برائت از مشرکین / حج / برائت از دشمنان اسلام
غم شهادت فراموشنشدنى کبوتران خونین بال حرم را که سه سال پیش به جرم اعلام برائت از مشرکین، به تیغ کین و حقد حکام سعودى، در حریم امن الهى به خاک و خون کشیده شدند. بندگان پرهیزکار و بااخلاصى که در خانهى خدا یعنى خانهى خودشان به خاطر خوشایند بیگانگان و دشمنان، به دست بیگانهپرستان و از خدا بىخبران، مظلومانه به شهادت رسیدند و با خون به ناحق ریختهى خود، داغ ننگى بر پیشانى حکام ستمگر و خائن حجاز نهادند.و دوم، درد فراق خانهى خدا و محرومیت از انجام مناسک حج و ممنوع شدن از حضور در محشر عام مسلمین را که به دست خود فروختگان، بر ایشان تحمیل شده و راه خانهى خدا به روى آنان مسدود گشته است. این، یکى از عبرتانگیزترین وقایع دوران تحولخیز کنونى است که ملتى از همه به اسلام وفادارتر و از همه در راه خدا فداکارتر، از خانهى خدا مصدود شود و از انجام فریضهى اسلامى ممنوع گردد.
آن روى این صفحهى شگفتانگیز آن است که حرم الهى، براى مستشاران امریکایى و کمپانىداران نفتى امن باشد و براى مسلمانان پاکباز و خانهپرداز، ناامن و کمین صدها خطر. این، از جملهى نشانههاى غریبى است که خبر از وضعى بهشدت ناهنجار مىدهد و طبعاً در خود، بشارت تحولى و آیندهاى بهنجار حمل مىکند. «فإنّ مع العسر یسرا. انّ مع العسر یسرا» .
بوقهاى جهانى، همصدا با دروغگویان سعودى، آن روز گفتند که ایرانیان در پاسخ حمله به مسلحین سعودى کشته شدهاند و عدد کشتگان آنها این همه نیست و به همان عدد، از نظامیان مکه به هلاکت رسیدهاند!
شگفتا! چگونه زایران بىدفاع که سلاحى جز ارادهى قوى و ایمان عمیق و عشق آمیخته به ایثار نداشتهاند، مىتوانستند گاردهاى دستآموز سعودى را به قتل برسانند، یا آغازگر حمله به آنها باشند؟ و چگونه مىتوان در تعداد شهیدان این فاجعه شک کرد؟ آیا حمل بیش از چهارصد پیکر شهید از مکه به ایران، براى اثبات وسعت جنایت کافى نبوده است؟ امروز هم همان بوقها و همان دروغگویان مىکوشند که گناه آل سعود را در جلوگیرى از حج ایرانیان، کوچک جلوه دهند، یا انکار کنند.
دولت جمهورى اسلامى، براى گشودن راه کعبهى مقصود، از هیچ تلاشى سر باز نزد و بازهم نخواهد زد؛ اما مدعیان تولیت حرمین شریفین، بر جلوگیرى از حضور حاجیانى که حج را به معنى درست آن شناخته و توحید الهى را با برائت از مشرکین همراه کردهاند، اصرار مىورزد.
غمى از این بزرگتر نیست که مدعیان خدمت به حرمین شریفین و کلیدداران خانهى خدا، کمربستگان خدمت امریکا باشند و از شعار وحدت مسلمین و برائت از امریکا و صهیونیسم، وحشت کنند!
این وضع، موجب آن است که امروز هم که روز بیدارى مسلمانان و طرح شعارهاى اساسى اسلام است، حج این فریضهى بزرگ امتساز و دشمنشکن از مضمون واقعى خود برکنار بماند و قالبى به این عظمت و شکوه، معنایى به تناسب خود نداشته باشد.
واقعى خود برکنار بماند و قالبى به این عظمت و شکوه، معنایى به تناسب خود نداشته باشد.
حج مىتواند روح توحید را در دلها زنده کند، تکهپارههاى امت بزرگ اسلامى را به هم وصل کند، عظمت مسلمین را به آنان برگرداند و آنان را از حقارت و احساس ذلتى که بر ایشان تحمیل کردهاند، نجات دهد. حج مىتواند دردهاى مسلمین را به علاج نزدیک کند و بزرگترین درد آنان را که سلطهى فرهنگى و اقتصادى و سیاسى کفر و استکبار است درمان نماید. حج مىتواند دلبستگیهاى اسارتآفرین را از دلها بشوید و در مقابل، ارتباط با خدا و با بندگان خدا را در فرد و جمع مسلمانان تقویت نماید و همین دلیل است که سیاستهاى حاکم بر حجاز، از حج واقعى و حامل مضمون الهى و سیاسى بیمناکند و قدرت تحمل آن را ندارند.
ملت مؤمن و مبارز ما، تنها به این جرم از حج محروم مىشوند که خواستهاند روح و معناى حج را به آن برگردانند و عبودیت خدا را با اظهار برائت از مشرکین که خود، حاق معناى عبودیت است همراه سازند. اما نه حکام حجاز و نه دستهاى پشت پردهاى که به خاطر منافع استعمارى خود، این سیاستهاى خائنانه را به آنان دیکته مىکنند، نخواهند توانست از بازگشت حج به شکل صحیح خود، جلوگیرى کنند.1369/04/07
لینک ثابت
استکبار، چه بخواهد و چه نخواهد؛ امریکا، چه بخواهد و چه نخواهد؛ صهیونیسم، چه بخواهد و چه نخواهد، اسلام از نو بیدار شده و این قهرمان عظیم قرنها، دوباره در وسط صحنه بپاخاسته است. هیچ کارى هم از دست دشمنان اسلام ساخته نیست. اکثرِ کارى که مىتوانند بکنند، این است که از حقد و بغضشان، مسلمانان را در حریم امن الهى، به خاک و خون بکشند. بیشتر از این، چه کار مىتوانند بکنند؟ حد اکثر کارى که مىتوانند بکنند، این است که ملتى را که امروز عاشقترین ملتهاى مسلمان به یاد و نام خداست، از زیارت خانهى خدا مصدود و ممنوع کنند؛ کمااینکه کردند. بله، دلهاى ما به خاطر محرومیت از زیارت خانهى خدا، پُر است. قلبهاى ما شکسته و بغض، گلوى ما را گرفته است. اما همین عمل دشمنان اسلام و ایادى و مزدورانشان، باز به عظمت اسلام خواهد انجامید و مظلومیت ملت ایران، آشکارتر خواهد شد و همین مظلومیت است که حقانیت ما را ثابت مىکند.
جاى ایرانیان، در خانهى خدا و در ایام حج خالى است؛ اما یاد آنها در مناسک حج، غایب نیست. آنهایى که چند سال قبل، شعار «اللّه اکبر» و برائت از مشرکان و وحدت امت اسلامى را از شما یاد گرفتند، امروز همان شعارها را تکرار مىکنند. این، نقش ملت ایران است. این ملت باید روز به روز، خودش و روحیه و قلب و ارادهاش را قوىتر بکند. این حوادث زلزله و امثال آن، مىتواند وسیلهى تقویت ارادهى شما ملت بزرگ باشد.1369/04/06
لینک ثابت
مبارزره توأمان با کفر و نفاق
من گمان میکنم امروز مبارزه با کفر و نفاق -هر دو- هست؛ یعنى همان سعودى که شما اسم آوردید، اینها مصداق منافقینند؛ اِنَّ المُنافِقینَ هُمُ الکافِرون؛ این واقعاً کفر است دیگر؛ پیغمبر اکرم هم مأمور شد -خدا فرمود: جٰهِدِ الکُفّارَ وَ المُنٰفِقینَ وَ اغلُظ عَلَیهِم-(1) و ما هم مأموریم به این مبارزه.1368/11/11
1 )
سوره مبارکه التوبة آیه 73
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ الكُفّارَ وَالمُنافِقينَ وَاغلُظ عَلَيهِم ۚ وَمَأواهُم جَهَنَّمُ ۖ وَبِئسَ المَصيرُ
ترجمه:
ای پیامبر! با کافران و منافقان جهاد کن، و بر آنها سخت بگیر! جایگاهشان جهنم است؛ و چه بد سرنوشتی دارند!
لینک ثابت
مبارزره توأمان با کفر و نفاق
دشمنان اسلام همهی تلاششان را روى اسلام متمرکز کردهاند و از روشهاى پیچیده استفاده میکنند، با مطرح کردن اسلام مغشوش و اسلام وابسته؛ در نقاطى از جهان الان اینجور عمل میشود؛ لذا امروز وظیفهی ما فقط مبارزهی با کفّار نیست، بلکه [مبارزهی با] کفّار و منافقین -هر دو- است؛ یعنى واقعاً «جهِدِ الکُفّارَ وَ المُنفِقینَ وَ اغلُظ عَلَیهِم»؛(1) تا آنجایى که بتوانیم، [باید] آن غلظت را هم نشان بدهیم؛ وظیفهی امروز است. لکن من به شما عرض میکنم: ما قلبمان منوّر به نورِ امید به آینده است. امیدواریم خدا انشاءالله به شما توفیق بدهد. ...آن مسلمانى که نفهمد در اسلام مبارزه هست، او مسلمان نیست.1368/11/11
1 )
سوره مبارکه التوبة آیه 73
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ الكُفّارَ وَالمُنافِقينَ وَاغلُظ عَلَيهِم ۚ وَمَأواهُم جَهَنَّمُ ۖ وَبِئسَ المَصيرُ
ترجمه:
ای پیامبر! با کافران و منافقان جهاد کن، و بر آنها سخت بگیر! جایگاهشان جهنم است؛ و چه بد سرنوشتی دارند!
لینک ثابت
براى تبیین شخصیت اماممان- آن انسان والا و آن مسلمان وارسته- بهتر از آن نیست که به قرآن پناه بریم و او را در لابلاى آیههاى هدایتگر آن، که به توصیف بندگان صالح خدا پرداخته است، بازجوییم:
او با جهاد و هجرت که مؤمنان را در حیطهى ولایت الهى قرار مىدهد، مصداق: «انّ الّذین آمنوا و هاجروا و جاهدوا باموالهم و انفسهم فی سبیل الله» شد. او با استقبال از خطر و جانبرکف گرفتن در راه خدا، در زمرهى کسانى درآمد که ستایش الهى: «و من النّاس من یشرى نفسه ابتغاء مرضات الله» در وصف آنان سروده شده است. او با قیام تاریخیش در راه خدا و تلاش بىنظیرش براى اقامهى قسط و عدل و نجات مستضعفان از ظلم و تبعیض، پاسخى افتخارانگیز به نداى: «کونوا قوّامین للّه» و «کونوا قوّامین بالقسط» داد. او خشم و برائت نسبت به مشرکین و کفار عنود، و عطوفت و مودت نسبت به مسلمانان سراسر جهان را مصداق کاملى از: «اشدّاء على الکفّار رحماء بینهم» ساخت. او با مناجات و تهجد و تضرع مخلصانه، در سلک: «عسى ان یبعثک ربّک مقاما محمودا» درآمد. او آمر به معروف و ناهى از منکر و مجاهد فی سبیل الله بود. او با قطع هر پیوندى که با پیوند محبت حق و فناى در حق ناسازگار بود، مصداق: «رضى الله عنهم و رضوا عنه اولئک حزب الله الا انّ حزب اللّه هم المفلحون» گردید.1368/04/23
لینک ثابت
پایان یافتن عزاى رسمى، به معناى پایان یافتن درد و داغ ملت ایران در این سوگ بزرگ نیست. یاد جاودانهى امام کبیر ما، هم با خاطرههاى شیرین حیات بابرکت او، و هم با غم فقدان تسلاناپذیر او، همواره همراه خواهد بود. با این همه، من با تشکر مجدد و با تبریک عید سعید قربان که خاطرهى غمانگیز محرومیت از حج را بار دیگر زنده مىسازد و فریاد ملت ما در برائت از کفار مستکبر و عمال مرتجع آنان را رساتر مىسازد، از عموم ملت ایران مىخواهم که رخت عزا از تن برکنده و جامهى کار و تلاش و جد و جهد به تن کنند و با توان و نیروى جدیدى که تجسم لطف خدا بر امام ما در ممات اوست، به سمت هدفهاى او پیش روند. حرکت به سمت هدفهاى امام و انقلاب و تأمین عمران و آبادى و عدالت اجتماعى و حفظ مواضع انقلابى و ساختن کشورى نمونه، کار و تلاش و جد و جهد مىطلبد.1368/04/23
لینک ثابت
بار دیگر روزهاى حج فرامىرسد و صلاى ابراهیمى و «اذّن فی النّاس بالحج»، فطرت مسلمانان پاکنهاد را به اجابت مىخواند و فراق خانهى خدا، دل مشتاقان را آکنده از درد و رنج مىسازد. دست ظلم و عدوانِ بیرون آمده از آستین حکام حجاز، بدین اکتفا نکرده که صدها زایر خانهى خدا را در حریم امن الهى به خاک و خون کشیده و هزاران کبوتر خونینبال حرم را فقط به جرم برائت از مشرکین و اعلام نفرت از امریکا و اسرائیل و دعوت مسلمین به وحدت و برادرى، تارومار نماید؛ بلکه براى انتقام از ملتى که در همهى صحنهها بر قواى استکبار جهانى تاخته و خواب راحت را از چشم غارتگران و زورگویان جهان ربوده است، و براى زدودن اثر چند سال حج همراه با برائت، که به برکت حضور فرزندان انقلاب و مجاهدان راه قرآن و اسلام، فضاى حرمین شریفین و عرفات و مشعر و منى را از نداى توحید خالص و نفى آلههى زور و زر آکنده بود، راه خانهى خدا و مأمن خلق را به روى آنان بسته و زبانها و قلمهاى اجیر و مزدور را به کمک رسانههاى صهیونیستى و امریکایى بر ضد آنان به کار انداخته است.1368/04/14
لینک ثابت
آرى، اگرچه یوسف عزیز امت اسلام اکنون در میان ما نیست و جاى او که همهساله در وجود یکایک حاجیان دلباخته و سر از پا نشناختهى ایرانى تجلى مىکرد، خالى است، ولى هماکنون نیز او را در هر دل ذاکر و عارف و در هر جان پُرشور و در هر زبان حقگو و در وجود هر مسلمان غیور و دلسوخته و در هرجا که در آن، سخن از عزت اسلام و وحدت مسلمین و برائت از مشرکین و نفرت از «انداد الله» و اصنام جاهلیت هست، مىتوان یافت. او زنده است، تا اسلام ناب محمّدى زنده است؛ و او زنده است، تا پرچم عظمت اسلام و وحدت مسلمین و نفرت از ظالمین برافراشته است.
هنوز نداى ملکوتى او که مىگفت: «حاشا که خلوص عشق موحدین، جز به ظهور کامل نفرت از مشرکین و منافقین میسر شود»، در فضاى مکه طنینافکن است، و درس فراموشنشدنى او که مىگفت: «کدام خانهاى سزاوارتر از کعبه و خانهى امن و طهارتِ ناس که در آن به هرچه تجاوز و ستم و استعمار و بردگى و یا دونصفتى و نامردمى است، عملًا و قولًا پشت شود؟»، در کتیبهى ذهن انسانهاى بیدار منقش است.1368/04/14
لینک ثابت
آرى، امام خمینى زنده است، تا امید زنده است؛ و تا حرکت و نشاط هست، و تا جهاد و مبارزه هست، ... امام خمینى و امت فداکارش، از مکه و میقات هم غایب نیستند. سیلاب اندیشهى جهاد و شهادت و مقاومت و برائت از مشرکین و محبت به مؤمنین که از قلهى بلند اندیشهى او جارى است، همهى دلها و جانهاى مستعد را فرامىگیرد و به او حضورى معنوى مىبخشد. آرى، چنانکه او خود مىگفت: «ما در مکه باشیم یا نباشیم، دل و روحمان با ابراهیم در مکه است. دروازههاى مدینة الرسول را به روى ما ببندند یا بگشایند، رشتهى محبتمان با پیامبر، هرگز پاره و سست نمىشود. به سوى کعبه نماز مىگزاریم و به سوى کعبه مىمیریم و خداى را سپاس مىگزاریم که در میثاقمان با خداى کعبه، پایدار ماندهایم و منتظر هم نماندهایم که حاکمان بىشخصیت بعضى کشورهاى اسلامى و غیر اسلامى، از حرکت ما پشتیبانى کنند. ما مظلومین همیشهى تاریخ محرومان و پابرهنگانیم و غیر از خدا کسى را نداریم و اگر هزار بار قطعهقطعه شویم، دست از مبارزه با ظالم برنمىداریم ...».1368/04/14
لینک ثابت
حج، کانون معارف اسلام و بیانکنندهى سیاست کلى اسلام براى ادارهى زندگى انسان است. حج، مظهر توحید و نفى و رمى شیطان و تکرار شعار ابراهیم (علیهالسّلام) است که گفت: «انّى برىء من المشرکین»؛ صحنهى اتحاد عظیم امت اسلامى برگرد محور توحید و برائت از مشرکین و نفى و طرد همهى بتهاست. و بت، هرآن چیزى است که به جاى خدا قرار گیرد و ولایت الهى را به ولایت خود تبدیل کند و نیرو و ارادهى افراد بشر را در اختیار بگیرد؛ حال چه سنگ و چوب، و چه قدرتهاى شیطانىِ سلطهگر و جبار، و چه عصبیتهاى جاهلى و ناحق که: «فما ذا بعد الحقّ إلّا الضّلال».
حج ابراهیمى و محمّدى (صلّى الله علیه و آله و سلّم) و حج علوى و حسینى (علیهماالسّلام) آن است که در آن توجه به خدا و پناه بردن به حکومت و قدرت او، با پشت کردن به قدرت طواغیت و جباران همراه باشد. زمزمهى مناجات سالار شهیدان و سیّد شباب أهل الجنة در عرفات، چه زیبا این هر دو را در یکسخن مىسراید: «الهى انت کهفى حین تعیینى المذاهب فی سعتها ... و أنت مؤیّدى بالنّصر على اعدائى و لو لا نصرک ایّاى لکنت من المغلوبین ... یا من جعلت له الملوک نیر المذلّة على اعناقهم فهم من سطواته خائفون». و خطبهى رسول خدا (صلّى الله علیه و آله و سلّم) در یوم الترویة که در آن نسخ مقررات جاهلیت و تحذیر از فریب شیطان براى وادار کردن بنىآدم به عبادت خود و حکم قاطع به پیوند برادرى میان همهى مسلمین را اعلام فرمود، خط کلى حج را معین مىکند.
کدامین جان تشنه است که از فیض کوثر محمّدى (صلّى الله علیه و آله و سلّم) و جوشش زمزم حسینى، این جرعهها را بنوشد و هنوز در مضمون سیاسى حج دچار تردید و ابهام باشد؟ حج بىبرائت، حج بىوحدت، حج بىتحرک و قیام، حجى که از آن تهدید کفر و شرک برنخیزد، حج نیست و روح و معناى حج را فاقد است.1368/04/14
لینک ثابت
آرى، حج عبادت است و ذکر و دعا و استغفار؛ اما عبادتى و ذکر و استغفارى در جهت ایجاد حیات طیبهى امت اسلامى و نجات آن از زنجیرها و غلهاى استعباد و استبداد و خداوندان زر و زور و تزریق روح عزت و عظمت به آن و زدودن کسالت و ملالت از آن. این است حجى که از پایههاى دین بهشمار رفته و امیر المؤمنین على (علیهالسّلام) در نهج البلاغه آن را عَلَم اسلام و جهاد هر ناتوان و برطرفکنندهى فقر و تنگدستى و مایهى تقرب و نزدیکى اهل دین به یکدیگر شمرده است؛ و این است آن حجى که بندگان مجاهد خدا همهساله از ایران با شوق و شور بدان روى مىآورند و برائت از امریکا و صهیونیسم و نفى ولایت استکبار و شعار براى تعمیم ولایت الهى را شرط اصلى آن مىشمرند؛ و این است آن حجى که سیلىخوردگانِ از اسلام و انقلاب و در رأس آنان امریکاى جنایتکار، از آن احساس خطر مىکردند و اکنون دو سال است حکام آل سعود براى شادى و خشنودى امریکا و اسرائیل، مؤمنین را از اقامهى آن مانع مىشوند و زبانها و قلمهاى مزدور آخوندهاى نوکرصفت را به نفى آن و محکوم کردن آن وادار مىکنند.1368/04/14
لینک ثابت
آیا تضعیف اسلام و مسلمین، ایجاد تفرقه، مقابله با انقلاب اسلامى و تبرّى از اولیاى خدا و تهمت و بهتان به آنها و افکار آیات خدا- و لو سیاسى هم باشد اشکالى ندارد؛ ولى حمایت از مظلومان و برائت از مشرکان و همنوایى با محرومان و ستمدیدگان و اعتراض به تسلط امریکا و اسرائیل بر کشورهاى اسلامى و مخالفت با غارتگرى کمپانیهاى خارجى و محکوم کردن خیانت رؤسا و سلاطین مسلماننام و حمایت از مبارزات مسلمانان واقعى و امثال آن جرم است؟!1368/04/14
لینک ثابت
حمله آمریکا به هواپیمای مسافربری به دلیل ترس از قدرت جمهوری اسلامی
حادثهی دیگری که اوج رذالت و دنائت دشمن را نشان داد، سرنگون شدن هواپیمای ایرانی به وسیلهی مزدوران امریکایی بود. با آنکه امریکاییها میدانستند هواپیمای ما مسافربری و بیدفاع و غیرنظامی است، ولی با کمال وقاحت آن را سرنگون کردند و به قعر آبهای دریا فرستادند. دنیا با این جنایت چگونه برخورد کرد؟ وسعت دامنهی دشمنی با اسلام را اینجا میشود فهمید. عظمت دشمنی آنها، نشاندهندهی عظمت پیام ماست.
قبل از پیروزی انقلاب، دستگاه جبار برای هر کلمهیی که منادیان نهضت اسلامی در سرتاسر کشور بر زبان میآوردند، فشارهای زیادی را متوجه آنها میکرد؛ در حالی که خودشان علیالظاهر کارهای شبه اسلامی - سخنرانی مذهبی، تلاوت قرآن، روضهخوانی و ... - انجام میدادند! آنها روی کارهای مبارزان، بشدت حساس بودند. عکسالعمل دشمن در آن زمان، نشاندهندهی صحت کار ما بود. اصولاً تا وقتی دشمن تهدید نشود، به عکسالعمل وادار نخواهد شد. عکسالعمل دشمن، نشاندهندهی این است که کار و حرف و پیام و اقدام ما برای او خطرناک است.شما در نظر بگیرید، این همه جمعیت که از اطراف عالم به حج میروند و اعمال را انجام میدهند، هیچ حساسیتی را برای امریکا و اسرائیل و دولتهای مرتجع وابسته ایجاد نمیکنند؛ ولی هنگامی که زایر ایرانی به حج رفت و مراسم برائت از مشرکین را بجا آورد و در حج معنیدار خود، علیه طواغیت و بتهای زر و زورِ امروز فریاد زد، همهی دستگاههای استکباری دنیا همدست شدند، تا صدای او را در گلو خفه کنند، و بعد هم آن فاجعهی عظیم را در مکه بر سر زوار و حجاج ایرانی آوردند. بنابراین، دشمن در لحظات ترس خود، عکسالعمل نشان میدهد.
اسلامی که پیام پیامبر اسلام(ص) را با خود همراه داشته باشد، حتماً دشمنی ابوجهل و ابولهب را برخواهد انگیخت. اگر شما در جایی دیدید ابوجهلها و ابولهبها و بقیهی صنادید کفر جهانی، در مقابل پیام اسلام بیتفاوتند، بدانید این اسلام، اسلام صدر اسلام و پیامبر اکرم(ص) نیست و روح و تپش حقیقی اسلام در آن مشاهده نمیشود. آن اسلامی که صنادید زر و زور و اقطاب قدرت جاهلی و طاغوتی را در دنیا میترساند، اسلام ناب محمّدی(ص) است.
کار به جایی میرسد که دولت امریکا با تمام ادعاهای بزرگ خود و تظاهر به رعایت قوانین بینالمللی، جلوی چشم همهی خلایق دنیا و در دید رادارها و دوربینها، از داخل ناو خود هواپیمای مسافربری ما را ساقط میکند؛ فقط به این خاطر که هواپیما متعلق به ایران اسلامی است!
وقاحت و گستاخی و عمل مذبوحانهی آنها نشاندهندهی این است که اسلام پایههای کفر و استکبار جهانی را لرزانده است و سران این کشورها از اسلامی که پرچم آن امروز در دست جمهوری اسلامی و ملت ایران است، احساس خطر میکنند. بنابراین، پیام غیرمستقیم خصومتهای دشمن عبارت از قدرت جمهوری اسلامی است.
دایماً در طول ده سال گذشته تبلیغات میکردند که جمهوری اسلامی متزلزل و رو به زوال است؛ اما درحقیقت، عمل آنها نشان داد که نظام ما کلمه و شجرهی طیبهیی است که «اصلها ثابت و فرعها فی السّماء تؤتی اکلها کلّ حین باذن ربّها»1368/04/11
لینک ثابت
بارها گفتهام که قبل از پیروزى انقلاب، دستگاه جبار براى هر کلمهیى که منادیان نهضت اسلامى در سرتاسر کشور بر زبان مىآوردند، فشارهاى زیادى را متوجه آنها مىکرد؛ در حالى که خودشان علىالظّاهر کارهاى شبه اسلامى- سخنرانى مذهبى، تلاوت قرآن، روضهخوانى و ...- انجام مىدادند! آنها روى کارهاى مبارزان، بهشدت حساس بودند. عکسالعمل دشمن در آن زمان، نشاندهندهى صحت کار ما بود. اصولًا تا وقتى دشمن تهدید نشود، به عکسالعمل وادار نخواهد شد. عکسالعمل دشمن، نشاندهندهى این است که کار و حرف و پیام و اقدام ما براى او خطرناک است.
شما در نظر بگیرید، این همه جمعیت که از اطراف عالم به حج مىروند و اعمال را انجام مىدهند، هیچ حساسیتى را براى امریکا و اسرائیل و دولتهاى مرتجع وابسته ایجاد نمىکنند؛ ولى هنگامى که زایر ایرانى به حج رفت و مراسم برائت از مشرکین را بجا آورد و در حج معنىدار خود، علیه طواغیت و بتهاى زروزورِ امروز فریاد زد، همهى دستگاههاى استکبارى دنیا همدست شدند، تا صداى او را در گلو خفه کنند، و بعد هم آن فاجعهى عظیم را در مکه بر سر زوار و حجاج ایرانى آوردند. بنابراین، دشمن در لحظات ترس خود، عکسالعمل نشان مىدهد.1368/04/11
لینک ثابت
بیان مسائل سیاسی در حج توسط پیامبر صلی الله علیه و آله
حادثه عبارت است از اینکه رسول خدا در سال دهم از هجرت به حجِّ مشرّف شدند، با جمعى از مسلمانان از مدینه و از سایر نقاط جزیرهالعرب که مسلمان شده بودند. در این سفر پیغمبر اکرم از حج خانهى خدا براى بیان مفاهیم اسلامى، چه سیاسى، چه نظامى، چه اخلاقى و چه اعتقادى استفادهى کامل و شایان توجّهى کردند. دو سخنرانى از رسول خدا در منى (1) نقل شده است که یکى ظاهراً در روز دهم یا همان حولوحوش روز دهم است و یکى در پایان ایّام تشریق که تصریح شده؛ و به نظر میرسد که این، دو سخنرانى است و نه یک سخنرانى. در این سخنرانىها رسول خدا تقریباً همهى مطالب عمدهاى را که مسلمانان باید به آن توجّه عمیق بکنند، بیان کردند که عمدتاً مسائل سیاسى است که انسان بخوبى درک میکند این کسانى که امروز در دنیاى اسلام حج را جداى از مسائل سیاسى قلمداد میکنند و تصوّر میکنند که در حج فقط باید عبادت به معناى رایج و عادّى آن داشت و هر کار سیاسى را خارج از قوارهى حج بهحساب مىآورند، چقدر از تاریخ اسلام و از سیرهى نبىّ اکرم دور و بیگانهاند. مطالبى که رسول خدا در این سخنرانىها بیان کردند که در نوع کتب شیعه و سنّى هم نقل شده، اجمالى از این مطالب اینها است:
اوّلاً دربارهى جهاد حرف میزنند و جهاد با مشرکین و کفّار را مطرح میکنند و اعلام میکنند که این جهاد ادامه خواهد داشت تا وقتى که کلمهى لاالهالاّالله همهگیر بشود. دربارهى وحدت اسلامى رسول خدا در این سخنرانىها مطالبى را بیان فرمودند و تصریح کردند که نبادا مسلمانها دچار جنگ داخلى بشوند، و بر وحدت مسلمین و انسجام مسلمین اصرار ورزیدند. در مورد ارزشهاى جاهلیّت با بیان صریحى تصریح کردهاند که این ارزشها از نظر اسلام ناچیز و صفر محسوب میشود و ارزش نیست: الا و کلّ مأثرة فى الجاهلیّة تحت قدمىّ هاتین. هر ارزشى، هر شرافتى را که در جاهلیّت ارزش محسوب میشد، من در این لحظه زیر پاى خودم قرار دادم. ارزشهاى جاهلى را بکلّى نفى کردند؛ اختلافات مالىاى که بین مسلمانها از دوران جاهلیّت باقى مانده بود، مثلاً کسى به کسى قرض داده بود و از او بهرهى پول خودش را و رباى مال خودش را طلبگار بود، نفى کردند، نسخ کردند؛ الا و انّ کلّ ربا من الجاهلیّة فهو -ظاهراً با همین تعبیر که- تحت قدمىّ هاتین. و اوّلین بهرهى پولى که، اوّلین طلب ربوىاى که من بر میدارم، طلبهاى رَبَوى عمویم عبّاس است که در جاهلیّت ایشان قرض میداده و طلبکار بوده از خیلىها؛ فرمودند اینها را من برداشتم، نسخ کردم. ارزش تقوا را بهعنوان برترین ارزش اسلامى باز تکرار کردند و تصریح کردند که هیچکس بر هیچکس دیگر جز به برکت تقوا و پرهیزکارى ترجیحى ندارد. لزوم نصیحت ائمّة المسلمین یعنى دخالت در مسائل سیاسى و اعلام نظر به زمامداران و پیشوایان را مطرح کردند و آن را بهعنوان یک فریضه اعلام کردند که همهى مسلمین موظّفند نظرات خیرخواهانهى خودشان را به زمامداران اسلامى بیان کنند و اعلان کنند، که ملاحظه میکنید تمام این مطالب، مطالبى سیاسى است که لابد اگر پلیس رژیم سعودى در آن حادثه حضور میداشت، باید حمله میکرد به اجتماعى که رسول خدا مشغول صحبت و نطق هستند و آن حضرت و مستمعین را تار و مار میکرد که اینها دارند سیاست را داخل حج میکنند. پیغمبر اکرم مسائل عمدهى سیاسى و اجتماعى جهان اسلام را در این سخنرانىها بیان کردند و در همین سخنرانىها حدیث ثقلین را هم ذکر کردند که حدیث ثقلین این است که فرمودند من وقتى از میان شما رفتم، دو چیز گرانبها در میان شما میگذارم: کتابُ الله وَ عِترَتى؛ قرآن را و عترتم را. بعد دو انگشت سبّابهشان را پهلوى هم قرار دادند و فرمودند آن دو مثل این دو هستند که دو انگشت سبّابه هیچ تفاوتى با همدیگر ندارند. بعد فرمودند مثل این دو نیستند، انگشت سبّابه و وُسطاى یک دستشان را بلند کردند، گفتند من عترت و کتاب را مثل این دو نمیدانم که انگشت سبّابه و وُسطى یکى از یکى بلندتر است بلکه مثل دو انگشت سبّابهاند که هیچکدام بر آن دیگرى ترجیحى ندارد و مسئلهى عترت را -که حالا در این باره صحبت خواهم کرد- مطرح کردند و بعد از اینکه اعمال حج انجام گرفت، بلافاصله راه افتادند طرف مدینه؛ در بین راه در سر یک سهراهى که باید قوافل مدینه از قوافل یمن از هم جدا میشدند، در محلّى به نام غدیر خم حضرت ایستادند و در حالى که نقل میکنند شاهدان و حاضران حادثه که هوا به قدرى داغ بود که اگر گوشت را روى زمین مىانداختند کباب میشد، در یک چنین وضعیّتى، حضرت میروند روى بلندى مىایستند تا مردم تدریجاً جمع میشوند، وقتى مىبینند همه جمع شدند، مسئلهى ولایت را، «وَ مَن کنتُ مَولاه فَهذا عَلِىٌّ مَولاه»را اعلان میکنند و دست امیرالمؤمنین را میگیرند بلند میکنند، اینجور که همه ببینند و در روایات متعدّد هست که زیر بغل پیغمبر و زیر بغل علىّبنابىطالب دیده شد وقتى که دست را بلند کردند، براى اینکه به همه نشان بدهند. این اجمالى از حادثه است.1366/05/23
1 )
تفسير القمي، ج1، ص: 171؛
بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج37، ص: 115؛
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ قال نزلت هذه الآية في علي وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ- وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ
قَالَ نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ فِي مُنْصَرَفِ رَسُولِ اللَّهِ ص مِنْ حِجَّةِ الْوَدَاعِ وَ حَجَّ رَسُولُ اللَّهِ ص حِجَّةَ الْوَدَاعِ لِتَمَامِ عَشْرِ حِجَجٍ مِنْ مَقْدَمِهِ الْمَدِينَةَ فَكَانَ مِنْ قَوْلِهِ بِمِنًى أَنْ حَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ:
«أَيُّهَا النَّاسُ اسْمَعُوا قَوْلِي وَ اعْقِلُوهُ عَنِّي فَإِنِّي لَا أَدْرِي لَعَلِّي لَا أَلْقَاكُمْ بَعْدَ عَامِي هَذَا، ثُمَّ قَالَ هَلْ تَعْلَمُونَ أَيُّ يَوْمٍ أَعْظَمُ حُرْمَةً قَالَ النَّاسُ هَذَا الْيَوْمُ، قَالَ فَأَيُّ شَهْرٍ قَالَ النَّاسُ هَذَا، قَالَ وَ أَيُّ بَلَدٍ أَعْظَمُ حُرْمَةً قَالُوا بَلَدُنَا هَذَا، قَالَ فَإِنَّ دِمَاءَكُمْ وَ أَمْوَالَكُمْ وَ أَعْرَاضَكُمْ عَلَيْكُمْ حَرَامٌ- كَحُرْمَةِ يَوْمِكُمْ هَذَا فِي شَهْرِكُمْ هَذَا- فِي بَلَدِكُمْ هَذَا إِلَى يَوْمِ تَلْقَوْنَ رَبَّكُمْ- فَيَسْأَلُكُمْ عَنْ أَعْمَالِكُمْ، أَلَا هَلْ بَلَّغْتُ أَيُّهَا النَّاسُ قَالُوا نَعَمْ، قَالَ اللَّهُمَّ اشْهَدْ، ثُمَّ قَالَ أَلَا وَ كُلُّ مَأْثُرَةٍ أَوْ بِدْعَةٍ كَانَتْ فِي الْجَاهِلِيَّةِ أَوْ دَمٍ أَوْ مَالٍ فَهُوَ تَحْتَ قَدَمَيَّ هَاتَيْنِ، لَيْسَ أَحَدٌ أَكْرَمَ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِالتَّقْوَى، أَلَا هَلْ بَلَّغْتُ قَالُوا نَعَمْ، قَالَ اللَّهُمَّ اشْهَدْ، ثُمَّ قَالَ أَلَا وَ كُلُّ رِبًا كَانَ فِي الْجَاهِلِيَّةِ فَهُوَ مَوْضُوعٌ، وَ أَوَّلُ مَوْضُوعٍ مِنْهُ رِبَا الْعَبَّاسِ بْنِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ، أَلَا وَ كُلُّ دَمٍ كَانَ فِي الْجَاهِلِيَّةِ فَهُوَ مَوْضُوعٌ، وَ أَوَّلُ مَوْضُوعٍ دَمُ رَبِيعَةَ، أَلَا هَلْ بَلَّغْتُ قَالُوا نَعَمْ، قَالَ اللَّهُمَّ اشْهَدْ، ثُمَّ قَالَ أَلَا وَ إِنَّ الشَّيْطَانَ قَدْ يَئِسَ أَنْ يُعْبَدَ بِأَرْضِكُمْ هَذِهِ- وَ لَكِنَّهُ رَاضٍ بِمَا تَحْتَقِرُونَ مِنْ أَعْمَالِكُمْ، أَلَا وَ إِنَّهُ إِذَا أُطِيعَ فَقَدْ عُبِدَ، أَلَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ الْمُسْلِمَ أَخُو الْمُسْلِمِ حَقّاً، لَا يَحِلُّ لِامْرِئٍ مُسْلِمٍ دَمُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ وَ مَالُهُ- إِلَّا مَا أَعْطَاهُ بِطِيبَةِ
ترجمه:
لینک ثابت