newspart/index2
جنگ اراده‌ها
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
جنگ اراده‌ها

معلوم است که قدرت سلطه‏گر به‏آسانی و بزودی تسلیم نمی‏شود و عقب نمی‏نشیند. این مبارزه باید استمرار پیدا کند تا یک ملت بتواند جایگاه خود را مستحکم کند؛ شما امروز در حال ادامه‏ی این مبارزه‏اید. این مبارزه همیشه در میدان جنگ نیست؛ اما همیشه در میدان ظرفیتهای انسانی است؛ همیشه در میدان اراده‏هاست. اراده‏ی ملت وقتی بر ادامه‏ی راه استقلال و عزت باشد، پیش خواهد رفت؛ این اتفاقی است که در ایران افتاد. جوانان عزیز! شما وارث یک واقعیت پرشکوه در این کشورید.

کشور ما یک روز نقطه‏ی حساس و اساسی تمرکز سلطه‏ی استکباری در این منطقه بود. زمامداران خائن، خاندان منحوس پهلوی، رجال خودباخته و رشوه‏بگیر، روشن‏فکران ساکت، علمای بی‏تفاوت، مجموعاً همه دست به دست هم داده بودند و ملت را مثل یک آب راکد درآورده بودند. سلطه‏گران هم هر کار می‏خواستند، با این ملت می‏کردند، که یکی از نمونه‏هایش همان کاپیتولاسیون بود که اشاره کردم. در مجلس ایران قانون گذراندند که دولت ایران و دستگاه قضائی ایران نسبت به مجرم و جنایت‏کار امریکائی در ایران حق تعقیب ندارد. امام آن روز فریاد کشید؛ امام آن روز برای مردم حقیقت مطلب را روشن کرد. اگر یک نظامی سطحِ پائین امریکائی- یک گروهبان امریکائی، یک آشپز امریکائی- به بزرگترین مقامات علمی، دینی، سیاسی کشور ما اهانت می‏کرد، مردم حق نداشتند او را محاکمه کنند! اتفاقی که در کشورهائی که امریکائیها در آنجا ظلم می‏کنند، الآن دارد اتفاق می‏افتد. شما ببینید همین شرکت امریکائی «بِلَک واتر» در بغداد، مردم بی‏گناه را به رگبار می‏بندد، کسی جرئت ندارد این‏ها را محاکمه کند و بگوید چرا کردید. این‏ها یک چنین وضعیتی را در ایران طلب و دنبال می‏کردند. بر ملتی وقتی مسلط شدند، به هیچ‏چیز آن ملت رحم نمی‏کنند. ملت باید به خود بیاید، هوشیار باشد، راه خود را پیدا کند؛ و ملت ایران پیدا کرد.

البته ما هزینه‏های زیادی دادیم. جنگ هشت‏ساله یکی از هزینه‏هائی بود که ملت ایران داد؛ اما در مقابل استقلال خود را گرفت؛ عزت خود را گرفت. امروز ملت ایران و جوانان ایران در دنیای اسلام و در بسیاری از کشورهای دیگر برای ملتها و برای روشن‏فکران الهام‏بخشند. امروز احترام ایران و اعتبار ایران در دانشگاههای سراسر دنیای اسلام از همه‏ی کشورها بیشتر است. به خاطر همین اراده‏ای که ملت ایران از خود نشان داد و سرنوشت خودش را عوض کرد.

این راه باید ادامه پیدا کند؛ امید به شما جوانهاست. خودتان را آماده کنید. مسئله فقط مسئله‏ی جنگ نظامی نیست که بگوئیم خودتان را آماده‏ی جنگ نظامی کنید؛ نه، اگر یک روزی اتفاق نظامی هم در این کشور بیفتد، این میلیونها جوان ایرانی، این پسران، این دختران، این مادران و فرزندان، امتحان خوبی داده‏اند؛ در گذشته نشان داده‏اند که چه می‏کنند، در آینده هم همین خواهد بود؛ لکن مسئله منحصر به این نمی‏شود. راه علم، راه تقویت اراده، راه خلاقیت و سازندگی، راه رشد و تکامل را جوان ایرانی باید بپیماید. هر مقدار ما از معارف اسلامی فاصله بگیریم، از مجاهدت و تلاش و تکاپو دست برداریم، ضرر خواهیم کرد و به همین نسبت در این نبرد تاریخی مرگ و زندگی، عقب خواهیم رفت؛ ضربه خواهیم خورد.۱۳۸۶/۰۸/۰۹

لینک ثابت
جنگ اراده‌ها

قدر شهدای جبهه‏تان را بدانید، قدر آن مقاومتهای مظلومانه را بدانید، قدر آن ایستادگی و صلابتِ از پولاد محکم‏ترِ امام راحل را بدانید؛ این‏هاست که ملت فلسطین را یک طور، ملت لبنان را یک طور، ملتهای امریکای لاتین را یک طور، ملت آفریقای جنوبی را یک طور، ملتهای خاورمیانه را یک طور، ملتهای بسیاری از کشورهای عرب را- که دولت‏هاشان وابسته‏ی به امریکا هستند- یک طور، تحت تأثیر قرار داده. مهم این است که جوان ایرانی بداند ایران در کجای این جبهه است. در دنیا یک جنگ عظیم و یک چالش بزرگ برپاست؛ جنگ توپ و تفنگ نیست، اما جنگ اراده‏ها و عزم‏ها و سیاست‏ها و تدبیرهاست. ایران در کجای این جنگ است؟ ایران در جبهه‏ای از این جنگ در مرکز فرماندهی قرار دارد که افراد آن جبهه را ملتها تشکیل می‏دهند. سرسری عبور نکنیم از اینکه وقتی رئیس‏جمهور ایران به اندونزی می‏رود، در نماز جمعه برایش شعار می‏دهند، در دانشگاه برایش شعار می‏دهند، در مجموعه‏ی اساتید برایش شعار می‏دهند و اگر اجازه می‏دادند در کوچه و بازار راه برود، مردم هم برایش شعار می‏دادند. این‏ها چیزهای مهمی است.

بنده زمان ریاست جمهوری به پاکستان رفتم؛ آن‏چنان تظاهراتی شد که با وجود اینکه قرار بود ریگان- رئیس‏جمهور امریکا- بعد از سفر من برود و از پاکستان بازدید کند، دیگر نرفت! دیدند آبروریزی است برای او؛ چون آن وضعی که مردم در استقبال از رئیس‏جمهوری اسلامی ایران بوجود آوردند، اگر او می‏رفت آن‏گونه نمی‏شد. الآن رئیس‏جمهوری اسلامی ایران به هر کشوری از کشورهای منطقه‏ی شرقی- چه اسلامی و چه حتّی غیر اسلامی- بخواهد برود، وقتی به مردم بگویند، عکس‏العمل آن‏ها شوق‏آمیز، با اظهار علاقه و با اظهار طرف‏داری است؛ به هرکدام از آن‏ها بگویند رئیس‏جمهور امریکا می‏خواهد بیاید، عکسش را آتش می‏زنند و پرچمش را پاره می‏کنند! این‏طوری است. امروز در دنیا، جبهه‏ی سیاسی و جنگ اراده‏ها و عزمها و تدبیرها به این شکل است؛ آرایش این جبهه این‏گونه است.

اتاق فرماندهی این طرف این جبهه، ایران است: ایران حزب‏اللّهیِ پُر از عزم و همت، اما با دست خالی؛ به خاطر اینکه صد سال قبل از او، سلاطین خائن پهلوی و قاجار، هرچه توانستند ضربه زدند، غارت کردند و لطمه زدند؛ حالا از صفر شروع کرده. طرف مقابل، دویست سال است که مشغول خودسازی است- چه از درون خودش، چه با آنچه که از دنیا غارت کرده- و دست او از لحاظ علمی و از لحاظ اقتصادی پُر است. دست این طرف- از لحاظ عُدّه‏ی ظاهری و پشتیبانیهای ظاهری؛ یعنی پول و سلاح و این‏ها- خالی است؛ اما در عین حال دنیا وقتی نگاه می‏کند، این دو کفه را برابر، و در یک جاهائی کفه‏ی همین نیروی حزب‏اللّهی را سنگین‏تر می‏بیند.

چرا سنگین‏تر می‏بیند؟ مگر ما چه داریم؟ همان احساس حضور! حضور! ما ملتی داریم که با انقلاب اخت است؛ گره خورده است؛ جوشیده است. در بین این ملت که سطوح گوناگون و مختلفی دارند، روحیه‏ی جمع کثیری این است که هرجا و هر زمان و هرطور که لازم باشد، سینه‏شان را سپر می‏کنند و به وسط میدان می‏آیند. این نقطه‏ی قوّت ماست. این چگونه حاصل شده است؟ با موتور ایمان، با روحیه‏ی انقلاب، با انگیزه‏ی دین؛ این حقیقتی که دنیاداران او را نفهمیدند! نفهمیدند که قدرت دین چه استحکامی به یک ملت و به یک نظام می‏دهد. جمهوری اسلامی به طور طبیعی در این راه و در این کیفیت قرار داشت و قرار گرفت؛ یعنی ایمان. حالا شما- بسیج دانشجویی- در این خیمه‏ی فرماندهی در کجا قرار دارید؟ خودتان معین کنید و فکرش را بکنید؛ البته با این محاسبه. دانشجوجماعت- بخصوص آن وقتی‏که انگیزه‏ی بسیجی و روح بسیجی بر او حاکم است- آن عنصر بی‏همتاست؛ بی‏همتاست. یعنی برای پیشبرد این حرکت عظیم، دیگر نمی‏توان روی او قیمت گذاشت.۱۳۸۶/۰۲/۳۱

لینک ثابت
جنگ اراده‌ها

همین تیپ مستقل قائم که از سال ۶۵ تشکیل شده است، تا آخر جنگ- تقریباً در طول دو سال و نیم- در بیست و پنج عملیات آفندی و پدافندی شرکت کرده است. این شوخی است؟! بیست و پنج عملیات! رزمندگان این استان، تیپ قائم را سال ۶۵ تشکیل دادند و قبلش هم در قالب لشکر هفده علیّ بن ابی طالب و تیپ امام رضا (علیهماالسّلام) از سمنان و شاهرود و دامغان و گرمسار و سراسر این استان به جبهه‏ها می‏رفتند و فعالیت می‏کردند. آن‏ها به جای خود محفوظ؛ اما از وقتی این تیپ تشکیل شد، در طول تقریباً دو سال و نیم، در بیست و پنج عملیات آفندی و پدافندی شرکت کردند؛ این ارزش یک مجموعه‏ی مردمی را نشان می‏دهد؛ قدرتِ اراده‏ها را نشان می‏دهد؛ صبر خانواده‏ها را نشان می‏دهد. همین تیپ قائم در عملیات مرصاد مهم‏ترین نقش را ایفا کرد. شنیدم که نقش تیپ قائم در عملیات مرصاد آن‏چنان بود که اگر نبود، دشمن ممکن بود تا کرمانشاه پیش بیاید. آن که ایستاد، تیپ قائم بود. این‏ها در تاریخ می‏ماند.
ستادهای پشتیبانی جنگ این استان- که من دیروز هم در سخنرانی عمومی اشاره کردم که مربوط به جهاد سازندگی بود- در مجموعه‏های مهندسی- رزمی کارهای برجسته‏ای انجام دادند. آنچه که به من گزارش کردند این‏ها بیست و پنج هزار کیلومتر در جبهه جاده ساخته‏اند؛ چهارهزار کیلومتر خاکریز زدند! رقم را ببینید! نقل می‏کنند پسر بچه‏ی چهارده، پانزده‏ساله پشت فرمان بولدوزر نشسته بود و خاکریز می‏زد؛ از بس کوچک بود، پشت فرمان دیده نمی‏شد! گاهی می‏خواست جلوش را ببیند، مجبور بود از روی صندلی‏اش بلند شود و ببیند؛ این بچه تا صبح خاکریز زد. این جوانها کجایند؟ در بین شماهایند؛ در میان این ملتند. این اراده‏ها کجایند؟ این‏ها تشکیل‏دهنده‏ی اراده‏ی عمومی ملت ایران هستند و از بین نمی‏روند.۱۳۸۵/۰۸/۱۸

لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی
ایران همدل

شرکت در پویش ایران همدل

ورود به صفحه پرداخت