دموکراسی غربی / دمکراسی غربی
تبلیغاتی که به آن اشاره کردید- اینکه مردم را به شرکت نکردن در انتخابات تشویق میکنند- مربوط به مجموعهی دنیای دمکراسیِ غربی نیست؛ مربوط به تعدادی از دشمنان ماست؛ دشمنانی که دوست ندارند یک نظام اسلامی با هویت دینی خود و درعینحال مردمسالار و متکی به آراء مردم باشد. آنها مایلند اسلام نتواند یک نظام مردمسالاریِ حقیقی را به وجود بیاورد و آن را به قوام برساند. چون تشکیل چنین نظامی برخلاف منافع آنهاست، لذا دوست میدارند این مظهر بزرگ مردمسالاری در کشور نباشد. دشمنان ما چه کسانی هستند که این فکر را ترویج میکنند؟ البته لزومی ندارد ما اسم بیاوریم که دشمن ما فلانکس است یا فلانکس نیست؛ هرکس آن تصور را در بارهی نظام اسلامی داشته باشد، دشمن ماست. بنابراین، آن چیزی که شما اشاره کردید، مربوط به دنیای دمکراسی نیست. مردمِ دمکراسیخواه دنیا هرجا که دمکراسی باشد، خوشحالند. امروز هم خوشبختانه در بین غربیها- چه در امریکا، چه در اروپا- عناصر مستقل بسیاری هستند که گواهی میدهند و اذعان میکنند که هیچ دمکراسیای- لااقل در منطقهی ما- به استقرار و گسترش و شیواییِ دمکراسی جمهوری اسلامی نیست.1384/03/25
لینک ثابت
مبنای مردمسالاری دینی با مبنای دمکراسی غربی متفاوت است. مردمسالاری دینی- که مبنای انتخابات ماست و برخاستهی از حق و تکلیف الهیِ انسان است- صرفاً یک قرارداد نیست. همهی انسانها حق انتخاب و حق تعیین سرنوشت دارند؛ این است که انتخابات را در کشور و نظام جمهوری اسلامی معنا میکند. این، بسیار پیشرفتهتر و معنادارتر و ریشهدارتر از چیزی است که امروز در لیبرال دمکراسی غربی وجود دارد؛ این از افتخارات ماست؛ این را باید حفظ کرد.1384/03/14
لینک ثابت
حق و تکلیف, مردمسالاری دینی, دموکراسی غربی
مبنای مردمسالاری دینی با مبنای دمكراسی غربی متفاوت است. مردمسالاری دینی صرفا یك قرارداد نیست. همهی انسانها حق انتخاب و حق تعیین سرنوشت دارند؛1384/03/14
لینک ثابت
در تجربهی غربی، عدالت اجتماعی و حتّی دمکراسیِ واقعی نیست. شما ببینید امروز در کشورهای پیشرفتهی غربی- به قول خودشان- اپوزیسیون به معنای واقعی کلمه وجود ندارد؛ اختلاف بر سر این است که به عراق حمله کنیم یا نکنیم؛ حزب کارگر در انگلیس معتقد به حمله است، حزب محافظهکار معتقد است که نه، حمله نکنیم. در فرانسه، فلان آقا معتقد است که با اسرائیل اینطوری برخورد کنیم؛ دیگری معتقد است که نخیر، آنطوری برخورد کنیم. در اتریش و جاهای دیگر هم همینطور است. دعوا بر سر این نیست که اصول پذیرفتهشدهی آن کشورها مورد خدشه قرار بگیرد و خدشهکننده اجازه داشته باشد در صحنهی انتخابات یا تبلیغات وارد شود یا به او اعتنایی بشود؛ اینطوری نیست. در دورهی قبل ریاست جمهوری امریکا شخصی که جزو دو حزب معروف امریکا نبود، آمد وارد صحنه شد؛ ثروت زیادی هم داشت و پول زیادی هم خرج کرد؛ اما مطلقاً نگذاشتند به مراحل مقدماتی و ابتداییِ انتخاب هم برسد؛ با شیوههای گوناگون و روشهای خاص، او را از صحنه خارج کردند.1384/02/19
لینک ثابت
انتخابات در خیال خام اشغالگران، هدف دیگری دارد. آنان میخواهند زیر نام انتخابِ مردمی، مزدوران خود را که غالباً بخاطر سوابق وابستگیِ شان به حزب بعث، ذلیل و رامِ دست اشغالگران اند، بر مردم حاکم کنند. میخواهند هزینهی حضور نظامی را از دوش خود بردارند و به دست مزدوران خود هرچه را هم هزینه کردهاند، از جیب و نفت عراق جبران کنند. میخواهند استعمار را در شکل کاملاً جدید آن در عراق مُسْتَقَر سازند. در این استعمار فَرانُوین، مزدوران بیگانه مانند گذشته بطور مستقیم از سوی استعمارگران به کار گماشته نمیشوند، بلکه در انتخاباتی که رأی مردم با تقلب و خدعههای رائج نادیده گرفته شده، کسانی بنام مُنْتَخَب مردم بر سرکار میآیند. نام و ظاهر کار دموکراسی وباطنِ آن، حاکمیت مطلق بیگانه بر ملت مظلوم است.1383/10/29
لینک ثابت
در دوران معاصر از دهها سال پیش به این طرف، به برکت همان تعالیم و بازگشت به آنها بیداری اسلامی آغاز شد و پرچم توحید بار دیگر به اهتزاز درآمد که اوج این حرکت، تشکیل نظام جمهوری اسلامی در این نقطهی حساس از دنیای اسلام بود که باز آحاد مسلمانها احساس هویت و عزت کردند. امروز هم ما در مقابل همان تجربهای قرار داریم که امت اسلامی در قرون شروع انحطاط و زوال، در مقابل آن قرار داشت. امروز هم علیه امت اسلام جنگی را آغاز کردهاند، تا این حرکت را در نطفه خفه کنند. امروز هم قدرتهای جهانخوار و مستکبر، با طمع بستن به منابع عظیم و ذخایر بیپایانِ طبیعی و انسانیِ دنیای اسلام- آنطور که خودشان صریحاً هم میگویند- جنگی را شروع کردهاند که پرچمهای این جنگ از سوی استکبار، پرچمهای مزورانه است؛ پرچم دمکراسی و پرچم آزادی است؛ اما باطن قضیه چیز دیگری است؛ باطن قضیه نابود کردن عنصر عزت امت اسلامی- یعنی اسلام- است؛ باطن قضیه از بین بردن کانون مقاومت است، تا هیچ مانعی در مقابل جهانخواران در این منطقه وجود نداشته باشد.1383/06/23
لینک ثابت
شما ببینید در این صد سالِ گذشته در اطراف عالم بر اثر زیادهخواهیِ قدرتهای استکباری چقدر انسان در جنگهای مختلف قربانی شدند؛ در جنگهای جهانی، در جنگهای منطقهای و در جنگهایی که فقط به این خاطر به راه انداخته شد که صاحبان کارخانههای سازندهی سلاح برای فروش متاع خود احتیاج به جنگ داشتند! قدرتمندان استکباری و پشت سر آنها دستگاههای غارتگر اقتصادی برای منافع خودشان نمیگذارند دنیا از صلح و ثبات، و زندگی مردم از آرامش برخوردار باشد؛ با نامهای گوناگون، با تابلوهای دروغین و مزورانه به زندگی انسانها ضربه میزنند؛ به آرامش و سلامت دنیای بشری ضربه وارد میکنند. امروز هم همینطور است؛ امروز شما ببینید زشتسیرتترین قدرتهای جهانی که رفتار ضد بشری و طمعورزانهی آنها در همهی کارهایی که در سطح دنیا انجام میدهند نمایان است، چطور با تابلوی حقوق بشر و دمکراسی در دنیا ظاهر میشوند و جنجال به راه میاندازند؛ منطقهها را تهدید میکنند و منطقهی ما، منطقهی خاورمیانه، و منطقهی آسیای غربی را هم مشمول همین تهدیدهای خودشان میکنند.1383/04/18
لینک ثابت
امروز امریکا در عراق دچار تناقض است؛ از یک طرف احتیاج دارند که در عراق امنیت برقرار شود؛ چون اگر بخواهند در عراق مقاصد خودشان را اجرا کنند، بدون امنیت که نمیشود. اینکه هر روز یک لولهی نفت را منفجر کنند و هر روز در جایی نیروهای امریکایی را هدف قرار بدهند، آنها نمیتوانند کار کنند. از طرف دیگر، خودِ حضور نیروهای نظامی امریکا عنصر ضد امنیتی است؛ خودش شورشآفرین است؛ اوضاع را مغشوش و خراب میکند و مردم را علیه آنها میشوراند. اگر بخواهند برای این دولتی که سرکار آمده است، امنیت را برقرار کنند، باید یک ارتش قوی به وجود بیاورند و از این جهت، امریکا احتیاج دارد که دولت عراق ارتش قوی داشته باشد؛ اما از آن طرف، از وجود یک ارتش قوی در عراق هم امریکاییها میترسند؛ چون میدانند یک ارتش قوی در یک دولت اسلامی و عربی بالقوه تهدید برای اسرائیل است؛ این تناقض است. تناقض دیگر این است که ادعا میکنند ما آمدیم دمکراسی برقرار بکنیم؛ اما قادر نیستند دمکراسی را برقرار کنند؛ برای خاطر اینکه با منافعشان در تضاد است؛ چون اگر امروز انتخاباتی در عراق برگزار شود، بیشترین کسانی که رأی خواهند آورد، مخالفترینِ انسانها با آمریکایند. دمکراسی یعنی این؟! این هم تناقض دیگری است که آنها در آن گیر کردهاند و راهی برای خلاص ندارند.1383/04/16
لینک ثابت
امریکاییها یکی از ارزشهایی که فکر میکنند یا ادعا میکنند که باید در دنیا برایش بجنگند، حقوق بشر است؛ ملت امریکا هم این را باور کرده است. یکوقت مسألهیی مثل زندان ابو غریب به وجود میآید و گوشهیی از آن برملا میشود، که آن را هم ماستمالی میکنند؛ کمااینکه کردند و به گردنِ هم انداختند و مسئله را تمام کردند. اینها توانستهاند با کمک ابزارهای پیشرفتهی تبلیغاتی و ارتباطاتی- با همین تلویزیون، با همین هنر، با همین هالیوود، با همین بازیهای اینترنتی و رایانهای، با همین ارتباطات سریع در دنیا- سر بشریت را کلاه بگذارند. ادعای تمدن میکنند، اما تمدن ندارند؛ واقعاً وحشیِ محض هستند. قبلًا گفتم؛ خانم جوانِ مرتبِ منظمی وقتی در خیابان راه برود، میگویند آزار او به مورچه هم نمیرسد؛ اما شما ناگهان این خانم جوان را در زندان ابو غریب پیدا میکنید؛ با دستِ خودش مرد عراقی را شکنجه میکند و قهقهه سر میدهد و با خونسردی آدم میکُشد! یکوقت کسی عصبانی میشود و آدم میکُشد؛ نه، اینها با خونسردی و در حال قهقهه آدم میکُشند و ادعای دمکراسی هم میکنند! اینها با جبارترین حکومتها، حکومتهای کودتایی، حکومتهای نظامی و حکومتهایی مثل حکومت محمد رضا پهلوی، در عین استبداد، چون در خدمت آنها و منافع آنها هستند، نه تنها مخالفت نمیکنند، اصلًا از آنها حمایت هم میکنند. اواخر سال 56 یا اوایل سال 57 که طلیعههای انقلاب آشکار شده بود، کارتر- رئیسجمهور وقت امریکا- به ایران آمد و در یک جلسه، نطقی را که برایش فراهم کرده بودند، نخواند؛ ارتجالًا بنا کرد نطقی سرتاپا ستایش از محمد رضا ایراد کردن. امروز هم همین کار را در خیلی از جاهای دنیا دارند میکنند؛ قبلًا هم کردهاند، بعد از این هم خواهند کرد؛ درعینحال ادعای دمکراسی هم میکنند! دنیا هم این ادعاها را باور کرده؛ ما هم وقتی به جامعهی خودمان نگاه میکنیم، میبینیم یک عده آدمهای درسخوانده و تحصیلکرده و مدعی روشنفکری وقتی اسم دمکراسی و یا مردمسالاری و احترام به رأی مردم میآید، فوراً ذهنشان به طرف امریکا میرود! آنها دروغ میگویند و مطلقاً به دمکراسی و آزادی و آراء مردم احترام نمیگذارند؛ نمونهاش ممنوعیت حجاب در مدارس برخی کشورهای اروپایی است. اجازه نمیدهند دختر محصل با روسری به کلاس برود و درس بخواند. پس امروز مشی اساسی استکبار عبارت است از کلاه سر دنیا گذاشتن، کلاه سر بشریت گذاشتن؛ به قول عربها: «التعتیم الاعلامی»؛ یعنی غبارآلود کردن فضا، یا به تعبیر قدیمیِ خود ما «گلآلود کردن آب». اگر در این فضا که همه جا را تاریک کردهاند، یک نفر پیدا شود که نورافکنی بیندازد، اینها چه حالی دارند و نسبت به او چه موضعی میگیرند؟ شما همان کسی هستید که نورافکن میاندازید. لذا با روحانیت اسلام و بخصوص با روحانیت شیعه مخالفند؛ علتش هم این است که روحانیت شیعه مستقل است.1383/04/15
لینک ثابت
در مکتب سیاسی امام، هویت انسانی، هم ارزشمند و دارای کرامت است، هم قدرتمند و کارساز است. نتیجهی ارزشمندی و کرامت داشتن این است که در ادارهی سرنوشت بشر و یک جامعه، آراء مردم باید نقش اساسی ایفا کند. لذا مردمسالاری در مکتب سیاسی امام بزرگوار ما- که از متن اسلام گرفته شده است- مردمسالاریِ حقیقی است؛ مثل مردمسالاری امریکایی و امثال آن، شعار و فریب واغواگریِ ذهنهای مردم نیست. مردم با رأی خود، با ارادهی خود، با خواست خود و با ایمان خود راه را انتخاب میکنند؛ مسئولانِ خود را هم انتخاب میکنند. لذا دو ماه از پیروزی انقلاب نگذشته بود که امام اصل نظامِ برآمدهی از انقلاب را به رأی مردم گذاشت. شما این را مقایسه کنید با رفتاری که کودتاگران نظامی در دنیا میکنند، رفتاری که حکومتهای کمونیستی میکردند، و رفتاری که امروز امریکا میکند. امروز امریکا بعد از پانزده ماه که با اشغال نظامی عراق را گرفته است، هنوز به مردم این کشور اجازه نمیدهد که بگویند برای حکومتِ خود چه چیز و چه کسانی را میخواهند. نمایندهی سازمان ملل دیروز مصاحبه میکند و میگوید چون امریکاییها در عراق حضور نظامی دارند، باید رأی حاکم امریکایی در انتخاب عناصر دولت مراعات شود! دمکراسی اینها این است. نام دمکراسی، اغواگری است. دمکراسی حتّی در کشورهای خودشان هم، یک مردمسالاری حقیقی نیست؛ جلوهفروشی به وسیلهی تبلیغات رنگین و پولهای بیحسابی است که در این راه خرج میکنند؛ لذا آراء مردم گم است. در مکتب سیاسی امام رأی مردم به معنای واقعی کلمه تأثیر میگذارد و تعیینکننده است. این، کرامت و ارزشمندی رأی مردم است. از طرف دیگر امام با اتکاء به قدرت رأی مردم معتقد بود که با ارادهی پولادین مردم میشود در مقابل همهی قدرتهای متجاوز جهانی ایستاد؛ و ایستاد. در مکتب سیاسی امام، مردمسالاری از متن دین برخاسته است؛ از «امرهم شوری بینهم» برخاسته است؛ از «هو الّذی ایّدک بنصره و بالمؤمنین» برخاسته است. ما این را از کسی وام نگرفتهایم. عدهیی میخواهند وانمود کنند که نقش مردم در ادارهی حکومتها را باید غربیها بیایند به ما یاد بدهند! غربیها خودشان هنوز در خم یک کوچه گرفتارند! همین امریکاییها و همین مدعیان دمکراسی، دیکتاتورهایی از قبیل محمد رضای پهلوی را- که سی و پنج سال در این مملکت دیکتاتوری مطلق داشت و قبل از او پدرش حدود بیست سال در این کشور دیکتاتوری کرد- در آغوش گرفتند و پشتیبانی کردند و از آنها حمایت کردند. اینها طرفدار دمکراسیاند؟! دروغ میگویند. هرکس میخواهد دمکراسی اینها را ببیند، به عراق برود. برود رفتار آنها را با مردم مظلوم افغانستان ببیند. برود دمکراسیِ امریکایی را از حمایت بیدریغ امریکا از شارونِ جنایتکار ببیند. دمکراسی آنها این است؛ ما از اینها دمکراسی یاد بگیریم؟! اینها برای انسان نقش و ارزش قائلند؟ شما ببینید امروز در فلسطین چه فجایعی دارد اتفاق میافتد. آیا فلسطینیها انسان نیستند؟ آیا صاحب سرزمین خود نیستند؟ آیا حق ندارند رأی و عقیده داشته باشند؟ امروز زشتترین و فجیعترین رفتار در فلسطین و عراق و افغانستان- و قبل از این در بسیاری از مناطق دیگر- دارد صورت میگیرد؛ آن وقت همان کسانی که این رفتارهای زشت را انجام میدهند، خجالت نمیکشند و ادعای دمکراسی میکنند! رئیسجمهور امریکا وقیحانه ادعا میکند که رسالت گسترش دمکراسی در دنیا و خاورمیانه بر دوش او سنگینی میکند! دمکراسی آنها را در زندانهای امثال ابو غریب- که در عراق و گوانتانامو کم هم نیستند- مردم دنیا دارند میبینند. این، دمکراسی و حقوق بشر آنهاست! بسیار غافلانه است اگر کسی در داخل جوامع ما و در میان امت اسلامی خیال کند که غربیها باید بیایند به ملتهای ما دمکراسی و مردمسالاری یاد بدهند! ما توقع داریم گویندگان و نویسندگانی که از انصاف برخوردار هستند، طوری حرف نزنند و طوری ننویسند که گویی امروز آنها دارند به مردم ما پیام مردمسالاری میدهند. مردمسالاری را امام آورد؛ مردمسالاری را انقلاب آورد. در کشوری که در طول قرنهای متمادی، جز در برهههای بسیار کوتاه- که مثل یکلحظه گذشته است- معنای رأی و ارادهی مردم را نمیدانستند (ما در طول عمر خود چشممان به صندوق رأی نیفتاده بود! برای رأی مردم ایران کسی ارزش قائل نبود و دیکتاتورها در تمام دوران حکومتِ خود بیشترین بیاعتنایی را به مردم ما میکردند) امام و انقلاب و نظام اسلامی ما مردمسالاری را آورد. عدهیی طوری حرف میزنند که گویا ما تازه داریم وارد میدان مردمسالاری میشویم! این بیانصافی نیست؟ این چشم بستن بر روی حقیقت نیست؟1383/03/14
لینک ثابت
به نظر میرسد که آمریکاییها کار را از حد گذراندهاند و در واقع حماقت را با وقاحت و گستاخی و بیپروایی توأم کردهاند. تعرض به مقدسات مردم و آنچه که مردم دلبستهی به آنها هستند، موضوع کوچکی نیست؛ موضوع بسیار مهمی است. و عجیب این است که با همهی این گستاخیها و بیپرواییها، دم از حقوق بشر و دم از دمکراسی و ... هم میزنند! این همان وقاحتی است که در وجود اینها واقعاً عجیب است. من مطمئنم که مردم مسلمان، بخصوص مردم شیعه- چه در کشور خودمان، چه در شهرهای مختلف عراق، چه در بقیهی نقاط عالم- در مقابل این تعرض و گستاخی آمریکاییها ساکت نخواهند نشست. آمریکاییها چه خودشان بفهمند یا نفهمند، اعتراف بکنند یا نکنند، در عراق شکست خوردهاند. آن وضعی که آمریکاییها در عراق پیش آوردهاند و آن تخم نفرتی که در عراق کاشتهاند، محصول تلخش را تا دهها سال در عراق، بلکه در کلّ منطقه، خواهند چید. اینطور نیست که اینها خیال کنند خواهند توانست در عراق بمانند و بر مردم عراق سلطه پیدا کنند و بیدردسر حکومت کنند و نفت عراق را ببرند و مردم آن را اینطور تحقیر کنند.1383/02/27
لینک ثابت
تروریسم - که مبارزهی با آن بهانهیی برای قدرتمداری و اعمال زور دولت مستکبر امریکا شده است - صریحاً بهعنوان یک کار مجاز و مشروع در زبان آنها و در عمل حکام صهیونیست تحقق پیدا میکند، و همه هم با تکیهی بر زور و قدرت سلاح. اشغال و تصرف نظامی عراق و تحقیر و به ذلت کشاندن یک ملتِ با فرهنگ و بزرگ، جرم بینالمللی است؛ اما آنها این کار را صریحاً و تحت عناوین حقوق بشر و دفاع از دموکراسی و آزادی انجام دادند، که هیچکس هم در دنیا باور و قبول نمیکند؛ چون رفتار اشغالگران در داخل عراق درست عکس این موضوع را نشان میدهد و پیداست که به حقوق انسانها و به حق مردم برای تعیین حکومت هیچ اعتنایی ندارند و برای آن هیچ ارزشی قائل نیستند؛ خودشان نصب میکنند، خودشان حاکم معین میکنند، خودشان قانون میگذرانند و خودشان متخلف از قانون را بدون هیچگونه محاکمهیی مجازات میکنند؛ آنهم مجازات کشتار. ببینید در عراق چه میگذرد! این وضع امروز امت اسلامی است.1383/02/18
لینک ثابت
اگر شما میبینید امروز جوان عراقی- از شیعه و سنی- در نجف و فلوجه و بغداد و سایر مناطق با خشم به امریکاییها نگاه میکند و اگر دستش برسد، بیتردید ضربه وارد میکند، این کاری است که خود امریکاییها کردهاند؛ تقصیر کسی نیست. مثل دیوانهای که هی به این و آن میپرد، بیجهت این و آن را متهم میکنند؛ «از فلانجا تحریک شدند، از فلانجا دخالت کردند»؛ نه، تحریک کسی نیست؛ این هویت ملت عراق است که دارد بروز میکند. وطن یک ملت را بگیرید، سربازتان را در کوچه و خیابانِ او راه بیندازید، به زن او بیحرمتی کنید، جوان او را جلوی چشم همه روی زمین دمرو بخوابانید و کف پوتینتان را روی سر او بگذارید؛ من که اینجا نشستهام، طاقت نمیآورم این وضعیت را ببینم؛ چطور یک انسان باایمان و باغیرت عراقی این وضعیت را تحمل میکند؟ لازم نیست کسی تحریک کند؛ خود شما بزرگترین و پلیدترین تحریککنندهی ملت عراق هستید. چرا وارد خانهی او شدید؟ چرا دروغ گفتید؟ گفتید دنبال سلاح کشتار جمعی میگردید. کو سلاح کشتار جمعی؟ چرا پیدا نکردید؟! ما این حرفها را حالا میزنیم؟ در خود امریکا و اروپا شخصیتهای برجستهی سیاسی و غیره فریادشان بلند شد؛ گفتند شما دروغ گفتید؛ به همین بوش و دارودستهاش گفتند دروغ گفتید. شما با دروغ وارد عراق شدید. قصد شما مبارزه با سلاح کشتار جمعی نبود؛ قصد شما تصرف عراق و نفت این کشور و نزدیک شدن به قلب دنیای اسلام بود؛ خواستید قلب دنیای اسلام را تصرف کنید. خود اینهایند که با دروغِ خود دارند در همه جای عراق جنایت و کشتار میکنند. برای آنها سنی و شیعه هم فرقی ندارد؛ با همهی آحاد ملت عراق- اگر در مقابل آنها به خاک نیفتند- دشمناند. میگویند باید در مقابل ما به خاک بیفتید؛ حرف هم نزنید، چشمهایتان را هم ببندید تا ما هر کار میخواهیم، با شما بکنیم؛ در غیر این صورت شما دشمن و تروریست هستید! این، منطق اشغالگران و منطق امریکا در عراق است. آنها اشتباه میکنند؛ خیال میکنند مردم دنیا نمیفهمند؛ خیال میکنند میشود اینطوری ادامه داد. اسم دمکراسی میآورند: به عراق آمدهایم برای مردمسالاری! مردمسالاریِ بیمردم! مردمسالاری نیست، مردم کشتاری است. آمدهاند دنبال دمکراسی و حقوق بشر! این است حقوق بشر؟! چهرهی تمدن و مدنیت غرب را از آنچه که بود، امروز سیاهتر کردهاند. اینها اشتباه میکنند، موفق هم نخواهند شد.1383/01/26
لینک ثابت
ملت ایران آنچه را که به دست آورده است، با سربلندی و افتخار اعلام میکند. ما در دنیا تجربهی نویی آوردهایم. ما مردمسالاری را نه جدا و بیگانهی از معنویت و دین، بلکه توانستهایم کاملًا برخاستهی از دین و معنویت در کشورمان مستقر کنیم. امروز کشورهایی که دولتها و بعضی از نمایندگان مجالسشان از دمکراسی و آزادی انتخابات دم میزنند، دمکراسیشان بیگانهی از معنویت بوده است. در نتیجه هرجا لازم شده و توانستهاند در همان دمکراسیها تقلّب کنند، برخلاف رأی مردم تقلّب کردهاند. الآن رئیسجمهور امریکا با کمتر از بیست و پنج درصد آراءِ مردم خودش، آن هم با حکم دادگاه، در امریکا حکومت میکند! دمکراسیای که با معنویت همراه نباشد، همین است. بعد هم با ادّعای دمکراسی، به دیکتاتورترین دیکتاتورهای دنیا دست دوستی و رفاقت و برادرخواندگی دادند! به دیکتاتورهای دنیا و کودتاهای نظامی نگاه کنید! همهی اینها رفیقهای نزدیک همین دمکراتهای دنیا و طرفداران دمکراسی و مردمسالاریاند. وقتی دمکراسی با معنویت و حقیقت و دین همراه نباشد، اینطوری میشود. ما تجربهی نویی را آوردیم؛ ما دمکراسی را از دین گرفتیم؛ دمکراسی ما با معنویت و دین همراه است؛ لذا شد مردمسالاری دینی؛ شد جمهوری اسلامی. مردم به این دستاورد میبالند و از آن دفاع و به آن افتخار میکنند. دشمن در تبلیغات خود مرتّب سعی میکند این دستاورد را کوچک کند؛ به قول رایجِ بین کسبه، توی سر جنس بزند و آن را تحقیر نماید. امام صادق علیه الصّلاة و السّلام به شاگرد خود فرمود: چنانچه تو گوهر گرانبهایی در دست داشته باشی، همهی دنیا اگر بگویند این سنگ است و تو بدانی که این گوهرِ گرانبهاست، حرف همهی دنیا را باور نمیکنی. اگر یک سنگ در دستت داشته باشی، همهی دنیا بگویند این گوهرِ گرانبهاست، بازهم به حرف آنها گوش نمیکنی؛ میبینی که سنگ است. وقتی گوهر گرانبهایی وجود دارد، اگر همهی دنیا بگویند آنچه در دست داری، بیارزش است، میبینی متاع باارزشی است. ملت ما دانسته است و فهمیده است؛ لذا ایستاده است.
یک ترفند آنها مسألهی حقوق بشر است، یک ترفندشان هم مسألهی دمکراسی است. در انگلیس یک نمایندهی مجلس یککلمه از آن دختر جوان فلسطینی دفاع میکند، از حزب و از مجلس او را اخراج میکنند؛ آن وقت ادّعای دمکراسی و آزادی هم دارند! سالهای اوّلِ انقلاب در همین تریبون نماز جمعه بنده از مبارزان ایرلندی و شخصی به نام «بابیساندز»- که الآن خیابانی هم به نام او در تهران هست- اسم آوردم. بابیساندز در زندان بعد از پنجاه روز با اعتصاب غذا مُرد؛ نفر دوم هم اعتصاب غذا کرد و سپس مُرد؛ گمانم نفر سوم و چهارم هم اعتصاب غذا کردند؛ اما همین انگلیسیهای طرفدار حقوق بشر و پشتیبان اعتصابها و تحصّنها در نقاط دیگر، تماشا کردند! این ادّعای طرفداری از حقوق بشر آقایان است. الآن شما ببینید در فلسطین چه اتّفاق میافتد! خانه را خراب میکنند، زن را میکشند، کودک را میکشند؛ جلوِ چشم همه هم میکشند، اما این آقایان طرفدار حقوق بشر کمترین عکسالعملی نشان نمیدهند. آن وقت میگویند ما در ایران دنبال حقوق بشر میگردیم! آیا ملت ایران حق ندارد اینها را دروغگو و متقلّب بداند؟! اینها طرفدار حقوق بشرند؟!1382/11/24
لینک ثابت
امروز کشور شما چون میخواهد آزاد و مستقل و متّکی به خویش باشد، مورد تهاجم است؛ هیچ مسألهی دیگری در ایران نیست. چه کسی امروز نمیداند که مسألهی حقوق بشر و آزادی و دمکراسی و دیگر حرفهایی که از دهان بلندگوهای بیگانه خارج میشود، حرفهای پوچ و بهانههای واهی بیش نیست؟ این را همه میدانند. امروز کیست که حمایت امریکا و بقیهی مستکبران دنیا را از رژیمهای صددرصد دیکتاتور نداند؟ کیست که نداند در این کشور پنجاه سال یک رژیم دیکتاتوریِ سیاهِ وابسته- پهلوی اوّل و پهلوی دوم- حکومت کرد و مورد حمایت قدرتها و گاهی همین شخصیتهای فعلی بود؟ اینها را همه میدانند. معلوم است که این واقعیات نشاندهندهی خیلی چیزهاست. مخالفت اینها با جمهوری اسلامی فقط به یک دلیل است: این ملت خواسته و عزم کرده و توانسته است مستقل بماند و خود را دست اینها ندهد و به اینها نفروشد. امروز مسئله این است.1382/11/19
لینک ثابت
نگاهی گذرا به جنایات تکاندهنده صهیونیستهای غاصب در فلسطین که با حمایت دولت آمریکا صورت میگیرد و نیز مطالعه رفتار اشغالگران در عراق و افغانستان عمق شقاوت کسانی را آشکار میسازد که دنیا را از ادعای ریاکارانه حقوق بشر و طرفداری از دمکراسی و آزادی پر کردهاند. آنان با شعار مبارزه با تروریسم، فجیعترین شکل ترور را مرتکب میشوند، به نام آزادسازی ملتها، دیکتاتوری و غارتگری خود را بر ملتها تحمیل میکنند. آمریکا صریحاً خود را در تجاوز به کشورها و ملتها ذیحق میشمارد. دولت صهیونیست صریحاً شخصیتهای فلسطینی را به ترور تهدید میکند.1382/11/08
لینک ثابت