newspart/index2
ارزشهای اخلاقی و معنوی
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
ترجیح داده شدن جنس زن توسط خدای متعال در زمینه‌های معنوی به دلیل خاص

در زمینه‌های معنوی، یک جاهایی بالخصوص و به دلیل خاصّی، خدای متعال جنس زن را ترجیح داده؛ مثل... وَ ضَرَبَ اللهُ مَثَلاً لِلَّذینَ آمَنُوا امرَأَتَ فِرعَون.(1) در قضیّه‌ی حضرت موسی ، انسانهایی هستند که در رابطه‌ی با موسی بخصوص نام برده شده‌اند و ذکرِ خاص شده‌اند؛ جناب هارون هست، حضرت خضر هست، آن رفیق و همراه حضرت موسی هست؛ چند نفر هستند که به طور خاص در قرآن از آنها یاد شده، امّا در مورد هیچ‌ کدامشان این تعبیر به کار نرفته که الگو است؛ «مَثَل» یعنی نمونه و الگو. خدای متعال برای همه‌ی انسانهای مؤمن دو زن را الگو قرار داده؛ یکی زن فرعون است، یکی حضرت مریم است: وَ مَریَمَ ابنَتَ عِمرانَ الَّتی اَحصَنَت فَرجَها(2).1402/10/06

1 ) سوره مبارکه التحريم آیه 11
وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذينَ آمَنُوا امرَأَتَ فِرعَونَ إِذ قالَت رَبِّ ابنِ لي عِندَكَ بَيتًا فِي الجَنَّةِ وَنَجِّني مِن فِرعَونَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّني مِنَ القَومِ الظّالِمينَ
ترجمه:
و خداوند برای مؤمنان، به همسر فرعون مثَل زده است، در آن هنگام که گفت: «پروردگارا! خانه‌ای برای من نزد خودت در بهشت بساز، و مرا از فرعون و کار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهایی بخش!»
2 ) سوره مبارکه التحريم آیه 12
وَمَريَمَ ابنَتَ عِمرانَ الَّتي أَحصَنَت فَرجَها فَنَفَخنا فيهِ مِن روحِنا وَصَدَّقَت بِكَلِماتِ رَبِّها وَكُتُبِهِ وَكانَت مِنَ القانِتينَ
ترجمه:
و همچنین به مریم دختر عمران که دامان خود را پاک نگه داشت، و ما را از روح خود در آن دمیدیم؛ او کلمات پروردگار و کتابهایش را تصدیق کرد و از مطیعان فرمان خدا بود!
لینک ثابت
شهادت, عاشورا, ارزشهای اخلاقی و معنوی, ارزشهای والای الهی

شهادت بالاترین ارزش عاشورایی انسان و بالاترین ارزش در معیار ارزش‌های معنوی است.1384/06/02
لینک ثابت
خانواده, خانواده در اسلام, ارزشهای اخلاقی و معنوی, معنویت‎گرایی

همه‌ی ارزشهای معنوی را می‌توان از درون كانون گرم خانواده بیرون كشید و معنویات را در سطح جامعه گستراند.1384/03/25
لینک ثابت
نظام جمهوری اسلامی ایران, ارزشهای اخلاقی و معنوی, ارزشهای والای الهی

در نظام جمهوری اسلامی، تعیین‌كننده‌ی رتبه‌ی انسانها، ارزشهای معنوی است.1384/02/17
لینک ثابت
پیروزی ایمان و شجاعت علی‌رغم ضعف تدارکاتی در اوایل جنگ تحمیلی

