سالروز میلاد حضرت ولىّعصر (عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف)(۱)
بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمد لله
ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابى
القاسم محمّد و على آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما بقیّة
الله
فى الارضین الکهف الحصین و غیاث المضطرّ المستکین و عصمة الخائفین و ملاذ اللاجئین مولانا الحجّة بن الحسن المهدىّ المنتظر و لعنة
الله
على اعدائهم اجمعین الى یوم
الدّین
. قال
الله
الحکیم فى کتابه: بِسمِ اللهِ الرَّحمّْنِ الرَّحیمِ * بَقِیَّتُ اللهِ خَیرٌ لَکُم اِن کُنتُم مُؤمِنین
.(۲)
عید میلاد مبارک و باسعادت و سرشار از امید و انتظار امام غائب و حجّت الهى در زمین، مهدى موعود (عجّل
الله
تعالى فرجه
الشّریف و سلام الله
علیه و على آبائه الاطیبین الاطهرین) را به شما برادران و خواهران عزیز قمى صمیمانه تهنیت و تبریک میگویم. این یک فرصت بسیار مغتنم و باارزشى است براى اینجانب که شهر قم و مردم قم را و این آستان مقدّس را که حرم اهلبیت است، در روزى زیارت کنم که روز عید و جشن همه
ى منتظران عالم و همه
ى کسانى است که در اعماق جان خود، انتظار آزادگى و عدالت و رهایى از ظلم و تعدّى و طغیان را دارند.
از اوّلین لحظات پیدایش این نهضت مبارک که تحت الطاف حضرت ولىّ
الله
الاعظم (ارواحنا فداه و عجّل الله
تعالى فرجه) روزبه
روز به پیش رفته است و از اوّلین روز این نهضت، شما مردم قم، این شهر قیام، زن و مردتان، پیر و جوانتان با آن ارتباط پیدا کردید، به آن کمک کردید و در صحنه
هاى گوناگونى با همه
ى وجود از آن دفاع نمودید. خوشحالم از اینکه خداوند متعال این توفیق را به اینجانب داده است که بتوانم شما عزیزان قمى را باز در این مکان مقدّس و شریف و در این شهر پُرخاطره زیارت کنم؛ آن هم در یک چنین روز عزیز و شریفى.
چند مطلب را در مدّت کوتاهى لازم میدانم عرض کنم که اینها مطالب اساسىِ فکرى و سیاسى ما است و به هم مرتبط هم هست. یک مطلب درباره
ى این بخش عظیم
اعتقادى ما است که عبارت است از انتظار ظهور ولىّ
عصر و مهدى موعود و منجى بشریّت. همه
ى مسلمانان، حقیقت مهدى موعود را از طریق روایات خدشه
ناپذیرى که از نبىّ اکرم (صلّى
الله
علیه و آله
و سلّم) و اولیاى دین رسیده است قبول دارند امّا این حقیقت در هیچ جاى جهان اسلام مثل محیط زندگى ملّت عزیز ما و شیعیان، این برجستگى را و این چهره
ى درخشان را و این روح پُرتپش و پُرامید را ندارد. این از برکات آن است که ما به برکت روایات متواتره
ى خودمان، شخص مهدى موعود را با خصوصیّاتش مى
شناسیم. مردم ما ولىّ
الله
الاعظم را و جانشین خدا در زمین را و بقیّه
ى اهلبیت پیغمبر را با نام و خصوصیّات مى
شناسند؛ با او از لحاظ عاطفى و فکرى ارتباط برقرار میکنند؛ به او میگویند، به او شِکوه میبرند، از او میخواهند و در انتظار آن دوران آرمانى، دوران حاکمیّت ارزشهاى والاى الهى بر زندگى بشر را انتظار میبرند. این انتظار داراى ارزش زیادى است. این انتظار به معناى آن است که وجود ظلم و ستم در عالم، [امید را] از دلهاى منتظران نمیزداید و چشمه
ى امید را خاموش نمیکند. اگر این نقطه
ى امید در زندگى جمعیّتى نباشد، چاره
اى ندارد جز اینکه به آینده
ى بشریّت بدبین باشد.
این ظلم عظیم مسلّط بر عالم، این سلطه
هاى ناحق، این زورگویى
ها به ملّتها در سطح جهان، این ریختن خونهاى بناحق، این پامال کردن شریف
ترین و عزیزترین ارزشهاى انسانى، این دروغها و تزویرهایى که سردمداران استکبار عالمى هر روز تحویل بشریّت میدهند، این
همه بدى، اینهمه استثمار و ظلم، یک انسانى را که یک چشمه
ى امیدى در دل نداشته باشد، به
طور طبیعى مأیوس میکند؛ لذاست شما مى
بینید نسل جوان در کشورهاى غربى به
سوى پوچى کشانده میشوند. نسل جوانى که به سنّتها خو نگرفته است و خود را پابند سنّتها نکرده است، وقتى
که نگاه میکند و این نابسامانى محیط زندگى بشریّت را میبیند، ناامید میشود؛ لذا نسل جوان به سمت پوچى کشیده میشود. بسیارى از دخترها و پسرها در کشورهاى غربى که به سمت بیهودگى و بى
اعتنائى به مظاهر زندگى و پوچى و غرقه شدنِ در شهوات آنى کشیده میشوند، بر اثر یأس است. بسیارى از دانشمندان و نویسندگان و سخنگویان بشریّت به این حالت دچار میشوند امّا آن ملّتى که به آینده امید دارد، میداند که روزگار ظلم و ستم و زورگویى و تجاوز و طغیان و استکبار با همه
ى حجم عظیمى که امروز در جهان به
وجود آورده است، یک روزگار تمام
شدنى است و دورانى خواهد رسید که قدرت حق، آن قدرت قاهره
ى حق، همه
ى قلّه
هاى فساد و ظلم را از بین خواهد برد و چشم
انداز زندگى بشر را با نور عدالت منوّر خواهد کرد. معناى انتظارِ دوران امام زمان این است.
شما جوانان عزیز که در آغاز زندگى و تلاش خود هستید، باید تلاش کنید تا زمینه را براى آنچنان دورانى آماده کنید؛ دورانى که در آن، ظلم و ستم به هیچ شکلى وجود ندارد؛ دورانى که در آن اندیشه
ى بشرى و عقول بشر از همیشه فعّال
تر و خلّاق
تر و آفریننده
تر است؛ دورانى که ملّتها با یکدیگر نمیجنگند و این جنگها به دستهاى جنگ
افروز عالم ــ همانهایى که امروز مى
بینید چگونه جنگهاى منطقه
اى را و جنگهاى جهانى را در گذشته به راه انداخته
اند و مى
اندازند ــ دیگر نیست؛ صلح و امنیّت کامل است در مقیاس عالم. باید براى آن دوران تلاش کرد. قبل از دوران مهدى موعود، آسایش و راحت
طلبى و عافیت نیست. در روایات است که «وَاللهِ لَتُمَحَّصُنَّ وَاللهِ لَتُغَربَلُنّ»؛
(۳) بشدّت فشار داده میشوید، امتحان میشوید؛ امتحان کجا است و چه وقت است؟ آن وقتى که میدانى است؛ میدان مجاهدتى است. در میدانهاى مجاهدت قبل از ظهور مهدى موعود، انسانهاى پاک امتحان میشوند، در کوره
هاى آزمایش وارد میشوند و سربلند بیرون مى
آیند و جهان به دوران آرمانى و هدفىِ مهدى موعود (ارواحنا فداه) روزبه
روز نزدیک
تر میشود. این، آن امید بزرگ است. لذا روز نیمه
ى شعبان، روز عید بزرگ است.
حالا که بحمدالله
توجّهتان کاملاً جلب شد، من یک بار دیگر این عید را به شما تبریک میگویم؛ چون مایه
ى امید است، چون درست در نقطه
ى مقابلِ آن فضاى یأس
آلودى است که استکبار میخواهد در مقابل چشم مستضعفان عالم به
وجود بیاورد. اگر امروز شما سیاستگذاران و طرّاحان برنامه
هاى استکبارى را مشاهده کنید، خواهید دید از مهم
ترین کارهاى آنها و هدفهاى آنها، یکى این است که در مقابل چشم مردم، فضاى یأس
آلودى نسبت به اصلاحاتى که باید انجام بگیرد، ایجاد بکنند؛ ملّتها باید از صلاح مأیوس بشوند تا حربه
ى استکبار کارگر بیفتد؛ وَالّا اگر ملّتها امیدوار باشند و امیدوار بمانند، حربه
ى استکبار چندان کارگر نیست؛ [لذا] سعى میکنند فضاى تیره
اى را در مقابل چشمها ترسیم کنند. فضاى تیره به این معنا که به ملّتها تفهیم کنند که نیروى ذاتى شما، فرهنگ شما، اعتقادات شما، شخصیّت ملّى و هویّت ملّى شما براى شما نمیتواند کارى انجام بدهد؛ باید قدرتهاى بزرگ به شما کمک کنند تا بتوانید حرکت کنید. این آن چیزى است که استکبار جهانى میخواهد به ملّتها تفهیم کند.
نقطه
ى مقابل ــ درست ۱۸۰ درجه مقابل این فکر ــ فکر انتظارى است که بر محیط ما حاکم است؛ بر محیط
هاى طرفداران مذهب اهل
بیت (علیهم
السّلام) حاکم است. «انتظار» یعنى دلْ سرشار از امید بودن نسبت به پایان راه زندگى بشر. ممکن است این چند سال، کسانى نبینند و نتوانند درک کنند آن دوران را. فاصله هست امّا آن دوران بلاشک وجود دارد. لذا تبریک این عید که عید امید و عید انتظار و عید انتظار فرج و گشایش است، درست نقطه
ى مقابل آن چیزى است که دشمن میخواهد به
وجود بیاورد. این، نکته
ى اوّلى که خواستم عرض بکنم.
مطلب دوّم در دنباله
ى همین مسئله است. ما آن
وقتى میتوانیم حقیقتاً منتظر به حساب بیاییم که زمینه را آماده کنیم. زمینه باید براى ظهور مهدى موعود (ارواحنا فداه) آماده بشود و آن عبارت است از عمل کردن به احکام اسلامى، و حاکمیّت قرآن و اسلام. همان
طور که عرض کردم، فرمودند: وَاللهِ لَتُمَحَّصُنَّ وَاللهِ لَتُغَربَلُنَّ. این تمحیص، این امتحان بزرگ که مریدان و شیعیان ولىّ
عصر (ارواحنا فداه) با آن مواجه هستند، همان امتحان تلاش براى حاکمیّت اسلام است. باید کوشش کنید براى حاکمیّت اسلام. این یک قدم را ملّت بزرگ ما برداشتند.
و من در این شهر قم که خاستگاه مبارزه و انقلاب است و در این ساحت مقدّس که شاهد مجاهدتها و تلاشهاى مخلصانه
ى دیرین طولانى دوران نهضت، قبل از پیروزى انقلاب و بعد از پیروزى انقلاب بوده است، باید این مطلب را عرض کنم که اوّلین قدم به
وسیله
ى ملّت ایران برداشته شده است براى حاکمیّت اسلام، براى نزدیک شدن ملّتهاى مسلمان به عهد ظهور مهدى موعود (ارواحنا فداه و عجّل الله
فرجه) و آن، ایجاد حاکمیّت قرآن است. این، آن چیزى است که دنیاى مادّى نمیخواست آن را باور بکند. نمیخواستند بعد از قرنها تلاشى که کرده بودند تا دین را ــ و بخصوص دین مقدّس اسلام را ــ از صحنه خارج بکنند، ببینند که حالا این دین با یک حاکمیّت و بر سریر قدرت حکومت در صحنه
ى عالم ظاهر شده است و ملّتها را به خود جلب و جذب میکند؛ حاضر نبودند [ببینند] لذا مبارزات استکبار و دشمنان دین و جبهه
ى کفر و عناد و استکبار با جمهورى اسلامى شروع شد.
آنچه لازم است ما بدانیم و همه
ى ملّت عزیز ما بدانند، این است که سنّتهاى الهى کار خود را کرده است. على
رغم فشارى که دشمن در طول این سیزده سال و اندى نسبت به جمهورى اسلامى و کشور عزیز ما ایران انجام داده است، بحمدالله
تلاش شده و آن تلاشها به ثمر نشسته است و نتیجه داده است. این باید از معجزات اسلام به حساب بیاید.
امروز کسانى که در معرض تشکیل حکومت در کشورها قرار میگیرند، دست و دلشان میلرزد که آیا میتوانند این بار سنگین را بر دوش بگیرند با اینهمه فاصله
اى که میان دولتهاى فقیر و غنى در دنیا به
وجود آمده است. جمهورى اسلامى ایران، این نظام مقدّس الهى و اسلامى، توانست على
رغم تضییق
هاى روزافزون دشمنان، کارهاى درخشانى را در سطح کشور انجام بدهد که یک دولت معمولى در شرایط معمولى و غیر بحرانى نمیتوانست این
همه تلاش و خدمت را بکند و انجام بدهد؛ و این چیزى است که تصوّر آن براى دشمنان اسلام دردآور است. آنها میخواستند ببینند که جمهورى اسلامى ناکام و ناموفّق میماند.
جمهورى اسلامى بحمدالله
در ابعاد گوناگون و مختلف به توفیقات بزرگى دست پیدا کرده است؛ هم در زمینه
ى سازندگى کشور، هم در زمینه
ى افکار عمومى و اخلاق عمومى، هم در زمینه
ى فرهنگ و گسترش فرهنگ اسلامى، هم در زمینه
ى کشاندن کشور به استقلال و زنده
کردن استعدادها و به صحنه آوردن توده
ى مردم ــ که همواره در دورانهاى سیاه حکومتهاى پادشاهى و ستمشاهى، مردم از صحنه بیرون بودند و کسى به مردم کارى نداشت؛ آنچه بود در دست قدرتها بود که خودشان فعّال مایشاء
(۴) بودند و هر کارى میخواستند میکردند؛ ملّتها کاره
اى نبودند ــ جمهورى اسلامى این توفیق را پیدا کرد که این سدّى را که در طول قرنها به وجود آورده بودند، فرو بریزد؛ ملّت بشود همه
کاره و تصمیم
گیرنده، و مسئولین کشور ناگزیر باشند آراء ملّت و خواست ملّت و نظرات ملّت را رعایت کنند که این بهترین شیوه است براى مصون ماندن انقلاب.
آنچه مهم است، این است که بحمدالله
ملّت ما به آگاهى رسیده و هوشیار است. اینهمه تبلیغاتى که بر روى آن، دستهاى استکبار در سرتاسر عالم دارند سرمایه
گذارى میکنند، بر روى این ملّت اثرى نمیگذارد. ملّت به تلاشهاى استکبارى در زمینه
ى تبلیغات، لبخند تمسخر میزند؛ میداند که انگیزه
ى آنها از این تبلیغات چیست. این توفیق بزرگى براى یک ملّت است.
امروز استکبار جهانى به
وسیله
ى رادیوهاى خود و دستگاههاى تبلیغاتى خود در دنیا، حکومتها را جابه
جا میکند؛ کسانى را میبرد و کسانى را به جاى آنها مى
آورد ــ اینقدر قدرت تبلیغاتشان بر روى نظامهاى پوچ و بىپایه
اى که به ملّتها متّکى نیستند، داراى تأثیر است ــ امّا این ملّت بحمدالله
بنیان مرصوصى
(۵) دارد. آن ایمان بزرگ، آن راهى که امام و معلّم بزرگ او ــ آن انسان استثنائى زمان ما، آن رهبر فوق
العاده
اى که تاریخ ما در این قرون اخیر نظیرش را مشاهده نکرده است، آن انسان والا با آن اخلاص فوق
العاده
ى خود ــ در پیش پاى ملّت گذاشت، خداى متعال هم تفضّل کرد، دست عنایت ولىّ
عصر هم بحمدالله
همواره با این ملّت بوده است و به آنها کمک کرده است و این آگاهى در ملّت ما به وجود آمده.
بحمدالله
مسئولین همه دارند تلاش میکنند، کار میکنند، هر کدام در بخش مربوط به خود مخلصانه زحمت میکشند و خدا هم لطف کرده است و کمک کرده است، به کارهاى آنها توفیق میدهد؛ پیشرفتهاى زیادى پیدا میکنند؛ هم در زمینه
هاى سیاسى، هم زمینه
هاى اقتصادى، هم زمینه
ى سازندگى کشور. صبر عظیم و پولادین این ملّت در میدانهاى گوناگون آزمایش شده است. با همین صبر و استقامت ان
شاءالله
در آینده
ى نه چندان دورى آن وضعیّتى به
وجود خواهد آمد که مسلمانان کشورهاى دیگر بلکه ملّتهاى غیر مسلمان، از این نظام زندگى و نظامى که مایه
ى آبادانى و مایه
ى سازندگى کشور است، درس بگیرند، الگو بگیرند و اسلام چهره
ى سازنده
ى خود را به
طور واقع آن روز به دنیا نشان بدهد؛ ان
شاءالله
.
آنچه به این مطالب میخواهم اضافه بکنم، این است که امروز ملّت ما و همه
ى ملّتهاى عالم بخصوص ملّتهاى مسلمان، باید دردهاى عمده
ى بشر را درست بشناسند و تشخیص بدهند تا دستهاى تبلیغات بیگانه نتواند فکر غلطى را، برداشت نادرستى را از حقایق عالم در مقابل آنها قرار بدهد. آن چیزى که امروز ملّتها همه باید بدانند ــ و بحمدالله
ملّت ما این را بخوبى میداند ــ این است که امروز درد بزرگ بشریّت، تسلّط قدرتهاى استکبارى و بى
مهار است. این، اساس مشکلات و دردهاى ملّتها است.
امروز ملّتهایى هستند که بر روى ثروت خدادادى، [عمر خود را] گرسنه به سر مى
آورند؛ ملّتهایى هستند که از آب و خاک و منابع طبیعى خودشان نمیتوانند استفاده بکنند و دیگران مى
آیند استفاده میکنند. کمپانى
هاى بیگانه در داخل سرزمینهاى آنها از سرمایه
ى آنها به آلاف و الوف دست پیدا میکنند امّا ملّتها گرسنه
اند؛ در آفریقا کشورهایى هستند با استعدادهاى طبیعى و به این ترتیب. امروز ملّتهاى بسیارى دچار حکومتهاى فاسد و ظالمند؛ رؤسای کشورهایی که همّوغمّ
شان مال
اندوزی و ثروت جمع کردن و سرگرمی به شهوات حیوانی است؛ بسیاری از این کشورها دچار یک چنین مسئولینی هستند؛ این یکی از دردها است؛ این یکی از مشکلات ملّتها است. امروز ملّتها ــ بسیاری از ملّتها ــ متأسّفانه نمیتوانند از استعدادهای خودشان استفاده کنند. تحصیل
کرده
های معدودی هم که پیدا میکنند، پول قدرتهای بزرگ، آنها را به سمت خود جذب میکند. جوانى در کشورى درس خوانده، به مقامات علمى رسیده است، وقتى که هنگام استفاده
ى از دانش او است، دست دشمن مى
آید او را برمیدارد و میبرد، از ملّت خود دورش میکند: فرار مغزها یا در حقیقت ربودن مغزها که این هم از دردهاى ملّتها است. دردهاى ملّتها از فقر و جهالت و دچار ظلم و ستم بودن و دچار فساد اخلاقى بودن و انحطاط فرهنگى، دردهاى گوناگونى است امّا آنچه من میخواهم عرض کنم این است که اگر قدرت سلطه
گرى مثل آمریکا امروز بر دنیا حکومت نمیکرد و سلطه
هاى فاسد را در کشورها پشتیبانى نمیکرد، وضع ملّتها این
جور نمیماند. این یک حقیقتى است. این حقیقت را ملّت ما میداند و ملّتهاى عالم باید بدانند که متأسّفانه بسیارى هم نمیدانند!
خاصیّت قدرت استکبارى این است که به همه
ى دنیا مثل منطقه
اى که متعلّق به خود او است یا او حقّ استفاده
ى از آن را دارد نگاه میکند. یک نقطه را که باید تقویت کند ــ چون به نفع او است تقویت آن ــ بدون هیچ ملاحظه
اى تقویت میکند. امروز شما ببینید اسرائیل چقدر مورد حمایت آمریکا است! اسرائیلى که از حقوق ملّتهاى همسایه
ى خود ــ بعد از آنکه تضییع حقوق ملّت فلسطین را کرده است ــ هیچ چیز براى آنها از حق قائل نیست؛ هر وقتى فرصت پیدا کند، تجاوز میکند: امروز میتواند به لبنان تجاوز کند، تجاوز میکند و روزى اگر لازم بداند به اردن یا به سوریه. چه چیزى مانع او خواهد شد؟ رژیمى که در داخل سرزمینهاى اشغالى فلسطین براى مردم این سرزمین کمترین حقّ حیات و حیثیّت زندگى قائل نیست، به آنها اجازه
ى زندگى در خانه
ى خودشان را هم نمیدهد و آن کسانى را که در مقابل فشار نیروهاى صهیونیستى فریادى بکشند، آنجور خشن خفه میکند، سرکوب میکند؛ به هیچ
یک از قراردادهاى بین
المللى که در عرف دولتهاى جهانى مورد قبول است، اگر نخواهد عمل نمیکند و هر کدام که براى او اندک
مشکلى داشته باشد، آن را خیلى راحت کنار میگذارد؛ از یک چنین رژیم وحشى و گستاخ و بى
اعتناى به قوانین انسانى و مقرّرات بین
المللى، آمریکا حمایت میکند.
این کارهایى که امروز اسرائیل میکند، اگر کمتر از آن را دولتى انجام میداد که در خدمت منافع آمریکا نبود، میدانید تبلیغات آمریکایى چه میکردند با آن دولت؟ در همین جریان شهادت رهبر حزبالله و دبیرکلّ حزب
الله
لبنان، مرحوم سیّدعبّاس موسوى،
(۶) این مجاهد شهید و بااخلاص، هلىکوپترهاى صهیونیست وارد فضاى کشور دیگرى میشوند، آزادانه در آن رفت و آمد میکنند، نقطه
اى را زیر نظر میگیرند، کاروان اتومبیل
هاى غیرنظامى را با موشک میزنند، مرد را میکُشند، زن را میکُشند، فرزند خردسال را میکُشند. در مقابل این جنایت واضح که هیچ
کس در جنایت بودن این رفتار کمترین تردیدى نمیتواند بکند، شما ببینید دنیاى استکبارى چه موضعى میگیرد؟ مگر معناى تروریسم چیست؟ مگر تروریسم غیر از این است؟ به غیرمسلّحى حمله کنند، به زن و فرزند مردم حمله کنند، به خانه
ى مردم حمله کنند، از خانه
ى مردم صاحب خانه را بربایند، نابود کنند، بکُشند، شکنجه کنند؛ تروریسم مگر چیست؟ آیا آمریکایى
ها ــ رژیم ایالات متّحده
ى آمریکا ــ و سازمانهایى که دم از طرف
دارى از حقوق بشر میزنند، دم از مخالفت با تروریسم میزنند، نمیفهمند که تروریسم یعنى این؟ نمیدانند که تروریسم دولتى یعنى آن کارى که چهل و چند سال است که رژیم غاصب صهیونیست دارد انجام میدهد؟ یا میفهمند. آیا وقتى که ملّتها مى
بینند که این
جور فرهنگها و واژه
ها و لغات در قاموس استکبار آمریکایى نابجا و غلط مصرف میشود، جا دارد که ملّتى از اینکه آمریکا به او بگوید «تروریست»، تحاشى
(۷) کند؟ عدّه
اى را آمریکایى
ها در لیست تروریست
ها قرار دادند؛ غلط کردند! اگر بنا است کسانى در لیست تروریست
ها قرار بگیرند، اوّل خود رژیم آمریکا است که تروریست
تر از دیگران است و حامى خبیث
ترین رژیمهاى دنیا یعنى رژیم صهیونیست است.
امروز کار دشمنان اسلام و دشمنان حاکمیّت قرآن به جایى رسیده است که پوشیده نمیدارند که با اسلام و حاکمیّت اسلام مخالف و دشمنند. یک روزى این را مخفى میکردند؛ یک روزى ادّعا میکردند که هر چه ملّتها بخواهند؛ یک روزى میگفتند که ما با ادیان، با مذاهب مردم، با افکار و عقاید مردم مخالفتى نداریم امّا گذشتِ زمان موجب شد که سنّتهاى الهى عمل کند. بیدارى مردم، اسلام
خواهى مردم، حضور مردم در صحنه
ها، فعّالیّتهاى تلاشگرانه
ى ملّتهاى مسلمان، امروز استکبار را در موضع ضعف قرار داده، در موضع انفعال قرار داده، مجبورند صریحاً بگویند که ما با حکومت اسلامى، با حاکمیّت اسلام مخالفیم؛ ناگزیرند این را اعتراف کنند. این یکى از تناقضهایى است که در زندگى آنها است. این یکى از چیزهایى است که سنّتهاى الهى بر آنها تحمیل میکند.
اگر قدرتهاى استکبارى عالم میتوانستند، میخواستند به ملّتها این
جور وانمود کنند که به مقدّسات آنها احترام میگذارند، براى اینکه ملّتها را فریب بدهند؛ اگر میتوانستند، میخواستند به ملّتها وانمود کنند که به دین آنها و عقاید آنها احترام میگذارند، شاید بتوانند ملّتها را فریب بدهند، امّا پیشرفت کارها، بیدارى ملّتها، مبارزات پیگیر ملّتهاى مسلمان موجب شده است که آنها دیگر نتوانند مافى
الضّمیر خودشان را کتمان کنند. حالا صریح میگویند که ما با حکومت اسلامى، با نظام اسلامى، با جمهورى اسلامى، با روى کار آمدن اسلام
گرایان، با به قدرت رسیدن طرف
داران اسلام مخالفیم؛ این را صریح بیان میکنند. چهره
ى آنها در مقابل ملّتها باید روزبه
روز بیشتر افشا بشود یعنى آن سرانجام تلخى که در انتظار مستکبران است، باید روزبه
روز نزدیک
تر بشود و نزدیک
تر خواهد شد.
امروز درد بزرگ بشریّت همین است که گفتم: وجود سلطه
ى استکبارى بر سر مردم و در رأس قدرتهاى استکبارى، قدرت رژیم آمریکا. نفوذ آمریکا در کشورها براى آنها ضرر است؛ دخالت آمریکا در کار ملّتها براى آنها موجب ضرر است؛ حضور او و نیروهایش ــ چه نیروهاى نظامى
اش و چه اقتصادى
اش ــ در هر منطقه
اى از مناطق عالم براى آن منطقه مایه
ى ضرر و فساد است. امروز آمریکایى
ها کارى کردند که دولتها در سرتاسر عالم جرئت نکنند این حقیقت را با او در میان بگذارند یا صریحاً بیان کنند. وقتى که رئیس
جمهور
(۸) ما حقایق را در یک منبر جهانى، در یک کنفرانس بین
المللى ــ کنفرانس [سران کشورهای] اسلامی ــ بیان میکند، دیگران مى
آیند میگویند ما هم با این حرفهاى شما موافقیم، امّا جرئت نمیکنند این حرفها را به زبان بیاورند. آمریکایى
ها کارى کردهاند و فضاى دنیا را آنچنان گرفته
اند که دولتها ــ البتّه دولتهایى که به ملّتهاى خودشان متّکى نیستند؛ وَالّا کسى به ملّت خودش متّکى باشد از آمریکا نمیترسد ــ آن دولتهایى که به ملّتهاى خود متّکى نیستند، بترسند و جرئت نکنند اعتراض کنند.
همین اندازه به شما بگویم که امروز در سطح عالم، آن ملّت و دولتى که شجاعانه با کمال قدرت، مواضع خود و اعتقادات خود را با یک زبان و یکپارچه بیان میکند، شما ملّت ایران هستید. ملّتهاى دیگر یا این یکپارچگى را ندارند ــ که ندارند ــ و این فکر در میان آنها عمومیّت ندارد، یا با مسئولینشان هماهنگ نیستند و یک حرف را نمیزنند و یک
جور فکر نمیکنند. گوشه کنار ممکن است کسانى پیدا بشوند، سخن حقّى را بیان کنند، [امّا این] با وضع ملّت ایران متفاوت است. این از اختصاصات شما ملّت بزرگ و شجاع در زیر سایه
ى جمهورى اسلامى یعنى زیر سایه
ى ولىّ
عصر (ارواحنا فداه) است که میتوانید از قرآنتان، از اسلامتان، از مقدّساتتان، از عفاف و عفّتتان، از ارزشهاى اسلامى
تان با همه
ى وجود دفاع کنید؛ هم ملّت بگوید، هم مسئولین دولتى بگویند، هم نمایندگان مردم در مجلس بگویند؛ همه بگویند و میگویند. این استقلال، این شجاعت، این ایستادگى در مقابل زورگویىِ استکبار جهانى، امروز بحمدالله
مخصوص این ملّت و این کشور است و همین است که استکبار را نسبت به این کشور و نسبت به این ملّت دچار حِقد
(۹) کرده است، دچار بغض کرده است.
امّا من این را عرض کنم ــ که این هم ناشى از وعده
ى الهى است ــ که حِقد و بغض استکبار، هیچ کارى نخواهد توانست بکند: اَنتُمُ الاَعلَونَ اِن کُنتُم مُؤمِنین
؛(۱۰) این آیه
ى کریمهی قرآن است. در دو جا میفرماید: وَلاتَهِنوا وَلاتَحزَنوا
،(۱۱) فَلا تَهِنوا وَ تَدعوِا اِلَی السَّلم؛
(۱۲) هرگز از مواضع خودتان پایین نیایید و در مقابل دشمن احساس ضعف نکنید؛ او ضعیف است؛ او که بناى کار را بر دروغ و فریب و زورگویى گذاشته است، ضعیف است؛ شما که به خدا متّکى هستید، قوى هستید.
امروز ممکن است چیزهایى در دنیا، دور از دسترس به چشم بیاید. ما وقتى درباره
ى آزادى فلسطین هم حرف میزنیم، بعضى به نظرشان دور و از دسترس خارج مى
آید؛ وقتى راجع به حاکمیّت اسلام در کشورهاى مسلمان سخن میگوییم، بعضى ممکن است این را دور از دسترس بدانند و به نظرشان بعید برسد امّا زمان ما و دوران ما، دوران کارهاى بزرگ و استثنائى است. چه کسى باور میکرد که در دنیاى قرن بیستم با این
همه تلاش ضدّ دین، در این نقطه
ى حسّاس عالم، نظامى بر مبناى دین تشکیل بشود و رهبرىِ امّت اسلام به دست آن قائد عظیم
الشّأن و روحانى بیفتد؟ هیچکس گمان نمیکرد، امّا شد. چه کسى باور میکرد که نظام اتّحاد جماهیر شوروى که تقریباً بر یکسوّمِ عالم ــ در کشورهاى مختلف ــ و در پنج قارّه حکم میراند، اینجور از هم بپاشد و موجودیّت خود را از دست بدهد و از نقشه
ى جغرافیا حذف بشود؟ اگر پنج سال قبل کسى این حرف را میزد، هیچکس از او قبول نمیکرد و باور نمیکرد امّا این چیزِ باورنکردنى انجام شد. چه کسى گمان میکرد که در کشورهاى اسلامى، نهضتهاى اسلامى آن
چنان پا بگیرد و بیدارى ملّتها آن
قدر بشود که در کشورى مثل الجزایر، مردم با رأى خودشان در انتخابات، اسلام را انتخاب بکنند ــ و انتخابات بر مبناى دموکراسى غربى به جایى برسد که منادیان دموکراسى غربى با آن انتخابات مخالفت بکنند و دشمنى بکنند ــ یعنى اسلام پیروز بشود؛ چه کسى باور میکرد؟ امّا شد.
امروز هم وعده
هاى الهى به ما میگوید شما ملّت مقاوم و شجاع، شمایى که اینهمه توطئه را از سر گذرانیده
اید، شمایى که در کوره
ى حوادث آبدیده شده
اید، شما پدران و مادران شهدا، شما خانواده
هاى شهیدپرور و رزمنده
پرور، شما دلهاى مؤمن در سرتاسر کشور ــ این جمعیّتهاى میلیونىِ عظیم مردمِ مؤمن به خدا و مؤمن به قرآن ــ همچنان
که ایستاده
اید، همچنان
که کارتان را بحمدالله
تا امروز پیش بردهاید، همچنان
که کشورتان را از دست جهان
خواران بیرون کشیدید، دست گرگها و سگهاى ولگرد را از این کشور کوتاه کردید، [به صورتی که] کشور مال خودتان و در اختیار خودتان و وابسته به ابتکار و اداره
ى خودتان است، همچنان که تا امروز بحمدالله
این مشکلات را انجام دادید، از خطرهاى بزرگ گذشتید، جنگ تحمیلى را پشت سر گذاشتید، محاصره
ى اقتصادى را به زانو درآوردید، اگر همین اتّحاد را، همین ایمان را، همین ایستادگى در میدانهاى انقلاب را، همین وفادارى به خطّ امام عظیم
الشّأن را، همین نترسیدن از استکبارِ مسلّطِ جهان
خوار را ادامه بدهید، به فضل پروردگار همه
ى هدفهاى دیگر شما هم برآورده خواهد شد که یکى از این هدفها نابود شدن و از هم پاشیدن پیکره
ى استکبار جهانى است. این وعده
ى الهى است و وعده
ى الهى بلاشک عمل خواهد کرد؛ اگرچه بسیارى در دنیا آن را نپسندند و نخواهند. این همان چشم
اندازى است که امید به ما میدهد و این همان امیدى است که در ماجراى انتظار فرج، آموزشهاى اسلامى به ما یاد داده است. ان
شاءالله
افقهاى روشن یکى پس از دیگرى در مقابل آن ملّتى است که در حال راه رفتن و حرکت است.
خداوند ان
شاءالله
همه
ى شما مردم عزیز را، شما برادران و خواهران فداکار و شجاع و بااخلاص اهل قم را مشمول رحمت و برکات خود قرار بدهد و تفضّل و لطف ولىّ
عصر (ارواحنا فداه) را درباره
ى شما مستدام بدارد و روح مقدّس امام عزیز را از شما راضى کند.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته