من نسبت به مردم تبریز و آذربایجان، علاقه دیرینهای دارم و آنچه که مشاهده کردم، تا حدود زیادی مسبوق به سابقه بود. از اوّلِ انقلاب تاکنون، هر وقت با مردم تبریز مواجه شدیم - هم من و هم هر یک از عناصر انقلاب - در آنها روحیهای بسیار مؤمنانه و پرشور، همراه با اظهار عمل و فکر در جهت انقلاب مشاهده کردیم.1372/05/09
لینک ثابت
مردم تبریز، مردم بسیار خوبی هستند؛ بخصوص که ایمان و غیرت مذهبی آنها، خیلی بالاست. محبّت آنها، خونگرمی شان و علاقهشان به مسؤولین، خیلی بالاست. خدمتگزارانِ خودشان را تشویق میکنند، آنها را دوست میدارند و نسبت به آنها ابراز وفاداری میکنند. مردم تبریز و آذربایجان، مردم بسیار وفاداری هستند.1372/05/09
لینک ثابت
آنچه که راجع به این[تبریز] شهر کهن و با فرهنگ و با ایمان و شجاع و غیور و برجسته از جهات گوناگون، انسان میتواند مشاهده کند و بگوید، خود، یک کتاب مفصّل است. وقتی دربارهی جنگ و جهاد بحث شود، شما در صفوف مقدّمید. وقتی در بارهی دانش و فرهنگ سخنی گفته شود، شما در شمار برجستهترینهایند. وقتی از غیرت و ایمان و اتّکا به نفس و آمادگی برای ابراز وجود در مقابل دشمنان در صحنههای مختلف بحث شود، شما در صفوف اوّلید. بحمدالله، تبریز همچنان که در گذشته نیز همینطور بوده است امروز جایگاه و موقعیت خود را در صحنههای مختلف، حفظ کرده است. شعر شما، نثر شما، فرهنگ شما، دانشگاه کهن و ریشهدار شما، شخصیّتهای شما، ایمان شما، همه قلمهای برجستهای است و من مناسب میبینم که برای اظهار ارادت به این همه، از یک مصراع «شهریارِ» بزرگ سخن و زبان گویای خود شما وام بگیرم و به شما مردم تبریز و آذربایجان عرض کنم: «سلام اولسون شوکتیزه، ایلیزه.» انشاءالله که از همه جهتْ مشمولِ رحمت و فضل الهی باشید و توفیقات الهی، شامل حال شما در همهی میدانها باشد.1372/05/08
لینک ثابت
تبریز از لحاظ سابقهی فرهنگی و داشتن ادبا و فضلا و شعرا و متفکّرین و روشنفکران، جزو شهرهای پیشرو و پیشقدم است. حتّی در بعضی از جهات، از همهی شهرهای ایران پیشروتر است. عرض نمیکنم در همه جهت؛ اما در پارهای از جهات، اینطور است.1372/05/08
لینک ثابت
بی اعتنایی سردمداران رژیم طاغوتی به آذربایجان
قبل از انقلاب به این منطقه[آذربایجان]، از طرف سردمداران رژیم طاغوتی هیچ رسیدگی نشده است. من نمیدانم آنها چه عنادی با اکثریّت ملّت ایران -- که آن روز اکثریّت ملّت، محروم بودند -- داشتند که ثروت مملکت را جوری برنامهریزی میکردند که به نقاط محروم چیزی نمیرسید. بخصوص آذربایجان ازجمله جاهایی بود که بیاعتنایی میکردند. به تبریز هم اعتنایی نمیکردند؛ چه برسد به شهرهای کوچک استان مثل هشترود و اهر و کدیور و بقیهی جاها. از اوّل انقلاب تا امروز، مسئولین جمهوری اسلامی بارها به آذربایجان سفر کردند و حتّی به مناطق محروم این استان قدم گذاشتند. بنده خودم در زمان ریاست جمهوری چند مرتبه به آذربایجان آمدم و به مناطق محروم این استان رفتم؛ رئیسجمهور محترم و عزیز فعلی ما هم به آذربایجان سفر کرد و به نقاط محروم آذربایجان رفت. در دوران طاغوت، مسئولین کشور، کِی حاضر بودند که به شهرهای آذربایجان - چه برسد به نقاط محروم یا روستاها - بروند؟ در طول دوران حاکمیّت پنجاه ساله ننگین پهلوی - قبل از آن هم بدتر از آن، کمترین توجّه به این استان و به این مناطق شده است. الان شما شنیدید از آقای فرماندار اینجا که در طول سالهای قبل از انقلاب، [در] خود شهر هشترود هم، یک ژنراتور کمقدرتی، برق مختصری به اینجا میداده است! یعنی حتّی وظیفهی خودشان هم نمیدانستند که به شهری درحد هشترود برق بیاورند. امروز روستاهای هشترود، همه یا نزدیک به همه، و همین بیابانهای محروم هم برق دارند.1372/05/07
لینک ثابت
اینجا تبریز است! اینجا آذربایجان است! اینجا مرکز فداکاری است! اینجا خانه «لشکر عاشورا» ست! بهترین نقطه استقرار برای یک لشکر با سوابق فعّالانه آن در میدان جنگ، مانند «لشکر ۲۱ حمزه سیدالشهدا»، همین نقطه با عظمت و با افتخار است. پسوند «آذربایجان» برای نام لشکر ۲۱ حمزه، یک پسوند افتخار آمیز است. این را قدر بدانید!1372/05/06
لینک ثابت
بنده امروز، و بخصوص امشب، که به محوطهی «طالبیّه» قدم گذاشتم، خاطرات گذشته در ذهنم بیدار شد. نه آن خاطراتی که خود من شاهد آن بودم؛ بلکه آنچه را که از گذشتگان و پدران و بزرگتران شنیدهام. به یاد آوردم سالهای ۱۳۱۵ و ۱۶ قمری، یعنی تقریباً صد سال پیش را که مرحوم جدّ ما از نجف به تبریز آمد. در همین مسجد جامع، یکی از علمای معروف تبریز، از خانوادهی «مجتهد» ظاهراً پسر مرحوم «حاج میرزا جواد» نماز جماعت میخواندند. به مجرّد ورود «مرحوم حاج سیّد حسین خامنهای» که از نجف آمده بود و طلبهها و فضلای تبریزی در طول اقامت او در نجف، پیش او درس خوانده بودند و او حقّ استادی بر گردن آنها داشت از جمله پدر همین آقازادهای که در این مسجد نماز میخواند به اصرار، ایشان را آوردند و در این مسجد جامع امام جماعت شد. شنیدهاید و در کتابها هم نوشتهاند که مرحوم «شیخ محمّد خیابانی» قبل از اینکه وارد مبارزات مشروطیت شود، گاهی نایبِ پدرزن خود میشد پدر زن او مرحوم حاج سیّد حسین بود که جدّ ماست و در همین شبستان مسجد جامع، به جای ابوالزّوجهی خود نماز میخواند و از همین جا، شهرت خودش را بتدریج به دست آورد. چه قضایا و چه حوادثی بود، و چه بزرگانی آن روز در تبریز بودند! مرحوم آقا «میرزا ابوالحسن انگجی»، مرحوم آقا «میرزا حسن مجتهد»، مرحوم آقا «میرزا صادق آقایتبریزی»، مرحوم آقا «میرزا محسن آقای تبریزی» که علم اینها، تقوای اینها، قضایای اینها در حوزههای درس، عبادتها و بقیه مسائلشان داستانها و ماجراهایی دارد؛ و بعد هم مسائل سیاسیشان در این شهر بزرگ. علمای تبریز، یک عدّه در طرف مشروطه و یک عدّه در طرف ضدّ مشروطه بودند. هر دو دسته، از علما و هر دو دسته دارای مریدان و دوستان و علاقهمندان؛ و همه عالم و مجتهد و فقیه.1372/05/05
لینک ثابت
تبریز، شهر شهیدان، شهر مردان بزرگ، شهر مجاهدتهای تاریخی و به یاد ماندنی[است].1372/05/05
لینک ثابت
حقیقت این است که شهر تبریز، در میان همهی شهرهای ایران، دارای یک خصوصیاتی است که اگر کسی آن خصوصیات را نداند، دربارهیمردم مؤمن و فداکار این شهر و این استان نمیتواند قضاوت صحیحی داشته باشد.
آذربایجان در واقع خط مقدم جبهه ملت ایران در مقابل متجاوزین و متجاسرین در طول تاریخ چند قرن گذشته تا امروز بوده است، و چه قدر بجاست که جوانان آذربایجانی، بخصوص جوانان و نوجوانان تبریزی با این تاریخ پرشکوه و باعظمت هر چه بیشتر آشنا بشوند. در گذشتهی دور در آن وقتی که کشور عزیز ما، مورد تهاجم همسایه شمالی آن روز ما، یعنی کشور روسیه قرار گرفت و به خاطر ضعف پادشاهان قاجار و بیلیاقتی رجال نظامی و سیاسی، گرجستان و هفده شهر قفقاز از ایران عزیز جدا شد، آن نیرویی که توانست لشکر روس را که سرمست از پیروزیها به جلو میآمد، بر سر جای خود متوقف کند، تبریز بود. تبریزیها جلوی لشکر مهاجم را توانستند بگیرند و یک بار این منطقهی از ایران عزیز را نجات بدهند. در دوره بعد یعنی در دوران مشروطیت، چه در قضایای مشروطیت - اول و چه در دوران استبداد صغیر که دوباره مشروطیت در ایران جان گرفت - آن نیروی اصلی و محرّک از تبریز، مرکز آذربایجان، رها شد و آزادی را برای ایران بزرگ به بارآورد. این شهر پر از خاطرات مجاهدت و فداکاری است. و من از گذشتگان خود قضایایی را دربارهیحوادث تبریز شنیدهام که آنها خود شاهد آن قضایا بودهاند، چه در قضایای دوران استبداد صغیر که مرحوم شیخ محمّد خیابانی، مرد مبارز و روحانی آزاده اینجا قیام کرد، و چه در دوران قبل از آن، که آغاز مشروطیت بود که همین محلههای گوناگون تبریز، از جمله محله «خیابان»، منزل عالم بزرگ ساکن محلهی خیابان و کوچهی «قره باغیها»، منزل (خیابان محله سی و قره باغ لار کوچه سی). عالم بزرگ آن روز تبریز، که جدّ ماست، پدربزرگ من، مرحوم حاج سیدحسین خامنهیی که میرفتند مردم، به خانه این عالم و دربارهیقضایای مشروطیت از او سؤال میکردند و او مردم را تشویق میکرد و در سال ۱۳۵۲ که من آمدم تبریز مین اوشیوز التی ایکیده، من اٌزوم گتیم إله او محلیه و او کوچیه، محلهی خیابان و قره باغلار کوچه سی. گدی آفتاری آتابابانون الی نین دافی .... و زیارت المیشم. این بخشی از گذشتهی تبریز است، ... بعد در دوران مشروطیت، سردار ملی و سالار ملی که باز سالار ملی یعنی باقرخان مال همان محله خیابان و کوچه قرهباغیهاست، که الآن هم همان کوچه و همان محله و همان مسجد که در آنجا مردم اجتماع میکردند، به حال خود باقی است و موجود است. دوران سالهای بعد از دیکتاتوری رضاخانی که پیشهوری به کمک شوروی سابق، بر این منطقه تسلط پیدا کردند، آن نیرویی که توانست تبریز را و آذربایجان را نجات بدهد، آن نیرو، نیروی تبریزی است. هیچ نیروی دیگری نمیتوانست اگر تبریزیها نبودند، تبریز را و آذربایجان را نجات بدهد. در دوران انقلاب، حرکت گردونهی مبارزه ملت ایران، از چهلمی شروع شد که تبریزیها برای مردم قم گرفتند. فرزندان اسلام، فرزندان قرآن، فرزندان امام در این شهر توانستند پرچم مبارزه اسلام را بلند کنند و یکسره، آذربایجان و تبریز در خدمت انقلاب قرار گرفت. دانشجویش،روحانیش، کاسب بازاریش، زنانش، مردانش، اهل شهرش، اهل روستایش، کارگرانش، کشاورزانش حتی زبان گویایش مرحوم شهریار (رحمةاللهعلیه) در خدمت انقلاب، در خدمت قرآن و اسلام قرار گرفت. و دوران انقلاب وقتی ما نگاه میکنیم، عملکرد شما مردم، عملکرد یک جماعت مؤمن و مخلص و نمونه است، این را من از نزدیک دیدهام، دو شهید محراب این شهر، تقدیم انقلاب کرد، شیراز هم شهید محراب داشت، یزد هم شهید محراب داشت اما یک شهید محراب، تبریز دو شهید محراب در راه اسلام و قرآن قربانی داد. فتنه خلق مسلمان را خود تبریزها، همین جوانان حزباللهی مؤمن توانستند در نطفه خفه کنند. آن وقتی که جنگ پیش آمد، جوانان لشکر عاشورا و سرداران شجاع تبریزی و آذربایجانی، شهید آقامهدی باکری، و شهید حمید باکری، و شهدای متعدد دیگر، از سرداران بزرگ لشکر اسلام از این سرزمین برخاستند، در میدانهای نبرد جانشان را قربان اسلام و قرآن کردند. این آذربایجان است.1372/05/05
لینک ثابت
اگر ما آذربایجان را و تبریز را یک صحنه آزمایشی بدانیم برای شناسایی انقلاب، برای شناسایی انقلاب اسلامی، نتایجی که به دست خواهد، نتایج بسیار با ارزشی است.1372/05/05
لینک ثابت
ظرفیت های فرهنگیِ خوب در شهرستانهایی چون شهرهای دزفول، مشهد و تبریز
من یادم میآید که چندین سال قبل در زمان ریاست جمهوری، برای شرکت در یک مراسم نظامی به دزفول رفته بودم؛ اوقات جنگ بود و دزفول هم وضع خیلی خاصی داشت. در دزفول به من گفتند که ما میتوانیم یکی، دو ساعت در روز برنامهسازیِ رادیویی کنیم؛ بعد گویا میخواستند این را به ما نشان بدهند که میتوانند؛ واقعاً هم نشان دادند. من در آن فاصلهیی که آنجا بودم، چند نفر آمدند و برنامهی خود را اجرا کردند؛ اجراهای بسیار خوب و قوی؛ مضمونها و محتواهای بسیار خوب؛ قالبهای هنریِ بسیار خوب؛ مقالههای ادبیِ بسیار زیبا. در زمینهی مقالههای ادبی و شعر و این حرفها، رودربایستی هم با کسی ندارم؛ اما آن برنامهای که اجرا شد، انصافاً خوب بود؛ در حدی که با این برنامههای معمولی که رادیوی ما پخش میکند، قابل مقایسه نبود؛ این در حالی بود که دزفول شهر کوچکی هم است؛ ولی معلوم بود که نویسندهی خوب دارد؛ مجریِ خوب دارد؛ هنرمند دارد؛ خوشصدا دارد که این برنامه را قشنگ اجرا کند و انسان از حرف زدنش لذت ببرد. بنابراین، از این عناصر محلی حتماً استفاده بشود. من مشهد را میشناسم. مشهد شهری است که من در آن بزرگ شدم و میدانم که این شهر، لبالب از هنر و ذوق و شعر و توانایی ادبی است؛ ولی آیا استفاده میشود؟ من نمیدانم آیا استفاده میشود یا نه. باید بروید این عناصر را شناسایی کنید. تبریز هم همینطور است. بنده چند سال قبل از این به تبریز رفته بودم؛ مرحوم شهریار خدا رحمتش کند جلسهای با ما داشت. جمعی از این شعرای تبریز را دعوت کرده بودند؛ من دیدم که واقعاً یک عده شعرای قوی و خوب در تبریز هستند؛ اما بنده اصلًا خبر نداشتم که در تبریز این همه شاعر هست. بااینکه من به یک معنا ترکزبان هستم و ترکی میفهمم و صحبت میکنم و با آنها احساس خویشاوندی میکنم و به آنجا رفت و آمد هم داشتهام، درعینحال نمیدانستم که در آنجا اینقدر شاعر و گویندهی خوب وجود دارد؛ اینها را باید شناسایی کرد و از وجودشان استفاده نمود. در حوزههای علمیه گاهی افراد خیلی خوبی هستند. در حوزهی علمیهی مشهد افراد بسیار خوبی هستند؛ جاهای دیگر هم همینطور است.1370/12/07
لینک ثابت
جمهوری آذربایجان جزو این کشور و این مجموعه بوده و به دلایلی حدود صدوپنجاه سال است که از ایران جدا شده است. انسان وقتی نگاه میکند، میبیند که آنها هدفهایی دارند، برای اینکه احساسات آذربایجانیهای این طرف را تحریک کنند. البته اصل اینهایند؛ همیشه فرع به اصل برمیگردد؛ همیشه جزء به کل برمیگردد؛ همیشه کوچکتر به بزرگتر جذب میشود؛ اما اینها میخواهند قضیه را بعکس کنند؛ بزرگتر را به کوچکتر جذب کنند! البته مردم آذربایجان مردمی نیستند که آدم بخواهد آنها را در مقابل این مسائل واکسینه کند؛ آنها خودشان را صاحب انقلاب میدانند؛ حق هم با آنهاست؛ آنها در چند انقلاب، پیشروان انقلاب بودند؛ در انقلاب ما که بلاشک پیشرو انقلاب بودند؛ یعنی اگر آنها چهلم مردم قم را برگزار نمیکردند و آن حوادث پیش نمیآمد، من نمیدانم چه میشد. اگر به حسب قرار طبیعی نگاه کنید، میبینید که آنها جزو پایهگذاران و اولین فداییان این انقلابند. اگر مردم تبریز در فتنهی «حزب خلق مسلمان» و آمدن عدهیی از جاهای مختلف به آنجا برای فتنهگری، ایستادگی نمیکردند، من نمیدانم چه میشد. یا در قضیهی مشروطیت، اگر آن مبارزات عظیم مردم تبریز نبود، ما نمیدانیم اصلاً قضایا چگونه پیش میرفت. بنابراین، این مردم، مردمی نیستند که شما خیلی دغدغهشان را داشته باشید؛ اینها وفادار و اصیل و انقلابیند و به مبانی انقلاب بسیار پایبندند؛ منتها همواره افرادی پیدا میشوند که جزو مردم اصیل نیستند؛ جنجالها مربوط به آن عناصر ناباب است؛ باید برای آنها فکری کرد.1370/12/07
لینک ثابت
بنده چند سال قبل از این به تبریز رفته بودم؛ مرحوم شهریار - خدا رحمتش کند - جلسهیی با ما داشت. جمعی از این شعرای تبریز را دعوت کرده بودند؛ من دیدم که واقعاً یک عده شعرای قوی و خوب در تبریز هستند؛ اما بنده اصلاً خبر نداشتم که در تبریز این همه شاعر هست. با اینکه من به یک معنا ترکزبان هستم و ترکی میفهمم و صحبت میکنم و با آنها احساس خویشاوندی میکنم و به آنجا رفتوآمد هم داشتهام، در عین حال نمیدانستم که در آنجا اینقدر شاعر و گویندهی خوب وجود دارد؛ اینها را باید شناسایی کرد و از وجودشان استفاده نمود. 1370/12/07
لینک ثابت