هنر / شعر/فیلم/نقاشی/خطاطی/تئاتر/موسیقی
هنر، عزیز و والاست. هنر، هدیهی ارزشمند الهی به انسان است و هر انسانی که آن را داشته باشد، وقتی ارائه میکند، هدیه ارزشمندی است که از او به بنی نوع بشر داده میشود. هنر، جاودانه و عمومی و جهانی است. مخصوص و منحصر به یک قطعه از زمین و به یک برهه از زمان نیست.1373/11/03
لینک ثابت
کار و تلاش اوّلِ ما باید این باشد که هنر را از لحاظ کمیّ و کیفی به جایی برسانیم که به آن نیاز هست. در وهلهی دوم باید بکوشیم تا با این وسیلهی بسیار رسا، بهترین ارزشها و بهترین مباحث و مسائل دینی را بیان کنیم. 1373/11/03
لینک ثابت
یک بیان هنری ، بخصوص که از طریق هنر نمایش باشد؛ دارای چنان ظرفیتی است که با بیان معمولی و حرف زدن عادّی، قابل مقایسه نیست .1373/11/03
لینک ثابت
اگر بیان قرآن، هنری نبود، امکان نداشت بتواند این همه حقایق و مفاهیم عالیه را در خود بگنجاند.1373/11/03
لینک ثابت
انسان باید با زبان، حتی با ریزهکاریهای هنر آشنا باشد و البته در فضای معنوی هم قرار گیرد تا بفهمد قرآن چه میگوید.1373/11/03
لینک ثابت
فقط گنجایش بیان هنری قادر به بیان بسیاری از مفاهیم است که مفاهیم والای دینی از این قبیل است. فقط بهوسیلهی هنر میشود این مفاهیم را درک کرد.1373/11/03
لینک ثابت
در میان هنرهای گوناگونی که داریم در مجموع، هنرهای نمایشی، آن هم در شرایط کنونی جامعهی ما از توانایی، گسترش و بلاغ بیشتری برخوردارند و مسؤولیت سنگینتری هم دارند. شما باید حقایق اسلامی و اخلاقی و همچنین ارزشهای اسلامی را که برترین ارزشهاست و هر انسانِ دارای عقل و انصاف هم آنها را میپسندد، در نمایشها و فیلمهایتان تبیین کنید.1373/11/03
لینک ثابت
هنر، هدیهی ارزشمند الهی به انسان است و هر انسانی که آن را داشته باشد، وقتی ارائه میکند، هدیه ارزشمندی است که از او به بنی نوع بشر داده میشود. 1373/11/03
لینک ثابت
هنر، جاودانه و عمومی و جهانی است. مخصوص و منحصر به یک قطعه از زمین و به یک برهه از زمان نیست.1373/11/03
لینک ثابت
وزارت ارشاد و سازمان تبلیغات و صداوسیما از هنر بویژه هنر سینما برای نشان دادند گوهر نماز و چهرهی نمازگزار بهره بگیرند. هنرمندان عزیز با زبان شعر و قصه و نقاشی و جز اینها، و با آفرینش آثار هنری با کیفیت، بلکه برجسته، دست چیرهی هنر را به کاری چنین شایسته مشغول سازند. 1372/06/16
لینک ثابت
وزارت ارشاد و سازمان تبلیغات و صداوسیما از هنر بویژه هنر سینما برای نشان دادند گوهر نماز و چهرهی نمازگزار بهره بگیرند. هنرمندان عزیز با زبان شعر و قصه و نقاشی و جز اینها، و با آفرینش آثار هنری با کیفیت، بلکه برجسته، دست چیرهی هنر را به کاری چنین شایسته مشغول سازند. 1372/06/16
لینک ثابت
اهل هنر، چیزی اضافهی بر انسانهای معمولی دارند و اگر چگونگی استفادهی از آن بایسته باشد، بسیار باارزش است. هنر، چیز خیلی فوقالعادهیی است. هنر را درست نمیشود تعریف کرد. البته هنر را خیلی تعریف کردهاند؛ بنده هم اینجا و آنجا دیدهام و خواندهام؛ اما هنر یک کیفیت معنوی است؛ خواص و آثارش را میشود تعریف کرد، ولی خود هنر را نمیشود تعریف کرد. هنر مثل روح انسان است؛ اگر بخواهیم روح را تعریف کنیم، چه میگوییم؟ روح قابل تعریف نیست؛ انسان فقط میتواند خواص و آثار آن را تعریف کند؛ هنر هم چنین چیزی است. هنرها ریشه و وجه مشترکی دارند... منتها شاخههای گوناگونی هستند؛ در حقیقت شاید بشود گفت انواعی هستند برای یک جنس؛ یا حتّی اصنافی هستند در یک نوع؛ شاید تا این حد انسان بتواند اینها را نزدیک و خویشاوند با هم بداند.1372/06/06
لینک ثابت
هنر یک ابزار است. هیچ شکی نیست که هنرمند به هنر خودش مبتهج است؛ یعنی هنرمند، زنده به هنر است. ظاهراً این شعر از مسعود سعد است:
گردون ز رنج و درد مرا کشته بود اگر
پیوند عمر من نشدی نظم جانفزای
شاعر، سالهای متمادی شاید نوزده سال در دو نوبت در زندان به سر میبرده، اما به همین هنر زنده بوده است. درعینحال که هنرمند به هنر خودش مبتهج است و آن را دوست میدارد و جزو جان اوست، اما یک وسیله است؛ مثل بیان. بیان در انسان از هنر کمتر نیست... من میخواهم اشاره کنم به بحثی که در زمان رژیم گذشته بود در محافل ماها هم بود که هنر را برای چه میخواهیم. هنر را برای هنر میخواهیم؟ یا هنر را برای هدف هنر میخواهیم؟ بعضیها بودند برای اینکه هنر را منحط کنند و در حقیقت ریشهی آن را بخشکانند، میگفتند: هنر برای هنر است. این حرف معنی ندارد. من در جلسات گوناگون با بعضی از افرادی که اهل این چیزها هستند، مکرر صحبت کردهام و ثابت کردهام که این حرف اصلاً مفاد و محصل درستی ندارد. هنر برای هدف است و البته آن هدف در وجود انسان است. من میخواهم بپرسم این هنر را که یک وسیله است... باید وسیلهی چه قرار بدهید؟ ... امروز مسائل بومی ما اصلاً از مسائل اسلامی جدا نیست؛ کاملاً آمیخته است. هر جا میگوییم تفکر ایرانی، هیچ وقت منفک از تفکر اسلامی نیست.... حکمت قرآنی، همان حکمت ملی بومی و ایرانی ماست. این مفاهیم میتواند در این نقشها و تابلوها بیاید و وسیلهیی بشود برای گسترش عالیترین و زیباترین و سازندهترین و مفیدترین و پُربهرهترین مفاهیم. البته نمیخواهم بگویم یک هنرمند خود را محبوس کند. هنرمند گاهی دوست میدارد مثلاً چیزی را بکشد که هیچ ارتباطی به ایدههای اسلامی یا ایرانی ندارد، یا اصلاً فلسفهیی ندارد؛ فقط لبّ احساس خود اوست. هنرمند باید از این کارها بکند؛ هیچ هنرمندی نیست که این را نداشته باشد. بنده به عنوان عقیدهی شخصی، او را منع نمیکنم. این احساس از هنرمند غیرقابل تفکیک است که لبّ احساسات خود را با زبان ویژهی هنرِ خودش بیان کند. این احساس گاهی نه ارتباطی به فکر دارد، نه ارتباطی به فرهنگ دارد، نه ارتباطی به سنتها دارد، نه ارتباطی به عقیده دارد؛ هنرمند احساسی دارد که میخواهد آن را بیان کند؛ این هیچ مانعی ندارد و هیچ مخالفتی با این نیست؛ لیکن آنجایی که میخواهیم ایدهیی را بیان کنیم، به نظر من هنر یکی از بهترین چیزهایی است که میشود تفکرات اسلامی را با آن بیان کرد.1372/06/06
لینک ثابت
اهل هنر، چیزی اضافهی بر انسانهای معمولی دارند و اگر چگونگی استفادهی از آن بایسته باشد، بسیار باارزش است.1372/06/06
لینک ثابت
هنر، چیز خیلی فوقالعادهیی است. هنر را درست نمیشود تعریف کرد. البته هنر را خیلی تعریف کردهاند؛ بنده هم اینجا و آنجا دیدهام و خواندهام؛ اما هنر یک کیفیت معنوی است؛ خواص و آثارش را میشود تعریف کرد، ولی خود هنر را نمیشود تعریف کرد. 1372/06/06
لینک ثابت