اصولگرایی / اصل اسلامی/بنیادگرایی/ اصلاحطلبی
ببینید در دنیا دولتهایی که گاهی اعتراضهایی هم به جمهوری اسلامی میکنند، قانون اساسی دویست سیصد سالهی خود را محکم نگه داشتهاند. ارزشهای کهنهی دویست سیصد ساله، بلکه بیشتر را محکم و دو دستی نگه میدارند و نمیگذارند به آن خدشه وارد شود. شما دیدید در نامهای که سال گذشته عدهای از بهاصطلاح روشنفکران امریکا برای توجیه جنگطلبی رئیس جمهور امریکا و دار و دستهاش صادر کردند، روی ارزشهای امریکایی تکیه کردند. این ارزشها، ارزشهای «جورج واشنگتن» است که دویست سال از عمر آن میگذرد. ارزشهای امریکایی برای آنها اصل شد، که بر اساس آن ارزشها حتی جنگطلبی و استعمال بمب اتم نیز مطرح گردید. همان روزها«بوش» تهدید کرد که من چند کشور را با بمب اتم میزنم! این کار توجیه میگردد و جایز شمرده میشود. روی ارزشهای خودشان اینطور تکیه میکنند؛ اما وقتی نوبت به ما و قانون اساسی و ارزشهای ما میرسد، ما میشویم اصولگرا به معنای متحجر! اصولگرایی امریکایی میشود مثبت؛ اما اصولگرایی اسلامی متکی به منطق و عقل و استدلال و تجربه و شوق آزادیخواهی و استقلالطلبی یک ملت میشود یک چیز محکوم، میشود فحش: اصولگراها! البته مدتی است تعبیر «اصولگراها» را عوض کردهاند و میگویند «محافظهکارها»؛ غافل از اینکه در کشور ما جناحهای مختلف همهشان اصولگرایند. البته ممکن است تعدادی تندرو در هر گوشهای وجود داشته باشند، اما جل عناصر کشور ما که در دستگاهها هستند، اصولگرایند و همهشان به این اصل معتقدند. این اصول باید در این چشماندازها کاملا دیده و رعایت شود. ما به مرحلهای رسیدهایم که میتوانیم و باید این بنا را بر اساس این اصول حفظ کنیم و پیش برویم.1382/05/15
لینک ثابت
متأسفانه یک عده اصولگرایی را با تحجر اشتباه گرفته و خیال کردهاند که اصولگرایی یعنی تحجر! در حالی که اصولگرایی به معنای تحجر نیست. اصولگرایی یعنی اصول مستدل منطقی را قبول داشتن و به آنها پایبند ماندن و رفتارهای خود را با آن اصول تطبیق کردن؛ مثل شاخصهایی که انسان را در یک جاده هدایت میکند. «ان الذین قالوا ربناالله ثم استقاموا»، این استقامت کردن، اصولگرایی است. معنای تحجر این است که از هر آنچه که بهصورت یک باور در ذهن انسان وارد شده، بدون اینکه پایههای استدلالی و استناد مستحکمی داشته باشد، بیدلیل و متعصبانه دفاع کردن. «اذ جعل الذین کفروا فی قلوبهم الحمیة حمیة الجاهلیة». «حمیت جاهلیه» گریبان کسانی را میگیرد و آنها جاهلانه از یک چیز دفاع میکنند. اصولگرایی با این دفاع جاهلانه و حمیت متعصبانه و متحجرانه اشتباه نشود. تا گفته میشود تحجر، ذهن بعضی به تحجر جناحهای دینی میرود. در حالیکه جناحهای به اصطلاح روشنفکر و متجدد ما در تحجر دست کمی از متحجرین دینی ندارند، بلکه در مواردی بهمراتب از آنها بدترند. من یادم نمیرود، دوران قبل از انقلاب در این مجالسی که با دانشجویان و بعضی از فعالان سیاسی چپ تشکیل میشد، اگر کسی حرفی میزد که با مبانی مارکسیسم اندک مخالفت و مساسی داشت، استدلال لازم نبود، میگفتند این حرف باطل و غلط است! همان که در قرآن میگوید: «انا وجدنا ابائنا علی أمة». چون این را شنیدهاند، بر آن پای میفشردند و براساس آن هر حرف منطقی را باطل میکردند. تحجر در آنجا بیشتر است.
بنابراین اصولگرایی یک حرف است و تحجر یک حرف دیگر. همچنان که آزاداندیشی غیر از بیبندوباری است. آزاداندیشی یک حرف و بیبندوباری یک حرف دیگر است. آزاداندیشی این است که شما در حرکت به سمت سرزمینهای ناشناختهی معارف، خودتان را آزاد کنید، بروید، نیروها و انرژیهایتان را بهکار بیندازید و حرکت کنید؛ اما معنای بیبندوباری این است که در حرکت به سمت قلهی یک کوه، اصلا اهمیت ندهید که از کدام راه بروید. نتیجه این میشود که از راهی میروید و به نقطهای میرسید که نه راه پیش دارید و نه راه پس و فقط راه سقوط دارید! در کوهنوردی، آنهایی که اهل رفتن به ارتفاعاتند، این را کاملا تجربه کردهاند.1381/11/08
لینک ثابت
اصولگرايى يعنى اصول مستدل منطقى را قبول داشتن و به آنها پايبند ماندن و رفتارهاى خود را با آن اصول تطبيق كردن؛ مثل شاخصهايى كه انسان را در يك جاده هدايت مىكند.1381/11/08
لینک ثابت
واکنش فعّالان سیاسی چپ نسبت به انتقاد به مبانی مارکسیسم
متأسّفانه یک عدّه اصولگرایی را با تحجّر اشتباه گرفته و خیال کردهاند که اصولگرایی یعنی تحجّر! در حالی که اصولگرایی به معنای تحجّر نیست. اصولگرایی یعنی اصول مستدلِّ منطقی را قبول داشتن و به آنها پایبند ماندن و رفتارهای خود را با آن اصول تطبیق کردن؛ مثل شاخصهایی که انسان را در یک جاده هدایت میکند. «انّالّذین قالوا ربّنااللَّه ثمّ استقاموا، این استقامت کردن، اصولگرایی است. معنای تحجّر این است که از هر آنچه که بهصورت یک باور در ذهن انسان وارد شده، بدون اینکه پایههای استدلالی و استناد مستحکمی داشته باشد، بی دلیل و متعصّبانه دفاع کردن. «اذ جعل الّذین کفروا فی قلوبهم الحمیّة حمیّة الجاهلیّة». «حمیّت جاهلیّه» گریبان کسانی را میگیرد و آنها جاهلانه از یک چیز دفاع میکنند. اصولگرایی با این دفاع جاهلانه و حمیّت متعصّبانه و متحجّرانه اشتباه نشود. تا گفته میشود تحجّر، ذهن بعضی به تحجّر جناحهای دینی میرود. در حالیکه جناحهای به اصطلاح روشنفکر و متجدّد ما در تحجّر دست کمی از متحجّرین دینی ندارند، بلکه در مواردی بهمراتب از آنها بدترند. من یادم نمیرود، دوران قبل از انقلاب در این مجالسی که با دانشجویان و بعضی از فعّالان سیاسی چپ تشکیل میشد، اگر کسی حرفی میزد که با مبانی مارکسیسم اندک مخالفت و مساسی داشت، استدلال لازم نبود، میگفتند این حرف باطل و غلط است! همان که در قرآن میگوید: «انّا وجدنا ابائنا علی أمّة». چون این را شنیدهاند، بر آن پای میفشردند و براساس آن هر حرف منطقی را باطل میکردند. تحجّر در آنجا بیشتر است. بنابراین اصولگرایی یک حرف است و تحجّر یک حرف دیگر.1381/11/08
لینک ثابت
مردمسالاری دینی, اصولگرایی
البته دولتها و مسؤولان در دورههای مختلف برای اجرای این اصول میتوانند تاکتیکها و روشهای گوناگونی را انتخاب کنند. اساس انقلاب، مثل خود اسلام بر احکام ثابت و احکام متغیر استوار است. یک سلسله احکام، تغییرناپذیر است؛ یک سلسله احکام در شرایط گوناگون تغییر پیدا میکند. انقلاب هم همینطور است. اجتهاد، خصوصیتی است که این امکان را به یک مسؤول میدهد تا بتواند به اقتضای شرایط، روشها و راهها و تاکتیکهای درست را انتخاب کند. البته انتخاب روش و اجتهاد برای پیدا کردن روش نو و مناسب، کار مجتهد است. این غیر از بدعتگذاری یک انسان ناوارد و تجدیدنظر طلب است؛ این کار کسی است که قدرت اجتهاد در این کار را داشته باشد. نقش اجتهاد و مجتهد در نظام اسلامی به همین خاطر است. از آن طرف، به بهانهی تمسک به اصول، تحجر را نفی میکنیم و میگوییم نمیشود به بهانهی تمسک به اصول، تحجر و ایستایی را بر انقلاب تحمیل کرد - اصولگرایی وجود دارد؛ اما این، تحجر و جزماندیشی و نشناختن شرایط مختلف نیست - از این طرف، به بهانهی اجتهاد و تحول، نباید به بدعتگذاریهای ناشیانه و تجدیدنظرطلبانه اجازهی فعالیت و تحرک مضر و مخرب داد. خط روشن امام بزرگوار این است. بنابراین، اصول، اصول ثابتی است. عدالت، مردمسالاری، استقلال، دفاع از حقوق ملت در همهی زمینهها، دفاع از حقوق مسلمانان عالم، دفاع از هر مظلومی در هر نقطهی عالم؛ اینها جزو اصول ماست. مبارزه با فساد، ظلم و زورگویی جزو اصول ماست - اینها تغییرناپذیر است - اما ممکن است روشهای گوناگونی در اوضاع و احوال مختلف وجود داشته باشد.1381/03/14
لینک ثابت
اصل اسلامی, اهداف نظام جمهوری اسلامی, آرمانهای اسلامی, اهداف انقلاب اسلامی, مبارزه با فساد, ظلم, ظلمستیزی, ایستادگی مقابل ظلم, فساد, اصولگرایی
مبارزه با فساد، ظلم و زورگويى جزو اصول ماست.1381/03/14
لینک ثابت
دفاع از مظلوم، هميشه يك نقطهى درخشان است.1380/09/16
لینک ثابت
به طور کلی امروز استکبار جهانی با چشم غرهی عجیبی به جهان اسلام نگاه میکند! این را بدانید. هرجا احساسات اسلامی هست، استکبار با خشم، بداخلاقی و بدرفتاری، با آنجا برخورد میکند. هر کس که نسبت به مسلمانان سختگیری کند، مورد لطف گردنکلفتها و مستکبرین امروز دنیا - اعم از امریکا یا کسانی که به آن بزرگی و به آن گردنکلفتی هم نیستند اما جهتگیری و هدفگیریشان نسبت به اسلام و مسلمین همان است - قرار میگیرد. البته علیرغم همهی دشمنیهای دشمنان، اسلام پیش میرود. امروز، اسلام از سال گذشته توسعهاش بیشتر شده است. اینکه میبینید رادیوها و تبلیغات جهانی، جنجال میآفرینند و میخواهند وانمود کنند که اصولگرایی اسلامی و اسلام مبارز، از چشم مردم دنیا افتاده است، از آن دروغها و ترفندهایی است که با زحمت زیاد سعی در انتشارش دارند. قضیه به عکس است. اگر گرایش به اسلام از چشم ملتها افتاده بود، مجبور نبودند اینقدر در شمال آفریقا و کشورهای عربی و کشورهای آسیای میانه، برای مقابله با موج اسلامخواهی، پول خرج کنند. اسلام روزبهروز در دلهای مردم نفوذ بیشتری پیدا میکند. البته یکی از علل و عوامل این توسعه، همین است که ملت ایران، به فضل الهی خواستار انقلاب خود بود و ماند و علیرغم همهی حرفها و شایعههایی که دشمنان سعی میکردند راه بیندازند، این حضور عظیم شما در بیستودوم بهمن، مشت محکمی بود که بر دهان دشمنان کوبیده شد.1371/12/07
لینک ثابت
ملت ایران بخوبی دانسته است كه نقطهی قوّت و پایداری او، درست همان است كه دشمن همهی نیروی خود را در مقابله با آن مصروف میكند؛ یعنی توكل به خدا و تمسك به اصول اساسی انقلاب كه همه از مبانی اسلام سرچشمه گرفته و در كلمات رهبر كبیر انقلاب(رضواناللَّهعلیه) بر آن تأكید شده است. خشم و غیظ عنادآمیزی كه در بهكاربردن واژهی «بنیادگرایی» در اظهارات خصمانهی رسانههای دشمن، از اول انقلاب تا امروز محسوس است، ناشی از درماندگی و سراسیمگی آنان در برابر پایبندی رهبر و ملت و نظام ما به اصول اساسی انقلاب است.1369/03/10
لینک ثابت
ملت ایران باید بدانند كه حفظ انقلاب و برپانگاهداشتن پرچم عزت و شرف و ادامهی راه پُرافتخاری كه مجاهدات این ملت شریف در برابر ملتهای جهان، مخصوصاً مسلمانان گشود و به عنوان تنها راه غلبه بر فشار و ظلم قلدران شناخته شد، و تنها باطلالسحر توطئههای دشمنان برعلیه انقلاب و جمهوری اسلامی، همانا حراست از اصول بنیانیِ انقلاب و پاسداری از ارزشهای انقلاب است. این، آن نقطهی روشنی است كه شعار ضدیت با سلطهی جهانیِ استكبار را عالمگیر ساخته و اركان نظام سلطهی جهانی را متزلزل كرده است و همین است كه از این پس نیز ملت ایران را بر همهی توطئههای دشمنان فایق خواهد ساخت. و این همان وصیت جاودانی است كه امام راحل عظیمالقدر(اعلیاللَّه كلمته) در بیانیهها و اخیراً در وصیتنامهی خود، همهی ما را بدان توصیه فرموده است.1369/03/10
لینک ثابت
ملت ایران و مدیران و گردانندگان كشور، باید بر گرد اصول اساسی نظام جمهوری اسلامی مجتمع گشته و همهی توان و نیروی خود را برای تحقق و حراست از آن متمركز كنند وهیچ خواسته و شعار و هیچ انگیزهی فردی و گروهی و قومی و فرقهیی نتواند فرد و یا جمعی را از تلاش برای آن اصول و رسیدن به هدفهای نظام جمهوری اسلامی باز دارد.1369/03/10
لینک ثابت
بعضی از رسانههای مغرض خارجی اصرار دارند وانمود كنند كه پایبندی به اصول انقلاب، به معنای دوری از رفاه عمومی و علاج نكردن مشكلات طبقات ضعیف و مستمند است. این حرف از كسانی صادر میشود كه دهها سال جوامع خود را در سایهی سنگین تفكر كمونیستی، به راهی بدبختیزا سوق دادهاند. درحالیكه سران آن كشورها مانند كشورهای سرمایهداری، غرق در زندگی اشرافی بودند، طبقات پایین جامعه در انواع سختیهای مادّی و معنوی بسر میبردند. در نظام اسلامی، رفع فقر و محرومیت، در شمار هدفهای طراز اول است و پایبندی به اصول انقلاب، بدون مجاهدت در راه نجات مستضعفان و محرومان، سخنی بیمعنی و ادعایی پوچ است.1369/03/10
لینک ثابت