در مقابل ما دشمنی قرار دارد که پانزده سال تلاش کرد و نتوانست ضربه بزند؛ اما هنوز مأیوس نشده است. بحمد اللّه نقاط قوّت ما زیاد است. باید این نقاط قوّت را تقویت کنیم؛ همین نقاط قوّتی که گفتم و بسی نقاط قوّت دیگر را. اینها را باید تقویت کنیم. البته نقاط ضعفی هم داریم که باید در برطرف کردنشان بکوشیم و بدانیم که دشمنان میخواهند نقاط قوّت ما را از بین ببرند.1373/01/24
لینک ثابت
شما نظامی هستید و میدانید که در مبارزات- چه مبارزات نظامی و چه مبارزات سیاسی یا اقتصادی- هر طرف باید بر نقاط قوّت خود و نقاط ضعف طرف مقابل تکیه کند. شما ببینید نقطهی قوّتتان چیست و روی آن تکیه کنید؛ چنانکه در میدان جنگ همین کار را میکنید. یعنی نقطه ضعف طرف را مییابید، رخنهگاه را در صفوف طرف مقابل پیدا میکنید و حمله را بر نقاط ضعف طرف متمرکز مینمایید؛ و اگر بتوانید نقاط قوّتِ طرف را از بین ببرید، به این کار میپردازید. فرض بفرمایید اگر دشمن هواپیماهای بسیار تیزپروازی دارد، برای زمینگیر کردن او در منطقه، ضدّهواییتان را تقویت میکنید. یا اگر زرهیِ بسیار مسلّطی دارد، شما ضدّ زرهیتان را مجهّز میکنید تا او زمینگیر شود. در مبارزات نظامی، این قاعدهی کلّی است و همهی ارتشهای جهان، در نبردها چنین کاری میکنند. در دنیای سیاست نیز همینطور است. استکبار به کشور ما نگاه کرده و دیده است که ملت ایران نقاط قوّت و نقاط ضعفی دارد. بنابراین میخواهد ضمن حدّ اکثر استفاده از نقاط ضعف، تا آنجا که میتواند نقاط قوّت را از بین ببرد و مانع استفادهی این ملت از نقاط قوّت خود شود.
ما فعلًا به نقاط ضعف نمیپردازیم؛ چون مستلزم بحثی طولانی است و من میخواهم صحبتم کوتاه باشد. و اما، ملت ایران نقاط قوّتی دارد که اگر بخواهم فهرستوار به آنها اشاره کنم، شاید در این فرصت بتوانم به هفت، هشت مورد که کسی نمیتواند در بارهشان شک کند، بپردازم.
یکی از نقاط قوّت ملت ایران هوش بالای اوست. نه اینکه صرفاً ما مدّعیِ برخورداری مردم ایران از این نقطهی قوّت باشیم؛ بلکه همهی تحصیلکردگان یا مدرّسین دانشگاههای دنیا که با چنین مباحثی آشنایی دارند، میدانند متوسّط هوش ایرانی از متوسّط هوش جهانی بالاتر است. در همهی دنیا، متخصّصینی که ضریب هوشی ملتها را برآورد میکنند و محقّینی که کارشان سنجش هوش و استعداد است بر این نقطهی قوّت ایرانیان اذعان دارند. بنابراین، ملت ایران، ملتی باهوش است و نتیجهی بهرهمندی از این نقطهی قوت آن است که پیشرفت علمی، پیشرفت صنعتی و پیشرفت سیاسی برای او میسّر است.1373/01/24
لینک ثابت
دیگر نقطهی قوّت ملت ایران عبارت است از سابقهی کهن و ریشهدار تاریخی، فرهنگی، علمی و غیره که در وجود آن تردیدی نیست. ملتی را که تازه امروز از زیر بوته بیرون آمده و تبدیل به یک ملت شده و فاقد گذشته و سابقه و علم و فرهنگ و بزرگان است، نمیتوان با ملتی مقایسه کرد که روزی بزرگترین دانشمندان دنیا از آنِ او بودند و این امتیاز هم نه یکبار و دوبار، که قرنهای متمادی مربوط به او بود. در قرنهای بعد از اسلام، یعنی از قرن چهارم هجری به بعد، تا چند قرن- نمیخواهم به طور دقیق مرزبندی کنم؛ چون مرزهای قرون، محل اختلاف و خدشه است. اما اصلش مسلّم است- بزرگترین دانشمندان دنیا در رشتههای مختلف علوم- چه در رشتهی طبیعی، چه در رشتهی انسانی، چه در رشتهی نجوم و چه در ادبیات و فلسفه و ریاضی- ایرانی بودند و از میان آنها «فارابیها، «ابن سیناها، «فخر رازیها، محمّد بن زکریّای رازیها، «خوارزمیها و «خیّامها و «فردوسیها و «سعدیها برخاستند. اینها گذشتهی ملت ماست.
در مثالی محسوس میتوان گفت که گذشتهی تاریخی به مثابهی شفته و بتونی است که ستون روی آن قرار دارد. هرچه شفته در عمق بیشتری فرورفته و قویتر باشد، ستونِ بناشدهی روی آن از استحکام بیشتری برخوردار است. ملتی که سابقهی تاریخی ندارد مثل ستونی است که آن را روی زمینِ سُست بنا کرده باشند. هرچه هم باعظمت باشد آسیبپذیریاش خیلی زیاد است.1373/01/24
لینک ثابت
حال شما نگاه کنید و ببینید دشمنان ما نسبت به نقاط قوّتِ مورد بحث، چه موضعگیریهایی میکنند! ببینید چطور میکوشند بعضی از این نقاط قوّت را که قابل گرفتن است، از ملت ایران بگیرند و بعضی را که قابل گرفتن نیست، از نظر این ملت پوشیده بدارند و روحیهی او را تضعیف کنند!1373/01/24
لینک ثابت
و اما، یکی از نقاط قوّتِ بزرگ ملت ایران، ایمان و دینباوری، معرفت دینی و مذهبی و علاقهی شدید به مسائل الهی و معنوی است. این هم نقطهی قوّتی است که کسی نمیتواند انکارش کند. همیشه بزرگترین کارها را کسانی کردهاند که با منبع غیبی در ارتباط بودهاند. این، امر واضحی است. به عنوان مثال، در جهاد هشتسالهی ملت ایران، اگر توسّل و توجّه و تکیه به غیب و اتکا به خدا به عنوان منشأ تمام قدرتهای عالم وجود نداشت، آن پیروزیهای درخشان به دست نمیآمد.
در مقابل آن جبههی مستحکم، تکیه بر معنویت بود که توانست همه گرهها را باز کند. وقتی به این ملت میگفتند «دشمنان، همهی امکانات تسلیحاتی را فراهم آوردهاند تا شما را در جنگ شکست دهند»، جواب ملت این بود که «خدا بالاتر و قویتر از اینهاست.» ملت ایران با این اعتقاد در جنگ تحمیلی، در انقلاب بزرگ اسلامی و در طول تاریخ در همهی مراحل پیش رفته است. این هم از خصوصیات ملت ایران است. ملت ایران ملت دینباوری است. البته در دنیا ملتهایی هستند که دینباورند. در بین ملتهای غربی هم بعضی به دین، باور و اعتقاد دارند. اما بعضی هم، اساساً مردمانی لاابالیاند که با دین و ایمان و خدا و معنویت سرو کاری ندارند. در دنیا، در بین مسیحیان و غیر مسلمانان و ادیان دیگر، چنین انسانهایی وجود دارند. ملت ایران جزو ملتهایی است که از سابق، گرایش دینی داشته است.
در قبل از انقلاب، زمانی یکی از نویسندگان معروف عرب به ایران آمده بود. در دیداری که باهم داشتیم، به من گفت: «من به همهی کشورهای اسلامی سفر کردهام؛ اما در هیچ کشوری ندیدم وقتی مردم سوار بر قطارند و به مسافرت میروند، به هنگام نماز، ناگهان قطار توقف کند و همه برای ادای نماز پیاده شوند.» میگفت: «من برای اوّل بار در ایران است که شاهد چنین موضوعی هستم و در هیچ جای دیگر نظیرش را ندیدهام.»1373/01/24
لینک ثابت
آری؛ همین گرایش معنوی و دینی بود که نقطهی قوّت بعدی را به وجود آورد و آن، انجام یکی از بزرگترین آزمایشهای ملی و قیامهای شجاعانهی طول تاریخ، در برههای حسّاس از حیات این ملت، یعنی انقلاب کبیر اسلامی ما و ایستادن پای این انقلاب و تشکیل حکومتی براساس این انقلاب بود که همان حکومت هم جمهوری اسلامی ایران است. اینها از برکات همان دینباوری است. دیدید کسانی را که ادّعای آزادیخواهی و مبارزه و انقلابیگری میکردند اما ته و توی وجودشان از دین بیگانه بود، چطور میان راه، سقط و زمینگیر شدند و به قول شماها «کُپ» کردند و نتوانستند جلو بیایند؟! اما ملت ایران، همچنان پیش رفت و پیش رفت و هنوز هم به برکت ایمان پیش میرود.
پس، نقطهی قوّت بعدیِ ملت ایران، عبارت است از شکلگیری و ایجاد یک قیام شجاعانه. شما به قیامهای تاریخ که بر ضدّ قدرتهای ظالم شکل گرفته است نگاه کنید! در هرکدام نگاه و مدّاقه کنید، بازهم میبینید قیام عظیم ملت ایران که مراحل عملی آن پانزده سال طول کشید، هم ریشههایش بیشتر از پانزده سال بود و هم فداکاریها و شهید دادنها و گذشتهایش. در این انقلاب، چقدر گذشت شد! مگر شوخی است؟! مگر گذشت کار آسانی است؟! شما اگر در صف اتوبوس ایستاده باشید و جایتان را به کس دیگری بدهید، میگویید: «من گذشت کردم.» هم خودتان خوشحالید و هم دیگران به خاطر این گذشت به شما «آفرین» میگویند. گذشت این قدر مهم است. حتی در حدّ بخشیدن جای خود در صف اتوبوس به دیگری که ظاهراً کار مهمّی هم نیست. بالاخره، یک ربع بعد از آن، اتوبوسی دیگری از راه میرسد و شما میروید. آن وقت ببینید گذشت از جان، گذشت از عزیزان و گذشت از همهی زیورهای حیات مادّی، چقدر اهمیت دارد! اینها مگر شوخی است؟!
ملت ایران، در طول انقلاب، چنین گذشتی از خود نشان داد و در نهایت شجاعت، انقلاب را به پیروزی رسانید. اما امروز یک عدّه قلم به مزدهای روسیاه، مترصّد نشستهاند تا ببینند سازمان امنیت امریکا از چه موضوعی خوشش میآید و چگونه به آنها چند دلار میدهد تا همانگونه که خوشایند آن سازمان است، بنویسند. اینها در نوشتههای خود عنوان میکنند: «ملت ایران مرتکب اشتباه شد که انقلاب کرد.» یعنی بزرگترین حادثهی شجاعانهی افتخارآمیز ملت ایران را اینگونه کوچک میکنند! میگویند: «ملت ایران اشتباه کرد.» میگویند: «ملت ایران، از اینکه انقلاب کرد، پشیمان است.» بیزاری ملت ایران بر اینها باد! نفرت ملت ایران بر اینگونه قلم به مزدها باد! یکی از بزرگترین نقاط قوّت ملت ایران، همین انقلابی است که شکل گرفت و به پیروزی رسید.1373/01/24
لینک ثابت
یک نقطهی قوّت بزرگِ ملت ایران این است که حکومتی مردمی دارد. دستگاه، مردمی است؛ رئیسجمهور، مردمی است؛ نمایندگان، مردمی و از متن ملتند و سلطان و پادشاه نیستند که تحکّم بر مردم را حقّ خودشان بدانند و آنها را نوکران خود به حساب آورند. عمّال حکومت ستمشاهی اینگونه بودند. مردکِ بیسوادِ بیشخصیّتِ بیارزش، به صرف اینکه پدرش فردی قُلدر همچون خود وی بود، صاحب اختیار مردم شده بود. مردم هم اگر در مقابلش به خاک میافتادند، حقّشان بود؛ باید میافتادند! او هم حقِّ خود میدانست که هرچه را میخواهد بر مردم تحمیل کند. آن چه حکومتی بود! آن چه ننگی برای یک ملت بود!
امروز به فضل پروردگار، کسانی که در این کشور در رأس قدرت و حکومتند، برای خود و منسوبین خود، هیچ ادّعایی ندارند و هیچچیز نمیخواهند. امام، با آن عظمت، خودش را خدمتگزار مردم میدانست و به آن افتخار میکرد. مسئولین نیز افتخارشان این است که خدمتگزار مردم باشند. صریحاً هم میگویند: «ما خدمتگزار مردمیم و برای خدمتکاری مردم آمدهایم.» چند صباح هستند و چند صباح هم نیستند. این، ارزش بسیار بزرگی است. این نقطهی قوّتِ بسیار بزرگی است. البته نقطه قوّتهای فراوانی وجود دارد که نمیخواهم آنها را یکییکی بشمارم.1373/01/24
لینک ثابت
باری؛ آقایان و خانمها! دشمنان ما که مبارزهی دویستسالهای را ادامه میدهند، سعیشان این است تا نقطههای قوّتی را که قادر به از بین بردن آنها هستند، از بین ببرند. مثلًا خیال میکنند ایمانِ مذهبی مردم را میشود از بین برد. با همین تصوّر، سیل فساد غربی و گنداب فحشا و شهوترانی و شهوتگرایی را روانهی کشورهای جهان سوم کردهاند و میخواهند آن را به داخل کشور ما هم هدایت کنند. البته این کار را مدّتی است که شروع کردهاند. اگر امروز قضیهی قاچاقچیهایی که نوارهای ویدیویی مبتذل، نوارهای مستهجن جنسی و مجلّات و کتابهای حاوی تصاویر عریان و شهوتانگیز را میآورند، دنبال کنید، میبینید اگر بنا باشد بعضی از این افراد، از توزیع چنین محصولاتی نان بخورند، برایشان نانی ندارد؛ بلکه نانشان از جای دیگر داده میشود. این مطالبی که عرض میکنم، از روی اطّلاع است. اینها مأموریت دارند تا از طریق کشورهای حاشیهی خلیج فارس و دیگر کشورهای همسایه، این گندابهای فساد و شهوترانی را به داخل کشور ایران، میان ملت ایران و مخصوصاً بین جوانان و در خانوادهها روانه کنند!
ایمان مذهبی از نقاط قوّت است و دشمنان میخواهند آن را از بین ببرند. دشمن است دیگر! دشمن که دستِ نوازش بر سر و روی انسان نمیکشد! دشمن یعنی کسی که میخواهد سر به تن انسان نباشد. میخواهند آن نقاط قوّت ما را که میشود از بین برد، بدین طریق از بین ببرند. میخواهند حکومت مردمی را از بین ببرند. سالهاست که دیگر فهمیدهاند چنین امید و آرزویی را به گور باید ببرند؛ لذا میخواهند حکومت مردمی را بدنام کنند. علیه حکومت و دولتمردان و مسئولین، انواع و اقسام تبلیغات را میکنند. البته بیفایده است؛ اما آنها کارِ خودشان را میکنند. در تبلیغاتشان، سابقهی تاریخی و فرهنگی ما را به هیچ میشمارند. هوش ملت ایران را مورد تردید قرار میدهند و چنین وانمود میکنند که ملت ایران، به جایی نمیرسد. پیش خود میگویند: «این ملت، بازهم محتاج ماست و بازهم باید درِ خانه ما غربیها بیاید.» اصلًا تبلیغات را به این سمت متمرکز کردهاند. سعی میکنند انقلاب را لکّهدار کنند.
اینها کارهایی است که در عالمِ سیاست انجام میگیرد. در عالمِ متن زندگی و واقعیت، مثل مسائل اقتصادی و امنیّتی و نظایر آن هم، هر کاری از دستشان برآید میکنند. دیدید که مثل دلّالهای دوره گرد راه افتادند و در اروپا و آسیا، پیش کشورهای اروپایی و پیش کشورهای بزرگ آسیایی رفتند و به آنها گفتند: «با ایران به معامله و تجارت و همکاری نپردازید و به آن کمک نکنید.» البته دائم از این کارها میکنند و به چنین فعّالیتهای بیفایدهای مشغولند.
خوب؛ یک حرف این است که آنها پانزده سال است دائم مشغول همین کارهای خلاف و سرگرم مبارزه با ما هستند و به فضل پروردگار، پانزده سال است که حکومت اسلامی، جمهوری اسلامی، انقلاب اسلامی و ملت انقلابی ایران، روز به روز در حال قویتر شدن است. پس، تلاش آنها بیفایده است. این، البته در جای خود مسلّم. اما عزیزان من! حرف دیگر این است که امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام فرمود: «و من نام لم ینم عنه.» کسی که در سنگر به خواب برود و چشمش را خواب بگیرد، باید بداند چشم دشمنی که او را میپاید، به خواب نخواهد رفت. یعنی چه؟ یعنی دائم بیدار باشید. دائم خودتان را در سنگر ببینید. دائم خودتان را در مقابل یک دشمن غدّار و زخم خورده و خشمگین و به شدّت ناراحت از اینکه تا کنون نتوانسته است کاری انجام دهد، ببینید. یعنی هوشیاریتان را حفظ کنید. شما در ارتش، هوشیار و بیدار باشید. دانشگاهیان در دانشگاه، سپاه در سپاه، نیروهای انتظامی در داخل نیروهای انتظامی، حوزهی علمیه در داخل حوزهی علمیه، دستگاههای اقتصادی در کارهای اقتصادیشان، مأمورین دولتی در حوزهی مأموریتهای خودشان و همه کسانی که در این کشور کاری بر عهده دارند و یا مشغول فعّالیت سازندهای هستند، در حوزهی کار خودشان بیدار و هوشیار باشند.
در مقابل ما دشمنی قرار دارد که پانزده سال تلاش کرد و نتوانست ضربه بزند؛ اما هنوز مأیوس نشده است. بحمد اللّه نقاط قوّت ما زیاد است. باید این نقاط قوّت را تقویت کنیم؛ همین نقاط قوّتی که گفتم و بسی نقاط قوّت دیگر را. اینها را باید تقویت کنیم. البته نقاط ضعفی هم داریم که باید در برطرف کردنشان بکوشیم و بدانیم که دشمنان میخواهند نقاط قوّت ما را از بین ببرند.1373/01/24
لینک ثابت
یکی از نقاط قوّت ملت ایران هوش بالای اوست. نه اینکه صرفاً ما مدّعیِ برخورداری مردم ایران از این نقطهی قوّت باشیم؛ بلکه همهی تحصیلکردگان یا مدرّسین دانشگاههای دنیا که با چنین مباحثی آشنایی دارند، میدانند متوسّط هوش ایرانی از متوسّط هوش جهانی بالاتر است. در همهی دنیا، متخصّصینی که ضریب هوشی ملتها را برآورد میکنند و محقّینی که کارشان سنجش هوش و استعداد است بر این نقطهی قوّت ایرانیان اذعان دارند. بنابراین، ملت ایران، ملتی باهوش است و نتیجهی بهرهمندی از این نقطهی قوت آن است که پیشرفت علمی، پیشرفت صنعتی و پیشرفت سیاسی برای او میسّر است.1373/01/24
لینک ثابت
سیاستهای استعماری؛ عاملی مهم در شکلگیری مبارزات ملت ایران
از سالها پیش - شاید بشود گفت از دویست سال پیش - مبارزهای از طرف قدرتمندانِ تشنهی ثروت و قدرتِ بیشتر، که میخواستند همهی مناطق دنیا را در اختیار بگیرند، بر ملت ایران تحمیل شد. آنها میخواستند اگر منابع طبیعی هست، اگر میراث فرهنگی هست، اگر وسیلهی کسب علم هست و اگر استعداد هست، ببرند و در خدمت تمدّن و سیاستی که تازه در اروپا به وجود آمده بود - یعنی همین تمدّن صنعتی و تشکیلات سیاسیِ مترتّب بر تمدّن صنعتی و نظایر آن - قرار دهند. آنها مبارزهای را بر همهی ملتهایی که میشد از آنها استفادهای کرد، بی آنکه خودِ آن ملتها بخواهند، تحمیل کردند. اروپا محیط کوچکی بود که در آن عطش قدرت زیادی وجود داشت. عمدهی ثروتهای دنیا هم، نه در اروپا که در آسیا و افریقا نهفته بود. تشنگان ثروت و قدرت برای به دست آوردن چنان ثروتهایی مجبور بودند راههای دور و دراز را بپیمایند و با قبضه کردن مناطق ثروتخیز دنیا، آن ثروتها را در جسم نظامهای سیاسیای که آن روز در اروپا، تازه طعم پیشرفت علمی و صنعتی را چشیده و مزمزه میکردند، تزریق کنند. بدین ترتیب بود که به جان ثروتهای آسیا و افریقا افتادند که هر کس کتابهای تاریخ معاصر جهان را خوانده باشد، بقیهی داستان را میداند. هندوستان طعمهی استعمار شد. چین طعمهی استعمار شد. ژاپن و تمام مناطق شرق آسیا هم طعمهی استعمار شدند و استرالیا یکباره بلعیده شد!
یک وقت است که کشوری فاقد مردم است و یا مردم بیفرهنگی دارد. بدیهی است که تصرّف آن کشور برای استعمارگران آسان است. اما یک وقت کشوری برخوردار از مردمی با فرهنگ و با ادّعاست که برای خودشان شخصیّت و سابقهای قائلند. آن وقت دیگر ورود استعمار به آن کشور، چندان بیدردسر نیست؛ چرا که از طرف مردم آن کشور، علیه استعمارگران، مبارزهای به وجود میآید. عاملی که ما امروز به آن «استکبار» میگوییم، مبارزهی مذکور را بر ملت ایران تحمیل کرد. در گذشته، وقتی که استکبار وارد کشوری میشد، به شکل استعمارِ مستقیم میآمد و آن کشور را قبضه میکرد. اما امروز، از طُرق پیشرفتهتری برای تسلّط و تصرّف ملتها و منابعشان استفاده میکند. بنابراین، مبارزهای که ملت ایران در طول صدوپنجاه سال یا بیشتر، با کشورهای استعمارگر داشت - از «مبارزهی تنباکو» بگیرید تا قضایای بعدی و نهضت ملی و تا مبارزات امروزِ ملت ایران با سیاستهای استکباری و با امریکا و با دیگران - همه و همه از مبارزاتی است که بر مردم ما تحمیل کردهاند. والّا اگر ملت ایران را رها میکردند و او را راحت میگذاشتند تا خودش به کار خودش، به کشور خودش، به منافع خودش و به منابع خودش برسد، ممکن بود چنین مبارزهای به این شکل پیش نیاید. آنها این مبارزه را بر ملت ایران تحمیل کردند. امروز هم، آنها متعرّض و متجاوزند.1373/01/24
لینک ثابت
وابستگی شاه پهلوی در عزل و نصبها به آمریکا
بعد از آنکه انقلاب اسلامی در این کشور پیروز شد و نظام قبلی که دربست در اختیار قدرتهای استکباری بود، برافتاد، قدرتهای بزرگ استکباری، بیشتر عصبانی شدند و مبارزه، تندتر و خشنتر شد. شما ملاحظه کنید که روزگاری نه چندان دور، در این تهرانِ مرکز کشور، حکومتی بر سرِکار بوده است که شاهِ آن وقتی میخواست نخستوزیری برای خود انتخاب کند، اوّل از امریکاییها میپرسید: شما موافقید من فلانی را انتخاب کنم یا نه؟ وقتی میخواست مدیر شرکت نفت یا وزیر دفاع و یا رئیس ستاد ارتش را عوض کند - «زید» را بردارد و «عمرو» را بگذارد - از سفیر امریکا خواهش میکرد که «شما یک تُکِ پا به محلّ اقامت من تشریف بیاورید تا ببینیم سیاست شما با چنین تعویضهایی مخالفت دارد یا ندارد؟» به معنیِ سادهتر،از آنها کسب تکلیف میکرد! استکبار هم عادت به تعارف کردن ندارد که تا ببیند طرف کوتاه آمد، بگوید: «ببخشید! ما با شما عرضی نداریم.» هرگز این طور نیست! شما در مقابل استکبار و استعمار، هر چه بیشتر خم شوید، بیشتر فشار وارد میکند. اگر سرتان را پایین آورید، فشار خود را راحتتر وارد میکند تا به سجده بیفتید! وقتی هم در مقابلش به خاک افتادید و سجده کردید، پایش را محکم روی شما میگذارد! این، خاصیت قدرتهای استکباری و متجاوز است. باری؛ آنها در مقابل چنان شاهی، که چنین کسب تکلیف میکرد، گاهی میگفتند: «عیبی ندارد. اگر شما فلان کس را به فلان سمت منصوب کنید ما حرفی نداریم و موافقیم.» البته، گاهی هم با انتصابهای او مخالفت میکردند و نمیگذاشتند هر کس را که دلش میخواست عزل و یا نصب کند! فکرش را بکنید! چنان حکومتی، تا پانزده سال پیش در این کشور و در این شهرِ تهران حاکمیت داشته است!
خوب؛ در هنگامهی تسلّط چنان حکومتی بر ایران، نفت این مملکت، فولاد این مملکت، زغال سنگ این مملکت، منابع این مملکت، کشاورزی این مملکت، دانشگاه این مملکت و ارتش این مملکت، چه وضع و حالی داشت و در خدمت چه کسی بود؟ بدیهی است که در خدمت آن قدرتِ مستکبر و زورگو بود. البته آن زورگو هم همیشه یک کشور استکباری نبود. تا مدّتی انگلیسیها بودند. بعد که امریکاییها به عنوان یک قدرتِ تازه نفس و پولدار و جوان، وارد میدان شدند، آن رقیبِ پیرِ قدیمی و کهنه را بیرون انداختند و خودشان همه کارهی اینجا شدند.
در چنین وضعیّتی، انقلاب پدید آمد و آن حکومتِ نوکرِ مخلصِ حلقه به گوشِ ارادتمندِ «هرچه شما بفرمایید» را بیرون انداخت و حکومتی بر سرِ کار آورد که سرِ تسلیم در مقابل فلک هم خم نکرد و نمیکند. حکومتی را که انقلاب بر سرِ کار آورد، حتّی برای یک لحظه هم در مقابل دو ابرقدرت امریکا و شوروی تسلیم نشد.1373/01/24
لینک ثابت
تجهیز عراق بوسیله ناتو، آمریکا و شوروی برای جنگ تحمیلی
یک نمونه از اقدامات استکبار برای ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی، تحمیل جنگ هشت ساله بود. دشمنان ما برای رسیدن به مقصود، خودشان را کشتند! «ناتو» و امریکا و «ورشو» و شوروی و همه و همه، عراق را تجهیز کردند برای اینکه یک قسمت از کشور ایران را جدا کنند. اما دیدید که نتوانستند.1373/01/24
لینک ثابت
نقاط قوت جمهوری اسلامی, ریشهی ملت ایران
نقطهی قوت ملت ایران عبارت است از سابقهی كهن و ریشهدار تاریخی، فرهنگی، علمی و غیره كه در وجود آن تردیدی نیست.1373/01/24
لینک ثابت
نقاط قوت جمهوری اسلامی, انقلاب اسلامی
از بزرگترین نقاط قوت ملت ایران، همین انقلابی است كه شكل گرفت و به پیروزی رسید.1373/01/24
لینک ثابت
دفاع مقدس, دشمنی استکبار با انقلاب و نظام اسلامی, استکبار
یك نمونه از اقدامات استكبار برای ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی، تحمیل جنگ هشت ساله بود.1373/01/24
لینک ثابت
همین گرایش معنوی و دینی بود كه نقطه قوّت بعدی را به وجود آورد و آن، انجام یكی از بزرگترین آزمایشهای ملی و قیامهای شجاعانه طول تاریخ، در برههای حسّاس از حیات این ملت، یعنی انقلاب كبیر اسلامی ما و ایستادن پای این انقلاب و تشكیل حكومتی براساس این انقلاب بود كه همان حكومت هم جمهوری اسلامی ایران است. اینها از بركات همان دینباوری است.1373/01/24
لینک ثابت