newspart/index2
دموکراسی غربی / دمکراسی غربی
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
دموکراسی غربی

تبلیغاتی که به آن اشاره کردید- اینکه مردم را به شرکت نکردن در انتخابات تشویق می‏کنند- مربوط به مجموعه‏ی دنیای دمکراسیِ غربی نیست؛ مربوط به تعدادی از دشمنان ماست؛ دشمنانی که دوست ندارند یک نظام اسلامی با هویت دینی خود و درعین‏حال مردم‏سالار و متکی به آراء مردم باشد. آن‏ها مایلند اسلام نتواند یک نظام مردم‏سالاریِ حقیقی را به وجود بیاورد و آن را به قوام برساند. چون تشکیل چنین نظامی برخلاف منافع آن‏هاست، لذا دوست می‏دارند این مظهر بزرگ مردم‏سالاری در کشور نباشد. دشمنان ما چه کسانی هستند که این فکر را ترویج می‏کنند؟ البته لزومی ندارد ما اسم بیاوریم که دشمن ما فلان‏کس است یا فلان‏کس نیست؛ هرکس آن تصور را در باره‏ی نظام اسلامی داشته باشد، دشمن ماست. بنابراین، آن چیزی که شما اشاره کردید، مربوط به دنیای دمکراسی نیست. مردمِ دمکراسی‏خواه دنیا هرجا که دمکراسی باشد، خوشحالند. امروز هم خوشبختانه در بین غربی‏ها- چه در امریکا، چه در اروپا- عناصر مستقل بسیاری هستند که گواهی می‏دهند و اذعان می‏کنند که هیچ دمکراسی‏ای- لااقل در منطقه‏ی ما- به استقرار و گسترش و شیواییِ دمکراسی جمهوری اسلامی نیست.1384/03/25
لینک ثابت
دموکراسی غربی

مبنای مردم‏سالاری دینی با مبنای دمکراسی غربی متفاوت است. مردم‏سالاری دینی- که مبنای انتخابات ماست و برخاسته‏ی از حق و تکلیف الهیِ انسان است- صرفاً یک قرارداد نیست. همه‏ی انسان‏ها حق انتخاب و حق تعیین سرنوشت دارند؛ این است که انتخابات را در کشور و نظام جمهوری اسلامی معنا می‏کند. این، بسیار پیشرفته‏تر و معنادارتر و ریشه‏دارتر از چیزی است که امروز در لیبرال دمکراسی غربی وجود دارد؛ این از افتخارات ماست؛ این را باید حفظ کرد.1384/03/14
لینک ثابت
حق و تکلیف, مردمسالاری دینی, دموکراسی غربی

مبنای مردم‌سالاری دینی با مبنای دمكراسی غربی متفاوت است. مردم‌سالاری دینی صرفا یك قرارداد نیست. همه‌ی انسان‌ها حق انتخاب و حق تعیین سرنوشت دارند؛1384/03/14
لینک ثابت
دموکراسی غربی

در تجربه‏ی غربی، عدالت اجتماعی و حتّی دمکراسیِ واقعی نیست. شما ببینید امروز در کشورهای پیشرفته‏ی غربی- به قول خودشان- اپوزیسیون به معنای واقعی کلمه وجود ندارد؛ اختلاف بر سر این است که به عراق حمله کنیم یا نکنیم؛ حزب کارگر در انگلیس معتقد به حمله است، حزب محافظه‏کار معتقد است که نه، حمله نکنیم. در فرانسه، فلان آقا معتقد است که با اسرائیل این‏طوری برخورد کنیم؛ دیگری معتقد است که نخیر، آن‏طوری برخورد کنیم. در اتریش و جاهای دیگر هم همین‏طور است. دعوا بر سر این نیست که اصول پذیرفته‏شده‏ی آن کشورها مورد خدشه قرار بگیرد و خدشه‏کننده اجازه داشته باشد در صحنه‏ی انتخابات یا تبلیغات وارد شود یا به او اعتنایی بشود؛ این‏طوری نیست. در دوره‏ی قبل ریاست جمهوری امریکا شخصی‏ که جزو دو حزب معروف امریکا نبود، آمد وارد صحنه شد؛ ثروت زیادی هم داشت و پول زیادی هم خرج کرد؛ اما مطلقاً نگذاشتند به مراحل مقدماتی و ابتداییِ انتخاب هم برسد؛ با شیوه‏های گوناگون و روش‏های خاص، او را از صحنه خارج کردند.1384/02/19
لینک ثابت
دموکراسی غربی

انتخابات در خیال خام اشغالگران، هدف دیگری دارد. آنان میخواهند زیر نام انتخابِ مردمی، مزدوران خود را که غالباً بخاطر سوابق وابستگیِ شان به حزب بعث، ذلیل و رامِ دست اشغالگران اند، بر مردم حاکم کنند. میخواهند هزینه‏ی حضور نظامی را از دوش خود بردارند و به دست مزدوران خود هرچه را هم هزینه کرده‏اند، از جیب و نفت عراق جبران کنند. میخواهند استعمار را در شکل کاملاً جدید آن در عراق مُسْتَقَر سازند. در این استعمار فَرانُوین، مزدوران بیگانه مانند گذشته بطور مستقیم از سوی استعمارگران به کار گماشته نمی‏شوند، بلکه در انتخاباتی که رأی مردم با تقلب و خدعه‏های رائج نادیده گرفته شده، کسانی بنام مُنْتَخَب مردم بر سرکار میآیند. نام و ظاهر کار دموکراسی وباطنِ آن، حاکمیت مطلق بیگانه بر ملت مظلوم است.1383/10/29
لینک ثابت
دموکراسی غربی

در دوران معاصر از دهها سال پیش به این طرف، به برکت همان تعالیم و بازگشت به آن‏ها بیداری اسلامی آغاز شد و پرچم توحید بار دیگر به اهتزاز درآمد که اوج این حرکت، تشکیل نظام جمهوری اسلامی در این نقطه‏ی حساس از دنیای اسلام بود که باز آحاد مسلمانها احساس هویت و عزت کردند. امروز هم ما در مقابل همان تجربه‏ای قرار داریم که امت اسلامی در قرون شروع انحطاط و زوال، در مقابل آن قرار داشت. امروز هم علیه امت اسلام جنگی را آغاز کرده‏اند، تا این حرکت را در نطفه خفه کنند. امروز هم قدرتهای جهان‏خوار و مستکبر، با طمع بستن به منابع عظیم و ذخایر بی‏پایانِ طبیعی و انسانیِ دنیای اسلام- آن‏طور که خودشان صریحاً هم می‏گویند- جنگی را شروع کرده‏اند که پرچمهای این جنگ از سوی استکبار، پرچمهای مزورانه است؛ پرچم دمکراسی و پرچم آزادی است؛ اما باطن قضیه چیز دیگری است؛ باطن قضیه نابود کردن عنصر عزت امت اسلامی- یعنی اسلام- است؛ باطن قضیه از بین بردن کانون مقاومت است، تا هیچ مانعی در مقابل جهان‏خواران در این منطقه وجود نداشته باشد.1383/06/23
لینک ثابت
دموکراسی غربی

شما ببینید در این صد سالِ گذشته در اطراف عالم بر اثر زیاده‏خواهیِ قدرتهای استکباری چقدر انسان در جنگهای مختلف قربانی شدند؛ در جنگهای جهانی، در جنگهای منطقه‏ای و در جنگهایی که فقط به این خاطر به راه انداخته شد که صاحبان کارخانه‏های سازنده‏ی سلاح برای فروش متاع خود احتیاج به جنگ داشتند! قدرتمندان استکباری و پشت سر آن‏ها دستگاه‏های غارتگر اقتصادی برای منافع خودشان نمی‏گذارند دنیا از صلح و ثبات، و زندگی مردم از آرامش برخوردار باشد؛ با نامهای گوناگون، با تابلوهای دروغین و مزورانه به زندگی انسانها ضربه می‏زنند؛ به آرامش و سلامت دنیای بشری ضربه وارد می‏کنند. امروز هم همین‏طور است؛ امروز شما ببینید زشت‏سیرت‏ترین قدرتهای جهانی که رفتار ضد بشری و طمع‏ورزانه‏ی آن‏ها در همه‏ی کارهایی که در سطح دنیا انجام می‏دهند نمایان است، چطور با تابلوی حقوق بشر و دمکراسی در دنیا ظاهر می‏شوند و جنجال به راه می‏اندازند؛ منطقه‏ها را تهدید می‏کنند و منطقه‏ی ما، منطقه‏ی خاورمیانه، و منطقه‏ی آسیای غربی را هم مشمول همین تهدیدهای خودشان می‏کنند.1383/04/18
لینک ثابت
دموکراسی غربی

امروز امریکا در عراق دچار تناقض است؛ از یک طرف احتیاج دارند که در عراق امنیت برقرار شود؛ چون اگر بخواهند در عراق مقاصد خودشان را اجرا کنند، بدون امنیت که نمی‏شود. اینکه هر روز یک لوله‏ی نفت را منفجر کنند و هر روز در جایی نیروهای امریکایی را هدف قرار بدهند، آن‏ها نمی‏توانند کار کنند. از طرف دیگر، خودِ حضور نیروهای نظامی امریکا عنصر ضد امنیتی است؛ خودش شورش‏آفرین است؛ اوضاع را مغشوش و خراب می‏کند و مردم را علیه آن‏ها می‏شوراند. اگر بخواهند برای این دولتی که سرکار آمده است، امنیت را برقرار کنند، باید یک ارتش قوی به وجود بیاورند و از این جهت، امریکا احتیاج دارد که دولت عراق ارتش قوی داشته باشد؛ اما از آن طرف، از وجود یک ارتش قوی در عراق هم امریکایی‏ها می‏ترسند؛ چون می‏دانند یک ارتش قوی در یک دولت اسلامی و عربی بالقوه تهدید برای اسرائیل است؛ این تناقض است. تناقض دیگر این است که ادعا می‏کنند ما آمدیم دمکراسی برقرار بکنیم؛ اما قادر نیستند دمکراسی را برقرار کنند؛ برای خاطر اینکه با منافعشان در تضاد است؛ چون اگر امروز انتخاباتی در عراق برگزار شود، بیشترین کسانی که رأی خواهند آورد، مخالف‏ترینِ انسانها با آمریکایند. دمکراسی یعنی این؟! این هم تناقض دیگری است که آن‏ها در آن گیر کرده‏اند و راهی برای خلاص ندارند.1383/04/16
لینک ثابت
دموکراسی غربی

امریکایی‏ها یکی از ارزشهایی که فکر می‏کنند یا ادعا می‏کنند که باید در دنیا برایش بجنگند، حقوق بشر است؛ ملت امریکا هم این را باور کرده است. یک‏وقت مسأله‏یی مثل زندان ابو غریب به وجود می‏آید و گوشه‏یی از آن برملا می‏شود، که آن را هم ماست‏مالی می‏کنند؛ کمااینکه کردند و به گردنِ هم انداختند و مسئله را تمام کردند. این‏ها توانسته‏اند با کمک ابزارهای پیشرفته‏ی تبلیغاتی و ارتباطاتی- با همین تلویزیون، با همین هنر، با همین هالیوود، با همین بازیهای اینترنتی و رایانه‏ای، با همین ارتباطات سریع در دنیا- سر بشریت را کلاه بگذارند. ادعای تمدن می‏کنند، اما تمدن ندارند؛ واقعاً وحشیِ محض هستند. قبلًا گفتم؛ خانم جوانِ مرتبِ منظمی وقتی در خیابان راه برود، می‏گویند آزار او به مورچه هم نمی‏رسد؛ اما شما ناگهان این خانم جوان را در زندان ابو غریب پیدا می‏کنید؛ با دستِ خودش مرد عراقی را شکنجه می‏کند و قهقهه سر می‏دهد و با خونسردی آدم می‏کُشد! یک‏وقت کسی عصبانی می‏شود و آدم می‏کُشد؛ نه، این‏ها با خونسردی و در حال قهقهه آدم می‏کُشند و ادعای دمکراسی هم می‏کنند! این‏ها با جبارترین حکومتها، حکومتهای کودتایی، حکومتهای نظامی و حکومتهایی مثل حکومت محمد رضا پهلوی، در عین استبداد، چون در خدمت آن‏ها و منافع آن‏ها هستند، نه تنها مخالفت نمی‏کنند، اصلًا از آن‏ها حمایت هم می‏کنند. اواخر سال 56 یا اوایل سال 57 که طلیعه‏های انقلاب آشکار شده بود، کارتر- رئیس‏جمهور وقت امریکا- به ایران آمد و در یک جلسه، نطقی را که برایش فراهم کرده بودند، نخواند؛ ارتجالًا بنا کرد نطقی سرتاپا ستایش از محمد رضا ایراد کردن. امروز هم همین کار را در خیلی از جاهای دنیا دارند می‏کنند؛ قبلًا هم کرده‏اند، بعد از این هم خواهند کرد؛ درعین‏حال ادعای دمکراسی هم می‏کنند! دنیا هم این ادعاها را باور کرده؛ ما هم وقتی به جامعه‏ی خودمان نگاه می‏کنیم، می‏بینیم یک عده آدم‏های درس‏خوانده و تحصیل‏کرده و مدعی روشن‏فکری وقتی اسم دمکراسی و یا مردم‏سالاری و احترام به رأی مردم می‏آید، فوراً ذهنشان به طرف امریکا می‏رود! آن‏ها دروغ می‏گویند و مطلقاً به دمکراسی و آزادی و آراء مردم احترام نمی‏گذارند؛ نمونه‏اش ممنوعیت حجاب در مدارس برخی کشورهای اروپایی است. اجازه نمی‏دهند دختر محصل با روسری به کلاس برود و درس بخواند. پس امروز مشی اساسی استکبار عبارت است از کلاه سر دنیا گذاشتن، کلاه سر بشریت گذاشتن؛ به قول عربها: «التعتیم الاعلامی»؛ یعنی غبارآلود کردن فضا، یا به تعبیر قدیمیِ خود ما «گل‏آلود کردن آب». اگر در این فضا که همه جا را تاریک کرده‏اند، یک نفر پیدا شود که نورافکنی بیندازد، این‏ها چه حالی دارند و نسبت به او چه موضعی می‏گیرند؟ شما همان کسی هستید که نورافکن می‏اندازید. لذا با روحانیت اسلام و بخصوص با روحانیت شیعه مخالفند؛ علتش هم این است که روحانیت شیعه مستقل است.1383/04/15
لینک ثابت
دموکراسی غربی

در مکتب سیاسی امام، هویت انسانی، هم ارزشمند و دارای کرامت است، هم قدرتمند و کارساز است. نتیجه‏ی ارزشمندی و کرامت داشتن این است که در اداره‏ی سرنوشت بشر و یک جامعه، آراء مردم باید نقش اساسی ایفا کند. لذا مردم‏سالاری در مکتب سیاسی امام بزرگوار ما- که از متن اسلام گرفته شده است- مردم‏سالاریِ حقیقی است؛ مثل مردم‏سالاری امریکایی و امثال آن، شعار و فریب واغواگریِ ذهنهای مردم نیست. مردم با رأی خود، با اراده‏ی خود، با خواست خود و با ایمان خود راه را انتخاب می‏کنند؛ مسئولانِ خود را هم انتخاب می‏کنند. لذا دو ماه از پیروزی انقلاب نگذشته بود که امام اصل نظامِ برآمده‏ی از انقلاب را به رأی مردم گذاشت. شما این را مقایسه کنید با رفتاری که کودتاگران نظامی در دنیا می‏کنند، رفتاری که حکومتهای کمونیستی می‏کردند، و رفتاری که امروز امریکا می‏کند. امروز امریکا بعد از پانزده ماه که با اشغال نظامی عراق را گرفته است، هنوز به مردم این کشور اجازه نمی‏دهد که بگویند برای حکومتِ خود چه چیز و چه کسانی را می‏خواهند. نماینده‏ی سازمان ملل دیروز مصاحبه می‏کند و می‏گوید چون امریکایی‏ها در عراق حضور نظامی دارند، باید رأی حاکم امریکایی در انتخاب عناصر دولت مراعات شود! دمکراسی این‏ها این است. نام دمکراسی، اغواگری است. دمکراسی حتّی در کشورهای خودشان هم، یک مردم‏سالاری حقیقی نیست؛ جلوه‏فروشی به وسیله‏ی تبلیغات رنگین و پولهای بی‏حسابی است که در این راه خرج می‏کنند؛ لذا آراء مردم گم است. در مکتب سیاسی امام رأی مردم به معنای واقعی کلمه تأثیر می‏گذارد و تعیین‏کننده است. این، کرامت و ارزشمندی رأی مردم است. از طرف دیگر امام با اتکاء به قدرت رأی مردم معتقد بود که با اراده‏ی پولادین مردم می‏شود در مقابل همه‏ی قدرتهای متجاوز جهانی ایستاد؛ و ایستاد. در مکتب سیاسی امام، مردم‏سالاری از متن دین برخاسته است؛ از «امرهم شوری بینهم» برخاسته است؛ از «هو الّذی ایّدک بنصره و بالمؤمنین» برخاسته است. ما این را از کسی وام نگرفته‏ایم. عده‏یی می‏خواهند وانمود کنند که نقش مردم در اداره‏ی حکومتها را باید غربی‏ها بیایند به ما یاد بدهند! غربی‏ها خودشان هنوز در خم یک کوچه گرفتارند! همین امریکایی‏ها و همین مدعیان دمکراسی، دیکتاتورهایی از قبیل محمد رضای پهلوی را- که سی و پنج سال در این مملکت دیکتاتوری مطلق داشت و قبل از او پدرش حدود بیست سال در این کشور دیکتاتوری کرد- در آغوش گرفتند و پشتیبانی کردند و از آن‏ها حمایت کردند. این‏ها طرف‏دار دمکراسی‏اند؟! دروغ می‏گویند. هرکس می‏خواهد دمکراسی این‏ها را ببیند، به عراق برود. برود رفتار آن‏ها را با مردم مظلوم افغانستان ببیند. برود دمکراسیِ امریکایی را از حمایت بی‏دریغ امریکا از شارونِ جنایت‏کار ببیند. دمکراسی آن‏ها این است؛ ما از این‏ها دمکراسی یاد بگیریم؟! این‏ها برای انسان نقش و ارزش قائلند؟ شما ببینید امروز در فلسطین چه فجایعی دارد اتفاق می‏افتد. آیا فلسطینی‏ها انسان نیستند؟ آیا صاحب سرزمین خود نیستند؟ آیا حق ندارند رأی و عقیده داشته باشند؟ امروز زشت‏ترین و فجیع‏ترین رفتار در فلسطین و عراق و افغانستان- و قبل از این در بسیاری از مناطق دیگر- دارد صورت می‏گیرد؛ آن وقت همان کسانی که این رفتارهای زشت را انجام می‏دهند، خجالت نمی‏کشند و ادعای دمکراسی می‏کنند! رئیس‏جمهور امریکا وقیحانه ادعا می‏کند که رسالت گسترش دمکراسی در دنیا و خاورمیانه بر دوش او سنگینی می‏کند! دمکراسی آن‏ها را در زندانهای امثال ابو غریب- که در عراق و گوانتانامو کم هم نیستند- مردم دنیا دارند می‏بینند. این، دمکراسی و حقوق بشر آن‏هاست! بسیار غافلانه است اگر کسی در داخل جوامع ما و در میان امت اسلامی خیال کند که غربی‏ها باید بیایند به ملتهای ما دمکراسی و مردم‏سالاری یاد بدهند! ما توقع داریم گویندگان و نویسندگانی که از انصاف برخوردار هستند، طوری حرف نزنند و طوری ننویسند که گویی امروز آن‏ها دارند به مردم ما پیام مردم‏سالاری می‏دهند. مردم‏سالاری را امام آورد؛ مردم‏سالاری را انقلاب آورد. در کشوری که در طول قرنهای متمادی، جز در برهه‏های بسیار کوتاه- که مثل یک‏لحظه گذشته است- معنای رأی و اراده‏ی مردم را نمی‏دانستند (ما در طول عمر خود چشممان به صندوق رأی نیفتاده بود! برای رأی مردم ایران کسی ارزش قائل نبود و دیکتاتورها در تمام دوران حکومتِ خود بیشترین بی‏اعتنایی را به مردم ما می‏کردند) امام و انقلاب و نظام اسلامی ما مردم‏سالاری را آورد. عده‏یی طوری حرف می‏زنند که گویا ما تازه داریم وارد میدان مردم‏سالاری می‏شویم! این بی‏انصافی نیست؟ این چشم بستن بر روی حقیقت نیست؟1383/03/14
لینک ثابت
دموکراسی غربی

به نظر می‏رسد که آمریکاییها کار را از حد گذرانده‏اند و در واقع حماقت را با وقاحت و گستاخی و بی‏پروایی توأم کرده‏اند. تعرض به مقدسات مردم و آنچه که مردم دل‏بسته‏ی به آن‏ها هستند، موضوع کوچکی نیست؛ موضوع بسیار مهمی است. و عجیب این است که با همه‏ی این گستاخی‏ها و بی‏پرواییها، دم از حقوق بشر و دم از دمکراسی و ... هم می‏زنند! این همان وقاحتی است که در وجود این‏ها واقعاً عجیب است. من مطمئنم که مردم مسلمان، بخصوص مردم شیعه- چه در کشور خودمان، چه در شهرهای مختلف عراق، چه در بقیه‏ی نقاط عالم- در مقابل این تعرض و گستاخی آمریکاییها ساکت نخواهند نشست. آمریکاییها چه خودشان بفهمند یا نفهمند، اعتراف بکنند یا نکنند، در عراق شکست خورده‏اند. آن وضعی که آمریکاییها در عراق پیش آورده‏اند و آن تخم نفرتی که در عراق کاشته‏اند، محصول تلخش را تا ده‏ها سال در عراق، بلکه در کلّ منطقه، خواهند چید. این‏طور نیست که این‏ها خیال کنند خواهند توانست در عراق بمانند و بر مردم عراق سلطه پیدا کنند و بی‏دردسر حکومت کنند و نفت عراق را ببرند و مردم آن را این‏طور تحقیر کنند.1383/02/27
لینک ثابت
دموکراسی غربی

تروریسم - که مبارزه‏ی با آن بهانه‏یی برای قدرتمداری و اعمال زور دولت مستکبر امریکا شده است - صریحاً به‏عنوان یک کار مجاز و مشروع در زبان آنها و در عمل حکام صهیونیست تحقق پیدا می‏کند، و همه هم با تکیه‏ی بر زور و قدرت سلاح. اشغال و تصرف نظامی عراق و تحقیر و به ذلت کشاندن یک ملتِ با فرهنگ و بزرگ، جرم بین‏المللی است؛ اما آنها این کار را صریحاً و تحت عناوین حقوق بشر و دفاع از دموکراسی و آزادی انجام دادند، که هیچ‏کس هم در دنیا باور و قبول نمی‏کند؛ چون رفتار اشغالگران در داخل عراق درست عکس این موضوع را نشان می‏دهد و پیداست که به حقوق انسانها و به حق مردم برای تعیین حکومت هیچ اعتنایی ندارند و برای آن هیچ ارزشی قائل نیستند؛ خودشان نصب می‏کنند، خودشان حاکم معین می‏کنند، خودشان قانون می‏گذرانند و خودشان متخلف از قانون را بدون هیچگونه محاکمه‏یی مجازات می‏کنند؛ آن‏هم مجازات کشتار. ببینید در عراق چه می‏گذرد! این وضع امروز امت اسلامی است.1383/02/18
لینک ثابت
دموکراسی غربی

اگر شما می‏بینید امروز جوان عراقی- از شیعه و سنی- در نجف و فلوجه و بغداد و سایر مناطق با خشم به امریکایی‏ها نگاه می‏کند و اگر دستش برسد، بی‏تردید ضربه وارد می‏کند، این کاری است که خود امریکایی‏ها کرده‏اند؛ تقصیر کسی نیست. مثل دیوانه‏ای که هی به این و آن می‏پرد، بی‏جهت این و آن را متهم می‏کنند؛ «از فلان‏جا تحریک شدند، از فلان‏جا دخالت کردند»؛ نه، تحریک کسی نیست؛ این هویت ملت عراق است که دارد بروز می‏کند. وطن یک ملت را بگیرید، سربازتان را در کوچه و خیابانِ او راه بیندازید، به زن او بی‏حرمتی کنید، جوان او را جلوی چشم همه روی زمین دمرو بخوابانید و کف پوتینتان را روی سر او بگذارید؛ من که اینجا نشسته‏ام، طاقت نمی‏آورم این وضعیت را ببینم؛ چطور یک انسان باایمان و باغیرت عراقی این وضعیت را تحمل می‏کند؟ لازم نیست کسی تحریک کند؛ خود شما بزرگ‏ترین و پلیدترین تحریک‏کننده‏ی ملت عراق هستید. چرا وارد خانه‏ی او شدید؟ چرا دروغ گفتید؟ گفتید دنبال سلاح کشتار جمعی می‏گردید. کو سلاح کشتار جمعی؟ چرا پیدا نکردید؟! ما این حرفها را حالا می‏زنیم؟ در خود امریکا و اروپا شخصیتهای برجسته‏ی سیاسی و غیره فریادشان بلند شد؛ گفتند شما دروغ گفتید؛ به همین بوش و دارودسته‏اش گفتند دروغ گفتید. شما با دروغ وارد عراق شدید. قصد شما مبارزه با سلاح کشتار جمعی نبود؛ قصد شما تصرف عراق و نفت این کشور و نزدیک شدن به قلب دنیای اسلام بود؛ خواستید قلب دنیای اسلام را تصرف کنید. خود اینهایند که با دروغِ خود دارند در همه جای عراق جنایت و کشتار می‏کنند. برای آن‏ها سنی و شیعه هم فرقی ندارد؛ با همه‏ی آحاد ملت عراق- اگر در مقابل آن‏ها به خاک نیفتند- دشمن‏اند. می‏گویند باید در مقابل ما به خاک بیفتید؛ حرف هم نزنید، چشمهایتان را هم ببندید تا ما هر کار می‏خواهیم، با شما بکنیم؛ در غیر این صورت شما دشمن و تروریست هستید! این، منطق اشغالگران و منطق امریکا در عراق است. آن‏ها اشتباه می‏کنند؛ خیال می‏کنند مردم دنیا نمی‏فهمند؛ خیال می‏کنند می‏شود این‏طوری ادامه داد. اسم دمکراسی می‏آورند: به عراق آمده‏ایم برای مردم‏سالاری! مردم‏سالاریِ بی‏مردم! مردم‏سالاری نیست، مردم کشتاری است. آمده‏اند دنبال دمکراسی و حقوق بشر! این است حقوق بشر؟! چهره‏ی تمدن و مدنیت غرب را از آنچه که بود، امروز سیاه‏تر کرده‏اند. این‏ها اشتباه می‏کنند، موفق هم نخواهند شد.1383/01/26
لینک ثابت
دموکراسی غربی

ملت ایران آنچه را که به دست آورده است، با سربلندی و افتخار اعلام می‏کند. ما در دنیا تجربه‏ی نویی آورده‏ایم. ما مردم‏سالاری را نه جدا و بیگانه‏ی از معنویت و دین، بلکه توانسته‏ایم کاملًا برخاسته‏ی از دین و معنویت در کشورمان مستقر کنیم. امروز کشورهایی که دولتها و بعضی از نمایندگان مجالسشان از دمکراسی و آزادی انتخابات دم می‏زنند، دمکراسیشان بیگانه‏ی از معنویت بوده است. در نتیجه هرجا لازم شده و توانسته‏اند در همان دمکراسی‏ها تقلّب کنند، برخلاف رأی مردم تقلّب کرده‏اند. الآن رئیس‏جمهور امریکا با کمتر از بیست و پنج درصد آراءِ مردم خودش، آن هم با حکم دادگاه، در امریکا حکومت می‏کند! دمکراسی‏ای که با معنویت همراه نباشد، همین است. بعد هم با ادّعای دمکراسی، به دیکتاتورترین دیکتاتورهای دنیا دست دوستی و رفاقت و برادرخواندگی دادند! به دیکتاتورهای دنیا و کودتاهای نظامی نگاه کنید! همه‏ی این‏ها رفیق‏های نزدیک همین دمکراتهای دنیا و طرف‏داران دمکراسی و مردم‏سالاری‏اند. وقتی دمکراسی با معنویت و حقیقت و دین همراه نباشد، این‏طوری می‏شود. ما تجربه‏ی نویی را آوردیم؛ ما دمکراسی را از دین گرفتیم؛ دمکراسی ما با معنویت و دین همراه است؛ لذا شد مردم‏سالاری دینی؛ شد جمهوری اسلامی. مردم به این دستاورد می‏بالند و از آن دفاع و به آن افتخار می‏کنند. دشمن در تبلیغات خود مرتّب سعی می‏کند این دستاورد را کوچک کند؛ به قول رایجِ بین کسبه، توی سر جنس بزند و آن را تحقیر نماید. امام صادق علیه الصّلاة و السّلام به شاگرد خود فرمود: چنانچه تو گوهر گرانبهایی در دست داشته باشی، همه‏ی دنیا اگر بگویند این سنگ است و تو بدانی که این گوهرِ گران‏بهاست، حرف همه‏ی دنیا را باور نمی‏کنی. اگر یک سنگ در دستت داشته باشی، همه‏ی دنیا بگویند این گوهرِ گران‏بهاست، بازهم به حرف آن‏ها گوش نمی‏کنی؛ می‏بینی که سنگ است. وقتی گوهر گرانبهایی وجود دارد، اگر همه‏ی دنیا بگویند آنچه در دست داری، بی‏ارزش است، می‏بینی متاع باارزشی است. ملت ما دانسته است و فهمیده است؛ لذا ایستاده است.
یک ترفند آن‏ها مسأله‏ی حقوق بشر است، یک ترفندشان هم مسأله‏ی دمکراسی است. در انگلیس یک نماینده‏ی مجلس یک‏کلمه از آن دختر جوان فلسطینی دفاع می‏کند، از حزب و از مجلس او را اخراج می‏کنند؛ آن وقت ادّعای دمکراسی و آزادی هم دارند! سالهای اوّلِ انقلاب در همین تریبون نماز جمعه بنده از مبارزان ایرلندی و شخصی به نام «بابی‏ساندز»- که الآن خیابانی هم به نام او در تهران هست- اسم آوردم. بابی‏ساندز در زندان بعد از پنجاه روز با اعتصاب غذا مُرد؛ نفر دوم هم اعتصاب غذا کرد و سپس مُرد؛ گمانم نفر سوم و چهارم هم اعتصاب غذا کردند؛ اما همین انگلیسی‏های طرف‏دار حقوق بشر و پشتیبان اعتصابها و تحصّنها در نقاط دیگر، تماشا کردند! این ادّعای طرف‏داری از حقوق بشر آقایان است. الآن شما ببینید در فلسطین چه اتّفاق می‏افتد! خانه را خراب می‏کنند، زن را می‏کشند، کودک را می‏کشند؛ جلوِ چشم همه هم می‏کشند، اما این آقایان طرف‏دار حقوق بشر کمترین عکس‏العملی نشان نمی‏دهند. آن وقت می‏گویند ما در ایران دنبال حقوق بشر می‏گردیم! آیا ملت ایران حق ندارد این‏ها را دروغ‏گو و متقلّب بداند؟! این‏ها طرف‏دار حقوق بشرند؟!1382/11/24

لینک ثابت
دموکراسی غربی

امروز کشور شما چون می‏خواهد آزاد و مستقل و متّکی به خویش باشد، مورد تهاجم است؛ هیچ مسأله‏ی دیگری در ایران نیست. چه کسی امروز نمی‏داند که مسأله‏ی حقوق بشر و آزادی و دمکراسی و دیگر حرفهایی که از دهان بلندگوهای بیگانه خارج می‏شود، حرفهای پوچ و بهانه‏های واهی بیش نیست؟ این را همه می‏دانند. امروز کیست که حمایت امریکا و بقیه‏ی مستکبران دنیا را از رژیمهای صددرصد دیکتاتور نداند؟ کیست که نداند در این کشور پنجاه سال یک رژیم دیکتاتوریِ سیاهِ وابسته- پهلوی اوّل و پهلوی دوم- حکومت کرد و مورد حمایت قدرتها و گاهی همین شخصیتهای فعلی بود؟ این‏ها را همه می‏دانند. معلوم است که این واقعیات نشان‏دهنده‏ی خیلی چیزهاست. مخالفت این‏ها با جمهوری اسلامی فقط به یک دلیل است: این ملت خواسته و عزم کرده و توانسته است مستقل بماند و خود را دست این‏ها ندهد و به این‏ها نفروشد. امروز مسئله این است.1382/11/19
لینک ثابت
دموکراسی غربی

نگاهی گذرا به جنایات تکان‏دهنده صهیونیست‏های غاصب در فلسطین که با حمایت دولت آمریکا صورت می‏گیرد و نیز مطالعه رفتار اشغالگران در عراق و افغانستان عمق شقاوت کسانی را آشکار می‏سازد که دنیا را از ادعای ریاکارانه حقوق بشر و طرف‏داری از دمکراسی و آزادی پر کرده‏اند. آنان با شعار مبارزه با تروریسم، فجیع‏ترین شکل ترور را مرتکب می‏شوند، به نام آزادسازی ملت‏ها، دیکتاتوری و غارتگری خود را بر ملت‏ها تحمیل می‏کنند. آمریکا صریحاً خود را در تجاوز به کشورها و ملت‏ها ذی‏حق می‏شمارد. دولت صهیونیست صریحاً شخصیت‏های فلسطینی را به ترور تهدید می‏کند.1382/11/08
لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی