سرنوشت امت اسلامی, سرنوشت انقلاب اسلامی, سرنوشت دنیای اسلام, روحانیها, نظام جمهوری اسلامی ایران, حفظ نظام اسلامی امروز سرنوشت روحانیت و سرنوشت اسلام در این سرزمین، وابسته و گره خوردهی به سرنوشت نظام اسلامی است.1389/07/29
حفظ نظام اسلامی مسئلهی حفظ نظام مطرح شد. به نظر ما - همین طور كه گفتیم - حفظ نظام واجب است و اوجب از همهی امور است. نظام هم یك مرزهای مشخصی دارد كه یكی از این مرزها، مرزهای اخلاقی و فرهنگی است و شكی نیست كه باید حفظ شود.1389/05/31
حفظ نظام اسلامی امروز دربارهی امام بزرگوار در خطبهی اول عرایضی را عرض میكنم؛ نگاه به امام از منظر یك شاخص. این نگاه از این جهت اهمیت پیدا میكند كه چالش اصلی همهی تحولات بزرگ اجتماعی - از جمله انقلابها - صیانت از جهتگیریهای اصلی این انقلاب یا این تحول است. این مهمترین چالش هر تحول عظیم اجتماعی است كه هدفهائی دارد و به سمت آن هدفها حركت و دعوت میكند. این جهتگیری باید حفظ شود. اگر جهتگیری به سمت هدفها در یك انقلاب، در یك حركت اجتماعی صیانت نشود و محفوظ نماند، آن انقلاب به ضد خود تبدیل خواهد شد؛ در جهت عكس اهداف خود عمل خواهد كرد. لذا شما در قرآن ملاحظه میكنید كه در سورهی مباركهی هود، خدای متعال به پیغمبرش میفرماید: «فاستقم كما امرت و من تاب معك و لاتطغوا انّه بما تعملون بصیر». پیغمبر را امر میفرماید به استقامت. استقامت، یعنی پایداری؛ راه را مستقیم ادامه دادن؛ در جهت درست حركت كردن. نقطهی مقابل این حركت مستقیم در این آیهی شریفه، طغیان قرار داده شده است؛ «و لاتطغوا». طغیان، یعنی سركشی؛ منحرف شدن. به پیغمبر میفرماید: هم تو - شخصاً - هم كسانی كه همراه تو و با تو هستند، این راه را درست ادامه بدهید و منحرف نشوید؛ «انّه بما تعملون بصیر».1389/03/14
جهتگیری انقلابی, حفظ نظام اسلامی, جهتگیریهای انقلاب اسلامی, چالش اصلی نظام اسلامی چالش اصلی همهی تحولات بزرگ اجتماعی - از جمله انقلابها - صیانت از جهتگیریهای اصلی این انقلاب یا این تحول است.1389/03/14
حفظ نظام اسلامی مسائل جزئی داخل جامعه را میشود اصلاح كرد. جزئی كه عرض میكنیم، نه اینكه بیاهمیت است - دارای اهمیت است - لیكن مسائل فردی و شخصی و جزئی و مربوط به اشخاص است؛ اینها را میشود اصلاح كرد. اساس این است كه انسان بتواند نظام را حفظ كند. چالش اصلی نظام اسلامی از روز اول تا امروز این بوده است؛ یعنی حفظ نظام اسلامی و حفظ این اساس و حفظ آن مرزها و شاخصهائی كه این نظام را از بقیهی نظامهای دنیا جدا میكند.
ما یك شباهتهائی به دیگران داریم، مشتركاتی داریم؛ لیكن آن چیزی كه هویت اصلی این نظام را تشكیل میدهد - كه آن، اطاعت از خدای متعال و سیر بر مسیر الهی است - بایستی محفوظ بماند. چالش واقعی و اصلی نظام ما از اول هم همین بوده است؛ یعنی مخالفان، نظام را، این حركتِ بر اساس حكم الهی و دین الهی را برنمیتابند. چرا برنمیتابند؟ حالا بعضی با یك نگاه عمیق و نافذشان میفهمند كه این یك تحدی بر علیه نظامهای مادی است، لذا از این جهت با آن مواجهه میكنند؛ بعضی هم نگاه میكنند، آثار مترتب بر این نظام را در دنیا میبینند: همان طور كه امام فرمودند هستههای حزباللَّه باید در همهی دنیای اسلام تشكیل شود، میبینند تشكیل شده است. میبینند دلها به سمت اسلام گرایش پیدا كرده است. میبینند احساس هویت اسلامی در تك تك مسلمانها در بسیاری از نقاط جهان اسلام به وجود آمده است؛ و این، منافع مادی آنها را تهدید میكند. به هر حال میفهمند منشأ، اینجاست؛ لذا مقابله میكنند، معارضه میكنند. واقعاً ما هیچ نظامی را سراغ نداریم كه تا این حد معارضهها با او شدید و جبههی استكبار در مقابل او همدست و متحد باشد. از اول انقلاب تا حالا این معنا وجود دارد.
خوب، ما بایستی به تحكیم و حفظ نظام اهتمام بورزیم. پایههای نظام، مشخص و معلوم است؛ همه باید بر اساس آن حركت كنند؛ در جهت تحكیم این پایهها بایستی تلاش كنند، حركت كنند، اقدام كنند، ابتكار كنند. . . . . . ما امروز مواجه هستیم با یك جبههی دشمنیِ بزرگ در سراسر دنیای قدرتمندان؛ این جبههای است كه شكل گرفته است در مراكز قدرت بینالمللی، قدرتهای مالی و اقتصادی، كه غالباً هم در مشت صهیونیستها و سرمایهدارهای بزرگ است. این جبهه در مقابل نظام اسلامی از همهی وسائل استفاده میكند و در داخل هم متأسفانه كسانی به اینها جواب میدهند؛ كسانی میشوند طرف مورد اعتماد آنها، حرف آنها را تكرار میكنند، به آنها پاس میدهند، برای اینكه آنها بتوانند به نظام جمهوری اسلامی ضربه بزنند! یك چنین حالتی متأسفانه وجود دارد. لیكن در مقابل آن، بیداری مردم، آگاهی مردم، انگیزهی مردم، حضور مردم، دینداری مردم، علاقهمندی مردم به مبانی نظام و پایههای نظام وجود دارد. اینها حقائقی است كه در جمهوری اسلامی وجود دارد. و ما پیش رفتیم. ما در طول این سالهای متمادی، خدا را شكر میكنیم كه پیش رفتیم.
آنچه كه وظیفهی امروز ماست، حفظ این هندسهی عظیم است؛ این را باید حفظ كرد. باید در حفظ این هندسه، مرزبندی كرد. این مرزبندیای كه من عرض میكنم، اینجاست؛ والّا در مسائل مادون این - حالا چه مسائلی كه در درجهی دوم اهمیت است، چه در مراتب پائینتر - ممكن است اختلاف نظرهائی باشد؛ این اختلاف نظرها به جامعه ضربه نمیزند. اختلاف نظر موجب پیشرفت میشود. . . . . آنها میخواهند نظام اسلامی، نظام دینی، نظام مبتنی بر اطاعت از خدا و رسول وجود نداشته باشد. هر آن چیزی كه تضمین كنندهی اطاعت عمومی این نظام است، برای آنها دشمن محسوب میشود؛ علیهاش اقدام میكنند، علیهاش فعالیت میكنند، همهی تلاش خودشان را برای زدن آن متمركز میكنند. این طرف قضیه بایستی تلاش و سعی خودش را بكند، برای اینكه همین اركان اصلی را، این مبانی و مبادی اصلی را حفظ كند. مسئلهی اصلی را نبایستی مغفولٌعنه قرار داد. صریح و روشن هم بایستی خطوط را مشخص كرد. یعنی آن كسانی كه پایبند به نظام اسلامی و پایبند به حضور مردم - با همین انگیزه و ایمانی كه مردم دارند - هستند، باید مرزشان با كسانی كه دلشان نمیخواهد این حركت به این شكل، اسلامی ادامه پیدا كند، مشخص شود. با قانون معارضه میكنند، با قانون مخالفت میكنند. باید این مرز هم، مرز روشن و واضحی باشد تا مردم دچار خطا و اشتباه نشوند. مردم به ماها نگاه میكنند؛ ما بایستی بدانیم كه خط چه جوری است. این، اصل قضیه است. هر چیزی كه مادون این است، قابل اغماض است، قابل حل است. ولو اختلاف نظری هم وجود داشته باشد، این اختلاف نظر نباید به معارضه و مجادله و مخاصمه بینجامد؛ كه از این مخاصمات، دشمن سود میبرد. حرف ما این است.
آن كسانی كه این نقشهی كلی را كه متبلور است در قانون اساسی و حكمیت قانون و داوری قانون، قبول دارند، جزو مجموعهی نظام اسلامی هستند. آن كسانی كه اینها را رد میكنند، كسانیاند كه خودشان به دست خودشان صلاحیت حضور در نظام اسلامی را دارند از دست میدهند و صلاحیت ندارند. كسانی كه حاضر نیستند قانون را تحمل كنند، كسانی كه حاضر نیستند اكثریت را قبول كنند، كسانی كه آن انتخابات عظیم چهل میلیونیِ مایهی افتخار را زیر سؤال میبرند، یك نقطهی قوّت را برای نظام میخواهند تبدیل كنند به یك نقطهی ضعف، اینها در واقع دارند خودشان، خودشان را از این كشتی نجات - كه نظام اسلامی است - بیرون میاندازند؛ والّا هیچ كس نمیخواهد كسی را از كشتی نجات بیرون بیندازد.
حضرت نوح نبیاللَّه (علی نبیّنا و علیه السّلام) به فرزندش فرمود: «یا بنیّ اركب معنا و لا تكن مع الكافرین». نظام اسلامی هم تأسیاً به حضرت نوح، به همه میگوید: بیائید با ما باشید، بیائید وارد این كشتی نجات شوید، «و لا تكن مع الكافرین». هدف و مبنا این است. ما هیچ كس را از نظام بیرون نمیكنیم؛ اما كسانی هستند كه خودشان، خودشان را از نظام بیرون میكنند؛ خودشان را از نظام خارج میكنند.
امیدواریم كه خدای متعال به ما توفیق بدهد تا بتوانیم نظام اسلامی را با همین كلیت و با همین جهتگیریِ درست كه بحمداللَّه تا امروز آمدهایم، حفظ كنیم و بتوانیم به این نظام و به این مردم خدمت كنیم.1388/12/06
حفظ نظام اسلامی, چالش اصلی نظام اسلامی, شاخص نظام اسلامی چالش اصلی نظام اسلامی از روز اول تا امروز حفظ نظام اسلامی و حفظ این اساس و حفظ آن مرزها و شاخصهائی كه این نظام را از بقیهی نظامهای دنیا جدا میكند بوده است؛1388/12/06
حفظ نظام اسلامی این ملت عظیم از قشرهای مختلف در سراسر كشور نگاه میكنند به صحنه، میشناسند صحنه را؛ خیلی چیز بزرگ و مهمی است. اینی كه من عرض میكنم روز نُه دی در تاریخ ماندگار است، به خاطر این است. مردم بیدارند؛ همین است كه كشور شما را نگه داشته است عزیزان من! همین است كه انقلابتان را حفظ كرده است؛ همین است كه جرأت سران استكبار را از آنها گرفته است كه بخواهند به ملت ایران حمله كنند؛ میترسند. حالا در تبلیغات، زید و عمرو و بكر را میكشند جلو، بمباران تبلیغاتی میكنند؛ اما حقیقت قضیه چیز دیگری است. دشمن حقیقی آنها ملت ایران است، دشمن حقیقی آنها ایمان و بصیرت ملت ایران است، دشمن حقیقی آنها همین غیرت دینی جوانهاست كه میجوشد. یك وقتی هم دندان روی جگر میگذارند، صبر هم میكنند، باید هم بكنند؛ اما یك وقت هم آنجائی كه وقت حضور در صحنه است، میآیند توی صحنه.1388/10/19
حفظ نظام اسلامی جمهوری اسلامی - كه از انقلاب اسلامی برخاسته است - یك واحدی است كه داری دو بعد است: اسلامی بودن و مردمی بودن؛ هم اسلامی است، هم مردمی است. و مردمی است، چون اسلامی است؛ چون اسلام دین جامعه است. دین مسئولیت همگانی است؛ اسلام دین تك تك افراد و اشخاص به حیث خودشان فقط نیست؛ آن هم هست، اما افراد به حیث اجتماعشان هم مورد خطاب اسلامند. اسلام یك دین مردمی است؛ یك دینِ مسئولیت عمومی است؛ بنابراین مردمی بودن از خود اسلامی بودن برمیآید. اسلامی هم هست؛ چون خدای متعال منت گذاشته است: «بل اللَّه یمنّ علیكم أن هداكم للإیمان»؛(5) منت گذاشته بر ما، هدایت كرده ما را به این ایمان؛ پروردگار به مردم ما، به خود ما منت گذاشته، ما را به این دین هدایت كرده؛ لذا جمهورِ ما اسلام را میخواهند و این دین الهی را بحمداللَّه خدای متعال به ما داده است. بنابراین «جمهوری اسلامی» است؛ یك منظومه است، یك مجموعه است، یا بگوئیم واحدِ دارای ابعادی است كه این ابعاد باید با همدیگر مورد ملاحظه قرار بگیرد و با هم باشد؛ این درهمتنیدگی باید حفظ بشود. هر كدام از این جهات تضعیف بشود، كل و مجموعه تضعیف شده است. مسئلهی ولایت هم پایبندی به همین مجموعه است؛ چه ولایت معصومین (علیهم السّلام)، چه ولایت فقیه كه دنبالهی ولایت معصومین و ادامهی او هست. مسئلهی پایبندی به این مجموعه و رعایت حفظ این مجموعه در كشور و در نظام است، كه زاویهای پیدا نكند، مشكلی برایش به وجود نیاید، در او تنقیصی و تبعیضی حاصل نشود، با همین جامعیت حركت كند و پیش برود. و این اسلام ناب هم كه در فرمایش امام بود، ناظر به همین است؛ چون امام اسلام ناب فرمودند، در مقابل اسلام آمریكائی. اسلام آمریكائی فقط آن نیست كه آمریكاپسند باشد؛ هر چیزی كه خارج از این اسلام ناب است؛ اسلام سلطنتی هم همین جور است، اسلام التقاطی هم همین جور است، اسلام سرمایهداری هم همین جور است، اسلام سوسیالیستی هم همین جور است، اسلامهائی كه با شكلها و رنگهای مختلفی عرضه بشود و آن عناصر اصلی در او وجود نداشته باشد، همهاش مقابل اسلام ناب است؛ در واقع اسلام آمریكائی است. انسان مشاهده میكند در این معارضههائی كه با نظام در طول این سی سال انجام گرفته، این اسلامهای گوناگون حضور داشتهاند؛ هم اسلام التقاطی وجود داشته، هم اسلام سلطنتی وجود داشته، هم اسلام سوسیالیستی وجود داشته؛ انواع و اقسام این اسلامها در مواجههی با نظام جمهوری اسلامی وجود داشتهاند. خوب، در این نگاه به اسلام و درك و فهم از اسلام، فرد و جامعه با هم ملاحظه میشوند، معنویت و عدالت با هم ملاحظه میشوند، شریعت و عقلانیت با یكدیگر ملاحظه میشوند، عاطفه و قاطعیت در كنار هم دیده میشوند؛ اینها همه باید باشد. قاطعیت در جای خود، عواطف در جای خود، شریعت در جای خود، عقلانیت - كه آن هم خارج از شریعت البته نیست - در جای خود؛ همه در كنار هم بایستی مورد استفاده قرار بگیرند؛ انحراف از این منظومهی مستحكم، موجب انحراف از نظام اسلامی خواهد بود.1388/07/02
پایبندی به اسلام, حفظ نظام اسلامی, کارگزاران نظام ما بایستی از اسلام برای عمل خودمان، برای رفتارهای خودمان، برای موضع گیریهای خودمان درس بگیریم و بدانیم بقای نظام اسلامی، برکات الهی، تفضلات و رحمت الهی تا وقتی است که ما پایبند و مقید باشیم.1387/08/15
حفظ نظام اسلامی یكی از وظایف مهم مجلس خبرگان، حفظ و تقویت مبانی، شعارهای بنیادین و جهت گیریهای اصلی نظام است. . . . . این شكل قانونی شامل بخشهای مختلف رسمی و قانونی نظام است و حداقلِ شرطِ حفظِ نظام اسلامی ، حفظ این شكل قانونی است اما این مسئله شرطِ لازم، ولی غیر كافی است. شرطِ كافی حفظِ نظام اسلامی را حفظ و تقویت محتوا و اصول اساسی نظام اسلامی است. اگر به محتوا و اصول توجه نشود ممكن است در زیر پوستِ شكلِ رسمی نظام، تغییرات تدریجی و بی سر و صدایی اتفاق بیفتد و نظام اسلامی را به سمتِ انحراف بكشاند كه در برخی مواقع، خواص هم متوجه این انحراف تدریجی نمی شوند. . . . . . بخشهای نرم افزاری نظام اسلامی كه در واقع همان جهت گیری های فكری، شاخص های اصلی و شعارهای بنیادین انقلاب است، مهمترین مسئله برای حفظ نظام است. عدالتخواهی ، استقلال و آزادی به معنای حقیقی كلمه ، استكبار ستیزی و منفعل نشدن در مقابل دشمن ، مردم گرایی ، مستضعف نوازی و گرایش به طبقات محروم ، و پرهیز از اسراف و زندگی اشرافی گری جزو مبانی انقلاب اسلامی هستند كه به هیچ وجه نباید تغییر كنند.1387/06/07
جوان, جوان امروز انقلاب اسلامی, حفظ نظام اسلامی طبقهی جوان، نسلهای پیدرپی نسبت واحدی با انقلاب دارند؛ همه در انقلاب و در تكلیف حفظ امانت این انقلابن سهیم اند.1387/03/14
حفظ نظام اسلامی دشمن تصور میكرد بعد از رحلت امام خمینی (ره) به عنوان یكی از ستونهای اصلی حفظ نظام، میتواند با یك برنامهریزی دقیق، پایههای فرهنگی و اعتقادی مردم را سست كند و با تغییر ذهنیت مردم نسبت به انقلاب اسلامی، زمینهی بازگشت مجدد استبداد و سلطهپذیری را فراهم كند.1386/10/16
حفظ نظام اسلامی باید راه را باور داشته باشیم: «آمن الرّسول بما انزل إلیه من ربّه و المؤمنون كلّ آمن باللَّه»؛ یعنی آحاد مؤمنینِ به این راه، دست به دست هم بدهند و ایستادگی كنند؛ ایستادگی نشان بدهند. این راه پیشرفت و پیروزی است. اگر این كار را بكنند، پیروزی قطعی است. ما این را در طول این سالها تجربه كردهایم. در میدانهای گوناگون، آنجایی كه حرف خودمان را باور داشتهایم و پای آن حرف ایستادهایم، آنجا پیش رفتهایم. در دفاع مقدس همین پیش آمد؛ در حفظ اساس این نظام مقدس، همین پیش آمده؛ در پیشرفت روزبهروز، بلكه ساعت به ساعتِ كشور در زمینههای مختلف، همین پیش آمده است. امروز شاخصهای پیشرفت و توسعه را كه ما در كشورمان نگاه كنیم و با اول انقلاب مقایسه كنیم، اصلاً قابل مقایسه نیست. آن روز حدس هم نمیشد زد كه با وجود آن مشكلاتی كه سر راه هست، بشود به این نقطه رسید؛ اما به توفیق الهی رسیدیم. این بر اثر ایستادگی همراه با باور بود؛ و راهش همین است. اگر مسؤولان كوتاهی كنند، این جزو گناهانی است كه تأثیرش نه فقط برای اشخاص خودشان، بلكه برای ملت، تأثیر مخربی خواهد بود.1385/07/18
حفظ نظام اسلامی قانون اساسی ما بسیار خوب و پیشرفته است. قانون اساسی از جملهی همان چیزهایی است كه دشمنان ما آن را آماج حملات خود قرار دادهاند؛ چون این قانون اساسی با این خصوصیات و با این تقسیم قدرت میتواند كشور را به سامان برساند و جامعه را پیش ببرد. این قانون اساسی میتواند ضامن حفظ نظام اسلامی باشد؛ نظامی كه پاسخگوی نیازهای مادی و معنوی انسانهاست. این قانون اساسی میتواند ذهنها را اشباع و اقناع كند و جسمها را به رفاه مادی برساند؛ میتواند دنیا و آخرت مردم را آباد كند. بر اساس این قانون اساسی، امروز كشور در حال حركت و پیشرفت است. نه اینكه نقص و ضعف وجود ندارد - بلاشك ضعفها وجود دارد - منتها شما اگر وضعیت كشور و موقعیت استثناییِ نظام جمهوری اسلامی را در نظر بگیرید، خواهید دید كه از اول انقلاب پیشرفت ما در همهی زمینهها، پیشرفت خوب، در بعضی جاها عالی، و در برخی از بخشها قابل قبول بوده است. . . . . . اقتداری كه ما میتوانیم در داخل بهوجود بیاوریم، با بمب اتمی و سلاح هستهیی و تقویت نیروی نظامی نیست. البته تقویت نیروی نظامی در حد متعارف لازم است؛ اما آنچه میتواند ما را در مقابل تهاجم همهجانبهی دشمنان در سطوح مختلف حفظ كند، همین فهرستی است كه عرض كردم: تقویت ایمان، تقویت علم، تقویت فناوری، تسلط بر فنون روز، پیشاهنگ شدن در تولید علم، شكوفایی استعدادهای آحاد ملت و جوانان در رشتههای مختلف - چه علوم انسانی، چه علوم طبیعی، چه انواع گوناگون علوم تجربی - همبستگی ملی و تقویت همدلی در میان مردم؛ اینهاست كه میتواند یك ملت را تقویت كند؛ میتواند هم دنیای خودشان را آباد كند، هم آنها را از آسیب دشمنان محفوظ نگه دارد. اینها وسیلهیی است برای حفظ و صیانت؛ ما باید اینها را دنبال كنیم و خود را متعهد به انجام آن بدانیم.1384/02/21
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران, حفظ نظام اسلامی قانون اساسی میتواند ضامن حفظ نظام اسلامی باشد؛ نظامی كه پاسخگوی نیازهای مادی و معنوی انسانهاست.1384/02/11
حفظ نظام اسلامی عده یی سعی می كنند ولایت فقیه را به معنای حكومت مطلقه ی فردی معرفی كنند؛ این دروغ است. ولایت فقیه - طبق قانون اساسی ما - نافی مسؤولیت های اركان مسؤول كشور نیست. مسؤولیت دستگاه های مختلف و اركان كشور غیرقابل سلب است. ولایت فقیه، جایگاه مهندسی نظام و حفظ خط و جهت نظام و جلوگیری از انحراف به چپ و راست است؛ این اساسی ترین و محوری ترین مفهوم و معنای ولایت فقیه است. بنابراین ولایت فقیه نه یك امر نمادین و تشریفاتی محض و احیاناً نصیحت كننده است - آن طوری كه بعضی از اول انقلاب این را می خواستند و ترویج می كردند - نه نقش حاكمیت اجرایی در اركان حكومت دارد؛ چون كشور مسؤولان اجرایی، قضایی و تقنینی دارد و همه باید بر اساس مسؤولیتِ خود كارهایشان را انجام دهند و پاسخگوی مسؤولیتهای خود باشند. نقش ولایت فقیه این است كه در این مجموعه ی پیچیده و در هم تنیده ی تلاشهای گوناگون نباید حركت نظام، انحراف از هدفها و ارزشها باشد؛ نباید به چپ و راست انحراف پیدا شود. پاسداری و دیده بانی حركت كلی نظام به سمت هدفهای آرمانی و عالی اش، مهمترین و اساسی ترین نقش ولایت فقیه است. امام بزرگوار این نقش را از متن فقه سیاسی اسلام و از متن دین فهمید و استنباط كرد؛ همچنان كه در طول تاریخ شیعه و تاریخ فقه شیعی در تمام ادوار، فقهای ما این را از دین فهمیدند و شناختند و به آن اذعان كردند. البته فقها برای تحقق آن فرصت پیدا نكردند، اما این را جزو مسلّمات فقه اسلام شناختند و دانستند؛ و همین طور هم هست.1383/03/14