treatise/content
لوح | حضرت آیتالله العظمی شهید سیدعلی حسینی خامنهای
لوح | به نام نامی حیدر علیهالسلام
نماهنگ | رزوهداری؛ هدیه الهی به انسانها
مثبت ۱۰۰ ثانیه | ۴۷ سال تهدید
نماهنگ | ملت ایران را نترسانید
صفحه اصلی
اخبار
صفحه اخبار
حاشیه دیدارها
دیدارنگار
بیانات
صفحه بيانات
گزیده بیانات
پیامها و نامهها
نقشه راه
مرور سریع
پیشخوان
ابلاغیه
موضوعی
قرآن
حدیث
نهجالبلاغه
خانواده ایرانی
استفتائات
صفحه استفتائات
رساله آموزشی
راهنمای فتاوا
دیگران
صفحه دیگران
يادداشت
گفتگو
خاطرات
گزارش
پرونده
مقالات جستار
آرشیو پیشرفته
جستجو
عکس
صفحه عکس
دیدارها
ویژه
گفتگو
لوح
صوت
صفحه صوت
صوت کامل بیانات
صوت گزیده بیانات
کلیپ صوتی
نسخه پادکست
فیلم
صفحه فیلم
فیلم دیدارها
گزیده دیدارها
نماهنگ
گزارش خبري
زندگی نامه
درس خارج
شرح حدیث
خاطرات
جستار
صفحه جستار
مقالات جستار
کلیدواژه
صفحه ویژه
کتاب
صفحه کتاب
تلمیحات و اشارات
کتابخانه
انتشارات
عضویت
ارتباط با ما
صفحه نخست
صفحه ویژه
دیگران
آرشیو پیشرفته
درباره ما
خبر
حاشیه دیدارها
دیدارنگار
زندگینامه
بيانات
گزیده بیانات
پیامها و نامهها
نقشه راه
مرور سریع
پیشخوان
ابلاغیه
موضوعی
قرآن
حدیث
نهجالبلاغه
خانواده ایرانی
استفتائات
رساله آموزشی
راهنمای فتاوا
درس خارج
شرح حدیث
آرشیو خاطرات
جستار
مقالات جستار
تلمیحات و اشارات
کتابخانه
انتشارات
دیدارها
ویژه
گفتگو
لوح
صوت کامل بیانات
صوت گزیده بیانات
کلیپ صوتی
نسخه پادکست
فیلم دیدارها
گزیده دیدارها
نماهنگ
گزارش خبري
استفتائات
احکام سفر
مناسک حج
احکام خمس
ارسال استفتاء
هبه
اجوبه الاستفتائات
س 1715: آیا شرعاً تصرّف در هدیهای که یتیم غیر بالغ اهدا میکند جایز است؟
ج: منوط به اجازه ولیّ شرعی اوست.
س 1716: دو برادر در قطعه زمینی شریک هستند و یکی از آنان سهم خود را به پسر برادربزرگش بصورت هبه معوّض بخشیده و تحویل او داده است، آیا فرزندان هبهکننده، حق دارند بعد از فوت پدرشان ادّعای ارث در آن مقدار از زمین را بکنند؟
ج: اگر ثابت شود برادری که فوت کرده سهم خود در آن زمين را در حال حيات به پسر برادرش بخشيده و تحويل او داده و آن را تحت اختيارش گذاشته است، ورثه او بعد از مرگش حقّی در آن ندارند.
س 1717: شخصی برای پدرش در زمین او خانه ساخته و با اجازه او در زمان حیاتش طبقهای را هم برای خودش بنا کرده است، با توجه به اینکه آن شخص چند سال بعد از وفات پدرش فوت کرده است و هیچگونه وصیت یا سندی هم که دلالت بر هبه یا کیفیت تصرّف در آن بکند وجود ندارد، آیا طبقه دوم ملک اوست و بعداز موت به ورثه او منتقل میشود؟
ج: اگر فرزند، مخارج ساخت طبقه دوم را که در تصرّف او قرار دارد، داده باشد و در طول حيات پدرش بدون وجود منازعی در اختيار او بوده، شرعاً حکم به ملکيّت او میشود و بعد از فوت هم جزء ترکه او محسوب میگردد و برای ورثه اوست.
س 1718: پدرم در زمانی که یازده سال داشتم، یکی از خانههای خود را بهطور رسمی به نام من کرد و یک زمین و نصف خانهای را هم به نام برادرم و نصف دیگر آنرا به اسم مادرم نمود، بعد از وفات پدرم سایر ورثه ادعا کردند که خانهای که پدرم به نام من ثبت کرده است، شرعاً ملک من نیست، آنان مدّعی هستند که پدرم برای جلوگیری از مصادره خانه، آنرا به اسم من کرده است و در عین حال اعتراف میکنند که املاکی که به اسم برادر و مادرم نموده، ملک آنان میباشد، با توجه به اینکه پدرم وصیتی نکرده و شاهدی هم بر این مسأله وجود ندارد، حکم چیست؟
ج: آنچه که پدر از املاک خود در زمان حياتش به بعضی از ورثه هبه کرده و تحويل او داده و برای ثبوت اين موضوع، سند رسمی آن را نيز به نام وی نموده، شرعاً ملک اوست و ساير ورثه، حق مزاحمت او را ندارند مگر آنکه به طريق معتبری ثابت کنند که پدرشان آن ملک را به او نبخشيده وثبت سند رسمی به نام او صوری بوده است.
س 1719: هنگامی که شوهرم مشغول خانهسازی بود، من هم به او کمک می کردم و همین، باعث تقلیل هزینههای آن و تمام شدن ساخت خانه شد، خود او هم چند بار گفت که من با او در خانه شریک هستم و بعد از پایان کار یك سوم آن را به نام من ثبت خواهد کرد، ولی او قبل از انجام این کار فوت نمود و الآن هم هیچ سند و وصیّتی که ادّعای مرا ثابت کند در اختیار ندارم، حکم این مسأله چیست؟
ج: صِرف کمک و ياری در ساخت خانه يا مجرّد وعده به اينکه شما را در خانه شريک خواهد کرد، باعث شراکت در ملک آن نمیشود، بنا بر اين تا از طريق معتبر ثابت نشود که همسر شما قسمتی از خانه را در زمان حيات خود به شما بخشيده است غير از سهم ارث خود حقّی در آن نداريد.
س 1720: شوهرم در حالی که از سلامت عقلی برخوردار بود مسئول بانک را خواست و پولی را که در حساب بانکیاش بود به من هبه کرد و سندی را که حق برداشت با من باشد امضا نمود بهطوری که رئیس بیمارستان و مسئول بانک شاهد آن بودند و بر همین اساس بانک به من دسته چک داد و در طول ماه مبلغی را از آن برداشت کردم، بعد از گذشت یک ماه و نیم پسرش او را به بانک برد و در آنجا در حالی که فاقد شعور و ادراک بود، از او پرسیدند که آیا آن مال برای همسرت است؟ او با سر جواب مثبت داد، دوباره از او سؤال کردند که آیا آن مال برای فرزندانت است؟ که به همان صورت جواب مثبت داد. آیا آن مال برای من است یا ملک فرزندان شوهرم میباشد؟
ج: از آنجا که در هبه، قبض، شرط حصول ملکيّت است و مجرّد امضا سند و دريافت چک برای قبض مالی که در بانک پسانداز شده کافی نيست، لذا صرف امضا و دريافت چک موجب حکم به صحّت اين هبه نمیشود، بنا بر اين آنچه را با اجازه شوهرتان و در حال سلامت عقلی او از بانک گرفتهايد، مال شماست و آنچه که ازاموال شوهرتان در بانک مانده، بعد از فوت او از ترکهاش محسوب میشود و برای ورثه اوست و اقرار او در زمان فقدان ادراک، اعتباری ندارد و اگر در اين زمينه قانونی وجود داشته باشد متبع است.
س 1721: آیا چیزهایی که فرزندان در زمان حیات مادرشان برای او می خرند تا ازآنها استفاده کند، از اموال شخصی او محسوب میشود بهطوری که بعد از وفاتش از ترکه او محسوب شود؟
ج: اگر فرزندان، اشياء مذکور را به مادرشان بخشيده و در اختيار او گذاشته باشند، ملک شخصی مادرشان است و بعد از وفات او جزء ترکهاش محسوب میشود.
س 1722: آیا زیورآلات طلا که شوهر برای همسرش میخرد، از اموال شوهر محسوب شده و بعداز وفاتش جزء ترکهاش محسوب میشود، بهطوری که بین ورثه تقسیم شده و همسر او سهم خود را میبرد یا آنکه ملک زوجه است؟
ج: اگر جواهرات در اختيار و تحت تصرّف همسرش باشد بهطوری که در آنها تصرّفات مالکانه داشته باشد، حکم به ملکيّت آن جواهرت برای او میشود مگر آنکه خلاف آن ثابت شود.
س 1723: آیا هدایایی که در طول زندگی زناشویی زن و شوهر به آنان هدیه میشود، ملک شوهر است یا زن و یا هر دو؟
ج: مسأله با اختلاف هدايا از اين جهت که مختص مردان باشد يا زنان يا اينکه قابل استفاده برای هر دو باشد، يا برای يکی از آنان تفاوت پيدا میکند، آنچه که بر اساس ظواهر امر به خصوص يکی از زوجين هديه شده ملک خود اوست و آنچه که به هر دوی آنان بهطور مشترک هديه شده، ملک مشترک آنان است.
س 1724: آیا در صورتی که مردی زنش را طلاق دهد، جایز است آن زن اموالی را که خانوادهاش هنگام ازدواج به او دادهاند (مانند فرش، رختخواب، لباس ومانند اینها) از شوهرش مطالبه کند؟
ج: اگر از اشيايی باشند که زن از خانوادهاش گرفته و يا از چيزهای شخصی باشند که برای خودش خريده و يا به شخص او هبه شده باشند، ملک اوست و در صورتی که موجود باشند حق دارد آنها را از شوهرش مطالبه کند، ولی اگر از چيزهايی باشند که از طرف خانواده يا اقوام او به دامادشان که شوهر اوست، هديه شده باشند، نمیتواند آنها را از شوهرش مطالبه کند بلکه اختيار اين قبيل اموال در دست کسی است که آنها را به زوج هديه کرده است، که اگر عين آنها باقی مانده و زوج هم از ارحام آنان نباشد جايز است هديه کننده، هبه را فسخ کند و آن مال را پس بگيرد.
س 1725: بعد از آنکه همسرم را طلاق دادم، طلاها و زیورآلات و چیزهای دیگری را که با پول خودم و در دوران ازدواجمان به او داده بودم از وی پس گرفتم، آیا درحال حاضر تصرّف در آنها برای من جایز است؟
ج: اگر آنها را به عنوان عاريه به همسرتان دادهايد تا از آنها استفاده کند و يا آنها را به او هبه کردهايد و عين آنها نزد همسرتان به همان صورت موجود است و آن زن هم از ارحام شما نمیباشد، میتوانيد هبه را فسخ نموده و اموال هبه شده را پس بگيريد و در نتيجه جايز است در اشيايی که از او گرفتهايد تصرّف کنيد، و در غير اين صورت جايز نيست.
س 1726: پدرم قطعه زمینی را به من بخشید و سند آن را بهطور رسمی به نام من کرد، ولی بعد از یکسال از کار خود پشیمان شد، آیا جایز است در آن زمین، تصرّف کنم؟
ج: اگر پدرتان بعد از آنکه زمين را از او تحويل گرفتيد و بر آن استيلاء پيدا کرديد، از هبه خود پشيمان شد و رجوع نمود، رجوع او صحيح نيست و شرعاً زمين، ملک شماست. ولی اگر پشيمانی و رجوع او قبل از قبض زمين توسط شما باشد، حق دارد از هبه خود عدول نمايد و شما پس از آن ديگر در زمين مزبور حقّی نداريد و مجرّد ثبت سند به نام شما برای تحقّق قبضی که در هبه معتبر است، کافی نمیباشد.
س 1727: اینجانب زمینی را به فردی بخشیدم واو هم در قسمتی از آن، خانهای مسکونی بنا کرد، آیا جایز است عین یا قیمت آنچه را که به او بخشیدهام از او مطالبه کنم؟ و آیا جایز است آن مقدار از زمین را که ساختمان در آن بنا نکرده از او پس بگیرم؟
ج: بعد ازآنکه آن شخص با اذن شما زمين را قبض کرد و با ساختن ساختمان در آن تصرّف نمود، ديگر حق فسخ هبه و پس گرفتن اصل زمين يا قيمت آن را از او نداريد و اگر مساحت زمين به مقداری باشد که ساخت خانه در قسمتی از آن به نظر اهالی منطقه عرفاً تصرّف در همه زمين محسوب شود حق پس گرفتن هيچ مقداری از آن را نداريد.
س 1728: آیا جایز است شخصی همه اموال خود را به یکی از فرزندانش هبه کند و بقیه را از آن محروم نماید؟
ج: اگر اين کار موجب برانگيخته شدن فتنه و اختلاف در بين فرزندان شود، جايز نيست.
س 1729: شخصی خانهاش را بهصورت هبه معوّضه با سند رسمی به پنج نفر هبه کرد تا در زمین آن حسینیه بسازند به این شرط که آن را بعد از ساخت تا ده سال حبس کنند و بعد از آن اگر خواستند میتوانند آن را وقف نمایند، در نتیجه آنان با کمک مردم مبادرت به ساخت حسینیه کردند و اختیار تصدّی و نظارت بر حبس و امور مربوط به شروط عقد وقف، بعد از گذشت مدّت مزبور وتعیین متولی و ناظر بر وقف را خودشان برعهده گرفتند و سندی هم راجع به آن تنظیم نمودند، آیا در صورتی که قصد وقف کردن حسینیه محبوسه را داشته باشند، تبعیّت از نظر آنان راجع به انتخاب متولی و ناظر بر وقف واجب است؟ و آیا عدم التزام به این شروط شرعاً محذور دارد؟ و درصورتی که یکی از آن پنج نفر با وقف حسینیه مخالفت کند، مسأله چه حکمی پیدا میکند؟
ج: بر آنان واجب است طبق شرايطی که هبهکننده در ضمن عقد هبه معوّضه بر آنان شرط نموده عمل کنند و اگر از شرطهای او راجع به کيفيّت حبس يا وقف تخلّف کنند، هبه کننده يا ورثه او حق فسخ هبه معوّضه را خواهند داشت و امّا شرطهايی که آن پنج نفر راجع به اختيار تصدّی حبس و نظارت بر آن و همچنين در مورد وقف و متولّی و ناظر بر آن مقرّر و ثبت کردهاند در صورتی که با توافق هبه کننده در عقد هبه باشد به اين صورت که اختيار همه آن امور را به آنان واگذار کرده باشد، التزام و عمل به آنها واجب است و اگر بعضی از آنان از وقف کردن حسينيه خودداری کنند در صورتی که نظر هبه کننده اين بوده که آنان باهم در مورد وقف آن تصميم بگيرند، ساير افراد حق ندارند مبادرت به وقف آن نمايند.
س 1730: فردی ثلث خانه شخصیاش را به همسرش بخشیده است و بعد از یک سال همه آن را به مدت پانزده سال اجاره داده و سپس فوت نموده است و فرزندی هم ندارد، آیا این هبه در حالی که خانه را بعد از هبه، اجاره داده است، صحیح است و اگر بدهکار باشد آیا باید آن را از تمام خانه پرداخت کرد یا از دو ثلث آن و سپس بقیه را طبق قانون ارث بین ورثه تقسیم نمود؟ و آیا واجب است طلبکاران صبر کنند تا مدت اجاره به پایان برسد؟
ج: اگر هبه کننده آن مقدار از خانه را که به همسرش بخشيده قبل از اجاره دادن تمام آن، هرچند در ضمن تحويل کل خانه، به قبض او رسانده و همسرش نيز از ارحام او بوده و يا هبه معوّضه بوده، هبه در آن مقدار صحيح و نافذ است واجاره فقط نسبت به بقيه آن صحيح میباشد و در غير اين صورت هبه به اين دليل که تمام خانه بعداز آن اجاره داده شده است، باطل است البته اگر اجارهدادن به قصد رجوع از هبه باشد و فقط اجاره خانه که بعداز هبهصورت گرفته است صحيح است. بدهی ميّت هم بايد از آنچه که تا زمان فوتش مالک آن بوده است، پرداخت شود و آنچه که در زمان حياتش برای مدتی اجاره داده، منفعت آن در طول زمان اجاره برای مستأجر است و عين آن جزء ترکه محسوب میشود و بدهی او از آن کسر میگردد و باقیمانده آن، ارث ورثه است و تا انقضاء مدت اجاره نمیتوانند از آن استفادهای ببرند.
س 1731: شخصی در وصیتنامهاش نوشته است که همه اموال غیر منقول او متعلّق به یکی از فرزندانش باشد به این شرط که تا زمانی که زنده است هر سال مقداری برنج در برابر آن اموال به او و خانوادهاش بدهد، سپس بعد از گذشت یک سال همه آن اموال را به او بخشید، آیا این وصیت به علت تقدّم همچنان اعتبار دارد و در نتیجه در ثلث آن صحیح است و باقیمانده اموال بعد از موت او به همه ورثه به ارث میرسد؟ یا آنکه وصیت با تحقّق هبه بعد از آن باطل میشود؟ (قابل ذکر است که اموال مزبور در اختیار و تحت تصرّف موهوب له هستند.)
ج: اگر هبه که بعد از وصيت صورت گرفته با قبض و استيلاء بر مالِ هبه شده در زمان حيات هبه کننده و با اذن او محقق و قطعی شده باشد، وصيت که قبل از هبهصورت گرفته است، باطل میگردد زيرا هبه، رجوع از وصيت محسوب میشود، در نتيجه مال هبه شده، ملک فرزند است و بقيه ورثه در آن حقّی ندارند و در غير اين صورت تا زمانی که عدول موصی از وصيت احراز نشده باشد، وصيت اعتبار دارد.
س 1732: آیا جایز است وارثی که سهم خود را از ارث پدرش به دو برادر خود بخشیده است، بعداز چند سال آن را از آنان مطالبه کند؟ واگر آن دو از بازگرداندن سهم او خودداری کنند، مسأله چه حکمی دارد؟
ج: اگر بعد از آنکه هبه با قبض و اقباض محقق شده، بخواهد از هبه خود رجوع کند، چنين حقّی را ندارد، ولی اگر رجوع او قبل از قبض واقباض باشد، صحيح و بلااشکال است.
س 1733: یکی از برادرانم بارضایت، سهم خود را از ارث به من بخشید، ولی بعد از مدتی قبل از آنکه ارث بین ورثه تقسیم شود از هبه خود رجوع کرد، مسأله چه حکمی دارد؟
ج: اگر قبل از تحويل سهمالارث خود به شما از هبه رجوع کند، صحيح است و شما حقّی در آنچه که به شما هبه کرده است نداريد، ولی اگر بعد از آنکه آن را قبض کرديد از هبه خود رجوع کند، اثری ندارد و او در آنچه به شما بخشيده است حقّی ندارد.
س 1734: زنی زمین مزروعی خود را به شخصی بخشیده است تا بعد از موتش به نیابت از او فریضه حج را بجا آورد، به این گمان که حج بر او واجب شده است، ولی اقوام او با وی موافق نیستند. سپس برای بار دوم زمین را به یکی از نوههای خود هبه نمود و یک هفته بعد از هبه دوم فوت کرد، آیا هبه اول صحیح است یا هبه دوم؟ موهوبله اوّل، نسبت به انجام فریضه حج برای او چه تکلیفی دارد؟
ج: اگر شخص اول از ارحام هبه کننده بوده و عين موهوبه را با اجازه او قبض کرده باشد، هبه اوّل صحيح و لازم بوده و واجب است از طرف آن زن فريضه حج را انجام دهد و هبه دوم فضولی و متوقف بر اجازه موهوبله اوّل است، ولی اگر از اقوام آن زن نباشد و يا عين موهوبه را از او تحويل نگرفته باشد، هبه دوم صحيح است و رجوع از هبه اوّل، محسوب میگردد و بر اثر آن هبه اوّل، باطل میشود، در نتيجه شخص اوّل حقّی در زمين ندارد و واجب نيست از طرف هبهکننده فريضه حج را بجا آورد.
س 1735: آیا حق قبل از ثبوت، قابل هبه است؟ آیا اگر زن حقوق مالی خود را که در آینده از آن برخوردار میشود، هنگام عقد به شوهرش ببخشد، صحیح است؟
ج: در صحّت اين قبيل هبهها، اشکال و بلکه منع وجود دارد. در نتيجه اگر هبه حقوق آينده آن زن به شوهرش به صلح يا به شرط اسقاط آنها بعد از ثبوت برگردد، اشکال ندارد و الا هيچ فايده و اثری ندارد.
س 1736: گرفتن یا دادن هدیه به کفّار چه حکمی دارد؟
ج: فینفسه مانعی ندارد.
س 1737: شخصی در زمان حیاتش همه اموال خود را به نوهاش بخشیده است، آیا این هبه نسبت به همه اموالش حتّی آنچه که باید بعد از مردن او خرج کفن و دفن و امور دیگر شود، نافذ است؟
ج: اگر اموال هبه شده بعد از هبه و در زمان حيات هبه کننده و با اذن او قبض شده باشند، هبه نسبت به تمام آنچه که قبض شده، نافذ است.
س 1738: آیا اموالی که به جانبازان و مجروحین جنگ پرداخت میشود، هدیه محسوب میگردد؟
ج: بله. مگر آنچه که در برابر کار به بعضی از آنان پرداخت میشود که اجرت کار آنان است.
س 1739: اگر هدیهای به خانواده شهیدی تقدیم شود مال ورثه است یا کفیل و یا ولیّ آنان؟
ج: بستگی به نيّت هبه کننده دارد.
س 1740: برخی از شرکتها یا شخصیتهای حقیقی و حقوقی داخلی یا خارجی به بعضی از وکیلها و واسطهها هنگامی که اقدام به خرید و فروش کالا یا عقد قراردادهای صنعتیمیکنند، هدیههایی را میدهند، با وجود اینکه احتمال دارد گیرنده هدیه به نفع هدیهدهنده عمل کند و یا تصمیمی به نفع او اتخاذ نماید، آیا شرعاً جایز است این هدیهها را از او قبول کند؟
ج: وکيل يا واسطه در خريد و فروش و عقد قرارداد نبايد از طرف ديگر در برابر معامله با او هديه بگيرد.
س 1741: اگر هدیههایی که توسط شرکتها یا اشخاص داده میشود در برابر هدیهای باشد که از بیتالمال به آنان داده شده است، چه حکمی دارد؟
ج: اگر عوض هديهای باشد که از بيتالمال داده شده، بايد به بيتالمال داده شود.
س 1742: اگر هدیه در گیرنده آن تأثیر بگذارد و موجب برقراری ارتباطات نامناسب و یا روابط مشکوک امنیتی شود، آیا گرفتن آن هدیه و تصرّف در آن جایز است؟
ج: گرفتن اين هديهها جايز نيست بلکه واجب است از قبول آنها خودداری شود.
س 1743: اگر احتمال داده شود که هدیه برای ترغیب و تشویق گیرنده آن برای انجام تبلیغات به نفع هدیه دهنده است، آیا گرفتن آن جایز است؟
ج: اگر تبليغات مورد نظر از جهت شرعی و قانونی جايز باشند، اشکال ندارد و قبول هديه در برابر آن هم بدون مانع است. البته در محيطهای اداری اين امر تابع قانون و مقرّرات مربوطه میباشد.
س 1744: درصورتی که هدیه برای چشم پوشی و تغافل و عدم مخالفت و یا برای جلب موافقت مسئول نسبت به انجام بعضی از امور باشد، قبول هدیه چه حکمی دارد؟
ج: قبول اين قبيل هديهها اشکال دارد و بلکه ممنوع است. بهطور کلّی اگر تقديم هديه به قصد دستيابی به هدفی خلاف شرع و قانون و يا به منظور ايجاد تمايل در مسئول قانونی به موافقت با چيزی که حق موافقت با آن را ندارد، صورت بگيرد، گرفتن آن هديه جايز نيست بلکه واجب است از قبول آن خودداری شود و بر مسئولين هم واجب است از آن جلوگيری نمايند.
س 1745: آیا جایز است جدّ پدری، همه یا بخشی از اموال خود را در زمان حیاتش به همسر فرزندش که از دنیا رفته و به فرزندان او ببخشد؟ آیا دختران او حق اعتراض به این کار را دارند؟
ج: او حق دارد که در زمان حياتش هر چه را بخواهد به نوههای خود و يا همسر پسرش ببخشد و دختران او حق اعتراض به کار او را ندارند.
س 1746: شخصی فرزند و خواهر و برادر و پدر و مادری ندارد و میخواهد اموال خود را به همسر یا اقوام او هبه کند، آیا شرعاً این کار برای او جایز است؟ آیا این کار مقدار مشخص و معیّنی دارد یا اینکه میتواند همه اموالش را هبه کند؟
ج: مانعی ندارد که مالک در زمان حياتش همه يا قسمتی از اموالش را به هر کس که میخواهد أعم از وارث و غير وارث ببخشد.
س 1747: بنیاد شهید مقداری پول و مواد غذایی جهت برگزاری مجلس فاتحه و یادبود فرزند شهیدم در اختیار من قرار داده است، آیا گرفتن آنها تبعات اخروی برای من بدنبال دارد؟ آیا موجب کم شدن ثواب و اجر شهید خواهد شد؟
ج: اشکال ندارد که خانوادههای عزيز شهدا آن کمکها را قبول کنند و تأثيری در اجر و پاداش شهيد و خانواده او ندارد.
س 1748: یک صندوق مشترک توسط نگهبانان و کارکنان هتل ایجاد شده تا چیزهایی که به عنوان انعام به آنان هدیه داده میشود در آن جمع آوری شده و بین آنان بهطور مساوی تقسیم گردد، ولی بعضی از آنان که دارای سمت ریاست و نائب رئیس هستند سهم بیشتری را مطالبه میکنندو این مسأله همیشه موجب اختلاف و تفرقه بین اعضای صندوق بوده است، حکم آن چیست؟
ج: اين مسأله بستگی به قصد کسی دارد که مال را به عنوان انعام پرداخت کرده است، در نتيجه آنچه را که به شخص خاصی داده است مال خود اوست و آنچه را که به همه داده است بايد بهطور مساوی بين آنان تقسيم شود.
س 1749: اموالی مانند عیدی که به کودک صغیر هدیه داده میشوند آیا ملک خود صغیر محسوب میشوند یا ملک پدر و مادر او؟
ج: اگر پدر به عنوان ولايت بر صغير، آنها را قبض کرده باشد، ملک صغير محسوب میشوند.
س 1750: مادری دو دختر دارد و میخواهد دارایی خود را که یک قطعه زمین کشاورزی است به نوهاش (یعنی پسر یکی از دو دخترش) هبه کند و درنتیجه دختر دوم او از ارث، محروم میشود، آیا این هبه او، صحیح است یا این که دختر دوّم میتواند بعد از مرگ مادرش، سهم خود را از آن زمین، مطالبه کند؟
ج: اگر مادر، در زمان حيات خود، ملکش را به نوهاش، بخشيده و تحويل او داده، در اين صورت، ملک از آنِ وی بوده و هيچ کس حق اعتراض ندارد، امّا اگر وصيّت کرده که بعد از او، آن ملک را به نوه دهند، وصيّت او تا مقدار ثلث، نافذ بوده و در مقدار زائد آن بستگی به اذن ورثه دارد.
س 1751: شخصی مقداری از زمین کشاورزیش را به پسر برادرش، هبه کرد به شرط این که او دو ربیبه خود را به عقد دو پسر هبهکننده، در آورد، ولی فرزند برادر، یکی از ربیبهها را به عقد یک پسر در آورد امّا از تزویج ربیبه دوّم امتناع نمود آیا این هبه با شرط مذکور، صحیح و لازم میباشد یا نه؟
ج: اين هبه، صحيح و لازم است، لکن شرط، باطل است زيرا ناپدری ولايتی بر ربيبهها ندارد بلکه ازدواج آنان، در صورتی که پدر يا جّد پدری نداشته باشند، منوط به رضايت خودشان است. بلی، اگر مراد از شرط مذکور اين است که پسر برادر با گفتگو و مذاکره، رضايت ربيبهها را برای ازدواج با پسران آن شخص، جلب کند، شرط صحيح و وفاء به آن لازم است و اگر به شرط عمل نکند هبه کننده، حق فسخ خواهد داشت.
س 1752: اینجانب یک آپارتمان مسکونی دارم که آن را به نام دختر صغیرم کردم، بعد از آنکه مادر او را طلاق دادم از هبه خود رجوع نموده و قبل از رسیدن او به سن هجده سالگی آن را به نام پسری که از همسر دوم خود دارم نمودم، این مسأله چه حکمی دارد؟
ج: اگر ملک را حقيقتاً به دخترتان هبه کردهايد و آن را به ولايت از او قبض نمودهايد، هبه لازم است و قابل فسخ نيست، ولی اگر هبه حقيقی محقق نشده باشد، بلکه فقط سند آن را به نام دخترتان کرده باشيد اين برای تحقّق هبه و حصول مالکيت برای او کافی نيست، بلکه آن آپارتمان ملک شماست و اختيار آن نيز دردست شما میباشد.
س 1753: اینجانب بعد از ابتلا به یک بیماری شدید، همه املاکم را بین فرزندانم تقسیم کرده و سندی راجع به آن برای آنان تنظیم نمودم و بعد از بهبودی به آنان مراجعه کرده و درخواست نمودم که مقداری از اموالم را به من برگردانند، ولی آنان از انجام این کار خودداری نمودند، این مسأله چه حکمی دارد؟
ج: مجرّد نوشتن سند برای حصول ملکيّت برای فرزندان کافی نيست در نتيجه اگر اموال و املاک خود را به آنان هبه کرده و تحويل آنان دادهايد بهطوری که در اختيار و تحت تصرّف مالکانه آنان قرار گرفته باشد، حق رجوع نسبت به آن را نداريد، ولی اگر اصلاً هبهای صورت نگرفته و يا بعد از هبه قبض و اقباض انجام نشده باشد، آن اموال بر ملکيّت شما باقی هستند و اختيار آنها با شماست.
س 1754: شخصی در وصیّتنامهاش آنچه را که در منزل دارد به زنش بخشیده است و در خانه کتابی هم به خط موصی وجود دارد، آیا همسر او علاوه بر ملکیت این کتاب، مالک حقوق ناشی از آن مانند حق چاپ و نشر هم میباشد یا اینکه ورثه دیگر هم نسبت به آن سهیم هستند؟
ج: حق چاپ و نشر کتابی که تأليف شده تابع ملک آن است، بنا بر اين کسی که مؤلف در زمان حياتش کتاب خود را به او هبه کرده و تحويل او داده است و يا وصيت کرده که متعلّق به او باشد، کتاب بعد از وفات مؤلف، متعلّق به آن شخص است و همه امتيازات وحقوق آن هم اختصاص به او پيدا میکند.
س 1755: بعضی از ادارات و مؤسسات به مناسبتهای مختلف هدایایی را به کارمندان خود میدهند که جهت آن معلوم نیست، آیا جایز است کارمندان آن را گرفته و در آن تصرّف کنند؟
ج: در صورتی که هديه دهنده بر اساس مقرّرات دولتی صلاحيت و اختيار آن را داشته باشد، دادن هديه از اموال دولتی مانعی ندارد واگر دريافت کننده احتمال قابل توجهی بدهد که هديه دهنده اين صلاحيت و اختيار را دارد، اشکال ندارد که آن را از او بگيرد.
س 1756: آیا در قبض هبه از هبه کننده، مجرّد دریافت هبه از او کافی است یا آنکه علاوه بر آن باید هبه را مخصوصا در مواردی مانند ماشین، خانه، زمین و مانند آن به نام آن شخص ثبت نماید؟
ج: منظور از اشتراط قبض در هبه، نوشتن قرارداد و امضای آن نيست، بلکه مقصود اين است که آن مال در خارج در اختيار و تحت تصرّف او قرار بگيرد و همين برای تحقّق هبه و حصول ملکيّت کافی است و فرقی بين اموالی که هبه میشوند، وجود ندارد.
س 1757: شخصی مالی را به مناسبت ازدواج یا تولد و یا امور دیگر به فرد دیگری هدیه داده است و بعد از گذشت سه یا چهار سال میخواهد آنها را پس بگیرد، آیا برگیرنده هبه واجب است آنها را به او برگرداند؟ و اگر شخصی مالی را برای مراسم عزاداری یا جشن های تولد ائمه(علیهمالسلام) بدهد، آیا حق دارد بعد از آن، اموال مزبور را پس بگیرد؟
ج: تا زمانی که عين هديه نزد آن شخص به حال خود باقی باشد، جايز است هبهکننده، آن را مطالبه کند و پس بگيرد، به شرطی که او از ارحام هبه کننده نبوده و هبه هم معوّضه نباشد، ولی در صورت تلف شدن هديه يا تغيير آن، نسبت به آنچه در زمان هبه به آن صورت بوده، حق مطالبه هديه و يا عوض آن را ندارد و همچنين پولی را که انسان به قصد قربت و برای رضای خدا، بدهد حق پس گرفتن آن را ندارد.
هبه
استفتائات جدید
س: هبهى معوضه چيست؟
ج) هبهاى است که در آن شرط ثواب و يا عوض شود چه در قالب صلح و يا هبه، مثل آنکه شرط شود در مقابل آن هبهاى که مىدهد هبه گيرنده نيز چيزى به واهب ببخشد و هکذا اگر شرط نشده ولى عملاً در مقابل هبه، هبه گيرنده نيز چيزى را به هبه دهنده ببخشد که در اين صورت معوضه مىشود و احکام خاص خود را دارد.
س: مادر زنى به دامادش دويست هزار روپيه بدون مطالبه داد بعد از مدتى بين طرفين اختلاف پيدا شد مادر زن از داماد خود پول را تقاضا نمود (بدليل اينکه پول مذکور قرض بود) ولى داماد مىگويد که اين پول هبه بود. جنابعالى نظر خود پيرامون مسأله بالا ايراد فرماييد.
ج) اگر داماد اقرار کرده که پول را از مادر زن گرفته است، مديون است آن را به مادر زن بپردازد مگر اينکه ثابت کند که به عنوان هبه گرفته است و مادر زن مبلغ را به او بخشيده است، اگر بينه نداشته باشد مادر زن نزد قاضى قسم مىخورد و يا قسم را به مدّعى ردّ مىکند.
س: مردى به زن خود هديهاى مىدهد. بعد از گذشت مدتى مرد هديه را طلب مىكند. اما به علت سهلانگارى محرز زن هديه به سرقت رفته است. آيا زن به مرد بدهكار مىشود؟
ج) اگر قبل از رجوع واهب عين موهوبه به سرقت رفته است، حقى بر زن ندارد و اگر بعد از رجوع و مطالبه آن، زوجه از پس دادن امتناع کرده است، ضامن است ولى احتياط آن است که مرد چيزى از او مطالبه نکند.
س: اگر وسيلهاى را از فردى هديه بگيرم و بعد از مدتى هديه دهنده اعلام نارضايتى كند حكمش چيست؟
ج) اگر موجود باشد و از ارحام هبه کننده نباشيد بايد برگردانيد.
1: شخصى ملک مسکونى خود را به فرزندش هبه نموده و شرط نموده اولاً آن را نفروشد ثانياً واهب تازمانى که زنده است حق داشته باشد در آن منزل سکونت نمايد. اما متهب با تخلّف از شرط، ملک را به ديگرى فروخته است. آيا خريدار ملک مىتواند واهب را از منزل بيرون کند؟ 2: آيا واهب مىتواند فقط عقد دوم را بهم بزند؟ در صورتى که واهب عقد هبه را به علت تخلّف شرط متهب بهم بزند آيا ملک از خريدار (متصرف بعدى) مسترد مىگردد؟
ج1) خريدار نمىتواند واهب را كه حق سكونت در آن منزل را دارد از آن منزل بيرون كند بلكه منزل مسلوبالمنفعة مادام حيات واهب، به خريدار منتقل مىشود و خريدار اگر از جريان اطلاع نداشته مىتواند معامله خريد خود را به استناد خيار عيب فسخ كند. ج2) واهب حق فسخ دوم را ندارد ولى مىتواند قرارداد هبه خود را به استناد تخلّف شرط فسخ كند كه در صورت فسخ ملك به خود واهب برمىگردد.
س: اگر انسان از کسى هديه درخواست بکند و شخص مقابل در رو در بايستى قرار بگيرد و از روى خجالت و به اكراه هديه را به شخص طلبكننده بدهد آيا اين هديه غصبى مىشود؟ حکم نماز خواندن با اين هديه چيست؟
ج) اگر بدانيد هديه دهنده راضى نيست، تصرف در آن جايز نيست و چنانچه لباس باشد، نماز با آن باطل است.
لطفا به منظور مشاهده بهتر سایت و مرور ایمن در اینترنت ، مرورگر خود را به نسخه بالاتر ارتقاء دهید یا از دیگر مرورگرها استفاده کنید.