بنده نمی‌خواهم كسی را به زهد علوی دعوت كنم؛ زهد علوی بزرگتر از دهن و ذهن ماست... اما به قناعت و به این‌كه نگذارید زیاده‌طلبی و افزون‌طلبی به سمت شما هجوم آورد، دعوت می‌كنم. اینها مراقبت می‌خواهد. راحت‌طلبی، رفاه‌طلبی و عیش‌طلبی، چیزهایی است كه بتدریج در انسان اثر بد می‌گذارد و خود انسان هم اوّل نمی‌فهمد. یك وقت می‌خواهد حركت كند، می‌بیند نمی‌تواند؛ می‌خواهد پرواز كند، می‌بیند نمی‌تواند. مراقب باشید مجموعه را حفظ كنید؛ ذهنها و دلها و فكرها و ایمانها را مورد پاسداریِ دقیق قرار دهید؛ این سفارش همیشگی من است. بدانید در این صورت، هیچ عامل و نیرویی زیر این آسمان وجود ندارد كه بتواند بر شما غلبه كند. حرفهایی كه می‌زنند، لشكركشیها و تهدیدهایی كه می‌كنند، چیزهایی نیست كه بتواند یك ملت مؤمن را - كه در میان خود، چنین مجموعه‌هایی پولادینِ دارد - به عقب‌نشینی وادار كند و آن را شكست دهد. تأثیر سلاح مخرّب، معلوم است؛ اما هیچ شكستی برای یك ملت از این طریق به وجود نمی‌آید. شكستها اوّل در دلها به وجود می‌آید و آن است كه انسانها را منهزم می‌كند.
در اوّلِ جنگ، با ضعف تداركاتی‌ای كه ما داشتیم، بعضیها می‌گفتند در مقابل صد دستگاه تانك، صد دستگاه تانك لازم است؛ بدون آن نمی‌شود مبارزه كرد. همین جوانان ما و همین شماها نشان دادید كه نخیر، در مقابل صد دستگاه تانك، صد دل و صد نفر فداكار لازم است كه جان خود را كف دست گیرند. صدها تانك به وسیله‌ی صدها جوانِ دلدار كه یا با یك «آر.پی.جی» یا سلاح مشابهِ آن جلو رفتند، عقب‌نشینی كردند - این مكرّر اتّفاق افتاد - آخر هم دشمن را ناكام گذاشتند. دشمنی كه با آن همه تجهیزات و پشتیبانیهای بین‌المللی آمده بود - كه امروز یواش یواش به آن اعتراف می‌كنند - مجبور شد ناكام از این مرزها عقب بكشد و ذلیل شود. این موفّقیت به خاطر همین شجاعتها و ایمانها بود؛ اینها را باید زنده نگه دارید.1381/06/24

لینک ثابت
معنویت‎گرایی, انقلاب اسلامی, ارزش‌های انقلاب اسلامی, ارزشهای اخلاقی و معنوی

این انقلاب، اولین سخنش این بود كه دوران حاكمیت ارزشهای معنوی آغاز شده است.1369/11/17
لینک ثابت
منشأ حکومت؛ ارزش‌های معنوی و بیعت مردم

از نظر علی علیه‌السّلام منشاء اصلی حكومت یك سلسله ارزشهای معنوی است؛ آن كسی می‌تواند بر مردم حكومت كند و ولایت امر مردم را به عهده بگیرد كه از یك خصوصیاتی برخوردار باشد. نگاه كنید به نامه‌های فراوان علی علیه‌السّلام به معاویه و به طلحه و زبیر و به عاملان خود و به مردم كوفه و به مردم مصر، نامه‌های فراوانی كه اگر یكی‌اش را هم بخواهیم اینجا بخوانیم وقت زیادی را خواهد گرفت. او حكومت را و ولایت امر مردم را ناشی از یك ارزش معنوی می‌داند، اما فقط این ارزش معنوی هم كافی نیست برای این‌كه انسان فعلاً و عملاً حاكم و والی باشد، بلكه مردم هم در اینجا سهمی دارند و آن بیعت است. امیرالمؤمنین در هر دو بخش تصریحاتی دارد كه متأسفانه نمی‌خواهم وقت را حالا به این بگذرانم. آنچه درباره‌ی اهل بیت آمده آن را هم اضافه كنید به نامه‌های امام به رقبای حكومتش در آن زمان كه اشاره كردم، در كنار این، آن بیاناتی كه درباره‌ی اهل بیت وارد شده همچنین می‌تواند آن ارزشهای معنوی كه ملاك حكومت هست اینها را بیان كند و مشخص كند. اما فقط این نیست، بلكه بیعت هم شرط است. «انه بایعنی القوم الذین بایعوا ابابكر و عمر و عثمان علی ما بایعوهم علیهم فلم یكن للشاهد عن یختار و لا للغائب عن یرد و انما الشوری للمهاجرین و الانصار فان اجتمعوا علی رجلٍ و سموه اماماً كان ذلك لله رضی»(۱) اگر مهاجر و انصار جمع بشوند و كسی را پیشوای خود بدانند و به امامت او گردن بنهند خدا بر این راضی است. بیعت منجز كننده‌ی حق خلافت است؛ آن ارزشها آن وقتی می‌تواند فعلاً و عملاً كسی را به مقام ولایت امر برساند كه مردم هم او را بپذیرند و قبول كنند، كه این مسأله در باب نقش مردم در حكومت باز مورد توجه قرار می‌گیرد.1360/02/29

1 ) نامه 6 : از نامه‏هاى آن حضرت است به معاويه
إِنَّهُ بَايَعَنِي الْقَوْمُ الَّذِينَ بَايَعُوا أَبَا بَكْرٍ وَ عُمَرَ وَ عُثْمَانَ عَلَى مَا بَايَعُوهُمْ عَلَيْهِ فَلَمْ يَكُنْ لِلشَّاهِدِ أَنْ يَخْتَارَ وَ لَا لِلْغَائِبِ أَنْ يَرُدَّ وَ إِنَّمَا الشُّورَى لِلْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ فَإِنِ اجْتَمَعُوا عَلَى رَجُلٍ وَ سَمَّوْهُ إِمَاماً كَانَ ذَلِكَ لِلَّهِ رِضًا فَإِنْ خَرَجَ عَنْ أَمْرِهِمْ خَارِجٌ بِطَعْنٍ أَوْ بِدْعَةٍ رَدُّوهُ إِلَى مَا خَرَجَ مِنْهُ فَإِنْ أَبَى قَاتَلُوهُ عَلَى اتِّبَاعِهِ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ وَ وَلَّاهُ اللَّهُ مَا تَوَلَّى وَ لَعَمْرِي يَا مُعَاوِيَةُ لَئِنْ نَظَرْتَ بِعَقْلِكَ دُونَ هَوَاكَ لَتَجِدَنِّي أَبْرَأَ النَّاسِ مِنْ دَمِ عُثْمَانَ وَ لَتَعْلَمَنَّ أَنِّي كُنْتُ فِي عُزْلَةٍ عَنْهُ إِلَّا أَنْ تَتَجَنَّى فَتَجَنَّ مَا بَدَا لَكَ وَ السَّلَامُ .
ترجمه:
آن مردمى كه با ابو بكر و عمر و عثمان بيعت كردند با همان شرايط و مقررات با من بيعت كردند، حاضر را حقّى نيست كه غير را اختيار كند، و غايب را نمى‏رسد كه آن را قبول نكند. شورا براى مهاجرين و انصار است. اگر بر مردى در خلافت اجتماع كردند و او را پيشوا ناميدند خداوند به آن راضى است، بنا بر اين اگر كسى از فرمان اهل شورا با انكار و بدعت بيرون رود او را به آن بر مى‏گردانند، و اگر فرمان آنان را نپذيرد با او به خاطر پيروى از غير راه اهل ايمان مى‏جنگند، و خداوند بر گردن او نهد آن را كه خود بر عهده گرفته (يعنى عذاب دوزخ را). به جان خودم سوگند اى معاويه، اگر با ديده عقل نظر كنى نه از روى هوا و هوس، خواهى يافت كه كه من از همه مردم از خون عثمان مبرّاترم، و خواهى دانست كه از آن گوشه گرفتم، مگر آنكه مرا متّهم كنى، پس هر اتهامى كه به نظرت مى‏رسد وارد آر. و السلام
لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی