دموکراسی غربی / دمکراسی غربی
در مورد مردم، مهمترین کاری که امام کرد، این بود که مفهوم مردمسالاری را از چیزی که طرّاحان دمکراسی غربی و عوامل آنها در صحنههای عملی میخواستند نشان دهند، بهکلّی دور کرد. سعی آنها این بود که اینطور القاء کنند که مردمسالاری با دینسالاری و دینداری سازگار نیست. امام این مفهوم باطل را زایل کرد و مردمسالاری دینی- یعنی همان جمهوری اسلامی- را در دنیا مطرح نمود. او به زبان هم اکتفا نکرد؛ صرفاً استدلال فکری هم نکرد؛ عملًا این را نشان داد.1382/03/14
لینک ثابت
امروز آنچه آمریکا- که حالا در نوک پیکان تهاجم به انقلاب و حرکت اسلامی، امریکاست- از ملت ایران میخواهد، مسألهی سلاح کشتار جمعی و حقوق بشر و حکومت دمکراسی و ... نیست، بلکه آنچه آنها از ملت و مسئولان کشور میخواهند، تسلیم شدن در مقابل ارادهی ابرقدرتی امریکاست. جز این چیز دیگری نیست، و الّا اینها به دمکراسی تمایل دارند؟! امروز دمکراسیهای مورد قبول و اعتراف امریکا چه کشورهایی هستند؟ اگر کشورهایی که دولتهای قانونی و برآمدهی از انتخابات مردم دارند، یکقدم از آنچه که مجموعهی نیروهای نظامی میخواهند و فکر میکنند و به آن معتقدند، تخطّی کنند، نیروهای نظامی مانند عقاب بالای سرشان میآیند و آنها را مثل کبکی شکار میکنند و کنار میگذارند. مگر اینطور نیست؟ به اطراف خودتان نگاه کنید! چه زمان معتقد به دمکراسیاند؟! اینها دمکراسی را به عنوان یک شعار ذکر میکنند، خودشان هم میدانند که مردم دنیا میدانند؛ منتها سیاست تبلیغات در دنیا به گفتن و بازگفتن و بازگفتن و تکرار کردن است؛ این سیاست تبلیغاتی و پروپاگاندای رایج در دنیاست. باید بگویند؛ تکرار کنند؛ تکرار کنند، بالاخره در بخشی از مردم اثر میکند؛ لااقل مردم عادت میکنند که بشنوند؛ و الّا اینها دنبال مردمسالاری نیستند. بسیاری از رژیمهای مورد علاقهی اینها اصلًا معنای رأی مردم را نمیدانند و مردمشان هم بههیچوجه نمیدانند که رأی دادن و انتخاب مسئول در کشور یعنی چه و به آنها هم هیچ اعتراضی ندارند! وقتیکه جمهوری اسلامی را با این همه انتخابات، با این همه حضور مردم در صحنههای مختلف، با این همه نشانهها و نمادهای مردمسالاری که در این کشور هست که در کمتر کشوری در دنیا وجود دارد- ارتباط مسئولان با مردم و همدلیشان با آنها، پشتیبانیها و عواطف مردم و عشق و علاقهی وافر آنها به مسئولان- به نداشتن مردمسالاری و استبداد و دیکتاتوری متّهم میکنند، معلوم است که مرادشان چیست.1382/03/07
لینک ثابت
امروز در رأس دشمنان اسلام، امریکاست که شرّ و شیطان مجسّم است. امروز دشمن اساسی دنیای اسلام، استکبار جهانی است که در رأسش هم امریکاست. این جزو معارف رایج انقلاب و نظام ماست. انقلاب اسلامی بیست و چهار سال است که این را فریاد میزند؛ لیکن امروز مردم دنیا و جوامع مسلمین این را حس کرده و خودشان لمس میکنند. قضایای فلسطین و فجایعی که به پشتیبانی امریکا، هر شب و روز در فلسطین اتّفاق میافتد، جلوِ چشم مردم است. امّت اسلام چگونه میتواند چشمش را ببندد و این فجایع را نبیند؟ آنچه در عراق در جریان است، جلوِ چشم مردم دنیاست؛ این آزمایشگاه تاریخی و سیاسی در مقابل چشم مردم دنیا و بخصوص امّت اسلامی است. آمریکاییها با نام دمکراسی و آزادی به رژیم صدّام حمله کردند؛ اما امروز به مردم عراق اجازه نمیدهند سرنوشت خود را در دست بگیرند؛ میگویند ما باید باشیم! یک ملت و یک کشور اسلامی را از همهی حقوق متداول و رایجِ پذیرفتهشدهی جهانی محروم میکنند؛ با این عنوان که شما نمیتوانید و ما باید باشیم؛ ما باید به شما دمکراسی بدهیم! کدام دمکراسی و چطور دمکراسیای؟! این دمکراسی و مردمسالاری و حقوق مردم است؟ آن هم بعد از کشتار عظیمی که در بین مردم عراق انجام گرفت!1382/02/29
لینک ثابت
ما جزو کشورهایی هستیم که نگاه این حوزهی زیادهطلبی، در بخشی متوجّهِ ما هم هست؛ چون نگاه عمدهی امریکا در این رویکرد و حرکت سیاسی، بیشتر به خاورمیانه است. همانطور که میدانید، خاورمیانه مرکز ثروت و مرکز مهمّ جغرافیایی است و اهمیت دارد؛ طبعاً ما هم با خصوصیات برجستهای که کشورمان دارد، در این منطقه هستیم. چرا ایران در این چالش، طرف توجّه قدرت متجاوز و کانون متجاوز، یعنی امریکاست؟ همانگونه که گفتیم، اوّلًا به این دلیل که ایران کشوری بزرگ، ثروتمند و برخوردار از منابع بسیار مهمّ زیرزمینی است. دومین ذخیرهی گاز در سطح دنیا، متعلّق به کشور ماست. ذخیرهی بسیار ارزشمند نفت و خیلی از منابع زیرزمینی دیگر متعلّق به ایران است. کشوری است با جمعیت زیاد، موقعیت جغرافیایی حسّاس، مرز طولانی در خلیج فارس و دریای عمّان؛ اینها همه امتیازات یک کشور است. راه تقریباً منحصر غرب به آسیای میانه و آن منطقه از دنیا هم از اینجا میگذرد. قهراً با این دلیل طبیعی، کشور ما ایران مورد توجّه و طرف چالش امریکا قرار میگیرد. یک دلیل دیگر، هویّت جمهوری اسلامی است. اینکه در نقطهای از دنیا نظامی سرِ کار بیاید که معتقد به نفی ظلم و استبداد باشد؛ معتقد به نفی وابستگی اقتصادی و فرهنگی و سیاسی به قطبهای جهانی باشد؛ متّکی و معتقد به مردمسالاری باشد- یعنی برانگیخته بودن از سوی مردم و ملت خود- و همهی این مفاهیم را هم از مبانی دینی و اعتقادی و ایمانی گرفته باشد، نه از قراردادهای اجتماعی- که فرق بین دمکراسی غربی و مردمسالاری ما در همین است و جای بحث و صحبت کردن و تفصیل دارد- خیلی مهمّ است. مردمسالاری دینی چون بر اساس یک اعتقاد دینی است، قابل نقض نیست؛ یعنی اگر کسی توانست در انتخابات تقلّب کند یا به شیوهای نظر مردم را جلب کند که بهناحق نگاهشان به وی متوجّه باشد- مثلًا ارزشی که در او نیست، وانمود کند که در او هست؛ بعد مردم به او اقبال کنند و رأی بدهند- در منطق مردمسالاری دینی او حقّی ندارد. این شیوه در منطق لیبرالیسم که پایهی لیبرالیسم غربی است، کاملًا پذیرفته شده است؛ اما در منطق مردمسالاری دینی نه. سختگیری در اینجا، بهخاطر اتّکاء به مبانی دینی و ایمانی، بیشتر است. پس نفی ظلم، سلطه، استبداد، وابستگی و فساد، همه منبعث و برخاسته از اعتقاد دینی است. بدیهی است وقتی نظامی با این خصوصیات به وجود آید، برای هرکس که در هرجای دنیا معتقد به ظلم بینالمللی، استبداد بینالمللی، نفی حقوق ملتها و کشورها و معتقد به بیاعتنایی به مرزهای کشورهای مستقل است، دشمن و طرف مقابل و رقیبِ غیر قابل تحمّلی محسوب خواهد شد. بهطور طبیعی اینطور است. بنابراین وقتی یک سلطهی بینالمللی و یک ابرقدرت مثل امریکا، سیاست و راهبردش را بر این قرار میدهد که منافع خودش را تأمین کند، اگر منابع کشورهای دیگر به خطر بیفتد، برایش مهم نیست. وقتی نظامی با آن خصوصیات مثبت در دنیا وجود داشته باشد- بخصوص در منطقهای که کانون توجّه امریکا از لحاظ منافع است- بدیهی است بین اینها تضاد و چالش، یک امر قهری و حتمی و اجتنابناپذیر است.1382/02/22
لینک ثابت
در بارهی مسائل بسیار مهمّی هم که در همسایگی ما در عراق میگذرد و دلها و چشمهای دنیا متوجّه آن است، فقط یک جمله عرض کنم: صحنهی عراق، صحنهی عبرت و افشای خیلی از حقایق برای ملتها شد. کسانی که پرچم دمکراسی را در دنیا در دست گرفته بودند، صریحاً اعلان میکنند که در عراق مردم حق دارند دولتی را که ما میخواهیم، سرِ کار بیاورند! این شد مردمسالاری!؟ این شد دمکراسی!؟ صریحاً اعلام میکنند که اگر همهی مردم عراق بخواهند یک حاکمیت اسلامی سرِ کار بیاید، ما قبول نمیکنیم! معنای مردمسالاری آقایان معلوم شد. دمکراسیِ امریکایی همه جا همینطور است؛ در خودِ امریکا هم همینگونه است. چند سال قبل یک شخصیت امریکایی که از دو حزب حاکم امریکا نبود، پول زیادی خرج کرد، جنجال زیادی هم به راه انداخت تا در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کند. تا اواسط راه آمد، اما آنچنان او را به زمین زدند که دیگر کسی به فکر این نیفتد که بیرون از تشکیلات آن دو حزب معمولِ معروف امریکا ممکن است سرِ کار بیاید. بنابراین آنجا هم همینطور است. این دمکراسیِ آنهاست.1382/02/10
لینک ثابت
ملتی با این سابقه، با این تاریخ، با این رجال و با این مردان علمی و سیاسی. چطور انسانی حاضر است اینقدر بیشرمانه حرف بزند و یک ملت را متّهم کند به نتوانستن. ما این را نادیده گرفتن حقوق ملت عراق میدانیم و آن را محکوم میکنیم و بههیچوجه دیکتاتوری جدیدی را برای عراق نمیپذیریم. خود ملت عراق هم این مسئله را قبول نمیکند. ملت عراق از چالهی صدّام بیرون نیامد که به چاه یک دیکتاتور نظامی آمریکایی بیفتد. حتّی اگر یک فرد عراقی را هم به این شکل بگمارند، یقیناً مردم او را هم قبول نمیکنند. بههرحال، ما این وضعیتی را که الآن مطرح میکنند، تجاوز دیگری به حریم اسلام و مسلمین میدانیم: «و لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا».
پیروزی نظامی آن هم با شک و شبهههایی که در آن وجود دارد، دلیل پیروزی نهایی نیست. آمریکاییها در این قضیه خسارتهایی هم دیدهاند و شکستهایی نیز متحمّل شدهاند. الآن البته شاید ندانند و نتوانند، اما یقیناً در آیندهی نزد یک آثار این شکستها را خواهند دید. آنها چهار شکست عمده داشتهاند: شکست اوّل آنها در شعار دمکراسی و آزادی غربی است. همین لیبرال دمکراسیای که اینگونه در دنیا ترویج میکنند، با این کار شکست خورد. آنها نشان دادند که لیبرال دمکراسی نمیتواند یک ملت را به آن جایی برساند که به معنای حقیقی کلمه به آزادی انسان معتقد باشند. آن تفکّر وقتی منافع مادّیاش اقتضا کند، حاضر است آزادی و جان و حقّ انتخاب انسانها را راحت لگد مال کند. اگر آمریکاییها راست میگویند و طرفدار دمکراسی هستند، باید همین الآن عراق را ترک کنند و بیرون بروند. شما میخواستید صدّام را از قدرت به زیر بکشید؛ به زیر آمد. الآن در عراق چه کار دارید؟! اگر راست میگویند و دمکراسی و حقوق ملتها را قبول دارند، باید بیدرنگ نظامیها را از عراق خارج کنند و هیچ دخالتی هم در امور عراق نکنند؛ اما معلوم است که چنین چیزی اتّفاق نمیافتد.1382/01/22
لینک ثابت
اگر امریکاییها میگویند برای دمکراسی میجنگیم، دروغ میگویند؛ آنها برای نفت و روی کار آوردن یک رژیم مطیع و تسلیم خود میجنگند. آنها به قصد تصرف عراق و به قبضه گرفتن این کشور قدیمی، ملت کهن، منطقهی حساس و منابع سرشار و غنی آن میجنگند و میخواهند راحت و بیدردسر آن را ببلعند. امروز اقتصاد امریکا متزلزل است. این موضوع مربوط به امروز نمیشود، بلکه چند سالی است که اقتصاد امریکا رو به تزلزل میرود. آنها به منابع حیاتی عراق احتیاج دارند و میخواهند به هر قیمتی، با روشهایی که به آنها اشاره شد، این منابع را از چنگ ملت عراق در بیاورند.
این نقشه مخصوص عراق نیست. در درجهی اول همهی کشورهای عربی، حتّی آنها که امروز به امریکا کمک میکنند و فرودگاهها و زمین و فضا و دیگر امکاناتشان در اختیار آنها گذاشتهاند، در آیندهی نهجندان دور در معرض این چالش امریکایی قرار خواهند گرفت. این موضوع را به روشنی خود تحلیلهای امریکایی به ما میفهماند. مسائلی را که من عرض میکنم، حرفهای ما نیست؛ حرفهایی است که از دهان خود امریکاییها بیرون آمده است و اهداف و نیات شوم آنها را برای همه روشن کرده است.1382/01/01
لینک ثابت
رعایت ضوابط در همهی بخشها و زمینهها یک امر لازم است و باید با دقّت و به طور کامل مراعات شود؛ آن وقت افرادی که صالح هستند، در اختیار مردم قرار گیرند تا آراءِ مردم، اصلح را در بین آنها انتخاب کند؛ آنگاه انتخابات به نحوهی رایجی که وجود دارد، إن شاء اللّه مفید خواهد بود. همه باید این معنا را رعایت کنند. وقتی ما در دنیا شعار تحقّق اسلام را میدهیم، این امر کوچکی نیست؛ پشت سر این شعار، احساسات و ایمان و عقیده و دینِ بخش عظیمی از جمعیت کرهی زمین قرار دارد. اگر ما بتوانیم ثابت کنیم که حقیقتاً به دنبال این شعار هستیم و ثابت کنیم که این شعار کارآیی دارد، آنگاه یک میلیارد و چند صد میلیون نفر جمعیت پشت سر این شعار قرار خواهند گرفت؛ این چیز کمی نیست. امروز غیر از منطقهی اسلامی و غیر از مجموعهی اسلامی، دلهای زیادی در دنیا هستند که میتوانند این پیام را بپذیرند که دمکراسی با شیوهای که امروز آمریکاییها- این مظاهر زورگویی و قلدری- پرچمدارش شدهاند، دردی از دردهای مردم دوا نمیکند. امریکا مظهر قلدری و زورگویی و زورمداری است و ابزارهای مادّی زورگویی هم دارد، اما اینها کافی نیست؛ اینها جوله است: «للباطل جولة». ما در عمر خود شبیه این جوله را نسبت به قدرتهایی که امروز اثری از آثارشان وجود ندارد، دیدهایم؛ چه در سطوح ملی و چه در سطوح بینالمللی. اتّحاد جماهیر شوروی که امروز نشانی از آن در دنیا وجود ندارد، تا همین چند سال قبل یک قدرت بود و تا چند دههی پیش از این، همین زورگوییها و همینطور اعمال قدرتها را میکرد. شورویها در مجارستان، لهستان و اروپای شرقی چه کردند! کارهایی را که امروز امریکا در دنیا میکند یا تهدید میکند خواهد کرد، آنها انجام میدادند. بااینکه در آن روز دو قدرت و دو قطب وجود داشت و رقیب یکدیگر بودند، اما وجود آن رقابت مانع از فجایعآفرینی و جنایات نمیشد. آن کشور وسیع در داخل خود هم همین کارها را میکرد. مناطقی از دنیا را میگرفت و به خودش متّصل میکرد و حکومتهایی را به زور تغییر میداد. بار اوّلی نیست که دنیا با قلدری و زورمداریِ بینالمللی- که امروز مظهرش امریکاست- مواجه است؛ قبلًا هم وجود داشته است، بعد هم دیدیم که بهکلّی محو و مضمحل شدند. بنابراین هیچ ضمانتی وجود ندارد که قدرتهای زورگو در جولهای که میکنند، باقی بمانند. این جوله مثل شعلهای است که بلند میشود و بعد هم فرومینشیند و عوامل نابودی این حرکت در خود آن نهفته است.1381/12/13
لینک ثابت
آنها در بلندگوها از بحث آزاد و گفتگو و دمکراسی سخن میگویند؛ اما این شعاری دروغین است. آنها اهل گفتگو، دمکراسی و بحث آزاد نیستند. در داخل ایران، پلورالیسم، شکّاکیت، شک در مسلّمات و اوّلیات اعتقادی و تسامح و تساهل را ترویج میکنند؛ میگویند از عقایدتان بگذرید و نسبت به آنها تساهل و تسامح داشته باشید. اما این مربوط به داخل جامعهی ایران و جوامع اسلامی است. وقتی بحث به جایی میرسد که خودشان آن را ارزشهای امریکایی و غربی خطاب میکنند، دیگر جای گفتگو نیست. مشابهسازی، یکسانسازی و جهانیسازی، اعتقادات مسلّمی است که دنیا باید در مقابل آنها کوچکترین اعتراضی نکند! در اینجا دیگر چهرهی دیکتاتوری به خود میگیرند. پرچم دمکراسی و آزادیخواهی یک دروغ آشکار است. کدام امریکا میخواهد به مردم دنیا آزادی هدیه دهد؟! امریکایی که برای حفظ منابع خود، ملتها را با فجیعترین وضع به بدبختی سوق میدهد؟! امریکایی که فجایعش در ویتنام و افغانستان فراموش نشده و نخواهد شد- این فجایع هنوز هم ادامه دارد- و امروز هم مردم عراق را تهدید میکند؟! در اینجا با پرچم دمکراسی پیش میآید؛ اما نوبت به مردم فلسطین که میرسد، از دمکراسی خبری نیست! آیا مردم فلسطین انسان نیستند؟!1381/12/06
لینک ثابت
بدیهی است که دشمن مایل نیست اهداف و مقاصد خیانتآمیز و جنایتبار خود را برای ملتها تشریح کند. لذا از دور شعارهای انسان دوستی، حقوق بشر، دمکراسی و غیره را بر سرِ دست میکند. اما این دروغگویی و فریب نمیتواند زیاد باقی بماند. قدرتطلبان و مستکبرانِ عالم، در عمل خودشان را افشا میکنند. همین حالا در قضیهی عراق ببینید. آمریکاییها صریحاً میگویند ما میخواهیم به عراق بیاییم و یک حاکم امریکایی را حد اقل به مدت دو سال بر سرِ کار بگذاریم. این، افشای مافیالضّمیر آمریکاییهاست. آنها در ته دلشان همین را میخواهند و به کمتر از این راضی نیستند. اگر بخواهند یک حاکم دستنشاندهی عراقی را هم بر سرِ کار بگذارند، باز آنها را اشباع نمیکند. آنها میخواهند یک ملت، یک کشور و یک مجموعه منابع انسانی و مالی و مادّی را یکجا و یکپارچه در حلقوم شرکتهای افزونطلب صهیونیستی و مراکز قدرت جهانی بریزند و به کمتر از این راضی نیستند. خواست آنها این است.1381/11/28
لینک ثابت
ادّعای حقوق بشر و گسترش دمکراسی و آزادی در دنیا و حرفهایی را که سران امریکا در سخنرانیهای رسمی خود میزنند، هیچکس در دنیا باور نمیکند. اینها شعارهایی است که خیلی کم اثر شده است. شعار طرفداری از حقوق بشر یا شعار گسترش دمکراسی در دنیا که امروز رئیسجمهور امریکا و دیگران در حرفهای خود آنها را تکرار میکنند، برای جهانیان قابل باور نیست. آن قدر اینها با دیکتاتورهای خونخوار همکاری کردهاند و برای تأمین منافع خود به آنها کمک رساندهاند که دیگر این حرف امریکا امروز در دنیا برای همه- نه تنها برای ما، که سالهاست ملت ایران این مطالب را میداند- کاملًا غیر قابل قبول است. حتّی زیادهخواهی و توسعهطلبی امریکا موجب شده است کشورهای اروپایی هم در خصوص برخی از مسائل، به طور واضح با امریکا مقابله کنند؛ چون آنها هم متوجّه این هدف هستند و احساس خطر میکنند.1381/09/01
لینک ثابت
ملت ما بهروشنی بیان کرده است که دنبال چیست. ملت ما آن روزی که پشت سر امام قرار گرفت- چه در دوران انقلاب، چه در دوران هشت سال دفاع مقدّس- و چند صد هزار جوان خود را در این راه داد، مشخص کرد که دنبال چه چیزی است. ملت دنبال دمکراسی غربی نبود. ملت مسلمان ما و کسانی که در دوران مبارزات زمان رژیم طاغوت، در زندانها آن رنجها را کشیدند و آن شلّاقها را خوردند، دنبال جمهوری غربی و فرهنگهای ملحد غربی و دمکراسی دروغین غرب و شرق نبودند. مادرانی که فرزندان خود- گاهی دو پسر، سه پسر، چهار پسر- یا داماد و شوهر خود را قربانی کردند و خم به ابرو نیاوردند و احساس افتخار نمودند، دنبال دمکراسی غربی و جمهوری دمکراتیک و امثال اینها نبودند. منشور واقعی انقلاب و خواست حقیقی مردم همان چیزی است که در قانون اساسی ما- بخصوص در اصول اوّل آن- منعکس شده است. مردم، رشد معنوی و رفاه مادّی را در سایهی اسلام و به برکت اسلام و حاکمیت مقرّرات اسلامی خواستند؛ الآن هم همین را میخواهند. ما هیچ ملتی را مثل ملت ایران سراغ نداریم که پای آرمانهای معنوی و الهی خودش را با خونِ چند صد هزار شهید امضاء کرده باشد. ملت خود ما هم در گذشته چنین کار بزرگی را انجام نداده است که در این دوره انجام داد. کشورهایی که دمکراسی غربی را تجربه کردهاند، ما دیدیم به چه فلاکت و ذلّتی افتادند و چگونه به نام دمکراسی، پنجههای طمّاعان غرب و بخصوص امریکا در دورهی اخیر در جسم و جانشان فرورفت و همه چیز آنها را به یغما برد. مردم ما دنبال این نوع دمکراسی نبودند. امروز هم ملت ما به دنبال تحقّق آرمانهای اسلامی است که در درجهی اوّل، عدالت و معنویت و آزادی- به معنای حقیقی اسلامی- و استقلال کشور از شرّ قدرتهای بیگانه و متجاوز خارجی است. اینها چیزهایی است که ملت ما دنبال آن است، برای آن فداکاری کرد و بعد از این هم برای آن فداکاری خواهد کرد. ملت باید مراقب و هوشیار باشد تا دشمن نتواند با روشهای موذیانه- چه امنیتی، چه سیاسی و چه تبلیغاتی- در صفوفش نفوذ کند.1381/09/01
لینک ثابت
حکومت آیندهی حضرت مهدی موعود أرواحنا فداه، یک حکومت مردمیِ به تمام معناست. مردمی یعنی چه؟ یعنی متّکی به ایمانها و ارادهها و بازوان مردم است. امام زمان، تنها دنیا را پُر از عدل و داد نمیکند؛ امام زمان از آحاد مؤمن مردم و با تکیه به آنهاست که بنای عدل الهی را در سرتاسر عالم استقرار میبخشد و یک حکومت صددرصد مردمی تشکیل میدهد؛ اما این حکومت مردمی با حکومتهای مدّعی مردمی بودن و دمکراسی در دنیای امروز از زمین تا آسمان تفاوت دارد. آنچه امروز در دنیا اسم دمکراسی و مردمسالاری را روی آن گذاشتهاند، همان دیکتاتوریهای قدیمی است که لباس جدید بر تن کرده است؛ یعنی دیکتاتوری گروهها. اگر رقابت هم وجود دارد، رقابت بین گروههاست و مردم در این میان هیچکارهاند. یک گروه به قدرت دست پیدا میکند و در سایهی قدرت سیاسیای که همهی زمامهای امور را در کشور در اختیار او میگذارد و با سوءاستفاده از این قدرت، ثروت و پول و سرمایه به نفع خود گردآوری میکند و آنها را در راه به دست آوردن دوبارهی قدرت مصرف میکند. دمکراسیهای امروز دنیا بر پایهی تبلیغات دروغ و فریبنده و مسحور کردن چشمها و دلهاست. امروز در دنیا هرجا شعار دمکراسی میدهند، شما ببینید برای تبلیغات کاندیداهای ریاست جمهوری و یا نمایندگان مجلس چه کار میکنند! پول خرج میکنند. دمکراسی در پنجهی اقتدار پول اسیر است. مردمسالاری امام زمان- یعنی مردمسالاری دینی- با این روش، بهکلّی متفاوت است1381/07/30
لینک ثابت
لیبرال دموکراسی, دموکراسی غربی, دموکراسی دروغین, تبلیغ باطلها
دمکراسیهای امروز دنیا بر پایهی تبلیغات دروغ و فریبنده و مسحور کردن چشمها و دلهاست.1381/07/30
لینک ثابت
هنوز نیم قرن از ظهور اسلام و اصل بعثت نگذشته بود که بیش از نیمی از دنیای متمدّن تحت تأثیر اسلام قرار گرفت. خیال نکنید حکومتهایی مثل امپراتوریهای قدرتمند، علم و عقل و تشکیلات و نیروی نظامی و ادّعا و غرور و تکبّر نداشتند؛ چرا، لیکن ایمانِ صریح، روشن و متّکیِ به منطق قوی وقتی در دل انسانهای باهمّت و بااخلاص و فداکار قرار گیرد، همهی این موانع برداشتنی است. امروز هم همانطور است: ایمان اسلامی، ایمانی است که متّکی به منطق و استدلال و متضمّنِ خیر و سعادت بشر است. شاید اگر چهل، پنجاه سال پیش کسی این ادّعا را میکرد، خیلی قابل قبول نبود. آن روز سوسیالیزم با حجم عظیمِ خود همه را تهدید میکرد و با همه بر سر تحدّی بود. این طرف هم در مقابل، لیبرال دمکراسی غربِ پُر ادّعا بود. آن سرنوشت سوسیالیزم است که به آن روز دچار شد؛ این هم واقعیّتهای لیبرال دمکراسی غرب است. یک نمونهاش را شما در هیاهوی لشکرکشی به عراق میبینید که حکومتی مثل حکومت امریکا به خود حق میدهد در امور منطقهی حسّاسی مثل خاورمیانه دخالت کند و این را حق خود بداند. این یعنی زورگویی و دیکتاتوری. به عنوان مقابله با دیکتاتوری، اینها بدترین شکل دیکتاتوری را اعمال میکنند؛ به سر وقت ملتها رفتن، به بهانهی وجود کسی در رأس حکومت! در افغانستان هم به شکل دیگر، ملتها را زیر فشار اسلحه قرار میدهند و بعد برای آیندهی خود، برای نفت خود، برای پایگاه نظامی و برای قدرت سیاسی خود، زمینه درست میکنند. این امروز عمل لیبرال دمکراسیِ حاکمِ بر دنیای غرب است. ممکن است بوقهای تبلیغاتی فضا را تحت تأثیر قرار دهند، اما در بلندمدّت حقایق از چشم بشر پنهان نخواهد ماند. نمونهی دیگرش، حمایت از رژیم غاصب صهیونیست است. این هم یکی از آثار و ثمرات همان لیبرال دمکراسی است. اصرار دارند کشورهای اسلامی این رژیمِ غاصبِ ظالمِ بیاعتقادِ به همهی ارزشهای انسانی را به رسمیت بشناسند؛ رژیمی که نه خاک، خاکِ اوست؛ نه ملت، ملتِ اوست و نه کوچکترین حقّی دارد؛ اما این همه نیز به صاحبان آن سرزمین ظلم و اهانت میکند. شما ببینید الآن دو سال است در سرزمینهای فلسطین چه میگذرد و آنها با مردم چه میکنند! امریکا پشت سرِ رژیم صهیونیستیِ غاصب و مفسد و زیادهطلب قرار گرفته است. همین جسارتی که دیروز به مسجد الاقصی کردند، یک نمونهی آن است. این ثمرهای از ثمرات لیبرال دمکراسی است. مکتب اسلام، یعنی مکتب حمایت از انسانیت و ارزشهای انسانی؛ مکتب ترویج رحم و مروّت؛ مکتب ترویج اخوّت و برادریِ انسانی؛ مکتبی که معیارش در حقوق اجتماعی این است: «لن تقدس أمّة لا یؤخذ للضّعیف فیها حقّه من القوی غیر متعتع »؛ در یک جامعه، فردی که دستش از زر و زور تهی است، بتواند حق خود را بدون هیچگونه مشکل، از قوی- که زر و زور هم دارد- بگیرد. این پیامِ اسلام است؛ این جامعهی درست اسلامی است؛ امروز این پیام است که ملتها را مجذوب میکند. کجای دنیای امروز اینطور اداره میشود؟ کدام دمکراسی، کدام لیبرالیسم، کدام حقوق بشرِ ادّعایی امروز میتواند چنین چیزی را مطرح و دنبال آن حرکت کند؟ امروز نقطهی مقابل آن عمل میکنند.1381/07/13
لینک ثابت
وقتی انقلاب را مثل یک کتاب باز کنید، در درون آن، فصول و سطور معرفت وجود دارد: معرفت دینی، معرفت سیاسی و معرفت اخلاقی. همهی اینها در ذیل کلمهی انقلاب وجود دارد. در عرصهی سیاسی، انقلاب تازهترین و جذّابترین سخن را نه فقط برای ملت ایران که برای بشریّت دارد. بعضی کسان خیال میکنند اصطلاحات و تعبیرات معرفتیِ فراهمآمده در اردوگاهِ به اصطلاح لیبرال دمکراسی غرب که وارد کشور میشود، سوغاتهای جدید و حرفهای تازهای است که انقلاب آنها را نشنیده است و حالا باید انقلاب و انقلابیّون این حرفها را بشنوند؛ این خطاست. انقلاب در خلأ متولّد نشد. انقلاب اسلامی و این کتاب قطور معرفتی وقتی تدوین شد که همهی این حرفها در دنیا بود؛ هم حرف و هم تجسّم و عینیّتش وجود داشت.1381/06/24
لینک ثابت