newspart/index2
حزب اللهی / جوان حزب اللهی
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
حزب اللهی

فردوسی آن وقتی که از اسفندیار تعریف می‌کند، روی دینداری او تکیه می‌کند. می‌دانید که اسفندیار یک فرد متعصبِ مذهبیِ ‌مبلّغ دین بوده که سعی کرده پاکدینی را در همه جای ایران گسترش بدهد. تیپ اسفندیار، تیپ حزب‌اللهی‌های امروز خودمان ‌است؛ آدم خیلی شجاع و نترس و دینی بوده است؛ حاضر بوده است برای حفظ اصولی که به آن معتقد بوده و رعایت می‌کرده، ‌خطر بکند و از هفت‌خان بگذرد و حتّی با رستم دست و پنجه نرم کند. وقتی شما شاهنامه را مطالعه می‌کنید، می‌بینید که ‌فردوسی روی این جنبه‌ی دینداری و طهارت اخلاقی اسفندیار تکیه می‌کند‌.‌1370/12/05
لینک ثابت
حزب اللهی

یک وقت یک افسر عالیرتبه‌ی حزب‌اللهىِ مشهور در ارتش نزد من آمد و از بس مقدس‌مآب بود، با دمپایی پیش من حاضر شد! به ‌او گفتم اگر بعد از این تو را این‌طوری دیدم، راهت نمیدهم؛ برو! ردش کردم، بعد دفعه‌ی دیگر که آمد، دیدم بله، پوتین مرتبی به ‌پا کرده است‌!‌‌ بعضیها حزب‌اللهیگری را با شُل و ول بودن و بینظمی و بیترتیبی اشتباه میگیرند؛ حزب‌اللهیگری که این نیست. ‌رئیس حزب‌اللهیهای همه‌ی تاریخ - یعنی امیرالمؤمنین(ع) - میفرماید: «و نظم امرکم»؛ باید منظم باشید. نظم چیست؟ همان ‌آیینی که از هر کسی خواسته‌اند. هر جا نظمی دارد، میدان جنگ هم نظمی دارد، زی نظامی هم نظم خاصی دارد؛ باید آن نظم را ‌رعایت کنید‌. ‌1370/09/11
لینک ثابت
حزب اللهی

من دانشگاه را میشناسم. مسلمانِ باانگیزه‌ی ما در دانشگاه، مجموعاً اقلیت کوچکی هستند. نه این‌که دیگران بیدینند؛ نه، اکثریت ‌مسلمانند و اقلیتی هم هستند که در بیدینی انگیزه دارند؛ اما آن نیروی پُرانگیزه‌یی که ما اسمش را حزب‌اللهی میگذاریم، عده‌ی ‌معدودی هستند‌.‌‌ یک فرد فقط متدین را حزب‌اللهی نمیگویند؛ حزب اللهی آن کسی است که برای حرکت در جهات دینی انگیزه ‌دارد. اینها مجموعاً عده‌ی معدودی هستند. ‌1369/10/04
لینک ثابت
حزب اللهی

بسیج، عبارت از چند هزار آدم در هر شهر نیست؛ بسیج، یعنی کل نیروهای مؤمن و حزب‌اللهی کشور ما. این که امام گفتند ‌‌«بسیج بیست میلیونی»، یعنی این. حالا دشمنان بنشینند تحلیل کنند که بله، ایران بالاخره هم بیش از یک میلیون نتوانست! ‌کل نیروهای مؤمن و حزب‌اللهی کشور ما بسیج محسوب میشوند، تا چشم دشمنان کور بشود‌!‌1369/09/05
لینک ثابت
حزب اللهی

باید در محیط دانشگاهی خودتان، اسلام را به حد اعلی پاس بدارید. کاری کنید غریبه‌ها - آنهایی که از انقلاب و اسلام غریبه‌اند - ‌احساس نکنند که کار زیر نگین آنهاست؛ حرف من، این است... محیط را محیطی بکنید که حزب‌اللهی در آن محیط رشد کند. ‌دشمنان ما در تبلیغات دنیایی، سعی میکنند حزب‌اللهی را چهره‌ی بدی نشان بدهند‌. ‌حزب‌اللهی را عبارةاخراىِ یک آدم ‌بیهمه‌چیز و یک لات تصوّر میکنند! نخیر... حزب‌اللهی، یعنی آن‌که در خدمت خداست و هیچ وابستگی تشکیلاتىِ سیاسی، جز ‌وابستگی به انقلاب و اساس انقلاب - که اراده‌ی الهی است - ندارد. اوایل هم آن لیبرالها خیلی تلاش میکردند این عنوان را خراب ‌کنند. من یادم می‌آید همان وقت هم اتفاقاً یک پزشک در هیأت دولت، اول کسی بود که من دیدم با افتخار گفت: این‌قدر ‌میگویند حزب‌اللهی، من خودم یک حزب‌اللهیام. آن هم یک پزشک بود که در یک رتبه‌ی بالای دولتی بود‌.‌
باید کوشش بکنید که جناح حزب‌اللهی کشور، دانشگاه، مدیریت، یعنی آن‌که خودش را متعلق به این انقلاب میداند، برای انقلاب ‌و این ملت دل میسوزاند، هیچ وظیفه‌یی هم برای خودش، جز خدمتِ به این کشور و این انقلاب قایل نیست، احساس کند که در ‌این‌جا خودی است. متأسفانه، یا به یک معنا شاید بشود گفت خوشبختانه، غریبه‌ها چهره‌ی خودشان را در طول این امتحانهای ‌گوناگون نشان دادند... من یک وقت در چند سال قبل از این حرفی زدم که بعضیها هم جنجال کردند. گفتم که ریاست ‌دانشگاهها باید ریاست علمی باشد - الان هم اعتقادم همین است - یعنی آن کسی که در رأس دانشگاههاست، باید از لحاظ علمی ‌هم طوری باشد که کسانی که آن‌جا هستند، این فرد را به عنوان رئیس قبول داشته باشند؛ اما علمِ با عمل، علمِ با اعتقاد. طوری ‌نباشد که آدم بیاعتقادی که میخواهد سربه تن این نظام نباشد، اصلاً اعتقادی به اسلام ندارد، یا اسلام را مسخره میکند، ‌یا حزب‌اللّهیها را مسخره میکند، یا دانشجوی مؤمن را مسخره میکند، این شخص در رأس کارها بیاید. نه، دستش را بگیرید، کنار ‌بگذارید. میخواهد بیاید سر کلاسهای ما درس بدهد، حرفی نداریم. هر معلمی بیاید درس بدهد، ما قبول داریم. ما از علم همه ‌کس استفاده میکنیم؛ ولو کسی که ما را قبول نداشته باشد. علمش را بگوید، ما با کمال تواضع مینشینیم و از علم او استفاده ‌میکنیم، نظام از علم او استفاده میکند؛ اما آن‌جایی که بناست در اداره‌ی امور دانشگاه تعیین‌کننده باشد، ابداً. اگر کسی به یک ‌دختر چادری یا باحجاب، با نظر تحقیر نگاه میکند، تحقیرش کنید؛ ملاحظه نکنید. اگر کسی به جوان حزب‌اللهی که ریش دارد، ‌با نظر تحقیر نگاه میکند و دورش میکند (حالا اگر این گزارشهایی که گاهی از گوشه و کنار به ما رسیده، راست باشد. اگر راست ‌نیست، که هیچ) این را تحقیرش کنید‌.‌1369/08/01

لینک ثابت
حزب اللهی

اگر دانشگاه ما دانشگاه اسلامی است، یکی از بزرگترین مظاهرش بایستی احترام بیش از حد معمول دنیا به اساتید باشد؛ مخصوصاً ‌از طرف شاگردان. شاگرد باید به استاد، بیقید و شرط احترام کند. اگر آن استاد بد هم است، باید او را احترام کنند. فرض کنید ‌استاد کافری را آوردند و در یک کلاس پُرحزب‌اللهی گذاشتند. آیا این حزب‌اللهیها باید به این کافر احترام کنند، یا باید اهانت ‌نمایند؟ نخیر، باید احترامش کنند، از او تجلیل نمایند، او را بر خودشان مقدّم بدارند؛ چون استاد آنهاست، هیچ دلیل دیگر ‌نمیخواهد. این درحالی است که گفتیم این شخص اصلاً معتقد به اعتقاد اینها نیست؛ چه رسد که استادی مؤمن و مسلمان باشد. ‌به‌هرحال، احترام استاد در محیط دانشجویی و دانشگاهی بایستی خیلی محفوظ باشد‌.‌1369/08/01
لینک ثابت
حزب اللهی

‌[شهید رجائی] در یک سخنرانی، خیلی صریح و روشن گفت که من طرف‌دار حزب‌الله هستم. آن روز اصطلاح‌ «‌حزب‌الله» مثل ‌امروز نبود؛ امروز همه افتخار میکنند حزب‌اللهی‌اند، [امّا] آن روز آن کسانی که هنوز کاملاً از صحنه‌ی اداره‌ی فکر و سیاست این ‌مملکت کنار نرفته بودند، حزب‌الله را یک فحش میدانستند و یک بدگویی تلقّی میکردند. کلمه‌ی حزب‌الله و حزب‌اللهی میتوانست ‌یک حوزه‌ی انسانی و مردمیِ خاصّی را مشخّص کند‌. ‌حزب‌اللهی یعنی آن آدمی که در خدمت اهداف خدایی و انقلاب اسلامی، ‌بی‌محابا حرکت میکند و چیزی که از آن ملاحظه کند، یا ندارد، یا موجب ملاحظه‌اش نمیشود؛ این حزب‌اللهی است. اگر جنگ ‌است، می‌شتابد به جنگ؛ اگر صدقات است برای اداره‌ی حکومت اسلامی و جمهوری اسلامی و پشت جبهه، هرچه دارد میریزد در ‌طَبَق اخلاص؛ اگر راه‌پیمایی زیر آفتاب گرم یا در زمستان سرد است، اوّل صبح می‌آید بیرون و تا آخر هست؛ اگر پاسخ گفتن به ‌ندای مسئولان کشور و همواره تکرار کردنِ شعارهایی است که رهبر بزرگ انقلاب به این مردم داده، او جزو یکی از بهترینها است و ‌جزو کسانی است این شعارها را تکرار میکنند. واقعاً به معنای واقعی کلمه جزو امّت بزرگِ پشت سر امام است. این ‌معنای حزب‌اللهی است‌.‌‌ [البتّه‌] عدّه‌ای هم هستند که اینها حرفی هم ندارند که برای اسلام و انقلاب، یک‌وقت یک کاری هم ‌بکنند، امّا برایشان در درجه‌ی اوّل، مسائل شخصی خودشان است یا چهره شدنشان؛ اینها حزب‌اللهی نیستند. اینها کسانی‌اند که ‌اگر انسان بخواهد طرف‌دار حزب‌الله باشد، به اینها در موارد زیادی بر خواهد خورد؛ یک جا به مالشان، یک جا به حیثیّتشان، یک ‌جا به مکانت اجتماعی‌شان. شهید رجائی صریح گفت من طرف‌دار حزب‌الله هستم.‌1362/06/08
لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی