هنر مثل روح انسان است؛ اگر بخواهیم روح را تعریف کنیم، چه میگوییم؟ روح قابل تعریف نیست؛ انسان فقط میتواند خواص و آثار آن را تعریف کند؛ هنر هم چنین چیزی است. 1372/06/10
لینک ثابت
![]()
هنر / شعر/فیلم/نقاشی/خطاطی/تئاتر/موسیقی
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحهی قبلی اینجا کلیک کنید.
هنر مثل روح انسان است؛ اگر بخواهیم روح را تعریف کنیم، چه میگوییم؟ روح قابل تعریف نیست؛ انسان فقط میتواند خواص و آثار آن را تعریف کند؛ هنر هم چنین چیزی است. 1372/06/10 لینک ثابت هنرمند به هنر خودش مبتهج است؛ یعنی هنرمند، زنده به هنر است. 1372/06/10 لینک ثابت درعینحال که هنرمند به هنر خودش مبتهج است و آن را دوست میدارد و جزو جان اوست، اما یک وسیله است؛ مثل بیان.1372/06/10 لینک ثابت بعضیها بودند برای اینکه هنر را منحط کنند و در حقیقت ریشهی آن را بخشکانند، میگفتند: هنر برای هنر است. این حرف معنی ندارد. من در جلسات گوناگون با بعضی از افرادی که اهل این چیزها هستند، مکرر صحبت کردهام و ثابت کردهام که این حرف اصلاً مفاد و محصل درستی ندارد. هنر برای هدف است و البته آن هدف در وجود انسان است.1372/06/10 لینک ثابت هنر برای هدف است و البته آن هدف در وجود انسان است.1372/06/10 لینک ثابت آنجایی که میخواهیم ایدهیی را بیان کنیم، به نظر من هنر یکی از بهترین چیزهایی است که میشود تفکرات اسلامی را با آن بیان کرد.1372/06/10 لینک ثابت اگر ما بیاییم در همین روال زندگی؛ در عالم شعر، ادبیات، موسیقی، نقاشی، گرافیک، داستاننویسی و هنر و ادبیات، کاری پیدا کنیم که هم دل غمگین ما را شاد کند، هم احساس انجام وظیفه به ما بدهد، هم در سرنوشت کشور و ملت و ادب و تاریخمان اثر بگذارد، هم یک عده گمراه بیچاره را نجات بدهد و هم رضای الهی را کسب کند، چه چیزی را با این میتوانید برابر کنید؟ چیزی را دارید که با این مقابله کند؟ این، والاترین است. این، بهترین است. چیزی است که اگر کسی به آن دست پیدا کرد، باید هر لحظه هزاران بار خدای متعال را شکر بگزارد؛ و البته نخواهد توانست؛ زیرا زبان از شکرگزاری قاصر است. آن انسانی که توانسته کاری پیدا کند که هم میبیند در مقابل چشم خودش گمراهانی، لغزندگانی، بیدست و پاها و سرگشتگانی به وسیلهی کار او هدایت میشوند و راه پیدا میکنند و میتوانند به سعادت برسند؛ هم این کار مورد علاقهی اوست و بر او تحمیل نیست - چون آدم هنری و انسان اهل ذوق و هنر و ادب، باید آن کاری که میخواهد انجام دهد از درون خودش بجوشد - و هم کرامالکاتبین و کروبیان ملأ اعلی و شهدایی که خدای متعال ناظر بر اعمال ریز و درشت ما گذاشته - «و انت الرقیب علی من ورائهم(۱)» - از این کار راضی و خشنودند و صد احسنت و مرحبا میگویند که آقا، شما یک سطر این قصه را نوشتید؛ یا پنج دقیقه از این فیلم را ساختید؛ یا دو بیت از این شعر را گفتید؛ یا فلان خط را در فلانجا نوشتید و فلان نقاشی را کشیدید؛ یعنی خدای متعال هم تفاخر میکند به این فرزند خاک، که با افلاکیان در مجاهدتش برابری میکند؛ این اگر نصیب کسی شده باشد، چیز کمی است؟ البته چنین اخلاص و چنین توجهی، به این آسانی نصیب همه نمیشود. اما اگر نصیب کسی شد، باید آن را روی چشم بگذارد و از همهی تنخواههای عالم، ارزشمندترش بداند.1371/11/04
بیانات در دیدار با اعضاى حوزه هنرى سازمان تبلیغات اسلامى
هنر, هنر اسلامی, حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی حدیث 1 )
لینک ثابت
مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج2، ص: 844؛ إقبال الأعمال (ط - القديمة)، ج2، ص: 706؛ مفاتیح الجنان؛ دعای کمیل؛ رُوِيَ أَنَّ كُمَيْلَ بْنَ زِيَادٍ النَّخَعِيَّ رَأَى أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع سَاجِداً يَدْعُو بِهَذَا الدُّعَاءِ فِي لَيْلَةِ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَان...إِلَهِي وَ سَيِّدِي فَأَسْأَلُكَ بِالْقُدْرَةِ الَّتِي قَدَّرْتَهَا وَ بِالْقَضِيَّةِ الَّتِي حَتَمْتَهَا و حَكَمْتَهَا وَ غَلَبْتَ مَنْ عَلَيْهِ أَجْرَيْتَهَا أَنْ تَهَبَ لِي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ وَ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ كُلَّ جُرْمٍ أَجْرَمْتُهُ وَ كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ وَ كُلَّ قَبِيحٍ أَسْرَرْتُهُ وَ كُلَّ جَهْلٍ عَمِلْتُهُ كَتَمْتُهُ أَوْ أَعْلَنْتُهُ أَخْفَيْتُهُ أَوْ أَظْهَرْتُهُ وَ كُلَّ سَيِّئَةٍ أَمَرْتَ بِإِثْبَاتِهَا الْكِرَامَ الْكَاتِبِينَ الَّذِينَ وَكَّلْتَهُمْ بِحِفْظِ مَا يَكُونُ مِنِّي وَ جَعَلْتَهُمْ شُهُوداً عَلَيَّ مَعَ جَوَارِحِي وَ كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيَ مِنْ وَرَائِهِمْ وَ الشَّاهِدَ لِمَا خَفِيَ عَنْهُم... ترجمه: «هنر اسلامی» که ما میگوییم یعنی چه؟ یعنی اینکه هنری با محتوا، با هدفها و غایات و آرمانهای اسلامی به وجود آید تا در مقابل هنری که انسانها را گمراه میکند؛ جوانان را گمراه میکند؛ بشر را سرگرم به امور غیر واقعی و دروغ میکند؛ انسان را از آن آرمانها و کمال مطلوبهای خودش - که باید به آن سمت حرکت کند - باز میدارد؛ در صحنهی عملی، کمک به ظلمهی عالم میکند؛ از مظلومین عالم هرگز دفاعی نمیکند و در خدمت زر و زور استکبار است، بایستد و نگذارد که آن هنر بر ذهنیت مردم تسلط پیدا کند. ما که جز این هدف دیگری نداریم.1371/11/04 لینک ثابت [در حوزه هنری ] میخواهید نگذارید که هنر، وابسته به جناح زر و زور استکبار و آلوده به انواع ابتلائات بشری و حیوانی، بر ذهنیت مردم جامعهی شما مسلط شود. آن هدفهایی را که امروز در بسیاری از جاها دنبال میشود، نمیخواهید دنبال کنید. این را میخواهید دیگر«هنر اسلامی» که ما میگوییم یعنی چه؟ یعنی اینکه هنری با محتوا، با هدفها و غایات و آرمانهای اسلامی به وجود آید تا در مقابل هنری که انسانها را گمراه میکند؛ جوانان را گمراه میکند؛ بشر را سرگرم به امور غیر واقعی و دروغ میکند؛ انسان را از آن آرمانها و کمال مطلوبهای خودش - که باید به آن سمت حرکت کند - باز میدارد؛ در صحنهی عملی، کمک به ظلمهی عالم میکند؛ از مظلومین عالم هرگز دفاعی نمیکند و در خدمت زر و زور استکبار است، بایستد و نگذارد که آن هنر بر ذهنیت مردم تسلط پیدا کند. ما که جز این هدف دیگری نداریم. پس، در مرز، همه چیز باید مستحکم باشد. حرف ما با حوزه این است: شما مرزبانید.1371/11/04 لینک ثابت هنر یک ودیعهی الهی و یک نعمت بزرگ خداست و هنرمند هم یک نعمت است. ببینید! اینجا دو نفر مسؤولند: یکی ما هستیم، که خدا آن هنرمند را به ما داده و ما مورد موهبت خدا قرار گرفتهایم؛ یکی هم خود آن هنرمند است، که خدا آن هنر را به او داده و او هم مورد موهبت خدا قرار گرفته است.1371/10/01 لینک ثابت هنر یک ودیعهی الهی و یک نعمت بزرگ خداست و هنرمند هم یک نعمت است. 1371/10/01 لینک ثابت هنر یک ودیعهی الهی و یک نعمت بزرگ خداست و هنرمند هم یک نعمت است. ببینید! اینجا دو نفر مسؤولند: یکی ما هستیم، که خدا آن هنرمند را به ما داده و ما مورد موهبت خدا قرار گرفتهایم؛ یکی هم خود آن هنرمند است، که خدا آن هنر را به او داده و او هم مورد موهبت خدا قرار گرفته است.1371/10/01 لینک ثابت جامعه و مردم ما، موزون بالطبیعهاند. به قول نصرآبادی - صاحب تذکرهی معروف نصرآبادی - که وقتی بعضی را اسم میآورد، میگوید «طبعاً موزون بود» یا «انسان موزونی است». میخواهد بگوید که شاعر، بالذات است. مردم ما به این معنا، طبعاً موزونند. یعنی اصلاً یک رایحه و رقیقهی هنری در مردم ما وجود دارد. میبینید مردم به شعر علاقهمندند، به بعضی از مقولات هنری علاقهمندند و در مجموع، خوش ذوقند. مردم ما، مردم متجمد متحجری نیستند. ایرانیها اینگونهاند و این، طبیعت ایرانی است. درعینحال، شما نگاه کنید ببینید چه در مقولهی هنرهای قدیمی، که برای ما جدید نیست - مثل قصه، مثل شعر و از این قبیل که قرنها در جامعه و کشور ما سابقه دارد - و چه در مقولهی هنرهای جدید - مثل هنرهای نمایشی و سینما و از این قبیل - ما عقب هستیم. در هر دو مقوله عقب هستیم.1371/09/04 لینک ثابت حقیقت این است که آنچه امروز به صورت هنر رایج ارائه میشود، توسط کسانی که پایهای از هنر درشان هست، به سمت نقطهی مقابل هدفهای اسلامی کشیده میشود. حالا بعضی تعمداً، بعضی تقلیداً و بعضی «لاعنتوجه» این کار را میکنند. مثلاً فرض بفرمایید مسألهی حریم جنسی برای ما یک اصل است. این، حقیقتاً یک اصل است. ... ممکن است این مقوله، در زمانهای مختلف و به مناسبتهای مختلف و در جاهای مختلف، شکلهای مختلفی پیدا کند. اما نفس این حریم، یکی از اصول تفکر اسلامی ماست. اسلام، زن را دارای آنچنان عزت و غروری میطلبد، که اصلاً مبالات این را نداشته باشد که آیا مردی به او نگاه میکند یا نمیکند. توجه میکنید؟ یعنی زن باید آن چنان غرور و آن چنان عزتی داشته باشد که اصلاً اعتنا نکند به اینکه مردی به او نگاه میکند یا نمیکند. این کجا و اینکه زن، لباسش، آرایشش، حرفزدنش و راه رفتنش را چطور انتخاب کند که مردم به او نگاه کنند کجا!؟ شما ببینند بین اینها چقدر فاصله است! حالا فیلمهایی درست میکنند که میبینیم سعی دارند یک عنصر جنسی از همین مقولهی انحرافی، در آن حتماً گنجانده شود و جا بگیرد! این انحراف است. این چرا به وجود آمده؟ این میشد نباشد. الان هم میشود نباشد و باید جلوش را گرفت. یعنی شما باید سر این مسأله، خیلی قوی بایستید. صحبت این نیست که بگویند «آقا، مقدسبازی در میآورید! حالا این دختر، در این فیلم، قدری رویش را بازتر گرفته؛ یا فرض کنید زیر ابرویش را برداشته. شما بیخودی مقدس بازی و آخوند بازی در میآورید!» نه؛ قضیه این نیست که حالا یکی صورتش را نشان بدهد یا ندهد. قضیه این است که ما ذره ذره، از طریق هنر - آن هم این هنر مهم - یک قضیهی به این مهمی را که اوجش آن است که عرض کردم «زن آنطور باید زندگی کند»، مخدوش میکنیم.1371/09/04 لینک ثابت در زمینهی هنر و مقولهی هدایت کردن آن میخواهم عرض کنم، این است که انقلاب حقیقت بزرگی است که در جامعهی ما اتفاق افتاده است. ... ابعاد این انقلاب آن قدر عظیم است که من میخواهم عرض کنم ما هم که الان چهارده، پانزده سال بعد از انقلاب قرار گرفتهایم و در داخل این انقلاب بودهایم، نمیتوانیم عظمت ابعاد این انقلاب را درست درک کنیم. حقیقت بسیار عظیمی است. اما چرا بحث هنر در جامعهی ما باید از این حقیقت با این عظمت ملموس برکنار بماند؟ چند جلد کتاب و چند عنوان رمان در باب این انقلاب نوشتهایم؟ سینماگران معروف ما چند فیلم برای انقلاب ساختهاند؟ کار را به جایی رساندهاند که اگر فیلمی نشان داده شود و در آن نیشی به انقلاب نباشد، آدم خوشحال میشود! میگوید: «خوب، الحمدلله نیشی ندارد!» کار را به اینجا رساندهاند. این انحراف نیست!؟ باید جلو این گرفته شود.1371/09/04 لینک ثابت من روی مسألهی هنر، خیلی اهتمام دارم. ما از لحاظ هنر، عقب هستیم. دنیا از ابزار هنر، علیه انقلاب، به اشدِ وجه استفاده میکند؛ آن وقت اینجا چنانچه به هنرمندی گفته شود که «آقا، شما این فیلم را در خدمت انقلاب و در دفاع از انقلاب بساز»، فوراً متمسک میگویند که «ما هنر را برای اهداف سیاسی نمیتوانیم به کار ببریم! هنر برای هنر است!» این بدان معناست که دشمن به ما میگوید «ما با این حربه شما را میکوبیم، شما با این حربه برای دفاع از خودتان استفاده نکنید!» معنایش این نیست!؟ اینکه قابل قبول نیست. هنرمند مسلمان؛ هنرمندی که حاضر است با هنر، حقایق و اصالتها را بیان کند، این را باید پرورش داد.1371/09/04 لینک ثابت |
