خانوادههاى معظّم سرداران شهید و دستاندرکاران برگزاری مراسم گرامیداشت ۳۶ هزار شهید استان تهران(۱)
بسم الله الرّحمن الرّحیم
مجلس بسیار باشکوه و از لحاظ معنوى باعظمتى است. عطر شهادت، فضا را انباشته است و بحمدالله در این چند روز، فضاى شهر تهران معطّر است به عطر یاد هزاران شهید عزیز و بزرگوار از این استان. و یقیناً فضیلت خانواده
هاى مکرّم شهدا از لحاظ عظمت، بلافاصله پشت سر فضیلت شهدا است
؛ و شما خانواده
ها، سنگرداران شهادت، مرزداران فضیلت در طول دوران دفاع مقدّس بوده
اید و روحیه
ى شما و فرزندان شهدا که گوشه
هاى زیبایى از آن را در سخنان مادر بزرگوار سه شهید و فرزند عزیزِ سردار شهید، همین حالا شنیدیم، توانسته است در طول دوران دفاع مقدّس و بعد از آن، عظمت نظام اسلامى و روحیه
ى والاى ملّت بزرگ ایران را حفظ کند و روحیه
ى دشمنان را تضعیف کند. بنده از برادران سپاه خیلى متشکّرم به خاطر این اقدام که تجلیل از شهدا است
. همه باید تجلیل کنند؛ سپاه، ارتش، بسیج، جهاد، دستگاه
هاى دولتى، باید یاد شهیدان را زنده بدارند و مفهوم شهادت، این مفهوم باعظمت و پُرارزش و بسیار مؤثّر را در کشور ایران اسلامى، در میان ملّت مبارز ایران احیا کنند و حفظ کنند. اگرچه خون مطهّر شهداى ما در سطح جهان، بار دیگر این مفهوم را احیا کرد.
آنچه مهم است، حفظ راه شهدا است؛ یعنى پاسدارى از خون شهدا؛ این وظیفه
ى اوّل ما است. همه هم موظّفیم، نه اینکه بعضى وظیفه دارند و بعضى نه. البتّه کسانى که مسئولیّتى دارند و شانه
هاى آنها زیر بار مسئولیّتهاى بزرگ یا کوچک قرار گرفته است، وظیفه
ى بیشترى دارند. دیگران هم همه در قبال شهدا وظیفه دارند. «شهید» حقیقت عظیمى است، حقیقت شگفتآورى است. ما چون عادت کرده
ایم به مشاهده
ى شهدا و گذشتهاى آنها را، ایثارهاى آنها را، عظمت آنها را، وصایاى آنها را و راهى که آنها را به شهادت رساند زیاد دیدهایم، عظمت این حقیقت نورانى و بهشتى براى ما مخفى میماند؛ مثل عظمت خورشید و آفتاب که براى کسانى که دائم در آفتابند، مخفى میماند؛ از شدّت ظهور، مخفى میشود. یک نمونه از این نمونه
هاى شهداى امروز ما، وقتى در تاریخ صدر اسلام، در دورانهاى گذشته انتخاب میشد و معرّفى میشد و شرح حال او گفته میشد، یک تغییر واضح و شگفتآورى در دلها و جانها و حتّى عملها و نیّتها به وجود مى
آورد. هر یک از این ستارگان درخشان، میتواند عالمى را روشن کند؛ این حقیقت شهادت، حقیقت عظیمى است. اگر این حقیقت به وسیله
ى کسانى که امروز مسئولیّتی در قبال آنها دارند، زنده بماند، حفظ شود، تقدیس شود، بزرگ نگاه داشته شود، همیشه
ى تاریخِ آینده
ى ما از این ایثار بزرگى که اینها کردند، بهره خواهد برد؛ همچنان که تاریخ بشریّت هنوز دارد از خون بهناحق ریخته
ى سَرور شهیدان تاریخ، حضرت ابى
عبدالله الحسین (علیه الصّلاة و السّلام) بهره میبرد، استفاده میکند؛ چون زنده نگه
داشته شد؛ و کسانى که وارث آن خون بودند، مدبّرانه
ترین و شیواترین روشها را به کار بردند براى زنده نگه داشتن آن خون. گاهى زنده نگه داشتن خون شهید، رنج و زحمتش از خود شهادت کمتر نیست؛ رنج سىساله
ى امام سجّاد (علیه الصّلاة و السّلام)، رنج چندینساله
ى زینب کبریٰ از این قبیل است؛ رنج بردند تا توانستند این خون را نگه بدارند. بعد از آن هم، همه
ى ائمّه (علیهم السّلام) تا دوران غیبت [این رنج را بردند]. امروز یک چنین وظیفه
اى ما داریم. البتّه شرایط امروز با آن روز متفاوت است؛ امروز بحمدالله حکومت حق، قائم است؛ یعنى حکومت شهیدان؛ پس وظایفى داریم.
انسان در جمع
بندى، به این نتیجه میرسد که شهیدان، دو موضع
گیرى و دو حرکت زیبا و باشکوه از خودشان نشان دادهاند که هر کدام یک پیامى دارد؛ این دو موضع
گیرى، یکى موضع
گیرى در قبال ذات مقدّس ربوبى، در قبال اراده
ى الهى، در قبال دین خدا، در قبال بندگان خدا و مصالح آنها است؛ یک موضع
گیرى در مقابل دشمنان خدا است؛ یعنى شما اگر رفتار شهید را، روحیه
اش را، موضعش را تحلیل کنید، به این دو موضع
گیرى میرسید. موضع
گیرى در قبال خدا و بندگان خدا و امر خدا و آنچه مربوط به ذات مقدّس پروردگار است، عبارت است از «گذشت». شهید در قبال خدا گذشت میکند، گذشت کرده است. ایثار، ندیدن خود، به حساب نیاوردن خود؛ این، خلاصه
ى موضع
گیرى شهید است. اگر خود را به حساب مى
آورْد، خود را در معرض نابودى و خطر قرار نمیداد. این جوانهایى که در جبهه
هاى جنگ، در گرماى خوزستان، در سرماى کردستان، بر روى کوه
هاى پُر از برف در زمستان، در زیر آفتاب ۶۵ درجه حرارت در تابستان، رفتند و جان را فدا کردند، اینها همه خانه داشتند، زندگى داشتند، پدر و مادر مهربان داشتند، بعضى همسر عزیز و نازنین داشتند، بعضى فرزندان و جگرگوشهگان داشتند، آسایش داشتند، «خود» داشتند، آرزو داشتند؛ همه را ریختند و رفتند! پیام این کار چیست؟ حالا ما میخواهیم پیام را بگیریم؛ پیام چیست؟ پیام این است که اگر میخواهید خدا را از خودتان راضى کنید و وجودتان در راه خدا مفید واقع بشود و مقاصد عالى و اهداف عالى ربوبى و الهى درباره
ى عالم آفرینش تحقّق پیدا کند، باید خودتان را در مقابل اهداف الهى ندیده بگیرید؛ تکلیف مالایُطاق هم نیست؛ تا آنجایى که میشود؛ و میشود. هر جایى که گروهى از انسانهاى مؤمن این کار را کردند، کلمه
ى خدا پیروز شد؛ هر جایى که پای بندگان مؤمن خدا لرزید، کلمه
ى باطل پیروز شد؛ بدون بروبرگرد.
در انقلاب، بندگان مؤمن خدا، این ایثار را، این گذشت را کردند تا انقلاب پیروز شد. کارى شد که هیچ تحلیلگرى پیش
بینى نمیکرد بشود؛ یعنى اقامه
ى حکومت اسلام، حکومت دین، آن هم در این نقطه
ى عالم! چه کسی فکر میکرد؟ چه کسی باور میکرد؟ امّا شد؛ این کارِ نشدنى، به برکت این حرکت شهیدان و مؤمنان و ایثارگران شد. گروهى از مؤمنان ــ حالا نمیگوییم همه امّا یک گروه قابل توجّهى، جمع مؤمن برگزیده
اى ــ خود را در مقابل اراده
ى الهى نادیده گرفتند؛ همه باید سعى کنند جزو این گروه باشند تا این افتخار، متعلّق به آنها باشد. هر جایى که این گذشت نبود، مثل آنجاهایى که نیست، مثل [مواقعی] در طول تاریخ که نیست، مثل دوران امام حسین که اکثریّتِ قاطع زبدگان و خواص و مؤمنان، شانه خالى کردند و ترسیدند و عقب رفتند، کلمه
ى باطل پیروز شد، حکومت یزید سر کار آمد، حکومت بنىامیّه [برای] نود سال سر کار آمد، حکومت بنى
عبّاس پنج شش قرن سر کار آمد و ماند؛ مردم چه کشیدند، جوامع اسلامى چه کشیدند، مؤمنین چه کشیدند! به خاطر اینکه این گذشت انجام نشد. صحنه، صحنه
ى روشنى است؛ عزیزان من! همه
ى دوران زندگى ما جنگ اُحد است. [اگر] خوب حرکت کردیم، دشمن شکست خواهد خورد امّا به مجرّد اینکه چشممان به غنائم افتاد و دیدیم چهار نفر دارند غنیمت جمع میکنند، ما هم حسودیمان شد، سنگر را رها کردیم رفتیم به سمت غنیمت، ورق برمیگردد. دیدید که ورق برگشت در جنگ اُحد. در طول تاریخ اسلام، جنگ اُحد تکرار شده است؛ چشم به غنیمت دوختن. فرمانده الهىِ آشناى با صفحه
ى حقیقت، با آن دل نورانى، این عدّه را اینجا گذاشته است و گفته شما از اینجا تکان نخورید، شما اینجا پاسداران جبهه باشید؛ [منتها] تا چشمشان افتاد و دیدند چهار نفر آن پایین دارند غنیمت جمع میکنند، پاى اینها هم لرزید. البتّه اگر با تک
تک آنها صحبت میکردید، میگفتند: خب ما هم بالاخره آدمیم، ما هم دل داریم، ما هم خانه میخواهیم، زندگى میخواهیم. بله، امّا دیدید با این تسلیم شدن در مقابل خواسته
هاى حقیر بشرى چه اتّفاقى افتاد؟ دندان پیغمبر شکست، بدن مبارک پیغمبر مجروح شد، جبهه
ى حق مغلوب شد، دشمن پیروز شد، چقدر از بزرگان اسلام شهید شدند
.
پیام شهیدان این است که تسلیم وسوسه
ى غنیمت نشوید؛ [برای] من و شما و همه
ى کسانى که به این خونهاى بهناحقریخته
ى مطهّر احترام میگذارند، همین است. شما نگاه نکن که یک نفرى دارد تخلّف میکند و رفته است سراغ جمع کردن غنیمت. لا یَضُرُّکُم مَن ضَلَّ اِذَا اهتَدَیتُم؛
(۲) شما چه کار دارید که دیگرى گمراه شد؟ شما خودت را نگه
دار، حفظ کن؛ دستور اسلام این است، پیام خون شهید این است. آن روزى که همین شهداى عزیز ما در جبهه به شهادت رسیدند، همه که نرفتند جبهه؛ عدّه
اى هم بودند که مشغول کاسبى شدند، عدّه
اى هم مشغول پول درآوردن شدند، عدّه
اى هم مشغول سوءاستفاده شدند، عدّه
اى هم مشغول خیانت شدند؛ این شهدا، بدون اینکه به آنها اعتنا کنند، رفتند و نتیجه این شد که توانستند نظام اسلامى را حفظ کنند و امروز، هر کدام یک ستاره
اند، یک خورشیدند؛ این پیام اوّل. انسان باید در قبال خداى متعال، در قبال بندگان، در قبال اراده
ى الهى، خود را نشناسد؛ این پیام را باید بگیریم. عزیزان من! با این حقایق نمیشود شوخى کرد؛ اینها از انسان تحرّک میطلبد، از انسان تصمیم میطلبد.
پیام دوّم در مقابل دشمنان خدا است؛ استقامت، ایستادگى مطلق، از دشمن نترسیدن، از دشمن حساب نبردن، در مقابل دشمن به انفعال دچار نشدن. این خیلى مهم است که انسان در مقابل دشمن، دچار انفعال نشود. تمام سعى و همه
ى همّتِ امروزِ دنیاى مادّى مستکبر ــ یعنى همین دولتهاى استکبارى
اى که زمام مسائل اقتصاد و تسلیحات عالم و حتّى در موارد بسیارى، فرهنگ خیلى از کشورها را هم در دست دارند ــ این است که هر جا مقاومتى هست، آن را از طریق منفعل کردن خرد کنند. انفعال در مقابل دشمن، غلط
ترین کار و بزرگترین اشتباه است. دشمن را از لحاظ دشمنى باید به حساب آورد؛ یعنى او را حقیر نشمرد و در مقابل او باید آماده بود و دفاع کرد امّا از دشمن نباید حساب برد، تحت تأثیر قرار گرفت، و در مقابل او منفعل شد؛ دشمن این را میخواهد. دشمن میخواهد جوامع را منفعل کند؛ امروز از لحاظ فرهنگى و از لحاظ سیاسى، بیشترین تکیه
ى آنها این است. راجع به قضیّه
ى زن جنجال درست میکنند، راجع به حقوق بشر جنجال درست میکنند، راجع به مسئله
ى دموکراسى جنجال درست میکنند، راجع به مسئله
ى نهضتهاى آزادىبخش جنجال درست میکنند براى اینکه طرف مقابل را دچار انفعال کنند؛ بزرگترین اشتباه این است که ما در این قضایایى که آنها جنجال درست میکنند، جورى حرف بزنیم که بخواهیم آنها را راضى کنیم؛ این همان انفعال است.
خیلى خطا است که ما در زمینه
ى مسائل حقوق بشر جورى حرف بزنیم که آنها راضى بشوند. چه کسانی؟ همان کسانى که خودشان براى حقوق بشر، به معناى حقیقى هیچ ارزشى قائل نیستند امّا این را چماقى کردهاند تا بر سر هر جایى که بخواهند، آن را بکوبند. آمریکا سردمدار حقوق بشر در دنیا شده است! دولت عراق قبل از شروع جنگ، از نظر دولت آمریکا در لیست دولتهاى حامى تروریسم بود. دولت آمریکا یک کارهایى، دخالتهایى در امور مردم دارند؛ لیست درست میکنند [که مثلاً] اینها دولتهاى تابع تروریستند؛ دولت عراق را گذاشته بودند جزو این فهرست. در همان اوانى که رزمندگان سلحشور ما توانستند دشمن را در سالهاى ۶۱ و ۶۲ به زانو دربیاورند و آنها را از مرزها عقب برانند و دشمن بعثى مجبور شد براى مقابله
ى با ما، از سلاح شیمیایى و سلاحهاى کشتارجمعى استفاده بکند ــ یعنى جنایت جنگى بکند ــ دولت آمریکا احساس کرد باید جبهه
ى عراق را سنگین بکند تا دولت بعثى بتواند نقش خیانتآمیز خود را در قبال نظام جمهورى اسلامى ایفا کند. در همان سالها که دولت عراق سلاح شیمیایى به کار برد، اینها اسم عراق را از لیست دولتهاى حامى تروریسم خارج کردند! مسئله
ى حمایت اینها از حقوق بشر این است. بزرگترین پشتوانه
ى نقض حقوق بشر در هر جاى دنیا که مشاهده شود، همین دولتهاى مستکبرند؛ امثال آمریکا؛ آن وقت اینها داعیه
دار حقوق بشر میشوند و این را چماق میکنند براى ملّتهایى که میخواهند با آنها دربیفتند، دولتهایى که میخواهند با آنها دربیفتند. از این طرف، کسانى بیایند جورى در باب حقوق بشر حرف بزنند براى اینکه آنها را راضى کنند؛ این خیلى فعل غلطى است، خیلى سیاست غلطى است؛ این یعنى انفعال در مقابل دشمن.
درباره
ى مسئله
ى زن [هم] همینجور. بعد از اقامه
ى دولت حق، به فضل الهى زنهاى کشور اسلامى ایران توانستند شخصیّت حقیقى خودشان را تا حدود زیادى پیدا کنند؛ توانستند در میدانهاى گوناگونى حضور پیدا کنند؛ توانستند عظمت روحیه
ى زن مسلمان را نشان بدهند؛ که شما نمونه
اش را در وضع این مادر شهید و مادران عزیز شهدا و مادران دلاور شهدا ــ که بنده هر جا با مادران شهدا مواجه شدم، آنها را حتّى از پدران شهدا هم غالباً قویتر دیدم ــ و در روحیه
ى این مادران بزرگوار و شجاع میتوانید ببینید؛ این، عظمت زن مسلمان است؛ در میدانهاى سیاسى، در میدانهاى فرهنگى. آن وقت اینها که مى
آیند درباره
ى تضییع حقوق زن در جمهورى اسلامى قلمفرسایى میکنند، جوسازى میکنند، ما بیاییم اینجا براى اینکه آنها را راضى کنیم، درباره
ى زن جورى حرف بزنیم که با نظر اسلام که مایه
ى عزّت زن است، مخالف باشد؛ این خطا است. چرا باید کسانى در زمینه
ى زن یا در زمینه
ى حقوق بشر جورى حرف بزنند که گویى ما باید سعى کنیم خودمان را با نقطهنظرهاى غربى
ها نزدیک کنیم، آشنا کنیم؟ چرا؟ آنها اشتباه میکنند، آنها باید نقطهنظراتشان را به ما نزدیک کنند، آنها باید در مقابل مسئله
ى زن، مسئله
ى حقوق بشر، مسئله
ى آزادى و دموکراسى، نقطهنظرهاى غلط و باطل خودشان را اصلاح کنند، تصحیح کنند و با نظرات اسلامى مواجه کنند؛ نه اینکه از این طرف [کسانی] دچار انفعال بشوند. استقلال اسلامى، ایستادگى اسلامى، هضم نشدن در مقابل دشمن، نترسیدن از دشمن، قدرت پوشالى دشمن را به حساب نیاوردن، عظمت اتّکاء به نفْس و توکّل به خدا را در همه
ى امور زندگى فهمیدن و تشخیص دادن؛ این است پیام دوّم شهید که خود او اینجور عمل کرده است. در همه
ى قضایا، ملّت ایران این را نشان داده است، بعد از این هم باید نشان بدهد که در مقابل دشمن، در مقابل پُررویى
هاى دشمن، افزونطلبى
هاى دشمن، طلبکاریهاى دشمن، به هیچ وجه آماده نیستند و حاضر نیستند یک قدم عقبنشینى کنند؛ حاضر نیستند مبانى اسلامى را به خاطر دیدگاه
هاى دشمن رها کنند و کنار بگذارند که دشمن را راضى کنند؛ این، خوب رویّه
اى است.
حالا در همین قضایاى مهمّ جارى روز، در زمینه
ى مسائل سیاست خارجى، در زمینه
ى مسائل انتخابات ریاست جمهورى که بحمدالله ملّت ایران در همه
ى این قضایا مواضع خوبى نشان داده است و نشان خواهد داد، در همه
ى این قضایاى سیاسى یا فرهنگى، دشمن سعى میکند براى خود جاى پا باز کند؛ سعى میکند وارد بشود در فضاى ذهنىِ فرهنگى ملّت ایران. ملّت ایران هم محکم ایستاده است و باید بِایستد. حتّى دیده شده است که نسبت به کاندیداهاى ریاست جمهورى اظهار نظر میکنند، حرف میزنند، تحلیل میکنند؛ این به غرب نزدیکتر است، این از اسلام بیشتر دفاع میکند، آن کمتر دفاع میکند؛ یعنى میخواهند در همه
ى امور دخالت کنند. ملّت ایران در همه
ى این میدانها، بر اصول اسلامى پاى خواهد فشرد؛ این را همه
ى دنیا باید بداند. از جمله
ى این اصول، یکى ایستادگى در مقابل استکبار و روحیه
ى استکبارى دولتهایى است که میخواهند در مسائل داخلى کشور ما، براى خودشان جاى پایى باز کنند و دخالت بکنند. و ملّت با دقّت نگاه خواهد کرد و باید نگاه کند و دقّت بکند. اگر کسى از آن کسانى که در عرصه
ى ریاست جمهورى وارد میشوند ــ از نامزدهاى ریاست جمهورى ــ کمترین نشانه
ى نرمشى در مقابل آمریکا، در مقابل دخالتهاى دولتهاى غربى، در مقابل تجاوزهاى فرهنگى و سیاسى بیگانگان، به سمت این دشمنها و دشمنیها و مواضع آنها نشان بدهد، همه
ى دنیا باید بدانند که ملّت به چنین کسى قطعاً رأى نخواهد داد. مردم به کسى رأى میدهند که بدانند در مقابل آمریکا خواهد ایستاد، در مقابل افزونطلبى
هاى دولتهاى متجاوز و پُرتوقّع و خودکامه خواهد ایستاد، در مقابل کسانى که میخواهند اراده
ى خود را بر ملّت ایران تحمیل کنند خواهد ایستاد، در مقابل تهاجم فرهنگ بیگانه خواهد ایستاد؛ مردم به هر کسى که این مواضع را بیشتر از او ملاحظه کنند، بیشتر گرایش پیدا میکنند؛ البتّه متن مردم را ما میگوییم [امّا] ممکن است یک گوشه
اى چهار نفر آدم هم باشند که داراى سلایق مخصوصى باشند و عکس متن مردم فکر بکنند؛ به آنها کارى نداریم. متن ملّت ایران این است؛ مواضع ملّت ایران، همان مواضعى است که به خاطر آن انقلاب کرده است، هجده سال مقاومت کرده است، هشت سال جنگ تحمیلى را اداره کرده است؛ این را همه
ى مردم دنیا باید بدانند و خواهند دانست.
و بنده از تفضّلات الهى و توجّهات خاصّ حضرت ولىّ
اللهالاعظم (ارواحنا فداه) و ادعیه
ى زاکیه
ى روح مطهّر امام بزرگوار، اطمینان دارم که پروردگار کمک خواهد کرد. در این تجربه هم مردم ان
شاءالله آنچه را به صلاح دین و دنیاى آنها است، پیش خواهند برد و ان
شاءالله ملّت ایران شاهد یک دوران دیگرى از پیشرفت و ترقّى خواهد بود به لطف پروردگار. امیدواریم که ارواح طیّبه
ى شهدا، هم از همه
ى ما شاد باشند و هم ان
شاءالله در پیشگاه پروردگار، براى پیشرفت اهداف عالیه
ى اسلامى دعا کنند و براى ملّت ایران درخواست لطف و تفضّل بیشتر الهى را بنمایند.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته