بعثت پیامبر اسلام (صلیالله علیه و آله و سلم) [پیامبر] جامعهای به وجود آورد متذکِّر، آگاه و برخوردار از حدّ اعلاىِ عدالت اجتماعی. ممکن بود در گوشهای از آن جامعه، کسی به کسی ظلم بکند؛ اما این، ملاک فقدان عدالت اجتماعی نیست. ملاک وجود و عدم عدالت اجتماعی، استقرار حاکمانه عدالت اجتماعی است. در جامعهای که قانون و حکمروایی عادلانه است، حکمران عادل است و نیّت، نیّت عدالت است، حرکت عمومی به سمت عدالت اجتماعی است. ممکن است دیر یا زود این راه طی شود و مدتی طول بکشد؛ اما بالاخره به عدالت اجتماعی خواهد رسید. چنین وضعیتی را پیغمبر اکرم به وجود آورد. کمترین بیعدالتی را، آن بزرگوار برنتافت و نپذیرفت. الگو نشان داد، که البته ما پس از حیات مبارک نبىّ اکرم، آثار آن تربیت را تا مدتها در جوامع اسلامی دیدیم و باز در دوران امیرالمؤمنین علیهالصّلاةوالسّلام، همان عدالت مطلق را در شخص حاکم مطهّر و بزرگوار دنیای اسلام در آن زمان، مشاهده کردیم. این دو خصوصیت، از ویژگیهای بعثت است. ما که بعثت را جشن میگیریم، برای این است که این ویژگیها احیا شود. جشن میگیریم بهخاطر زنده نگهداشتن شخصیتها، راهها و حادثهها و برای درس گرفتن از آنها1374/09/29
استقرار عدل، وجه تمایز دوران جاهلیت از دوران بعثت یک نکتهی دیگر در دعوت اسلامی، عبارت است از استقرار عدل در بین انسانها. خصوصیت جاهلیت، نظام ظالمانه بود. ستمگری، عرف رایج بود. اینطور نبود که گاهی یک نفر ظلم کند. بنای نظام جامعه بر ظلم و تبعیض و زورگوییِ قوی به ضعیف بود، زورگوییِ مرد به زن بود، زورگوییِ ثروتمند به بیپول بود، زورگوییِ ارباب به برده بود. باز همان اربابها به نوبهی خودشان زورگوییهای سلاطین و صاحبان قدرت را قبول میکردند. زوراندر زور بود. یکسره، زندگی مردم ظلم و تبعیض و زورگویی بود. این، خصوصیتِ زندگی جاهلی است. هرجا اینطور باشد، جاهلی است. اسلام نقطهی مقابل آن را آورد. استقرار عدل را آورد. «انّ اللَّه یأمر بالعدل و الاحسان»(1). این یکی از خصوصیات جامعهی اسلامی است. عدل فقط هم شعار نیست. جامعهی اسلامی باید دنبال عدالت هم برود و اگر عدالت نیست، آن را تأمین کند. اگر در دنیا دو نقطه وجود دارد که یکی نقطهی عدل و یکی نقطهی ظلم است و هردو هم غیراسلامی هستند، اسلام به آن نقطهی عدل، ولو غیراسلامی است، توجّه موافق دارد. مهاجرینِ به حبشه را پیغمبر اکرم صلیاللَّهعلیهوآله خودش به حبشه فرستاد. یعنی آنها را در پناه یک پادشاه کافر، به خاطر عدل قرار داد. به تعبیر دیگر، مردم را از خانه و زندگی و محیط زیستشان به خاطر ظلمی که به آنها میشد، دور کرد. این هم یک نقطه است. یعنی استقرار عدل، تبعیت از عدل، ترویج عدل، تلاش و مجاهدت برای عدل، بزرگداشت عدالت هرجا که باشد - ولو در بلاد غیرمسلم - و تقبیح ظلم در هر نقطهای از دنیا که باشد. این هم یکی از خصوصیات اسلامی است و شما میبینید زندگی اسلامی و حیات مبارک پیغمبر صلیاللَّهعلیهوآله و تاریخ اسلامی در بهترین ازمنه و سالمترین دورانهایش، حاکی از عدل پروری و عدالتجویی است. این هم یکی از ممیّزات بعثت پیغمبر صلیاللَّهعلیهوآله است. من اینها را به عنوان مثال عرض میکنم. توجّه کنید تا به نقطهای برسیم که بشود از آنها سررشتهای برای حرکت امروز پیدا کرد. صرفاً نمیخواهیم تاریخ یا معرفتی از معارف اسلامی را در ذهن بیان کنیم و ذهنیّت را بیاراییم.1373/10/10
بعثت پیامبر اسلام (صلیالله علیه و آله و سلم), جاهلیت در اصطلاح قرآن و حدیث و عرف اسلامی، دوران مقابل با دوران بعثت را دوران جاهلیّت مینامند.1373/10/10
بعثت پیامبر اسلام (صلیالله علیه و آله و سلم), حضرت محمد مصطفی (صلیاللهعلیهوآلهوسلم), دعوت پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) خصوصیت بعثت پیغمبر صلیاللَّهعلیهوآله دعوت به مکارم اخلاق بود.1373/10/10
بعثت پیامبر اسلام (صلیالله علیه و آله و سلم) پیام بعثت، صرفاً یک قرارداد اجتماعی نیست؛ بلکه یک حرکت است و بیش از همه، مسؤولین نظام باید خودشان را به این حرکت آرایش دهند1373/10/10
بعثت پیامبر اسلام (صلیالله علیه و آله و سلم) در باب اهمیت حادثه بعثت برای تاریخ و برای بشریّت... که این... یکی از آن مسائل مهم بشر است اگر غرضورزیها و تحریفها نبود و قلمهای مجرم و مزدور در طول چند قرن در مناطقی از دنیا - بخصوص در اروپا - علیه این حادثه و در تخفیف و تکذیب آن قلم نمیزدند، شاید امروز دایره معرفت و نورانیّت اسلامی، از این هم وسیع تر بود1373/10/10
بعثت پیامبر اسلام (صلیالله علیه و آله و سلم) در اصطلاح قرآن و حدیث و عرف اسلامی، دوران مقابل با دوران بعثت را دوران جاهلیّت مینامند. در قرآن کریم هم این تعبیر و این اصطلاح بهکار رفته است؛ در روایات هم هست و عرف مسلمین هم، دوره اسلامی را در مقابل دوره جاهلی میداند. البته مرز و ضابطهای وجود دارد. این ضابطه چیست؟ چند نکته در این ضابطهای که دنیای اسلام را از دوران جاهلیت جدا میکند، وجود دارد که اینها نکات اصلی ارزشهای اسلامی است. در درجه اوّل، توحیدِ خالص است که توحیدِ خالص، یعنی نفی عبودیّت غیرخدا. این آن توحید خالص است... یک نکته دیگر در دعوت اسلامی، عبارت است از استقرار عدل در بین انسانها... این هم یکی از خصوصیات اسلامی است و شما میبینید زندگی اسلامی و حیات مبارک پیغمبر صلیاللَّهعلیهوآله و تاریخ اسلامی در بهترین ازمنه و سالمترین دورانهایش، حاکی از عدل پروری و عدالتجویی است. این هم یکی از ممیّزات بعثت پیغمبر صلیاللَّهعلیهوآله است... خصوصیت بعثت پیغمبر صلیاللَّهعلیهوآله دعوت به مکارم اخلاق بود. این هم یک عنصر و نکته دیگر در حیات رسالی و بعثت پیغمبر. پس میتوان گفت که در حقیقت یکی از مرزها و ممیّزههای اسلام و جاهلیت، مسأله اخلاق است... یک نکته دیگر که آن را نکته آخر قرار میدهم، محدود نشدن دیدها به زندگی دنیاست. این هم نکتهای اساسی است. یکی از خصوصیات نظام جاهلی این است که انسانهایش همه چیز را در زندگی دنیا میدانند. اگر در زندگی دنیا؛ یعنی همین خورد و خواب و آنچه که به شخص انسان مربوط میشود، توانستند چیزی به دست آورند، خود را برنده به حساب میآورند. اما اگر بنا شد تلاشی بکنند و کاری انجام دهند که محصول آن در این دنیا به دست انسان نمیرسد، خود را فریب خورده، شکست خورده و زیان کرده به حساب میآورند. این یکی از خصوصیات زندگی جاهلی است. اینکه انسان کاری بکند و آن را به حساب خدا و معنویت و روز جزا بگذارد، در زندگی جاهلی وجود ندارد. اسلام یکی از خصوصیات را هم این قرار داد که همه زندگی و همّت انسان، محدود به حیات دنیا نباشد. این خصوصیات بعثت است که نقطه مقابل آن، جاهلیت قرار دارد. امروز پرچم اسلام را جمهوری اسلامی بلند کرده است. یعنی پرچم بعثت را. یعنی همین ارزشها را که در بعثت هست و باید در تأمین آنها بکوشد... دنیای جاهلیت دنیایی به حساب میآید که فاقد ارکان و ارزشهایی است که ما سه چهار موردش را عرض کردیم. مسلماً محتوای بعثت و خطوط اساسی جامعه اسلامی، دارای ارکان و ارزشهایی بیش از سه چهار مورد است.1373/10/10
حضرت محمد مصطفی (صلیاللهعلیهوآلهوسلم), فضیلت, بعثت پیامبر اسلام (صلیالله علیه و آله و سلم) هر فضیلتی که در دنیا، ولو بهطور غیرمستقیم وجود دارد، ناشی از بعثت و اقامهی مکارم اخلاق بهوسیلهی پیغمبر عظیمالشّأن است.1373/06/04
حضرت محمد مصطفی (صلیاللهعلیهوآلهوسلم), نظام جمهوری اسلامی ایران, بعثت پیامبر اسلام (صلیالله علیه و آله و سلم), ولادت پیامبر اسلام (صلی الله علیه) جمهوری اسلامی، بخصوص برای ولادت نبیّ اکرم و بعثت این بزرگوار و هر چه مربوط به ایشان است، اهتمام ویژهای قائل است.1373/06/04
بعثت پیامبر اسلام (صلیالله علیه و آله و سلم) بعثت در روز اوّل، در یک خلأ بهوجود آمد و بشریّت واقعاً محتاج آن بعثتِ بزرگ بود. خدای متعال هم بر طبق حکمت بالغهاش، مکان این انگیزش عظیم واین واقعه بزرگ را جایی قرار داد که مفاهیم واقعی بعثت، بدون آلوده شدن به مفاهیم رایج و دایر آن روز، هم در دنیای آن روز شناخته شود و هم در تاریخ صحیح بماند. این، خودش نکتهای است که ممکن بود - فرض بفرمایید - بعثتِ آخرین، در روم آن روز، در یونان آن روز و در کشورهای پیشرفته آن روز، اتّفاق بیفتد. در زمان بعثت، تمدّنهای بزرگی در دنیا بودند. ملتهایی وجود داشتند که از فلسفه ومعارف بشری وآگاهیهای مدنیّتی بهره برده بودند. میشد بعثتِ آخر، در آن کشورها و در آن مناطق اتّفاق بیفتد. اما خدای متعال، این بعثتی راکه در طول تاریخ - و خدا میداند چند هزار سال - بنا بود برای بشر بماند، به آنجاها نبرد. این بعثت را در جایی نبرد که از هنگام انعقاد این فکر و این دعوت، عنصر بیگانهای بتواند در آن داخل شود. در همان منطقه مغرب زمینِ آن روز، مناطقی بودند که تمدّنهای بزرگی داشتند. برخوردشان با پیغمبران نشان میدهد که دارای مدنیّتهایی بودهاند. از جمله، همان مردم شهر انطاکیه، که در سوره «یاسین»، خداوند داستان فرستادن سه پیغمبر رابه آنجا، در عرض هم، نقل میکند. آخرش هم ناسپاسی آن مردم است. این، چیز کمی نیست. تاریخ هم برای ما چیزهایی را از آن ملتها نقل کرده است. این پیغمبر را در آنجا قرار نداد. در جزیرة العرب، معارف بشری وجود نداشت. شرک بود و معارف شرک آلود، در حدّ نازل. لذا در قرآن هم ملاحظه میکنید که با شرک، یک مبارزه جدّی شده است. سوره «اخلاص» که «لم یلد ولم یولد» را این همه درشت کرده است و در این سوره کوچکِ چهار آیهای، «لم یلد ولم یولد» در قلب قرار گرفته و «ولم یکن له کفواً احد» برجسته و متلألی است؛ برای این است که شرک از ذهنها زدوده شود و با پیام خدا مخلوط نگردد. هر کار شرک آلودی در اسلام مردود شده است. ولی از اینکه بگذریم، اسلامْ خالص متولّد شد؛ به اکناف عالم خالص منتقل شد؛ خالص منتشر شد. لذا هر جا رفت، بُرندگی و برجستگی خودش را در مقابله با تمدّنها و فرهنگهای مختلف نشان داد؛ تا وقتی که بتدریج، دعوت کنندگان از آن خلوص افتادند و دعوت هم از آن خلوص افتاد. این بعثت، یک امر دائمی برای بشر است. و این، خصوصیتِ بعثت خاتم الانبیا صلّیاللَّهعلیهوآلهوسلّم است. یعنی هر وقت که زمینه عالم وزندگی بشر از معنویت تهی شود، همین معارفی که قرآن کریم به آن ناطق است، میتواند در هر زمانی بیاید و آن خلأ را پر کند. کیفیّت معارف اسلامی آنچنان کیفیّتی است که در همه شرایط، نیرویی در درون این مجموعه قانونی و مجموعه معارف وجود دارد که در همه شرایط میتواند خلأهای معنوی را پر کند و به بشریت امکانِ زیستن در فضای معنوی را بدهد.1372/10/20
بعثت پیامبر اسلام (صلیالله علیه و آله و سلم) درس بعثت برای ما باید این... باشد که ما پیام آور یک سخن نو هستیم و خودمان باید احترام آن سخنِ نو را حفظ کنیم. تا آنجا که برای بشر ممکن است، اولین عمل کنندگان باشیم. ثانیاً؛ آنچه که ما دردست داریم، مورد نیاز انسانهایی است که از خیرات واقعی زندگی دور ماندهاند. این چیزهایی را که داریم، بیخود با حرفهای اینو آن، با سوغاتیهاىِ دروغینِ همان متفکّرینی که آن دنیای جهنّمی را برای مردم خودشان با آن حرفها بهبار آوردهاند، مخلوط نکنیم. سوم اینکه، در مقابل حرفهای قلمبه سلمبه دیگران، احساس ضعف نکنیم. منطق اینجاست. حرف درست اینجاست. اگر شما یک وقت میبینید چیزی برایتان جا نیفتاده، باید بدانید که درستش دستتان نیست. باید بروید سراغ اهلش، تا درستش را به شما بدهند؛ منطقیاش را، مستحکمش را، قویاش را. و این، همان مشعلی است که پیغمبر اکرم برافروخت. آن روز دنیایی را روشن کرد؛ آن روز تمدّنهایی را - نه یک تمدّن را - پایهریزی کرد و امروز هم میتواند. آن روز هم دنیا چیزهای تازهای داشت: علم داشت؛ پیشرفت داشت؛ انطاکیه را داشت؛ روم را داشت؛ یونان را داشت؛ ایران را داشت؛ هگمتانه را داشت؛ پرسپولیس را داشت. آن روز هم دنیا آنچنان تهىِ تهی نبود. اما وقتی این مشعل روشن شد؛ وقتی این خورشیدْ فروزان شد، همه شمعها فروغ خودشان را از دست دادند و این بر همه غالب شد. «لیظهره علی الدّین کلّه» آمد تا معنویت را به طور طبیعی غلبه دهد. وقتی خورشید طلوع میکند، اگر شما وسط نور خورشید هزار شمع هم بگذارید، اصلاً نوری ندارد. بعثت، اینطور ظهور و غلبهای است. این همان شمع است. این، همان چراغ است. این، همان مشعل است. این، همان خورشید است. قدرش را باید بدانیم. بعثت را باید در خودمان و در زندگیمان زنده کنیم.1372/10/20
غلبه معنویت، هدف بعثت پیامبر صلی الله علیه واله در مقابل حرفهای قلمبه سلمبه دیگران، احساس ضعف نکنیم. منطق اینجاست. حرف درست اینجاست. اگر شما یک وقت میبینید چیزی برایتان جا نیفتاده، باید بدانید که درستش دستتان نیست. باید بروید سراغ اهلش، تا درستش را به شما بدهند؛ منطقیاش را، مستحکمش را، قویاش را. و این، همان مشعلی است که پیغمبر اکرم برافروخت. آن روز دنیایی را روشن کرد؛ آن روز تمدّنهایی را - نه یک تمدّن را - پایهریزی کرد و امروز هم میتواند. آن روز هم دنیا چیزهای تازهای داشت: علم داشت؛ پیشرفت داشت؛ انطاکیه را داشت؛ روم را داشت؛ یونان را داشت؛ ایران را داشت؛ هگمتانه را داشت؛ پرسپولیس را داشت. آن روز هم دنیا آنچنان تهىِ تهی نبود. اما وقتی این مشعل روشن شد؛ وقتی این خورشیدْ فروزان شد، همه شمعها فروغ خودشان را از دست دادند و این بر همه غالب شد. «لیظهره علی الدّین کلّه(1)» آمد تا معنویت را به طور طبیعی غلبه دهد. وقتی خورشید طلوع میکند، اگر شما وسط نور خورشید هزار شمع هم بگذارید، اصلاً نوری ندارد. بعثت، اینطور ظهور و غلبهای است. این همان شمع است. این، همان چراغ است. این، همان مشعل است. این، همان خورشید است. قدرش را باید بدانیم. بعثت را باید در خودمان و در زندگیمان زنده کنیم.1372/10/20
1 )
سوره مبارکه التوبة آیه 33 هُوَ الَّذي أَرسَلَ رَسولَهُ بِالهُدىٰ وَدينِ الحَقِّ لِيُظهِرَهُ عَلَى الدّينِ كُلِّهِ وَلَو كَرِهَ المُشرِكونَ ترجمه: او کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همه آیینها غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند!
بعثت پیامبر اسلام (صلیالله علیه و آله و سلم) پیغمبر بزرگوارِ ما... این مولود مقدّس، در هنگام بعثت بزرگ خود، با چنان دنیایی روبهرو شد و با جهادی بسیار دشوار، انسانیت را از جهل، از خرافات، از فساد، از ظلم، از تعصّبات دودمان برانداز، از زورگویی انسانها به یکدیگرو ستم انسانها و سوار شدن آنها بر دوش یکدیگر، جلوگیری کرد. اصلاً بساط بشریّت را دگرگون کرد. یک بساط جدید و یک وضع جدید را در دنیا به وجود آورد1372/06/14
تزکیه، هدف فردی بعثت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) بعثت نبیاکرم در قلمرو وجود فردی و تحول درونی انسان و همچنین در قلمرو حیات اجتماعی انسان و زندگی جمعی، هدفی را مشخص و معین کرده است. در قلمرو وجود فرد - که اصل هم همین است که تحولی در انسان بهوجود آید - آیاتی در کلام اللَّه آمده است. مثل این آیهی شریفهی سورهی آلعمران: «لقد من اللَّه علی المؤمنین اذ بعث فیهم رسولاً من انفسهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة(1).» این تزکیه و آموختن کتاب و حکمت، همان تحول درونی انسان است. انسان برای اینکه به هدف خلقت خود برسد، باید به هدف بعثت انبیا دربارهی خود نائل شود. یعنی متحول گردد؛ درست شود؛ خوب شود و از آلودگیها و پستیها و عیبها و هواجسی که در درون انسان است و دنیا را به فساد میکشاند، نجات پیدا کند. این، در قلمرو وجود فرد است. بعثت برای این است. در بیانی هم که فرمودند «بعثت لاتمم مکارم الاخلاق»(2)، باز برگشتش به این است. «برانگیخته شدهام که مکرمتهای انسانی را کامل کنم.» یعنی تهذیب انسان؛ تزکیهی انسان؛ انسان را به حکمت سوق دادن؛ او را از جهالت بساطت عامیانه به فهم و زندگی حکیمانه رساندن. این، در مقولهی فرد و در قلمرو حیات فردی است.1371/11/01
1 )
سوره مبارکه آل عمران آیه 164 لَقَد مَنَّ اللَّهُ عَلَى المُؤمِنينَ إِذ بَعَثَ فيهِم رَسولًا مِن أَنفُسِهِم يَتلو عَلَيهِم آياتِهِ وَيُزَكّيهِم وَيُعَلِّمُهُمُ الكِتابَ وَالحِكمَةَ وَإِن كانوا مِن قَبلُ لَفي ضَلالٍ مُبينٍ ترجمه: خداوند بر مؤمنان منت نهاد [= نعمت بزرگی بخشید] هنگامی که در میان آنها، پیامبری از خودشان برانگیخت؛ که آیات او را بر آنها بخواند، و آنها را پاک کند و کتاب و حکمت بیاموزد؛ هر چند پیش از آن، در گمراهی آشکاری بودند.
2 )
سنن كبری،بیهقی ج10 ص 192
تفسیر مجمع البیان ، فضل بن حسن طبرسى ج 10 ص 86
مكارم الاخلاق ، رضى الدين حسن بن فضل طبرسى ص 8
بحارالانوار،علامه مجلسی ج 67 ص 372
كنزالعمال ،متقی هندی ج 11 ص 420 ح 31969
« انما بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاقِ ترجمه: از پيامبر (ص) نقل شده است: همانا من فقط مبعوث شدم تا خصلت هاى پسنديده اخلاقى را كامل كنم.»
عدالت اجتماعی، هدف بعثت انبیاء در قلمرو حیات اجتماعی در قلمرو حیات اجتماعی، چیزی که بهعنوان هدف معین شده است، عدالت اجتماعی است. «لیقوم الناس بالقسط(1).». «قسط» با «عدل» فرق میکند. عدل یک معنای عام است. عدل همان معنای والا و برجستهای است که در زندگی شخصی و عمومی و جسم و جان و سنگ و چوب و همهی حوادث دنیا وجود دارد. یعنی یک موازنهی صحیح. عدل این است. یعنی رفتار صحیح؛ موازنهی صحیح؛ معتدل بودن و به سمت عیب و خروج از حد نرفتن. این، معنای عدل است. لکن قسط، آنطور که انسان میفهمد، همین عدل در مناسبات اجتماعی است. یعنی آن چیزی که ما امروز از آن به «عدالت اجتماعی» تعبیر میکنیم. این، غیر از آن عدل به معنای کلی است. انبیا اگر چه حرکت کلیشان به سمت آن عدالت به معنای کلی است - «بالعدل قامت السموات و الارض(2)»؛ آسمانها هم با همان اعتدال و عدالت و میزان بودن سر پا هستند - اما آن چیزی که فعلاً برای بشر مسأله است و او تشنهی آن است و با کمتر از آن نمیتواند زندگی کند، قسط است. قسط یعنی اینکه عدل، خرد شود و به شکل عدالت اجتماعی در آید. «لیقوم الناس بالقسط.» انبیا برای این آمدند.1371/11/01
1 )
سوره مبارکه الحديد آیه 25 لَقَد أَرسَلنا رُسُلَنا بِالبَيِّناتِ وَأَنزَلنا مَعَهُمُ الكِتابَ وَالميزانَ لِيَقومَ النّاسُ بِالقِسطِ ۖ وَأَنزَلنَا الحَديدَ فيهِ بَأسٌ شَديدٌ وَمَنافِعُ لِلنّاسِ وَلِيَعلَمَ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالغَيبِ ۚ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزيزٌ ترجمه: ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب (آسمانی) و میزان (شناسایی حقّ از باطل و قوانین عادلانه) نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند؛ و آهن را نازل کردیم که در آن نیروی شدید و منافعی برای مردم است، تا خداوند بداند چه کسی او و رسولانش را یاری میکند بیآنکه او را ببینند؛ خداوند قوّی و شکستناپذیر است!
2 )
عوالی اللالی، ابن ابی جمهور احسائی ج4ص103 ؛
مفردات ،راغب اصفهانی : ص 325
ریاض السالكین ،سیدعلی خان مدنی شیرازی:ص588
بالعدل قامت السماوات و الأرض ترجمه: پیامبر(ص) فرمود: آسمان ها و زمین به سبب عدالت است كه پایدار و ثابت است.