مفاسد اقتصادی, گفتمانسازی
آحاد مردم، مردم بخشهای مختلف کشور و قشرهای گوناگون جامعه، در یک هماهنگی مطلوب و با یک برخوردِ هوشمندانهی متناسب با یک ملت بزرگ، مسائل کشورشان را دنبال میکنند. مردم شعارها و آرمانهای ملی را با درک کامل بر زبان جاری میکنند؛ مثل همین شعارهایی که شما امروز دادید و در همه جا راجع به پیشرفتهای علمی، انرژی هستهای و موقعیتهای سیاسی کشور در سطح بینالمللی شعار میدهند. و امروز بیش از گذشته هم حتّی گفتمانِ عدالتطلبی و رفع تبعیض و مبارزهی با فساد در کشور مستقر و حاکم است.
1385/08/21
لینک ثابت
از جملهی شاخصها، مسئلهی «مبارزهی با فساد» است؛ فساد اداری و مالی، جزو بدترین عوارض است. این، از همان مواردی است که مراکز بینالمللی تأیید کردهاند که در این یک سال و نیم اخیر، رتبهی کشور در مبارزهی با فساد بالا آمده است و در این زمینه پیشرفتهایی وجود داشته است. البته ما به این قانع نیستیم. بایستی فساد اداری و مالی و خیانت در امانتهای ملی در کشور ریشهکن شود. این به سرمایهگذاریهای سالم ربطی ندارد؛ ما به سرمایهداران کشور - کسانی که میتوانند سرمایهگذاری کنند - توصیه میکنیم که وارد میدان سرمایهگذاری بشوند و طبق قانون کار کنند. بعضی این دو تا را با هم اشتباه میکنند. ما با فساد مخالفیم، با سوءاستفاده مخالفیم، با خیانت در امانت - که عمده هم از مسئولان و مأموران بخشهای گوناگون دولتی سر میزند - مخالفیم و معتقدیم باید مبارزه بشود. این مبارزه بحمداللَّه جدّی است و شروع شده است، و باید توسعه پیدا کند و همهگیر شود.
1385/08/21
لینک ثابت
فساد, مبارزه با فساد, فساد مالی, مفاسد اقتصادی, مبارزه با مفاسد اقتصادی
فساد اداری و مالی، جزو بدترین عوارض است.1385/08/21
لینک ثابت
خیانت ملی, فساد, مبارزه با فساد, فساد مالی, مبارزه با مفاسد اقتصادی, مفاسد اقتصادی
بایستی فساد اداری و مالی و خیانت در امانتهای ملّی در کشور ریشهکن شود.1385/08/21
لینک ثابت
میگویند: شما نام عدالت اجتماعی را میآورید، مگر میشود؟! در داخل هم البته کسانی هستند که حاضرند برای منافع خود، پا روی منافع صدها و هزارها و میلیونها بگذارند؛ که میشنوید. بعضی سوءاستفاده کنندگان و مفسدان اقتصادی برایشان بیتالمال و غیر بیتالمال فرقی نمیکند؛ هر جا بتوانند دست میاندازند؛ حق هر کس ضایع شد، شد. اینها را که بعضی میبینند، میگویند: مگر میشود در کشور عدالت اجتماعی را مستقر کرد؟! من عرض میکنم: بله؛ همهی آرمانهای این ملت و انقلاب - از جمله عدالت اجتماعی - را میشود با پشتیبانی این مردم مؤمن و غیور - که مثل کوه ایستادهاند - به نتیجه رساند. بیست سال قبل، آن روزی که ما درگیر دفاع مقدس بودیم و از میهنمان دفاع میکردیم، قدرتها سادهترین سلاحها را هم حاضر نبودند به ما بفروشند؛ حتی به دو برابر قیمت هم نمیفروختند. سیل سلاحها و ابزارهای مدرن از اروپا و امریکا و شوروی سابق به سمت عراق و صدام جنایتکار روانه بود، آن وقت ما برای سادهترین سلاحها - اگر نداشتیم - بایستی با هزار مشکل مواجه میشدیم تا شاید بتوانیم یا نتوانیم آن را تهیه کنیم. آن روز اگر کسی میگفت این ملت، این جوانان و این همتهای انقلابی و مؤمن، یک روز خواهد توانست این همه ابزارهای موشکی را در خلیج فارس یا در نقطهی دیگری به عنوان آزمایش و رزمایش منفجر بکند، کسی باور میکرد؟ اما ملت ما توانست.
1385/08/19
لینک ثابت
این که گفته شود در مبارزهی با فساد یا اجرای اصل چهلوچهار هیچ کاری انجام نگرفته، نه؛ این طوری نیست. کارهای زیادی انجام گرفته و دارد انجام میگیرد. من به آنچه که انجام گرفته، قانع نیستم، از مسئولان بالای کشور مرتب سؤال میکنم و از آنها میخواهم و مطالبه میکنم. لیکن این به معنای آن نیست که آنها در این جهت حرکت نمیکنند، نه؛ واقعاً کار دارد انجام میگیرد و پیشرفتهای خوبی هم داشتهاند؛ بخصوص در این یک سال اخیر، واقعاً کارهای خوبی انجام گرفته است. البته شما بخواهید؛ شما نگویید کاری انجام نگرفته، اما جداً بخواهید و مطالبه کنید؛ این، آن چیزی است که ما مایلیم.1385/07/25
لینک ثابت
گناهان مسئولان، علاوهی بر گناهان شخصی آحاد مردم، یک سیاههای از گناهان است که مخصوص مسئولان است و یکی از آنها همین است: «کوتاهی کردن»؛ کاری را که میتوان انجام داد و میباید انجام داد، انجام ندادن. از جمله «دستدرازی به اموال عمومی»، جزو گناهان من و شماست؛ یعنی من و شما هستیم که میتوانیم مرتکب این گناه بشویم؛ اما آحاد مردم نمیتوانند. تأثیرش هم نسبت به سرقتی که فلان آدم معمولی ممکن است بکند، بهمراتب بیشتر و مضاعف است. «کُند کردن حرکت عمومی کشور با ایجاد یأس»، یکی دیگر از گناهان ماست. مردم را مأیوس کنیم، نیروی محرکه را مأیوس کنیم و افق را در چشم آن کسانی که بایستی با شوق و امید جلو بروند، تیره و تار نشان بدهیم؛ این کُند کردن حرکت مردم است؛ این یک گناه بزرگی است
. یکی از چیزهایی که حرکت کشور را کُند میکند، تفرقه، اختلاف و دست به گریبان شدن است؛ این ایجاد اختلاف یا دامن زدن به اختلاف، جزو گناهان مخصوص طبقهی ماها مجموعهی مسئولان و سیاستمدارها - است. یا فساد اقتصادی؛ چه دست داشتن در فساد اقتصادی، چه چشم بستن بر فساد اقتصادی، چیزهایی است که حرکت عمومی کشور را کُند میکند. فساد اقتصادی، هم خودش یک کُندکننده است، از جهت اینکه فساد است و مسئلهی مالیهی عمومی کشور را دچار مشکل میکند، هم انعکاسش در ذهن مردم از جهت دیگری موجب فساد است، که ناامیدی ایجاد میکند؛ لذا چه شرکت داشتن در یک فساد - العیاذباللَّه و خدای نخواسته - چه دیدن و چشم بستن بر یک فساد؛ یا کشاندن مردم به فساد؛ نوع ادبیات، نوع حرف و کاری که مردم را نسبت به مسائل مفسدانه جَری و گستاخ کند - چه فساد مالی، چه فساد امور جنسی و امثال اینها - کُند کردن حرکت کشور است، و اینها گناهان ماست.1385/07/18
لینک ثابت
مفاسد اقتصادی, مبارزه با مفاسد اقتصادی
چه دست داشتن در فساد اقتصادی، چه چشم بستن بر فساد اقتصادی، چیزهایی است كه حركت عمومی كشور را كند میكند.1385/07/18
لینک ثابت
فرصت این روز و روزگاری که شما بر سر کار هستید، بسیار فرصت استثنایی و مغتنمی است؛ حقیقتاً از دورههایی است که ما نظیر آن را در گذشتهی دوران انقلاب تا امروز کم داشتهایم. اولاً، شعارهای دولت و مسئولان و اهداف تعیینشدهی آنان کاملاً با مبانی انقلاب و با مبانی اعلامشدهی امام عزیز ما منطبق است. ثانیاً، این گفتمان در بین مردم به طور محسوسی زنده است و وجود دارد؛ که وجود این گفتمان میان مردم هم، عامل عمده و اصلیِ گرایش آنها به این دولت و این رئیسجمهور محترم بود. مردم، تشنهی عدالت، تشنهی مبارزه با فساد و تشنهی تمسک به اصول انقلاب بودند، که وقتی دیدند یک نفر صادقانه این شعارها را سر دست گرفته و مطرح میکند، حول محور او جمع شدند؛ خود این نعمت بزرگی است که این تفکر به صورت یک گفتمان مسلط در جامعه درآمد و همچنان ادامه دارد.
این دولت به عنوان یک دولت «اصولگرا» شناخته شده و رفتار و تلاشی هم که تا امروز نشان داده و آنچه در عمل و قولش منعکس شده، همین اصولگرایی را نشان میدهد؛
شاخصههای اصولگرایی، شاخصههای مهمی است؛ این شاخصهها باید مورد توجه قرار بگیرد، که من به بعضی از اینها اشاره میکنم.
«فسادستیزی» شاخصهی دیگری است. «سلامت اعتقادی و اخلاقیِ مسئولان کشور» - بخصوص مسئولان عالیرتبه، در سطوح دولت و معاونین و از این قبیل - بسیار مهم است و شاخصهی دیگری است که از لحاظ اعتقادی و اخلاقی اشخاص سالمی باشند.
مسئلهی دیگر، مبارزهی با فساد همراه با قاطعیت است. الان خوشبختانه رویکرد دولت و آقای رئیسجمهور طوری بوده که کسانی که تمایل به فساد دارند، مرعوبند؛ اما اگر کار صحیح و واقعی انجام نگیرد، کمکم این رعب شکسته میشود و این ابهت از بین میرود؛ میل به فساد در یک جاهایی وجود دارد. با فساد و تخلفات مالی بیمحابا برخورد کنید. البته عرض کردیم بیمحابا و با شجاعت و قاطعیت برخورد کردن، معنایش بیدرایتی در نوع برخورد نیست! اینها را باید با هم جمع کنید. هر دو طرفِ این کفهی متوازن بایستی دیده بشود.1385/06/06
لینک ثابت
مانیازهای فوریای داریم که برآورده نشدن آن نیازها جزو نقاط منفی و مشکلات ماست. در کشور خلأهای خطرناکی وجود دارد؛ مسئلهی اشتغال، مسألهی مهم ماست. در دولت قبلی هم من روی مسئله اشتغال خیلی تکیه کردم و برای راهاندازی جریان اشتغال، با دولت خیلی همکاری و کمک کردم. الان هم مسئلهی اشتغال برای ما، یک مسئلهی اساسی است. مسئلهی تورم، مسئلهی مناطق محروم، مبارزهی با فساد، مسائل مهمی است و نمیتوانیم اینها را رها کنیم. «فساد» مثل رخنهها و ترکهایی است که در یک استخر واقع میشود. شما لولههایی چندین اینچی را میگذارید و مرتب از اینها به داخل استخر آب میریزید؛ اما پُر نمیشود - این همه تلاش، به جایی نمیرسد - چرا؟ چون رخنه و ترک وجود دارد و آبها بدون اینکه جمع شود تا قابل هدایت شدن باشد به آنجایی که باید هدایت شود، هدر میرود؛ فساد اینگونه است.1385/03/29
لینک ثابت
فلسفهی وجودی ما، عدالت است. این که ما برنامهی رشد اقتصادی درست کنیم و بگذاریم بعد از حاصل شدن دو، سه برنامه رشد اقتصادی، به فکر عدالت بیفتیم، منطقی نیست. رشد اقتصادی باید همپای عدالت پیش برود؛ برنامهریزی کنند و راهش را پیدا کنند. حالا عدالت چیست؟ البته ممکن است درمعنا کردن عدالت، افرادی، کسانی یا گروههایی اختلاف نظر داشته باشند؛ اما یک قدر مسلّمهایی وجود دارد: کم کردن فاصلهها، دادن فرصتهای برابر، تشویق درستکار و مهار متجاوزان به ثروت ملی، عدالت را در بدنهی حاکمیتی رایج کردن - عزل و نصبها، قضاوتها، اظهار نظرها - مناطق دوردست کشور و مناطق فقیر را مثل مرکز کشور زیر نظر آوردن، منابع مالی کشور را به همه رساندن، همه را صاحب و مالک این منابع دانستن، از قدرِ مسلّمها و مورد اتفاقهای عدالت است که باید انجام بگیرد. بنابراین، عدالت یک اصل است و نیازمند قاطعیت. عدالت، با من بمیرم، تو بمیری درست نمیشود؛ عدالت، با تعارف درست نمیشود؛ اولاً قاطعیت میخواهد، ثانیاً ارتباط با مردم میخواهد، ثالثاً سادهزیستی و مردمی بودن لازم دارد و بالاتر از همه، خودسازی و تهذیب میخواهد؛ این هم جزو پیش شرطها و پیش نیازهای اجرای عدالت است. اول، باید خودمان را درست کنیم و یک دستی به سر و صورت خودمان بکشیم، تا بتوانیم عدالت را اجرا کنیم؛ وظیفهی من و شما اینهاست. واقعاً باید با ویژهخواران و فساد مبارزه کنیم.
1385/03/29
لینک ثابت
دین، مایه و پایه و محور قانون و اجرا در این کشور است. حرکت مردم به سمت اهداف و آرمانهای دینی است؛ این معنای نظام اسلامی است؛ این تحقق پیدا کرد؛ لیکن کافی نیست. برای اینکه آن مقصود - یعنی کشور اسلامی - به طور کامل محقق شود، احتیاج است که دستگاه حاکمهی کشور در عمل خود، در سازماندهی خود و در چگونگی رفتار خود، به طور کامل اسلامی عمل کند؛ که من چند سال قبل عرض کردم که مرحلهی بعد از نظام اسلامی، دولت اسلامی است. در این راه هم حرکت کردیم. مسؤولان مؤمنی، وزرای خوبی، نمایندگان خوبی، رؤسای جمهور باایمانی، یکی پس از دیگری امور کشور را بر عهده گرفتند؛ اما دولت اسلامییی که بتواند مقاصدی را که ملت ایران و انقلاب عظیم آنها داشت، تأمین کند، دولتی است که در آن رشوه نباشد، فساد اداری نباشد، ویژهخواری نباشد، کمکاری نباشد، بیاعتنایی به مردم نباشد، میل به اشرافیگری نباشد، حیف و میل بیتالمال نباشد، و دیگر چیزهایی که در یک دولت اسلامی لازم است. در تعالیم امیرالمؤمنین در نهجالبلاغه، همهی اینها وجود دارد. نگویند اینها مربوط به هزاروچهارصد سال قبل است. این حرفهای تکراری و شبهههای صدها بار رد شده را بعضیها باز تکرار میکنند.
1384/05/28
لینک ثابت
هرکدام از نامزدهای محترم که سرانجام از بیشترین رأی مردم برخوردار باشد، متعهد به این آرمانها است و عدالت اجتماعی و رفع فساد و تبعیض و مقابله با توطئههای سیاسی و فرهنگی و اقتصادی نخستین وظیفهی اوست.1384/03/28
لینک ثابت
مردم از دعواهای سیاسی و اختلافات سیاسی و من خوبم و تو بدی خستهاند؛ مردم این چیزها را دوست نمیدارند. در کشور کارهای زیادی هست که باید انجام بگیرد؛ کارهای زیادی هم انجام گرفته است. مشکلات فراوانی وجود دارد که باید برطرف شود؛ گرههایی هست که باید باز شود. در کشور باید فساد ریشهکن شود؛ تبعیض نباشد؛ به طبقهی مستضعف و محروم - بخصوص مستضعفین بیدست و پا - بهطور ویژه توجه شود؛ اینها وظایف اسلامی ماست؛ وظایفی است که قانون اساسی بر دوش همهی مسؤولان کشور گذاشته است؛ هیچکس نمیتواند خود را از این کارها برکنار بدارد. دعواهای لفظی، شعارهای لفاظیگونه، اسم از مفاهیم مبهم و بیسروته آوردن، مشکل مردم را حل نمیکند؛ مردم احتیاج دارند به اینکه در میدان عمل و کار، با لجنهایی که نمیگذارد این دریاچهی مصفا طراوت لازم را داشته باشد، مبارزه شود. کسی که سر کار میآید - هر کس باشد، هر شعاری داده باشد، هر حرفی در مقام ادعا به مردم زده باشد - اولین وظیفهاش این است که برای گرهگشایی مشکلات مردم آستین همت بالا بزند؛ همکاران خودش را از کسانی که مؤمن به حق مردم و مؤمن به کارآیی نظام جمهوری اسلامی هستند، انتخاب کند؛ وارد میدان عمل شود و برای مردم کار کند.
1384/03/25
لینک ثابت
امروز اگر سخن از آزادی و کرامت بشر میرود، اگر حقوق انسان در جوامع مطرح میشود، اگر عدالت و رفع تبعیض همچنان در دنیا یک شعار جذاب است، اگر مبارزهی با فساد و مفسدان و مبارزهی با ظلم و توجه به ایثار و فداکاری در راه حق در چشم بشریت جذاب و شیرین است، بهخاطر این است که این مفاهیم را پیغمبران - این مردان خدا - به تاریخ عرضه کردند و آنها را در اختیار بشریت قرار دادند. بنابراین مردان خدا تاریخ را متحول میکنند. آنها با امید به خدا و با خشیت از پروردگار، ناممکنها را ممکن میکنند. با خوف و رجاء مادی و حیوانی نمیشود انسان و انسانیت را متحول کرد. بیم و امید مردان خدا از قبیل بیم و امید اهل دنیا نیست؛ دلبستگی آنها به خداست؛ توکلشان به خداست؛ خشیت آنها از نافرمانی خداست؛ آنها همهی قوانین طبیعت را - که دست قدرتمند الهی سررشتهدار آنهاست - در خدمت هدفهای خود میبینند و با توکل به خدا حرکت میکنند؛ لذا دنیایی را متحول میکنند. امام بزرگوار ما از زمرهی چنین مردانی بود.
1384/03/14
لینک ثابت
چند سال قبل بنده مسألهی مبارزه با فساد را مطرح کردم و آن نامهی هشت مادهیی را نوشتم؛ اما از داخل مجلس شورای اسلامی - که باید مرکز مبارزهی با فساد باشد - فریاد اعتراض به این شعار بلند شد؛ با این بهانه که مبارزهی با فساد، سرمایهها را از کشور فراری میدهد! در حالیکه قضیه بعکس است. بنده همان وقت هم گفتم که اتفاقاً مبارزهی با فساد، سرمایهگذار سالم را که قصد فسادانگیزی و سوءاستفاده ندارد، به کار تشویق میکند. اخیراً گزارشی از یک سازمان معتبر بینالمللی خواندم که دربارهی همین مسائل کار میکند. این سازمان اعلام کرده که یکی از موانع اصلی سرمایهگذاری در بعضی از کشورها عبارت است از فساد اقتصادی. اینها میگفتند مبارزهی با فساد جزو موانع سرمایهگذاری است؛ ببینید چقدر فاصله است! مبارزهی با فساد مطرح میشود؛ به جای اینکه عناصر دستاندرکار استقبال کنند و در حد وظایفِ خود ایفای نقش کنند، بعکس عمل میکنند. این، یکی از گوشههای کوچک حاکمیت دوگانه است که اینها دنبال میکردند.1384/02/19
لینک ثابت