تبریک عرض میکنم فارغالتّحصیلی شما جوانان عزیز و افسران پرنشاط و باانگیزهی نیروهای مسلّح در ارتش جمهوری اسلامی ایران را، و همچنین آغاز تحصیل و فراگیری در دانشگاههای نظامی را برای جوانانی که این راه را امروز آغاز میکنند. راه شما راهی پرافتخار است؛ راه شما راهی است که هر انسان آزادهای با نگاه به آن، با آگاهی از آن، آن را در دل ستایش میکند؛ راه دفاع از آرمانهای بلند اسلامی که برای بشر یک نیاز حتمی و ضروری و حیاتی است. شما در این راه وارد شدید، آن هم در بخش حسّاس و پرخطر آن. نیروهای مسلّح، نوک پیکان نظام اسلامی و الهی و تمدّن الهی و اسلامی در مقابلهی با دشمنان، بدخواهان و کینهورزانند. جوانان عزیز ما این میدان را با انگیزه، با عشق و علاقه، با آگاهی و بصیرت طی میکنند و افتخار دنیوی و اجر اخروی و الهی را حائز میشوند. عزیزان من! راه نورانیِ پربرکتی است؛ قدر این راه را بدانید؛ در هر بخشی از نیروهای مسلّح و از ارتش جمهوری اسلامی ایران مشغول فعّالیّت و خدمت هستید یا خواهید بود، آن را حسنهای بدانید که خدای متعال برای آن به شما اجر خواهد داد و موجب نورانی شدن چهرهی شما در دنیا و آخرت خواهد بود.1391/06/27
لینک ثابت
با توجه به جایگاه مهم و برتر ملت ایران در مسائل فرهنگی و تمدنی، جمهوری اسلامی ایران زمینهی بسیار خوبی برای گسترش فرهنگ و تمدن انسانی برخاسته از اسلام دارد.1391/06/08
لینک ثابت
داعیهی ما ایجاد تمدنی است متكی به معنویت، متكی به خدا، متكی به وحی الهی، متكی به تعلیم الهی، متكی به هدایت الهی. امروز اگر یك چنین تمدنی را ملتهای اسلامی بتوانند پایهگذاری كنند، بشر سعادتمند خواهد شد.1391/04/31
لینک ثابت
برادران و خواهرانم! مراقب این امانت بزرگ باشید. غرور و نیز سادهانگاری، دو آفت بزرگ پس از نخستین پیروزیهایند. شما مسئولترین افراد در عرصهی نظامسازی، حفظ دستاوردهای مردم و حل مشکلات جنبش هستید. قدرتهای ضربه خوردهی جهان و منطقه، بیشک در افکار شیطانی به سر میبرند؛ از فکر حذف و انتقام، تا طرح فریب دادن و متزلزل کردن و ترساندن و به طمع انداختن شما و سپس به نابود کردن انقلابها و پدید آوردن اوضاع - و العیاذ باللّه - بدتر از گذشته میاندیشند. تصمیمات، مواضع و اقدامات شما، ابعاد تاریخی خواهد یافت و این دوره، «شب قدر» تاریخ کشورهای شماست.
به آمریکا و ناتو اعتماد نکنید. آنان هرگز به مصالح شما و منافع ملت شما نمیاندیشند. همچنین از آنان نترسید. آنان پوشالیاند و بسرعت ضعیفتر نیز شدهاند. حاکمیت آنان بر جهان اسلام، صرفاً محصول ترس و جهل ما در 150 سال گذشته بوده است. به آنان امید نبندید و از آنان حساب نبرید. تنها به خدای متعال اعتماد کنید و فقط مردم خود را باور کنید. آنان در عراق شکست خوردند و با دستهای خالی خارج شدند؛ در افغانستان چیزی به دست نیاوردهاند؛ در لبنان از حزباللّه، و در غزه از حماس شکست خوردند و اینک در مصر و تونس به دست مردم، به پائین کشیده شدهاند. هیچ چیز طبق برنامهی آنان پیش نرفته است، بت غرب نیز چون بت کمونیزم شکست و ترس ملتها ریخت. مراقب آینده باشید که شما را نترسانند.
مراقب بازیهای آنها باشید. همچنین وارد بازی دلارهای نفتیِ وابستگان و متحدان غرب در میان اعراب نشوید، که در آینده از این بازیها سالم بیرون نخواهید آمد. اسرائیل رفتنی است، نباید بماند و نخواهد ماند. شروع انحراف در نهضتهای کنونی، تن دادن به بقاء رژیم صهیونیستی است و ادامهی مذاکرات سازش و تسلیم که رژیمهای ساقط شده آن را پایهگذاری کردند.
خواست عمومی ملتهایتان بازگشت به اسلام است؛ که البته به مفهوم «بازگشت به گذشته» نیست. اگر انقلابها باذناللّه واقعی بمانند و ادامه یابند و دچار توطئه یا استحاله نگردند، مسئلهی اصلی شما، چگونگی نظامسازی، قانوننویسی و مدیریت کشور و انقلابها خواهد بود؛ این همان مسئلهی مهم تمدنسازیِ اسلامی مجدد در عصر جدید است.1390/11/14
لینک ثابت
«سلفیگری» اگر به معنای اصولگرائی در کتاب و سنت و وفاداری به ارزشهای اصیل و مبارزه با خرافات و انحرافات و احیاء شریعت و نفی غربزدگی باشد، همگی سلفی باشید؛ و اگر به معنای تعصب و تحجر و خشونت میان ادیان یا مذاهب اسلامی ترجمه شود، با نوگرائی و سماحت و عقلانیت - که ارکان تفکر و تمدن اسلامیاند - سازگار نخواهد بود و خود باعث ترویج سکولاریزم و بیدینی خواهد شد.1390/11/14
لینک ثابت
شک نیست که تحولات بزرگ اجتماعی، همواره متکی به پشتوانههای تاریخی و تمدنی و محصول تراکم معرفتها و تجربهها است. در صدوپنجاه سال اخیر حضور شخصیتهای فکری و جهادی بزرگ جریانساز اسلامی در مصر و عراق و ایران و هند و کشورهای دیگری از آسیا و آفریقا، پیشزمینههای وضع کنونی دنیای اسلامند.
همچنانکه تحولات دهههای پنجاه و شصت میلادی در تعدادی از این کشورها که به رژیمهای غالباً متمایل به تفکرات و ایدئولوژیهای مادی منتهی شد و به اقتضای طبیعت خود پس از چندی در دام قدرتهای استکباری و استعماری غرب گرفتار آمد، تجربههای درسآموزیاند که سهم وافری در شکل دادن به اندیشهی عمومی و عمیق کنونی دنیای اسلام دارند.1390/06/26
لینک ثابت
نبی مکرم، آن عنصر شایستهای بود که برای یک چنین حرکت عظیمی، برای طول تاریخ بشریت، خداوند او را آماده کرده بود. لذا توانست در طول بیست و سه سال یک جریانی را به راه بیندازد که این جریان با همهی موانع، با همهی مشکلات، تا امروز تاریخ را جلو رانده و پیش برده است. بیست و سه سال، زمان کوتاهی است. سیزده سال از این مدت هم با مبارزاتِ غریبانه گذشت. در مکه اول با پنج نفر و ده نفر و پنجاه نفر شروع شد و جمعیت معدودی در زیر فشارهای طاقتفرسای دشمنان متعصب، کور و جاهل توانستند مقاومت کنند. ستونهای مستحکمی ساخته شد برای اینکه جامعهی اسلامی و تمدن اسلامی بر روی این ستونها قرار بگیرد. بعد هم خداوند متعال شرائطی را پیش آورد که پیغمبر توانست به مدینه هجرت کند و این نظام و این جامعه را به وجود بیاورد و این تمدن را پیریزی کند. همهی مدتی هم که پیغمبر اکرم این نظام نوپا را پرداخت، ساخت، آماده کرد و پیش راند، ده سال شده است؛ یعنی یک مدت کوتاه. یک چنین حوادثی معمولاً در طوفان امواج حوادث دنیا گم میشود، از بین میرود، فراموش میشود. ده سال خیلی مدت کوتاهی است؛ اما در همین مدت پیغمبر اکرم توانست این نهال را غرس کند، آبیاری کند، وسیلهی رشد و نمو آن را فراهم کند؛ یک حرکتی را ایجاد کند که این حرکت یک تمدنی را آفرید و این تمدن بر اوج قلهی تمدن بشری در دوران مناسب خود قرار گرفت. یعنی در قرن سوم و چهارم هجری، در همهی دنیای آن روز، با سابقهی تمدنها، با حکومتهای مقتدر، با میراثهای گوناگون تاریخی، هیچ تمدنی به عظمت و رونق تمدن اسلامی مشاهده نشده است؛ این هنر اسلام است.
و این در حالی است که از بعد از دوران نبی مکرم اسلام، از بعد از همان دوران دهساله، حوادث گوناگون و تلخی هم برای امت اسلامی به وجود آمد؛ موانع به وجود آمد، اختلافات به وجود آمد، درگیریهای داخلی پیدا شد. با همهی اینها، انحرافاتی که در طول زمان به وجود آمد، ناخالصیهائی که در جریان اسلام پیدا شد و رشد کرد، پیام پیغمبر اکرم و پیام بعثت در طول سه چهار قرن توانست آن عظمت را به وجود بیاورد که همهی دنیا و همهی تمدنهای امروز مدیون آن تمدن قرن سوم و چهارم هجری مسلمانان است. این یک تجربه است.
بشریت اگر بیندیشد و انصاف را رعایت کند، تصدیق خواهد کرد که نجات بشر و حرکت بشر به سوی کمال، به برکت اسلام ممکن خواهد شد و لاغیر. ما مسلمانها قدرناشناسی کردیم؛ ما نمک خوردیم و نمکدان را شکستیم؛ ما قدر اسلام را ندانستیم؛ ما پایههائی را که پیغمبر اکرم برای بنای جوامع برجسته و متکامل انسانی بناگذاری کرده بود، در میان خود نگه نداشتیم؛ ما ناشکری و ناسپاسی کردیم و چوبش را هم خوردیم. اسلام این توانائی را داشت و دارد که بشریت را به سعادت برساند، به کمال برساند و از لحاظ مادی و معنوی او را رشد دهد. این پایههائی که پیغمبر گذاشتند - پایهی ایمان، پایهی عقلانیت، پایهی مجاهدت، پایهی عزت - پایههای اصلی جامعهی اسلامی است.1390/04/09
لینک ثابت
اتکای شعر آیینی به روایات و معارف حقهی الهیه
روایتی است در تحفالعقول، که وصیت امام صادق (علیهالسّلام) است به عبداللَّهبنجندب. همین طور قسمت قسمت است: یا ابن جندب، یا ابن جندب. این روایت، پر از حکمت است. واقعاً همهی چیزهائی که ما برای خلقیات شخصیمان، معاشرتهای اجتماعیمان، فعالیتهای عمومیمان و برای بنای تمدن اسلامی نیاز داریم، در این روایت و نظائرش پیدا میشود. اینی که عرض کردم، یک نمونه و مثال است؛ از این قبیل نمونهها زیاد است و میتوانید مراجعه کنید. بنابراین شعر آئینی را متکی و مستند کنید به این معارف حقهی الهیه، با این منابعی که عرض شد.1390/03/25
1 )
تحف العقول ، ابن شعبه حرانی ص 301 ؛
بحار الأنوار ،علامه مجلسی، ج75، ص 279 ؛
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
وصيته (علیه السلام) لعبد الله بن جندب
*(1)رُوِيَ أَنَّهُ ع قَالَ يَا عَبْدَ اللَّهِ لَقَدْ نَصَبَ إِبْلِيسُ حَبَائِلَهُ فِی دَارِ الْغُرُورِ فَمَا يَقْصِدُ فِيهَا إِلَّا أَوْلِيَاءَنَا وَ لَقَدْ جَلَّتِ الْآخِرَةُ فِی أَعْيُنِهِمْ حَتَّى مَا يُرِيدُونَ بِهَا بَدَلًا ثُمَّ قَالَ آهِ آهِ عَلَى قُلُوبٍ حُشِيَتْ نُوراً وَ إِنَّمَا كَانَتِ الدُّنْيَا عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَةِ الشُّجَاعِ الْأَرْقَمِ وَ الْعَدُوِّ الْأَعْجَمِ أَنِسُوا بِاللَّهِ وَ اسْتَوْحَشُوا مِمَّا بِهِ اسْتَأْنَسَ الْمُتْرَفُونَ أُولَئِكَ أَوْلِيَائِی حَقّاً وَ بِهِمْ تُكْشَفُ كُلُّ فِتْنَةٍ وَ تُرْفَعُ كُلُّ بَلِيَّةٍ
*(2) يَا ابْنَ جُنْدَبٍ حَقٌّ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ يَعْرِفُنَا أَنْ يَعْرِضَ عَمَلَهُ فِی كُلِّ يَوْمٍ وَ لَيْلَةٍ عَلَى نَفْسِهِ فَيَكُونَ مُحَاسِبَ نَفْسِهِ فَإِنْ رَأَى حَسَنَةً اسْتَزَادَ مِنْهَا وَ إِنْ رَأَى سَيِّئَةً اسْتَغْفَرَ مِنْهَا لِئَلَّا يَخْزَى يَوْمَ الْقِيَامَةِ طُوبَى لِعَبْدٍ لَمْ يَغْبِطِ الْخَاطِئِينَ عَلَى مَا أُوتُوا مِنْ نَعِيمِ الدُّنْيَا وَ زَهْرَتِهَا طُوبَى لِعَبْدٍ طَلَبَ الْآخِرَةَ وَ سَعَى لَهَا طُوبَى لِمَنْ لَمْ تُلْهِهِ الْأَمَانِيُّ الْكَاذِبَةُ ثُمَّ قَالَ ع رَحِمَ اللَّهُ قَوْماً كَانُوا سِرَاجاً وَ مَنَاراً كَانُوا دُعَاةً إِلَيْنَا بِأَعْمَالِهِمْ وَ مَجْهُودِ طَاقَتِهِمْ لَيْسَ كَمَنْ يُذِيعُ أَسْرَارَنَا
*(3)يَا ابْنَ جُنْدَبٍ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ يَخَافُونَ اللَّهَ وَ يُشْفِقُونَ أَنْ يُسْلَبُوا مَا أُعْطُوا مِنَ الْهُدَى فَإِذَا ذَكَرُوا اللَّهَ وَ نَعْمَاءَهُ وَجِلُوا وَ أَشْفَقُوا- وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إِيماناً مِمَّا أَظْهَرَهُ مِنْ نَفَاذِ قُدْرَتِهِ- وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ
*(4) يَا ابْنَ جُنْدَبٍ قَدِيماً عَمِرَ الْجَهْلُ وَ قَوِيَ أَسَاسُهُ وَ ذَلِكَ لِاتِّخَاذِهِمْ دِينَ اللَّهِ لَعِباً حَتَّى لَقَدْ كَانَ الْمُتَقَرِّبُ مِنْهُمْ إِلَى اللَّهِ بِعِلْمِهِ يُرِيدُ سِوَاهُ أُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ
*(5)يَا ابْنَ جُنْدَبٍ لَوْ أَنَّ شِيعَتَنَا اسْتَقَامُوا لَصَافَحَتْهُمُ الْمَلَائِكَةُ وَ لَأَظَلَّهُمُ الْغَمَامُ وَ لَأَشْرَقُوا نَهَاراً وَ لَأَكَل
ترجمه:
سفارش امام صادق (عليه السّلام) به عبد اللَّه بن جندب
*(1) روايت شده است كه آن حضرت عليه السّلام فرمود: اى عبد اللَّه، به حقيقت، ابليس دامهايش را در اين سراى فريب گسترده و مقصودش از آن جز (به دام انداختن) دوستان ما نيست، (ولى) به راستى، آخرت به ديده آنان چندان شكوهمند (و گرامى) است كه هيچ چيزى را به جاى آن نخواهند. سپس فرمود: خوشا، خوشا بر دلهايى كه سرشار از نور تابان است و به راستى، دنيا نزدشان چون گرزه مارى ژيان و دشمنى بيزبان، به خدا انس دارند و از آنچه شادخواران بدان خو گرفتهاند گريزانند، آنان به راستى ياران منند كه از بركت ايشان هر فتنهاى بر طرف و هر بلايى دور شود.
*(2) اى پسر جندب، بر هر مسلمانى كه ما را شناسد سزاست كه به هر روز و شب كردارش را فراروى آرد و به حساب خود برسد. اگر ديد نكو بوده بر آن بيفزايد و اگر ديد گناه بوده از آن آمرزش خواهد تا روز رستاخيز رسوا نشود. خوشا بر بندهاى كه بر خطاكارانى كه از نعمتها و زيورهاى دنيا بهرهمندند رشك نبرد. خوشا بر بندهاى كه آخرت جويد و براى آن بكوشد، خوشا بر آنكه آرزوهاى دروغين سرگرمش نكند. سپس (امام) عليه السّلام فرمود: خدا رحمت كناد گروهى را كه چراغ و نور افشان بودند، با كردارهاى (نيك) خويش و صرف منتهاى كوشش خود (مردم را) به سوى ما خواندند، اينان نه از آن كسانند كه راز ما را فاش كنند.
*(3) اى پسر جندب، به راستى، مؤمنان آنانند كه از خدا بترسند و از اينكه هدايتى كه نصيبشان آمده از كفشان برود نگران باشند. هر گاه خدا و نعمتهايش را ياد كنند بترسند و نگران شوند و چون آيات خدا بر آنان خوانده شود از بيان نفوذ قدرت او ايمانشان در افزايد و بر پروردگارشان توكّل كنند.
*(4) اى پسر جندب، ديرى است كه (خانه) نادانى آبادان و بنيانش پرتوان شده و اين از آن روست كه دين خدا را به بازى گرفتند تا بدان جا كه (حتّى) آن كس از آنان كه به نزديكى با خدا تظاهر مىكند به نظر خود (و در دل) جز آن را خواهد، و آنان ستمكارانند.
*(5) اى پسر جندب، اگر شيعيان ما (شيعه) راستين بودند فرشتگان با آنان دست مىدادند و ابر (رحمت) بر سرشان سايه مىافكند و به درخشندگى روز مىدرخشيدند و از فراز سر و از زير گامهايشان روزى مىخوردند ؛ و هر آنچه از خدا مىخواستند مىدادشان.
*(6) اى پسر جندب، در حقّ گنهكارانى كه اهل دعوت شمايند، جز نيك مگو. و (همه) براى توفی
لینک ثابت
تقویت تعامل فرهنگی، حقوقی، سیاسی و اقتصادی با جهان بهویژه حوزه تمدن اسلامی ایرانی.1387/10/21
لینک ثابت
کسانی که در گذشتهئی نهجندان دور آیهی یأس میخواندند و نه تنها اسلام و مسلمین بلکه اساس معنویت و دینداری را در برابر هجوم تمدن غرب، ازدسترفته میپنداشتند، امروز سر بر افراشتن اسلام و تجدید حیات قرآن و اسلام، و متقابلًا ضعف و زوال تدریجی آن مهاجمان را به چشم میبینند. و با زبان و دل تصدیق میکنند.
من با اطمینان کامل میگویم: این هنوز آغاز کار است، و تحقق کامل وعدهی الهی یعنی پیروزی حق بر باطل و بازسازی امت قرآن و تمدن نوین اسلامی در راه است: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ»
نشانهی این وعدهی تخلفناپذیر در اولین و مهمترین مرحله، پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و بنای بلندآوازهی نظام اسلامی بود که ایران را به پایگاه مستحکمی برای اندیشهی حاکمیت و تمدن اسلامی تبدیل کرد. سر بر آوردن این پدیدهی معجزآسا، درست در اوج هیاهوی مادیگری و اسلامستیزیِ چپ و راست فکری و سیاسی، و آنگاه مقاومت و استحکام آن در برابر ضربات سیاسی و نظامی و اقتصادی و تبلیغاتی که از همه سو نواخته میشد، در دنیای اسلام امیدی تازه برانگیخت و شوری در دلها پدید آورد. هرچه زمان گذشته، این استحکام- به حول و قوهی الهی- بیشتر و آن امید ریشهدارتر شده است. در طول سه دههای که بر این ماجرا میگذرد، خاورمیانه و کشورهای مسلمان آسیا و آفریقا، صحنهی این هماوردی پیروزمندانه است.1387/09/17
لینک ثابت
در همهی میدانهای جنگ- هم میدان جنگ نظامی، هم میدان جنگ سیاسی، هم میدان جنگ اقتصادی، هم میدان جنگ تبلیغاتی- ذکر خدا کنید که این ذکر خدا موجب فلاح و کامیابی شماست. ذکر خدا پشتوانهی ثبات قدم است. بنابراین ذکر موجب میشود که ما بتوانیم در آن صراط مستقیم سلوک کنیم؛ پیش برویم. آن هدفی که ترسیم کردیم برای خودمان به عنوان مؤمن، به عنوان مسلمان، به عنوان پیرو یک مکتب مترقی، به عنوان کسانی که انگیزه داریم برای برپا داشتن این بنای رفیعی که خبر از شکوفائی تمدن اسلامی در آینده و در قرون آینده میدهد، احتیاج داریم به ذکر خدا تا بتوانیم در این جاده حرکت کنیم.1386/06/31
لینک ثابت
کشور ما از لحاظ مادی باید در آن، علم و تجربه و فناوری در سطوح بالا قرار بگیرد. از لحاظ ساخت و ارتباطات اجتماعی مردم در زمینهی اقتصاد و بقیهی موارد، ارتباط مردم با یکدیگر، باید ارتباطات سالم، قوی و نشاندهندهی پیشرفت و شکوفایی باشد؛ باید استعدادها در آن جامعه بشکفد. همهی انسانها بتوانند در آن با توانِ خدادادهی خود در پیشبرد اهداف زندگی، به یکدیگر کمک و باهم همکاری کنند. در آن جامعه باید عدالت اجتماعی باشد. عدالت به معنای یکسان بودنِ همهی برخورداریها نیست؛ به معنای یکسان بودن فرصتهاست؛ یکسان بودن حقوق است. همه باید بتوانند از فرصتهای حرکت و پیشرفت بهرهمند شوند. باید سرپنجهی عدالت گریبان ستمگران و متجاوزانِ از حدود را بگیرد و مردم به این، اطمینان پیدا کنند.
در چنین جامعهای، معنویت و اخلاق هم باید به قدرِ حرکت پیشروندهی مادی پیشرفت کند. دلهای مردم با خدا و معنویات آشنا بشود. انس با خدا، انس با عالم معنا، ذکر الهی و توجه به آخرت در یک چنین جامعهای بایستی رایج شود. اینجاست که آن خصوصیت استثنایی جامعه و تمدن اسلامی، خود را نشان میدهد؛ ترکیب و آمیختگی دنیا و آخرت باهم.
تمدن مادیِ غرب در علم و تکنولوژی پیشرفت کرد. در روشهای پیچیدهی مادی، توفیقات بزرگی به دست آورد؛ اما در کفهی معنوی روز به روز بیشتر خسارت کرد. نتیجه این شد که علم و پیشرفت تمدن مادیِ غرب، به ضرر بشریت تمام شد. علم باید به سود بشریت تمام شود. سرعت و سهولت و ارتباطات زوددسترس، باید در خدمت آرامش و امنیت و راحتی مردم باشد. آن علمی که از ترس دستاورد آن- یعنی از ترس بمب اتم و موشک دوربُرد و انفجار نادانسته- مردم شب و روز نداشته باشند، آن علم برای بشریت مفید نیست. دنیای غرب با پیشرفت علمیِ خود، در این دام خطرناک افتاد. تمدن و فکر اسلامی، پیشرفت مادی را میخواهد؛ اما برای امنیت مردم، آسایش مردم، رفاه مردم و همزیستیِ مهربانانهی مردم با یکدیگر؛ این خصوصیات نظام اسلامی است. ما اینها را با صدای بلند از اولِ انقلاب در سطح عالم مطرح کردیم و دلهای فراوانی از مسلمان و غیر مسلمان هم به اینها جلب شده است. پشتوانهی عزت ملت ایران اینهاست. یعنی متفکر مسیحی و سیاستمدارِ غیر مسلمان- احیاناً ملحد- در مجامع جهانی، در برخورد با تفکرات نظام جمهوری اسلامی تحت تأثیر قرار میگیرد. این، بارها و بارها مشاهده و دیده شده است. ما میخواهیم در کشورمان این تفکرات والا را پیاده کنیم.1385/08/20
لینک ثابت
تمدن اسلامی, پیشرفت, تفکر دینی, رشد اقتصادی, رفاه عمومی, امنیت
تمدن و فکر اسلامی، پیشرفت مادی را میخواهد؛ اما برای امنیت مردم، آسایش مردم، رفاه مردم و همزیستی مهربانانهی مردم با یکدیگر؛1385/08/20
لینک ثابت
امت بزرگ اسلامی, اخلاق اسلامی, تاریخ, تمدن اسلامی, تاریخ تمدن اسلامی
امّت اسلامی پیشرو علم و مدنیّت و اخلاق و گسترش نشانههای انسانیّت در دورانهای طولانی در تاریخ بود.1385/05/17
لینک ثابت
تمدن اسلامی, فرهنگ اسلامی
وقتی كشور اسلامی پدید آمد،تمدن اسلامی به وجود خواهد آمد؛ آن وقت فرهنگ اسلامی فضای عمومی بشریت رافراخواهد گرفت.1384/05/28
لینک ثابت
سالهاست که ما آمارهای گوناگون را از بخشهای مختلف میگیریم و میخوانیم؛ میدانم خیلی پیشرفت کردهایم؛ اما این پیشرفتها برای جامعهی ایرانی کافی نیست. جامعهای که پزشک و ستارهشناس و عالم اجتماعیِ هزار سال قبلش قرنها بعد در دنیا متلألئ و درخشیده است، این پیشرفتها برای او کم است. امروز هم بااینکه دنیای پزشکی ممکن است از تحقیقات هزار سال پیش ابن سینا استفادهی زیادی نَبَرد- اگرچه عقیدهام این است که بازهم دانش امروز میتواند از آنها در زمینههایی استفاده کند- اما وقتی به این تحقیقات نگاه میکند، تحسین و تجلیل میکند. تحقیقات محمد بن زکریای رازی و خواجه نصیر و خیام و خوارزمی و دیگران هم همینطور است. شأن ما این است؛ لذا این پیشرفتها برای ملت ما کم است. همین چند روز قبل، یکی از چهرههای سیاسی ما به یکی از کشورهای مطرح اسلامی رفته بود- که من نمیخواهم اسم بیاورم- رئیسجمهور آن کشور جلوی حضارِ غیر ایرانی و غیر بومی آن کشور، که از کشورهای اروپایی بودند- نه در جلسهی خصوصی که حملِ بر مصانعه و تعارف شود- گفته بود که ما مسلمانها به ایران افتخار میکنیم؛ هم به امروز ایران و نظام جمهوری اسلامی، هم به ایرانِ در تاریخ اسلام. گفته بود این پیشرفتهای اسلامی، دانش اسلامی و تمدن اسلامی را ایرانیها رشد دادهاند و به بالندگی رساندهاند و به یک معنا پایهگذاری کردهاند. ما این توقع را از خودمان داریم؛ ما میخواهیم در زمینهی دانش و فناوری به جایی برسیم که شأن ملت ایران است. این فقط یک نگاه غرورآمیز ملی نیست، این نژادپرستی نیست؛ این حتی یک نگاه انسانیِ عام به همهی بشریت است؛ بهخاطر اینکه اگر ما بتوانیم در دانش، در خط مقدم قرار بگیریم، انگیزههای جهانگیری و جهانگشاییِ غرب را نداریم؛ انگیزههای سودجویانهی از ملتها را نداریم؛ دانش ما که به سود ماست، به سود ملتهای دیگر هم هست.1383/12/05
لینک ثابت