییها مثل یک مالک حرف میزنند! این سخنرانی رئیس جمهوری امریکا را ببینید؛ دربارهی لبنان، دربارهی فلسطین، دربارهی عراق، دربارهی سوریه، دربارهی ایران، دربارهی کشورهای دیگر، طوری حرف میزند، مثل اینکه قبالهی این ملکها توی جیب اوست و مالک است! چرا بایستی اینها این فرصت را پیدا کنند؟ چرا باید این گستاخی را پیدا کنند؟
آبادی بتخانه ز ویرانی ماست
جمعیت کفر از پریشانی ماست
ماییم که خودمان را تقویت نکردهایم؛ ماییم که توان خودمان را به میدان نیاوردهایم. ما خیلی نیرومندیم؛ ما خیلی توان داریم. شما به مردم و حزباللَّه لبنان نگاه کنید؛ کشوری که به نظر امریکا و اسرائیل ضعیفترین حلقهی کشورهای خاورمیانه بود، چطور توانست بینىِ رژیم صهیونیستی را به خاک بمالد. ما وقتی از قدرت خودمان استفاده کنیم، اینطور است. وقتی میدان دادیم، وقتی مدیران کشورها رودربایستی کردند، وقتی سیاستمداران، صاحبان مناصب، صاحبان رسانهها به فکر منافع شخصیشان افتادند، آن وقت ملتها زیر دست و پا له میشوند؛ نیروی ملتها به میدان نمیآید.1385/05/31
لینک ثابت