نعمت امنیت را جز بعد از دچار شدن به ناامنی نمیفهمیم. مردم كوفه، وقتی نعمت امیرالمؤمنین را فهمیدند، كه حجاج بالای سرشان آمد؛ مردم مدینه نعمت وجود امیرالمؤمنین و امام حسن را آن روز فهمیدند، كه مسلمبنعقبه بالای سرشان آمد، قتلعامشان كرد، زنهاشان را بیناموس كرد، بعد هم گفت همهتان باید اقرار كنید كه بردهی یزید هستید. مردم یكی یكی آمدند و جلویش اقرار كردند و هر كس اقرار نكرد، گردنش را زد. آن مردم، آن وقت فهمیدند كه حكومت امیرالمؤمنین و حكومت امن و امان و حكومت احترام و تكریمِ به مردم در دورانِ قبل، چقدر ارزش داشته است.1385/03/29
لینک ثابت
در مراجعات مردمی باید تسهیل و تسریع كار مردم، تكریم آنان و اعتماد سازی به عنوان چهار شاخص مهم مورد توجه جدی باشد.1384/12/13
لینک ثابت
برادران عزیز! از اولی كه این انقلاب پیروز شد و این نظام سر كار آمد، ما در كشورمان با یك چالش پیشبینی شده و متوقعی روبهرو بودهایم و هستیم و تا مدتها خواهیم بود. اگر كسی خیال كند كه ما میتوانیم نظام جمهوری اسلامیِ با این معیارها و با این مرزهای تعریف شده را داشته باشیم و در عین حال، قدرتهای مسلط بر جهان - كه نقطهی مقابل این معیارهای ما هستند - سر جای خودشان بنشینند و نه به ما تعرضی بكنند، بلكه حتی به ما كمك بكنند، این انتظار، انتظار كاملاً ناسنجیدهای است؛ اصلاً انتظارش را نباید داشت. ما با معیار «عدالت بینالمللی»، «گرایش به معنویت»، «كرامت دادن به نوع انسان» و «گرایش به دین خدا و به معنویت و اخلاق معنوی»، سر كار آمدهایم؛ ما با معیار تن ندادن به قدرتطلبی و زیادهخواهیِ سیطرهجویان عالم سركار آمدهایم؛ اینها، معیارهای جمهوری اسلامی است. بدیهی است كه وقتی شما بنایتان مواجههی با زورگویی است، زورگوهای عالم با شما سرِ سازش نخواهند داشت؛ و این، چالش ایجاد میكند. این چالش از اول انقلاب بوده، تا الان هم هست، بعد از این هم تا وقتی كه مأیوس نشدهاند، وجود دارد. باید خودتان و این كشور را به جایی برسانید كه مأیوس بشوند. آن وقت هم چالشها باقی خواهد بود؛ منتها با تأثیرات كمتری. بنابراین، همیشه خودتان را در میدان چالش و مواجههی با افزونطلبان بدانید و با این نگاه مسائل خودتان را دنبال كنید.1384/12/08
لینک ثابت
ما امروز در راه عزت، در راه استقلال، در راه استفاده از استعدادهای طبیعی و انسانی خودمان حركت میكنیم و پیش رفتهایم و دنیا هم تا حدود زیادی به این اعتراف كرده و آن را قبول كرده است؛ چارهیی ندارد؛ اما ما باید این راه را ادامه بدهیم. هیچ ملتی با تنبلی و تنآسایی نخواهد توانست به عزت برسد. رسیدن به استقلال، رسیدن به عزت ملی، رسیدن به كرامت انسانی، برای یك ملت هزینه دارد، كه باید این هزینه را متحمل شد و باید تلاش كرد؛ باید به عاقبت كار، امیدوارانه و واقعبینانه نگاه كرد، كه یك نگاه واقعبینانه، امید به انسان خواهد بخشید. این دشمن است كه میخواهد شما را مأیوس كند. هر بخشی از بخشهای كشور وظیفهیی دارند؛ نیروهای مسلح، ارتش جمهوری اسلامی، نیروی هوایی، وظایف ویژهی خودشان را دارند؛ باید این وظایف را با دقت و با پیگیری و اهتمام انجام دهند.1384/11/18
لینک ثابت
شعار عدالتطلبی همچنان زنده است؛ شعار كرامت انسانی همچنان زنده است؛ اینها متعلق به اسلام است؛ اینها متعلق به جمهوری اسلامی است. خطِ روشن حركت ملت كه برخاسته از ایمان و رأی مردم است و مظهر آن «مردمسالاری دینی» است، همچنان جذاب است. امروز ملتها و روشنفكران مسلمان این حرفها و این حوادث را میبینند و آنها را مطالعه میكنند و نگاهشان به ایران است؛ نگاهشان به حركت شماست.1384/10/19
لینک ثابت
حضور در نیروهای مسلح جمهوری اسلامی یك افتخار است؛ این، فقط یك شعار نیست، حقیقتی است كه هر كس امروز وضعیت جهان بشریت و نظام جمهوری اسلامی ایران و عظمت آرمانهای این ملت را بشناسد، به آن اذعان میكند. ارتش جمهوری اسلامی ایران، سپاه پاسداران، بسیج و نیروی انتظامی، در كشور ما سربازان آرمانهای بلند انسانیاند. نیروهای مسلح ما خود را آماده و مجهز میكنند تا دفاع كنند؛ نه تنها دفاع از سرزمین - كه خود افتخار بزرگی است - بلكه دفاع از آرمانهای انسانی؛ دفاع از شرف و كرامت انسانیت.1384/09/30
لینک ثابت
وجود مقدس حضرت بقیةاللَّه (ارواحنافداه) استمرار حركت نبوتها و دعوتهای الهی است از اول تاریخ تا امروز؛ یعنی همانطور كه در دعای ندبه میخوانید، از «فبعض اسكنته جنّتك» - كه حضرت آدم است - تا «الی ان انتهی الامر» - كه رسیدن به خاتمالانبیاء (صلّیاللَّهعلیهواله) هست - و بعد مسألهی وصایت و اهل بیت آن بزرگوار، تا میرسد به امام زمان، همه، یك سلسلهی متصل و مرتبط به هم در تاریخ بشر است. این، بدین معناست كه آن حركت عظیم نبوتها، آن دعوت الهی بهوسیلهی پیامبران، در هیچ نقطهیی متوقف نشده است. بشر به پیامبر و به دعوت الهی و به داعیان الهی احتیاج داشته است و این احتیاج تا امروز باقی است و هر چه زمان گذشته، بشر به تعالیم انبیا نزدیكتر شده است. امروز جامعهی بشری با پیشرفت فكر و مدنیت و معرفت، بسیاری از تعالیم انبیا را - كه دهها قرن پیش از این، برای بشر قابل درك نبود - درك كرده است. همین مسألهی عدالت، مسألهی آزادی، مسألهی كرامت انسان - این حرفهایی كه امروز در دنیا رایج است - حرفهای انبیاست. آن روز عامهی مردم و افكار عمومی مردم این مفاهیم را درك نمیكردند. پیدرپی آمدن پیغمبران و انتشار دعوت پیغمبران، این افكار را در ذهن مردم، در فطرت مردم، در دل مردم، نسل به نسل نهادینه كرده است. آن داعیان الهی، امروز سلسلهشان قطع نشده است و وجود مقدس بقیةاللَّهالاعظم (ارواحنافداه) ادامهی سلسلهی داعیان الهی است، كه در زیارت آل یاسین میخوانید: «السّلام علیك یا داعیاللَّه و ربّانی آیاته». یعنی شما امروز همان دعوت ابراهیم، همان دعوت موسی، همان دعوت عیسی، همان دعوت همهی پیغمبران و مصلحان الهی و دعوت پیامبر خاتم را در وجود حضرت بقیةاللَّه مجسم میبینید. این بزرگوار، وارث همهی آنهاست و دعوت و پرچم همهی آنها را در دست دارد و دنیا را به همان معارفی كه انبیا در طول زمان آوردهاند و به بشر عرضه كردهاند، فرا میخواند. این، نكتهی مهمی است.1384/06/29
لینک ثابت
مردان خدا به تاریخ روح میبخشند، و روح بخشیدهاند. تاریخ حقیقی و معنوی بشر را مردان خدا نوشتهاند. شما نگاه كنید؛ امروز با اینكه هزاران سال از دوران ابراهیم و موسی و عیسی میگذرد، مفاهیمی كه هدیهی آنها به بشریت است، امروز برترین مفاهیم رایج بشری است. امروز اگر سخن از آزادی و كرامت بشر میرود، اگر حقوق انسان در جوامع مطرح میشود، اگر عدالت و رفع تبعیض همچنان در دنیا یك شعار جذاب است، اگر مبارزهی با فساد و مفسدان و مبارزهی با ظلم و توجه به ایثار و فداكاری در راه حق در چشم بشریت جذاب و شیرین است، بهخاطر این است كه این مفاهیم را پیغمبران - این مردان خدا - به تاریخ عرضه كردند و آنها را در اختیار بشریت قرار دادند. بنابراین مردان خدا تاریخ را متحول میكنند. آنها با امید به خدا و با خشیت از پروردگار، ناممكنها را ممكن میكنند. با خوف و رجاء مادی و حیوانی نمیشود انسان و انسانیت را متحول كرد. بیم و امید مردان خدا از قبیل بیم و امید اهل دنیا نیست؛ دلبستگی آنها به خداست؛ توكلشان به خداست؛ خشیت آنها از نافرمانی خداست؛ آنها همهی قوانین طبیعت را - كه دست قدرتمند الهی سررشتهدار آنهاست - در خدمت هدفهای خود میبینند و با توكل به خدا حركت میكنند؛ لذا دنیایی را متحول میكنند. امام بزرگوار ما از زمرهی چنین مردانی بود.1384/03/14
لینک ثابت
شاخص دوم، اعتقاد راسخ و صادقانه به نقش مردم است؛ هم كرامت انسان، هم تعیین كننده بودن اراده ی انسان. در مكتب سیاسی امام، هویت انسانی، هم ارزشمند و دارای كرامت است، هم قدرتمند و كارساز است. نتیجه ی ارزشمندی و كرامت داشتن این است كه در اداره ی سرنوشت بشر و یك جامعه، آراء مردم باید نقش اساسی ایفا كند. لذا مردم سالاری در مكتب سیاسی امام بزرگوار ما - كه از متن اسلام گرفته شده است - مردم سالاری حقیقی است؛ مثل مردم سالاری امریكایی و امثال آن، شعار و فریب و اغواگری ذهنهای مردم نیست. مردم با رأی خود، با اراده ی خود، با خواست خود و با ایمان خود راه را انتخاب می كنند؛ مسؤولانِ خود را هم انتخاب می كنند. لذا دو ماه از پیروزی انقلاب نگذشته بود كه امام اصل نظامِ برآمده ی از انقلاب را به رأی مردم گذاشت. شما این را مقایسه كنید با رفتاری كه كودتاگران نظامی در دنیا می كنند، رفتاری كه حكومتهای كمونیستی می كردند، و رفتاری كه امروز امریكا می كند. امروز امریكا بعد از پانزده ماه كه با اشغال نظامی عراق را گرفته است، هنوز به مردم این كشور اجازه نمی دهد كه بگویند برای حكومتِ خود چه چیز و چه كسانی را می خواهند. نماینده ی سازمان ملل دیروز مصاحبه می كند و می گوید چون امریكایی ها در عراق حضور نظامی دارند، باید رأی حاكم امریكایی در انتخاب عناصر دولت مراعات شود! دمكراسی اینها این است. نام دمكراسی، اغواگری است. دمكراسی حتّی در كشورهای خودشان هم، یك مردم سالاری حقیقی نیست؛ جلوه فروشی به وسیله ی تبلیغات رنگین و پولهای بی حسابی است كه در این راه خرج می كنند؛ لذا آراء مردم گم است. در مكتب سیاسی امام رأی مردم به معنای واقعی كلمه تأثیر می گذارد و تعیین كننده است. این، كرامت و ارزشمندی رأی مردم است. از طرف دیگر امام با اتكاء به قدرت رأی مردم معتقد بود كه با اراده ی پولادین مردم می شود در مقابل همه ی قدرتهای متجاوز جهانی ایستاد؛ و ایستاد. در مكتب سیاسی امام، مردم سالاری از متن دین برخاسته است؛ از «امرهم شوری بینهم» برخاسته است؛ از «هو الّذی ایّدك بنصره و بالمؤمنین» برخاسته است. ما این را از كسی وام نگرفته ایم. عده یی می خواهند وانمود كنند كه نقش مردم در اداره ی حكومتها را باید غربی ها بیایند به ما یاد بدهند! غربیها خودشان هنوز در خم یك كوچه گرفتارند! همین امریكایی ها و همین مدعیان دمكراسی، دیكتاتورهایی از قبیل محمد رضای پهلوی را - كه سی وپنج سال در این مملكت دیكتاتوری مطلق داشت و قبل از او پدرش حدود بیست سال در این كشور دیكتاتوری كرد - در آغوش گرفتند و پشتیبانی كردند و از آنها حمایت كردند. اینها طرفدار دمكراسی اند؟! دروغ می گویند. هر كس می خواهد دمكراسی اینها را ببیند، به عراق برود. برود رفتار آنها را با مردم مظلوم افغانستان ببیند. برود دمكراسی امریكایی را از حمایت بی دریغ امریكا از شارونِ جنایتكار ببیند. دمكراسی آنها این است؛ ما از اینها دمكراسی یاد بگیریم؟! اینها برای انسان نقش و ارزش قائلند؟ شما ببینید امروز در فلسطین چه فجایعی دارد اتفاق می افتد. آیا فلسطینی ها انسان نیستند؟ آیا صاحب سرزمین خود نیستند؟ آیا حق ندارند رأی و عقیده داشته باشند؟ امروز زشت ترین و فجیع ترین رفتار در فلسطین و عراق و افغانستان - و قبل از این در بسیاری از مناطق دیگر - دارد صورت می گیرد؛ آن وقت همان كسانی كه این رفتارهای زشت را انجام می دهند، خجالت نمی كشند و ادعای دمكراسی می كنند! رئیس جمهور امریكا وقیحانه ادعا می كند كه رسالت گسترش دمكراسی در دنیا و خاورمیانه بر دوش او سنگینی می كند! دمكراسی آنها را در زندانهای امثال ابوغریب - كه در عراق و گوانتانامو كم هم نیستند - مردم دنیا دارند می بینند. این، دمكراسی و حقوق بشر آنهاست! بسیار غافلانه است اگر كسی در داخل جوامع ما و در میان امت اسلامی خیال كند كه غربی ها باید بیایند به ملتهای ما دمكراسی و مردم سالاری یاد بدهند! ما توقع داریم گویندگان و نویسندگانی كه از انصاف برخوردار هستند، طوری حرف نزنند و طوری ننویسند كه گویی امروز آنها دارند به مردم ما پیام مردم سالاری می دهند. مردم سالاری را امام آورد؛ مردم سالاری را انقلاب آورد. در كشوری كه در طول قرنهای متمادی، جز در برهه های بسیار كوتاه - كه مثل یك لحظه گذشته است - معنای رأی و اراده ی مردم را نمی دانستند (ما در طول عمر خود چشممان به صندوق رأی نیفتاده بود! برای رأی مردم ایران كسی ارزش قائل نبود و دیكتاتورها در تمام دوران حكومتِ خود بیشترین بی اعتنایی را به مردم ما می كردند) امام و انقلاب و نظام اسلامی ما مردم سالاری را آورد. عده یی طوری حرف می زنند كه گویا ما تازه داریم وارد میدان مردم سالاری می شویم! این بی انصافی نیست؟ این چشم بستن بر روی حقیقت نیست؟1384/03/14
لینک ثابت
امیرالمؤمنین در این مدت نشان داد كه اصول اسلامی و ارزشهای اسلامی یی كه در دوران انزوای اسلام و در دوران كوچكی جامعه ی اسلامی به وجود آمده بود، در دوران رفاه و گسترش و اقتدار و پیشرفت و توسعه ی مادی جامعه ی اسلامی هم قابل پیاده شدن است. اگر به این نكته توجه كنیم، خیلی مهم است. مسأله ی امروز ما هم همینهاست. اصول اسلامی، عدالت اسلامی، تكریم انسان، روحیه ی جهاد، سازندگی اسلامی، مبانی اخلاقی و ارزشی اسلام در دوران پیغمبر با وحی الهی نازل شد و تا آن حدی كه ممكن بود، به وسیله ی پیغمبر در جامعه ی اسلامی اعمال شد.1383/08/15
لینک ثابت
دستگاه شما، دستگاه نفرت، ظلم، بیاعتنایی و بیاحترامی به كرامت انسانهاست. چرا وارد عراق شدید؟ چرا یك كشور مستقل را زیر چكمهی سربازان خودتان اینطور لگدمال كردید؟ چرا كرامت و ارزش مردم عراق را نادیده گرفتید؟ حالا دارند طرح انتقال قدرت درست میكنند، منتها قدرتی كه در واقع در اختیار خودِ امریكاییها باشد. سیاستمداران و نخبگان عراقی بدانند كه هر قدرتی كه در عراق روی كار بیاید و دستنشاندهی امریكاییها تلقی شود، این قدرت به قدر امریكا پیش مردم عراق منفور خواهد بود. مردم عراق حاضر نیستند كه بعد از رفتن صدام، سلطهی امریكا و دستنشاندههای امریكا را بر آنجا ببینند. انتقال قدرت، به این است كه به مردم عراق انتقال قدرت شود و انتخابات انجام گیرد؛ مردم انتخاب كنند، نه اینكه كسی بیاید آنجا یك طرحی را كه امریكاییها مایلند، به نخبگان و سیاستمداران عراقی دیكته كند و آنها هم تسلیم همان طرح امریكا شوند.1383/02/27
لینک ثابت
تجلیلی كه ما از مقام معلم یا مقام كارگر می كنیم - چه در این مناسبت و چه در مناسبتهای گوناگون دیگر - صرفاً یك تعارف زبانی نیست؛ بیان منطق اسلام درباره ی تعلیم و تربیت و كار و كارگر است؛ ارائه ی فرهنگ اسلامی در این دو زمینه است. در بسیاری از موارد، مشكل یك جامعه غلط فهمیدن است. وقتی در جامعه یی مثلاً به كارگر فقط به صورت یك وسیله برای تولید نگاه می شود و شخصیت انسانی و كرامت انسانی او نادیده گرفته می شود، هرچه هم به او پاداش مادی بدهند، برای او قانع كننده نیست. یا اگر معلم یك عضو تشریفاتی جامعه به حساب بیاید و در برنامه ها و سیاستها و قوانین، پشتیبانی كلان از معلمان حالت اقتصادی به خود بگیرد و جنبه ی انسانی و اخلاقی و ارزشی معلم نادیده گرفته شود، اهانت به معلم است. یقیناً معیشت، مسأله ی مهمی است و باید هم به آن برسند؛ لیكن مسأله ی انسان و ارزش انسان، در قضیه ی معیشت خلاصه نمی شود.1383/02/12
لینک ثابت
مردمسالاری غربی یك پایهی فكریِ متقن كه بشود به آن تكیه كرد، ندارد؛ اما مردمسالاری دینی اینطور نیست. چون پایهاش پایهی دینی است، لذا پاسخ روشنی دارد. در مردمسالاری دینی و در شریعت الهی این موضوع مطرح است كه مردم باید حاكم را بخواهند، تا او مورد قبول باشد و حق داشته باشد كه حكومت كند. ای كسی كه مسلمانی، چرا رأی مردم معتبر است؟ میگوید چون مسلمانم؛ چون به اسلام اعتقاد دارم و چون در منطق اسلام، رأی مردم بر اساس كرامت انسان پیش خدای متعال معتبر است. در اسلام هیچ ولایت و حاكمیتی بر انسانها مقبول نیست، مگر اینكه خدای متعال مشخّص كند. ما هرجا كه در مسائل فراوان فقهی كه به ولایت حاكم، ولایت قاضی یا به ولایت مؤمن - كه انواع و اقسام ولایات وجود دارد - ارتباط پیدا میكند، شك كنیم كه آیا دلیل شرعی بر تجویز این ولایت قائم هست یا نه، میگوییم نه؛ چرا؟ چون اصل، عدم ولایت است. این منطق اسلام است. آن وقتی این ولایت مورد قبول است كه شارع آن را تنفیذ كرده باشد و تنفیذ شارع به این است كه آن كسی كه ولایت را به او میدهیم - در هر مرتبهای از ولایت - باید اهلیّت و صلاحیت یعنی عدالت و تقوا داشته باشد و مردم هم او را بخواهند. این منطق مردمسالاری دینی است كه بسیار مستحكم و عمیق است. یك مؤمن میتواند با اعتقاد كامل این منطق را بپذیرد و به آن عمل كند؛ جای شبهه و وسوسه ندارد.1382/09/26
لینک ثابت
امروز مهمترین حرف نظام اسلامی عدالت است. امروز ما میخواهیم عدالت اجرا شود. همه تلاشها و مجاهدتها برای این است كه در جامعه عدالت تأمین شود؛ كه اگر عدالت تأمین شد، حقوق انسان و كرامت بشری هم تأمین میشود و انسانها به حقوق و آزادی خود هم میرسند. بنابراین عدالت محور همه چیز است.1382/08/23
لینک ثابت
اگر بخواهیم تقوا را در زندگی - چون ادّعای تقوا و بر زبان آوردن آن كافی نیست؛ واقعاً باید متّقی و پرهیزكار بود - و اعمال و رفتار خودمان بروز دهیم، مهمترین عرصه آن برای ما مسؤولان، عرصه مسؤولیتهای اجتماعی و هدفهای انقلاب را بهجد دنبال كردن است. انقلاب اسلامی هدفها و شعارهایی دارد كه برای تحقّق آن جانهای پاك و خونها فدا شده است. این هدفها رشد معنوی و مادّی، ساختن دنیا و آخرتِ مردم و تأثیرگذاری بر روی آنها، تعالی اخلاقی، رسیدن كشور به نقطهای كه شایسته كرامت انسانی است و ایجاد فضایی برای رشد استعدادها و بهرهبردن افراد از مواهب الهی - چه مواهب مادّی و چه مواهب معنوی - است كه از جمله آنها میتوان به آزادی، علم و فضایل اخلاقی اشاره كرد.
نظام به این منظور بهوجود نیامد كه قدرت را از دست عدّهای بگیرد و بهدست عدّه دیگری كه من و شما باشیم، بدهد؛ بدون اینكه این عدّه كه قدرت را میگیرند، تعهّدی در قبال این حركت عظیم مردم داشته باشند. مردم، این موج عظیم و دریای خروشان كه انقلاب را بهوجود آوردند و در بحرانهای گوناگون آن را حفظ كردند و بهسلامت این نظام را از گردنههای خطرناك گذراندند، توقّعاتی دارند. این توقّعات را ما مؤمنانِ به اسلام در نام اسلام خلاصه میكنیم كه حقیقت هم همین است. منتها چون ممكن است اسلام با تفسیرها و تبیینهای غلط در معرض دید خیلیها قرار گیرد و اشتباه شود، «جمهوری اسلامی» شعارهای مشخّص دارد: استقلال، آزادی، رشد معنوی و تعالی مادّی، ایجاد محیط امن و با كرامت برای انسانها. ما باید این خواستهها را دنبال و برای آنها حركت كنیم.1382/08/11
لینک ثابت
کرامت انسان, تکریم معلم و استاد
این ایام با یاد برجستگان عالم خلقت - نبیّ مكرّم، سبط معظّم و حضرت علیبنموسیالرّضا علیهمالصّلاةوالسّلام - آمیخته است. در روزهایی كه با یاد تعلیم و تربیت و تولید و كار ارتباط دارد، باید نام پیغمبر اكرم را به یاد آورد و بر زبان جاری كرد؛ چرا كه آن بزرگوار معلّم بشر و برافرازنده پرچم تعلیم و تربیت و تكریم كار و تلاش بود. آن بزرگوار فریادِ عدالت و تكریم انسان و برداشتن تبعیضها در جامعه و اهتمام به معنویت و فضیلت روحی و معنوی را در جهان بلند كرد. امروز هم طنین همان صداها در فضای تاریخ و دنیای كنونی به گوش میرسد. اینهاست كه باید به عنوان مدح پیغمبر و ائمّه، در زبان مدّاحان و گویندگان محترم جاری شود تا ما این بزرگان تاریخ بشر و برگزیدگان عالم خلقت را بشناسیم.1382/02/10
لینک ثابت