شما که عاشق سربلندی ایران اسلامی هستید و خود را سرباز اسلام میدانید و همینطور هم هست، برای ساختن آینده مسئولیت بزرگی بر دوش دارید. این خصوصیت یک مکتب صادق و حقیقی و واقعبین است. همه مسئولند. جوان هم که در عنفوان شکوفائی استعدادهاست، جزو مسئولان است؛ مسئولیت فقط مال پیران و میانسالان نیست، بلکه میتوان با یک نگاهی گفت که جوان مسئولیت سنگینتری دارد؛ چرا؟ چون توانائی جوان، شکوفائی جوان، نیروی جوان بیش از دیگران است.۱۳۸۷/۰۸/۰۸
لینک ثابت
یک نمونهی دیگر از این بیراههها، نمونههائی است که گاهی ممکن است در زمان ما هم پیدا بشود؛ باید توجه داشت. در این نمونهی دوم، اسمی از ظواهر آورده نمیشود، هویت ایرانی و اسلامی هم مثل آنچه که در آن شکل اول دیده میشد، نفی نمیشود؛ لیکن یک حالت نومیدىِ از تحرک و پیشرفت در این مسابقه در سیاستگذاران و سررشتهداران امور و سخنگویان جامعه مشاهده میشود. یعنی نگاهی که به غرب میکنند، یک نگاه به یک نقطهی والا و دستنیافتنی است، اسمش را هم میگذارند واقعبینی! میگویند آقا واقع قضیه چیست؛ امروز اینها از لحاظ علمی اینقدر جلویند، در زمینههای گوناگون این همه پیشرفت کردهاند؛ این همه نظریات مختلف در علوم انسانی، در زمینههای مسائل اجتماعی، مسائل سیاسی؛ این همه نظر، این همه فکر، این همه نظریهی نو، ابتکاری ارائه دادهاند؛ ما کِی میتوانیم به گرد اینها برسیم؟ یعنی یک چنین روحیهای در آنها وجود دارد. بارها در طول این سی سال، بنده خودم با افرادی از این قبیل مواجه بودم که چه با زبان صریح یا نیمه صریح یا با زبان حال، همین معنا را بیان میکردند که «آقا ما البته باید پیشرفت کنیم، اما دنبال اینها باید حرکت کنیم! ما که نمیتوانیم به گرد اینها برسیم، چه برسد به اینکه از اینها جلو بزنیم؛ چرا بیخود زحمت میدهید خودتان را؟». این هم یک بیراهه است.۱۳۸۷/۰۷/۰۷
لینک ثابت
جوانهای امروز ما، جوانهای نسل معاصر ما و جوانهائی که در آینده خواهند آمد، بدانند راه انقلاب، راهی است که احتیاج دارد به عزم، به ایمان، به ثبات قدم. بعضی این ثبات قدم را دارند، بعضی در بین راه برمیگردند؛ البته اینها به ضرر خودشان عمل میکنند؛ «فمن نکث فانّما ینکث علی نفسه». آن کسانی که از راه انقلاب برگردند، مثل کسانی هستند که در تابستان روزه گرفتهاند و تا اواخر روز، روزه را حفظ میکنند، اما یک ساعت به غروب، دو ساعت به غروب طاقتشان تمام میشود؛ افطار میکنند. این مثل همان کسی است که از اولِ روز، روزه نگرفته است. باطل کردن روزه در هر زمانی از ساعات روز باشد، ابطال روزه است. در راه انقلاب اگر ثبات قدم وجود نداشت، اگر پیوستگی حرکت وجود نداشت، انسان رابطهاش با انقلاب قطع میشود. این بیوفائی به انقلاب است. همیشه بودند کسانی که به انقلاب بیوفائی کردند، به انقلاب دلبستگی خود را کم کردند، به انقلاب پشت کردند. وصیت امام این است که جوان ما، مردم ما، نسلهای گوناگون ما، با چشم واقعبینانه نگاه کنند. اصل، انقلاب است؛ اشخاص، اصل نیستند. انقلابی بودن به حفظ رابطهی خود و عمل خود و پیوستگی خود با انقلاب است.۱۳۸۷/۰۳/۱۴
لینک ثابت
چه کسی میتوانست باور کند که یک سازمان مبارزی که شعار او مقابلهی با رژیم صهیونیستی است، در میان فلسطینیها قدرت بگیرد؟! چه کسی میتوانست باور کند که تهاجم نظامی به لبنان به وسیلهی یک گروه مبارزِ مؤمنِ از جان گذشته، به طور فضاحتآمیزی شکست بخورد، که در جنگ سیوسه روزهی لبنان دیده شد؟! چه کسی باور میکرد که امریکا با همهی تلاشی که در عراق کرد و با گسیل آن همه نیرو، نتواند مقاصد خود را بر ملت عراق تحمیل کند و عراق را مدخلی قرار بدهد برای سیطرهی بر کل منطقهی عربىِ خاورمیانه و بازی کردن با ملتها و دولتهای این منطقه؟! ولی اینها اتفاق افتاد. در همهی این موارد، طرفی که شکست خورد، همان طرفی بود که به حسب ظاهر، از اقتدار نظامی و اقتدار ظاهری و پول و قدرت اقتصادی و سیاسی برخوردار بود. این هم یک حقیقتی است.
در این مواجهه و مقابلهی هویت اسلامی و هویت استکبار، طرف غالب، طرف هویت اسلامی بوده است. این حقایق را باید در نظر داشت. گاهی میگویند آقا! با واقعیات کار کنید؛ واقعبین باشید. واقع، اینهاست. وقایعی که باید در تحلیلها دید و در تصمیمگیریها مورد توجه قرار داد. این حقایق غیر قابل انکاری است که در مقابل چشم ماست و داریم میبینیم.۱۳۸۶/۰۱/۱۷
لینک ثابت
نسل جوان انقلاب - و به قول متعارف و معروف، نسل سوم انقلاب - بااستعداد و قدردان زحمات گذشتگان خود است. جوانهایی که امروز در صحنه مشاهده میکنیم، در همهی عرصهها - پسران، دختران؛ در سطوح مختلف درس و سواد و علم - به مبانی و آرمانها و انگیزههای انقلابی گرایش عمومی دارند. وقتی یک ملتی از این تعداد جوان و از این نسبت سنی در مجموعهی خود برخوردار است، باید امیدوار باشد. نسل نو، نسل تازهنفس و نسل امیدوار به آینده، همیشه این امکان را به یک کشور و یک ملت میدهد که با ابتکارات خود آینده را آنچنان که شایستهی آن ملت است، بسازد. ما امروز یک چنین وضعی داریم. اکثر مردم جامعهی ما جوانند؛ آن هم جوانانی که غالباً در دام گرفتاریها و فسادهایی که جوانهای دنیا در آن گرفتارند، گرفتار نشدهاند. بنده قبول نمیکنم حرف افراد بدبینی را که نسل جوان ما را به انواع اتهامات متهم میکنند و اینها را واقعبینانه نمیدانم، بدبینانه میدانم. جوان جامعهی امروز ایران با جوان دوران قبل از پیروزی انقلاب و با جوانان امروز در سطح کشورهای منطقه و بسیاری از کشورهای دنیا - که ما خبر داریم - از زمین تا آسمان تفاوت دارد. در دل و زندگی جوان ما باورهای دینی هست؛ بیمبالاتی و بیاعتنایی به ارزشها در جوانان ما بسیار کم است.۱۳۸۵/۰۸/۲۱
لینک ثابت
بنده تاریخ را زیاد خواندهام، با مسائل گوناگون کشورها و ملتها هم آشنا هستم؛ خیلی از ملتها این نجابت، این صبر، این واقعبینی و این همراهی و همدلی را ندارند؛ کما اینکه بسیاری از ملتها این آگاهی و هُشیاری را ندارند که ملت ما دارد. ملت ما همینقدر احساس بکنند که مسئولان کشور میخواهند برای آنها کار کنند و در میدانند، بیکار ننشستهاند و برای خودشان چیزی نمیخواهند.۱۳۸۵/۰۸/۲۱
لینک ثابت
ما امروز در راه عزت، در راه استقلال، در راه استفاده از استعدادهای طبیعی و انسانی خودمان حرکت میکنیم و پیش رفتهایم و دنیا هم تا حدود زیادی به این اعتراف کرده و آن را قبول کرده است؛ چارهیی ندارد؛ اما ما باید این راه را ادامه بدهیم. هیچ ملتی با تنبلی و تنآسایی نخواهد توانست به عزت برسد. رسیدن به استقلال، رسیدن به عزت ملی، رسیدن به کرامت انسانی، برای یک ملت هزینه دارد، که باید این هزینه را متحمل شد و باید تلاش کرد؛ باید به عاقبت کار، امیدوارانه و واقعبینانه نگاه کرد، که یک نگاه واقعبینانه، امید به انسان خواهد بخشید. این دشمن است که میخواهد شما را مأیوس کند. هر بخشی از بخشهای کشور وظیفهیی دارند؛ نیروهای مسلح، ارتش جمهوری اسلامی، نیروی هوایی، وظایف ویژهی خودشان را دارند؛ باید این وظایف را با دقت و با پیگیری و اهتمام انجام دهند.۱۳۸۴/۱۱/۱۸
لینک ثابت
نیروی هوایی در طول این سالها در صفوف مقدم همهی کارهای افتخارآمیزی که از نیروهای مسلح انتظار میرفت، قرار گرفت. در دوران دفاع مقدس، نیروی هوایی در بخش آفند و پدافند کارهای درخشانی کرد. من نمیدانم آیا شما جوانان عزیز از تاریخچهی فعالیتهای نیرو در این دوران پُرماجرا مطلع هستید یا نه، اما همینقدر بدانید که برترین مجاهدتهایی که در یک دفاع مقدس ممکن است برای یک نظامی پیش بیاید، در نیروی هوایی پیش آمد و دلاوران نیروی هوایی از عهدهی آن برآمدند. باید این مسائل دقیق، امانتدارانه و به دور از مبالغه - احتیاج به مبالغه نیست؛ واقعیات آنقدر شگفتانگیز و آنقدر باعظمت است که هر چشمِدل و هر بصیرتی را به خود متوجه میکند - در اختیار نسل جوان گذاشته شود.۱۳۸۴/۱۱/۱۸
لینک ثابت
در خلال این انتخابات، برخی کارهایی انجام گرفت که بنده به عواملی که این کارها را انجام دادند، بدبینم؛ این تخریبهایی که صورت گرفت. بعضی از تخریبها البته از روی بیتوجهی بود؛ بعضی از آقایان و نامزدها یا طرفداران آنها با محاسباتی، حرفهایی نسبت به نظام زدند که واقعبینانه نبود؛ خیلی از مثبتات نظام، از کارهای بزرگ نظام نادیده گرفته شد و سیاهنمایی شد. و پیشرفتهای عظیمی که به وسیلهی دولتها در این سالها به وجود آمده، ندیده گرفته شد؛ اینها از روی غفلت بود، لیکن بعضی از این تخریبها از روی غفلت نبود.۱۳۸۴/۰۴/۰۷
لینک ثابت
خداوند متعال نعمتهای زیادی به امت اسلامی داده؛ ما از این نعمتها درست استفاده نمیکنیم؛ اینها واقعیت است. ما امروز تقریباً یک چهارم جمعیت دنیا هستیم. بخش عمده و تعیینکنندهی انرژی دنیا در دستان ما مسلمانهاست. گاز دنیا، نفت دنیا و نیروی انسانىِ عظیمِ با استعداد دنیا در اختیار ما مسلمانهاست. بخش عظیمی از حساسترین مناطق استراتژیک دنیا در اختیار ماست. این واقعیتها را دنیا باید لمس کند؛ و پیش از همه، خود ما باید این واقعیتها را لمس کنیم.
قدرتهای استکباری عالم دائماً در بلندگوهای تبلیغاتىِ خود به ما مسلمانها میگویند به واقعیتهای دنیا توجه کنید. منظورشان از واقعیتها این است که دنیای غرب از لحاظ علمی، تکنولوژی، اقتصادی و نظامی پیشرفته و تواناست. میگویند این واقعیتها را ببینید و در مقابل خواست قدرتهای جهانی تسلیم شوید. دائم به ما میگویند چرا واقعبینی ندارید. مرادشان از واقعبینی این است که در مقابل نیروی متراکم علمی و اقتصادی و فناوری غرب تسلیم شوید و کوتاه بیایید.
در کنار آن واقعیت، واقعیتهای دیگری هم وجود دارد: اینکه نیمی از گاز دنیا متعلق به ماست؛ اینکه بخش عمدهیی از نفت دنیا متعلق به مسلمانهاست. امروز دنیا بدون نفت و گاز چه کار میتواند بکند؟ روشنایی، گرما و فناوری دنیا وابستهی به نفت است؛ این مال امت اسلامی است؛ این هم یک واقعیت است. ما امروز یک چهارم جمعیت دنیا هستیم؛ این هم یک واقعیت است؛ این را هم باید ببینید. آنها این واقعیتها را در معادلاتِ خود حذف میکنند. متأسفانه ما هم با احساس خودکمبینی و حقارت، این واقعیتها را نمیبینیم. چرا نباید ببینیم؟۱۳۸۴/۰۱/۱۷
لینک ثابت
نباید تصور کرد که مجموعه ی انسانی یک ملت، یک حرکت بسیط می تواند داشته باشد. حرکتها، جمع بندی شده ی مجموعه ی احساسات، انگیزه ها و تحرکها در کل جامعه است. ما بحمدالله در بخشهای بسیار زیادی داریم پیشرفت می کنیم. این طور تصور نشود که ما از واقعیات جامعه بی خبر می مانیم؛ نه، من بحمدالله با بدنه ی مردم مرتبطم. شما آقایان و خانمهایی که این جا تشریف دارید، بخشی از مجموعه ی نخبگان کشور هستید. بنده با غیرنخبه ها، با مردم عادی، با روحانیون، با ائمه ی جماعات و با خانواده های گوناگون ارتباط دارم؛ گاهی هم به خانه های مردم می روم و روی فرش و زیر سقفشان می نشینم؛ بنابراین واقعیتها را می بینم؛ این طور نیست که ندانم و نبینم. این تصور و توقع هم منطقی نیست که ما فکر کنیم باید یکسره بدون ریزش و بدون وجود نمودها و نمونه هایی که نمی پسندیم، جلو برویم؛ نه، بالاخره ریزشها و رویشهایی هست؛ سقوطها و عروجهایی هست؛ مجموعه ی انسانی جمع بندی شده را باید محاسبه کرد. مشکلاتی هم که دوستان بیان کردند، من آنها را محتمل می دانم و قبول می کنم. خیلی از این مشکلات و این گره ها وجود دارد، اما در کنارش امور مثبت و موجبات - چیزهایی که مایه ی امید و سرور می شود - وجود دارد. تلاشی که باید بکنیم، این است که مشکلات را برطرف کنیم. در مجموع، آنچه به نظرم می رسد، این است که ما در زمینه ی تربیت نخبگان - که یک بخش عمده ی آن در عرصه ی آموزش دانشگاهی است - هم در بخش آموزش و هم در بخش پژوهش، نیاز به تمرکز بیشتری از سوی مسؤولان داریم. مسؤولان کشور در این زمینه باید با یک نگاه واقع بین و با یک محاسبه ی صحیح و - برای کوتاه مدت - غیرمادی به مسأله نگاه کنند. اگرچه در بلندمدت یقیناً ثروت و پیشرفت و رشد مادی کشور هم در گرو همین هاست، منتها در مسائل دانشگاه، در کوتاه مدت باید محاسبات را بر مبنای مسائل مالی و اقتصادی و مادی قرار نداد.۱۳۸۳/۰۹/۲۶
لینک ثابت
بعضیها اشتباه میکنند که در مقابل آرمانگرایی، واقعبینی را مطرح میکنند. در نظر اینها واقعبینی نقطه مقابل آرمانگرایی است. این خطای بزرگی است؛ چون آرمانگرایی، خودش واقعیتها را در جامعه میسازد. یک مجموعه با آرمان و دارای هدفهای بلند میتواند واقعیتها را طبق آرمان خود شکل دهد و بهوجود آورد. دنیا اینطور پیش رفته است. آرمانها را کنار بگذاریم، به بهانه واقعبینی!؟ این کمال غفلت است. آرمانگرایی بهوجود آورنده واقعیتهای شیرین و مطلوب است. وقتی یک انسان، یک مجموعه و یک ملت با مسؤولان و دستاندرکارانش پای آرمانها ایستادند و حاضر نشدند کوتاه بیایند و برایش کار کردند، چه اتّفاقی میافتد؟ واقعیتها به سمت آرمانها تغییر میکند. این خودش بزرگترین واقعیت و قانون زندگی است؛ چرا بعضی این را فراموش میکنند؟۱۳۸۲/۱۰/۱۴
لینک ثابت
شما الان نگاه کنید؛ اگر به اغلب کشورهای اسلامی بگویند که بناست شما از لحاظ اقتصادی به فلان نقطه اوج برسید، قبول میکنند؛ اما اگر بگویند که بناست در رقابت با امریکا، امریکا را به زانو درآورید، هیچ کدام قبول نمیکنند! این یک فرهنگ و فهمی است که به آنها داده شدهاست. نباید این را نشانه واقعبینی آنها گرفت؛ چون واقع قضیه این نیست. ملتی مثل ملت مالزی اگر آدم با عرضهای در رأس امورش باشد، حداقل با یارگیری میتواند این کار را بکند.۱۳۸۱/۱۱/۰۸
لینک ثابت
امروز به رغم تهمتها و تحریفهائی که به وسیلهی مراکز تبلیغی صهیونیستی و استکباری، سیلآسا به سوی اسلام و منادیان شجاع و فداکارش جاری است، تفکر اسلام ناب محمدی صلی اللَّه علیه و آله چهرهی خود را برای مردم جهان بتدریج آشکار ساخته است. بتدریج همه در مییابند که اسلام دین عدل و آزادی و رستگاری است، دین خرد و اندیشه و دانش است. اسلام، دینِ زندگی است، امّا زندگی تهی از شرف و آزادگی و عزت را مرگ میشمارد. دینِ عقلانیت است، اما با نفسانیتی که خود را عقلانیت مینمایاند و دستمایهی همان کسانی است که پیامبران خدا را مجنون میخواندند، مبارزه میکند. دین اتحاد و برادری و صلح جهانی است، اما اتحاد ظالم با مظلوم و فشردن دست جلاد بر سر جنازهی شهیدان عدالت را خیانت میشمرد. دینِ واقع بینی و حسابگری است، اما توجیه ستمهای جهانی بنام واقع بینی را گناه میداند. دین احکام جاودانه است، اما جمود و قشری گری را نمیپذیرد. دین اجتهاد و نواندیشی است، اما بدعتگذاری و التقاط را رد میکند. دین گذشت و اغماض است، اما ظلمپذیری و ذلت را مُجاز نمیداند. دین تمدن و علم و آبادانی است، اما علمی را که وسیلهی بردگی و کشتار ملتها و تمدنی را که دستاویز تحقیر انسانها باشد، جهل و وحشیگری میشمرد. دین جهاد است، اما جنگ بی منطق و قدرت طلبانه را جهاد نمینامد. دین عزت و قدرت و حاکمیت است، اما این را دستمایهی توجیه وسائل ناشرافتمند نمیسازد.۱۳۸۰/۱۱/۳۰
لینک ثابت
امروز تئوریسینها و تبلیغاتچیهای غربی درصددند خطّ ارتجاع به غرب - خط برگشتِ به همان تحمیلپذیری غربی - را دوباره برگردانند. البته همانطور که گفتم، تحت عنوان یک تئوری شبه روشنفکرانه؛ به عنوان یک حرف نو؛ تئوری جهانی شدن و تئوری تغییر گفتمان. میگویند دانشجوی این دوره دیگر نمیتواند دانشجوی دوران ضدّاستعماری باشد. میگویند دوران ضدّیت با استعمار و استکبار و مرگ بر استکبار گفتن، گذشته است؛ دوران عدالتخواهی و مبارزهی با سرمایهداری سرآمده است؛ دوران آرمانخواهی و تبرّی و تولّای سیاسی تمام شده است؛ گفتمان جدید دانشجویی عبارت است از گفتمان جهانی، جهانی شدن، گفتمان واقعبینی، گفتمان پیوستن به نظم نوین جهانی؛ یعنی سیاهی لشکر امریکا شدن! این جهانی شدن، اسمش جهانی شدن است؛ اما باطنش امریکایی شدن است. معنایش این است که ملت ایران علیرغم مجاهدتهایی که کرده، علیرغم پرچمهایی که بر قلّههای پیروزی کوبیده، علیرغم بیداری عظیمی که در ملتهای مسلمان به وجود آورده، باید دوباره مثل دوران قبل از انقلاب، سیاهی لشکر و عمله و ابزار تأمین منافع امریکاییها شود. هدف به صورت لخت و پوستکنده جز این چیز دیگری نیست؛ اما میخواهند در زیر نامهای زیبا - جهانی شدن و تحوّل و پیشرفت - این هدف را پنهان کنند.۱۳۷۹/۱۲/۰۹
لینک ثابت
روشن است که سیاستهای کلی باید از آنچنان شفافیت، صراحت و واقعبینی برخوردار باشد که زمینهی اجرای جدی آنها برای مجریان فراهم شده و درجه تحقق آن قابل اندازهگیری و ارزیابی گردد.۱۳۷۸/۰۱/۱۹
لینک ثابت