newspart/index2
تمدن اسلامی
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
تمدن اسلامی

در اسلام وضعیت بکلی متفاوت است. در اسلام ضدیت دین با علم و ضدیت دین با عقل، اصلًا معنا ندارد. در اسلام یکی از منابع حجت برای یافتن اصول و فروع دینی، عقل است؛ اصول اعتقادات را با عقل بایستی به‏دست آورد؛ در احکام فرعی هم عقل یکی از حجتهاست. اگر شما به کتب احادیث ما نگاه کنید- مثل کتاب «کافی» که هزار سال پیش نوشته شده- اولین فصل آن، «کتاب العقل و الجهل»، است که اصلًا فصلی است در باب عقل و ارزش و اهمیت آن و اهمیت دانایی و خردمندی. اسلام همچنین نسبت به علم، مهم‏ترین حرکت و مهم‏ترین تحریک و تحریص را داشته است. تمدن اسلامی به برکت حرکت علمی که از روز اول در اسلام شروع شد، به وجود آمد. هنوز دو قرن به‏طور کامل از طلوع اسلام نگذشته بود که حرکت علمی جهش‏وار اسلامی به وجود آمد؛ آن هم در آن محیط. اگر شما بخواهید آن حرکت علمی را با امروز مقایسه کنید، باید قطب‏های علمی امروز دنیا را در نظر بگیرید، بعد فرض کنید که کشوری در نقطه‏ی دوردستی از دنیا قرار دارد که دور از هرگونه مدنیتی است؛ این کشور وارد میدان تمدن می‏شود و به فاصله‏ی مثلًا صد یا صد و پنجاه سال، از لحاظ علمی بر همه‏ی آن تمدنها فائق می‏آید؛ این یک حرکت معجزآساست؛ اصلًا قابل تصور نیست. این نبود مگر اینکه اسلام به علم، فراگیری آن و تعلیم دادن علم و زندگی عالمانه، تحریص داشت. اصلًا ببینید در احادیثی که در زبانهاست و گاهی مورد تعمق قرار نمی‏گیرد، چقدر بعضی از نکات مهم هست: «النّاس ثلاثة: عالم و متعلم علی سبیل نجاة و همج رعاع»؛ اصولًا ما سه دسته انسان داریم: انسان‏هایی دانشمندند؛ انسان‏هایی در طریق دانستن هستند؛ بقیه، همج رعاع هستند. همج رعاع یعنی انسانهای سرگردان، بی‏ارزش و بی‏وزن. می‏بینید که اسلام اصلًا نسبت به علم، در درجه‏ی اول، ارزش را روی علم می‏برد؛ چه داشتن علم و آموختن آن به دیگران و چه فراگیری علم. محیط اسلامی، چنین محیطی است.1383/07/05
لینک ثابت
تمدن اسلامی

گرچه اسلام نهضت و حرکت معنوی و اخلاقی بود و هدف اعلای اسلام عبارت است از ساخت انسان متکامل و منطبق با طراز اسلامی، لکن بدون شک پیشرفت علم و پیشرفت و اعتلای اقتصادی جزو هدفهای اسلامی است؛ لذا شما ملاحظه می‏کنید که در تمدن اسلامی، اسلام در یکی از فقیرترین و عقب‏مانده‏ترین نقاط دنیا ظهور کرد؛ اما هنوز پنجاه سال از عمر آن نگذشته بود که بیش از پنجاه درصد از دنیای متمدن آن روز در زیر پرچم اسلام قرار گرفت و هنوز بیش از دو قرن از عمر این تمدن نگذشته بود که دنیای بزرگ اسلامی در آن روز، قله‏ی تمدن بشری از لحاظ علم و انواع دانش و پیشرفتهای مدنی و اقتصادی شد؛ این نبود مگر به برکت تعالیم اسلام. اسلام به ما نمی‏گوید که ما معنویت را ملاحظه کنیم، اما از متن زندگی جامعه‏ی انسانی غافل بمانیم. ما باید برای استقلال امت اسلامی و برای عزت آن، همه‏ی تدابیر لازم را به کار ببریم، که یکی از مهم‏ترینِ آن‏ها، مسأله‏ی اقتصاد است. بنابراین، تلاش برای رشد و توسعه و اعتلای جنبه‏ی اقتصادی دنیای اسلام، از کارهایی است که بلاشک جزو هدفهای اسلامی است.1383/06/25
لینک ثابت
تمدن اسلامی

من برای شهر همدان و برای این مجموعه‏ی استانی از دو جهت احترام و ارزش قائلم: اول، از جنبه‏ی ارزش تاریخی و گذشته‏ی بسیار پُرشکوه مدنی و علمی. در میان همه‏ی شهرهای عالم به‏ندرت می‏توان شهری را پیدا کرد که با سابقه‏ی شهر همدان بر سرپا باشد. شهری که شما در آن زندگی می‏کنید، حد اقل سه هزار و صد سال سابقه‏ی تاریخی دارد. شهرهای معروف قدیمی دنیا، حدود دوهزار و هفتصد سال و دوهزار و نهصد سال سابقه دارند. بخشی از این مدت طولانیِ سه هزارساله در ابهام و تاریکی است. قبل از اسلام خبر زیادی از فرآورده‏های علمی و فکریِ این شهر و این منطقه در دست نیست؛ اما در دوران اسلامی، شهر شما مرکز شکوفایی تمدن اسلامی محسوب می‏شده است. گذشته‏ی علمی این شهر جزو نمونه‏های کم‏نظیر در میان شهرهای کشور ماست. از این شهر تعداد بی‏شماری دانشمند برخاسته‏اند- چه فقیه، چه فیلسوف، چه عارف، چه ادیب، چه ریاضیدان، چه اخترشناس، چه طبیب، چه هنرمند، چه شاعر، چه خطاط، چه سیاستمدار، چه مورخ- این تعداد متنوع از شخصیتها و چهره‏های علمی، کم‏نظیر است. نامهای معروفی که به نام همدان شناخته شده‏اند، کم نیستند؛ از قبیل عین القضات همدانی، بدیع الزمان همدانی، رشید الدین فضل الله همدانی، باباطاهر عریان و شخصیتهای بسیار دیگر؛ که اگر کسی بخواهد فهرست این نامها را بخواند، شاید یک ساعت به طول بینجامد.1383/04/15
لینک ثابت
تمدن, تمدن اسلامی, تمدن‌سازی نوین اسلامی, پیشرفت‏ علمی و فناوری, تولید علم, حرکت علمی ایران, علم‌آموزی, عرصه علم

بدون شک علم پایه‌ی تمدّن است؛ اما شرط کافی برای یک مدنیّتِ درست نیست.1382/02/22
لینک ثابت
تمدن اسلامی

لازم است با دخالت افراد دلسوز و متدین و همکاری و همفکری علماء و روحانیون و سایر نخبگان و با محوریت مساجد جلوی هرگونه هرج‏ومرج و قتل و تجاوز و غارت اموال عمومی و خصوصی گرفته شود و فضای امن و محیط آرام برای کلیه شهروندان بوجود آید تا ملت عراق بتواند در سایه‏ی وحدت و یکپارچگی، توانائی و آگاهی خود را به نمایش بگذارد و تمدن اصیل اسلامی و فرهنگ ملّی و جایگاه والای آن ملت قدرتمند و شجاع را بازیابد و موجبات رضای خداوند سبحان فراهم گردد.1382/01/24
لینک ثابت
تمدن اسلامی

آن روز که سهم «آزادی»، سهم «اخلاق» و سهم «منطق»، همه یکجا و در کنار یکدیگر اداء شود، آغاز روند خلاقیت علمی و تفکر بالنده دینی در این جامعه است و کلید جنبش «تولید نرم‏افزار علمی و دینی» در کلیه علوم و معارف دانشگاهی و حوزوی زده شده است. بی‏شک آزادی‏خواهی و مطالبه فرصتی برای اندیشیدن و برای بیان اندیشه توأم با رعایت «ادب استفاده از آزادی»، یک مطالبه اسلامی است و «آزادی تفکر، قلم و بیان»، نه یک شعار تبلیغاتی بلکه از اهداف اصلی انقلاب اسلامی است. من عمیقاً متأسفم که برخی میان مرداب «سکوت و جمود» با گرداب «هرزه‏گوئی و کفرگوئی»، طریق سومی نمی‏شناسند و گمان می‏کنند که برای پرهیز از هریک از این دو، باید به دام دیگری افتاد. حال آنکه انقلاب اسلامی آمد تا هم «فرهنگ خفقان و سر جنبانیدن و جمود» و هم «فرهنگ آزادی بی‏مهار و خودخواهانه غربی» را نقد و اصلاح کند و فضائی بسازد که در آن، «آزادی بیان»، مقید به «منطق و اخلاق و حقوق معنوی و مادی دیگران» و نه به هیچ‏چیز دیگری، تبدیل به فرهنگ اجتماعی و حکومتی گردد و حریت و تعادل و عقلانیت و انصاف، سکه رائج شود تا همه اندیشه‏ها در همه حوزه‏ها فعال و برانگیخته گردند و «زاد و ولد فرهنگی» که به تعبیر روایات پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت ایشان (علیهم‏السّلام)، محصول «تضارب آراء و عقول» است، عادت ثانوی نخبگان و اندیشه‏وران گردد. به‏ویژه که فرهنگ اسلامی و تمدن اسلامی همواره در مصاف با معضلات جدید و نیز در چالش با مکاتب و تمدنهای دیگر، شکفته است و پاسخ به شبهه نیز بدون شناخت شبهه، ناممکن است. اما متأسفانه گروهی بدنبال سیاست‏زدگی و گروهی بدنبال سیاست‏زدائی، دائماً تبدیل فضای فرهنگی کشور را به سکوت مرداب‏گونه یا تلاطم گرداب‏وار، می‏خواهند تا در این بلبشو، فقط صاحبان قدرت و ثروت و تریبون، بتوانند تأثیرگذار و جریان ساز باشند و سطح تفکر اجتماعی را پائین آورده و همه فرصت ملی را هدر دهند و اعصاب ملت را بفرسایند و درگیری‏های غلط و منحط قبیله ای یا فرهنگ فاسد بیگانه را رواج دهند و در نتیجه صاحبان خرد و احساس، ساکت و مسکوت بمانند و صاحبدلان و خردمندان، برکنار و در حاشیه مانده و منزوی، خسته و فراموش شوند. در چنین فضائی، جامعه به جلو نخواهد رفت و دعواها، تکراری و ثابت و سطحی و نازل می‏گردد، هیچ فکری تولید و حرف تازه ای گفته نمی‏شود، عده‏ای مدام خود را تکرار می‏کنند و عده‏ای دیگر تنها غرب را ترجمه می‏کنند و جامعه و حکومت نیز که تابع نخبگان خویش‏اند، دچار انفعال و عقبگرد می‏شوند. چنانچه در نامه خود توجه کرده‏اید، برای بیدار کردن عقل جمعی، چاره ای جز مشاوره و مناظره نیست و بدون فضای انتقادی سالم و بدون آزادی بیان و گفتگوی آزاد با «حمایت حکومت اسلامی» و «هدایت علماء و صاحبنظران»، تولید علم و اندیشه دینی و در نتیجه، تمدن‏سازی و جامعه‏پردازی، ناممکن یا بسیار مشکل خواهد بود. برای علاج بیماری‏ها و هتاکی‏ها و مهار هرج‏ومرج فرهنگی نیز بهترین راه، همین است که آزادی بیان در چارچوب قانون و تولید نظریه در چارچوب اسلام، حمایت و نهادینه شود. بنظر می‏رسد که هر سه روش پیشنهادی شما یعنی تشکیل 1) «کرسی‏های نظریه‏پردازی» 2) «کرسی‏های پاسخ به سؤالات و شبهات» و 3) «کرسی‏های نقد و مناظره»، روشهائی عملی و معقول باشند و خوب است که حمایت و مدیریت شوند به‏نحوی‏که هرچه بیشتر، مجال علم، گسترش یافته و فضا بر دکان‏داران و فریبکاران و راهزنان راه علم و دین، تنگ‏تر شود.1381/11/16
لینک ثابت
تمدن اسلامی

اتّفاق دیگری که در حال رخ دادن است- که آن هم عمدتاً به دست آمریکاییها و بعضی همکارانشان است- این است که تمدّن غرب، حقیقت و هویّت خود را نشان می‏دهد و تجربه‏ای برای بشریّت به وجود می‏آورد. جنگها تمام می‏شوند، اما تجربه‏ها می‏مانند. حوادث بزرگ، برای ملتها درس دارند. این درس در سینه و حافظه‏ی زوال‏ناپذیر بشریّت خواهد ماند که تمدّنی با این زرق و برق و با این همه ادّعا، این‏طور در بوته‏ی امتحان، ناموفّق از آب درآمد. در کاری که این‏ها می‏کنند، جنگ‏افروزی و ظلم و بی‏عدالتی و غرور و سرمستی و رفتارهای غیر خردمندانه وجود دارد. به راه انداختن جنگ، تهدید کردن صلح، کشتن مردم بی‏دفاع، مصرف کردن سرمایه‏های زیاد برای آتش‏افروزی، آن هم به یک بهانه‏ی غیر قابل اعتماد؛ این‏ها تجربه‏های یک تمدّن است. این را شما تطبیق کنید با تمدّن اسلامی که وقتی در زمان خلفای راشدین، مسلمانها مناطق غرب دنیای اسلام- یعنی مناطق روم و سوریّه‏ی فعلی- را فتح کردند، با یهودی و مسیحی‏شان چنان رفتاری کردند که بسیاری از آن‏ها به خاطر رفتار مسلمانان به اسلام گرویدند. در همین کشور ما، ایران، بسیاری از مردم بدون مقاومت تسلیم شدند؛ چون مروّت و رحمت و مدارای مسلمانها را با دشمنان مشاهده کردند؛ بنابراین خودشان آمدند مسلمان شدند. در روم- آن‏چنان که در تاریخ نوشته شده است- وقتی مسلمانها آمدند، یهودیها گفتند: «و التّوراة»؛ قسم به تورات، ما در طول زندگی خود، مثل امروز، روز خوشی را ندیده بودیم. حکومت مسیحی بود و بر آن‏ها ستم روا می‏داشت؛ وقتی اسلام آمد، عطوفت اسلامی را احساس کردند. این‏هاست که در تاریخ می‏ماند؛ این‏هاست که جهت‏گیریِ تاریخ را مشخص می‏کند؛ این‏هاست که ماندگاریِ یک فکر و تمدّن و فرهنگ را تضمین می‏کند.1380/07/23
لینک ثابت
تمدن اسلامی, حکومت‎ اسلامی, اهداف نظام جمهوری اسلامی, نظام جمهوری اسلامی ایران

خط كلی نظام اسلامی، رسیدن به تمدن اسلامی است.1379/07/14
لینک ثابت
تمدن اسلامی, تولید فکر, تربیت نیروی انسانی

برای ایجاد یک تمدن اسلامی - مانند هر تمدن دیگر - دو عنصر اساسی لازم است: یکی تولید فکر، یکی پرورش انسان.1379/07/14
لینک ثابت
تمدن اسلامی

همیشه‏ی سالهای گذشته، وقتی مسأله‏ی مبعث و خاطره‏ی بزرگ بعثت مطرح می‏شده است، هم ملت ما حرکت و بعثت عمومی و برانگیختگی ملیِ تاریخی خود را در انقلاب، ادامه‏ی آن بعثت عظیم نبوی دانسته، هم این سؤال لااقل در ذهنهای افرادی از مردم از خواص و اهل نظر پیش آمده است که راز پیشرفت اسلام در آن روزگار غربت معرفت و عمومیت جهل، که همه‏ی دنیا را پر کرده بود، چه بود. فقط در منطقه‏ی عربی نبود که جاهلیت حاکم بود. در دو امپراتوری عظیم آن روز یعنی امپراتوری ایران ساسانی و امپراتوری روم همین جاهلیت وجود داشت؛ در آن مناطق هم از عدالت خبری نبود؛ در آن مناطق هم تبعیض بود. در همین ایران، درس خواندن و معرفت آموختن، مخصوص به طبقاتی بود و عامه‏ی مردم حق نداشتند درس بخوانند. برده‏داری به بدترین شکلش، معامله‏ی با ضعفا به بدترین شکل، مسأله‏ی زن و حضور زنان در جامعه و معامله با زنان در زشت‏ترین و تحقیرآمیزترین شکل. همه جا جاهلیت بود؛ همه جا معرفت غریب بود. اسلام آمد و خورشید معرفت اسلامی بر دلها و ذهنها تابید و با وجود جهالت عالم و نامساعد بودن اوضاع و احوال، این کاروانِ رشد و ترقّیِ انسانی با سرعت پیش رفت. نیم قرن از دوران بعثت نگذشته بود که بیش از نیمی از دنیای آباد عالم، در حیطه‏ی تصرّف اسلام قرار گرفت. این چیز کمی نیست. هرجا اسلام رفت، توده‏های مردم از آن استقبال کردند و قدرتهای پوشالیِ مانع و مزاحم، به آسانی کنار گذاشته شدند. این چه عاملی بود که توانست این‏طور اقتدار اسلام را پیش ببرد و بعد هم تمدّن اسلامی را پایه‏گذاری کند که این تمدّن اسلامی، حتی در دوران انحطاط قدرت سیاسی اسلام هم در اوج تلألؤ و اقتدار باقی ماند؛ فرهنگ دنیا را تحت تأثیر قرار داد؛ علم را گسترش داد و فرهنگ اسلامی را رایج کرد؟ این‏ها تجربیات خیلی عجیبی در تاریخ است. عامل این‏ها چیست؟ این، موضوع یک بحث خیلی طولانی است. محقّقان و نویسندگان روی این مسئله کار کردند؛ بازهم باید کار کنند.1378/08/15
لینک ثابت
تمدن اسلامی

قرن چهارم هجری، قرن اوج شکوفایی تمدّن اسلامی است. اگر کتاب «تمدّن اسلامی در قرن چهارم» را مطالعه کنید، خواهید دید که در قرن چهارم هجری یعنی همان قرن یازدهم میلادی؛ یعنی اوج ظلمت جهل در اروپا که هیچ‏چیز نبوده اوج شکوفایی اسلامی مربوط به ایران است. دانشمندانی هم که هستند جز تعداد خیلی معدودی تقریباً همه ایرانی‏اند؛ در حالی که دین و دین‏داری در همان اوقات در ایران از اروپا کمتر که نبود، خیلی بیشتر هم بود. پس، این دین نیست که مانع علم است؛ یک چیز دیگر و یک هویّت دیگری است که مانع از پیشرفت علمی می‏شود. آن چیست؟ آن، جهالتهای گوناگون مردم است؛ خرافات مسیحیتِ آن روز است. هرگز در دوره‏ی اسلامی دیده نشد که یک عالِم به جرم علم، مورد اهانت قرار گیرد؛ در حالی که در اروپا به جرم علم یکی را کشتند، یکی را سنگسار کردند، یکی را به دار زدند، تعداد زیادی را آتش زدند! یعنی آن‏ها آنچه را که در آنجا اتّفاق افتاده و ناشی از دینِ خرافیِ آمیخته‏ی به شدّت جهالت‏زده‏ی مسیحیتِ تحریف شده بود، به همه‏ی دنیا تعمیم دادند. گناه اسلام چیست؟ گناه مسلمانان چیست؟ گناه ملتهای اسلامی چیست؟1378/07/19
لینک ثابت
تمدن اسلامی

شما عزیزان بدانید این حرفی که «تمدّن و تدیّن باهم تطبیق نمی‏کنند» جزو آن حرفهایی است که خیلی کهنه و قدیمی است و اصلًا حرف امروز نیست. زمانی اروپاییها با دینی که داشتند دین مسیحیتِ تحریف شده کلیسای قرون وسطی با نشانه‏های تمدّن مواجه شدند؛ بدیهی است که آن تدیّن، اصلًا با آن تمدّن تطبیق نمی‏کرد. آن تدیّن، تدیّنی بود که اگر کسی «گالیله» می‏شد، حتماً باید سوزانده شود! اگر کسی یک کشف جدید می‏کرد، حتماً بایستی نابود و تکفیر می‏شد!
اصلًا بحث تدیّن و تمدّن که باهم تطبیق نمی‏کند، مربوط به آن دوره است، آن هم مربوط به اروپا؛ منتها همچنان که اروپاییها همه چیز خودشان را البته چیزهای زیاد و بد، نه چیزهای خیلی خوب عمداً به کشورهای تحت سلطه استعماری منتقل می‏کردند، این فکر را هم بتدریج با شیوه‏های خیلی موذیانه، به داخل جامعه ما منتقل کردند. در داخل جامعه هم کسانی بودند که دوست می‏داشتند این افکار را ترویج کنند؛ بقایای افکار آن‏ها را ترویج کردند، که آن هم مربوط به دوره چهل، پنجاه سال قبل است و گاهی تا این زمانها در گوشه و کنار مانده است و کسانی مطرح می‏کنند، و الّا این حرف، حرفِ امروز نیست. تدیّن و تمدّن، چرا باید باهم منافاتی داشته باشند؟ تمدّن، یعنی زندگی توأم با نظم علمی، با تجربیات خوب زندگی، استفاده از پیشرفتهای زندگی، و تدیّن یعنی جهت درست در زندگی داشتن جهت عدل، انصاف، صفا، صداقت و رو به طرف خدا این‏ها باهم چه منافاتی دارند؟! انسان می‏تواند با این جهت‏گیری، آن‏طور زندگی کند؛ کمااینکه خیلی از دانشمندان و متفکّرین ما متدیّن بودند؛ خیلی از پیشروان همین تمدّن کنونی اروپا هم البته عمدتاً در دوره‏های بعدی متدیّن بودند.
تمدّن اسلامی در زمان خودش جزو تمدّنهای درخشان تاریخ بود که امروز هم نشانه‏هایش وجود دارد. امروز هم بحمد اللَّه خیلی از ملتهای مسلمان بخصوص ملت ما از مدنیّت روز بهره‏مند می‏شوند، از دانش روز استفاده و در تحصیل آن کوشش می‏کنند. در هرجایی که کوشش کنند، پیشرفتهای بسیاری هم به دست می‏آورند؛ متدیّن هم هستند، منافاتی هم ندارد.1376/11/14

لینک ثابت
تمدن اسلامی

اکنون که به فضل الهی و توفیق و هدایت و کمک پروردگار، هشتمین اجلاس سازمان کنفرانس اسلامی به گونه‏یی تحسین‏انگیز برگزار گشته و با همسویی و تفاهمی کم سابقه از سوی همه‏ی اعضاء و با موفقیت به پایان رسیده است، لازم می‏دانم پس از شکر و سپاس الهی از جناب‏عالی و همه‏ی شرکت‏کنندگان و دست‏اندرکاران این مجمع عظیم جهان اسلام، صمیمانه تشکر کنم. چنان‏که در این اجلاس بارها از سوی اعضاء و سخنرانان تکرار شد، جهان اسلام از امکانات بی‏شماری در همه‏ی زمینه‏های زندگی بشر برخوردار و با رنج‏های بزرگی دست‏به‏گریبان است. نیاز به معرفت و جدیت و همکاری برای نیل به حیات طیبه‏ی تمدن اسلامی، نیاز به یکپارچگی و هوشیاری برای مقابله با خطرها و دشمنی‏ها، و نیاز به اخلاص و صمیمیت برای جلب رحمت و کمک الهی، مشهود و مورد قبول همگان است. همچنان که تلاش عملی برای تحقق بخشیدن به خواسته‏های جمعی که در قطعنامه‏ها و بیانیه‏ی این اجلاس بدان اشاره یا تصریح شده، شرط اصلی پیشرفت این سازمان بزرگ و مهم است. به نظر می‏رسد که اجلاس هشتم می‏تواند نقطه‏ی عطفی در تاریخ این سازمان باشد و حرکت به سمت وضع مطلوب آن، محتاج همکاری صمیمانه‏ی‏ کلیه‏ی دولتهای عضو در چهارچوب وظائف و هدفهایی است که این سازمان برای خود تعریف کرده است. امیدوارم این دوره شاهد چنین همکاری گره‏گشایی در همه‏ی قضایای بزرگ جهان اسلام باشد. بی‏شک ناخرسندی دشمنان دنیای اسلام نخواهد توانست در برابر اراده‏ی جمعی دولتهای مسلمان مقاومت کند؛ همچنان که در مورد برگزاری موفق و باشکوه این اجلاس در تهران، نیز این خواست جمعی بر نارضایی دیگران فائق آمد.1376/09/21
لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی