یأس دشمن - تعداد فیش : 112 ، تعداد مقاله : 0
1395/06/30
1395/06/30
1394/12/07
1394/12/07
1394/11/28
1394/11/28
1394/11/19
1394/11/19
1394/07/29
1394/06/18
1394/06/18
1392/12/20
1392/08/29
1392/03/22
1392/02/07
1392/01/01
1391/11/23
1391/07/03
1391/03/24
1391/01/01
1390/03/14
1389/10/08
1389/08/04
1389/03/03
1388/10/19
1388/09/15
1388/07/02
1388/02/29
1388/02/29
1388/02/28
1388/02/24
1388/02/22
1387/09/24
1387/02/04
1387/02/04
1386/10/15
1386/06/31
1385/12/01
1385/01/06
1384/05/10
1384/02/18
1384/02/15
1383/12/24
1383/08/24
1382/11/24
1382/11/19
1382/07/02
1382/05/15
1382/02/22
1381/04/26
1380/08/08
1379/12/26
1379/05/03
1379/03/06
1378/08/22
1378/05/08
1378/01/25
1377/08/26
1377/07/29
1377/07/29
1377/07/15
1377/07/15
1376/10/18
1376/09/13
1376/03/14
1376/02/31
1374/12/25
1373/12/11
1372/03/14
1371/10/19
1371/03/20
1371/02/18
1371/01/27
1371/01/15
1370/05/28
1370/04/13
1369/10/22
1369/09/07
1369/07/11
1369/06/05
1369/06/01
1369/05/29
1369/03/14
1369/03/10
1369/03/07
1369/01/02
1368/05/08
1368/04/23
1368/04/21
1368/04/14
1368/04/13
1368/04/12
1368/04/10
1368/04/07
1368/04/05
1368/04/05
1368/04/04
1368/04/03
1368/04/01
1368/03/30
1368/03/30
1368/03/30
1368/03/26
1368/03/24
1368/03/24
1368/03/22
1368/03/19
1368/03/19
1368/03/19
1368/03/18
1368/03/18
1368/03/18

در قرآن کریم آیاتی هست که به غیر از مسئله‌ی غدیر به مسئله‌ی دیگری قابل تطبیق نیست. همین آیه‌ی معروف «الیَومَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَروا مِن دینِکُم فَلا تَخشَوهُم وَ اخشَونِ اَلیَومَ اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم وَ اَتمَمتُ عَلیکُم نِعمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الاِسلامَ دیناً» که در اوایل سوره‌ی مائده است، با غیر مسئله‌ای در وزن و اهمّیّت و اندازه‌ی مسئله‌ی غدیر، قابل تطبیق نیست؛ فقط یک‌چنین مسئله‌ای است که میتواند تعبیر «الیَومَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَروا مِن دینِکُم» درباره‌اش بیاید. آن‌کسانی که در مضمون این آیات خدشه کرده‌اند، حرفهایی میزنند، مطالبی گفته‌اند، مخالفین و کسانی که قضیّه‌ی غدیر را قبول ندارند این آیه را به نحوی تأویل کرده‌اند لکن این بخش از آیه قابل تأویل نیست. امروز روزی است که دشمنان -کفّار- از دین شما مأیوس شدند. چه چیزی مگر بر دین اضافه شد که دشمن را مأیوس کرد؟ آن احکامی که در این آیه، در اوّل سوره‌ی مائده، قبل و بعد از این فِقره آمده است، مگر چقدر اهمّیّت دارد؟ این تعبیر درباره‌ی نماز نیامده است، درباره‌ی زکات نیامده است، درباره‌ی جهاد نیامده است؛ درباره‌ی هیچ یک از احکام فرعی الهی نیامده است که «اَلیَومَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَروا مِن دینِکُم»؛ پس این یک قضیّه‌ی دیگری است؛ غیر از این احکام فرعی است. آن قضیّه چیست؟ قضیّه‌ی رهبری جامعه‌ی اسلامی؛ قضیّه‌ی نظام حکومت و امامت در جامعه‌ی اسلامی. بله، ممکن است تخلّف کنند -کما اینکه کردند؛ چند قرن بنی‌امیّه و بنی‌عبّاس و امثال اینها با نام امامت و خلافت و مانند اینها، پادشاهی کردند؛ سلطنت کردند- [امّا] این لطمه‌ای نمیزند به فلسفه‌ی غدیر. ماجرای تعیین غدیر، ماجرای تعیین ضابطه است، تعیین قاعده است. یک قاعده‌ای در اسلام درست شد؛ پیغمبر اکرم در ماه‌های آخر عمر، این قاعده را وضع کرد؛ آن قاعده چیست؟ قاعده‌ی امامت؛ قاعده‌ی ولایت. جوامع بشری از دیرباز حکومت داشتند؛ بشر انواع و اقسام حکومتها را تجربه کرده است؛ اسلام این حکومتها را، این نوع قدرتمندی‌ها و قدرت‌مداری‌ها را قبول ندارد؛ امامت را قبول دارد.

قاعده‌ی حکومت و اقتدار و قدرت‌مداری در جامعه‌ی اسلامی، با غدیر معیّن شد و پایه‌گذاری شد؛ اهمّیّت غدیر این است. اهمّیّت غدیر فقط این نیست که امیرالمؤمنین را معیّن کردند؛ این هم مهم است امّا از این مهم‌تر این است که ضابطه را معیّن کردند، قاعده را معیّن کردند؛ معلوم شد که در جامعه‌ی اسلامی، حکومت سلطنتی معنا ندارد، حکومت شخصی معنا ندارد، حکومت زَر و زور معنا ندارد، حکومت اشرافی معنا ندارد، حکومت تکبّر بر مردم معنا ندارد، حکومت امتیازخواهی و زیاده‌خواهی و برای خود جمع کردن و افزودن معنا ندارد، حکومت شهوت‌رانی معنا ندارد؛ معلوم شد که در اسلام این‌جوری است. این قاعده در غدیر وضع شد. وقتی این قاعده وضع شد، آن‌وقت «یَئِسَ الَّذینَ کَفَروا مِن دینِکُم»؛ دیگر دشمنها از اینکه بتوانند مسیر این دین را تغییر بدهند مأیوس میشوند؛ چون مسیر دین آن‌وقتی تغییر پیدا میکند که آن نقطه‌ی اصلی، آن هسته‌ی اصلی تغییر پیدا کند؛ یعنی هسته‌ی قدرت، هسته‌ی مدیریّت، هسته‌ی ریاست؛ اگر تغییر پیدا کند، همه‌چیز تغییر میکند؛ بله، در واقعیّت عملی، تغییراتی به وجود می‌آید و افرادی از قبیل خلفای بنی‌امیّه و بنی‌عباس سرِ کار می‌آیند به‌عنوان اسلام، حجّاج‌بن‌یوسف هم [سرِ کار] می‌آید، امّا اینها دیگر ضابطه را نمیتوانند به هم بزنند. امروز اگر کسانی در دنیای اسلام؛ آنهایی که با معارف اسلامی آشنا هستند مراجعه کنند به قرآن، مراجعه کنند به ضوابطی که در قرآن برای بندگی حق و زندگی و جهت‌گیری بندگان حق -یعنی ملّتها- در قرآن معیّن شده است، امکان ندارد به نتیجه‌ای برسند جز نتیجه‌ی امامت امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) و آنچه دنباله‌ی او است. این ادّعای ما است و میتوانیم این ادّعا را کاملاً ثابت کنیم.

واقعاً مردم قصد نیّت خیر بکنند، قصد خدایی بکنند؛ به قصد ایجاد اعتبار فزاینده برای کشور و استقلال کامل کشور در این کار بزرگ شرکت کنند که نتایجش هم همین هست؛ به عزّت ملّی، به استقلال ملّی پاسخ بدهند؛ یعنی این یک پاسخی به این نیاز بزرگ است. ما دشمنانی داریم و چشم طمع دوخته‌اند، بایستی این انتخاب ما جوری باشد که دشمنمان را مأیوس کند، ناامید کند؛ دقّت کنند، با بصیرت، با چشم باز رأی بدهند؛ ان‌شاءالله خدای متعال هم به آنها اجر خواهد داد. این از جمله‌ی حسناتی است که علاوه‌ی بر اجر دنیوی کوتاه مدّت و بلند مدّت، اجر اخروی هم دارد؛ چه بهتر از این!

واقعاً مردم قصد نیّت خیر بکنند، قصد خدایی بکنند؛ به قصد ایجاد اعتبار فزاینده برای کشور و استقلال کامل کشور در این کار بزرگ شرکت کنند که نتایجش هم همین هست؛ به عزّت ملّی، به استقلال ملّی پاسخ بدهند؛ یعنی این یک پاسخی به این نیاز بزرگ است. ما دشمنانی داریم و چشم طمع دوخته‌اند، بایستی این انتخاب ما جوری باشد که دشمنمان را مأیوس کند، ناامید کند؛ دقّت کنند، با بصیرت، با چشم باز رأی بدهند؛ ان‌شاءالله خدای متعال هم به آنها اجر خواهد داد. این از جمله‌ی حسناتی است که علاوه‌ی بر اجر دنیوی کوتاه مدّت و بلند مدّت، اجر اخروی هم دارد؛ چه بهتر از این!

در زمینه‌ی انتخابات، دشمنان دارند تلاش میکنند؛ میخواهند انتخابات آن‌جوری که آنها میخواهند برگزار بشود. البتّه تهِ دلشان این بود که انتخابات برگزار نشود؛ چند سال قبل از این در یک دوره‌ای تلاش هم کردند که بلکه بتوانند کاری کنند که انتخابات برگزار نشود؛ خدای متعال نگذاشت؛ از آن مأیوسند و میدانند که سعی آنها برای متوقّف کردن انتخابات کشور به جایی نخواهد رسید، لذا میخواهند اِعمال نفوذ کنند در انتخابات و هرجور میتوانند انتخابات را خراب کنند؛ مردم باید آگاه باشند و نقطه‌ی مقابل آنچه آنها میخواهند، عمل کنند.

برای دشمنان ملّت ایران اینکه یک ملّتی صریحاً بِایستد و بدون هیچ‌گونه ملاحظه‌ای نظرات قاطع خود را علیه استکبار بیان بکند و به دیگر ملّتها جرئت بدهد، قابل تحمّل نیست، لذا هرچه میتوانند دارند تلاش میکنند. این تلاش دشمن تا کِی ادامه خواهد داشت؟ تا وقتی‌که شما ملّت ایران به آن‌چنان قدرتی دست پیدا کنید که بتوانید آنها را مأیوس کنید؛ همه‌ی تلاش دشمن مصروف این میشود که مانع رسیدن شما به این مرحله بشود. همه‌ی دعواهایی که شما ملاحظه کردید بر سر مسئله‌ی هسته‌ای راه انداختند، حرفهایی که در باب حقوق بشر میزنند، تهدیدهایی که میکنند، تحریمهایی که کردند و باز هم تهدید میکنند که تحریم میکنیم، برای این است که این ملّت را در این راهی که پُرشتاب دارد حرکت میکند، از شتاب بیندازند و آن را متوقّف کنند؛ البتّه انگیزه‌ی ملّت ایران انگیزه‌ای است که با این چیزها کم نخواهد شد، کم‌رنگ نخواهد شد.

ن‌شاءالله در بیست‌ودوّم بهمن، حضور مردم در خیابانها و در عرصه‌های گوناگون، به فضل الهی حضور مأیوس‌کننده‌ی دشمن خواهد بود.

یکی از هدفهای دائمی جبهه‌ی دشمن -که در رأسش هم آمریکا است- از اوّل انقلاب تا امروز این بوده است که یک دوقطبیِ خطرناک بین مردم و نظام به‌وجود بیاورد؛ درست عکس آن چیزی که جمهوری اسلامی بر اساس آن بنا شده است؛ یعنی آمیختگی کامل نظام با مردم. آنها خواسته‌اند این شکاف را به‌وجود بیاورند؛ البتّه موفّق نشده‌اند. انتخابات از جمله‌ی مواردی است که دشمن را در این عرصه مأیوس میکند؛ یعنی نشان‌دهنده‌ی ارتباط مستحکم نظام با مردم است و این دوقطبی مورد علاقه‌ی دشمن را بکلّی از بین میبرد. به این اعتبار، انتخابات مصداق «اِن تَنصُرُوا الله» است.

صاحب‌نظران سیاسی عالَم و افکار عمومی بسیاری از ملّتها، بوضوح تشخیص میدهند که عامل این خصومت تمام‌نشدنی، ماهیّت و هویّت جمهوری اسلامی ایران است که برخاسته از انقلاب اسلامی است. ایستادگی بر مواضع بر حقّ اسلامی در مخالفت با نظام سلطه و استکبار، ایستادگی در برابر زیاده‌طلبی و دست‌اندازی به ملّتهای ضعیف، افشای حمایت آمریکا از دیکتاتوری‌های قرون وسطائی و سرکوب ملّتهای مستقل، دفاع بی‌وقفه از ملّت فلسطین و گروه‌های مقاومت میهنی، فریاد منطقی و دنیاپسند بر سر رژیم غاصب صهیونیست، قلمهای عمده‌ای را تشکیل میدهند که دشمنی رژیم ایالات متّحده‌ی آمریکا را بر ضدّ جمهوری اسلامی، برای آنان اجتناب‌ناپذیر کرده است؛ و این دشمنی تا هنگامی که جمهوری اسلامی با قدرت درونی و پایدار خود، آنان را مأیوس کند ادامه خواهد داشت.

بعد از قضیّه‌ی «برجام» و این توافقی که سرنوشت آن هم اینجا و آنجا درست معلوم نیست، الان همین حالا در کنگره‌ی آمریکا علیه ایران مشغول توطئه‌اند؛ خبرهایی که به ما میرسد، نشان میدهد که همین حالا یک عدّه‌ای در داخل کنگره‌ی آمریکا مشغول طرّاحی مصوّبه‌ای هستند برای اذیّت کردن و برای ایراد درست کردن و برای مشکل فراهم کردن برای جمهوری اسلامی ایران؛ دشمنی اینها این‌جور است؛ تمام‌شدنی نیست.
این دشمنی‌ها ادامه پیدا میکند؛ تا کی ادامه پیدا میکند؟ تا وقتی شما قوی بشوید، تا وقتی ملّت ایران آن‌چنان قوی بشود که دشمن مأیوس بشود از تهاجم سیاسی یا امنیّتی یا نظامی یا اقتصادی یا تحریم و غیرذلک. باید ما قوی بشویم؛ باید در داخل، خودمان را قوی کنیم.

بعد از قضیّه‌ی «برجام» و این توافقی که سرنوشت آن هم اینجا و آنجا درست معلوم نیست، الان همین حالا در کنگره‌ی آمریکا علیه ایران مشغول توطئه‌اند؛ خبرهایی که به ما میرسد، نشان میدهد که همین حالا یک عدّه‌ای در داخل کنگره‌ی آمریکا مشغول طرّاحی مصوّبه‌ای هستند برای اذیّت کردن و برای ایراد درست کردن و برای مشکل فراهم کردن برای جمهوری اسلامی ایران؛ دشمنی اینها این‌جور است؛ تمام‌شدنی نیست.
این دشمنی‌ها ادامه پیدا میکند؛ تا کی ادامه پیدا میکند؟ تا وقتی شما قوی بشوید، تا وقتی ملّت ایران آن‌چنان قوی بشود که دشمن مأیوس بشود از تهاجم سیاسی یا امنیّتی یا نظامی یا اقتصادی یا تحریم و غیرذلک. باید ما قوی بشویم؛ باید در داخل، خودمان را قوی کنیم. بنده مکرّر عرض کرده‌ام این قوّتی که برای کشور لازم است چه‌جوری تأمین میشود؛ اوّلاً از راه یک اقتصاد قوی؛ همین اقتصاد مقاومتی که سیاستهای آن ابلاغ شده است و بر روی زمین و به‌صورت کار عملی و عملیّاتی و اجرائی هم باید با شدّت هرچه تمام‌تر و بدون فوت وقت دنبال بشود؛ خب یک کارهایی را دوستان ما در دولت دارند انجام میدهند بحمدالله؛ یکی این است که اقتصاد کشور قوی بشود، جوان کشور بیکار نماند، ابتکارهای جوانها روی زمین نماند؛ این یکی از راه‌هایش است.
یک راه دیگر، توسعه‌ی علم است؛ کاروان علم شتاب خود را از دست ندهد، در علم پیشروی کنیم، همه چیز به علم وابسته است؛ این هم یکی از راه‌های تقویت است.
یکی از مهم‌ترین راه‌های تقویت درونی، حفظ روحیّه‌ی انقلابیگری است در مردم؛ بخصوص در جوانها. سعی دشمنان این است که جوان ما را لاابالی بار بیاورند، نسبت به انقلاب بی‌تفاوت بار بیاورند، روحیّه‌ی حماسه و انقلابیگری را در او بکُشند و از بین ببرند؛ جلوی این باید ایستاد. جوان، روحیّه‌ی انقلابیگری را باید حفظ کند. و مسئولین کشور جوانهای انقلابی را گرامی بدارند؛ این‌همه جوانهای حزب‌اللّهی و انقلابی را برخی از گویندگان و نویسندگان نکوبند به اسم افراطی و امثال اینها. جوان انقلابی را باید گرامی داشت، باید به روحیّه‌ی انقلابیگری تشویق کرد؛ این روحیّه است که کشور را حفظ میکند، از کشور دفاع میکند؛ این روحیّه است که در هنگام خطر به داد کشور میرسد. سه عامل اساسی اقتدار ملّی اینها است: اقتصاد قوی و مقاوم، علم پیشرفته و روزافزون، و حفظ روحیّه‌ی انقلابیگری در همه بخصوص در جوانها؛ اینها است که میتواند کشور را حفظ کند؛ آن‌وقت دشمن مأیوس خواهد شد.

نکته‌ی سوم [از انگیزه‌ها و عوامل تهیه‌ی سیاستهای اقتصاد مقاومتی]، تهدیدهای اقتصادی خارجی است. خب تحریمها از قبل بود، منتها این تحریمها از حدود زمستان سال ۹۰ تا امروز، تبدیل شده به جنگ اقتصادی، دیگر اسم آن تحریم هدفمند نیست، یک جنگ تمام‌عیار اقتصادی است که متوجه ملت ما است. علت آن هم، نه مسئله‌ی هسته‌ای است، نه مسئله‌ی حقوق بشر است، نه مسائل دیگری از این قبیل است؛ علت آن را خود آنها هم میدانند، ما هم میدانیم؛ علت، استقلال‌خواهی ملت ایران است؛ علت، داشتن یک حرف نو بر پایه‌ی مبانی اسلام است که برای کشورهای دیگر و ملتهای مسلمان الگو خواهد شد؛ میدانند که اگر جمهوری اسلامی در این عرصه‌ها و میدانها موفق شد، دیگر جلوی رشد این حرکت را در دنیا نمیشود گرفت و این یک حرکت مهمی است؛ مسئله این است. حالا بهانه یک روز انرژی هسته‌ای است، یک روز غنی‌سازی است، یک روز حقوق‌بشر است، یک روز حرفهایی از این قبیل است. تحریمها علیه ما، قبل از اینکه اصلاً مسئله‌ی انرژی هسته‌ای مطرح هم بشود وجود داشت، بعد از این هم وجود خواهد داشت. این مسئله‌ی هسته‌ای و این مذاکرات اگر ان‌شاءالله به نقطه‌ی حلی برسد، باز خواهید دید همین فشارها وجود خواهد داشت، باید در مقابل این فشارها مصونیت‌سازی کرد، باید به بنای داخلی استحکام‌بخشی کرد. اقتصاد را باید قوی کنیم تا دشمن از تأثیرگذاری از این ناحیه مأیوس بشود؛ وقتی دشمن مأیوس شد، خیال ملت و مسئولین کشور هم راحت خواهد شد.

نظام جمهوری اسلامی اساساً در اعتراض به استكبار پدید آمده است؛ انقلاب در اعتراض به استكبار و عوامل استكبار در ایران به‌وجود آمد و بر این اساس تشكیل شد، رشد پیدا كرد، قوی شد، منطق استكبار را به چالش كشید. [استكبار] نمیتواند تحمّل كند، مگر وقتی كه مأیوس بشود. ملّت ایران، جوانان ایران، فعّالان ایران، كسانی‌كه به هر دلیلی ولو به دلیلی غیراسلامی به میهنشان و خاكشان عقیده دارند، باید كاری كنند كه این یأس در دشمن به‌وجود بیاید؛ دشمن را باید مأیوس كرد.

بنده اصرارم بر حضور حدّاكثری و عمومی ملت ایران به‌خاطر این است كه می‌بینم و میدانم كه حضور یكپارچه‌ی مردم، حضور پرشوق و امیدوارانه و قدرتمندانه‌ی مردم موجب میشود كه دشمن مأیوس بشود؛ وقتی دشمن مأیوس شد، كارآیی خود را از دست خواهد داد.

ما که اول سال عرض کردیم حماسه‌ی سیاسی و اقتصادی، فهمیدیم چه داریم میگوئیم؛ دشمن هم فهمید که ما چه داریم میگوئیم. دشمن با تحریم و با فشار اقتصادیِ گوناگون سعی کرد مردم را از میدان خارج کند. میگویند که ما با مردم دشمن نیستیم. دروغ میگویند؛ راحت، با وقاحت! بیشترین فشار برای این است که مردم ناراحت شوند، مردم در تنگنا قرار بگیرند، مردم زیر فشار قرار بگیرند، شاید بتوانند به این وسیله بین مردم و نظام اسلامی فاصله ایجاد کنند. هدف، فشار بر مردم است. اگر چنانچه این حرکت عظیم اقتصادی، این جهش اقتصادی، این برنامه‌ریزی درست، چه در بخش قانونگذاری، چه در بخش اجرا، در سطوح مختلف، مورد توجه قرار بگیرد، همه‌ی این فشارها خنثی خواهد شد. ملت ایران و مسئولان کشور باید با عزم راسخ، دشمن را مأیوس کنند.

در درجه‌ی اول، گسترش مشارکت و حضور گسترده‌ی مردم در انتخابات اهمیت دارد. شور انتخاباتی در کشور و حضور مردم پای صندوقهای رأی میتواند تهدیدهای دشمنان را بی‌اثر کند؛ میتواند دشمن را ناامید کند؛ میتواند امنیت کشور را تأمین کند. ملت عزیز ما در همه‌ی نقاط کشور این را بدانند؛ حضور گسترده‌ی آنها در پای صندوق رأی، در آینده‌ی کشور تأثیر دارد؛ در امنیت، در استقلال، در ثروت ملی، در اقتصاد، در همه‌ی مسائل مهم کشور تأثیر میگذارد.

شما نگاه کنید به کشورهائی که انقلاب کردند، ببینید اینها سالگردهای انقلاب را چگونه برگزار میکنند؛ خیلی حدّت کنند، بعد از دو سال، سه سال، سالگرد انقلاب به این است که یک عده‌ای آنجا بایستند، یک عده هم بیایند جلوی اینها رژه بروند؛ مانند نیروهای مسلح و امثال اینها. اینجا کار روی دوش خود مردم است؛ مردم، خود را صاحبان انقلاب میدانند، که هستند؛ صاحبان کشور میدانند، که هستند. اینکه ما از یکایک مردم تشکر میکنیم - که وظیفه‌ی بنده و امثال بنده است که واقعاً تشکر کنند - نه به معنای این است که نسبت ما به انقلاب، نزدیکتر از نسبت مردم است، لذا از مردم تشکر میکنیم که انقلاب را کمک کردید؛ نه، انقلاب مال خود این مردم است، کشور متعلق به همین مردم است، نظام جمهوری اسلامی متعلق به این مردم است. حُسن کار و هنر بزرگ و برجسته این است که مردم این را میدانند؛ با شجاعت، با بصیرت، با موقع‌شناسی، از این داشته‌ی خود، از این ثروت عظیم خود، که مایه‌ی عزت و استقلال آنهاست، حمایت میکنند؛ درست در همان جائی که باید حضور خودشان را نشان دهند، نشان میدهند؛ که ملاحظه کردید دیروز در تهران، در سراسر ایران، مردم با همه‌ی وجود آمدند وارد این میدان شدند؛ این خیلی پدیده‌ی عجیبی است، این خیلی حادثه‌ی مهمی است. ما به خیلی از پدیده‌ها عادت کرده‌ایم؛ همچنان که به طلوع خورشید عادت کرده‌ایم و خیال میکنیم که این یک چیز حتمی است، لذا به اهمیت آن توجه نمیکنیم. خیلی اهمیت دارد که بعد از گذشت سی و چهار سال از اولین بیست و دوی بهمن، اینجور مردم در صحنه حاضرند، اینجور می‌آیند؛ مرد، زن، پیر، جوان، جاهای مختلف، قشرهای مختلف، همه جور، همه جا، همه کس، حضور پیدا میکنند؛ این واقعاً بزرگترین نعمت الهی است که اگر انسان بتواند همه‌ی عمر را برای این شکر کند، باز هم نمیتواند از ادای شکر الهی بربیاید. و همچنین از یکایک مردم باید تشکر کنیم؛ حقیقتاً کار بزرگی انجام دادند، بوقت و بجا. درست در همان وقتی که دشمنان این ملت، دشمنان استقلال این ملت، دشمنان عزت این ملت انتظار داشتند که مردم به ندای انقلاب و ندای جمهوری اسلامی پاسخ ندهند، و جدائی بین مردم و نظام اسلامی و اسلام را مشاهده کنند، مردم با حضور خودشان دشمن را ناکام کردند، دشمن را مأیوس کردند. البته در تبلیغات، دشمنان سعی میکنند به رو نیاورند، اما میفهمند. این چیزی را که شما دیروز دیدید در صحنه‌های عظیمی که مردم آفریدند، آنها هم می‌بینند، میفهمند و تحلیل میکنند؛ لذا به نتیجه میرسند که نمیشود با این ملت مواجه شد.

یکی از توطئه‌های بزرگ دشمن - که البته در این قضیه بحمداللّه تا حدود زیادی خنثی شد، اما همه باید مراقب باشیم - اختلاف افکندن بین این صحنه‌ی عظیم و یکپارچه است. ما که در مبانی، در اصول، در اصلی‌ترین مسائل اسلام، همه بر یک نقطه متمرکز هستیم، به خاطر برخی از اختلافهای نظری و عقیدتی و عملی، ما را در مقابل هم قرار بدهند. بله، فِرق اسلامی، نِحل اسلامی در مسائل گوناگون اختلاف دارند؛ اما بگوئیم: در مقابل شما که دشمن اسلامید، در مقابل شما که به وجود مقدس پیغمبر ما اینجور ناروائی به خرج میدهید، ما همه متفقیم، متحدیم. دشمنان دین، مستکبران و اداره‌کنندگان جبهه‌ی ضد اسلام بدانند که امت اسلامی در مقابل آنها متحد و متفق است؛ گمان ایجاد اختلاف را از خودشان دور کنند؛ مأیوس بشوند از اینکه بتوانند بین ما اختلاف ایجاد کنند. مبلّغین ما، آحاد مردم ما، مدیران ما، پیروان گوناگون مذاهب ما، سنی ما، شیعه‌ی ما، همه باید حواسمان به این باشد؛ مراقبت کنیم، نگذاریم دشمن با ایجاد اختلاف بین ما - که ما خشمهای خودمان، غضبهای خودمان را علیه خودمان و در درونِ خودمان به کار ببریم - خودش را از مقابله‌ی با خشم امت اسلامی نجات بدهد؛ این خطای بزرگی خواهد بود.

شما در یک نظامی رکن اساسی واقع شدید - مجلس شورای اسلامی یک رکن اساسی است - که این نظام در وسط دنیای آشفته‌ی مادی سر برآورده و دارد ندای معنویت میدهد؛ مسیر حرکت دنیای مادی را تخطئه میکند. خب، طبیعی است که با دشمنی‌ها مواجه میشود. اینکه بعضی هی اشکال میکنند - گوشه کنایه، صریح - که آقا دنیا را با خودتان مقابل نکنید، به نظر من حرفی از سرِ نیندیشیدن است. شما وقتی که داعیه‌ی حکومت معنوی و دینی دارید، وقتی میگوئید مردم‌سالاری دینی یا مردم‌سالاری اسلامی، این خودش اولِ دعواست. مشکل دنیا، مواجه شدن با دعوت دین است. دنیا که عرض میکنیم، مراد، همین دستگاه‌های اداره‌کننده‌ی دنیاست؛ اینها کسانی هستند که قوامشان، هویتشان بر اساس غارت انسانها، ضربه‌ی به انسانیت، ضربه‌ی به ارزشهای انسانی، برای تمتعات مادی است. فرعونهای تاریخ را شنیده‌اید، دیده‌اید. خب، فرعونهای تاریخ در مقابل ارزشهای انسانی قرار دارند؛ دنیا دست اینهاست. در مقابله‌ی با اینها، شما وقتی که یک دستگاه مدیریتی و حکومتی به وجود می‌آورید که داعیه‌ی آن عبارت است از گرایش به معنویت، دفاع از ارزشهای انسانی، دفاع از ارزشهای الهی - که روح و معنای ارزشهای انسانی هم همین است - طبیعی است که یک معارضه‌هائی دارد. خب، در راه این معارضه، باید به یک قدرتی متکی بود. این قدرت، قدرت سلاح مادی و بمب اتم و اینها نیست؛ این قدرت، یک قدرت معنوی است؛ اتکاء به خداست؛ این اساس قضیه است. من و شما - بنده بیشتر از شما - محتاجیم به این که نیتمان را، دلمان را، هدفمان را بیش از پیش خدائی کنیم. اگر این شد، مشکلات حل خواهد شد؛ اگر این شد، ما پیش خواهیم رفت؛ اگر این شد، دشمن از غلبه‌ی بر ما ناامید خواهد شد. محدودیتهای دشمن زیاد است؛ اینها بحثهای طولانیِ مفصلی دارد که جایش اینجا نیست، و شما هم بحمدالله همه از سطوح بالای فکر و اندیشه و سواد و علم برخوردارید؛ میتوانید مسائل را کاملاً بدانید و تحلیل کنید. واقع قضیه این است؛ اگر انسان در این نظام الهی توانست رابطه‌ی خودش با خدا را مستحکم کند، به هر نسبتی که در این راه پیش برویم، بلاشک در مقابله‌ی با دشمن، موفقیتهامان زیاد خواهد شد؛ موانع برداشته خواهد شد؛ این را باید در نظر گرفت. البته در هر سِمتی، در هر کاری، در هر مأموریتی، یک اقتضائاتی وجود دارد؛ مجلس هم طبعاً اقتضائاتی دارد؛ در دولت که باشید، اقتضائات دیگری دارد؛ در دستگاه‌های گوناگون دیگر یا در خارج از دستگاه‌های حاکمیتی که باشید، اقتضائات دیگری وجود دارد. هدف باید این باشد: برای خدا کار کنیم. بسیاری از اشکالاتی که امروز به ما میگیرند - که خیلی‌اش هم بر ما وارد است - اگر چنانچه این نیت را، این جهتگیری را درست کردیم، این اشکالات به خودی‌خود برطرف خواهد شد.

من امسال تقسیم میکنم مسائل مربوط به جهاد اقتصادی را. یک بخش مهم از مسائل اقتصادی برمیگردد به مسئله‌ی تولید داخلی. اگر به توفیق الهی و با اراده و عزم راسخِ ملت و با تلاش مسئولان، ما بتوانیم مسئله‌ی تولید داخلی را، آنچنان که شایسته‌ی آن است، رونق ببخشیم و پیش ببریم، بدون تردید بخش عمده‌ای از تلاشهای دشمن ناکام خواهد ماند. پس بخش مهمی از جهاد اقتصادی، مسئله‌ی تولید ملی است. اگر ملت ایران با همت خود، با عزم خود، با آگاهی و هوشمندی خود، با همراهی و کمک مسئولان، با برنامه‌ریزیِ درست بتواند مشکل تولید داخلی را حل کند و در این میدان پیش برود، بدون تردید بر چالشهائی که دشمن آن را فراهم کرده است، غلبه‌ی کامل و جدی پیدا خواهد کرد. بنابراین مسئله‌ی تولید ملی، مسئله‌ی مهمی است.

اگر ما توانستیم تولید داخلی را رونق ببخشیم، مسئله‌ی تورم حل خواهد شد؛ مسئله‌ی اشتغال حل خواهد شد؛ اقتصاد داخلی به معنای حقیقی کلمه استحکام پیدا خواهد کرد. اینجاست که دشمن با مشاهده‌ی این وضعیت، مأیوس و ناامید خواهد شد. وقتی دشمن مأیوس شد، تلاش دشمن، توطئه‌ی دشمن، کید دشمن هم تمام خواهد شد.

دشمنان ما تصور میکردند با رحلت امام، آغاز فروپاشی این نظام مقدس کلید زده خواهد شد. آنها خیال میکردند امام که رفت، بتدریج این شعله خاموش خواهد شد، این چراغ خاموش خواهد شد. بعد، مراسم تشییع جنازه‌ی امام، آن احساسات مردم، آن حرکت عظیم مردم در حمایت از کاری که خبرگان کردند، اینها را مأیوس کرد. یک برنامه‌ریزی ده ساله کردند - این تحلیل من است، این به معنای اطلاع نیست؛ تحلیلی است که قرائن آن را برای ما اثبات میکند - ده سال بعد امیدوار بودند که نتیجه بدهد. سال 78 که آن حوادث پیش آمد، آن کسی که این حوادث را خنثی کرد، مردم بودند. روز بیست و سوم تیر سال 78 مردم آمدند در خیابانها، توطئه‌ی دشمن را که سالها برایش برنامه‌ریزی کرده بودند، در یک روز باطل کردند. آن روز گذشت. موج دوم، باز یک برنامه‌ریزی ده‌ساله بود تا سال 88 . به نظرشان فرصتی به دست می‌آمد. به خیال خودشان زمینه‌ها را آماده کرده بودند. مطالباتی هم مردم داشتند - مردمی که وابسته‌ی به نظامند، وفادار به نظامند - فکر کردند از این مطالبات بتوانند استفاده کنند؛ لذا آن قضایای سال 88 به وجود آمد. دو سه ماه تهران را متلاطم کردند - البته فقط تهران را - دو سه ماه توانستند دلها و ذهنها را به خودشان مشغول کنند. اینجا هم مردم آمدند توی میدان. بعد از آنکه باطنها ظاهر شد، در روز قدس مردم دیدند که اینها حرف دلشان چیست، در روز عاشورا فهمیدند که اینها عمق خواسته‌هاشان تا کجاست، مردم عزیز ما به میدان آمدند و حماسه‌ی نُه دی را به راه انداختند. نه فقط در تهران، بلکه در سراسر کشور، میلیونها نفر در روز نهم دی، بعد هم بلافاصله در بیست و دوی بهمن آمدند توی میدان، غائله را ختم کردند. این، هنر مردم است. درود به مردم ایران. درود به ملت مؤمن و مبارز و بصیر و آگاه ایران. ان‌شاءاللَّه به توفیق الهی، مردم همین راه را و همین خط را و همین آرمان را و همین عزم و همت را تا آخر ادامه خواهند داد.

من میخواهم توصیه کنم، تأکید کنم؛ ملت باید این همت را حفظ کند. ما امسال گفتیم همت مضاعف؛ خوشبختانه در سرتاسر کشور نشانه‌های همت مضاعف در کارهای گوناگون دیده میشود. مسئولان کشور، بزرگان، مدیران عالی‌رتبه در بخشهای مختلف کارهای خوبی میکنند. خیلی خوب، این همت مضاعف کار لازمی است؛ اما همت مضاعف فقط مال امسال نیست؛ همت مضاعف باید به طور مستمر وجود داشته باشد. ملت عزیز ما باید آنچنان حرکت کند و آنچنان قله‌هائی را فتح کند که دشمنان از دست یافتن بر سرنوشت این ملت بکلی مأیوس شوند. باید دشمن را مأیوس کنید. وقتی دشمن مأیوس شد، یک ملت از شرّ او خلاص خواهد شد.
گناه بزرگی که برخی از دست‌اندرکاران فتنه‌ها در کشور انجام میدهند، امیدوار کردن دشمن است؛ دشمن را امیدوار میکنند که میتواند منفذی در بین مردم، در بین عوامل گوناگون، در بین مسئولان نظام باز کند. دشمن سال گذشته با کارهای اینها امیدوار شد؛ در حالی که آن انتخابات عظیم، آن حضور به آن عظمت، آن شرکت عظیم مردم در انتخابات، میتوانست کار را خیلی پیش ببرد و ملت ایران را در بسیاری از میدانهای سیاسی موفق کند. اینها ایجاد فتنه کردند؛ لذا دشمن که از حرکت عظیم مردم مأیوس میشد، امیدوار شد که بتواند به انقلاب صدمه و ضربه بزند.

اگر قبول داریم که جبهه‏ی دشمن‏ برای کشور ما و انقلاب ما برنامه‏ریزی بلندمدت دارد، پس ما هم باید برنامه‏ریزی بلندمدت داشته باشیم. نمیشود قبول کرد که جبهه‏ی دشمنان اسلام و انقلاب که بشدت از ناحیه‏ی بیداری اسلامی تهدید میشوند، برنامه‏ریزی بلندمدت نداشته باشند؛ این را هیچ کس نمیتواند باور کند، مگر خیلی ساده‏لوح باشیم، غافل باشیم که این را باور کنیم. حتماً برنامه‏های بلندمدت دارند؛ کمااینکه همین حوادثی هم که گاهی می‏بینید در کشور اتفاق می‏افتد که دست بیگانه در آن نمایان است، چیزهای دفعتاً به وجود آمده نیست، خلق‏الساعه نیست؛ اینها هم برنامه‏های میان‏مدت و بلندمدت بوده است. برنامه‏ریزی کردند، نتیجه‏ی این برنامه‏ریزی شده این. نه اینکه همان شب تصمیم گرفتند این کار را بکنند و فردا اقدام کردند؛ نه، من در همین فتنه‏ی 88 به بعضی دوستان قرائن و شواهد را نشان دادم؛ حداقل از ده سال، پانزده سال قبل از آن، برنامه‏ریزی وجود داشت. از بعد از رحلت امام برنامه‏ریزی وجود داشت؛ اثر آن برنامه‏ریزی در سال 78 ظاهر شد؛ مسائل کوی دانشگاه و آن قضایائی که اغلب یادتان هست، بعضی هم شاید درست یادشان نباشد. قضایائی که سال گذشته پیش آمد، یک تجدید حیاتی بود برای آن برنامه‏ریزی‏ها. البته سعی کردند با ملاحظه‏ی وقت و جوانب گوناگون، این کار را انجام دهند؛ که خوب، بحمدللَّه شکست خوردند، باید هم شکست میخوردند. پس جبهه‏ی دشمن برنامه‏ی بلندمدت دارد. آنها مأیوس‏ نمیشوند که ببینند حالا امروز شکست خوردند، دست بردارند؛ نه، طراحی میکنند برای ده سال دیگر، بیست سال دیگر، چهل سال دیگر. باید آماده باشید.
ما باید برنامه‏ریزی بلندمدت داشته باشیم. البته این برنامه‏ی بلندمدت جای طرحش اینجا نیست- مراکز فکر، کانونهای فکر، مراکز سیاسی و فرهنگی دنبال این حرفها هستند و این کارها را باید بکنند و میکنند هم- آن چیزی که من در مجموعه میتوانم عرض کنم، این است که یک زمینه‏ی اساسی برای برنامه‏ریزی‏های بلندمدت هست که این را من بارها تذکر دادم، اینجا هم لازم میدانم یک قدری درباره‏اش بیشتر صحبت کنم و آن، مسئله‏ی بصیرت‏یافتن است.

نظام جمهوری اسلامی، یک جمهوری مثل بقیه‏ی دولتها و جمهوری‏ها و غیر جمهوری‏های دنیا نیست؛ یک نظامِ دارای پیام است. پیام نظام اسلامی پیامی است که ملتهای جهان تشنه‏ی آنند؛ فرق می‏کند با یک کشوری، با یک دولتی، با هرگونه نظام سیاسی که فقط در فکر یک محدوده‏ی جغرافیائی است؛ آن هم با آدم‏هائی، در رأس آن، آمیخته و آلوده‏ی به شهوات گوناگون بشری. اینجا مسئله، مسئله‏ی ارزشهاست؛ مسئله‏ی انسانیت است؛ مسئله‏ی نجات ملتها از کمند قدرتهای مداخله‏گر و سلطه‏طلب است. نظام اسلامی ما برای بشریت پیام دارد. همین پیام است که جهان‏خواران عالم را در مقابل ملت ایران قرار داده. اگر امروز روز اول این رویاروئی بود، ممکن بود دل بعضی بلرزد؛ اما امروز روز اول نیست. سی و یک سال است که این رویاروئی به شکلهای مختلف وجود دارد: حمله‏ی نظامی، حمله‏ی سیاسی، محاصره‏ی اقتصادی، تهدیدهای گوناگون. سردمداران گوناگون در کشورهای قدرت‏طلب آمدند و رفتند، اما ملت ایران ایستاده است. این بنای مستحکم روز به روز سرافرازتر شده است. این نهال بارور و خدائی، این شجره‏ی طیبه در این سرزمین مستعد و آماده، روز به روز ریشه‏دارتر شده است. اگر دشمنان‏ معنویت و ارزشهای اسلامی و دشمنان ایران اسلامیِ عزیز، آن روز امیدی داشتند، امروز امیدی ندارند؛ با نومیدی‏ دارند تلاش می‏کنند. آن‏ها راه را نمی‏شناسند، ملت ایران را نمی‏شناسند، محاسبات امروز را با محاسبات سی سال قبل و چهل سال قبل و پنجاه سال قبل و دوران سلطه‏ی بی‏رقیب ابرقدرت‏ها مقایسه می‏کنند؛ این مقایسه غلط است. دنیا عوض شده است، ملتها هم بیدار شده‏اند؛ لذا امروز شما ملت ایران و شما جوانانی که زبدگان و برجستگان جوانان این ملت هستید- جوانهای عزیز سپاه پاسداران- امیدآفرین دلهای ملتها هستید. خیلی از دولتها هم به شما امید دارند، به شما نگاه می‏کنند. بااینکه می‏دانند جمهوری اسلامی اهل مداخله‏ی در کشورها نیست، اما نفس این پیامها، نفس این ایستادگی، نفس این قدرت معنوی که در همه‏ی عرصه‏ها خود را نشان می‏دهد، آن‏ها را دلگرم می‏کند، آن‏ها را به ایستادگی وادار می‏کند. امروز در قاره‏ی آسیا، در قاره‏ی آفریقا، در قاره‏ی آمریکا، حتّی در قاره‏ی اروپا، ملتهای کمی نیستند که به شما چشم دوخته‏اند و شما را تحسین می‏کنند.

رحمت خداوند بر روان پاک امام بزرگوارمان که سلسله‏جنبان این حرکت عظیم، او بود؛ و رحمت خداوند بر روان پاک شهدای عزیزمان که آن‏ها بودند که پیشروان و سابقون این حرکت عظیم بودند، که «و السّابقون السّابقون. اولئک المقرّبون»؛ این‏ها هستند که راه را باز کردند، هموار کردند؛ و رحمت خدا بر شما مردم عزیز، بر شما جوانان عزیز، که این‏جور بصیرت و آمادگی را از خودتان نشان می‏دهید و دشمن‏ را از دست‏اندازی به کشورتان و نظامتان و انقلابتان مأیوس‏ می‏کنید. خداوند ان‏شاءاللَّه یار و نگهدار شما باشد.

عید غدیر را فرموده‏اند: «عید اللَّه الاکبر»؛ از همه‏ی اعیاد موجود در تقویم اسلامی این عید بالاتر است؛ پرمغزتر است؛ تأثیر این عید از همه‏ی این اعیاد بیشتر است. چرا؟ چون تکلیف امت اسلامی در زمینه‏ی هدایت، در زمینه‏ی حکومت، در این حادثه‏ی غدیر معیّن شده است. حرفی نیست که برطبق توصیه‏ی پیامبر اعظم در غدیر عمل نشد- پیغمبر هم طبق بعضی از روایتها خبر داده بود که عمل نخواهد شد- اما مسئله‏ی غدیر، مسئله‏ی ایجاد یک شاخص است، یک معیار و میزان است. تا آخر دنیا مسلمانان می‏توانند این شاخص را، این معیار را جلوی خودشان قرار بدهند و تکلیف مسیر عمومیِ امت را معیّن کنند. اینی که پیغمبر اکرم حساس‏ترین زمان را برای اعلام مسئله‏ی ولایت انتخاب کرد، این انتخابِ پیغمبر نبود، انتخابِ خدای متعال بود. از طرف پروردگار وحی رسید که: «بلّغ ما انزل الیک من ربّک». نه اینکه پیغمبر مسئله‏ی امامت و ولایت را از سوی پروردگار قبلًا نمی‏دانست؛ چرا، از اولِ بعثت برای پیغمبر مسئله روشن بود. بعد هم حوادث گوناگون این بیست و سه سال، آن‏چنان این حقیقت را عریان کرد و آشکار کرد که جای تردیدی باقی نمی‏گذاشت؛ اما اعلان رسمی باید در حساس‏ترین زمان اتفاق می‏افتاد و به دستور پروردگار اتفاق افتاد: «بلّغ ما انزل الیک من ربّک و أن لم تفعل فما بلّغت رسالته»؛ یعنی این یک رسالت الهی است که باید بگوئی. بعد هم که در غدیر خم، در نزدیکی جحفه، نبی مکرم مردم را متوقف کردند، کاروانهای حجاج را جمع کردند و این مطلب را اعلان کردند، آیه‏ی شریفه آمد که: «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی»؛ نعمت کامل شد، دین کامل شد. در سوره‏ی مبارک مائده قبل از آیه‏ی «الیوم اکملت»، این آیه‏ی مبارک است: «الیوم یئس الّذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم و اخشون»؛ امروز روز یأس‏ و ناامیدی دشمنان‏ است؛ یعنی معیار مشخص شد، شاخص معلوم شد؛ امت هر وقت بخواهند، هر وقت چشم خود را بر حقیقت باز کنند، شاخص را خواهند دید، معیار را مشاهده خواهند کرد، تردیدی باقی نخواهد ماند. اهمیت غدیر این است.

معارضه‏ی با نظام، یک سابقه‏ی سی‏ساله در این انقلاب دارد؛ چیز جدیدی نیست. اشکال معارضه گوناگون بوده است، اما همیشه بوده است؛ شدتاً، ضعفاً، متناسب با وضعیت ما در داخل بوده. هرجا احساس کردند و هر وقت احساس کردند می‏توانند حضور قوی‏تری پیدا کنند، ضربه‏ای را که می‏توانستند- به خیال خود- وارد کردند. و انقلاب هم در طول این سی سال در مقابل این ضربات ایستاده است؛ نه فقط ضعیف نشده، بلکه روز به روز بحمد اللَّه کشور و نظام جمهوری اسلامی قوی‏تر هم شده. منتها یک نکته وجود دارد و او این است که هرچه ما در نظام جمهوری اسلامی، توانستیم ریشه‏ی خودمان را عمیق‏تر کنیم و پیشتر برویم و کارهایمان را پیچیده‏تر بکنیم، توطئه‏ی دشمن‏ هم پیچیده‏تر شده است؛ این را باید توجه داشت. درست است که ما تجربه‏ی غلبه‏ی بر چالشهای تحمیل شده را داریم- نه فقط در یک مورد و دو مورد؛ در تمام این سی سال، تجربه‏ی نظام جمهوری اسلامی، تجربه‏ی غلبه بر چالشها و بر معارضه‏ها و دشمنی‏هاست‏- ولی بایستی توجه کرد که- همانطور که اشاره فرمودند- دشمن، «من نام لم ینم عنه»؛ بیدار است؛ خبرهائی که از مراکز حساس سیاسی و امنیتی دنیا به دست ما می‏رسد، نشان می‏دهد که دستگاه‏های عظیمی، گسترده‏ای، با بودجه‏های کلانی، به طور دائم متوجه به نظام جمهوری اسلامی هستند؛ با انگیزه‏هائی که دارند، که گفته شده است و معلوم است برای ما و شما. دارند کار می‏کنند؛ هر روز طرحی را به میدان می‏آورند و هر روز عرصه‏ی جدیدی را در مقابل جمهوری اسلامی می‏آرایند. و این ادامه هم پیدا خواهد کرد، تا وقتی‏که مأیوس‏ بشوند؛ آن وقتی‏که نظام جمهوری اسلامی به نصابهای مشخصی در زمینه‏های سیاسی، در زمینه‏های اقتصادی، در زمینه‏های امنیتی، در زمینه‏های علمی، در زمینه‏های اخلاقی برسد. تا جمهوری اسلامی به این نصابهای معین نرسیده است، این‏ها ادامه پیدا خواهد کرد؛ به آنجا که رسیدیم، دشمن طبعاً مأیوس‏ خواهد شد و واقعیت را به طور کامل خواهد پذیرفت. به هر حال امروز توطئه‏ی دشمن، توطئه‏ی پیچیده‏ای است.

در آغاز پیروزی انقلاب، سیاست‏گذاران و طراحان سیاسی استکبار امیدوار بودند بتوانند با توجه به اختلاف مذهبی در دنیای اسلام، میان نظام جمهوری اسلامی و ملتهای مسلمان و کشورهای مسلمان فاصله بیندازند. این توطئه اگرچه نسبت به بعضی از دولتهای وابسته‏ی به استکبار تا حدودی کارگر افتاد، اما نسبت به ملتها ابداً. متفکران دنیای اسلام از اینکه یک نظام سیاسی بر اساس احکام قرآن و شریعت اسلامی، با استقلال و عزت کامل در این نقطه از جغرافیای حساس خاورمیانه شکل گرفته است، احساس افتخار کردند و این را به خود ما در طول این سالهای گذشته، متفکران، صاحبان اندیشه، علمای بزرگ، دانشگاهیان برجسته‏ی مؤمنی از کشورهای عربی، از شمال آفریقا، از شبه قارّه‏ی هند، از کشورهای دوردست آسیا- کشورهای مسلمان- تصریح کردند، به ما گفتند که ما به وجود جمهوری اسلامی افتخار می‏کنیم. این در حالی است که تفاوت مذهبی هم وجود داشت. دشمن‏ امید بسته بود به اینکه این تفاوت مذهبی شکاف ایجاد کند، اما متفکران مسلمان، توده‏های مؤمن، با اندیشه‏ی راسخ خود، با عزم راسخ خود، دشمن را مأیوس‏ کردند.

در باره‏ی امنیت عرض کردم، در باره‏ی آگاهی شما مردم گفتم؛ این‏ها حقایقی است. یعنی مردم استان کردستان و جوانان دلاور آن، خودشان زمینه‏های امنیت را در این استان فراهم کردند، جوانان فداکار مناطق دیگر هم به کمک این‏ها آمدند و توانستند نقشه‏ی دشمنان‏ را خنثی کنند؛ این یک حقیقتی است. اما در عین حال من می‏خواهم عرض کنم این آگاهی را باید مردم عزیز کرد حفظ کنند؛ هیچ غفلت نباید کرد. امیر المؤمنین در کتاب نهج البلاغه می‏فرماید: «من نام لم ینم عنه»؛ یعنی اگر شما غفلت کردید، دشمن شما لزوماً غفلت نخواهد کرد؛ مراقب دشمن باید بود. این مخصوص اینجا هم نیست. این توصیه‏ی ما به همه‏ی مردم کشور و همه‏ی قشرهای فعال و آگاه و هوشیار کشور است: باید آگاهی‏ها را حفظ کنید. دشمن اگرچه که امروز مثل روزهای اول انقلاب نیست که دیگر امید داشته باشد به اینکه می‏تواند ریشه‏ی این انقلاب را بزند؛ نه، آن روز امیدوار بودند بتوانند انقلاب را، جمهوری اسلامی را نابود کنند، امروز مأیوسند؛ چنین امیدی امروز ندارند، می‏بینند این درخت تناور ریشه دوانده است؛ اما از کید آن‏ها غافل نباید بود.

ملت ایران این حرکت عظیمی را که موجب حیرت بینندگان جهانی شد، به کمک سه عنصر اساسی انجام داد: یکی اتحاد؛ یکی، حضور و یکی آگاهی. ملت ایران با اتحاد خود، با حضور خود، با آگاهی خود این گام بلند را برداشت و تمدنی جدید، حرکتی جدید، جریانی نو در اندیشه‏ی سیاسی دنیا به وجود آورد. ملتهای مسلمان احساس هویت کردند، شخصیت پیدا کردند. احساس کردند می‏توانند عقب افتادگی هایشان را که بر امت اسلامی تحمیل شده بود، جبران کنند. لذا شما می‏بینید حرکت ملت ایران بر روی ملتهای مسلمان- از شمال آفریقا تا شرق آسیا- اثر گذاشت، ملتها را بیدار کرد. در قضیه‏ی فلسطین، در قضیه‏ی لبنان، در مسائل عراق و افغانستان جابه‏جا و قدم‏به‏قدم، تأثیر نفَس شما ملت ایران محسوس است. این کار بزرگ به برکت این سه عنصر بود:اتحاد ملی. دلها به هم نزدیک شد، حنجره‏ها یک فریاد را به گوش همه رساندند، مردم سراسر کشور از اقوام مختلف، با مذاهب مختلف، دنبال جمهوری اسلامی و برافراشته شدن پرچم اسلام با یکدیگر هم‏دست و هم‏پیمان و هم‏سخن شدند. این یکپارچگی در آغاز انقلاب توانست آن‏چنان فشاری بر دشمن‏ وارد بیاورد که کمر رژیم طاغوت را بشکند. بعد از آن هم تا امروز در آزمونهای گوناگون، همین وحدت ملت ایران بوده است که سخن آخر را به گوش دشمنان رسانده است و دشمن را از اینکه بتواند در صفوف ملت ایران رخنه کند، مأیوس‏ کرده است. این وحدت را باید حفظ کرد.
اینکه من در سنندج گفتم، اینجا هم تکرار می‏کنم، برادران مسلمان وحدت اسلامی را بر افتراق مذاهب شیعه و سنی ترجیح دهند و نگذارند اختلاف مذهبی به اختلاف مشی و روش و جهت‏گیری منتهی شود، به خاطر این است. وحدت اقوام ایرانی، وحدت مذاهب اسلامی، وحدت جریانهای گوناگون سیاسی، تضمین‏کننده‏ی ابهت کشور است. اینجا هم من به همه توصیه می‏کنم. آنجایی که اکثریت با برادران اهل سنت است، این توصیه‏ی ما بود. اینجا هم که اکثریت با برادران شیعه است، باز این، توصیه‏ی ماست: با یکدیگر برادر باشید، با یکدیگر همراه و هم‏دست باشید، به یکدیگر کمک کنید. این نکته‏ی اول.
نکته‏ی دوم، حضور. حضور مردم در صحنه‏ها توانست دشمن را مأیوس کند. اگر مردم در این سی سال در انتخاباتها شرکت نمی‏کردند، در راه‏پیمائی‏های بیست و دو بهمن و روز قدس شرکت نمی‏کردند، در مراسم گوناگون، حضور خودشان و این حجم عظیم ملت ایران را به رخ دشمن نمی‏کشیدند، مسلماً هیبت ملت ایران، آن‏چنان که امروز هست، نمی‏بود. این حضور را حفظ کنید.
اینکه ما در همه‏ی انتخاباتها تأکید می‏کنیم که مردم در صحنه‏ها حاضر باشند و در صحنه‏های گوناگون حضور داشته باشند، به خاطر این است. این حضور فقط در عرصه‏ی سیاست نیست، فقط در انتخابات نیست؛ در عرصه‏های سازندگی، در عرصه‏ی اقتصادی، مردم حضور داشته باشند.

اینجا قبائل مختلف بودند، بعضی از این قبائل در میان خود، اختلافات تاریخی و سرزمینی هم داشتند. این قبائل بعضی شیعه بودند، بعضی سنی بودند؛ اختلاف مذهبی هم داشتند. دشمن‌ به این واقعیات به چشم یک فرصت نگاه می‌کرد و می‌خواست از این فرصت علیه انقلاب استفاده کند. عشائر این منطقه دشمن را مأیوس‌ کردند. شما دشمن را ناکام کردید؛ این خیلی ارزش دارد. عزیزان من! ملت ایران حرکتی در انقلاب اسلامی انجام داد که این حرکت نه فقط برای این منطقه، بلکه برای جهان بشریت مبدأ یک تحول، مبدأ یک نگاه نو، مبدأ یک خط جدید در حرکت فکری بشر شده است و بعد از این، بیشتر خواهد شد.

یک جمله هم در باب مسئله‏ی انتخابات بگویم. عزیزان من! انتخابات نزدیک است؛ امروز یک ماه به روز انتخابات باقی است. انتخابات یکی از آزمونهای بزرگ ملت ایران در مقابل چشم دشمنان‏ است؛ به همین جهت روی انتخابات ما حساسند. از حدود یک سال پیش، دستگاه‏های تبلیغاتی دشمنان ملت ایران، با یک شیب ملایمی شروع کردند علیه این انتخابات حرف زدن و اقدام کردن و مطلب ساختن؛ دستگاه‏های امنیتی‏شان هم مشغول شدند به خبرگیری و گمانه‏زنی و پیشنهاد دادن. روی این انتخابات حساسند. امروز هم شما وقتی به خبرهای رسانه‏های گوناگون خارجی- که بسیاری از این‏ها دل پرکینه و پردشمنی‏ای نسبت به ملت ایران دارند- نگاه کنید، خواهید دید نسبت به انتخابات ما بی‏تفاوت نیستند و سعی می‏کنند اغراض خودشان را عمل کنند. این اغراض چیست؟ در درجه‏ی اول، هدفشان تعطیل شدن انتخابات است که انتخابات نباشد. در یک دوره‏ای سعی کردند انتخابات مجلس شورای اسلامی را به انواع و اقسام حیله‏ها متوقف کنند. خدای متعال نخواست و اراده‏ی مردان مؤمن نگذاشت؛ نتوانستند. از این مأیوسند که انتخابات را بکلی تعطیل کنند. در درجه‏ی بعد، هدفشان این است که انتخابات سبک و سرد برگزار بشود. می‏خواهند ملت ایران حضور فعالی در انتخابات نداشته باشد.
ملت عزیز ایران! من به شما عرض می‏کنم، درست در نقطه‏ی مقابل خواست دشمنان، همه‏ی ما باید در انتخابات حضور فعالی داشته باشیم.

سیاستهای استکبار، سیاستهای آمریکا، سیاستهای شبکه‏ی صهیونیستی عالم که آماج اولش برای دشمنی‏، به دلائل روشن، جمهوری اسلامی است، نمی‏توانند جمهوری اسلامی را از پا در بیاورند. نه فقط نمی‏توانند از پا در بیاورند، نمی‏توانند کند کنند. ما می‏توانیم با سرعت حرکت خودمان را پیش ببریم. البته منتظر توطئه‏ی دشمن هستیم. این توطئه‏ها ادامه پیدا خواهد کرد، تا یک مقطعی؛ آن مقطع عبارت است از اقتدار همه‏جانبه‏ی کشور که این، کارِ شما دانشجوها، کارِ شما نسل جوان است. آن وقتی‏که توانستید کشور را به اقتدار علمی و به اقتدار اقتصادی برسانید و آن وقتی‏که توانستید عزت علمی را برای کشور فراهم کنید، آن روز البته توطئه‏ها کم خواهد شد؛ مأیوس‏ خواهند شد. تا وقتی به آن نقطه نرسیده‏ایم، منتظر توطئه‏ها باید بود و آماده‏ی مقابله‏ی با این توطئه‏ها باید بود. و إن شاء اللَّه هرروزی که بگذرد، شما قوی‏تر خواهید بود، دشمن شما ضعیف‏تر خواهد شد و آن روزی که پیروزی نهائی نصیب ملت بشود، إن شاء اللَّه روز دوری نخواهد بود.

ملت ما نشان داده است که از مجاهدت خسته نمی‏شود؛ و همین، دشمنان‏ را مأیوس‏ می‏کند. امروز طمع و امید دشمنان ملت ایران- یعنی همین مستکبرین آمریکائی و شبکه‏ی شیطانی و خطرناک صهیونیسم در دنیا- نسبت به غلبه پیدا کردن بر ملت ایران، از بیست سال پیش بمراتب کمتر است؛ چون می‏بینند ملت ایران با چه نشاطی مشغول حرکت کردن است. البته تبلیغات دست آن‏هاست. خودشان با آن فجایع و جنایاتی که انجام دادند؛ چه در عراق، چه در افغانستان، چه در فلسطین، با همین جنایاتی که این روزها در عراق دارند انجام می‏دهند- کشتار مردم، زندانهای پنهان- این همه کارهای ننگ‏آلودی که آمریکا امروز دارد انجام می‏دهد- شکنجه، چه، چه- با همه‏ی این‏ها با کمال وقاحت، دم از حقوق بشر می‏زنند، دم از دموکراسی می‏زنند و جمهوری اسلامی را به حرفهای موهوم متهم می‏کنند. خوب، این‏ها تبلیغات است. وقتی در میدان عمل تیغشان بُرندگی ندارد، دهانشان را باز می‏کنند؛ حرف می‏زنند، تبلیغات می‏کنند؛ این به خاطر پیشرفت ملت ایران است. بازهم باید شما پیش بروید، باز هم این ملت باید به جلو حرکت کند. این دهانها هم بسته خواهد شد؛ بعون اللَّه تعالی. خدای متعال وعده کرده است که ملتی را که درصدد دستیابی به آرمان‏هاست و تلاش می‏کند، به موفقیت برساند.

یک جمله در باب انتخابات عرض کنیم که همین دو سه روز آینده است. این انتخابات بسیار مهم است. در دور اول انتخابات، ملت ایران حقیقتاً یک حرکت عظیم انجام داد. تبلیغات کردند، دنیا را به جنجال کشاندند، شاید بتوانند یک‏جوری انتخابات را بی‏رونق کنند، شاید بتوانند ملت ایران را از پای صندوقها دور کنند؛ نتیجه این شد که ملت ایران‏ باانگیزه‏تر و با جدیت بیشتر وارد میدان شد. خیلی اثر می‏کند این حضور مردمی در شکوه بخشیدن به چهره‏ی ملت شجاع و رشید ایران در نظر دیگران.
کار، نیمه‏کاره است. ای‏کاش همیشه این‏جور باشد که انتخابات هرگز به دور دوم کشیده نشود که هم هزینه‏ها دو برابر بشود، هم زحمت مردم دو برابر بشود؛ لیکن رقابتهای زیادی بود، رقابتِ تنگاتنگ بود؛ نتیجه این شد که به دور دوم کشیده شده است. یک بخشی از نمایندگان را هنوز ملت ایران انتخاب نکرده‏اند. مجلس باید کامل شود.
اینجا هم دو مطلب برای ملت ایران به نظر این بنده خیلی مهم است: یکی اصل حضور در این میدان است. ملت ایران کاری کنند که انگیزه‏ی تمام نشدنی آن‏ها برای دشمن مشخص شود؛ این، دشمن را مأیوس می‏کند. دشمن اگر احتمال بدهد که با جنجال‏آفرینی و با غوغا و تبلیغات توانسته انگیزه‏ی مردم را ضعیف کند، امیدش بیشتر می‏شود، تهاجمش شدیدتر می‏شود. باید دشمن احساس کند که انگیزه‏ی این ملت تمام نشدنی است، و این در دور دوم انتخابات خودش را باید نشان بدهد، و این إن شاء اللَّه به توفیق الهی و به دست قدرت الهی و تأثیر پروردگار در دلهای مردم بعون اللَّه تعالی انجام خواهد گرفت؛ ملت ایران این بار هم اقبال نشان خواهد داد.

جوانان ما از همت بلند هیچ‏چیز کم نگذارند؛ همت را باید بلند کرد؛ آن که مشغول درس است، آن که مشغول کارِ صنعت است، آن که در حال کشاورزی است، آن که به خدمات گوناگون اشتغال دارد، همه احساس کنند که در قبال پیشرفت این کشور یک وظیفه و سهمی هم متوجه به آن‏هاست و باید این سهم را، این وظیفه را به قدر خود و به سهم خود انجام دهند. خوشبختانه ملت ما این احساس را هم دارند. این زنده بودن، این بانشاط بودن، اولین اثری که می‏گذارد این است که طراحان توطئه‏های جهانی را از اینکه بتوانند این ملت را شکست بدهند، مأیوس‏ می‏کند. بهترین راه برای عقب‏نشاندن دشمن‏، اظهار آمادگی است.آن ملتی که آمادگی خود را، حضور خود را، عزم راسخ خود را در همه‏ی میدانها به نمایش می‏گذارد، دشمن را از نفوذ در خود و غلبه‏ی بر خود مأیوس می‏کند. در مقابل افکار جهانی و نگاههای جهانی، ملت ایران در هیچ مسئله‏ای، باید اظهار ضعف و عقب‏نشینی نکند.

در همه‏ی دورانها، انتخاباتها را وسیله‏ای قرار بدهید برای قوت ملی، برای افزایش اقتدار ملی؛ نه‏ برای تضعیف نظام و تضعیف آبروی ملت. جنجال‏هائی که بعضاً از طرف بعضی از احزاب و گروهها و جریانهای سیاسی و جناحهای بداخلاق در اطراف انتخابات می‏شود، تضعیف‏کننده‏ی کشور و ملت و نظام است. جناحهای مختلف، جریانهای مختلف، گرایشهای مختلف، با شوق و ذوق و علاقه‏مندی همه‏ی عواملشان را بسیج کنند و انتخابات را به عنوان یک هدف عالی، هدف خوب، هدف شیرین مورد توجه قرار بدهند و به دعوا و جنجال و اهانت و پنجه به روی هم کشیدن قضایا را نکشانند. انتخابات را وسیله‏ای بکنید برای اینکه دشمنان‏ را ناامید بکنید و إن شاء اللَّه این انتخابات هم مثل بقیه‏ی انتخاباتها مایه‏ی عزت روزافزون اسلام باشد. وقت هم گذشت، از شما هم معذرت خواهی می‏کنم.

توطئه‏های متراکم و پیوسته‏ی دشمنان‏ نظام اسلامی پس از نومیدی‏ از نابود کردن این نظام، همواره در جهت جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به آن هدفها و الگو شدن برای دیگر ملتهای مسلمان بوده است.

امروز بحمد اللّه جوانهای ما، مردم ما، مرد و زن ما، و همه‏ی اقشار ملت ما با آگاهی و بیداری، راه خودشان را پیدا کرده‏اند و پیش می‏روند. مسئولین کشور هم بحمد اللّه با شجاعت و تدبیر و به برکت این روحیه‏ی جوان و پُرشور، و گرایش عموم جوانان ما به تحصیل مدارج عالیه در علم و عمل، دارند راه را طی می‏کنند و پیش می‏روند. إن شاء اللّه این کشور به نقطه‏ای خواهد رسید که دشمنان‏ را از اینکه بخواهند دست‏اندازی کنند، مأیوس‏ کند.

لازم است از شخص جناب آقای خاتمی هم صمیمانه تشکر کنم. این را به شما دوستان بگویم، به خود ایشان هم شاید بارها گفته‏ام؛ در طول هشت سالی که ما با ایشان به‏طور مستمر و مداوم در ارتباط بودیم، رفاقت و صمیمیت ما با ایشان روزافزون بوده؛ خدا را شکر. الآن پیوند عاطفی و محبت‏آمیزی که بین بنده و آقای خاتمی هست، از آنچه در هشت سال پیش بوده، بمراتب مستحکم‏تر است؛ و این ناشی از خصوصیاتی است که من در این مدت در ایشان حس کردم. تدین و پایبندی و نجابت و روحیه‏ی نجیب ذاتیِ ایشان واقعاً جزو امتیازات و خصال برجسته در ایشان است. ایشان در این مدت تلاش متراکمی انجام دادند؛ ما شاهد بودیم و می‏دیدیم. در مقاطع زمانی مختلف، کشور و دولت و مسئولان با حوادثی مواجه شدند، و ایشان در یکی از حساس‏ترین مراکز این مواجهه قرار داشتند و صبر و تحمل کردند؛ إن شاء اللّه خدای متعال اجر این صبر و تحمل را خواهد داد.
در میان خصوصیات ایشان، اگر من بخواهم روی یکی از آن‏ها تکیه کنم، این است که ایشان در همه‏ی این مدت، دشمنانی‏ را که کمین کرده و خیز برداشته بودند، ناامید کردند. خیلی‏ها از سال 76- از اول تشکیل این دولت- می‏خواستند آقای خاتمی را در موضع مقابله و مواجهه‏ی با نظام قرار دهند؛ خیلی هم تلاش کردند؛ ما شاهد بودیم. البته ریشه و مبنا و سلسله‏جنبان این تلاشها در بیرون از این مرزهاست؛ منتها کسانی هم متأسفانه همان انگیزه‏های فاسد و پلید را در داخل انعکاس می‏دادند. خیلی تلاش کردند، اما آقای خاتمی حقیقتاً مقاومت کردند. آن روزی که ایشان اعلام کردند وقتی می‏گویم «جامعه‏ی مدنی»، مراد من مدینة النبی است- که اتفاقاً دیروز یا پریروز در یکی از صحبتهای ایشان من این را خواندم- خیلی خلاف انتظار بعضی‏ها شد؛ لذا به ایشان حمله کردند و فشار آوردند.

سعادت این کشور و این ملت در وحدت کلمه و پیمودن راه اسلام و پیگیری عدالت است. این ملت برای اینکه دشمنان‏ را مأیوس‏ کند و آن‏ها را از تهاجم‏های گوناگون و موذی‏گری‏هایی که نسبت به نظام جمهوری اسلامی دارند، منصرف کند، تنها راهی که می‏تواند بپیماید، این است که تلاش کند در سایه‏ی اسلام و پیگیری اهداف اسلامی، و با همبستگی ملی و وحدت کلمه، خود را روز به روز نیرومندتر کند. ما بحمد اللّه در این راه حرکت کردیم و بازهم با قدرتِ تمام حرکت خواهیم کرد و هیچ‏گونه سستی را در این راه برای خود جایز نمی‏دانیم.

این تصویرهای مبارکی که اطراف این میدان را پوشانده است، هرکدام نماد یک دنیا فداکاری‏اند؛ هرکدام کوهی از عشق و شور و شوق هستند برای دفاع از حق؛ برای دفاع از ایران؛ برای سربلند کردن پرچم برافراشته‏ی اسلام عزیز در این کشور. ملت ما پیروز شد؛ امنیت را به مرزهای ما برگرداند؛ دشمن‏ از حمله‏ی مجدد به این کشور تا مدتها نومید شد.

امروز دشمنان ما که از برخورد چهره‏به‏چهره با این ملت مأیوس‏اند و از طرق گوناگون می‏خواهند روی این ملت اثر بگذارند، از همین وسایل استفاده می‏کنند؛ یعنی سعی می‏کنند افق را تیره و تار نشان دهند؛ جوان را ناامید کنند؛ جوان را به بازیچه‏ها و سرگرمی‏های گوناگون مشغول کنند؛ جوان را از تحصیل علم بازبدارند و او را تحریک به هرج‏ومرج کنند؛ لذا باید بیدار بود. با وجدان کاری، با همبستگی، با تلاشِ امیدوارانه و گرم و گیرا، با کار مدبرانه و برنامه‏ریزی شده، و درعین‏حال با توکل به خدا و استمداد از پروردگار، باید این فاصله را طی کرد. جوان باید همه‏ی این‏ها را باهم مد نظر داشته باشد.

باید شرکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری آینده که إن شاء اللّه جزو حماسه‏های ملی خواهد شد، شرکتی باشد که دشمن‏ را از دست‏اندازی به ایران اسلامی و ملت سرافراز ایران مأیوس‏ کند. ملت ما همیشه با بهره‏گیری از فیوضات و معنویات، خود را برای کارهای بزرگ آماده کرده است و إن شاء اللّه ملت ایران آماده می‏شود و مصمم است که یکی از بهترین و پُرشورترین انتخاباتها و گزینشهای ملی را برگزار کند.

اهمیت انتخابات مجلس از دو جهت است؛ اوّل از این جهت که حضور شما در پای صندوقهای رأی بارزترین مظهر حضور مردمی است و این پشتوانه‏ی انقلاب و کشور است. کسانی که با اخبار سروکار دارند، می‏بینند که مراکز سیاسی دنیا از گوشه و کنار سر بلند می‏کنند و می‏گویند ما نگران انتخابات ایران هستیم و مسائل انتخابات ایران را پیگیری می‏کنیم؛ این به همین خاطر است. نگاه می‏کنند تا ببینند آیا مردم در صحنه حضور دارند یا نه؛ اگر دارند، مثل گذشته نمی‏شود با این نظام کاری کرد؛ اگر حضور مردم ضعیف شود، آن وقت استنتاج می‏کنند که بین مردم و نظام فاصله افتاده است؛ در این صورت راه را برای دخالت و سلطه و پنجه انداختنِ دوباره بر کشور هموار می‏بینند؛ از این جهت متوجّه انتخاباتند. پس اهمیت اوّلِ انتخابات به‏خاطر این است که انتخابات سنگر کشور است؛ حضور مردم در پای صندوقهای رأی، مصون‏ساز سرنوشت ملت و مردم است و دشمن را از تعرّض و تجاوز و پُرروییِ بیشتر بازمی‏دارد. در این بیست و پنج سال، دشمنان‏ ایران برای تسلّط بر این کشور راههای گوناگونی را پیمودند و همه ناکام. یک راه برای آن‏ها باقی مانده است و آن، جدا کردن مردم از مسئولان و نظام است؛ چشم به این راه دوخته‏اند. همه‏ی تلاشها و تبلیغاتی که می‏کنند و همه‏ی حرفهای زیادی‏ای هم که می‏زنند، به‏خاطر همین است؛ می‏خواهند مردم را جدا کنند. انتخابات توی دهن دشمن می‏زند و او را مأیوس‏ می‏کند؛ احساس می‏کند که مردم در میدان دفاع از کشور و مرزها و مصالح و نظامشان قرص و محکم ایستاده‏اند.

نظام جمهوری اسلامی با ساخت مستحکمِ مردمی خود- که ملات این ساخت هم ایمان و آمادگی برای مجاهدت بود- توانسته است تا امروز نه فقط در مقابل فشارها مقاومت کند، بلکه روز به روز خود را مستحکم‏تر نماید؛ بعد از این هم همین خواهد بود. ما خود را قوی کرده‏ایم. تا آن روزی این فشارها ادامه پیدا خواهد کرد که دشمنان‏ مأیوس شوند. یأس‏ آن‏ها به چیست؟ به این است که احساس کنند روند تحرّک و تقویت خویشتن در جمهوری اسلامی توقّف‏پذیر نیست. بخشی از این کار بزرگ به عهده‏ی شماست، بخشی به عهده‏ی دانشمندان غیر نظامی است، بخشی به عهده‏ی دانشگاه‏هاست، بخشی به عهده‏ی سیاستمداران است؛ آن‏ها هم می‏توانند در ایجاد این باور که فشارها را دور یا کم خواهد کرد، نقش ایفا کنند. به‏هرحال نقش عمده‏ای به عهده‏ی شماست. باید بسازید، نگه دارید، افزایش دهید، نوآوری کنید، سازماندهی را تقویت نمایید و در کنارِ ساختن ابزارهای کارآمد، انسانهای ماهر بسازید.

اگر در جمهوری اسلامی، مسئولان، زبدگان و نخبگان- اعم از علما و امر ایشان- به این حقایق توجّه و خویشتن‏داری کنند؛ خود را اسیر هواها و هوسها و مطامع دنیوی نسازند؛ جاذبه‏های گمراه‏کننده‏ی دنیا آن‏ها را مفتون خود نکند؛ ارعاب و تهدید دشمنان‏، آن‏ها را از میدان خارج نکند و در اراده‏ی آن‏ها تزلزلی به وجود نیاورد، هیچ قدرتی نخواهد توانست عزم و اراده‏ی عظیم ملی را که در این کشور وجود دارد، اندکی مخدوش کند. دشمن وجود دارد و یک واقعیت است. انتظار اینکه دشمنی نباشد، یا اینکه دشمن، دشمنی نکند، غلط است. دشمن هست و دشمنی هم می‏کند و می‏خواهد به همه‏ی مناطقی که برای او سود مادّی در آن هست، پنجه بیندازد؛ از همه‏ی ابزارها هم استفاده می‏کند. آنچه دشمن را مأیوس‏ می‏کند، این است که امّت اسلامی قدر و اهمیت و توان و ارزشهای خود را بشناسد و عظمت خود را- وقتی‏که میان او وحدت باشد- بفهمد و قدرت ایستادگی‏ای را که خدای متعال در او قرار داده است، قدر بداند.

هرجا جمهوری اسلامی حرکتی را که به سازندگی و آبادانی کشور کمک می‏کرد، شروع کرد، این‏ها اگر توانستند، جلوِ آن را گرفتند؛ البته خیلی اوقات هم به فضل پروردگار نتوانستند. در جنگ، ما بسیاری از تسلیحات و خیلی چیزهای دیگر را علی‏رغم میل این‏ها به‏دست می‏آوردیم؛ اما تا آنجایی که توانستند، عامل کارشکنی و خراب‏کاری شدند؛ از خط لوله‏ی گاز گرفته تا بقیه‏ی کارهای فراوانی که انجام شده است. مثلًا در زمان دولت قبلی، ژاپنیها قرارداد پروژه‏ی احداث سد بر روی کارون را بسته بودند؛ اما این‏ها رفتند خرابش کردند. بعضیها به آن‏ها اعتنا کردند، بعضیها هم اعتنایی نکردند و کارهایشان را ادامه دادند. ما پیش رفته‏ایم و کار خودمان را کرده‏ایم؛ اما آن‏ها از دشمنی‏ و عناد هیچ کم نگذاشته‏اند و البته ادامه هم خواهد داشت تا هنگامی که مأیوس‏ شوند. نه فقط برای برنامه‏های چهارم و پنجم، بلکه در چشم‏اندازهای کلّی برای هر تحرّک سیاسی و اقتصادی در کشور، این نقطه حتماً مورد نظر باشد. باید به جایی برسیم که دشمن‏ احساس کند نمی‏تواند؛ باید مأیوس‏ شود. آن‏گاه دشمنیها به پایان خواهد رسید و یا کم خواهد شد. تا وقتی دشمن امیدوار باشد که می‏تواند نظام اسلامی را ریشه‏کن کند، تلاش خواهد کرد و ضربه وارد خواهد آورد. همه‏ی همّت ما باید این باشد که آن‏چنان ساخت را مستحکم کنیم که دشمن احساس کند هر تیغی وارد بیاورد، تیغش کُند و به ضرر خودش تمام خواهد شد و هر گلوله‏ای بزند، به طرف خودش کمانه خواهد کرد.

از دشمن‏ نمی‏شود توقّع داشت راهی را که برای مقابله با جبهه‏ی مقابل خود در پیش گرفته است، رها کند؛ مگر آن وقت که مأیوس‏ شود، تیرش به سنگ بخورد و بفهمد فایده‏ای ندارد. در همه‏ی مسائل- چه مسائل سیاسی، چه مسائل اعتقادی، چه مسأله‏ی فلسطین، چه مسأله‏ی حزب اللّه و چه مسائل علمی- دشمن شبهه‏افکنی می‏کند. نقشه‏ی اساسی دشمن چیست؟ مقابله با جمهوری اسلامی برای دستیابی و سلطه بر ایران، با همان خصوصیاتی که می‏دانیم و عرض کردیم ایران برای اردوگاه استکبار و امریکا چه اهمیتی دارد.

آنچه امروز در مواجهه‏ی با این خصومتها برای ملت ایران مهم است، در درجه‏ی اوّل، اخوّت و برادری است. هرچه می‏توانند، این اختلافات را کم کنند؛ مردم را در علاقه و امیدی که به نظام اسلامی دارند، راحت بگذارند و امید آن‏ها را مخدوش نکنند. متأسّفانه عدّه‏ای زمینه‏هایی را درست می‏کنند برای اینکه دشمن‏ امیدوار شود. رئیس‏جمهور امریکا خیال می‏کرد که روز 18 تیر در تهران علیه نظام اسلامی قیام خواهد شد؛ اما دانشجویان ما با آگاهیِ خود امید دشمن را ناامید کردند. در کشور ما، دانشجو و مسئولانش آگاهند. آحاد ملت با آگاهی خود نمی‏گذارند دشمن سوءاستفاده کند. دشمن، بد و اشتباه فهمیده است.
برادران و خواهران عزیز! آنچه صلابت این ملت را حفظ خواهد کرد، عبارت است از وحدت حول محور ایمان و انقلاب؛ این چیزی است که دشمن را ناامید می‏کند. آن‏ها خیال می‏کنند ما برای استحکام نظام خود دنبال سلاح کشتار جمعی و دنبال اتم و این چیزها هستیم. اشتباه می‏کنند؛ این هم تحلیل غلط و اطّلاعات نادرستی است. ما می‏دانیم آن چیزی که بمب اتم هم در آن کارگر نمی‏شود، عبارت است از یک ملت مصمّم، عازم، مؤمن، متّحد و یکپارچه؛ این است که کسی نمی‏تواند بر آن فائق شود و غلبه پیدا کند، و الّا مگر از اوّل انقلاب تابه‏حال با ما دشمنی کم بوده است؟ مگر ما از اوّل انقلاب تا الآن بمب اتم داشته‏ایم؟ آنچه عزّت و کیان این ملت را حفظ کرد؛ نظام اسلامی را سربلند و نام امام را جاودانه کرد، ایمان و عزم راسخ این مردم و ایستادگی و وحدت و یکپارچگی آن‏ها بود.

اگر دشمن‏ ملاحظه کند که در کشور ما یک گروه مؤمن، متعهّد، منسجم، همدل و کارآمد بر سر کار هستند، ناامید می‏شود و انگیزه‏ی او برای دشمنی‏ کم خواهد شد. کسانی که تفرقه‏ی بین مسئولان را تشویق می‏کنند، بفهمند چه کار می‏کنند. امروز سیاست دشمنان کشور این است که بین مسئولان اختلاف بیندازند. ما از گروهکهایی که یک سرشان در داخل است، یک سرشان در خارج، خبرهای ویژه داریم. برنامه‏ی عمده‏ی این‏ها این است که بین مسئولان کشور، با عنوانهای چپ، راست و عناوین دیگر، اختلاف بیندازند. مردم وحدت مسئولان را می‏خواهند. مردم هرجا ببینند مسئولان باهم هستند و همدل و همزبانند و یکدیگر را تخریب نمی‏کنند، خوشحال و امیدوار می‏شوند؛ اما دشمن بعکس، ناامید می‏شود.

بنده در ابتدای سال 79 از مردم و مسئولان خواهش کردم که تلاششان را در دو جهتِ وحدت عمومی و امنیت ملی قرار دهند؛ البته تلاش‏هایی هم شد و من از همه‏ی کسانی که در طول سال در این زمینه تلاش کردند، صمیمانه و قلباً سپاسگزاری می‏کنم. بخصوص در زمینه‏ی امنیت کارهای خوبی انجام گرفته، در زمینه‏ی وحدت هم کارهایی شده است؛ اما من می‏خواهم همان حرف اوّلِ سال را در آخر سال هم تکرار کنم؛ با این توضیح که دشمن وقتی می‏تواند به هدفهای خودش برسد که بتواند در بدنه‏ی حاکمیت نظام و در مسئولان بخشهای مختلف، اختلاف و شکاف ایجاد کند. دشمن دنبال این قضیه است.
چگونه می‏شود شکاف ایجاد کرد؟ می‏توان دو راه را در پیش گرفت: این‏ها از یک راهِ آن تقریباً مأیوس شده‏اند؛ البته نمی‏گویم کامل، اما از آن راه نتوانسته‏اند عمل کنند. راهی که آن‏ها نتوانستند در آن خیلی مانور کنند و تحرّک نشان دهند، راه نفوذ در ارکان حاکمیت بود. این‏ها نمی‏توانند در مراکز بالای حاکمیت نفوذ کنند و هنوز هم نتوانسته‏اند. راه‏ دیگری که همیشه از اوّل انقلاب آن را طی کرده‏اند و بنده از دوران ریاست جمهوری و بعد از آن، در این زمینه بسیار خاطره‏ها و نمونه‏ها در ذهن دارم، این است که جمعی یا شخصی از حاکمیت را مورد توجّه خود قرار دهند؛ از او تمجید و حمایت کنند و خود را طرف‏دار او نشان دهند؛ شاید بتوانند از این طریق، هم دیگران را به او بدبین کنند، هم او را به خودشان خوش‏بین نمایند؛ یعنی در حاکمیت شکاف به وجود آورند. این جزو برنامه‏های همیشگی تبلیغات دشمنان‏ بوده است؛ هم قبلًا بوده، هم امروز وجود دارد؛ بارها هم این را تجربه کرده‏اند و در موارد متعدّدی هم شکست خورده‏اند. لازم است به عنوان شکرانه‏ی این نعمتِ خدای متعال، من این نکته را به شما عرض کنم: خدای متعال یکی از بزرگترین نعمتهایی که به ما داده، همین است که بسیاری از مسئولان ما با مسائل، هوشیارانه و خردمندانه برخورد کردند و فهمیدند زبان چرب دشمن، یک دام دشمنانه است. نسبت به رئیس‏جمهور محترم فعلی و رئیس‏جمهور محترم قبلی، همین نقشه را عمل کردند و ناکام شدند. قبل از انتخاب رئیس‏جمهور محترم فعلی ما و بعد از انتخاب ایشان، تبلیغات جهانی را پُر کردند از اینکه دستگاه‏های مختلف غربی از ایشان حمایت می‏کنند. البته ایشان از همان اوّلین مصاحبه‏ای که بعد از شروع مسئولیت انجام دادند، دشمن را مأیوس‏ کردند. تا امروز هم الحمد للّه همین‏طور بوده است. لیکن دشمن در مواردی موفّق شد و در مواردی توانست از این ترفند استفاده کند. به مجرّد اینکه بر سر مسأله‏ای در داخل کشور اختلاف نظری به وجود می‏آید، بنا می‏کند یک طرف را کوبیدن، به نفع یک طرف دیگر؛ یک طرف را تعظیم و تجلیل و تکریم کردن، علیه یک طرف دیگر! ما باید هوشیار باشیم، حواسمان جمع باشد و بفهمیم که دشمن در چه فکر و چه خیالی است. خیلی‏ها این ترفند را می‏فهمند، بعضیها هم نمی‏فهمند و فریب می‏خورند. امام رضوان اللّه علیه در این‏گونه موارد یک قاعده‏ی کلّی ابراز می‏کردند. بنده در طول این بیست و دو سال تجربه‏ای که از آغاز جمهوری اسلامی تا امروز داشته‏ام، همه جا دیده‏ام که این روش و منطقی که امام به کار می‏زدند، درست بوده است. امام می‏گفتند که هر وقت دشمنان از شما تعریف کردند، بدانید طمعی در شما دارند؛ لذا مراجعه کنید و زمینه‏ی آن طمع را از بین ببرید. هرچه که آن‏ها مردم را، جماعت را، جوانان و قشرهای مختلف را به آن دعوت کردند، بدانید که آن به ضرر شماست. ما هرجا تاکنون تجربه کرده‏ایم، همین‏طور بوده است؛ بنابراین بسیار باید مراقب بود.

من اینجا لازم است عرض کنم بسیار کسان تلاش می‏کنند که بین قومیتهای این کشور، اختلاف بیندازند، به خیال اینکه می‏توانند وحدت این ملت را خدشه‏دار کنند؛ غافل از اینکه همین انقلاب بزرگ و همین نظام اسلامی، یکی از مستحکمترین پایه‏هایش در همین مناطق آذری‏زبان در آذربایجان، در اردبیل، در آذربایجان غربی نهاده شده است.
فداکاریهای این مردم، ایستادگی این مردم، شعارهای زنده‏ی این مردم و آن چیزی که امروز در زبان این مردم به عنوان شعار است، اوّل، از آذربایجان شروع شد و آمد نام امام، نام ولایت و بیزاری از دشمنان‏ و این مردم آذربایجان بودند که در امتحانهای گوناگون توانستند دشمن را از خودشان مأیوس‏ کنند.

آخرین و مهم‌ترین سخن آن است که مجلس شورای اسلامی، رکن مهم نظام اسلامی و انقلابی است و باید پایگاه مستحکم اسلام و انقلاب باشد. چنین بوده و به تأیید الهی چنین نیز خواهد بود. دشمنان سیلی‌خورده‌ی انقلاب و شبکه‌ی تبلیغاتی جهانی آنان، وانمود می‌کنند که مجلس ششم، نه در خدمت آرمان‌های اسلام و انقلاب، که در سمت و سوی منتقدان و معارضان آن است. یک‌بار دیگر نیز در حوالی انتخابات ریاست جمهوری در خرداد 76 شبیه همین ترفند تبلیغاتی با هدف روحیه بخشیدن به معارضان نظام اسلامی و مأیوس کردن انقلابیون در ایران و جهان، با جنجال و سر و صدای فراوان به راه افتاد. موضع‌گیری صریح و قاطع و مستمر رئیس‌جمهور مؤمن و انقلابی، در آن نوبت نقشه‌ی دشمن‌ را خنثی کرد. امروز نیز موضع‌گیری بهنگام و صریح مجلس شورای اسلامی، باید دشمنان را مأیوس‌ سازد. دفاع قاطع و آشکار نمایندگان از انقلاب و نظام اسلامی و راه روشن و ماندگار امام عظیم‌الشّأن، و تبرّی از بلندگوهایی که با تکرار شعار ارتجاعی «جدایی دین از سیاست» در اندیشه‌ی حذف جهاد خونین بیست‌وچندساله‌ی ملت ایران برای استقرار نظام مترقی جمهوری اسلامی‌اند، تلاش پُرهزینه‌ی دشمن را بیهوده خواهد ساخت. این کمترین انتظار ملت انقلابی و مسلمان از نمایندگان مجلسی است که با خون شهیدان و مجاهدت ایثارگران پدید آمده و برقرار مانده است.

امروز دشمن به مراکز اصلی اقتدار این ملت، بیشتر از همه دشمنی می‏کند و متوجّه به آن‏هاست. یکی از آن‏ها سپاه است. یکی از آن مراکزی که دشمن با آن به شدّت دشمن است، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. سعی می‏کنند آنچه که بتوانند، از این قدرت معنوی کم کنند؛ که این یک کار بلندمدت استکبار است. ترویج ابتذال، ترویج مادّیگری و ترویج نفع‏پرستی در بین آحاد مردم، از جمله کارهایی است که این‏ها بر آن همّت گماشته‏اند. حالا چقدر موفّق شوند، این بسته به اراده‏ی ملت مؤمن ماست؛ بسته به اراده‏ی دلها و انسانهای منوّر و باایمان است که خودشان را حفظ کنند. مطمئن باشید اگر شما و هر انسان مؤمنی تصمیم بگیرد و به خدا توکّل و اتکا کند، دشمن هیچ توفیقی در این کارهای گمراه‏کننده و مضلِّ خود به‏دست نخواهد آورد. این پایه‏های معنوی قدرت، این ایمان و این همبستگی همبستگی و وحدت دلها در میان عناصر سپاه در سرتاسر کشور را قدر بدانید. نگذارید دلهای شما را با بازیچه‏ها و فریبها و جلوه‏های رنگارنگ دروغین، به سمت خودشان جذب کنند. شما در راه حقیقتِ مهم و بزرگی دفاع و مبارزه و مجاهدت کردید و پیروز شدید. پیروزی شما همین است که این نظام امروز بحمد اللّه با استحکام کامل سرِپا ایستاده است و دشمن احساس می‏کند که نمی‏تواند این نظام را شکست دهد. این توفیق خیلی بزرگی است.امروز دشمن‏ در مقابل نظام جمهوری اسلامی، با همه‏ی سازوبرگ خود از لحاظ نظامی، از لحاظ سیاسی، از لحاظ تبلیغی و از لحاظ فرهنگی وارد میدان شده است؛ اما درعین‏حال انسان به‏روشنی درمی‏یابد که دشمن مأیوس‏ است. دشمن احساس می‏کند با این نظام مستحکم درگیر شدن و به آن خدشه وارد آوردن، کار او نیست. امیدش به این است که ما که مسئولیتهای این نظام را بر دوش داریم، خودمان عوامل شکست خود را فراهم کنیم. ما اگر خودمان عوامل شکست را فراهم نکنیم، دشمن نمی‏تواند کاری کند. بزرگترین مصیبت برای یک ملت این است که مسئولان در میان آن ملت، از مسئولیتهای حقیقیِ خودشان غافل بمانند؛ از آن چیزی که خدا از آن‏ها خواسته است و پایه‏ی اصلی مسئولیت آن‏هاست، غافل بمانند؛ به چیزهای کم اهمیت‏ئسرگرم و مشغول شوند؛ به نفع خود و نفع‏پرستی خود سرگرم و مشغول شوند؛ دل آن‏ها به جای تپیدن برای وظیفه‏ی الهی، برای مسائل کوچک و حقیر بتپد. مسئولان در همه‏ی رده‏ها، در همه‏ی بخشها و در همه‏ی سازمانهای کشوری و لشکری نظام، باید متوجّهِ این مسئولیت باشند و خدا را در نظر داشته باشند. عوامل قدرت در میان این ملت و در این نظام به‏وفور وجود دارد و این عوامل معنوی، قدرت خود را در طول این بیست سال نشان داده است و از میدانهای دشوار و تجربه‏های سخت، سرافراز بیرون آمده است. این عوامل را باید حفظ کنید.

یک عدّه دانشجو از حادثه‏ی کوی دانشگاه ناراحت و عصبانی شدند و به خشم آمدند. دانشگاه تهران، محور دانشگاههای کشور است؛ مایه‏ی امید همه است. بچه‏ها عصبانی شدند؛ آن‏ها آمدند و خواستند از عصبانیت این جوانان استفاده کنند؛ داخل صفوف این‏ها شدند و شعارها را از شعارهای دانشجویی، به شعارهای ضدّ نظام تبدیل کردند؛ بعد هم جریان را به خیابانها کشاندند و قضایایی که شنیده‏اید و می‏دانید. خیال کردند که کار را پیش برده‏اند؛ اما نیروی انتظامی با قدرت وارد شد. بااینکه آن ضربه را آن روز اوّل و دوم به نیروی انتظامی زدند، اما انصافاً نیروی انتظامی خوب به میدان آمد. انتظار این بود که نیروی انتظامی بعد از آن ضربه‏ی اوّل ضربه‏ی حیثیّتی اصلًا نتواند هیچ دفاعی بکند؛ اما انصافاً به میدان آمدند و خوب دفاع کردند. بعد هم که بسیج آن نیروی اصلی و عظیم ملت ایران با سازماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وارد شد و به‏طور قاطع، مثل کاغذی که مچاله کنند، دشمن را مچاله کردند. فردای آن روز هم که ملت به صورت واقعاً خودجوش به خیابانها آمدند و آن تظاهرات پُرشور و عظیم و میلیونی را راه انداختند که دستهای بیگانگان سعی کردند آن را کوچک کنند. در نظر چه کسی کوچک کنند؟ در نظر مردمی که در کشورهای دیگر هستند. ممکن است که موفّق شوند حادثه را طور دیگر جلوه دهند؛ اما مردمی که در تهران، در اصفهان، در شیراز، در مشهد، در تبریز، در شهرهای گوناگون و همه جا خودشان دیدند که چه خبر بود، آیا در نظر این‏ها هم می‏توانند حقیقت را قلب و عوض کنند؟اوّلین محاسبه‏ی غلطشان، محاسبه‏ی غلط در باره‏ی ملت ایران بود. خیال کردند ملت ایران از اسلام و از انقلاب و از امام بریده است. نفهمیدند که این ملت، همان ملتی است که با اقتدار عظیم خود توانست نظام فاسدی را که آمریکاییها و دیگران، اطرافش هفت حصار درست کرده بودند، از داخل این کشور بردارد و آن را نابود کند. این ملت، همان ملتی است که در کودتای امریکایی بهمن 1357 به دستور امام به خیابان آمد و در ظرف چند ساعت کار را تمام کرد. این ملت، همان ملتی است که در دفع کودتای باز امریکایی در این کشور در سال 59، در میدان و در صحنه آن‏چنان حضوری پیدا کرد که همه‏ی امیدها را قطع نمود. این ملت، همان ملتی است که در اغتشاش منافقین در سال 60، آن‏چنان قدرت خود را نشان داد که دشمنی‏ را که به عناصر مزدور و خودفروخته و روسیاهِ منافق دل بسته بود، مأیوس‏ کرد. این ملت، همان ملتی است که هشت سالِ تمام، جنگی را که همه‏ی قدرتهای موجود و مادّی دنیا به طرف مقابل ما کمک کردند، با حضور خودش در صحنه، با همین بسیج، با همین دانشجویان، با همین جوانان، با همین کارگران، با همین روستاییان و با همین شهریها، توانست علیه خود آن‏ها تمام کند. این ملت، همان ملتی است که در طول این بیست سال، هر وقت که توطئه‏ی دشمن به هر شکلی از اشکال زیاده‏روی کرده است، با حضور سیل‏آسای خود در خیابانها و در تظاهرات و در اجتماعات، مثل رودخانه‏ای که می‏آید و خس و خاشاکها را پاک می‏کند و از بین می‏برد، وارد میدان و صحنه شده و دشمن را ناکام کرده است. این همان ملت است؛ این همان جوانانند؛ این همان نسل است. این نسل جدیدی که امروز رو آمده است، نسل اسلام است. خطای در محاسبه‏شان این بود که خیال کردند ملت ایران از اسلام برگشته است؛ نه. فهمیدند که ملت ایران پایبند به اسلام است؛ پایبند به انقلاب است؛ پیوسته‏ی به نظام است؛ قدر این نظام قدرتمند و صالح را می‏داند و در صدد است که با ایستادگی، خودش مشکلات را حل کند.

آنچه برای انسان ضرورت دارد، هشیاری و مراقبت و گم نکردن هدف و منحرف نشدن از راه و تصمیم و عزم قاطع بر رسیدن به اهداف است. این هشیاری که گفتم، این مراقب بودن، این منحرف نشدن، این مواظب خود بودن که برود و درست برود، همان چیزی است که در عرف اسلامی و در فرهنگ قرآن به آن «تقوا» می‏گویند. شما اگر به قرآن نگاه کنید، می‏بینید که همه‏ی خیرات بر تقوا مترتّب شده است؛ هم خیرات اخروی و معنوی و روحی، هم خیرات مادّی و اجتماعی: «و لو انّ اهل القری آمنوا و اتّقوا لفتحنا علیهم برکات من السّماء و الأرض». تقوا موجب می‏شود که زندگی هم شیرین شود، عزّت هم به‏دست بیاید، دشمن‏ هم مأیوس‏ گردد. این مراقبتی که می‏گویند، این است.

امروز کسانی که در این کشور در رأس قدرتند مسئولان این کشور، رئیس‏جمهور این کشور، دولت این کشور، قوای مقنّنه و قضائیّه‏ی این کشور و نیز آحاد مردم این کشور، همه امام و راه امام و حرکت امام و قلّه‏های افتخار دوران امام را گرامی و عزیز می‏دارند و از آن صرف‏نظر نخواهند کرد. این تجربه‏ی ذی‏قیمت دوران بیست‏ساله‏ی بعد از انقلاب ماست. ما به برکت اسلام حرکت را آغاز کردیم؛ به برکت اسلام پیش رفتیم؛ به برکت اسلام افقهای آینده را در مقابل خودمان درخشان و متلألی کردیم؛ به برکت اسلام دشمن‏ را مأیوس‏ نمودیم؛ به برکت اسلام از بسیاری از دامهای دشمن جستیم؛ به برکت اسلام راه را به سوی آبادانی مادّی و معنوی این کشور آغاز کردیم و پیش می‏رویم و پیشرفتهای زیادی هم کرده‏ایم. این‏ها به برکت اسلام است. آنچه داریم، از اسلام است. آنچه داریم، از قرآن داریم. آنچه داریم، از راهنماییهای آن مرد بزرگ داریم. می‏دانیم که ادامه‏ی این راه است که این ملت را خوشبخت می‏کند و از سرچشمه‏های مادّی و معنوی سیراب خواهد کرد. مشکلات ما به برکت تمسّک به اسلام و استقلال در همین راه، حل خواهد شد؛ که بحمد اللّه امروز همه‏ی مسئولان کشور با اعتقاد تام و تمام به این حقیقت، کار می‏کنند، زحمت می‏کشند و به تلاش می‏پردازند.

بحمد اللّه احساس می‏شود که ملت ایران با هوشیاری خود، این موقعیت حساس را درک کرده است و مثل همیشه می‏داند که در مقابل چه وظیفه‏ای قرار دارد. حضور در انتخابات خبرگان، در واقع صف‏آرایی در مقابل دشمنان استقلال و عزّت این ملت است. هرکس که می‏خواهد این کشور و این ملت عزیز، سربلند و موفّق باشد، باید در صحنه‏های اجتماعی و سیاسی این کشور حضور داشته باشد که مظهر اعلای آن هم همین انتخابات است. در برهه‏های گوناگون، انتخابات گوناگونی برگزار می‏شود که انتخابات مجلس خبرگان، جزو مهم‏ترین آن‏هاست. بحمد اللّه ملت در همه‏ی تجربه‏های این چند سال‏ گذشته، نشان داد که از رشد و هوشیاری برخوردار است و در موقع حسّاس، دشمن‏ را مأیوس‏ می‏کند و به حرکت انقلاب، جان تازه‏ای می‏بخشد. در این دفعه هم به فضل الهی همین‏طور خواهد بود و ملت ایران رشد خود را نشان می‏دهد.

قدرت یک دولت و یک کشور، به حضور مردم است. علّت اینکه جمهوری اسلامی در این سالهای متمادی بحمد اللّه از اقتدار سیاسی و معنوی در دنیا برخوردار بوده است و نتوانسته‏اند مویی از سر این نظام کم کنند، به خاطر حضور شما مردم است. دشمن‏ می‏خواهد این را از جمهوری اسلامی بگیرد. ملت ایران بایستی نقطه‏ی مقابل آن عمل کند؛ یعنی حضور خود را در همه‏ی میدانها روز به روز پُررنگ‏تر و قوی‏تر نماید. این یک میدان است؛ میدان انتخابات مجلس خبرگان. إن شاء اللّه زنان و مردان و بخصوص جوانان بایستی اهتمام کنند و دشمن را مأیوس‏ و ناامید سازند.

هر دستگاه و هر مجموعه‏ای که بتواند در درون خودش، این ایمان شاداب و پُرنشاط و فعّال و پربرکت را بیشتر حفظ کند، بیشتر به درد این ملت، به درد این مملکت و این نظام و به درد این تاریخ می‏خورد و شما جهادگران، از آن قبیل هستید. شما توانستید این ایمان را در درون خودتان حفظ کنید. ارزش اصلی جهاد به این است. عشق و ارادت بنده به امثال مجموعه‏ی شما به‏خاطر این است. ما هیچ قوم و خویشی با اشخاص نداریم. اینکه شبانه روزی نمی‏گذرد که من شما جهادگران را بخصوص دعا نکنم، به خاطر وجود این گوهر تابناک در درون شما و در میان شماست. این را حفظ کنید. این است که می‏تواند کشور را نجات دهد. این است که به این ملت، نیرو می‏بخشد که بتواند در مقابل‏ فشارها مقاومت کند. فشار، زیاد است. از اوّلِ انقلاب هم فشار، زیاد بوده است؛ نه اینکه امروز خصوصیتی دارد. البته گاهی اوقات در داخل، بعضی از افراد غریبه واقعاً باید گفت غریبه و بیگانه‏صفت، حرفهایی می‏زنند، یا کارهایی می‏کنند که دشمن‏، تطمیع و تشجیع می‏شود و فشارها را زیاد می‏کند! گاهی هم این‏طور نیست. آنچه که این دشمن را در همه‏ی ادوار مأیوس‏ و رد کرده است، همین ایمان است. اینکه من نسبت به روزنامه‏ها هشدار دادم و بازهم آن را تکرار می‏کنم، به‏خاطر این است. البته بحثِ همه‏ی روزنامه‏ها نیست؛ بحثِ تعداد قلیلی از روزنامه‏هاست. فرقی نمی‏کند؛ قلیل و کثیر ندارد. بعضی از این طرف و آن طرف فریاد بلند کردند که «آقا مگر شما با آزادی مطبوعات مخالفید؟ شما که گفتید ما حرف مخالف را تحمّل می‏کنیم!» بله؛ حالا هم می‏گوییم. بنده حالا هم می‏گویم: کسانی که نظر مخالفی دارند در هر مسئله و در هر زمینه مخالفت خودشان را بنویسند، بگویند، چاپ و منتشر کنند؛ کسی به آن کاری ندارد. اما فرق است بین آن کسی که نظر مخالفی دارد و این نظر مخالف را بیان می‏کند، با کسی که در زیر نقاب اعلامِ یک نظر مخالف، توطئه می‏کند و دشمنی می‏ورزد. اگر امروز کسی از لحاظ اقتصادی در کار این دولت خدمتگزار، اخلال کند، او دشمن ماست، باید با او مقابله کنیم. دشمنی، دشمنی است. دشمنی در عرصه‏ی اقتصادی دشمنی است و باید با آن مقابله کرد. دشمنی در عرصه‏ی نظامی و دشمنی در صحنه‏ی کار امنیتی، دشمنی است و باید با آن مقابله کرد. دشمنی در عرصه‏ی کار فرهنگی هم دشمنی است.

همه باید تلاش کنند که این انتخابات، پُرشور برگزار شود. این انتخابات، نشان‏دهنده‏ی واقعیِ حضور مردم در صحنه‏ی سیاسی کشور باشد. هر انتخاباتی که پُرشور شود، کشور را بیمه می‏کند. انتخابات ریاست جمهوریِ سال گذشته، پُرشور برگزار شد. اقبال مردم زیاد بود و به میزان زیادی کشور را بیمه کرد، دشمن‏ را مأیوس‏ نمود و مواردی از توطئه‏های سیاسی را که آن‏ها داشتند خنثی کرد. البته آن‏ها از راه دیگری وارد شدند. آن‏ها بعد از انتخابات‏ هم شروع کردند که تحلیلهای نادرست روی انتخابات بگذارند. طبیعی است که دشمن از این کارها می‏کند. از دشمن که انتظاری نیست.

ملت ایران با مدد الهی و توجهات حضرت ولی اللّه الاعظم با شجاعت و هوشیاری و موقع‏شناسیِ خود توانسته است همه‏ی توطئه‏ها را تاکنون خنثی کند. و دشمنان چه جبهه‏ی استکبار و صهیونیسم و چه دشمنان حقیر و نوکرصفت داخلی را به عقب‏نشینی وادار کند.
از این پس نیز به همین نحو خواهد بود، و به فضل الهی با هوشیاری و موقع‏شناسی خود شجاعانه اقدام خواهد کرد و دشمن‏ را مأیوس‏ خواهد نمود.

جامعه‏ی ما بحمد اللّه جامعه‏ای جوان است؛ چهره‏ی جامعه جوان است. جوانان در جامعه‏ی ما اکثریّتند و بعد از این هم تا چندین سال همین‏طور خواهد بود تا نوبت به آن رشدهای کمتر توالد برسد که متعلّق به سالهای بعد است. فعلًا تا سالهای متمادی، چهره‏ی جامعه‏ی ما، چهره‏ی جوان است و جوان مظهر تفضّلات الهی به انسان‏هاست؛ زیرا جوان دارای صفا و صمیمیت است. به خاطر برخی نقاط ضعف، دشمن روی جوان برنامه‏ریزی می‏کند؛ اما نقاط قوّت جوان به مراتب از نقاط ضعف او بیشتر است.
اگر در این جامعه، توجّه و توسّل همراه با معرفت باب شود نه توسّلِ علی العمیاء، نه توسّلِ بدون معرفت و بدون درک و معنای صحیح توسّل إلی اللّه که قرآن و روایات و ادعیه و نهج البلاغه به ما توصیه می‏کنند، رواج یابد صحیفه‏ی سجادیه هم در این مورد می‏تواند نقش بسیار خوبی ایفا کند و خود شما و جوانانی که با شما معاشرند با این مراحل معنوی مأیوس شوید و فرزندان خود را که به مرور به مرحله‏ی جوانی پا می‏گذارند، با این مقام معنوی و با این مرحله‏ی معنویت و توجّه و حضور آشنا کنید؛ آن هم در قالب کلمات امام سجّاد علیه‏السّلام در صحیفه‏ی سجادیّه و از این قبیل چیزها و البته نهج البلاغه هم همین روح معنوی را دارد آن وقت این جامعه، جامعه‏ای است که هرگونه دشمن‏ مستکبری باید حقیقتاً از آن بیمناک باشد؛ باید نسبت به جذب و هضم آن ناامید باشد؛ باید بداند که تا روح اسلام، تا معنویّت اسلام، تا تعبّد به اسلام و عقیده‏ی به اسلام در جامعه هست، هیچ عاملی نمی‏تواند این ملت و این جامعه را از صراط مستقیم انقلاب اسلامی منحرف کند.

آفت دومی که در چنین مواردی، مسئولان و رهبران و گردانندگان اجتماعات را تهدید می‏کند، این است که آن‏ها را دچار انفعال و خودباختگی کنند و و در موضع تأثیرپذیریِ ناخواسته از اراده‏ی دیگران قرار دهند. امام بزرگوار، در مقابل این آفت دوم هم مثل کوه ایستاد. آن چیزی که باید مورد توجّه قرار گیرد و من اصرار دارم که مردم عزیز ما بخصوص جوانان و همچنین مسئولان بخشهای مختلف نظام مقدّس جمهوری اسلامی به آن توجّه کنند، این است که دشمنان‏ نظامِ جمهوری اسلامی، وقتی نمی‏توانند در میدان مبارزه‏ی رویاروی، کار مؤثّری با این نظام انجام دهند؛ یعنی نمی‏توانند به آن ضربه‏ی نظامی بزنند؛ نمی‏توانند انفجار داخلی درست کنند؛ نمی‏توانند ضربه‏های امنیتی بزنند؛ نمی‏توانند با محاصره‏ی اقتصادی، آن را به زانو درآورند وقتی از همه‏ی این‏ها مأیوس‏ می‏شوند یک راه برایشان باقی می‏ماند و آن، این است که نظام اسلامی و انقلابی را به مواضعی برخلاف اصولِ خود سوق دهند، یا به عبارت ساده‏تر و روشن‏تر، آن را وادار کنند که از گفته‏های خود در زمینه‏ی مسائل انقلاب برگردد؛ حرف و مواضع خود را تخطئه کند و خودش را دچار تناقض نماید! این را از چه راهی انجام می‏دهند؟ از راه فشارهای تبلیغاتی، فشارهای سیاسی، فشارهای فرهنگی. جو را آن‏چنان از فشار انباشته می‏کنند که انسانهای ضعیف‏النّفس، در مقابل این فشار نمی‏توانند مقاومت کنند.

آنچه امروز در سطح کشور در زمینه‏ی انتخابات جریان دارد، همان چیزی است که برای ملت ایران و برای سرنوشت این کشور، امری لازم و ضروری و مطلوب است. شور و شوق انتخابات، همه جا را فراگرفته است و همه احساس می‏کنند که در این امر بزرگ، سهیم و شریکند. ملت احساس می‏کند که آینده‏ی امور اجرایی کشور در دستان اوست؛ زیرا یک نفر را در رأس قوّه‏ی مجریّه می‏فرستد. آینده‏ی سازندگی کشور، اداره‏ی کشور، روابط کشور، فرهنگ کشور، اقتصاد کشور، مسائل اجتماعی، مسائل انسانی، همه و همه از همین‏جا آغاز می‏شود. یک دوره‏ی دیگر به دنبال دوره‏های گذشته که بحمد اللّه با موفّقیت همراه بوده است در پیش است. مردم احساس می‏کنند که در این قضایا سهیمند. این، درست همان چیزی است که ما آن را از خدای متعال می‏خواستیم و دشمن مایل نبود و در دل از آن ناراحت بود و می‏خواست این‏گونه نباشد. دشمن می‏خواست که انتخابات در ایران با استقبال عمومی مواجه نشود؛ اما امروز عکس آنچه که دشمن می‏خواهد، در صحنه مشهود است. همه منتظر روز جمعه‏اند. همه منتظرند که بتوانند به آن کسی که مورد علاقه‏شان است و به تشخیص آن‏ها اصلح است، رأی بدهند. این، چیز خیلی خوب و برجسته‏ای است.من از همه‏ی ملت ایران می‏خواهم که به امید خدا و با توکّل به پروردگار، همین احساس مسئولیت را تا هنگام رفتن به پای صندوقهای رأی و انداختن رأیشان در داخل صندوق حفظ کنند. إن شاء اللّه عدد بالایی از مردم در این امتحان الهی شرکت کنند و دیْن خودشان را به کشور و انقلاب ادا کنند و سهم خویش را در آینده‏ی کشور ایفا نمایند. این، آن چیزی است که دشمن‏ را به شدّت زخم خورده خواهد کرد. در واقع، رفتن مردم با تعداد زیاد آرا پای صندوقهای رأی و جمع شدن آراءِ زیاد برای مجموعه‏ی نامزدها، دشمن‏ را مأیوس‏ خواهد کرد. جمع شدن آراءِ زیاد در اصل انتخابات، مهم است. این، در واقع رأی به استقلال کشور و رأی به تبعیّت از نظام و همراهی با رهبری است. مردم با این کار، دشمن را مأیوس‏ کنند و در واقع به دهان او مشت بکوبند.

وظیفه خود می‏دانم خداوند حکیم و قدیر را شکر گویم که با توفیق و کمک خود مردم را به چیزی که هم وظیفه و هم حق آنان است یعنی انتخاب نمایندگانی برای قانون‏گذاری و وظایف مهم دیگر، هدایت فرمود و ایشان را بدان موفق ساخت و نیز از مردم هوشمند و آگاه و مؤمن صمیمانه تشکر می‏کنم که در این برهه‏ی حساس نیز مانند همیشه به ندای انقلاب پاسخ گفته و با درک اهمیت انتخابات، به پای صندوقهای رأی شتافتند و با اقدام خود، دشمنان‏ این کشور و بدخواهان این ملت را دچار حیرت و خشم و نومیدی‏ کردند. یعنی در هنگامی که دشمنان بدخواه و کین‏ورز جمهوری اسلامی با تبلیغاتی وسیع و بسیار پرخرج سعی می‏کردند مردم را نومید و بی‏تفاوت و بدبین سازند و با انواع دروغها و تهمتها انتخابات عظیم و سراسری کشور را کاری بیهوده و تصنعی وانمود کنند و بدین وسیله مردم را از حق عظیم خود محروم و از وظیفه حساس خود غافل بدارند، درست در همین هنگام، مردم هوشیار و موقع‏شناس و دشمن‏شناس‏ ایران با حرکت انقلابی خود، بزرگترین انتخابات دوران هفده‏ساله‏ی پس از پیروزی انقلاب را شکل بخشیدند و در روز جمعه‏ی مبارک هجدهم اسفند دشمن را در جبهه سیاسی مغلوب و منکوب کردند و درس تلخ دیگری به رژیم استکباری امریکا و توطئه‏گران بین‏المللی و صهیونیستهای حقیر و کینه‏جو آموختند.

امسال بحمد اللّه اجتماع عظیم شما در روز بیست و دوم بهمن و در جمعه‏ی آخر ماه رمضان- روز قدس-، دشمن‏ را خلع سلاح و بدخواهان را مأیوس‏ کرد. آن‏چنان که دوستان شما را در اطراف دنیا از اعماق دل خوشحال نمود و در واقع انقلاب را یک‏بار دیگر- بعد از دهها بار- در مقابل توطئه‏ی دشمن، بیمه کرد. إن شاء اللّه همین روحیه، همین وحدت، همین نشاط، همین یکپارچگی، همین حضور در صحنه، همین مهربانی فیما بین ملت و دولت، همین همدستی و همگامی ملت ایران در همه‏ی صحنه‏ها، تمام مشکلات را از پیش پای شما ملت برخواهد داشت؛ بر توطئه‏های دشمن در همه‏ی مراحل فائق خواهد آمد و دنیایی آباد و آزاد- آن‏چنان که شایسته‏ی شما ملت بزرگ است- برایتان به ارمغان خواهد آورد.

در طول نزدیک به پانزده سال که از پیروزی انقلاب ما می‏گذرد، این خصومت و دشمنی‏، به همین عللی که گفتیم، از سوی ابرقدرت‏ها علیه ما بوده است و الآن هم هست. من نمی‏گویم که دشمنیهای امریکا، بر اوضاع کشور و ملت عزیز ما اثری نگذاشته است. چرا؛ این‏ها به مصالح ملت ما ضرر زدند. این‏ها با تحمیل جنگ، ما را هشت سال عقب انداختند. ما را که باید در جاده‏ی سازندگی حرکت می‏کردیم، مجبور به دفاع از کشور کردند و بسیاری از منابع اساسی ما را نیز در داخل کشور و در حین جنگ از بین بردند. بنابراین، ضرر از سوی دشمن حتمی است و در این، تردیدی نیست. منتها یک واقعیت بسیار روشن هم وجود دارد و آن این است که ملت ایران، با ایستادگیِ و مقاومت خود، توانسته است توطئه‏های دشمنان را که می‏خواستند او را به تسلیم وادارند و دوباره بر سرنوشت این کشور مسلّط شوند و دارایی‏های این ملت را مثل پنجاه سال، صد سال گذشته غارت کنند، خنثی و آنان را ناامید کند. ملت ما با ایستادگی خود در مقابل توطئه‏ها، توانسته است دشمن را علی رغم این همه خصومت و خباثت، در پانزده سال گذشته ناکام کند. من عرض می‏کنم: شما ملت، بازهم قادرید امریکا و متّحدانش را در صحنه‏ی رویارویی با جمهوری اسلامی، به شکست مطلق بکشانید. البته در یک مبارزه، هر دو طرف ضربه‏ها و ضررهایی می‏بینند. اما موضوع این است که هر طرفی که تسلیم شود و شکست را بپذیرد، همه‏چیزش دستخوشِ دشمنیهای طرف مقابل خواهد شد. این‏ها می‏خواهند همچنان که در دوران سلطنت پهلوی بر این مملکت مسلّط بودند، باز مسلّط شوند. شما امروز می‏توانید در پرونده‏هایی که خود عُمّال رژیم گذشته بتدریج رو می‏کنند، ببینید که امریکا بر همه‏ی امور این کشور مسلّط بوده است. می‏خواهند همان نفوذ را مجدّداً زنده کنند.

نکته‏ی قطعی و مسلم این است که امریکا، اروپا و همه، قادر نیستند برخلاف اراده‏ی مردم مسلمان ایران، در مورد این کشور قدمی بردارند و کاری صورت دهند. شما غالب هستید؛ شما قدرتمند هستید؛ شمایید که علی‏رغم خواست دشمن، توانستید اسلام و جمهوری اسلامی را حفظ و از آن دفاع کنید. شما توانستید توطئه‏ها را در هم بکوبید؛ پس قوی‏تر از آن‏ها هستید. این، نکته‏ای مسلم و قطعی است. اگر بخواهید قدرتتان باقی بماند، باید هشیار باشید؛ همچنانی که تا امروز هم هشیاری به درد این مردم خورده و آن‏ها را نجات داده است. کسانی را که علیه دین و تعالیم دینی و معلمین راستین دین و علما و بزرگان دین اقدام می‏کنند، حرف می‏زنند، توطئه می‏چینند و سعی در ساقط کردن ارزشهای آنان دارند، بشناسید. دشمن‏ را در هر لباسی باید شناخت. جوانان مسلمان، مثل شما جوانان قم و سایر نقاط کشور که بحمد اللّه مظهر شور و هیجان اسلامی و شعار همراه باشعور و منطق هستید، این شناخت را دارید و خدا را از این بابت شکرگزاریم. اتحاد و اتفاقتان را محکم‏تر و مستحکم‏تر کنید. انقلاب اسلامی دستاورد بزرگی است و برای جمهوری اسلامی و ملت ایران، بزرگترین ارزش است. پیوند میان مردم و مسئولین؛ پیوند میان آحاد مردم؛ احترام به خدمتگزاران دین؛ احترام به خدمتگزاران کشور و کوشش برای عمق بخشیدن به معارف اسلامی، عواملی است که دشمن را مأیوس‏ می‏کند. این عوامل و ویژگیهاست که راه را برای پیشرفت باز می‏کند. کشور ما بحمد اللّه سرشار از امکانات بالقوه‏ای است که باید بالفعل شود. سالها دشمنان ما تلاش کردند این امکانات را نابود، یا از آن‏ها به نفع خودشان استفاده کنند. سالها تلاش کردند استعدادها را بمیرانند. لذا، سالهایی هم طول می‏کشد تا همه‏ی این‏ها مجدداً احیا شود.

جوانان حزب‏اللهی کشور و نیروهای مؤمن و مخلص و همانهایی که صحنه‏های جنگ را اداره کردند و بسیجی‏هایی که در طول این سالهای متمادی بارهای سنگین را بر دوش گرفتند و خانواده‏های شهدا و امثال آنان، این‏ها هستند که در صفوف مقدم باید قرار گیرند؛ و قرار هم می‏گیرند. در چنین شرایطی، هرکس باید ببیند کجا قرار گرفته است؟ چه مسئولیتی بر دوش اوست؟ چه کار عمده‏ای بر عهده‏ی اوست؟ یک‏لحظه از این کار نباید غفلت کرد و نسبت به آن، سستی ورزید. این، وظیفه‏ی ماست. این، آن چیزی است که بر دوش ما و چنین مجلسی است که آن قانون‏گذاری‏اش است؛ آن نطق پیش از دستورش است؛ آن، چگونگی برخوردش با قضایا و مسائل است؛ آن، چگونگی مباحثات داخلی مجلس است بین نمایندگان؛ که باهم مباحثه می‏کنند، حرف می‏زنند، تبادل نظر می‏کنند و به حقیقت می‏رسند؛ آن بی‏طمعی و بی‏نظری‏ای است که در نمایندگان وجود دارد. مجموعه‏ی این‏هاست که مردم را خشنود و راضی خواهد کرد. این، پاسخی است به این اجابت مردم؛ که وقتی گفته شد «بیایید»، یعنی انقلاب و نظام به این‏ها گفت که «به پای صندوقها بیایید»، دیدید که چگونه آمدند و دشمن‏ را مأیوس‏ کردند! پاسخ این حرکت مردم، این است که ما یک مجلس این‏چنینی داشته باشیم.

... إن شاء اللَّه خسته نباشید آقایان. موفّق و مؤید باشید. همچنین شما برادران عزیز ... إن شاء اللَّه این رأیی که مردم خواهند داد، موجب شود که دشمنان‏ مأیوس‏ شوند. خدا حافظ شما.

این‏جانب اعلام می‏کنم: برطبق گزارشهای موثق، انتخابات در سراسر کشور، با سلامت و اتقان انجام شده و اطمینان به نتایج آن، حاصل است. از گویندگان و نویسندگانی که توفیق سخن گفتن با مردم را دارند، درخواست می‏کنم که همواره خدا را در نظر داشته، حقیقت را بیان کنند و با سخنان خلاف واقع یا تکیه بر گمان واهی، خدای ناخواسته، به تبلیغات دشمن کمک نکرده؛ کام شیرین مردم را تلخ نکنند.
لازم است به مردم عزیزمان یادآوری کنم: در حوزه‏هایی که نتایج کامل انتخابات به مرحله دوم کشیده شده، مردم هنوز تکلیف الهی و سیاسی شرکت در انتخابات را به‏طور کامل ادا نکرده‏اند. شرکت در مرحله‏ی دوم انتخابات، واجب شرعی و سیاسی است و آحاد مردم عزیز در این حوزه‏ها، در روز موعود باید به مراکز رأی‏گیری هجوم برده، آرای خود را به صندوقهای رأی بریزند و دشمنان اسلام و مسلمین را، یکسره، مأیوس نمایند. همچنین رأی‏دهندگان إن شاء اللّه کوشش کنند که به تعداد همه‏ی افرادی که در حوزه مورد نیاز است، نام داوطلبان مورد نظر خود را بنویسند.

امروز سنگر اصلی در سطح عالم، جمهوری اسلامی است. این سنگر را باید محکم نگه دارید. با چه چیز؟ با اتحاد و اتفاق؛ با همدلی میان آحاد مردم و میان مردم و مسئولین کشور؛ با همدلی میان مردم و دولت، میان مردم و مجلس، میان دولت و مجلس، میان کارگزاران کشور و میان آحاد مردم. گروههای مختلف، جناحهای مختلف، سیاستها و جهت‏گیری‏های مختلف، در مقابله با دشمن، باید باهم باشند و کاری نکنند که دشمن سوءاستفاده کند. اختلاف سیاسی مانعی ندارد؛ اختلاف نظر مانعی ندارد؛ مبارزات انتخاباتی به شکل سالم، مانعی ندارد؛ اما خراب کردن یکدیگر، خراب کردن چهره‏ی کشور، خراب کردن ذهن مردم و چهره‏ی مسئولین دلسوز، اشکال دارد. ایجاد سؤال و ابهام در ذهن مردم، اشکال دارد. با وحدت و یکپارچگی، «کأنهم بنیان مرصوص»، مثل یک دژ پولادین، در مقابل دشمن بایستید؛ مثل چند برادر در یک خانه. ممکن است دو برادر از یکدیگر کدورت و گله هم داشته باشند، اما در مقابل کسی که به خانه‏ی آن‏ها حمله می‏کند، دوش‏به‏دوش، باید در کنار هم بایستند. آحاد ملت باید این‏گونه باشند. این، یکی از ویژگیهایی است که در این سنگر می‏توانید حفظ کنید. دوم، حضور در صحنه‏های سیاسی است. راه‏پیمایی روز قدس، بسیار خوب بود. راه‏پیمایی بیست و دوم بهمن، بسیار خوب بود. ملت عزیز ما، در مقابل دشمن‏، آزمایش بسیار خوبی داد و دشمن را مأیوس‏ کرد.

شما جوانان بدانید که این گرفتاریِ دنیای اسلام است. کسی فکر نکند که از دنیای اسلام، تهدید و خطر برطرف شده است. درست است که ما در این دوازده سال پیش رفتیم، مناطقی را در صحنه‏ی سیاسی تصرف کردیم، کارهای زیادی به برکت رهبریهای امام بزرگوارمان و پایمردی این ملت انجام شد و ما امروز در دنیا نسبت به سالهای قبل، قوی‏تر، قدرت‏مندتر و آبرومندتریم و ملتهای عالم، قدرت و عظمت این ملت را فهمیده‏اند و آن را تأیید کرده‏اند و ما دشمن‏ را به میزان زیادی مأیوس‏ کرده‏ایم؛ اما تهدیدها تمام نشده است.

اصناف مؤمن، بازرگانان متدین، چهره‏های انقلابی، سابقه‏داران، جوانان، کسانی که جبهه‏ها را دیدید، برای جبهه‏ها پشتیبانی کردید، آن کاروانهای کذایی را راه انداختید، چقدر زحمت را تحمل کردید، کسانی که در رژیم گذشته آن مبارزات را کردند، آن ایستادگی‏ها را در بازار نشان دادند، کسانی که در همه‏ی حضورهای سیاسی دوران انقلاب خودشان را نشان دادند و دشمن‏ را مأیوس‏ کردند، بایستی در اساسیترین میدانها یعنی میدان اقتصادی در خدمت اهداف دولتی و اسلامی و نظام انقلابی و نه فقط برای سود شخصی یک حضور فعال داشته باشند و داشته باشیم.

دشمن‏ حمله‏هایی دارد؛ لیکن باز کارآمدترین روش استکبار، ضربه‏ی نظامی است. آن وقتی‏که قدرتها می‏خواهند قدرت‏نماییشان را نشان بدهند، به ضربه‏ی نظامی متوسل می‏شوند. آن وقتی‏که نتوانند چنین کنند، راههای بلند مدت را در پیش می‏گیرند. اما می‏دانید که همیشه روشهای بلند مدت و تدریجی، بعد از یأس‏ از روشهای کوتاه مدت و فوری است. در کوتاه مدت که نتوانستند کاری بکنند، مجبورند سراغ مسائل مدت طلب بروند. بنابراین، بایستی این نیروهای مسلح، قوی و آماده باشند.

هر چیزی که دیدید دشمن‏ روی آن حساسیت نشان می‏دهد، شما هم روی آن حساس بشوید و بفهمید که دشمن از اینجا می‏خواهد رخنه کند. وقتی‏که می‏بینید دشمنان خبیث، نسبت به ملت و انقلاب و پایبندی مردم به انقلاب تبلیغات می‏کنند، بدانید که دشمن از پایبندی مردم به انقلاب و از حضور آن‏ها در صحنه‏های انقلاب می‏ترسد. حضور شما در صحنه‏های انقلاب و هوشیاری و آمادگیتان، دشمن را مأیوس‏ خواهد کرد.

من عرض می‏کنم، ملت ایران در این انتخاباتی که روز دوشنبه برگزار می‏شود، باید مشت محکمی به دهان تمام بدخواهان خودش در سراسر دنیا بزند و می‏زند. کاری کنید که دشمن‏ مثل همیشه مأیوس‏ بشود. شرکت در انتخابات مجلس خبرگان را مثل یک واجب شرعی، واجب و لازم بشمرید و تمام آحاد ملت که مشمول این شرایط هستند، در انتخابات شرکت کنند، تا دشمن بداند که جمهوری اسلامی، به برکت این جوانان و این ملت و به برکت پیروزیهایی که خدای متعال به او داده، همچنان باصلابت و قدرتمند ایستاده است. این را در عمل باید ثابت کرد و این، عمل است.

ما حالا نسبت به قبل، به فضل پروردگار قوی‏تریم. امروز در دنیا، هیچ تحلیل‏گر مادّی و دشمن و دوست و چپ و راست و غیره نیست که ملت ایران را قدرتمند، و نظام جمهوری اسلامی را نظامی مستحکم و ریشه‏دار و باثبات نداند؛ همه اعتراف دارند. این، بر اثر هدایت امام بزرگوارمان است. او راهی را مشخص کرد که این ملت بزرگ، امروز در همان راه، با سکینه و اطمینان و استحکام قلب حرکت می‏کند و ذره‏یی از آن راه عدول نکرده است. مسئولان، جزو بهترین‏ها؛ ملت، بهترین ملتهاست و در این راه، با قدرت پیش می‏روند.
شماها که آمدید، قدرت این ملت ظاهرتر شد. امروز، دشمن‏ از دست‏اندازی به انقلاب مأیوس‏ است؛ اما از دشمنی پشیمان نیست. ملت ما باید بهوش باشد. اولین وظیفه‏ی ما این است که کشورمان را از همه جهت قدرتمند کنیم. امروز، همه‏ی برنامه‏های دولت جمهوری اسلامی، در خط قدرت بخشیدن به ایران اسلامی است. اسلام هم پشتوانه‏ی ماست. شما به عنوان عناصر ورزیده، امتحان‏داده، زجرکشیده و آبدیده، که از میدانهای خطر عبور کرده‏اید، جزو درخشنده‏ترین نگینهای این مجموعه می‏توانید باشید.

این چند روزه، نعم الهی برای ملت ما متوالی بود. نعمت پیروزی، نعمت بزرگی بود. نعمت بازگشت شما فرزندان ملت و نور چشمهای عزیز ما، نعمت بزرگی بود؛ اما دو نعمت دیگر بزرگتر از این‏هاست:
نعمت اول اینکه شماها آن‏چنان برگشته‏اید که دل هر عاشق اسلام را شاد می‏کنید، دل هر انسان دلسوز و دردمند را امیدوار می‏کنید و مایه‏ی افتخار دوستان و موجب یأس‏ دشمنید. این نعمت، اگر از اصل نعمت برگشتن شماها بزرگتر نباشد، کوچک‏تر نیست.
نعمت دوم که آن را کشف می‏کنیم این است که احساس می‏کنیم دست قدرتمند خدا همچنان پشت سر این ملت و این کشور و این نظام و این انقلاب است. هیچ صاحب قدرت طاغوتی‏یی در دنیا، به حاکمیت اسلام راضی نبود و نیست. امروز بعد از گذشت قریب به دوازده سال از پیروزی و حاکمیت اسلام در این کشور، دشمنان ما تا حدود زیادی مأیوس شده‏اند و در مقابل اسلام احساس ناتوانی کرده‏اند؛ اما از دشمنی آن‏ها یک سرسوزن کم نشده است و ممکن نیست از دشمنی شیاطین با راه و دین خدا کم بشود. شیطان با بندگان خدا خصم است و نسبت به آن‏ها کمر دشمنی بسته است. تا ما بنده‏ی خدا هستیم، دشمنی شیطانها با ما کم نخواهد شد.

ملت ایران باید به مدد اسلام و اتحاد و اتفاقشان، خود را قوی کنند. اگر ملت ما از لحاظ نظامی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی، در حد اعلای قدرت بود، می‏تواند زندگی خود و ملتهای مسلمان را نجات بدهد. اگر قوی و مقتدر بود، اگر وضعی داشت که امید قدرتهای بزرگ و متجاوز را قطع کرد و به یأس‏ مبدل نمود، برای جوامع اسلامی، الگو خواهد بود. اگر خدای ناکرده این ملت، اقتدار لازم و شایسته‏ی اسلامی را نداشته باشد، دشمنان‏ طمع خواهند کرد، در زندگی او دست خواهند برد، تسلط پیدا خواهند کرد و همان بساط ننگین دوران گذشته را العیاذ باللّه تجدید خواهند کرد.

ملت ایران، با قدرت و استقامت و توکل به خدا و اتحاد کامل و شرکت در سازندگی عمومی کشور و با آگاهی و هوشیاری خود، باید دشمنان یعنی امریکا و ارتجاع و زخم‏خوردگان را از دست‏اندازی به این انقلاب و به کشور عزیزمان مأیوس‏ کند. استکبار جهانی از ملت ایران می‏ترسد؛ مثل همه‏ی بدکاران و راهزنانی که از انسانهای شجاع و آگاه می‏ترسند.

همه‏ی ملت رشید ایران، مخصوصاً آنان که سخن و عملشان در معرض قضاوت و توجه دیگران است، باید صفوف خود را متحد و مرصوص ساخته، با وحدت و همکاری و با گامهای استوار، به سوی اهداف عالیه‏ی اسلام، قدرت‏مندانه حرکت کنند و دشمنان‏ کمین‏گرفته را که مترصد فرصتند، مأیوس‏ سازند.
رسانه‏های خبری بیگانه که مظهر تمایلات و سیاستها و نیّات خصمانه و اغراض خبیث سردمداران سیاستهای جهانیند، بر روی هر کلمه و هر اشاره‏ای که از آن، بوی اختلاف و دودستگی استشمام شود و یا بتوان چنین وانمود کرد، شدیداً حساسیت نشان داده و با بزرگ کردن نکته‏های ریز و مطرح ساختن استنباطهای دروغین از گفته‏ها و نوشته‏ها در ایران، به‏طور دائم در تلاشند که شاید بتوانند تصویری مشوّش و آلوده به اختلافات و زدوخورد داخلی از ایران اسلامی که بحمد اللّه برخوردار از وحدت و یکپارچگی کم‏نظیری است به مردم ایران و جهان ارایه دهند و زمینه‏ی دودستگی و نفاق را با این وسوسه‏ها به وجود آورند. این‏ها همه نشانه‏ی آن است که امروزه دشمن از همه‏ی راه‏ها برای تضعیف جمهوری اسلامی عاجر مانده و بدخواهانه در کمین اختلافات داخلی و شکست وحدت عمومی نشسته است.

این مردمی که در هر شهری هستند، اجزای اصلی نظام و تعیین‏کننده می‏باشند. اگر خدای نکرده جنگی بشود، این‏ها هستند که باید بیایند دفاع کنند. اگر سازندگی باشد، این‏ها هستند که در سازندگی باید شرکت کنند. اگر حمایت از حرکتی باشد، به وسیله‏ی این‏ها باید انجام بگیرد. اگر خنثی کردن توطئه‏ی دشمن‏ باشد، به وسیله‏ی این‏ها باید انجام بگیرد. دشمن هم که می‏خواهد کاری انجام بدهد، چون از کودتای نظامی و تهاجم خارجی مأیوس‏ است، به فکر کار کردن روی ذهن همین مردم می‏افتد.
می‏بیند که این رادیوهای خارجی، چه تلاشی می‏کنند، چه زحمتی می‏کشند و چه پولی خرج می‏کنند. خدا می‏داند این دهها رادیویی که ساعتهای متمادی، علیه ما در دنیا حرف می‏زنند، هزینه‏شان چقدر می‏شود. هریک ساعت تولید یک برنامه‏ی رادیویی، چقدر خرجش است؟ این پول زیاد را برای چه خرج می‏کنند؟ برای چه به زبان فارسی برنامه پخش می‏کنند؟ برای اینکه روی همین مردمی که عناصر اصلی انقلابند، اثر بگذارند. آن‏ها هم با همه‏ی بی‏اطلاعیشان از مسائل ایران، این نکته را فهمیده‏اند که در ایران، همه‏کاره مردمند. اگر بخواهید کاری بشود، باید نظر مردم را برگردانید. پس در این نظام، مردم همه‏کاره‏اند.
در این نظام، مجموعه و صحنه‏ی عظیمی پُر از مردم را تصور کنید. اگر در وسط این تشکیلات، مرکز هدایت عمومی یعنی دستگاه رهبری را فرض کنیم، آن پایگاهها و مراکز نزدیک به ذهن و گوش و جسم مردم در سرتاسر کشور، نمازهای جمعه است. یعنی نمازهای جمعه در هرجایی از نقاط کشور، بَهر و بخشی از کار دستگاه رهبری این کشور را انجام می‏دهند، مردم را توجیه می‏کنند، به استقامت در راه وادار می‏نمایند، از اشتباهات دور نگه می‏دارند، ذهن مردم را با معارفِ لازم آشنا می‏کنند، دشمنان‏ را نسبت به نفوذ در اذهان مردم مأیوس‏ می‏کنند، از اینکه دشمن بتواند روی مردم اثر سوء بگذارد، مانع می‏شوند و مردم را به حرکت و تلاش در مجموعه‏ی کلی نظام وادار می‏کنند. وقتی نظام مردمی است، همه‏ی مردم باید حرکت کنند، تا نظام راه بیفتد؛ و الّا اگر عده‏یی از مردم حرکت نکردند، حرکت نظام، کُند خواهد شد.

من می‏خواهم به شما ملت بزرگ و شجاع عرض کنم که بدانید، دشمن‏ قادر بر شکست دادن این انقلاب و این ملت نیست؛ که البته شما می‏دانید و رفتارتان نشان داده است که به این حقیقت واقفید. مادامی که ملت در صحنه است و احساس مسئولیت می‏کند همچنان که امروز همه‏ی قشرهای ملت ما در صحنه‏اند و احساس مسئولیت می‏کنند مادامی که ملت متمسک به اسلام و قرآن است که تمسک به اسلام و قرآن، در میان ملت ما روزافزون است مادامی که وحدت کلمه در میان ملت ما حکمفرماست که بحمد اللّه وحدت کلمه در میان ملت ما چشمگیر است دشمن هیچ چاره و سرانجامی جز ناکامی و یأس‏ ندارد. شما دشمن را مأیوس کرده‏اید.
امروز در دنیا، دولت و نظام جمهوری اسلامی، مردمیترین دولت و نظام است. آرای حقیقی مردم، محبت و عواطف، احساسات و قلبهای مردم، پشت سر این نظام و مسئولان آن است. دشمنان می‏خواهند وانمود و منعکس کنند که مردم از اسلام فاصله گرفته‏اند. مردم از اسلام فاصله نمی‏گیرند؛ بلکه روز به روز به اسلام نزدیک‏تر می‏شوند. مردم دنیا، آن‏هایی که هفتاد سال از اسلام دور بودند و فاصله داشتند، به برکت قیام و حرکت اسلامی شما مردم، به اسلام نزدیک می‏شوند. امروز مسلمانان دنیا، از اسلام خودشان احساس عزت می‏کنند؛ درحالی‏که در گذشته احساس حقارت و سرشکستگی می‏کردند.
بحمد اللّه امروز مسئولان کشور، به فکر رفع نیازهای مردم و کمبودها هستند و امکان هم در اختیار مسئولان است و نشانه‏هایش را شما می‏بینید. به فضل الهی، من با اطمینان کامل می‏گویم که پیشرفت جمهوری اسلامی در مسائل مادّی و معنوی، روز به روز دشمنان را عصبانی‏تر و مأیوس‏تر خواهد کرد.

خنّاسان و بدخواهانی که با انواع وسوسه‏های شیطانی و با بهره‏گیری از کاستیها و فشارهای ناشی از توطئه‏های دشمنان‏ و جنگ تحمیلی، تلاش مذبوحانه‏یی را به همراه همه‏ی بوق‏های تبلیغاتی دشمنان برای ناامید کردن مردم و خالی کردن صحنه با تمام توان آغاز کرده بودند، امروز ناکام و مأیوس‏ گردیدند و صفوف فشرده‏ی ملت در جمعه‏ی ششم مرداد که متبرک به نزدیکی با ایام عید بزرگ غدیر خم و روز ولایت و امامت بود، إن شاء اللّه زمینه‏ی نزول رحمت و برکت بیشتر از جانب خداوند متعال بر این ملت و رضایت و خرسندی ولیّ اللّه الاعظم (أرواحنا فداه) را فراهم کرد و تیری بر قلب کفر و استکبار و نفاق بود.

در آستانه‌ی همه‌پرسی قانون اساسی و انتخابات ریاست جمهوری، از عموم ملت تقاضا می‌کنم که با شرکت در این دو امر، یک‌بار دیگر مشتی محکم بر دهان یاوه‌گویان و بدخواهان بزنند و دشمن‌ را مأیوس‌ کنند. انتخاب فرد اصلح و دارای تقوا و تدبیر برای مقام مهم ریاست جمهوری- که در قانون اساسی جدید، دارای اختیارات وسیع در اداره‌ی کشور است- وظیفه‌ای شرعی و عقلی و انقلابی است، و کوتاهی در این امر یا در حضور در پای صندوقهای رأی، خسارتهای جبران‌ناپذیری به بار خواهد آورد. حضور شما، پایه‌های انقلاب را محکم می‌کند و به مدیران آینده‌ی کشور، جرأت و قدرت کار می‌بخشد و آینده را تضمین می‌کند.

امروز شاهدیم که بر کشور ما، وحدت و صمیمیت و صفای همگانی حاکم است. این، حادثه‏یی بسیار عظیم و از برکات روح مطهر امام بزرگوار ماست. اخلاص آن مرد بزرگ الهی، بعد از رحلت او هم در فضای این جامعه اثر گذاشت و دلها را به هم انس داد و پیوندها را محکم کرد. اتحاد کلمه و همراهی شما مردم باهم و پیوند محکمی که بین شما و مسئولان ابراز شد، همه‏ی دنیا آن را دیدند و باعث یأس‏ دشمنان‏ گردید.
با ورود امام به صحنه‏ی داخلی کشور در سال 57، انقلاب طراوت دیگری یافت و برگ و باری پیدا کرد و ثمربخش شد. لطف خدا بر امام بود که در وجودش این برکات را قرار داد. روح مطهر او در هنگام وفات و عروج ملکوتیش نیز مشمول برکات و لطف الهی شد و موجب گردید تا انقلاب در ایام رحلت آن بزرگوار هم مثل روزهای اول پیروزی، برگ و بار تازه‏تر پیدا کند و از هیمنه و هیبت برخوردار بشود و دشمنان را مأیوس کند.

دشمنان‏ زخم‏خورده‏ی انقلاب، انتظار روز فقدان او را می‏کشیدند، تا در غیبت آن دیده‏بان بیدار و نگاهبان نیرومند، به مولود و میراث و تلاش او- یعنی جمهوری اسلامی در ایران و نهضت بیداری مسلمین در جهان- دستبرد زنند و چشم‏زخم وارد آورند؛ اما بیداری انقلابی و ایمان آگاهانه و وفای عاشقانه‏ی ملت بزرگ ایران که در تشییع جنازه‏ی بی‏نظیر و عزاداری تاریخی آن بزرگوار و حوادث پس از آن بروز کرد، و نیز پیوند و رابطه‏ی عمیقی که مسلمانان جهان در آسیا و اروپا و آفریقا نسبت به ملت ایران و امام فقید نشان دادند، دشمنان را مأیوس‏، و تحلیلها و پیش‏بینیهای آنان را افسانه و پندار ساخت.

محبت و صمیمیت و وحدت کلمه‏یی که در همه‏ی نقاط کشور، از جمله در مناطق کردستان و شهرها و روستاها و بخشهای کُردنشین نشان داده شد، مظهر عظمت و علو اسلام است و بدون شک دشمنان‏ جمهوری اسلامی را مأیوس‏ خواهد کرد و از ادامه‏ی توطئه نسبت به اسلام و انقلاب اسلامی، ناامید خواهد ساخت.
ترکیبی که من در اینجا از برادران عزیز کُرد و فارس و سنّی و شیعه مشاهده می‏کنم، شبیه همین اجتماعات و محبتها و صمیمیتها را قبلًا دیده‏ام. این ترکیب و یگانگی، برای دوستان زیباست، و برای دشمنان دردآور است. این نعمت را باید با همه‏ی وجودتان حفظ کنید.
خیلی از مسائل وجود دارد که هنوز در دنیا حل نشده است؛ اما جمهوری اسلامی به برکت انقلاب و روحیه‏ی انقلابی مردم و قوّت و شخصیت و معنویت و ایمان امام بزرگوار و قائد عظیم‏الشّأن، آن‏ها را حل کرده است. یکی از آن مسائل، مسأله‏ی قومیتها و فرقه‏های اسلامی است که به برکت اسلام و انقلاب و امام در ایران حل شده است.
همه‏ی افراد هوشمند در این زمان می‏فهمند که دشمن مایل است بین فرقه‏های اسلامی اختلاف بیندازد و بین اقوام و قشرها و گروههای ملت، جدایی ایجاد کند. جدایی و دشمنی، یک امر طبیعی نیست؛ کار شیطان است. شیطان بین برادران و دوستان و نزدیکان اختلاف ایجاد می‏کند. وقتی ما شیطان استعمار و شیطان امریکا و شیطان سیاستهای توسعه‏طلبانه‏ی خارجیها را از کشور بیرون راندیم، به‏خودی‏خود این مشکلات حل شد.
من از اول انقلاب تاکنون، نسبت به حالت صمیمیتی که همیشه فکر می‏شد باید بین برادران باشد، حساس و علاقه‏مند بودم. این هم از توجیهات و ارشادهای آن حکیم بزرگ و آن روح معنوی و الهی (أعلی اللّه مقامه و أعلی اللّه کلمته) بود.
امروز بحمد اللّه احساس می‏کنیم که دشمن از ایجاد اختلاف میان اقوام ایرانی و برادران مسلمان در داخل کشور مأیوس شده است. البته طبیعت شیطان این است که هرگز از وسوسه و نفوذ و خراب‏کاری به‏طور کامل مأیوس نمی‏شود. شما می‏بینید حتّی «عباد الله المخلصین» هم در معرض وسوسه‏ی شیطان قرار می‏گیرند؛ حتّی انبیای عظام الهی هم در معرض نفوذ و دخالت آراء و وسوسه‏های شیطانی قرار می‏گیرند؛ منتها شیطان زورش به آن‏ها نمی‏رسد، ولی به‏هرحال اقدام خودش را می‏کند.

ما در طول این ده سال، تجربه‏های زیادی کسب کرده‏ایم. حقیقتاً به این کلام امیر المؤمنین (ع) رسیده‏ام که: «و من نام لم ینم عنه». اگر غفلت کردیم، در همان لحظه‏ی غفلت، ضربه را خواهیم خورد. دشمن‏ از ضربه زدن و هجمه کردن و توطئه کردن علیه این بساط دینی و اسلامی، هیچ‏وقت منصرف نخواهد شد؛ منتها آن وقتی‏که ما قاعده‏ی کار را محکم کرده باشیم، دشمن مأیوس خواهد شد. اگرچه در حال یأس‏ هم بتواند، ضربه می‏زند، منتها وقتی امید دشمن از او گرفته شد، طبعاً تلاش و تحرک او هم کم خواهد شد.

اگر در گذشته، آگاهی و ایمان و وفاداری شما نسبت به امام و انقلاب توانست مانع تحقق پیش‏بینیهای دشمنان‏ شود و آن‏ها را ناامید کند، در آینده نیز باید این‏گونه باشد. دشمن در تمام روزهایی که از وقوع این حادثه‏ی مصیبت‏بار گذشته، دائماً مشغول مطالعه روی حوادث ایران بوده است. با تحلیلهایی که این روزها از رسانه‏های بیگانه منتشر می‏شود، می‏توان فهمید که دشمن هیچ امیدی برای خود مشاهده نمی‏کند. البته برای اینکه طرف‏داران و مزدورانشان مأیوس نشوند، امیدهای واهی و مبهمی را به آن‏ها می‏دهند و می‏گویند حرارت و شور و هیجان و وفاداری مردم پایدار نیست و مدت زیادی طول نخواهد کشید که اختلاف و دودستگی به وجود خواهد آمد! این‏گونه اظهارات دشمن هم برای ما مفید است؛ زیرا ما بخوبی احساس می‏کنیم که آن‏ها به چه چیزهایی امید بسته‏اند.
مردم باید با تمام قدرت و امیدواری، در راه ایجاد آینده‏ای بهتر تلاش کنند. چرا باید ملت ایران به آینده‏ی خود و لطف الهی امیدوار نباشد؛ در حالی که تمام رویدادهای این ده سال، حاکی از لطف بی‏حد و حصر پروردگار نسبت به ما بوده است؟ امام عزیز و بزرگوار نیز همیشه همین احساس را داشتند.

بحمد اللّه از اول انقلاب تا امروز، علی‏رغم برخورد با مشکلات فراوان، ملت ما راه مستقیم را- که راه حاکمیت اسلام و عمل به احکام اسلامی است- طی کرده و مشکلات زیاد و گذرگاههای سختی را پشت سر گذاشته است. ما دشمنان‏ زیادی را نسبت به خودمان مأیوس‏ کرده‏ایم و امید آن‏ها را از اینکه بتوانند در حرکت و هدفهای ما اثری بگذارند، قطع کرده‏ایم.

در پاسخ به زمینه‏های تبلیغاتی آن روزها، مشت طبقه‏ی کارگر، چنان به دهان دشمنان‏ اسلام و انقلاب خورد که آن‏ها را مأیوس‏ و گیج کرد و تا مدتی به سراغ این قشر نیامدند. این روحیه در دنیا کم‏نظیر است. حتّی در نظامهای کارگری که صرفاً به اسم کارگر توجه می‏شود، وفاداری به انقلاب، مثل وفاداری کارگران به جمهوری اسلامی نیست. بنابراین، نقش کارگران در کشور ایران، برجسته و ممتاز است.

من آینده را بحمد اللّه آینده‏ی روشنی می‏بینم و امیدهای زیادی را مشاهده می‏کنم و دشمن‏ را نگران و حتّی مأیوس‏ احساس می‏کنم. می‏بینم که دوستان آگاه ما در سطح جهان، مسائل را خوب درک می‏کنند و در داخل جامعه‏ی خودمان، افراد مطلع و آگاه، نسبت به آینده‏ی نظام جمهوری اسلامی، بسیار خوش‏بین و خوشحال و امیدوار هستند. شرطش این است که ما ایمان و تقوای خود را حفظ کنیم و به تفضل الهی اعتقاد داشته باشیم. این، توصیه‏ی همه‏ی پیامبران و اولیا (ع) و صلحاست.

حضور مردم در صحنه‏های انقلاب و ایمان آن‏ها به خداوند، دشمنان‏ نظام را مأیوس‏ می‏کند. دست غیب الهی و قدرت لا یزال او، دلها را به طرف اسلام و انقلاب و رهبر معظم و بی‏نظیر آن و نظام جمهوری اسلامی جذب کرد. امام فقید عزیز ما، قدر این توجه عمومی را می‏دانست. کمتر کسی را دیده‏ایم که به قدر امام، نسبت به مردم از عمق دل احساس محبت و اعتماد کند. او به شجاعت و ایمان و وفا و حضور مردم باور داشت، و مردم هم حقاً و انصافاً پاداش آن اعتماد مطلق را به رهبر و امام بزرگوارشان دادند.

البته از خدا هم باید کمک گرفت. ما ضعیفیم، ما به آسانی بر احساساتمان فایق نمی‏آییم؛ مگر خدا به ما کمک کند. از لغزش، به خدای متعال پناه ببرید. از او برای اصلاح توفیق بخواهید. من اعتقاد دارم فضل پروردگار- مثل گذشته- بر این انقلاب تعلق گرفته است. اگر کمک خدا و تفضل الهی نبود، در میدانهای مختلف این همه پیشرفت به دست نمی‏آوردیم. امروز هم که بحمد اللّه در داخل و خارج کشور حیثیت انقلاب حفظ شده است و دشمن‏های‏ آن مأیوس‏ گردیده‏اند، فضل پروردگار شامل حال ما شده است.

هرکدام از این حرکتها و ابراز احساسات، ضربه‏یی بر دشمن‏ وارد می‏کند؛ دشمنانی که ملت بزرگ ما را در حال سرگشتگی و حیرت و تفرق و جدایی می‏پسندیدند و می‏خواستند جمهوری اسلامی، ضعیف و ناتوان باشد. خدا را سپاس می‏گوییم که همیشه آن‏ها را مأیوس‏، و جمهوری اسلامی را روز به روز قوی‏تر و باثبات‏تر کرده است.
حرکتها و ابراز احساسات ملت ایران نسبت به امام فقید و عزیز و نسبت به ثبات و انسجام جمهوری اسلامی، دل دوستان ما و مسلمانان باوجدان و معتقد را در سرتاسر عالم شاد می‏کند؛ حتّی غیر مسلمانها و مستضعفان بسیاری از کشورها نیز از این همه انسجام و تحرک و اراده و ثبات و ایستادگی خوشحالند و احساس امید می‏کنند و متقابلًا دشمنان ما خشمگین و مأیوس می‏شوند.

در اینجا لازم است که به موضع‏گیری شما مردم غیور آذربایجان تصریح کنم. البته آنچه شما در طی این چند روزِ بعد از رحلت حضرت امام (ره) انجام دادید که باعث ناامیدی دشمن‏ شد، برای من غیر منتظره نبود. هرکس آذربایجان را بشناسد، این شور و حماسه را انتظار دارد. آذربایجان در طول ده سال پس از انقلاب، سخت‏ترین امتحانها را با بهترین وجه گذرانده است. هیچ استان و منطقه‏ای از مناطق کشور، با امتحانهای دشواری که آذربایجان با آن مواجه بود و به این خوبی از عهده‏ی آن برآمد، مواجه نشد. از نهضت مشروطیت تا امروز، آذربایجان همیشه در صفوف مقدم خط اسلام و تبعیت از رهبری اسلامی و مقابله با دشمنان قرار داشته است. همین نقاط قوّت، دشمن را مأیوس‏ می‏کند.

باید آحاد ملت در خط اسلام و پشت سر علمای متعهد و در جهت سازندگی کشور حرکت کنند. حضور مردم در صحنه‏های انتخابات، دشمن‏ را مأیوس‏ می‏کند و زمینه را برای پیشرفت کشور و آینده‏ی درخشان آن آماده می‏سازد.

بعضیها معتقدند که ما نباید با قدرتهای جهانی دشمنی کنیم و خشم آن‏ها را نسبت به خودمان برانگیزانیم! این افراد غافلند که طبیعت آن قدرتها، طبیعت سلطه‏گری است‏ و نظام استکبار جهانی با هر ملت و نظامی که باجگزار او نباشد، درمی‏افتد. البته بلافاصله این نکته را هم اضافه کنم که اعتقاد قاطع ما این است که عناد دشمنان‏ تا زمانی ادامه خواهد داشت که از ما مأیوس‏ شوند. مادامی که نسبت به تعرض خود امیدوار باشند، معارضه و عناد وجود خواهد داشت. وقتی از ضربه زدن به نظام و باج‏خواهی مأیوس شدند و احساس کردند جمهوری اسلامی تثبیت شده است و هیبت آن‏ها کسی را نمی‏ترساند، آنگاه خطر رفع و یا کم خواهد شد.
ما باید قدر موضع قاطع امام را بدانیم. بدون شک این موضع، موضع شخصی او نبود؛ بلکه موضع نظام جمهوری اسلامی را منعکس می‏کرد، که مظهر و معلم و معمار و خطدهنده‏اش امام (ره) بود. موضع ما هم بدون هیچ کم و زیاد، همین است. در چنین شرایطی، تمام نیروهای دفاع‏کننده از مرزهای انقلاب- از جمله نیروهای اطلاعاتی- باید قوی و هوشیارانه عمل کنند. با قوّت و نیروی شما، دشمن عقب‏نشینی می‏کند. با اعمال اقتدار نظام جمهوری اسلامی، دشمن مأیوس می‏شود. با ضعف و سستی، هیچ دشمنی از تعرض دست برنمی‏دارد. ضعف دولتهای زبون و توسری‏خور که به قدرتهای جهانی میدان دادند، استکبار را بر آن‏ها جری‏تر کرد. ضعف رژیم پلید گذشته در این کشور، استکبار را بر تمام امور این مردم مسلط کرد. اگر آن رژیم اندکی شرف ایرانی می‏داشت- نمی‏گویم اسلامی، که از آن بی‏خبر بودند- تا این اندازه دشمن بر امور کشور مسلط نمی‏شد.
باید بر کار خود قوی بود و اقتدار داشت. یکی از اساسیترین کارها در این خصوص، کار اطلاعات است. علت اهتمام امام عزیز به شما، همین موضوع بود که کار اطلاعات را مهم می‏دانستند و اخلاص را در شما مشاهده می‏کردند. دستگاه‏های اطلاعاتی باید با یکدیگر همکاری کنند. البته حفاظت‏ها، بحث و منطقه‏ی جداگانه‏یی دارند. مجموعه‏ی دستگاه‏های اطلاعاتی کشور، بدون تمرکز و فرماندهی متحد و مستقل، نخواهند توانست به قدر کافی و لازم، از همه‏ی نیروهای خوب و کارآمد استفاده کنند. باید مدیریت خوب و متمرکز، با رعایت همه‏ی جوانب، حرکت عمومی نیروهای اطلاعاتی را در کشور جهت بدهد.
البته باید پشتیبانی عظیم مردمی شما حفظ شود. مردم باید هوشیاری اطلاعاتی خود را حفظ کنند و در مقابل تحرک دشمن حساسیت داشته باشند. در نظام جمهوری اسلامی، حضور عظیم مردم، اقتدار الهی را نشان می‏دهد و به میزان زیادی دشمن را مأیوس می‏کند؛ اما این نکته به معنای آن نیست که تحرکات دشمن و خباثتهای او تمام شده است؛ خیر، نمی‏توان انتظار داشت که دشمن خباثتهای خود را متوقف کند. آنچه موجب می‏شود که دشمن نتواند ادامه دهد، هوشیاری مردم است. ارتباط با مردم را قوی کنید و اخلاص و تقوا و رابطه‏ی با خدا را سرلوحه‏ی کار خود قرار دهید.

شما معلمان و مربیان و نسل جوان هستید که فردا را می‏سازید و استکبار جهانی را مأیوس می‏کنید و نقطه‏ی امید روشن را- که امام و انقلاب اسلامی آن را به وجود آوردند- در دل مستضعفان عالم زنده نگه می‏دارید. امام عزیزمان همیشه بر این مطلب اساسی تأکید می‏کردند و ما اعتقاد داریم که این موضوع، جزو محکمات و ضروریات انقلاب و خط امام است.
امروز استکبار جهانی و قلدرهای سیاسی عالم و امپراتوریهای زر و زور در سرتاسر جهان که در فساد و انحطاط غرقند، با اسلام و نظام اسلامی دشمن‏ هستند؛ زیرا افشاگر و تهدیدکننده‏ی آن‏ها، اسلام و بیداری مسلمین است. طبیعی است هر کاری که علیه اسلام و نظام اسلامی و جمهوری اسلامی از عهده‏ی آن‏ها برآید، می‏کنند. در یک صورت، نظام جمهوری اسلامی می‏تواند خود را به‏طور کامل از خطر و آسیب دشمن‏ مصون نگهدارد و آن، وقتی است که با اقتدار خویش آن‏ها را مأیوس‏ کند. روزی که جمهوری اسلامی، با اثبات اقتدار سیاسی و اقتصادی خود و با اثبات قدرت ادامه‏ی زندگی، دشمن را مأیوس‏ کرد، می‏توان اطمینان داشت که دشمن از توطئه دست خواهد کشید؛ چون احساس می‏کند تلاش او بی‏فایده است.

ما که نسبت به آرمان‏های انقلاب و خط امام و اهداف اعلام‏شده‏ای که مردم فداکار روی آن‏ها پیمان خون بستند، همدل هستیم و اتفاق نظر داریم، باید تلاش کنیم این سه نقطه‏ی امید دشمن به هیچ قیمت تحقق پیدا نکند. کسانی که با قلب آرام و مطمئن و پُر از سکینه- همان سکینه‏یی که بر قلب مقدس اماممان نازل شده بود- نسبت به اصول و اهداف و راه انقلاب و آرزوهای امام احساس دلسوزی می‏کنند، بایستی نقاط امید دشمن را کور کنند.
شما برادران و خواهران عزیز نماینده‏ی مجلس شورای اسلامی می‏توانید نقش زیادی در این جهت داشته باشید. سخن شما آرامبخش، و اظهار نظر شما درس و الهام است. همان‏طور که در گذشته برای خدا و رضای روح مطهر امام (ره) کوشش کردید که جز خط روشن انقلاب- همان چیزی که همه‏ی ما بر آن توافق داریم و مردم با آن پیمان خون بسته‏اند- هدف دیگری را مد نظر قرار ندهید، در شرایط حاضر هم باید همین روش را ادامه دهید. هر نطق پیش از دستور شما که از مجلس شورای اسلامی منعکس می‏شود و مردم گوش می‏کنند- و من خیال می‏کنم این روزها مردم بیشتر دل‏بسته‏ی مجلس هستند؛ چون مجلس شورای اسلامی حقیقتاً رکن اطمینان‏بخشی است- اگر پیام التیام و وحدت و محبت و توافق و همکاری و همگامی داشته باشد، دل مردم را شاد و دشمن‏ را مأیوس‏ خواهد کرد.
این عقیده‏ی همیشگی من بوده است که مسئولان جمهوری اسلامی، خوشبختانه هیچ‏گونه اختلافی در زمینه‏های اصولی باهم ندارند. ممکن است در برخی مواقع، اختلاف سلیقه‏هایی وجود داشته باشد، ولی امروز بحمد اللّه آن‏ها هم به‏هیچ‏وجه خودشان را نشان نمی‏دهند. همان‏طور که مسئولان در این خط حرکت می‏کنند، شما که نمایندگان مردم هستید، باید این چشمه‏ی فیاض جوشان و بابرکت را روی آحاد مردم سرازیر کنید و صفای انقلاب و امام را در آن‏ها حفظ نمایید.
همه‏ی ما تصمیم بگیریم که إن شاء اللّه این‏گونه حرکت کنیم و دشمن‏ را مأیوس‏ سازیم. دشمن روی این نکته به‏شدت سرمایه‏گذاری تبلیغاتی می‏کند و سعی می‏کند به نحوی دلهای مردم را- که در بهشتی از صفا آرمیده‏اند- مشوش و آشفته کند. همه‏ی دستگاه‏های مسئول باید تلاش کنند و نگذارند آن سه نقطه‏ی امید دشمن، تأثیر سوء خودش را بگذارد. شما نمایندگان محترم می‏توانید نقش عمده‏یی در خنثی کردن اهداف آن‏ها در مجلس شورای اسلامی داشته باشید.

دشمن‏ به‏شدت روی جزئیات وقایع کشور ما حساس است. این‏ها به روزهایی امید بسته بودند که خلأ وجود امام در جمهوری اسلامی آشکار شود! به شروع اختلافات میان مسئولان و آن چیزی که آن‏ها آن را جنگ قدرت (!) می‏نامند، امید بسته بودند! دلخوش بودند که جمهوری اسلامی، دچار آشفتگی سیاسی شدیدی شود و مسئولان- حتّی اگر مسأله‏ی رهبری را هم حل کرده باشند- نتوانند اوضاع کشور را جمع‏وجور کنند و کار را ادامه دهند! امید بسته بودند که مردم در صحنه حضور پیدا نکنند و فقدان امام به معنای خاموش شدن شعله‏ی انقلاب تلقی شود! امروز شما حیرت و تعجب آن‏ها را از واقعیات باشکوهی که در کشور ما در حال اتفاق است، می‏بینید. هر روز با یک واقعه، رشد سیاسی مردم و عمق ایمان انقلابی آن‏ها و رشد سیاسی مسئولان و دست‏اندرکاران- که موجب ناامیدی‏ و حیرت دشمنان است- تأیید می‏شود.

حضرت آیت‏اللّه العظمی آقای گلپایگانی، مرجع عالی‏قدر (دامت برکاته)
با سلام و تحیت. حضور آن جناب در مصلای تهران و اقامه‏ی نماز بر پیکر مطهر رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی (قدّس الله نفسه الزّکیّة)، موجب تشکر عمیق این‏جانب گردید و برای ارادتمندان آن فقید عظیم‏الشّأن تسلّا، و برای دشمنان‏ مایه‏ی یأس‏ و ناکامی گشت.
این‏جانب، ضمن عرض تسلیت این مصیبت بزرگ به پیشگاه حضرت ولیّ‏عصر (أرواحنا فداه و عجّل الله تعالی فرجه) و به آن جناب و به همه‏ی حوزه‏های علمیه و علمای اعلام، توفیقات الهی را برای همگان مسئلت می‏کنم و ملتمس دعا هستم.

من وقتی به وضع کلی کشور نگاه می‏کنم و خبرها و اظهاراتی که از خارج می‏رسد، می‏بینم و مشاهده می‏کنم، نگرانی‏یی از آینده ندارم. احساس می‏کنم که امروز ملت ایران بحمد اللّه آن رشد را دارد که بتواند حرکتی را که آغاز کرده است، براساس رهنمودهای امام عزیز (ره) آن را تداوم بخشد. همه این موضوع را پذیرفته‏اند که انقلاب اسلامی ایران به صورت یک حقیقت غیر قابل خدشه، در ذهنیت سیاسی عالم جاافتاده است.
دشمنان‏ ما امید داشتند که شاید از گوشه و کنار قضایا و یا اظهارات و موضع‏گیریهای داخلی چیزی را احساس کنند، تا بتوانند براساس آن بگویند انقلاب راه و جهت‏گیریش را عوض کرده است. بحمد اللّه از امیدی که بسته بودند، مأیوس شدند و در این روزها، اخبار خبرگزاری‏ها و اظهارات مقامات سیاسی قدرتهای استکباری، کاملًا منعکس‏کننده‏ی این یأس‏ است.

هر ملت و انقلابی، دوران سختی دارد که باید از آن عبور کند. بعد از عبور از این مرحله، دوره‏ی پابرجایی و آسایش و خوشیهای حقیقی- که ناشی از استقلال و آزادی و اتکای به خود و خداست- فرامی‏رسد. ملت ایران در حال گذراندن این دوران است، و تا یأس‏ کامل دشمن‏ می‏باید در مقابل هرگونه توطئه‏ای، آگاهانه و هوشیارانه، مقاومت و ایستادگی کند. شما نشان دادید که می‏توانید دوره‏های دشوار را طی کنید. خدا را شکر می‏کنیم که توفیق داد تا بیشترین مدت سختی و دشواری جنگ هشت‏ساله‏ی تحمیلی را بگذرانید و آبدیده شوید.

بار دیگر از همه‏ی شما عزیزان که زحمت کشیدید و از راههای دور به اینجا تشریف آوردید، تا دشمنان‏ را بکلی مأیوس‏ کنید و رشد و آگاهی ملت ایران را به اثبات رسانید، صمیمانه تشکر می‏کنم. سلام من را به بقیه‏ی برادران و خواهران نجف‏آباد و خوزستان و عشایر عزیزمان برسانید. امیدواریم بتوانیم راه و خط و جهت‏گیری امام (ره) را، با همان قدرت و با اتکال به نیرو و مدد الهی و با تکیه بر حمایتهای مردمی ادامه دهیم و إن شاء اللّه به همان هدفها نایل شویم.

استقامت و استحکامتان را حفظ کنید. دشمن‏ها خیال می‏کردند که در خلأ وجود حضرت امام (ره) خواهند توانست شیطنت و شرارت کنند. الحمد للّه حضور مردم، آن‏ها را مأیوس‏ کرد. نباید صرفاً به حضور مردم در شهرها که به مناسبت ایام عزاداری‏ امام انجام می‏شود، اکتفا کرد. عامه‏ی مردم حضورشان همین است؛ ولی حضور شما در مراکز خدمتتان است. باید قوی و محکم، با سوداگران مرگ و بدخواهان و توطئه‏گران، در محدوده‏ی مسئولیت و قلمرو فعالیت کمیته‏ی انقلاب اسلامی، برخورد کنید. باید نشان دهید که امت امام و فرزندانش، این نکته را از او یاد گرفته‏اند که همیشه خدا را شاهد و ناظر اعمال خود بدانند، و اگر امامشان در قید حیات نیست، خدای امامشان با آن‏هاست. مسئولیتها و مأموریتها را خیلی قوی و محکم و با قاطعیتِ کامل و با حضور وسیع و همه‏جانبه انجام دهید و دشمن را مأیوس کنید.

همان‌طور که رهبر کبیر و عزیز ما بارها تکرار می‌کردند و در وصیت‌نامه‌ی سیاسی، الهی خود نیز بر آن تأکید ورزیده‌اند، وحدت کلمه و وحدت صفوف ملت ما که رمز پیروزی انقلاب بود، رمز بقا و سلامت و تداوم آن نیز هست. تقسیم شدن ملت به گروهها و دسته‌های متعارض و عمده کردن اختلافات کم‌اهمیت و احساسات غیر منطقی و به فراموشی سپردن اصول مهمی که میان همه‌ی ملت ما و لااقل میان اکثریت عظیمی از آنان مشترک است، و به فراموشی سپردن حضور دشمن و خطرات جبران‌ناپذیر ناشی از آن، بزرگترین فاجعه برای ملتی است که می‌خواهد حق تضییع‌شده‌ی خود را احیا کند و خود را از وابستگی به بیگانگان برهاند.
ما با راه درازی که به سوی آینده‌ی درخشان کشور و ملتمان در پیش داریم، و با دشمنان عنودی که مایلند به هر قیمت، ما را از پیمودن این راه و رسیدن به آن آینده مانع شوند، به حکم عقل و دین و تجربه، باید صفوف خود را مستحکم و یکپارچه کنیم و از اختلافات بپرهیزیم. دوگونگی سلیقه‌ها و حتّی بینشها، در هنگامی که اصول مشترکی همه‌ی ملت را به یکدیگر از بن و بنیاد پیوند می‌دهد، به‌هیچ‌وجه نباید به معارضه و جدال بینجامد.
در این دوران حساس که سیاستهای بیگانه از مدتها پیش به خود وعده داده بودند که در آن شاهد اختلافات شدیدی میان ملت ما باشند، برادران و خواهران عزیز هم‌میهن باید بیش از همیشه به حفظ وحدت و هماهنگی اهتمام ورزند و مانند گذشته، دشمنان‌ اسلام و ایران را مأیوس‌ کنند. شایسته است که علمای اعلام و ائمه‌ی محترم جمعه و گویندگان اسلامی و طلاب و دانشجویان عزیز و نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی و روشن‌فکران و نویسندگان و هنرمندان، این حقیقت والا را با هزار زبان برای همه روشن و همه را بدان ارشاد کنند.

این‏جانب از همه‏ی کسانی که در تنظیم و اداره‏ی امور جاری کشور نقشی بزرگ یا کوچک دارند؛ از کارگران و عناصر فنی، کشاورزان و روستاییان، مدیران و کارکنان دولتی، علمای اعلام و روحانیون محترم، دانشگاهیان و دانشجویان، کسبه و پیشه‏وران، نویسندگان و گویندگان و هنرمندان، نیروهای مسلح و قوای نظامی و انتظامی، مسئولان نهادهای انقلابی و دیگران، صمیمانه درخواست می‏کنم که با توجه به اینکه امروز اهتمام دشمنان نسبت به ما مضاعف است، آنان نیز کار و تلاش خود را مضاعف کنند و در فضایی آکنده از صفا و خلوص و همکاری و هوشیاری، دشمنان را از تعرض به جمهوری اسلامی مأیوس کنند. مخصوصاً از دولت محترم و مجلس معظم شورای اسلامی که هریک به نحوی با برنامه‏ی پنج‏ساله‏ی بازسازی کشور ارتباط دارند، می‏خواهم این مسئله را مشمول اهتمام شایسته‏ی خود بنمایند.
نمودار
    آخرین مقالات
    پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی