موسم حج، نوبهار جان و دل، و فصل رویش و پیدایش روح زندگی توحیدی در دل هر مسلمانی که خود را به میقات رسانده باشد.1374/02/14
لینک ثابت
![]()
حج / ارکان حج/برکات حج/ابراهیم/طواف/صفا/مروه/عرفات
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحهی قبلی اینجا کلیک کنید.
موسم حج، نوبهار جان و دل، و فصل رویش و پیدایش روح زندگی توحیدی در دل هر مسلمانی که خود را به میقات رسانده باشد.1374/02/14 لینک ثابت اسلام اگر از حج خالی میبود رکنی اصلی و جزیی جوهری را فاقد بود.1374/02/14 لینک ثابت حج در جوهر و ذات خود دارای دو عنصر اصلی است: تقرب به خدا در اندیشه و عمل، و اجتناب از طاغوت و شیطان با جسم و جان.1374/02/14 لینک ثابت حجّ درست وکامل، میتواند بوسیلهی نزدیک کردن دلها؛ تبادل آگاهیها و افشای توطئه ها، خطرناکترین توطئه های دشمن علیه اسلام ومسلمین را خنثی کند.1374/02/14 لینک ثابت چون بهار طبیعت که همواره در میعاد همیشگی خود، لبریز از نشاط زندگی فرا میرسد، موسم حج، نوبهار جان و دل، و فصل رویش و پیدایش روح زندگی توحیدی در دل هر مسلمانی که خود را به میقات رسانده باشد، همه ساله در موعد خدایی و همیشگی باز میگردد تاچون چشمهسار مبارکی رشحات حیات طیّبهی اسلامی را بر سراسر جهان اسلام بپاشد وکسانی راکه توفیق یافتهاند که تن به این سرچشمهی مبارک بزنند، از غبار و کدورت گناه و شرک و مادهگرایی و میل به پستی و بدکرداری، پاک کند و در آنان اگر اهل توجّه وتذکر باشند، مایهی صلاح وفلاح یک عمر راذخیره سازد.1374/02/14 لینک ثابت بیش ازچهاردهقرن است که ندای ابراهیم خلیل ازحلقوم محمّدمصطفی(صلّیاللهعلیهوالهوسلّم)، همه ساله میهمانان بیت را در این موسم به پایگاه معنویت و وحدت میکشاند تا گرد مرکز توحید، همراه با آن جریان ابدی عروج، طواف کنند، و در پشت مقام ابراهیم به سمت کعبهی محمدی(صلّیاللهعلیهوالهوسلّم)، نماز گزارند، و میان صفا و مروه، سعی ابدی مؤمن از منشاء صفا را مجسّم سازند. و معرفت به حقارت خویش و عظمت و عزت حق تعالی را در عرفات، و زمزمهی ذکر و انس و عشق به حضرت احدیت و درک نور تابان آن بیهمتا را در صحرای ظلمانی وجود خود در مشعر بیاموزند، و در منی شیطان بزرگ و شیطانهای دیگر را هدف رمی خود سازند، و به نشانهی قربانی کردن هواها و تمایلات منحرف ساز، ذبیحهیی قربانی کنند - و این همه را در حال احرام که حریم جان و دل حاجی در برابر میوههای ممنوع این بهشت است و در کنار دیگر مسلمانان از هرجا و هر نژاد و باهر رتبهی مادی یا معنوی و دارای هر زبان و فرهنگ به جای آورند و آنگاه به نشان زدودن همهی چرکها و پلیدیهایی که در فضای آلودهی زندگی مادّی برجان و دل آنان نشسته است، حلق وتقصیر کنند وسپس بار دیگر با طراوتی که از زدودن گناه و تجلّی معرفت و محبت خداوند، در جان و دل آنان پدید آمدهاست، به خانهی خدا برگردند وطواف ونماز و سعی را اینبار در آفاقی برتر از پیش به جای آورند و با ذخیرهیی سرشار از توحید ومعنویت و صفا، و عزمی راسخ در مبارزه با شیطانها، و قدرتی فائق بر نفس خویشتن، آمادهی برگشتن به دیار خود و پراکندن عطر حج در اقطار گیتی باشند.1374/02/14 لینک ثابت حکمت بدیع اسلام،[حج] این آزمایش شگفت آور و پر از رمز و راز را چنان ترتیب داده است که همین یک واجب بتواند در همهی قرون و اعصار، و با هراندازه گسترشی که دامنهی اسلام در شرق و غرب گیتی به دست آورده است، یکپارچگی و اتصال اجزاء این پیکر عظیم را تامین کند... همه در یکجا و همیشه در یک فصل،... چه آن هنگام که سفر کعبهی مشتاقان بیت از برخی نقاط عالم یکسال به طول میانجامید و چه امروز که دشمنان امت اسلامی برای پوشش تبلیغات زهرآگین خود به سراسر کرهی زمین به بیش از یکساعت نیازندارند، همیشه اجزاء این پیکر عظیم و پراکنده، به این مرکز وحدت و قدرت که برای آنان کانون صفا و برادری و معنویت و توحید و معرفت واطلاع است نیاز داشتهاند.. و اسلام اگر از حج خالی میبود رکنی اصلی و جزیی جوهری را فاقد بود.1374/02/14 لینک ثابت حج در جوهر و ذات خود دارای دو عنصر اصلی است: تقرب به خدا در اندیشه و عمل، و اجتناب از طاغوت و شیطان با جسم و جان..همهی اعمال و تروک حج، برای ایندو و در جهت آن و تامین ابزارها و مقدمات آن است، و این در حقیقت خلاصهیی از اسلام و همهی دعوتهای الهی نیز هست که: «ولقد بعثنافی کلّ امّةٍ رّسولاً اناعبدواالله واجتنبواالطاغوت..» در آیات حج تعبیرات: «حنفاءلله غیرمشرکین به..»، یا «..فإلَهکم إلَه واحد فَلَه أسلموا..، یا: فَاذَا قَضَیتم مّنا سَکَکمفاذ کروالله کذکرکم ءاباءکم أوأشدّ ذکرا» وامثال آن ناظر به همین دو عنصر اصلی است. تقرّب به خدا، ذکر ونماز وتسلیم واحرام وبه خود وخدا اندیشیدن وسعی و صفا را میطلبد ودرنهایت زاد وتوشهی تقوا را درکولهبار حاجی میگذارد: «و تزوّدو افإنّ خیرالزّادالتّقوی و اتّقون یأاولی الالباب» و اجتناب ازشیطان وطاغوت، دل کندن ازشهوات و هوسهای خوارکننده وکمک گرفتن ازنیروی صبر وارادهی خود ونیز نیروی عظیم امت اسلامی را لازم دارد که همانادرحرکت دست جمعی وهمراهی وهمدلی و همگامی و همزبانی همگان در طواف وسعی، و وقوف در عرفات و مشعر ومنی، وهدف گرفتن دستجمعی جمرات شیطان و رمی از همه جا و همه سو به آن و ابراز برائت عمومی از آن، حاصل میشود، و درنهایت، گره خوردن دستها و دلها وعزمهایمسلمین از همه جای امت اسلامی به یکدیگر واحساس قدرت وامنیت در سایهی وحدت را پدید میآورد که: واذجعلناالبیت مثابةًللناس و أمنًا1374/02/14 لینک ثابت اگر حج، چنانکه قرآن خواسته وپیامبر(صلّیاللهعلیهوالهوسلّم) فرموده وعمل کرده به جای آورده شود و چنانکه فرموده: خذوا عنی مناسککم، مناسک آن از عمل او گرفته شود، تأمین کنندهی کمال فرد و عزت امت است.هرکس باچنین حجّی مخالفت کند وحج را جدا ازاین خطوط و نشانهای اصلی آن بخواهد، باکمال جویی فرد مسلم و عزت امت اسلامی مخالفت کرده است.1374/02/14 لینک ثابت دو نکتهی مهم در باب حج وجود دارد که همیشگی و فراموش نشدنی است. یکی موضوع «معنویت» در حجّ است. در خلال این واجب، از اوّل تا آخر، روحی وجود دارد که عبارت است از توجّه و اخلاص به ذات مقدّس احدیّت و اظهار عبودیّت در مقابل پروردگار. در فرایض و واجبات دیگر، به این حجم و کیفیّت، این ویژگی را نمیشود مشاهده کرد؛ اگر چه قوام هر واجب و عبادتی، به توجّه و ذکر حضرت پروردگار جلّ و علاست. وقتی انسانها به مرکز اقامهی فریضهی الهی حج جذب میشوند، از محدودهی زندگی مادّی خارج و به فضایی کاملاً معنوی وارد میشوند. در این فضای معنوی، انسان بهطور حقیقی، شستشویی میکند و برمیگردد. فرض بر این است که اگر انسان، یک بار در مدت عمر خویش چنین شستشویی بکند، برای او کافی است. چون حج یک بار واجب شده است و واجبات بر اساس نیازها و حاجات بشر است. اگر ما برای سیر تکامل و عروج الیاللَّه، به بیش از هفده رکعت نماز در روز احتیاج داشتیم، خدای متعال آن را واجب میکرد. حداقلِ واجب، آن چیزی است که برای ما به صورت حکم واجب درآمده است. حج، برای هر کس که بتواند - «من استطاع»، که نباید خیال کرد «من استطاع»(1)، واجب را محدود میکند؛ نه. این واجب را توسعه میدهد، بدون استثناء – یکبار در عمر واجب است و اگر کسی نتوانست، خوب؛ نمیتواند. بر او چیزی واجب نیست؛ چون قدرت وجود ندارد. پس، یک بار رفتن در آن مخزن و چشمهی جوشان معنویت برای شستشو و پاکیزه شدن کافی است. البته اگر بیشتر بشود، بهتر و بیشتر شستشو خواهد شد. امّا حدّاقلِ لازم، همان یک بار است. ببینید چقدر جنبهی معنویت حج باید قوی باشد!1374/01/16 1 )
سوره مبارکه آل عمران آیه 97
لینک ثابت
فيهِ آياتٌ بَيِّناتٌ مَقامُ إِبراهيمَ ۖ وَمَن دَخَلَهُ كانَ آمِنًا ۗ وَلِلَّهِ عَلَى النّاسِ حِجُّ البَيتِ مَنِ استَطاعَ إِلَيهِ سَبيلًا ۚ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ العالَمينَ ترجمه: در آن، نشانههای روشن، (از جمله) مقام ابراهیم است؛ و هر کس داخل آن [= خانه خدا] شود؛ در امان خواهد بود، و برای خدا بر مردم است که آهنگ خانه (او) کنند، آنها که توانایی رفتن به سوی آن دارند. و هر کس کفر ورزد (و حج را ترک کند، به خود زیان رسانده)، خداوند از همه جهانیان، بینیاز است. عزیزان من! حج را با این دو خاصّه بشناسید. خاصّهی تأثیر شخصی، فردی و معنوی. ایجاد انقلابی در هر دل؛ این هزاران دلی که از اینجا احرام میبندند و به خانهی خدا، به میعاد و میقات الهی میروند، تا منقلب، الهی و معنوی شوند و برگردند. دلها از خانهی خودشان احرام میبندند. دلهای ذاکر و خاشع. در واقع قبل از میقات، دلها مُحرِمند. این، یک ویژگی بود که قابل اغماض نیست. دومی هم معنا و مفهوم جمعی، اسلامی، امّتی و فراملیتیِ مربوط به امّت اسلام، و عبارت است از اثبات عزّت توحید، نفی شرک، برائت از شرک و مشرکین و داعیان الی الشّرک و مخالفان توحید، به هر شکل و گونهای که بتوانند. مثل خود حج؛ که «من استطاع الیه سبیلاً.»(1) متوقّف بر استطاعت است.1374/01/16 1 )
سوره مبارکه آل عمران آیه 97
لینک ثابت
فيهِ آياتٌ بَيِّناتٌ مَقامُ إِبراهيمَ ۖ وَمَن دَخَلَهُ كانَ آمِنًا ۗ وَلِلَّهِ عَلَى النّاسِ حِجُّ البَيتِ مَنِ استَطاعَ إِلَيهِ سَبيلًا ۚ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ العالَمينَ ترجمه: در آن، نشانههای روشن، (از جمله) مقام ابراهیم است؛ و هر کس داخل آن [= خانه خدا] شود؛ در امان خواهد بود، و برای خدا بر مردم است که آهنگ خانه (او) کنند، آنها که توانایی رفتن به سوی آن دارند. و هر کس کفر ورزد (و حج را ترک کند، به خود زیان رسانده)، خداوند از همه جهانیان، بینیاز است. حج اول با «لبیك» یعنی پاسخگویی و اجابت دعوت الهی شروع میشود.1374/01/16 لینک ثابت اگر حج نبود، یك فرد مسلمان ممكن بود تا آخر عمر، بسیاری از این ملیتها را نه تنها نبیند، بلكه اسم آنها را هم نشنود.1374/01/16 لینک ثابت حج، برای آشنایی مسلمانان بایکدیگر، اتّحاد و تأمین منافع مشترک مسلمانان و احتراز از دشمنان مشترک، یعنی «برائت از مشرکین» است.1374/01/16 لینک ثابت در خلال این واجب[حج]، از اوّل تا آخر، روحی وجود دارد که عبارت است از توجّه و اخلاص به ذات مقدّس احدیّت و اظهار عبودیّت در مقابل پروردگار. در فرایض و واجبات دیگر، به این حجم و کیفیّت، این ویژگی را نمیشود مشاهده کرد؛ اگر چه قوام هر واجب و عبادتی، به توجّه و ذکر حضرت پروردگار جلّ و علاست. وقتی انسانها به مرکز اقامه فریضه الهی حج جذب میشوند، از محدوده زندگی مادّی خارج و به فضایی کاملاً معنوی وارد میشوند. در این فضای معنوی، انسان بهطور حقیقی، شستشویی میکند و برمیگردد. فرض بر این است که اگر انسان، یک بار در مدت عمر خویش چنین شستشویی بکند، برای او کافی است. چون حج یک بار واجب شده است و واجبات بر اساس نیازها و حاجات بشر است. ... پس، یک بار رفتن در آن مخزن و چشمه جوشان معنویت برای شستشو و پاکیزه شدن کافی است. البته اگر بیشتر بشود، بهتر و بیشتر شستشو خواهد شد. امّا حدّاقلِ لازم، همان یک بار است. ببینید چقدر جنبه معنویت حج باید قوی باشد!1374/01/16 لینک ثابت اگر ما دیدیم که حج، جنبه مادّی و ظاهرسازی و دوری از معنویت پیدا کرد و در سفر حجْ رفتارهایی که برای خودمان انتخاب میکنیم یا بر ما تحمیل میکنند، ضد معنویت است، باید بدانیم از فلسفه حج دور افتادهایم. کسانی که حج و ایام حج را به میزان زیادی صرف کارهایی میکنند که در جهت مقابل معنویت، یعنی غرق شدن در مادیّت و دوری از خداست، در حقیقت، بدون این که خودشان بدانند، از آن سرمایهای که خدای متعال در حج به آنها هدیه کرده است، کم میکنند. آنها خیال میکنند چیزی بهدست میآورند؛ در حالیکه چیزی از دست میدهند و با غرق شدن در مادّیات، هدیه معنوی را ناقص میکنند.1374/01/16 لینک ثابت |
