1394/03/14

بیانات در مراسم بیست و ششمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی رحمه‌الله

در حرم مطهر امام خمینی رحمه‌الله

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌(۱)
والحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا و حبیب قلوبنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی ءاله الأطیبین الأطهرین المنتجبین سیّما بقیّةالله فی الأرضین. اللّهمّ کن لولیّک الحجّة بن الحسن صلواتک علیه و علی ءابائه فی هذه السّاعة و فی کلّ ساعة ولیّاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عیناً حتّی تسکنه ارضک طوعاً و تمتّعه فیها طویلاً. اللّهمّ اعطه فی نفسه و ذریّته و شیعته و رعیّته و خاصّته و عامّته و عدوّه و جمیع اهل الدّنیا ما تقرّ به عینه و تسرّ به نفسه.

 در آغاز عرایضم، لازم است عرض ارادتی به ساحت مقدّس بقیّةالله‌الأعظم (ارواحنا فداه) بکنیم. منجی آخرالزّمان مورد اتّفاق همه‌ی ادیان ابراهیمی است؛ اینکه کسی خواهد آمد و جهان را از منجلاب ظلم و جور نجات خواهد داد، در میان ادیان ابراهیمی مورد قبول همگان است. در اسلام، نام این منجی هم مشخّص شده است؛ این موجود الهی را، این انسان بزرگ فوق‌العاده را در همه‌ی مذاهب اسلامی به نام مهدی می‌شناسند. شاید در بین فِرَق اسلامی هیچ فرقه‌ای را نتوان سراغ داد که معتقد نباشد که مهدی (علیه‌السّلام) ظهور خواهد کرد و او از ذریّه‌ی پیغمبر است؛ حتّی نام و کنیه‌ی آن حضرت را هم مشخّص میکنند. خصوصیّتی که در اعتقاد شیعه وجود دارد این است که این شخصیّت را به‌صورت مشخّص و معیّن معرفی میکند؛ او را فرزند امام یازدهمِ از ائمّه‌ی اهل بیت - حضرت امام حسن عسکری (علیه‌السّلام) - میداند؛ تاریخ ولادت او به‌طور مشخّص از نظر مورّخان شیعه و متکلّمان شیعه روشن و واضح است؛ دیگر فِرَق اسلامی، غالباً این نظر را متذکّر نشده یا نپذیرفته‌اند ولی شیعه با ادلّه‌ی مسلّم و قطعی، حضور و وجود و ولادت آن بزرگوار را اثبات میکند. بعضی استبعاد کرده‌اند که چگونه ممکن است انسانی متولّد بشود و در این زمان طولانی زنده بماند. این تنها استبعادی است که در مورد قضیّه‌ی حضرت مهدی، مخالفان مطرح کرده‌اند و تکرار کرده‌اند؛ لکن قرآن کریم با نصّ صریح خود، این استبعاد را برطرف میکند. درباره‌ی حضرت نوح پیغمبر (علیه‌السّلام) میفرماید: فَلَبِثَ فیهِم اَلفَ سَنَةٍ اِلّا خَمسینَ عامًا؛(۲) یعنی نوح در میان قوم خود ۹۵۰ سال زندگی کرده است. نه اینکه عمر او این مقدار بود، ظاهر مطلب این است که دوران دعوت آن بزرگوار ۹۵۰ سال است؛ بنابراین، این استبعاد جایی ندارد.

 بزرگ‌ترین خاصیّت این اعتقاد در میان شیعیان، امیدآفرینی است. جامعه‌ی تشیّع فقط به برجستگی‌های تاریخ خود در گذشته متّکی نیست، چشم به آینده دارد. یک نفر معتقد به مسئله‌ی مهدویّت طبق اعتقاد تشیّع، در سخت‌ترین شرایط، دل [را] خالی از امید نمیداند و شعله‌ی امید همواره وجود دارد؛ میداند که این دوران تاریکی، این دوران ظلم، این دوران تسلّط ناحق و باطل قطعاً سپری خواهد شد؛ این یکی از مهم‌ترین آثار و دستاوردهای این اعتقاد است. البتّه اعتقاد تشیّع نسبت به مسئله‌ی مهدویّت به همین‌جا محدود نمیشود؛ بِیُمنِهِ رُزِقَ الوَری‌ وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الأرضُ و السَّماء؛(۳) مسئله‌ی اعتقاد به مهدویّت یک چنین اعتقادی است. این شعله‌ی فروزان، این فروغ تابان، در جوامع شیعی در طول قرنهای گذشته وجود داشته است و همچنان وجود خواهد داشت و ان‌شاءالله دوران انتظار منتظران سر خواهد آمد. دیروز روز سالگرد ولادت آن بزرگوار بود؛ این مختصر عرض ارادت، به‌مناسبت این میلاد مسعود در جمع شما برادران و خواهران عزیز به عرض رسید.

 امّا مطلبی که به مناسبت چهاردهم خرداد برای برادران و خواهران عزیزی که در این جلسه‌ی عظیم و باشکوه حضور دارند و نیز برای ملّت ایران آماده کرده‌ام، طبق معمول بحثی درباره‌ی امام بزرگوار ما است. سخن در این‌باره زیاد گفته‌ایم امّا همچنان جای سخن درباره‌ی این مرد بزرگ باقی است. آنچه امروز به شما عرض میکنم تحت عنوان «تحریف شخصیّت امام» است. آیا شخصیّت‌ها هم قابل تحریفند؟ معمولاً عنوان تحریف را و اصطلاح تحریف را درباره‌ی تحریف متون به کار میبریم؛ آیا شخصیّت‌ها را هم میشود تحریف کرد؟ بله. تحریف شخصیّت‌ها به این است که ارکان اصلی شخصیّت آن انسان بزرگ، یا مجهول بماند، یا غلط معنا شود، یا به‌صورت انحرافی و سطحی معنا شود؛ همه‌ی اینها برمیگردد به تحریف شخصیّت. شخصیّتی که الگو است، امام و پیشوا است، رفتار او، گفتار او برای نسلهای بعد از خود او راهنما و رهنمود است، اگر تحریف شود زیان بزرگی به‌وجود خواهد آمد. امام را نباید به‌عنوان صرفاً یک شخصیّت محترم تاریخی مورد توجّه قرار داد؛ بعضی این‌جور میخواهند: امام یک شخصیّت محترمی است در تاریخ این کشور که روزگاری بود، فعّال بود، مفید بود، بعد هم از میان جمعیّت رفت و روزگار او تمام شد؛ احترامش میکنیم، نامش را با تجلیل می‌آوریم، صرفاً همین؛ بعضی میخواهند امام را این‌جور بشناسند و بشناسانند و این‌جور تلقّی کنند؛ این غلط است.

 امام مظهر عینی حرکت عظیمی است که ملّت ایران آغاز کرد و تاریخ خود را متحوّل کرد؛ امام بنیان‌گذار یک مکتب فکری و سیاسی و اجتماعی است. ملّت ایران این مکتب را، این راه را، این نقشه را پذیرفت و در آن مشغول حرکت شد؛ ادامه‌ی این راه بستگی دارد به اینکه این نقشه‌ی راه، درست شناخته بشود؛ بدون اینکه امام را درست بشناسیم - به‌معنای شناخت اصول امام - این نقشه‌ی راه، شناخته نخواهد شد. بدیهی است بحث ما بر مبانی فکری امام است؛ بحث بر سر تصمیم‌های مقطعی و مربوط به زمان یا مکان نیست؛ بحث بر سرِ آن شاکله‌ی اصلی تفکّر امام بزرگوار ما است؛ این را میخواهیم درست بشناسیم.

 امام البتّه یک فقیه بزرگ بود؛ هم یک فقیه برجسته و بزرگ بود، هم فیلسوف بود،  هم صاحب‌نظر در عرفان نظری بود، در این مسائل [و] بخشهای فنّی و علمی یک سرآمد به‌حساب می‌آمد لکن شخصیّت برجسته‌ی امام به هیچ‌کدام از اینها وابسته نیست؛ بلکه شخصیّت اصلی امام در تحقّق مضمون آیه‌ی «وَ جٰهِدوا فِی اللهِ حَقَّ جِهادِه»(۴) [بود]؛ امام بزرگوار با داشتن آن زمینه‌های برجسته‌ی علمی، وارد میدان مجاهدت فی‌سبیل‌الله شد و این مجاهدت را تا آخر عمر خود ادامه داد و حرکت عظیمی را به‌وجود آورد؛ نه فقط در کشور خود بلکه در همه‌ی منطقه‌ی ما و در همه‌ی دنیای اسلام و به یک اعتبار در همه‌ی جهان. محصول این حرکت، یک محصول بی‌نظیر بود.

دو کار بزرگ و بی‌سابقه‌ی در تاریخ کشور ما به‌وسیله‌ی امام تحقّق پیدا کرد؛ یکی برانداختن بنای سلطنت موروثی ظالمانه و غیر عاقلانه که چند هزار سال در کشور ما سابقه داشت. این بنای پوسیده‌ی کهنه‌ی غلط که حکومت کشور به دست انسانهایی باشد و به‌صورت موروثی از کسی به کسی برسد، یا با شمشیر و زور نظامی حکومت به دست بیاید و بعد نسل به نسل از یکی به دیگری به ارث برسد، یک سنّت غلط و بی‌منطق در طول چند هزار سال در کشور ما بود؛ کار اوّل امام این بود که این بنای غلط را برانداخت و کار را به دست مردم کشور سپرد.

 کار بزرگ دوّمی که امام بزرگوار انجام داد، ایجاد یک حکومت و نظامی بر اساس اسلام بود که این هم در تاریخ کشور ما بلکه بعد از صدر اسلام در تاریخ کلّ اسلام بی‌سابقه بود. این جهاد بزرگ امام بزرگوار ما یک چنین محصول ارزشمندی داشت و لذا جا دارد واقعاً گفته بشود که «جاهَدَ فِی اللهِ حَقَّ جِهادِه»؛(۵) همچنان‌که در قرآن هست: وَ جهِدوا فِی اللهِ حَقَّ جِهادِه؛(۶) و همچنان‌که درباره‌ی اولیای دین گفته میشود، این مرد بزرگ هم مصداق «جاهَدَ فِی اللهِ حَقَّ جِهادِه» است.

 البتّه در حاشیه‌ی این صحبت عرض بکنم که جهاد این مرد بزرگ صرفاً جهاد سیاسی و اجتماعی یا جهاد فکری نبود بلکه همراه با همه‌ی این جهادها، جهاد درونی، جهاد با نفس، پایبندی به ارتباط مستمر و دائم با خدای متعال هم بود؛ این هم درس است. این‌جور نیست که اگر ما در میدان جهاد فکری یا جهاد علمی یا جهاد سیاسی یا جهاد نظامی وارد شدیم، حق داشته باشیم که از این بخش از جهاد صرف‌نظر کنیم. امام بزرگوار اهل خشوع بود، اهل بکاء بود، اهل دعا بود، اهل توسّل و تضرّع بود. در همین ماه مبارک شعبان مکرّر این فقره‌ی مناجات شعبانیّه را در سخنرانی خود تکرار میکرد: اِلهی هَب لی کَمالَ الِانقِطاعِ اِلیکَ وَ اَنِر اَبصارَ قُلوبِنا بِضِیاءِ نَظَرِها اِلَیکَ حَتَّی تَخرِقَ اَبصارُ القُلوبِ حُجُبَ النّورِ فَتَصِلَ اِلی‌ مَعدِنِ العَظَمَة.(۷) این رفتار او بود، گریه‌ی سحرگاهان او، مناجات او، دعای او، ارتباط دائمی او که این حالت، پشتوانه‌ی معنویِ تداوم و استمرار جهاد این مرد بزرگ را تشکیل میداد. این‌را هم در حاشیه‌ی جهاد فی‌سبیل‌الله امام بزرگوارمان به یاد داشته باشیم.

 منظومه‌ی فکری امام دارای خصوصیّات کامل یک مکتب فکری و اجتماعی و سیاسی است. اوّلاً متّکی و مبتنی بر یک جهان‌بینی است که این جهان‌بینی عبارت است از توحید. همه‌ی فعّالیّت او، همه‌ی منطق او مبتنی بود بر توحید که زیربنای اصلی همه‌ی تفکّرات اسلامی است.

 خصوصیّت دیگر این منظومه‌ی فکری که آن را به‌صورت یک مکتب به معنای واقعی کلمه در می‌آورد، این است که منظومه‌ی فکری امام به‌روز بود؛ مسائل مورد ابتلای جوامع بشری و جامعه‌ی ایرانی را مطرح میکرد و مخاطبان، آن را حس میکردند. در مکتب فکری امام، ضدّیت با استبداد و ضدّیت با استکبار حرف اوّل را میزند؛ این آن چیزی است که ملّت ایران هم آن را حس میکرد، ملّتهای مسلمان دیگر بلکه ملّتهای غیر مسلمان [هم‌] آن را حس کردند؛ برای همین این دعوت گسترش پیدا کرد.

 خصوصیّت دیگر این مکتب فکری این بود که زنده و پویا و پر تحرّک و عملیّاتی بود؛ مثل بعضی از اندیشه‌پردازی‌ها و تئوری‌سازی‌های روشنفکرانه نبود که در محفل بحث، حرفهای زیبا و قشنگی است امّا در میدان عمل کارایی ندارد؛ منطق امام، فکر امام، راه امام، عملیّاتی بود؛ قابل تحقّق در میدان عمل بود؛ به همین دلیل هم به پیروزی رسید و پیش رفت؛ این حرکت، مسیر تاریخ کشور ما را عوض کرد.

 ما ملّت ایران، ملّتی بودیم زیردست و غرقه در بی‌هدفی و ناامیدی؛ ما ملّتی بودیم وابسته؛ ملّتی بودیم که بعمد ما را عقب نگه داشته بودند؛ هم فکر خود را بر ما تحمیل میکردند، هم فرهنگ خود را؛ هم منابع اقتصادی ما را میبردند و هم کاروان لجنزاری از عادتهای زشت را به‌سوی کشور ما سرازیر میکردند؛ ما یک چنین ملّتی بودیم. [امام‌] ما را تبدیل کرد به یک ملّت پر انگیزه، به یک ملّت پر امید، به یک ملّت پر تحرّک، به یک ملّت دارای هدفهای بزرگ. امروز ملّت ایران پر تحرّک است، پر انگیزه است، امیدوار است و به سمت هدفهای بزرگ روانه است. البتّه ما با هدفهای خودمان هنوز خیلی فاصله داریم امّا مهم این است که در حال حرکتیم؛ مهم این است که نیرو و همّتِ پیشرفت در ملّت ما وجود دارد؛ مهم این است که جوانان ما معتقدند که میتوانند به این هدفها برسند؛ میتوانند عدالت اجتماعی را به‌طور کامل تأمین کنند؛ میتوانند پیشرفت و ثروت را به این کشور بیاورند؛ میتوانند ما را به یک کشور پیشرفته و دارای قدرت متناسب با هویّت تاریخی خودمان تبدیل کنند؛ این امید، امروز در کشور ما موج میزند و جوانهای ما در این جهت در حرکتند. ما از حال تخدیرشده بیرون آمدیم، از حال خواب‌آلودگی بیرون آمدیم، این کار را نهضت امام بزرگوار ما و این مرد بزرگ انجام داده است.

 اگر ملّت ایران بخواهد به آن هدفها برسد، بخواهد این راه را ادامه بدهد، باید راه امام بزرگوار را درست بشناسد، اصول او را درست بشناسد، نگذارد شخصیّت امام را تحریف کنند، که تحریف شخصیّت امام، تحریف راه امام و منحرف کردن مسیر صراط مستقیم ملّت ایران است. اگر راه امام را گم کنیم یا فراموش کنیم یا خدای نکرده عمداً به کنار بگذاریم، ملّت ایران سیلی خواهد خورد. همه باید بدانند که هاضمه‌ی سیری‌ناپذیر استکبار جهانی چشم از کشورشان برنداشته است؛ یک کشور بزرگ، یک کشور ثروتمند، یک کشور واقع‌شده‌ی در یک چهارراه حسّاس جهانی، برای قدرتمندان دغل‌باز عالم خیلی مهم است. اینها دست از طمع خود برنداشته‌اند، چشم برنداشته‌اند؛ فقط آن‌وقتی عقب خواهند نشست که شما ملّت ایران آن‌چنان قدرتی پیدا کنید، آن‌چنان پیشرفتی پیدا کنید که امید آنها قطع بشود. اینجا است که خطر تحریف امام اهمّیّت پیدا میکند؛ اگر شخصیّت امام تحریف شد، بد معرّفی شد، غلط معرّفی شد، همه‌ی این خطرات بزرگ متوجّه ملّت ایران خواهد شد؛ اینجا است که خطر تحریف امام به‌عنوان یک هشدار باید در گوش و چشم مسئولان کشور، صاحب‌نظران فکری انقلاب، شاگردان قدیمی امام، کسانی که علاقه‌ی به این راه دارند و عموم جوانان، فرزانگان، دانشگاهیان، حوزویان تلقّی بشود. خب، این مقدمه‌ی عرایض من بود.

 در زمان حیات امام هم برای تحریف شخصیّت امام کار میشد؛ از یک‌طرف دشمن بود که از اوّل انقلاب سعی کرد در تبلیغات جهانی خود امام را به‌صورت یک انقلابی خشک و خشن - از نوع آنچه در تاریخ انقلابهای بزرگ و معروف عالم مثل انقلاب فرانسه، انقلاب مارکسیستی شوروی و بعضی از انقلابهای دیگر می‌شناسیم - معرّفی کند؛ یک انسانی که خشک است و خشن است و گره ابروی او باز نمیشود و صرفاً نگاه میکند به مقابله‌ی با دشمن و هیچ عاطفه‌ای، هیچ انعطافی در او نیست؛ امام را این‌جوری معرّفی میکردند که این غلط بود. بله، امام قاطع بود، غیر متزلزل بود، در تصمیم خود - همان‌طور که حالا عرض خواهم کرد - انسانی راسخ بود لکن مظهر عاطفه بود، مظهر لطافت بود، مظهر محبّت بود، مظهر دلداری و دلدادگی در مقابل خدا و در مقابل خلق خدا، بخصوص نسبت به قشرهای مظلوم و مستضعف جامعه بود؛ این کاری بود که دشمن از روز اوّل در انقلاب ما، در تبلیغات جهانی نسبت به امام انجام میداد.

 در داخل هم بعضی ندانسته، بعضی هم دانسته [شخصیّت امام را] تحریف میکردند؛ حتّی زمان حیات خود امام. هر حرفی را که به‌نظرشان پسندیده بود، به امام نسبت میدادند؛ درحالی‌که ارتباطی به امام نداشت. بعد از رحلت امام هم همین جریان ادامه داشته است؛ حتّی تا آنجایی که بعضی حرفها و بعضی اظهارات، امام را به‌صورت یک آدم لیبرال که هیچ قید و شرطی در رفتار او در زمینه‌های سیاسی، حتّی در زمینه‌های فکری و فرهنگی وجود ندارد معرّفی میکنند؛ این هم بشدّت غلط و خلاف واقع است. ما اگر بخواهیم شخصیّت امام را به معنای واقعی کلمه پیدا کنیم، این راه دارد؛ اگر ما این راه را - که عرض خواهم کرد - رفتیم، مطلب حل خواهد شد والّا امروز کسانی می‌آیند طبق میل خود و سلیقه‌ی خود یک‌جور امام را معرّفی میکنند، ممکن است در فرداها کسان دیگری بیایند و بر طبق سلایق دیگری، بر طبق حوادث دیگری که در دنیا پیش می‌آید، مصلحت بدانند که امام را جور دیگری معرّفی کنند؛ این نمیشود. محبوبیّت امام در بین مردم یک چیز ماندگار است؛ این را نتوانست دشمن از بین ببرد؛ برای همین، مسئله‌ی تحریف شخصیّت امامِ نافذ در دلهای مردمان زیادی - در کشور و بیرون از کشور - خطر بزرگی محسوب میشود.

 آن راهی که میتواند مانع از این تحریف بشود، بازخوانی اصول امام است. امام یک اصولی دارد، یک مبانی‌ای دارد؛ این مبانی در طول ده سال دوران حاکمیّت اسلامی و پیش از آن در طول پانزده سال دوران نهضت، در بیانات گوناگون بیان شده است؛ اصول امام را در این بیانات میشود پیدا کرد؛ این اصول را، این خطوط را کنار هم که بگذاریم، یک شاکله‌ای از امام بزرگوار تشکیل خواهد شد؛ شخصیّت امام این است. نمیگویم به هر مطلب فرعی توجّه کنید؛ زندگی امام مثل زندگی همه‌ی انسانهای دیگر فرازونشیب‌هایی دارد؛ حوادثی در آن اتّفاق افتاده است و هر حادثه‌ای اقتضائی داشته است؛ مطالب اصولی را عرض میکنیم، آن چیزهایی که قابل انکار نیست، جزو بیّنات امام است، در طول سالهای متمادی، چه قبل از تشکیل حکومت اسلامی، چه در دوران تشکیل حکومت اسلامی، چه در دوران جنگ تحمیلی هشت‌ساله، چه قبل از آن و چه بعد از آن، این اصول را امام در بیانات خود تکرار کرده است؛ این اصول را گزینشی هم نبایستی انتخاب کرد. من البتّه امروز پنج شش مورد از اینها را عرض میکنم امّا همین‌جا هم میگویم اصول امام ممکن است فقط اینها نباشد، صاحب‌نظران  و افرادی که میتوانند و توانایی این کار را دارند، بروند دنبال کنند، بیانات امام را نگاه کنند - بحمدالله تدوین‌شده است، موجود است، در اختیار همه است - و این اصول را استخراج‌ کنند. من امروز همه‌ی اصول قابل استخراج از بیانات امام را نمیتوانم عرض بکنم، پنج، شش مورد را امروز عرض میکنم، نمیخواهم گزینشی باشد، لذا میگویم افراد بروند نگاه کنند، مواردی را پیدا کنند؛ امّا آنچه را من امروز عرض میکنم جزو مسلّماتِ منطق امام و مکتب امام و راه امام و خطّ امام است.

 اوّلین مطلبی که در [مکتب‌] امام وجود دارد، اثباتِ اسلام ناب محمدّی و نفی اسلام آمریکایی است. امام، اسلام ناب را در مقابل اسلام آمریکایی قرار داد. اسلام آمریکایی چیست؟ اسلام آمریکایی در زمان ما و در زمان امام و در همه‌ی زمانها - تا آنجایی که ما می‌شناسیم، ممکن است در آینده هم همین‌جور باشد - دو شاخه بیشتر ندارد: یکی اسلام سکولار، یکی اسلام متحجّر؛ لذا امام، آن‌کسانی را که تفکّر سکولاری داشتند - یعنی دین را، جامعه را، رفتار اجتماعی انسانها را، جدای از اسلام میخواستند - همواره در ردیف کسانی گذاشت که نگاه متحجّرانه‌ی به دین داشتند؛ یعنی نگاه عقب‌افتاده‌ی غیر قابل فهم برای انسانهای نواندیش و متعصّبانه‌ی برروی مبانی غلط، تحجّر؛ هردوی اینها را امام در کنار هم همواره ذکر کرده است. امروز که شما نگاه میکنید، می‌بینید هردو نمونه‌ی اسلام، در دنیای اسلام وجود دارد، هردو هم مورد حمایتِ قدرتهای قلدر دنیا و مورد حمایت آمریکا است. امروز، هم جریان منحرف داعش و القاعده و امثال اینها مورد حمایت آمریکا و اسرائیلند، هم بعضی از جریانهای به نام اسلام و بیگانه‌ی از عمل اسلامی و فقه اسلامی و شریعت اسلامی، مورد حمایت آمریکا است. اسلام ناب از نظر امام بزرگوار، آن اسلام متّکی به کتاب و سنّت است که با فکر روشن، با آشنایی با زمان و مکان، با شیوه و مِتُد علمیِ جاافتاده و تکمیل‌شده‌ی در حوزه‌های علمیّه، استنباط میشود و به دست می‌آید. این‌جور نیست که روش استنباط مورد توجّه نباشد و هرکسی بتواند قرآن را باز کند و اصول حرکت اجتماعی را استنباط بکند؛ نه، این یک مِتُد دارد، این یک روش دارد؛ این روش علمی است، کارشده است، کسانی هستند که میتوانند این روش را دنبال کنند. اسلام ناب از نظر امام بزرگوار این است. البتّه هرکسی هم که آن مِتُد را بلد است، آن روش را بلد است، قادر نیست؛ باید فکر روشن داشته باشد، باید آشنا با زمان و مکان باشد، باید نیازهای بالفعل جوامع بشری و جوامع اسلامی را بشناسد، باید دشمن را بشناسد، نحوه‌ی دشمنی‌های او را بداند، آن‌وقت میتواند اسلام ناب را مشخّص کند و بشناسد و بشناساند. اسلام آخوندهای درباری - که امام مکرّر با همین تعبیر از آنها اسم می‌آوردند - اسلام داعشی؛ از آن طرف، اسلامِ بی‌تفاوت در مقابل جنایات صهیونیستی، در مقابل جنایات آمریکا، اسلامِ چشم‌دوخته‌ی به آمریکا و قدرتهای بزرگ و به اشاره‌ی آمریکا، اینها همه سر در یک آخور دارند؛ در یک جا اینها همه به هم میرسند؛ از نظر امام اینها همه مردودند. اسلامی که امام معرّفی میکند، در مقابل همه‌ی اینها است. پیرو امام، آن کسی که دنباله‌رو امام است، باید مرزبندی داشته باشد؛ هم با اسلام متحجّر، هم با اسلام سکولار؛ اسلام ناب را شناسایی کند و دنبال کند. یکی از اصول امام این است. این چیزی نیست که امام یک‌بار گفته باشد؛ در سرتاسر آثار امام، بیانات امام، گسترده است.

 دوّم: یکی از اصول امام اتّکال به کمک الهی، اعتماد به صدق وعده‌ی الهی، و نقطه‌ی مقابل، بی‌اعتمادی به قدرتهای مستکبر و زورگوی جهانی است؛ این یکی از اجزاء مکتب امام است. اتّکال به قدرت الهی؛ خدای متعال وعده داده است به مؤمنین؛ و کسانی که این وعده را باور ندارند در کلام خودِ خداوند لعن شده‌اند: وَ لَعنَهُمُ الله،(۸) وَ غَضِبَ اللهُ عَلَیهِم،(۹) آن کسانی که «اَلظّآنّینَ بِاللهِ ظَنَّ السَّوءِ عَلَیهِم دائِرَةُ السَّوءِ وَ غَضِبَ اللهُ عَلَیهِم وَ لَعَنَهُم وَ اَعَدَّ لَهُم جَهَنَّمَ وَ سآءَت مَصیرًا».(۱۰) اعتقاد به وعده‌ی الهی، به صدق وعده‌ی الهی - که فرموده است «اِن تَنصُروا اللهَ یَنصُرکُم»(۱۱) - یکی از ارکان تفکّر امام بزرگوار ما است؛ باید به این وعده اعتماد و اتّکال کرد. نقطه‌ی مقابل، به دل‌خوش‌کُنَک‌های دشمنان، مستکبران، قدرتهای جهانی، مطلقاً نباید اعتماد کرد؛ این هم در عمل امام، در رفتار امام، در بیانات امام به‌طور کامل مشهود است. این اتّکال به قدرت پروردگار و اعتماد به او، موجب میشد که امام بزرگوار در مواضع انقلابی خود صریح باشد. امام با صراحت صحبت میکرد؛ آنچه را مورد اعتقاد او بود صریح بیان میکرد، چون اتّکاء به خدا داشت، نه اینکه نمیدانست قدرتها بدشان می‌آید، نه اینکه نمیدانست آنها عصبانی میشوند، میدانست امّا به قدرت الهی، به کمک الهی، به نصرت الهی باور داشت. در برابر حوادث، دچار رودربایستی نشد؛ به یکی از نامه‌ها - امام شاید به دو نامه از نامه‌های سران مستکبر دنیا یا وابستگان به مستکبر، - که به او نوشته بودند جواب داد، امام به آن نامه، با صراحت تمام، مطلب را جواب داد که همان‌وقت در صداوسیمای جمهوری‌ اسلامی پخش شد. البتّه امام مؤدّبانه حرف میزد امّا مواضع قاطع و روشن خود را در آن نامه‌ها بیان کرد و این توکّل خود را امام مثل خونی در شریان ملّت جاری کرد؛ ملّت هم اهل توکّل به خدای متعال شد، به نصرت الهی معتقد شد، و در این راه وارد شد. اینکه امام به مستکبرین هیچ اعتمادی و هیچ اعتقادی نداشت، موجب میشد که به وعده‌های آنها اعتنائی نکند. رئیس‌جمهور آمریکا - ریگان، که رئیس‌جمهور مقتدری هم بود - به امام نامه نوشت و پیغام فرستاد و آدم فرستاد، امام به او اعتنائی نکرد، پاسخی به او نداد و اعتنائی نکرد و وعده‌ای را که او داده بود، امام به هیچ گرفت.

 در یک مورد دیگر، یک وعده‌ای در مورد پایان جنگ تحمیلی، یکی از دولتهای وابسته‌ی به آمریکا داده بود، بحث صدها میلیارد یا هزار میلیارد در میان بود، امام اعتنائی به آن نکردند، اعتماد نکردند. ما حالا در قضایای گوناگون جاری خودمان داریم همین معنا را لمس میکنیم، می‌بینیم که چطور نمیشود به وعده‌ی مستکبرین اعتماد کرد، به حرفهایی که در جلسه‌ی خصوصی میزنند نمیشود اعتماد کرد، این را داریم لمس میکنیم. امام آن را جزوِ خطوط اصلیِ کار خود قرار داد، اعتماد به خدا، بی‌اعتمادی به مستکبران. این البتّه به معنای قطع رابطه‌ی با دنیا نبود، [چون‌] سران کشورها به مناسبتهای مختلف برای امام پیام تبریک میفرستادند، امام هم به پیام تبریک آنها جواب میداد. ارتباط این‌جوری، در حدّ معمول، مؤدّبانه و محترمانه وجود داشت امّا هیچ‌گونه اعتمادی به مستکبرین و قلدران و تبعه و دنباله‌روان آنها وجود نداشت.

 سوّم؛ اعتقاد به اراده‌ی مردم و نیروی مردم، و مخالفت با تمرکزهای دولتی؛ این از جمله‌ی خطوط اصلیِ حرکت امام است. در آن‌روزها سعی میشد به‌خاطر یک برداشت نادرست، همه‌ی کارهای اقتصادی کشور به دولت موکول و وابسته شود؛ امام بارها و بارها هشدار میداد - و این هشدارها در بیانات ایشان به‌طور واضح منعکس است - که این مسائل را به مردم بسپارید؛ اعتماد به مردم داشت در مسائل اقتصادی، اعتماد به مردم داشت در مسائل نظامی. این را توجّه کنند: امام از اوّل پشتیبان ارتش بود؛ کسی که مانع از انحلال ارتش در کشور شد، شخص امام بود، با وجود این، نیروی سپاه را به‌وجود آورد، بعد هم نهاد بسیج را به‌وجود آورد؛ حرکت نظامی را یک جریان مردمی قرار داد. در مسائل اقتصادی، تکیه‌ی به مردم؛ در مسائل نظامی، تکیه‌ی به مردم؛ در مسائل سازندگیِ کشور، تکیه‌ی به مردم، که جهاد سازندگی را به راه انداخت؛ در مسائل تبلیغات، تکیه‌ی به مردم؛ و بالاتر از همه مسئله‌ی انتخابات کشور و آراء مردم در مدیریّت کشور و تشکیلات نظام سیاسی کشور. در تمام طول این مدّت - دوران حاکمیّت امام بزرگوار ما ده سال است؛ از این ده سال، هشت سال در این کشور جنگ بود؛ شهرها بمباران میشد؛ جبهه‌ها مشغول جنگ بودند - که شاید در حدود ده انتخابات در کشور انجام گرفت، انتخاباتهای گوناگون یک روز از تاریخ مقرّر خودش عقب نیفتاد؛ در همه‌ی مراحل، در همه‌ی احوال، در همه‌ی شرایط، امام بزرگوار اصرار داشت که انتخابات در وقت مقرّر خود انجام بگیرد. اینکه در بعضی از کشورها معمول است حالت فوق‌العاده اعلام میکنند، امام یک روز حالت فوق‌العاده اعلام نکرد، به انتخابات اهمّیّت میداد. در روز انتخابات جزو اوّلین کسانی که پای صندوق رأی حاضر میشد، شخص امام بزرگوار بود؛ اعتقاد به مردم، و به معنای حقیقی کلمه احترام برای آراء مردم و افکار مردم و تشخیص مردم قائل بود؛ ممکن بود آن چیزی را که مردم انتخاب میکنند، مورد نظر امام در یک موردی هم نباشد امّا درعین‌حال برای آراء مردم احترام قائل بود، آنها را محترم میشمرد، آنها را معتبر میشمرد، این هم یکی از چیزها است. امام در مورد مردم به اینها هم اکتفا نکرد، مردم را ولی‌نعمت مسئولان معرّفی کرد؛ مکرّر امام ذکر کردند که این مردم ولی‌نعمت ما هستند؛ مواردی خود را خادم ملّت معرّفی کرد؛ میگفت: اگر به من خادم ملّت بگویند بهتر از این است که رهبر بگویند؛ این خیلی حرف بزرگی است، نشان‌دهنده‌ی جایگاه برجسته‌ی مردم و افکار مردم و آراء مردم و حضور مردم در نظر امام است؛ مردم هم پاسخ مناسب دادند؛ در صحنه حضور پیدا کردند؛ آنجایی که انگشت اشاره‌ی او بود، مردم با جان‌ودل در آنجا حاضر شدند. این متقابل بود؛ امام به مردم اعتماد داشت، مردم به امام اعتماد داشتند؛ امام مردم را دوست داشت، مردم امام را دوست داشتند؛ این رابطه‌ی متقابل، یک امر طبیعی است.

 نکته‌ی چهارم در بُعد مسائل داخلی کشور؛ امام طرف‌دار جدّی حمایت از محرومان و مستضعفان بود؛ امام نابرابری اقتصادی را با شدّت و حدّت رد میکرد؛ اشرافیگری را با تلخی رد میکرد؛ به معنای واقعی کلمه امام طرف‌دار عدالت اجتماعی بود؛ طرف‌داری از مستضعفان شاید یکی از پر تکرارترین مطالبی است که امام بزرگوار ما در بیاناتشان گفتند؛ این یکی از خطوط روشن امام است؛ این یکی از اصول قطعی امام است، همه باید تلاش کنند که فقر را ریشه‌کن کنند؛ همه باید تلاش کنند که محرومان را از محرومیّت بیرون بیاورند و تا آنجایی که در توان کشور است، به محرومان کمک کنند. از آن طرف به مسئولان کشور هشدار میداد درباره‌ی خوی کاخ‌نشینی - این نکته‌ای که در قرآن هم آمده است: وَ سَکَنتُم فی مسٰکِنِ الَّذینَ ظَلَموا -(۱۲) و همه را از خوی کاخ‌نشینی برحذر میداشت، تأکید مکرّر میکرد بر اینکه به وفاداری طبقات ضعیف اعتماد کنید؛ این را امام مکرّر میگفت که این کوخ‌نشینانند، این فقرایند، این محرومانند که این صحنه‌ها را با وجود محرومیّتها پر کرده‌اند، اعتراض هم نمیکنند، در میدانهای خطر هم حاضر میشوند؛ [امّا] آن کسانی که برخورداری‌های بیشتری داشتند، در موارد مختلف اگر مشکلی پیش می‌آمد، اتّفاقاً آنها بیشتر ابراز نارضایی میکردند. این وفاداری طبقات متوسّط مردم و طبقات محروم مردم، از نظر امام یک امر برجسته بود و این را تأکید میکرد. بر مصرف درست بیت‌المال تأکید میکرد، بر پرهیز کردن از اسراف تأکید میکرد. این هم یکی از خطوط اساسی است. مسئله‌ی عدالت اجتماعی، طرف‌داری از محرومان و دوری از خوی اشرافیگری و خوی تجمّل‌گرایی و عمل در این جهت.

 نکته‌ی پنجم در بُعد خارجی [است‌]. امام صریحاً در جبهه‌ی مخالف قلدران بین‌المللی و مستکبران قرار داشت، هیچ ملاحظه‌ای نمیکرد. این است که امام در مقابله‌ی میان قلدران و مستکبران و قدرتهای زورگوی عالم با مظلومان، در جبهه‌ی مظلومان بود؛ صریح و بدون ملاحظه و بی‌تقیّه این را بیان میکرد. طرف‌دار جدّیِّ مظلومان جهان بود. امام با مستکبرین سرِ آشتی نداشت. واژه‌ی «شیطان بزرگ» برای آمریکا، یک ابداع عجیبی از سوی امام بود. امتداد معرفتی و عملی این تعبیر شیطان بزرگ خیلی زیاد است. وقتی شما یک کسی را، یک دستگاهی را شیطان دانستید، معلوم است که باید رفتار شما در مقابل او چگونه باشد، باید احساسات شما نسبت به او چگونه باشد؛ امام تا روز آخر، نسبت به آمریکا همین احساس را داشت؛ عنوان شیطان بزرگ را، هم به کار میبرد، هم از بن دندان اعتقاد به این معنا داشت. در مقابل از اوّل انقلاب کسانی بودند که توجّه نمیکردند که آمریکا عقبه‌ی تغذیه‌کننده‌ی رژیم طاغوتی است که به‌وسیله‌ی ملّت ایران برافتاد. ملّت ایران رژیم طاغوت را ساقط کردند، امّا کسانی بودند آن روز که با حضور آمریکایی‌ها، با فعّالیّت آنها - حتّی فعّالیّت برخی از نهادهای آمریکایی - در داخل کشور موافق بودند! اختلاف عمده‌ی دولت موقّت با امام بزرگوار سر این قضیّه بود؛ ما از نزدیک میدیدیم. آنها توجّه نمیکردند که آمریکا تغذیه‌کننده‌ی رژیم طاغوت بود؛ این رژیم حالا برافتاده است امّا آن دستگاه تغذیه‌کننده هنوز باقی است، فعّال است، اگر به او میدان داده شود، مجال داده شود، دوباره مشغول خواهد شد و ضربه خواهد زد و نقاط ضعف را جستجو خواهد کرد و از آن نقاط ضعف وارد خواهد شد؛ این را توجّه نمیکردند. امام این را میدید، لذا موضع‌گیری امام در زمینه‌ی مسئله‌ی لانه‌ی جاسوسی ناشی از همین نگاه و همین دیدگاه بود. در دنیا کسانی به این نقطه توجّه نکردند و ضربه‌اش را خوردند که حالا نمیخواهیم کسانی را شماتت و ملامت کنیم؛ امّا این ضربه‌ای است که بعضی خوردند، به‌خاطر اینکه رژیم‌های مرتجع و مستکبر را ساقط کردند، [ولی‌] عقبه‌ی آنها را نادیده گرفتند. امام این عقبه را از روز اوّل دید، با آن مقابله کرد؛ لذا تا آخر، امام علیه آمریکا و دستگاه سیاسی و امنیّتی آمریکا موضع داشت.

 متقابلاً امام بزرگوار در طول این سالیان دراز از فلسطین حمایت کرد، دفاع کرد. از فلسطین دفاع کرد، از افغانستان دفاع کرد. آن روزی که شوروی‌ها وارد افغانستان شدند، با اینکه ما گرفتار دشمنی آمریکا بودیم - دولتها معمولاً در این مواقع که با یک طرف گرفتاری دارند، با طرف دیگر میسازند - امام بزرگوار در همان حال در مقابل شوروی  موضع قاطع گرفت، که این موضع قاطع را حتّی بعضی از دولتهایی که گرایش غربی داشتند هم نگرفتند امّا امام بزرگوار بدون هیچ ملاحظه‌ای از ملّت افغانستان حمایت کرد، از ملّت لبنان حمایت کرد، فلسطینی‌ها را با کمال صمیمیّت مورد حمایت خودش قرار داد. این منطق امام است در مورد مقابله‌ی با استکبار. با این منطق امروز میشود قضایای دنیا را شناسایی کرد، موضع درست را میشود فهمید. امروز ما به همان اندازه‌ای که با رفتار وحشیانه و ظالمانه‌ی جریان داعش در عراق و در سوریه مخالفیم، به همان اندازه با رفتار ظالمانه‌ی پلیس فدرال آمریکا در داخل کشورشان مخالفیم - اینها هر دو مثل هم هستند - به همان اندازه با محاصره‌ی غزّه که محاصره‌ی ظالمانه‌ای است علیه مردم مظلوم غزّه مخالفیم، به همان اندازه با بمباران مردم مظلوم و بی‌پناه یمن مخالفیم، به همان اندازه با سخت‌گیری‌هایی که علیه مردم بحرین به‌وجود می‌آید مخالفیم، به همان اندازه با حمله‌ی هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا به مردم در افغانستان و در پاکستان مخالفیم. این منطق، منطق امام است. هرجا ظلم هست دو طرف وجود دارد: ظالم و مظلوم؛ ما طرف‌دار مظلومیم، مخالف با ظالمیم؛ این موضع‌گیری‌ای است که امام بصراحت انجام میداد و این یکی از خطوط اصلی است. امروز هم به همین دلیل مسئله‌ی فلسطین برای ما یک مسئله‌ی اصلی است؛ این را همه بدانند. مسئله‌ی فلسطین از دستور کار نظام جمهوری اسلامی خارج نخواهد شد. مسئله‌ی فلسطین، عرصه‌ی یک مجاهدتِ واجب و لازم اسلامی است، هیچ حادثه‌ای ما را از مسئله‌ی فلسطین جدا نمیکند. ممکن است کسانی در صحنه‌ی فلسطین باشند که به وظایفشان عمل نکنند، حساب آنها جدا است امّا مردم فلسطین، ملّت فلسطین، مجاهدان فلسطینی مورد تأیید و حمایت ما هستند.

 یکی دیگر از نقاط اصلی و خطوط اصلی تفکّر امام، مسئله‌ی استقلال کشور، ردّ سلطه‌پذیری [است‌]؛ این هم یکی از سرفصل‌های مهم است. من سال گذشته در همین جلسه به مستمعین آن سال عرض کردم،(۱۳) استقلال یعنی آزادی در مقیاس یک ملّت؛ این معنای استقلال است. اینکه بعضی در زبان یا در شعار دنبال آزادی‌های فردی باشند امّا علیه استقلال کشور حرف بزنند، این یک تناقض است. چطور ممکن است آزادی فردیِ اشخاص محترم باشد امّا آزادی یک ملّت، آزادی در مقیاس یک کشور، در مقابل تحریمهای مخالفان و بیگانگان، محترم نباشد! این اصلاً قابل فهم نیست، قابل قبول نیست. متأسّفانه کسانی هستند که تئوری‌سازی میکنند برای نفی استقلال کشور، استقلال را گاهی به انزوا معنا میکنند، گاهی به این عنوان که امروز استقلال کشورها یک ارزش به حساب نمی‌آید، قلم‌زنی میکنند و حرف میزنند؛ این حرفها هم در بین جامعه پخش میشود. کسانی این‌جوری حرکت میکنند. این یک غلط بزرگ، یک خطای بسیار مهم و خطرناک است. امام معتقد به استقلال کشور بود، معتقد به ردّ سلطه‌ی [بر] کشور بود. دشمن ما در طول این سالها، بسیاری از فعّالیّتهایی که علیه کشور ما و ملّت ما کرده است برای این بود که خدشه‌ی در استقلال به‌وجود بیاورد؛ چه تحریم، چه تهدید، اینها استقلال را هدف گرفته‌اند. باید همه هوشیار باشند، بدانند که هدفهای دشمن چیست. این هم یکی از خطوط اصلی است.

 یکی دیگر از خطوط اصلی تفکّر امام و راه امام و خطّ امام - این مطلب آخری است که عرض میکنم - مسئله‌ی وحدت ملّی است و توجّه به توطئه‌های تفرقه‌افکن؛ چه تفرقه‌ی بر اساس مذهب، شیعه و سنّی؛ چه تفرقه‌ی بر اساس قومیّتها، فارس و عرب و ترک و کرد و لر و بلوچ و امثال اینها. تفرقه‌افکنی یکی از سیاستهای قطعی دشمن بود و امام بزرگوار ما از اوّل بر روی وحدت ملّی و اتّحاد آحاد ملّت، یک تکیه‌ی کم‌نظیر داشت که این یکی از خطوط است. امروز ما این خط را هم باید دنبال بکنیم. امروز شما می‌بینید در دنیا مسئله‌ی تفرقه‌ی دنیای اسلام یکی از سیاستهای اصلی استکبار است. آمریکایی‌ها کارشان به آنجا رسیده است که حالا دیگر اسم شیعه و سنّی می‌آورند؛ اسلام شیعه، اسلام سنّی؛ از یکی حمایت میکنند، به یکی حمله میکنند. در حالی که جمهوری اسلامی ایران از اوّل نسبت به این مسئله‌ی اختلاف مذهبی یک نگاه کاملاً یکسانی داشت. ما با برادران فلسطینی‌مان که سنّی‌اند همان جور عمل کردیم که با برادران حزب‌الله لبنان که شیعه هستند عمل کردیم. همه جا یک جور عمل کردیم. نگاه امام بزرگوار ما در داخل کشور این بود، در دنیای اسلام نگاه جمهوری اسلامی نگاه امّت‌ساز است، امّت اسلامی مورد نظر است. اینکه نوکرهای دست دوّم آمریکا می‌آیند مسئله‌ی هلال شیعی را مطرح میکنند، این نشان‌دهنده‌ی سیاستهای تفرقه‌افکن است. اینکه آمریکایی‌ها علی‌رغم تبلیغات فراوان، نسبت به همین گروه‌های تفرقه‌افکن تکفیری در عراق و سوریه مماشات میکنند - احیاناً در مواردی هم به آنها به‌صورت بی‌خبر و مخفیانه کمک میکنند، عواملشان که به‌صورت صریح از آنها حمایت میکنند - این نشان‌دهنده‌ی این است که نقش تفرقه‌افکنی از نظر دشمنان اسلام و مسلمین و دشمنان جمهوری اسلامی نقش بسیار برجسته‌ای است. این را همه توجّه کنند؛ هم شیعه توجّه کند، هم سنّی توجّه کند؛ بازی دشمن را نخورند. آن تسنّنی که آمریکا از آن حمایت کند و آن تشیّعی که از مرکز لندن به دنیا صادر بشود، اینها مثل هم هستند؛ هر دوی آنها برادران شیطانند، هر دوی آنها عوامل آمریکا و غرب و استکبارند.

 همدلی و هم‌زبانی‌ای که ما امسال اوّل سال بر آن تکیه کردیم و مکرّر بعد از آن تکرار کردیم، بر همین مبنا استوار است. در داخل کشور، خواهران و برادران از اقوام مختلف، از مذاهب گوناگون، در کنار هم یدِ واحده تشکیل بدهند - همچنان‌که بحمدالله تا امروز بوده است - نگذارند دشمن نفوذ کند در قلمرو دنیای اسلام. در سطح وسیع و گسترده هم همین‌طور برادران سنّی و شیعه در کنار هم بدانند که دشمنی [هست که‌] دارد اصل موجودیّت اسلام را تهدید میکند. این هم یکی از خطوط اساسی.

 من هفت مورد را از مبانی و اصول امام عرض کردم و مطمئنّاً اصول امام منحصر در اینها نیست. دیگران هم بگردند، منتها هرکسی هر حرفی را که خودش می‌پسندد به امام نسبت ندهد. آنچه را به امام نسبت میدهیم، باید در منابع مربوط به امام موجود باشد، آن هم به شکل مکرّر، به شکل مستمر، مثل همین موارد هفت‌گانه‌ای که ما گفتیم؛ اینها از اوّل بیانات امام تا آخر، همین‌طور که انسان مراجعه میکند، در طول سالهای متمادی، همه‌ی این مطالب را انسان در بیانات امام میبیند، اینها میشوند اصول. دیگران هم بگردند با همین شیوه اصول را پیدا کنند. جاذبه و دافعه‌ی امام بر مبنای این اصول بود. ما هم میخواهیم جاذبه و دافعه داشته باشیم؛ جاذبه بر اساس این اصول، دافعه بر اساس این اصول.

 همه هم بدانند که هدف دشمنان ما با ریختهای مختلف و قیافه‌گیری‌های مختلفی که از خودشان نشان میدهند - گاهی اخم میکنند، گاهی لبخند میزنند، گاهی اوقات وعده میدهند، گاهی تهدید میکنند - تسلّط بر کشور است. دشمن میخواهد برگردد به دوران سلطه‌ی بی‌قیدوشرط خود بر این کشور؛ چون اسلام با این برگشت بشدّت مخالف است و نیروی مقاوم در مقابل این توطئه‌ی دشمن «اسلام» است، با اسلام مخالفند. مخالفت دشمن با اسلام به‌خاطر این است که میدانند معارف اسلامی، احکام اسلامی در مقابل آنها سدّ مستحکمی درست کرده است. با ملّت ما مخالفند، چون ملّت در مقابل آنها مثل کوهی ایستاده است. با هرکسی در میان ملّت که در مقابل دشمن ایستادگی بیشتری داشته باشد، بیشتر مخالفند. با عناصر مؤمن بیشتر مخالفند، با سازمانها و نهادهای انقلابی بیشتر مخالفند، با عناصر حزب‌اللّهی بیشتر مخالفند؛ چون میدانند اینها سدهای محکم و مستحکم در مقابل نفوذ دشمنان هستند. دشمن دنبال سلطه‌گری است و همه‌ی تلاش دشمن برای این است که جلوی حرکت اسلامی نظام جمهوری اسلامی را که مایه‌ی پیشرفت و ترقّی و اوج این ملّت است بگیرد. یک کهنه‌سیاست‌مدار آمریکایی گفته بود که گروه‌های تروریست تکفیری برای ما غربی‌ها اهمّیّتی ندارند، باشند عیب ندارد، آنچه برای ما مهم است، ایران اسلامی است؛ چون ایران اسلامی درصدد ایجاد یک تمدّن عظیم است - البتّه او تعبیر «امپراتوری» به کار برده است که غلط کرده - لذا ما باید ایران اسلامی را مقابل خودمان و دشمن مهمّ خودمان بدانیم. این حرف، اهمّیّت امّت‌سازی را هم به ما نشان میدهد.

 این عرایض امروز ما [بود] به شما برادران عزیز، به کسانی که از راه‌های دور تشریف آوردید، از شهرهای مختلف. خوشامد عرض میکنیم؛ خسته نباشید میگوییم؛ ان‌شاءالله خداوند همه‌ی شما را محفوظ بدارد. پروردگارا! به محمّد و آل محمّد تو را سوگند میدهیم رحمت و برکات خودت را بر این ملّت بزرگ و برومند نازل فرما. پروردگارا! رحمت و برکت خود را بر روح این مرد بزرگ، این امام بزرگوار که این راه نورانی را در مقابل ما باز کرد نازل بفرما. پروردگارا! ما را پیروان صادق این راه قرار بده و مرگ ما را به شهادت در این راه قرار بده. پروردگارا! قلب مقدّس ولیّ‌عصر (ارواحنا فداه) را از ما راضی و خشنود بفرما.
والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته‌
 

۱) این بیانات در مرقد امام برگزار شد. قبل از شروع بیانات معظّم‌له، حجّت‌الاسلام والمسلمین سیّد حسن خمینی مطالبی بیان کرد.
۲) سوره‌ی عنکبوت، بخشی از آیه‌ی ۱۴
۳) زاد المعاد؛ مفاتیح‌الجنان ص ۴۲۲
۴) سوره‌ی حج، بخشی از آیه‌ی ۷۸
۵) بحارالانوار، ج ۳۳، ص ۱۸
۶) سوره‌ی حج، بخشی از آیه‌ی ۷۸
۷) اقبال الاعمال، ج ۲، ص ۶۸۷
۸) سوره‌ی توبه، بخشی از آیه‌ی ۶۸
۹) از جمله سوره‌ی مجادله، بخشی از آیه‌ی ۱۴
۱۰) سوره‌ی فتح، بخشی از آیه‌ی ۶
۱۱) سوره‌ی محمّد، بخشی از آیه‌ی ۷
۱۲) سوره‌ی ابراهیم، بخشی از آیه‌ی ۴۵
۱۳) ۱۳۹۳/۳/۱۴

لطفاً نظر خود را بنویسید:

*
نظرات مخاطبان : [ تعداد نظرات منتشره : 45 نظر ]
  • علي ،
    1394-03-29 - 02:52

    خدايا به آبروي محمد و ال محمد اين ذريه حسيني را تا ظهور حضرت مهدي صاحب زمان براي امت اسلامي نگه دار
  • فدایی ولایت ،
    1394-03-23 - 16:40

    وجودچنین رهبری ازمسایل مهم وارزشی دریک تشکل است آن هم تشکلی به نام امت اسلام به همین خاطرازخداوندرحمان خواستارم تارسیدن صاحب اصلی این امت رهبرعزیزترازجانمان را حتی اگرشده باکسرازعمراین حقیرالبته اگرلایق باشم حفظ بفرمایدان شاالله
  • حمید رضا ،
    1394-03-23 - 16:37

    جانهافدایت اقا
  • حسین بهاری ،
    1394-03-23 - 15:00

    سلام به رهبر عزیزم
    ما در راه انقلاب و راه رسیدن به اهداف آن تلاش میکنیم 
    و با فرماندهی رهبر عزیزمان (حضرت اقا) به جلو حرکت میکنیم.
    
    یازهرا (س)
    
  • جوادی بسیجی ،
    1394-03-23 - 00:05

    ما اهل کوفه نبیستیم ,,,اقا تنها  بماند ,,,
  • اسماعیل عابدی ،
    1394-03-22 - 12:53

    لبیک یا امام خامنه ای
  • حمید ،
    1394-03-22 - 09:14

    هشدارهای مقام معظم رهبری به مسئولین ومردم راهگشای آینده است به وجود رهبری با این بصیرت افتخار می کنیم ..خداوند رهبر مارابه سلامت دارد.
  • هادی ،
    1394-03-21 - 16:48

    سلام آقا از تنهایتان سخت قلبم میگیرد  ولی میبالم بر رهبرم که تنهایی در برابر تمام کفر ونفاق مردانه ایستاده است.جان ناقابل ما فدایتان.            ما را سری است با تو که گر خلق روزگار      دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم
  • 1394-03-21 - 00:02

    فدایی داری آقاجان...
  • مصطفی ،
    1394-03-20 - 18:09

    لبیک یا خامنه ای
  • مصطفی ،
    1394-03-20 - 18:09

    لبیک یا خامنه ای
  • امیر ،
    1394-03-20 - 18:02

    لبیک یا خامنه ای لبیک یا حسین است
  • 1394-03-20 - 17:37

    لبیک امام خامنه ای لبیک یا حسین است
  • علی ،
    1394-03-20 - 10:28

    اللهم احفظ و انصر قائدناالخامنه ای
  • سيد محمد جعفري ،
    1394-03-19 - 15:54

    درود بر نائب امام زمان امام خامنه اي
    /من همه دل نوشته هاي مردم را خواندم
    /چه مردم نازنيني چه دلهاي قشنگي كيف كردم از اين همه ارادت از اين همه خلوص
    /واقعا عنوان بهترين مردم براي اين ملت بزرگ چه شايسته انتخاب شده است، كه امام خميني ميفرمایند: ملت ایران و تودۀ میلیونى آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول اللّه  ـ صلى اللّه  علیه و آله ـ و کوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسین بن على ـ صلوات اللّه  و سلامه علیهما ـ مى باشند.
    /ما فرزندان خميني خدا را شاكريم كه پروردگار بزرگ و بي همتا بعد از امام خميني امام و رهبري گران قدر و دلربا بر ما ارزاني داشته
    /از خدا ميخواهيم تا بر ما توان دهد تا از ياران او باشيم
    /جانم فدايت اي امام
    /يا مهدي ادركني
  • فايزه سعيدي ،
    1394-03-19 - 11:44

    اقا خدا شمارو براي ملت ايران حفظ كنه امين
  • ابوالفضل ،
    1394-03-18 - 21:03

    سلام،خداوند متعال وجودایشان را از تمام بلیات وتزویرها محافظت نمایند.الحق که سخنرانی بسیار پر محتوا وتاثیر گذاری ایراد فرمودند...
  • خ .شهبازی از همدان ،
    1394-03-17 - 20:31

    سلام بر رهبرم 
    
    وقتی صدایشان را میشنوم یا تصویرش را میبینم جانم برای فدا شدنش پر میزند
  • 1394-03-17 - 16:40

    با سلام
    انشالا روزی بیاید جمال زیبای رهبرم را از نزدیک نظاره و بوسه ای با تمام وجود بر دست مبارک ایشان بزنم
  • جوان قرآنی ،
    1394-03-17 - 15:03

    بسم الله الرحمن الرحیم
    
    سلام
    
    تنها کشوری که در مقابل استکبار محکم ایستاده ما هستیم و اون هم به خاطر رهبری و ایمان و اعتقاد مردم هست.
    خدا سایه ایشون رو از سر این نظام کن نکنه
    
  • حطیم ،
    1394-03-17 - 13:42

    مقصد دیار قدس همپای جلودار...
  • سيد ،
    1394-03-17 - 13:25

    با عرض سلام و خسته نباشيد لطفا ديدگاه هاي امام خامنه اي را درباره ي نفاق و منافق بيرون آوريد. خيلي مهم است چون به تعبير امام خامنه اي اسلام و حركتهاى اسلامى همواره از نفاق‏، بيش از كفر صريح لطمه ديده است.پيام به حجاج بيت‏اللّه الحرام‏   26/ 03/ 1370
     بنده برا ي آسان شدن كارتان بخشي از بيانات امام خامنه اي را درباره نفاق همراه با تاريخ برايتان ميگذارم.
    انشاالله شما تكميل كنيد.
    سيد حسن موسوي طلبه ي بروجرد
    
    باسمه تعالي
    نفاق از ديدگاه امام خامنه اي
    خداى متعال در سوره‏ى «انّا فتحنا» مى‏فرمايد: «و يعذّب المنافقين و المنافقات و المشركين و المشركات الظّانّين باللَّه ظنّ السّوء»؛ (6) خصوصيت منافق‏ و مشرك از جمله اين است كه به خدا سوءظن دارند، وعده‏ى الهى را قبول ندارند، باور ندارند. اينكه خدا مى‏گويد: «و لينصرنّ اللَّه من ينصره»، (7) اين را آدم مؤمن با همه‏ى وجود قبول دارد؛ منافق‏ اين را قبول ندارد. خداوند مى‏فرمايد: «عليهم دائرة السّوء و غضب اللَّه عليهم و لعنهم و اعدّ لهم جهنّم و ساءت مصيرا». (8) كسانى كه به خدا سوءظن دارند، وضعيتشان اين‏جور است. خطبه‏هاى نماز جمعه‏ى تهران در حرم امام خمينى (ره) در بيست و يكمين سالگرد ارتحال حضرت امام خمينى (ره)14/ 03/ 1389
    رابعاً، اسلام و حركتهاى اسلامى همواره از نفاق‏، بيش از كفر صريح لطمه ديده است. امروز خطر اسلام امريكايى يعنى آنجا كه نام و عنوان اسلام در خدمت طواغيت و در جهت هدفهاى امريكا و ديگر مستكبرين است از خطر ابزارهاى نظامى و سياسى امريكا كمتر نيست و بيشتر است. از علم‏داران اسلام امريكايى، چه در لباس عالم دين و چه در موضع سياستمدار برحذر باشيد و آنان را در سخن و اشاره و جهت‏گيريشان متهم كنيد و هرگز درصدد جلب كمك آنان نباشيد    پيام به حجاج بيت‏اللّه الحرام‏   26/ 03/ 1370
    امروز وظيفه‏ى بسيج، حفظ فضاى سالم در كشور و منزوى كردن زشتى و آلودگى و غفلت و ريا و نفاق‏ و شرك است. امروز نسل نوخاسته‏ى كشور، با كمال صفا و پاكى به دنبال حقيقت مى‏دود و تشنه‏ى آن است. در كجاى كشور، شما جوانان نوخاسته- پسر و دختر- را مى‏بينيد كه تشنه‏ى حقيقت و معنويّت و فهميدن و درست فهميدن نباشند؟ اين نسل پُرعددِ امروزِ كشور ما با صفاى ذاتىِ جوانىِ خود و با تربيت اسلامىِ جامعه‏ى ما، دنبال حقيقت است؛ اما در كمين اين نسل، گرگان درنده و روبهان حيله‏گرى هستند. در كمين نسل نوخاسته‏ى جوان ما كسانى نشسته‏اند كه مى‏خواهند او را بفريبند، يا بدرند و از بين ببرند.    بيانات در ديدار نيروهاى بسيجى شركت‏كننده در اردوى رزمى- فرهنگى علويّون‏     21/ 08/ 1380
    ما امروز اگر جمهورى اسلامى هستيم، اگر حكومت علوى هستيم، بايد اين‏ها را رعايت كنيم. شما مردم هم اين‏ها را بايد از ما بخواهيد. اقامه‏ى دين خدا را بايد بخواهيد. اينكه ما نگاه كنيم ببينيم شرق و غرب در مفاهيم حكومتى و مفاهيم سياسى حرفشان چيست، آن‏ها چه مى‏گويند، ما هم سعى كنيم خودمان را آن طور تطبيق دهيم، اين مثل همان خلافت عثمانيهاست، مثل خلافت بنى اميّه و بنى عبّاس است. آن‏ها هم اسمشان خليفه‏ى پيغمبر بود؛ اسمشان حاكم اسلامى بود؛ اما رسم و عملشان حكومت كسرى و قيصر و حكومت پادشاهان بود. همان‏طور كه آن‏ها عمل مى‏كردند، اين‏ها هم همان‏طور عمل مى‏كردند. اسممان حكومت علوى و حكومت اسلامى باشد، بعد برويم سراغ سرمايه‏دارى غرب، سراغ حكومتى كه سرمايه‏داران و كمپانى‏داران و زشت‏روترين ظالمان و ستمگران عالم آن را اداره مى‏كنند؟! اين درست است؟ اين همان نفاق‏ خواهد شد. پرچمى را با يك نامى بلند كنيم، آن وقت در زير اين پرچم سراغ چيزهاى ديگر برويم!؟ امروز در نظام اسلامى، همه‏ى كارگزاران حكومت، از پايين تا بالا؛ از رهبرى- كه خدمتگزار همه است- از رئيس‏جمهور، از وزرا، از مسئولين قضائي، از نمايندگان مجلس و از مديران گوناگونى كه در اكناف كشور هستند، بايد همّتشان اين باشد كه دين خدا را اقامه كنند، عدالت را احيا كنند، تبعيض در اجراى مقرّرات را از ميان بردارند، بيشترين توجّهشان به طبقه‏ى محروم و مستضعف و فقير باشد- همچنان كه امير المؤمنين بود- شعار تقوا را شعار شخصى و عمومى خودشان قرار دهند؛ اين وظيفه‏ى ماست. اينكه دنيا اين طور حكومت را مى‏پسندد يا نمى‏پسندد، اين براى ما معيار و ملاك نيست. جهت، اين است، سمت و سو، اين است. البته زمانه روز به روز پيچيده‏تر مى‏شود؛ ارتباطات انسانى روز به روز دشوارتر و پيچيده‏تر مى‏شود؛ اعمال عدالت و اقامه‏ى حق كار آسانى نيست؛ اما هدف اين است و اين است كه مردم را خوشبخت مى‏كند؛ اين است كه سعادت مردم را تأمين مى‏كند؛ اين است كه فقر و تبعيض را از بين مى‏برد؛ اين است كه ريشه‏ى فساد را در جامعه مى‏كَند. و الّا اگر اين نباشد، حكومتهاى جائرِ دنيا دم از حقوق بشر مى‏زنند ولى زشت‏ترين كارها را عليه حقوق بشر انجام مى‏دهند. عراق را به جرم اينكه سلاح شيميايى مصرف كرده است، مورد تهاجم قرار مى‏دهند؛ در حالى كه سلاح شيميايى را خودشان به او دادند! خودشان او را تشويق كردند! آن وقت كه او سلاح شيميايى مصرف كرد، چشم را روى هم گذاشتند! اين‏ها عادلند؟! اين‏ها طرف‏دار حقوق بشرند؟! اين‏ها از انسانيت چيزى سرشان مى‏شود؟! به نام مبارزه با ترور، مى‏خواهند دنيا را به آتش بكشند. زشت‏ترين و فجيع‏ترين نوع ترور، امروز در اراضى مقدّس فلسطين جارى است؛ نه فقط اخم نمى‏كنند بلكه تشويق هم مى‏كنند؛ از آن دفاع مى‏كنند؛ آن را لازم مى‏دانند! اين‏ها حكومتهايى هستند كه انسان از اين‏ها تقليد كند؟!                   بيانات در ديدار با اقشار مختلف مردم به مناسبت ميلاد امير المؤمنين على (ع)        30/ 06/ 1381
    
  • رسول ،
    1394-03-17 - 12:27

    جامعه‌ی تشیّع فقط به برجستگی‌های تاریخ خود در گذشته متّکی نیست، چشم به آینده دارد.......
                                                                        یا علی مددی
  • صدیقه ،
    1394-03-17 - 11:29

    سلام بر رهبر عزیزم
    آقاجان:
    جان و مال وعرض ماهست باوجودت در امان
                                              زنده باشی تا ظهور مهدی صاحب زمان
    
                                   آمین یارب العالمین
  • یاشار شهریار ،
    1394-03-17 - 09:01

    لبیک یا امام
    آقا من اردبیلی ام
    اگه بالازاده ها و باکری ها رفتند نوکران اونها هنوز تشنه شهادت اند
    دعا کنید ما هم شهید شویم
  • سید مرتضی موسوی ،
    1394-03-16 - 20:42

    باسلام خدمت رهبر عزیزم
    بنده به داشتن رهبری چون شما افتخار می کنم 
    ازهمه ی ملت ایران وهمه ی مسلمانان می خواهم همیشه بعد از نماز حتما برای سلامتی حضرت آقا دعا کنید
    یاعلی
  • علی ،
    1394-03-16 - 20:09

    سلام آقا.سخنان زیبای شما همیشه خط راه ما بوده و هست.
  • محمدی ،
    1394-03-16 - 14:49

    ان‌شاءالله دوران انتظار منتظران سر خواهد آمد
  • محمد باذلی ،
    1394-03-16 - 13:28

    یوتی الحکمه من یشاء و من یوت الحکمه فقد اوتی خیرا کثیرا و ما یذکر الا اولوا الالباب-بقره 269-خدای متعال حکمت را برای کسی که بخواهد میدهد و کسی را که خداوند حکمت میدهد، قطعا خیر کثیری داده است و این حقیقت را متذکر نشوند مگر کسانی که صاحب فهم و درک و درایتند. 
  • ابراهیم ،
    1394-03-16 - 10:16

    سلام بر رهبر عزیزم خداقوت پدر مهربانم خیلی قلبم درد میگیرد از اینکه تنها در مقابل کفر و یک جهان ایستاذه ای رهبرم ما اجازه نخواهیم داد
  • روح اله کرمی ،
    1394-03-16 - 05:43

    این جملات و کلمات الهام شده از طرف امام زمان(عج)است که بر زبان نائبش جاری می شوند.رهبری به معنای همین است که در وقت خودش دشمن را بشناسد و اهداف شوم آنها را نقش بر آب کند.روحی فداک یا علی
  • هادی ،
    1394-03-16 - 02:47

    سلام
    آقا خدا شما رو برای ما حفظ کنه.کاش دنیا قدر داشتن شما رو بدونه.
    خاک پاتونیم آقا.
  • ف.ع.زنجانی ،
    1394-03-16 - 02:19

    سلام علیکم,رهبر عزیزم از شنیدن سخنان متین و زیبای شما حظ کردم.اما در مورد خوی کاخ نشینی که اشاره کردید؛جمله زیبایی نیز هست که می گوید:هیچ کاخی آباد نمی شود مگر آنکه در مکانی دیگر کوخ ها زیاد شوند.اما امروز چه شده که برخی از مسؤلین این کلام امام را فراموش کرده اند؟حقیقت تلخ تر این است,که مردم نیز با دیدن این قضایا نسبت به خدمت گزاران صدیق این نظام نیز بدبین می شوند.ای کاش شما که یکی از نمونه های معاصر ساده زیستی در میان مسؤلین هستید,به داد ما برسید که حکایتمان شده آش نخورده و دهان سوخته.جان ناقابلم فدای رهبرم و مسلک پیر جماران,***تعجیل در فرج امام زمان صلوات***
  • عظیم ،
    1394-03-16 - 01:19

    باسمه تعالی 
    دوران غیبت امام زمان دوران تمرین بصیرت وصبر است  .بصیرت در شناخت دوست ودشمن وصبر در برابر توطئه های دشمن است تابعد از امادگی مردم در کسب این دو  شرط امام زمان ظهور کنند وعدالت جای ظلم قرارگیرد.امامان ما برای اینکه مردم در این دوشرط موفق  شوند یا خود بین مردم می رفتند یا نائبی می فرستادند.مردم کوفه در پیروی از نائب مردود شدند ولی ملت بصیر وبا استقامت ایران ثابت کردندکه در پیروی از نائب امام زمان حاضرند از جان هم بگذرندونخواهند گذاشت شخصیت امام عزیزمان تحریف شودکه جنگ تحمیلی وفتنه ۸۸ شاهد واضحی بر این مدعا است وانشاء الله دولت هم با رعایت خطوط قرمز ولایت فقیه دشمن را ناکام کندتا شرائط ظهور مهدی ال محمد محقق شود .خدا یا زندگی ما را سربازی خامنه ای ومرگ ما را شهادت در راهش قرار بده.
  • معصومه ،
    1394-03-16 - 00:11

    خدا را سپاسگزارم که پس از آن رهبر فقید این رهبر عزیز را برای ما چون نعمتی بی نظیر برگزید. خدایا شکرت می‌کنم وقتی به تک تک کلمات مولایم سید علی خامنه‌ای فکر می‌کنم می‌بینم اینهمه درک بالا اینهمه هدایت و روشنگری تنها و تنها فقط با خواست تو در یک فرد جمع می‌گردد و تو چه خوب خوبان درگاهت را انتخاب مینمایم از رسول اعظم اسلام گرفته تا هریک از حجج معصوم و هادی نازنین و بی بدیل ما امامناوقائدنا سید علی خامنه‌ای ، خدایا تورا به محمد و آل محمد قسمت می‌دهیم از ولی فقیه برحق حجت دوازدهم خود مهدی موعود(عج) حفاظت نما و از عمر کم نما و برعمر با عزت ایشان بیفزا. خدایا به خودم می‌بالم که مهر رهبری فرزانه چون ایشان را در دل و برلب دارم و تاپایان عمرم خودم را کمترین سرباز ایشان میدانم .خدایا از تو می‌خواهم این نعمت را از مانگیری که هرآنچه خوبیست از جانب تو وبه خواست پر عظمت تو می‌باشد آمین آمین
  • محسن حلیمی ،
    1394-03-16 - 00:02

    آقای من سلام . وقتی که کلامت را خواندم با اینکه توفیق حظور ودیدارت را نداشتم ...احساس کردم که شما ای رهبر و ای مرجع من چقدر قلب نازنینت از خدعه و نیرنگ روباه صفتان زمان و اشعث ها و زیبر ها و منافقین دیگر پر درد است... خداوند همه ما را به راست هدایت کند و انشا الله در سایه توجهات امام زمان شما را برای ما نگه دارد سلامت باشید آقای من .یا مهدی(عج) 
  • محمدامین ،
    1394-03-15 - 21:39

    خامنه ای خمینی دیگراست   ولایتش ولایت حیدراست
  • علی ،
    1394-03-15 - 19:10

    راستی که آقایی، آقا جان
  • 1394-03-15 - 16:26

    سلام بروان پاک امامی که اسلام را تجلی وظهور بخشید و امید کهنه شده مستضعفین جهان را به آمدن آن مرد آسمانی را غبار زدود و زنده و شاداب گردانید و به جهانیان نشان داد که اگر اراده حق برآن شود ظهورش دیر نیست و درودی بی پایان به جانشین برحقش امام و مقتدای ما امام و رهبر ما سید علی خامنه ایی....
    رهبرا ما در این خطه از کشور عزیزمان با تاسی به بزرگانی همچون  آیت الله شیخ محمد حسین مجاهد برازجانی ومیرزا محمد خان برازجانی و... گوش به فرمان  امر ولی زمان خود هستیم و تا پای جان برای زنده نگه داشتن اصول واندیشه های اعتقادی امام انقلاب که همان اصول ومبانی اسلام ناب محمدیست تلاش وایستادگی میکنیم...
    رهبرا فرمان بده     جان بفدایت میکنیم
  • جواد ،
    1394-03-15 - 16:21

    عزیزان لطفا بعداز دعابرای سلامتی فرج امام زمان عج سلامتی عزت امام خامنه ای یادتان نرود....در قنوت هروعده نماز...
  • سرباز ولایت ،
    1394-03-15 - 16:07

    باديدن چهره نورانی و صدای دلنشین آقام دل آدم آروم میشه خدا ایشونو واسه این مملکت و انقلاب حفظ کنه و سایه ولایتش رو سر مردم ایران باشه همیشه.
  • علی عبدی ،
    1394-03-15 - 13:26

    ای امام شمابادلهای مردم چه کرده ایدکه بعدازگذشت این همه سال چه مردم فقیروچه ثروتمند برای میثاقی مجددبه محضرشمامی آیندوعرض ارادت واحترام میکنند؟شم اامام دلهاهستید.شمادلها رازنده کردید.روحتان شادامام بزرگوار
  • yaser ،
    1394-03-15 - 11:56

    سلام . لطفا حتما گزیده فیلم این دیدار را هم به سرعت بگذارید
  • ح م ،
    1394-03-15 - 11:16

    باید صدها بار مطالعه کرد سخنان یک ساعت این رهبر حکیم را...
    برداشت من از اولین مطالعه: هفت محور اصلی شخصت امام (اسلام ناب محمدی در برابر اسلام آمریکایی، توکل و اعتماد به نصرت الهی، اعتماد به مردم، حمایت از مستعضفین، حمایت از مظلومین بین المللی، رد سلطه پذیری و وحدت ملی) دقیقاً چیزهایی است که شخصیت آیت الله خامنه ای را شکل داده است. خصوصاً در شخصیت آیت الله خامنه ای نکته ی دوم (توکل و اعتماد به نصرت الهی) به نظرم به تمام این شش مورد دیگر احاطه و استیلا دارد.
  • میرزا ،
    1394-03-15 - 02:39

    بنازم به قدرتت ، به حکمتت ، به رآفتت ، به عزتت ، به شجاعتت ، به غیرتت ، به همتت ، به هیبتت ، به استقامتت ، به ولایتت و .......
    راستی که چنین فردی لایق نایب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است و افتخار شیعه و افتخار تاریخ بعد از ارتحال امام خمینی (ره) و افتخار ایران اسلامی و افنخار اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله و سلم در سراسر دنیا .
در این رابطه بخوانید :
پیامک‌های این دیدار
  • امام طرفدار جدی حمایت از محرومان و مستضعفان بود. نابرابری اقتصادی را امام با شدت و حدت رد می‌کرد. اشرافی‌گری را با تلخی رد می‌کرد. به معنای واقعی کلمه امام طرفدار عدالت اجتماعی بود/ از آن جهت به مسئولان کشور تذکر می‌داد درباره‌ی خوی کاخ‌نشینی/ امام مکرر می‌گفت فقرا و محرومان و کوخ‌نشینان هستند که صحنه‌ها را پرکرده‌اند و اعتراض هم نمی‌کنند و در میدان‌های خطر حاضر می‌شوند.‌
  • یکی از اصول امام اعتقاد به اراده‌ی مردم و نیروی مردم و مخالفت با تمرکزهای دولتی بود/ امام برای آرای مردم احترام قائل بود و آن را محترم و معتبر می‌شمرد. امام مردم را ولی‌نعمت مسئولان معرفی کرد و خود را خادم ملت معرفی کرد و گفت بهتر است به من خادم ملت بگویند تا رهبر.‌
  • یکی دیگر از اصول امام اعتماد به صدق وعده‌ی الهی، و بی‌اعتمادی به قدرت‌های مستکبر است/ اینکه امام به مستکبرین، هیچ اعتمادی و اعتقادی نداشت، این موجب می‌شد به وعده‌های آنها اعتنایی نکند/ ما در قضایای جاری خود داریم لمس می‌کنیم که نمی‌شود به وعده‌ی مستکبرین و حرف‌های جلسه‌ی خصوصی‌شان اعتماد کرد.
  • یکی از اصول امام، اثبات اسلام ناب محمدی (ص) و نفی اسلام آمریکایی است/ اسلام آخوندهای درباری، اسلام داعشی و اسلام بی‌تفاوت در برابر جنایات صهیونیسم و آمریکا و چشم‌دوخته به قدرت‌های بزرگ، همه سر در یک آخور دارند. از نظر امام همه‌ی اینها مردودند/ پیرو امام باید مرزبندی داشته باشد هم با اسلام متحجر، هم با اسلام سکولار.
  • رهبر انقلاب: خطر تحریف امام، به عنوان یک هشدار باید در گوش مسئولان، صاحب‌نظران انقلاب، شاگردان قدیمی امام و علاقه‌مندان این راه باشد/ در داخل هم بعضی شخصیت امام را تحریف می‌کردند. آنها حتی در زمان حیات امام، حرفی که به نظرشان پسندیده بود به امام نسبت می‌دادند/ بعد از رحلت امام هم همین جریان ادامه داشته، حتی تا آنجا که امام را به صورت یک آدم لیبرال معرفی می‌کنند.
  • اگر ملت ایران بخواهد هدف‌ها و راه را ادامه دهد، باید راه و اصول امام بزرگوار را درست بشناسد، نگذارد شخصیت امام را تحریف کنند که تحریف شخصیت امام، تحریف راه امام و منحرف‌کردن مسیر صراط مستقیم ملت ایران است. اگر راه امام را گم کنیم، یا فراموش کنیم،‌ یا خدای نکرده عمداً به کنار بگذاریم، ملت ایران سیلی خواهد خورد.
  • منظومه‌ی فکری امام دارای خصوصیات کامل یک "مکتب فکری و اجتماعی و سیاسی" است. اولاً متکی بر جهان‌بینی توحید است/ ثانیاً این مکتب، زنده و پویا و پرتحرک و عملیاتی بود. مثل بعضی تئوری‌سازی‌های روشنفکرانه نبود که در بحث حرف‌های قشنگی است، اما در عمل کارآیی ندارد. منطق، فکر و راه امام، عملیاتی بود. به همین دلیل هم پیروز شد و پیش رفت.
  • رهبر انقلاب: شخصیت اصلی امام در تحقق آیه‌ی «و جاهدوا فی الله حق جهاده» است. امام با آن زمینه‌های برجسته‌‌ی علمی وارد میدان مجاهدت فی سبیل الله شد و تا آخر عمر خود ادامه داد/ دو کار بزرگ و بی‌سابقه در تاریخ کشور ما به‌وسیله‌ی امام تحقق پیدا کرد. یکی برانداختن بنای سلطنت موروثی ظالمانه و غیرعاقلانه/ کار بزرگ دوم، ایجاد یک حکومت و نظام براساس اسلام بود، که این هم بعد از صدر اسلام در تاریخ کل اسلام بی‌سابقه بود.
  • رهبر انقلاب: آنچه امروز عرض می‌کنم درباره‌ی تحریف شخصیت امام رحمه‌الله است/ امام را نباید به عنوان صرفاً یک شخصیت محترم تاریخی نگاه کرد. بعضی اینجور می‌خواهند. این غلط است/ امام مظهر عینی حرکت عظیمی است که ملت ایران آغاز کرد و تاریخ خود را متحول کرد. امام بنیان‌گذار یک مکتب فکری و سیاسی و اجتماعی است.
  • رهبر انقلاب: جامعه‌ی تشیع فقط به تاریخ گذشته‌ی خود متکی نیست. چشم به آینده دارد. در سخت‌ترین شرایط یک‌نفر معتقد به مهدویت، دل خالی از امید نمی‌داند. می‌داند که این دوران تاریکی و ظلم، این دوران تسلط ناحق قطعاً سپری خواهد شد/ اعتقاد تشیع به مهدویت به همین‌جا محدود نمی‌شود. این شعله در جوامع شیعی، در قرن‌های گذشته بوده و همچنان وجود خواهد داشت و ان‌شاءالله دوران انتظار منتظران سر خواهد آمد.
  • سخنرانی رهبر انقلاب در مراسم بیست‌ و‌ ششمین سالروز رحلت امام خمینی رحمه‌الله تا دقایقی دیگر در حرم مطهر امام آغاز می‌شود/ پخش زنده از شبکه‌ی اول سیما
آخرین‌ها
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی