newspart/index2
حجاب / چادر/مانتو / حجاب اسلامی / پوشش اسلامی
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
حجاب

یک نکته اساسی هم وجود دارد که در آن اسلام ایستادگی کرده است و آن این است که در طول زمان، چون اخلاق مردان خشن‌تر و اراده آنان در برخورد با مشکلات قویتر و جسمشان سنگینتر بوده است، لذا کارهای مهم و مسؤولیتها و قدرتهای گوناگون را در دست داشته‌اند و این، به مردان امکانی برای سوء استفاده کردن از جنس مخالف - به نفع خودشان - داده است. شما نگاه کنید ببینید که کدام یک از سلاطین، ثروتمندان و پولداران و زرمندان و زورمندان در دربارها و دستگاههایشان، با داشتن پول و مقام و قدرت، به نحوی از انحا، دست به سمت تعرّض و تخطّی و سوءاستفاده از زن دراز نکرده‌اند!؟
اسلام در این‌جا، با کمال قدرت و قوّت ایستاده است و بین زن و مرد در جامعه، مرزی قرار داده است. از نظر اسلام، هیچ کس حق ندارد که این مرز را زیر پا بگذارد و بشکند؛ چون از نظر اسلام، خانواده خیلی مهم است. رابطه زن و مرد در محیط خانواده به‌گونه‌ای است، و در محیط جامعه، به‌گونه‌ای دیگر است. اگر آن ضوابطی که اسلام در محیط جامعه به عنوان حایل بین زن و مرد قرار داده است، بشکند، خانواده خراب میشود. در خانواده، غالباً به زن و گاهی هم به مرد، ممکن است ظلم شود. فرهنگ اسلامی، فرهنگ عدم اختلاط زن و مرد است. چنین زندگیای با خوشبختی ادامه مییابد و میتواند به درستی و با رعایت موازین عقلی بچرخد و حرکت کند و به پیش برود. در این‌جا اسلام سختگیری کرده است. اگر آن حدّ و مرزی که در جامعه قرار داده شده است، چه از طرف زن و چه از طرف مرد بشکند، اسلام در مقابل آن سختگیری میکند؛ درست نقطه مقابل آنچه که شهوترانان عالم میخواسته‌اند و عمل میکرده‌اند. قدرتمندان و زرمندان و زورمندان، مردشان، زنشان و زیردستهایشان و کسانی که با آنها و برای آنها زندگی میکرده‌اند، همیشه عکس این عمل میکرده‌اند. آنها مایل بوده‌اند که این حجاب بین زن و مرد، از بین برود، که این، البته برای زندگىِ جامعه مضرّ و برای اخلاق جامعه بد است. برای حفظ عفّت جامعه زیانبار و بخصوص برای خانواده از همه چیز بدتر است. این، بنیان خانواده را متزلزل میکند.
اسلام به خانواده اهمیت میدهد. تمام دعوای امروزِ بلندگوها و بوقهای تبلیغاتىِ غربی با مسلمین هم بر سرِ همین است. شما ببینید که در مقابل «حجاب» چه حساسیتی نشان میدهند! این حجاب اگر در جمهوری اسلامی باشد، آن را زشت میشمارند. اگر در دانشگاههای کشورهای عربی باشد، که دختران جوانِ دانشجو، با معرفت و آگاهی و با میل و اختیار خود به‌حجاب روی آورده‌اند، حسّاسیت نشان میدهند. اگر در بین احزاب سیاسی باشد، حسّاسیت نشان میدهند. اگر در مدارس و حتّی دبستانهای کشورهای خودشان هم باشد - با این‌که زیردست خودشان است - حسّاسیت نشان میدهند. پس، نقطه دعوا در این‌جاست.1373/07/20

لینک ثابت
حجاب

تکان انقلاب؛ آن حرکت عظیمی که انقلاب در همه جا به‌وجود آورد، بسیاری از این تصوّرات را دور ریخت. البته قبل از انقلاب هم یک عدّه اساتیدِ متدین و مؤمن و خوب، در این دانشگاه - به خاطر این‌که در اقلیت بودند - بروز پیدا کردند. این معنا یادتان باشد؛ این نکته‌ی مهمی است: علّت این‌که قبل از انقلاب - مثلاً بیست سال قبل از انقلاب - چند استاد متدین در دانشگاه پیدا شدند و بروز و ظهور یافتند - یعنی تبرّز پیدا کردند - این بود که در اقلیت بودند. چون محیط، محیطِ بیدینی بود، چند نفر همدیگر را پیدا کردند، با هم اجتماع نمودند و اجتماعشان مایه‌ی تبرّزشان شد. والاّ این‌طور نبود که واقعاً یکایک اینها آدمهای برجسته، مبارز و این چنانی باشند. بعد هم که انقلاب آمد، حرکت عظیمی داد و یک فضای دینی را در محیط دانشگاه به‌وجود آورد؛ آن‌هم یک فضای دینىِ غیرعمیق و غیرماندگار، آن امرِ بیدینی در استخوان‌بندیاش بود. یعنی فضای دینی، درست به جسمش فرونرفته و نفوذ نکرده بود. از این روست که شما امروز، پانزده سال پس از پیروزی انقلاب، به دانشگاه که میروید، آن‌جا را محیط دین نمیبینید. پانزده سال که زمان زیادی نیست. آری؛ بیدینی، عرفِ حاکم نیست. مثل گذشته نیست که بیدینی عرف حاکم بود و اگر کسی میخواست بیدین نباشد، باید به‌گونه‌ای خودش را نجات میداد. پسری ریش داشته باشد؛ دختری حجاب داشته باشد؛ کسی نماز بخواند؛ سر کلاس با یک منکَر مقابله شود و ... اینها یک مجاهدت لازم داشت. امروز آن‌طور نیست. با این‌همه، حاکمیت دین هم - آن‌گونه که توقّع داریم - در دانشگاه وجود ندارد.1373/06/22
لینک ثابت
حجاب

یکی از روشنفکرانِ فعّال معروف که هنوز هم در قید حیات است و قبل از پیروزی انقلاب، اندک مقالات خوبی هم با امضای مستعار در روزنامه‌ها به دست چاپ میسپرد، اوایل انقلاب با ما آشنا شد. من این فرد را از دور میشناختم، ولی از نزدیک با وی آشنایی نداشتم. من و مرحوم بهشتی و آقای هاشمی و مرحوم باهنر، با چند نفر دیگر در «کانون توحید» نشسته بودیم که گفتند این شخص آمده است. دیگرانی که آن‌جا حضور داشتند وی را نمیشناختند؛ اما من که دورادور او را میشناختم، گفتم: «بگویید بیاید.» آمد و خیلی با ما گرم گرفت و با جمع ما مأنوس شد. مردی روشنفکر و هوشمند و از لحاظ ذهنی، انسانی فرهیخته بود. آدمِ کوچکِ بدی نبود.

جلسه‌ی دومی که ایشان از ما وقت گرفت و با عجله نزدمان آمد، مصادف با روزهایی بود که امام دستور داده بودند زنهای بیحجاب نباید در ادارات حضور داشته باشند. یادتان هست دیگر! امام در همان اوایل انقلاب -ماه اوّل بود یا دوم، نمیدانم- چنان دستوری صادر کرده بودند. باری؛ این شخص، یقه‌کَنان آمد و گفت: «آقا! این چه دستوری است امام داده‌اند!؟ این چه کاری است که میکنید!؟ این چه حرفی است که میزنید!؟» خلاصه، با ما بنای محاجّه کردن را گذاشت و بعد هم رفت که رفت! شما ببینید همین یک کلمه حرف امام که به موضوع حجاب و پوشش زن ارتباط پیدا میکرد -یعنی حکمی است در اسلام که نمیشود آن را ندیده گرفت- چه تعداد افراد را از ما رویگردان کرد!1373/04/22

لینک ثابت
حجاب

یکی از روشنفکرانِ فعّال معروف که هنوز هم در قید حیات است و قبل از پیروزی انقلاب، اندک مقالات خوبی هم با امضای مستعار در روزنامه‌ها به دست چاپ می‌سپرد، اوایل انقلاب با ما آشنا شد. من این فرد را از دور می‌شناختم، ولی از نزدیک با وی آشنایی نداشتم. من و مرحوم بهشتی و آقای هاشمی و مرحوم باهنر، با چند نفر دیگر در «کانون توحید» نشسته بودیم که گفتند این شخص آمده است. دیگرانی که آن‌جا حضور داشتند وی را نمی‌شناختند؛ اما من که دورادور او را می‌شناختم، گفتم: «بگویید بیاید.» آمد و خیلی با ما گرم گرفت و با جمع ما مأنوس شد. مردی روشنفکر و هوشمند و از لحاظ ذهنی، انسانی فرهیخته بود. آدمِ کوچکِ بدی نبود.
جلسه‌ی دومی که ایشان از ما وقت گرفت و با عجله نزدمان آمد، مصادف با روزهایی بود که امام دستور داده بودند زنهای بی‌حجاب نباید در ادارات حضور داشته باشند. یادتان هست دیگر! امام در همان اوایل انقلاب - ماه اوّل بود یا دوم، نمی‌دانم - چنان دستوری صادر کرده بودند. باری؛ این شخص، یقه‌کَنان آمد و گفت: «آقا! این چه دستوری است امام داده‌اند!؟ این چه کاری است که می‌کنید!؟ این چه حرفی است که می‌زنید!؟» خلاصه، با ما بنای محاجّه کردن را گذاشت و بعد هم رفت که رفت! شما ببینید همین یک کلمه حرف امام که به موضوع حجاب و پوشش زن ارتباط پیدا می‌کرد - یعنی حکمی است در اسلام که نمی‌شود آن را ندیده گرفت - چه تعداد افراد را از ما رویگردان کرد!
در زمینه‌ی ارزشهاىِ فردىِ اسلامی، هر قدم که جلو بروید به موارد زیادی از این قبیل برخورد میکنید. خوب؛ فلان آدم دلش میخواهد بنشیند و مشروبات الکلی مصرف کند. در سروده‌های شاعران ما، این همه از می صحبت میشود؛ یعنی اصلاً می در زندگی نباشد!؟ اگر کسی با چنین منطقی به باده‌گساری بنشیند، میشود!؟ اسلام میگوید: «نه فقط نمیشود، بلکه حدِّ شرعی هم دارد.» اسلام برای دروغ گفتن و غیبت کردن، حدِّ شرعی قائل نشده، اما برای میخوارگی حدّ شرعی قائل شده است. برای ارتباط با جنس مخالف، به شکل لطیفِ آمیخته‌ی به شهوت -یعنی همان محبّتهای لطیفی که در آنها شهوت هم هست و کسی نمیتواند بگوید نیست- مجازات درنظر گرفته است. مثلاً فرض کنید که فلان آقا با فلان فرد از جنس مخالف، خیلی دوست است و خیلی هم دوستش دارد. آیا در این میان، هیچ رقیقه‌ی شهوانی وجود ندارد!؟ چه کسی میتواند چنین ادّعایی بکند!؟
خوب؛ خیلی از افراد که جوان بودند یا حتّی فراتر از عمر جوانی قرار داشتند، سر و کارشان با چنین مسائلی بود و دلشان را به این حرفها خوش میکردند. اسلام این را قبول نمیکرد. انقلاب اسلامی، نظام اسلامی و ارزشهای اسلامی، این مسائل را قبول نمیکرد. چنین مسائلی را نه پیغمبر قبول کرده است و نه قرآن. شوخی که نیست! ما از خودمان که در نیاورده‌ایم!1373/04/22

لینک ثابت
حجاب

رهبر انقلاب‌ اسلامی‌ بی‌تحملی‌ غرب‌ را در برابر حجاب‌ زنان‌ مسلمان‌ و یا انتشار یک‌ مقاله‌ درست‌ در مطبوعات‌ آن‌ کشورها، نشانه‌ روشنی‌ از تعصب‌ و تحجر غرب‌ و حاکمیت‌ احساسات‌ و تعصبات‌ قبیله‌ای‌ در اروپا و آمریکا توصیف‌ کردند و در پایان‌ سخنانشان‌ فرمودند: در جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌ مطبوعات‌ حقیقتا جایگاه‌ مهمی‌ دارند زیرا اقوام‌ کشور، تمدن‌، فرهنگ‌ و اعتلای‌ جامعه‌ بستگی‌ به‌ وضعیت‌ مطبوعات‌ دارد و دست‌ اندرکاران‌ امور مطبوعاتی‌ در کشور باید تلاش‌ کنند که‌ این‌ وظیفه‌ بزرگ‌ به‌ بهترین‌ وجه‌ به‌ انجام‌ برسد.1373/02/24
لینک ثابت
حجاب

استعمارگران و کسانی که میخواستند بر این کشور سلطه سیاسی و فرهنگی و اقتصادی و غیره پیدا کنند، دین را از محیط دانشگاه حذف کردند. راه پیدا کردن این سلطه این بود که دین را حذف کنند. اهل دین و علمای دین را حذف کنند. یا اگر به کل از بین نمیبرند، آن را به صورتهای بیجانی تبدیل کنند. این، کاری بود که از همان اوانی که اشاره کردم - تقریباً از همان صدوپنجاه سال پیش؛ در اواخر حکومت ناصرالدّین شاه - دنبال شده است. حالا علما هم باشند برای وقتهایی که شاید وجودشان لازم باشد و از آنها استفاده کنیم؛ اما بدون روح و معنای عالم دین. این را میخواستند.
البته رضاخان آمد قلدری و بیعقلی کرد و همان ظاهرش را هم خواست در سطح جامعه و بخصوص در محیطهای علمی حذف کند. نیّت این بود. لذا در محیطهای دانشگاهی ما، دین یک چیز بیگانه شد. دانشگاه ما را این‌طور ساختند. یک چیز بیگانه؛ چرا؟ هدف بسیار روشن بود. برنامه بسیار زیرکانه‌ای بود. برای این‌که اگر دین در دانشگاه نباشد، آن کسانی که در این فضا پرورش پیدا میکنند، در آینده همان سردمداران و سررشته‌داران زندگی هستند، که بیدین شده‌اند و به سهولت جامعه را به سمت بیدینی خواهند کشاند! این، هدفی بود که دنبال شد و انصافاً هم، تا مدّتی و در برهه طولانیای از زمان، موفّق شدند. محیط دانشگاه را محیط بیگانه از دین کردند.
البته نمیتوانستند دانشگاه را از انسانهای متدیّن، به کلّی خالی کنند. این روشن است. بالأخره جوانان این مملکت، بچه‌های خانواده‌های متدیّن بودند و به دانشگاه میآمدند. عدّه‌ای، البته، از دین خارج، یا به آن بیاعتنا یا سرد میشدند. اما عدّه‌ای هم متدین میماندند. همان زمان هم داشتیم. پس، معنایش این نیست که در دانشگاه، آدم متدیّن نبود. بلکه معنایش این است که در دانشگاه، آن آدم متدیّن، غریب بود. همان دختر متدیّنی که میخواست دین و حجاب خود را نگه‌دارد، در دانشگاه کشور اسلامی و مسلمان - کشور ایران - در آن زمان، غریب بود. پسر دانشجوی متدیّن هم غریب بود. استاد متدیّن هم غریب بود. روال عمومی دانشگاه، هیچ‌گونه کمکی به او نمیکرد. بلکه در موارد بسیاری، معارضه و اصطکاک هم با او درست میکرد. اما اگر دانشجو یا استاد، بیدین و لاابالی بود، روال عمومی دانشگاه با او هیچ‌گونه اصطکاکی نداشت. به او میدان داده میشد.1372/09/24

لینک ثابت
حجاب

مقام‌ معظم‌ رهبری‌ رفتار خشونت‌آمیز مردان‌ را با زنان‌ نشانه‌ وحشیگری‌، کوردلی‌ و دوری‌ از فرهنگ‌ اسلامی‌ توصیف‌ کردند و ضمن‌ تأکید بر محکومیت‌ آن‌ از دیدگاه‌ اسلام‌ فرمودند: در جامعه‌ اسلامی‌ زن‌ مسلمان‌ دارای‌ حرمت‌ و شخصیتی‌ ویژه‌ است‌ که‌حجاب و پوشش‌ زن‌ مظهر حرمت‌ و شخصیت‌ وی‌ بشمار می‌رود. حجاب نشانه‌ تکریم‌ زن‌ است‌ و اسلام‌ حرمت‌ و تکریم‌ را برای‌ تمام‌ زنانی‌ که‌ در ورای‌ حجاب قرار می‌گیرند قائل‌ می‌شود.
حضرت‌ آیت‌ خامنه‌ای‌ در بخش‌ دیگری‌ از بیاناتشان‌ فرمودند: اگر ما بتوانیم‌ با همت‌ زنان‌ فرزانه‌ و فداکار ایران‌ و با روشن‌بینی‌ مسئولان‌ کشور در قوای‌ مجریه‌، مقننه‌ و قضاییه‌ آنچه‌ را که‌ امروز زنان‌ ما در جامعه‌ نوپای‌ اسلامی‌ بدست‌ آورده‌اند تکمیل‌ کنیم‌ و زنان‌ جهان‌ می‌توانند آن‌ را الگویی‌ شایسته‌ برای‌ خود قرار دهند.
رهبر انقلاب‌ اسلامی‌ سپس‌ به‌ بیان‌ ویژگیهای‌ زن‌ ممتاز در جامعه‌ اسلامی‌ پرداختند و فرمودند: در نظام‌ اسلامی‌ زنان‌ باید از درک‌ سیاسی‌ برخوردار باشند، فن‌ خانه‌داری‌ و همسرداری‌ را بدانند و در صحنه‌ فعالیت‌های‌ اجتماعی‌، سیاسی‌، علمی‌ و خدمات‌، مظهر عصمت‌، طهارت‌ و مناعت‌ باشند و به‌ این‌ مهم‌ توجه‌ کنند که‌ حجاب شرط اول‌ است‌. زیرا بدون‌ حجاب‌، زن‌ فراغت‌ لازم‌ را برای‌ دستیابی‌ به‌ مراتب‌ بالا بدست‌ نخواهد آورد.
مقام‌ معظم‌ رهبری‌ انتقاد دنیای‌ غرب‌ از رعایت‌ حجاب در جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌ را نشانی‌ از گمراهی‌ غرب‌ و تناقض‌ شدید فرهنگ‌ غربی‌ توصیف‌ کردند و فرمودند: رعایت‌ حجاب در فرهنگ‌ غربی‌ خلاف‌ حقوق‌ بشر بشمار می‌رود ولی‌ ساقط کردن‌ یک‌ هواپیمای‌ مسافری‌ با صدها سرنشین‌ خلاف‌ حقوق‌ بشر نیست‌ و به‌ آن‌ اشکالی‌ وارد نمی‌شود و عامل‌ این‌ جنایت‌ نیز پاداش‌ می‌گیرد. در بوسنی‌ و هرزگوین‌ صربها و کرواتها قتل‌ و غارت‌ و ویرانی‌ را به‌ اوج‌ می‌رسانند اما در فرهنگ‌ غرب‌ به‌ آن‌ اشکال‌ گرفته‌ نمی‌شود اما هنگامی‌ که‌ در ایران‌ یک‌ مجرم‌ جنایتکار و یا یک‌ قاچاقچی‌ که‌ هزاران‌ نفر را به‌ مواد مرگبار معتاد کرده‌ است‌ محاکمه‌ و به‌ اعدام‌ محکوم‌ می‌شود فریاد اعتراض‌ غربی‌ها و عناصر به‌ ظاهر متمدن‌ بلند می‌شود و می‌گویند این‌ کار خلاف‌ حقوق‌ بشر است‌.1372/09/17

لینک ثابت
حجاب

در زمان طاغوت آنهایی که سنّشان اجازه می‌دهد، یادشان است بسیاری از خانواده‌ها، بسیاری از دخترها، بسیاری از زنان خوب و با استعداد، در گوشه‌ی خانه‌ها ماندند و از ترقیّات محروم شدند؛ به خاطر این‌که فضای جامعه برایشان ناامن بود. اگر قرار بود دانشگاه بروند، حاضر نبودند. اگر قرار بود به محیطهای هنری بروند، دلشان نمی‌خواست بروند. چون احساس ناامنی می‌کردند. حتی اگر در محیطهای علمیِ غیر دانشگاهی می‌خواستند بروند مثل مجامع و کنفرانسهای علمی همین‌طور بود. محیط جامعه، محیط ناامنی بود. به محیطهای تربیتی، ورزشی و تربیت بدنی می‌خواستند بروند، همین‌طور. یعنی بخش مهمی از زنان جامعه‌ی ما، در زمان طاغوت از حضور در مجامع پرهیز می‌کردند. شما ببینید از دخترانی که بی‌سواد مُردند و خانمهایی که مسن شدند سالیانی را گذراندند و بدون سواد و معلومات کافی، یا بدون برجستگیهای گوناگون علمی و هنری از دنیا رفتند چقدر بودند کسانی که استعدادهای علمی داشتند، استعدادهای هنری داشتند، استعداد نویسندگی داشتند، استعداد سخنوری داشتند، استعداد تحقیقات داشتند، استعدادهای گوناگون پزشکی داشتند. امّا می‌دیدند محیط جامعه، محیطِ ناامنی است. اینها یک گروه بودند.
دسته‌ی دیگری هم بودند که جرأت می‌کردند و وارد دانشگاه می‌شدند. حال یا برایشان آن فضای فاسد، اهمیت نداشت، یا نه؛ یک نوع گستاخی داشتند. می‌گفتند: «محیط فاسد است، باشد. ما وارد می‌شویم و نمی‌گذاریم فساد به ما سرایت کند». تعداد معدودی از این دختران داشتیم که در آن زمان، با چادر و با حجاب، در دانشگاهها مشغول آموزشهای گوناگون علمی، پزشکی و غیره بودند. البته خیلی معدود بودند. اما غالبِ کسانی که وارد محیطهای علمی می‌شدند و این جرأت را می‌کردند که وارد شوند، وقت زیادی از اوقاتشان برای این‌طور چیزها صرف می‌شد: برای رسیدگی به مُد، برای مسائل مربوط به چیزهایی که در یک محیط غیراسلامی، برای زنان حتماً وجود دارد (ارتباطات نامشروع و خطرناک، گفتگوها و مذاکراتی که بین خود زنان و دختران هست). اینها چیزهایی است که وقت را می‌گیرد.1372/09/08

لینک ثابت
حجاب

راجع به خانمهای به اصطلاح بدحجاب، خیلی بحث است. در رسانه‌ها می‌گویند، روزنامه‌ها می‌نویسند، حزب‌الّلهی‌ها می‌گویند، خانواده‌ی شهدا هم هر وقت با آنها می‌نشینیم به ما شکایت می‌کنند. این، البته بحث دیگری است و تدابیر دیگری دارد. من عرض می‌کنم: در ادارات، خیلی از این خانمها هستند که شما اوّل باید مراقبت کنید، ترتیبی برای وضع حجابشان بدهید. یعنی مقیّد باشند به این‌که حجابشان را حفظ کنند. ما البته لباس خاصّی را به کسی تحمیل نمی‌کنیم. اگر سلیقه‌ی من را سؤال کنند، من چادر را بر هر حجاب دیگری برای زن ترجیح می‌دهم. اما این، سلیقه‌ی من است. حجاب، محلّ کلام است؛ محلّ حکم الهی است. خانمها، محجّبه، با مواظبت و بدون داشتن تظاهراتی از لاابالی گری ظاهر شوند. از کارهای خیلی بد این است که بعضی از خانمها ناخنهایشان را بلند می‌گذارند، کأنّهُ می‌خواهند مثلاً از فلان وسیله‌ی موسیقی استفاده کنند! شما که اهل این نیستید، ولی این تشبّه است. این تشبّه، چیز بدی است. «ای دو صد لعنت بر این تقلید باد.» البته تقلید در امر تخصّصی، یک امر لازم است. آن، حکم عقل است. چیزی که بلد نیستیم، باید از آن‌که بلد است یاد بگیریم و از او تبعیت و تقلید کنیم. اما نه تقلید در این آداب و رفتار و سنّتها و حرف زدن و کار کردن و نشست و برخاست کردن از این آدمهای لاابالی. یا مثلاً فرض کنید بعضی لاکهایی به ناخنهایشان می‌زنند. آدمی که اهل وضوست، نمی‌تواند این لاکها را بزند. اینها چیزها واضحی است. باید مواظب و مقیّد باشند. خانمها را مواظبت کنید. مقیّدشان کنید. به آنها بگویید و تذکر بدهید. یا مثلاً در محیط کار، رفتارهای جلف زن و مرد نباید وجود داشته باشد. شما اگر در محیط کارتان این رفتارها را مواظبت کنید، کار، بهتر و روانتر انجام می‌گیرد. مشکل بدحجابی، شاید صدی پنجاه، صدی شصتش، همین‌طور حل می‌شود. این را بعید ندانید. غرض، محیط را محیط دینی کنید.1372/05/07
لینک ثابت
حجاب

راجع به خانمهای به اصطلاح بدحجاب، خیلی بحث است. در رسانه‌ها می‌گویند، روزنامه‌ها می‌نویسند، حزب‌الّلهی‌ها می‌گویند، خانواده‌ی شهدا هم هر وقت با آنها می‌نشینیم به ما شکایت می‌کنند. این، البته بحث دیگری است و تدابیر دیگری دارد. من عرض می‌کنم: در ادارات، خیلی از این خانمها هستند که شما اوّل باید مراقبت کنید، ترتیبی برای وضع حجابشان بدهید. یعنی مقیّد باشند به این‌که حجابشان را حفظ کنند. ما البته لباس خاصّی را به کسی تحمیل نمی‌کنیم. اگر سلیقه‌ی من را سؤال کنند، من چادر را بر هر حجاب دیگری برای زن ترجیح می‌دهم. اما این، سلیقه‌ی من است. حجاب، محلّ کلام است؛ محلّ حکم الهی است. خانمها، محجّبه، با مواظبت و بدون داشتن تظاهراتی از لاابالی گری ظاهر شوند. از کارهای خیلی بد این است که بعضی از خانمها ناخنهایشان را بلند می‌گذارند، کأنّهُ می‌خواهند مثلاً از فلان وسیله‌ی موسیقی استفاده کنند! شما که اهل این نیستید، ولی این تشبّه است. این تشبّه، چیز بدی است. «ای دو صد لعنت بر این تقلید باد.» البته تقلید در امر تخصّصی، یک امر لازم است. آن، حکم عقل است. چیزی که بلد نیستیم، باید از آن‌که بلد است یاد بگیریم و از او تبعیت و تقلید کنیم. اما نه تقلید در این آداب و رفتار و سنّتها و حرف زدن و کار کردن و نشست و برخاست کردن از این آدمهای لاابالی. یا مثلاً فرض کنید بعضی لاکهایی به ناخنهایشان می‌زنند. آدمی که اهل وضوست، نمی‌تواند این لاکها را بزند. اینها چیزها واضحی است. باید مواظب و مقیّد باشند. خانمها را مواظبت کنید. مقیّدشان کنید. به آنها بگویید و تذکر بدهید. یا مثلاً در محیط کار، رفتارهای جلف زن و مرد نباید وجود داشته باشد. شما اگر در محیط کارتان این رفتارها را مواظبت کنید، کار، بهتر و روانتر انجام می‌گیرد. مشکل بدحجابی، شاید صدی پنجاه، صدی شصتش، همین‌طور حل می‌شود. این را بعید ندانید. غرض، محیط را محیط دینی کنید.1372/05/07
لینک ثابت
حجاب

همین غربیهایى که این‌قدر دم از آزادگى و آزاد فکرى مى‌زنند، در عمل جزو متعصّب‌ترین آدمهایند. اگر لباس آنها را نپوشید، قبولتان ندارند! اگر کراوات آنها را نزنید، قبولتان ندارند! اگر مثل آنها میخوارگى نکنید، قبولتان ندارند! اگر مثل آنها در مسائل مربوط به زن و مرد بى‌بندوبار نباشید، قبولتان ندارند! هر که باشید و هر چه باشید، از هر ارزشى برخوردار باشید؛ اما فرهنگ آنها را نداشته باشید، قبولتان ندارند! اما هر که باشند و هر چه باشند و در هر پایه‌اى از پستى باشند و اینها را قبول داشته باشند، تحمّلشان مى‌کنند! ملاحظه کنید ببینید در دنیا، رژیمهاى دیکتاتور، مستبد، آدمکش، بى‌اعتنا به حقوق بشر، بى‌اعتنا به دمکراسى؛ رژیمهایى که بویى از مجلس و دمکراسى نبرده‌اند؛ رژیمهاى کودتایى که براساس کودتا بر سرِ کار آمده‌اند، چون فرهنگ غرب را قبول دارند و در مقابل آن تسلیمند، براى غربیها قابل قبول و قابل پذیرشند. اینها را از خودشان مى‌دانند؛ اما کسانى را که از قبول آن فرهنگ سرباز زنند، به‌طور دربست و مطلق رد مى‌کنند. این تعصب نیست!؟ این دُگم‌اندیشى نیست!؟ این تحجّر نیست!؟ در مقابل چنین متعصّبینى، آیا باید روددربایستى داشته باشیم که بگوییم ما پایبند به اسلامیم؛ ما پایبند به حجابیم؛ ما پایبند به احکام قضایى اسلامى هستیم!؟ چرا رودربایستى کنیم!؟ چرا ملاحظه کنیم!؟ تنها عاملى که مى‌تواند قدرت نظام اسلامى و بُرندگى‌اش را در مقابل این دشمنان خشن، با آن چهره‌هاى عبوسشان نسبت به اسلام و مسلمین، حفظ کند و آنها را وادار به قبول و تسلیم نماید، همین پایبندى است. شما یک قدم عقب بنشینید، آنها یک قدم جلو مى‌آیند. یکى از سنگرها را خالى کنید، آنها مى‌آیند سنگر شما را پُر و شما را وادار به عقب‌نشینى مى‌کنند. موضعگیرى سیاسى باید بر اساس این چیزها باشد.1372/03/08
لینک ثابت
حجاب

در امریکا و اروپا مسلمانان و گروههای اسلامی مورد اهانت و تهمت قرار می‌گیرند و در مواردی تظاهر به پایبندیهای اسلامی از قبیل حجاب زنان ممنوع می‌گردد. اهانت علنی به اسلام در قالب حجاب تحریم شده و به وسیله‌ی نویسنده‌یی مهدورالدّم مکّرر مورد حمایت علنی سردمداران رژیم‌های اروپایی قرار می‌گیرد و حتی رئیس رژیم بدنام و بدسابقه‌ی انگلیس، با آن نویسنده‌ی قلم‌به‌مزد و بی‌ارزش ملاقات می‌کند.
...
تضییع حقوق زنان، تهمت از سوی کسانی است که شأن والای زن ایرانی را که با حفظ حجاب و حدّ شرعی، در برترین فعالیّتهای کشور شرکت می‌ورزد، نمی‌پسندند و ابتذال حاکم بر روابط زن و مرد و بهره‌کشی ناجوانمردانه از زن در جوامع غربی را، نسخه‌ی مطلوب در حیات اجتماعی زن می‌شمرند.1372/02/28

لینک ثابت
حجاب

عدّه‌ای خیال کرده‌اند که وقتی ما به تهاجم فرهنگی غرب حمله میکنیم، فقط مسأله‌مان این‌است که یک نفر در خیابان حجابش را درست رعایت نکرده است. مردم بحمداللَّه حجابشان را رعایت میکنند؛ الّا افرادی قلیل. مسأله اینها نیست. این، فرعی است. اصل قضیه آن است که داخل خانه‌هاست و از مجامع جوانان سرچشمه میگیرد و دشمنان آن‌جا کار میکنند. آن‌که آشکار نیست، آن‌که پنهان است، خطر آن‌جاست. جوانان ما شهوات را دور انداختند، راحتی و لذّت را دور انداختند؛ رفتند در میدان مبارزه و توانستند دشمن را به زانو درآورند. حال دشمن از جوانان ما انتقامش را میگیرد. انتقامش چیست؟ انتقام دشمن این است که جوانان ما را به لذّات و شهوات سرگرم کند. پول خرج میکنند، عکس مبتذل چاپ میکنند و مجّانی بین جوانان منتشر میکنند. ویدئو درست میکنند و فیلمهای مهیّج شهوت را مجّانی به این و آن میدهند که نگاه کنند. البته، یکعدّه از این طریق، پول هم دست می‌آورند؛ اما آنهایی که سرمایه‌گذاری میکنند، برای پول، سرمایه‌گذاری نمیکنند. میتوانند آنها را در کشورهای دیگر، آزادانه پخش کنند و پول به‌دست آورند. این‌جا میخواهند نسل جوان را ضایع و نابود کنند.1372/02/15
لینک ثابت
حجاب

یک وقت شما آقایان به من گفتید: در فیلمهایی که بعضی می‌سازند - چون امروز در جمهوری اسلامی، زن بی‌حجاب قهراً در فیلمها نمی‌تواند وارد شود - برای آن‌که بالاخره آن مسأله‌ی جاذبه‌ی جنسی را - که حسابش در جای خودش معین شده و درباره‌اش بحث شده است - به گونه‌ای در فیلمها وارد کنند، همان زن چارقد بسته را به‌گونه‌ای وارد فیلم می‌کنند که آن مقصود را تأمین کند! زن، بالاخره در چادر هم زن است. اگر کسی بخواهد زن را با جاذبه‌ی جنسی ارائه دهد، در چادر هم می‌تواند؛ چه رسد با روسری! آنها در فیلم خودشان، برطبق همان نسخه و سرمشق شناخته شده‌ی قدیمی که همواره در اروپا و فضای هنر غربی وجود داشته که «زن بایستی به شکل متهتر وجود داشته باشد و جاذبه‌ی جنسی بایستی در فیلمها به شکل غالب باشد» عمل می‌کنند. حتی در بسیاری از آثار دیگر هنری هم، این کار انجام می‌شود.1371/11/04
لینک ثابت
حجاب

بنده دیده‌ام کشورهایی در طول چند سال، بی‌سوادی را به صفر رسانده‌اند؛ آن هم کشورهایی که از لحاظ مالی تمکنی نداشته و فقیر و کمک‌بگیر بوده‌اند. اما همت کرده و این کار را به سامان رسانده‌اند.
نمی‌گویم باید مثل آنها باشیم؛ اشتباه نشود. من نسبت به ملت خودمان احساس حقارت ندارم. آنها از روشهایی استفاده کردند که ما از آن روشها استفاده نمی‌کنیم. آنها چگونگی معلم فرستادنشان به شکلی بود که با موازین اسلامی ما سازگار نیست. ما با احتفاظ بر عفت، عصمت و حجاب این کار را کردیم. همان‌طور که اشاره کردند، دخترهایی که می‌روند و درس می‌دهند، حجاب کامل دارند. لذا، با این وضعیت نمی‌توان آن‌طور حرکت کرد. درعین‌حال، با این‌که فکر نمی‌کنیم باید آن روشها را به کار می‌بردیم، تصورم این است که ما در این قضیه - سوادآموزی - مقداری عقبیم. من احساس تقصیر می‌کنم و البته این تقصیر، در عوامل و عناصر فعال و اجرایی مثل شما نیست. شما یا مسؤولین سوادآموزی، همه‌ی تلاشتان را کرده‌اید؛ لکن برنامه‌ریزهای کشور - آنهایی که بودجه و پول دستشان است و آنهایی که برنامه‌ها را سبک و سنگین می‌کنند - باعث اسقاط این برنامه می‌شوند. مثلاً آن را حذف می‌کنند، این را تقویت می‌کنند؛ به آن پول می‌دهند، به این نمی‌دهند؛ درصدی از این کم می‌کنند، به آن اضافه می‌کنند، و توجه نکرده‌اند که رشد و توسعه در یک کشور، با داشتن بازوهای اجرایی با سواد، به مراتب سریعتر و آسانتر از رشد و توسعه به وسیله‌ی گروهی است که بخش عظیمی از آنها بی‌سواد باشند. شما در همین روستاها که ملاحظه کنید؛ اگر روستاییان سواددار باشند؛ اگر توصیه‌های کشاورزی را بتوانند ببینند؛ اگر توصیه‌های بهداشتی را بتوانند بخوانند و اگر میل به معلومات و سواد پیدا کنند، در همین کارهایی که به عهده‌ی خود آنهاست مستقیماً اثر می‌گذارد.1371/10/07

لینک ثابت
عصمت, زن, زن در اسلام, عفت, حجاب, حجاب, کرامت زن

ما زن را به عفت، به عصمت، به حجاب، به عدم اختلاط و آمیزش بی‌حد و مرز میان زن و مرد، به حفظ كرامت انسانی، به آرایش نكردن در مقابل مرد بیگانه دعوت می‌كنیم.1371/09/25
لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی