استعمارگری غرب در هند و آفریقا با سوء استفاده از قدرت علمی خود ما تأكید میكنیم روی علم. این تأكید، جدی است؛ تعارف نیست؛ از روی یك احساس كاذبِ تشریفاتیِ موسمی نیست؛ بلكه از یك تشخیص عمیق و محاسبهشده برمیخیزد. زورگوئی در دنیا زیاد است. زورگویان متكی به قدرتشان هستند. آن قدرت و آن ثروت و آن امكانات، برخاستهی از دانش آنهاست. بدون دانش نمیشود مقابله كرد، نمیشود مواجهه كرد. من یك وقتی این حدیث را خواندهام: «العلم سلطان»؛ علم عبارت است از اقتدار. علم، خودش یك اقتدار است. هر كس این اقتدار را داشت، میتواند حركت كند؛ هر كسی، هر ملتی، هر جامعهای كه نداشت، مجبور است از اقتدار دیگران پیروی كند. بنابراین، این یك محاسبهی دقیق است. خوب، این علم دو جور میتواند هدف داشته باشد: یك جور هدفی كه دارندگان كنونی علم در دنیا آن هدف را داشتند و دنبال كردند و آن هدف، هدفی است ناپاك و نامقدس. به ادعاها نگاه نكنید؛ واقعیت قضیه در پیشرفت علمی غرب، واقعیت بسیار تلخ و بسیار تأسفآوری است؛ واقعیتی است كه انسان به هیچ قیمتی حاضر نیست به سمت آن حركت كند. پیشرفت علم در دنیای غرب، چه از وقتی كه اساساً تحرك علمی غرب شروع شد - باید گفت تحرك فكری، كه مقدمهی تحرك علمی بود - كه از قرن شانزدهم میلادی در ایتالیا و در انگلیس و در جاهای دیگر شروع شد، چه آن وقتی كه انقلاب صنعتی در قرن هجدهم ابتدا در انگلیس به وجود آمد؛ ایجاد كارخانجات بزرگ و ماشینهای عظیم كه بتدریج در طول چند ده سال این اتفاق افتاد، بعد تولید ثروت از این راه - حالا آنچه كه در خود آنجاها شد، چه حقوقی پایمال شد، چه فقرائی از بین رفتند، طبقهای كه بر اثر این ماشینهای بزرگ به وجود آمد، چه ظلمهائی به مردم كردند، آنها بماند - بعد بتدریج گسترش این علم و فناوری در دیگر كشورهای اروپائی، به قیمت نابودی آزادی بسیاری از ملتها، تهدید هویت بسیاری از ملتها و وارد آمدن یك ظلم عظیم، همراه با سبعیت بر بسیاری از كشورها و ملتها تمام شد. آنها احساس كردند مواد اولیه لازم دارند، احساس كردند بازار فروش لازم دارند؛ این هم در كشورهای دیگر بود؛ لذا از این دانش استفاده كردند و در مقابل شمشیر و نیزه، توپخانه تولید كردند؛ بعد هم انگلیسیها و هلندیها و پرتغالیها و فرانسویها و بعضی دیگر از كشورهای اروپائی راه افتادند رفتند به اطراف دنیا، آنقدر با ابزار علم و فناوری در دنیا فاجعهآفرینی كردند كه اگر اینها را جمع كنند، یك دائرةالمعارف عظیم خواهد شد با دهها مجلد و گریهآور. ... فقط آمریكا هم نیست؛ آمریكا بعد ملحق شده. شما ملاحظه كنید اینها در هند چه كردند، در چین چه كردند. در قرن نوزدهم، انگلیسیها در هند فجایعی آفریدند كه من یقین دارم - شما جوانها كمتر هم به تاریخ و به این چیزها اهمیت میدهید - یكهزارمِ آنچه را كه اتفاق افتاده، شما در تبلیغات و در حرفها نشنیدهاید. «نهرو» در كتابِ خودش مینویسد اینها آمدند هند. به گفتهی او، در دورانی كه هنوز انقلاب صنعتی نشده بود و ماشینهای بزرگ به وجود نیامده بود، شبه قارهی هند از لحاظ صنعت، یكی از كشورهای پیشرفتهی دنیا بوده. اینها برای اینكه كار خودشان را پیش ببرند، صنعت هند را نابود كردند؛ طبقهی متوسط هند را نابود كردند؛ پیدایش حركت به سمت دانش و صنعت را با انواع و اقسام تضییقها متوقف كردند؛ یك بیماری مزمن در كالبد یك ملت به وجود آوردند و تزریق كردند؛ كه هنوز كه هنوز است، بعد از گذشت تقریباً صد و پنجاه سال از شروع این كارها در هند، این بیماری در آنجا علاج نشده. شبیه این كار را در چین كردند؛ فجایعی كه در چین آفریدند، فشاری كه به ملت چین وارد كردند. اینها مال قرن نوزدهم است. در آفریقا چه كردند. به كمك علم، در خود قارهی آمریكا چه فجایعی را آفریدند. در آفریقا و در آمریكای لاتین، چقدر انسانهای آزاد برده شدند؛ چقدر خانوادهها تارومار و نابود شدند. علم را اینجوری پیدا كردند. بنابراین جهت علم عبارت بود از حركت به سمت ثروت، بدون رعایت ذرهای اخلاق و ایمان و معنویت. اروپائیها همان وقت هم ادعای تمدن میكردند، اما رفتارشان از وحشیترین قبائل در حملات گوناگون قبیلهای وحشیانهتر بوده. اینهائی كه عرض میكنم، شعار نیست؛ اینها هر كدامش سند، مدرك و تعبیرات دقیق دارد كه چه كار میكردند؛ كه الان مجال توضیح نیست. اگر من گوشهای از آنها را میگفتم، میفهمیدید كه در آسیای شرقی، در آفریقا و در نقاط دیگر، به وسیلهی همین اروپائیها و غربیها و با ابزار علمِ آنها چه اتفاقی افتاده است. چون هدف، ثروت بود، بنابراین اخلاقی وجود نداشت، مذهبی وجود نداشت، خدائی وجود نداشت. ما این علم را نمیخواهیم. این علم، آن وقتی كه رشد پیدا میكند و به منتها درجه میرسد، میشود مثل این چیزی كه امروز كشورهای غربی دارند؛ میشود بمب اتم، میشود این همه ظلم و ستم، میشود نابودی دموكراسی در مدعیترین كشور دنیا از لحاظ دموكراسی - یعنی آمریكا - میشود اختلاف طبقاتی روزافزون و شكاف طبقاتی؛ میلیونها كارتنخواب، میلیونها زیر خط فقر در یك كشور ثروتمند و پیشرفته. این علم فایدهای ندارد. ما دنبال این علم نیستیم. نه تعلیمات انبیاء، نه تعلیمات اسلام، نه وجدان انسانی، ما را به این طریق سوق نمیدهد؛ هیچ شوقی در انسان نمیآفریند. آن علمی كه ما میخواهیم، همراه با تزكیه است... اول، تزكیه است. تربیت دین، تربیت قرآن، تربیت اسلام این است. چرا اول تزكیه؟ برای اینكه اگر تزكیه نبود، علم منحرف میشود. علم یك ابزار است، یك سلاح است؛ این سلاح اگر در دست یك انسان بدطینت، بددل، خبیث و آدمكش قرار بگیرد، جز فاجعه چیز دیگری نمیآفریند؛ اما همین سلاح میتواند در دست انسان صالح، وسیلهی دفاع از انسانها، دفاع از حقوق مردم، دفاع از خانواده باشد. این علم را بایستی آن وقتی در دست گرفت كه با تزكیه همراه باشد.1389/07/14
اقتدار علمی علم را برای خدمت، برای معنویت، برای پیشرفت فضائل انسانی، برای دفاع حقیقی از حقوق انسان باید فرا بگیریم. ثروت ملی و اقتدار ملی باید برای این باشد كه این ملت بتواند برخلاف سنت رائج جهان، پرچم عدالت را در دست بگیرد. به كسی زور نگوئیم؛ به مظلوم كمك كنیم؛ با ظالم مقابل و مواجه شویم؛ جلوی ظالم را بگیریم. شما فكرش را بكنید؛ اگر توی این دنیائی كه سكهی رائج عبارت است از ظلم و زورگوئی و استكبار و استعمار و استثمار ملتها، و هر كسی كه قدم در جادهی دانش و علم و پیشرفت میگذارد، همین راه را دنبال میكند - یك عدهای زور میگویند، یك عده هم زور را میپذیرند؛ سلطهگر و سلطهپذیر، كه مجموعاً نظام سلطه را به وجود میآورند - یك ملتی قد علم كند، عالم باشد، قدرت داشته باشد، حرف برای زدن داشته باشد و بتواند صدای خودش را به دنیا برساند، دارای فناوری پیشرفته و ابزارهای گوناگون ارتباطی باشد، دارای قدرت تبلیغات باشد، دارای انسانهای با اعتماد به نفس بالا باشد و با این نظام سلطه مواجهه و مقابله كند؛ آنجائی كه همه دست به دست هم میدهند تا یك ملت را مظلوم كنند، زیر پا له كنند، او به دفاع از آن ملت سینه سپر كند، ببینید در دنیا چه اتفاق عجیبی رخ خواهد داد؛ وضع دنیا دگرگون خواهد شد. برای این هدف كار كنید، علم را برای این فرا بگیرید، دنبال این باشید - این لازم است - والّا اگر روشی كه علمآموزان و صاحبان علم در دنیا در این دویست سال سیصد سال دنبال كردند، ما هم ته صف آنها بایستیم، راهی كه آنها رفتند، ما هم همان راه را برویم، این كه هنری نیست؛ این كه هدفی نیست كه انسان از جان خودش برای آن مایه بگذارد. ما بایستی راه جدیدی را باز كنیم. راه جدید این است كه یك ملتی با دارا بودن ابزار علم و اقتدار علمی - كه همه چیز دیگر را به دنبال خودش میآورد - انگیزههای الهی و ارزشهای الهی و اخلاق الهی را در دنیا عَلم كند و پرچمش را برافرازد. این، آن توقعی است كه ما از شما داریم.1389/07/14
اقتدار علمی . ببینید، ما تأكید میكنیم روی علم. این تأكید، جدی است؛ تعارف نیست؛ از روی یك احساس كاذبِ تشریفاتیِ موسمی نیست؛ بلكه از یك تشخیص عمیق و محاسبهشده برمیخیزد. زورگوئی در دنیا زیاد است. زورگویان متكی به قدرتشان هستند. آن قدرت و آن ثروت و آن امكانات، برخاستهی از دانش آنهاست. بدون دانش نمیشود مقابله كرد، نمیشود مواجهه كرد. من یك وقتی این حدیث را خواندهام: «العلم سلطان»؛ علم عبارت است از اقتدار. علم، خودش یك اقتدار است. هر كس این اقتدار را داشت، میتواند حركت كند؛ هر كسی، هر ملتی، هر جامعهای كه نداشت، مجبور است از اقتدار دیگران پیروی كند. بنابراین، این یك محاسبهی دقیق است.1389/07/14
اقتدار علمی ببینید، جهاد یك معنای خاصی دارد. معنای جهاد فقط تلاش نیست. در مفهوم اسلامی، جهاد عبارت است از آن تلاشی كه در مقابل یك دشمن است، در مقابل یك خصم است. هر تلاشی جهاد نیست. مجاهدت با نفس، مجاهدت در مقابل شیطان، جهاد در میدان نظامی، مواجههی با یك دشمن است؛ مواجههی با یك معارض است. امروز ما در زمینهی علم نیاز داریم كه اینجور تلاشی در كشور بكنیم؛ احساس كنیم موانعی وجود دارد، باید این موانع را برداریم؛ دارد معارضههائی میشود، باید این معارضهها را در هم بشكنیم؛ در زمینهی عرضهی امكانات علمی، خسّتهائی از سوی كسانی كه صاحبان آن هستند - كه كشورهای پیشرفتهی علمی است - وجود دارد، باید در مقابل این خسّتها از خودمان عزت و جوشندگی و فورانِ از درون نشان بدهیم. امروز دنیا علیرغم تظاهر به سخاوت علمی، در نهایتِ خسّت علمی است. آن كسانی كه بر حسب عوامل گوناگونی توانستند در یك برههای پیشرفت علمی را صاحب و مالك بشوند و موتور پیشرفت را سوار بشوند و از همهی بشر جلو بزنند - كه همین كشورهای پیشرفتهی غربی هستند، كه تقریباً از دورهی رنسانس به این طرف دست اینها افتاده؛ یك روز هم دست ما بود - اینها انحصارگرند، انحصارطلبند؛ اینها نمیخواهند دائرهی این دانش، دائرهی این اقتدار توسعه پیدا كند؛ با دانائی ملتها مخالفند؛ بخصوص بعد از آنكه این دانش در دست آنها وسیلهای شد برای سیاست. استعمار از علم پدید آمد. علم توانست آنها را قوی كند، مقتدر كند؛ لذا راه افتادند اطراف دنیا، استعمار به وجود آمد؛ والّا ملتها داشتند زندگی خودشان را میكردند. بریتانیا كجا، اندونزی كجا؟ اینها با ابزار علم رفتند آن مناطق را صاحب شدند. خوب، وقتی كه استعمار از علم زائیده شد و قدرت بینالمللی و قدرت سیاسی متكی به علم شد، این علم را در اختیار دیگران نباید بگذارند؛ والّا این قدرت تهدید میشود. و تا امروز همین جور عمل كردند.1389/06/14
قدرت و اقتدار آفرین بودن دانش علم مایهی قدرت است؛ هم امروز و هم در طول تاریخ؛ در آینده هم همین جور خواهد بود. این علم یک وقت منتهی به یک فناوری خواهد شد، یک وقت هم نخواهد شد. خود دانش مایهی اقتدار است؛ ثروتآفرین است؛ قدرت نظامیآفرین است؛ قدرت سیاسیآفرین است. یک روایتی هست که میفرماید: «العلم سلطان» - علم، قدرت است - «من وجده صال به و من لم یجده صیل علیه».(1) یعنی مسئله، دو طرف دارد: اگر علم داشتید، میتوانید سخن برتر را بگوئید، دست برتر را داشته باشید - «صال» یعنی این - اگر نداشتید، حالت میانه ندارد؛ «صیل علیه». پس کسی که علم دارد، او دست برتر را بر روی شما خواهد داشت؛ در مقدرات شما دخالت میکند؛ در سرنوشت شما دخالت میکند. گنجینهی معارف اسلامی پر است از این حرفها.1388/11/13
العلم سلطان من وجده صال به و من لم يجده صيل عليه ترجمه: دانش، سلطنت و قدرت است، هر كه آن را بيابد با آن يورش برد و هر كه آن را از دست بدهد بر او يورش برند
اقتدار همه جانبه, اقتدار ملی, اقتدارگرایی, اقتدار علمی, تاثیر ایران, اقتدار نظامی, اقتدار اقتصادی, اقتدار نظام, اقتدار درونزا اگر مقتدر نباشیم، مقتدران عالم بر روی ما اثر میگذارند؛ دیگر مجالی باقی نمیماند تا ما بخواهیم حتّی روی همسایگان خود یا همکیشان خودمان تأثیر بگذاریم، چه برسد بر روی کل بشریت. پس باید قدرت پیدا کرد.1388/11/13
اقتدار علمی, تولید علم, اقتدار نظامی, اقتدار اقتصادی, ایجاد ثروت در جامعه, جهاد علمی خود دانش مایهی اقتدار است؛ ثروتآفرین است؛ قدرت نظامیآفرین است؛ قدرت سیاسیآفرین است.1388/11/13
عدالت, استقرار عدالت, رستگاری انسان, پیشرفت, اقتدار علمی, حرکت علمی ایران, علمآموزی, تحصیل علم و دانش ما علم را برای سعادت بشر، برای رشد وشکوفائی بشر، برای استقرار عدالت و آرزوهای قدیمی بشر میخواهیم.1388/11/13
اقتدار علمی آنچه كه در درجهی اول در ایجاد قدرت ملی مهم است، به نظر من دو چیز است: یكی علم است، یكی ایمان. علم مایهی قدرت است؛ هم امروز و هم در طول تاریخ؛ در آینده هم همین جور خواهد بود. این علم یك وقت منتهی به یك فناوری خواهد شد، یك وقت هم نخواهد شد. خود دانش مایهی اقتدار است؛ ثروتآفرین است؛ قدرت نظامیآفرین است؛ قدرت سیاسیآفرین است. یك روایتی هست كه میفرماید: «العلم سلطان» - علم، قدرت است - «من وجده صال به و من لم یجده صیل علیه». یعنی مسئله، دو طرف دارد: اگر علم داشتید، میتوانید سخن برتر را بگوئید، دست برتر را داشته باشید - «صال» یعنی این - اگر نداشتید، حالت میانه ندارد؛ «صیل علیه». پس كسی كه علم دارد، او دست برتر را بر روی شما خواهد داشت؛ در مقدرات شما دخالت میكند؛ در سرنوشت شما دخالت میكند. گنجینهی معارف اسلامی پر است از این حرفها. یكی هم ایمان است؛ كه حالا بحث ایمان، بحث دیگری است؛ بحث مفصلی است.1388/11/13
اقتدار علمی جوانها باید به علم بپردازند. بارها من گفتهام، باز هم تكرار میكنم: اقتدار حقیقی یك ملت در گرو علم است. علم است كه بقیهی منابع و مایههای اقتدار را به كشور ارزانی میدارد. از علم غفلت نكنید؛ چه دانشآموزتان، چه دانشجوتان؛ در هر رتبهای كه هستید. مسئلهی علم، مسئلهی تحقیق، مسئلهی مهمی است در كنار انگیزهی دینی. دین خیلی باارزش است. دین فقط برای آباد كردن آخرت نیست، دین دنیای شما را هم آباد میكند. دین به شما شور و نشاط و طراوت و تازگی میبخشد. دین به شما این روحیه را میدهد كه در مقابل چشمتان همهی این قدرتهای مادی كوچك بشوند، حقیر بشوند، تهدید آنها اثر نكند، كار آنها اثر نكند. بدانید پیروزی با شماست، نصرت الهی با شماست. همین ابرقدرتهای تهدید كننده - حالا دنبالههای داخلیشان كه جای خود دارند - و مراكز قدرت استكباری و تهدیدها، چارهای جز عقبنشینی در مقابل یك ملت مقتدر و باایمان ندارند. به خدای متعال اعتماد داشته باشید، حسن ظن داشته باشید. اینی كه خدا با تأكید میفرماید: «و لینصرنّ اللَّه من ینصره انّ اللَّه لقویّ عزیز»؛ بیشك، بدون تردید خدای متعال آن كسانی را كه دین او را و اهداف او را یاری كنند، یاری خواهد كرد، این سخن راستی است، این وعدهی صادقی است. به این اعتماد كنید. با اقتدار، با عزم كافی، با تهذیب نفس، با خودسازی - هم خودسازی علمی و هم خودسازی اخلاقی - پیش بروید. انشاءاللَّه روزی را خواهد دید كه كشورتان به بركت مجاهدتهای شما در اوج افتخار و در قلهی اقتدار باشد.1388/08/12
اقتدار علمی, پیشرفت علمی و فناوری, پیشرفت علمی ایران, حرکت علمی ایران, جهاد علمی, اقتدار ملی, اقتدارگرایی, اقتدار نظام بدون انواع دانش، اقتدار کشور امکانپذیر نیست.1388/08/06
اقتدار علمی رمز پیشرفت یك كشور، یعنی آن محور اصلی برای اقتدار یك كشور، پیشرفتِ همراه با اقتدار، علم است. آماج بسیاری از توطئههای امروزی كه علیه جمهوری اسلامی هست، علم و اهل علم و دانشجویان علم و محیط علمی است؛ این را توجه داشته باشید. نگذارید این تیر طبق آن هدفگیری دشمن، به هدفی كه آنها گرفتهاند، اصابت كند. كار علمی را نگذارید متوقف بشود. از همهی این حرفهائی كه گفته شد، مهمتر، مسئلهی علم و تحقیق و پژوهش است. دنیای غرب ثروتش از ناحیهی علم است، اقتدارش از ناحیهی علم است، زورگوئیای كه امروز میكند، به خاطر علمی است كه دارد. پول فی نفسه اقتدار نمیآورد. آنی كه اقتدار میآورد، دانش است. امروز اگر آمریكا پیشرفتگیِ علمیِ خودش را نمیداشت، نمیتوانست در دنیا اینجور زورگوئی بكند و در همهی مسائل عالم دخالت بكند. ثروت هم اگر به دست میآید، از ناحیهی علم به دست میآید. علم را اهمیت بدهید. اینی كه من سالهاست روی مسئلهی علم، تحقیق، پژوهش، پیشرفت، نوآوری، شكستن مرزهای علمیِ موجود تكیه میكنم، به خاطر این است. بدون انواع دانش، اقتدار كشور امكانپذیر نیست. دانش اقتدار میآورد. گفتند بیائید مراكز هستهای ایران را بمباران كنید. یكی از مسئولینِ رؤسای دنیا - حالا نمیخواهم حالا اسم بیاورم. البته همه میدانند، شاید هم میدانید؛ پخش شد در دنیا. بنده دوست ندارم اسم بعضیها را بیاورم - گفت علم را كه نمیشود بمباران كرد. راست میگوید؛ حق با اوست. با همهی خلافهائی كه میگویند، این حرفشان درست بود. گیرم نطنز را بمباران كردند، كارخانهی اصفهان را بمباران كردند، علم را چه جوری بمباران میكنند؟ ببینید، علم مصونیت میآورد، اقتدار میآورد. مراقب باشید تو دانشگاه شما، تو كلاس شما، تو مركز تحقیقات شما، تو كار پژوهشی شما، اختلال ایجاد نكنند. اگر دیدید دستی دارد اختلال ایجاد میكند، به آن دست بدبین بشوید. اقتدار شما را، آیندهی شما را هدف گرفتهاند.1388/08/06
پیشرفت علمی ایران, پیشرفت, پیشرفت علمی و فناوری, پیشرفت ملت ایران, حرکت علمی ایران, اقتدار ملی, اقتدارگرایی, اقتدار علمی, اقتدار نظام, جهاد علمی رمز پیشرفت یك كشور، یعنی آن محور اصلی برای اقتدار یك كشور، پیشرفت همراه با اقتدار، علم است.1388/08/06
اقتدار علمی امروز اقتدار ایران اسلامی را حتّی دشمنان هم نمیتوانند انکار کنند؛ آنها هم اقرار میکنند. البته دشمن با نیت پیشبرد پروژهی ایرانهراسی - با این نیت، با این موضع خصمانه - قدرت شما و قدرت ملی این کشور و این نظام را فریاد میکشد. بخشی از این کارِ او درست و بخش دیگری، غلط و دروغ است. آن بخش که نشان دهنده و گویای قدرت نظام جمهوری اسلامی است، راست است؛ درست است. ما در دوران سی سالهی جمهوری اسلامی از صفر شروع کردیم و به جاهای بسیار پیشرفتهای رسیدیم، ولی قانع نیستیم به آنچه رسیدیم. اما آنچه رسیدیم، قابل مقایسه نیست با آن نقطهای که در آن قرار داشتیم. من از روز اول در نیروهای مسلح حضور داشتم؛ ارتش را، وزارت دفاع را، امکانات را، سپاه را، نیروهای انتظامی را با همهی محتواشان، با همهی ظرفیتشان، از نزدیک لمس کردهام. امروز شما جوانان عزیز در قلهای قرار دارید که آن روز حتّی با اشارهی انگشت هم نمیشد آن را نشان داد و هیچ کس باور نمیکرد. اقتدار علمی، اقتدار تسلیحاتی، خودباوری، اعتماد به نفس، انسجام، پیشرفت، در بخشهای مختلف.1388/07/14
اقتدار علمی امروز اقتدار ایران اسلامی را حتّی دشمنان هم نمیتوانند انكار كنند؛ آنها هم اقرار میكنند. البته دشمن با نیت پیشبرد پروژهی ایرانهراسی - با این نیت، با این موضع خصمانه - قدرت شما و قدرت ملی این كشور و این نظام را فریاد میكشد. بخشی از این كارِ او درست و بخش دیگری، غلط و دروغ است. آن بخش كه نشان دهنده و گویای قدرت نظام جمهوری اسلامی است، راست است؛ درست است. ما در دوران سی سالهی جمهوری اسلامی از صفر شروع كردیم و به جاهای بسیار پیشرفتهای رسیدیم، ولی قانع نیستیم به آنچه رسیدیم. اما آنچه رسیدیم، قابل مقایسه نیست با آن نقطهای كه در آن قرار داشتیم. من از روز اول در نیروهای مسلح حضور داشتم؛ ارتش را، وزارت دفاع را، امكانات را، سپاه را، نیروهای انتظامی را با همهی محتواشان، با همهی ظرفیتشان، از نزدیك لمس كردهام. امروز شما جوانان عزیز در قلهای قرار دارید كه آن روز حتّی با اشارهی انگشت هم نمیشد آن را نشان داد و هیچ كس باور نمیكرد. اقتدار علمی، اقتدار تسلیحاتی، خودباوری، اعتماد به نفس، انسجام، پیشرفت، در بخشهای مختلف. این قسمت از حرف دشمن راست است.1388/07/14