برائت از مشرکین / حج / برائت از دشمنان اسلام
در خلال آیات حج، قرآن همه را به برائت از بتهاى مشرکین فرامىخواند «فاجتنبوا الرّجس من الاوثان». این بتها ممکن است یک روز همان بتهاى آویخته بر کعبه باشد، اما بىشک امروز و همیشه، همان قدرتهایى است که حاکمیت بر نظام زندگى آدمى را بهناحق در دست گرفتهاند و امروز واضحتر از همه- قدرت استکبار و قدرت شیطانى امریکا و قدرت فرهنگ غرب و فساد و ابتذالى است که بر کشورها و ملتهاى مسلمان تحمیل مىکنند. البته عالم نمایان وابسته و مزدور حکومتهاى پوشالى اصرار خواهند کرد که خیر، بتها همان منات و لات و هبلاند. همانها که در روز فتح مکه زیر پاى سپاهیان پیروزمند پیامبر بزرگ (صلّى الله علیه و آله) خرد و نابود شدند! مقصود این آخوندالسلطنهها آن است که حج را به زعم خود از هرگونه مضمون سیاسى، تهى سازند! غافل از آنکه همین اجتماع میلیونى مسلمانان از هر گوشهى جهان، در یک نقطه، در یک زمان، خود داراى بزرگترین مضمون سیاسى است. این نمایش امت اسلامى است که در آن اختلافات نژادى و زبانى و جغرافیایى و تاریخى همه رنگ باخته و از همه، یک «کلّ» پدید آمده است. آنان و اربابانشان براى اینکه مسلمین از این واحد بزرگ چیزى نفهمند و فردها احساس «جمع» نکنند، همه گونه دروغ و فریب و سخن باطل به میان آوردهاند و مىآورند تا عرصه را بر دعوتکنندگان به وحدت و منادیان برائت از سردمداران شرک، تنگ کنند. ایران اسلامى خواسته است اگرنه بیشتر، کمترین کارى را که با مضمون حج مناسب است انجام دهد، و آن دعوت مسلمین به اتحاد، و کسب خبرهاى راستِ ملتها از یکدیگر، و ابراز نفرت و بیزارى از سردمداران شرک و فساد است، هرکس با این هدفهاى ارزشمند و والا مقابله کند هرچه بگوید ناحق گفته است: که قرآن در بارهى آن مىفرماید: «و اجتنبوا قول الزّور». قول زور، سخن باطل کسانى است که بد جمهورى اسلامى را مىگویند، زیرا: جمهورى اسلامى حاکمیت دولت صهیونیست بر فلسطین اسلامى را ردّ مىکند و سازش چند فرد فاسد و مطرود با غاصبان را فاقد ارزش مىشمارد، دخالت مالکانهى امریکا بر کشورهاى عربى را محکوم مىکند، خیانت بعضى از سران اسلامى به ملتهاى مسلمان خود را براى خوشامد امریکا و صهیونیستها، زشت مىدارد، مسلمانان را به شناختن قدرت عظیم خود که امروز هیچ ابرقدرتى تاب مقابله با آن ندارد، فرامىخواند، معرفت اسلامى و مقررات شریعت را قادر بر ادارهى کشورهاى اسلامى مىداند، فرهنگ تحمیلى غرب را که مظهر آن برهنگى و مستى و بىایمانى است، براى کشورهاى اسلامى زیانبخش مىشمارد، و کوتهسخن، بر پیروى از قرآن و اسلام پاى مىفشارد. امروز هریک از کشورهاى اسلامى که آشکارا همین سخن را بگوید و همین مواضع را اتخاذ کند، یعنى اسرائیل غاصب را نفى کند، دخالتهاى قلدرانهى امریکا را نفى کند، مىگسارى و بىبندوبارى و فساد جنسى و آمیختگى زن و مرد را نفى کند، خیانت سازشکاران با صهیونیستها را نفى کند، مسلمانان را به وحدت و مقاومت در برابر ابرقدرتها فرابخواند، احکام اسلامى را در حکومت و اقتصاد و سیاست و غیره عملى کند، همین تبلیغاتى که امروز بر ضدّ ایران اسلامى همه جا مىپراکنند، بر ضدّ آن کشور و سران آن عیناً همهى این تهمتها و دشنامها و نارواها را خواهند گفت و خبرگزارىهاى استکبارى و صهیونیستى و رادیوهاى امریکا و انگلیس و پیروان آنها همین بددهنى و یاوهپردازیها را در بارهى آن خواهند کرد. این است قول زور که خداوند آن را همتاى شرک و در کنار آن آورده است. شگفتا که وعاظ السلاطین نیز در بعض مناطق جهان در این کار حرام و ضدّ اسلامى، مقلد تبلیغاتچىهاى امریکا و صهیونیستاند! البته تسلیم مطلق آنان در برابر حکّام جائر که متأسفانه سرنوشت روحانیون بعضى کشورهاى مسلمان است، جایى براى تعجب نمىگذارد! اینک حجّ، نعمت بزرگ خدا در برابر شما است، باید آحاد مسلمین و امّت اسلامى از آن سود ببرند و چنانکه فرموده است: «جعل الله الکعبة البیت الحرام قیاما للنّاس». از آن براى اقامه و صلاح دین و دنیاى خود بهره گیرند. امروز دین مسلمانان به وسیلهى تهاجم فرهنگى دشمن و ترویج فساد و ظلم و بىایمانى و بىبندوبارى در میان جوامع اسلامى که غالباً با ابتکار قدرتهاى ضدّ اسلامى و به کمک تبلیغات و رسانههاى آنان و غیر آن انجام مىگیرد در خطر است، و دنیاى آنان به وسیلهى سلطهى روز افزون استکبار بر امور کشورهاى اسلامى و فشار و دشمنى مضاعف بر هر دولت یا گروهى که بخواهد افکار را به سوى حاکمیّت واقعى اسلام و استقلال و اقتدار ملتهاى مسلمان متوجه کند. و البته جلودار این تهاجم همهجانبه به اسلام، شیطان بزرگ یعنى دولت ایالات متحدهى امریکا است. هر چشم دقیقى مىتواند دست یا ارادهى آن دولت ضدّ اسلام را در پشت سرِ مصائبى که بر اسلام و مسلمین وارد مىشود، ببیند. در فلسطین اشغالى عمدهترین عامل خیرهسرى و گستاخى صهیونیستها و مهمترین عامل به سازش کشانیدن بیشتر دولتهاى عرب در برابر زیادهطلبى در برابر اسرائیل، امریکا است. بدون پشتیبانى امریکا دولتهاى مرتجع منطقه که به سرسپردگى در برابر امریکا شناخته شدهاند، تبدیل به مدافع دولت غاصب و مدّعى فلسطینیانِ ضدّ سازش، نمىشد و آنهایى که باید طبق وظیفهى اسلامى خود، با اسرائیل مقابله کنند، لباس مقابله با مخالفان اسرائیل را نمىپوشیدند. و بدون حمایت بىقید و شرط امریکا، دولت غاصب نمىتوانست فاجعهى عظیمى مانند کشتار حرم شریف ابراهیمى (علیهالسّلام) را پدید آورده و آنچنان بىدغدغه خود را از عواقب آن برکنار دارد. شبیه این مطلب در مورد مسلمانان بوسنى و هرزگوین نیز صادق است. قتل عام تاریخى مردم گوراژده و سارایوو، به وسیلهى صربها که حقیقتاً در شمار لکّههاى ننگ بشریت در دوران معاصر است، مسئولیت سنگینى بر دوش قدرتهاى مسلّط جهان و بیش از همه امریکاست. اگر دخالت و سیاستگذارى آنان نمىبود، مسلمانان بوسنى در برابر صربهاى مسلّح و مجهّز، از دریافت کمکهاى تسلیحاتى ممنوع و محروم نمىشدند و ملّتى دست بسته و محاصره شده، قربانى مهاجمینى خونخوار و گستاخ و تشویق شده، قرار نمىگرفت. دردآور آن است که امریکا و ناتو پس از این زمینهسازى بىرحمانه براى قتل عام مسلمانان بوسنى، و پس از اینکه سازمان ملل و دبیر کلّ آن را کاملًا در جهت همین سیاست به کار انداختهاند، و پس از نشان دادن علائم رضایت خود از قلعوقمع مسلمانان به دست صربها، و پس از گذشت چند هفته از حملهى سبعانهى مهاجمین به زن و کودک و پیر و جوان مسلمان، و کشته شدن هزاران بىگناه و پدید آمدن محنتى بدان عظمت براى مردم شهر گوراژده. پس از این همه، با تهدید صربها به بمباران هوایى، شکنجه را متوقف مىکنند و آنگاه این را به حساب انساندوستى و صلح دوستى و بىطرفى خود مىگذارند!! آیا اگر جلّادى پس از ساعتها و روزها، شکنجهى شخصى را موقوف کند مىتواند مدعى انساندوستى خود شود و ادامه ندادن شکنجهرا دلیل بیاورد؟؟! همین موضع ظاهراً بىطرف ولى عملًا خصمانه نسبت به مسلمین، در همهى قضایایى که در آن مسلمانان مظلوم، یک طرف قضیه و مورد ستم و فشار دشمنان خود هستند، نیز از امریکا و همدستان اروپایىاش مانند انگلیس دیده مىشود. که نمونهى آن، قضایاى گریهآور کشمیر و محنت شدید مسلمانان قرهباغ و تاجیکستان است. هرجا دولت یا جمعیّتى شعار اسلام مىدهند و براى حاکمیت اسلام تلاش مىکنند، بطور بىقید و شرط مورد اهانت و تهمت و سختگیرى و دشمنىِ خباثتآمیز امریکا قرار مىگیرند، مثال واضح، دولت سودان، نهضت اسلامى الجزائر، حزب اللّه لبنان، حماس و جهاد اسلامى فلسطین، مسلمانان مصر و امثال آنهایند. در همهى این موارد، عناصر استکبار جهانى و بیش از همه امریکا، رفتارى همراه با تعصّب و شبیه رفتارهاى قبیلهیى جوامع قبائلى از خود بروز مىدهند. ماجراى دشمنىهاى کینهتوزانه و همراه با خشم و بىانصافى از سوى امریکا نسبت به ایران اسلامى و البته به فضل و ارادهى الهى، غالباً بىاثر هم خود داستان جداگانهیى دارد که بسیارى در سطح جهان از آن باخبرند. اکنون آیا امت بزرگ اسلامى و رؤسا و سیاستمداران و روشنفکران و علماى دینىِ آن، نسبت به این وضع دردناک مسلمانان در سراسر جهان، هیچ مسئولیتى ندارند؟ آنان که به صدق فرمودهى پیامبر بزرگ اسلام (صلّى الله علیه و آله) که فرمود: «من اصبح و لم یهتمّ بامور المسلمین فلیس بمسلم»، عقیده دارند آیا براى بروز دادن این اهتمام، جایى بهتر از حجّ بیتاللّه و زمانى مناسبتر از ایّام معلومات سراغ دارند؟ یقیناً بىدلیل نبوده است که پیامبر عظیمالشّأن (صلّى الله علیه و آله و سلّم) براى اعلام برائت از مشرکین که یک عمل کاملًا سیاسى و در چهار چوب سیاست کلّى نظام و دولت اسلامىِ اوّل بود ایّام حجّ را انتخاب فرمود و دستور الهى و قرآنى، اعلام کرد که: «و اذان من الله و رسوله الى النّاس یوم الحجّ الاکبر انّ الله برىء من المشرکین و رسوله فإن تبتم فهو خیر لکم و ان تولّیتم فاعلموا انّکم غیر معجزى الله و بشّر الذین کفروا بعذاب الیم». آرى، حج فریضهیى است که مهمترین گرفتاریهاى سیاسى امت اسلامى در آن و با آن قابل حلّ است. بدین معنى، حج، فریضهیى سیاسى است و طبیعت و خصوصیات آن، این را به روشنى نشان مىدهد. کسانى که این را انکار و بر ضدّ آن تبلیغات مىکنند در واقع با حلّ آن گرفتاریها مخالفاند. بطور خلاصه، حج، فریضهى امت، فریضهى وحدت، فریضهى اقتدار مسلمین، فریضهى اصلاح فرد و جمع و در یککلمه: فریضهى دنیا و آخرت است. آنان که نمىخواهند مضمون سیاسى حج را بپذیرند، در واقع اسلام را دور از سیاست، و دین را از سیاست جدا مىخواهند، شعار جدایى دین از سیاست، همان چیزى است که دشمنان حاکمیت اسلام بر جوامع اسلامى، دهها سال است آن را مطرح کردهاند و امروز که حکومتى بر اساس دین مقدس اسلام در ایران پدید آمده و شوق روز افزون به تشکیل حکومت اسلامى همهى جهان اسلام را فراگرفته است، آن شعار را سراسیمهتر و خشنتر از همیشه مطرح مىکنند، و هرجا مقدّمات تحقّق این هدف فراهم شده باشد، اگر بتوانند با خشونت و جدیتى تمام بر ضد آن وارد میدان مىشوند. حاکمیت اسلام، متضمّنِ مقابله با دخالت مستکبران در کشورهاى اسلامى و نیز مستلزم کوتاه شدن دست وابستگان به این قدرتها و بندگانِ شیطانِ نفس و شیطان استکبار، از ادارهى این کشورهاست. پس طبیعى است که استکبار و وابستگانش و شیطانها و پیروانشان، از آن ناراضى و خشمگین باشند. و به همان اندازه باید مؤمنان به خدا و روز جزا و معتقدان راستین اسلام از آن استقبال و در راه آن مجاهدت کنند1373/02/25
لینک ثابت
تعیین سرنوشت امت اسلامی، هدف اجتماع در حج
اینکه امّت اسلام - هر ملتی از ملتهای مسلمان - کسانی از خودشان را در یک روز به یک نقطه میفرستند تا آنها با هم اجتماع کنند، این اجتماع برای چیست؟ اینها نکات و دقایقی است که به تعبیر امام صادق علیهالصّلاةوالسّلام: «یعرف هذا و اشباهه من کتاب اللَّه؛»(1) باید هر مسلمانی از مفاهیم قرآنی و اسلامی بداند.
خدای متعال، از همهی ملل مسلمان، جماعتی را دعوت میکند و به آنها میگوید: بیایید در این ایام معلوم، دور هم و با هم باشید. «ثم افیضوا من حیث افاض النّاس(2)؛» همه با هم حرکت کنید. همه با هم افاضه کنید، و همه با هم به طواف بپردازید. این اجتماع همگانی برای چیست؟ مسلمان نقاط مختلف دنیا، در یک نقطه گرد هم بیایند که چه کنند؟ دور هم جمع شوند و در سکوت، به صورت همدیگر نگاه کنند و بعد از چند روز هم به اوطان خود برگردند؟! چرا دور هم جمع میشوند؟ جمع شوند تا اختلافات خود را با هم مطرح کنند؟ این جمع شدن به چه معنی است؟ جواب این است که جمع شدن افرادی از همهی ملتها در یک نقطه، آن هم یک نقطهی مقدّس، فقط میتواند یک فایده و یک معنا داشته باشد. آن فایده و معنا این است که دور هم جمع شوند تا دربارهی سرنوشت امّت اسلامی تصمیمگیری کنند و در این مجمع، به حیث امّت، یک قدم خوب برداشته شود و کاری سازنده و مثبت صورت گیرد. این کارِ سازنده و مثبت، به چه کیفیّتی میتواند باشد؟ به این کیفیّت که یک وقت است ملتهای اسلامی آن قدر پیشرفتهاند - امیدواریم آن روز برسد - که وقتی در حج جمع شدند، در خلال این کنگرهی عظیم مردمی، از برگزیدگان ملتها، مجلسِ مفصّلِ چند هزار نفرهای تشکیل گردد و این مجلس مصوّباتی داشته باشد و آن مصوّبات در همان کنگرهی عظیم به تصویب آحاد حجّاجِ آمده از کشورها برسد و بعد برای اجرا به دولتها و ملتها ابلاغ گردد. این، بهترین کار است؛ که، متأسفانه امروز عملی نیست. زیرا ملتها هنوز در این زمینه، آن قدر پیش نرفتهاند؛ بخصوص که دولتها هم به آنها کمکی نمیکنند. اما تا وقتی که چنان تصمیمگیریِ عملی در موسم حج امکان ندارد، کارِ واجب در آنجا چیست؟ این است که ملتها به هر نحو که بتوانند نسبت به مصالح دنیای اسلام دلبستگی نشان دهند و ضمن تأکید بر وحدت بین خود، به اظهار برائت از دشمنانِ دنیایِ اسلام بپردازند. این کمترین کاری است که میشود در حجّی که اسلام معیّن کرده است، انجام داد و از آن متوقّع بود.1373/01/31
1 )
الكافی ، ثقة الاسلام كلینی ج 3 ص 33؛
التهذيب، شیخ طوسی،ج 1،ص 363 ؛
وسائلالشيعة، شیخ حر عاملی، ج 1،ص 464 ؛
قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع عَثَرْتُ فَانْقَطَعَ ظُفُرِی فَجَعَلْتُ عَلَى إِصْبَعِی مَرَارَةً فَكَيْفَ أَصْنَعُ بِالْوُضُوءِ قَالَ يُعْرَفُ هَذَا وَ أَشْبَاهُهُ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِی الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ امْسَحْ عَلَيْه
ترجمه:
عبدالاعلی بنده آل سام روایت می كند كه به امام صادق(ع) گفتم: زمین خوردم و ناخنم كنده شد و روی آن مرهمی قرار داده ام پس چگونه وضو بسازم فرمود: حكم این مسئله و امثال آن از كتاب خدای بزرگ وبلند مرتبه شناخته و استفاده می شود [كه می فرماید] خداوند كار دشوار و طاقتفرسا در دین بر شما قرار نداده است، پس روی آن مرهم مسح كن.
2 )
سوره مبارکه البقرة آیه 199
ثُمَّ أَفيضوا مِن حَيثُ أَفاضَ النّاسُ وَاستَغفِرُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ غَفورٌ رَحيمٌ
ترجمه:
سپس از همانجا که مردم کوچ میکنند، (به سوی سرزمین منی) کوچ کنید! و از خداوند، آمرزش بطلبید، که خدا آمرزنده مهربان است!
لینک ثابت
برائت را ما از بیرون نیاوردهایم وارد حج كنیم. جزو حج، روح حج و معنای واقعی اجتماع عظیم حج است.1373/01/31
لینک ثابت
برائت جزو حج و تنیده در ذات حج است.1373/01/31
لینک ثابت
خداى متعال، از همهى ملل مسلمان، جماعتى را دعوت مىکند و به آنها مىگوید: بیایید در این ایام معلوم، دور هم و باهم باشید. «ثم افیضوا من حیث افاض النّاس؛» همه باهم حرکت کنید. همه باهم افاضه کنید، و همه باهم به طواف بپردازید. این اجتماع همگانى براى چیست؟ مسلمان نقاط مختلف دنیا، در یک نقطه گرد هم بیایند که چه کنند؟ دور هم جمع شوند و در سکوت، به صورت همدیگر نگاه کنند و بعد از چند روز هم به اوطان خود برگردند؟! چرا دور هم جمع مىشوند؟ جمع شوند تا اختلافات خود را باهم مطرح کنند؟ این جمع شدن به چه معنى است؟ جواب این است که جمع شدن افرادى از همهى ملتها در یک نقطه، آن هم یک نقطهى مقدّس، فقط مىتواند یک فایده و یک معنا داشته باشد. آن فایده و معنا این است که دور هم جمع شوند تا در بارهى سرنوشت امّت اسلامى تصمیمگیرى کنند و در این مجمع، به حیث امّت، یکقدم خوب برداشته شود و کارى سازنده و مثبت صورت گیرد. این کارِ سازنده و مثبت، به چه کیفیّتى مىتواند باشد؟ به این کیفیّت که یکوقت است ملتهاى اسلامى آن قدر پیشرفتهاند- امیدواریم آن روز برسد- که وقتى در حج جمع شدند، در خلال این کنگرهى عظیم مردمى، از برگزیدگان ملتها، مجلسِ مفصّلِ چندهزارنفرهاى تشکیل گردد و این مجلس مصوّباتى داشته باشد و آن مصوّبات در همان کنگرهى عظیم به تصویب آحاد حجّاجِ آمده از کشورها برسد و بعد براى اجرا به دولتها و ملتها ابلاغ گردد. این، بهترین کار است؛ که، متأسفانه امروز عملى نیست. زیرا ملتها هنوز در این زمینه، آن قدر پیش نرفتهاند؛ بخصوص که دولتها هم به آنها کمکى نمىکنند. اما تا وقتىکه چنان تصمیمگیرىِ عملى در موسم حج امکان ندارد، کارِ واجب در آنجا چیست؟ این است که ملتها به هر نحو که بتوانند نسبت به مصالح دنیاى اسلام دلبستگى نشان دهند و ضمن تأکید بر وحدت بین خود، به اظهار برائت از دشمنانِ دنیاىِ اسلام بپردازند. این کمترین کارى است که مىشود در حجّى که اسلام معیّن کرده است، انجام داد و از آن متوقّع بود.
برائت را ما از بیرون نیاوردهایم وارد حج کنیم. جزو حج، روح حج و معناى واقعى اجتماع عظیم حجّ است. بعضى اشخاص دوست مىدارند که در مطبوعات و در اظهارات و نیشزدنهاى خود در اطراف دنیا، مرتب بگویند: «شما حج را سیاسى کردهاید.» «حج را سیاسى کردهاید» یعنى چه؟! اگر منظور این است که ما یک مفهوم سیاسى را در حج داخل کردهایم، باید گفت: حج، هیچگاه عارى از مفهوم سیاسى نبوده است. اگر کسى مفهوم سیاسى را در حج نبیند، باید دعا کرد که خدا او را شفا دهد تا بتواند ببیند! کسى که با اسلام و آیات حج در قرآن آشناست و هم از این طریق به اهمیت وحدت پىبرده است، چطور ممکن است نفهمد این اجتماع عظیم، براى مقاصد و مفاهیم عالى سیاسى و الهى- سیاسى است که مربوط به همهى مسلمین و براى وحدت و براى حلّ مشکلات دنیاى اسلام و براى اجتماعِ دلها و نزدیک شدن آنها به یکدیگر است؟! اگر مراد این است که «حج وسیلهاى براى پیشبرد سیاستهاى ظالمانهى قدرتهاى بزرگ نشود»، درست است و ما قبول داریم. کسانى که به نحوى با حج ارتباط دارند، نباید این فریضهى الهى و این واجب مورد عشق و محبت مسلمین را با سیاستهاى جهانى مصالحه کنند. ما این را قبول نداریم. هرکس حج را به این معنا سیاسى کند، نسبت به حج خیانت کرده است. اما مسائل دنیاى اسلام مسائل مهمّى است. این مسائل کجا باید مطرح شود؟ مسلمین جز در مراسم حج، در کجا مىتوانند صداىِ واحدِ خود را در اعتراض به این همه نامردمى که در سرتاسر دنیا نسبت به آنها صورت مىگیرد، به گوش دنیا و سیاستهاى خائن برسانند؟1373/01/31
لینک ثابت
آن عاملى که قدرتهاى استکبارى را مىلرزاند، «سواد النّاس» یعنى تودهى مردم است. و الّا، چند دولت، در فلان کنفرانس که در فلان گوشهى دنیا برگزار مىشود، بنشینند و قطعنامهاى هم صادر کنند. اهمیتى نمىدهند! صد قطعنامه هم صادر کنند، بىنتیجه است. مگر علیه صهیونیستهاى غاصب، تا کنون چندین قطعنامه صادر نشده است؟ یعنى هیچ؛ یعنى بادِ هوا! قطعنامه فایدهاى ندارد. آن عاملى که قدرتهاى استکبارى را به معناى واقعى مىترساند و متوقّف مىکند، حضور آحاد ملتهاست. کجا بهتر از حج؟ دو میلیون مسلمان از همهى کشورهاى اسلامى در آنجا جمع مىشوند. از هر کدامشان بپرسى «احساس شما نسبت به «گوراژده» چیست؟» خواهد گفت: «دلم مىخواهد به گوراژده بروم و از مسلمانان مظلوم آنجا دفاع کنم.» حیف نیست که ما این جماعت را از دست بدهیم؟! حیف نیست اجتماعى به این خوبى که این همه مىتواند برکت داشته باشد و جان این همه مسلمان را نجات دهد، از دست برود؟! آن وقت، این سیاسى کردن حج است؟!به جمهورى اسلامى که اعتراض مىکنند «چرا حج را سیاسى کردهاید؟» این است معنایش. برائت یعنى این. برائت یعنى مردم در آنجا جمع شوند و علیه دژخیمهایى که با کراوات و لباس اتوکشیده و ادکلنزده مىآیند و مثل وحشىترینِ وحشیها، انسانها را مىکشند، و نیز علیه کسانى که از اینها حمایت مىکنند و علیه کسانى که به نفع اینها در مجامع جهانى تصمیم مىگیرند، فریاد سردهند. این معناى برائت است. مىشود که حج خالى از این باشد؟! آیا حجّ خالى از برائت، حجّ است؟! کسانى که با قرآن و اسلام آشنا هستند، جواب بدهند! منصفانه هم جواب بدهند! معناى آن حرف امام که فرمود «حجّ بىبرائت حج نیست»، یعنى این. برائت جزو حج و تنیده در ذات حجّ است.1373/01/31
لینک ثابت
با سلام و تحیت، حرکت تلخ و غیر مسئولانه و غیر منطقى دولت سعودى در جلوگیرى از آئین برائت حجّاج محترم در مکهى مکرّمه زادها اللّه شرفاً مایه تعجّب و تأسف شد. براى اینجانب قابل قبول نیست که دولتى که خدمت به زائران بیتاللّه را متعهد شده است از انجام مراسمى که مایهى اتحاد مسلمین و موجب عزّت ملتهاى اسلامى و گویاى نفرت از مستکبرین و دشمنان جهان اسلام است، جلوگیرى کند. این کار به سود چه کسى و چه جناحى در صفبندیهاى کنونى دنیا است؟ آیا حمایت از ملتهاى مظلوم مسلمان مانند ملت فلسطین و مظلومان بوسنى و هرزگوین و مردم کشمیر و عراق و تاجیکستان جرم است؟ آیا افشاگرى نقشههاى امریکا و دیگر مستکبران بر ضد اسلام و مسلمین عملى برخلاف وظیفه است؟ آیا دعوت مسلمانان به اتّحاد و ابراز نفرت از عوامل تفرقهافکن دستور صریح قرآن نیست؟ آنکه از تعطیل چنین وظائف مهمّى سود مىبرد امریکا و صهیونیسم است. چرا باید دولت سعودى کارى را که امریکا و صهیونیسم از آن سود مىبرند عهدهدار شود؟ و شعائرى اسلامى را که به صلاح اسلام و مسلمین و برطبق احکام الهى است تعطیل کند؟ آیا حکام سعودى نمىدانند که خداى متعال فرموده است: «و المسجد الحرام الّذى جعلناه للنّاس سواء العاکف فیه و الباد» یعنى: خانهى خدا متعلق به همهى مردم است و ساکنان آن سرزمین با کسانى که از نقاط دیگر گیتى به آنجا مىآیند، به یک اندازه در آن حق دارند؟ چرا باید ملت مؤمن و بزرگوار ایران و دیگر ملتهایى که برائت از شرک و مشرکین را از آئینهاى اساسى در سفر حج مىشمارند، از این حق خود ممنوع شوند؟ جاى تأسّف است که مسئولین این واقعه احساسات ملتهاى مسلمان را نادیده انگاشته و توجه نکنند که اینگونه اعمال نه تنها در قضاوت سایر ملل بلکه در قضاوت خود ملت عربستان نیز به زیان دولت سعودى تمام مىشود. اینجانب ضمن استنکار شدید این حرکت غیر اسلامى، اعلام مىدارم که حق ملت ایران در اقامهى مراسم برائت در حج محفوظ است و کسى حقّ جلوگیرى از آن را ندارد. همچنین لازم مىدانم از حسن تدبیر جنابعالى در اتخاذ تصمیم مناسب و نیز از مسئولیتشناسى آگاهانهى حجاج عزیز ایرانى در آمادگى کامل براى برائت و نیز اطاعت از جنابعالى تشکر کنم، و از خداوند متعال حج مقبول و عمل خالص و مرضىّ پروردگار را در ظلّ عنایات حضرت ولىّ اللّه الاعظم (أرواحنا فداه) براى جنابعالى و همهى حجّاج عزیز مسئلت مىنمایم.1372/03/08
لینک ثابت
حجّ ابراهیمى، آن استئ که در آن مسلمین، از تفرقه به جمعیّت حرکت کنند و کعبه را که بناى یاد بود توحید و رمز برائت و نفرت از شرک و بتپرستى است با معرفت به معناى رمزى آن طواف کنند و از ظاهر و پیکرهى مناسک به باطن و روح آن برسند و از آن برسند و از آن براى زندگى خود و زندگى امت اسلام، توشه برگیرند. اکنون اینجانب، با امید به رحمت و هدایت الهى و با دعا براى قبولى و پربارى حجّ شما برادران و خواهران مسلمان از سراسر جهان اسلام، فرصت تدبّر در مناسک حجّ را مغتنم شمرده، مطالبى را که توجه به آن براى همهى آحاد مسلمان سودمند است، تذکّراً عرض مىکنم:1 نخستین مطلب در باب توحید است، که روح اساسى حجّ و مضمون بسیارى از اعمال و مناسک آن است. توحید با مفهوم عمیق قرآنى آن، به معناى توجّه و حرکت به سوى الله و ردّ و نفى بتها و قدرتهاى شیطانى است. خطرناکترین این قدرتها در درون وجود آدمى، نفس امّاره و هواها و هوسهاى گمراهکننده و پستکننده است، و در سطح جامعه و جهان، همان قدرتهاى استکبارى و فتنهانگیز و فسادانگیزند که امروزه بر زندگى مسلمانان چنگ انداخته و با روشهاى شیطانى، جسم و روح بسیارى از ملتهاى مسلمان را دستخوش سیاستهاى خود ساختهاند. مراسم برائت در حجّ، اعلان بیزارى از این قدرتها است. هر چشم روشن و نگاه عبرتآمیزى مىتواند در زندگى جوامع مسلمان، نشانهى سلطهى قدرتها یا تلاش آنان براى تسلّط بر کشورهاى اسلامى را مشاهده کند. در برخى از این کشورها، سیاست و اقتصاد و روابط بینالمللى و موضعگیرى در برابر حوادث عالم، همسو و تحت تأثیر قدرتهاى سلطهگر و در رأس آن امریکا است. رواج فساد و رسمى بودن فحشاء و محرمات شرعى در بسیارى از این کشورها، متأثر از سیاستهاى شیطانى آن قدرتها است. وظیفهاى که حج و اعمال و شعائر توحیدى آن بر مسلمان حجگزار لازم مىسازد، ابراز برائت و بیزارى از این همه است، و این اوّلین قدم، در راه تجسّم ارادهى اسلامى در نفى این پدیدههاى شیطانى و استقرار حاکمیت اسلام و توحید، بر همهى جوامع اسلامى است.1372/02/28
لینک ثابت
ملت اسلام باید اینها را بداند. ملتها باید در این زمینه تصمیمگیرى کنند. ملتها باید در مقابل این زورگویىها بایستند. دولتها ایستادگى نمىکنند. دولتها نمىتوانند ایستادگى کنند. متأسفانه بسیارى از دولتها در دنیا، به خاطر انقطاع از مردم، قدرت ایستادگى ندارند. آنکه باید بایستد؛ آنکه اگر ایستاد هیچ قدرتى نمىتواند با او پنجه در پنجه بیندازد، ملتها هستند. ملتها باید بایستند. ملتها این چیزها را در کجا باید بفهمند جز در حج!؟ پیام برائت، یعنى این. پیام برائت، یک حرکت بزرگ اسلامى است. شرکت در پیام برائت و در اعلام برائت، یک واجب قطعى و عینى است. هیچکس نباید از حضور در این حرکت عظیم انسانى، اسلامى، الهى و سیاسى، سربازبزند. این، روح و معناى حجّ است. آن جنبه جهانى حج؛ آن چیزى که مربوط به سرنوشت امّت اسلام است، این است. حج براى این است. اینکه گفتند «در یک روز معیّن و در روزهاى معیّن فی أیام معلومات در ساعات معیّن و حتّى در جایى معیّن در یک نقطه محدود، از تمام اقصى نقاط عالم جمع شوند»، براى چنین چیزى است. و الّا مىگفتند «در ایام حج، هرکس در خانه و شهر خود، اجتماعى برقرار کند: ایرانیها در ایران، عراقیها در عراق، حجازیها در حجاز، هندىها در هند، چینىها در چین، اروپاییها در اروپا.» چرا گفتند «همه راه بیفتند»؟ یأتوک رجالا و على کلّ ضامر یأتین من کلّ فجّ عمیق. چرا؟ «لیشهدوا منافع لهم.» آن منفعت، این است. «منافع لهم» براى همهشان، براى مجموعشان و براى امّت اسلام. حج براى این است. آن وقت بعضى آدمهاى سادهلوح، سؤال مىکنند که «آقا! دلیل برائت چیست؟» توقّع دارند که در رساله عملیّه نوشته باشند «برائت»! همه حج، فریاد برائت است. همه احکام حج حاکى از وجود چنین جهتگیرىاى است. آنکس که نمىفهمد، باید ذهن و فهم خود را تصحیح کند. این است معناى برائت.1371/02/16
لینک ثابت
متأسفانه بسیاری از دولتها در دنیا، به خاطر انقطاع از مردم، قدرت ایستادگی ندارند. آنکه باید بایستد؛ آنکه اگر ایستاد هیچ قدرتی نمیتواند با او پنجه در پنجه بیندازد، ملتها هستند. ملتها باید بایستند. ملتها این چیزها را در کجا باید بفهمند جز در حج!؟ پیام برائت، یعنی این. پیام برائت، یک حرکت بزرگ اسلامی است. شرکت در پیام برائت و در اعلام برائت، یک واجب قطعی و عینی است. هیچ کس نباید از حضور در این حرکت عظیم انسانی، اسلامی، الهی و سیاسی، سر باز بزند. این، روح و معنای حجّ است. آن جنبه جهانی حج؛ آن چیزی که مربوط به سرنوشت امّت اسلام است، این است. حج برای این است. اینکه گفتند «در یک روز معیّن و در روزهای معیّن - فیایام معلومات - در ساعات معیّن و حتّی در جایی معیّن در یک نقطه محدود، از تمام اقصی نقاط عالم جمع شوند»، برای چنین چیزی است. والّا میگفتند «در ایام حج، هر کس در خانه و شهر خود، اجتماعی برقرار کند: ایرانیها در ایران، عراقیها در عراق، حجازیها در حجاز، هندیها در هند، چینیها در چین، اروپاییها در اروپا.» چرا گفتند «همه راه بیفتند»؟ یأتوک رجالا و علی کل ضامر یأتین من کل فجّ عمیق(1). چرا؟ «لیشهدوا منافع لهم(2).» آن منفعت، این است. «منافع لهم» برای همهشان، برای مجموعشان و برای امّت اسلام. حج برای این است. آن وقت بعضی آدمهای سادهلوح، سؤال میکنند که «آقا! دلیل برائت چیست؟» توقّع دارند که در رساله عملیّه نوشته باشند «برائت»! همه حج، فریاد برائت است. همه احکام حج حاکی از وجود چنین جهتگیریای است. آن کس که نمیفهمد، باید ذهن و فهم خود را تصحیح کند. این است معنای برائت.1371/02/16
1 )
سوره مبارکه الحج آیه 27
وَأَذِّن فِي النّاسِ بِالحَجِّ يَأتوكَ رِجالًا وَعَلىٰ كُلِّ ضامِرٍ يَأتينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَميقٍ
ترجمه:
و مردم را دعوت عمومی به حج کن؛ تا پیاده و سواره بر مرکبهای لاغر از هر راه دوری بسوی تو بیایند...
2 )
سوره مبارکه الحج آیه 28
لِيَشهَدوا مَنافِعَ لَهُم وَيَذكُرُوا اسمَ اللَّهِ في أَيّامٍ مَعلوماتٍ عَلىٰ ما رَزَقَهُم مِن بَهيمَةِ الأَنعامِ ۖ فَكُلوا مِنها وَأَطعِمُوا البائِسَ الفَقيرَ
ترجمه:
تا شاهد منافع گوناگون خویش (در این برنامه حیاتبخش) باشند؛ و در ایّام معیّنی نام خدا را، بر چهارپایانی که به آنان داده است، (به هنگام قربانیکردن) ببرند؛ پس از گوشت آنها بخورید؛ و بینوای فقیر را نیز اطعام نمایید!
لینک ثابت
این مراسم برائت، مراسم بسیار مهمى است. واقعاً گل سرسبد جماعى حج ما همین مراسم برائت است. هر مجموعه، آرم و شعارى دارند؛ آرم ما هم این است؛ لیکن همه چیز، این نیست. ما باید خودمان را براى پاسخ صحیح و مناسب به هر سؤال احتمالى که بر زبانها بیاید و احیاناً بعضى بر زبانها نیاید، ولى از ما وجود دارد، آماده کنیم و آن پاسخها را به صورت جزوه، کتاب، انسانِ آمادهى به حرف، و تماسهایى که باید گرفته بشود، حاضر کنیم.1370/04/23
لینک ثابت
با سلام و تحیت. از خبر برگزارى باعظمت مراسم برائت از شرک و مشرکین، جبههى سپاس به درگاه خداوند (جلّت عظمته) سوده، آن را ناشى از تفضل الهى و توجهات خاصهى حضرت بقیّة اللّه (روحی فداه) بر ملت مؤمن و صادق و فداکارمان مىدانم.1370/03/30
لینک ثابت
حج، برترین جایگاه برائت از مشرکین
حج و اجتماع عظیم بر گرد خانهی توحید، باید آن مظاهر شرک را نفی کند و مسلمانان را از آن برحذر دارد. حج با این مفهوم روشن و جلی است که برترین جایگاه برائت از مشرکین شناخته شده و خدای متعال از زبان خود و نبیّ مکرمش(ص)، اعلام برائت از مشرکین را به روز حج اکبر موکول ساخته است؛ «و اذان مناللَّه و رسوله الی النّاس یوم الحجّ الاکبر انّ اللَّه برئ من المشرکین و رسوله فان تبتم فهو خیرلکم و ان تولّیتم فاعلموا انّکم غیر معجزی اللَّه و بشّر الّذین کفروا بعذاب الیم»(1).1370/03/26
1 )
سوره مبارکه التوبة آیه 3
وَأَذانٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسولِهِ إِلَى النّاسِ يَومَ الحَجِّ الأَكبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَريءٌ مِنَ المُشرِكينَ ۙ وَرَسولُهُ ۚ فَإِن تُبتُم فَهُوَ خَيرٌ لَكُم ۖ وَإِن تَوَلَّيتُم فَاعلَموا أَنَّكُم غَيرُ مُعجِزِي اللَّهِ ۗ وَبَشِّرِ الَّذينَ كَفَروا بِعَذابٍ أَليمٍ
ترجمه:
و این، اعلامی است از ناحیه خدا و پیامبرش به (عموم) مردم در روز حج اکبر [= روز عید قربان] که: خداوند و پیامبرش از مشرکان بیزارند! با این حال، اگر توبه کنید، برای شما بهتر است! و اگر سرپیچی نمایید، بدانید شما نمیتوانید خدا را ناتوان سازید (و از قلمرو قدرتش خارج شوید)! و کافران را به مجازات دردناک بشارت ده!
لینک ثابت
اولین مطلب، قدرشناسى واجب بزرگ و پُر رمز و راز حج بیتاللّه است. حج مظهر توحید، و کعبه خانهى توحید است. اینکه در آیات کریمهى مربوط به حج، بارها از ذکر اللّه سخن رفته، نشانهى آن است که در این خانه و به برکت آن، باید هر عامل غیر خدا از صحنهى ذهن و عمل مسلمین زدوده شود و بساط انواع شرک از زندگى آنان برچیده شود. در این محیط، محور و مرکز هر حرکتى خداست و طواف و سعى و رمى و وقوف و دیگر شعائر اللّه حج، هریک به نحوى نمایش انجذاب به «الله» و طرد و نفى و برائت از «أنداد اللّه» است. این است آن «ملت حنیف» ابراهیم (علیهالسّلام)؛ بتشکن بزرگ و منادى توحید بر فراز قلهى تاریخ.شرک همواره به یکگونه نیست، و بت همیشه به شکل هیاکل چوب و سنگ و فلز ظاهر نمىشود. خانهى خدا و حج باید در همهى زمانها شرک را در لباس خاص آن زمان، و بت شریک خدا را با جلوهى مخصوص آن بشناساند و نفى و طرد کند. امروز البته از «لات» و «منات» و «عزّى» خبرى نیست، اما به جاى آن و خطرناکتر از آن، بتهاى زر و زور استکبار و نظامهاى جاهلى و استکبارى است که همهى فضاى زندگى مسلمین را در کشورهاى اسلامى فراگرفته است.
بتى که بسیارى از مردم جهان و از جمله بسیارى از مسلمین، امروز به جبر و تحمیل، به عبادت و اطاعت از آن وادار مىشوند، بت قدرت امریکا است که همهى شئون فرهنگى و سیاسى و اقتصادى مسلمین را در قبضه گرفته و ملتها را خواه و ناخواه در جهت منافع و اغراض خود که نقطهى مقابل مصالح مسلمین است حرکت مىدهد. عبادت، همین اطاعت بىچون و چراست که امروز در برابر خواست استکبار و در رأس آن امریکا، بر ملتها تحمیل مىشود و آنان با شیوههاى گوناگون، به سمت آن سوق داده مىشوند.
فرهنگ فساد و فحشا که به وسیلهى دستهاى استعمارى در میان ملتها ترویج مىشود، فرهنگ مصرفزدگى که روز به روز زندگى ملتهاى ما را بیشتر در لجنزار خود فرومىبرد، تا کمپانیهاى غربى که مغز و قلب اردوگاه استکبارند بیشتر سود ببرند، سلطهى سیاسى غرب استکبارى که پایههاى آن به وسیلهى حکومتهاى دستنشانده و ضد مردمى کار گذاشته شده است، حضور نظامى که با هر بهانهاى شکل آشکارترى به خود مىگیرد، اینها و امثال آن، همه مظاهر همان شرک و بتپرستى است که در ضدیت کامل با نظام توحیدى و حیات توحیدى است که اسلام براى مسلمانان مقرر داشته است. حج و اجتماع عظیم بر گرد خانهى توحید، باید آن مظاهر شرک را نفى کند و مسلمانان را از آن برحذر دارد. حج با این مفهوم روشن و جلى است که برترین جایگاه برائت از مشرکین شناخته شده و خداى متعال از زبان خود و نبىّ مکرمش (ص)، اعلام برائت از مشرکین را به روز حج اکبر موکول ساخته است؛ «و اذان من اللّه و رسوله الى النّاس یوم الحجّ الاکبر انّ الله برئ من المشرکین و رسوله فإن تبتم فهو خیر لکم و ان تولّیتم فاعلموا انّکم غیر معجزى الله و بشّر الّذین کفروا بعذاب الیم».
فریاد برائت که امروز مسلمان در حج سر مىدهد، فریاد برائت از استکبار و ایادى آن است که معالاسف در کشورهاى اسلامى قدرتمندانه اعمال نفوذ مىکنند و با تحمیل فرهنگ و سیاست و نظام زندگى شرکآلود بر جوامع اسلامى، پایههاى توحید عملى را در زندگى مسلمانان منهدم ساخته و آنان را دچار عبادت غیر خدا کردهاند، و توحید آنان فقط لقلقهى زبان و نام توحید است و از معناى توحید در زندگى آنان اثرى باقى نمانده است.
حج همچنین مظهر وحدت و اتحاد مسلمانان است. اینکه خداوند متعال همهى مسلمانان و هرکه از ایشان را که بتواند، به نقطهیى خاص و در زمانى خاص فرامىخواند و در اعمال و حرکاتى که مظهر همزیستى و نظم و هماهنگى است، آنان را روزها و شبهایى در کنار یکدیگر مجتمع مىسازد، نخستین اثر نمایانش، تزریق احساس وحدت و جماعت در یکایک آنان و نشان دادن شکوه و شوکت اجتماع مسلمین به آنان و سیراب کردن ذهن هریک یکتن آنان از احساس عظمت است. با احساس این عظمت است که مسلمان اگر تنها در شکاف کوهى هم زندگى کند، خود را تنها حس نمىکند. با احساس این حقیقت است که مسلمین در هریک از کشورهاى اسلامى، شجاعت برخورد با اردوگاه ضدیت با اسلام، یعنى همین سلطهى سیاسى، اقتصادى دنیاى سرمایهسالارى و عوامل و ایادى آن و نیرنگ و فتنهگرى آن را مىیابند و افسون تحقیر که اولین سلاح استعمارگران غربى در برابر ملل مورد تهاجمشان بوده و هست در آنان نمىگیرد. با احساس این عظمت است که دولتهاى مسلمان با تکیه به مردم خود، از تکیه به قدرتهاى بیگانه خود را بىنیاز حس مىکنند و این فاصلهى مصیبتبار میان ملتهاى مسلمان با دستگاههاى حاکم بر آنان پدید نمىآید. با احساس این وحدت و جماعت است که نیرنگ استعمارى دیروز و امروز یعنى احیاى احساسات افراطآمیز ملىگرایى این فاصلهى وسیع و عمیق میان ملتهاى مسلمان را پدید نمىآورد و قومیت عربى و فارسى و ترکى و آفریقایى و آسیایى، بهجاى آنکه رقیب و معارض هویت واحدهى اسلامى آنها باشد، بخشى از آن و حاکى از سعهى وجودى آن مىگردد؛ و به جاى آنکه هر قومیتى، وسیله و بهانهى نفى و تحقیر قومیتهاى دیگر شود، وسیلهاى براى نقل و انتقال خصوصیات مثبت تاریخى و نژادى و جغرافیایى هر قوم به سایر اقوام اسلامى مىگردد.
حج با مشاهد و مناسک و شعایر خود، باید این روح وحدت و ملائمت و جماعت و عظمت را در مسلمانان همهى اقطار عالم زنده کند و از شعوب و قبایل مختلفه، امت واحده پدید آورد و آن امت واحده را به وادى امن عبودیت مطلق خداوند هدایت نماید و مقدمات تحقق گفتهى خداى بزرگ را که: «انّ هذه امّتکم أمّة واحدة و انا ربّکم فاعبدون» فراهم آورد.
تشکیل امت واحدهیى که ناصیهى عبودیت بر درگاه ربوبیت و وحدانیت مىساید، همان آرزوى بزرگ اسلام است و همان است که در سایهى آن، نیل به همهى کمالات فردى و جمعى مسلمین میسر مىگردد و همان هدفى است که جهاد اسلامى براى تحقق آن تشریع شده و هریک از عبادات و فرایض اسلامى، بخشى از آن را زمینهسازى و تأمین مىکند.
حج ابراهیمى و محمّدى (صلّى الله علیهما و آلهما)، بىگمان یکى از بزرگترین مقدمات و ارکان این دو هدف بزرگ است. بدین جهت در این عرصهى عظیم، در همان حال که ذکر خدا: «فاذکروا الله کذکرکم ءابائکم او اشدّ ذکرا» و اعلام برائت از مشرکان:
«و اذان من اللّه و رسوله إلى النّاس یوم الحجّ الاکبر أنّ اللّه برئ من المشرکین و رسوله» رکن حج محسوب مىشود، حساسیت در برابر هر حرکتى که میان برادران یعنى اجزاى این امت واحده جدایى و دشمنى بیافریند، نیز در حد اعلاست؛ تا آنجا که حتّى بگومگوى دو برادر مسلمان نیز که در زندگى عادى چندان مهم نمىنماید، در حج ممنوع و حرام است؛ «فلا رفث و لا فسوق و لا جدال فی الحجّ». آرى، همان صحنه که در آن برائت از مشرکان یعنى دشمنان بنیانى امت واحدهى توحیدى لازم مىشود، جدال با برادران مسلمان یعنى اجزاى بنیانى امت واحدهى توحیدى ممنوع و حرام مىگردد، و بدینگونه پیام وحدت و جماعت در حج، صراحت بیشترى مىیابد.1370/03/26
لینک ثابت
در این فریضهى بزرگ، سیر آفاق با سیر انفس، ذکر و خشوع و انابه و استغفار با سعى و حرکت و وقوف و برائت، اتحاد و رفق و تراحم مؤمنان با هشدار و بیزارى و پرهیز از کافران، «از سراب خود رو برتافتن» با «در اقیانوس جمع فرورفتن»، «درد خود را با طبیب القلوب گفتن» با «طبیبانه از درد مسلمین جهان پرسیدن» و خلاصه، سیاست با دیانت و دنیا با آخرت، همسنگ و همعنان گردیدهاند. این تنوع و پیچیدگى، همواره ایجاب کرده است که به منظور هرچه بهتر و کاملتر برگزار شدن حج، همهساله هدایت و زعامتى، خیل حاجیان بیتاللّه را سرپرستى کند و به آنان در سیراب گشتن از این سرچشمهى فیض الهى یارى رساند.1370/02/06
لینک ثابت
این واجب بزرگ که ذکر خدا و انابه و استغفار در آن، با برائت و بیزارى از مشرکین و نمایش عظمت و وحدت مسلمین توأم و همراه است، امسال در شرایطى انجام مىگیرد که معالاسف بخشى از سرزمینهاى اسلامى عربستان و عراق، به حضور و تصرف ایادى شرک و کفر و استکبار آلوده شده و با سوء تدبیر و خباثت بعضى از حکام ممالک اسلامى، اختلافات تازه و برادرکشىهاى بىسابقهیى در میان مسلمین پدید آمده است. این چیزى است که قلب هر مسلمان غیور و معتقد به عزت اسلام و وحدت مسلمین را جریحهدار مىسازد، و حج باید بر دلهاى خسته و مجروح مسلمین مرهم نهاده و راه رشد و صلاح را که همانا اتحاد و همبستگى ملتهاى مسلمان و عزم راسخ آنان بر مقابله و مبارزه با اردوگاه استکبار و جهانخواران و غارتگران ثروتهاى مادّى و معنوى مسلمین است به آنان نشان دهد.1370/01/17
لینک ثابت