اقتدار ملی سیاست ناآلودهی به اغراض و امیال و شهوات؛ سیاست الهام گرفته از دین و اخلاق؛ سیاستی که در شکلدهی آن، منافع عمومی ملت بر منافع شخصی و گروهی و قومی و منافع بیگانگانی که همهی دنیا را برای خود میخواهند، ترجیح پیدا کند؛ سیاستی که در آن، دنیا و زندگی و معیشت مردم، در کنار عزّت، اقتدار ملی، آبروی جهانی، فرهنگ متعالی، پیشرفت علمی، معنویّت، فضیلت، دین و اخلاق تأمین شود. ما امروز این را لازم داریم و این به وسیلهی حاکمان و زمامدارانی تأمین میشود که با میل و انتخاب و خواست و عاطفهی جوشان و بر طبق عقیدهی مردم بر مسند مسؤولیت نشستهاند و کارها را دنبال میکنند.1380/12/12
سلطهپذیری, سلطه طلبی, تهدید نظام اسلامی, تهدید نظامی نظام اسلامی, اقتدار ملی, تعرض به حقوق ملت ایران نه سلطه مىپذيريم و نه خودمان طالب سلطهايم؛ اما هر كس به اين ملت تعرضى كند و منافع او را تهديد نمايد، مورد عكسالعمل تند و پشيمانكنندهى اين ملت قرار خواهد گرفت.1380/11/18
اقتدار ملی حضور مردم در انتخابات، یکی از مهمترین مظاهر اقتدار ملی است. اینکه ما ابتدای سال عرض کردیم که امسال را سالِ اقتدار ملی بدانید و دنبال آن باشید، وظیفهی همهی ماست که این کار را بکنیم؛ منتها هر کدام به سهم خودمان. یکی از پایههای اقتدار ملی همین است که مردم پای صندوقهای رأی بروند و رأی بدهند و رئیس جمهور را انتخاب کنند. البته سلایق مردم مختلف است؛ نامزدها هم متعدّدند؛ هر کدام از آنها هم سلیقه و نظری دارند و مردم هم به یک نفر رأی میدهند؛ این مسألهی بعدی است. مسألهی اوّل این است که همه در این آزمون عمومی ملت ایران شرکت کنند و نشان دهند که ملت ایران زنده است و به سرنوشت کشورش علاقه دارد. تحلیلگران گوناگون در اطراف دنیا، روی این موضوع حساب میکنند؛ خیلی از آنها میدانند و بعضی هم دیدهاند و بعضی نیز در پروندهها خواندهاند که در این مملکت، از اوّل مشروطیت تا قبل از انقلاب - که حدود شصت سال فاصله بود - جز موارد بسیار معدودی، مردم به صندوقهای رأی مجلس اعتنا نکردند. زمامداری کشور هم که در اختیار خانوادهی دستنشانده بود. آنها میبینند که امروز مردم ایران وارد میدان میشوند و خودشان مسؤولان کشور را انتخاب میکنند. این شرف و عزّت بزرگی برای ملت ایران است.1380/02/28
اقتدار ملی مسائل اقتصادی، بسیار مهم است. ما از اقتدار ملی صحبت کردیم؛ همه هم قبول دارند؛ یعنی آحاد ملت و مسؤولان کشور، اقتدار ملی را شعار و پرچمی میدانند که باید همه به آن توجّه کنند. حقیقتش هم همین است؛ چون اقتدار ملی، اقتدار زید و عمرو نیست؛ اقتدار یک ملت و یک کشور است. این اقتدار چگونه به دست میآید؟ فرض بفرمایید یک رکن اقتدار ملی، اقتدار اقتصادی است؛ یعنی کشور از لحاظ اقتصادی بتواند پول ملی خودش را تقویت کند؛ در بازارهای اقتصادی دنیا حضور تأثیرگذار داشته باشد؛ در بهبود وضع اقتصادی کشور از امکانات خودش استفاده کند؛ فقر را در کشور ریشه کن و یا حداقل کم کند و بتواند به عنوان یک کشور ثروتمند و غنی، در مقابل چشم دنیا، کارایی نظام خودش را نشان دهد. این میشود اقتدار اقتصادی، که مسؤولان اقتصادی کشور موظّفند این کارها را انجام دهند. اقتدار اقتصادی همچنین به معنای این است که در کشور، بیکاری وجود نداشته باشد؛ اشتغال وجود داشته باشد؛ تولید صنعتی و کشاورزی در حدّ مطلوب باشد؛ از منابع و معادن کشور به نحو بهینه استفاده شود. این هم اقتدار اقتصادی است که بخشهای گوناگون نسبت به آن مسؤولیت دارند. اقتدار سیاسی هم، پایهای از اقتدار ملی است. اقتدار سیاسی چیست؟ اقتدار سیاسی این است که کشور و دولت بتوانند در میدان سیاست در دنیا حضور فعّال داشته باشند؛ به آنها تحمیل سیاسی نشود؛ کسی نتواند به آنها زور بگوید؛ کسی نتواند در اوضاع سیاسی آنها دخالت کند؛ کسی نتواند در اوضاع داخلی کشور آنها انگشت ایذاء دراز کند. اقتدار سیاسی - که بخشی از اقتدار ملی است - این است که گروهها و مجموعههای سیاسی در داخل کشور - چه آنهایی که اسم حزب و گروه دارند، چه آنهایی که اسم گروه و حزب ندارند؛ بسیاری از مجموعههای دانشجویی و روحانی و سایر مجموعههای گوناگون در کشور ما سیاسیاند؛ گرچه حزبی هم ندارند - بتوانند آگاهیهای سیاسی و تشخیصهای درست سیاسی پیدا کنند تا در مواقع لازم قادر باشند پشت سرِ دولت بایستند. اقتدار سیاسی این است که ملت، پشتیبان دولت و تصمیمات مسؤولان کشور باشد. این گوشهای از اقتدار سیاسی است.1380/02/28
اقتدار ملی بنده گفتم اقتدار ملی. توقّعم این است که همهی مسؤولان در راه تحقّق اقتدار ملی فعّالیت و تلاش کنند؛ نه اینکه به لفّاظی و بحثهای نظری بپردازند؛ یکی بگوید اقتدار ملی این است، دیگری بنویسد نخیر، آن است. این بحثها به درد مردم نمیخورد. معلوم است اقتدار ملی چیست. ملت، زمانی احساس اقتدار ملی میکند که ببیند مسؤولانش بجا و درست عمل میکنند؛ درست میاندیشند و درست حرف میزنند؛ از منافع او در مقابل دشمنان و گرگها دفاع میکنند؛ برای نیازهای او وقت صرف میکنند؛ برای او دل میسوزانند و از خودشان توانایی و کارایی نشان میدهند. اقتدار ملی، اقتدار ملت ایران است؛ اما با تلاش مسؤولان. رؤسا و مسؤولان بخشهای مختلف کشور، با عملِ خود اقتدار ملی را به وجود میآورند. شما مردم وقتی ببینید مسؤولی در مقابلهی با متجاوزانِ به حقوق شما سینه سپر میکند، احساس اقتدار میکنید. شما وقتی ببینید کسانی هستند که از منافع ملت، قدرتمندانه، با گذشت و با صرف کردن همهی توان و نیروی خود دفاع میکنند، احساس اقتدار میکنید. یک ملت وقتی احساس ضعف میکند که ببیند مسؤولانش یا نمیفهمند، یا دیر میجنبند، یا خدای نکرده به اشارهی انگشت دیگران میجنبند! اینجاست که این ملت احساس بیپناهی و ضعف میکند. خدا را شکر میکنیم که مسؤولان کشور سالمند. مسؤولان کشور برای انجام وظیفه، عمرشان را دارند صرف میکنند. این مسألهی بسیار مهمّی است. فرق میکند که کسانی طبق تبلیغات رادیوهای بیگانه، برای مقاصد شخصی خودشان تلاش کنند؛ یا نه، برای خاطر خدا کار کنند. آنچه که برای یک ملت اهمیت دارد، این است که در همهی ردهها - از بالا تا پایین - مسؤولانی که انگشت آنها میتواند گرهها را باز کند، با احساس مسؤولیت و با عقل و تدبیر کار کنند. آنچه که بنده - که خدمتگزار دیگران هستم - انتظار دارم، این است که وقتی بحث اقتدار ملی مطرح میشود، به جای بازی با الفاظ و به جای بحثهای تهی، همه سعی کنند - به معنای حقیقی کلمه - با کار و تلاش و زحمتکشی خود، اقتدار ملی را تحقّق و واقعیّت بخشند. وقتی بحث اشتغال جوانان در کشور مطرح میشود، کسانی که مسؤولیت این کار را بر عهده دارند، به طور جدّی آن را دنبال کنند. این مسألهی بسیار مهمّی است. البته من با جوانها حرفهای زیادی دارم. یک جلسه هم انشاءاللَّه با جوانها خواهیم داشت و در آنجا آنچه که در ذهنم هست، به جوانها عرض خواهم کرد. الان نمیخواهم وارد آن مباحث شوم؛ اما مسألهی اشتغال، مسألهی جوانها، مسألهی این همه سرمایهی انسانی انباشته بر روی هم، یکی از مسائل بسیار مهمّ است. مسؤولان کشور باید به فکر این باشند.1380/02/11
اقتدار ملی, مردم ایران, کارگزاران نظام اقتدار ملی، اقتدار ملت ایران است؛ اما با تلاش مسؤولان. رؤسا و مسؤولان بخشهای مختلف کشور، با عملِ خود اقتدار ملی را به وجود میآورند.1380/02/11
اقتدار ملی یک پایهی اقتدار ملی، در نیروهای مسلح است. اقتدار ملی، یعنی اقتدار ملت. اقتدار ملت در عملکرد مسؤولان یک کشور خود را نشان میدهد. اگر عملکرد مسؤولان در گذاردن و اجرای قانونها، در صداقت و پاکدامنی، در تلاش و خستگیناپذیری، در به میان آوردن ابتکارهای خلاق و کارساز، در الگو قرار دادن انسانهای برجسته و نمونه، در طرد کردن انسانهای فاسد - که این زمینهها هم جز با ایمان مخلصانهی به خدا به طور کامل میسر نیست - عملکرد خوبی باشد، ملت احساس اقتدار میکند. اقتدار ملی، هم زمینهی نظامی دارد، هم زمینهی اقتصادی دارد، هم زمینهی سیاسی دارد، هم زمینهی سازمانی دارد. در همهی زمینهها مسؤولان میتوانند کاری کنند که ملت احساس اقتدار کند. وقتی که دشمنی به مرز حمله میکند، اگر مسؤولانِ دفاع از مرزها وظیفهی خودشان را خوب به انجام رسانند، ملت احساس اقتدار میکند. هنگامی که سیاستمداران زورگوی جهانی با انواع بازیهای سیاسی خواستند بر کشور و ملتی چیزی را تحمیل کنند، اگر دستگاه سیاسی آن کشور توانست هوشیارانه و مدبّرانه تحمیل دشمن را پس بزند، ملت احساس اقتدار میکند. وقتی که همهی سرمایهاندوزان بینالمللی سعی میکنند یک ملت و یک کشور را در چنبرهی اختاپوس اقتصادیِ خودشان درآورند و با نامهای فریبنده و بناحق، منابع یک ملت را جذب کنند، اگر مسؤولان اقتصادی کشور توانستند با تدبیر و هوشیاری و با سرعت عمل متناسب، تدابیر لازم را پیش گیرند و مانع از نفوذ پنجهی دشمن در اقتصاد کشور شوند و اقتصاد ملی را شکوفا کنند، ملت احساس اقتدار میکند. اقتدار ملی یک مفهوم و مقولهی کاملاً پیچیده و مرکّب است که نه به معنای نظامیگری است و نه نظامیگری نبودن آن باید بهانهای برای منزوی کردن کار نظامی شود. نظامیان هم به نوبهی خود در اقتدار ملی شریکند. در یک مجموعهی نظامی، اقتدار ملی با کارایی نظامی و رشد خُلقیّات جوانمردانه در آنها، خود را نشان میدهد. من بر وحدت بین نیروهای مسلّح - چه سازمانها و چه نیروهای داخل یک سازمان - تأکید میکنم. وحدت به معنای یکی شدن نیست؛ وحدت به معنای هماهنگی و همدل بودن است. سازمان ارتش و سپاه و نیروی انتظامی، هر کدام در وظایف مقرّر و تعریف شدهی خودشان، هم خوب کار کنند و خود را از لحاظ کیفیّت بالا ببرند و هم دیگران را به رسمیّت بشناسند و برای آنها احترام و ارزش قائل شوند و با آنها همدل باشند. این میشود مظهر اقتدار ملی.1380/01/28
اقتدار ملی, نیروهای مسلح, پیشرفت در عرصه نظامی, کارآمدی در یك مجموعهی نظامی، اقتدار ملی با كارایی نظامی و رشد خلقیات جوانمردانه در آنها، خود را نشان میدهد.1380/01/28
اقتدار ملی در زمینهی آنچه که ما در سال 80 باید به عنوان شعارهای اساسی خودمان به آن نگاه کنیم، من دو نقطهی مهم را مطرح میکنم: نقطهی اول، اقتدار ملی است. اقتدار ملی برای یک کشور، حفظ کنندهی هویت او، مایهی عزت او و وسیلهی رسیدن او به آرمانهاست. تلاشی که برای نابودی ملتها و به زنجیر کشیدن آنها - از دورانهای گذشته تا امروز - میشود، همیشه در جهت نابود کردن یا ضعیف کردن اقتدار ملی آنها بوده است؛ و بعکس، ملتهایی که در راه تعالی و کمال قدم برمیدارند، باید در اقتدار ملی خودشان بکوشند. اقتدار ملی، فقط به معنای تواناییهای نظامی نیست؛ اقتدار ملی یک مسألهی همه جانبه است و بر دوش همهی دستگاههاست و به عنوان یک وظیفهی اصلی، بر دوش هر سه قوهی اساسی کشور نهاده شده است. اقتدار ملی به معنای این است که یک ملت، در مسؤولان کشور جلوههای قدرت و توانایی و عزت خود را مشاهده کند و کارها با سیاستهای درست، با برنامهریزی صحیح، با جدیت و پشتکار و با هماهنگی و انسجام کامل پیش برود. در سایهی اقتدار ملی است که مردم میتوانند به قدر استعدادشان و با شکوفایی این استعدادها، تلاش خودشان را مبذول کنند. هر سه قوه باید تلاش کنند تا با جدیت و پشتکار و توکل به خدا و اعتماد به مردم و همکاری با یکدیگر، اقتدار ملی را تجلی بخشند و مظهر اقتدار ملی شوند. 1380/01/01
اقتدار ملی دو شعار اصلی را برای عملکرد دستگاههای مختلف کشور مطرح کردم، که باید آن را در مقابل چشم داشته باشند: یکی اقتدار ملی و دیگری اشتغال مفید و مولد؛ و حتی اولی از دومی مهمتر است. با اینکه امروز مسألهی اشتغال در کشور ما یک مسألهی بسیار مهم و اساسی است و اگر برنامهریزی خوب و کارآمد و عمل جدی دنبال این عنوان وجود داشته باشد، بهوضوح مشکلات بتدریج کاهش پیدا خواهد کرد - که البته خوشبختانه از سال 79 برنامهریزی را شروع کردهاند و امسال باید مسؤولان کشور به طور جدی وارد میدان شوند - اما مسألهی اقتدار ملی از این مهمتر است. یک ملت مثل ملت ایران، با همهی وجودش، با سابقهی تاریخیاش، با ریشههای فرهنگیاش، با امکانات جغرافیایی و اقلیمیاش و با تواناییهای فراوان بشری، اقتدار و عزت و توانایی و آبروی خود را در چهرهی مسؤولان کشور مشاهده میکند. مسؤولان کشور و قوای سهگانه میتوانند مظهر اقتدار ملی باشند.
اقتدار ملی یعنی چه؟ اقتدار ملی دست قدرتمندی است که مجموعهی نیروهای فعال قوای سهگانه در تشکیل آن سهم دارند و باید وظیفهی خودشان را با شجاعت و اقتدار و امید و بدون رودربایستی و با همکاری کامل انجام دهند. یک ملت اگر اقتدار ملی داشته باشد - اقتدار در زمینهی اقتصاد، سیاست، فرهنگ و سازماندهی دولتی - مشکلات مادی و معنویاش حل خواهد شد. اگر فرضا مسؤولی در بخش امنیت، کار خود را خوب انجام دهد، مردم احساس عزت و اقتدار میکنند. اگر مسؤولی در بخش اقتصاد تلاش کند و کارآمدی خود را نشان دهد - پول ملی را تقویت کند، تورم را مهار کند، در جامعه رونق اقتصادی به وجود آورد و طبقات محروم را از حقوقی که متعلق به آنهاست، برخوردار نماید - مردم احساس اقتدار و توانایی میکنند. خودشان را در آن مسؤول، مشاهده و ملاحظه میکنند و او را مظهر خودشان به حساب میآورند. وقتی در عرصهی بینالمللی، مسؤولان کشور، با عزت و سربلندی و استغناء در مجامع جهانی شرکت میکنند و حرف حق خودشان را با شجاعت بر زبان میآورند و در معامله و مبادلهی با دولتها، منافع ملی را مد نظر میگیرند و مصالح را ملاحظه و به نفع کشور کار میکنند، ملت که در جریان این کارها قرار میگیرد، احساس اقتدار میکند.
اقتدار ملی به دو عنصر اصلی نیاز دارد: یکی اینکه همهی افراد وظایف خودشان را با قاطعیت انجام دهند. دوم اینکه قوای سهگانه با هم همکاری کنند. باز من ناچارم به تبلیغات دشمنان اشاره کنم که در رادیوهای مزدور، علیه انقلاب تجلی پیدا کرده است. اگر شما هر کدام از این رادیوها را باز کنید، میبینید که یک قوه را میکوبند، یک قوه را تا عرش بالا میبرند؛ یک دسته را مورد حمایت و دستهی دیگر را مورد اهانت قرار میدهند. میخواهند قوا در هم تنیده نشوند؛ میخواهند دستها در هم گره نخورند؛ میخواهند در بنای حاکمیت ملی نظام جمهوری اسلامی شکاف به وجود آید و دلهای مسؤولان با هم مهربان نشود.
من از این پایگاه معنوی و روحانی به همهی مسؤولان عالیرتبهی کشور پیام میدهم که سال 80 را سال تفاهم، سال انس، سال همکاری و سال کمک به یکدیگر قرار دهند. قوهی مجریه و قضاییه دو قوهای هستند که باید مثل بازوان فعال در عرصهی کشور کار کنند. وظایفی بر دوش قوهی مجریه است؛ وظایفی هم بر دوش قوهی قضاییه است؛ قوهی مقننه هم باید به عنوان پشتیبان و حامی این دو قوه، قوانین لازم را برای اجرای خوب و مشکل پیدا نکردن در راه عمل و اجرا، در اختیار اینها قرار دهد تا دچار کمبود قانون نشوند. در مجلس شورای اسلامی قانون باید طبق مصالح کشور، مصالح ملت و مطابق با اسلام باشد تا قوهی مجریه و قوهی قضاییه بتوانند با استفادهی از قانون و مجرای صحیح قانونی، وظایف خودشان را انجام دهند. این میشود اقتدار ملی. اقتدار ملی به کار جدی و قاطعانه از سوی همهی مسؤولان بخشهای مختلف کشور و هماهنگی دستگاههای مختلف در راه مصالح ملت احتیاج دارد. همدیگر را تخریب نکنند، آنگونه که دشمن میخواهد.1380/01/01