newspart/index2
حضرت زینب (سلام الله علیها) / امام حسین(علیه السلام)/امیرالمومنین/حضرت زهرا/الگوی اسلامی زن/پرستار/اسارت/کربلا/عاشورا/شام / زینب/زینب کبری
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
حضرت زینب (سلام الله علیها)

زن مسلمان، همه‌ی وظایف مهمّ زن را می‌تواند در عرض هم انجام دهد؛ هم طهارت و تقوا را و هم عزّت و کبریای مخصوص زنان را در وادی ایمان و تقوا از زینب کبری سلام‌الله‌علیها یاد بگیرد..1374/07/12
لینک ثابت
حضرت زینب (سلام الله علیها)

حضرت زینب سلام‌الله‌علیها برای زنان ما یک الگوست. نه این‌که فقط زنان باید از حضرت زینب یادبگیرند؛ چون شخصیتی مثل زینب کبری سلام‌الله علیها، با این عظمت و برجستگی، مال یک جنس و قشر خاص نیست. او الگوست تا همه‌ی برجستگان دنیا از وی درس بگیرند. شخصیتهای بزرگ، قهرمانهای تاریخی، دانشمندان برجسته و همه‌ی رهبران جوامع بشری باید از زینب کبری درس بگیرند. شخصیت او بالاتر از این حرفهاست. لکن علّت این‌که آن بزرگوار را به عنوان اسوه‌ی زن مطرح می‌کنند، این است که همه‌ی انسانها احتیاج دارند به این‌که در رفتارهای معمولی خود، یک شاخص و یک الگو در مقابل چشمشان باشد. زینب کبری هم زن بوده است. زن مسلمان، به یک الگو و یک نمونه‌ی برجسته احتّیاج دارد. زن مسلمان اگر بخواهد موازین اخلاقی، موازین عاطفی و انسانی، موضوع جنسیّت زن بودن - که محور خانواده است - و موضوع آرمانگرایی را با هم ملاحظه کند و همه‌ی اینها را با دیدگاه اسلامی مورد توجّه قرار دهد، احتّیاج به یک الگو و نمونه‌ی مجسّم و شاخص دارد که به او نگاه کند و در مجموعِ رفتارها، خود را با او تطبیق دهد و به او نزدیک کند.1374/07/12
لینک ثابت
حضرت زینب (سلام الله علیها)

حضرت زینب سلام‌الله‌علیها برای زنان ما یک الگوست. ... زینب کبری سلام‌الله علیها، نقش همسر، نقش مادر و نقش یک زن برجسته و ممتاز در خاندان پیغمبر را، در مدینه به بهترین وجه ایفاء کرده است. شخصیت آن بزرگوار در مدینه - قبل از حادثه‌ی کربلا - یک شخصیت برجسته و معروف و ممتاز بوده است. همچنان‌که بعد از حادثه‌ی کربلا هم - منهای آن مدّت کوتاهِ مربوط به شام و قضایای کربلا - باز نقش آن بزرگوار، یک نقش خیلی برجسته و ممتاز است. اگر فرض می‌کردیم که حادثه‌ی کربلا اصلاً نبود - که ما آنچه درباره‌ی زینب کبری سلام‌الله علیها می‌گوییم و می‌شنویم مربوط به ماجرای کربلاست - باز زینب کبری سلام‌الله علیها، یک شخصیت برجسته، یک انسان بزرگ و یک زن قابل تبعیّت و پیروی محسوب می‌شد. از لحاظ علمی، از لحاظ تقوا، از لحاظ پاکدامنی و طهارت، از لحاظ برجستگی اخلاقی، از جهت محور بودن برای همه‌ی کسانی که به مسائل معنوی و اخلاقی و دینی توجّهی دارند و از جهات گوناگون، یک استاد، معلّم معنویّت، معلّم اخلاق و معلّم رفتار اسلامیِ زن محسوب می‌شد. با این حال، زنی در این حد و با این شخصیت، ناگهان در مقابل یک تکلیفِ بزرگِ آنی و خطرناک قرار گرفت که آن عبارت بود از رفتن به سمت کربلا. همه چیز تحت‌الشّعاع این قضیه قرار گرفت؛ مثلِ شخصیتِ خودِ امام حسین علیه‌السّلام. امام حسین علیه‌السّلام، در مدینه به تعلیم و تربیت و بیان احکام و همه کارهایی که یک امام بزرگوار در دورانی که به کارِ اداره‌ی کشور مشغول نیست می‌تواند انجام دهد، مشغول بود؛ لکن یک تکلیف دفعی پیش آمد - تکلیفی که همه چیز را تحت الشّعاع قرار داد - و آن بزرگوار همه چیز را رها کرد و به سمت آن تکلیف رفت.
عین همین کار را زینب کبری سلام‌الله علیها کرد؛ در حالی که زینب کبری سلام‌الله علیها، رهبر این حرکت هم نبود. اما رهبر آن حرکت از او خواست و او هم بی‌قید و شرط، اطاعت کرد: تصمیم گرفت، به راه افتاد، و همه چیز -حتّی خانواده - را رها کرد. عجیب این است! حضرت زینب، خانه و شوهر و زندگی و همه چیز را برای انجام این تکلیف بزرگ و فداکارانه که حیات اسلام به آن وابسته بود و بایستی انجام می‌گرفت، رها کرد. اینها، آن شاخصهای برجسته‌اند. زن مسلمان، همه‌ی وظایف مهمّ زن را می‌تواند در عرض هم انجام دهد؛ و همه را از زینب کبری سلام‌الله‌علیها یاد بگیرد. هم طهارت و تقوا را - که بزرگترین خصوصیت یک زن است - و هم عزّت و کبریای مخصوص زنان را در وادی ایمان و تقوا. در روایات است که تکبّر از همه کس بد است مگر از زن در مقابل مرد بیگانه. زن باید حالت کبریا داشته باشد و نباید حالت خضوع و تسلیم بر او مستولی شود. این هم نمونه‌ی بزرگ دیگر، که زینب کبراست. زن مسلمان، از هر طرف که ملاحظه کند، زینب کبری را شاخص می‌بیند. زینب کبری از لحاظ علمی، یک عالمه‌ی معروف به علم در جامعه‌ی اسلامیِ آن روز بود.1374/07/12

لینک ثابت
حضرت زینب (سلام الله علیها)

من در هیچ کتاب و هیچ مقتلی ندیدم که این زینب بزرگوار، این عمّه سادات، این عقیله بنی‌هاشم، وقتی که دو پسر خودش، دو علی اکبر خودش... در کربلا شهید شدند - یکی «عون» و یکی «محمّد» - عکس‌العملی نشان داده باشد؛ مثلاً فریادی کشیده باشد، گریه بلندی کرده باشد، یا خودش را روی بدن آنها انداخته باشد! به نظرم رسید این مادران شهدای زمان ما، حقیقتاً نسخه زینب را عمل و پیاده میکنند! بنده ندیدم، یا کمتر مادری را دیدم - مادر یک شهید، مادر دو شهید، مادر سه شهید - که وقتی انسان او را میبیند، در او ضعف و عجز احساس کند!مادران واقعاً شیر زنانی هستند که انسان میبیند زینب کبری نسخه اصلی رفتار مادران شهدای ماست.1374/03/19
لینک ثابت
شکوه امیرالمومنین(ع) از امت رسول خدا(ص)

یک جمله‌ی دیگر هم در نهج‌البلاغه هست. آن را هم بنده بخوانم که در روز عزای امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام اگر خواستید، چشم شما به یاد آن بزرگوار قطره‌ی اشکی بریزد. این جمله در نهج‌البلاغه است که گویا خطاب به امام حسن علیه‌السّلام، فرمود: «ملکتنی عینی و أنا جالس. » در شب نوزدهم، قبل از سحر، و قبل از آن‌که به مسجد روانه شوم، چشمم گرم شد. «فسنح لی رسول‌اللَّه.» پیغمبر را در خواب دیدم. «فقلت: یا رسول‌اللَّه! ماذا لقیت من امّتک من الأود و اللدد.» به پیغمبر، از دست امت، شکایت کردم.
امیرالمؤمنین، علیه‌السّلام، در مقابل پیغمبر، مثل فرزندی در مقابل پدر است. او در آغوش پیغمبر بزرگ شده و پیغمبر، در همه‌ی ادوار، پدر او بوده است. اکنون هم که پیرمرد شصت‌وسه ساله‌ای است، وقتی پیغمبر را در خواب می‌بیند، باز همان احساس کودکانه را در مقابل پیغمبر دارد. مثل کودکی است که نزد پدرش شکایت می‌کند.باری! فرمود: «از دست امت، شکایت کردم.» «فقلت: یا رسول‌اللَّه! ماذا لقیت من امّتک من‌الأود وللدد.» «عرض کردم: یا رسول‌اللَّه! از دست امت تو، چه مصیبتها کشیدم.» چه دشمنیها با من کردند، چه لجاجتها با من ورزیدند و چه سختیها از دست آنان کشیدم.
در یک عبارت دیگر، چنین آمده است که «به پیغمبر عرض کردم: یا رسول‌اللَّه! آنها از من خسته شدند، من هم دیگر از دست آنها خسته شده‌ام.» «فقال: ادع علیهم.» «پیغمبر فرمود: [علی جان!] نفرینشان کن.» امیرالمؤمنین، علیه‌السّلام، می‌خواهد امّتی را که این‌قدر اذیتش کردند، نفرین کند. ببینید نفرین علی چیست: «فقلت: ابدلنی اللَّه بهم خیراً منهم.» به جای آنها، بهتر از آنها را به من بدهد. «و ابدلهم بی‌شراً لهم منّی.» (1)و به جای من، کسی بدتر از من را به آنها بدهد!
معنای جمله‌ها این است که «خدایا؛ مرگ علی را برسان.» و این دعا مستجاب شد.
در مثل دیشبی، اصحاب، اطراف خانه‌ی امیرالمؤمنین علیه‌السّلام را گرفتند. در این خصوص، روایت زیاد است. من در جایی ندیدم که نوشته باشند کودکان یتیم، با ظرفهای شیر، جلو خانه‌ی مولا صف کشیدند. اما بعید نیست. امرِ ممکن است؛ اگر چه جایی نوشته نشده باشد. وقتی شنیدند که امیرالمؤمنین علیه‌السّلام شیر لازم دارد، هرکدام کاسه‌ی شیری تهیه کردند و برای آن حضرت آوردند. قدر مسلّمْ این است که اطراف بیت ولایت از عاشقان علی محاصره شده بود، و همه می‌گریستند. یکدفعه امام حسن علیه‌السّلام از خانه بیرون آمد و خطاب به مردم فرمود: «پدرم حال مناسبی ندارد. متفرّق شوید.» (2)و مردم متفرّق شدند.
امیرالمؤمنین علیه‌السّلام وصیت کرده است که بدن طیّب و طاهر او را هنگام شب غسل دهند و دفن کنند. به راستی در خاندان پیغمبر، عجب سنّتی قرارداده شد! همان‌گونه که بدن فاطمه‌ی زهرا سلام‌اللَّه‌علیها را شبانه غسل دادند و غریبانه در نیمه‌ی شب دفن کردند، بدن امیرالمؤمنین علیه‌السّلام را نیز شبانه غسل دادند و غریبانه به خاک سپردند.
کسانی که سالها بر فراز منبرها، علی را لعن کردند، اگر می‌دانستند محل دفنش کجاست، بعید نبود بروند قبر را بشکافند و اهانتی به جسد مطهر امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام روا دارند. نیمه‌ی شب، بدن را برای تدفین بردند. چه کسانی بودند؟ لابد فرزندان امیرالمؤمنین علیه‌السّلام و بعضی خواص اصحاب، جسد مطهّر را بردند، دفن کردند و برگشتند. بنده با خود می‌اندیشیدم که در این قضایا، در این شهادت مظلومانه، در این تشییع مظلومانه، در این دفن مظلومانه، در خانه‌ی مصیبت‌زده‌ی علی، به چه کسی از همه سخت‌تر گذشت؟ به نظرم رسید که به زینب کبری سلام‌اللَّه‌علیها از همه سخت‌تر گذشته است. زینب کبری سلام‌اللَّه‌علیها پیش از آن، دفن مادر را در نیمه‌ی شب دیده بود و اکنون دفن پدر را در نیمه‌ی شب می‌دید. بعدها هم تشییع جنازه‌ی امام حسن علیه‌السّلام را با آن وضع دید و تیرهایی را که به طرف جنازه‌ی آن حضرت پرتاب می‌شد. در روز عاشورا هم، آن منظره‌ی سهمگین و هولناک را دید که از همه سخت‌تر بود. و آن دم که فریاد برآورد: «یا رسول اللَّه! صلا علیک ملیک السماء: هذا حسینک مرمل بدماء و مقطع الاعضاء.» لا حول و لا قوة الّا باللَّه العلی العظیم.
 حتی قضی أنا الفداء لمن شیبته تقطر بالدما».1372/12/13


1 ) خطبه 70 :و گفتار آن حضرت است سحرگاه روزى كه ضربت به فرق مباركش رسيد
مَلَكَتْنِي عَيْنِي وَ أَنَا جَالِسٌ فَسَنَحَ لِي رَسُولُ اللَّهِ ( صلى الله عليه وآله ) فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا ذَا لَقِيتُ مِنْ أُمَّتِكَ مِنَ الْأَوَدِ وَ اللَّدَدِ فَقَالَ ادْعُ عَلَيْهِمْ فَقُلْتُ أَبْدَلَنِي اللَّهُ بِهِمْ خَيْراً مِنْهُمْ وَ أَبْدَلَهُمْ بِي شَرّاً لَهُمْ مِنِّي .
ترجمه:
نشسته بودم كه خواب مرا گرفت، و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله‏ بر من آشكار شد، گفتم: اى پيامبر خدا، چه كجى‏ها و دشمنى‏ها از امت تو ديدم فرمود: به آنان نفرين كن. گفتم: خداوند بهتر از آنان را به من عنايت كند، و به جاى من شرى را بر آنان گمارد. منظور از «اود» كجى و «لدد» دشمنى است، و اين از فصيح‏ترين سخنان است
2 )
بحارالأنوار، علامه مجلسی ج 40  ص 44 ؛

لَمَّا ضُرِبَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع الضَّرْبَةَ الَّتِی كَانَتْ وَفَاتُهُ فِيهَا اجْتَمَعَ إِلَيْهِ النَّاسُ بِبَابِ الْقَصْرِ وَ كَانَ يُرَادُ قَتْلَ ابْنِ مُلْجَمٍ لَعَنَهُ اللَّهُ فَخَرَجَ الْحَسَنُ ع فَقَالَ مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّ أَبِی أَوْصَانِی أَنْ أَتْرُكَ أَمْرَهُ إِلَى وَفَاتِهِ فَإِنْ كَانَ لَهُ الْوَفَاةُ وَ إِلَّا نَظَرَ هُوَ فِی حَقِّهِ فَانْصَرِفُوا يَرْحَمُكُمُ اللَّهُ‏ قَالَ فَانْصَرَفَ النَّاسُ وَ لَمْ أَنْصَرِفْ فَخَرَجَ ثَانِيَةً وَ قَالَ لِی يَا أَصْبَغُ أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلِی عَنْ قَوْلِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ قُلْتُ بَلَى وَ لَكِنِّی رَأَيْتُ حَالَهُ فَأَحْبَبْتُ أَنْ أَنْظُرَ إِلَيْهِ فَأَسْتَمِعَ مِنْهُ حَدِيثاً فَاسْتَأْذِنْ لِی رَحِمَكَ اللَّهُ فَدَخَلَ وَ لَمْ يَلْبَثْ أَنْ خَرَجَ فَقَالَ لِيَ ادْخُلْ فَدَخَلْتُ فَإِذَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع مُعَصَّبٌ بِعِصَابَةٍ وَ قَدْ عَلَتْ صُفْرَةُ وَجْهِهِ عَلَى تِلْكَ الْعِصَابَةِ وَ إِذَا هُوَ يَرْفَعُ فَخِذاً وَ يَضَعُ أُخْرَى مِنْ شِدَّةِ الضَّرْبَةِ وَ كَثْرَةِ السَّمِّ فَقَالَ لِی يَا أَصْبَغُ أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ الْحَسَنِ عَنْ قَوْلِی قُلْتُ بَلَى يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ لَكِنِّی رَأَيْتُكَ فِی حَالَةٍ فَأَحْبَبْتُ النَّظَرَ إِلَيْك‏
ترجمه:
فضايل: اصبغ مى‏گويد: آنگاه كه حضرت امير مؤمنان عليه السّلام ضربت خورد و با آن به شهادت رسيد مردم در قصر جمع شدند و قصد اين بود كه ابن ملجم لعنة اللَّه عليه كشته شود، حضرت امام حسن عليه السّلام بيرون آمد و فرمود: اى مردم، پدرم به من سفارش كرد رسيدگى به كار او [ابن ملجم‏] را تا پس از شهادت وى به تأخير اندازم اگر وفات يافت، و اگر زنده ماند خود راجع به وى تصميم خواهد گرفت پس خدا به شما رحم كند برگرديد. مردم برگشتند و من برنگشتم، بار دوم بيرون آمد و گفت: اى اصبغ آيا گفتار مرا از گفتار امير مؤمنان عليه السّلام نشنيدى؟ عرض كردم: شنيدم ولى حال حضرت را ديدم و دوست دارم آن بزرگوار را زيارت كنم و از وى حديثى بشنوم خدا شما را رحمت كند برايم اجازه بگير امام داخل خانه شد و ديرى نگذشت كه بيرون آمد و فرمود: داخل شو، داخل شدم و مشاهده كردم دستمالى زرد بر سرش بسته‏اند ولى زردى رنگ رخسارش از زردى دستمال سرش بيشتر است و از شدت ناراحتى و زيادى سمّ، پايى را دراز مى‏كرد و پايى را جمع مى‏نمود. به من فرمود: اى اصبغ گفتار حسن را از قول من نشنيدى؟ گفتم: بلى يا امير المؤمنان ولى شما را در حالى ديدم كه خواستم شما را ببينم.
لینک ثابت
حضرت زینب (سلام الله علیها)

ارزش و عظمت زینب کبری‌، به خاطر موضع و حرکت عظیم انسانی و اسلامی او بر اساس تکلیف الهی است.1370/08/22
لینک ثابت
زن, حضرت زینب (سلام الله علیها), الگوی اسلامی زن

الگوی زن ایرانی در این راه، همان است که گفته شد؛ زینب الگوست.1370/08/22
لینک ثابت
حضرت زینب (سلام الله علیها)

ارزش و عظمت زینب کبری به‌خاطر موضع و حرکت عظیم انسانى و اسلامى او بر اساس تکلیف الهى است.1370/08/22
لینک ثابت
حضرت زینب (سلام الله علیها)

زینب کبری به جایى رسید که فقط والاترین انسانهاى تاریخ بشریّت یعنى پیغمبران میتوانند به آنجا برسند.1370/08/22
لینک ثابت
حضرت زینب (سلام الله علیها)

زینب، زنى نبود که از علم و معرفت بی‌بهره باشد؛ بالاترین علمها و برترین و صافی‌ترین معرفتها در دست او بود.1370/08/22
لینک ثابت
حضرت زینب (سلام الله علیها)

زینب کبری یک زن است، یک زن بزرگ! عظمتى که این زن بزرگ در چشم ملّتهاى اسلامى دارد از چیست؟ نمیشود گفت به‌خاطر این است که دختر علىّ‌بن‌ابیطالب است یا خواهر حسین‌بن‌على و حسن‌بن‌على (علیهم‌ السّلام) است. نسبت‌ها هرگز نمیتوانند یک چنین عظمتى را خلق کنند. همه‌ی ائمّه‌‌ى ما دخترهایى داشتند، مادرهایى داشتند، خواهرهایى داشتند. کو یک نفر مثل زینب کبریٰ؟ ارزش و عظمت زینب کبریٰ به‌خاطر موضع و حرکت عظیم انسانى و اسلامى او بر اساس تکلیف الهى است. کار او، تصمیم او، نوع حرکت او، او را این‌جور عظمت بخشید. هر کس چنین کارى را بکند، ولو دختر امیرالمؤمنین (علیه‌ السّلام) هم نباشد، عظمت پیدا میکند؛ بخش عمده‌ى این عظمت از اینجا است. اوّلاً موقعیّت را شناخت؛ هم موقعیّت قبل از رفتن امام حسین (علیه‌ السّلام) به کربلا، هم موقعیّت لحظات بحرانى روز عاشورا، هم موقعیّت حوادث کُشنده‌ى بعد از شهادت امام حسین را، و طبق هر موقعیّتى یک انتخاب کرد. این انتخابها زینب را ساخت.1370/08/22
لینک ثابت
حضرت زینب (سلام الله علیها)

قبل از حرکت به کربلا، بزرگانى مثل ابن‌‌عبّاس و ابن‌‌جعفر و چهره‌‌هاى نامدار صدر اسلام که ادّعاى فقاهت و شهامت و ریاست و آقازادگى داشتند، گیج شدند، نفهمیدند چه‌کار باید بکنند. زینب کبریٰ گیج نشد، فهمید که باید این راه را برود که امامِ خود را تنها نگذارد؛ و رفت. نه اینکه نمی‌فهمید راه سختى است؛ او بهتر از دیگران حس میکرد. او یک زن بود، زنى که از شوهرش و از خانواده‌‌اش جدا میشود براى مأموریّت و به همین دلیل هم بود که بچّه‌‌هاى خردسال خود و نوباوگان خود را هم با خود برد. حس میکرد که حادثه چگونه است. در آن ساعتهاى بحرانى که قویترین انسانها نمیتوانند بفهمند که چه باید کرد، او فهمید و امام خود را پشتیبانى کرد و او را تجهیز کرد براى شهید شدن. بعد از شهادت حسین‌‌بن‌‌على هم که دنیا ظلمانى شد، دلها و جانها و آفاق عالم تاریک شد، این زن بزرگ یک نورى شد و درخشید. زینب به جایى رسید که فقط والاترین انسانهاى تاریخ بشریّت یعنى پیغمبران میتوانند به آنجا برسند.1370/08/22
لینک ثابت
درس اربعین حسینی(ع) ، زنده نگهداشتن یاد شهادت در مقابل طوفان تبلیغات دشمن

اساساً اهمیت اربعین در آن است که در این روز، با تدبیر الهی خاندان پیامبر(ص)، یاد نهضت حسینی برای همیشه جاودانه شد و این کار پایه‌گذاری گردید. اگر بازماندگان شهدا و صاحبان اصلی، در حوادث گوناگون - از قبیل شهادت حسین‌بن‌علی(علیه‌السّلام) در عاشورا - به حفظ یاد و آثار شهادت کمر نبندند، نسلهای بعد، از دستاورد شهادت استفاده‌ی زیادی نخواهند برد.
درست است که خدای متعال، شهدا را در همین دنیا هم زنده نگه می‌دارد و شهید به طور قهری در تاریخ و یاد مردم ماندگار است؛ اما ابزار طبیعی‌یی که خدای متعال برای این کار - مثل همه‌ی کارها - قرار داده است، همین چیزی است که در اختیار و اراده‌ی ماست. ما هستیم که با تصمیم درست و بجا، می‌توانیم یاد شهدا و خاطره و فلسفه‌ی شهادت را احیا کنیم و زنده نگهداریم.
اگر زینب‌کبری‌(سلام‌اللَّه‌علیها) و امام سجّاد(صلوات‌اللَّه‌علیه) در طول آن روزهای اسارت - چه در همان عصر عاشورا در کربلا و چه در روزهای بعد در راه شام و کوفه و خود شهر شام و بعد از آن در زیارت کربلا و بعد عزیمت به مدینه و سپس در طول سالهای متمادی که این بزرگواران زنده ماندند - مجاهدات و تبیین و افشاگری نکرده بودند و حقیقت فلسفه‌ی عاشورا و هدف حسین‌بن‌علی و ظلم دشمن را بیان نمی‌کردند، واقعه‌ی عاشورا تا امروز، جوشان و زنده و مشتعل باقی نمی‌ماند.
چرا امام صادق(علیه‌الصّلاةوالسّلام) - طبق روایت - فرمودند که هر کس یک بیت شعر درباره‌ی حادثه‌ی عاشورا بگوید و کسانی را با آن بیت شعر بگریاند، خداوند بهشت را بر او واجب خواهد کرد؟(1) چون تمام دستگاههای تبلیغاتی، برای منزوی کردن و در ظلمت نگهداشتن مسأله‌ی عاشورا و کلاً مسأله‌ی اهل‌بیت، تجهیز شده بودند تا نگذارند مردم بفهمند چه شد و قضیه چه بود. تبلیغ، این‌گونه است. آن روزها هم مثل امروز، قدرتهای ظالم و ستمگر، حداکثر استفاده را از تبلیغات دروغ و مغرضانه و شیطنت‌آمیز می‌کردند. در چنین فضایی، مگر ممکن بود قضیه‌ی عاشورا - که با این عظمت در بیابانی در گوشه‌یی از دنیای اسلام اتفاق افتاده - با این تپش و نشاط باقی بماند؟ یقیناً بدون آن تلاشها، از بین می‌رفت.
آنچه این یاد را زنده کرد، تلاش بازماندگان حسین‌بن‌علی(علیه‌السّلام) بود. به همان اندازه که مجاهدت حسین‌بن‌علی(علیه‌السّلام) و یارانش به عنوان صاحبان پرچم، با موانع برخورد داشت و سخت بود، به همان اندازه نیز مجاهدت زینب (علیهاالسّلام) و مجاهدت امام سجّاد(علیه‌السّلام) و بقیه‌ی بزرگواران، دشوار بود. البته صحنه آنها، صحنه‌ی نظامی نبود؛ بلکه تبلیغی و فرهنگی بود. ما به این نکته‌ها باید توجه کنیم.
درسی که اربعین به ما می‌دهد، این است که باید یاد حقیقت و خاطره‌ی شهادت را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداشت.1368/06/29


1 )
ثواب‏الأعمال و عقاب الأعمال‏،شیخ صدوق ص 84؛
رجال‏الكشی،شیخ طوسی،ص289 ؛ 
كامل الزیارات،محمد بن قولویه، ص106 ؛ 
بحارالأنوار ،علامه مجلسی،ج 44،ص289 ؛

من أنشد فی الحسين ع بيتا من شعر فبكى و أبكى عشرة فله و لهم الجنة فلم يزل حتى قال و من أنشد فی الحسين ع‏شعرا فبكى و أظنه قال أو تباكى فله الجنة
ترجمه:
صالح بن عقبه از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است كه فرمود: هر كس در [مرثيه] حسين عليه السّلام يك بيت شعر بخواند و بگريد و ده نفر را بگرياند، پس سزاى او و آنها (كه گريه كردند) بهشت است؛ و هر كس در رثاى حسين عليه السّلام بيتى بخواند و نه نفر را بگرياند، پاداش او و آنها بهشت است؛ پس بر همين منوال [ادامه داد] تا اينكه فرمود: هر كس در مرثيه حسين شعر بخواند، و بگريد، و گمان مى‏كنم كه فرمود: يا اينكه خود را گريان نشان دهد (تباكى كند) پس بهشت بر او واجب می گردد.
لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی