newspart/index2
جامعه اسلامی / جامعه/زندگی اجتماعی
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
جامعه اسلامی

اكنون هنگامی كه می‏بینیم نماز با این ویژگیها و كارسازی استثنایی‏اش، گستردگی‏یی به اندازه‏ی گستره‏ی همه‏ی جامعه‏ اسلامی‏، دارد، یعنی همه در هر حال و هرجا وظیفه دارند آن را به جای آورند و هیچ‏كس، هرگز از قلمرو این فریضه‏ی الهی بیرون نیست، در می‏یابیم كه اندازه‏ی تأثیر آن در تأمین شرط نیك‏بختی یك ملت و یك جامعه، چقدر زیاد است.1374/06/14
لینک ثابت
جامعه اسلامی

اگر مؤمنین، پرهیزكاران، باتقواها، آشنایان به معارف، معتقدین و پایبندان به ارزشهای الهی و اسلامی‏، احساس كردند كه محیط اجتماعی برای آن‏ها محیط راحت و مطلوب و قابل تنفّسی است، معلوم می‏شود كه در این جامعه‏، ارزشهای الهی حاكم است. نظام اسلامی باید تضمین كند كه ارزشهای الهی حاكم باشد. آیه‏ی مباركه‏ی «الّذین ان مكّنّاهم فی الارض اقاموا الصّلاة و آتُوا الزّكاة و امَروا بالمعروف و نَهوا عن المنكر »، ناظر به همین معناست؛ چون اگر در محیطی، حكّام، فرمانروایان و زمامداران، مردم را به نیكی امر كردند و از بدی بازداشتند و نماز را اقامه كردند، در آن محیط ارزشها رشد می‏كند.1374/04/21
لینک ثابت
جامعه اسلامی

حضرت در مكه، دو نامه نوشته است كه: یكی به رؤسای بصره و یكی به رؤسای كوفه است. در نامه‏ی حضرت به رؤسای بصره، این‏طور آمده است: «و قد بعث رسولی الیكم بهذا الكتاب و انا ادعوكم الی كتاب الله و سنة نبیّه فإن السنّة قد امیتت و البدعة قد احییت فإن تسمعوا قولی أهدیكم الی سبیل الرّشاد» ؛ من می‏خواهم بدعت را از بین ببرم و سنّت را احیا كنم؛ زیرا سنت را می‏رانده‏اند و بدعت را زنده كرده‏اند! اگر دنبال من آمدید، راه راست با من است؛ یعنی می‏خواهم همان تكلیف بزرگ را انجام دهم كه احیای اسلام و احیای سنّت پیغمبر و نظام اسلامی است.
بعد در نامه به اهل كوفه فرمود: «فلعمری ما الامام الا الحاكم بالكتاب و القائم بالقسط الدّائن بدین الحقّ الحابس نفسه علی ذلك الله و السّلام »؛ امام و پیشوا و رئیس جامعه‏ی اسلامی‏ نمی‏تواند كسی باشد كه اهل فسق و فجور و خیانت و فساد و دوری از خدا و این‏هاست. باید كسی باشد كه به كتاب خدا عمل كند. یعنی در جامعه‏ عمل كند؛ نه اینكه خودش در اتاق خلوت فقط نماز بخواند؛ بلكه عمل به كتاب را در جامعه زنده كند، اخذ به قسط و عدل كند و حق را قانون جامعه قرار دهد.
«الدّائن بدین الحق»، یعنی آیین و قانون و مقرّرات جامعه را حق قرار دهد و باطل را كنار بگذارد. «و الحابس نفسه علی ذلك للّه»؛ ظاهراً معنای این جمله این است كه خودش را در خطّ مستقیم الهی به هر كیفیّتی حفظ كند و اسیر جاذبه‏های شیطانی و مادّی نشود؛ و السّلام. بنابراین، هدف را مشخّص می‏كند.
امام حسین از مكه خارج شد. آن حضرت در بین راه در هركدام از منازل، صحبتی با لحنهای مختلف دارد. در منزلی به نام «بیضه»، در حالی كه حرّ بن یزید هم در كنار حضرت است- حضرت می‏رود، او هم در كنار حضرت می‏رود- به این منزل رسیدند و فرود آمدند. شاید قبل از اینكه استراحت كنند- یا بعد از اندكی استراحت- حضرت ایستاد و خطاب به لشكر دشمن، این‏گونه فرمود:1374/03/19

لینک ثابت
اخلاق یکی از مرزهای اسلام و جاهلیت

یک جامعه یک وقت انسانهایی برخوردار از اخلاقهای صحیح دارد. آحاد آن جامعه مردمانی هستند با گذشت، متفکّر، عاقل، اهل خیر و احسان، اهل کمک به یکدیگر، دارای صبر در مشکلات، دارای حلم بر سختیها، دارای اخلاق و برخورد خوش با یکدیگر و دارای ایثار در آن جایی که مثلاً ایثار لازم است. برعکسش هم ممکن است صدق کند. یعنی مردمانی باشند که روابطشان با یکدیگر نه براساس رحم و مروّت و انصاف و اخلاقِ خوب که بر مبنای سودجویی تنظیم شده است. یکی، دیگری را تا وقتی قبول و تحمّل می‌کند که با منافع او سازگار باشد. اگر سازگار نبود، حاضر است او را نابود کند و از بین ببرد. این هم یک نوع جامعه است. این جامعه، جامعه‌ی جاهلی می‌شود و با جامعه‌ای که در آن مکارم اخلاق حاکم است و جامعه‌ی اسلامی نامیده می‌شود، فرق دارد. خصوصیت بعثت پیغمبر صلی‌اللَّه‌علیه‌وآله دعوت به مکارم اخلاق بود. (1)این هم یک عنصر و نکته‌ی دیگر در حیات رسالی و بعثت پیغمبر. پس می‌توان گفت که در حقیقت یکی از مرزها و ممیّزه‌های اسلام و جاهلیت، مسأله‌ی اخلاق است.1373/10/10

1 )
سنن كبری،بیهقی ج10 ص 192 
تفسیر مجمع البیان ، فضل بن حسن طبرسى‏ ج 10 ص 86
مكارم الاخلاق ، رضى الدين حسن بن فضل طبرسى‏ ص 8
بحارالانوار،علامه مجلسی ج 67 ص 372 
كنزالعمال ،متقی هندی  ج 11 ص 420 ح 31969

« انما بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاقِ
ترجمه:
از پيامبر (ص) نقل شده است: همانا من فقط مبعوث شدم تا خصلت هاى پسنديده اخلاقى را كامل كنم.»
لینک ثابت
جامعه اسلامی

یك نكته‏ی دیگر در دعوت اسلامی، عبارت است از استقرار عدل در بین انسانها. خصوصیت جاهلیت، نظام ظالمانه بود. ستمگری، عرف رایج بود. این‏طور نبود كه گاهی یك نفر ظلم كند. بنای نظام جامعه بر ظلم و تبعیض و زورگوییِ قوی به ضعیف بود، زورگوییِ مرد به زن بود، زورگوییِ ثروتمند به بی‏پول بود، زورگوییِ ارباب به برده بود. باز همان اربابها به نوبه‏ی خودشان زورگویی‏های سلاطین و صاحبان قدرت را قبول می‏كردند. زور اندر زور بود. یكسره، زندگی مردم ظلم و تبعیض و زورگویی بود. این، خصوصیتِ زندگی جاهلی است. هرجا این‏طور باشد، جاهلی است. اسلام نقطه‏ی مقابل آن را آورد. استقرار عدل را آورد. «انّ الله یأمر بالعدل و الاحسان» . این یكی از خصوصیات جامعه‏ی اسلامی‏ است. عدل فقط هم شعار نیست. جامعه‏ی اسلامی‏ باید دنبال عدالت هم برود و اگر عدالت نیست، آن را تأمین كند. اگر در دنیا دو نقطه وجود دارد كه یكی نقطه‏ی عدل و یكی نقطه‏ی ظلم است و هر دو هم غیر اسلامی‏ هستند، اسلام به آن نقطه‏ی عدل، و لو غیر اسلامی‏ است، توجّه موافق دارد. مهاجرینِ به حبشه را پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله خودش به حبشه فرستاد. یعنی آن‏ها را در پناه یك پادشاه كافر، به خاطر عدل قرار داد. به تعبیر دیگر، مردم را از خانه و زندگی و محیطزیست‏شان به خاطر ظلمی كه به آن‏ها می‏شد، دور كرد. این هم یك نقطه است. یعنی استقرار عدل، تبعیت از عدل، ترویج عدل، تلاش و مجاهدت برای عدل، بزرگداشت عدالت هرجا كه باشد- و لو در بلاد غیر مسلم- و تقبیح ظلم در هر نقطه‏ای از دنیا كه باشد. این هم یكی از خصوصیات اسلامی است و شما می‏بینید زندگی اسلامی و حیات مبارك پیغمبر صلی الله علیه و آله و تاریخ اسلامی در بهترین ازمنه و سالم‏ترین دورانهایش، حاكی از عدل‏پروری و عدالت‏جویی است. این هم یكی از ممیّزات بعثت پیغمبر صلی الله علیه و آله است. من این‏ها را به عنوان مثال عرض می‏كنم. توجّه كنید تا به نقطه‏ای برسیم كه بشود از آن‏ها سررشته‏ای برای حركت امروز پیدا كرد. صرفاً نمی‏خواهیم تاریخ یا معرفتی از معارف اسلامی را در ذهن بیان كنیم و ذهنیّت را بیاراییم. در نظام اسلامی مثلًا یك نقطه‏ی سوم فرض كنیم كه عبارت است از حركت به سمت مكارم اخلاق. این، باز غیر از آن دوتاست. یك جامعه‏ یك‏وقت انسان‏هایی برخوردار از اخلاقهای صحیح دارد. آحاد آن جامعه‏ مردمانی هستند باگذشت، متفكّر، عاقل، اهل خیر و احسان، اهل كمك به یكدیگر، دارای صبر در مشكلات، دارای حلم بر سختیها، دارای اخلاق و برخورد خوش با یكدیگر و دارای ایثار در آن جایی كه مثلًا ایثار لازم است. برعكسش هم ممكن است صدق كند. یعنی مردمانی باشند كه روابطشان با یكدیگر نه براساس رحم و مروّت و انصاف و اخلاقِ خوب كه بر مبنای سودجویی تنظیم شده است. یكی، دیگری را تا وقتی قبول و تحمّل می‏كند كه با منافع او سازگار باشد. اگر سازگار نبود، حاضر است او را نابود كند و از بین ببرد. این هم یك نوع جامعه‏ است. این جامعه‏، جامعه‏ی جاهلی می‏شود و با جامعه‏ای كه در آن مكارم اخلاق حاكم است و جامعه‏ی اسلامی نامیده می‏شود، فرق دارد. خصوصیت بعثت پیغمبر صلی الله علیه و آله دعوت به مكارم اخلاق بود. این هم یك عنصر و نكته‏ی دیگر در حیات رسالی و بعثت پیغمبر. پس می‏توان گفت كه در حقیقت یكی از مرزها و ممیّزه‏های اسلام و جاهلیت، مسأله‏ی اخلاق است.1373/10/10
لینک ثابت
جامعه اسلامی

امروز پرچم اسلام را جمهوری اسلامی بلند كرده است. یعنی پرچم بعثت را. یعنی همین ارزشها را كه در بعثت هست و باید در تأمین آن‌ها بكوشد. اگر قرار باشد كه به اسم اكتفا كنیم، این دیگر اسلام نیست. باید توحید به معنای حقیقی كلمه و تسلیم در مقابل پروردگار رواج پیدا كند. باید نظام اجتماعی، نظامی عادلانه و نظام اخلاقی جامعه، نظامی انسانی و عاطفی و مبتنی بر فضائل باشد. در مقابلِ هرچه غیر خدا، تسلیم و عبودیّت نباشد، تبعیت نباشد، نفوذپذیری نباشد. بخصوص باید آن اعدا عدوِّ انسان كه همان «نفسك الّتی بین جنبیك » است و هواهای نفسانی كه «مادر بتها، بت نفس شماست» و از همه‌ی بتها بالاتر و خطرناك‌تر است، مقهور شود. باید مبارزه با بتها، از جمله بت نفس، رایج باشد. نمی‌گوییم كه انسانها یكسره تبدیل به فرشته شوند، اما یكسره تبدیل به انسان‌هایی شوند كه در این راه تلاش و مبارزه می‌كنند. نفسِ این مبارزه، تقوا نامیده می‌شود. هر انسان و هر جامعه‌ای كه چنین تلاش و مبارزه‌ای بكند، متّقی و پرهیزكار است. این، یك بعد قضیه است. دنیای جاهلیت دنیایی به حساب می‌آید كه فاقد اركان و ارزشهایی است كه ما سه چهار موردش را عرض كردیم. مسلماً محتوای بعثت و خطوط اساسی جامعه‌ی اسلامی‌، دارای اركان و ارزشهایی بیش از سه چهار مورد است. جامعه‌ی جاهلی جامعه‌ای است كه از ارزشهای مورد اشاره، تهی است و درست نقطه‌ی مقابل جامعه‌ اسلامی قرار دارد. حال با این نقطه‌ی مقابل- جامعه‌ی جاهلی- چگونه باید برخورد كرد؟ غلط است اگر خیال كنیم در مقابل جامعه‌ی جاهلی، ما كه جامعه‌ی اسلامی هستیم باید برخورد خصمانه داشته باشیم؛ نه. برخورد ما باید برخورد دلسوزانه باشد. یعنی ارزشها را به دنیایی كه محتاج ارزشهای اسلامی است، معرفی كنیم. این قدم اوّل است. بعد اگر خودمان إن شاء اللّه برخوردار از این ارزشها هستیم، آن‌ها را به نقطه‌ی مقابل منتقل كنیم. دشمنی و ستیزه‌گری‌ای كه در اسلام وجود دارد، نسبت به كسانی است كه مانع این تبادلند، مانع این نقل و انتقالند و مانع این تبدّل و تحوّل در درون نظام اسلامی‌اند. آن‌ها هستند كه معارضند و با معارض، طبعاً اسلام برخورد معارضه‌آمیز می‌كند. لكن دنیا، دنیایی است كه امروز به پیام اسلامی نیازمند است.
پس، نكته‌ای كه بنده امروز خواستم عرض كنم این است كه پیام بعثت، برای خود ما یك پیام سازنده و یك درس است. این پیام، صرفاً یك قرارداد اجتماعی نیست؛ بلكه یك حركت است و بیش از همه، مسئولین نظام باید خودشان را به این حركت آرایش دهند. هریك از ما كه در این نظام، مسئول هستیم باید تسابق به این حركت كنیم. البته آحاد انسانها مسئولند؛ منتها خصوصیت ما این است كه مسئولیتِ جمع كثیری را بر دوش داریم و این بار، سنگینی می‌كند. اوّلین مسئله این است كه ما بكوشیم فراتر از یك امر قراردادی حركت كنیم. اینكه بگوییم دیروز این جامعه، جامعه‌ای طاغوتی بود، امروز بنا را بر این بگذاریم كه اینجا یك جامعه اسلامی است، كافی نیست. جامعه‌ی ما در این پانزده سال به بركت رهبریِ بزرگ‌مردی كه حقیقتاً متأثّر از اسلام بود، به جامعه‌ای اسلامی تبدیل شد. امام بزرگوار، حقیقتاً با همه‌ی وجود، اسلام را درك می‌كرد، آیات قرآن را می‌نیوشید و از آن بهره می‌برد. او خود را با معارف اسلامی و قرآنی تطبیق می‌كرد و به مردم نیز چنین توصیه‌ای می‌نمود. نتیجه‌ی آن حركت هم، خیل عظیم جوانان مؤمن و مردمان متّقی و مردان و زنان مجاهد فی سبیل الله در جامعه ماست كه بحمد اللّه كم هم نیستند و از همه جا بیشترند. اما این حركت باید همان‌طور با شدّت و قوّت ادامه پیدا كند. شما به تبلیغات دشمن نگاه نكنید. رسانه‌هایی كه با پولهای حرامِ زورمندان و زرمندان اداره می‌شوند و جهت می‌یابند ارزشی ندارند. حرفهای آن‌ها كه از رادیوها پخش می‌شود فاقد ارزش است و قیمتی ندارد. آن‌ها در حقیقت، برف انبار می‌كنند. معلوم است كه هرچه می‌گویند ناشی از حقد و حسد و بغض نسبت به اسلام است. بالاتر از همه، ناشی از آن است كه از اسلام می‌ترسند. معلوم است كه اسلام و قرآن برای زورمداران و قدرت‌مدارانی كه دنیا را برای خودشان می‌خواهند و امروز، ملت ما به حق، آن‌ها را استكبار جهانی می‌نامد، خطرناك است. خودشان هم می‌گویند خطرناك است. راست هم می‌گویند. حقیقتش نیز همین است. از روی حقد حسد و بغض و كینه، عبارات و الفاظ را باهم درمی‌آمیزند، انواع و اقسام شیوه‌های تبلیغاتی را همراهش می‌كنند و برای یك رادیو، ساعتها خوراك تدارك می‌بینند! حرفهای بی‌پایه و اساس كه دلیل نمی‌شود.1373/10/10

لینک ثابت
جامعه اسلامی

یك نكته‏ی دیگر كه آن را نكته‏ی آخر قرار می‏دهم، محدود نشدن دیدها به زندگی دنیاست. این هم نكته‏ای اساسی است. یكی از خصوصیات نظام جاهلی این است كه انسان‏هایش همه چیز را در زندگی دنیا می‏دانند. اگر در زندگی دنیا؛ یعنی همین خورد و خواب و آنچه كه به شخص انسان مربوط می‏شود، توانستند چیزی به دست آورند، خود را برنده به حساب می‏آورند. اما اگر بنا شد تلاشی بكنند و كاری انجام دهند كه محصول آن در این دنیا به دست انسان نمی‏رسد، خود را فریب خورده، شكست خورده و زیان كرده به حساب می‏آورند. این یكی از خصوصیات زندگی جاهلی است. اینكه انسان كاری بكند و آن را به حساب خدا و معنویت و روز جزا بگذارد، در زندگی جاهلی وجود ندارد. اسلام یكی از خصوصیات را هم این قرار داد كه همه‏ی زندگی و همّت انسان، محدود به حیات دنیا نباشد. این خصوصیات بعثت است كه نقطه‏ی مقابل آن، جاهلیت قرار دارد.
امروز پرچم اسلام را جمهوری اسلامی بلند كرده است. یعنی پرچم بعثت را. یعنی همین ارزشها را كه در بعثت هست و باید در تأمین آن‏ها بكوشد. اگر قرار باشد كه به اسم اكتفا كنیم، این دیگر اسلام نیست. باید توحید به معنای حقیقی كلمه و تسلیم در مقابل پروردگار رواج پیدا كند. باید نظام اجتماعی، نظامی عادلانه و نظام اخلاقی جامعه، نظامی انسانی و عاطفی و مبتنی بر فضائل باشد. در مقابلِ هرچه غیر خدا، تسلیم و عبودیّت نباشد، تبعیت نباشد، نفوذپذیری نباشد. بخصوص باید آن اعدا عدوِّ انسان كه همان «نفسك الّتی بین جنبیك » است و هواهای نفسانی كه «مادر بتها، بت نفس شماست» و از همه‏ی بتها بالاتر و خطرناك‏تر است، مقهور شود. باید مبارزه با بتها، از جمله بت نفس، رایج باشد. نمی‏گوییم كه انسانها یكسره تبدیل به فرشته شوند، اما یكسره تبدیل به انسان‏هایی شوند كه در این راه تلاش و مبارزه می‏كنند. نفسِ این مبارزه، تقوا نامیده می‏شود. هر انسان و هر جامعه‏ای كه چنین تلاش و مبارزه‏ای بكند، متّقی و پرهیزكار است. این، یك بعد قضیه است. دنیای جاهلیت دنیایی به حساب می‏آید كه فاقد اركان و ارزشهایی است كه ما سه چهار موردش را عرض كردیم. مسلماً محتوای بعثت و خطوط اساسی جامعه‏ی اسلامی، دارای اركان و ارزشهایی بیش از سه چهار مورد است. جامعه‏ی جاهلی جامعه‏ای است كه از ارزشهای مورد اشاره، تهی است و درست نقطه‏ی مقابل جامعه‏ اسلامی‏ قرار دارد. حال با این نقطه‏ی مقابل- جامعه‏ی جاهلی- چگونه باید برخورد كرد؟ غلط است اگر خیال كنیم در مقابل جامعه‏ی جاهلی، ما كه جامعه‏ی اسلامی هستیم باید برخورد خصمانه داشته باشیم؛ نه. برخورد ما باید برخورد دلسوزانه باشد. یعنی ارزشها را به دنیایی كه محتاج ارزشهای اسلامی است، معرفی كنیم. این قدم اوّل است. بعد اگر خودمان إن شاء اللّه برخوردار از این ارزشها هستیم، آن‏ها را به نقطه‏ی مقابل منتقل كنیم. دشمنی و ستیزه‏گری‏ای كه در اسلام وجود دارد، نسبت به كسانی است كه مانع این تبادلند، مانع این نقل و انتقالند و مانع این تبدّل و تحوّل در درون نظام اسلامی‏اند. آن‏ها هستند كه معارضند و با معارض، طبعاً اسلام برخورد معارضه‏آمیز می‏كند. لكن دنیا، دنیایی است كه امروز به پیام اسلامی نیازمند است.
پس، نكته‏ای كه بنده امروز خواستم عرض كنم این است كه پیام بعثت، برای خود ما یك پیام سازنده و یك درس است. این پیام، صرفاً یك قرارداد اجتماعی نیست؛ بلكه یك حركت است و بیش از همه، مسئولین نظام باید خودشان را به این حركت آرایش دهند. هریك از ما كه در این نظام، مسئول هستیم باید تسابق به این حركت كنیم. البته آحاد انسانها مسئولند؛ منتها خصوصیت ما این است كه مسئولیتِ جمع كثیری را بر دوش داریم و این بار، سنگینی می‏كند. اوّلین مسئله این است كه ما بكوشیم فراتر از یك امر قراردادی حركت كنیم. اینكه بگوییم دیروز این جامعه، جامعه‏ای طاغوتی بود، امروز بنا را بر این بگذاریم كه اینجا یك جامعه اسلامی است، كافی نیست. جامعه‏ی ما در این پانزده سال به بركت رهبریِ بزرگ‏مردی كه حقیقتاً متأثّر از اسلام بود، به جامعه‏ای اسلامی تبدیل شد. امام بزرگوار، حقیقتاً با همه‏ی وجود، اسلام را درك می‏كرد، آیات قرآن را می‏نیوشید و از آن بهره می‏برد. او خود را با معارف اسلامی و قرآنی تطبیق می‏كرد و به مردم نیز چنین توصیه‏ای می‏نمود. نتیجه‏ی آن حركت هم، خیل عظیم جوانان مؤمن و مردمان متّقی و مردان و زنان مجاهد فی سبیل الله در جامعه ماست كه بحمد اللّه كم هم نیستند و از همه جا بیشترند. اما این حركت باید همان‏طور با شدّت و قوّت ادامه پیدا كند. شما به تبلیغات دشمن نگاه نكنید. رسانه‏هایی كه با پولهای حرامِ زورمندان و زرمندان اداره می‏شوند و جهت می‏یابند ارزشی ندارند. حرفهای آن‏ها كه از رادیوها پخش می‏شود فاقد ارزش است و قیمتی ندارد. آن‏ها در حقیقت، برف انبار می‏كنند. معلوم است كه هرچه می‏گویند ناشی از حقد و حسد و بغض نسبت به اسلام است. بالاتر از همه، ناشی از آن است كه از اسلام می‏ترسند. معلوم است كه اسلام و قرآن برای زورمداران و قدرت‏مدارانی كه دنیا را برای خودشان می‏خواهند و امروز، ملت ما به حق، آن‏ها را استكبار جهانی می‏نامد، خطرناك است. خودشان هم می‏گویند خطرناك است. راست هم می‏گویند. حقیقتش نیز همین است. از روی حقد حسد و بغض و كینه، عبارات و الفاظ را باهم درمی‏آمیزند، انواع و اقسام شیوه‏های تبلیغاتی را همراهش می‏كنند و برای یك رادیو، ساعتها خوراك تدارك می‏بینند! حرفهای بی‏پایه و اساس كه دلیل نمی‏شود.1373/10/10

لینک ثابت
عدالت, عدالت‏خواهی, جامعه اسلامی, استقرار عدالت, حرکت صحیح جامعه‌ی اسلامی

جامعه‌ى اسلامى باید دنبال عدالت هم برود و اگر عدالت نیست، آن را تامین کند.1373/10/10
لینک ثابت
جامعه اسلامی

همه‌ی سعی دولت محترم و خدمتگزار، این باشد كه ارزشهای اسلامی‌ را هرچه بیشتر در جامعه‌ زنده كند. بالاترین ارزش هم، ارزش تقواست. تقوا عاملی است كه ما را در راه اسلام حفظ می‌كند. تقوا یعنی اینكه مواظب خود باشیم. این امر به گروه خاصّی اختصاص ندارد و هر فردی را در هرجا كه هست و هر عضوی از اجزای دولت را- از اجزای عالی‌رتبه تا كارمندان معمولی- در برمی‌گیرد. هر فردی از آحاد مردم، در هرجای كشور كه زندگی می‌كند، مراقب باشد كه از جاده‌ی اسلام تخطّی نكند.1373/06/04
لینک ثابت
جامعه اسلامی

ولادت نبیّ اكرم، برای هر فرد مسلمان نقطه‏ای برجسته در تاریخ است. بعدها همین ولادت به یك حركت عظیم در تاریخ بشر منتهی شد. هر فضیلتی كه در دنیا، و لو به‏طور غیر مستقیم وجود دارد، ناشی از آن بعثت و اقامه‏ی مكارم اخلاق به‏وسیله‏ی آن پیغمبر عظیم‏الشّأن است. هر مسلمانی می‏داند كه برای تمركز عواطف دنیای اسلام و احساساتِ فرَقِ مختلفِ مسلمین، نقطه‏ای بهتر از وجود مقدّس پیغمبر اكرم وجود ندارد؛ چون همه‏ی مسلمین این بزرگوار را دوست دارند و وی محور امّت اسلامی در طول تاریخ است. پس این ولادت برای ما حائز اهمیت است.البته تاریخ اسلام نشان می‏دهد كه تقریباً صد سال بعد از رحلت پیغمبر، فرزندش امام جعفر صادق علیه الصّلاة و السّلام به امامت رسیده است و این تجدید مطلعی در باب اهداف اسلامی و معارف اسلامی است. جمهوری اسلامی، بخصوص برای ولادت نبیّ اكرم و بعثت این بزرگوار و هرچه مربوط به ایشان است، اهتمام ویژه‏ای قائل است. چرا؟ چون امروز در سطح عالم و در زیر این آسمان، تنها نقطه‏ی جهان كه در آن به‏طور رسمی احكام اسلامی، اجرا و قوانین و مقرّرات برطبق قرآن و سنّت پیغمبر تنظیم و عمل می‏شود و به عبارت دیگر، مهم‏ترین نقطه‏ی دنیا كه چنین حركت عظیمی در آن انجام می‏گیرد، ایران اسلامی است. دولتی به نام اسلام حاكم است و این موضوع، در حقیقت تكلیفی را بر دوش همه‏ی مسلمانان عالم می‏گذارد. چون اگر حكومتی براساس اسلام بود، به این معناست كه اسلام مورد عمل قرار گرفته است. اما اگر اسلام به معنای اعتقاد و عمل افراد در جامعه وجود داشته باشد و حاكمیت دین برقرار نباشد، در چنین جامعه‏ای قرآن و اسلام مهجور است. مصداق آن در قرآن كریم و در سوره‏ی فرقان چنین آمده است: «وَ قالَ الرّسولُ یا ربِّ انّ قَومی اْتّخذُوا هذَا القُرآنَ مَهجوراً». پیغمبر اكرم نزد پروردگار عالم عرض می‏كند: «یا ربِّ انّ قَومی اْتَّخَذوا هذَا القُرآنَ مَهجوراً». هَجر قرآن به چه معناست؟ بی‏شك به این معنا نیست كه قرآن و اسم قرآن و اسم مسلمانی را به‏طور كلّی از خود دفع كردند. این اتّخاذ نیست. «اتّخذوا هذا القُرآنَ مَهجورا»؛ یعنی قرآن را دارند، اما همراه با هَجر. قرآن هست، اما مهجور است. به این معنا كه قرآن در یك جامعه تلاوت شده و احترام ظاهری می‏شود، اما به احكام آن عمل نمی‏كنند و به بهانه‏ی جدایی دین از سیاست، حكومت را از قرآن سلب می‏نمایند. اگر قرار بود كه اسلام و قرآن حكومت نكنند، پس مبارزات پیغمبر برای چه بود؟ اگر پیغمبر اسلام بر این باور بود كه نباید در حكومت و اداره‏ی زندگیِ مردم و قدرت سیاسی جامعه دخالت شود و همین قدر كافی است كه مردم عقاید اسلامی داشته باشند و در خانه‏ی خودشان این اعمال دینی را انجام دهند، معلوم نیست كه چنین مبارزاتی بر پیغمبر تحمیل می‏شد. دعوای پیغمبر بر سر قدرت سیاسی و قبضه كردن قدرت به وسیله‏ی قرآن است. هَجر قرآن به این معناست كه اسم قرآن وجود دارد و حاكمیت قرآن نیست. در عالم اسلام، هرجا كه قرآن حاكم نیست، این خطاب نبیّ اكرم «یا ربِّ انّ قَومی اْتَّخَذوا هذَا القُرآنَ مَهجوراً» صادق است.
در جمهوری اسلامی‏ این هجران وجود ندارد. اینجا قرآن برای اجرای احكام عمومی جامعه‏، محور قرار گرفته است. یعنی هرآنچه كه از شئونِ اداره‏ی یك جامعه‏ است، رسماً از قرآن گرفته می‏شود، نه اسماً. قوانین از قرآن اتّخاذ می‏شود. هرآنچه مخالف با قرآن باشد، طرد می‏شود. حكومت و قدرت سیاسی برطبق معیارهای قرآنی تشكیل می‏شود. ارزشهای حاكم بر جامعه‏، ارزشهای قرآنی است. هر انسان متعهّد و خدومی در جامعه‏ی اسلامی‏ مورد قبول و پذیرش است. امروز اگر ملت ایران، مسئولین كشور را عاشقانه دوست دارند، به خاطر عمل آن‏ها به قرآن و اعتقاد و تدیّن و پایبندی آن‏ها به دین است. این جامعه، جامعه‏ای است كه قرآن در آن زنده و برقرار است و مهجور نیست. این، جمهوری اسلامی‏ است. بنابراین هر مسلمانی در هر نقطه‏ی دنیا، به حكم اینكه به قرآن‏ و به نبیّ اكرم صلّی الله علیه و آله و سلّم عشق می‏ورزد، نسبت به جمهوری اسلامی كه پرچم قرآن و اسلام را در دست دارد، احساس تعهّد می‏كند. این همان چیزی است كه دشمنان اسلام را با ایران اسلامی به برخورد خصمانه‏ی وحشیانه‏ای می‏كشاند و كشانده است. عامل دشمنیها همین است. هركس در دنیا مخالف قرآن و اسلام است، مخالفت و خصومت و عناد وی با جمهوری اسلامی، خودش را به شكل بارزی نشان می‏دهد. در دنیا نگاه كنید! این مخالف و عناد، به صورت یك معیار كلّی است. دشمنان اسلام، در هرجای دنیا با جمهوری اسلامی در حال معارضه و مخاصمت و دشمنی‏اند. هر میزان كه با اسلام و حاكمیت و پایبندی ملتها به آن مخالفند، دشمنیشان با ایران اسلامی هم به همان میزان است. شما این دشمنی ناكام و ناموفّق را در سرتاسر دنیا مشاهده می‏كنید.1373/06/04

لینک ثابت
جامعه اسلامی

در جامعه‏ی ما باید عادتِ كمك به ضعفا كه یك عادت اسلامی‏ است، روز به روز بیشتر شود. صدقاتی كه مردم می‏دهند، اطعامهایی كه می‏كنند و كارهای بزرگی از قبیل وقف و حبس و امثال آن‏ها كه انجام می‏شود، از سنّتهای حسنه‏ی اسلامی است. این سنّتها به حیات اجتماعیِ طیّب كمك می‏كند. لذا نباید بگذارید در جامعه‏ تعطیل شود. وقتی‏كه مردم خود را در رفع گرفتاریِ مستضعفان و ضعفا و مستمندان سهیم بدانند، كارها اصلاح می‏شود.
من بخصوص می‏خواهم به سازمان بهزیستی، در باره‏ی ایتام تأكید كنم. این سازمان باید به یتیمانی كه در اختیار و سپرده شده به سازمانند، به صورت مضاعف رسیدگی كند. مبادا در نظام اسلامی، یتیمی مورد اهمال و ضیاع واقع شود! قرآن هم در چند جا یتیم را مورد تأكید قرار داده است و این به خاطر خصوصیتی است كه در یتیم وجود دارد. مسأله‏ی یتیم، مسأله‏ی انسانیِ بسیار مهمّی است. البته دنیا تاكنون نتوانسته است مسأله‏ی یتیم را حل كند. امروز در دنیا مسأله‏ی ایتام، مسأله‏ای لاینحل است؛ اما اسلام در خصوصِ ایتام، دستوراتی دارد كه اگر به آن‏ها عمل شود، این مسئله، حل خواهد شد. لذاست كه من نسبت به مسأله‏ی ایتام تأكید می‏كنم و امیدواریم كه خداوند همه‏ی شما را در راه امداد به آن‏ها موفّق بدارد.1373/04/29

لینک ثابت
جامعه اسلامی

آنچه كه در ماجرای غدیر از دیدگاه مطالعه‏كنندگانی از قبیل ما می‏شود فهمید، مضمون این نصب الهی در باب كیفیّت اداره‏ی كشور و گزینش انسانهای صالح برای مسئولیتهای بزرگ است. البته كسانی كه اهل بینش عالیِ عرفانیِ حق‏شناسانه هستند و دلشان با منابع نور و معرفت متّصل است، ای‏بسا حقایق دیگری را هم در این ماجرا می‏فهمند. آنچه ما در این ماجرا احساس می‏كنیم، این است كه با نصب امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام در روز غدیر، پیغمبر اكرم صلّی الله علیه و آله و سلّم به دستور پروردگار، این حقیقت را از اسلام آشكار كرد كه مسئولیت بزرگِ اداره‏ی جامعه‏ در نظام اسلامی‏، چیزی نیست كه نسبت به معیارهای اسلامی، بشود در باره‏ی آن از موردی صرف نظر كرد. در این كار بزرگ، صددرصد باید معیارها و ارزشهای اسلامی در نظر گرفته شود.بالاتر از امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام كیست؟ همه‏ی خصوصیاتی كه از نظر اسلام، ارزش است و البته از نظر عقل سالمِ توأم با انصاف هم، همانها ارزش محسوب می‏شود، در امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام جمع بود. ایمان او، اخلاص او، فداكاری و ایثار او، تقوای او، جهاد او، سبقت او به اسلام، بی‏اعتنایی او به هرچه غیرِ خدا و هرچه غیرِ از هدف خدایی، بی‏اعتنایی او به زخارف مادّی، بی‏ارزش بودن دنیا در نظر او، علم او، معرفت او و اوج انسانیّت در او از همه‏ی ابعاد، خصوصیّاتی است كه در زندگی امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام واضح است. ادّعای این حرفها، مخصوص شیعه هم نیست. همه‏ی مسلمین و مورّخین و محدّثینی كه در باره‏ی امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام خواسته‏اند به انصاف حرف بزنند، همین خصوصیّات و بیش از این‏ها را بیان كرده‏اند.
پیغمبر اكرم صلّی الله علیه و آله و سلّم، در آن روز در مقابل چشم كسانی كه این خصوصیّات را در امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام می‏شناختند، او را به منصب ولایت نصب كرد. معنای این نصب، اهمیت دادن به آن معیارهاست. این همان نكته‏ای است كه باید در نظام و جامعه‏ی اسلامی، تا قیام قائم مورد نظرِ همه باشد. اگر مسلمین در طول تاریخ نتوانسته‏اند از مواهب اسلامی به طور كامل بهره ببرند، به دلیل نقیصه‏ی بزرگِ ناشی از نشناختن معیارها بوده است. مطلب به اینجا هم تمام نمی‏شود. نكته‏ای كه برای ما، مسئولین و كارگزاران نظام اسلامی در ایران، اهمیت دارد، این است كه وقتی در رأس نظام اسلامیِ نبوی- یعنی نظام اسلامیِ ساخته‏ی دست مقدّس پیغمبر در صدر اوّل- انسانی مثل امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام گذاشته می‏شود، معنایش این است كه در همه‏ی تاریخ، در همه‏ی مسئولیتهای اساسی در نظام اسلامی، باید معیارها رعایت شود. رعایت معیارها هم، مخصوص ریاست جامعه‏ی اسلامی نیست؛ بلكه اهمیت دادن به ارزشها، معیارها و ملاكهای اسلامی، یك امرِ ساری و جاری در كلِّ جامعه‏ی اسلامی است، و این است كه بركات را متوجّه مسلمین می‏كند. همین اندازه كه ما مردم ایران توانسته‏ایم این اصل والای اسلامی را در محیط زندگیِ خودمان تحقّق ببخشیم، بركاتش را هم امروز مشاهده می‏كنیم.
این خود آگاهیِ ملت ایران و احساس عزّتش به اسلام، درست نقطه‏ی مقابل آن چیزی است كه دشمنان اسلام، همیشه خواسته‏اند. تلقین كرده‏اند كه مسلمانان از مسلمانی خودشان سرافكنده باشند و سعی كنند اثر اسلام و مسلمانی را در حركات و سكناتشان نشان ندهند. بلكه آنچه نشان می‏دهند، گرایش ضدّ اسلامی و گرایش به سمت دشمنان اسلام باشد.
یكی از كارهای استعمارگران در جوامع اسلامی، این بوده است كه خواسته‏اند كاری كنند كه مردم مسلمان، در هر طبقه و رتبه‏ای از اهمیت و مسئولیت در زندگی و جامعه، خودشان را به ارزشهای غیر اسلامی نزدیك‏تر كنند. یعنی لباسشان مثل لباس آن‏ها، رفتارشان مثل رفتار آن‏ها، بینششان مثل بینش آن‏ها و اعمالشان هم مثل اعمال آن‏ها باشد. در واقع، ارزشهای آن‏ها را ارزش‏ بشمارند، ضدّ ارزشهای آن‏ها را ضدّ ارزش به حساب آورند و از اسلام یادشان نیاید. سعی كردند این كار را بكنند. متأسفانه، آن‏ها در اكثر مناطق اسلامی، در طول سالهای استعمار و ورود فرهنگ استعماری به كشورهای اسلامی، موفّق هم شدند. لباسها را عوض كردند، رفتارها را عوض كردند، آداب زندگی را عوض كردند، بینشها را عوض كردند و مسلمانان را از اسلام دور، و به آنچه كه ضدّ اسلام و غیر اسلام است، نزدیك نمودند. امروز هم كه ملت ایران اصرار دارد و پافشاری می‏كند بر اینكه مواضع اسلامی، ارزش اسلامی و فرهنگ اسلامی را در رفتار خود، در حركات خود، در لباس خود، در برخورد جهانی خود و در گزینش دوست و دشمن خود رعایت كند، بیشترین حمله‏ها را برای همین می‏كنند.
در چنین دنیایی، ملت ایران توانست اعتزاز به شخصیّت و هویّت اسلامی را به خودش برگرداند. یعنی مردم ما احساس عزت می‏كنند كه مسلمانند؛ و حقیقت قضیه نیز همین است. «و للّه العزّة و لرسوله و للمؤمنین .» مؤمنین، عزیزند. آن‏كس كه در دل خود ایمان دارد و در عمل خود، آنچه را لازمه‏ی ایمان است رعایت می‏كند، حقیقتاً عزیز است. بحمد اللّه، احساس عزّت هم در دل ملت ما هست و این از بركات رعایت همان ارزشهایی است كه در غدیر تثبیت شد.
ما، بخصوص كسانی كه پایبند به غدیریم، مسأله‏ی غدیر را اساس اعتقادات خود می‏دانیم. اصلًا شیعه، مسأله‏ی غدیر را پایه و ریشه‏ی عقایدِ شیعی خود می‏داند. ما باید از این قضیه حد اكثرِ تبعیّت و استفاده و پیروی را بكنیم. در دوران طاغوت، كه روز عید غدیر معمول بود، می‏خواندیم: «الحمد للّه الذی جعلنا من المتمسّكین بولایة امیر المؤمنین و الأئمّة علیهم السّلام .» این تمسّك به ولایت، آن روز در اعتقادات و عواطف بود؛ امّا در عمل كه ولایتی نبود. در عمل، ولایتِ طاغوت بود؛ ولایتِ استكبار بود؛ ولایت دشمنان دین بود. آن روز دوستان ما می‏خواندند: «اللّهم اجعلنا من المتمسكین بولایة امیر المؤمنین.» یعنی از خدا می‏خواستند كه متمسّك به ولایت امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام باشند. امروز این دعا مستجاب شده است. ملت ایران، امروز با نظام اسلامی‏ای كه به تدبیر امام بزرگوار، از حاقّ قرآن و دین استخراج شد و در این كشور به اجرا درآمد، به ولایت امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام تمسّك كرده است. این تمسّك را باید هرچه بیشتر كنیم. اساس كارِ تمسّك به ولایت هم، تمسّك به ارزشهای اسلامی است. هرچه را كه در اسلام ارزش است، باید در صدد باشید در عمل جذب كنید. چه ارزشهای فردی- مثل آنچه كه به رابطه و علقه‏ی هركس با خدای خود ارتباط پیدا می‏كند و یكی از مهم‏ترین ارزشهای امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام؛ یعنی ارتباط با خدا، توسّل به پروردگار و خوب كردن رابطه‏ی خود و خدا بودن- چه ارزشهای اجتماعی كه مربوط به جامعه است- مانند ارزشهای سیاسی، اقتصادی و بین‏المللی- و چه ارزشهایی كه مربوط به آداب و عادات عمومی است. ببینید اسلام كدام خصوصیّت و عمل را ارزش دانسته است؛ آن وقت سعی در پیاده كردن آن داشته باشید. به تعبیر دیگر، آن ارزشها را در محیط كار، در انتخاب همكاران، در اجرای مأموریت و در تهیه كردن طرح برای بخشی كه مشغول كار در آن هستید، حتماً اعمال كنید. این به معنای تمسّكِ كامل به ولایت است.
عزیزان من! هرچه ما ارزشها را بیشتر پیاده و اعمال كنیم، جامعه‏ی اسلامی، عزیزتر خواهد شد؛ ملت اسلام قوی‏تر خواهد شد و در همه‏ی مراحلِ حیات، پیشرفت ما بیشتر خواهد شد. امروز، آن روزِ حسّاس و مهمّ است. بعد از انقلاب، اگر ما چند مقطع مهم داشته‏ایم، یكی همین روزگار است كه روزگار ترمیم ویرانیهای گذشته است؛ ویرانیهایی كه یكی دو مورد هم نیست. اگر ملت ایران نتواند ویرانیها را ترمیم كند و كشور را بسازد، در نظر افكار عمومی دنیا، داعیه‏ی اسلام او- العیاذ باللّه- دروغ از آب در خواهد آمد. اینكه می‏بینید مسئولین، كارگزاران و خدمتگزاران كشور و قوای سه‏گانه، این همه دم از سازندگی كشور می‏زنند، برای این است. امروز، مقطع سازندگی است. امروز، روزی است كه ملت، این فراغت را بعد از یك جنگ طولانی پیدا كرده است و هم به دلیل همین حسّاسیت است كه می‏بینید دنیا چطور از همه طرف، سیاستهای سازنده‏ی ملت ایران را مورد تهاجمِ تیرهایِ زهرآگین خود قرار داده است. تبلیغات به نوعی، سیاست به نوعی، تحریكات امنیتی به نوعی و خراب‏كاریهای اقتصادی به نوعی. دشمن، هر كار می‏تواند می‏كند و بحمد اللّه اغلب هم ناموفّق است. آنچه شما از توطئه‏های دشمن می‏بینید كه در جامعه‏ توفیق پیدا می‏كند، در حقیقت بخش كوچكی از توطئه‏های اوست. شاید بشود گفت: «ده برابر آن، توطئه می‏كند، ولی بحمد اللّه بیشترش به نتیجه نمی‏رسد و فقط بخش كمی از آن‏ها به نتیجه می‏رسد.» در چنین زمانی، آنچه می‏تواند شما را موفّق كند، كشور را آباد كند، ملت ایران را در صحنه نگه دارد و همه‏ی نیروها را در راه این سازندگیِ مقدّس بسیج كند، دودستی چسبیدن به ارزشهای اسلامی است. البته خدای متعال هم باید توفیق بدهد.1373/03/08

لینک ثابت
جامعه اسلامی

من هیچ اعتقادی به این معنا ندارم كه جمهوری اسلامی‏ از رسیدن به خواسته‏اش كه تشكیل یك جامعه‏ بر اساس عدالت اجتماعی و رفاه عمومی است، ناتوان است. من به‏هیچ‏وجه به این اعتقاد ندارم. به اینكه ما در این قضیه نیاز به تكیه‏ی به دیگران داریم هم اصلًا اعتقادی ندارم. البته مراوده با دیگران، استفاده از دیگران، همكاری با دیگران و دادوستد با دیگران، همیشه خوب است؛ در همه‏ی سطوح خوب است. البته با حدود و ثغوری كه قانون و سیاستهای كشور و تدبیر مدیران بالا مشخّص می‏كند. لكن تكیه نه! اتّكا و استناد و ناتوانی بدون آن؛ چنین چیزی را من اعتقاد ندارم. اساس اداره‏ی تشكیلات كشور نیز همین است كه بارها تكرار شده: عدالت اجتماعی. در تمام آثار دینی كه شما نگاه می‏كنید، هدف و غایت برای حركت جامعه‏ی اسلامی، تشكیل جامعه‏ی عادله است. راجع به امام زمان این‏همه اثر هست و در اغلبِ این‏ها گفته می‏شود كه آن بزرگوار تشریف بیاورند تا اینكه جهان را پر از عدل كنند. بیش از آنچه كه گفته شده «پُر از دین حق كنند» گفته شده «پر از عدالت كنند». یعنی آنچه كه در درجه‏ی اوّل مطرح است، «عدالت» است كه باید انجام گیرد.1372/06/03
لینک ثابت
جامعه اسلامی

در نظامهای سرمایه‏داری، اساس، رشد اقتصادی و شكوفایی اقتصادی و ازدیاد و تولید ثروت است. هركه بیشتر و بهتر تولید ثروت كند، او مقدّم است. آنجا مسئله این نیست كه تبعیض یا فاصله پیش آید. فاصله در درآمدها و نداشتن رفاهِ جمع كثیری از مردم، نگرانی نظام سرمایه‏داری نیست. در نظام سرمایه‏داری، حتی تدابیری كه ثروت را تقسیم كند، از نظر نظام سرمایه‏داری، تدابیر منفی و مردودی است. نظام سرمایه‏داری می‏گوید: «معنی ندارد كه ما بگوییم ثروت جمع كنید تا آن را از شما بگیریم تقسیم كنیم! این معنی ندارد. اینكه شكوفایی نخواهد شد!» نظام اسلامی‏ این‏گونه نیست. نظام اسلامی معتقد به یك جامعه‏ی ثروتمند است، نه یك جامعه‏ی فقیر و عقب‏مانده. معتقد به رشد اقتصادی است؛ ولی رشد اقتصادی برای عدالت اجتماعی و برای رفاه عمومی، مسأله‏ی اوّل نیست. آنچه در درجه‏ی اوّل است، این است كه فقیر در جامعه‏ نباشد؛ محروم نباشد؛ تبعیض در استفاده از امكانات عمومی نباشد. هركس برای خودش امكاناتی فراهم كرد، متعلّق به خود اوست. اما آنچه كه عمومی است مثل فرصتها و امكانات متعلّق به همه‏ی كشور است و باید در این‏ها تبعیضی وجود نداشته باشد. معنی ندارد كه یك نفر پای خود را بگذارد روی دوش مأمورین دولتی و با ترفند و خدای ناكرده با اعمال روشهای غلط، امتیاز بگیرد، رشدی افسانه‏ای بكند و بعد بگوید: «آقا، من ثروت را خودم به دست آورده‏ام.» در نظام اسلامی، چنین چیزی را نداریم. ثروتی كه بر پایه‏ی صحیحی نیست، از اصل نامشروع است.
ما با نظام سوسیالیستی هم، به همین اندازه فاصله داریم. نظام سوسیالیستی، فرصت را از مردم می‏گیرد؛ ابتكار و میدان را می‏گیرد؛ كار و تولید و ثروت و ابزار تولید و منابع عمده‏ی سرمایه و تولید را در دولت متمركز، و به آن متعلّق می‏كند. این، غلط اندر غلط است. در اسلام، چنین چیزی نداریم. نه آن را داریم، نه این را. هم آن غلط است، هم این. نظام اقتصاد اسلامی، درست است. این‏طور نیست كه نظام اقتصادی اسلامی، عبارت باشد از هرچه كه در هر دوره‏ای مصلحت باشد. نخیر! نظر شریف امام رضوان اللّه علیه هم این نبود. من خودم یك‏وقت از ایشان پرسیدم.
اسلام یك روش خاص خود دارد. مسلكی در مسائل اقتصادی جامعه‏ی اسلامی دارد و آن سلك را طی می‏كند. اساس سیاست كلّی اقتصادی كشور، عبارت است از رفاه عمومی و عدالت اجتماعی. البته ممكن است یك نفر با تلاش و استعدادِ بیشتر، بهره‏ی بیشتری برای خودش فراهم كند. این مانعی ندارد. اما در جامعه فقر نباید باشد. هدف برنامه‏ریزان باید این باشد. سازمان برنامه و برنامه‏ریزان كشور، با این سیاست كلّی و بر این اساس باید برنامه‏ریزی كنند.
در زمینه‏های فرهنگی هم عرض كنم: این دیگر مخصوص ما نیست. همه‏ی ملتهای زنده‏ی دنیا، بر این متّفقند كه اگر ملتی اجازه داد فرهنگ ملی‏اش پایمال تهاجم فرهنگهای بیگانه شود، آن ملت از دست رفته است. ملت غالب، ملتی است كه فرهنگش غالب است. غلبه‏ی فرهنگی است كه می‏تواند غلبه‏ی اقتصادی و سیاسی و امنیتی و نظامی و همه چیز را هم با خود به دنبال بیاورد.1372/05/12

لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی