newspart/index2
اعتماد مردم به نظام اسلامی / اعتماد متقابل مردم و نظام/شوراهای اسلامی شهر و روستا / اعتماد عمومی/اعتماد مردم به نظام
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
اعتماد مردم به نظام اسلامی

از وزارت‌ محترم‌ کشور که‌ بار سنگین‌ اجرای‌ انتخابات‌ را بر دوش‌ گرفته‌ و آن‌ را به‌ شکلی‌ شایسته‌ برگزار کردند و نیز از شورای‌ محترم‌ نگهبان‌ که‌ با زحماتی‌ مستمر و طاقت‌ فرسا بر حسن‌ اجرا و صحت‌ و اتقان‌ انتخابات‌ نظارت‌ کردند و از همه‌ی‌ سازمانها و دستگاههایی‌ که‌ در این‌ آزمایش‌ بزرگ‌ و همگانی‌، وظائف‌ مهم‌ و تعیین‌ کننده‌ی‌ خود را به‌ بهترین‌ وجه‌ اداء کردند صمیمانه‌ تشکر کنم‌.
این‌ همکاری‌ و حسن‌ عمل‌ که‌ با اعتماد به‌ مسئولان‌ اجراء و نظارت‌ انتخابات‌ همراه‌ است‌ موجب‌ آن‌ است‌ که‌ اینجانب‌ با اطمینان‌ و آسایش‌ خاطر معتقد باشم‌ که‌ بحمدالله‌ انتخابات‌ به‌ نحو سالم‌ و بی‌هیچ‌ خلل‌ انجام‌ گرفته‌ است‌ و تلاش‌ مذبوحانه‌ی‌ تبلیغی‌ دشمنان‌ برای‌ عیبجویی‌ در آن‌ هیچ‌ ارزشی‌ ندارد. البته‌ مسئولان‌ وظیفه‌ دارند که‌ به‌ شکایات‌ اشخاص‌ در هر مورد با کمال‌ دقت‌ و اهتمام‌ رسیدگی‌ کنند و اگر در گوشه‌یی‌ از کشور به‌ کسی‌ ظلم‌ شده‌ باشد احقاق‌ حق‌ نمایند.1374/12/25

لینک ثابت
اعتماد مردم به نظام اسلامی

سال گذشته برای کشور ما سال بسیار پرتلاش و پرموفقیّتی بود. در زمینهّ سیاسی - چه در سطح جهانی و چه در رابطه با قضایای ویژه‏ای که برای ملت ایران مطرح است - حضور ملت ایران حضوری مقتدر بود و مسؤولان سیاست خارجی و ارتباطات بین‏المللی کشور به اتّکاء همین اعتماد و پشتیبانی ملت، حقّاً و انصافاً کارهای بزرگی را انجام دادند. در صحنه جهانی، ملت ایران سرافراز شد. تهمتهای دشمنان، بسیاری باطل شد و دشمنان ملت ایران و دشمنان جمهوری اسلامی و دشمنان تمامیت ارضی کشور، به اشکال مختلف ناکام شدند. در صحنه داخلی؛ یعنی صحنه سازندگی و نوآوری و پایه گذاری یک نظام صحیح زندگی در کشور از لحاظ اقتصادی و بنای پایه‏های اساسی اقتصاد آینده هم، حقّاً و انصافاً کارهای بزرگی انجام گرفت و مسؤولان کشور و دولتمردان توانستند کارهای باارزشی را انجام دهند. امیدواریم که این کارها ادامه پیدا کند و ملت ایران رابطه صمیمانه خود را با مسؤولان بیشتر و وحدت و هماهنگی و همدلی خود را در صحنه‏های سازندگی، زندگی، ابتکار و فعالیت روز به روز افزونتر کند و ان‏شاءاللَّه روند سازندگی کشور به پیش برود.1374/01/01
لینک ثابت
اعتماد مردم به نظام اسلامی

ملت ما مبارزه کرد و استقلال را به‌دست آورد. این استقلال چیست؟ این، مسأله مهمی است. سه نوع استقلال داریم و این سه نوع، پشت سر همند. یکی مشکل است؛ دومی از اوّلی مشکلتر است؛ سومی از همه مشکلتر است! آن‌که مشکل است و ملت ما آن مشکل را حل کرد و نتیجه‌اش را به‌دست آورد، «استقلال سیاسی» است؛ که به‌دست آوردیم و خیلی هم مشکل بود.
«استقلال سیاسی» یعنی چه؟ یعنی این‌که امروز در این کشور، کسانی که مسؤولند - چه دولت، چه مجلس و چه قوّه قضائیّه - همه خدمتگزاران شما مردمند. اینها زیر بار هیچ کس، جز تکلیف الهی‌شان نیستند. استقلال، یعنی این. اگر همه دنیا هم جمع شوند - امریکا، انگلیس، اروپا؛ حتی آن روزی که در دنیا دو قدرت شرق و غرب بود - و دست در دست هم بگذارند و بخواهند این ملت و این کشور را یک قدم به سمتی که به ضرر مردم و به نفع آنهاست بکشانند، مسؤولین و رؤسا و خدمتگزاران این کشور، اجازه نخواهند داد. این، استقلال سیاسی است. استقلال سیاسی، یعنی این‌که امروز کسانی بر این مملکت حکومت می‌کنند که مردم می‌خواهند. چندصباح دیگر، انتخابات ریاست جمهوری است. مردم می‌گردند و آن چهره‌ای راکه به او علاقه و اعتماد دارند و او را برای کارهای مملکت قدرتمندوتوانا می‌دانند، انتخاب می‌کنند. البته یاوه‌گو،یاوه خودش رامی‌گوید. یاوه‌گو، به خدا هم یاوه می‌گوید:
هر درونی کو خیال اندیش شد
چون دلیل آری، خیالش بیش شد
آنهایی‌که باطنشان مریض است، هر چه در این کشور نگاه کنند، چشمشان نمی‌بیند. آحاد مردم را می‌بینند؛ شور و شوق مردم را می‌بینند؛ علاقه مردم به مسؤولین را می‌بینند؛ صفا و خلوص مسؤولین کشور را می‌بینند؛ می‌بینندکه مردم، مسؤولین کشور را انتخاب می‌کنند؛ امّا باز به یاوه گویی می‌پردازند؛ حرف می‌زنند؛ متّهم می‌کنند؛ انتخابات و مردم را متّهم می‌کنند؛ مسؤولین را متّهم می‌کنند.1372/02/15

لینک ثابت
اعتماد مردم به نظام اسلامی

مجلس شورای اسلامی از جمله‏ی افتخارات کشور و نظام انقلابی ما است، زیرا مظهر اعتماد مردم و محصول رأی و اراده‏ی آنان، و وسیله‏ی حضور تعیین کننده‏ی آنان در گزینش گردانندگان امور کشور و نیز در تقنین قوانین حاکم بر حرکت عمومی کشور است. مردم، انتخاب نمایندگان را وظیفه‏ی دینی و انقلابی خود می‏شمرند و بر پایه‏ی معیارهای اسلامی است که کسی را به عنوان نماینده‏ی خود برمی‏گزینند. از این رو سمت نمایندگی مجلس، نعمتی الهی و مایه‏ی شکر و مباهات است. مجلس شورای اسلامی تاکنون بحمداللَّه راه اسلام را پیموده و در جهت هدفهای انقلاب و رهنمودهای امام راحل (رضوان‏اللَّه‏علیه) ره سپرده است و ان‏شاءاللَّه همواره چنین باشد. خداوند ملت شریف ایران را سربلند و پیروز بدارد و از برکات اسلام بهره‏مند فرماید و دیگر ملتهای مظلوم را نیز نصرت دهد.1371/02/26
لینک ثابت
اعتماد مردم به نظام اسلامی

مجلس شورای اسلامی مظهر اعتماد مردم و محصول رای و اراده‌ی آنان، و وسیله‌ی حضور تعیین كننده‌ی آنان در گزینش گردانندگان امور كشور و نیز در تقنین قوانین حاكم بر حركت عمومی كشور است.1371/02/26
لینک ثابت
اعتماد مردم به نظام اسلامی

من از نمایندگان محترمی که انتخاب شده‌اند، در خواست می‌کنم که این انتخاب شدن را یک موهبت الهی بدانند. اعتماد مردم، یک موهبت الهی است و چیز کمی نیست. اعتماد مردم به آسانی به دست نمی‌آید؛ اما اگر خدای ناکرده بی‌توجّهی کردند، به آسانی از دست خواهد رفت. باید آن خواستِ مردم را که همان ایمان اسلامی و میل به اصلاح امور کشور است، رعایت کنند و فقط برای این مقصود حرکت کنند. همچنین از آنها درخواست می‌کنم که در حوزه‌های انتخابیه خود که قاعدتاً دو نفر، سه نفر، پنج نفر، ده نفر، داوطلب بوده‌اند و از بین آنها یک یا دو نفر انتخاب شده‌اند، آن برادری که انتخاب شده، مبادا خدای ناکرده، آن برادر دیگر را تحقیر کند یا از حوزه امور کشور خارج بداند؛ نه. این حرفها نیست. مردم تشخیص داده‌اند و یک برادر یا یک خواهری را انتخاب کرده‌اند. معنایش این نیست که آن کسی که انتخاب نشده، خارج از حوزه کارهاست. این‌طور نیست. او هم یک برادر مؤمن یا خواهر کارآمد است. در میان این کسانی که انتخاب نشدند، چهره‌های خوبی را می‌شناسیم؛ افرادی لایق و با شخصیت. مبادا آن برادری که انتخاب شده، آنها را خارج از محدوده کارهای کشور و انقلاب به حساب آورد یا تحقیر کند، یا اگر آنها در بین مردم طرفدارانی داشتند، خدای نکرده از آنها گله‌ای در دل نگه دارد! به آن برادران و خواهرانی هم که انتخاب نشده‌اند، عرض می‌کنم: رأی مردم محترم است. همه باید تابع آن چیزی باشیم که تشخیص داده‌اند و عمل کرده‌اند. قوانین کشور نیز همین طور است. در مجلس، اکثریت چیزی را تصویب می‌کند. عدّه‌ای هم موافق نیستند، اما تسلیمند. همه تسلیم رأیند. رأی مردم، ارزش مهمی است. ملاک امور، رأی مردم است و باید تسلیم آن شد. نباید کسی که انتخاب نشده، دل شکسته شود و خود را از حوزه کارها و امور و سیاست کشور و فعّالیتهای گوناگون خارج بداند؛ نه. همه هستیم و همه با هم کار می‌کنیم. هر کس در یک جاست. یکی در مجلس است؛ یکی در دستگاههای اجرایی ست؛ یکی در مقام فرهنگ و تدریس و تعلیم است؛ یکی در دانشگاه است؛ یکی در حوزه است و یکی در امور اقتصادی است. هر کس در جایی است. همه با هم باید کار کنند.1371/02/23
لینک ثابت
اعتماد مردم به نظام اسلامی

اگر امروز بخواهیم برای علمای دین و کسانی‌که در بین مردم نفوذ کلمه دارند، تکالیف عمده‌ی سیاسی را مشخص کنیم، بلاشک یکی از آن تکالیف این خواهد بود که به اعتماد و اطمینانی که مردم به حرکت اسلامی نظام دارند، روزبه‌روز افزوده بشود. در حقیقت اعتماد مردم است که پشتیبانی آنها را به وجود می‌آورد؛ و پشتیبانی و اتصال مردم به دست‌اندرکاران نظام است که توفیق این حرکت اسلامی را با اهداف اسلامی تضمین می‌کند؛ و اگر این باشد - که بحمدالله تا امروز بوده و ان‌شاءالله بعد از این هم همیشه خواهد بود - دشمن هیچ کاری نمی‌تواند بکند. یقینا پنجه‌ی فولادین ابرقدرتها و صاحبان سلاح و دانش در جهت ضد مردم، نخواهند توانست با همه‌ی قدرت و قوتی که دارند، این ملت را از این راه منصرف کنند و ما را از پیگیری اهداف اسلامی باز بدارند؛ اما شرطش همین نکته‌یی است که عرض کردم؛ باید وحدت کلمه بماند؛ باید اعتماد متقابل دستگاه و مردم بماند. مسؤولان باید به مردم اعتماد کنند؛ کمااین‌که بحمدالله تاکنون این اعتماد بوده است. مردم هستند که پشتیبان واقعی نظامند؛ این پشتیبانی، متوقف به اعتماد است و این اعتماد هم باید باقی بماند. ان‌شاءالله بایستی وحدت کلمه از بین نرود. وحدت کلمه‌ی ملت، رمز پیشرفت و آسیب‌ناپذیری است1370/12/12
لینک ثابت
اعتماد مردم به نظام اسلامی, علمای دین (مخاطب)

اگر امروز بخواهیم برای علمای دین و كسانی‌كه در بین مردم نفوذ كلمه دارند، تكالیف عمده‌ی سیاسی را مشخص كنیم، بلاشك یكی از آن تكالیف این خواهد بود كه به اعتماد و اطمینانی كه مردم به حركت اسلامی نظام دارند، روزبه‌روز افزوده بشود.1370/12/12
لینک ثابت
اعتماد مردم به نظام اسلامی, نظام جمهوری اسلامی ایران, نظام جمهوری اسلامی ایران

مردم هستند كه پشتيبان واقعى نظامند؛ اين پشتيبانى، متوقف به اعتماد است و اين اعتماد هم بايد باقى بماند.1370/12/12
لینک ثابت
اعتماد مردم به نظام اسلامی

امروز هم بحمداللَّه شورای نگهبان در اوج اقتدار قانونی و معنوی است؛ و هم در قضیه‌ی قوانین، و هم در قضایای فرعی - از قبیل این قضیه‌یی که امروز شما به آن دچار هستید - مورد قبول مردم و مورد اعتماد و توجه دستگاهها و پشتیبان نظام است. هرکس که این موقعیت را برای شورای نگهبان نپسندد و با آن معارضه و مقابله بکند، آگاهانه و یا ناآگاهانه در همان خطی قرار گرفته که یک روز قبل از رضاخان و در زمان رضاخان، در راه حذف آن طراز اول اقداماتی انجام گرفت و نتایجی به بار آورد. شورای نگهبان در حرف و اقدام و کار خودش، امین و مؤتمن است و همه موظفند که به چشم امین به آن نگاه کنند. هر قاضی عادلی هم وقتی که قضاوت می‌کند، ممکن است یک نفر در دلش به او اعتراض داشته باشد - چون بین ماها عصمت که نیست - و آن اعتراض بحق هم باشد؛ اما حکم قاضی، حکم یک امین مؤتمن است و بایستی عملاً مورد اعتماد قرار بگیرد. امروز وضع شورای نگهبان این‌طور است؛ هم در قوانین، هم در تصرفات اجرایی و شبه اجرایی - از این قبیلی که ما در باب انتخابات مشاهده می‌کنیم - بایستی مورد اعتماد و قبول و ائتمان مردم باشد و بحمداللَّه هست و هیچ کس نباید به خودش اجازه بدهد که از این موقعیت و مقام شامخ معنوی‌یی که قانون برای شورای نگهبان معین کرده، حَطّی انجام بدهد و نسبت به آن خدشه‌یی وارد کند. با علم و معرفت و بصیرت به این موقعیت است که ما در باب تصرفات شورای نگهبان حرف می‌زنیم و نسبت به آن تصمیم‌گیری می‌کنیم.1370/12/04
لینک ثابت
اعتماد مردم به نظام اسلامی

شورای نگهبان همچنان که واقعاً وسیله‌ی اعتماد عمومی بوده است، باید مظهر این اعتماد هم باشد. هرچه افراد از جهات و جناحهای مختلف بیشتر در انتخابات شرکت کنند، این برای نظام بهتر است؛ برای شورای نگهبان هم بهتر است. ما باید کاری کنیم که این امکان و وسیله برای ورود اشخاصِ بیشتر فراهم بشود. نباید طوری باشد که یک جریان، ولو در یک شهر خاص، احساس بکند که در این انتخابات وارد نیست؛ باید طوری باشد که در همه جا همه احساس کنند که می‌توانند آن فرد مورد نظر خودشان را واقعاً آزادانه انتخاب بکنند؛ یعنی شورای نگهبان و حرکتی که در این مقطع انجام می‌دهد، باید مظهر و آینه‌ی اعتماد عمومی باشد. البته من شخصاً به آقایان در حد اعلای اعتماد، اعتماد دارم. من شماها را از لحاظ اخلاقی و علمی، عادل و زکی و نزیه می‌دانم و مطمئنم که مصلحت هم آن‌طوری که هست، در ذهن آقایان واقعاً وجود دارد و ضوابط کاملاً رعایت خواهد شد؛ لیکن به هر حال اینها کلیاتی است که لازم است گفته بشود، تا برای عمل و موارد شبهه، وضع روشنی وجود داشته باشد.1370/12/04
لینک ثابت
اعتماد مردم به نظام اسلامی

ما در قبال مردم دو کار داریم: یک کار این است که به آنها خدمت برسانیم؛ کار دیگر این است که محبت و اعتماد آنها را جلب کنیم. خدمت به آنها برسانیم، یعنی چه؟ یعنی هرجا که هستید، برنامه‌ی شما آن‌وقتی درست است که نفعش به همین مردمی که عرض‌کردم، برسد. البته دنبال نفع کوتاه‌مدت نیستیم. نگویید که حالا برنامه‌ی پنجساله چنین و چنان شد. حقوق بگیران وضعشان بدتر شد. البته درباره‌ی مسایل مربوط به اوضاع گرانیها و تورم و مشکلات، مطالبی هست که ان‌شاءاللَّه من در دیدار جداگانه‌ی با هیأت دولت در میان خواهم گذاشت. نه، آن برنامه‌ی صحیح و آن راه درست که به خیر عامه‌ی مردم منتهی خواهد شد، ملاک است. در دستگاه قضایی، ملاک این است؛ در دستگاه قانونگذاری، ملاک این است؛ در دستگاه اجرایی هم ملاک این است. هر کسی در کشور باید برای خدمت به مردم تلاش کند. برای این کار باید وقت بگذارید.1370/05/23
لینک ثابت
اعتماد مردم به نظام اسلامی

سرفصل دوم، مربوط به اعتماد و محبت مردم است. نظامهای دنیا سه گونه اداره می‌شوند:
یا با زور، مثل نظامهای پلیسی دنیا، که البته این اسمش اداره است؛ اداره نمی‌شوند، آخرش هم نمی‌مانند. این سیستمهای استبدادی کمونیستی و سیستمهای استبدادی سلطنتی و شبه‌سلطنتی را در دنیا ملاحظه می‌کنید. این که از ما برنمی‌آید و ما اینکاره نیستیم.
نوع دوم، آن سیستمهایی است که با تزویر و تبلیغات اداره می‌شوند؛ مثل این دمکراسیهای غربی. بله، فشار و شلاق و داغ و درفش مثل نظامهای استبدادی نیست و مردم علی‌الظاهر آزادی دارند؛ اما با تزویر اداره می‌شوند. این سیستمها دستگاههای عظیم تبلیغاتی در اختیارشان است و تمام زندگی مردم را محاصره کرده‌اند. اصلاً کارگر و کارمند و کاسب وقت ندارد بیرون آن گنبد گردنده‌یی که اینها در وسطش گیر کرده‌اند، ببیند و درباره‌ی آن فکر کند؛ هرچه آنها می‌گویند، همان را می‌فهمد. امروز در کشورهای غربی، در امریکا و در کشورهای علی‌الظاهر دمکراتیک این‌طوری است. تبلیغات انبوه، مثل سیل روی ذهنهای مردم می‌ریزد و اصلاً مجال نیست که مردم بفهمند. اگر شما توانستید منفذی پیدا کنید، آن‌وقت می‌بینید که آن دمکراسی و آن آزادی‌یی هم که آنها می‌گویند، فوراً عوض می‌شود! آنها دمکرات هستند؛ در شرایطی که بتوانند مردم را با همان تزویر و فریب نگهدارند. آن‌جایی که چیزی می‌آید و حصار تزویر آنها را می‌شکند، فوراً داغ و درفشها و روشهای سخت باز پیدایشان می‌شود! برخورد دولتهای امریکا و اروپا را با حرکتهای اسلامی، با حرکتهای آزادیخواهانه در امریکا، با نهضتهای سیاهان - که با نهایت خشونت با اینها برخورد می‌شود - ببینید؛ این هم یک‌طور است. طبیعتاً این هم شأن ما نیست؛ اسلامی نیست.
یک نوع نظام هم نظامی است که با محبت و عطوفت مردم اداره می‌شود. باید مردم را مورد محبت و احترام قرار داد و به آنها اعتنا کرد، تا به دستگاه حاکمه وصل باشند و پشت سرش قرار گیرند. نظام ما تا حالا این‌گونه بوده است؛ بعد از این هم باید این‌طور باشد. بزرگترین بحرانها را هم همین عاطفه و محبت مردم از سر خواهد گذراند.
یک‌وقت رئیس‌جمهور کشوری می‌خواست مشکلات سیاسی خودش را برای من تشریح کند. او می‌گفت که یکی از رؤسای جمهور گذشته‌ی ما شکر را یک قران گران کرد، علیه او کودتا شد و از بین رفت! من گفتم مشکل او این بوده که مردم را با خودش نداشته است. در مملکت ما، جنسهای تثبیت‌شده گاهی قیمتشان ده برابر بالا می‌رود، اما آب هم از آب تکان نمی‌خورد؛ چون مردم پشت سر دستگاهند و به دستگاه اعتماد دارند. گفتم مردم وقتی که پشت سر دستگاهند، ما هم می‌آییم به آنها می‌گوییم که مثلاً این جنس را قبلاً به این قیمت می‌دادیم، اما حالا می‌خواهیم گرانش کنیم؛ مردم قبول می‌کنند. پنج، شش سال قبل به مردم می‌گفتیم که همه باید به عنوان جهاد مالی به جنگ کمک کنند؛ مردم هم مثل مور و ملخ به طرف بانکها ریختند، تا به حساب مالی شورای عالی پشتیبانی جنگ پول بریزند.
شما چگونه می‌خواهید محبت و اطمینان مردم را جلب کنید؟ مردم باید به من و شما اعتماد داشته باشند. اگر ما دنبال مسایل خودمان رفتیم، به فکر زندگی شخصی خودمان افتادیم، دنبال تجملات و تشریفاتمان رفتیم، در خرج کردن بیت‌المال هیچ حدی برای خودمان قایل نشدیم - مگر حدی که دردسر قضایی درست بکند! - و هرچه توانستیم خرج کردیم، مگر اعتماد مردم باقی می‌ماند؟ مگر مردم کورند؟ ایرانیان همیشه جزو هوشیارترین ملتها بوده‌اند؛ امروز هم به برکت انقلاب از هوشیارترینهایند؛ از هوشیارها هم هوشیارترند. آقایان! مگر مردم نمی‌بینند که ما چگونه زندگی می‌کنیم؟
آن وقتی که جوان حزب‌اللهی ما به جهاد یا به سپاه یا به فلان وزارتخانه می‌رفت و به او می‌گفتند که چه‌قدر حقوق می‌خواهی، می‌گفت این حرفها چیست، مگر من برای حقوق آمده‌ام؟ اصرار می‌کردند که بالاخره زندگی خودت و زن و بچه‌ات باید بگردد؛ یک چیزی بگیر. به نظر شما اینها افسانه است؟ به نظرم اگر شما بروید در دنیا این را نقل کنید، چنانچه کسی وضع چند سال قبل ما را ندیده باشد، خواهد گفت که افسانه است؛ ولی این واقعیت است. این رویداد، در همین ایران و در همین تهران و در همین وزارتخانه‌های ما اتفاق افتاد؛ یکی، دو مورد هم نبود. نماینده‌ی مجلس وقتی اول بار به او حقوق دادند، خجالت کشید حقوق را بگیرد! بعضی از دوستان ما در دوره‌ی اول نمایندگی مجلس، شرمشان آمد و ننگشان کرد که حقوق بگیرند! گفتند ما حقوق بگیریم؟!
برادران! من و شما داریم از آن ذخیره می‌خوریم؛ فراموش نکنید، آن را مردم دیدند. نمی‌شود ما در زندگی مادّی مثل حیوان بچریم و بغلتیم و بخواهیم مردم به ما به شکل یک اسوه نگاه کنند؛ مردمی که خیلیشان از اولیات زندگی محرومند.
در این راه، از خیلی چیزها باید گذشت. نه فقط از شهوات حرام، از شهوات حلال نیز باید گذشت. نمی‌گویم مثل پیامبر باشیم، نمی‌گویم مثل امیرالمؤمنین - که شاگرد پیامبر بود - باشیم؛ که انسان آن مطالب را که می‌خواند، تنش می‌لرزد. امیرالمؤمنینی که زهدش در زندگی و دنیا مَثَل سایر است و مسلمان و غیرمسلمان آن را می‌دانند، درباره‌ی پیامبر می‌گوید: «قد حقّر الدّنیا و صغّرها و اهون بها و هوّنها»؛ دنیا را تحقیر کرد - یعنی همین لذایذ و بهره‌مندیها و برخورداریهای دنیا را کوچک کرد - به آنها توهین کرد و سبکشان نمود.
در قُبا برای پیامبر آب آوردند و چیزی هم مثل عسل قاطی آن کردند. پیامبر فرمود: من این را حرام نمی‌کنم، اما نمی‌خورم. این دو، دو چیز است؛ یا آب یا عسل. آن را از ما نخواسته‌اند. اگر از من و شما بخواهند، پدرمان درآمده است! مگر ما می‌توانیم آن‌طور زندگی بکنیم؟ پیداست که آن نفس قدسی ملکوتی، یک چیز دیگر است.
امیرالمؤمنین در همین جمله می‌فرماید که خدای متعال به پیامبر فهماند که اگر من دنیا را به اختیار از تو می‌گیرم، برای این است که چیز شیرینتری به تو بدهم. آن چیز شیرینتر را اولیای خدا می‌دیدند. من و شما آن را حس نمی‌کنیم؛ اما در آن راه باید برویم، در آن راه باید قدم برداریم، کمتر خرج کنیم، کمتر بذل و بخشش بیجا کنیم، کمتر به زندگی شخصی خودمان بپردازیم.
من و شما همان طلبه یا معلم پیش از انقلابیم. یکی از شماها معلم بود، یکی دانشجو بود، یکی طلبه بود، یکی منبری بود، همه‌مان این‌طور بودیم؛ اما حالا مثل عروسی اشراف عروسی بگیریم، مثل خانه‌ی اشراف خانه درست کنیم، مثل حرکت اشراف در خیابانها حرکت کنیم! اشراف مگر چگونه بودند؟ چون آنها فقط ریششان تراشیده بود، ولی ما ریشمان را گذاشته‌ایم، همین کافی است؟! نه، ما هم مترفین می‌شویم. واللَّه در جامعه‌ی اسلامی هم ممکن است مترف به وجود بیاید. از آیه‌ی شریفه‌ی «واذا اردنا ان نهلک قریة امرنا مترفیها ففسقوا فیها» بترسیم. تُرف، فسق هم دنبال خودش می‌آورد.
اندازه نگهدارید؛ دولت مخارجش زیاد و سنگین است. مخارج سنگین دولت منجر به این می‌شود که مثلاً در فلان بخش سوبسید را بردارند. این، سیاست درست و متین و منطقی هم است؛ شکی در آن نیست، باید هم انجام بگیرد، چاره‌یی هم نیست، روی مردم هم فشار می‌آید؛ اما این مخارج را منصفانه قرار بدهیم و خودمان به دست خودمان بر مخارج چیزی اضافه نکنیم.
اگر مبلغی از مخارج دولت، عبارت از تغییر دکوراسیون اتاق مدیر کل و معاون وزیر و وزیر و فلان مسؤول قضایی و فلان مسؤول در بخشهای گوناگون دیگر باشد، این جرم و خطاست. اگر یکی از مخارج دولت این باشد که فلان تعداد ماشین جدید بیاوریم و بین دستگاهها تقسیم بکنیم، ما حق نداریم این را جزو مخارج دولت حساب کنیم و به حساب آن از سوبسید مردم بزنیم. نه، این خلاف است. برای این کارها حد بگذارید. دستگاهها باید بخشنامه کنند و در مورد این تغییر دکوراسیونها و تغییر خانه‌ها و خرجهای اضافی حدی معین بکنند. من نمی‌گویم مثل بعضی از تندروها باشیم که می‌گویند در مسجد بنشینیم و وزارت کنیم؛ نه، در مسجد نمی‌شود. وزارت کردن، یک ساختمان و چهار تا اتاق و تعدادی مسؤول و یک‌مقدار هم بالاخره امکانات برای زندگی آن آقایی که می‌خواهد خدمت بکند، می‌خواهد؛ اما باید در حدی باشد.
گاهی از جاهایی گزارشهای نومیدکننده‌یی می‌رسد و در برخی موارد انسان واقعاً عرق شرم بر پیشانیش می‌نشیند؛ رعایت کنید. سؤال می‌کنیم که چرا ماشین لوکس و نو و مدل بالا؟ می‌گویند که اشکال امنیتی داریم! چه اشکال امنیتی؟! آقایان مسؤول در شورای امنیت کشور یا جاهای دیگر، بنشینند معین کنند و مسأله را در جایی ببُرند؛ من هم اگر باید دخالت کنم، بگویید در جایی دخالت کنم. این چه وضعی است که همین‌طور بی‌حساب و کتاب جلوی هر وزارتخانه و اداره‌یی، دهها ماشین به رنگهای گوناگون متعلق به مسؤولانِ آن‌جا به چشم می‌خورد؟! چه کسی چنین چیزی را گفته است؟
گزارش آمده که روحانی عقیدتی، سیاسی در یکی از دستگاهها، خودش ماشین دارد، ولی ماشین دولتی سوار می‌شود! من نوشتم که حق ندارد این کار را بکند. برای من جواب آمد که این کار رویه است و همه می‌کنند! این آقا خودش یک ماشین دارد، که برای خودش لازم است؛ یکی هم خانمش دارد و نمی‌شود که خانمش از این ماشین استفاده‌کند! عجب! این چه حرفی است؟
من الان اعلام می‌کنم و قبلاً هم نوشتم و این را گفتم که آن وقتی که آقایان امکانات شخصی دارند، حق ندارند از امکانات دولتی استفاده بکنند. اگر ماشین دارید، آن را سوار شوید و به وزارتخانه و محل کارتان بیایید؛ ماشین دولتی یعنی چه؟ واللَّه اگر من از طرف مردم مورد ملامت قرار نمی‌گرفتم که مرتب ملاحظه‌ی جهات امنیتی را توصیه می‌کنند، بنده با ماشین پیکان بیرون می‌آمدم.
به حد ضرورت اکتفا کنید و اندازه نگه دارید؛ اینها ما را از مردم دور می‌کند، روحانیون را از مردم دور می‌کند. روحانیون، به تقوا و ورع و بی‌اعتنایی به دنیا در چشمها شیرین شدند. بدون ورع و بدون دورانداختن دنیا، نمی‌شود در چشمها شیرین ماند. مردم رودربایستی ندارند؛ خدا هم با کسی رودربایستی ندارد.
من بارها عرض کرده‌ام که خدای متعال در چند جای قرآن درباره‌ی بنی‌اسرائیل می‌گوید: «و فضّلناهم علی‌العالمین»؛ ما شما را بر همه‌ی مردم دنیا برتری دادیم. همین بنی‌اسرائیلند که باز قرآن درباره‌ی آنها می‌فرماید: «و ضربت علیهم الذّلّة والمسکنة و باؤا بغضب من‌اللَّه». چرا؟ رفتار خود آنها موجب چنین وضعیتی شد. مگر خدا با من و شما قوم و خویشی دارد؟ مگر خدا با جمهوری اسلامی و با این اسم قوم و خویشی دارد؟ من و شما هستیم که باید معین کنیم این جمهوری، اسلامی است، یا اسلامی نیست؛ این هم در رفتار ماست.
البته بسیاری هم هستند که دندان این چیزها را کشیده‌اند و دور انداخته‌اند و به زندگی ساده ساخته‌اند و وسوسه‌ها اینها را به طرف خودش نکشانده است. من اینها را در میان مسؤولانمان - معممان و غیرمعممان - می‌شناسم؛ کم هم نیستند. اینی که من عرض می‌کنم، جمع و اقلیتی هستند؛ اکثریتی نیستند. واقعاً جمع قابل توجهی هستند که به این چیزها بی‌اعتنایند و همان‌طوری که قبل از انقلاب و اول انقلاب زندگی می‌کردند، همان‌گونه زندگی می‌کنند؛ این درست است. پس، محبت و اعتماد مردم، از راه بیان صادقانه و صحیح واقعیتها حاصل می‌شود.
سرفصل سوم، مربوط به مسایل سیاسی جامعه و همین رقابتها و برخوردهای خطی است. به نظر من، در این زمینه آنچه که ما بگوییم، از آنچه که امام فرمودند، کمتر و نارساتر است. در این قضایا، امام لبّ مطلب را بارها و بارها گفتند. واقعاً به خط امام برگردیم. دو گروهند - باشند - اما چرا با هم تعارض می‌کنند؟ مگر نمی‌شود نقاط مشترک را هم در قبال نقاط محل افتراق مورد توجه قرار داد؟ چه اشکالی دارد جمعهایی که با هم معارضند - جمعهای روحانی، جمعهای دانشجویی، جمعهایی که در مجلس یا جاهای دیگر هستند - هر چند وقت یک بار با همدیگر بنشینند، آن نقاط مشترک فیمابین خودشان را به زبان بیاورند؟ شما مگر در چند چیز با هم اختلاف دارید؟ مگر نقاط اختلاف، از نقاط اتفاق و وحدت نظر قویتر و مهمتر است؟ چه کسی چنین چیزی را گفته است؟ چه کسی می‌تواند این حرف را ادعا بکند؟
آن کسی که به برادر مسلمان خودش، که گرایش و خط سیاسیش با او فرق دارد، اهانت می‌کند، به او می‌پرد، علیه او می‌نویسد و داد سخن می‌دهد، آیا نمی‌داند که با این کار چه چیزی از دست خواهد داد؟ شما می‌خواهید به خیال خودتان برادرتان را اصلاح کنید. آیا آن کسی که این انتقاد و این اعتراض یکسره و مطلق شما را - که غالباً اعتراضها مطلق است - می‌شنود، او همان برادر شماست؟ برو برادرت را مخفیانه پیدا کن، هرچه می‌خواهی به او بگو؛ چرا با این اختلاف‌افکنی، مردم و مخاطبان عمومی جامعه را دچار تشویش فکری می‌کنی؟
من باید این را صریحاً عرض بکنم که متأسفانه از طرفین چنین کارهایی هست. اگر کسی بگوید که ما در این جهت یک جناحی هستیم، ما ملاحظه می‌کنیم، باید بگویم که نخیر، من این را تأیید نمی‌کنم. متأسفانه طرفین برخوردهای خشن و نامتناسب با محیط اسلامی با هم دارند. حرفها با اهانت، با خلاف واقع و احیاناً با تهمت همراه است. از کار یک نفر، یک جمع‌بندی کلی و یک استنتاج عمومی می‌کنند؛ که این غلط و تزویر است. برادران! اگر این کار ادامه پیدا کند، ما چه چیزی را از دست می‌دهیم؟ مردم و همین اعتمادی را که عرض کردم.
من یک‌وقت عرض می‌کردم که اگر مردم اهل اصطلاح باشند، الان اجماع مرکب بر فسق همه است؛ چون طرفین مُجمعند! اینها می‌گویند آنها بدند، آنها هم می‌گویند اینها بدند، و قول ثالثی نیز وجود ندارد! این چه‌طور برخورد کردن با قضایاست؟ اعتماد مردم را به اصل نظام از دست می‌دهیم. نگویید مردم به نظام بی‌اعتماد نمی‌شوند. این نظامی که ده‌سال، یازده سال کسی مثل امام بالای سرش بود و آن شلاق کوبنده‌ی فرمایشهای آن بزرگوار بر سر و شانه‌ی همه‌ی ما فرود می‌آمد - به حجم فرمایشهای امام نگاه کنید؛ من گمان نمی‌کنم که در هیچ موضوعی به‌قدر موضوع اختلافات، ایشان مطلب فرموده باشند - درعین‌حال ماها اصلاح نشدیم. آیا این نشان نمی‌دهد که بنیان کار خراب است؟ اگر ادامه بدهید، این استنتاج را شما برای مردم درست می‌کنید و دیگر نمی‌روند نقاط مثبتی را که در این بین هست، پیدا کنند و روی آن تأمل نمایند؛ خواهند گفت که معلوم می‌شود اشکالی در اصل کار هست!
شما می‌بینید که برادرتان کج فکر می‌کند؛ مثلاً اگر روزنامه دارد، در روزنامه‌اش بد راهی را انتخاب کرده؛ واعظ است، در منبرش بدطوری حرف می‌زند؛ نماینده‌ی مجلس است، یا مسؤول دولتی است، بد روشی را اتخاذ کرده است. اگر شما آن انتقاد تیز زهرآگین تلخ را نکنید، واقعاً چه پیش‌می‌آید؟ آیا اگر این کار را نکردید، اسلام از دست خواهد رفت؟! انقلاب از دست خواهد رفت؟! واللَّه نه. اگر کسی برای نفسش این را تسویل بکند، باید نفس خودش را متهم بکند. این، تسویل نفسانی و شیطانی است. آن‌چنان تسویل می‌کند که اگر مثلاً این مقاله را شما در این‌جا ننوشتید، اگر این حرف را در فلان تریبون نزدید، اگر آن سخنرانی را در آن‌جا نکردید، همه چیز زیر و رو خواهد شد! نه، اگر اینها را انجام بدهید، خیلی چیزها زیر و رو خواهد شد!
الان انتخابات در پیش است. جناحهای مختلف بنشینند با یکدیگر همفکری و تبادل‌نظر و کار مشترک کنند و به هم نزدیک شوند؛ مگر نمی‌شود؟ اتحاد و نزدیک شدن به هم، تنازل لازم دارد. نمی‌شود که ما همان جای خودمان بایستیم، دیگری هم همان جای خودش بایستد، و بعد بگوییم که به یکدیگر نزدیک بشویم. نزدیکی به این است که یک قدم شما بردارید، یک قدم هم او بردارد.
به نظر من، اختلافات واقعی، کمتر از تظاهر به اختلاف است؛ این هم خودش نکته‌یی است. اختلاف و شکاف و جدایی واقعی بین برادران، به مراتب کمتر از آن چیزی است که بر زبان می‌آورند. من نمی‌دانم این حالت مبالغه‌گویی ما در حرف زدنها و در اظهارات، چرا متوقف نمی‌شود؟! طوری حرف می‌زنند که آن خوش‌خیالهای بیچاره‌یی که در بیرون نشسته‌اند، خیال می‌کنند که همین فردا اینها به هم می‌پرند و علیه یکدیگر اسلحه برمی‌دارند! حرفها این‌گونه تند است.
این حرفها دشمنان را به طمع می‌اندازد؛ کمااین‌که الان امریکاییها به طمع افتاده‌اند؛ حتّی بعضی از گروهکهای مرده هم به طمع می‌افتند! چرا این‌گونه حرف می‌زنید؟ دلهای شما به هم نزدیکتر از این حرفهاست که در اظهاراتتان نشان داده می‌شود. این هم مسأله‌ی بعدی بود که به نظر من مسأله مهمی هم است و هرچه هم گفته بشود، کم است.1370/05/23

لینک ثابت
اعتماد مردم به نظام اسلامی, وظیفه مسئولان

ما در قبال مردم دو كار داريم: يك كار اين است كه به آنها خدمت برسانيم؛ كار ديگر اين است كه محبت و اعتماد آنها را جلب كنيم.1370/05/23
لینک ثابت
اعتماد مردم به نظام اسلامی

امروز دستگاه قضایی حقیقتاً قابل مقایسه با قضای گذشته‌ی این کشور نیست. البته قضات شریف وخوب در گذشته زیاد بودند. من خودم قضاتی را می‌شناختم و می‌شناسم که پاکدامن، سالم، بی‌عیب، شجاع و تأثیرناپذیر از خیلی از مقامات آن زمان بودند. این‌طور نبود که ما تصور کنیم در دادگستری گذشته یکسره آدمهای ناباب بودند؛ نخیر، آن‌جا قضات خوب و در دل سوگند خورده‌یی وجود داشتند. من کسانی را دیده بودم که واقعاً در مقابل زور و فشار دستگاه فرعونی آن زمان می‌ایستادند؛ اما سیستم و تشکیلات و رهبری قضا به نحوی بود که وجود این‌گونه افراد مفید، در کل قضاوت کشور اثر نامحسوسی داشت؛ شاید هم هیچ اثری نداشت. در دستگاه قضای آن زمان، چه‌قدر ظلم و تبعیض می‌شد و چه‌قدر سفارش کارآمد بود و جرایم از بین می‌رفت و مظلومان غرامت ستمگران و ظالمان را می‌دادند.

امروز دستگاه قضاوت ما واقعاً با گذشته قابل مقایسه نیست. امروز قضات ما از روی احساس دینی و احساس ایمان قضاوت می‌کنند. این، کاملاً آشکار است. اگر کسی منکر این بشود، منکر واضحات شده و حقیقتاً بی‌انصافی کرده است. ما باید این فرهنگ رعایتها را با آنچه که امیرالمؤمنین(ع) داشتند، مقایسه کنیم، ببینیم واقعاً چگونه است. حالا ما ادعا نمی‌کنیم که بتوانیم مثل امیرالمؤمنین عمل کنیم. خود آن بزرگوار هم فرمود: «الا و انّکم لاتقدرون علی ذلک». «لاتقدرون» را در مورد خورد و خوراک گفت، که مراعات این چیزها خیلی آسانتر از مراعات آن مسایل معنوی است. معلوم است که در آن مسایل معنوی، هیچ‌کس نمی‌تواند به آن پایه برسد؛ هیچ‌کس هم ادعایش را نکرده است؛ لیکن باید به آن سمت برویم. در این صورت، دستگاه قضا مورد اعتماد و امید مردم خواهد شد.

شما الان ملاحظه می‌کنید، مدتهاست که در مواردی، سرعت عملهای بسیار زیبایی در اجرای احکام مشاهده می‌شود. جرمی انجام می‌گیرد، بلافاصله تحقیق می‌شود، حکم عادلانه صادر می‌شود و حدود الهی اجرا می‌گردد. شما دیده‌اید، آن‌جاهایی که چنین حادثه‌یی اتفاق افتاده، مردم چه شور و شوقی نشان داده‌اند و چه‌قدر آبروی دستگاه قضا در آن‌جاها بالا رفته است.

ما باید کاری کنیم که دستگاه قضایی در کل زندگی مردم و در کل بسیط حیات یک‌یک افراد این جامعه - سطح کشور را عرض نمی‌کنم؛ سطح کشور که چیز قهری است - چنین حالت امیدی داشته باشد؛ یعنی همین که کسی مشکلی پیدا کرد، مظلوم واقع شد، یا مورد کمترین اجحافی قرار گرفت، در دل و بر زبان بگوید که به دستگاه قضایی مراجعه می‌کنم، تا ظالم سر جای خودش بنشیند. باید چنین روحیه‌یی در مردم به وجود بیاید، و این با تبلیغات نمی‌شود. این از آن مواردی است که تبلیغات مطلقاً اثر نمی‌کند؛ چون با زندگی روزمره‌ی مردم سروکار دارد. مردم به خودشان نگاه می‌کنند و حقیقت را پیدا می‌نمایند.1370/04/05

لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار امام مجاهد شهید حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (قدّس‌الله‌نفسه‌الزکیه) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی