treatise/content

حَجَة‌الاسلام و حج نیابی

مناسک حج

مسأله 23

در اصل شريعت، بر هر شخص مستطيع در طول عمر، بيش از يك بار حج واجب نيست كه آن «حَجَّة‌الاسلام» نام دارد.

مسأله 24

وجوب حج فوري است بدين معنا كه در صورت تحقق شرايط استطاعت، بايد در همان سال نسبت به انجام حج مبادرت نمايد و به تأخير انداختن آن بدون عذر، جايز نيست، و اگر به تأخير اندازد، معصيت كرده است، و حج بر ذمه‌ي او باقي است، و واجب است كه در سال بعد (و در صورت به‌جا نياوردن، در سال‌هاي بعد) آن را به‌جا آورد.

مسأله 25

اگر به‌جا آوردن حج در سالي كه استطاعت پيدا كرده، منوط به فراهم آوردن برخي مقدمات ـ مانند سفر كردن و تهيه‌ي اسباب و امكانات آن ـ باشد، بايد نسبت به تهيه‌ي آن مقدمات اقدام كند، به گونه‌اي كه مطمئن باشد در آن سال حج را درك مي‌كند؛ پس اگر شخص مكلّف در اين كار كوتاهي كند و حج را به‌جا نياورد، معصيت كرده و حج بر ذمّه‌ي او باقي است، و بايد آن را ادا كند، هرچند شرايط استطاعت از ميان برود.

مسأله 26

حَجة‌الاسلام در صورت وجود شرايط زير واجب مي‌گردد: 1. عقل، 2. بلوغ، 3. استطاعت

مسأله 27

شرط اول: عقل است؛ بنا بر اين، حج بر مجنون واجب نيست.

مسأله 28

شرط دوم: بلوغ است؛ بنا بر اين، حج بر غير بالغ واجب نيست، هرچند نزديک به بلوغ باشد؛ و اگر غير بالغ حج انجام دهد گرچه حج او صحيح است؛ ليكن از حَجة‌الاسلام كفايت نمي‌كند.

مسأله 29

اگر پسر غيربالغ مُحرم شود و سپس در حالي كه بالغ شده، وقوف در مشعر الحرام (مزدلفه) را درك كند و مستطيع هم باشد، حج او از حَجة‌الاسلام كفايت مي‌كند.

مسأله 30

اگر غيربالغ يكي از مُحرّمات احرام را مرتكب شود، چنانچه آن عمل حرام، شكار باشد، كفاره‌ي آن بر عهده‌ي ولي اوست، اما در مورد كفارات ديگر، ظاهر آن است كه پرداخت آن واجب نيست، نه بر ولي و نه از مال خود غير بالغ.

مسأله 31

بهاي قرباني حج شخص نابالغ بر عهده‌ي ولي اوست.

مسأله32

در حج واجب، اجازه‌ي شوهر براي زن شرط نيست، بنابراين حتي در صورت عدم رضايت شوهر، حج بر زن واجب مي‌شود.

مسأله 33

در صحت حَجة‌الاسلام شخص مستطيع، اذن والدين شرط نيست.

مسأله 34

شرط سوم: استطاعت است؛ كه مشتمل بر چند امر مى‌باشد: الف ـ استطاعت مالي ب ـ استطاعت بدني و جسمي ج ـ استطاعت طريقي (ايمن بودن راه‌ها) د ـ استطاعت زماني

تفصيل هر يك از موارد فوق بدين شرح است: الف: استطاعت مالي

مسأله 35

استطاعت مالي مركّب از چند امر است: 1. زاد و توشه‌ي سفر و مَركب. 2. هزينه‌ي زندگي خانواده در زمان سفر. 3. ضروريات زندگي و آنچه در زندگي بدان نياز دارد. 4. بهره‌مندي از زندگي متعارف پس از بازگشت. اينك به بيان توضيحاتى درخصوص موارد فوق مي‌پردازيم: 1. توشه‌ي راه و مَركب

مسأله 36

مراد از توشه‌ي راه، همه‌ي چيزهايي است كه در سفر بدان نياز دارد، مانند خوراك، نوشيدني و ديگر لوازم و مايحتاج سفر؛ و منظور از مَركب، وسيله‌ي نقليه‌اي است كه با آن راه مى‌پيمايند.

مسأله 37

بر كسي كه توشه و مركب ندارد و مالي هم ندارد كه بتواند براي تهيه‌ي آنها هزينه كند، حج واجب نيست، هرچند بتواند با كسب و كار و تجارت آن را تهيه كند.

مسأله 38

وجوب حج مشروط بر آن است كه هزينه‌ي بازگشت به وطن خود يا محل ديگري كه مي‌خواهد به آنجا برود را در اختيار داشته باشد.

مسأله 39

اگر مالي ندارد که با آن به حج رود، اما کسي از او مالي به قرض گرفته که در صورت برگرداندن آن، هزينه‌ي رفت و برگشت حج با آن تأمين يا تکميل مي‌شود، چنانچه زمان پس گرفتن قرض فرا رسيده يا گذشته باشد و قرض گيرنده نيز توان پس دادن آن را داشته باشد و مطالبه‌ي آن براي قرض دهنده موجب حرج نشود، واجب است آن را مطالبه کند.

مسأله 40

زنی كه مهریه‌اش برای مخارج حج كافی است و آن را از شوهرش طلبكار است، در صورتی كه شوهر او توانایی پرداخت آن را نداشته باشد، نمی تواند آن را از او مطالبه كند و مستطیع نیست. ولی اگر شوهر او تمكّن دارد و مطالبه مهر نیز برای زن مفسده‌ای ندارد، واجب است مهریه را مطالبه كرده و به حج برود. و اگر مطالبه آن برای او مفسده داشته باشد مثل اینكه منجر به نزاع و طلاق شود، مطالبه مهریه واجب نبوده و مستطیع نیست.

مسأله 41

کسي که هزينه‌ي رفتن به حج را در اختيار ندارد، اما مي‌تواند قرض بگيرد و سپس به سادگي قرض خود را ادا کند، واجب نيست که خود را با قرض گرفتن مستطيع کند، اما اگر بگيرد، حج بر او واجب مي‌شود.

مسأله 42

كسی كه بدهی دارد و مالی غیر از مخارج حج كه با آن بتواند بدهی خود را بپردازد ندارد، اگر بدهی او مدت‌دار باشد و اطمینان داشته باشد كه در وقت ادای بدهی، توانایی پرداخت آن را دارد؛ و همچنین در صورتی كه وقت ادای بدهی فرا رسیده، ولی طلبكار به تأخیر در پرداخت راضی است و بدهكار مطمئن است كه در وقت مطالبه می‌تواند بدهی را بپردازد، واجب است به حج برود. در غیر این دو صورت حج بر او واجب نیست.

مسأله 43

كسی كه نیاز به ازدواج دارد و ترك ازدواج موجب مشقّت یا حرج او شود و بتواند ازدواج كند، زمانی مستطیع می‌شود كه علاوه بر مخارج حج هزینه‌های ازدواج را نیز داشته باشد.

مسأله 44

اگر اجرت ماشين يا هواپيما و يا ساير وسايل نقليه در سال استطاعت بيشتر از حدّ متعارف باشد، در صورتي كه توانايي پرداخت مازاد را بدون حرج و مشقّت داشته باشد، واجب است آن را بپردازد تا به حج برود. و صِرف گراني و افزايش قيمت‌ها ضرري به استطاعت نمي زند. ولي اگر توانايي پرداخت مازاد را ندارد يا پرداخت آن اجحاف بر او باشد، واجب نيست آن را بپردازد و مستطيع نيست، و حكم خريد يا اجاره چيزهاي ديگري كه در سفر حج به آنها نياز دارد نيز چنين است. همچنين در صورتي كه بخواهد مال خود را به كمتر از قيمت معمولي بفروشد و پول آن را صرف حج كند، همين حكم را دارد.

مسأله 45

ملاك استطاعت براي حجّ، توانايي انجام آن به نحو متعارف بين مردم است و اگر كسي اعتقاد دارد كه به اين نحو استطاعت ندارد لكن احتمال مي‌دهد كه اگر تحقيق و تلاش كند بتواند راهي بيابد كه با وضع مالي فعلي‌اش مستطيع بر انجام حج شود، واجب نيست تحقيق نمايد. ولي اگر شك در استطاعت داشته باشد و بخواهد بداند كه آيا مستطيع شده يا خير، ظاهراً واجب است وضعيت مالي خود را بررسي كند. 2ـ مخارج خانواده در طول مدت سفر

مسأله 46

در تحقق استطاعت مالي، شرط است كه مخارج خانواده‌اش را تا بازگشت از حج داشته باشد.

مسأله 47

مراد از عائله كه داشتن مخارج آنان در تحقق استطاعت مالي شرط است، كساني هستند كه عرفاً عنوان عائله بر آنها صدق مي‌كند، هرچند از نظر شرعي نفقه دادن به آنان بر او واجب نباشد. 3ـ ضروريات زندگي و معيشت

مسأله 48

از جمله شرايط وجوب حج آن است كه ضروريات زندگي و آنچه را كه عرفاً شايسته موقعيت اوست و به آن نياز دارد، داشته باشد. اما لازم نيست عين آنها موجود باشد، بلكه كافي است پول يا چيزي كه بتواند آن را صرف تأمين نيازهاي زندگي‌اش كند، در اختيار داشته باشد.

مسأله 49

شئون عرفی اشخاص با هم متفاوت است. كسی كه داشتن مسكن شخصی از ضروریات زندگی او می‌باشد و یا عرفاً مناسب با شأن او است، و یا سكونت در منزل استیجاری یا عاریه‌ای و یا وقفی برای او حرج و مشقت دارد و یا موجب وهن او می‌شود، برای تحقق استطاعت او داشتن خانه ملكی شرط است.

مسأله 50

اگر مالی داشته باشد که برای رفتن به حج کفایت کند، اما برای یک نیاز ضروری مانند تهیّه‌ی مسکن یا علاج بیماری و یا تأمین مایحتاج زندگی به آن نیاز داشته باشد، مستطیع نیست و حج بر او واجب نمی شود.

مسأله 51

داشتن عین توشه و مرکب برای مستطیع شدن مکلف شرط نیست، بلکه اگر پول یا مالی داشته باشد که بتواند آن را برای زاد و توشه‌ی سفر هزینه کند، کافی است و مستطیع محسوب می‌شود.

مسأله 52

كسی كه ضروریات زندگی از قبیل مسكن، لوازم خانه، وسیله نقلیه و ابزار كار و مانند آن را بیشتر از شأن خود دارد، اگر می‌تواند با فروش آنها و خرید مایحتاج زندگی‌اش، مقدار زاید را صرف مخارج حج كند و این كار موجب حرج و وهن و منقصت او نمی شود، و مقدار مازاد به اندازه مخارج حجّ و یا مكمّل آن است، باید این كار را انجام دهد و مستطیع است.

مسأله 53

اگر مكلّف زمین یا جنس دیگری را بفروشد تا با پول آن خانه بخرد، در صورتی كه منزل شخصی جزء نیازهای ضروری او باشد و یا مالكیت آن با موقعیت عرفی او مناسب است، با گرفتن پول زمین مستطیع نمی شود هر چند به مقدار مخارج حج و یا مكمّل آن باشد.

مسأله54

كسي كه بعضي از اموالش ـ مانند کتاب‌هايش ـ از مورد نياز او خارج شده، و پول حاصل از فروش آنها براي استطاعت او كافي باشد و يا آن را تكميل كند، با وجود شرايط ديگر حج بر او واجب مي‌شود. 4ـ رجوع به كفايت

مسأله 55

يكي از شرايط تحقق استطاعت مالي، رجوع به كفايت است (البته اين شرط در حج بذلي وجود ندارد كه توضيح آن ذکر خواهد شد)7. يعني بعد از برگشت از حجّ، تجارت يا زراعت يا صنعت يا شغل و يا منفعت ملك مثل باغ و مغازه و غير اينها از منابع درآمد، داشته باشد، به طوري كه براي زندگي مناسب با شأن عرفي خود و خانواده‌اش كافي باشد. و طلاب علوم ديني اگر بعد از مراجعت از حج زندگي آنان با شهريه حوزه‌هاي علوم ديني اداره يا تكميل مي‌شود، كافي است.

مسأله56

رجوع به كفایت در استطاعت زن نیز شرط است، بنابراین اگر زن شوهر داشته باشد و در حال حیات شوهرش مستطیع شود، بعد از بازگشت از حج، نفقه‌ای كه شوهرش به او می‌پردازد رجوع به كفایت است. ولی زنی كه شوهر ندارد، در تحقق استطاعت او شرط است كه علاوه بر داشتن مخارج حج، بعد از بازگشت دارای یك منبع درآمد مالی باشد كه برای اداره زندگی مناسب با شأن عرفی او كافی باشد. در غیر این صورت برای حج مستطیع نیست.

مسأله 57

اگر شخصی زاد و هزینه‌ی سفر نداشته باشد، ولی دیگری مخارج حج او را بدهد، مثل اینكه به او بگوید: حج به جا آور و نفقه‌ی تو بر عهده‌ی من، در این صورت حج بر او واجب می‌شود و لازم است آن را قبول كند. این حج را «حج بذلی» گویند. در حج بذلی رجوع به كفایت شرط نیست و لازم نیست عین مال را داده باشد، بلكه پرداخت قیمت آن كافی است. اما اگر مال را برای به‌جا آوردن حج به او ندهد و صرفاً مالی را كه كافی برای هزینه‌ی حج است به او ببخشد، اگر آن هدیه را بپذیرد، حج بر او واجب می‌شود، اما قبول آن بر او واجب نیست و می‌تواند نپذیرد و خود را مستطیع نکند.

مسأله 58

حج بذلی از حَجةالاسلام كفایت می‌كند، و در صورتی كه بعداً خودش مستطیع شد لازم نیست حج به‌جا آورد.

مسأله 59

كسي كه از طرف مؤسسه يا شخصي دعوت به حج شده باشد، در صورتي كه در ازاي دعوت به حج، متعهد به انجام كاري شود، عنوان حج بذلي بر او صدق نمي‌كند. مسائل متفرقه استطاعت مالي

مسأله 60

كسی كه مستطیع شده، نمی‌تواند بعد از رسیدن زمانی كه باید مال را برای رفتن به حج، صرف كند، خود را از استطاعت خارج سازد. بلكه احتیاط واجب آن است كه قبل از آن زمان نیز خود را از استطاعت خارج نكند.

مسأله 61

در تحقق استطاعت مالی شرط نیست كه استطاعت در کشور و شهر خودش حاصل شود، بلكه حصول آن هر چند در میقات باشد كافی است. بنابراین اگر هنگامی كه به میقات رسید مستطیع شود، حج بر او واجب می‌شود و از حَجةالاسلام كفایت می‌كند.

مسأله 62

برای كسی كه هنگام رسیدن به میقات قادر به انجام حج شده نیز استطاعت مالی شرط است. بنابراین كسانی كه با رسیدن به میقات، متمكن از حج می‌شوند مانند خدمه كاروان‌ها و غیر آنان، اگر سایر شرایط استطاعت از قبیل مخارج عائله و ضروریات زندگی و چیزهایی كه در معیشتِ مناسب شأن خود به آنها نیاز دارند و رجوع به كفایت را داشته باشند، حج بر آنان واجب است و از حَجةالاسلام كفایت می‌كند. در غیر این صورت حج آنان مستحبی خواهد بود و در صورتی كه بعداً مستطیع شوند، واجب است حَجةالاسلام را به‌جا آوردند.

مسأله 63

كسی كه برای خدمت در راه حج، در برابر اجرتی كه با آن مستطیع می‌شود اجیر شود، بعد از پذیرش اجاره، حج بر او واجب می‌شود، به شرط آنكه انجام مناسك حج مزاحم با خدماتی كه برای آن اجیر شده نباشد، وگرنه با چنین اجرتی مستطیع نمی‌شود، همچنین قبول کار در ازای اجرت، بر او واجب نیست.

مسأله 64

كسی كه استطاعت مالی ندارد، اگر برای نیابت از دیگری اجیر شود و سپس بعد از عقد اجاره به واسطه‌ی مالی غیر از مال الاجاره مستطیع شود، باید در آن سال حجّ را برای خود انجام دهد و اگر عقد اجاره او برای همین سال بوده، اجاره باطل است، و در غیر این صورت، باید حج استیجاری را در سال بعد به‌جا آورد.

مسأله 65

اگر شخص مستطيع بر اثر غفلت و يا عمداً قصد حج استحبابي كند، هرچند هدف او تمرين براي انجام هر چه بهتر مناسك در سال بعد باشد يا با اعتقاد به اينكه مستطيع نيست، قصد حج استحبابي كند و بعد معلوم شود كه مستطيع بوده، كفايت آن از حَجةالاسلام محل اشكال است و بنابر احتياط، واجب است در سال بعد حجّ را به‌جا آورد، مگر آن كه به توهّم اينكه وظيفه فعلي او امتثال امر استحبابي است، قصد امتثال امر فعلي شارع مقدس را داشته باشد كه در اين صورت كفايت از حَجةالاسلام مي‌كند. ب ـ استطاعت بدني

مسأله 66

مراد از استطاعت بدنی، توانایی جسمی لازم برای انجام اعمال حج است. بنابراین حج بر بیمار و سالمندی كه قدرت رفتن به حج را ندارد، یا رفتن به حج برای او حرج و مشقّت دارد، واجب نیست.

مسأله 67

بقاي استطاعت بدني در وجوب حج شرط است، بنابراين اگر كسي به قصد حج، سفر كند ولي بيماري، او را قبل از احرام از ادامه راه باز دارد، كشف مي‌شود كه استطاعت بدني درباره او تحقق پيدا نكرده است و بر امثال او واجب نيست براي انجام حج نايب بگيرند. ولي اگر حجّ از قبل بر او مستقر شده و امسال، براي انجام حج حركت كند و در بين راه بر اثر بيماري از ادامه مسير باز بماند، در صورتي كه از بهبودي و توانايي انجام حج بدون حرج و مشقّت هرچند در سال‌هاي آينده نااميد باشد، بايد نايب بگيرد. ولي اگر اميد به بهبودي و انجام حج هرچند در سال‌هاي آينده داشته باشد، وجوب مباشرت شخص خودش در انجام حج از او ساقط نمي‌شود. اما اگر پس از احرام‌ بيمار شود، احکام‌ خاص‌خود را دارد. ج ـ استطاعت طريقي

مسأله 68

استطاعت طریقی، یعنی راه برای رفتن به حج باز و امن باشد، بنابراین كسی كه راه به روی او بسته است، به طوری كه نمی تواند به میقات برسد یا اعمال حج را تكمیل كند، و همچنین كسی كه راه حج برای او باز است ولی امن نیست مانند زمانی که در راه، خطری جان یا بدن یا آبرو و یا مال او را تهدید می‌كند، حجّ بر او واجب نیست.

مسأله 69

کسي که هزينه‌ي رفتن به حج را دارد و بدون تأخير براي اعزام، نام‌نويسي کرده، اما قرعه به نامش در نيامده و نتوانسته در آن سال به حج برود، مستطيع نيست و حج بر او واجب نشده است، اما اگر رفتن به حج در سال‌هاي بعد از آن، منوط به نام‌نويسي و پرداخت مبلغي در همان سال باشد، بنا بر احتياط واجب بايد نسبت به اين کار اقدام کند. د ـ استطاعت زماني

مسأله 70

استطاعت زمانی یعنی استطاعت در زمانی محقق شود كه انسان فرصت كافی برای رسیدن به حج در ایام خاص را داشته باشد. بنابراین كسی كه استطاعت او در زمانی حاصل شده، كه به سبب تنگی وقت نمی‌تواند حج را درك كند، یا برایش مشقّت و حرج شدید دارد، حج در آن سال بر او واجب نیست. قبل از بيان شرايط نايب و منوبٌ عنه، بعضي از موارد جواز نيابت و وصيت به حج و احكام آنها را متذكّر مي‌شويم.

مسأله 71

كسی كه حج بر او مستقر شده، اگر بر اثر پیری یا بیماری قدرت رفتن به حج را ندارد، یا برای او حرج و مشقّت دارد و امیدی به بهبودی و قدرت پیدا كردن بر انجام حج بدون مشقّت را ـ هر چند در سال های آینده ـ نداشته باشد، واجب است نایب بگیرد. ولی كسی كه حج بر او مستقر نشده، واجب نیست نایب بگیرد.

مسأله 72

بعد از به‌جا آوردن اعمال توسط نایب، حج از منوبٌ‌عنه معذور ساقط می‌شود، و لازم نیست خود او حجّ به‌جا آورد، اگر چه بعداً عذرش برطرف شود. ولی اگر عذر او در حین انجام حج توسط نایب، برطرف شود، واجب است حجّ را اعاده كند و در این صورت حج نایب برای او كفایت نمی‌‌‌‌‌كند.

مسأله 73

اگر كسی كه حج بر او مستقر شده در طول راه بمیرد، در صورتی كه بعد از احرام بستن و داخل شدن در حرم فوت كند، از حَجةالاسلام كفایت می‌كند. ولی اگر قبل از احرام بستن بمیرد، مُجزی نیست. همچنین عمل كسی كه بعد از محرم شدن و قبل از ورود به محدوده‌ی حرم فوت كند، بنا بر احتیاط واجب از حَجةالاسلام كفایت نمی‌كند.

مسأله 74

كسی كه حجّ بر او مستقر شده، اگر پیش از انجام حج فوت كند، و ارثی كه برای هزینه سفر حج كافی باشد از خود باقی گذاشته باشد، ورثه او باید از اصل مال از طرف او نایب بگیرند، مگر آنكه وصیت كرده باشد كه مخارج حجّ از ثلث پرداخت شود، كه در این صورت عمل به آن، بر وصایای مستحب اولویت دارد و اگر ثلث مالش برای انجام آن كافی نباشد، كمبود آن از اصل مال برداشته می‌شود.

مسأله 75

در مواردی كه گرفتن نایب مجاز است، باید فوراً به انجام آن اقدام شود، و تفاوتی ندارد كه نیابت از طرف انسانِ زنده باشد یا میّت.

مسأله 76

واجب نیست انسان زنده از وطن خود نایب بگیرد و اگر از میقات نایب بگیرد، كافی است. همچنین كسی كه از دنیا رفته و حجّ بر او واجب بوده، گرفتن نایب از میقات برای او كفایت می‌كند. ولی اگر نایب گرفتن فقط از وطن میّت و یا شهر دیگری امكان‌پذیر است، واجب است ورثه از همان جا كه ممكن است، برای او نایب بگیرند، و مخارج آن از اصل دارایی میّت خارج می‌شود. و در صورتی كه وصیّت به حجِّ بلدی كرده باشد باید به وصیت او عمل كنند و هزینه مازاد بر اجرت حج میقاتی از ثلث محاسبه می‌شود.

مسأله 77

اگر كسی وصیت كند كه برای او حجّ مستحب به جا آورند، هزینه آن از ثلث برداشته می‌شود.

مسأله 78

هرگاه ورثه یا وصی بدانند كه حجّ بر میّت مستقر شده و در ادای آن شك داشته باشند، واجب است از طرف او حج به‌جا آورند. ولی اگر علم به وجوب و استقرار حجّ نداشته باشند و میّت هم وصیّت نكرده باشد، چیزی بر آنان واجب نیست.

مسأله 79

نايب بايد شرايطي داشته باشد که عبارتند از: 1ـ بلوغ بنابر احتياط واجب، پس نيابت غير بالغ در حج كفايت از حَجةالاسلام و بلكه مطلق حج واجب نمي‌كند. 2ـ عقل؛ بنابراين نيابت مجنون اعم از دائمي و ادواري، در صورتي كه عمل را در حالت جنون انجام دهد صحيح نيست. 3ـ ايمان (يعني شيعه‌ي اثني عشري بودن)؛ بنا بر احتياط واجب، پس نيابت غير مؤمن كفايت نمي‌كند. 4ـ آگاهي از احكام و مناسك حج، به‌طوري كه بتواند مناسك حج را ـ هرچند با راهنمايي ديگران ولو در وقت عمل ـ صحيح انجام دهد. 5 ـ ذمّه نايب در آن سال به حج واجبي مشغول نباشد، اما اگر نايب از واجب بودن حج بر خود بي‌خبر باشد، بعيد نيست که حج نيابي او صحيح باشد. 6ـ نايب در ترك بعضي از افعال حج معذور نباشد. توضيح اين شرط و احكام مترتب بر آن خواهد آمد.(1) **1- مسأله 90 به بعد.**

مسأله 80

برای اكتفا به حج نیابی باید اطمینان حاصل شود كه نایب حج را از طرف منوبٌ عنه انجام داده است، ولی بعد از آنكه احراز شد نایب حج را به‌جا آورده، كسب اطمینان از صحّت عمل نایب لازم نیست، بلكه باید عمل او را حمل بر صحّت نمود.

مسأله 81

منوب‌ٌعنه بايد داراي شرايط زير باشد: 1ـ اسلام؛ پس انجام حج به نيابت از كافر صحيح نيست. 2ـ در حج واجب شرط است منوبٌ عنه فوت شده باشد، و يا اگر زنده است، بر اثر پيري يا بيماري نتواند خودش حج را به‌جا آورد يا براي او حرج و مشقّت داشته باشد و اميدي هم به قدرت پيدا كردن بر انجام حج بدون مشقّت ـ هرچند در سال‌هاي آينده ـ نداشته باشد، ولي در حج مستحبي نيابت از ديگري به‌طور مطلق جايز است.

مسأله 82

عقل و بلوغ در منوبٌ عنه شرط نيست.

مسأله 83

هم‌جنس بودن نايب و منوبٌ عنه شرط نيست، بنابراين زن مي‌تواند نايب مرد و مرد مي‌تواند نايب زن شود.

مسأله 84

نيابت صروره يعني كسي كه تاكنون حج به‌جا نياورده، از صروره و غير صروره جايز است، اعم از آنكه نايب يا منوبٌ عنه مرد باشد يا زن.

مسأله 85

قصد نيابت و تعيين منوبٌ عنه و لو به صورت اجمالي، در حج نيابي شرط است، ولي لازم نيست نايب نام منوبٌ عنه را ذكر كند.

مسأله 86

اجیر كردن كسی كه وظیفه او به سبب كمی وقت عدول به حجّ اِفراد است، صحیح نیست. اما اگر نایب را در وسعت وقت اجیر كنند و سپس اتفاقاً وقت بر او تنگ شود، واجب است که به حج اِفراد عدول كند و عمل او از حج تمتع منوبٌ‌ عنه كفایت می‌كند و مستحق دریافت اجرت نیز هست.

مسأله 87

هرگاه نایب پس از احرام و ورود به حرم بمیرد، اگر نایب گرفتن برای بری شدن ذمّه‌ی منوبٌ عنه باشد، كما اینكه ظاهر حال اطلاق قرارداد اجاره چنین است، اجیر، مستحق تمام اجرت خواهد بود و باید آنرا به ورثه‌اش بپردازند.

مسأله 88

اگر كسی در مقابل اجرت معیّنی برای انجام حج اجیر شود و آن مبلغ از هزینه‌های او كمتر باشد، واجب نیست شخص اجیر کننده آن را تكمیل كند، همچنین اگر از مبلغ پرداختی چیزی باقی بماند، حق ندارد مقدار باقی مانده را پس بگیرد.

مسأله 89

در مواردی كه حكم به عدم كفایت حج نایب از منوبٌ عنه می‌شود، در صورتی كه برای انجام حج در همان سال اجیر شده باشد، واجب است اجرت را به اجیركننده برگرداند، و در غیر این صورت باید در سال‌های بعد از طرف منوبٌ عنه حج به‌جا آورد.

مسأله 90

كسی كه از انجام برخی از اعمال حج معذور است، نمی‌تواند برای نیابت حج اجیر شود. معذور كسی است كه نتواند اعمال اختیاری حج مانند تلبیه و نماز طواف به نحو صحیح، و راه رفتن با پای خود در طواف و سعی، و رمی جمرات به دست خودش، و وقوف در عرفات و مشعر در وقت مقرّر، و بیتوته در منی را انجام دهد به‌طوری كه منجر به نقص بعضی از اعمال حج شود. و اگر منجر به نقص بعضی از اعمال حج نشود و فقط در ارتكاب بعضی از محرّمات احرام معذور باشد، نیابت او صحیح است.

مسأله 91

اگر نایبی در اثنای حج نیابی معذور شود، در صورتی كه عذر او منجر به نقص در اعمال حج شود، بطلان اجاره بعید نیست. و احوط آن است که حج برای منوب عنه اعاده شود و بین نایب و منوبٌ عنه در مورد اجرت، مصالحه صورت گیرد.

مسأله 92

نیابت كسانی كه از وقوف اختیاری در مشعرالحرام معذورند، صحیح نیست و اگر نایب شوند، مستحق دریافت اجرت نیستند، مانند خدمه كاروانها كه باید با افراد ناتوان همراهی كنند و یا برای انجام برخی از كارهای خدماتی كاروان قبل از طلوع فجر از مشعر به منی بروند. و در صورتی كه این افراد برای انجام حج نیابی اجیر شوند، باید وقوف اختیاری را درك كنند و حج را به‌جا آورند.

مسأله 93

در عدم كفایت حج نایبی كه معذور است، فرقی نیست بین اینكه نایب اجیر باشد و یا نیابت مجّانی و تبرّعی انجام شود. و نیز فرقی نیست بین اینكه نایب جاهل به عذر باشد یا نایب‌گیرنده جاهل به آن باشد، و همچنین فرقی نیست بین اینكه نایب یا نایب‌گیرنده جاهل باشد به این كه آن عذر از عذرهایی است كه نیابت با آن صحیح نیست، مانند آن که نایب جاهل باشد كه نمی‌تواند به وقوف اضطراری در مشعرالحرام اكتفا كند.

مسأله 94

واجب است نایب طبق وظیفه خود عمل كند، اعم از این كه از روی تقلید باشد یا اجتهاد.

مسأله 95

اگر نایب پس از احرام و ورود به حرم بمیرد، همین مقدار برای تحقق حج برای منوبٌ‌عنه مجزی است، اما اگر بعد از احرام و پیش از ورود به حرم بمیرد، بنا بر احتیاط واجب عمل او مجزی نیست و تفاوتی ندارد که نیابت او مجانی بوده یا با اجرت، و برای حَجة‌الاسلام بوده یا حج واجب دیگر.

مسأله 96

كسی كه به نیابت از دیگری به حج رفته، در صورتی كه خود حَجةالاسلام به جا نیاورده باشد، احتیاط مستحب آن است كه بعد از اعمال حجّ تا زمانی كه در مكه است، اگر می‌تواند برای خودش نیز عمره‌ی مفرده به‌جا آورد.

مسأله 97

برای نایب جایز است بعد از انجام نیابت، برای خود یا دیگری طواف كند یا عمره‌ی مفرده به‌جا آورد.

مسأله 98

شرط ایمان (شیعه بودن) همانگونه كه در اصل نیابت بنا بر احتیاط واجب معتبر است، در سایر اعمالی كه نیابت در آنها جایز است ـ مانند طواف، سنگ زدن و قربانی كردن ـ نیز بنا بر احتیاط واجب شرط است.

مسأله 99

واجب است که نایب اعمال حج را به قصد نیابت از منوبٌ عنه به‌جا آورد و نیز واجب است که به نیابت از منوبٌ عنه، طواف نساء را انجام دهد.


پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی