تمدنسازی نوین اسلامی / تاسیس تمدن اسلامی/تشکیل دنیای اسلامی
ملت عزیز ما و شما عزیزان باید این فرصتی را كه خدای متعال در اختیارتان گذاشته است قدر بدانید. این اقبالی كه دلهای شما به سوی خدا و معنویت و ذكر و خشوع و توجّه و تضرّع دارد، خیلی باارزش است. این، همان عامل است كه یك روز اسلام را از یك جمع محدود غریب به یك تمدّن عظیم جهانی تبدیل كرد و این تمدّن، قرنها- لااقل در چند قرن از قرون اولیّه- دنیا را اداره كرد و امروز هم دنیا، مدیون تمدّن اسلامی است. توجّه به خدا و توجّه به معنویت، باعث تكوینِ چنین تمدّنی شد، و الّا با انگیزهها و تلاشهای مادّی، چنین تمدّن ماندگاری به وجود نمیآمد.بههرحال، ملت عزیز ما و شما عزیزان باید این فرصتی را كه خدای متعال در اختیارتان گذاشته است قدر بدانید. این اقبالی كه دلهای شما به سوی خدا و معنویت و ذكر و خشوع و توجّه و تضرّع دارد، خیلی باارزش است. این، همان عامل است كه یك روز اسلام را از یك جمع محدود غریب به یك تمدّن عظیم جهانی تبدیل كرد و این تمدّن، قرنها- لااقل در چند قرن از قرون اولیّه- دنیا را اداره كرد و امروز هم دنیا، مدیون تمدّن اسلامی است. توجّه به خدا و توجّه به معنویت، باعث تكوینِ چنین تمدّنی شد، و الّا با انگیزهها و تلاشهای مادّی، چنین تمدّن ماندگاری به وجود نمیآمد.1375/11/21
لینک ثابت
قضیه بنای یك نظام و تمدّن اسلامی و یك تاریخ جدید، قضیّهای جدّی است. آن را جدّی بگیرید. یك وقت در كشوری، یكی كودتا میكند و نظامی بر سرِكار میآید. آن نظام، چند صباحی هست؛ بعد هم میرود - یا یكی دیگر از او تحویل میگیرد - و همه چیز به حال اوّل برمیگردد. یك وقت قضیه اینگونه است و این همه نقل ندارد. آنچه در ایران اتّفاق افتاد، مسأله یك حركت عظیم در مقیاس جهانی است. ما البتّه یك ملّتیم؛ مرزهایمان هم، مرزهای محدودی است. بیرون از این مرزها هم كاری نداریم. به این نكته توجّه داشته باشید. تلاش و فعالیت ما در داخل مرزهای خودمان است. اما این انقلاب، محدود به این مرزها نیست. این پیام یك پیام جهانی بود. دلیلش چیست؟ دلیل، این است كه وقتی ملّت ایران و رهبر عظیمالشّأن ما - امام بزرگوار - این كار را انجام دادند، مسلمانان در هر جای دنیا كه بودند، احساس كردند نوروز آنهاست. روز نوِ آنها آغاز شد؛ با اینكه به آنها ربطی نداشت. در همه جای دنیا احساس كردند مقطع جدیدی در تاریخشان بهوجود آمد. این را ما از نزدیك دیدیم. خودِ من این واقعیّت را در طول سالهای گذشته در كشورهای دیگر از نزدیك لمس كردهام و از دهها زبان دیگر هم شنیدهام. اینها روایت و حدس و تحلیل نیست؛ واقعیّات است. هر كسی، هر مسلمانی، هر جای دنیا بود، وقتی این انقلاب پیروز شد، وقتی امام در صحنه ظاهر شدند، وقتی پرچم اسلام و لاالهالّااللَّه بالا رفت، احساس كرد كه پیروز شده است. از این خیل عظیم یك میلیاردی در سراسر دنیا، بعضی این احساس را تداوم دادند، دنبالش راه افتادند و مبارزه كردند؛ شد همین حوادثی كه در كشورهای گوناگون بهوسیله نهضتهای اسلامی راه افتاد. بعضی هم رها كردند. اگرچه ما در مرزهای خودمان هستیم و به بیرون مرزها كاری نداریم، اما این پیام، پیام بینالمللی و جهانی است. امروز هم اینجا، بارِ آن روی دوش شماست. تا بهحال هم، ملّت ایران كار خودش را به بهترین وجهی انجام داده است. آن جنگ بود؛ آن بعد از جنگ است تا امروز؛ این محیط دانشگاهی ماست؛ این محیط فعّالیتهای سازندگی و اقتصادی ماست؛ این دولت ماست؛ این ملّت ماست و این، حضور در صحنه است. در همه جا، ملّت ایران حضوری شایسته از خود نشان داده است. البته تبلیغات میكنند و حرفهایی هم میزنند مبنی بر اینكه سازندگی چنین شد، برنامهها فلان شد و سیاستها غلط از آب درآمد. اما اینها حرفهای دشمن است. اینها را گوش نكنید. واقعیّت غیر از این است. واقعیت این است كه ملّت ایران توانسته است در همه صحنهها پیش برود، مانعها را بشكافد، قدم بردارد و جلو برود؛ هم در صحنه علم و هم در صحنه معنویّت. هم در صحنه دین، هم در صحنه اخلاق. هم در صحنه اقتصاد، هم در صحنه نیروی مسلّح و غیره و غیره و غیره. البته ممكن است به قدری كه توقّع داشتیم، نشده باشد؛ اما از آنی كه دیگران خیال میكردند، بسیار بیشتر شده است. آینده هم، آینده روشنی است. به بركت اسلام، آینده این انقلاب، آینده این نظام و آینده این كشور، آیندهای بسیار روشن و درخشان است. آنی كه باید این آینده را شكل دهد، عمدتاً شما جوانان هستید. اوّلاً با عمل، ایمان اسلامی را در خودتان تعمیق كنید كه این اساس كار است. ایمان هم یك موضوع كتابی و ذهنی نیست. ایمان، در عمل تقویت پیدا میكند. انسان، خدا را در میدانِ مجاهدتِ برای خدا، بهتر میبیند. این مجاهدت هم، سنگرهای مختلفی دارد كه سنگر علم و سازندگی از آن جمله است. البته با تقوا و با تضرّع پیش خدای متعال و با انجام عبادات و اجتناب از محرّمات. پس، اوّل ایمان اسلامی است.1373/08/11
لینک ثابت
یاد امام، یاد پیشروان انقلاب، یاد شهدای بزرگوار و یاد صحنههای پرشور انقلاب و جنگ تحمیلی را چه در دانشگاه، چه در حوزه و چه در محیطهای كار و زندگی، زنده نگهدارید. اگر این شد، به فضل پروردگار در طول سالهای آینده و دهها سال آینده، چنان بنای تمدّن رفیعی در اینجا و بسی جاهای دیگر، شالودهریزی خواهد شد و چنان عظمتی از اسلام و مسلمین آشكار خواهد شد كه دیگر حقیقت و واقعیّتی برای استكبار جهانی باقی نخواهد ماند و دیگر استكباری وجود نخواهد داشت.1373/08/11
لینک ثابت
پدیدهای در تاریخ اتّفاق افتاده كه اگر ما بخواهیم آن را براساس معادلات معمولیِ تاریخی حل كنیم، حلّ آن محال است و آن اینكه، ملتی كه در دورانی از اوّلیّات تمدّن بشری محروم بوده، بنایی را پیریزی كرده كه بزرگترین تمدّنهای بشری را به وجود آورده و آن، نهضت اسلامی است. تمدّن را چه كسانی به وجود میآورند؟ تمدّن یونان و رُم قدیم، كه اروپای امروز در اواخر قرن بیستم هنوز به آن مینازد و در تاریخ و تفسیرهای علمی خود، آن را به رخ همه میكشد، هر قدمش مترتّب بر قدمهای قبلی بوده است. مگر یك تمدّن عظیم، همینطوری از یك كویر میجوشد؟! مگر چنین چیزی ممكن است؟! اما در مورد اسلام، چنین شد. عدّهای كه حتّی سوادِ خواندن نداشتند؛ چه رسد به اینكه سواد داشتن به خواندن كتابهای گوناگون و به پیدا كردن نظر علمی منتهی شود و بعد این نظر علمی در مسابقهی بین نظرات علمیِ بشر رتبهی بالاتر را پیدا كند، تمدّنی عظیم را پیریزی كردند. لذا، ببینید كه اینها چه راههایی طولانی هستند!
چطور ممكن است كه ملت و جامعهای این راهها را طی كند و بعد از آنكه نظرات علمی او در همهی مسائل بر نظرات علمی مدرن درجهی یك دنیا تسلّط پیدا كرد، به سودِ خود، تمدّنهای دیگر را حذف كند و تمدّن منحصر گردد؟! ملت عربستان نه تنها نظرات علمی برجستهتری نداشت، بلكه اصلًا نظر علمی نداشت. اصلًا علم و سواد نداشت. آنگاه، چنین جمعیتی، در طول ده سال حیات مبارك پیغمبر، بعد از هجرت و در دوران حكومت، پایههای مدنیّتی را چید كه آن مدنیّت چند صد سال دنیا را اداره كرد و تمام مدنیّتهای دنیا را تحت تأثیر قرار داد. در آن قرون- قرون سوم و چهارم و پنجم و ششم میلادی- تمدّن غربی تمدّن برتر بود؛ تمدّن شرقی منقرض شده بود و تمدّن ایرانی هم در واقع چیزی نبود. ولی میبینیم كه تمدّن اسلامی، آن تمدّن برترِ غربی را از بین برد. بدین معنا كه تمدّن غربی در مقابل این تمدّن منقرض شد؛ مثل ستاره كه با آمدن خورشید دیگر نور ندارد، یا مثل ماه كه با آمدن خورشید و طلوع روز دیگر هیچ است و یا مثل یك طبیب ابتداییِ تجربی كه با آمدن یك متخصّص درجهی اوّل با چند عنوان دكترای فوق تخصّص، اصلًا پُررویی است كه بگوید «كسی به من مراجعه كند.» وقتیكه تمدّن اسلامی آمد، چنین شد. این یك واقعیت است كه همه چیز اروپا در مقابل تمدّن اسلامی رنگ باخت و این تا قرنهای چهارم و پنجم و ششم هجری هم ادامه داشت. البته بعد از این، تمدّن اسلامی سالها تنزّل كرد تا به دوران رنسانس رسید. بعد از این، تمدّن غربی دوباره شروع به اوج گرفتن كرد. منتها تمدّن غرب، در تمام آن سالهای بعد از غلبهی تمدّن اسلامی، مشغول تغذیه از این تمدّن بوده است. به كتابها و منابع آن زمان نگاه كنید! برجستهترین دانشمندان، دانشمندانی بودند كه میتوانستند با آثار اسلامی سروكار داشته باشند و از آنها چیزی بفهمند و آنها را ترجمه كنند.
حال سؤال اصلی این است كه این تمدّن اسلامی چگونه به وجود آمد؟ برخی میگویند از آثار ایران گرفتند و برخی معتقدند كه از آثار روم گرفتند.
اما این حرفها، حرفهای جاهلانه و بچگانه است. حال فرض كنیم كه ده عنوان كتاب از جایی ترجمه كردند، آیا با این ده عنوان كتاب، تمدّن درست میشود؟ آیا تمدّن اسلامی با ترجمهی آثار یونانی و رومی و هندی درست شد؟ نه. جوهر تمدّن اسلامی، از درون خودش بود. البته تمدّن زنده، از دیگران هم استفاده میكند. سؤال این است كه این دنیای آباد؛ این به كار گرفتن علم؛ این كشف حقایق درجهی یك عالمِ وجود- همین عالم مادّه- كه بهوسیلهی مسلمین به وجود آمد؛ این استخدام اندیشهها و فكرها و ذهنها و فعّالیتهای عظیم علمی و به وجود آوردن دانشگاههای عظیم آن روز در مقیاس جهانی؛ پدید آوردن دهها كشور ثروتمند و مقتدر در آن روزگار و یك قدرت سیاسی بینظیر در طول تاریخ، از كجا به وجود آمد؟ شما در طول تاریخ، قدرتی را جز قدرت سیاسی اسلام سراغ ندارید كه از قلب اروپا تا قلب شبه قارّه، یك كشور واحد شده باشد و قدرت ماندگاری بر آن حكومت كند! دوران قرون وسطای اروپا، دوران جهالت و بدبختی برای اروپاست. اروپاییها قرون وسطی را «دوران سیاهی و تاریكی» مینامند. همان قرون وسطایی كه در اروپا تاریكی و سیاهی بود، دوران تشعشع علم در كشورهای اسلامی، از جمله ایران است. اصلًا در بارهی قرن چهارم هجری- كه دوران تشعشع علم است- كتابها نوشته و تحقیقها كردهاند. چنان قدرت سیاسی، چنان قدرت علمی، چنان دنیاآرایی، چنان كشورداری و چنان استخدام تمام نیروهای زنده و سازنده و فعّال بشری، بر اثر چه چیز به وجود آمد؟ بر اثر تعالیم اسلام. مسئله، فقط این است. اسلام یك درس را به مسلمین تعلیم كرد و آن درس هر روز كه در بین مسلمین باشد، نتیجهاش درخشش و تلألؤ و علوّ معنوی و مادّی است. آن درس درسِ مجاهدتِ خالصانه و مخلصانه است. هرجا كه مجاهدت خالصانه و مخلصانه باشد، نتیجهاش درخشش و تلألؤ خواهد بود. منتها مجاهدت خالصانه و مخلصانه، ممكن است برای خدا انجام گیرد، ممكن هم هست برای غیرِ خدا انجام گیرد. اگر برای خدا انجام گرفت، همیشگی، ماندگار و زایل ناشدنی است؛ اما اگر برای غیرِ خدا انجام گرفت، ماندگار نیست. ممكن است یكی عاشق كسی باشد؛ خالص و مخلص برای او حركتی را انجام دهد. یا عاشق میهنِ خود باشد؛ خالص و مخلص برای میهنش حركتی را انجام دهد. اینها ماندگار نیست و تا وقتی است كه این هیجان و احساس در او باشد. به مجرّد اینكه احساس او یكذرّه سرد شد، چشمش باز میشود و به خود میگوید كه آیا من بروم بمیرم تا فلانكس بخورد گردنش كلفت شود؟! اما اگر برای خدا باشد، اینطور نیست. هر قدر دقّت عقلانی انسان بیشتر شد، مجاهدتش بیشتر خواهد شد. برای اینكه میداند «ما عندكم ینفد و ما عند الله باق»؛ آنچه كه برای خدا دادیم میماند.
بزغالهای را خدمت پیغمبر اكرم آوردند. ذبح كرد و فرمود: «هركس گوشت میخواهد بیاید.» فقرای مدینه به سوی خانهی پیغمبر به راه افتادند. پیغمبر به هركدام یكتكّه داد. بعد كه همه رفتند، فقط یك كتفِ آن مانده بود. یكی از زنان پیغمبر عرض كرد: «یا رسول الله! بزغالهای به این بزرگی رفت؛ همین كتفش ماند!؟» پیغمبر فرمود: «همهاش ماند؛ فقط همین كتفش است كه میرود.» یعنی میخوریم، از بین میرود و تمام میشود؛ امّا آنچه كه دادیم میمانَد. این، حسابِ دودوتاچهارتاست. وقتی كار برای خدا باشد، هر قدر عقلِ انسان بیشتر و تیزتر باشد، فداكاری او بیشتر خواهد شد؛ چون میداند كه این همه عمر گذراندن، در دنیا تلاش كردن، عرق ریختن، فكر كردن، دویدن، پول بهدست آوردن و كیف و عیش كردن، از بین میرود. هرچه كام بیشتر باشد، ناكامی بیشتر میشود. همین است كه:
كفّارهی شرابخواریهای بیحساب
هشیار در میانهی مستان نشستن است
انسان هرچه بیشتر لذّت ببرد، آن وقت كه لذت از دست او رفت، حسرتش بیشتر است. اما آن لحظهای كه شما علیالعجاله از جانتان گذشتید؛ برای اینكه گُردانتان ممكن بود در محاصره واقع شود، بلند شدید، خواب نصف شب را زدید، دویدید، خودتان را به قرارگاه رساندید، خبر را- چون بیسیم هم نبود- با زبان رساندید و نیرو آمد و یك گُردان نجات پیدا كرد، آن نیم ساعت شما ماند، ماندگار شد و دیگر تمام شدنی نیست. این نیم ساعت چقدر قیمت دارد! قرنها خواهد گذشت، اما از آن نیم ساعت شما، مثل الماس، چیزی كم نخواهد شد. حال اگر شما صدتا از این نیم ساعتها داشته باشید، ببینید چقدر قیمت دارد! این، كار برای خداست. هیچ عاملی نمیتواند كاری را كه شما برای خدا كردید از بین ببرد. فقط یك عامل میتواند و آن خودِ شما هستید.
خدای متعال به انسان توان و نیروی كمی نداده است. این توان را هم به انسان داده است كه همهی كارهای خوبِ خودش را خراب كند. اما غیر از خودِ شما، احدی قادر نیست كه كار و لحظهی خوبی را كه شما در راه خدا صرف كردهاید، از بین ببرد. ببینید كار برای خدا چقدر قیمت دارد! این را اسلام به مسلمین یاد داد. حال شما فكر میكنید دانشمندی كه چنین عقیدهای دارد، آیا یكلحظه از كار دست خواهد كشید و به بهانهی نداشتن حقوق و خانه و سایر امكانات، كوتاهی خواهد كرد؟ همهی دانشمندان معروف غربی كه در این چهارصد سال اخیر غرب توانستهاند كارهای بزرگی بكنند، با چنین روحیهای توانستهاند به این پیشرفتهای علمی نائل شوند؛ یعنی با روحیهی عشق به كاری كه میخواهند انجام دهند.
اگر انسان راهِ خدا را پیدا كرد و یاد گرفت كه چگونه كار را برای خدا انجام دهد، آن وقت میبینید كه این عشق به كار، چقدر كار را آسان خواهد كرد. تمدّن اسلامی، اینگونه به وجود آمد: معمارش وقتی میخواهد بنایی را طرّاحی كند، همینگونه است. عملهاش وقتی خشتها را روی هم میگذارد، همینطور است. فرماندهاش وقتی در قرارگاه اصلی نشسته، همینطور است. سربازش وقتی در خط مقدّم حركت میكند، همینطور است. سنگرساز بیسنگرش همینطور است. پاسدار و پاسبانِ كوچه و خیابانش كه كشیك میدهد، همینطور است. عالِمِ دینیاش در درس، همینطور است. حاكمِ سیاسیاش، در جایی كه نشسته و میخواهد تصمیم سیاسی بگیرد، همینطور است. خلاصه، همه برای خدا كار میكنند. آیا چنین ملت و كشوری، از لحاظ زندگی عقب خواهد افتاد؟! آیا چنین ملت و كشوری، اندكی ذلّت و اهانت در دنیا خواهد دید؟! آیا دیگر كسی جرأت میكند به چنین ملتی زور بگوید؟!1373/06/29
لینک ثابت
ما در حال پیشرفت و سازندگی و در حال بنای یك تمدّن هستیم. من این را میخواهم به شما بگویم: مسأله ما این نیست كه زندگی خودمان را نجات دهیم و گلیم خودمان را از آب بكشیم. مسأله این است كه ملت ایران - همچنان كه شأن اوست - در حال پدید آوردن یك تمدّن است. پایه اصلی تمدّن، نه بر صنعت و فنآوری و علم، كه بر فرهنگ و بینش و معرفت و كمالِ فكری انسانی است. این است كه همه چیز را برای یك ملت فراهم میكند و علم را هم برای او به ارمغان میآورد. ما در این صراط و در این جهت هستیم. نه اینكه ما تصمیم بگیریم این كار را بكنیم؛ بلكه حركت تاریخی ملت ایران در حالِ به وجود آوردن آن است.1373/01/01
لینک ثابت
طبق نقل در نهج البلاغه، امیر المؤمنین فرمود: «و لقد كنّا مع رسول اللّه (صلّی الله علیه و آله) نقتل آباءنا و ابناءنا و اخواننا و اعمامنا لا یزیدنا ذلك الّا ایمانا و تسلیما و مضیّا علی اللّقم و صبرا علی مضض الألم»؛ خالصانه و مخلصانه با كسان و نزدیكان خود میایستادیم و برای خدا مبارزه میكردیم. «فلمّا رأی الله صدقنا انزل بعدوّنا الكبت و انزل علینا النّصر»؛ وقتی در راه خدا با اخلاص و صادقانه عمل كردیم و خدای متعال این را از ما دید، دشمن ما را سركوب كرد و ما را پیروز نمود. بعد میفرماید: اگر اینطور نبود، این كارها انجام نمیشد: «ما قام للدّین عمود و لا اخضرّ للایمان عود»؛ یك شاخهی ایمان سبز نمیشد و یك پایهی دین بر سرپا نمیماند. به بركت اخلاص و صدق آن مسلمین، این پیشرفتها انجام شد و جامعهی اسلامی پدید آمد. تمدن اسلامی و این حركت عظیم تاریخی امروز هم همان است، و ملت ما و مسلمانان در همهی عالم و امروز ملت عراق و پیشروان آن ملت و نیز دیگر مردمی كه در هر گوشهی دنیا به نام اسلام سخن میگویند، باید این درس را از علی بن ابی طالب (علیهالسّلام) فرابگیرند.1370/01/16
لینک ثابت
تمدنسازی نوین اسلامی, تمدن اسلامی
در صدر اسلام، رسول مکرّم اسلام و جانشینان بزرگوار ایشان توانستند با اتّکاء به خدا، یک تمدّن عظیم تاریخى را پایهگذارى کنند. آنها هم در برابر قدرتهاى بزرگ زمانِ خودشان علیالظّاهر کوچک بودند؛ امّا ایمان، به آنها قدرت بخشید و توانستند یک عظمتى را در تاریخ براى چندین قرن ایجاد کنند؛ ما چرا نتوانیم؟ وَلاتَهِنوا وَلاتَحزَنوا وَاَنتُمُ الاَعلَونَ اِن کُنتُم مُؤمِنین؛(۴) شرط آن ایمان است.
انشاءالله موفّق باشید.1368/12/03
لینک ثابت