در این مناسبت، من راجع به امام و انقلاب عظیم و بیمانندی که ایشان آن را در دنیا و تاریخ معاصر مثل قلّهای برافراشتند، صحبت میکنم. در حقیقت، سخن گفتن از امام و انقلاب، با یکدیگر تفاوتی ندارد. شخصیت امام فقط خصوصیات ممتازی نبود که در او وجود داشت و شخصیت ایشان را تشکیل میداد. شکّی نیست که امام بزرگوار ما از ابعاد مختلف، یک شخصیت برجسته و ممتاز، یک عالمِ بزرگ، یک فقیه صاحب مکتب، یک فیلسوف برجسته، یک سیاستمدار، یک مصلح بزرگ اجتماعی و از لحاظ روحیّات، صاحب خصلتها و خصوصیات ممتاز و کمنظیر بود. همه اینها شخصیت امام را در چشم مردمِ دوران خود او و دورانهای بعد برجسته میکند؛ لیکن شخصیت امام بزرگوار ما در این خصوصیات منحصر نیست. بُعد دیگر شخصیت او عبارت است از اصولو خطوط روشنی که او در این کشور، در این منطقه و در مقابل چشم همه مردم جهان آنها را بنیاد کرد؛ براساس آن یک نظام سیاسی و اجتماعی به وجود آورد و امیدهای بزرگی را در دل مستضعفان عالم و امّت اسلامی ایجاد نمود. شخصیت امام از اصول اساسی او جدا نیست. در حقیقت، هویّت و اصول انقلاب ما خطوط برجسته شخصیت امام را هم تشکیل میدهد. هر چه راجع به انقلاب بگوییم، در واقع درباره امام سخن گفتهایم.
خصوصیت انقلاب عظیم اسلامی که آن را به عنوان یک پدیده بینظیر در تاریخ قرنهای اخیر در چشم تحلیلگران و صاحبنظران معرفی کرده است، قبل از آن در هیچیک از انقلابهای بزرگ عالم دیده نشده بود؛ نه در انقلاب فرانسه، نه در انقلابکمونیستی در شوروی و نه در انقلابهای کوچک دیگری که به تبع این دو انقلاب و در خط آنها حرکت میکردند. البته به این نکته توجّه داشته باشید که دأب سیاستهای مسلّطِ عالم این بوده و هست که جنبشهای عدالتخواهانه مردم نقاط مختلف دنیا را در هاضمه سیاسی و فرهنگی خود بریزند و در واقع هویّت آن جنبشها و حرکتهای مردمی و عدالتخواهانه را از بین ببرند؛ این کار در ایران هم اتّفاق افتاده بود. نهضت عدالتخواهیای که صد سال پیش در مشروطه ایران پیش آمد، یک حرکت مردمی و دینی بود. آن روز جریان سیاسىِ مسلّطِ عالم - یعنی انگلیسیها - این حرکت عدالتخواهانه مبتنی بر اصول اسلامی را در هاضمه سیاسی و فرهنگی خود ریختند؛ آن را استحاله کردند و از بین بردند و به یک حرکت مشروطه از نوع انگلیسی آن تبدیل نمودند. نتیجه آن هم این شد که جنبش مشروطه - که یک جنبش ضدّ استبدادی بود - آخر کار به دیکتاتوری رضاخانی منتهی شد که از استبدادهای قاجار، بدتر و شقاوتآمیزتر و قساوتآمیزتر بود. همینطور نهضت ملی شدن صنعت نفت به وسیله کسانی که آن را اداره میکردند، به لیبرال دمکراسىِ امریکایی ملحق شد. نتیجه این شد که همان امریکاییها به نهضت ملی شدن صنعت نفت خیانت کردند. با انگلیسیها که طرف مقابلِ نهضت عدالتخواهی در ایران بودند، همدست شدند و نهضت ملی را از بین بردند و دنباله آن، دیکتاتورىِ خشن و سیاه دوره محمدرضا در طول سی و چند سال، سایه سنگین خود را بر این کشور انداخت و این ملت را زیر فشار قرار داد. نهضتهای عدالتخواهانه ملتهای آفریقا و آسیا در طول دهها سال به وسیله کمونیستها و سیاست مسلّط شوروی سابق مصادره شد و به دیکتاتوریهای گوناگونی که در جهت مصالح شوروی کار میکردند، منتهی گردید. این رسمِ جاری دنیا با نهضتهای عدالتطلبانه ملتهای جهان بوده است.
هنر بزرگِ امام بزرگوار ما این بود که چارچوب محکمی را برای این انقلاب به وجود آورد و نگذاشت این انقلاب در هاضمه قدرتها و جریانهای سیاسىِ مسلّط هضم شود. شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی»، یا شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» که تعالیم امام و خطّ اشاره انگشت ایشان در دهان مردم انداخت، معنایش این بود که این انقلاب متّکی به اصولثابت و مستحکمی است که نه به اصول سوسیالیزمِ اردوگاه آن روز شرق ارتباطی دارد، نه به اصول سرمایهدارىِ لیبرال اردوگاه غرب. علّت اینکه شرق و غرب با این انقلاب دشمنی کردهاند و سرسختی نشان دادهاند، همین بود.
این انقلاب بر پایه اصول مستحکمی بنا شد؛ هم اجرای عدالت را مورد نظر قرار داد، هم آزادی و استقلال را - که برای ملتها از مهمترین ارزشهاست - مورد توجّه قرار داد، هم معنویت و اخلاق را. این انقلاب، ترکیبی از عدالتخواهی و آزادیخواهی و مردمسالاری و معنویت و اخلاق است؛ منتها این عدالت را نباید با آن عدالت ادّعایی و موهومی که کمونیستها در شوروی سابق یا در کشورهای اقمارِ خود شعارش را میدادند، اشتباه کرد؛ این عدالتِ اسلامی است با تعریف خاص خود. همچنین آزادی در نظام جمهوری اسلامی را با آزادی غربی - که به معنای مهارگسیختگىِ صاحبان قدرت و سرمایه و همچنین به معنای بیبندوباری انسانها در هر گونه رفتار و عمل است - نباید اشتباه کرد. این آزادىِ اسلامی است؛ هم آزادی اجتماعی است، هم آزادی معنوی است و هم آزادی فردی با قید اسلامی و با فهم و هدایت و تعریف اسلام است. این معنویت و اخلاقی را هم که جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی جزو اصول خود قرار داده است، نباید با دینداریهای متحجّر، بیمنطق و ایستا در بسیاری از جوامع اشتباه کرد. آن دینداریها، بهظاهر و در زبان دیندار، اما با ایستایی و تحجّر و عدم فهم مسیر سعادت برای جامعه و انسان همراه است. این پسوند اسلامی بعد از عدالت و آزادی و معنویت، بسیار پُرمعناست و باید به آن توجّه کرد.
امام این اصول را قبل از پیروزی انقلاب، برای ملت و آگاهان تشریح کرد؛ بعد از پیروزی انقلاب، براساس آن، جمهوری اسلامی را پایهگذاری نمود و تا وقتی که زنده بود، پای این اصول ایستاد و برای آن مجاهدت کرد. لذاست که جمهوری اسلامی به عنوان یک پدیده نوین و بینظیر توانست امیدها را در دل جوامع مسلمان زنده کند. همه در سرتاسر دنیای اسلام و بیرونِ دنیای اسلام فهمیدند که این یک شکل تقلیدی از آنچه که شعارش را از زبانهای نامطمئنِّ رژیمهای شرقی و غربی شنیده بودند، نیست؛ این یک پدیده نو و دارای حیات و قدرت تحرّکِ جدید است. بنابراین در سرتاسر دنیای اسلام، با برپا شدن جمهوری اسلامی، ملتهای مسلمان به تحرّک و امید جدیدی دست پیدا کردند.1381/03/14
لینک ثابت
برادران و خواهران عزیز! در کشور ما استبداد همیشه به پشتیبانی قدرتهای سلطهگرِ خارجی متّکی بوده است. استبداد و دیکتاتوری و خودکامگی حکومت پهلوی و قبل از آن به شکل دیگری حکومت قاجار، به خاطر اتّکای آنها به قدرتهای بیگانه بود. رضاخان، متّکی به انگلیس؛ محمدرضا، اوّل متّکی به انگلیس و بعد متّکی به امریکا بود. او منافع و نفوذ امریکا را بر طبق میل آنها تأمین میکرد؛ آنها هم از او حمایت میکردند و هر کاری میخواستند، با این کشور و این ملت میکردند. پنجاه سال این ملت را زیر فشار اختناق نگه داشتند و پیشرفت علمی و صنعتی و فرهنگی و اخلاقی او را در دورانی که از لحاظ جهانی بهترین و آمادهترین دورانها برای این پیشرفت بود، متوقّف کردند و این ملت و این کشور را عقب نگه داشتند. همّت آنها عیش و نوش، جمع کردن ثروت و خدمت دادن به اربابان خارجی بود. آنها به اتّکای همان قدرت خارجی، به طور کامل خود را در ایران مستقر کرده بودند و کندن اینها و نابود کردن این بنای کج و مضر و سرشار از لعنت و نفرت و شوم، کار هر کسی نبود. امام بزرگوار با پرچم هدایت اسلامی آمد؛ لذا اصول امام، اصول اسلامی است؛ عدالت امام، عدالت اسلامی است؛ مردم سالاری امام، مردمسالاری اسلامی است.
یکی از بزرگترین بیانصافیها درباره امام بزرگوار و نظام اسلامی ما این است که تبلیغات بیگانه، امام و نظام اسلامی و جمهوری اسلامی را به استبداد و دوری از مردمسالاری متّهم میکنند. این انقلاب با این عظمت و توفندگی در ایران به وجود آمد و پس از پیروزی انقلاب اوّلین نظرخواهی از مردم به وسیله امام انجام گرفت که در هیچ انقلابی سابقه نداشت. شما نگاه کنید، یک کودتا، یک تحوّل کوچک و یک جابهجایی مختصر در کشوری صورت میگیرد؛ دو سه سال انتخابات تأخیر میافتد. در کشور، مردم صندوق رأی را نمیشناختند. انتخابات دوره رژیم طاغوت، صوری و دروغین بود. هیچ وقت مردم پای صندوق رأی نرفته بودند تا به معنای واقعىِ کلمه رأی دهند. هر کس را برای مجلسِ دستنشانده میخواستند، از صندوقها بیرون میآوردند. در چنین زمینهای، دو ماه بعد از پیروزی انقلاب، امام مردم را پای صندوقهای رأی کشاند و مردم به جمهوری اسلامی رأی دادند. در یک سال، مردم پنج بار پای صندوقهای رأی رفتند. در طول بیستوسه سالی که از انقلاب میگذرد، ملت ما بیستوسه مرتبه برای انتخاب نمایندگان مجلس شورای اسلامی، نمایندگان مجلس خبرگان، رئیس جمهور و اعضای شورای شهر و نیز تعیین قانون اساسی و نظام جمهوری اسلامی پای صندوقهای رأی رفت و رأی داد. در کدام نظام - حتّی بهظاهر دمکراتیک - این همه تکیه به رأی و خواست مردم وجود دارد؟ دشمنان وقیح و بیشرمِ این انقلاب و این ملت، این بیانصافی را میکنند که این انقلاب و نظام و بانی و معمار و بنیانگذار بزرگ آن را به ضدّیت با مردمسالاری متّهم میکنند.
مردمسالاری در نظام اسلامی، مردمسالاری دینی است؛ یعنی به نظر اسلام متّکی است؛ فقط یک قرارداد عرفی نیست. مراجعه به رأی و اراده و خواست مردم، در آنجایی که این مراجعه لازم است، نظر اسلام است؛ لذا تعهد اسلامی به وجود میآورد. مثل کشورهای دمکراتیک غربی نیست که یک قرارداد عرفی باشد تا بتوانند بهراحتی آن را نقض کنند. در نظام جمهوری اسلامی، مردمسالاری یک وظیفه دینی است. مسؤولان برای حفظ این خصوصیت، تعهّد دینی دارند و پیش خدا باید جواب دهند. این یک اصل بزرگ از اصول امام بزرگوار ماست.
اصل عدالت اجتماعی، اجرای عدالت، در نظر گرفتن حقِّ تودههای وسیع مردم و پُرکردن فاصله طبقاتی، یکی از اصول اصلی نظام اسلامی است. مبارزه با فساد اداری و فساد اقتصادی و سوءاستفاده از امکاناتی که قدرت در اختیار افراد میگذارد - چه سوءاستفاده مالی و چه سوءاستفاده سیاسی - از اصول انقلاب است و باید رعایت شود. خدمت به مردم، از اصول انقلاباست. حفظ استقلال کشور در همه زمینهها و جلوگیری از نفوذ و رخنه دشمنان، جزو اصول تغییرناپذیر انقلاب است. اصول و خطوط اصلی انقلاب قابل تغییر نیست. مظهر همه اینها قانون اساسىِ مترقی ماست.
البته دولتها و مسؤولان در دورههای مختلف برای اجرای این اصول میتوانند تاکتیکها و روشهای گوناگونی را انتخاب کنند. اساس انقلاب، مثل خود اسلام بر احکام ثابت و احکام متغیّر استوار است. یک سلسله احکام، تغییرناپذیر است؛ یک سلسله احکام در شرایط گوناگون تغییر پیدا میکند. انقلاب هم همینطور است. اجتهاد، خصوصیتی است که این امکان را به یک مسؤول میدهد تا بتواند به اقتضای شرایط، روشها و راهها و تاکتیکهای درست را انتخاب کند. البته انتخاب روش و اجتهاد برای پیدا کردن روش نو و مناسب، کار مجتهد است. این غیر از بدعتگذارىِ یک انسان ناوارد و تجدیدنظر طلب است؛ این کارِ کسی است که قدرت اجتهاد در این کار را داشته باشد. نقش اجتهاد و مجتهد در نظام اسلامی به همین خاطر است. از آن طرف، به بهانه تمسّک به اصول، تحجّر را نفی میکنیم و میگوییم نمیشود به بهانه تمسّک به اصول، تحجّر و ایستایی را بر انقلاب تحمیل کرد - اصولگرایی وجود دارد؛ اما این، تحجّر و جزماندیشی و نشناختن شرایط مختلف نیست - از این طرف، به بهانه اجتهاد و تحوّل، نباید به بدعتگذاریهای ناشیانه و تجدیدنظرطلبانه اجازه فعالیت و تحرّک مضر و مخرّب داد. خطِّ روشن امام بزرگوار این است. بنابراین، اصول، اصول ثابتی است. عدالت، مردمسالاری، استقلال، دفاع از حقوق ملت در همه زمینهها، دفاع از حقوق مسلمانان عالم، دفاع از هر مظلومی در هر نقطه عالم؛ اینها جزو اصول ماست. مبارزه با فساد، ظلم و زورگویی جزو اصولماست - اینها تغییرناپذیر است - اما ممکن است روشهای گوناگونی در اوضاع و احوال مختلف وجود داشته باشد.
امام اصول انقلاب و چارچوبها را آنچنان مستحکم و دقیق و روشن ترسیم کرد تا جریانهای مسلّطِ عالم نتوانند این انقلاب را مثل بقیه تحوّلات سیاسی در هاضمه فرهنگی خود هضم کنند و از بین ببرند. آنچه ملت ما باید بر آن پافشاری کند، همین اصولتغییرناپذیر است. البته ممکن است دولتها، مجلسها و قوّه قضاییّه، در بخشهای مختلف ناتوانی نشان دهند و آنچه که مقصود و مراد انقلاب و نظام اسلامی است، برآورده نشود؛ اما این ضعف مربوط به کارگزاران و مجریان است. متأسّفانه دشمنان نظام هر جا ضعفی مربوط به یک دستگاه باشد، آن را به نظام نسبت میدهند.
نظام پایههای مستحکم و خطوط روشنی دارد. استدلال و منطقی که پشت سر خطوط اصلی نظام وجود دارد، غیرقابل خدشه است. مسؤولان و کارگزاران بخشهای گوناگون نظام اسلامی - اعم از قوّه مقنّنه یا مجریّه یا قضاییّه یا نیروهای مسلّح یا هر کس در هر گوشهای مشغول کار است - باید ضعفهای خود را برطرف کنند. راه به سعادت رساندن این ملت، اجرای اصولی است که امام بزرگوار ترسیم کرد؛ در قانون اساسی تثبیت شد و ملت وفاداری خود را به آنها بارها اعلام کرد. معلوم شد دشمن با این اصول و با هر چیزی که بتواند راه نفوذ او را ببندد، مخالف است.دشمن در صدد آن است که از منافذ گوناگون وارد شود. ملت ایران و بخصوص مسؤولان باید هشیار باشند، که بحمداللَّه ملت عزیزمان در طول این سالها نشان داد که آگاه است و به این نکات توجّه دارد.1381/03/14
لینک ثابت
این نکته را هم به ملت عزیزمان و به مسؤولان محترم کشور و به جریانهای سیاسی عرض کنم: آن چیزی که میتواند جلوِ تهاجم گستاخانه امریکا را بگیرد، فقط و فقط وحدت ملی و وحدت کلمه است. آنها در هر جا بخواهند قدم بگذارند، اوّل باید ایجاد تفرقه کنند. وسیله موفّقیت آنها، وجود اختلاف در صفوف داخلی ملتهاست. هر جا توانستهاند زورگویی و اعمال خشونت کنند، اگر دقّت کنید، میبینید بین صفوف ملت شکاف وجود داشته است. آنجایی که وحدت کلمه باشد، اینها جرأت نمیکنند نزدیک شوند. علاج مقابله با تهدیدهای امریکا عبارت است از وحدت ملت، وحدت مسؤولان، مراعات جناحهای مختلف سیاسی و گردآمدن حول همان محورهایی که امام بزرگوار ما به عنوان اصول این انقلاب و نظام معیّن کرده و مورد قبول این ملت است؛ همان چیزهایی که ملت برای آن فداکاری کرد. شما ببینید در هر نقطه دنیا وقتی کسی به عنوان نامزد ریاست جمهوری شعارهایی میدهد و بعد اکثریتی - ولو ضعیف - به او رأی میدهند، صِرف آمدن آنها پای صندوقهای رأی، به عنوان طرفداری از این شعارها به حساب میآید. در انتخابات اخیر فرانسه این را ملاحظه کردید؛ در همه جای دنیا هم این معمول است. ملت ایران برای اصول امام بزرگوار ما و خطوط اصلی این انقلاب - که عمده آنها را برشمردم - این طور نبود که فقط پای صندوقهای رأی بیاید؛ بلکه جان بر کفِ دست گرفت و وسط میدان آمد. این ملت با خون خود، این انقلاب و این خطوط و این اصول را که در قانون اساسی امروز مجسّم و متبلور است، امضاء کرد. نه فقط در اوّلِ انقلاب، بلکه در دوران جنگ تحمیلی، هشت سال مردم در مقابل متجاوز ایستادند و با جان و جوان و همه وجود خود از این نظام مقدّس دفاع کردند. این غیر از آن است که مردم برای تأیید شخصیتی پای صندوقهای رأی بیایند؛ این دهها بار بالاتر از آن است. این اصول، اصولی است که ملت ایران برای آن جان داده است؛ جوان داده است؛ خون داده است؛ الان هم ایستاده است. الان هم اگر معرکهای پیش آید که مردم ایران احساس کنند باید با جسم و جان خود وسط میدان بیایند، همه چشمهای دنیا خواهند دید که استقبال و شور و هیجان مردم حتّی از دوران جنگ تحمیلی هم بیشتر خواهد بود. این اصول، مورد اعتقاد و اعتماد و عشق و علاقه مردم و محور وحدت است. بعضی دنبال محور وحدت نگردند! این اصول، محور وحدت است. همه - چه مسؤولان و چه عناصر سیاسی - وفاداری خود را به این اصول، بارها و بارها به زبان، به قلم، با نطق و با رفتار ثابت کنند؛ این میشود محور وحدت. وحدت ملی یعنی این.
ما نمیگوییم اختلاف سلیقههای مردم و جریانهای سیاسی از صحنه سیاست کشور برداشته شود. این نه ممکن است، نه مفید؛ اما این اختلاف نظرها نباید به جدال و شقاق منتهی شود. همه باید این وحدت را رعایت و حفظ کنند. این وسیله دفاع از کشور و حصاری در مقابل تهاجم گستاخانه دشمن است که دائماً تهدید و آن را مرتّب تکرار میکند. البته اگر دشمن دست از پا خطا کند، این ملت خواهد توانست از حقّ خود دفاع کند و بینی دشمن را به خاک بمالد.
در کنار این، وظیفه بسیار بزرگی بر عهده مسؤولان کشور است و آن، خدمت به مردم و کار خستگیناپذیر و پُرتلاش و شبانهروزی برای آنهاست. فرق نمیکند؛ چه قوّه مجریّه و دستگاه دولت، چه قوّه مقنّنه و نمایندگان مجلس، چه قوّه قضاییّه و هستههای قضایی در سرتاسر کشور؛ اینها باید به طور جدّی در جهت اجرای همین اصول و خطوط انقلاب و امام - که در واقع اجرای قانون اساسی است - بدون ملاحظه کار و تلاش کنند و نگذارند وقتشان صرف کارهای دیگر شود. اگر کسی در این دوران کوتاهی کند، هم در چشم مردم و قضاوت آنها محکوم خواهد شد، هم پیش خدای متعال مؤاخذ خواهد بود. در این دوران که مردم نهایت احتیاج را به خدمات مسؤولان دارند، نباید کوتاهی کنند. راه برای خدمت و باز کردن گرههای اقتصادی و معیشتی مردم باز است؛ راه برای اجرای عدالت و پُرکردن شکاف طبقاتی - که در جامعه ما که اسلامی است و نباید باشد، ولی متأسّفانه وجود دارد - باز است. راههای عاقلانه و منطقی وجود دارد؛ مسؤولان باید همّت کنند. این چیزی است که روح مطهّر این بزرگوار از ما و همه مسؤولان میخواهد؛ همچنان که این ملت از ما میخواهد.1381/03/14
لینک ثابت
من به شما بگویم، این دو نکته، نکات مهمی هستند که اگر از طرف بیگانگان و دشمنان خطری دانشگاه را تهدید کند، بمباران همین دو مرکز اساسی و مهم است؛ اعتماد به نفس را از دانشگاهی بگیرند، بخواهند فکرها و تئوریهای ترجمهای را وارد محیط دانشگاه کنند و به مغز دانشجو و استاد رسوخ دهند و آنها را از ایمان و دلبستگیهای مردم جدا کنند. این، آن خطر اساسی است. علاج هم عبارت است از حفظ اتصّال فکری با تودههای مردم و بهشدّت چسبیدن و متمسّک شدن به ریشههای اصولی انقلاب. عزیزان من! ارتباط با انقلاب را هرچه بیشتر باید مستحکم کرد. ما ملت ایران، در محیط بینالمللی، شأن و جایگاه و هویت خودمان را گم کرده بودیم. انقلاب این هویّت و جایگاه و شأن را به ملت ایران برگرداند.1379/12/09
لینک ثابت
من به شما عرض کنم؛ عزیزان من! این اختلافات سیاسی و جناحی که گاهی بسیار بزرگ نشان داده میشود، به این بزرگی نیست؛ به این اهمیت نیست. مردم راه خودشان را میروند. راه مردم، راه اسلام، راه انقلاب، راه خدا و راه امام بزرگوار است. مردم با این خطکشیهای تصنّعی و مصنوعی کاری ندارند. دشمن دوست میدارد جناحها را بیشتر به جان هم بیندازد. بنده از روی دلسوزی کامل، بارها در نماز جمعه - که مقدّسترین مکانهاست - و در سایر جاها، جناحهای سیاسی را دعوت کردم؛ گفتم بیایید بنشینید با هم صحبت کنید، با هم مذاکره کنید. بیایید مواردی را که بر روی آن با هم اتفّاق نظر دارید، اصل قرار دهید و اختلافات را براساس اینها حل کنید. اگر بر روی اصول پافشاری کنید، موارد جزئىِ اختلافی و سیاسی اهمیتی هم ندارد. عدّهای قبول کردند؛ عدّهای لجاجت کردند و میکنند. این لجاجت چه معنا دارد؟! چرا باید کسانی وحدت ملت را، وحدت ملی را، امنیت ملی را، منافع ملی و مصالح این کشور را قربانی اغراض جناحی کنند؛ که اگر بدون نفوذ دشمن باشد، بسیار بد است و اگر با نفوذ دشمن باشد، چند برابر بدتر است؟
بنده باز هم همه را دعوت میکنم به وحدت کلمه براساس اصول اساسىِ نظام اسلامی؛ بر اساس بیّنات قانون اساسی؛ بر اساس اسلام؛ براساس راه امام؛ براساس منافع مردم؛ براساس ستیزه با هر کسی که با این ملت ستیزهگری میکند. این خطّ روشنی است که همه خیرخواهان و دلسوزان و افراد صادق میتوانند براساس آن جمع شوند.1379/07/14
لینک ثابت
مقام معظم رهبری سفیران و مسؤولان وزارت خارجه را به پایبندی به اصول مستحکم نظام در مذاکره با کشورهای مختلف توصیه کردند و افزودند: تلاش برای برجستهتر شدن نقش اسلام در روند جامعه جهانی، پیگیری حق کشورهای اسلامی برای داشتن یک نماینده دائم دارای حق و تو در شورای امنیت، مجموعهسازی با دیگر کشورهای اسلامی ، گسترش روابط با کشورهای آسیایی، توسعه توأم با دقت و هوشیاری روابط با اروپا، ایستادگی کامل در برابر "رژیم صهیونیستی و سیاستهای آمریکا در حمایت از این رژیم" و تبیین مواضع روشن جمهوری اسلامی در قبال مسأله فلسطین باید از اولویتهای دستور کار دستگاه دیپلماسی کشور باشد.1379/05/25
لینک ثابت
برنامهی بسیج هم فلسفه دارد؛ آن هم بیحساب و کتاب نیست. بعضی افراد میخواهند اینطور وانمود کنند که بسیجی، حساب و کتابی ندارد؛ نخیر، اتفاقاً برنامهی بسیجی حساب و کتابش از بسیاری از برنامهها منسجمتر است. برنامهی بسیجی چیست؟ برنامهی بسیجی عبارت است از حراست از دستاوردهای انقلاب و از هویّت اصلی انقلاب. لذا هر جا شما میبینید گاهی در گوشه و کنار از کسی نعرهای بلند میشود و به بسیجی اهانتی میکند، در کنار آن اهانت، تعریضی هم به یکی از اصول انقلاب و به یکی از دلبستگیهای انقلاب میزند؛ اینها را با هم یکی میداند؛ درستش نیز همین است. ...
چه کسانی بسیجی را گرامی میدارند؟ جواب این سؤال معلوم است. گفتیم بسیجی برنامهاش حراست از اصل انقلاب و هویّت انقلاب و دستاوردهای انقلاب است. هر کسی برایش اصل انقلاب، هویّت انقلاب و دستاوردهای انقلاب ارزش دارد، بسیجی برایش ارزش بسیار بالایی دارد و او را گرامی میدارد. دوست انقلاب، دوست بسیجی است. بسیجی برای دفاع از ارزشهای انقلاب و دستاوردهای انقلاب، جان خودش را کف دست میگیرد. هرکس این دستاوردها را دوست دارد، این جان بر کف گرفته را هم دوست دارد و شیفتهی اوست.1379/05/06
لینک ثابت
وظیفه ما این است که از هویّت انقلاب، اساس انقلاب و اساس این نظام دفاع کنیم و این نخواهد شد، جز این که در نظر داشته باشیم که وظایف ما در این قانون اساسیِ بحمداللَّه مترقّی و جامع - نمیگوییم بیعیب و بینقص؛ اما قطعاً جزو جامعترین و کاملترین قوانین اساسیای است که امروز در دنیا وجود دارد - چیست. همین قانون اساسی، مجلس را رکن مهم این نظام قرار داده است. اصل قضیه این است که این رکن، وابسته به این نظام الهی است. کسانِ پُر کار و پُرتلاش و پُر فعالیتی هستند که مایل نیستند این نظام با کلّیت خودش یا با روحِ اسلامی خودش باقی بماند.1379/03/29
لینک ثابت
رهبر معظم انقلاب اسلامی با اشاره به خوشحالی مردم و ایشان از ارائه طرح ساماندهی اقتصادی افزودند: همه امیدوار بودند که با طرح رئیس جمهور برای ساماندهی اوضاع اقتصادی، گامی در راه گرهگشایی از مشکلات مردم برداشته شود اما متأسفانه برخی از افراد مسؤول در اجرای آن کوتاهی کردند، آیا این کمک به دولت و رئیس جمهور است؟ حضرت آیتالله خامنهای در بخش دیگری از سخنان خود به شخصیتهای سیاسی حاضر در دیدار تأکید کردند: جایگاه اصلی شما، متن انقلاب و حفظ اصول آن است، شما با انقلاب بزرگ شدهاید و امروز هم که دشمنان اصل انقلاب را نشانه رفتهاند شما باید در جایگاه حقیقی خود، محکم بایستید و با در دست گرفتن ابتکار عمل، با دوستان دیگری که در اصول انقلاب و نظام با هم توافق نظر دارید، گرد هم آئید و با تکرار اصول مشترک و تأکید بر خط امام، عدم جدایی دین از سیاست و دیگر اصول انقلاب، ضدانقلاب را منزوی و مرزهای خود را با آنها کاملا مشخص کنید و وحدت ملی را عینیت بخشید، بنده نیز از شما حمایت خواهم کرد.1379/02/06
لینک ثابت
در زمینه اصلاح، دو جمله از امام حسین علیهالسّلام نقل شده است. امام حسین علیهالسّلام میفرماید: «خرجت لطلب الاصلاح فی امّة جدّی». او دنبال اصلاحات است و میخواهد اصلاح به وجود آورد. یک جای دیگر هم میفرماید: «لنری المعالم من دینک و نظهر الأصلاح فی بلادک»؛ میخواهیم اصلاح در میان ملت اسلام و کشور اسلامی به وجود بیاید. این شعارِ امام حسین علیهالسّلام است.
اصلاح چیست؟ اصلاح این است که هر نقطه خرابی، هر نقطه نارسایی و هر نقطه فاسدی، به یک نقطه صحیح تبدیل شود. انقلاب، خودش یک اصلاح بزرگ است. اگرچه در اصطلاحات سیاسی دنیا، «انقلاب» را در مقابل «اصلاح» قرار میدهند، اما من با آن اصطلاح نمیخواهم حرف بزنم. من اصلاح با اصطلاح اسلامی را مطرح میکنم. خود انقلاب، بزرگترین اصلاح است. تداوم اصلاحات، در ذات و هویّت انقلاب نهفته است. یک ملت انقلابی و هوشیار و شجاع، به طور دائم نگاه میکند تا ببیند فسادهایی که از قبل در میان او مانده - فسادهایی که در طول زمان بر اثر غفلتها و سوء مدیریّتها و سوء تدبیرها و تجاوزها به وجود آمده - کدام است تا آنها را اصلاح کند. اشتباهات و خطاها کدام است، تا آنها را اصلاح کند. انقلاب که بدون اصلاح امکان ندارد. هیچ جامعه انسانی، بدون اصلاح امکان ندارد. از اوّلِ انقلاب همه آرزو داشتند که اصلاحات به وجود آید. هر کس هم به قدر همّت خود کاری کرده است. امروز هم دولتی آمده و شعار خودش را «اصلاحات» قرار داده است. بسیار خوب؛ من میدانم که مسؤولان این دولت - کسانی که شعار اصلاح دارند؛ از جمله رئیس جمهور محترم - مقصودشان از اصلاحات چیست. آنها همین اصلاحات اسلامی را میخواهند.1379/01/26
لینک ثابت
حضرت آیتالله خامنهای توجه مسؤولان حج را به اکتفا نکردن به موفقیتهای به دست آمده در امر حج جلب کردند و فرمودند: آنچه در حج باید به دنیا منعکس شود، هویت و اصول اساسی انقلاب اسلامی و تصمیم قاطع ملت ایران بر تحقق اسلام ناب است، بدنه کارگزاری و عمومی حج باید با رفتار و گفتار خود نشان دهند که ایران اسلامی، عزم راسخ دارد تا حرکت انقلاب اسلامی تا رسیدن به هدفهای بزرگ ملی و جهانی استمرار بخشد و از این طریق است که میتوان تلاش برنامهریزی شده امپراطوری خبری استکبار را برای ایجاد اضطراب و ناامیدی در میان علاقهمندان و شیفتگان امام خمینی و انقلاب اسلامی بیاثر کرد.1379/01/10
لینک ثابت
حضرت آیتالله خامنهای از مجلس شورای اسلامی به عنوان یک رکن اساسی و مهم برای اداره کشور نام بردند و فرمودند: مردم باید مجلسی داشته باشند که به مصالح مردم و مبانی اساسی انقلاب بیندیشد، راه خدا را انتخاب کند و هدفش از هرگونه نقض، ابرام، تصویب و ردی این باشد که کشور را هر چه بیشتر به سمت اداره اسلامی سوق بدهد؛ و مجلسی که بتواند اینگونه عمل کند، تأثیر آن در اداره کشور و حیات جامعه و در وضع عمومی مردم، حقاً و انصافاً بینظیر خواهد بود.1378/09/22
لینک ثابت
من میخواهم تأکید کنم که دستگاههای تبلیغاتی و فرهنگی کشور از یک طرف، دستگاههای اقتصادی کشور از یک طرف و دستگاههای سیاسی کشور از سمت دیگر، همه باید با توجّه به اینکه امروز دشمن درصدد است که ایمان آحاد مردم - مخصوصاً جوانان - را به اسلام و ایمان آنها را به نظام و جمهوری اسلامی ضعیف کند، همچنین میخواهد اعتقاد و ایمان آنها را به مسؤولان نظام هم ضعیف نماید، فعّالیتهای دشمن را خنثی کنند. این سه مرحله است: دشمن میخواهد هم مردم به اسلام عقیده نداشته باشند، هم بخصوص به جمهوری اسلامی و نظام، اعتقادی نداشته باشند و هم بالاخص به مسؤولان این نظام اعتقاد نداشته باشند - بخصوص مسؤولانی که پایبندی آنها به مبانی انقلاب و به راه امام، بیش از دیگران ثابت شده است - این همّت دشمن است. خوب؛ دستگاههای اقتصادی ما با تلاشی که میکنند، میتوانند این تبلیغات دشمن را ناکام کنند.1378/06/08
لینک ثابت
در اسلام، ملاک و معیار، ایمان به خدا، تقوای در عمل و گفتار و مجاهدت فیسبیلالله است. هرکس که ایمان دارد، هرکس که در راه خدا با تقوا حرکت میکند و هرکس که بیشتر مجاهدت میکند، ترجیح دارد؛ منتها این ترجیح هم به معنای جدایی نیست. هیچکس نباید خود را بالاتر از دیگران فرض کند که من بالاترم، من با ایمانترم؛ ابداً. در اسلام، وحدت یکپارچگی و همدلی است و بحمدالله انقلاب این هدیهی بزرگ را به ملت ایران داد و ملت ایران از این هدیهی بزرگ - هدیهی وحدت و وفاق ملی - تا امروز بیشترین بهره را برده است. شما اگر این اتّحاد را نداشتید، اگر این ملت اتّحاد بر اساس ایمان و بر محور نظام جمهوری اسلامی نداشت، دشمنان گردن کلفت و قلدری که در دنیا هستند، زندگی را بر این ملت، تنگ میکردند؛ اما شما ملت ایران به برکت ایمانتان، به برکت پایبندی خود به احکام اسلامی، به برکت وحدت و ایمان اسلامی، به برکت آگاهی و قدرت تفکّر و تعقّلی که در شماست و مسائل را میسنجید و فکر میکنید، تا امروز توانستهاید چه در جنگ، چه در میدان سیاست و چه در میدان اقتصاد، بر دشمنان بزرگ جهانی فائق آیید. از این به بعد هم به برکت ایمان، به برکت اتّحاد، پیروی از خطّ امام و پایبندی به مبانی اسلام و انقلاب و به برکت دستهای مستحکمی که در هم گره کرده باشید، خواهید توانست بر همهی قدرتهای زورگو، بر همهی سلطهگران و چپاولگران عالم و بر همهی کسانیکه میخواهند بر ملتها تسلّط پیدا کنند، فائق آیید و توطئههای آنان را نقش بر آب کنید. همچنین به فضل پروردگار خواهید توانست دشمن را از امید به اینکه بتواند به این ملت، ضربهای وارد کند، ناکام و مأیوس کنید و توی دهن دشمن بزنید.1378/06/08
لینک ثابت
بنده به عنوان یک مسئول انقلاب و به عنوان کسی که بیشترین رابطه را با مردم دارم اعلام میکنم که نظام، دولت، رئیس جمهور، مسئولین و مردم به هیچ وجه از اصول انقلابخسته نشدهاند و هیچ تجدید نظری نسبت به آنها پیدا نکردهاند و همه چیز به سمت تکامل مجموعه فکری و آرمانی انقلاب به پیش میرود، بنا بر این طرح هر سخن نو که در جهت اصول و آرمانهای انقلاب و عمق بخشیدن به آنها باشد هیچ اشکالی ندارد.1378/01/30
لینک ثابت
مقام معظم رهبری بر ایستادگی و استواری ملت و دولت ایران در برابر انواع توطئههای دشمن تأکید کردند و در تبیین ترفندهای کینه توزانه علیه نظام اسلامی فرمودند: دشمن با صرف هزینههای فراوان، عوامل داخلی و خارجی خود را به مبارزه با اسلام و نظام اسلامی تحریک و تشویق میکند و این خود یکی از توطئههای سیاسی دشمن است، همچنین فشارآوردن بر اقتصاد کشور و مقابله با هرگونه تلاش دولت جمهوری اسلامی ایران در جهت گشایش اقتصادی زندگی مردم از جمله توطئههای اقتصادی آمریکا به عنوان شیطان بزرگ و دیگر دشمنان اسلام است و در واقع میتوان گفت که ملت ایران هدف توطئههای اقتصادی دشمنان قرار دارد، از سوی دیگر دشمن با استفاده از ابزار تبلیغاتی و به کار گرفتن ایادی داخلی خود میکوشد بینات و اصول انقلاب را در اذهان عموم سست کند و مبانی اعتقادی مردم را مورد شک و شبهه قرار دهد اما در مقابل تمامی توطئههای دشمن، ملت ایران همیشه از خود قاطعیت نشان داده و پیروز واقعی بوده است.1377/11/28
لینک ثابت