newspart/index2
عید غدیر / اعیاد اسلامی/ولایت / هجدهم ذی‌الحجة/ غدیر خم/
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
عید غدیر

وقتی برای یک ملّت، قضیّه‌‌ی ولایت و حکومت حل شود، آن هم به شکلی که در غدیر خم حل شد، حقیقتاً آن روز برای آن ملّت عید است؛ چون مهم‌ترین و حسّاس‌ترین مسئله‌‌ی هر ملّتی، همین مسئله‌‌ی حکومت و ولایت او است؛ مسئله‌‌ی مدیریّت و حاکمیّتِ والای بر آن جامعه است؛ این تعیین‌‌کننده‌‌ترین مسئله برای هر ملّتی است و ملّتها هر کدام به یک نحوی این قضیّه را حل کرده‌اند و غالباً نارسا، ناتمام، حتّی زیان‌بخش؛ پس اگر یک ملّتی توانسته باشد این مسئله‌‌ی اساسی را به نحوی حل کند که در آن همه چیزِ آن ملّت -کرامت او، معنویّت او، توجّه او به خدا، حفظ سعادت دنیایی او و بقیّه‌‌ی چیزهایی که برای یک ملّت مهم است- رعایت شده باشد، واقعاً آن روز و آن لحظه برای آن ملّت عید است و در اسلام این اتّفاق افتاد.
روز عید غدیر، ولایت اسلامی یعنی رشحه‌‌ای و پرتوی از ولایت خدا در میان مردم تجسّم پیدا کرد و لذا بود که دین کامل شد؛ بدون تعیین و تبیین این مسئله، دین واقعاً ناقص میماند و لذا بود که نعمت اسلام بر مردم تمام شد.1369/04/20

لینک ثابت
عید غدیر

روز عید غدیر روز ولایت است، روز تعیین‌‌کننده‌ای در سرنوشت جامعه‌‌ی اسلامی است. اهمّیّتی که به این روز داده‌‌اند -چه خود نبیّ ‌اکرم (صلّی الله‌ علیه و آله و سلّم) که بنا به وحی الهی یک موقعیّت استثنائی را، روز گرمی را، جایگاه سختی را انتخاب کرد تا اهمّیّت قضیّه را نشان بدهد و چه روایات ما و ائمّه‌ی اطهار (علیهم ‌السّلام) که این روز را این‌ قدر اهمّیّت دادند- به‌ خاطر این است که مسئله‌‌ی ولایت مهم است؛ مسئله‌‌ی حکومت در اسلام مسئله‌‌ی اساسی است. اگر اسلام که دین خدا است و زندگی مردم را بر اساس ارزشهای الهی میخواهد اداره بکند، در امر حکومت دچار یک وضعیّت دنیایی شد، دچار همان چیزی شد که جوامع دیگر دچار آن هستند، بکلّی مصالحِ مترتّب بر نظام اسلامی از آن سلب خواهد شد. یک نظام معنوی و الهی باید در دستگاه اداره‌‌کننده و مدیریّت و حاکمیّت، الهی و معنوی باشد.1369/04/20
لینک ثابت
عید غدیر

روز عید غدیر روز ولایت است، روز تعیین‌‌کننده‌ای در سرنوشت جامعه‌‌ی اسلامی است. اهمّیّتی که به این روز داده‌‌اند -چه خود نبیّ ‌اکرم (صلّی الله‌ علیه و آله و سلّم) که بنا به وحی الهی یک موقعیّت استثنائی را، روز گرمی را، جایگاه سختی را انتخاب کرد تا اهمّیّت قضیّه را نشان بدهد و چه روایات ما و ائمّه‌ی اطهار (علیهم ‌السّلام) که این روز را این‌ قدر اهمّیّت دادند- به‌ خاطر این است که مسئله‌‌ی ولایت مهم است؛ مسئله‌‌ی حکومت در اسلام مسئله‌‌ی اساسی است. اگر اسلام که دین خدا است و زندگی مردم را بر اساس ارزشهای الهی میخواهد اداره بکند، در امر حکومت دچار یک وضعیّت دنیایی شد، دچار همان چیزی شد که جوامع دیگر دچار آن هستند، بکلّی مصالحِ مترتّب بر نظام اسلامی از آن سلب خواهد شد. یک نظام معنوی و الهی باید در دستگاه اداره‌‌کننده و مدیریّت و حاکمیّت، الهی و معنوی باشد.
اینکه علمای اسلام و ملّت انقلابی ما و دلسوزان جامعه روی مسئله‌‌ی ولایت فقیه عادل، این ‌قدر تکیه میکنند و امام بزرگوار ما (رضوان الله‌ تعالی علیه) آن را آن‌ قدر مهم میشمردند، به‌ خاطر همین بود که اگر ما این مسئله‌‌ی معنوی را از جامعه‌‌ی اسلامی‌مان سلب بکنیم -همچنان‌ که آن کسانی که دل‌سپرده‌‌ی به روشهای غربی بودند و ارزشهای غربی برای آنها اصل بود، در سالهای اوّل میخواستند به همان شیوه‌‌های غربی در باب حکومت در جامعه‌‌ی اسلامی عمل بکنند- و اگر ما این اشتباه را میکردیم و بکنیم که در مسئله‌‌ی حکومت و مدیریّت جامعه ملاک و معیار اسلامی را فراموش بکنیم و برویم در همان فرم‌های رایج دنیایی، معنای جامعه‌ی اسلامی ما از بین خواهد رفت. این نقطه، تعیین‌‌کننده است. شاید این حدیث را بارها ماها گفته‌ایم و شنیده‌ایم و نقل کرده‌ایم: لَاُعَذِّبَنَّ کُلَّ رَعِیَّةٍ فِی الاِسلامِ اَطاعَت اِماماً جائِراً لَیسَ مِنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ اِن کانَتِ الرَعِیّةُ فِی اَعمالِها بَرَّةً تَقیَّةً وَ لَاَعفُوَنَّ عَن کُلِّ رَعِیّةٍ فِی الاِسلامِ اَطاعَت اِماماً هادِیاً مِنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ اِن کانَتِ الرَّعِیّةُ فی اَعمالِها ظالِمَةً مُسیئَة؛ حاصل اینکه اگر دستگاه مدیریّت جامعه صالح و سالم باشد، خطاهای متن جامعه قابل اغماض است و در مسیر جامعه مشکلی به ‌وجود نخواهد آورد؛ امّا اگر مدیریّت جامعه و رأس جامعه از صلاح و سلامت و عدل و تقوا و ورع و استقامت دور باشد، ولو در میان مردم صلاح هم وجود داشته باشد، آن صلاح بدنه‌‌ی مردم نمیتواند این جامعه را به سرمنزل مطلوب هدایت کند؛ یعنی تأثیر رأس قلّه و رأس هرم و مجموعه‌‌ی مدیریّت و دستگاه اداره‌‌کننده در یک جامعه این ‌قدر فوق‌‌العاده است. این است که ما روی مسئله‌ی غدیر این ‌قدر تکیه میکنیم.1369/04/20

لینک ثابت
عید غدیر

مسئله‌ی غدیر یعنی گزینش علم و تقوا و جهاد و ورع و فداکاری در راه خدا و سبقت در ایمان و اسلام و تکیه‌ی بر روی اینها در تشخیص و تعیین مدیریّت جامعه؛ قضیّه این است. مسئله‌ی غدیر، یک قضیّه‌‌ی ارزشی است و به این معنا غدیر نه برای شیعیان بلکه برای همه‌‌ی مسلمانان آموزنده است، حاوی درس است، میتواند مورد تجلیل و تکریم قرار بگیرد که حالا وارد بحث‌های فرقه‌‌ای و طایفه‌‌ای در این زمینه‌‌ها نمیخواهیم بشویم و نباید بشویم. عید غدیر حقیقتاً عید است برای مردم؛ چون به‌‌یادآورنده‌‌ی یک امر حسّاس و مهم است.1369/04/20
لینک ثابت
عید غدیر

کوشش کنید این جامعه را، این نظام اسلامی را، این کشور اسلامی را، با وحدت، با یکپارچگی، با مدیریّتِ توأم با محبّت و عواطف و همراهی مردم، با وحدت کلمه، آن ‌چنان بسازید و پیش ببرید که امیدهای ملّتها با دیدن شما روزافزون بشود. این، آن چیزی است که اسلام از ما میخواهد و درس غدیر خم برای ما -که درسهای فراوان و فوق‌العاده‌ و بی‌نهایتی دارد برای کسانی که اهل معنا و معنویّت و درک حقایقند- درس صفا و معنویّت و تقوا در مدیریّت کشور و در همه‌ی بازوهای گرداننده و مدیر اجرائی در کشور [است]. این درس را ما از غدیر باید بگیریم .1369/04/20
لینک ثابت
عید غدیر

روز عید غدیر، ولایت اسلامی یعنی رشحه‌‌ای و پرتوی از ولایت خدا در میان مردم تجسّم پیدا کرد و لذا بود که دین کامل شد؛ بدون تعیین و تبیین این مسئله، دین واقعاً ناقص میماند و لذا بود که نعمت اسلام بر مردم تمام شد.1369/04/20
لینک ثابت
عید غدیر

مسئله‌ی غدیر یعنی گزینش علم و تقوا و جهاد و ورع و فداکاری در راه خدا و سبقت در ایمان و اسلام و تکیه‌ی بر روی اینها در تشخیص و تعیین مدیریّت جامعه.1369/04/20
لینک ثابت
عید غدیر

مسئله‌ی غدیر، یک قضیّه‌‌ی ارزشی است و به این معنا غدیر نه برای شیعیان بلکه برای همه‌‌ی مسلمانان آموزنده است، حاوی درس است، میتواند مورد تجلیل و تکریم قرار بگیرد.1369/04/20
لینک ثابت
عید غدیر

روز عید غدیر، عید بزرگ اسلامى، روز ولایت، روز پیوند، و روز اکمال دین و اتمام نعمت الهى است. ... حادثه‌ى غدیر خم یک حادثه‌ى بسیار مهم و تعیین‌کننده‌ى تاریخ اسلام است. به این حادثه از دو دیدگاه و از دو بُعد میشود نگاه کرد: یک بُعد مخصوص شیعه است، یک بُعد متعلّق به همه‌ى فِرق اسلامى است. با توجّه به بُعد دوّم این حادثه، باید این روحیه و این احساس در همه‌ى مسلمانهاى عالم به‌وجود بیاید که عید غدیر که یادآور این حادثه‌ى بزرگ است، فقط متعلّق به شیعه نیست.
بُعد اوّل حادثه همان‌طور که گفته شد مخصوص شیعیان است؛ زیرا در این حادثه امیرالمؤمنین به‌وسیله‌ى پیغمبر به خلافت منصوب شده است و در همان روز و در همان ماجرا کسانى از رسول خدا پرسیدند که اى رسول خدا! آیا این اعلام از طرف تو است یا از طرف خدا؟ فرمود: مِنَ اللهِ‌ وَ رَسولِه؛ یعنى هم امر الهى است و هم از سوى من است. شیعیان این حادثه را از این دید، بزرگ میدارند که اعتقاد شیعه، یعنى خلافت بلافصل امیرالمؤمنین بیشتر از همه‌ى دلایل، مستند به این حادثه است. و البتّه بحث در باب استنباط و استدلال به این حادثه در کتابهاى فراوان و متعدّد در طول تاریخ اسلام از روز اوّل تا امروز ادامه داشته....
و امّا بُعد دوّم حادثه که از لحاظ اهمّیّت کمتر از این بُعد نیست، یک امر مشترک بین شیعه و سنّى است .... آن بُعدى که مورد نظر من است، [یعنی] بُعد بین‌المللى اسلامى و بین‌الفرق اسلامى که مخصوص شیعه نیست، این است که اگر فرض کنیم که پیغمبر در این اعلان که حتماً این اعلان انجام گرفته و این جمله از زبان پیغمبر صادر شده، رسول خدا نمیخواست حکومت بلافصل امیرالمؤمنین را بیان کند، حدّاقل این بود که میخواست موالات و پیوند و رابطه‌ى عمیق مسلمین با امیرالمؤمنین و با عترت خود را در این بیان استقرار ببخشد و تثبیت کند. علّت اینکه پیغمبر عترت را در کنار قرآن میگذارد، هم در سخنرانى منىٰ و در حدیث ثقلین -که حدیث ثقلین ظاهراً بارها هم از پیغمبر صادر شده- و هم در حدیث غدیر و در واقعه‌ى غدیر، با تکیه‌ى روى امیرالمؤمنین و شخص او، و علّت اینکه این رابطه را برقرار میکند، از جمله این است که اوّلاً در طول زمان یک نمونه‌هاى کامل از انسان تراز اسلام، از انسان مقبول و مورد پذیرش اسلام را به مردم و به همه‌ى نسلهاى آینده ارائه بدهد؛ نمونه‌ى کامل انسان را به‌صورت مجسّم و عینى با حالات واضح و غیر قابل تردید در اختیار همه‌ى انسانها بگذارد، بگوید تربیت اسلامى باید به این سمت حرکت کند و شخصیّت انسان مسلمان آن شخصیّتى است که غایت و نمونه‌ى کاملش اینهایند. انسانهایى که طهارتشان، علمشان، تقوایشان، درستکارى‌شان، عبودیّتشان در مقابل خدا، احاطه‌شان به مسائل اسلامى، فداکارى شجاعانه‌شان براى تحقّق آرمانهاى اسلامى و از خودگذشتگى‌شان براى همه آشکار و واضح است. امیرالمؤمنین را به‌عنوان یک نمونه معرّفى میکند که مردم -چه مردم آن زمان، چه مردم نسلهاى دیگر- با او پیوند برقرار کنند، رابطه داشته باشند، حالا گیرم به‌عنوان خلیفه‌ى بلافصل بعد از پیغمبر هم عملاً نشد و بعد از گذشت بیست و پنج سال جانشین شد، بالاخره که خلیفه‌ى پیغمبر شد، بالاخره که مقام امامت او تثبیت شد، بالاخره که همه‌ى مسلمانها او را به‌عنوان آن فردى که پیشواى جامعه است، قبول کردند. این خصوصیّت، این پیوند، این رابطه، همه‌ى مسلمانها را نسبت به شخصیّتى که همه قبول دارند که خلیفه‌ى پیغمبر است؛ منتها بعضى میگویند خلیفه‌ى بلافصل پیغمبر، بعضى معتقدند نه، خلیفه‌ى بعد از بیست و پنج سال، این شخصیّتى که همه‌ى مسلمانها او را به‌عنوان جانشینى پیغمبر قبول دارند، باید براى همه‌ى مسلمانها به‌عنوان یک الگو، یک مستوره‌ى کامل از انسان اسلامى، جاودانه بماند و پیوند میان او و میان مسلمانها باید تا ابد به‌عنوان یک رابطه‌ى فکرى، رابطه‌ى اعتقادى، رابطه‌ى عاطفى، رابطه‌ى عملى باقى بماند. امیرالمؤمنین با این دیدگاه دیگر فقط متعلّق به شیعیان نیست، متعلّق به همه‌ى مسلمانها است و مخصوص امیرالمؤمنین هم نیست بلکه عترت و خاندان پیغمبر و ائمّه‌ى شیعه که اولاد امیرالمؤمنین هستند، آنها هم چون که مشمول عترت هستند، آنها هم همواره به‌عنوان نمونه‌ى کامل انسان اسلامى در دیدگاه مسلمانها باید باقى بمانند. ... با تعیین عترت در کنار قرآن و با اعلام لزوم پیوند میان مسلمین و میان عترت، در حقیقت رسول اکرم تکلیف تحریفهاى در قرآن و انحراف از مفاهیم اصلى قرآن را هم روشن کرده. آنجایى که دستگاه‌هاى زر و زور براى مصالح خودشان مفاهیم اسلامى را منحرف میکنند، قرآن را بد معنا میکنند، مسلمانها را گمراه میکنند، از فهم آئین اسلامى مردم را محروم میکنند، آن مرجعى، آن محورى و قطبى که باید مردم را آگاه کند که حقیقت چیست، مفهوم و معرفت درست کدام است و مردم را از گمراهى نجات بدهد و مردم باید حرف او را گوش کنند، آن عترت است. و این همان چیزى است که امروز براى دنیاى اسلام یک ضرورت و یک امر لازم است. امروز همه‌ى مسلمانها احتیاج دارند که از معارف اسلامى که از طریق اهل بیت پیغمبر میرسد استفاده کنند؛ فرق نمیکند که معتقد باشند به امامت بلافصل امیرالمؤمنین و امامت اولاد او یا معتقد نباشند. البتّه شیعه عقیده‌ى حق و مستفاد قطعى از این حدیث را خلافت بلافصل میداند و به آن معتقد و پایبند است. آنهایى هم که به این عقیده پایبند نیستند، یعنى برادران اهل سنّت، ارتباط و پیوند فکرى و عقلانى و اعتقادى و عاطفى خودشان را از خاندان پیغمبر و از امیرالمؤمنین باید قطع نکنند. لذا مسئله‌ى غدیر از این بُعد دوّم که بُعد ایجاد پیوند میان علىّ‌بن‌ابى‌طالب (علیه ‌السّلام) و عترت پیغمبر با آحاد مسلمانها است، مال همه‌ى مسلمانها است و برادران اهل سنّت هم بایستى این روز را عید بدانند و از آن استقبال کنند و حقیقتاً یک عید بزرگ است. چرا؟ براى خاطر اینکه تفسیر درست اسلام و بقاء معنویّت اسلام و ادامه‌ى راه اسلام به سمت آرمانها وابسته به این است که عترت پیغمبر اعتبار لازم را در چشم مسلمانان و متفکّرانشان و علمایشان و فقهایشان داشته باشد.1366/05/23

لینک ثابت
عید غدیر

من یادم مى‌آید مرحوم آیت‌الله‌ بروجردى (رضوان ‌الله ‌علیه) روى حدیث ثقلین تکیه میکردند و میگفتند آنچه امروز در دنیاى اسلام ملاک عمل شیعه و سنّى است، همین حدیث ثقلین است، که به اعتقاد من حدیث غدیر هم همین خصوصیّت را دارد. حدیث غدیر به نظر ما دلالت میکند بر نصب امیرالمؤمنین به خلافت بلافصل پیغمبر امّا برادران اهل سنّت هم اگر این استنباط را از این حدیث نمیکنند و نکردند، حدّاقل دلالت میکند بر ایجاد پیوند میان امیرالمؤمنین و میان عامّه‌ى مسلمانها. ... امروز در دنیاى برادران تسنّن اعتبار خاندان پیغمبر یک اعتبار بالایى است و عامّه‌ى مردم نسبت به این بزرگواران با عشق و علاقه برخورد میکنند ولى خب این کافى نیست، باید روایات اهل بیت، نظرات این بزرگواران، درسهاى آنها از اسلام مورد توجّه کامل قرار بگیرد و این آن بُعد صددرصد زنده و کارسازى است که در ماجراى غدیر هست و دنیاى اسلام باید از این استفاده کند؛ هم براى ایجاد وحدت بین مسلمین و بین فِرق اسلامى و هم براى استفاده‌ى صحیح از احکام اسلام و فهم درست قرآن و معارف اسلامى.1366/05/23
لینک ثابت
عید غدیر

حادثه]غدیر[ عبارت است از اینکه رسول خدا در سال دهم از هجرت به حجِّ مشرّف شدند، با جمعى از مسلمانان از مدینه و از سایر نقاط جزیره‌العرب که مسلمان شده بودند. در این سفر پیغمبر اکرم از حج خانه‌ى خدا براى بیان مفاهیم اسلامى، چه سیاسى، چه نظامى، چه اخلاقى و چه اعتقادى استفاده‌ى کامل و شایان توجّهى کردند. دو سخنرانى از رسول خدا در منى نقل شده است که یکى ظاهراً در روز دهم یا همان حول‌وحوش روز دهم است و یکى در پایان ایّام تشریق که تصریح شده؛ و به نظر میرسد که این، دو سخنرانى است و نه یک سخنرانى. در این سخنرانى‌ها رسول خدا تقریباً همه‌ى مطالب عمده‌اى را که مسلمانان باید به آن توجّه عمیق بکنند، بیان کردند که عمدتاً مسائل سیاسى است ... بعد از اینکه اعمال حج انجام گرفت، بلافاصله راه افتادند طرف مدینه؛ در بین راه در سر یک سه‌راهى که باید قوافل مدینه از قوافل یمن از هم جدا میشدند، در محلّى به نام غدیر خم حضرت ایستادند و در حالى که نقل میکنند شاهدان و حاضران حادثه که هوا به قدرى داغ بود که اگر گوشت را روى زمین مى‌انداختند کباب میشد، در یک چنین وضعیّتى، حضرت میروند روى بلندى مى‌ایستند تا مردم تدریجاً جمع میشوند، وقتى مى‌بینند همه جمع شدند، مسئله‌ى ولایت را، «وَ مَن کنتُ مَولاه فَهذا عَلِىٌّ مَولاه»را اعلان میکنند و دست امیرالمؤمنین را میگیرند بلند میکنند، این‌جور که همه ببینند و در روایات متعدّد هست که زیر بغل پیغمبر و زیر بغل علىّ‌بن‌ابى‌طالب دیده شد وقتى که دست را بلند کردند، براى اینکه به همه نشان بدهند. این اجمالى از حادثه است. ثانیاً با تعیین عترت در کنار قرآن و با اعلام لزوم پیوند میان مسلمین و میان عترت، در حقیقت رسول اکرم تکلیف تحریفهاى در قرآن و انحراف از مفاهیم اصلى قرآن را هم روشن کرده. آنجایى که دستگاه‌هاى زر و زور براى مصالح خودشان مفاهیم اسلامى را منحرف میکنند، قرآن را بد معنا میکنند، مسلمانها را گمراه میکنند، از فهم آئین اسلامى مردم را محروم میکنند، آن مرجعى، آن محورى و قطبى که باید مردم را آگاه کند که حقیقت چیست، مفهوم و معرفت درست کدام است و مردم را از گمراهى نجات بدهد و مردم باید حرف او را گوش کنند، آن عترت است.1366/05/23
لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی