newspart/index2
ولایت فقیه / نظام ولایت فقیه/ولی فقیه/التزام عملی به ولایت فقیه/اصل 110 قانون اساسی/نظام جمهوری اسلامی / ولایت مطلقه فقیه/ولایت مطلقه/رهبری
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
ولایت فقیه

رهبری‌ علاوه‌ بر حراست‌ از حیثیت‌ و آزادی‌ انسانها، رعایت‌ تقوی‌ و هدایت‌ بشریت‌ از تاریکی‌ به‌ سوی‌ نور، باید با ارزش‌های‌ باطل‌ و رایج‌ قدرت‌های‌ مسلط جهانی‌ مقابله‌ کند و این‌ امر مستلزم‌ اعتبار غیرقابل‌ خدشه‌ای‌ است‌ که‌ به‌ موجب‌ آن‌ سخن‌ و بیان‌ رهبری‌ با میل‌، ایمان‌، شوق‌ و محبت‌ اجرا می‌شود و این‌ همان‌ اعتبار سنگینی‌ است‌ که‌ شاهد نقش‌ و تأثیر آن‌ در تحولایت‌ پس‌ از پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ تا کنون‌ بوده‌ایم‌1372/10/08
لینک ثابت
ولایت فقیه

رهبری‌ علاوه‌ بر حراست‌ از حیثیت‌ و آزادی‌ انسانها، رعایت‌ تقوی‌ و هدایت‌ بشریت‌ از تاریکی‌ به‌ سوی‌ نور، باید با ارزش‌های‌ باطل‌ و رایج‌ قدرت‌های‌ مسلط جهانی‌ مقابله‌ کند1372/10/08
لینک ثابت
ولایت فقیه

چرا کشورهای بزرگ و پرجمعیتی که در منطقه خاور میانه هستند و بعضی از همین کشورهای پرجمعیت که با رژیم متجاوزِ صهیونیست همسایه‌اند، نمیتوانند این غدّه سرطانی را علاج کنند.
علت چیست؟ علّت، همان چیزی است که موجب شده بود ملت بزرگ ایران با وجود دین و ایمانش، تا قبل از برهه انقلاب - در دورانهای قبل - در همه قضایایی که برایش پیش آمد، دچار ناکامی شود. علّت، در همه جا، یکی است. علّت این است که ملت ما از آن خصایص ممتازی که در طول این هشت سال از آنها برخوردار بود، در گذشته برخوردار نبود. امروز هم متأسفانه بسیاری از کشورهای مسلمانِ دیگر، از آن برخوردار نیستند. اما ملت ما، در طول سالهای بعد از انقلاب، از آن برخوردار بود. آن چیست؟ این، یک نکته اساسی است. این، عامل پیروزیهای بزرگ و کامیابی ملت ایران است. یعنی ارتباط این توده عظیمِ مؤمن - این جوانان، این مردان و زنها و قشرهای مختلف - با آن مرکزیّت و رهبری الهىِ ایمانی که با همه وجود در راه هدفهای اسلامی تلاش میکرد و مردم را در آن راهی که بایستی حرکت میکردند، هدایت میکرد. وجود یک رهبری، یک مرکزیّت و یک دستگاه هدایت، که در امام بزرگوار ما - آن مرد حکیم و معنوی - متجسّم شده بود. او بود که به این توده عظیمِ مسلمانِ مؤمنِ متعهّدِ ما راه نشان میداد. به مردم میگفت که باید با چه کسی مبارزه کنند. مردم را دعوت میکرد به این‌که دلشان را با خدا مرتبط کنند و به خدا توکّل نمایند. به مردم هشدار میداد که چگونه در مقابل دشمنْ خود را مجهز و آماده نگهدارند که دشمن نتواند آنها را فریب دهد. هر وقت لازم بود، آنچه را که دانستن آن برای مردم لازم بود به مردم میگفت. پشتِ سرِ امام هم، دستگاه اداره کننده کشور، یعنی نظام جمهوری اسلامی بود. اما قضیه، به شخص امام منحصر نمیشود. مبادا کسی خیال کند که در نظام جمهوری اسلامی، توده‌های عظیم مردم، فقط باید با شخص رهبر در ارتباط باشند و دستگاه اداره کننده کشور به عنوان یک پدیده، در جذب و هدایت و راهنمایی و راه‌اندازی نیروی مردم و پشتیبانی آنها نقشی ندارد! نه؛ این اشتباه است. برای همین بود که شما میدیدید که امام بزرگوار، بارها و بارها از مسؤولین رسمی کشور حمایت و پشتیبانی میکردد.
البته اگر در مسؤولین کشور، یک وقت خدای ناخواسته انحرافی پیدا میشد، امام بزرگوار هشدار میداد، و این، یک وظیفه است. اما آن مرکزیّتی که من میگویم «توده مردم و بسیج عمومی مردم با آن متّصل است»، عبارت است از مرکزیّت نظام جمهوری اسلامی. یعنی در نظام اسلامی ما، مردم - این توده عظیم - نسبت به مسؤولین کشور که محورش مسؤولین و نقطه مرکزی آن هم شخص امام بزرگوار و رهبر است، یک پیوند دائمی با هم دارند1372/08/30

لینک ثابت
ولایت فقیه

چون انقلاب انقلابِ دینی است و در رأس آن رهبرىِ علمای دین و رهبری دینی قرار دارد، بعد از پیروزی هم دشمن نتوانست آن را شکست دهد.
نکته دیگر این است که چون انقلاب، دینی است و رهبری علمای دین در این انقلاب، نقش مهمّی بوده است، دچار انحراف نشده است. اگر غیر از این بود و خوشبین بودیم که دشمن هم آن را شکست نمیدهد و حادثه‌ای هم برای پیکره و ظاهر انقلاب پیش نمی‌آید، نهایتاً از داخل منحرف میشد. مثلاً با ابرقدرتها میساخت؛ با این و آن کنار میآمد و از درون میپوسید و شعارهایش از بین میرفت. چه چیز مانع از بروز چنین مشکلاتی برای انقلاب اسلامی شد؟ مسلماً دینی بودن انقلاب و رهبری علمای دین و رهبری دینی نگذاشت که انقلاب از مسیر صحیح خود منحرف شود؛ کما این‌که در بعضی کشورهای دیگر هم انقلابهایی شده بود، ولی به مرور منحرف گردید.
مثلاً پیش از این، در کشور خود ما، انقلاب مشروطیت بود. امّا بعد از پیروزی، هنگامی که علما را کنار زدند، از مسیر منحرف شد و مشروطیت به جایی رسید که رضاخان قلدر، فردی که ضد همه آرمانهای مشروطه خواهی بود، به حکومت رسید. اگر انقلاب اسلامی ما هم تحت رهبری دینی نبود، سرنوشتی چون انقلاب مشروطیت پیدا میکرد. هر انسان هوشمندی، وقتی توجّه میکند که اوّلاً شروع این نهضت و پیروزی آن، ثانیاً بقای جمهوری اسلامی و مضمحل نشدن آن و ثالثاً مستقیم حرکت کردن جمهوری اسلامی و انحراف نشدن آن، به برکت دین و رهبری دینی است، پشت سرِ آن، یک نکته دیگر را هم میفهمد و آن نکته این است که دشمنان انقلاب اسلامی، چه در خارج و چه در داخل، سعی میکنند دین و رهبری دینی را از این انقلاب بگیرند. این، یک امر قهری است. اگر از یک قلعه یا حصار، جوانی کارآمد، جانانه دفاع کند، دشمنِ آن قلعه و آن حصار، راه را در این میبیند که زیر پای آن جوان، حفره و گودالی بکَند و او را از بین ببرد.
دشمن، همیشه در صدد است تا نیروی دفاع‌کننده طرف مقابل را نابود کند و از بین ببرد. چون نیروی پیش برنده و دفاع کننده این انقلاب، عنصر دین و رهبری دینی بوده است، لذا دشمن سعی میکند این را از بین ببرد. شما ببینید بعد از پیروزی انقلاب، چقدر علیه حضور رهبری دینی در انقلاب حرف زدند! این حرفها مخصوصِ بعد از زمان امام هم نیست. کسی خیال نکند کسانی که با رهبری دینی مخالفت میکنند، بعد از زمان رحلت امام رضوان‌اللَّه علیه پیدا شده‌اند. ابداً! از اوّل پیروزی انقلاب، همه کسانی که از دست این انقلاب داغدار بودند، با رهبری و هدایت دینی این انقلاب مخالفت کردند. چرا؟ برای این‌که انقلاب را از پا در آورند. این، آن هدفی است که دشمن نشانه‌گیری کرده است و باز هم میکند1371/10/19

لینک ثابت
قوه مقننه‏, قوه مجریه‏, ولایت فقیه, ولی فقیه, مردم ایران, حضور مردم در صحنه

در قوه ی مجریه و قوه ی مقننه و در قضیه ی رهبری، حضور مردم،حضور محسوسی است.1370/12/13
لینک ثابت
ولایت فقیه, نظام جمهوری اسلامی ایران, ارکان نظام اسلامی

ضدیت با ولایت فقیه، یعنی ضدیت با اصیل‌ترین و رکین‌ترین اصول و ارکان نظام جمهوری اسلامی.1370/12/04
لینک ثابت
ولایت فقیه

بدون تحقیق نبایستی افراد را متهم کرد. به ظواهرِ خیلی ابتدایی نبایستی نسبت به وجود جرمی در کسی حکم کرد؛ مثلاً الان رایج شده که بعضیها را به اندک چیزی «ضد ولایت فقیه» میگویند! معلوم نیست اگر کسی یک وقت در جایی یک کلمه حرفی زد، این ضدیت با ولایت فقیه باشد. البته ضدیت با ولایت فقیه، یعنی ضدیت با اصیل‌ترین و رکین‌ترین اصول و ارکان نظام جمهوری اسلامی - شکی نیست - منتها ضدیت معنایی دارد. مثلاً یک نفر هست که علیه این معانی مینویسد یا حرف میزند، یا با موقفها و مواضعی که از طرف دستگاه رهبری یا از طرف رهبری گرفته میشود و طبق قانون اساسی سیاستهای اصلی نظام را تشکیل میدهد، صریحاً و غالباً - ولو نه دایماً - مخالفت میکند، یا در مواقع حساس مخالفت میکند؛ اینها ضدیت است؛ لیکن آن کسی که حالا یک وقت در جایی یک کلمه حرفی زده، یا مثلاً نسبت به چیزی عکس‌العملی نشان داده، این ضدیت محسوب نمیشود.
در زمان امام(رضوان‌اللَّه‌علیه) ما میدیدیم که ایشان مطلبی را میفرمودند، اما در مجلس همه به آن رأی نمیدادند؛ نمیشود گفت اینها ضد ولایت فقیه‌اند. من یادم هست که یک وقت راجع به رادیو و تلویزیون یک نظر این بود که رؤسای سه قوه، شورای عالی رادیو و تلویزیون باشند؛ همان شورای سرپرستی یی که سابق بود. بنده خودم با ایشان صحبت کرده بودم و میدانستم که نظرشان این است که رئیس جمهور و رئیس مجلس و رئیس قوه‌ی قضاییه، اعضای شورای سرپرستی را تشکیل بدهند. قاعده‌اش هم همین بود که وقتی میگویند سه قوه نظارت کنند - که در قانون اساسی قبلی، تعبیر این‌گونه بود - باید شورایی با این ترکیب تشکیل شود؛ آسانترین وجهش این است. وقتی این پیشنهاد به مجلس آمد، آقای هاشمی آن را مطرح کردند؛ اما با اکثریت قاطعی رد شد! با این‌که ایشان هم گفتند که این نظر امام است، اما فقط عده‌ی معدودی به آن رأی دادند! واقعاً نمیشود به آن اکثریت گفت که شما ضد ولایت فقیه هستید؛ نه، همه‌شان هم فدایی امام و علاقه‌مند به امام و مخلص امام بودند؛ خیلیهایشان هم جبهه‌برو بودند؛ اما این حرف را قبول نداشتند؛ بنابراین باید واقعاً این چیزها از هم تفکیک بشود. در همان وقت ما کسانی را میشناختیم که به فلان مرکز میرفتند و صحبت میکردند و در اصلِ اعتبار نظر ولایت فقیه خدشه میکردند! این حرفها مربوط به امروز نیست که حالا کسی خیال کند بعضیها امروز این حرفها را میزنند؛ نه، همان زمان میزدند؛ ما در جریان بودیم و افرادش را میشناختیم؛ الان هم یقیناً آثار و نوارها و حرفهایشان هست. غرض، رمی به «ضدیت با ولایت فقیه» چیز آسانی نیست که ما تا اندک چیزی از کسی دیدیم، فوراً این مُهر را به پیشانی او بزنیم؛ ضدیت با ولایت فقیه، شواهد و ضوابطی دارد1370/12/04

لینک ثابت
ولایت فقیه

مواضعی که دستگاه رهبری اعلام می کند بر طبق قانون اساسی سیاستهای اصلی نظام را تشکیل می دهد و کسانی که با این مواضع در مواقع حساس صریحاً مخالفت می کنند بدون شک با اصل ولایت فقیه ضدیت دارند اما اتهام به ضد ولایت فقیه بودن مسئله آسانی نیست و نمی توان هر کسی را به صرف اندک چیزی به ضد ولایت فقیه متهم کرد، ضدیت با ولایت فقیه شواهد و ضوابطی دارد و جهات اخلاقی بایدبه دقت رعایت شود.1370/12/04
لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی