انقلاب، عوامل گوناگونی داشته است که شناخت آن عوامل، خود یک بحث طولانی و علمی و مفصّلی است؛ اما آن چیزی را که انسان میتواند به عنوان روح و رقیقه موجود در همه این عوامل معرفی و به آن اشاره کند، توجه به خدا، انجام تکلیف الهی و قیامللَّه - برای خدا قیام کردن - است. درست است که ممکن بود انگیزههای گوناگونی در ذهن بعضی از افراد باشد - فرض بفرمایید مبارزه با دیکتاتوری رژیم طاغوت و مبارزه با فساد - همه اینها درست است.این انگیزهها در ذهن همه بود و جزو مؤثرّات این انقلاب هم بود؛ لیکن علت کارایی همین عوامل و مؤثرّها هم این بود که با روح دینی و با احساس تکلیف همراه بود. چون مبارزه با استبداد، با فساد، با وابستگی، با عقبافتادگی و فقر و تلاش برای بهسازی زندگی انسانها و رفع فقر از زندگی فقرا و مستضعفان، چیزهایی است که مورد رضای الهی است. خدای متعال انسانها را به این چیزها امر کرده است.اگر روح دینی باشد، این عوامل به صورت فراگیر در میان همه اقشار مردم، آن هم به صورت عمیق، به وجود میآید. لذا این انقلاب تمامشدنی نبود و نیست. اگر عامل دینی نباشد، چند صباحی حرکتی میشود، عدّهای معیّن و قشر مشخّصی، کاری میکنند؛ بعد هم خسته میشوند. عدّهای به دنیای خود میرسند؛ عدّهای هم به حکومت و مقام میرسند؛ عدّهای با قدرتمندان سازش میکنند؛ عدّهای میترسند؛ عدّهای به زندگی راحت خو میگیرند و عدّهای مأیوس میشوند و قضیه تمام میشود و از بین میرود! کمااین که در بسیاری از نهضتهای دنیا، چون اسم خدا، یاد خدا و روح تعبّد و اخلاص نبود؛ چون یک رهبر الهی و معنوی مثل آن بزرگوار، آن انسان بزرگ، امام راحل عظیمالشّأن، در میان آنها نبود، حتی استعدادهای معمولی هم برای حرکت در مبارزه با فساد و استبداد و بدبختیهای دیگر یک ملت، شکوفا نشد.
اما در این جا همه آحاد مردم؛ مردان، زنان، پیرمردان، افرادی که در مدّت عمرشان در مسائل اجتماعی دخالت نداشتند و کسانی که در هیچ کار مضرّ و خطردار برای زندگی مادّی خود قدمی نگذاشته بودند، بپاخاستند و بیمحابا به خیابانها آمدند. یک غوغای همگانی به وجود آمد، شد نهضت و انقلاب؛ آن هم انقلابی که به دنبال خود کاری کرد که در طول تاریخ اسلام - بعد از حکومت صدر اوّل تا زمان ما - این کار انجام نشده بود؛ نه در اینجا و نه در هیچ جای دیگر. آن، چه بود؟ آن، حاکمیت قرآن، حاکمیت فقه اسلامی و احکام دینی بود. این که قوانین و اداره امور کشور، بر اساس اسلام شود. این، سابقه نداشت؛ هیچجا سابقه ندارد.1375/10/19
لینک ثابت
در طول تاریخ اسلام - بعد از حکومت صدر اوّل تا زمان ما - این کار انجام نشده بود؛ نه در اینجا و نه در هیچ جای دیگر. آن، چه بود؟ آن، حاکمیت قرآن، حاکمیت فقه اسلامی و احکام دینی بود. این که قوانین و اداره امور کشور، بر اساس اسلام شود. این، سابقه نداشت؛ هیچجا سابقه ندارد.1375/10/19
لینک ثابت
جمهوری اسلامی امروز مظهر حاکمیت قرآن و اسلام است1375/02/04
لینک ثابت
امروز اگر روحانیت در قبال حکومت، بیاعتنا و بیمبالات باشد، هم خودش ضایع خواهد شد و هم حکومت اسلامی تضعیف میشود. حکومت اسلامی، حکومت قرآن و حکومت فقه و فقیه و حکومت علم و عدل است. حکومت برای گسترش آرمانهای اسلامی است. تشکیل حکومت اسلامی، آرزوی همه اولیاءاللَّه در طول تاریخ بودهاست. هر فرد مؤمنی وظیفه دارد از آن دستگاه سیاسی که اسلام را ترویج و احکام آن را پیاده میکند، حمایت کند. مگر عالِم دین میتواند نسبت به حکومت اسلامی بیاعتنا بماند؟! افراد کافر به اسلام، در مقابل حکومت طاغوتی بیاعتنا میمانند.1374/09/16
لینک ثابت
حکومت اسلامی، حکومت قرآن و حکومت فقه و فقیه و حکومت علم و عدل است.1374/09/16
لینک ثابت
حکومت قرآنی, نظام جمهوری اسلامی ایران, حکومت اسلامی
این اولین بار است كه حكومتی بر اساس قرآن تشكیل میشود و جامعهای اسلامی - با همهی مشكلات و زحماتی كه این كار داشته و دارد - به وجود آمده است.1374/06/14
لینک ثابت
علت فعّالیت حوزههای علمیّه که امروز اهمّ و اشرف آنها حوزه علمیّه قم و بعضی دیگر از حوزههای علمیه بزرگ ایران مثل حوزه علمیّه مشهد و جاهای دیگر و انشاءاللَّه حوزه علمیه نجف (هنگامی که از زیر پنجهی نامیمون اشرار و ستمگران خارج شود) است؛ اولاً نیاز حکومت اسلامی است که در طول تاریخ بعد از حکومت امیرالمؤمنین و امام مجتبی علیهماالصّلاة والسلام، دیگر حکومتی با این خصوصیّات، متکّی بر احکام و مقرّرات دینی تا امروز تشکیل نشده است. این اوّلین بار است که حکومتی بر اساس قرآن تشکیل میشود و جامعهای اسلامی - با همه مشکلات و زحماتی که این کار داشته و دارد - به وجود آمده است. این نظام و حکومت الهی، برای عمل، اوّلاً به معارف و مقرّرات اسلامی احتیاج دارد. ثانیاً در برخی از جاهابه اشخاصی برای اداره بعضی از امور این نظام نیاز است که بایستی این دو نیاز را حوزهها تأمین کنند. البته منظور این نیست که بایستی همه امور یا امور مهم را علما به دست گیرند؛ خیر. همه مؤمنین و صلحا و اهل فکر و اهل تحقیق در جای خودشان قرار دارند. برای کارهای گوناگون در کشور متخصّصینی وجود دارد که آنها را انجام میدهند. بعضی از کارها هم وجود دارد که بایستی علمای دین آنها را متصدّی شوند؛ این اشخاص را هم باید حوزه علمیّه تربیت کند. پس اگر نیاز جامعه و حکومت اسلامی و اقامه آن مطرح است، میبایست حوزه علمیّه آن را تأمین کند. چنانچه جامعهای بیدین شد، طبیعتاً احساس نیاز به علما نمیکند؛ اما وقتی جامعه متدّین است، به علما و معلّمین اخلاق و دین و معارف احساس نیاز میکند.1374/06/14
لینک ثابت
اوّلین بار است که حکومتی بر اساس قرآن تشکیل میشود و جامعهای اسلامی به وجود آمده است.1374/06/14
لینک ثابت
امروز بحمداللَّه دورانِ اسلامی است، دورانِ حکومت قرآن، دورانِ حکومت علوی و حکومت اهل بیت علیهمالسّلام است.1373/09/03
لینک ثابت
حکومت قرآنی, نظام جمهوری اسلامی ایران, نظام جمهوری اسلامی ایران
این جامعه، جامعهای است كه قرآن در آن زنده و برقرار است و مهجور نیست. این، جمهوری اسلامی است.1373/06/04
لینک ثابت
جمهوری اسلامی، بخصوص برای ولادت نبىّ اکرم و بعثت این بزرگوار و هر چه مربوط به ایشان است، اهتمام ویژهای قائل است. چرا؟ چون امروز در سطح عالم و در زیر این آسمان، تنها نقطه جهان که در آن بهطور رسمی احکام اسلامی، اجرا و قوانین و مقرّرات بر طبق قرآن و سنّت پیغمبر تنظیم و عمل میشود و به عبارت دیگر، مهمترین نقطه دنیا که چنین حرکت عظیمی در آن انجام میگیرد، ایران اسلامی است. دولتی به نام اسلام حاکم است و این موضوع، در حقیقت تکلیفی را بر دوش همه مسلمانان عالم میگذارد. چون اگر حکومتی براساس اسلام بود، به این معناست که اسلام مورد عمل قرار گرفته است. اما اگر اسلام به معنای اعتقاد و عمل افراد در جامعه وجود داشته باشد و حاکمیت دین برقرار نباشد، در چنین جامعهای قرآن و اسلام مهجور است. مصداق آن در قرآن کریم و در سوره فرقان چنین آمده است: «وَ قالَ الَّرسولُ یا ربِّ اِنَّ قَومی اْتَّخذُوا هذَا القُرانَ مَهجوراً» پیغمبر اکرم نزد پروردگار عالم عرض میکند: «یا رَبِّ اِنَّ قَومی اْتَّخَذوا هذَا القُرانَ مَهجوراً». هَجر قرآن به چه معناست؟ بیشک به این معنا نیست که قرآن و اسم قرآن و اسم مسلمانی را بهطور کلّی از خود دفع کردند. این اتخّاذ نیست. «اتّخذوا هذا القُرانَ مَهجورا»؛ یعنی قرآن را دارند، اما همراه با هَجر. قرآن هست، اما مهجور است. به این معنا که قرآن در یک جامعه تلاوت شده و احترام ظاهری میشود، اما به احکام آن عمل نمیکنند و به بهانه جدایی دین از سیاست، حکومت را از قرآن سلب مینمایند. اگر قرار بود که اسلام و قرآن حکومت نکنند، پس مبارزات پیغمبر برای چه بود؟ اگر پیغمبر اسلام بر این باور بود که نباید در حکومت و اداره زندگىِ مردم و قدرت سیاسی جامعه دخالت شود و همین قدر کافی است که مردم عقاید اسلامی داشته باشند و در خانه خودشان این اعمال دینی را انجام دهند، معلوم نیست که چنین مبارزاتی بر پیغمبر تحمیل میشد. دعوای پیغمبر بر سر قدرت سیاسی و قبضه کردن قدرت به وسیله قرآن است. هَجر قرآن به این معناست که اسم قرآن وجود دارد و حاکمیت قرآن نیست. در عالم اسلام، هرجا که قرآن حاکم نیست، این خطاب نبىّ اکرم «یا رَبِّ اِنَّ قَومی اْتَّخَذوا هذَا القُرانَ مَهجوراً» صادق است.
در جمهوری اسلامی این هجران وجود ندارد. اینجا قرآن برای اجرای احکام عمومی جامعه، محور قرار گرفته است. یعنی هر آنچه که از شؤونِ اداره یک جامعه است، رسماً از قرآن گرفته میشود، نه اسماً. قوانین از قرآن اتّخاذ میشود. هر آنچه مخالف با قرآن باشد، طرد میشود. حکومت و قدرت سیاسی بر طبق معیارهای قرآنی تشکیل میشود. ارزشهای حاکم بر جامعه، ارزشهای قرآنی است. هر انسان متعهّد و خدومی در جامعه اسلامی مورد قبول و پذیرش است. امروز اگر ملت ایران، مسؤولین کشور را عاشقانه دوست دارند، به خاطر عمل آنها به قرآن و اعتقاد و تدیّن و پایبندی آنها به دین است. این جامعه، جامعهای است که قرآن در آن زنده و برقرار است و مهجور نیست. این، جمهوری اسلامی است. بنابراین هر مسلمانی در هر نقطه دنیا، به حکم این که به قرآن و به نبىّ اکرم صلّیاللَّهعلیهوآلهوسلّم عشق میورزد، نسبت به جمهوری اسلامی که پرچم قرآن و اسلام را در دست دارد، احساس تعهّد میکند. این همان چیزی است که دشمنان اسلام را با ایران اسلامی به برخورد خصمانه وحشیانهای میکشاند و کشانده است. عامل دشمنیها همین است. هر کس در دنیا مخالف قرآن و اسلام است، مخالفت و خصومت و عناد وی با جمهوری اسلامی، خودش را به شکل بارزی نشان میدهد. در دنیا نگاه کنید! این مخالف و عناد، بهصورت یک معیار کلّی است. دشمنان اسلام، در هر جای دنیا با جمهوری اسلامی در حال معارضه و مخاصمت و دشمنیاند. هر میزان که با اسلام و حاکمیت و پایبندی ملتها به آن مخالفند، دشمنیشان با ایران اسلامی هم به همان میزان است. شما این دشمنی ناکام و ناموفّق را در سرتاسر دنیا مشاهده میکنید.1373/06/04
لینک ثابت
در جمهوری اسلامی ... حکومت و قدرت سیاسی بر طبق معیارهای قرآنی تشکیل میشود. ارزشهای حاکم بر جامعه، ارزشهای قرآنی است.1373/06/04
لینک ثابت
هَجر قرآن به این معناست که اسم قرآن وجود دارد و حاکمیت قرآن نیست.1373/06/04
لینک ثابت
حکومت قرآنی, نظام جمهوری اسلامی ایران
خدای متعال خواسته است كه اولین تجربهی حاكمیت قرآن بعد از دوران حسینبنعلی، یعنی نظام جمهوری اسلامی، پا به عرصه بگذارد.1372/10/26
لینک ثابت
امروز، اسلام در دنیا، زاینده است. امروز اسلام در دنیا، ملتها را به عنوان روشنترین و پرفروغترین امید، به سمت خود متوجّه کرده است. اینها همه از برکت همان حادثه کربلا و جانفشانی حسینبنعلی علیهالسّلام، است. حال خدای متعال خواسته است که اوّلین تجربه حاکمیت قرآن بعد از دوران حسینبنعلی، یعنی نظام جمهوری اسلامی، پا به عرصه بگذارد. یعنی بعد از آن حادثه، هر کار شده، مقدمهای برای امروز شما بوده است. کوشش همه علما، همه متفکّرین، همه فلاسفه، همه متکلّمین، همه زحمتها و تلاشها و این همه جنگها، اسلام را نگهداشت و اوضاع و احوال آماده شد، تا امروز حکومتی براساس حاکمیت ارزشهای الهی و قرآنی به وجود آید. بخت و اقبال با شما و با ملت ایران بود که خدای متعال، این بار را، اوّل بار روی دوش اینها گذاشت. البته «بخت» که میگوییم، به معنای اتّفاق نیست. این اقبال بلند را خدای متعال، مفت و بیهوده به کسی نمیدهد. ملت ایران خیلی کارها کرد؛ و خدای متعال، این را بالاخره به او داد. البته این فداکاریها، تلاشها، اخلاصها و زحمات، تمام شدنی هم نیست. خیال نکنید که اگر چهار نفر یاوهگوىِ سادهدلِ بیچاره خوش خیال بنشینند آن گوشه دنیا و بگویند «امروز و فردا کار جمهوری اسلامی تمام میشود» این به انجام میرسد! خیر! این اساس، تمام شدنی نیست.1372/10/26
لینک ثابت
خدای متعال خواسته است که اوّلین تجربه حاکمیت قرآن بعد از دوران حسینبنعلی، یعنی نظام جمهوری اسلامی، پا به عرصه بگذارد.1372/10/26
لینک ثابت