newspart/index2
دموکراسی غربی / دمکراسی غربی
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
دموکراسی غربی

در مورد مردم، مهم‏ترین کاری که امام کرد، این بود که مفهوم مردم‏سالاری را از چیزی که طرّاحان دمکراسی غربی و عوامل آن‏ها در صحنه‏های عملی می‏خواستند نشان دهند، به‏کلّی دور کرد. سعی آن‏ها این بود که این‏طور القاء کنند که مردم‏سالاری با دین‏سالاری و دین‏داری سازگار نیست. امام این مفهوم باطل را زایل کرد و مردم‏سالاری دینی- یعنی همان جمهوری اسلامی- را در دنیا مطرح نمود. او به زبان هم اکتفا نکرد؛ صرفاً استدلال فکری هم نکرد؛ عملًا این را نشان داد.1382/03/14
لینک ثابت
دموکراسی غربی

امروز آنچه آمریکا- که حالا در نوک پیکان تهاجم به انقلاب و حرکت اسلامی، امریکاست- از ملت ایران می‏خواهد، مسأله‏ی سلاح کشتار جمعی و حقوق بشر و حکومت دمکراسی و ... نیست، بلکه آنچه آن‏ها از ملت و مسئولان کشور می‏خواهند، تسلیم شدن در مقابل اراده‏ی ابرقدرتی امریکاست. جز این چیز دیگری نیست، و الّا این‏ها به دمکراسی تمایل دارند؟! امروز دمکراسی‏های مورد قبول و اعتراف امریکا چه کشورهایی هستند؟ اگر کشورهایی که دولتهای قانونی و برآمده‏ی از انتخابات مردم دارند، یک‏قدم از آنچه که مجموعه‏ی نیروهای نظامی می‏خواهند و فکر می‏کنند و به آن معتقدند، تخطّی کنند، نیروهای نظامی مانند عقاب بالای سرشان می‏آیند و آن‏ها را مثل کبکی شکار می‏کنند و کنار می‏گذارند. مگر این‏طور نیست؟ به اطراف خودتان نگاه کنید! چه زمان معتقد به دمکراسی‏اند؟! این‏ها دمکراسی را به عنوان یک شعار ذکر می‏کنند، خودشان هم می‏دانند که مردم دنیا می‏دانند؛ منتها سیاست تبلیغات در دنیا به گفتن و بازگفتن و بازگفتن و تکرار کردن است؛ این سیاست تبلیغاتی و پروپاگاندای رایج در دنیاست. باید بگویند؛ تکرار کنند؛ تکرار کنند، بالاخره در بخشی از مردم اثر می‏کند؛ لااقل مردم عادت می‏کنند که بشنوند؛ و الّا این‏ها دنبال مردم‏سالاری نیستند. بسیاری از رژیمهای مورد علاقه‏ی این‏ها اصلًا معنای رأی مردم را نمی‏دانند و مردمشان هم به‏هیچ‏وجه نمی‏دانند که رأی دادن و انتخاب مسئول در کشور یعنی چه و به آن‏ها هم هیچ اعتراضی ندارند! وقتی‏که جمهوری اسلامی را با این همه انتخابات، با این همه حضور مردم در صحنه‏های مختلف، با این همه نشانه‏ها و نمادهای مردم‏سالاری که در این کشور هست که در کمتر کشوری در دنیا وجود دارد- ارتباط مسئولان با مردم و همدلی‏شان با آن‏ها، پشتیبانی‏ها و عواطف مردم و عشق و علاقه‏ی وافر آن‏ها به مسئولان- به نداشتن مردم‏سالاری و استبداد و دیکتاتوری متّهم می‏کنند، معلوم است که مرادشان چیست.1382/03/07
لینک ثابت
دموکراسی غربی

امروز در رأس دشمنان اسلام، امریکاست که شرّ و شیطان مجسّم است. امروز دشمن اساسی دنیای اسلام، استکبار جهانی است که در رأسش هم امریکاست. این جزو معارف رایج انقلاب و نظام ماست. انقلاب اسلامی بیست و چهار سال است که این را فریاد می‏زند؛ لیکن امروز مردم دنیا و جوامع مسلمین این را حس کرده و خودشان لمس می‏کنند. قضایای فلسطین و فجایعی که به پشتیبانی امریکا، هر شب و روز در فلسطین اتّفاق می‏افتد، جلوِ چشم مردم است. امّت اسلام چگونه می‏تواند چشمش را ببندد و این فجایع را نبیند؟ آنچه در عراق در جریان است، جلوِ چشم مردم دنیاست؛ این آزمایشگاه تاریخی و سیاسی در مقابل چشم مردم دنیا و بخصوص امّت اسلامی است. آمریکاییها با نام دمکراسی و آزادی به رژیم صدّام حمله کردند؛ اما امروز به مردم عراق اجازه نمی‏دهند سرنوشت خود را در دست بگیرند؛ می‏گویند ما باید باشیم! یک ملت و یک کشور اسلامی را از همه‏ی حقوق متداول و رایجِ پذیرفته‏شده‏ی جهانی محروم می‏کنند؛ با این عنوان که شما نمی‏توانید و ما باید باشیم؛ ما باید به شما دمکراسی بدهیم! کدام دمکراسی و چطور دمکراسی‏ای؟! این دمکراسی و مردم‏سالاری و حقوق مردم است؟ آن هم بعد از کشتار عظیمی که در بین مردم عراق انجام گرفت!1382/02/29
لینک ثابت
دموکراسی غربی

ما جزو کشورهایی هستیم که نگاه این حوزه‏ی زیاده‏طلبی، در بخشی متوجّهِ ما هم هست؛ چون نگاه عمده‏ی امریکا در این رویکرد و حرکت سیاسی، بیشتر به خاورمیانه است. همان‏طور که می‏دانید، خاورمیانه مرکز ثروت و مرکز مهمّ جغرافیایی است و اهمیت دارد؛ طبعاً ما هم با خصوصیات برجسته‏ای که کشورمان دارد، در این منطقه هستیم. چرا ایران در این چالش، طرف توجّه قدرت متجاوز و کانون متجاوز، یعنی امریکاست؟ همان‏گونه که گفتیم، اوّلًا به این دلیل که ایران کشوری بزرگ، ثروتمند و برخوردار از منابع بسیار مهمّ زیرزمینی است. دومین ذخیره‏ی گاز در سطح دنیا، متعلّق به کشور ماست. ذخیره‏ی بسیار ارزشمند نفت و خیلی از منابع زیرزمینی دیگر متعلّق به ایران است. کشوری است با جمعیت زیاد، موقعیت جغرافیایی حسّاس، مرز طولانی در خلیج فارس و دریای عمّان؛ این‏ها همه امتیازات یک کشور است. راه تقریباً منحصر غرب به آسیای میانه و آن منطقه از دنیا هم از اینجا می‏گذرد. قهراً با این دلیل طبیعی، کشور ما ایران مورد توجّه و طرف چالش امریکا قرار می‏گیرد. یک دلیل دیگر، هویّت جمهوری اسلامی است. اینکه در نقطه‏ای از دنیا نظامی سرِ کار بیاید که معتقد به نفی ظلم و استبداد باشد؛ معتقد به نفی وابستگی اقتصادی و فرهنگی و سیاسی به قطبهای جهانی باشد؛ متّکی و معتقد به مردم‏سالاری باشد- یعنی برانگیخته بودن از سوی مردم و ملت خود- و همه‏ی این مفاهیم را هم از مبانی دینی و اعتقادی و ایمانی گرفته باشد، نه از قراردادهای اجتماعی- که فرق بین دمکراسی غربی و مردم‏سالاری ما در همین است و جای بحث و صحبت کردن و تفصیل دارد- خیلی مهمّ است. مردم‏سالاری دینی چون بر اساس یک اعتقاد دینی است، قابل نقض نیست؛ یعنی اگر کسی توانست در انتخابات تقلّب کند یا به شیوه‏ای نظر مردم را جلب کند که به‏ناحق نگاهشان به وی متوجّه باشد- مثلًا ارزشی که در او نیست، وانمود کند که در او هست؛ بعد مردم به او اقبال کنند و رأی بدهند- در منطق مردم‏سالاری دینی او حقّی ندارد. این شیوه در منطق لیبرالیسم که پایه‏ی لیبرالیسم غربی است، کاملًا پذیرفته شده است؛ اما در منطق مردم‏سالاری دینی نه. سخت‏گیری در اینجا، به‏خاطر اتّکاء به مبانی دینی و ایمانی، بیشتر است. پس نفی ظلم، سلطه، استبداد، وابستگی و فساد، همه منبعث و برخاسته از اعتقاد دینی است. بدیهی است وقتی نظامی با این خصوصیات به وجود آید، برای هرکس که در هرجای دنیا معتقد به ظلم بین‏المللی، استبداد بین‏المللی، نفی حقوق ملتها و کشورها و معتقد به بی‏اعتنایی به مرزهای کشورهای مستقل است، دشمن و طرف مقابل و رقیبِ غیر قابل تحمّلی محسوب خواهد شد. به‏طور طبیعی این‏طور است. بنابراین‏ وقتی یک سلطه‏ی بین‏المللی و یک ابرقدرت مثل امریکا، سیاست و راهبردش را بر این قرار می‏دهد که منافع خودش را تأمین کند، اگر منابع کشورهای دیگر به خطر بیفتد، برایش مهم نیست. وقتی نظامی با آن خصوصیات مثبت در دنیا وجود داشته باشد- بخصوص در منطقه‏ای که کانون توجّه امریکا از لحاظ منافع است- بدیهی است بین این‏ها تضاد و چالش، یک امر قهری و حتمی و اجتناب‏ناپذیر است.1382/02/22
لینک ثابت
دموکراسی غربی

در باره‏ی مسائل بسیار مهمّی هم که در همسایگی ما در عراق می‏گذرد و دلها و چشمهای دنیا متوجّه آن است، فقط یک جمله عرض کنم: صحنه‏ی عراق، صحنه‏ی عبرت و افشای خیلی از حقایق برای ملتها شد. کسانی که پرچم دمکراسی را در دنیا در دست گرفته بودند، صریحاً اعلان می‏کنند که در عراق مردم حق دارند دولتی را که ما می‏خواهیم، سرِ کار بیاورند! این شد مردم‏سالاری!؟ این شد دمکراسی!؟ صریحاً اعلام می‏کنند که اگر همه‏ی مردم عراق بخواهند یک حاکمیت اسلامی سرِ کار بیاید، ما قبول نمی‏کنیم! معنای مردم‏سالاری آقایان معلوم شد. دمکراسیِ امریکایی همه جا همین‏طور است؛ در خودِ امریکا هم همین‏گونه است. چند سال قبل یک شخصیت امریکایی که از دو حزب حاکم امریکا نبود، پول زیادی خرج کرد، جنجال زیادی هم به راه انداخت تا در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کند. تا اواسط راه آمد، اما آن‏چنان او را به زمین زدند که دیگر کسی به فکر این نیفتد که بیرون از تشکیلات آن دو حزب معمولِ معروف امریکا ممکن است سرِ کار بیاید. بنابراین آنجا هم همین‏طور است. این دمکراسیِ آن‏هاست.1382/02/10
لینک ثابت
دموکراسی غربی

ملتی با این سابقه، با این تاریخ، با این رجال و با این مردان علمی و سیاسی. چطور انسانی حاضر است این‏قدر بی‏شرمانه حرف بزند و یک ملت را متّهم کند به نتوانستن. ما این را نادیده گرفتن حقوق ملت عراق می‏دانیم و آن را محکوم می‏کنیم و به‏هیچ‏وجه دیکتاتوری جدیدی را برای عراق نمی‏پذیریم. خود ملت عراق هم این مسئله را قبول نمی‏کند. ملت عراق از چاله‏ی صدّام بیرون نیامد که به چاه یک دیکتاتور نظامی آمریکایی بیفتد. حتّی اگر یک فرد عراقی را هم به این شکل بگمارند، یقیناً مردم او را هم قبول نمی‏کنند. به‏هرحال، ما این وضعیتی را که الآن مطرح می‏کنند، تجاوز دیگری به حریم اسلام و مسلمین می‏دانیم: «و لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا».
پیروزی نظامی آن هم با شک و شبهه‏هایی که در آن وجود دارد، دلیل پیروزی نهایی نیست. آمریکاییها در این قضیه خسارتهایی هم دیده‏اند و شکستهایی نیز متحمّل شده‏اند. الآن البته شاید ندانند و نتوانند، اما یقیناً در آینده‏ی نزد یک آثار این شکستها را خواهند دید. آن‏ها چهار شکست عمده داشته‏اند: شکست اوّل آن‏ها در شعار دمکراسی و آزادی غربی است. همین لیبرال دمکراسی‏ای که این‏گونه در دنیا ترویج می‏کنند، با این کار شکست خورد. آن‏ها نشان دادند که لیبرال دمکراسی نمی‏تواند یک ملت را به آن جایی برساند که به معنای حقیقی کلمه به آزادی انسان معتقد باشند. آن تفکّر وقتی منافع مادّی‏اش اقتضا کند، حاضر است آزادی و جان و حقّ انتخاب انسانها را راحت لگد مال کند. اگر آمریکاییها راست می‏گویند و طرف‏دار دمکراسی هستند، باید همین الآن عراق را ترک کنند و بیرون بروند. شما می‏خواستید صدّام را از قدرت به زیر بکشید؛ به زیر آمد. الآن در عراق چه کار دارید؟! اگر راست می‏گویند و دمکراسی و حقوق ملتها را قبول دارند، باید بی‏درنگ نظامیها را از عراق خارج کنند و هیچ دخالتی هم در امور عراق نکنند؛ اما معلوم است که چنین چیزی اتّفاق نمی‏افتد.1382/01/22

لینک ثابت
دموکراسی غربی

اگر امریکایی‏ها می‏گویند برای دمکراسی می‏جنگیم، دروغ می‏گویند؛ آن‏ها برای نفت و روی کار آوردن یک رژیم مطیع و تسلیم خود می‏جنگند. آن‏ها به قصد تصرف عراق و به قبضه گرفتن این کشور قدیمی، ملت کهن، منطقه‏ی حساس و منابع سرشار و غنی آن می‏جنگند و می‏خواهند راحت و بی‏دردسر آن را ببلعند. امروز اقتصاد امریکا متزلزل است. این موضوع مربوط به امروز نمی‏شود، بلکه چند سالی است که اقتصاد امریکا رو به تزلزل می‏رود. آن‏ها به منابع حیاتی عراق احتیاج دارند و می‏خواهند به هر قیمتی، با روش‏هایی که به آن‏ها اشاره شد، این منابع را از چنگ ملت عراق در بیاورند.

این نقشه مخصوص عراق نیست. در درجه‏ی اول همه‏ی کشورهای عربی، حتّی آن‏ها که امروز به امریکا کمک می‏کنند و فرودگاه‏ها و زمین و فضا و دیگر امکاناتشان در اختیار آن‏ها گذاشته‏اند، در آینده‏ی نه‏جندان دور در معرض این چالش امریکایی قرار خواهند گرفت. این موضوع را به روشنی خود تحلیلهای امریکایی به ما می‏فهماند. مسائلی را که من عرض می‏کنم، حرفهای ما نیست؛ حرفهایی است که از دهان خود امریکایی‏ها بیرون آمده است و اهداف و نیات شوم آن‏ها را برای همه روشن کرده است.1382/01/01

لینک ثابت
دموکراسی غربی

رعایت ضوابط در همه‏ی بخشها و زمینه‏ها یک امر لازم است و باید با دقّت و به طور کامل مراعات شود؛ آن وقت افرادی که صالح هستند، در اختیار مردم قرار گیرند تا آراءِ مردم، اصلح را در بین آن‏ها انتخاب کند؛ آن‏گاه انتخابات به نحوه‏ی رایجی که وجود دارد، إن شاء اللّه مفید خواهد بود. همه باید این معنا را رعایت کنند. وقتی ما در دنیا شعار تحقّق اسلام را می‏دهیم، این امر کوچکی نیست؛ پشت سر این شعار، احساسات و ایمان و عقیده و دینِ بخش عظیمی از جمعیت کره‏ی زمین قرار دارد. اگر ما بتوانیم ثابت کنیم که حقیقتاً به دنبال این شعار هستیم و ثابت کنیم که این شعار کارآیی دارد، آن‏گاه یک میلیارد و چند صد میلیون نفر جمعیت پشت سر این شعار قرار خواهند گرفت؛ این چیز کمی نیست. امروز غیر از منطقه‏ی اسلامی و غیر از مجموعه‏ی اسلامی، دلهای زیادی در دنیا هستند که می‏توانند این پیام را بپذیرند که دمکراسی با شیوه‏ای که امروز آمریکاییها- این مظاهر زورگویی و قلدری- پرچم‏دارش شده‏اند، دردی از دردهای مردم دوا نمی‏کند. امریکا مظهر قلدری و زورگویی و زورمداری است و ابزارهای مادّی زورگویی هم دارد، اما این‏ها کافی نیست؛ این‏ها جوله است: «للباطل جولة». ما در عمر خود شبیه این جوله را نسبت به قدرتهایی که امروز اثری از آثارشان وجود ندارد، دیده‏ایم؛ چه در سطوح ملی و چه در سطوح بین‏المللی. اتّحاد جماهیر شوروی که امروز نشانی از آن در دنیا وجود ندارد، تا همین چند سال قبل یک قدرت بود و تا چند دهه‏ی پیش از این، همین زورگویی‏ها و همین‏طور اعمال قدرتها را می‏کرد. شورویها در مجارستان، لهستان و اروپای شرقی چه کردند! کارهایی را که امروز امریکا در دنیا می‏کند یا تهدید می‏کند خواهد کرد، آن‏ها انجام می‏دادند. بااینکه در آن روز دو قدرت و دو قطب وجود داشت و رقیب یکدیگر بودند، اما وجود آن رقابت مانع از فجایع‏آفرینی و جنایات نمی‏شد. آن کشور وسیع در داخل خود هم همین کارها را می‏کرد. مناطقی از دنیا را می‏گرفت و به خودش متّصل می‏کرد و حکومتهایی را به زور تغییر می‏داد. بار اوّلی نیست که دنیا با قلدری و زورمداریِ بین‏المللی- که امروز مظهرش امریکاست- مواجه است؛ قبلًا هم وجود داشته است، بعد هم دیدیم که به‏کلّی محو و مضمحل شدند. بنابراین هیچ ضمانتی وجود ندارد که قدرتهای زورگو در جوله‏ای که می‏کنند، باقی بمانند. این جوله مثل شعله‏ای است که بلند می‏شود و بعد هم فرومی‏نشیند و عوامل نابودی این حرکت در خود آن نهفته است.1381/12/13
لینک ثابت
دموکراسی غربی

آن‏ها در بلندگوها از بحث آزاد و گفتگو و دمکراسی سخن می‏گویند؛ اما این شعاری دروغین است. آن‏ها اهل گفتگو، دمکراسی و بحث آزاد نیستند. در داخل ایران، پلورالیسم، شکّاکیت، شک در مسلّمات و اوّلیات اعتقادی و تسامح و تساهل را ترویج می‏کنند؛ می‏گویند از عقایدتان بگذرید و نسبت به آن‏ها تساهل و تسامح داشته باشید. اما این مربوط به داخل جامعه‏ی ایران و جوامع اسلامی است. وقتی بحث به جایی می‏رسد که خودشان آن را ارزشهای امریکایی و غربی خطاب می‏کنند، دیگر جای گفتگو نیست. مشابه‏سازی، یکسان‏سازی و جهانی‏سازی، اعتقادات مسلّمی است که دنیا باید در مقابل آن‏ها کوچک‏ترین اعتراضی نکند! در اینجا دیگر چهره‏ی دیکتاتوری به خود می‏گیرند. پرچم دمکراسی و آزادی‏خواهی یک دروغ آشکار است. کدام امریکا می‏خواهد به مردم دنیا آزادی هدیه دهد؟! امریکایی که برای حفظ منابع خود، ملتها را با فجیع‏ترین وضع به بدبختی سوق می‏دهد؟! امریکایی که فجایعش در ویتنام و افغانستان فراموش نشده و نخواهد شد- این فجایع هنوز هم ادامه دارد- و امروز هم مردم عراق را تهدید می‏کند؟! در اینجا با پرچم دمکراسی پیش می‏آید؛ اما نوبت به مردم فلسطین که می‏رسد، از دمکراسی خبری نیست! آیا مردم فلسطین انسان نیستند؟!1381/12/06
لینک ثابت
دموکراسی غربی

بدیهی است که دشمن مایل نیست اهداف و مقاصد خیانت‏آمیز و جنایت‏بار خود را برای ملتها تشریح کند. لذا از دور شعارهای انسان دوستی، حقوق بشر، دمکراسی و غیره را بر سرِ دست می‏کند. اما این دروغ‏گویی و فریب نمی‏تواند زیاد باقی بماند. قدرت‏طلبان و مستکبرانِ عالم، در عمل خودشان را افشا می‏کنند. همین حالا در قضیه‏ی عراق ببینید. آمریکاییها صریحاً می‏گویند ما می‏خواهیم به عراق بیاییم و یک حاکم امریکایی را حد اقل به مدت دو سال بر سرِ کار بگذاریم. این، افشای مافی‏الضّمیر آمریکاییهاست. آن‏ها در ته دلشان همین را می‏خواهند و به کمتر از این راضی نیستند. اگر بخواهند یک حاکم دست‏نشانده‏ی عراقی را هم بر سرِ کار بگذارند، باز آن‏ها را اشباع نمی‏کند. آن‏ها می‏خواهند یک ملت، یک کشور و یک مجموعه منابع انسانی و مالی و مادّی را یکجا و یکپارچه در حلقوم شرکتهای افزون‏طلب صهیونیستی و مراکز قدرت جهانی بریزند و به کمتر از این راضی نیستند. خواست آن‏ها این است.1381/11/28
لینک ثابت
دموکراسی غربی

ادّعای حقوق بشر و گسترش دمکراسی و آزادی در دنیا و حرفهایی را که سران امریکا در سخنرانیهای رسمی خود می‏زنند، هیچ‏کس در دنیا باور نمی‏کند. این‏ها شعارهایی است که خیلی کم اثر شده است. شعار طرف‏داری از حقوق بشر یا شعار گسترش دمکراسی در دنیا که امروز رئیس‏جمهور امریکا و دیگران در حرفهای خود آن‏ها را تکرار می‏کنند، برای جهانیان قابل باور نیست. آن قدر این‏ها با دیکتاتورهای خونخوار همکاری کرده‏اند و برای تأمین منافع خود به آن‏ها کمک رسانده‏اند که دیگر این حرف امریکا امروز در دنیا برای همه- نه تنها برای ما، که سالهاست ملت ایران این مطالب را می‏داند- کاملًا غیر قابل قبول است. حتّی زیاده‏خواهی و توسعه‏طلبی امریکا موجب شده است کشورهای اروپایی هم در خصوص برخی از مسائل، به طور واضح با امریکا مقابله کنند؛ چون آن‏ها هم متوجّه این هدف هستند و احساس خطر می‏کنند.1381/09/01
لینک ثابت
دموکراسی غربی

ملت ما به‏روشنی بیان کرده است که دنبال چیست. ملت ما آن روزی که پشت سر امام قرار گرفت- چه در دوران انقلاب، چه در دوران هشت سال دفاع مقدّس- و چند صد هزار جوان خود را در این راه داد، مشخص کرد که دنبال چه چیزی است. ملت دنبال دمکراسی غربی نبود. ملت مسلمان ما و کسانی که در دوران مبارزات زمان رژیم طاغوت، در زندانها آن رنجها را کشیدند و آن شلّاقها را خوردند، دنبال جمهوری غربی و فرهنگهای ملحد غربی و دمکراسی دروغین غرب و شرق نبودند. مادرانی که فرزندان خود- گاهی دو پسر، سه پسر، چهار پسر- یا داماد و شوهر خود را قربانی کردند و خم به ابرو نیاوردند و احساس افتخار نمودند، دنبال دمکراسی غربی و جمهوری دمکراتیک و امثال این‏ها نبودند. منشور واقعی انقلاب و خواست حقیقی مردم همان چیزی است که در قانون اساسی ما- بخصوص در اصول اوّل آن- منعکس شده است. مردم، رشد معنوی و رفاه مادّی را در سایه‏ی اسلام و به برکت اسلام و حاکمیت مقرّرات اسلامی خواستند؛ الآن هم همین را می‏خواهند. ما هیچ ملتی را مثل ملت ایران سراغ نداریم که پای آرمان‏های معنوی و الهی خودش را با خونِ چند صد هزار شهید امضاء کرده باشد. ملت خود ما هم در گذشته چنین کار بزرگی را انجام نداده است که در این دوره انجام داد. کشورهایی که دمکراسی غربی را تجربه کرده‏اند، ما دیدیم به چه فلاکت و ذلّتی افتادند و چگونه به نام دمکراسی، پنجه‏های طمّاعان غرب و بخصوص امریکا در دوره‏ی اخیر در جسم و جانشان فرورفت و همه چیز آن‏ها را به یغما برد. مردم ما دنبال این نوع دمکراسی نبودند. امروز هم ملت ما به دنبال تحقّق آرمان‏های اسلامی است که در درجه‏ی اوّل، عدالت و معنویت و آزادی- به معنای حقیقی اسلامی- و استقلال کشور از شرّ قدرتهای بیگانه و متجاوز خارجی است. این‏ها چیزهایی است که ملت ما دنبال آن است، برای آن فداکاری کرد و بعد از این هم برای آن فداکاری خواهد کرد. ملت باید مراقب و هوشیار باشد تا دشمن نتواند با روشهای موذیانه- چه امنیتی، چه سیاسی و چه تبلیغاتی- در صفوفش نفوذ کند.1381/09/01
لینک ثابت
دموکراسی غربی

حکومت آینده‏ی حضرت مهدی موعود أرواحنا فداه، یک حکومت مردمیِ به تمام معناست. مردمی یعنی چه؟ یعنی متّکی به ایمانها و اراده‏ها و بازوان مردم است. امام زمان، تنها دنیا را پُر از عدل و داد نمی‏کند؛ امام زمان از آحاد مؤمن مردم و با تکیه به آن‏هاست که بنای عدل الهی‏ را در سرتاسر عالم استقرار می‏بخشد و یک حکومت صددرصد مردمی تشکیل می‏دهد؛ اما این حکومت مردمی با حکومتهای مدّعی مردمی بودن و دمکراسی در دنیای امروز از زمین تا آسمان تفاوت دارد. آنچه امروز در دنیا اسم دمکراسی و مردم‏سالاری را روی آن گذاشته‏اند، همان دیکتاتوری‏های قدیمی است که لباس جدید بر تن کرده است؛ یعنی دیکتاتوری گروهها. اگر رقابت هم وجود دارد، رقابت بین گروههاست و مردم در این میان هیچ‏کاره‏اند. یک گروه به قدرت دست پیدا می‏کند و در سایه‏ی قدرت سیاسی‏ای که همه‏ی زمامهای امور را در کشور در اختیار او می‏گذارد و با سوءاستفاده از این قدرت، ثروت و پول و سرمایه به نفع خود گردآوری می‏کند و آن‏ها را در راه به دست آوردن دوباره‏ی قدرت مصرف می‏کند. دمکراسی‏های امروز دنیا بر پایه‏ی تبلیغات دروغ و فریبنده و مسحور کردن چشمها و دلهاست. امروز در دنیا هرجا شعار دمکراسی می‏دهند، شما ببینید برای تبلیغات کاندیداهای ریاست جمهوری و یا نمایندگان مجلس چه کار می‏کنند! پول خرج می‏کنند. دمکراسی در پنجه‏ی اقتدار پول اسیر است. مردم‏سالاری امام زمان- یعنی مردم‏سالاری دینی- با این روش، به‏کلّی متفاوت است‏1381/07/30
لینک ثابت
لیبرال دموکراسی, دموکراسی غربی, دموکراسی دروغین, تبلیغ باطل‌ها

دمکراسیهای امروز دنیا بر پایه‌ی تبلیغات دروغ و فریبنده و مسحور کردن چشمها و دلهاست.1381/07/30
لینک ثابت
دموکراسی غربی

هنوز نیم قرن از ظهور اسلام و اصل بعثت نگذشته بود که بیش از نیمی از دنیای متمدّن تحت تأثیر اسلام قرار گرفت. خیال نکنید حکومتهایی مثل امپراتوریهای قدرتمند، علم و عقل و تشکیلات و نیروی نظامی و ادّعا و غرور و تکبّر نداشتند؛ چرا، لیکن ایمانِ صریح، روشن و متّکیِ به منطق قوی وقتی در دل انسانهای باهمّت و بااخلاص و فداکار قرار گیرد، همه‏ی این موانع برداشتنی است. امروز هم همان‏طور است: ایمان اسلامی، ایمانی است که متّکی به منطق و استدلال و متضمّنِ خیر و سعادت بشر است. شاید اگر چهل، پنجاه سال پیش کسی این ادّعا را می‏کرد، خیلی قابل قبول نبود. آن روز سوسیالیزم با حجم عظیمِ خود همه را تهدید می‏کرد و با همه بر سر تحدّی بود. این طرف هم در مقابل، لیبرال دمکراسی غربِ پُر ادّعا بود. آن سرنوشت سوسیالیزم است که به آن روز دچار شد؛ این هم واقعیّتهای لیبرال دمکراسی غرب است. یک نمونه‏اش را شما در هیاهوی لشکرکشی به عراق می‏بینید که حکومتی مثل حکومت امریکا به خود حق می‏دهد در امور منطقه‏ی حسّاسی مثل خاورمیانه دخالت کند و این را حق خود بداند. این یعنی زورگویی و دیکتاتوری. به عنوان مقابله با دیکتاتوری، این‏ها بدترین شکل دیکتاتوری را اعمال می‏کنند؛ به سر وقت ملتها رفتن، به بهانه‏ی وجود کسی در رأس حکومت! در افغانستان هم به شکل دیگر، ملتها را زیر فشار اسلحه قرار می‏دهند و بعد برای آینده‏ی خود، برای نفت خود، برای پایگاه نظامی‏ و برای قدرت سیاسی خود، زمینه درست می‏کنند. این امروز عمل لیبرال دمکراسیِ حاکمِ بر دنیای غرب است. ممکن است بوق‏های تبلیغاتی فضا را تحت تأثیر قرار دهند، اما در بلندمدّت حقایق از چشم بشر پنهان نخواهد ماند. نمونه‏ی دیگرش، حمایت از رژیم غاصب صهیونیست است. این هم یکی از آثار و ثمرات همان لیبرال دمکراسی است. اصرار دارند کشورهای اسلامی این رژیمِ غاصبِ ظالمِ بی‏اعتقادِ به همه‏ی ارزشهای انسانی را به رسمیت بشناسند؛ رژیمی که نه خاک، خاکِ اوست؛ نه ملت، ملتِ اوست و نه کوچک‏ترین حقّی دارد؛ اما این همه نیز به صاحبان آن سرزمین ظلم و اهانت می‏کند. شما ببینید الآن دو سال است در سرزمینهای فلسطین چه می‏گذرد و آن‏ها با مردم چه می‏کنند! امریکا پشت سرِ رژیم صهیونیستیِ غاصب و مفسد و زیاده‏طلب قرار گرفته است. همین جسارتی که دیروز به مسجد الاقصی کردند، یک نمونه‏ی آن است. این ثمره‏ای از ثمرات لیبرال دمکراسی است. مکتب اسلام، یعنی مکتب حمایت از انسانیت و ارزشهای انسانی؛ مکتب ترویج رحم و مروّت؛ مکتب ترویج اخوّت و برادریِ انسانی؛ مکتبی که معیارش در حقوق اجتماعی این است: «لن تقدس أمّة لا یؤخذ للضّعیف فیها حقّه من القوی غیر متعتع »؛ در یک جامعه، فردی که دستش از زر و زور تهی است، بتواند حق خود را بدون هیچ‏گونه مشکل، از قوی- که زر و زور هم دارد- بگیرد. این پیامِ اسلام است؛ این جامعه‏ی درست اسلامی است؛ امروز این پیام است که ملتها را مجذوب می‏کند. کجای دنیای امروز این‏طور اداره می‏شود؟ کدام دمکراسی، کدام لیبرالیسم، کدام حقوق بشرِ ادّعایی امروز می‏تواند چنین چیزی را مطرح و دنبال آن حرکت کند؟ امروز نقطه‏ی مقابل آن عمل می‏کنند.1381/07/13
لینک ثابت
دموکراسی غربی

وقتی انقلاب را مثل یک کتاب باز کنید، در درون آن، فصول و سطور معرفت وجود دارد: معرفت دینی، معرفت سیاسی و معرفت اخلاقی. همه‏ی این‏ها در ذیل کلمه‏ی انقلاب وجود دارد. در عرصه‏ی سیاسی، انقلاب تازه‏ترین و جذّاب‏ترین سخن را نه فقط برای ملت ایران که برای بشریّت دارد. بعضی کسان خیال می‏کنند اصطلاحات و تعبیرات معرفتیِ فراهم‏آمده در اردوگاهِ به اصطلاح لیبرال دمکراسی غرب که وارد کشور می‏شود، سوغاتهای جدید و حرفهای تازه‏ای است که انقلاب آن‏ها را نشنیده است و حالا باید انقلاب و انقلابیّون این حرفها را بشنوند؛ این خطاست. انقلاب در خلأ متولّد نشد. انقلاب اسلامی و این کتاب قطور معرفتی وقتی تدوین شد که همه‏ی این حرفها در دنیا بود؛ هم حرف و هم تجسّم و عینیّتش وجود داشت.1381/06/24
لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار امام مجاهد شهید حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (قدّس‌الله‌نفسه‌الزکیه) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی