استحکام ساخت درونی / ساخت مستحکم قدرت ملی/استحکام ساخت درونی/ تقویت ساخت قدرت ملی/استحکام ساخت قدرت ملی
استحکام ساخت درونی, حمایت از تولید ملی, پیشرفت علمی و فناوری
ما گفتهایم «ساخت درونی نظام» باید استحكام پیدا كند، «علم» بایستی رشد پیدا كند؛ «تولید داخلی» بایستی اساس كار باشد؛ «نگاه خوشبینانه به استعداد بومی كشور» بایستی جدّی باشد، استعدادها پرورش پیدا كند؛ اینها پایههای اصلی كار است.1392/06/26
لینک ثابت
ما داریم با منطق پیش میرویم، با محاسبهی علمی پیش میرویم؛ طرف مقابل ما دچار ضعفهای روزافزون و تناقضهای درونی است بهخاطر غلطِ فاحش بودنِ ساختِ درونی آن تمدّن؛ آنها دارند عقبنشینی میكنند - البتّه لازم نیست به این عقبنشینی اعتراف كرده باشند یا به طور محسوس و واضحی در حرفهای آنها دیده بشود - واقع قضیّه این است، حقیقت قضیّه این است. وقتی یك ملّتی با محاسبهی درست، با پیداكردن نقطهی صحیح كار، كار را پیش میبرد، قطعاً به نتایج مطلوب خواهد رسید. ما گفتهایم «ساخت درونی نظام» باید استحكام پیدا كند؛ ما گفتهایم «علم» بایستی رشد پیدا كند؛ ما گفتهایم «تولید داخلی» بایستی اساس كار باشد؛ ما گفتهایم «نگاه خوشبینانه به استعداد بومی كشور» بایستی جدّی باشد، استعدادها پرورش پیدا كند؛ اینها پایههای اصلی كار است. وقتی كشوری با تكیهی به استعدادهای درونی، با تكیهی به ابتكار نیروی انسانی خود، با تكیهی به علم و دانش خود، با تكیهی به ایمان خود و با اتّحاد حركت میكند، قطعاً به نتایج مطلوب خواهد رسید. بنابراین ما تردیدی نداریم كه آیندهی روشنی داریم؛ البتّه اینكه این آینده زود باشد یا دیر باشد، دست من و شما است: اگر خوب حركت كنیم، آینده زودتر خواهد رسید؛ اگر چنانچه تنبلی و كوتاهی و خودخواهی و دنیاپرستی و دل دادن به این ظواهر، چشم ما را یك قدری پُر كند، ساقط كند ما را، در درون خودمان ریزش - چه ریزش شخصی در درون، چه ریزش اجتماعی - پیدا بكنیم، البتّه دیرتر به دست خواهد آمد؛ امّا بدون تردید به دست خواهد آمد و این به بركت مجاهدتها و فداكاریها است كه بحمدالله در میدان فداكاری هم شماها فعّال بودید، خوب بودید، حركت درخشانی كردید، در آینده هم انشاءالله همینجور خواهد بود.1392/06/26
لینک ثابت
استحکام ساخت درونی, اقتدار درونزا
جمهوری اسلامی با نگاه باز، با چشم باز، با حواس جمع، به همهی این مسائل نگاه میكند؛ آنچه ما میفهمیم این است كه ما بایستی بهعنوان یك ملّت، بهعنوان یك جمعیّت عظیم هفتاد هشتاد میلیونیِ واقع در یك منطقهی حسّاس عالم، با نگاه درست، با استفادهی از اقتدار اسلامی، جای پای خودمان را محكم كنیم؛ اهداف انسانی و والای خودمان را كه از اسلام گرفتهایم، در معرض نگاه و دید همهی بشریّت بگذاریم و بشریّت را دعوت كنیم به آن چیزی كه اسلام به بشریّت هدیه میدهد؛ این وظیفهی ما است. مكرّر عرض كردهایم: ساخت اقتدار درونی ملّت كه در درجهی اوّل با ایمان صحیح و راسخ و با اتّحاد آحاد مردم و با عمل درست مسئولین كشور و با همراهی مسئولان و آحاد مردم و با توكّل به خدای متعال انجام خواهد گرفت؛ یعنی بهكار گرفتن عقل و معنویّت و توكّل و حركت و عمل؛ بلاشك در اوضاع منطقه هم اثر میگذارد، كما اینكه تا حالا هم اثر گذاشته است. و امیدواریم كه انشاءالله این حضور معنوی در عرصههای مختلف و از جمله حضور شما در حج با این منطق قوی، با این نگاه روشن، بتواند آن چیزی را كه اسلام برای نظام، برای مردم عالم، برای مسلمانان، برای غیرمسلمانان، برای انسانیّت خواسته است، تأمین كند و وسائل سعادت عمومی را فراهم بكند.1392/06/20
لینک ثابت
استحکام ساخت درونی, اقتدار درونزا
غربی ها از كشتار هیروشیما، از كشتار میلیونها انسان در جنگ های جهانی اول و دوم، و از كشتار مردم بیگناه پاكستان، افغانستان و عراق، احساس ناراحتی نمی كنند و در آینده هم هرجا كه منافعشان اقتضا كند از كشتار انسانها ابائی نخواهند داشت، بنابراین باید اقتدار درونی خود را در عرصه های گوناگون سیاسی، حكومتی، معیشتی و مردمی افزایش دهیم.1392/06/18
لینک ثابت
آنچه كه ما احساس میكنیم كه برای رفع مشكلات بایدانجام داد - مشكلات هم مال امروز نیست، مشكلات همیشه وجود داشته است، در همهی كشورها هم وجود دارد؛ یعنی اگر كسی تصوّر كند كه حالا در فلان كشور پیشرفته، یا فلان كشور اروپایی، یا غربی، یا ثروتمند، یا پرجمعیّت، یا كمجمعیّت، مشكلاتی وجود ندارد، خطا است؛ مشكلات همهجا هست؛ طبیعت كارِ یك ملّت این است كه بالاخره در كار او مشكلاتی وجود دارد، مسئولینش باید آن مشكلات را برطرف بكنند و حركتشان را ادامه بدهند؛ حالا بعضی میخواهند مشكلات را با كمك دیگران، با تكیهی به دیگران، با رشوه دادن به دیگران، با تذلّل در مقابل دیگران حل كنند؛ بعضیها هم نه، میخواهند مشكلات را با نیروی خودشان، با توان داخلی خودشان حل كنند - اعتقادمان این است كه باید به تقویت ساخت درونی نظام اهمّیّت بدهیم؛ این اساس كار است. از درون، خودمان را باید تقویت كنیم. تقویت درونی با اندیشهی كامل، با نگاه عاقلانه و خردمندانه چیزی است ممكن؛ چه بهوسیلهی پیشرفت علمی، چه بهوسیلهی ساخت و مدیریّت درست اقتصادی؛ اینها كارهایی است كه به نظر ما ممكن است.
خب، امروز شما ملاحظه كنید، وقتی روی نفتِ ما فشار میآورند، ما دچار مشكل میشویم، این ناشی از چیست؟ ناشی از این است كه ما تكیهمان را به نفت از بعد از دورهی جنگ و پایان جنگ تا امروز، نتوانستیم كم كنیم، اگر ما تكیهمان را به نفت كم میكردیم، فشار بر روی نفت اینقدر برای ما سخت تمام نمیشد. بنابراین به خودمان بایستی مراجعه كنیم، از خودمان بایستی بخواهیم كه گرهها را با نیروی اراده حل كنیم.1392/06/14
لینک ثابت
استحکام ساخت درونی, اقتدار درونزا
یك شاخص دیگر هم عرض بكنیم، این بخش را من دیگر ادامه ندهم بیشتر از این؛ تكیه به ظرفیّت درونزای كشور است؛ نگاهمان به بیرون نباشد. این، توصیهی ما است؛ این معنایش این نیست كه از امكاناتی كه در بیرون هست استفاده نكنیم؛ این دو حرف با هم اشتباه نشود. امیدمان را به بیرون از ظرفیّت داخلی كشور ندوزیم. در بیرون از مجموعهی كشور و نظام جمهوری اسلامی، جبههی بزرگی وجود دارد كه با همهی توان از سی و چند سال پیش به این طرف كوشیده نگذارد كه این انقلاب ریشهدار بشود، نگذارد كه این نظام جمهوری اسلامی پایدار بماند، نگذارد كه پیشرفت كند، نگذارد كه در زمینههای گوناگون الگو بشود. نمیشود از دشمن و روشهای خصمانهای كه كرده، انتظار دوستی و محبّت و صمیمیّت داشت. نمیگوییم از اینها استفاده نكنید، امّا میگوییم اطمینان نكنید، اعتماد نكنید، چشم به آنجا ندوزید، چشم به داخل بدوزید. در داخل كشور خیلی امكانات وجود دارد كه اگر چنانچه نگاه ما - چه در زمینههای اقتصادی، چه در زمینههای فرهنگی، چه در زمینههای گوناگون دیگر - [ به آنها باشد و] اگر بتوانیم از این نیروهای داخلی استفاده كنیم، كلید حلّ مشكلات اینجا است؛ یعنی در درون كشور و امكانات داخلی كشور است كه از اینها میشود خردمندانه بهرهبرداری كرد. اینها باید شناسایی بشوند. و این است كه رتبهی ما را در دنیا بالا میبرد. در مناسبات بینالمللی سهم هر كشوری به قدر قدرت درونی او است؛ هر مقداری كه واقعاً در درون اقتدار داشته باشد، سهمش از مجموعهی مناسبات بینالمللی به همان نسبت بالاتر است؛ این را باید ما تأمین بكنیم و خوشبختانه در طول این سالهای متمادی بمرور تأمین شده، یعنی مدام بر اقتدار و قوام نظام جمهوری اسلامی در طول این سالها افزوده شده؛ لذا میبینید حیثیّت و موقعیّت جمهوری اسلامی هم بالا رفته كه حالا شواهدش فراوان و الیماشاءالله است. و این شش هفت تا شاخص بود كه خواستیم عرض كنیم؛ البتّه عرض كردیم اینها مطالبی نیست كه برای شماها تازه باشد، لكن تذكّر و تكرار دانستههایی است كه آنها لازم است.1392/06/06
لینک ثابت
استحکام ساخت درونی, اقتدار درونزا
دوستان در زمینهی جبههبندیهای سیاسی در دنیا نكات خوبی را بیان كردند؛ نكات قابل توجهی است و درست است، ما هم اعتقاد داریم؛ اما چیزی كه باید در نظر باشد، این است كه یك جبههی دشمن عنودی در مقابل نظام جمهوری اسلامی در میان قدرتهای دنیا وجود دارد. آیا این جبههی عنود و لجوج در دشمنی با جمهوری اسلامی، مشتمل بر اكثر كشورهای دنیا است؟ ابداً؛ آیا مشتمل بر اكثر كشورهای غربی است؟ ابداً؛ این مربوط به چند كشور قدرتمندی است كه به خاطر دلائل خاصی با نظام جمهوری اسلامی و با اقتدار نظام جمهوری اسلامی مخالفند و كارشكنی میكنند؛ یكی از كارشكنیها، همین كارشكنی در زمینهی علمی است. بعضی از دوستان گفتند «دیپلماسی علمی»، «دیپلماسی دانشگاهی»؛ بنده هم اعتقاد به این دارم، تشویق هم كردهام؛ اما توجه داشته باشید كه طرف مقابل روی این نكته بخصوص توجه دارد، روی این نكته برنامهریزی میكنند. بر روی همین نقطهی «دیپلماسی علمی» برنامهریزی میكنند و اهداف خودشان را دنبال میكنند. اگر با توجه، با آگاهی، با بصیرت، كار انجام بگیرد، ما كاملاً موافق هستیم. از پیشرفت علمی ما هم راضی نیستند. بخشی از این كارهائی كه امروز در زمینهی تحریم و امثال اینها مشاهده میكنید، مربوط به همین است كه نمیخواهند جامعهی ایرانی به این اقتدار درونزا دست پیدا كند؛ كه اقتدار علمی، یك اقتدار درونزا است. بنابراین، این پیشرفت باید ادامه پیدا كند.1392/05/15
لینک ثابت
اقتدار ملی, استحکام ساخت درونی, جملات طلایی برگزیده
درس بزرگی كه ما از فشارهای اقتصادی دریافت كردیم، این است كه هرچه میتوانیم، باید به استحكام ساخت داخلی قدرت بپردازیم؛ هرچه میتوانیم، در درون، خودمان را مقتدر كنیم؛ دل به بیرون نبندیم. آنهائی كه دل به بیرون ظرفیت ملت ایران میبندند، وقتی با یك چنین مشكلاتی مواجه شوند، خلع سلاح خواهند شد.1392/05/12
لینک ثابت
استحکام ساخت درونی, اقتدار درونزا
توصیهی ما، هم به رئیس جمهور محترم، هم به هیئت دولتی كه انشاءالله به توفیق الهی در آیندهی نزدیكی از مجلس رأی اعتماد خواهند گرفت، این است كه كارها را با صبر و بدون شتابزدگی انجام دهند؛ گامها را محكم و مطمئن بردارند. در همهی زمینهها ظرفیت كار وجود دارد، اهداف بلند هم وجود دارد، نشانهها و بشارتها هم در كشور ما كم نیست. البته جبههی دشمنان برخوردهای خصمانهای دارند. رئیس جمهور محترم اشاره كردند به تحریمها و فشارهائی كه دشمنان ملت ایران - كه البته در رأس آنها آمریكا است - بر كشور وارد میكنند. من میخواهم بگویم درست است كه فشارهای دشمنان برای مردم مشكلاتی را بهوجود میآورد، اما تجربههای باارزشی هم در اختیار مسئولان و در اختیار مردم میگذارد. درس بزرگی كه ما از این فشارهای اقتصادی دریافت كردیم، این است كه هرچه میتوانیم، باید به استحكام ساخت داخلی قدرت بپردازیم؛ هرچه میتوانیم، در درون، خودمان را مقتدر كنیم؛ دل به بیرون نبندیم. آنهائی كه دل به بیرون ظرفیت ملت ایران میبندند، وقتی با یك چنین مشكلاتی مواجه شوند، خلع سلاح خواهند شد. ظرفیتهای ملت ایران خیلی زیاد است. ما باید بپردازیم به استحكام ساخت درونی اقتدار ملی؛ كه آن روز به مسئولان كشور عرض كردیم: در درجهی اول، مسائل اقتصادی و مسائل علمی است؛ كه باید با جدیت دنبال شود.
مسائل سیاسی هم مسائل مهمی است. من تأیید میكنم نظری را كه رئیس جمهور محترم ابراز كردند در زمینهی برخورد حكمتآمیز با مسائل گوناگون بینالمللی و مسائل سیاسی و مسائل ارتباطات بینالمللی و اینها. حتماً باید برخوردِ حكمتآمیز و عاقلانه باشد. البته ما دشمنانی داریم كه اینها زبان عقلائی هم خیلی سرشان نمیشود؛ لیكن آنچه كه ما وظیفه داریم، این است كه با استحكام، با توجه به اهداف والای جمهوری اسلامی، بدانیم چه كار داریم میكنیم؛ اهداف خودمان را بشناسیم، آن اهداف را هم در نظر داشته باشیم و آنها را با جدیت دنبال كنیم.1392/05/12
لینک ثابت
یكی از موضوعاتی كه باز میتواند مورد بحث و مطالعه قرار بگیرد، عمق راهبردی نظام در نگاه به مسائل منطقه است. در نگاه به مسائل منطقه، انسان متوجه یك موضوعی میشود و آن، عمق راهبردی جمهوری اسلامی در این مناطق است. یك جاهائی یك حوادثی است كه میتواند مثل ریشه و مایهی استحكام یا ریسمانهای نگهدارندهی خیمه، برای داخل كشور به حساب بیاید؛ اینها عمق راهبردی است. اینكه شما ملاحظه كردید امام در زمینهی انقلابهای خارج از كشور و هستههای انقلابی، بیانات صریحی را در آن روزها بیان میكردند، برای تشكیل یك چنین عمقی بود؛ كه تشكیل هم شد. امروز دستگاه استكبار با دستپاچگی دارد با این عمق استراتژیك مبارزه میكند؛ البته به جائی هم نرسیده و نخواهد رسید.
یك بحث مهم در همین قضیه، كاری است كه دشمن دارد در زمینهی اختلاف شیعه و سنی میكند؛ كوبیدن مجموعههای شیعه در نقاط مختلف دنیای اسلام. دشمن با این تصور كه چون عناصر شیعه در واقع پایگاههای طبیعی برای جمهوری اسلامی محسوب میشوند، میخواهد این پایگاهها را بكوبد؛ البته اشتباه میكند. پایگاههای جمهوری اسلامی منحصر به شیعهها نیست. خیلی از برادران سنی در خیلی از كشورها آنچنان دفاع جانانهای از جمهوری اسلامی میكنند كه خیلی از شیعهها نمیكنند. بعضی از این مخالفین ضدانقلابی كه در خارج از كشور نشستهاند - به قول شماها، آن ور آب - و علیه جمهوری اسلامی مرتب حرف میزنند، اگر به آنها بگویند مذهبت چیست، میگوید شیعه. خیلی از مسلمانهائی كه شیعهی امامی هم نیستند - حالا یا شیعهی زیدیاند، یا سنیاند - در دفاع از نظام اسلامی، از برادران شیعه كمتر نیستند. بنابراین در مورد عمق راهبردی، دشمنان ما فهم درستی ندارند و كاری كه دارند میكنند، كار اشتباهی است. بنابراین یك صحنهی مهمِ نشاطی كه برای دانشگاهها لازم است، همین صحنهی مسائل سیاسی و اجتماعی و مسائل ناظر به واقعیتهای زندگی است؛ كه اینها را شما میتوانید بحث كنید، پخته كنید، سنجیده كنید، اینها را بر مدیریتهای كشور عرضه كنید و به عنوان فرآوردههای علمی و فكری برای نظام اسلامی به جا بگذارید. خود شماها چند صباح دیگر در بخشهای مختلف كشور جزو مدیرانید؛ از اینها باید استفاده كنید، و امروز هم باید استفاده شود.
یك عرصهی دیگر، عرصهی علم است؛ نشاط علمی. من به شما عرض بكنم؛ امروز یكی از نیازهای اساسی و درجهی یك كشور، نیاز علمی است. اگر چنانچه ما توانستیم در عرصهی علمی، پیشرفتهائی را كه تا امروز بحمدالله به دست آمده است، با همین سرعت دنبال كنیم، هم در زمینهی مشكلات اقتصادی، هم در زمینهی مشكلات سیاسی، هم در زمینهی مشكلات اجتماعی، هم در زمینهی مسائل بینالمللی، مطمئناً گرهگشائیهای بزرگی خواهد شد. علم مسئلهی بسیار مهمی است. در این حدود ده سال، یازده سال گذشته، در این زمینه خیلی كار شده؛ لیكن بعد از این هم باید كار شود؛ كار مضاعف شود. من عقیدهام این است كه كار علمی در دانشگاه و در كشور باید جهادی باشد؛ كار علمیِ جهادی انجام بگیرد.1392/05/06
لینک ثابت
استحکام ساخت درونی, اقتدار درونزا
در مسائل مربوط به جامعه و زمانِ خودمان هم شاعر دارای مسئولیت است. امروز یك حركت عظیم تاریخی از درون جامعهی ما به وجود آمده و الهامبخش مجموعههای بزرگ بشری شده؛ این یك واقعیت است. مواجههی انقلاب اسلامی با نظام سلطهی بینالمللی، ایستادگی در مقابل زورگوئیها، از سوی یك ملتی كه دویست سال یا بیشتر زیر بار زورگوئیهای دیگران بوده، و برافراشتن پرچم آزادی و آزادگی در این كشور، چیز خیلی مهمی است؛ این باید در شعر شاعران ما ظهور پیدا كند. همچنین آنچه كه در پی این آزادی آمد. من بارها در همین جلسه و جلسات دیگر گفتهام كه مسئلهی جهاد نظامیِ هشتسالهی ما چیز كمی نبود، چیز مهمی بود؛ كه به نظر من در شعر ما خیلی باید مورد توجه قرار بگیرد. همچنین جهادِ بنای جامعهی اسلامی، جهاد استحكام بخشیدن به ساخت قدرت ملی كه ما مكرر رویش تكیه كردیم، جهاد اصلاح سبك زندگی - كه عرض كردیم متن تمدن اسلامی این است و آنچه كه در غیر از سبك زندگی بحث میكنیم، همه شكلها و شیوهها و اندازهگیریها است - اینها هر كدام یك جهاد است؛ حضور در این جهاد از طریق شعر، باید مورد توجه قرار بگیرد. همچنین مسائل مربوط به تاریخ، مربوط به زمانه. امروز بیداری اسلامی یك مسئلهی مهم است، مسئلهی فلسطین یك مسئلهی مهم است؛ اینها باید در شعر ما سهم داشته باشند، ما در شعرمان باید به اینها بپردازیم. بههرحال اینها چیزهائی است كه اهمیت دارد.1392/05/01
لینک ثابت
استحکام ساخت درونی, اقتدار درونزا
در پیشرفت به سمت هدفهای آرمانی، باید ساخت درونی قدرت را استحكام بخشید؛ اساس كار این است. ما اگر میخواهیم این راه را ادامه دهیم و به این سمت حركت كنیم و این هدفها را دنبال كنیم و چشم به این آرمانها بدوزیم و پیش برویم و در مقابل این معارضهها ایستادگی كنیم و صبر و توكل را به كار بگیریم، باید ساخت قدرت ملی را در درون كشور تقویت كنیم و استحكام ببخشیم. عناصر این استحكام، برخی عناصر همیشگی است، برخی هم عناصر فصلی است. آنچه كه جزو عناصر همیشگی است، عزم راسخ است؛ كه عرض كردیم. مسئولان كشور باید تصمیمشان را در مواجههی با مشكلات حفظ كنند، عزم راسخ خودشان را محفوظ بدارند، دچار تزلزل نشوند. به سمت آرمانها حركت كردن، این عزم راسخ را نیاز دارد. اینجور نباشد كه با مشاهدهی اخم دشمن، ترشروئی دشمن، حركت معارضهی دشمن با شكلهای مختلفش - تبلیغاتیاش، سیاسیاش، اقتصادیاش و امثال اینها - متزلزل شوند. هم عزم راسخ مسئولین لازم است، هم عزم راسخ مردم لازم است. البته این دومی - عزم راسخ مردم - الزاماتی هم دارد، كه حالا معلوم است. ما اگر بخواهیم عزم راسخ مردم را حفظ كنیم، یك سلسله وظائفی را باید انجام دهیم.
اما آنچه كه فصلی است - آنچه كه در حال حاضر برای كشور اولویت دارد - به نظر من مسئلهی اقتصاد و مسئلهی علم است. مسئولان كلان كشور، سیاستگذاران كشور، كسانی كه ادارهی امور اساسی را در كشور به عهده دارند، به این دو نقطهی اصلی برای پیشرفت باید توجه كنند. روی مسئلهی اقتصاد كشور باید تكیه شود، روی مسئلهی پیشرفت علمی كشور هم باید تكیه شود. توجه به اقتصاد خوشبختانه نسبتاً عمومی است؛ همه توجه دارند. حماسهی اقتصادی هم جزو شعار امسال بوده. امیدواریم همچنان كه حماسهی سیاسی انجام گرفت، حماسهی اقتصادی هم با همت مسئولین انجام بگیرد. البته كار اقتصادی، كار كوتاهمدتی نیست؛ كار یك ماه و دو ماه و یك سال نیست؛ لیكن باید حركت آغاز شود. روی مسئلهی علم هم من تكیه میكنم. در این ده سال گذشته، حركت علمی ما خیلی خوب بوده؛ پیشرفت علمی و سرعت پیشرفت، بسیار خوب بوده است؛ اما این سرعت پیشرفت باید كند نشود. اگر ما بخواهیم به آن سطح مطلوب برسیم، اگر بخواهیم به خطوط مقدم دانش جهانی برسیم، باید این سرعت پیشرفت را همچنان حفظ كنیم.1392/04/30
لینک ثابت
روزمرّه فكر كردن در مسائل اقتصادی، مضر است؛ تغییر سیاستهای اقتصادی به طور دائم، مضر است - در همهی بخشها، بخصوص در اقتصاد - تكیه كردن بر نظرات غیر كارشناسی، مضر است؛ اعتماد كردن به شیوههای تزریقیِ اقتصادهای تحمیلی شرق و غرب، مضر است. سیاستهای اقتصاد باید سیاستهای «اقتصاد مقاومتی» باشد - یك اقتصاد مقاوم - باید اقتصادی باشد كه در ساخت درونیِ خود مقاوم باشد، بتواند ایستادگی كند؛ با تغییرات گوناگون در این گوشهی دنیا، آن گوشهی دنیا متلاطم نشود؛ این چیزها لازم است. رئیس جمهوری كه میخواهد این كشور بزرگ را اداره كند، این راه پرافتخار را به كمك مردم و برای مردم طی كند، باید اینچنین خصوصیاتی داشته باشد. رابعاً باید تهذیب اخلاقی داشته باشد؛ نپرداختن به حواشی. اینها چیزهای لازمی است. بنده توصیهام به همهی دولتها همیشه همین بوده است. میدانید من از دولتها و از رؤسای جمهور در طول این سالهای متمادی همواره حمایت كردم؛ توصیه هم كردم، در موارد متعدد و زیادی از آنها توضیح هم خواستم. تكیه این بوده است كه برای مردم هزینه درست نكنند، مشكل درست نكنند، دغدغهآفرینی نكنند، مردم را دچار تشویش و نگرانی نكنند؛ البته وعدهی بیخود و بیمبنا هم ندهند، درِ باغ سبزهای بیمنطق هم باز نكنند؛ منطقی، معقول، منطبق با واقعیت و با توكل به خدای متعال حركت را پیش ببرند؛ انشاءاللَّه در آینده هم باید همین جور باشد.1392/02/07
لینک ثابت
وظیفهی همهی ما این است كه سعی كنیم كشور را مستحكم، غیر قابل نفوذ، غیر قابل تأثیر از سوی دشمن، حفظ كنیم و نگه داریم؛ این یكی از اقتضائات «اقتصاد مقاومتی» است كه ما مطرح كردیم. در اقتصاد مقاومتی، یك ركن اساسی و مهم، مقاوم بودن اقتصاد است. اقتصاد باید مقاوم باشد؛ باید بتواند در مقابل آنچه كه ممكن است در معرض توطئهی دشمن قرار بگیرد، مقاومت كند. این مطلب اوّلی كه لازم بود عرض كنم.1392/01/01
لینک ثابت
ناباوری عده ای از دانشمندان داخلی نسبت به پیشرفتهای هسته ای ایران
امروز بدنهی نظام جمهوری اسلامی، استحکامش از سال ۵۹ و ۶۰ و ۶۱ و آن سالهای اولیه بیشتر است. آن روز دشمنان ما احتمال بیشتری میدادند که بتوانند نظام را سرنگون کنند. امروز امیدهای آنها بمراتب ضعیف شده است و در موارد بسیاری این امیدها تبدیل به یأس شده. این استحکام نظام را نشان میدهد. ...خب، این یک بحث دیگری است که این استحکام از کجا میآید، ناشی از چیست؟ این استحکام روزافزون، این ریشهدار شدن پیدرپی، ناشی از چیست؟ ناشی از ایمانهای عمیق است؟ ناشی از معرفت عمیق است؟ ناشی از نفوذ ایمان در دلهاست؟ ناشی از سلامت شعارهاست؟ ناشی از نفس گرم آن بنیانگذار بزرگ و به معنای حقیقی کلمه عظیم، امام بزرگوار است؟ ناشی از چیست؟ اینها البته یک بحثهای مهمی است که جوانهای ما، دانشوران ما در حوزه و دانشگاه این بحثها را کردند، میکنند، باز هم باید بکنند، من به این بحثها کاری ندارم، آنچه که وجود دارد، این حرکت، رو به جلو و پیشرفت است. این پیشرفت حاصل شده. این، اصل قضیه است. آن وقت وارد شاخهها که میشوید، باز نشانهی پیشرفت را میبینید. مثلاً در علم ما پیشرفت کردیم، در فناوری برخاستهی از علم پیشرفت کردیم. من همین دانشگاه علوم دریائی را بیست سال، بیست و چهار سال، بیست و پنج سال قبل آمدهام بازدید کردم. البته از آن وقت تا حالا، بارها بازدید کردم. آن وقتِ این دانشگاه را هم دیدم، امروزِ این دانشگاه را هم دارم میبینم، قابل مقایسه نیستند. رشد انگیزهها که دنبال خود، رشد حرکت علمی را دارد، یک پدیدهی شگفتآور است که انسان را واقعاً دچار خرسندی عمیق میکند؛ آدمی را که آگاه هست، دچار شگفتی میکند. البته در همه جا همین جور است؛ در دانشگاههای کشور همین جور است، در پژوهشگاههای کشور همین جور است، در مراکز علمیای که نبوده است و تولید شده است و به وجود آمده است، همین طور است، امید دانشمندان ما همین جور است. دانشمندان نسلهای گذشتهی ما که وجودشان هم خیلی برای ما محترم است و ما از هر کسی که در راه دانش زحمتی کشیده تقدیر میکنیم و احترام برایش قائلیم، چون مال یک مرتبهی دیگری بودند، پیشرفتهای علمیِ نسل جوان را سرِ همین قضیهی پیشرفتهای صنعت هستهای باور نمیکردند! من این را شاید یک بار دو بار دیگر هم گفتهام. وقتی این پیشرفتها حاصل شده بود، چند نفر از دانشمندان برجستهی ما که من اینها را میشناختم، هم از لحاظ علمی برجستهاند، هم از لحاظ نیت، انسانهای صادقالنیّهای هستند، به من نامه نوشتند، گفتند آقا باور نکنیدها، باور نکنید! اینی که میگویند، این نمیشود، نشده! هم پیشرفتهای هستهای را، هم آن پیشرفتهای مربوط به سلولهای بنیادی را که جزو جلودارهای این حرکت علمیِ جدیدِ چندین سالهی اخیر بود. باور نمیکردند، اما اتفاق افتاده بود و بود. گذشت زمان هم بیشتر نشان داد که بله، این پیشرفتها واقع شده. یعنی حرکت علمی، حرکتی است که برای آن نسل گذشتهی ما که گفتم هم دانششان، هم خیرخواهی و نیت صادقانهشان برای ما معلوم است، قابل باور نبود. و من امروز به شما عرض میکنم این جوانهای ما کارهائی دارند در زمینههای علمی و پیشرفتهای علمی و اکتشافات و ساخت و سازهای علمی میکنند که باز شاید برای بعضی نسلهای متوسط ما هم قابل باور نباشد، اگرچه حالا یواش یواش دیگر همه این پیشرفت را باور کردند.
مراکز جهانی اعلام میکنند که رشد علمی ایران گاهی یازده برابر، گاهی سیزده برابر در آمارهای گوناگون، نسبت به رشد علمی متوسط دنیا جلو است! البته معنایش این نیست که ما از لحاظ علمی جلوتر از همهی مراکز دنیا هستیم؛ نه، ما عقبماندگیمان زیاد است، رشدمان سریع است. اگر به این رشد با همین سرعت ادامه بدهیم، بله ممکن است در سالهای آینده، ده سال دیگر، پانزده سال دیگر در رتبههای اول دنیا قرار بگیریم در همهی بخشهای دانش و فناوری، اما الان هنوز نه، الان وسط راهیم، داریم حرکت میکنیم. این، بخش علمی.1391/06/28
لینک ثابت
این روزها مصادف است با عید مبارك ولادت امیر مؤمنان (سلام اللّه علیه) كه پدر امت بود. مردم ما روز سیزدهم رجب را «روز پدر» نامیدهاند. امام بزرگوار ما در حق این ملت و در حق این كشور پدری كرد. پدر امت، یعنی مظهر مهربانی و رحمت و مظهر اقتدار و صلابت و شخصیت؛ استحكام شخصیت پدرانه، در كنار محبت و مهربانیِ پدرانه. علاوهی بر اینها، امام پدر جنبش اسلامیِ امروز در دنیای اسلام است. یكی از خطوط اصلی در سیرهی امام و منش امام كه امروز به آن میپردازیم و دربارهی آن قدری بحث میكنیم، دمیدن روح عزت ملی در كالبد كشور است. بحث دربارهی این حركت عظیم امام كه عزت ملی را در كشور ما و ملت ما زنده كرد، یك بحث متكی به واقعیات جامعه است؛ یك بحث صرفاً ذهنی نیست. عزت یعنی چه؟ عزت به معنای ساخت مستحكم درونی یك فرد یا یك جامعه است كه او را در مقابلهی با دشمن، در مقابلهی با موانع، دارای اقتدار میكند و بر چالشها غلبه میبخشد.
در ابتدا یك بحث قرآنیِ كوتاهی را عرض كنم. در منطق قرآن، عزت واقعی و كامل متعلق به خداوند و متعلق به هر كسی است كه در جبههی خدائی قرار میگیرد. در مصاف بین حق و باطل، بین جبههی خدا و جبههی شیطان، عزت متعلق به كسانی است كه در جبههی خدائی قرار میگیرند. این، منطق قرآن است. در سورهی فاطر میفرماید: «من كان یرید العزّة فللّه العزّة جمیعا». در سورهی منافقون میفرماید: «و للّه العزّة و لرسوله و للمؤمنین و لیكنّ المنافقین لایعلمون»؛ عزت متعلق به خداست، عزت متعلق به پیامبر و به مؤمنین است؛ اگرچه منافقان و كافردلان این را درك نمیكنند؛ نمیفهمند كه عزت كجاست، مركز عزت واقعی كجاست. در سورهی نساء، دربارهی كسانی كه خود را متصل به مراكز قدرتهای شیطانی میكنند، برای اینكه حیثیتی به دست بیاورند، قدرتی به دست بیاورند، میفرماید: «أ یبتغون عندهم العزّة فانّ العزّة للّه جمیعا»؛ آیا دنبال عزتند این كسانی كه به رقبای خدا، به دشمنان خدا، به قدرتهای مادی پناه میبرند؟ عزت در نزد خداست. در سورهی مباركهی شعراء، گزارشی از مجموعهی چالشهای پیامبران بزرگ را مطرح میفرماید - دربارهی حضرت نوح، حضرت ابراهیم، حضرت هود، حضرت صالح، حضرت شعیب، حضرت موسی - مفصل دربارهی چالشهای این پیامبران بزرگ بحث میكند و گزارش الهی و وحی را به گوش مردم میرساند. در هر مقطعی كه میخواهد غلبهی جبههی نبوت را بر جبههی كفر بیان بفرماید، میفرماید: «انّ فی ذلك لایة و ما كان اكثرهم مؤمنین. و انّ ربّك لهو العزیز الرّحیم»؛ یعنی با اینكه طرف مقابل اكثریت داشتند، قدرت دست آنها بود، پول دست آنها بود، سلاح دست آنها بود، اما جبههی توحید بر آنها پیروز شد؛ در این یك آیتی است از آیات الهی، و خدای تو عزیز و رحیم است. بعد از آنكه قرآن این گزارش را در طول سورهی مباركهی شعراء هی تكرار میكند، تكرار میكند، در آخر سوره خطاب به پیغمبر میفرماید: «و توكّل علی العزیز الرّحیم»؛ به این خدای عزیز و رحیم كه تضمین كنندهی غلبهی حق بر باطل است، توكل و تكیه كن. «الّذی یریك حین تقوم. و تقلّبك فی السّاجدین»؛ او ناظر به حال توست؛ در حال قیام، در حال سجده، در حال عبادت، در حال حركت، در حال تلاش؛ او حاضر و ناظر است، تو را میبیند؛ «انّه هو السّمیع العلیم». پس در منطق قرآن، عزت را باید از خداوند طلب كرد.
وقتی كه عزت شامل حال یك انسان، یك فرد یا یك جامعه میشود، مثل یك حصار عمل میكند، مثل یك باروی مستحكم عمل میكند؛ نفوذ در او، محاصرهی او، نابود كردن او برای دشمنان دشوار میشود؛ انسان را از نفوذ و غلبهی دشمن محفوظ نگه میدارد. آن وقت هرچه این عزت را در لایههای عمیقتر وجود فرد و جامعه مشاهده كنیم، تأثیرات این نفوذناپذیری بیشتر میشود؛ كار به جائی میرسد كه همچنان كه انسان از نفوذ و غلبهی دشمن سیاسی و دشمن اقتصادی محفوظ میماند، از غلبه و نفوذ دشمن بزرگ و اصلی، یعنی شیطان هم محفوظ باقی میماند. آن كسانی كه عزت ظاهری دارند، این عزت در دل آنها، در درون آنها، در لایههای عمیق وجود آنها نیست؛ لذا در مقابل شیطان بیدفاعند، نفوذپذیرند.
معروف است كه میگویند اسكندر مقدونی در یك راهی میگذشت، مردم به او كرنش میكردند. یك مرد پارسای مؤمنی در یك گوشهای نشسته بود، كرنش نكرد، احترام نكرد، بلند نشد. اسكندر تعجب كرد، گفت: او را بیاورید. او را آوردند. گفت: تو چرا در مقابل من كرنش نكردی؟ گفت: زیرا تو غلامِ غلامان منی؛ چرا در مقابل تو كرنش كنم؟ گفت: چطور؟ گفت: زیرا تو غلام شهوت و غضب خود هستی، و شهوت و غضب غلامان منند، در اختیار منند، من بر آنها غالبم.
بنابراین اگر عزت نفس در درون لایههای عمیق وجود انسان نفوذ كرد، آن وقت شیطان بر انسان اثر نمیگذارد؛ هویهای نفس در انسان اثر نمیگذارد؛ شهوت و غضب، انسان را بازیچهی خود قرار نمیدهد.
ما امام را اینجور شناختیم. امام در طول حیات، چه در حوزهی علم و تدریس، چه در دوران مبارزهی دشوار، و چه در حوزهی مدیریت و حاكمیت - آن وقتی كه در رأس كشور قرار گرفت و مدیریت جامعه را در قبضه گرفت - در همهی اینها مصداق «و توكّل علی العزیز الرّحیم» بود. برای همین بود كه كارهای بزرگی كه همه میگفتند نشدنی است، با طلوع امام، این كارها شدنی شد؛ همهی سدهائی كه گفته میشد شكستنی نیست، با حضور امام، این سدها شكستنی شد. او علاوه بر اینكه خود، مظهر عزت نفس و اقتدار معنوی بود، روح عزت را در ملت هم زنده كرد. این، كار بزرگ امام بزرگوار بود؛ كه من دوباره برمیگردم، دربارهی این نكته توضیح خواهم داد. ملت ما با احساس عزتی كه از درسهای انقلاب و امام آموخت، توانست خود را كشف كند. ملت، خود را كشف كرد، توانائیهای خود را كشف كرد؛ و چنین شد كه ما در این چند دهه، بسیاری از تحقق وعدههای الهی را با چشم خود دیدیم؛ چیزهائی را كه در تاریخ میخواندیم، در كتابها میدیدم، در مقابل چشمِ خودمان مشاهده كردیم؛ غلبهی مستضعفین را بر مستكبرین، بیبنیادی قصرهای بظاهر باشكوه مستكبران و بسیاری از حوادث دیگر را در این سالها دیدیم.
من میخواهم بر روی این مسئلهی «عزت ملی» تكیه كنم تا به یك نقطهی مورد نظر برسم. امروز روز بزرگی است؛ سالگرد رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران است. امروز یاد امام بزرگوارمان از همیشه زندهتر است. میراث بابركت او امروز در این كشور و در دنیای اسلام در مقابل چشم همگان است. روی برخی از ابعاد وجودی این حركت تكیه كنیم.
عزت ملی. ما ایرانیها در طول تاریخ طولانی خودمان دورانهای متفاوتی را گذراندهایم؛ عزت هم داشتیم، ذلت هم داشتیم؛ اما در این دوران طولانیِ دویست سالهی منتهی به انقلاب، ما یك دوران سختِ تاریكِ ذلت را گذراندیم. خیلیها از تاریخ بیخبرند، و خیلیها تاریخ را سرسری نگاه میكنند. باید در تاریخ تعمق كرد، از تاریخ درس گرفت. ما در این دویست سال، یك دوران تاریكِ ذلت را از سر گذراندیم. نشانههای این ذلت، زیاد است. ما در تمام این دوران، در حوزهی سیاست، یك ملت منزوی بودیم؛ در فعل و انفعالات منطقهی خودمان - چه برسد به فعل و انفعالات جهان - هیچ تأثیری نداشتیم. در این دوران دویست ساله، استعمار به وجود آمد. دولتهای مستعمر از اقصی نقاط عالم به منطقهی ما آمدند؛ كشورهائی را گرفتند، ملتهائی را اسیر كردند، منابع ثروت ملتها را غارت كردند. در این دویست سال، دولت ایران و ملت ایران، بیخبر و غافل، به حوادث نگاه میكردند؛ حتّی شاید از حوادث مطلع هم نمیشدند، چه برسد به اینكه بخواهند در آن حوادث دخالت كنند و تأثیر بگذارند. در حوزهی اقتصاد، وضع ما روزبهروز به طرف انحطاطِ بیشتر حركت میكرد. در حوزهی علم و فناوری، بكلی عقبمانده بودیم؛ هیچ دستاورد علمیای كه قابل توجه و قابل عرضه باشد، در مقابلهی با حركت عظیم علمی در دنیا نداشتیم. در سیاست داخلی خودمان، دستخوش سیاستهای بیگانگان بودیم. استعمارگرها، قدرتهای مسلط دنیا، بر روی حكومتهای ما اثر میگذاشتند؛ آنها را به این طرف و آن طرف میكشاندند، به آنها تحمیل میكردند، از آنها كار میكشیدند؛ و دولتهای ما، پادشاهان ما، قدرتهای مسلط ما، هیچ عكسالعمل شایستهی انسانیِ افتخارآمیزی از خودشان نشان نمیدادند. حتّی در زمینهی حفظ تمامیت ارضی كشور، حفظ حاكمیت دولتها، ضعف خجالتآوری را در این دورانِ دویست ساله مشاهده و تجربه كردیم. در همین دورانِ دویست ساله است كه معاهدهی ذلتبار تركمانچای و قبل از آن، معاهدهی گلستان اتفاق افتاد؛ هفده شهر قفقاز را از ایران جدا كردند. در همین دورانِ دویست ساله بود كه آمدند بوشهر ما را اشغال كردند، بدون كمترین مقاومتی از سوی دولت و دولتیها. در همین دوران بود كه یك دولت بیگانه آمد در قزوین اردوی نظامی زد و دولت مركزی تهران را تهدید كرد كه باید فلان كار را بكنید، فلان اقدام را بكنید، فلان كس را بیرون كنید، والّا به تهران حمله میكنند. یعنی تا قزوین جلو آمدند، تهران را تهدید كردند، دولت مركزی در تهران به خود میلرزیدند. اگر شخصیتهای نادری در این میان نبودند، قطعاً تسلیم اولتیماتوم آن دولت بیگانه میشدند. در همین دوران بود كه دولت انگلیس آمد حكومت پهلویها را در ایران به وجود آورد؛ رضاخان را انتخاب كردند، از یك مركز فرودستی او را بالا كشیدند، به سلطنت كشور رساندند و سلطنت او را در كشور به صورت یك قانون درآوردند و همهی امور را به دست او دادند و او هم در مشت خودشان و در اختیار خودشان بود. در همین دوران بود كه قرارداد ننگین 1299 - 1919 میلادی - اتفاق افتاد؛ كه بر طبق این قرارداد، اقتصاد كشور به دست بیگانه میافتاد و سیاست كشور و اقتصاد كشور یكباره در اختیار دشمنان ایران قرار میگرفت. در همین دوران بود كه رئیس سه كشور - كه متحدین جنگ بودند - به تهران آمدند و بدون اینكه از دولت اجازه بگیرند، بدون اینكه به دولت مركزی كمترین اعتنائی بكنند، در اینجا جلسه تشكیل دادند. روزولت، چرچیل و استالین به میل خودشان به تهران آمدند و جلسه تشكیل دادند؛ نه از كسی اجازه گرفتند، نه گذرنامهای نشان دادند. محمدرضا كه آن روز پادشاه ایران بود، مورد اعتنای اینها قرار نگرفت؛ آنها به دیدن او نرفتند، او به دیدن آنها رفت؛ وارد اتاق شد، برایش بلند نشدند، اعتنا نكردند! ببینید ذلت یك دولت مركزی كه سرریز میشود بر روی مردم، تا كجاها منتهی میشود؟ این، حضیض ذلت یك حكومت و یك ملت است. این، مال دوران دویست سالهی ماست.
البته در این میان، استثناهائی وجود داشت: مثلاً یك امیركبیری سه سال بر سر كار آمد. یا فتوای میرزای بزرگ شیرازی توانست قضیهی تنباكو را فیصله بدهد. یا علما در قضیهی مشروطیت دخالت كردند. یا نهضت ملی شدن نفت در یك دورهای به راه افتاد. همهی اینها كارهای كوتاهمدت، موقت و بعضاً بكلی ناكام بود؛ اما روال كلی، حركت كلی، حركت ذلت بود كه بر این ملت بزرگ، بر این ملت تاریخساز، بر این ملتِ دارای مواریث عظیم تاریخی تحمیل شده بود.
انقلاب كبیر اسلامی بكلی جهت را عوض كرد و ورق را برگرداند. همت امام - كه رهبر این انقلاب و زمامدار این انقلاب و پیشوای این انقلاب بود - بر این گماشته شد كه روح عزت ملی را در این مردم احیاء كند؛ عزت آنها را به آنها برگرداند. امام بزرگوار فرهنگ «ما میتوانیم» را به دهان مردم انداخت و در دل آنها جایگزین كرد؛ این همان فرهنگ قرآنی است كه فرمود:«و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان كنتم مؤمنین». خود ایمان به معنای علو است. ایمان وسیلهی علو مادی است، اما فقط این نیست؛ نفس ایمان علوآور است، عزتآور است، یك ملت را رشد میدهد. خود امام جلو افتاد، رهبری كرد، آن وقت انگیزهها در مردم بیدار شد، همتها در مردم بیدار شد، استعدادها جوشیدن گرفت؛ و عمل مردم، حضور مردم در صحنه، زمینهی جلب رحمت الهی شد. این، نكتهی بسیار عظیمی است. رحمت الهی گسترده است؛ اما تا انسان ظرف خود را آماده نكند، این باران رحمت گیر او نمیآید. ملت ما به صحنه آمد، خود را در وسط میدان قرار داد، این شد زمینهی رحمت الهی و هدایت الهی؛ هدایت الهی شامل حال او شد، رحمت الهی شامل حال او شد، حركتِ بیوقفه آغاز شد؛ حركت به سمت عزت، حركت رو به جلو، حركت عزتآفرین؛ البته گاهی كند، گاهی تند، اما بدون وقفه و تعطیل.
وقتی ادبیات انقلابی امام را ملاحظه میكنید، میبینید تكیهی اصلی بر روی ساخت درونی ملت است؛ احیای روح عزت، نه با تفاخر، نه با غرور، نه با بهخودبستن، بلكه با استحكام ساخت درونی. آنچه كه ما باید به آن توجه كنیم، این است كه این یك كارِ مقطعی نیست؛ این یك كارِ مستمر است، یك كارِ ادامهدار است. ملت باید با عوامل ركود و ایستائی مقابله كند. عواملی وجود دارد كه یك انسان پیشرو را، یك ملت پیشرو را متوقف میكند. بعضی از این عوامل در درون خود ماست؛ بعضی از این عوامل، تمهیدات دشمن است. اگر بخواهیم دچار ركود نشویم، دچار ذلت نشویم، دچار عقبگرد نشویم، دچار همان وضعیت دوزخیِ قبل از انقلاب نشویم، باید حركتمان متوقف نشود. اینجاست كه با یك مفهومی به نام «پیشرفت» روبهرو میشویم. باید دائم پیشرفت كنیم. این عزت ملی، این استحكام درونی، این ساخت مستحكم، بایستی دائم در حال جلو رفتن باشد و ما را به پیشرفت برساند. این دهه به «دههی پیشرفت و عدالت» نامگذاری شده است. عدالت هم در دل پیشرفت است. پیشرفت، فقط پیشرفت در مظاهر مادی نیست؛ در همهی ابعاد وجودی انسان است؛ كه درونش آزادی هم هست، عدالت هم هست، اعتلای اخلاقی و معنوی هم هست؛ اینها همه در مفهوم پیشرفت هست. البته در آن، پیشرفت مادی، پیشرفت مظاهر زندگی، پیشرفت علمی هم وجود دارد. امام با آن حركت خود، ما را در جادهای قرار داد كه باید در این جاده پیش برویم. هرگونه توقف در این جاده، ما را به عقبگرد میرساند. ملتی كه از حقیقت عزت برخوردار شده است و در جادهی پیشرفت قرار گرفته است، اگر این نعمت را كفران كند، آن وقت مصداق این آیهی شریفه میشود كه: «أ لم تر الی الّذین بدّلوا نعمت اللّه كفرا و احلّوا قومهم دار البوار. جهنّم یصلونها و بئس القرار»؛ دنیا دوباره دوزخ خواهد شد، زندگی دوباره تلخ خواهد شد. ملتها اگر ایستادگی نكنند و پیش نروند، دوباره همان سختی و سیاهیِ دوران ذلت بر سر آنها سایهافكن خواهد شد.1391/03/14
لینک ثابت