شورای نگهبان / قوه مقننه / شورای نگهبان/فقهای شورای نگهبان/اعضای حقوقدان شورای نگهبان
قانون اساسی ما، جزو مترقیترین قوانین اساسی دنیاست. ... هر امری که تخلف از قانون اساسی محسوب شود، تخلف از روال صحیح حرکت انقلابی جامعهی ماست... لکن میخواهم عرض کنم که شورای نگهبان گلوگاه مهمی برای حفظ قانون اساسی در قوانین کشور و مقررات کشوری است. فکری باید بشود که ما همهی مقررات جاری کشور را - نه فقط مصوبات را، بلکه کل مقررات جمهوری اسلامی را - با شرع و قانون اساسی منطبق کنیم. الان مقرراتی هست که از گذشته باقی مانده و اصول قانون اساسی که از جملهی آنها رعایت شرع مقدس است، در آنها ملاحظه نشده است. باید برای آنها فکری کرد و کاری بشود که انشاءالله همهی مقررات جاری کشور که به وسیلهی دستگاههای گوناگون وضع شده، با قانون اساسی و شرع، منطبق گردد.1371/08/03
لینک ثابت
ما از ابتدای تشکیل شورای نگهبان، احساس میکردیم که اینجا یک نقطه و مرکز حیاتی است. هرچه هم که میگذرد، این احساس بیشتر به وجود میآید. فکر میکنم هر کس که ناظر به اوضاع کشور باشد، همین را احساس میکند که شورای نگهبان یک مرکز اساسی و حیاتی برای ادارهی کشور و جهتگیری صحیح است.1371/08/03
لینک ثابت
آقایان شورای نگهبان، بدیهی است که محکمتر از آن هستند که تحلیلات یا تبلیغات دشمن اثری در آنها بگذارد.1371/08/03
لینک ثابت
نمایندگان محترم لازم است کهمصوبات مجلس را از مخالفت با مقررات شرعی، برکنار بدارند و برای این منظور از نظرات شورای محترم نگهبان در مراحل تصویب لوایح و طرحها بهره گیری کنند.1371/03/07
لینک ثابت
بعضی بیهوده اعتراض نکنند. شورای محترم نگهبان مورد اعتماد کامل ماست...کسانیکه صلاحیتشان رد شده است، شورای نگهبان برطبق ضوابط وقانون با آنها رفتارکرده و معنایش این نیست که همه، آدمهای نابابی هستند؛ نه، معنایش این نیست. کسی حقندارد فردی راکه صلاحیتش رد شده - درهرجای کشور - متّهم کند، که «لابد شما پرونده سنگینی دارید! لابد شما جنایتی کردهاید! لابدشماکار خلافی کردهاید! لابددزدی کردهاید!» نه، اینها نیست! قانون ضوابطی را معیّن کرده و شورای نگهبان، با امانت کامل، برطبقآن ضوابط قانونی، کسانی را در فهرست قبولشدگان میگذارد و کسانی را خارج میکند. آنهایی که خارج میمانند، یعنی بااین ضوابط منطبق نبودهاند. چه بسا آدمهای صالحی هم باشند. البته آدم ناباب هم میانشان هست؛ نه اینکه نیست؛ امااینطور نیست که هر کس صلاحیتش رد شده، بگویید «لابد ایشان آدم خائن و نابابیست!»؛ ابداً!1371/01/15
لینک ثابت
شورای محترم نگهبان مورد اعتماد کامل ماست.1371/01/15
لینک ثابت
شورای نگهبان، با امانت کامل، برطبقآن ضوابط قانونی، کسانی را در فهرست قبولشدگان امتحان اجتهاد میگذارد و کسانی را خارج میکند.1371/01/15
لینک ثابت
در باب انتخابات، اینکه، وزارت کشور زحمت میکشد، شورای نگهبان زحمت میکشد و هر دو، مورد اعتماد من هم هستند. هم شورای محترم نگهبان کاملاً مورد اعتماد است و هم وزارت کشور. اینها واقعاً خوب کار میکنند. بنابراین، اگر یکی در فلان آزمایش رد و یکی قبول میشود، یا یکی رأی میآورد و دیگری نمیآورد، اینطور نباشد که در بعضی حوزههای انتخابیه، فتنه گرها مردم را تحریک کنند که مثلاً، چرا فلانی را رد کردند؟ شنیدم در بعضی از شهرها صد نفر، دویست نفر جمع شدهاند، که چرا فلانی رد شده است؟! شما باید به مسؤولین خود اعتماد داشته باشید. مسؤولین، مورد اعتمادند و لابد چیزی دیدهاند که رد کردهاند. شما اگر اعتراضی هم دارید باید کتباً به مسؤولین گزارش کنید.1371/01/07
لینک ثابت
نظام جمهوری اسلامی ایران, قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران, شورای نگهبان
صحت نظام ما به حفظ جهت اسلامی و رعایت قانون اساسی در آن است؛ و این با شورای نگهبان تأمین می شود.1370/12/04
لینک ثابت
تبدیل مشروطه به استبداد رضاخان؛ نتیجه حذف طراز اول
شورای نگهبان مطمئنترین دستگاه و ارگانی است که انقلاب به نظام کشور بخشیده است. ما برای اینکه به طور کلی از سلامت نظام مطمئن باشیم، مهمترین و رساترین و فعالترین و مؤثرترین مجموعهی ما همین شورای نگهبان است. در قانون اساسی ما، شورای نگهبان حتّی نقشی مهمتر از طراز اولی که در صدر مشروطیت گذاشته شد، دارد. اولًا طراز اول، به مسائل قانون اساسی و امثال اینها کاری نداشت؛ فقط به مسألهی شرع کار داشت؛ ثانیاً این کسانی که امروز در شورای نگهبان هستند، با مسائل کشور و مسائل انقلاب و مشکلاتی که بر سر راه انقلاب هست، واقفترند، تا آن کسانی که در آن روز میخواستند در نقش طراز اول کار کنند. البته دیدیم که در آن روز دشمنان اسلام و دشمنان آزادی ایران نتوانستند طراز اول را تحمل کنند و چه زود آنها را از صحنه خارج کردند؛ اول وجودشان را، بعد خودِ اعیانشان را بیاثر کردند و این ارگان را بکلی حذف کردند! بدون طراز اول، دهها سال مشروطیت ادامه پیدا کرد و شد آنچه شد: مشروطه به استبدادی از طراز استبدادهای درجهی اول تبدیل شد؛ یعنی از استبداد ناصر الدّین شاهی بالاتر! هیچکس نمیتواند بگوید که استبداد رضا خان از استبداد ناصر الدّین شاه کمتر است؛ بلکه بلاشک بیشتر از آن است. ناصر الدّین شاه در قضیهی تنباکو وقتیکه حرکت مردم را دید، عقب نشست؛ اما رضا خان در سال 1314 هنگامی که حرکت مردم و علما را دید، حرکت مردم را سرکوب کرد و علما را دستگیر نمود و واقعهی مسجد گوهرشاد را پیش آورد! به اعتقاد ما، همهی اینها ناشی از عدم حضور طراز اول در آنجاست؛ و الّا اگر علمای پیشبینیشدهی در متمم قانون اساسی که همان طراز اول باشند حضور میداشتند و میتوانستند نقش خودشان را ایفا کنند، ما امروز از آنچه که هستیم، خیلی جلوتر بودیم.1370/12/04
لینک ثابت
شورای نگهبان مطمئنترین دستگاه و ارگانی است كه انقلاب به نظام كشور بخشیده است.1370/12/04
لینک ثابت
امروز هم بحمدالله شورای نگهبان در اوج اقتدار قانونی و معنوی است؛ و هم در قضیهی قوانین، و هم در قضایای فرعی مورد قبول مردم و مورد اعتماد و توجه دستگاهها و پشتیبان نظام است.1370/12/04
لینک ثابت
شورای نگهبان در حرف و اقدام و كار خودش، امین و موتمن است و همه موظفند كه به چشم امین به آن نگاه كنند.1370/12/04
لینک ثابت
شورای نگهبان مطمئنترین دستگاه و ارگانی است که انقلاب به نظام کشور بخشیده است. ما برای اینکه به طور کلی از سلامت نظام مطمئن باشیم، مهمترین و رساترین و فعالترین و مؤثرترین مجموعهی ما همین شورای نگهبان است. در قانون اساسی ما، شورای نگهبان حتّی نقشی مهمتر از طراز اولی که در صدر مشروطیت گذاشته شد، دارد. اولاً طراز اول، به مسائل قانون اساسی و امثال اینها کاری نداشت؛ فقط به مسألهی شرع کار داشت؛ ثانیاً این کسانی که امروز در شورای نگهبان هستند، با مسائل کشور و مسائل انقلاب و مشکلاتی که بر سر راه انقلاب هست، واقفترند، تا آن کسانی که در آن روز میخواستند در نقش طراز اول کار کنند. البته دیدیم که در آن روز دشمنان اسلام و دشمنان آزادی ایران نتوانستند طراز اول را تحمل کنند و چه زود آنها را از صحنه خارج کردند؛ اول وجودشان را، بعد خودِ اعیانشان را بیاثر کردند و این ارگان را بکلی حذف کردند! بدون طراز اول، دهها سال مشروطیت ادامه پیدا کرد و شد آنچه شد: مشروطه به استبدادی از طراز استبدادهای درجهی اول تبدیل شد؛ یعنی از استبداد ناصرالدین شاهی بالاتر! هیچ کس نمیتواند بگوید که استبداد رضاخان از استبداد ناصرالدین شاه کمتر است؛ بلکه بلاشک بیشتر از آن است. ناصرالدین شاه در قضیهی تنباکو وقتی که حرکت مردم را دید، عقب نشست؛ اما رضاخان در سال ۱۳۱۴ هنگامی که حرکت مردم و علما را دید، حرکت مردم را سرکوب کرد و علما را دستگیر نمود و واقعهی مسجد گوهرشاد را پیش آورد! به اعتقاد ما، همهی اینها ناشی از عدم حضور طراز اول در آنجاست؛ والّا اگر علمای پیشبینی شدهی در متمم قانون اساسی - که همان طراز اول باشند - حضور میداشتند و میتوانستند نقش خودشان را ایفا کنند، ما امروز از آنچه که هستیم، خیلی جلوتر بودیم. خوشبختانه حضور امام(رضواناللَّهتعالیعلیه) در انقلاب، با آن قاطعیت و آن بصیرت و آن حزم و آن حکمتی که در ایشان بود، اجازه نداد که دشمنان بخواهند نسبت به شورای نگهبان همان کاری را بکنند که با طراز اول کردند.
امروز هم بحمداللَّه شورای نگهبان در اوج اقتدار قانونی و معنوی است؛ و هم در قضیهی قوانین، و هم در قضایای فرعی - از قبیل این قضیهیی که امروز شما به آن دچار هستید - مورد قبول مردم و مورد اعتماد و توجه دستگاهها و پشتیبان نظام است. هرکس که این موقعیت را برای شورای نگهبان نپسندد و با آن معارضه و مقابله بکند، آگاهانه و یا ناآگاهانه در همان خطی قرار گرفته که یک روز قبل از رضاخان و در زمان رضاخان، در راه حذف آن طراز اول اقداماتی انجام گرفت و نتایجی به بار آورد. شورای نگهبان در حرف و اقدام و کار خودش، امین و مؤتمن است و همه موظفند که به چشم امین به آن نگاه کنند. هر قاضی عادلی هم وقتی که قضاوت میکند، ممکن است یک نفر در دلش به او اعتراض داشته باشد - چون بین ماها عصمت که نیست - و آن اعتراض بحق هم باشد؛ اما حکم قاضی، حکم یک امین مؤتمن است و بایستی عملاً مورد اعتماد قرار بگیرد. امروز وضع شورای نگهبان اینطور است؛ هم در قوانین، هم در تصرفات اجرایی و شبه اجرایی - از این قبیلی که ما در باب انتخابات مشاهده میکنیم - بایستی مورد اعتماد و قبول و ائتمان مردم باشد و بحمداللَّه هست و هیچ کس نباید به خودش اجازه بدهد که از این موقعیت و مقام شامخ معنوییی که قانون برای شورای نگهبان معین کرده، حَطّی انجام بدهد و نسبت به آن خدشهیی وارد کند. با علم و معرفت و بصیرت به این موقعیت است که ما در باب تصرفات شورای نگهبان حرف میزنیم و نسبت به آن تصمیمگیری میکنیم.1370/12/04
لینک ثابت
کار نظارت بر انتخابات، کار بسیار بااهمیتی است؛ زیرا که سلامت انتخابات، سلامت مجلس را به دنبال دارد؛ و سلامت مجلس، سلامت قوانین و مایههای کار را در کشور به دنبال دارد. یک دستگاه اجرایی هرچند هم که کارآمد باشد، اگر قوانینی که در اختیار آن قرار میگیرد، قوانین رسا و سالم و صحیحی نباشد، بالاخره در آن انحراف پیدا خواهد شد. صحت نظام ما به حفظ جهت اسلامی و رعایت قانون اساسی در آن است؛ و این با شورای نگهبان تأمین میشود.1370/12/04
لینک ثابت
بالاخره شورای نگهبان همچنان که واقعاً وسیلهی اعتماد عمومی بوده است، باید مظهر این اعتماد هم باشد. هرچه افراد از جهات و جناحهای مختلف بیشتر در انتخابات شرکت کنند، این برای نظام بهتر است؛ برای شورای نگهبان هم بهتر است. ما باید کاری کنیم که این امکان و وسیله برای ورود اشخاصِ بیشتر فراهم بشود. نباید طوری باشد که یک جریان، ولو در یک شهر خاص، احساس بکند که در این انتخابات وارد نیست؛ باید طوری باشد که در همه جا همه احساس کنند که میتوانند آن فرد مورد نظر خودشان را واقعاً آزادانه انتخاب بکنند؛ یعنی شورای نگهبان و حرکتی که در این مقطع انجام میدهد، باید مظهر و آینهی اعتماد عمومی باشد.1370/12/04
لینک ثابت