شما عزیزان دانشجو و فارغالتّحصیل، این را بهروشنی میدانید و بدانید که این تلاش علمی در محیط نظامی و برای اهداف نظامی، یک عبادت است. اگر هرکس به وضعیت امروز ایرانِ عزیز و آفاق روشن آیندهی آن نگاه کند، خواهد فهمید که هر تلاش و اقدامی، هر تربیت جمع جوانی و هر پیمودن راه علم و تربیت و تکمیل نفسی که در هر بخش از بخشهای دستگاههای عظیم این کشور انجام میگیرد، یک عبادت، یک کار ماندگار و یک حسنه است. امروز بحمد اللّه در سرتاسر این دستگاه عظیمی که ادارهی کشور را به عهده دارد- چه بخشهای نظامی و چه بخشهای غیر نظامی- انسانهای بیشماری به کارها و حسنات بزرگ سرگرمند. جمعی به کار سازندگی کشور مشغولند، جمعی به کار تربیت نسلهای رو به رشد سرگرمند، و جمعی هم همهی همّت خود را برای زنده نگهداشتن شعارهای بزرگ انقلاب- که امروز شعارهای ملی این کشور است- صرف میکنند. هرکس به کاری سرگرم است و این کشور کهن، این ملت رشید، این آفاق روشن، این تاریخ پر از افتخار، همه و همه، با تلاشهای امروز مسلمانان مؤمن و فعّال این کشور، در حال جان گرفتن و معنا یافتن در جهت سلامتِ زندگی در این کشور هستند و در همهی جهات حرکت میکنند. خدا را شکر میکنیم که برای این ملت و این کشور، چنین وضعیت افتخارآمیزی را مقدّر فرمود.1374/09/26
لینک ثابت
همان دولتهایی که دستشان با دزدان غارتگر بینالمللی یکی است، متأسفانه بخش عمدهای از نفت را صاحبند. امروز جنسِ به این ارزشمندی بهمنزلهی ابزاری در دست مصرفکنندگانی است که شدیداً به آن احتیاج دارند. آنها چنین سیاستی را از دهها سال پیش تا به امروز، طرّاحی و اجرا کردهاند و متأسفانه همواره عدّهای از سیاستمداران خائن کشورهای وابسته نیز، با آنها همکاری میکنند. در چنین وضعیتی اگر ملت ایران- اعم از کارگر ایرانی، جوان ایرانی، تولیدکنندهی ایرانی و معلّم ایرانی- با همهی تلاش و غیرت خود وارد عمل شود و این کشور را به گونهای بسازد که به خاطر صادرات و واردات و نیازهای مصرفی، محتاج فروش نفت خود، آن هم با این قیمتِ پایین نباشد، ببینید چه خدمت بزرگی به امروز و آیندهی این کشور خواهد بود! این کار چگونه امکانپذیر خواهد شد؟ به اینگونه که کارگر ایرانی کار را یک عبادت واقعی بداند، نه عبادت تعارفی. واقعاً برای انجام کارِ خود «قصد قربت» کند. همچنین، معلّم ایرانی مسلمان، این تفکّر اسلامی را به نوجوان و جوان دانشآموز یاد دهد تا آنکه ده سال دیگر در کارگاهها و مراکز تعلیم و تعلّم و تحقیقاتمان، چنان کار شود که دیگر همهی استعداد این ملت، تجسّم و تبلور پیدا کند. آن وقت، زندگی راحت، رفاه برای همهکس در همه جا، تسلّط اقتصادی دشمنْ صفر، سرمایههای کشورْ محفوظ و آبرو و عظمت این کشور تأمین خواهد شد. ارزش و اهمیت کارِ دو قشرِ کارگر و معلّم اینگونه معلوم میشود. اگر گفتم «شهید مطهّری اینگونه بود» واقعاً اینگونه بود.1373/02/13
لینک ثابت
کار، یک ارزش و یک فضیلت اسلامی است. فقط این نیست که کسی که کار میکند، سازندگی و تولید میکند چه تولید صنعتی و فنی، چه تولید کشاورزی و چه هرگونه تولیدی که برای جامعه به نحوی مفید و سازنده است و شغلی را انجام میدهد تا نانی بخورد؛ بلکه هر کارگر تولیدکننده، در حال زنده کردن و مجسم کردن یک فضیلت اسلامی است. کار، فضیلت و ارزش است. با بیان دیگری میتوانیم عرض کنیم که نظام اسلامی و میهن عزیز ما، در طول سالهای بعد از انقلاب تا امروز، با دشمنان روبهرو و سینه به سینه بوده است. این، حقیقت واضحی است که در طول سالهای متمادی تا امروز، دشمنان اسلام و ایران و دشمنان فضیلت و درستی، هیچ فرصتی را برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی و به ایران عزیز و به ملت ایران از دست ندادند. البته غالباً شکست خوردهاند؛ اما خباثت و نیات سوء خودشان را نشان دادهاند. گرچه در بسیاری از موارد، کاری از پیش نبردهاند. پس محیط ایران اسلامی، محیط تلاش برای مقابله با دشمنان است. دنیای امروز دنیای مبارزه است. هرکس که در مقابله با گرگهای آدمی خوار، دفاع و مبارزه نکند، کارش ساخته است. هر ملتی که با دشمنان و جهانخواران، مقابله نکند، از بین رفته است؛ همچنان که نمونههای واضحش را در دنیا میبینیم. در این میدان عظیم مبارزهی جهادی و مبارزه اسلامی، کار، یک مبارزه است. شما که کارگر هستید، در هر کارخانه، در هر مزرعه و یا در هر نقطه که مشغول کاری هستید، این کار، کشور شما را از دشمنان و بیگانگان بینیاز، و به آبادانی کشور و آسایش مردم کمک میکند. شما در حال مبارزهاید و این مبارزهی بسیار مؤثری است. اگر در دوران جنگ، مبارزهی کارگران در دستگاههای تولیدی و در صف تولید نبود، ما در جنگ وضع بدی پیدا میکردیم. لذا شما مشاهده کردهاید که در طول این دوران بخصوص در اوایل پیروزی انقلاب دشمنان تلاش میکردند کارخانهها یا مزارع را از کار تولیدی محروم کنند. شاید یادتان باشد که آن اوایل، چقدر شبنامه منتشر میشد و چقدر برای تعطیل کردن کارخانهها تلاش و تبلیغات میکردند. البته دشمن که نمیگوید «من میخواهم کارخانه تعطیل شود تا اسلام شکست بخورد.» این را که صریحاً اعتراف نمیکند. دشمن که نمیگوید «من میخواهم کارخانهها تعطیل شود تا ایران محتاج بماند.» دشمن روی اقدامات خود، اسمی میگذارد که نیت پلیدش را مکتوم و پنهان بدارد.
به عنوان «حق کارگر،» به عنوان «گرفتن حقوق محرومین» و از این قبیل، شعارهای دروغین درست میکردند تا کارخانههای ما را به تعطیل بکشانند. این تلاش را چه کسی جواب داد؟ این تلاش را چه کسی خنثی کرد و چه کسی بر دهان دشمنان اسلام و جمهوری اسلامی زد؟ همین طبقهی کارگر. همین دستهای کارگران ما که با دلهای مؤمن حرکت میکردند. وقتی دست کارآمد، با دل مؤمن همراه و همنوا باشد، آن وقت کارها کیفیت پیدا میکند. من میخواهم عرض کنم: کارگران کشور، در هر نقطه که مشغول کار سازندهای برای آبادانی کشور هستند، بدانند که مشغول مبارزهاند. این مبارزه را هرچه میتوانید با کیفیت بهتر و محکمتر انجام دهید. این حدیث را مکرر عرض کردهام که فرمود: «رحم الله امرأ عمل عملا فأتقنه.» خداوند رحمت کند کارگر و کسی را که کاری انجام دهد، و خوب و محکم انجام دهد. کارگر مسلمان باید کارش را بالاتر و بهتر از معیارها و حدود و استانداردهای کار اجرا کند و تحویل دهد. این، فرهنگ و دستور اسلامی است. این روزها که روزهای بزرگداشت کارگران است عرضم این است که هم خود کارگران، هم مسئولین نظام کارگری کشور و هم نویسندگان، باید روی این نکته تکیه کنند که امروز کار، یک فضیلت و ارزش و یک عبادت و مبارزه است. کار را به عنوان اسقاط تکلیف نباید انجام داد، که به خود بقبولانیم «حالا کاری انجام دهیم و مسئله از سرمان باز شود!» کار را به عنوان یک امر تحمیلی نباید تلقی کرد. کار به عنوان مقولهای «فقط نان درآور» نباید تلقی شود. کارگر با کار خود، علاوه بر اینکه زندگی خودش را تأمین میکند، زندگی جامعه را نیز تأمین میکند. و این، یک عبادت بزرگ و عمل الهی است.1371/02/09
لینک ثابت
ملت عزیزمان باید در صحنههای انقلاب، به حضور قوی و نیرومندی که کارگشای همهی مشکلات این کشور بوده و توانسته است دنیا را به حقانیت ما متوجه کند، ادامه دهند. ما، در روزهای آینده، روز قدس را داریم که حضور مردم در راهپیمایی این روز بسیار مهم است. همچنین در آیندهای نزدیک، مسألهی انتخابات را داریم که حضور مردم در آن، بسیار مهم و سرنوشت ساز است. در آینده، در همهی زمینهها، از جمله در امر بازسازی و همکاریهای گوناگون با دولت، مراحل زیادی است که ملت باید حضور خود را در همهی آن مراحل نشان دهد. از دولت عزیز و مسئولین زحمتکش و خدمتگزار هم میخواهم که برای کیفیت حضور مردم در سازندگی کشور، برنامهریزی و آنان را برای بازسازی کشور سازماندهی کنند. به همه توصیه میکنم که کار را یک ارزش والا بدانند. امروز حقیقتاً کار، در هر جبههای که باشد، یک جهاد محسوب میشود. کسانی هم که برای خودشان کار میکنند، باید بکوشند که کارشان در جهت اهداف کشور، ملت و مصالح عمومی باشد. مردم باید وحدت خودشان را حفظ کنند. باید همدلی و بنیان مرصوص وحدت ملی را که بسیار باارزش و ارجمند است حفظ کنند. علاج دردهای ملت، در بلند مدت و کوتاه مدت، وحدت و یکپارچگی است.1371/01/01
لینک ثابت
یک شعار بزرگ انقلاب، یعنی استقلال ملت و کشور که دشمنان ما در دنیا با همین مخالفند بسته به وجود کارگر و تلاش و زحمت زحمتکشان این قشر و احساس حسنه در آنهاست. کارگر باید احساس کند که «من جاء بالحسنة فله عشر امثالها». یعنی هرکس کار حسنهای انجام بدهد، خدای متعال ده برابر به او اجر میدهد. این کار، همان حسنه است. یا معلم احساس کند که اگر ما گفتیم ایرانی مسلمان باید بر روی پای خود بایستد، یعنی این رشتههای بردگی را که در طول دو، سه قرن به گردن و دست و پای او بستند، باز کند و این فرهنگ غلط استعماری را که میگفتند: «ایرانی نمیتواند کار بکند»، از بین ببرد. آن روزی که میخواستند نفت را در این مملکت ملی کنند، یکی از رجال پهلوی گفت: «ایرانی نمیتواند یک لولهنگ بسازد، چطور میخواهد نفت را اداره کند؟»! این، همان فرهنگی است که خود استعمارگران به ملتهای مسلمان و استعمارزده و به ملت ما تلقین و القا کردند که از شما کاری برنمیآید؛ صنعتتان را هم باید ما درست کنیم، کشاورزیتان را هم باید ما اصلاح کنیم، برای مدارستان هم باید ما برنامهریزی کنیم، دولتتان را هم باید ما بگردانیم!
ذلتی که خاندان پهلوی (لعنة اللّه علیهم) و خاندان قاجار (لعنة اللّه علیهم) بر سر این مملکت آوردند و بر این ملت تحمیل کردند، ما را صد سال عقب انداختند. اگر بخواهیم این ذلت برداشته شود و این استعداد درخشان ایرانی در اختیار مصالح و منافع ایران و اسلام قرار بگیرد، آیا جز با تربیت نیروی انسانی کارآمد، امکانپذیر است؟ چه کسی این تربیت را خواهد کرد؟ این سنگ علیالظّاهر تیره، یا این فلز علیالظّاهر گرفته را چه کسی خواهد تراشید و صیقل خواهد داد، تا به تیغ برندهای تبدیل بشود و همه کار انجام بدهد؟ معلم. این، نقش معلم است. هرکس که در جمهوری اسلامی مشغول کار است به معنای اعم کار: کار فرهنگی، کار اقتصادی و کار خدماتیِ صحیح و مفید باید بداند که حسنه انجام میدهد و برای خدا کار میکند، پس عمرش به بیهودگی تلف نشده است. شما یک روز که کار کنید، یک روز در دیوان الهی ذخیره کردهاید، یک روز به ملت فایده بخشیدهاید، و یک روز به سیر تکاملی جامعه مدد رساندهاید. این، فرهنگ اسلام است؛ نه آنکه متأسفانه در بعضی از برنامههای هنری و رادیو و تلویزیون ما، انسان میبیند که کسی بعد از سی سال کار، احساس میکند که کارش به هدر رفته و عمرش تلف شده است! این فرهنگ، فرهنگ اسلامی و قرآنی نیست. اگر سی سال درست کار کردید، سی سال این جامعه را جلو بردهاید و سی سال پیش خدا ذخیره کردهاید. اگر درست کار کردید، سی سال خودتان جلو رفتهاید. این، فرهنگ قرآنی و اسلامی است. همین فرهنگ باید در هنر ما هم منعکس بشود. این مفاهیم باید در نمایشنامهها، فیلمها، سینما، تلویزیون و رادیوی ما انعکاس یابد.
من نمیدانم این دستگاه رسمی هنری ما، کی میخواهد با اعماق تفکر اسلامی آشنا بشود. مینویسند، غلط! اجرا میکنند، غلط! در قالبهای هنری حرف میزنند، غلط! چرا؟! منطق اسلام اینطور نیست. اسلام میگوید، شما کارگر که خوب و با وجدان و با نیت حَسَن کار میکنید، شما معلم که برای احساس مسئولیت درس میدهید، شما کارمند که برای پیشبرد جامعه و گشودن گرههای جامعه کار میکنید، هریک ساعت کارتان، ذخیره و حسنهای در پیش پروردگار است؛ هریک ساعت کارتان، این ملت را یک ساعت جلو میبرد. انسان از چنین کاری، دیگر خستگی و کسالت پیدا نمیکند. معلمان، کارگران کارخانهها و مزارع، صنعتگران، محققان، کارمندان دستگاههای اجرایی، مدافعان از حریم امنیت کشور، و هرکسی که در هر نقطهیی از این کشور اسلامی مشغول چنین کاری است، باید بداند که در حال عبادت است. نکتهی مهم این است که مسافر وقتی در منزل بین راه برای گذراندن یک مرحله فرود میآید، اگر احساس بکند که دیگر کارش تمام شده، این مسافر در راه مانده است؛ این را در یاد داشته باشید.1370/02/11
لینک ثابت
واقعاً ما برای کار در زمینهی فرهنگ عمومی، میدان بازی داریم. اگر ما بخواهیم توسعهی اقتصادی را به معنای صحیح کلمه در جامعه راه بیندازیم، احتیاج به تلاش فرهنگی داریم. مادامی که حتّی محقق و جستجوگر علمی ما، آن فرهنگ کار و وجدان کار و عشق به کار را، آنچنانکه در یک فرهنگ سالم مطرح است که مظهر عالیش هم فرهنگ اسلامی است نداشته باشد، وجود این محقق، بیفایده خواهد بود. گیریم که ما محققان بزرگی تربیت کردیم و مثلًا آزمایشگاههای مهمی هم در اختیارشان گذاشتیم؛ این به یک کار شخصی تبدیل خواهد شد. این محققان بزرگی که ما در دنیا میبینیم، اعم از آن کسانی که در قرنها پیش، از میان خود ما برخاستند مثل ابنسیناها، خوارزمیها، خیامها و دیگران و چه آن کسانی که در قرون اخیر، از بین اروپاییها برخاستند از قبیل همین دانشمندان بزرگ شیمی و طبیعی و فلکیات و غیره وقتی به زندگی اینها نگاه میکنیم،میبینیم که حقیقتاً خودشان را در زندگی فراموش کردند و زندگی شخصی و راحتی و پول و نفع برای خودشان را اصلًا در درجهی دوم قرار دادند؛ اقلًّا محور قرار ندادند، اگر نگوییم فراموش کردند. بعضیشان واقعاً آن موارد را فراموش کردند و به نفع تحقیق و علم و کار و پیشرفت، در فقر و مسکنت زندگی میکردند. بعضی دیگر هم اقلًّا به تحقیق و علم و کار و پیشرفت اهمیت دادند و زندگی شخصی را محور قرار ندادند؛ بلکه آن را در حاشیه گذاشتند.
ما چگونه میتوانیم این روحیه را در بین محققان کشور و یا در محیط کار اداری زنده کنیم؟ کار اداری، ارتباط مستقیم با توسعهی اقتصادی دارد. اگر شما طرحهای اقتصادی را به دست یک مجموعهی دیوانسالاریِ غلط و معوج و عاری از وجدان کار و عاری از سواد و آگاهی از کیفیت کار بدهید، آن را ضایع خواهد کرد و این طرح را به ثمر نخواهد رساند. ما چگونه میتوانیم آگاهی و وجدان کار را در این مجموعهی اداری خودمان که هیکل حجیم دیوانی ما را تشکیل میدهد تزریق بکنیم؟ یا چگونه میتوانیم در زمینهی تولید و ساخت و ایجاد محیطهای کارگاهی پُرتلاش در کارخانجات، توصیهی اسلام را که گفته: «رحم اللّه من عمل شیئاً فاتقنه»، جامهی عمل بپوشانیم و اتقان و سلامت کار و استحکام و سنگ تمام گذاشتن برای تولید را به کارگر تزریق کنیم، که وقتی اتومبیل ما از کارخانه بیرون میآید، بعد از یک ماه مثلًا درِ آن لقلق نکند، یا فلان پیچش باز نشود؛ در حالی که تولید فلان نقطهی دیگر دنیا، اینطور نیست؟ یا چه کار کنیم که این فرد از کار در نرود؛ در حالی که دیگران به کار شوق دارند و بیشتر سعی میکنند کار کنند؟ ما چگونه میتوانیم روح کار، جدیت در کار، وجدان کار، پیگیری کار و سلامت کار را در طرحهای توسعهی اقتصادی خودمان در نظر بگیریم؛ بدون اینکه فرهنگ عمومی جامعه را بالا ببریم و فرهنگ کار و وجدان کار و معلومات مربوط به کار را به آنها تزریق کنیم؟ پس، میبینید که به فرهنگ برگشت.1369/09/19
لینک ثابت
فرهنگ کار, رشد و توسعه اقتصادی
اگر ما بخواهیم توسعهی اقتصادی را به معنای صحیح كلمه در جامعه راه بیندازیم، احتیاج به تلاش فرهنگی داریم.1369/09/19
لینک ثابت
من به کارگران سفارش میکنم که در هر بخشی و در هرجایی مشغول کار هستند کارگاههای بزرگ، کارگاههای کوچک، کارهای دستی، کارهای ماشینی عظیم، کارهای کشاورزی و روستایی این روزها را روز کار بدانند، این دوران را دوران کار جدی تلقی کنند و کار را هم عبادت بدانند. این کاری که شما برای توسعه و پیشرفت کشور میکنید، یک عبادت قطعی است. به مسئولان هم سفارش میکنم که پاس طبقات کارگر و محروم و مستضعف و این مردم مؤمن را بدارند؛ آنها را در قوانین، در مراجعات اداری و در سایر مراجعات گوناگونی که با دستگاههای دولتی دارند، مورد توجه قرار بدهند.1369/02/12
لینک ثابت
از جنبهی معنوی نیز کارگر باید احساس کند که بار سنگینی را بر دوش دارد. مسئولان و مردم باید شأن و اهمیت نقش او را درک کنند و بدانند که کارگر شأن معنوی و انسانی بالایی در جامعه دارد. در نظام ارزشی اسلام، پولدار بودن اصلًا ارزش نیست؛ حتّی بسیاری از خصوصیات نفسانی، جزو ارزشها به حساب نمیآید؛ اما کارگر بودن- و لو برای خودش کار کند- یک ارزش است، و اگر کارِ انجام شده، در پیشبرد زندگی جامعه مؤثر باشد، ارزش آن مضاعف خواهد شد؛ به همین خاطر، رسول اکرم (ص) دست کارگر را بوسید. دست کارگر بوسیدن، امتیاز مادّی برای کارگر محسوب نمیشود؛ اما برای او یک امتیاز معنوی است؛ زیرا شأن کارگر را در جامعه بالا میبرد. شما کارگران باید توجه داشته باشید که ادامهی حیات شرافتمندانهی ملت عزیز ایران و حفظ و تداوم شعارها و مواضع باارزش نظام جمهوری اسلامی در مقابل قلدرهای عالم و استکبار جهانی، با کار و تلاش شما میسر است. بایستی این کار را مخلصانه و دلسوزانه و خوب انجام دهید. البته باید مسئولان دولتی سعی کنند مواد اولیه را برای شما تأمین کنند، تا کارخانجات با همهی ظرفیت و توان خود کار کنند و واحدهای تولیدی جدیدی به وجود آید و نیروهای کار جذب این مراکز شوند.
کارگرها باید این میدان را پیدا کنند که کار خودشان را در خدمت نظام و رونق و حرکت اقتصادی مردم قرار دهند و به بهترین وجه به تولید کالاهای با کیفیت بپردازند. از رسول اکرم (ص) نقل شده است که فرمود: «رحم اللّه امرأ عمل عملا فأتقنه»؛ یعنی رحمت خدا بر آن آدمی که کار را با محکمکاری انجام دهد. شما باید کار خود را به بهترین وجه عرضه کنید. بدانید که تلاش شما پیش خدا محفوظ است؛ حال آن کارفرمای دولتی و غیر دولتی، تلاش شما را درک بکند یا نکند و پاداش مناسب را بدهد یا ندهد. البته باید تلاش شما را درک کنند و متناسب با آن پاداش بدهند. نفس این محکمکاری، مطلوب خدای متعال است و ما باید این ارزش را در نظر داشته باشیم.1368/04/05
لینک ثابت