پیشرفت علمی ایران - تعداد فیش : 296 ، تعداد مقاله : 0
    1393/01/01
    1393/01/01
    1392/11/19
    1392/09/19
    1392/09/19
    1392/07/17
    1392/07/17
    1392/06/14
    1392/06/06
    1392/05/15
    1392/05/15
    1392/05/15
    1392/05/06
    1392/04/30
    1392/04/30
    1392/03/14
    1392/03/14
    1392/02/18
    1392/02/16
    1392/02/10
    1392/01/01
    1392/01/01
    1392/01/01
    1391/12/21
    1391/12/17
    1391/11/28
    1391/11/19
    1391/10/27
    1391/09/21
    1391/08/23
    1391/08/10
    1391/07/25
    1391/07/25
    1391/07/20
    1391/07/20
    1391/07/12
    1391/06/28
    1391/05/03
    1391/05/03
    1391/04/04
    1391/03/14
    1391/01/01
    1391/01/01
    1390/12/03
    1390/11/26
    1390/11/14
    1390/11/14
    1390/11/14
    1390/10/29
    1390/07/26
    1390/07/25
    1390/07/24
    1390/07/22
    1390/07/22
    1390/07/13
    1390/06/17
    1390/06/06
    1390/06/02
    1390/05/16
    1390/03/14
    1390/03/14
    1390/01/01
    1389/12/19
    1389/11/27
    1389/08/12
    1389/08/02
    1389/07/28
    1389/07/27
    1389/07/14
    1389/07/14
    1389/07/14
    1389/06/25
    1389/06/14
    1389/05/31
    1389/04/02
    1389/03/03
    1389/02/08
    1389/01/09
    1389/01/01
    1389/01/01
    1389/01/01
    1388/11/13
    1388/11/13
    1388/11/06
    1388/10/19
    1388/08/06
    1388/08/06
    1388/07/02
    1388/06/29
    1388/06/08
    1388/06/04
    1388/03/03
    1388/02/27
    1388/02/24
    1388/02/23
    1388/01/26
    1388/01/01
    1388/01/01
    1387/11/28
    1387/11/26
    1387/09/24
    1387/09/24
    1387/08/08
    1387/08/08
    1387/07/07
    1387/07/07
    1387/06/19
    1387/05/09
    1387/03/14
    1387/02/19
    1387/02/16
    1387/02/14
    1387/02/13
    1387/02/11
    1387/01/01
    1387/01/01
    1386/10/15
    1386/10/15
    1386/09/08
    1386/08/16
    1386/08/09
    1386/07/17
    1386/07/09
    1386/06/23
    1386/06/12
    1386/06/12
    1386/06/12
    1386/06/04
    1386/04/25
    1386/04/25
    1386/04/25
    1386/03/14
    1386/02/31
    1386/02/31
    1386/02/25
    1386/02/25
    1386/02/25
    1386/02/25
    1386/02/19
    1386/02/19
    1386/02/12
    1386/01/17
    1386/01/01
    1386/01/01
    1386/01/01
    1385/12/01
    1385/10/25
    1385/09/22
    1385/08/21
    1385/08/18
    1385/07/04
    1385/06/25
    1385/06/09
    1385/06/06
    1385/05/31
    1385/05/30
    1385/03/29
    1385/03/29
    1385/03/23
    1385/03/14
    1385/02/06
    1385/02/06
    1385/01/01
    1384/10/29
    1384/10/13
    1384/08/30
    1384/07/29
    1384/07/24
    1384/07/03
    1384/07/03
    1384/06/31
    1384/06/17
    1384/06/02
    1384/05/28
    1384/05/10
    1384/03/14
    1384/03/10
    1384/03/05
    1384/03/03
    1384/02/19
    1384/02/18
    1384/02/18
    1384/02/18
    1384/02/14
    1384/02/14
    1384/02/12
    1384/02/11
    1384/02/11
    1384/02/11
    1384/02/11
    1384/01/30
    1384/01/01
    1384/01/01
    1384/01/01
    1383/12/27
    1383/12/24
    1383/12/24
    1383/12/05
    1383/11/10
    1383/10/19
    1383/10/02
    1383/09/11
    1383/08/15
    1383/08/06
    1383/07/15
    1383/07/15
    1383/07/15
    1383/06/31
    1383/06/25
    1383/05/25
    1383/02/28
    1382/11/24
    1382/11/21
    1382/10/14
    1382/08/23
    1382/08/23
    1382/08/11
    1382/08/08
    1382/06/26
    1382/05/15
    1382/05/08
    1382/04/07
    1382/02/29
    1382/02/22
    1382/02/22
    1382/02/22
    1381/09/07
    1381/08/22
    1381/07/03
    1381/03/14
    1380/12/12
    1380/06/28
    1380/03/14
    1380/02/12
    1380/02/12
    1379/12/22
    1379/12/09
    1379/12/09
    1379/09/06
    1379/08/24
    1379/05/05
    1379/05/03
    1379/04/19
    1379/02/23
    1379/02/14
    1378/09/26
    1378/09/01
    1378/07/06
    1378/02/30
    1377/11/13
    1377/11/13
    1377/09/23
    1377/08/26
    1377/07/08
    1377/06/12
    1377/05/27
    1377/02/22
    1377/02/07
    1376/08/14
    1376/05/12
    1376/02/10
    1376/02/03
    1376/02/03
    1375/08/09
    1375/03/11
    1375/02/12
    1375/01/28
    1375/01/01
    1374/12/16
    1374/09/26
    1374/08/17
    1374/06/29
    1374/06/23
    1374/06/08
    1374/03/14
    1374/02/13
    1373/06/20
    1373/03/01
    1373/03/01
    1373/01/24
    1372/09/24
    1372/07/28
    1372/06/14
    1371/11/25
    1370/12/01
    1370/11/15
    1370/08/01
    1369/11/04
    1369/08/01
    1369/07/29
    1369/03/10
    1368/11/09
    1368/10/26
    1368/09/29
    1368/09/29
    1368/09/01

    اقتصاد مقاومتی، اقتصاد دانش‌بنیان است یعنی از پیشرفتهای علمی استفاده میکند، به پیشرفتهای علمی تکیه میکند، اقتصاد را بر محور علم قرار میدهد؛ امّا معنای آن این نیست که این اقتصاد منحصر به دانشمندان است و فقط دانشمندان میتوانند نقش ایفا کنند در اقتصاد مقاومتی؛ نخیر، تجربه‌ها و مهارتها ـ تجربه‌های صاحبان صنعت، تجربه‌ها و مهارتهای کارگرانی که دارای تجربه و مهارتند ـ میتواند اثر بگذارد و میتواند در این اقتصاد نقش ایفا کند. اینکه گفته میشود دانش‌محور، معنای آن این نیست که عناصر با تجربه‌ی صنعتگر یا کشاورز که در طول سالهای متمادی کارهای بزرگی را بر اساس تجربه انجام داده‌اند، اینها نقش ایفا نکنند؛ نخیر، نقش بسیار مهمّی هم به عهده‌ی اینها است.

    ممکن است کسی بگوید اگر تحریم نبود از این ظرفیّتها میتوانستید خوب استفاده کنید، امّا [چون] تحریم هست نمیتوانید از این ظرفیّتها استفاده کنید؛ این خطا است؛ این حرف، درست نیست. ما در بسیاری از مسائل دیگر هم در عین تحریم توانسته‌ایم به نقطه‌های بسیار برجسته و بالا دست پیدا کنیم؛ یک مثال آن، تولید علم است؛ یک مثال آن، صنعت و فناوری است؛ در اینها ما تحریم بودیم، الان هم تحریم هستیم. در مورد دانشهای پیشرفته و روز، الان هم درهای مراکز علمی مهم بِروز دنیا به روی دانشمند ایرانی و دانشجوی ایرانی بسته است، امّا درعین‌حال، ما در نانو پیشرفت کردیم، در هسته‌ای پیشرفت کردیم، در سلّولهای بنیادی پیشرفت کردیم، در صنایع دفاعی پیشرفت کردیم، در صنایع پهپاد و موشک، به کوری چشم دشمن، پیشرفت کردیم؛ چرا در اقتصاد نتوانیم پیشرفت کنیم؟! ما که در این سر صحنه‌ها و عرصه‌های گوناگون این همه موّفقیّت به دست آوردیم، در اقتصاد هم اگر عزممان را جزم کنیم و دست به دست هم بدهیم، میتوانیم اقتصاد را شکوفا کنیم. چشممان به دست دشمن نباشد که کِی این تحریم را برمیدارد، کِی فلان نقطه را موافقت میکند؛ به درک! نگاه کنیم ببینیم خودمان چه‌کار میتوانیم بکنیم.

    ان‌شاءاللَّه روز بيست و دوّم بهمن خواهيد ديد [ كه‌] ملّت ايران باز هم در همه‌ى شهرها بااستحكام مى‌آيند و فرياد خواهند زد استحكام خود را و نشان خواهند داد اقتدار ملّى را. مهم اين است كه ملّت ايران بداند كه راز موفّقيّت او ايستادگى است؛ و ملّت ايران بحمداللَّه اين را ميداند؛ مهم اين است كه بداند راه امنيّت او نشان دادن اقتدار ملّى است؛ اقتدار ملّى را نشان بدهند. اقتدار ملّى مظاهرى دارد كه مردم اين اقتدار را در اجتماعات عظيم، در گرايشها، در امثال همين تظاهرات بيست‌ودوّم بهمن، در انتخابات گوناگون، نشان ميدهند، اين حضور را نشان ميدهند؛ در پيشرفتهاى علمى نشان ميدهند؛ و [ در] همراهى‌هايى كه با نظام جمهورى اسلامى ميكنند؛ مهم اين است. آن چيزى كه امنيّت كشور را حفظ ميكند، نشان دادن اقتدار ملّى است؛ وقتى كه مردم اقتدار ملّى را به رخ دشمن كشيدند، دشمن ديگر نميتواند [ كارى بكند].

    ما گفتيم مسائل اقتصادى و مسائل گوناگون مهم پيوست فرهنگى داشته باشد، معناى آن همين است؛ معناى آن اين است كه يك حركت اساسى كه در زمينه‌ى اقتصاد، در زمينه‌ى سياست، در زمينه‌ى سازندگى، در زمينه‌ى فنّاورى، توليد، پيشرفت علم ميخواهيم انجام بدهيم، ملتفت لوازم فرهنگى آن باشيم.

    خيلى مهم است اين مسئله‌ى علم. اوّلاً اين پيشرفت علمى ما در اين ده دوازده سال اخير يك واقعيّت است؛ بعضى اين را باور نكردند؛ بعضى حتّى اين را انكار كردند. يك شخص عزيزى - كه حالا بعضى از دوستانى كه در جلسه هستند، توجّه دارند كه من چه كسى را ميگويم؛ نميخواهم اسم بياورم - همان اوائلى كه اين قضيّه‌ى هسته‌اى و سانتريفيوژ و اين حرفها باب شده بود و مكرّر گفته ميشد، در يك نامه‌اى به من نوشت كه آقا، اين حرفها دروغ است، باور نكنيد - هم اين را، هم گمان ميكنم مسئله‌ى سلّولهاى بنيادى را؛ حالا الان درست يادم نيست، نامه‌ى او بين كاغذهاى ما هست - اينهايى كه مى‌آيند به شما گزارش ميدهند، [حرف‌] اينها را باور نكنيد، اينها واقعيّت ندارد، اينها خلاف واقع است! خود اين شخص هم آدم دانشمندى است، آدم مورد قبول و مورد اعتماد من است، بنده هم دوست دارم آن شخص را، امّا باور نميكرد؛ البتّه ما باور كرده بوديم و الحمدلله روزبه‌روز هم اين باور تأييد شد. بعد از چندين‌سال، چندى قبل اينجا يك جلسه‌اى بود كه بعضى از دوستان اين جلسه هم در آن حضور داشتند، همان شخص عزيز به من رو كرد و گفت كه در دانشگاه‌هاى ما از اين پيشرفتهايى كه اين جوانها دارند انجام ميدهند استقبال نميشود و شروع كرد شكايت از اين طرف قضيّه كه حالا جوانهاى ما دارند كارهاى زيادى انجام ميدهند و استقبال نميشود. من يادم آمد از آن حرفى كه ايشان سالها پيش به من گفته بود كه اين پيشرفتها دروغ است. نه آقا، اين پيشرفتها راست است؛ اينكه ما سيزده برابرِ متوسّط رشد جهانى، سرعت پيشرفت [علم‌] داشته‌ايم، راست است؛ اين را ديگران گفتند، مخالفين ما گفتند. در بخشهاى مختلف، جوانهاى ما كارهاى بزرگى را بحمدالله توانستند انجام بدهند و كار كردند و پيش رفتند. توصيه‌ى من به وزير محترم آموزش عالى و وزير محترم بهداشت و درمان، بخصوص اين است كه نگذاريد اين چرخه‌ى حركت كُند بشود. اين را هرچه ميتوانيد توسعه بدهيد و تسريع كنيد و پيشرفت كنيد.

    شماها نخبگان عزيز، چه شما كه اينجا حضور داريد، چه نخبگان بى‌شمارى كه بحمدالله در سرتاسر كشور هستند و به هر دليلى حالا در اين جلسه حضور ندارند، در هر رشته‌اى كه تحصيل ميكنيد و تحقيق ميكنيد و كار ميكنيد - چه علوم انسانى، چه علوم فنّى، چه علوم پايه، چه علوم پزشكى و علوم مربوط به سلامت، و هر بخش ديگرى كه مشغول كار هستيد - همه‌تان در واقع مهندسان پيشرفت آينده‌ى كشوريد؛ شما هستيد كه داريد آينده‌ى كشورتان و آينده‌ى ايران عزيز را طرّاحى ميكنيد و ان‌شاءالله اگر با عزمِ جزم و همّت والا و عملِ پيگير اين را دنبال بكنيد، به نتيجه خواهيد رساند و ايرانِ آينده را شماها خواهيد ساخت. نكته‌اى كه من ميتوانم به شما عرض بكنم اين است كه بدانيد: سياست "پيشرفت علمى با شتاب بالا" يك سياست بنيادى براى نظام است؛ مجموعه‌ى مغز متفكّر دستگاه كشور به اين نتيجه رسيده است كه گذر از دشوارى‌ها، عبور از خطرگاه‌ها و لغزشگاه‌ها در ايران اسلامى، اگر به دو سه ركن و مقدّمه نياز داشته باشد، يكى، پيشرفت علمى است؛ اين يك سياست بنيادى است، از حدود ده دوازده سال پيش اين سياست دارد دنبال ميشود؛ دولتهاى مختلف، مسئولان گوناگون، عناصر ذى‌ربط، خود جوانها و نخبه‌ها، در اين زمينه‌ها كار كردند، تلاش كردند و بحمدالله امروز محصول كار را كه انسان نگاه ميكند، اميدوار ميشود. من بارها اين را به جوانها گفته‌ام، به مسئولين هم گفته‌ام، به شما هم حالا عرض ميكنم: قطعاً نيروى جوان كشور ما، نيروى انسانى كشور ما، نخبگان كشور ما، قادرند به قلّه‌هاى پيشرفت همه‌جانبه، كشورشان و ملّتشان را برسانند؛ اين توانايى در شما هست. اين را ما قبلاً - از ديگران و براساس تجربه‌هاى ديگران - ميگفتيم، بتدريج براى خود ما هم تجربه شد. من بارها گفته‌ام: امروز هر كار علمى و فنّاورى در كشور كه زيرساخت آن وجود داشته باشد، از دستِ كننده‌ى ايرانى، جوان ايرانى، و نخبه‌ى ايرانى بر مى‌آيد؛ هيچ چيزى وجود ندارد كه ما بگوييم استعداد ايرانى و نخبه‌ى ايرانى قادر به ايجاد آن، توليد آن، ساخت آن نباشد؛ مگر اينكه زيرساخت آن در كشور وجود نداشته باشد كه بايد آن زيرساخت را ايجاد كرد. وضع و سطح استعداد كشور ما يك چنين سطحى است. پيشرفت واقعى كشور هم جز با پيشرفت علم امكان‌پذير نيست؛ علّتِ اينكه گفتيم گفتمان اصلى و سياست اصلى اين است، اين است. پيشرفت واقعى جز با پيشرفت علم فراهم نخواهد شد.

    البتّه رشد علمىِ ما امروز در مقياس منطقه و در مقياس جهانى خيلى خوب است. عدد مطلقِ رشد ما خوب است، شتاب رشد ما هم بسيار خوب است، يعنى شتاب پيشرفت خيلى بالا است؛ لكن اين ملاك نيست؛ يعنى اين شتاب بايد محفوظ بماند. وجود شتاب رشد علمى به معناى اين نيست كه ما به هدف رسيديم يا حتّى به هدف نزديك شده‌ايم؛ چون ما خيلى عقب بوديم.

    اعتقادمان اين است كه بايد به تقويت ساخت درونى نظام اهمّيّت بدهيم؛ اين اساس كار است. از درون، خودمان را بايد تقويت كنيم. تقويت درونى با انديشه‌ى كامل، با نگاه عاقلانه و خردمندانه چيزى است ممكن؛ چه به‌وسيله‌ى پيشرفت علمى، چه به‌وسيله‌ى ساخت و مديريّت درست اقتصادى؛ اينها كارهايى است كه به نظر ما ممكن است.

    ما بايد بتوانيم در زمينه‌ى علم، اوّلاً نگذاريم حركت پرشتابى كه امروز وجود دارد، مطلقاً كند بشود، بخصوص دولت بايد به آن اهتمام بكند. عرض كردم اين جزو دو اولويّت اوّلِ برنامه‌هاى كشور است؛ يعنى به‌طور ويژه روى مسئله‌ى پيشرفت علم بايد كار بشود. البتّه مسئول درجه‌ى يك براى پيشرفت علم، دو وزارت علوم و بهداشت‌درمان هستند؛ لكن وزارتهاى صنعتى، وزارت كشاورزى، وزارتهاى حتّى خدماتى، اينها همه‌شان ميتوانند در اين زمينه كمك بكنند و بايد كمك بكنند.

    در اين حدود دوازده سال، رشد علمى كشور نسبت به قبل از اين دوازده سال، شانزده برابر شده. اينها آمارهاى تقريبى است و از مراكز مطمئنى به دست آمده است؛ اين خيلى مهم است. همين حركت علمىِ رو به گسترش موجب شده كه پايگاههاى اطلاع‌رسانى علمى معتبر دنيا اظهارنظر كنند كه رشد پيشرفت علم در ايران سيزده برابر متوسط دنيا است. اين واقعيتها را در نظر داشته باشيم، اينها خيلى نكات مهمى است؛ ما چون زياد ميشنويم، زياد تكرار ميكنيم، برايمان عادى شده. اين جزو آمارهاى داخلى نيست كه حالا يك نفرى آمارى بدهد، يك نفر هم بگويد نخير، اين آمار درست نيست؛ نه، اين پايگاههاى اطلاع‌رسانى رسمى دنيايند كه اين قضاوت را دارند ميكنند؛ با ما هم خوب نيستند. يعنى من باور نميكنم كه سياستهاى مسلط جهانى از دخالت در مراكز علمى و امثال اينجور پايگاهها دست بردارند؛ اگر بتوانند، انكار ميكنند؛ كمااينكه خيلى از پيشرفتهاى ما را انكار ميكنند؛ اما درعين‌حال اين آمار را به ما ميدهند. همين پايگاههاى اطلاع‌رسانى علمى ميگويند - كه در دنيا منتشر شده و در اختيار همه هم هست - اگر همين پيشرفت در ايران ادامه پيدا كند، در سال ۲۰۱۸، يعنى پنج سال ديگر، ايران رتبه‌ى چهارم علمى دنيا را خواهد داشت؛ اين خيلى چيز مهمى است. يعنى بعد از سه كشور ديگر - آمريكا و چين و انگليس؛ آن سه كشورى است كه ذكر كردند - كشور چهارم، ايران خواهد بود؛ اين خيلى چيز مهمى است. البته من نميخواهم ادعا كنم كه اين آمارها صددرصد آمارهائى است كه انسان ميتواند رويش سوگند ياد كند؛ نه، ليكن روش و حركت دانشگاههاى كشور الان به اين سبك است؛ يك حركت عمومىِ رو به پيشرفت.
    خب، ما اگر وضعيت دانشگاهىِ امروز كشور را با دوران اول انقلاب - يعنى آنچه كه ميراث قبل از انقلاب و دوران طاغوت بود - مقايسه كنيم، آمارها شگفت‌آورتر از اينها هم هست. آن روزى كه انقلاب پيروز شد، صد و هفتاد هزار دانشجو داشتيم؛ امروز چهار ميليون و چهار صد هزار دانشجو در كشور هست؛ يعنى حدود بيست و پنج برابر. آن روز بار تعليم بر دوش حدود پنج هزار استاد و استاديار و دانشيار و معلم و امثال اينها بود، امروز در حدود شصت هزار معلم دانشگاهى داريم؛ چه در دانشگاهها، چه در مراكز پژوهشى. اينها مسائل مهمى است، اينها پيشرفتهاى ارزنده‌اى است. البته من اينجا چيزهائى يادداشت كرده‌ام كه ديگر لزومى ندارد بيان كنم؛ بعضى از اينها را شماها ميدانيد و شنيده‌ايد، بعضى‌ها هم لازم نيست مطرح شود. مقالات علمى پراستناد - يعنى مقالات علمى‌اى كه از طرف محققين ايرانى منتشر ميشود و در دنيا به آنها استناد ميشود - روزبه‌روز رو به افزايش است؛ آمارش را به طور ريز به من داده‌اند، كه حالا من نميخواهم روى آن تكيه كنم؛ اما اين خيلى پديده‌ى مهمى است. پس مجاهدت علمى در كشور اتفاق افتاده.
    يك سؤالى در اينجا مطرح است: آيا حالا كه ما اين پيشرفتهاى علمى را در زمينه‌هاى مختلف در كشور مشاهده ميكنيم، يك نفس راحتى بكشيم، بنشينيم سر جايمان؟ خب، پيدا است كه پاسخ منفى است؛ نه. ما هنوز از خط مقدم علم عقبيم، هنوز در بسيارى از دانشهاى مورد نياز زندگى دچار عقب‌ماندگى‌هاى مزمن هستيم؛ با همه‌ى اين پيشرفتى كه در بخشى از دانشها داشته‌ايم. پس چون دچار عقب‌ماندگى هستيم، بايد كار كنيم. وانگهى كاروان علم در دنيا متوقف كه نميشود؛ دارند با سرعت حركت ميكنند. ما نه فقط بايد جايگاه فعلى‌مان را حفظ كنيم، بلكه بايد جلو برويم؛ اينها همه‌اش تلاش لازم دارد، مجاهدت لازم دارد. لذا اولين حرف ما به دانشگاههاى كشور و دانشمندان كشور و نخبگان كشور اين است كه نگذاريد اين حركت از دوْر بيفتد، نگذاريد حركت علمى كشور متوقف شود؛ هيچ مانعى نتواند دانشگاه كشور را از رشد به سمت پيشرفت علمى باز بدارد.
    اينكه ما روى علم تكيه ميكنيم، فقط به جهت احترام آرمانى به علم نيست - كه البته اين خودش يك نقطه‌ى مهمى است؛ اسلام براى علم ارزش ذاتى قائل است - ليكن علاوه‌ى بر اين ارزش ذاتى، علم قدرت است. يك ملت براى اينكه راحت زندگى كند، عزيز زندگى كند، با كرامت زندگى كند، احتياج دارد به قدرت. عامل اصلى كه به يك ملت اقتدار ميبخشد، علم است. علم، هم ميتواند اقتدار اقتصادى ايجاد كند، هم ميتواند اقتدار سياسى ايجاد كند، هم ميتواند آبرو و كرامت ملى براى يك ملت در چشم جهانيان به وجود بياورد. يك ملت عالم، دانا، توليد كننده‌ى علم، در چشم جامعه‌ى بين‌المللى و انسانها طبعاً با كرامت است. پس علم علاوه بر كرامت ذاتى و ارزش ذاتى، اين ارزشهاى بسيار مهمِ اقتدارآفرين را هم دارد. بنابراين بايد اين حركتى كه وجود دارد، اين شتابى كه وجود دارد، به‌هيچ‌وجه متوقف و كنْد نشود.
    يك نكته هم در كنار اين وجود دارد؛ اين را بايد باور كنيم. دوستان در زمينه‌ى جبهه‌بندى‌هاى سياسى در دنيا نكات خوبى را بيان كردند؛ نكات قابل توجهى است و درست است، ما هم اعتقاد داريم؛ اما چيزى كه بايد در نظر باشد، اين است كه يك جبهه‌ى دشمن عنودى در مقابل نظام جمهورى اسلامى در ميان قدرتهاى دنيا وجود دارد. آيا اين جبهه‌ى عنود و لجوج در دشمنى با جمهورى اسلامى، مشتمل بر اكثر كشورهاى دنيا است؟ ابداً؛ آيا مشتمل بر اكثر كشورهاى غربى است؟ ابداً؛ اين مربوط به چند كشور قدرتمندى است كه به خاطر دلائل خاصى با نظام جمهورى اسلامى و با اقتدار نظام جمهورى اسلامى مخالفند و كارشكنى ميكنند؛ يكى از كارشكنى‌ها، همين كارشكنى در زمينه‌ى علمى است. بعضى از دوستان گفتند «ديپلماسى علمى»، «ديپلماسى دانشگاهى»؛ بنده هم اعتقاد به اين دارم، تشويق هم كرده‌ام؛ اما توجه داشته باشيد كه طرف مقابل روى اين نكته بخصوص توجه دارد، روى اين نكته برنامه‌ريزى ميكنند. بر روى همين نقطه‌ى «ديپلماسى علمى» برنامه‌ريزى ميكنند و اهداف خودشان را دنبال ميكنند. اگر با توجه، با آگاهى، با بصيرت، كار انجام بگيرد، ما كاملاً موافق هستيم. از پيشرفت علمى ما هم راضى نيستند. بخشى از اين كارهائى كه امروز در زمينه‌ى تحريم و امثال اينها مشاهده ميكنيد، مربوط به همين است كه نميخواهند جامعه‌ى ايرانى به اين اقتدار درونزا دست پيدا كند؛ كه اقتدار علمى، يك اقتدار درونزا است. بنابراين، اين پيشرفت بايد ادامه پيدا كند.
    خب، نكته‌اى كه بر اين اساس بنده اصرار دارم در ذهن آقايان و خانمها و اساتيد محترم مطرح باشد، اين است كه «گفتمان علم و پيشرفت علمى» و «گفتمان پيشرفت عمومى كشور» - يعنى انگيزه براى سهيم شدن دانشگاه در پيشرفت كشور - در دانشگاه بايد حفظ شود؛ كه البته امروز وجود دارد، اما بايد حفظ و تقويت شود. هيچ چيزى نبايد با اين گفتمان در دانشگاه مزاحمت كند. بايد اصرار بر نوآورى علمى در دانشگاه وجود داشته باشد؛ اصرار بر قرار گرفتن پيشرفتهاى علمى در خدمت نيازهاى كشور، كه يكى از جهتگيرى‌ها و معيارهاى اساسى اين است. بالاخره ظرفيتها محدود است - هم ظرفيتهاى انسانى، هم ظرفيتهاى مالى و مادى - حتماً بايد توجه شود كه كار علمى ما در جهت نياز كشور باشد. ما نيازهاى گوناگونى داريم كه دانشگاه ميتواند به اين نيازها پاسخ دهد، اين خلأها را پر كند. اين هم يك تجربه‌ى ما است.

    بايد همه مراقبت كنند - هم استادان، هم مديران، هم مؤثرين و متنفذين در دانشگاهها - كه فضاى دانشگاه به سمت مسائل پوچ حركت نكند؛ فضا، فضاى دنباله‌گيرى مسائل اصلى و اساسى باشد؛ گفتمان علم و گفتمان پيشرفت علمى و گفتمان پيشرفت عمومى كشور بر دانشگاهها همچنان حاكم باشد. البته اينجا هم دشمنانى هستند كه مايلند حتّى مسائل صنفى در دانشگاهها به سمت مسائل سياسى و جنجالهاى سياسى گرايش پيدا كند؛ از اين بايد پرهيز كرد. اين براى يك دانشگاه افتخار نيست كه مسائل اساسى آن تحت‌الشعاع مسائل كوچك و كم‌اهميت و احياناً تحت تأثير جريانهاى سياسى واقع شود. فضاى دانشگاه بايد يك فضائى باشد كه در آنجا علم و عالِم بتواند زيست مناسب خودش را داشته باشد.
    البته اين هم معلوم است؛ همه‌ى دوستان توجه دارند كه اين پيشرفت علمى و اين توفيقاتى كه تا امروز در محيط علمى كشور اتفاق افتاده است، به بركت انقلاب اسلامى است؛ اين به بركت اسلام است، به بركت انقلاب است. اگر عامل فعال و پيشبرنده‌ى انقلاب و اعتقاد دينى نميتوانست اوضاع كشور را به طور عموم و از جمله در مسئله‌ى علم تحت تأثير قرار دهد، يقيناً شعاع نفوذ قدرتهاى سلطه‌گر اجازه نميداد يك كشورى مثل ايران - كه آنها چشم طمع به آن دوخته‌اند - بتواند در زمينه‌ى علم اين پيشرفتها را بكند و اين خودباورى و اعتمادبه‌نفس را به دست آورد؛ نميگذاشتند؛ كمااينكه جاهاى ديگر هم نميگذارند؛ آنجاهائى كه آنها تسلط و نفوذ دارند.

    از پيشرفت علمى در كشور براى گسترش و نفوذ زبان فارسى استفاده شود. زبان خيلى مهم است برادران و خواهران عزيز! اهميت زبان ملى يك كشور براى خيلى‌ها هنوز دانسته و شناخته نيست. زبان فارسى بايد گسترش پيدا كند. بايد نفوذ فرهنگىِ زبان فارسى در سطح جهان روزبه‌روز بيشتر شود. فارسى بنويسيد، فارسى واژه‌سازى كنيد و اصطلاح ايجاد كنيد. كارى كنيم كه در آينده، آن كسانى كه از پيشرفتهاى علمى كشور ما استفاده ميكنند، ناچار شوند بروند زبان فارسى را ياد بگيرند. اين افتخارى نيست كه ما بگوئيم حتماً زبان علمى كشور ما فلان زبان خارجى است. زبان فارسى اينقدر ظرفيت و گنجايش دارد كه دقيق‌ترين و ظريف‌ترين علوم و دانشها ميتوانند با اين زبان بيان شوند. ما زبان پرظرفيتى داريم. كمااينكه بعضى از كشورهاى اروپائى هم نگذاشتند زبان انگليسى تبديل شود به زبان علمى آنها - مثل فرانسه، مثل آلمان - اينها زبان خودشان را به عنوان زبان علمى در دانشگاههايشان حفظ كردند. مسئله‌ى زبان، مسئله‌ى بسيار مهمى است؛ واقعاً احتياج دارد به اين كه حميت به‌خرج دهيد. يكى از اهتمامهائى كه دولتهاى آگاه و هوشيار در دنيا انجام ميدهند، تكيه بر روى گسترش زبان ملى‌شان در دنيا است. متأسفانه با غفلت خيلى از كشورها، اين كار اتفاق نيفتاده؛ حتّى زبانهاى بومى را، زبانهاى اصلىِ بسيارى از ملتها را بكلى از بين برده يا تحت‌الشعاع قرار داده‌اند. بنده از پيش از انقلاب، از اينكه واژه‌هاى بيگانه بى‌دريغ در دست و زبان مردم ما به كار ميرفت و به آنها افتخار ميكردند - كأنه كسى اگر چنانچه يك مطلبى را با يك تعبير فرنگى بيان كند، اين را يك افتخارى ميدانست - هميشه رنج ميبردم؛ متأسفانه تا امروز هم اين باقى است! خيلى از سنتهاى غلط پيش از انقلاب، با انقلاب از بين رفت؛ اين يكى متأسفانه از بين نرفت! يك عده‌اى كأنه افتخار ميكنند كه يك حقيقتى را، يك عنوانى را با يك واژه‌ى فرنگى بيان كنند؛ در حالى كه واژه‌ى معادل فارسى براى آن عنوان وجود دارد، دوست ميدارند از تعبيرات غربى استفاده كنند؛ بعد حالا يواش يواش اين ديگر به دامنه‌هاى گسترده‌اى در سطوح پائين و سطوح عوامانه هم رسيده، كه واقعاً رنج‌آور است. من نمونه‌هائى در ذهن دارم، كه ديگر حالا لزومى ندارد آنها را عرض كنم.
    يك نكته‌ى ديگر هم - كه شايد نكته‌ى آخر باشد - اين است كه ما اگر دنبال پيشرفت هستيم و پيشرفت علمى را شرط لازم پيشرفت عمومى كشور ميدانيم، توجه داشته باشيم كه مراد ما از پيشرفت، پيشرفت با الگوى غربى نيست. دستور كار قطعى نظام جمهورى اسلامى، دنبال كردن الگوى پيشرفت ايرانى - اسلامى است. ما پيشرفت را به شكلى كه غرب دنبال كرد و پيش رفت، نميخواهيم؛ پيشرفت غربى هيچ جاذبه‌اى براى انسان آگاهِ امروز ندارد. پيشرفت كشورهاى پيشرفته‌ى غربى نتوانست فقر را از بين ببرد، نتوانست تبعيض را از بين ببرد، نتوانست عدالت را در جامعه مستقر كند، نتوانست اخلاق انسانى را مستقر كند. اولاً آن پيشرفت بر پايه‌ى ظلم و استعمار و غارت كشورهاى ديگر بنا شد.

    امروز يكى از نيازهاى اساسى و درجه‌ى يك كشور، نياز علمى است. اگر چنانچه ما توانستيم در عرصه‌ى علمى، پيشرفتهائى را كه تا امروز بحمدالله به دست آمده است، با همين سرعت دنبال كنيم، هم در زمينه‌ى مشكلات اقتصادى، هم در زمينه‌ى مشكلات سياسى، هم در زمينه‌ى مشكلات اجتماعى، هم در زمينه‌ى مسائل بين‌المللى، مطمئناً گره‌گشائى‌هاى بزرگى خواهد شد. علم مسئله‌ى بسيار مهمى است. در اين حدود ده سال، يازده سال گذشته، در اين زمينه خيلى كار شده؛ ليكن بعد از اين هم بايد كار شود؛ كار مضاعف شود. من عقيده‌ام اين است كه كار علمى در دانشگاه و در كشور بايد جهادى باشد؛ كار علمىِ جهادى انجام بگيرد.

    كشور ايران از مقطع پيروزى انقلاب - يعنى از سال ۱۳۵۷ - تا امروز به قدرى تغيير كرده است كه اين مقدار تغيير را ما در ظرف اين مدت در كشورهاى ديگر نمى‌بينيم؛ يعنى بنده سراغ ندارم. كشورهاى پيشرفته‌ى تمدنى و صنعتى و علمى، فاصله‌ى حركتشان تا رسيدن به اين نقطه‌اى كه ما امروز رسيديم، فاصله‌ى بيشترى بوده است. تا آنجائى كه بنده اطلاع دارم، به نظرم ميرسد كه در دنيا اين مقدار پيشرفت كمتر ديده شده است يا ديده نشده است. ما، هم در زمينه‌هاى علمى پيشرفت كرده‌ايم - كه يك بخشى را آقاى رئيس جمهور امروز اشاره كردند، و البته پيشرفتهاى علمى ما خيلى بيش از اينها است؛ نه اينكه به عنوان مسئولان داخلى اين حرف را بزنيم؛ نه، اين قضاوت مراكز علمى دنيا است - هم در زمينه‌ى سياسى پيشرفت كرده‌ايم.

    مسئولان كلان كشور، سياستگذاران كشور، كسانى كه اداره‌ى امور اساسى را در كشور به عهده دارند، به اين دو نقطه‌ى اصلى براى پيشرفت بايد توجه كنند. روى مسئله‌ى اقتصاد كشور بايد تكيه شود، روى مسئله‌ى پيشرفت علمى كشور هم بايد تكيه شود. توجه به اقتصاد خوشبختانه نسبتاً عمومى است؛ همه توجه دارند. حماسه‌ى اقتصادى هم جزو شعار امسال بوده. اميدواريم همچنان كه حماسه‌ى سياسى انجام گرفت، حماسه‌ى اقتصادى هم با همت مسئولين انجام بگيرد. البته كار اقتصادى، كار كوتاه‌مدتى نيست؛ كار يك ماه و دو ماه و يك سال نيست؛ ليكن بايد حركت آغاز شود. روى مسئله‌ى علم هم من تكيه ميكنم. در اين ده سال گذشته، حركت علمى ما خيلى خوب بوده؛ پيشرفت علمى و سرعت پيشرفت، بسيار خوب بوده است؛ اما اين سرعت پيشرفت بايد كند نشود. اگر ما بخواهيم به آن سطح مطلوب برسيم، اگر بخواهيم به خطوط مقدم دانش جهانى برسيم، بايد اين سرعت پيشرفت را همچنان حفظ كنيم.

    كشور عقب‌مانده‌ى ما از لحاظ علمى، تبديل شد به يك كشور پيشرفته‌ى علمى. ما قبل از انقلاب هيچ افتخار علمى در كشور نداشتيم. امروز ديگران درباره‌ى ما ميگويند، مراكز سنجش جهانى درباره‌ى ايران قضاوت ميكنند كه رشد و شتاب پيشرفت علمى، يازده برابرِ متوسط دنيا است. اين چيز كمى است؟ مراكز سنجش علمى پيش‌بينى ميكنند كه تا چند سال ديگر - تا سال ۲۰۱۷ - ايران در رتبه‌ى چهارم علمى دنيا قرار ميگيرد. اين چيز كوچكى است؟ آن كشورى كه از لحاظ علمى هيچ افتخارى نداشت، تبديل شد به اين.

    من به برادرانى كه ميخواهند اطمينان اين مردم را به سمت خودشان جلب كنند، نصيحت ميكنم كه منصفانه حرف بزنند؛ انتقاد كنند، ليكن انتقاد به معناى سياه‌نمائى نباشد؛ به معناى انكار كارهاى بسيار برجسته‌اى نباشد كه چه در اين دولت، چه در دولتهاى قبلى انجام گرفته است و كسانى مثل خود آنها سر كار آمده‌اند و شب و روز تلاش كرده‌اند و آن كارها را انجام داده‌اند. انتقاد به معناى انكار جهات مثبت نيست؛ انتقاد اين است كه انسان كار مثبت را بگويد، نقص و ضعف را هم بگويد. امروز در كشور ما اگر كسى سر كار بيايد، احتياج ندارد كه از صفر شروع كند؛ هزاران كارِ برجسته انجام گرفته است. در سالهاى طولانى، در دوره‌ى مسئوليتهاى مختلف دولتها، هزاران زيرساخت اساسى براى اين كشور به وجود آمده است؛ علم پيشرفت كرده است، صنعت پيشرفت كرده است، كارهاى زيربنائى پيشرفت كرده است، امور بسيار مهم در زمينه‌هاى مختلف برنامه‌ريزى و اجرا شده است؛ اينها را نبايد از دست بدهند؛ هر كارى ميكنند، بايد از اينجا به بعد باشد.

    اين ملت با همه‌ى استعدادى كه دارد، در طول دوران طولانى اختناق ــ كه بعد هم اين اختناق همراه شد با دخالت بيگانگان و سلطه‌ى سياسى و اقتصادى و فرهنگى بيگانگان ــ عقب ماند؛ از جاده‌ى علم عقب مانديم، از سازندگى عقب مانديم، از اقتصاد عقب مانديم، دچار آفتهاى گوناگون فرهنگى و معرفتى شديم. انقلاب اين فرصت را در مقابل ملت ايران گذاشت كه اين عقب‌ماندگى را جبران كند؛ و مى‌بينيد كه در طول سه دهه‌ى گذشته‌ى انقلاب، ملت ايران چه مهارتى از خود نشان داد، چه پيشرفتى كرد، چه استعدادى در وجود خود ارائه كرد به همه‌ى بينندگان در سرتاسر عالم. پيشرفتهاى ملت ايران در اين سه دهه، متناسب با سى سال نيست؛ يك نمونه‌اش پيشرفتهاى علمى است كه مجامع جهانى چاره‌اى ندارند كه به آنها اعتراف كنند؛ كه اعتراف هم كردند. سرعت پيشرفت علمى ما سيزده برابر متوسط جهانى است؛ اين شوخى است؟ در عين حال با اين سرعت پيشرفت، ما هنوز از لحاظ علمى عقبيم. ببينيد ما چقدر عقب بوديم! با اينكه بيش از ده برابرِ متوسط سرعت جهانى داريم حركت ميكنيم، هنوز عقبيم. پس اين سرعت را بايد حفظ كرد. اين بخشى است كه دشمن اعتراف ميكنند؛ يك بخشهائى هم هست كه دشمن نبايد اعتراف كند، اعتراف هم نميكند؛ در زمينه‌ى سياسى همين جور است، در زمينه‌ى اجتماعى همين جور است، در زمينه‌ى سازندگىِ كشور همين جور است، در زمينه‌ى آگاهى و بصيرت عمومى همين جور است؛ اينها را دشمنان ما در تبليغاتشان، در اظهاراتشان مصلحت نميدانند بگويند، كه مبادا ملت ما را تشويق كنند به پيشرفت اين كار. درخصوص اقتدار ملى و آبروى بين‌المللى هم سرعت پيشرفت بايد با همين نسبت ملاحظه شود. اين پيشرفتها به بركت انقلاب است. اما در عين حال اين پيشرفتها همچنان كم است؛ بايد اين پيشرفتها افزايش پيدا كند.
    اگر ملت ايران همين سرعت و شتاب پيشرفت را ــ چه در زمينه‌ى علمى، چه در زمينه‌ى سياسى، چه در زمينه‌ى اجتماعى، چه در زمينه‌ى فرهنگى و معرفتى ــ حفظ كند، بلاشك زمان زيادى طول نخواهد كشيد كه در جايگاه شايسته‌ى خود قرار خواهد گرفت؛ آن چيزى كه شايسته‌ى ملت ايران است.

    ما اطلاع داريم كه اين دفعه هم رسانه‌هاى رسمى و شناخته شده‌ى دشمن - كه هر وقت توانستند، عليه جمهورى اسلامى كار كردند - از مدتى پيش دارند طراحى ميكنند، برنامه‌ريزى ميكنند، برنامه‌سازى ميكنند، براى اينكه دل مردم را نسبت به انتخابات سرد كنند؛ شروع هم كرده‌اند، منتها برنامه‌ريزى‌شان خيلى وسيع‌تر از اين حرفها است؛ ميخواهند مردم پاى صندوق نيايند؛ ميخواهند مردم در اداره‌ى كشور و مديريت كشور سهيم نشوند؛ ميخواهند مردم در صحنه نباشند؛ لذا تلاش ميكنند. اگر حضور مردم نباشد، آنها براحتى ميتوانند تهاجم خودشان را چندين برابر كنند. حضور مردم است كه به نظام اسلامى و به كشور عزيز ما مصونيت ميبخشد. حضور مردم است كه عوامل قدرت و قوّت را در درون ما تقويت ميكند: علم ما پيشرفت ميكند، بصيرت ما پيشرفت ميكند، سازوكارهاى مديريت ما پيشرفت ميكند - همچنان كه در طول اين سالها پيشرفت كرده است - اين به خاطر حضور مردم است، به خاطر انگيزه‌هاى مردم است؛ ميخواهند اين انگيزه‌ها نباشد، لذا سعى ميكنند انتخابات را بى‌رونق كنند.

    سیاست های كلی ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش كشور ...
    4- ایجاد تحول در نظام برنامه ریزی آموزشی و درسی با توجه به:
    1-4- روزآمد ساختن محتوای تعلیم و تربیت و تدوین برنامه درس ملی مبتنی بر فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی و متناسب با نیازهای كشور و انطباق محتوی با پیشرفتهای علمی و فناوری و اهتمام به تقویت فرهنگ و هویت اسلامی-ایرانی.

    در مسائل بين‌المللی سعی اينها اين بود كه ما چون اجلاس غيرمتعهدها را در تهران داشتيم، كاری كنند كه اين اجلاس سست و سبك برگزار شود؛ همه شركت نكنند، يا شركت فعال نكنند. درست عكس آنچه كه آنها ميخواستند، اتفاق افتاد. دو ثلث ملتهای جهان عضو جنش غيرمتعهدها هستند. سران كشورها در تهران شركت كردند، ‌مسئولان بلندپايه شركت كردند. همه ايران را تحسين كردند، همه از پيشرفتهای علمی و فنّاوری و اقتصادی كشور اظهار شگفتی كردند. همه در مقابل ملت ايران احساس تمجيد و تحسين كردند؛ اين را به ما هم گفتند، در مصاحبه‌هايشان هم گفتند؛ به كشورهايشان هم كه برگشتند، اين را همه تصديق كردند. درست نقطه‌ی مقابل آنچه كه دشمنان ملت ايران ميخواستند، اتفاق افتاد؛ نتوانستند تأثير بگذارند.

    [در رابطه با پیشرفتهای سال 91] يك قلم، پيشرفتهای بزرگ علمی در طول سال 91 است. در زمينه‌ی علم و فنّاوری كارهائی شد كه حقيقتاً چشم‌پُركن و برای انسانی كه معتقد به آينده‌ی كشور است، خرسندكننده و خوشحال‌كننده است. يعنی همين سالی كه خواستند بر ملت ايران سخت بگيرند، جوانان عزيز ما، دانشمندان ما ماهواره‌ی ناهيد را به فضا فرستادند؛ كاوشگر پيشگام را با موجود زنده به فضا فرستادند؛ جنگنده‌ی فوق پيشرفته ساخته شد. اهميت هر كدام از اينها به قدری است كه جا دارد يك ملت برای هر يك از اینها اظهار خوشحالی و خرسندی كند، برايش سرود بسازند، جشنواره درست كنند. كارها چون متراكم است، درست تبليغ نميشود و خبررسانيِ كاملی هم انجام نميگيرد. وقتی كه اين موجود زنده به فضا فرستاده شد و سالم برگشت، آنقدر اين قضيه برای دانشمندان دنيا و ناظران بين المللی تعجب‌آور بود كه اول انكار كردند؛ ولی بعد كه ديدند چاره‌ای نيست و حقايق و نشانه‌های درستی و واقعيت را مشاهده كردند، مجبور شدند كه قبول كنند.
    در حوزه‌ی سلامت و مهندسی پزشكی كارهای بزرگی انجام گرفت كه مربوط به سلامت مردم است. در زمينه‌ی زيست‌فنّاوری در منطقه اول شديم. كارهای تخصصی برجسته‌ای در اين زمينه انجام گرفت و اقلام متعدد داروئی بر اين اساس توليد شد. اين همان سالی است كه بر ملت ايران سخت گرفتند، برای اينكه او را از زندگی و از همه‌ی فرآورده‌های استعداد بشری محروم كنند. در همين سال، در حوزه‌ی نانوفنّاوری ــ كه يك انقلاب در زمينه‌ی فنّاوری و صنعت است ــ رتبه‌ی اول را در منطقه پیدا كردیم. در همین سال، در چندین حوزه‌ی علمیِ مهم، مقام اول تولید علم در منطقه بوديم. در ركوردهای علم و تولید علمی، در انتشار مقالات علمی، در سرعت پیشرفت علمی، در سهم كشور در تولیدات علمیِ كل جهان، شاهد پیشرفت بودیم. در مسابقات علمیِ فنّاورانه‌ی دانشجویان، كشور نسبت به سال گذشته سی و یك درصد رشد داشت. در سال 91، تعداد دانشجو به قدری افزایش پیدا كرد كه بیست و پنج برابر اول انقلاب، ما امسال دانشجو داریم. بیست و پنج برابر اول انقلاب، دانشجويان در كشور مشغول تحصیل هستند. اینها پیشرفتهای عظیم ملت ایران است. در حوزه‌ی آب، در حوزه‌ی محیط زیست، در سلولهای بنیادی، در انرژی‌های نو، در گیاهان داروئی، در انرژی هسته‌ای، كشور توانست به پیشرفتهای بزرگی دست پیدا كند. اینها همه مربوط به آن سالی است كه دشمنان ملت ایران همه‌ی تلاش خود را بسیج كردند تا ملت ایران را از كار بیندازند.

    اقتصاد مسئله‌ی مهمی است كه بنده در اين چند سال پی‌در‌پی بر روی آن تكيه كرده‌ام، اما تنها مسئله هم مسئله‌ی اقتصاد نيست؛ امنيت كشور مهم است، سلامت مردم مهم است، پيشرفتهای علمی مهم است و اساس كار و زيربنای كار است ــ كه اگر چنانچه در كشور علم پيشرفت كند، همه‌ی كارهای بعدی آسان خواهد شد ــ استقلال و عزت ملی برای كشور مهم است، زيردست نبودن يك ملت و ارباب نداشتن يك ملت مهم است، نفوذ و اقتدار منطقه‌ای يك ملت و يك كشور پشتوانه‌ی استقلال و امنيت كشور است و مهم است.

    دوستان راجع به علمى كردن ورزش صحبت كردند؛ كاملاً درست است؛ اين جزو حرفهاى من است، بارها هم گفته‌ام. در زمينه‌هاى ورزشى - آنهائى كه قواعد علمى دارد - تعمق علمى كنند؛ كارهاى افزاينده‌ى بر تحقيقات علمى انجام دهند. يك چيزى كه فرض كنيد امروز دنيا در زمينه‌ى فلان ورزش كشف كرده و روى آن كار ميشود، اين كه حرف آخر نيست - مثل خيلى از كارهاى علمى ديگر - حرفهائى بر اساس آنها و بر روى آنها ميشود زد، كه آنها را اعتلاء بدهد، يا حتّى آنها را نسخ كند. خب، اين كارها در ايران انجام بگيرد. ما كه در زمينه‌هاى دشوار علمى، اين همه داريم پيشرفت ميكنيم، به وسيله‌ى همين جوانها بوده است. كارهائى را انجام داديم كه هرگز به خاطر دشمنان ما هم خطور نميكرد كه ايرانى بتواند انجام دهد. خب، اين را هم انجام دهيد.
    سوخت رآكتور تحقيقاتى تهران داشت تمام ميشد، به ما گفتند بايد بيائيد اورانيوم 5/3 درصدتان را به فلان كشور بدهيد تا او تبديل كند به 20 درصد؛ بعد او بدهد به فلان كشور، كه او تبديل كند به سوخت؛ بعد با اجازه‌ى آقايان دنيا، اين سوخت بيايد داخل! يعنى از چندين خان بگذرد، كه قطعاً هم نميگذشت. اگر چنانچه ما ميخواستيم سوخت هسته‌اى را براى همين رآكتورهاى تحقيقاتى كه در اينجا داريم، از اينها بخريم، تا ملت ايران را ذليل و تحقير نميكردند، ذره‌اى از آن را به ما نميدادند. يك وقتى من گفتم اگر همين نفتى كه ما امروز داريم، مال اروپائى‌ها بود و بنا بود ما از آنها نفت يا بنزين بخريم، بطرى بطرى‌اش را با قيمتهاى گزاف به ما ميفروختند. آنها اينجورى‌اند. خب، اينها فكر ميكردند كه ما براى خريد سوخت 20 درصد مجبور خواهيم شد و زير بار خواهيم رفت؛ لذا اين موانع را درست كردند. اما جوانهاى ما آمدند كار تحقيقاتى كردند و سوخت 20 درصد را خودشان درست كردند. بعد آنها خيال ميكردند كه ما نميتوانيم صفحه‌ى سوخت و ميله‌ى سوخت درست كنيم؛ اما جوانهاى ما درست كردند و كار گذاشتند. حالا آنها مانده‌اند در مقابل عمل انجام شده‌ى ملت ايران!
    كارهاى به اين پيچيدگى و به اين بزرگى دارد انجام ميگيرد؛ در زمينه‌ى ورزشى هم چه اشكالى دارد كه كارهاى بزرگى انجام شود؟ قواعدى كه امروز در مورد ورزش در دنيا وجود دارد؛ چه ورزشهاى انفرادى مثل كشتى و وزنه‌بردارى، و چه ورزشهاى دسته‌جمعى، مورد مداقه‌ى علمى قرار بگيرد، بر اينها افزوده شود، يك بخشهائى از آن اصلاح شود. ورزش را از لحاظ علمى جلو ببريد.

    عظمت كنونی و مركزیت فكری ملت ایران در دنیای اسلام، تسلط گفتمان دینی در كشور، پیشرفت‌های علمی و فناوری، نفوذ سیاسی و بین‌المللی نظام اسلامی و اقدامات زیربنایی عدالت‌محور در كشور، دستاوردهای شگرفی است كه قبل از انقلاب اسلامی و یا در ابتدای پیروزی آن غیر قابل تصور بود.

    كشورهائى در همين منطقه‌ى ما هستند و سى و چند سال در مشت آمريكا بودند، دولتهاشان نوكر و مطيع و فرمانبر آمريكا بودند؛ آنها كجا هستند؟ ملت ايران هم سى و چند سال در مقابل آمريكا ايستاده؛ ملت ايران كجاست؟ در مقابل سى سال فشار آمريكا، ملت ما از لحاظ پيشرفت علمى، پيشرفت اقتصادى، پيشرفت فرهنگى، آبروى بين‌المللى، نفوذ و اقتدار سياسى، به جائى رسيده است كه در دوران رژيمهاى پهلوى و قاجار خوابش را هم نميديدند؛ نه مردم، نه مسئولان. ما تجربه كرديم، ما امتحان كرديم.

    امروز ملت ايران بيدار است. چهره‌ى آمريكا نه فقط در ايران، در منطقه شناخته شده است؛ ملتها به آمريكا سوء ظن دارند و اين سوء ظن قرائن متعددى براى آنها دارد؛ ملت ايران هم دست آمريكا را خوانده است، ميفهمد كه مقصود آنها چيست؛ ملت بيدار است. امروز اگر كسانى بخواهند سلطه‌ى آمريكا را مجدداً در اين كشور بر قرار كنند، بخواهند از منافع ملى، از پيشرفت علمى، از حركت مستقل صرف‌نظر كنند براى خاطر رضايت آمريكا، ملت گريبان اينها را خواهد گرفت؛ بنده هم اگر بخواهم بر خلاف اين حركت عمومى و خواست عمومى حركت كنم، ملت اعتراض خواهد كرد؛ معلوم است. همه‌ى مسئولين موظفند منافع ملى را رعايت كنند؛ استقلال ملى را رعايت كنند؛ آبروى ملت ايران را حفظ كنند.

    مصداق عینی تحقق وعده‌ی الهی، نظام جمهوری اسلامی است كه به‌رغم همه‌ی فشارها و طراحی‌های دشمن، بعد از گذشت 34 سال، اكنون یك نظام محترم، مقتدر، اثرگذار در مسائل منطقه‌ای و جهانی، دارای ملتی بزرگ، فهیم، دشمن‌شناس و لحظه‌شناس و دارای پیشرفت‌های بزرگ علمی است.

    يك مسئله‌ى ديگر، تربيت علمى جوانهاست. بايد كشورهاى اسلامى از لحاظ علم و فناورى پيشرفت كنند. گفتم غرب و آمريكا به بركت علم توانستند بر كشورهاى دنيا مسلط شوند؛ يكى از ابزارهاشان علم بود؛ ثروت را هم با علم به دست آوردند. البته مقدارى از ثروت را هم با فريبگرى و خباثت و سياست به دست آوردند، اما علم هم مؤثر بود. بايد علم پيدا كرد. روايتى است كه فرمود: «العلم سلطان من وجده صال و من لم يجده صيل عليه». بايد علم پيدا كنيد. علم كه پيدا كرديد، پنجه‌ى قوى پيدا خواهيد كرد. اگر علم نداشته باشيد، كسانى كه داراى پنجه‌ى قوى هستند، دست شما را ميپيچانند. جوانهاتان را به علم تشويق كنيد؛ اين كار ممكن است؛ ما در ايران اين كار را كرديم. ما قبل از انقلاب در رديفهاى آخرِ آخرِ علمى دنيا قرار داشتيم، كه هيچ نگاهى به طرف ما جلب نميشد. امروز به بركت انقلاب، به بركت اسلام، به بركت شريعت، كسانى كه در دنيا ارزيابى ميكنند، گفتند و در دنيا منتشر شد كه ايران امروز از لحاظ علمى در رتبه‌ى شانزدهم دنياست. اين مال چند ماه قبل از اين است. خود آن مراكزى كه اين بيان را كردند، پيش‌بينى كردند و گفتند تا چند سال ديگر - معين كردند تا چه سالى؛ مثلاً تا ده سال، دوازده سال ديگر - ايران به رتبه‌ى تك‌رقمى خواهد رسيد؛ آنها گفتند چهارم در دنيا. اين به اين خاطر است كه شتاب علمى در ايران، شتاب زيادى است. البته ما از دنيا هنوز خيلى عقبيم. شتاب ما چندين برابر متوسط شتاب دنياست، اما باز عقبيم. اگر با اين شتاب پيش برويم، به جلو خواهيم رسيد. اين حركت در دنياى اسلام بايد ادامه پيدا كند. كشورهاى اسلامى داراى استعدادند. جوانهاى خوبى داريم، جوانهاى خوبى داريد؛ استعدادهاى خوبى هستند. يك روز در بخشى از تاريخ، علم دنيا دست ما مسلمانها بوده؛ چرا امروز اينجور نشود؟ چرا توقع و انتظار نداشته باشيم كه تا سى سال ديگر دنياى اسلام بشود مرجع علمى دنيا، كه همه براى مسائل علمى به كشورهاى اسلامى مراجعه كنند؟ اين آينده‌ى ممكنى است؛ همت كنيم، تلاش كنيم. اينها همه‌اش به بركت اسلام و به بركت انقلاب پيش مى‌آيد. نظام دينى اثبات كرد كه ميتواند سرعت و شتاب بيشترى داشته باشد.

    جمهورى اسلامى از برگزارى جلسات نشستهاى انديشه‌هاى راهبردى چند هدف عمده دارد، كه اين هدفها را ما نميخواهيم فراموش كنيم و از جلوى چشممان خارج كنيم. يكى اين است كه كشور در مقولات زيربنائى، نياز شديدى دارد به فكر، انديشه، انديشه‌ورزى. خيلى از مقولات اساسى وجود دارد، كه حالا اين چهارمى است كه داريم مطرح ميكنيم، و مى‌بينيم احتياج داريم به اين كه در آنها انديشه‌ورزى كنيم و فكر را به كار بيندازيم. بنده در يك ديدار ماه رمضان در اين حسينيه كه با جمعى از دانشگاهيان بود - حالا يا اساتيد، يا دانشجويان؛ يادم نيست - آنجا اشاره كردم به سخن يكى از حضار و سخنرانان سال قبلِ همان جلسه، كه به من خطاب كرده بود كه شما كه اين چند ساله اينقدر روى مسئله‌ى علم و پيشرفت علمى و شكوفائى علمى تكيه ميكنيد، روى فكر هم تكيه كنيد. من فكر كردم، ديدم بسيار حرف مهمى است. خب، ما اينجا هم گفتيم كه برويم فكرى بكنيم براى فكر، براى انديشه‌ورزى، فعال كردن انديشه‌ها. البته اين مسئله شرائطى دارد، زمينه‌هائى دارد، امكاناتى دارد؛ بعضى‌اش را داريم، بعضى‌اش را نداريم، ميتوانيم كسب كنيم. اين جزو چالشهاى اساسى يك ملت است؛ ملتى مثل ما كه مانند مرداب يك جا نمانده؛ مثل رودخانه‌ى خروشان در جريان است. ما اينجوريم ديگر؛ ما در حال جريانيم، داريم پيش ميرويم. زد و خورد و به اين طرف و آن طرف خوردن و مواجه شدن با مانع هست، اما پيشرفت متوقف نميشود. ما يك چنين ملتى هستيم؛ پس احتياج داريم به اين كه به اين مسئله فكر كنيم. بنابراين نياز شديد كشور به فكر و انديشه، بخصوص در مقولات زيربنائى، يكى از هدفهاى اين جلسات است.

    امروز دشمن به خاطر حوادث شمال آفريقا، به خاطر پيشرفت علمى ايران - البته آنها ميگويند پيشرفت هسته‌اى، ليكن دروغ ميگويند؛ عمده‌ى مشكل آنها پيشرفت علمى شماهاست - به خاطر تأثيرى كه ملت ايران بر روى ملتهاى ديگر گذاشته است، به خاطر اين بيدارى اسلامى كه پيدا شده، ناراحت و عصبانى است. دشمن احساس شكست ميكند، احساس ناكامى ميكند؛ لذا ناراحت است. البته ژستى كه دولتمردان و دولتزنان آمريكا ميگيرند، ژست پيروز است؛ كه بله، ما چنين و چنان كرديم؛ ليكن خودشان هم ميدانند، ديگران هم ميدانند، محافل سياسى و محافل مطبوعاتى دنيا هم ميدانند كه قضيه چه خبر است؛ ميفهمند كه دولت آمريكا در اين درگيرى، در اين مبارزه‌ى كلان، در اين حوادث، شكست خورده؛ خب، ناراحتند.

    نفس خدمتگزارى براى آحاد مردم، يك نعمت الهى است؛ يك موهبت است؛ حالا چه خدمتگزارى در مجموعه‌هاى رسمى باشد - مثل همين مسئوليتهائى كه دوستان و برادران و مديران در استان دارند - و چه در قالبهاى رسمى نباشد؛ مثل خدمت به دين مردم، خدمت به فرهنگ مردم، خدمت به پيشرفت علمى مردم، خدمت به تقسيم و توزيع درست ارزاق بين مردم، برآوردن حوائج گوناگون، به هر شكلى كه باشد. بنابراين نفس توفيق خدمتگزارى، يك نعمت است؛ اين نعمت را بايد شكرگزارى كرد.

    امروز كشور در مقايسه با ده سال پيش، با بيست سال پيش، از لحاظ جايگاه علمى، جايگاه صنعتى، جايگاه اجتماعى، روحيه‌ى مردم، بسيار پيشرفته‌تر است؛ استحكام نظام، بسيار بيشتر است. خب، اين دليلِ چيست؟ اين دليلِ اين است كه يك نيروى درونىِ سازنده‌ىِ حقيقى در اين كشور وجود دارد كه اين بر همه‌ى ترفندها و توطئه‌ها و مشكل‌تراشى‌هاى دشمن غلبه پيدا ميكند؛ اين امر واضحى است. پس دست ما پر است، پس ما توانائى داريم. ما ميتوانيم به دست خودمان، اين توانائى را از بين ببريم. اگر روحيه‌ها را تضعيف كنيم، اگر اميدها را كم كنيم، اگر فرصتها را ضايع كنيم، اگر افق را به نظر جوانان خودمان - كه اميدهاى ما هستند - تيره و تار جلوه دهيم، ما به دست خودمان، خودمان را تضعيف كرده‌ايم. نبايد اين كار را بكنيم؛ اين دست ماست. همه مسئولند؛ منتها مديران، مسئولان بخشهاى گوناگون دولتى، مسئوليت بيشترى دارند.

    خب، در بين مطالبى كه دوستان بيان كردند - هم دوستانى كه از دانشگاه سخن گفتند، هم دوستانى كه از آموزش و پرورش مطالبى بيان كردند - نكات بسيار خوبى بود، نكات دقيقى بود. ما حقيقتاً نيازمند آن هستيم كه بساط آموزش را و پرورش را در كشورمان رونق دهيم. مسئله‌ى انقلاب اسلامى و نظام جمهورى اسلامى فقط اين نبود و نيست كه حالا يك كشورى در عِداد كشورهاى ديگر و در مسابقه‌ى با آنها قرار گيرد، از لحاظ پيشرفت مادى و پيشرفت علمى و پيشرفت نظامى و پيشرفت سياسى؛ آنطورى كه معمولاً سران كشورها دنبال آن هستند. مسئله‌ى اسلام و تشكيل حكومت در اسلام، مسئله‌ى يك صيرورت است؛ يك تحول در اندرون انسانى است. در درون ما، هم عناصر فرشتگى وجود دارد، هم عناصر سبعيت؛ «لقد خلقنا الانسان فى احسن تقويم. ثمّ رددناه اسفل سافلين». يعنى استعداد علوّ و ترقى و تعالى و استعداد تنزل و سقوط، تقريباً شايد بشود گفت بى‌نهايت در ما افراد انسان وجود دارد.

    خودباورى را بايد در جوانهامان، در كودكانمان تقويت كنيم. من مى‌بينم، گاهى به من گزارش ميرسد كه فلان معلم سر كلاس، يا فلان استاد در سر كلاس دانشگاه، از يك پيشرفت علمىِ مسلّم اظهار ترديد كرده؛ اين اتفاق افتاده. فرض كنيد در زمينه‌ى سلولهاى بنيادى، در زمينه‌ى نانوتكنولوژى، در زمينه‌هاى گوناگون علمى - كه حالا خوشبختانه پيشرفتهاى علمى كشور در بخشهاى مختلف خيلى زياد است - يك اتفاقى افتاده؛ اين يك اتفاقِ حقيقى است، قابل ترديد نيست، جلوى چشم است، ملموس است؛ اما اين آقا در كلاس دانشگاه يا كلاس دبيرستان، شروع ميكند به خدشه كردن: نه آقا، اينجورى نيست؛ معلوم نيست! ما چه انگيزه‌اى داريم؟ اگر فرض كنيم خود ما هم ترديد داريم در اين كه اين پيشرفت تحقق پيدا كرده، چه داعى‌اى داريم آن را به جوان مخاطبمان القاء كنيم؟ خب، برويم تحقيق كنيم؛ براى خودمان روشن شود كه شده يا نشده. اين خودباورى را تزريق كردن و به وجود آوردن، يكى از كارهاى اصلى است.

    خوشبختانه فضاى گفتمانى در كشور در جهت پيشرفت علم است؛ اين ديگر بحمدالله تثبيت شده و جاافتاده است. حركت علمى در كشور، يك حركت پرشتابى است - همين طور كه آمارهاى جهانى هم اين را نشان ميدهد - ولى نگرانى من از اين است كه احساس رضايتى كه از اين موقعيت و از اين وضعيت به ما دست ميدهد، ما را بى‌خيال كند، همت ما را كم كند. برميگردم به آن حرف اول، كه عزيزان من! هم شما در آغاز يك راهيد، هم كشور در آغاز يك راه است. ببينيد، ما به خاطر خباثت و سستى و استبداد و وابستگى حكومتهاى گوناگونى كه در طول دورانهاى اخير داشتيم، از قافله‌ى علمى جهان عقبيم. تقريباً شايد بشود گفت سه قرن، ما عقبيم. ما غفلت كرديم. رهبران سياسى كشور، زمامداران كشور غرق در عيش و نوش و رسيدگى به نيازهاى شخصى و تكبر و استكبار نسبت به مردم شدند؛ از اوضاع و احوال دنيا غافل شدند؛ هم از لحاظ سياسى ضرر كرديم، هم خسارتبارتر، از لحاظ پيشرفت علمى ضرر كرديم. در اين ميدان مسابقه كه در قرنهاى گذشته ما جلوتر از ديگران بوديم، بعد از آنكه همه‌ى دنيا تقريباً يك جور حركت ميكردند، ملتهائى توانستند به يك وسيله‌ى نقليه‌ى سريع‌السيرى دست پيدا كنند، از ما جلو افتادند؛ لذا فاصله‌ى ما هى زياد شد. آنها چون جلوتر از ما بودند، جلوتر از ما به وسيله‌ى نقليه‌ى سريع‌السيرترى دست پيدا كردند؛ لذا فاصله بيشتر شد - اين يك تمثيل است - ما كه متوقف بوديم، يا حداكثر به پسمانده‌هاى كارهاى ديگران و ساخته‌هاى ديگران اكتفاء ميكرديم، فاصله‌ى ما با دنيائى كه روزبه‌روز ميدانهاى جديدى را كشف ميكرد، بيشتر شد. انقلاب اسلامى آمد، همه‌ى ماها را بيدار كرد، همتها را در ما برانگيخت، استعدادها به ميدان آمدند. شتابى كه ما امروز داريم، ده برابر، يازده برابر، سيزده برابر شتاب متعارف و متوسط علمى در دنياست. اين خيلى خوب است، اما فاصله زياد است. اگر چنانچه مثلاً بيست سال - حالا من كه ميگويم بيست سال، روى محاسبه‌ى دقيق نميگويم؛ همين طور حدسى ميگويم - ما همين شتابِ ده برابر را، دوازده برابر نسبت به پيشرفت علمى جهان را ادامه دهيم، خواهيم رسيد به آن نقطه‌اى كه متناسب ملت ايران است؛ متناسب تاريخ ماست، گذشته‌ى ماست، مواريث علمى ماست، و متناسب اهميت ماست. بنابراين نبايد بگذاريم اين حركت از دوْر بيفتد. اگر حركت از دوْر افتاد، بازيابى و بازسازى آن دشوارتر خواهد بود. و اين كارِ شما جوانهاست. جوانها بايد همتهاى خود را زياد كنند. احساس كنيد كه هم شما در آغاز يك راه طولانى و مهميد، هم كشور در آغاز يك راه طولانى و مهم است.
    البته من به هيچ وجه توصيه نميكنم كه شما مرعوب پيشرفتهاى غرب شويد - ابدا - آن پيشرفتها به خاطر زودتر وارد يك مرحله شدن و متكى به ظلم و استكبار و استعمار است. اگر انگليسى‌ها هند را، برمه را، آن منطقه‌ى ثروتمند آسيا را استعمار نميكردند، غصب نميكردند، ثروتهايش را بالا نميكشيدند - كه خود هندى‌ها در يك دوره‌ى تاريخى، خيلى خوب اين وضع را ترسيم كردند - مسلّماً نميتوانستند به اينجا برسند. اينها مثل زالو از ديگران مكيدند و خودشان را فربه كردند؛ ما نميخواهيم اين كار را بكنيم. ما به هيچ وجه به دنبال مكيدن ديگران نيستيم. ما درون‌زائى و درون‌جوشى را تقويت ميكنيم، و معتقديم ميشود، و ان‌شاءالله پيش خواهيم رفت. بنابراين، اين نكته‌ى اول، كه نگذاريد حركت از دوْر بيفتد.

    در علم ما پيشرفت كرديم، در فناورى برخاسته‌ى از علم پيشرفت كرديم. من همين دانشگاه علوم دريائى را بيست سال، بيست و چهار سال، بيست و پنج سال قبل آمده‌ام بازديد كردم. البته از آن وقت تا حالا، بارها بازديد كردم. آن وقتِ اين دانشگاه را هم ديدم، امروزِ اين دانشگاه را هم دارم مى‌بينم، قابل مقايسه نيستند. رشد انگيزه‌ها كه دنبال خود، رشد حركت علمى را دارد، يك پديده‌ى شگفت‌آور است كه انسان را واقعاً دچار خرسندى عميق ميكند؛ آدمى را كه آگاه هست، دچار شگفتى ميكند. البته در همه جا همين جور است؛ در دانشگاه‌هاى كشور همين جور است، در پژوهشگاه‌هاى كشور همين جور است، در مراكز علمى‌اى كه نبوده است و توليد شده است و به وجود آمده است، همين طور است، اميد دانشمندان ما همين جور است. دانشمندان نسلهاى گذشته‌ى ما كه وجودشان هم خيلى براى ما محترم است و ما از هر كسى كه در راه دانش زحمتى كشيده تقدير ميكنيم و احترام برايش قائليم، چون مال يك مرتبه‌ى ديگرى بودند، پيشرفتهاى علمىِ نسل جوان را سرِ همين قضيه‌ى پيشرفتهاى صنعت هسته‌اى باور نميكردند! من اين را شايد يك بار دو بار ديگر هم گفته‌ام. وقتى اين پيشرفتها حاصل شده بود، چند نفر از دانشمندان برجسته‌ى ما كه من اينها را ميشناختم، هم از لحاظ علمى برجسته‌اند، هم از لحاظ نيت، انسانهاى صادق‌النيّه‌اى هستند، به من نامه نوشتند، گفتند آقا باور نكنيدها، باور نكنيد! اينى كه ميگويند، اين نميشود، نشده! هم پيشرفتهاى هسته‌اى را، هم آن پيشرفتهاى مربوط به سلولهاى بنيادى را كه جزو جلودارهاى اين حركت علمىِ جديدِ چندين ساله‌ى اخير بود. باور نميكردند، اما اتفاق افتاده بود و بود. گذشت زمان هم بيشتر نشان داد كه بله، اين پيشرفتها واقع شده. يعنى حركت علمى، حركتى است كه براى آن نسل گذشته‌ى ما كه گفتم هم دانششان، هم خيرخواهى و نيت صادقانه‌شان براى ما معلوم است، قابل باور نبود. و من امروز به شما عرض ميكنم اين جوانهاى ما كارهائى دارند در زمينه‌هاى علمى و پيشرفتهاى علمى و اكتشافات و ساخت و سازهاى علمى ميكنند كه باز شايد براى بعضى نسلهاى متوسط ما هم قابل باور نباشد، اگرچه حالا يواش يواش ديگر همه اين پيشرفت را باور كردند.
    مراكز جهانى اعلام ميكنند كه رشد علمى ايران گاهى يازده برابر، گاهى سيزده برابر در آمارهاى گوناگون، نسبت به رشد علمى متوسط دنيا جلو است! البته معنايش اين نيست كه ما از لحاظ علمى جلوتر از همه‌ى مراكز دنيا هستيم؛ نه، ما عقب‌ماندگى‌مان زياد است، رشدمان سريع است. اگر به اين رشد با همين سرعت ادامه بدهيم، بله ممكن است در سالهاى آينده، ده سال ديگر، پانزده سال ديگر در رتبه‌هاى اول دنيا قرار بگيريم در همه‌ى بخشهاى دانش و فناورى، اما الان هنوز نه، الان وسط راهيم، داريم حركت ميكنيم. اين، بخش علمى.

    يك واقعيت ديگر اين است كه ما در همين شرائط تهديد، پيشرفت كرديم. در طول اين سالهاى متمادى، ما در همه‌ى حوزه‌ها جلو رفتيم؛ در حوزه‌ى دانشهاى پيچيده پيشرفت كرديم؛ در حوزه‌ى فناورى‌هاى مورد نياز كشور پيشرفت كرديم؛ در زمينه‌ى دارو، حمل و نقل، مسكن، آب، راه، كشور پيشرفتهاى برجسته‌اى كرده؛ كه امروز بخشى از آمارها را آقاى رئيس جمهور گفتند و شما شنيديد. با وجود همه‌ى اين فشارها، كشور در طول اين سالها مرتب جلو رفته است. در حوزه‌ى بعضى از دانشهاى مهم و انحصارى و منحصربه‌فرد - در ليزر، در نانو، در سلولهاى بنيادى، در صنعت هسته‌اى - كشور رتبه پيدا كرده. خب، اينها الگوسازى در دنياى اسلام است؛ اين يك واقعيتى است. ما متوقف نمانديم، ما دائم پيش رفتيم. نظام جمهورى اسلامى با همه‌ى اين تهديدهائى كه وجود داشته است - از قبيل تحريم و غيرتحريم و تهديد و كارهاى گوناگونِ پيچيده‌ى امنيتى و سياسى و غيره - اين پيشرفتها را داشته است. اين هم يك واقعيت است؛ اين هم تحليل نيست؛ اين هم محسوساتى است كه جلوى چشم همه‌ى ماست. شما مسئولين محترم هم بهتر از آحاد مردم اينها را ميدانيد.

    يك روزى بود كه مسئولين ما قانع بودند كه اجازه بدهند ما ۲۵ سانتريفيوژ در كشور داشته باشيم؛ آنها گفتند نميشود! اينها قانع شدند كه ۵ تا سانتريفيوژ داشته باشيم؛ باز هم گفتند نميشود! مسئولين ما قانع شدند كه ۳ تا سانتريفيوژ داشته باشيم؛ باز هم گفتند نميشود! امروز گزارش را شنيديد، یازده هزار سانتريفيوژ داريم! اگر ما آن عقب‌نشينى‌ها را، آن انعطافها را ادامه ميداديم، امروز از پيشرفت هسته‌اى كه هيچ خبرى نبود، به اين نشاط علمى هم كه در چند سال اخير در كشور وجود پيدا كرده - اين حركت علمى، اين جوانها، اين ابتكارات، اختراعات، پيشرفتهاى گوناگون در بخشهاى مختلف - قطعاً لطمه ميخورد؛ چون اولاً نسبت به هر يك از آنها ممكن بود يك بهانه‌اى بياورند؛ ثانياً حركت هسته‌اى و صنعت هسته‌اى، نماد پيشرفت يك كشور است. اين هم يك واقعيت ديگر است.

    از روز اول سعى كردند این نور را در این كشور خاموش كنند. سى و سه سال آنها همه‌ى توانشان را به كار بردند، اما این نور روزبه‌روز گسترده‌تر شد، روزبه‌روز تلألؤ آن بیشتر شد؛ نه فقط نتوانستند پرچم حاكمیت اسلام را در این كشور پائین بكشند، بلكه این ملت روزبه‌روز پیشرفت كرد. امروز سرعت پیشرفت علمى ملت ایران، یازده برابرِ متوسط دنیاست؛ این طبق آمارهائى است كه مراكز علمىِ بین‌المللى دارند اعلام میكنند و اطلاع میدهند. امروز در ابعاد مختلف و در زمینه‌هاى گوناگون ـ در زمینه‌هاى سیاسى، در زمینه‌هاى علمى، در زمینه‌ى بِناء و پیشرفت سازندگى ـ كشور ما بسرعت در حال پیشرفت است.

    وقتى ادبيات انقلابى امام را ملاحظه ميكنيد، مى‌بينيد تكيه‌ى اصلى بر روى ساخت درونى ملت است؛ احياى روح عزت، نه با تفاخر، نه با غرور، نه با به‌خودبستن، بلكه با استحكام ساخت درونى. آنچه كه ما بايد به آن توجه كنيم، اين است كه اين يك كارِ مقطعى نيست؛ اين يك كارِ مستمر است، يك كارِ ادامه‌دار است. ملت بايد با عوامل ركود و ايستائى مقابله كند. عواملى وجود دارد كه يك انسان پيشرو را، يك ملت پيشرو را متوقف ميكند. بعضى از اين عوامل در درون خود ماست؛ بعضى از اين عوامل، تمهيدات دشمن است. اگر بخواهيم دچار ركود نشويم، دچار ذلت نشويم، دچار عقبگرد نشويم، دچار همان وضعيت دوزخىِ قبل از انقلاب نشويم، بايد حركتمان متوقف نشود. اينجاست كه با يك مفهومى به نام «پيشرفت» روبه‌رو ميشويم. بايد دائم پيشرفت كنيم. اين عزت ملى، اين استحكام درونى، اين ساخت مستحكم، بايستى دائم در حال جلو رفتن باشد و ما را به پيشرفت برساند. اين دهه به «دهه‌ى پيشرفت و عدالت» نامگذارى شده است. عدالت هم در دل پيشرفت است. پيشرفت، فقط پيشرفت در مظاهر مادى نيست؛ در همه‌ى ابعاد وجودى انسان است؛ كه درونش آزادى هم هست، عدالت هم هست، اعتلاى اخلاقى و معنوى هم هست؛ اينها همه در مفهوم پيشرفت هست. البته در آن، پيشرفت مادى، پيشرفت مظاهر زندگى، پيشرفت علمى هم وجود دارد. امام با آن حركت خود، ما را در جاده‌اى قرار داد كه بايد در اين جاده پيش برويم. هرگونه توقف در اين جاده، ما را به عقبگرد ميرساند. ملتى كه از حقيقت عزت برخوردار شده است و در جاده‌ى پيشرفت قرار گرفته است، اگر اين نعمت را كفران كند، آن وقت مصداق اين آيه‌ى شريفه ميشود كه: «أ لم تر الى الّذين بدّلوا نعمت اللّه كفرا و احلّوا قومهم دار البوار. جهنّم يصلونها و بئس القرار»؛ دنيا دوباره دوزخ خواهد شد، زندگى دوباره تلخ خواهد شد. ملتها اگر ايستادگى نكنند و پيش نروند، دوباره همان سختى و سياهىِ دوران ذلت بر سر آنها سايه‌افكن خواهد شد.

    يك عرصه‌ى مهم اقتصادى ديگر كه در سال 90 با همت اين ملت انجام گرفته است، عرصه‌ى علم و فناورى است. علم و فناورى يكى از پايه‌هاى اقتدار اقتصادى يك ملت است. يك ملت با داشتن دانش پيشرفته، فناورى پيشرفته، هم به ثروت ميرسد، هم به استغناى سياسى ميرسد، هم آبرومند ميشود، هم دستش قوى ميشود. به خاطر كليدى بودن مسئله‌ى پيشرفت علم و فناورى، من نسبت به اين مسئله حساسم. از راه‌هاى مختلف، كانالهاى مختلف، گزارشهاى متفاوتى را تقريباً به طور مستمر دريافت ميكنم و ميتوانم به شما قاطعانه عرض كنم كه سطح پيشرفتهاى كشور بسيار بيشتر از آن چيزى است كه تاكنون به اطلاع مردم رسيده است.
    بر اساس گزارش مراكز علمى معتبر دنيا - اين گزارش مربوط به مراكز علمى خود ما نيست - سريع‌ترين رشد علمى جهان، امروز در ايران دارد انجام ميگيرد. در سال 90 كه تقريباً برابر بود با سال 2011 ميلادى، گزارش مراكز علمى معتبر اين است كه در سال 2011 - كه سه ماه پيش اين سال تمام شد - ملت ايران نسبت به سال قبل، يعنى سال 2010 ميلادى، رشد علمى و پيشرفت علمى‌اش بيست درصد افزايش داشته است. معناى اينها چيست؟ در شرائطى كه دشمنان ملت ايران بر روى سقوط ملت ايران شرطبندى ميكردند و ميگفتند ما تحريمهاى فلج‌كننده را براى ملت ايران در نظر گرفتيم، ملت ايران اينجورى عمل كرده است.
    گزارش ميدهند - اين هم باز گزارش مراكز علمى معتبر دنياست - كه در منطقه، ايران در رتبه‌ى اول سطح علمى، و در كل جهان در رتبه‌ى هفدهم است. اين گزارش كسانى است كه اگر بتوانند گزارش خلاف عليه ما بدهند، امتناع نميكنند؛ اين را اينجور اعتراف ميكنند. سال 90 ما در زيست‌فناورى پيشرفت كرديم، در نانوفناورى پيشرفت كرديم، در هوافضا پيشرفت كرديم - كه ماهواره‌ى نويد پرتاب شد - در صنعت هسته‌اى پيشرفت كرديم، كه غنى‌سازى بيست درصد محصول سال 90 است. اين غنى‌سازى بيست درصد، همان چيزى است كه در سال 89 آمريكائى‌ها و ديگران براى توليد آن شرط گذاشتند. ما ميبايد براى مركز اتمىِ آزمايشگاهى تهران كه مال راديوداروهاست، اورانيوم غنى‌شده‌ى بيست درصد تهيه ميكرديم؛ چون سوخت بيست درصدمان تمام شده بود. آنها براى اين كار شرط گذاشتند و گفتند بايد اورانيومى را كه توليد كرده‌ايد، خارج بفرستيد؛ اما ما قبول نكرديم. آمريكائى‌ها دولت برزيل و دولت تركيه را واسطه كردند كه با ما صحبت كنند، ميانه را بگيرند؛ چيزى مورد توافق به وجود بيايد. ما قبول كرديم. مسئولين تركيه، مسئولين برزيل به اينجا آمدند و با رئيس جمهور ما نشستند بحث كردند، صحبت كردند و يك نوشته‌اى را امضاء كردند. بعد كه اين توافقنامه امضاء شد، آمريكائى‌ها زدند زير قولشان! آنها نميخواستند اين قرارداد امضاء بشود؛ ميخواستند امتياز زيادى بگيرند، زورگوئى كنند، باج بگيرند. به خاطر بدقولى‌اى كه آمريكائى‌ها كردند، دولت برزيل و دولت تركيه پيش ما شرمنده شدند. ماجراى اين بيست درصد اين است.
    با وجود اين‌همه مشكلات، اين‌همه مانع‌تراشى‌ها، جوانان ما گفتند خودمان درست ميكنيم. در سال 90 اورانيوم غنى‌شده‌ى بيست درصد را اينها براى سايت هسته‌اى تهران توليد كردند و آن را به دنيا اعلام كردند؛ دشمنان ما ماندند متحير! با اينكه ميدانند مركز هسته‌اى تهران مخصوص راديوداروهاست - يعنى براى نياز بيمارستانها و آزمايشگاه‌هاى ما در سرتاسر كشور است و هزاران بيمار به اين راديوداروها احتياج دارند - درعين‌حال نميدادند، نميفروختند، شرط ميگذاشتند، باجگيرى ميكردند. جوانان ما خودشان آن را تهيه كردند. كار پيچيده‌اى هم بود، كار سختى هم بود، اما از عهده برآمدند و انواع و اقسام راديوداروها الان در همين مركز تهران با سوخت داخلى توليد ميشود. اين مال سال 90 است.
    در سال 90، در همين صنعت هسته‌اى، توليد صفحه‌ى سوخت را در كشور انجام دادند؛ كه اگر من بخواهم آن را هم شرح بدهم، طولانى ميشود. اجمالاً، آن وقتى كه صحبت تبادل اورانيوم توليد داخل بود، ميگفتند اورانيوم سه و نیم درصد را به روسيه بدهيد، روسيه 20 درصد كند؛ او بدهد به فرانسه، فرانسه صفحه‌ى سوخت درست كند، بدهد به شما؛ يعنى هفت خان رستم! دانشمندان ما، جوانان ما گفتند ما خودمان اين صفحه‌ى سوخت را درست ميكنيم؛ همت كردند، درست كردند، گزارش دادند، نشان دادند. اين مال سال 90 است.
    افزايش شش برابرى داروهاى نوتركيب، افزايش صادرات كالا و خدمات دانش‌بنيان؛ اينها همه مربوط به سال 90 است. اينها بخشى از دستاوردهاى «سال جهاد اقتصادى» است. اينها پيشرفت علمى است، پيشرفت فناورى است، نشان دهنده‌ى اقتدار علمى كشور است، اما داراى تأثير مستقيم اقتصادى براى كشور است. جهاد اقتصادى يعنى اين.
    من در پايان سال 90 - در همين هفته‌ى گذشته - بازديدى داشتم از پژوهشگاه صنعت نفت. انسان در آنجا چيزهائى را مشاهده ميكند كه نظائر آن را در بعضى از بازديدهاى ديگر، در پژوهشگاه‌هاى گوناگون علمى كشور مى‌بيند و به اين نتيجه ميرسد كه اينها استثناء نيست؛ قاعده است. اين پديده‌هاى مهم كه يك روزى ملت ما در خواب هم اين پيشرفتها را نميديد، تحقق پيدا كرده و به شكل قاعده درآمده است.

    همان طورى كه اولِ سال گذشته اعلام شد، سال 90، سال جهاد اقتصادى بود. اگرچه هوشمندان و آگاهان ميدانستند كه اين نام و اين جهتگيرى و شعار براى سال 90 يك امر لازم است، اما بعد تلاشهاى دشمنان در اين سال هم همين را اثبات كرد و نشان داد. دشمنان ما از اوائل سال، حركت خصمانه‌ى خودشان را در عرصه‌ى اقتصادى نسبت به ملت ايران آغاز كردند؛ اما ملت ايران، مسئولين، آحاد مردم، دستگاه‌هاى مختلف، با تدبيرهاى هوشمندانه‌اى توانستند با اين تحريمها مقابله كنند و مواجهه‌ى آنها تا حدود زيادى توانست اثر اين تحريمها را خنثى كند و حربه‌ى دشمن را كُند كند. سال 90، سال فعاليتهاى بزرگ علمى بود؛ كه من ان‌شاءاللَّه در فرصت سخنرانى، برخى از پيشرفتهاى علمى و اقتصادى و تلاشهاى گوناگون را براى ملت عزيزمان شرح خواهم داد. سال 90 سالى بود پر چالش، و سالى بود پر نشاط، و سالى بود كه ملت ايران به فضل الهى توانست بر چالشهاى موجود غلبه كند.
    ما امسال سال ديگرى را در پيش داريم كه به اميد خدا و با توكل بر پروردگار، باز ملت ايران با فعاليت خود، با تلاش خود، با هوشمندى خود در اين سال خواهد توانست پيشرفتهاى زيادى را براى خود به ارمغان بياورد. به تشخيص من، بر طبق گزارشها و مشاوره‌ى با افراد مطلع و آگاه، به اين نتيجه ميرسيم كه عرصه‌ى چالش مهم در همين سال جارى - كه اين سال، امروز و از اين ساعت شروع ميشود - عرصه‌ى اقتصادى است. جهاد اقتصادى چيزى نيست كه تمام‌شدنى باشد. مجاهدت اقتصادى، حضور جهادگونه در عرصه‌هاى اقتصادى، براى ملت ايران يك ضرورت است.

    من فقط يك جمله عرض بكنم. البته كار شماها خيلى ابعاد مختلفى دارد؛ يك بعدش اين است كه احساس عزت ملى را به اين ملت و به اين كشور داد؛ اين چيزِ خيلى مهمى است. ملتها آن وقتى گرفتار ميشوند كه عزت نفس خودشان را از دست بدهند؛ آن وقتى به‌رايگان نوكرى ديگران را قبول ميكنند كه ارزش خودشان را فراموش كنند. عزت نفس اين است. يك ملت مظلوم آن وقتى به پا ميخيزد - مثل همين ملتهاى شمال آفريقا و بعضى كشورهاى ديگر - كه احساس كند عزتى دارد كه در طول زمان پايمال شده؛ آن وقت ديگر برميخيزد و هيچ نيروئى نميتواند او را بنشاند؛ كه داريد مشاهده ميكنيد؛ اين اتفاق افتاده. عزت نفس اين است. انقلاب به ملت ما، به كشور ما عزت نفس داد. بارها و بارها سعى كردند توى سر فكر و روحيه‌ى اين ملت بزنند، بگويند شماها نميتوانيد؛ بله، انقلاب كرديد، اما نميتوانيد خودتان را اداره كنيد؛ نميتوانيد پيش برويد؛ نميتوانيد پا به پاى دنيا حركت كنيد. هر پيشرفت علمى‌اى، يك حركت بزرگ و يك بشارت بزرگ به اين ملت است كه ميتواند؛ و اين كار شماها - مسئله‌ى هسته‌اى - توانست به اين ملت عزت نفس بدهد. اين يكى از ابعاد اهميت كار شماست.

    در دوران رژيم پادشاهى تحقيرشده بوديم، ذليل‌شده بوديم. ما را تحقير ميكردند، حق ما را ميخوردند، نفت ما را ميبردند، استعداد ما را در جوانهاى ما خفه ميكردند، در علم عقب مانديم، در فناورى عقب مانديم، در سياست‌ورزى بين‌المللى عقب مانديم، در تأثيرگذارى بر روى ملتهاى جهان عقب مانديم؛ ملت ايران را در بند و زنجير كردند. ملت حركت كرد، راه را عوض كرد. آنچه را كه امروز ملت ايران داعيه دارد، عبارت است از مبارزه‌ى با ظلم جهانى، مبارزه‌ى با استكبار جهانى؛ البته اين براى خود ملت بركات دارد. وقتى كه يك ملت مى‌ايستد، از شبكه‌ى پرهيمنه‌ى پرهياهوى دشمن واهمه نميكند، علمش هم پيش ميرود، اقتصادش هم پيش ميرود، مسائل اجتماعى‌اش هم پيش ميرود، جوانش هم آگاه ميشود؛ بر روى ملتهاى ديگر هم اثر ميگذارد؛ فكرش، دينش، شعارش، دنيا را فرا ميگيرد. شعارهائى كه ما يك روز مظلومانه در اينجا سر ميداديم، ملت ايران تنها بود، امروز شعارهاى تقريباً همه‌جائى در دنياى اسلام شده. يك ملت ميتواند اثرگذار باشد و ميتواند خودش را مستحكم كند. اين استحكام ادامه پيدا خواهد كرد. ما ان‌شاءاللَّه در علم پيشرفت ميكنيم، در اقتصاد پيشرفت ميكنيم، در سازندگى پيشرفت ميكنيم. اين ملت، اين جوانان، اين همتها، اين استقامتها، كشور را مثل دسته‌ى گل خواهد ساخت و ان‌شاءاللَّه الگوئى خواهد شد براى دنياى اسلام. آنچه كه ما لازم است دنبال بكنيم همين است كه خط صحيح، صراط مستقيم، صراط اللَّه، راه خدا، راه اسلام، راه ديانت، راه شريعت را دنبال كنيم؛ هوشيار باشيم، بيدار باشيم، به وظائفمان عمل كنيم.

    نقطه‌ى قوّت ديگر، پيشرفت علمى است. عزيزان من! اين پيشرفت علمى را دست‌كم نگيريد. اين پيشرفتها خيلى مهم است. علم، پايه‌ى پيشرفت همه‌جانبه‌ى يك كشور است. اين حديث را من يك وقتى خواندم: «العلم سلطان»؛ علم، اقتدار است. هر كس اين اقتدار را داشته باشد، ميتواند به همه‌ى مقاصد خود دست پيدا كند. اين مستكبران جهانى به بركت علمى كه به آن دست پيدا كردند، توانستند به همه‌ى دنيا زور بگويند. البته ما هرگز زور نخواهيم گفت، اما علم براى ما به عنوان يك پيشرفت حتماً لازم است.
    پيشرفتهاى علمى ما در اين مدت سى و چند سال، پيشرفتهاى حيرت‌آورى است. حالا فناورى هسته‌اى تصادفاً معروف شده است و همه توجه دارند - هم در كشور، هم در دنيا - ليكن فقط اين نيست؛ فناورى هسته‌اى هست، علوم هوافضا هست، علوم پزشكى هست - خوشبختانه امروز كشور ما حائز رشته‌هاى بسيار مهم و دست‌نيافتنى پزشكى است و كارهاى بزرگ پزشكى در اين كشور انجام ميگيرد - زيست‌فناورى هست، نانوفناورى كه از علوم جديد و دانشهاى نوى دنياست، هست؛ سلولهاى بنيادى كه يكى از بزرگترين كارها در عرصه‌ى علم است، هست؛ شبيه‌سازى، ساخت ابررايانه‌ها، فناورى انرژى‌هاى نو، راديوداروهاى مهم و داروهاى ضد سرطان هست؛ و اين فهرست ادامه دارد.
    اينهائى كه من عرض ميكنم، رجزخوانى نيست؛ اين گواهىِ مراكز علمى معتبر دنياست. آنها ميگويند سريع‌ترين رشد علمى در همه‌ى دنيا در اين سالها، در ايران اتفاق افتاده است. اين گزارش سال 2011 است كه ميگويد سريع‌ترين رشد علمى در همه‌ى دنيا در ايران اتفاق افتاده است. طبق گزارشى كه مراكز علمى معتبر دنيا داده‌اند، رتبه‌ى علمى اول منطقه، ايران است. ما اين رتبه‌ى اول علمى را براى سال 1404 در نظر گرفتيم؛ هنوز چهارده سال باقى است. همين سال ميلادىِ گذشته گفتند ايران از لحاظ رتبه‌ى علمى در منطقه اول است، در دنيا هفدهم. در سطح دنيا رتبه‌ى علمى كشور ما هفدهم است؛ اينها خيلى مهم است. پس يكى از نقاط قوّت ما، پيشرفت علمى است.

    من اين جمله را در ادامه‌ى نقاط قوّت عرض بكنم كه ملت ايران توجه داشته باشند همه‌ى اين پيشرفتهاى علمى و اجتماعى و فنى در شرائط تحريم اتفاق افتاده است؛ اين خيلى مهم است. دروازه‌هاى علم را، دروازه‌هاى فناورى را بر روى ما بستند، راه‌ها را مسدود كردند، محصولات مورد نياز ما را به ما نفروختند و ما اينجور پيشرفت كرديم. اين اتفاقها در شرائط تحريم افتاده است؛ اين است كه اميدها افزايش پيدا ميكند.

    يكى ديگر از ضعفهاى ما اين است كه ما به موازات علم، به موازات پيشرفتهاى علمى، پيشرفت اخلاقى و تزكيه‌ى اخلاقى و نفسى پيدا نكرده‌ايم؛ اين عقب‌ماندگى است. البته امروز در مقايسه‌ى با قبل از انقلاب، بمراتب و مراتب بهتر است - در اين هيچ شكى نيست - اما بايد پيشرفت ميكرديم. در علم پيشرفت كرديم، در سياست پيشرفت كرديم؛ بايد در معنويت و در تزكيه‌ى نفس هم پيشرفت ميكرديم. در قرآن هر جا تزكيه و تعليم از زبان پروردگار است، تزكيه مقدم است بر تعليم؛ آن هم تعليم كتاب و حكمت - «يزكّيهم و يعلّمهم الكتاب و الحكمة» فقط يك جا از زبان حضرت ابراهيم، تعليم مقدم است. بنابراين ما از تزكيه‌ى اخلاقى و نفسى غفلت كرديم.

    از اول انقلاب، يكى از بمبارانهاى شديدى كه شده، اين بوده كه وقتى اسلام بر يك كشورى حاكم شد، مردم كه متعبد و متعهد به اسلام شدند، ديگر راه علم و تمدن بسته شد؛ اين جزو تهمتهائى بوده كه از اول به ما ميزدند. خب، اوائل كار هم كه ما راهى براى رد اين تهمت نداشتيم. سالهاى دهه‌ى 60 ما نميتوانستيم كارى بكنيم كه اين را نشان بدهيم. آنجا هنرى كه جوانهاى ما به خرج ميدادند، مجاهدت بود، ايمان بود. خب، دنيا قبول كرد؛ گفت بله، ايمانشان خوب است؛ اما در يك چنين جامعه‌اى، فعاليت علمى و پيشرفت علمى و تمدن و پيشرفت زندگى امكان ندارد. اين جوانها اين را باطل كردند. اين دانشمندان ما - چه اين شهيد، چه آن شهدائى كه قبل از ايشان به شهادت رسيدند - اين را باطل كردند. جوانهائى كه عرصه‌هاى علمى را تصرف كردند و در آنجاها حرف نو به ميدان آوردند و هويت پيشرونده‌ى خودشان را، و استعداد برتر خودشان را، و قابليتها و ظرفيتهاى بالاى خودشان را نشان دادند، براى نظام جمهورى اسلامى آبرو درست كردند. مگر يك كشور يا يك نظام ميتواند به زبان بگويد نخير، ما در علم هم پيشرفت ميكنيم؟ خب، سخنرانى ميكرديم و اين حرفها را ميگفتيم. فايده ندارد؛ اين، كسى را قانع نميكند. بايد به ميدان بياورند، به عرصه بياورند و نشان بدهند كه اين پيشرفت علمى چگونه خواهد بود. اين جوانهاى شما اين كار را كردند.

    يك نكته‌ى ديگر هم كه مهم است، نشان دادن استعداد ذاتى كشور و ملت ماست؛ نه به بيگانگان، بلكه به خودمان. يكى از چيزهائى كه ما را بايد نسبت به موقعيتهاى خودمان بشدت هوشيار كند، اين است كه در طول ده‌ها سال تبليغات شده بود كه ايرانى ناكارآمد است؛ بايد از ديگران بياموزد، بايد از ديگران تقليد كند، بايد به دامن ديگران متوسل و متشبث شود. در دوران جوانى و نوجوانى‌هاى ما اين جزو چيزهاى رائج بود. تا صحبت يك چيزى ميشد، ميگفتند اينجا كه خب، نميشود اين چيزها را بسازند. ميخواستند توى يك شهر بر روى يك خيابانى پل بسازند، بايد مهندس خارجى مى‌آمد؛ اگر ميخواستند يك سد بسازند، بايد چندين شركت خارجى و مهندسين و متخصصين خارجى مى‌آمدند؛ يكى ديواره‌ى سد را ميساخت، يكى توربين را ميساخت، يكى بقيه‌ى دستگاه‌ها را ميساخت؛ اصلاً تصور نميشد. حتّى تا اوائل انقلاب، اين فكر بود. من فراموش نميكنم؛ بنا بود يك نيروگاه گازى را يك جائى بسازند - از قبل از انقلاب نيمه‌كاره مانده بود - به مسئولينش ميگفتيم اين كار را انجام بدهيد؛ آمدند پيش من - من آن وقت رئيس جمهور بودم - گفتند آقا اصلاً امكان ندارد. آنها باورشان نمى‌آمد. خب، امروز مهندسين كشور ما، جوانان ما، پيشرفته‌ترين نيروگاه‌ها را در شكلهاى مختلف، در انواع مختلفِ خودش دارند ميسازند. ما امروز ميتوانيم نيروگاه هسته‌اى بسازيم. اين استعدادها شناخته شده نبود.
    سالهاى متمادى روى اين قضيه كار شد. از حدود صد و پنجاه سال پيش كه بتدريج فرهنگ غربى، روش غربى، نمودارهاى تمدن غربى و پيشرفت فناورى غربى وارد كشور شد، بتدريج اين مسئله جا افتاد؛ هم گفته شد و تأكيد شد، هم در عمل اينجور معلوم شد كه از ايرانى كارى برنمى‌آيد. فراموش كردند كه تاريخ ما، ميراث گذشته‌ى ما سرشار از افتخارات علمى است. آن روزى كه در دنياى غرب خبرى نبود، آن روزى كه آنجا اگر يك پيشرفت علمى به وجود مى‌آمد، يك كشف علمى ميشد، كاشف را به جرم جادوگرى آتش ميزدند، آن روزى كه تاريكى علمىِ مطلق بر منطقه‌ى اروپا حاكم بود - كه در اين زمينه حرفها هست - آن روز كشور ما پيشرو كشورهاى اسلامى بوده. اين پيشرفتها مال دنياى اسلام است، اما ايران پيشانى كشورهاى اسلامى بود در پيشرفتهاى گوناگون علمى؛ در فلسفه، در علوم عقلى، حتّى در علوم شرعى، در فقه، در حديث. بيشترين كتابهاى حديث در آن دوره‌ها - چه حديث اهل سنت، چه حديث شيعه - مال ايرانى‌هاست؛ نويسندگان ايرانى، محدثين ايرانى، فقهاى ايرانى؛ آن وقت تا برسد به علوم طبيعى، در پزشكى، در داروسازى، در مهندسى، در ستاره‌شناسى و در بقيه‌ى علوم. خب، اين گذشته‌ى ماست؛ اين نشان‌دهنده‌ى وجود يك استعداد برتر و يك ذخيره‌ى استعدادىِ سرشار در اين منطقه‌ى از جغرافياى عالم است. ما چرا بايد اين را فراموش ميكرديم؟ فراموش كرديم. امروز ميخواهيم نشان بدهيم كه اينجورى نيست.
    خب، البته در زبان بارها بنده گفته‌ام، اين قضيه را تكرار كرده‌ام، شايد اوائل هم شعارى به نظر مى‌آمد، كه ميگفتيم استعداد ايرانى از متوسط استعداد بشرىِ بين‌المللى بالاتر است؛ اين را ما اطلاع داشتيم. بعضى‌ها فكر ميكردند اين شعار است؛ اما خب، الحمدلله دارد يواش يواش نشان داده ميشود.
    همين رشد پيشرفت علمى كه اشاره كردند - كه بنده هم بارها اين را گفته‌ام - اين يك واقعيتى است؛ اين آمارهاى بين‌المللى است. درست است كه ما آنجائى كه بالفعل از لحاظ علمى رسيديم، عقب‌تر از بالفعل دنياست، به مراحلى و منازلى؛ اما اين به خاطر عقب‌ماندگى قديمى ماست. حركتمان به سمت جلو، سرعت بسيارى داشته؛ چندين برابر سرعت متوسط عالم. اگر همين سرعت را حفظ كنيم، بلكه افزايش بدهيم، مسلّماً به خطوط مرزى علم خواهيم رسيد و اين خطوط مرزى را خواهيم شكست و جلو خواهيم رفت؛ اين اتفاق خواهد افتاد. جوان كشور ما بايد اين را باور كند؛ يكى از راه‌هاى باورش همين است. امروز اينجا جوان مى‌آيد صحبت ميكند؛ حرف نو، نكته‌ى نو و پيشنهاد جديد را با روحيه‌ى خوب در اينجا ارائه ميدهد. استادان برجسته و بزرگ در علم، در هنر، در خطاطى، در بقيه‌ى رشته‌ها مى‌آيند حرف ميزنند؛ مطالب نو، نكته‌هاى نو ميگويند. اينها بايد منعكس بشود تا جوان كشور ما باور كند.
    نكته‌ى ديگرى هم كه من بايد عرض كنم، اين است كه برجستگى‌هاى يك جامعه در اين زمينه‌هاى ذهنى و فكرى و علمى بايد در خدمت تعالى انسان قرار بگيرد. امروز در دنيا اينجور نيست؛ امروز در دنيا نه علم در خدمت تعالى انسان است، نه هنر و نه بقيه‌ى چيزها. خب، يك نمونه‌ى هنر، سينماست. قله‌ى سينماى دنيا، هاليوود است. اين دستگاه‌هاى هنرى دنيا چقدر به اخلاق بشرى، به معنويت انسان، به اميدبخشى به انسان كمك ميكنند؟ عكس قضيه است؛ نميشود گفت صفر، مبالغى زير صفر! يعنى بنيانهاى اخلاقى را، بنيانهاى فكرى را، تعالى بشرى را تخريب ميكنند. امروز در دنيا، هنر در خدمت تعالى انسان نيست؛ علم هم همين جور. علم در خدمت سرمايه‌دارى است، در خدمت ثروت‌اندوزان است. دانش بشرى امروز در خدمت كسانى است كه كمپانى‌هاى بزرگ اقتصادى مال اينهاست؛ جنگها را اينها راه مى‌اندازند، انسانها را اينها ميكُشند، كشتارهاى جمعى را اينها ميكنند؛ علم در خدمت اينهاست. علم در خدمت مردم محروم افغانستان نيست. علمى كه به افغانستان رفته، همان هواپيمائى است كه بالاى سرشان ميرود، بمبارانشان ميكند. علمى كه آن روز به عراق آمد، ابزارهاى شيميائى بود كه حلبچه را به آن روز درآورد. در اين مناطق، علم اينجورى است. علم در خود كشورهاى غربى هم همين طور است. بله، ثروتِ يك جمعى را، يك اقليتى را بالا برده؛ خود آن ثروت موجب شده كه علم پيشرفت پيدا كند؛ اما علم شده يك ابزارى براى تبعيض و عدم تعادل اجتماعات و عقب‌رفتگى اجتماعات. ما بايد اين را برگردانيم.

    وقتى ما پايبندى خود را به اسلام و آرمانهاى اسلامى، همراه ميكنيم با عقلانيت، با پيشرفت علمى، با حضور در ميدانهاى مختلف دانش و مسائل اجتماعى و مسائل سياسى، اين ميشود يك الگو. ملتها آن وقت نگاه ميكنند، از تجربه‌ى اين ملت بهره‌بردارى و استفاده ميكنند؛ اين همان چيزى است كه هم به سود ملت ايران، هم به سود ملتهاى منطقه، و هم ان‌شاءاللَّه براى تشكيل امت بزرگ اسلامى، امت متحد اسلامى، در آينده سودمند خواهد بود.
    البته اين روش، دشمنانى دارد. اين فكرى كه ما ميكنيم و بر زبان جارى ميكنيم، فكرى است كه عيناً به خاطر دشمنان ما هم رسيده است. دشمنان نظام اسلامى، دشمنان اسلام، دشمنان ملتهاى اين منطقه كه به دنبال غارتگرى و تجاوز و دخالت و سوءاستفاده هستند، آنها هم اين فكر را كرده‌اند كه اگر ملت ايران با پيشرفتهاى خود، با پيشرفت علمى خود، با پيشرفت فناورى خود، با حضور قوى ديپلماسى خود، بتواند به عنوان يك شاخصى جلوه كند، ملتهاى ديگر از او تبعيت خواهند كرد؛ لذا ميخواهند اين نشود؛ بنابراين درصدد تفرقه‌افكنى هستند.

    يك زنجيره‌ى منطقى وجود دارد؛ پيش‌ها اين را گفتيم، بحث شده. حلقه‌ى اول، انقلاب اسلامى است، بعد تشكيل نظام اسلامى است، بعد تشكيل دولت اسلامى است، بعد تشكيل جامعه‌ى اسلامى است، بعد تشكيل امت اسلامى است؛ اين يك زنجيره‌ى مستمرى است كه به هم مرتبط است. منظور از انقلاب اسلامى - كه حلقه‌ى اول است - حركت انقلابى است؛ والّا به يك معنا انقلاب شامل همه‌ى اين مراحل ميشود. اينجا منظور ما از انقلاب اسلامى، يعنى همان حركت انقلابى و جنبش انقلابى كه نظام مرتجع را، نظام قديمى را، نظام وابسته و فاسد را سرنگون ميكند و زمينه را براى ايجاد نظام جديد آماده ميكند. حلقه‌ى بعد، نظام اسلامى است. منظور من در اينجا از نظام اسلامى، يعنى آن هويت كلى كه تعريف مشخصى دارد، كه كشور، ملت و صاحبان انقلاب - كه مردم هستند - آن را انتخاب ميكنند. در مورد ما، مردم ما انتخاب كردند: جمهورى اسلامى. جمهورى اسلامى يعنى نظامى كه در آن، مردم‌سالارى از اسلام گرفته شده است و با ارزشهاى اسلامى همراه است. ما از اين حلقه هم عبور كرديم. منظور از دولت اسلامى اين است كه بر اساس آنچه كه در دوره‌ى تعيين نظام اسلامى به وجود آمد، يك قانون اساسى درست شد؛ نهادها و بنيانهاى اداره‌ى كشور و مديريت كشور معين شد. اين مجموعه‌ى نهادهاى مديريتى، دولت اسلامى است. در اينجا منظور از دولت، فقط قوه‌ى مجريه نيست؛ يعنى مجموع دستگاه‌هاى مديريتى كشور كه اداره‌ى يك كشور را برعهده دارند؛ نظامات گوناگون اداره كننده‌ى كشور. بخش بعد از آن، جامعه‌ى اسلامى است؛ كه اين، آن بخش بسيار مهم و اساسى است. بعد از آنكه دولت اسلامى تشكيل شد، مسئوليت و تعهد اين دولت اسلامى اين است كه جامعه‌ى اسلامى را تحقق ببخشد. جامعه‌ى اسلامى يعنى چه؟ يعنى جامعه‌اى كه در آن، آرمانهاى اسلامى، اهداف اسلامى، آرزوهاى بزرگى كه اسلام براى بشر ترسيم كرده است، تحقق پيدا كند. جامعه‌ى عادل، برخوردار از عدالت، جامعه‌ى آزاد، جامعه‌اى كه مردم در آن، در اداره‌ى كشور، در آينده‌ى خود، در پيشرفت خود داراى نقشند، داراى تأثيرند، جامعه‌اى داراى عزت ملى و استغناى ملى، جامعه‌اى برخوردار از رفاه و مبراى از فقر و گرسنگى، جامعه‌اى داراى پيشرفتهاى همه‌جانبه - پيشرفت علمى، پيشرفت اقتصادى، پيشرفت سياسى - و بالاخره جامعه‌اى بدون سكون، بدون ركود، بدون توقف و در حال پيشروى دائم؛ اين آن جامعه‌اى است كه ما دنبالش هستيم. البته اين جامعه تحقق پيدا نكرده، ولى ما دنبال اين هستيم كه اين جامعه تحقق پيدا كند. پس اين شد هدف اصلى و مهمِ ميانه‌ى ما.

    امروز ما در همه‌ى زمينه‌ها مسائلى داريم كه آن روز نداشتيم. آن روز اين پيشرفتهاى علمى نبود. اول انقلاب، همّ و غمّ نظام و بسيج و سپاه و همه‌ى مسئولين كشور و انقلاب اين بود كه اين موجوديت جديد را حفظ كنند؛ اين نهالى كه تازه از سرزمين اين مملكت روئيده بود، نگذارند از بين برود و بركنده شود. در همين غرب كشور، در منطقه‌ى جنوب شرقى كشور، در منطقه‌ى شمال شرقى كشور، در منطقه‌ى جنوب غربى كشور، در مناطق گوناگون، مستكبرين، دشمنان انقلاب، دشمنان اسلام، دشمنان ايران حوادثى را به راه انداخته بودند. آن روز جوانان مؤمن و دلباخته، با روحيه‌ى خودجوش بسيجى توى ميدان مى‌افتادند و جان خودشان را فدا ميكردند؛ كه من مثالهاى كرمانشاه‌اش را، هم ديروز در ديدار با خانواده‌هاى شهدا بعضى را اشاره كردم، هم در صحبت پريروز؛ كه يك ماه بعد از انقلاب، انسان ميديد اين حركتهاى خودجوش مردمى، اين جوانها، از همين كرمانشاه دارند حركت ميكنند. بسيج اين است. بسيج، حركت برخاسته‌ى از ايمان، از عشق، از اعتماد به نفس و توأم با ابتكار است.

    در زمينه‌ى اقتصاد هم همين جور، در زمينه‌ى فعاليتهاى توليدى هم همين جور، در زمينه‌ى پيشرفت علمى و تحقيقى هم همين جور. بنابراين منطقه‌اى كه ما نام بسيج را بر آن اطلاق ميكنيم و روحيه‌ى بسيجى را در آن گسترش ميدهيم، يك منطقه‌ى محدود نيست، فقط منطقه‌ى نظامى نيست؛ همه‌ى بخشهاى كشور ميتوانند داراى روحيه‌ى بسيجى باشند. علم‌آموزى بسيجى، ثروت‌اندوزى بسيجى، ديپلماسى بسيجى، سياست‌ورزى بسيجى، مديريت بسيجى، سازماندهى بسيجى؛ مفهوم بسيج شامل حال همه‌ى اين زمينه‌ها ميشود؛ معنايش هم عبارت است از نوآورى و ابتكار و اخلاص.

    اگر دانشمندِ علاقه‌مند به سرنوشت كشور، آماده‌ى فداكارى در اين راه - فداكارى به حسب خودش - در يك كشورى وجود داشت، آن كشور رشد ميكند. چيزى كه ميتواند اين نيرو را به وجود بياورد، اين پيشرفت را به وجود بياورد، بهتر از همه چيز، ايمان است. اگر اين ايمان بود، كشور پيشرفت ميكند. پيشرفتهاى علمى‌اى كه امروز در كشورمان وجود دارد - كه البته حتماً به آنها قانع نيستيم - ارزش و قيمت ذاتى‌اش از پيشرفتهاى متعارف علمى در دنيا بمراتب بيشتر است. چرا؟ چون ما از تبادل علمى، از استفاده‌ى علمى، از كمك علمى ديگران محروم بوديم. ما زير فشار بوديم، درها به روى ما بسته بود؛ در عين حال شخصيتهاى برجسته‌اى پيدا شدند، «شهيد شهريارى»اى پيدا شد - كه البته ده‌ها نفر مثل او در بين ما بودند و الحمدللَّه هستند - ده‌ها و صدها نفر در رشته‌هاى مختلف پيدا شدند كه اينها كارهاى برجسته‌اى كردند؛ هيچ استفاده‌اى هم از دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌هاى غرب و از اساتيد غربى نكردند. البته از دستاوردهاى غرب حتماً استفاده كردند؛ بايد هم بكنيم.

    خب، عده‌اى ممكن است به اين فكر بيفتند كه پايبندى ما به اصول موجب شده است كه ما به اين اهداف دست پيدا نكنيم؛ ناكامى‌هائى در سطح اداره‌ى داخلى يا در سطح مسائل بين‌المللى، ما را دچار مشكل كند. اين چالش مهمى است؛ با اين چالش بايد هوشيارانه برخورد كرد. نه، درست، عبارت است از اينكه ما هر دو هدف را به موازات يكديگر دنبال كنيم و بدانيم كه اين دو هدف با يكديگر سازگار است؛ يعنى حفظ اصول و مبانى نظام و در واقع حفظ هويت نظام از يك طرف، و از طرف ديگر، دست يافتن به آن اهدافى كه نظام تعريف كرده است؛ چه اهداف مادى و پيشرفتهاى مادى و علمى و معيشتى و تمدنى و امثال اينها، و چه اهداف معنوى مثل استقرار عدالت و از اين قبيل چيزها. بايد بدانيم اينها سازگار است. و ما نميتوانيم به آن اهداف برسيم، مگر اينكه به اين اصول پابند باشيم. يعنى به خاطر اينكه مشكلاتى در رسيدن به آن هدفها پيش مى‌آيد، از اصول دست برنداريم، حالت قناعتِ حداقلى پيدا نكنيم؛ و بدانيم كه اگر ما از اصول دست برداشتيم، حتّى هويت نظام كه از بين خواهد رفت، به آن هدفها هم نميرسيم. ما در همين انقلابهاى گوناگون، نظائرش را ديديم. البته اصول آنها، اصول باطلى بود؛ اما تنازلهاى آنها به هيچ وجه به آنها كمك نكرد.
    اينكه ما بيائيم مسئله‌ى عقلانيت را مطرح كنيم و بگوئيم «بر سر عقل آمدن انقلاب»، اين ما را به نتيجه نميرساند. من يادم هست آن سالهاى اول انقلاب، از جمله‌ى حرفهائى كه زده ميشد، اين بود كه بايستى ما انقلاب را سر عقل بياوريم! يعنى عقلانيت را به عنوان يك وسيله، بهانه قرار بدهند و از اصول و مبانى و پايه‌هاى اصلى صرف نظر كنند؛ اين نبايد انجام بگيرد. «و ان تطع اكثر من فى الارض يضلّوك عن سبيل‌اللَّه ان يتّبعون الّا الظّنّ و ان هم الّا يخرصون». نبايستى اصول را پامال كرد. البته اين كار مهمى است؛ پيچيدگى‌هائى دارد، سختى‌هائى دارد و گاهى در موارد گوناگون، براى نخبگان و زبدگان ترديدهائى پيش مى‌آيد. به عنوان يك اصل قطعىِ موضوعى، بايد اين را مسلّم گرفت كه پايبندى به اصول و حفظ خطوط اصلى نظام اسلامى، اصل است.
    بر اساس اين، بايد دنبال پيشرفتها گشت. ما امتحان كرديم، ديديم كه ميشود اصول را حفظ كرد، به پيشرفتها هم رسيد. امروز كشور ما از لحاظ پيشرفت علمى، از لحاظ پيشرفت فناورى، از لحاظ آگاهى‌ها و پختگى‌هاى سياسى، از لحاظ پيدا كردن راه و رسم‌هاى گوناگون در نهادهاى مختلف - نهادهاى اقتصادى و غيره - با اوائل انقلاب قابل مقايسه نيست؛ ما خيلى جلو رفتيم، خيلى پيشرفته‌تريم؛ در عين حال اصول را هم حفظ كرديم. اگر جائى از اصول كوتاه گذاشته باشيم، بايد از آن توبه كنيم. از اصول نبايستى كم گذاشت. همچنين بايد بدانيم نصرت الهى هم بسته‌ى به همين است كه ما اين مبانى و اصول را حفظ كنيم. اين يك نكته.

    يا روى ايرانِ بعد از اسلام تكيه شود. افتخاراتى كه ايرانِ دوره‌ى اسلامى دارد، در هيچ دوره‌ى ديگرى از دوره‌هاى تاريخىِ ما اين افتخارات وجود ندارد؛ من اين را با استدلال به شما عرض ميكنم و اين قابل اثبات است. گسترش كشور، پيروزى‌هاى بزرگ نظامى كشور، پيشرفتهاى عظيم علمى كشور در زمينه‌هاى گوناگون، همه‌اش مال دوره‌هاى بعد از اسلام است. نه اينكه قبل از اسلام از اين چيزها ندارد؛ چرا، اما نسبت به دوره‌ى اسلامى، آنها ناقص است، كم است. البته يك چيزهائى به عنوان گفته‌ها مطرح ميشود، اما چيزهائى نيست كه مستند باشد و كسى بتواند آنها را اثبات كند؛ اينها قابل اثبات نيست. اما آنچه كه در دوره‌ى اسلامى واقع شده، قابل اثبات است؛ روشن است. شما نگاه كنيد ببينيد پيشرفت نظامى و علمى و فرهنگى ايران در دوره‌ى ديلمى‌ها، در دوره‌ى سلجوقى‌ها، بعدها در دوره‌ى صفويه، و حتّى در اين وسط، در بخشى از دوره‌ى حاكميت مغول چگونه است. مغولها به ايران كه آمدند، ايرانى شدند و تحت تأثير فرهنگ ايران قرار گرفتند؛ كمااينكه به هند كه رفتند، هندى شدند. چه كارهاى برجسته و عظيم علمى و فرهنگى و هنرى در اين دوره انجام گرفته. اگر كسى ميخواهد از ايران و ايرانى‌گرى حمايت كند، خب، ايران دوران اسلامى، هم مدون‌تر است، هم مستندتر است، هم قابل قبول‌تر است، هم جلوى چشم است؛ كتابش جلوى چشم است، معمارى‌اش جلوى چشم است، نشانه‌هاى علمى‌اش جلوى چشم است؛ تاريخش تدوين‌شده و روشن است.

    يكى از اركان و ستونهاى اصلىِ ايستادگى كنونى ملت ايران عبارت است از پيشرفتهاى علمى كشور؛ كه به دنبال اين پيشرفتهاى علمى، پيشرفتهاى عملى و اجرائى هم در موارد بسيارى بوده. ايستادگى ملت ايران، در دنيا يك حادثه‌ى باشكوه است. ما توى قضيه قرار داريم. آن كسانى كه از بيرون نگاه ميكنند، عظمت اين ايستادگى را بيشتر احساس ميكنند.
    شما ملاحظه كنيد؛ قدرتهاى اقتصادى اول دنيا، قدرتهاى علمى درجه‌ى يك دنيا، قدرتهاى نظامى و امنيتى رديف اول دنيا، امروز يك جبهه‌ى وسيعى را در مقابل اين ملت تشكيل دادند. اينجور نيست؟ هر كارى هم از دستشان برمى‌آيد، دارند ميكنند. تهديد امنيتى ميكنند، تهديد اجتماعى ميكنند، تهديد سياسى ميكنند، دانشمند ما را ترور ميكنند، تحريم ميكنند، فشارهاى سياسى فراوان وارد ميكنند، دائم تهديد به تحرك نظامى ميكنند، در داخل تا هر جا دستشان برسد، فتنه‌انگيزى و آشوب‌آفرينى ميكنند؛ اما ملت ايران و جمهورى اسلامى با كمال قدرت و استقامت در مقابل همه‌ى اينها ايستاده؛ آن «بله»اى را كه به‌زور ميخواهند از او بگيرند، آن «بله» را نميدهد. آن «بله» عبارت است از تعظيم در مقابل قدرت مسلط جهانى - نظام سلطه - اين كار را نميكند. ما كه در مقابل نظام سلطه‌ى جهانى «نه» ميگوئيم، اين نه، «نه»ى به علم نيست، «نه»ى به تمدن نيست، «نه»ى به پيشرفت نيست، «نه»ى به تجربه‌هاى متراكم بشرى نيست؛ «نه» به سلطه‌طلبى و زياده‌خواهى و استعباد و به زير مهميز كشيدن ملتهاست؛ اين «نه» را ما گفتيم، پايش هم ايستاديم؛ «انّ الّذين قالوا ربّنا اللَّه ثمّ استقاموا». ايستادگى ملت ايران، خيلى ايستادگى باشكوهى است.

    سوم: پيشرفت در شرائط تحريم. يكى از نقاط مهم قوت كشور اين است. در سخت‌ترين شرائط تحريم، كشور پيشرفت كرده. در چه چيزى پيشرفت كرده؟ يكى در مقوله‌ى علم و فناورى، كه آقاى رئيس جمهور در گزارششان به اين مسئله اشاره كردند. ما در زمينه‌ى هسته‌اى پيشرفت كرديم، در زمينه‌ى فناورى زيستى پيشرفت كرديم، در فناورى نانو پيشرفت كرديم، در فناورى انرژى‌هاى نو پيشرفت كرديم، در صنايع هوافضا پيشرفت كرديم، در ساخت ابررايانه‌ها پيشرفت كرديم، در مسئله‌ى بسيار مهم سلولهاى بنيادى پيشرفت كرديم، مسئله‌ى شبيه‌سازى همين جور، در راديوداروها همين جور، در نانوداروهاى ضد سرطان همين جور؛ اينها همه جزو دانشهاى سطح بالاى دنياست. اين چند موردى كه من گفتم و بعضى از موارد ديگر، جزو دانشهاى درجه‌ى يك سطح بالاى دنياست، كه بعضى از اينها را پنج تا كشور، ده تا كشور در دنيا بيشتر ندارند؛ ما در اينها پيشرفت كرديم؛ اين در حالى بود كه درهاى انتقال دانش از همه سوى دنيا روى ما بسته است.
    من مقاله‌اى را ميخواندم كه از يك روزنامه‌ى آمريكائى نقل كردند كه همين دو سه روزه منتشر شده. ميگويد ايران در مسئله‌ى هسته‌اى يك استثناء است. چين به مسئله‌ى هسته‌اى رسيد، از كى گرفت؛ پاكستان رسيد، از كى گرفت؛ هند رسيد، از كى گرفت؛ ايران از كى گرفت؟ آن مقاله مينويسد: از هيچ كس. اين در شرائطى بود كه هم تحريم بود و امكانات پيشرفت هسته‌اى به او نميدادند، و هم با او مبارزه ميكردند؛ مثل همين ويروس رايانه‌اى كه داخل تشكيلات ما فرستادند. دانشمندان ما، جوانهاى ما در مقابل اينها ايستادند، پيش رفتند و نقشه‌ى دشمن را خنثى كردند. او حتّى به ترور دانشمندان هسته‌اى ما اشاره ميكند. اينها چيزهائى است كه دشمنان ما دارند ميگويند. اين مقاله در روزنامه‌ى واشنگتن پست درج شده است. خب، اين پيشرفت در علم و فناورى است.
    پيشرفت در ايجاد زيرساختهاى كشور - همين آمارهائى كه شنيديد - در جاده، بزرگراه، سد، سيلو، كارخانجات، توليد فرآورده‌هاى مهم صنعتى، فولاد، سيمان و امثال اينها. ايجاد زيرساختهاى فراوان در كشور، توانمندى‌هاى فنى و مهندسى در صنايع گوناگون، پيشرفت است.
    پيشرفت در اعتماد به نفس ملى. امروز بخصوص جوانهاى ما اعتماد به نفسشان از ده سال پيش، از بيست سال پيش بيشتر است. ايشان درست گفتند، بنده هم اطلاع دارم؛ در زمينه‌هاى علمى، هر كارى كه زيرساخت آن در كشور موجود باشد، جوانهاى ما آماده هستند آن را انجام دهند. يعنى هيچ چيزى نيست كه ما به جوانهاى دانشمندمان بگوئيم اين را دنبال كنيد و اينها بعد از اندكى نتوانند؛ مشروط بر اينكه زيرساختش موجود باشد. ما بحمدالله يك چنين وضعى داريم. كارهاى عمرانى گسترده‌اى در كشور انجام گرفته؛ اينها پيشرفت است. در اين زمينه‌ها پيشرفتهاى خيلى زيادى داشتيم.

    يك مظهر ديگر عقلانيت امام، تزريق روح اعتماد به نفس و خوداتكائى در ملت بود. در طول سالهاى متمادى، از آغاز تسلط و ورود غربى‌ها در اين كشور - يعنى از اول قرن 19 ميلادى كه پاى غربى‌ها به ايران باز شد - دائماً به وسيله‌ى عوامل و دستيارانِ خودشان، با تحليلهاى گوناگون، توى سر ملت ايران ميزدند؛ ملت ايران را تحقير ميكردند، به ملت ايران ميباوراندند كه نميتواند، عُرضه‌ى اقدام علمى و پيشرفت علمى ندارد، توانائى كار كردن و روى پاى خود ايستادن را ندارد. سردمداران رژيم پهلوى و قبل از او، مكرر ملت ايران را تحقير ميكردند. اينجور وانمود ميكردند كه اگر پيشرفتى متصور است، اگر كار بزرگى بايد بشود، بايد به وسيله‌ى غربى‌ها بشود؛ ملت ايران توانائى ندارد. امام بزرگوار به يك چنين ملتى روح اعتماد به نفس را تزريق كرد، و اين نقطه‌ى تحول ملت ايران شد. پيشرفتهاى ما در زمينه‌ى علمى، در زمينه‌ى صنعتى، در انواع و اقسام عرصه‌هاى زندگى، معلول همين اعتماد به نفس است. امروز جوان ايرانى ما، صنعتگر ايرانى ما، دانشمند ايرانى ما، سياستمدار ايرانى ما، مبلّغ ايرانى ما احساس توانائى ميكند. اين شعار «ما ميتوانيم» را امام بزرگوار در اعماق جان اين ملت قرار داد. اين، يكى از مظاهر مهم عقلانيت امام بزرگوار بود.
    يك مظهر ديگر، تدوين قانون اساسى بود. امام خبرگان ملت را از طريق انتخابات مأمور كرد كه قانون اساسى را تدوين كنند. آن تدوين‌كنندگان قانون اساسى، با انتخاب ملت اين كار را انجام دادند. اينجور نبود كه امام يك جمع خاصى را بگذارد كه قانون اساسى بنويسند؛ به عهده‌ى ملت گذاشته شد. ملت خبرگانى را با شناسائى خود، با معرفت خود انتخاب كردند و آنها قانون اساسى را تدوين كردند. بعد امام همين قانون اساسى را مجدداً در معرض آراء مردم قرار داد و رفراندوم قانون اساسى در كشور تشكيل شد. اين، يكى از مظاهر عقلانيت امام است. ببينيد، پايه‌هاى نظام را امام اينجور مستحكم كرد. هم از لحاظ حقوقى، هم از لحاظ سياسى، هم از لحاظ فعاليت اجتماعى، هم از لحاظ پيشرفتهاى علمى، امام يك قاعده‌ى محكم و مستحكمى را به وجود آورد كه بر اساس اين قاعده ميشود تمدن عظيم اسلامى را بنا نهاد.

    خوشبختانه اين حركت عظيم مردم ثمرات خودش را هم بخشيده است. به بركت اعتمادى كه مردم به مسئولان كشور از خودشان نشان دادند، به بركت امنيتى كه با حضور مردم در سرتاسر كشور برقرار است، مسئولين توانسته‌اند خدمت‌رسانى را گسترش بدهند و كارهاى بزرگى انجام دهند؛ كارهاى زيربنائى عظيمى در كشور انجام بگيرد، كه شرط لازم براى پيشرفت هر كشورى، همين كارهاى زيربنائى است كه امروز دارد يكى پس از ديگرى انجام ميگيرد؛ مردم دارند اين را مى‌بينند و ان‌شاءاللَّه ثمراتش را در كوتاه‌مدت و بلندمدت خواهند ديد. به بركت همين امنيتى كه با حضور مردم به وجود آمده است، توطئه‌هاى امنيتى دشمنان خنثى ميشود، توطئه‌هاى تبليغاتى دشمنان خنثى ميشود. به بركت همين حضور مردم است كه پيشرفت علمى و فناورى كشور در سطح عالى است. امروز طبق آمارهاى بين‌المللى - نه آمارهاى ما - طبق محاسبات بين‌المللى كه اعلام رسمى هم ميكنند، سرعت پيشرفت علمى كشور ما، يازده برابر يا دوازده برابرِ متوسط دنياست؛ اين چيز كمى نيست. اين را مخالفين ما ميگويند، دشمنان ما آن را اعلام ميكنند. امروز جوانان دانشمند شما در بيش از ده رشته‌ى مهم درجه‌ى اول علمى و فناورى كشور آنچنان پيشرفتى كرده‌اند كه در رديفهاى اول دنيا - يعنى در رديفهاى كمتر از دهم دنيا - قرار گرفته‌اند؛ اينها به بركت حضور مردم است. اين حضور، اين اعتماد متقابل، اين احساس مسئوليت عمومى هرچه ادامه پيدا كند، كشور پيشرفت بيشترى پيدا خواهد كرد. خط امام، اين است.

    كشور ما بحمدالله در جاده‌ی پیشرفت و تعالی حركت خوبی را آغاز كرده است. البته این حركت كه روز‌به‌روز هم شتاب بیشتری گرفته است، ناشی از زحمات و تلاشهای مسئولان و ملت در طول سالیان متمادی است؛ اما خوشبختانه این حركت هرچه گذشته است، شتاب بیشتری پیدا كرده است. مثلاً در عرصه‌ی تولید علم، طبق آمارهائی كه مراكز متخصص جهانی و مراكز بین‌المللی اعلام میكنند، مشاركت كشور ما در پیشرفت علمی و تولید علم در دنیا بیش از یازده درصد است؛ در حالی كه ما یك درصد مردم دنیا هستیم و كشوری كه بعد از ما در این منطقه بیشترین نصیب را داشته است، كمتر از شش درصد پیشرفت داشته است. بنابراین پیشرفت كشور در عرصه‌های مختلف بحمدالله خیلی خوب بوده است. این حركت شتاب‌آلود و همراه با جدیت و همت، ان‌شاءالله بایستی ادامه پیدا كند.

    يكى از چيزهائى كه بلاشك در اين حوادث مؤثر بود، الگوسازى و گفتمان‌سازى انقلاب اسلامى بود. انقلاب اسلامى براى مسلمانها الگو شد؛ اولاً با پيدايش خود، بعد با تشكيل موفق نظام جمهورى اسلامى كه توانست يك نظامى را با يك قانون اساسىِ كامل ارائه كند و آن را به كرسى بنشاند و تحقق ببخشد، و بعد ماندگارى اين نظام در طول سى و دو سال كه نتوانند به او ضربه بزنند، و بعد استحكام و تقويت هرچه بيشتر اين نظام - كه نظام جمهورى اسلامى امروز از لحاظ عمق و ريشه، قابل مقايسه‌ى با ده سال پيش، بيست سال پيش و سى سال پيش نيست - و بعد پيشرفتهاى گوناگون در اين نظام، كه پيشرفت علمى، پيشرفت فناورى و صنعتى، پيشرفتهاى اجتماعى گوناگون، پخته شدن افكار، پديد آمدن افكار نو، حركت عظيم علمى در كشور و فعاليتهاى گوناگون است. عمرانهائى كه در اين كشور شده است، در مواردى كشور را به درجه‌ى چند كشور معدود دنيا درآورده است. اينها همه حوادثى است كه اتفاق افتاده است. اينها براى ملتهاى مسلمان چيزهاى محسوسى است؛ اينها را مى‌بينند، مشاهده ميكنند. اين انقلاب آمد، نظام درست كرد، اين نظام باقى ماند، روزبه‌روز قوى‌تر شد، روزبه‌روز هم پيشرفته‌تر شد؛ اين ميشود الگو. اين الگوسازى يك گفتمانى را به وجود مى‌آورد كه آن، گفتمان هويت اسلامى و عزت اسلامى است. امروز در بين ملتهاى دنيا، احساس هويت اسلامى، قابل مقايسه‌ى با سى سال قبل نيست؛ احساس عزت اسلامى و مطالبه‌ى اين عزت، امروز قابل مقايسه‌ى با گذشته نيست. اين، اتفاق افتاده است.

    فشارهائى كه در طول اين سى و سه سال بر ايران اسلامى، بر جمهورى اسلامى وارد شد، شايد بشود گفت علت اصلى همين بود كه نگذارند يك الگو در مقابل چشم مردم مسلمان منطقه به وجود بيايد؛ چون بدون الگو، حركتها دشوار است؛ با وجود الگو، حركتها آسان است. وقتى يك ملتى الگو شد، يك حركتى الگو شد، تشويق ميكند، استعدادها را به حركت درمى‌آورد. ميخواستند اين نشود.
    تحريم ميكنند، براى اينكه به خيال خودشان كشور را از لحاظ اقتصادى ضعيف كنند، تا ديگران نگاه كنند، بگويند اسلام ملت را از لحاظ اقتصادى به عقب ميراند. دانشمند را ترور ميكنند تا حركت علمى را متوقف كنند، تا ملت ايران نتواند حركت عظيم و پيشرفته‌ى علمىِ خودش را كه به بركت اسلام و انقلاب است، روى دست بگيرد و به دنيا نشان بدهد، به امت اسلامى نشان بدهد. تهمت ميزنند به اختناق، به ضديت با حقوق بشر و از اين قبيل چيزها متهم ميكنند، براى اينكه افكار عمومى دنيا را برگردانند؛ ليكن با وجود همه‌ى اين تلاشها، اين تبليغات، اين خباثتها، انقلاب درخشيد و دارد ميدرخشد.

    كشور ما كه زيرِ سلطه‏ى امريكا بود- با اين همه غارتى كه امريكا از اين كشور كرد- حتّى يك‏قدم به سمت پيشرفت‏ برنداشت. در آن دوره نه پيشرفت علمى‏ كرديم، نه پيشرفت اقتصادى كرديم و نه يك كار صنعتى انجام داديم. يك كشور صددرصد وابسته و مصرف‏كننده‏ى بازار مصنوعات امريكايى و غير آمريكايى بوديم. نه فقط مصرف‏كننده‏ى مصنوعات و فرآورده‏هاى صنعتى، بلكه مصرف‏كننده‏ى محصولات كشاورزى و فرهنگى و غيره‏ هم بوديم! يك منطقه‏ى ثروتمند مثل ايران، مِلك طلقِ سياستهاى امريكايى و در اختيار كمپانيهايى بود كه دولت امريكا را هم در حقيقت همانها اداره مى‏كردند و مى‏كنند.

    شك نكنيد كه فرداى ملت ايران و امت اسلامى از امروز بمراتب بهتر است. همان مقدارى كه فاصله‏ى بين سى سال پيشِ ملت ايران و امروز است- يعنى اول انقلاب تا امروز- ببينيد ملت ايران در همه‏ى عرصه‏هاى سياسى و علمى‏ و اجتماعى و غيره چقدر پيشرفت‏ كرده است؛ بدانيد فاصله‏ى بين پيشرفتِ سالهاى آينده با امروز، از اين هم بيشتر خواهد بود. ملت روزبه‏روز پيشرفت خواهد كرد. حركت ملت ايران در همه‏ى عرصه‏ها حركت توقف ناپذيرى است و ان‏شاءاللَّه بر خط درست و صراط مستقيم هدايت الهى و اسلامى و قرآنى پيش خواهد رفت. آينده‏ى ملت ايران، آينده‏ى روشنى است؛ و اين بر دنياى اسلام و بر امت اسلامى اثر خواهد گذاشت و ان‏شاءاللَّه ملتهاى مسلمان را روزبه‏روز بيدارتر خواهد كرد.

    عرض من اين است كه هم مسئولين، هم آحاد مردم، هم خانواده‏ها اين ايمان را بايد قدر بدانند؛ اين را در خود روزبه‏روز ريشه‏دارتر كنند؛ اين است كه قدرت ملت ايران را تأمين ميكند؛ اين است كه ميتواند پشتوانه‏ى پيشرفتهاى‏ علمى‏ ما، پيشرفتهاى فنى ما، پيشرفتهاى سياسى ما، پيشرفتهاى اجتماعى ما قرار بگيرد. بدانيد در سالهاى بعد از رحلت امام (رضوان الله تعالى عليه) كسانى همه‏ى تلاش خودشان را جمع كردند كه اين احساس را، اين ايمان را در ملت ما از بين ببرند. نوشتند، گفتند، تكرار كردند؛ دشمن متمركز شد براى اينكه اين ايمان را از بين ببرد. البته نتوانستند، بعد از اين هم هرگز نخواهند توانست.

    نكته‏ى بعدى كه براى فهرست كارهاى لازم امروز ما بايستى مورد توجه قرار بگيرد، مسئله‏ى پيشرفت‏ علم‏ و حركت در جهت نقشه‏ى جامع علمى‏ كشور است؛ همين كارى كه پنج شش سال است بحمداللَّه حركت بهترى پيدا كرده است، پيشرفتهاى‏ خوبى انجام گرفته است. بايستى بيشتر تلاش كرد. ان‏شاءاللَّه اين حركت، شتابنده‏تر شود. لازم است حركت شتابنده‏ى ديگرى در داخل حوزه‏هاى علميه انجام بگيرد؛ كه در اين باره ان‏شاءاللَّه با دوستان و برادران و خواهران عضو حوزه‏ى علميه صحبت خواهيم كرد.

    اعتقاد راسخ من اين است كه اگر چنانچه بر روى مسئله‌ى علم و فناورى و نخبه‌پرورى سرمايه‌گذارى كنيم، حتماً در يكى از بااولويت‌ترين كارها سرمايه‌گذارى كرده‌ايم. پيشرفت علمى و به دنبال آن، پيشرفت فناورى، به كشور و ملت اين فرصت و اين امكان را خواهد داد كه اقتدار مادى و معنوى پيدا كند. بنابراين با يك نگاه راهبردى، علم يك چنين اهميتى دارد.

    در اين مسير، شتاب و موفقيت، در طول چندين سال گذشته محسوس است. شما اين را بدانيد - شايد هم ميدانيد؛ البته من آمارهاى بيشترى دارم، اطلاعات وسيع‌تر و جزئى‌ترى دارم - كه در هفت هشت ده سال اخير، كشور يك حركت عظيمى در اين زمينه انجام داده و كارهاى بزرگى انجام گرفته. البته بعضى گوشه كنار، توى دانشگاه و بيرون دانشگاه، يأس‌آفرينى و منفى‌بافى ميكنند؛ اما بيخود ميگويند، دروغ ميگويند. بعضى از اينها غافلند، بعضى هم بدتر از غافل. حركت، انصافاً حركت موفقى بوده است. در اين سالها كارهاى بزرگى انجام گرفته. ملت، جوانان، مجموعه‌ى علمى، دانشگاه‌ها، مديران علمى نشان دادند كه استعداد خوبى وجود دارد براى اين حركتى كه مورد نظر ماست. بنابراين ما پيشرفت كرده‌ايم.
    اين پيشرفت اقتضاء ميكند كه ما اميدوارانه‌تر پيش برويم. نظر تعداد قابل توجهى از كارشناسان ايرانى و غير ايرانى اين است كه كشور ما قبل از موعد معين، يعنى 1404 - كه پايان دوره‌ى برنامه‌ى چشم‌انداز بيست ساله است - به آن چيزى كه در چشم‌انداز وعده داده شده، خواهد رسيد؛ يعنى رتبه‌ى اول علمى در ميان كشورهاى اسلامى. برآوردها اين است؛ اين به خاطر شتابى است كه وجود دارد. پس اميدوار باشيم، لحظه‌ها را از دست ندهيم، به نيروى خودمان اتكاء كنيم و حركت را با جديت، با صميميت و با شرائط لازم ادامه دهيم. اين يك نكته.
    نكته‌ى دوم اين است كه از اين كارهاى علمى‌اى كه دارد ميشود، هم من و هم هر فردى از افراد كشور كه مطلع باشد، افتخار ميكند. به پيشرفت علمى در مسئله‌ى هسته‌اى، همه افتخار ميكنيم؛ به پيشرفتهاى بسيار حائز اهميت در زمينه‌ى سلولهاى بنيادى - كه گفته شد - و كارهاى عظيمى كه در اين زمينه انجام گرفته، همه افتخار ميكنيم؛ در بخش نانو، در بخش فناورى زيستى و غيرذلك پيشرفتهاى خوبى صورت گرفته و همه افتخار ميكنيم؛ اينها چيزهاى كوچكى نيست، چيزهاى بزرگى است؛ ليكن اينها چيزهائى نيست كه بتواند به ما بگويد كشور از لحاظ علمى، يك پيشرفت مطلوب و كاملى كرده است. با اينكه در بعضى از اين رشته‌ها تازه وارد شده‌ايم، در عين حال جزو ده كشور اول دنيا هستيم كه اين فناورى‌ها يا اين دانش را داريم؛ ليكن اين كافى نيست.
    چى لازم است؟ آنچه در كشور لازم است و ميتواند موقع و جايگاه علمى كشور را به طور شايسته و افتخارانگيز به ما نشان دهد كه بالا رفته، وجود يك چرخه‌ى علمىِ كامل است.

    پيشنهاد كردند - من اينجا يادداشت كردم - كه امكان تأسيس نوع تازه‌اى از شركتها كه عبارت است از شركتهاى علمى و فناورى، در كشور فراهم شود. خيلى‌ها هستند كه مايلند دسته‌جمعى كار علمى كنند، تحقيقات علمى كنند. اين كمكى كه دولت و مسئولان به پيشرفتهاى علمى و فناورى ميكنند، منحصر نماند به كمك به افراد؛ اين شركتها مورد حمايت قرار بگيرند. البته اينها با شركتهاى تجارى كه ماليات و تسهيلات متعارف بانكى به آنها تعلق ميگيرد، اشتباه نشوند؛ بلكه به طور ويژه به اين شركتها كمك شود. فكر ميكنم اين كار، كار لازم و مهمى است. دولت بايد در اين زمينه يك مديريت هوشمندانه‌اى به كار ببرد.

    يك نكته‏ى ديگر پيشرفت‏ كشور است. حالا پيشرفتهاى‏ علمى‏ را كه بارها گفتند و گفتيم و ديگران گفتند و خود شماها هم ميدانيد. حقيقتاً در زمينه‏هاى علمى‏، در زمينه‏هاى فناورى، پيشرفتهاى‏ شگفت‏آورى شده. بعضى از اين چيزهائى كه توى تلويزيون به‏آسانى از آن عبور ميكنند كه فلان كار شد و فلان چيز افتتاح شد، پشت صحنه‏ى اين را كه انسان نگاه ميكند، خيلى كارهاى مهمى است؛ خيلى تلاش، خيلى عمق علمى‏، خيلى توانائى پشت سر اين‏ پديده خوابيده است كه حالا رسيده به اين كه مثلًا فلان چيز به وجود آمده يا فلان شيئى اختراع شده يا توليد شده؛ در زمينه‏هاى گوناگون صنعتى و فناورى و علمى. اينكه حالا مسلّم است؛ لكن آنچه كه از اين پيشرفتهاى علمى و فناورى به نظر من بالاتر است، عبارت است از روحيه‏ى ثبات و احساس توانائى كه در ملت بيدار شده؛ در كسانى كه بايد اين كار را بكنند، اين روحيه بيدار شده.

    امروز كشور نيازمند يك جهاد علمى است. البته اينجا كه عرض ميكنم علم، منظورم معناى عام علم است؛ نه فقط علوم تجربى. ما يك جهاد علمى لازم داريم. من حالا خواهم پرداخت به بعضى از مطالبى كه برادران و خواهران بيان كردند و اگر يك نقطه‏نظرى باشد، در ذيل بيانات دوستان عرض خواهم كرد؛ اما آنچه كه به نظر من جمع‏بندى همه‏ى مسائل است- كه بنده خود را متعهد ميدانم كه آن را، هم بگويم، هم دنبال كنم، هم با دقت و وسواس و دلواپسى نگاه كنم ببينم به كجا رسيد- اين است كه كشور نياز دارد به جهاد علمى.
    ببينيد، جهاد يك معناى خاصى دارد. معناى جهاد فقط تلاش نيست. در مفهوم اسلامى، جهاد عبارت است از آن تلاشى كه در مقابل يك دشمن است، در مقابل يك خصم است. هر تلاشى جهاد نيست. مجاهدت با نفس، مجاهدت در مقابل شيطان، جهاد در ميدان نظامى، مواجهه‏ى با يك دشمن است؛ مواجهه‏ى با يك معارض است. امروز ما در زمينه‏ى علم نياز داريم كه اينجور تلاشى در كشور بكنيم؛ احساس كنيم موانعى وجود دارد، بايد اين موانع را برداريم؛ دارد معارضه‏هائى ميشود، بايد اين معارضه‏ها را در هم بشكنيم؛ در زمينه‏ى عرضه‏ى امكانات علمى، خسّتهائى از سوى كسانى كه صاحبان آن هستند- كه كشورهاى پيشرفته‏ى علمى است- وجود دارد، بايد در مقابل اين خسّتها از خودمان عزت و جوشندگى و فورانِ از درون نشان بدهيم. امروز دنيا على‏رغم تظاهر به سخاوت علمى، در نهايتِ خسّت علمى است. آن كسانى كه بر حسب عوامل گوناگونى توانستند در يك برهه‏اى پيشرفت علمى را صاحب و مالك بشوند و موتور پيشرفت را سوار بشوند و از همه‏ى بشر جلو بزنند- كه همين كشورهاى پيشرفته‏ى غربى هستند، كه تقريباً از دوره‏ى رنسانس به اين طرف دست اينها افتاده؛ يك روز هم دست ما بود- اينها انحصارگرند، انحصارطلبند؛ اينها نميخواهند دائره‏ى اين دانش، دائره‏ى اين اقتدار توسعه پيدا كند؛ با دانائى ملتها مخالفند؛ بخصوص بعد از آنكه اين دانش در دست آنها وسيله‏اى شد براى سياست. استعمار از علم پديد آمد. علم توانست آنها را قوى كند، مقتدر كند؛ لذا راه افتادند اطراف دنيا، استعمار به وجود آمد؛ والّا ملتها داشتند زندگى خودشان را ميكردند. بريتانيا كجا، اندونزى كجا؟ اينها با ابزار علم رفتند آن مناطق را صاحب شدند. خوب، وقتى كه استعمار از علم زائيده شد و قدرت بين‏المللى و قدرت سياسى متكى به علم شد، اين علم را در اختيار ديگران نبايد بگذارند؛ والّا اين قدرت تهديد ميشود. و تا امروز همين جور عمل كردند.
    حالا يك ملتى اراده ميكند و تصميمى ميگيرد كه روى پاى خود بايستد، از استعداد خود استفاده كند، خوشبختانه اين زمينه‏ها هم به يك شكلى براى او فراهم است- ملت ما اينجورى است- شايد بعضى از ملتهاى ديگر باشند كه اگر چنانچه آنها تصميم ميگرفتند در مسئله‏ى علم‏ روى پاى خودشان بايستند، نميتوانستند؛ چون نه آن پيشينه‏ى تاريخى را داشتند، نه آن استعداد بومى و منطقه‏اى و ذاتى خودشان را داشتند. كشور ما بحمداللَّه اينها را دارد. انقلاب هم شد، حركت عظيمى هم انجام گرفت، بيدارى‏اى به وجود آمد، احساس توانائى‏اى به وجود آمد، يك حركت مهمى شروع شد، كه خوب، پيشرفتهاى‏ فراوانى هم داشته. ما بايد قبول كنيم و اعتراف كنيم كه اين حركت در آغاز خود است. ما اول راهيم.
    دوستان اشاره كردند به برنامه‏ريزى سيصد ساله. البته من اعتقادى به سيصد سال برنامه‏ريزى ندارم؛ اما اين فكر را، اين روحيه را مى‏پسندم كه احساس كنيم سى سال گذشته، ما قدم اوليم؛ ده قدم بخواهيم برداريم، ميشود سيصد سال ديگر. بايد بدانيم قدمهاى اوليم، بايد بدانيم ميتوانيم قدمهاى بلندترى را برداريم؛ اين احساس بايد به وجود بيايد. و من اعتقادم اين است كه اين احساس حتماً به وجود مى‏آيد؛ كمااينكه اين حركت عظيم علمى، اين نوآورى علمى، اين توليد علم، اين پرداختن به مرزهاى دانش، به فكرمان نميرسيد كه شدنى باشد؛ خوب، مطرح شد، گفته شد، دنبالگيرى شد؛ امروز شما ثمراتش را داريد مشاهده ميكنيد. بنابراين ميتوانيم قدمهاى بلندتر را برداريم، ميتوانيم كارهاى بزرگى را انجام دهيم.

    خوشبختانه روند پيشرفت‏ در كشور، در زمينه‏هاى مختلف، روند خوب و مطلوبى است. روند عدالت هم خوب است. خوب، اين دهه، دهه‏ى پيشرفت و عدالت ناميده شده است. پيشرفت كه گفتيم، پيشرفت علمى‏ است، پيشرفت فناورى است، پيشرفت سياسى است، پيشرفت اخلاقى است؛ همه‏ى اينها مورد نظر است. خوب، يك كارهاى خوبى دارد انجام ميگيرد؛ لااقل زيرساختهائى براى كارهاى بزرگ و جهشها دارد فراهم ميشود. در مورد عدالت هم حداقل اين است كه اين تفكر دارد همه‏گير ميشود؛ يعنى همه معتقد ميشوند به اينكه بايد دنبال عدالت رفت، بايد عدالت را اجرائى كرد، بايد اين آرزوها را اجرائى كرد، در محيط اجراء وارد كرد- كه توى صحبتهاى دوستان هم بود- اين خودش پيشرفت است. البته اين معنايش اين نيست كه ما به اين مقدار پيشرفت در زمينه‏ى عدالت قانع هستيم؛ نه، آرزو و همت خيلى بالاست؛ آرزوها بالاست، همتها هم بالاست؛ اما ميخواهم به شما عرض كنم كه ما داريم جلو ميرويم، داريم پيشرفت ميكنيم. دشمنان ما منحنى‏شان به طرف ضعف است، منحنى ما به طرف قوّت است. نظام طاغوتى، نظام سرمايه‏دارىِ متجاوز و ظالم در دنيا- كه مظهرش رژيم ايالات متحده‏ى آمريكاست- امروز از ده سال پيش و از بيست سال پيش، بسيار ضعيف‏تر است. در نقطه‏ى مقابل، تفكر اسلامى و نظام جمهورى اسلامى، امروز از ده سال پيش، از بيست سال پيش، بسيار قوى‏تر و بسيار پيشرفته‏تر و بسيار آماده‏تر است.

    اين تازه در قدم اول است. ما هنوز كارى نكرديم. بله در نانوتكنولوژى، بيوتكنولوژى، بحثهاى هسته‏اى، بحثهاى هوا- فضا و رشته‏هاى گوناگون علمى‏ پيشرفت‏هائى‏ شده كه مهم و بزرگ است؛ اما اين‏ها در مقياس و معيار حركت علمى‏ يك كشور چيزى نيست. يكى از دوستان گفتند و بنده هم اين آمار را دارم، كه سرعت پيشرفت‏ علمى و توليد علم‏ در كشور ما يازده برابرِ متوسط دنياست. اين را يك مركز تحقيقاتى غربى- مستقر در كانادا- با جزئياتش ذكر كرده است. البته اين يازده، متوسطش است؛ در بعضى از قسمتها سى و پنج برابرِ سرعت رشد دنياست؛ در بعضى جاها هم كمتر است؛ متوسطش مى‏شود يازده برابر. يعنى سرعت پيشرفت‏ علمى ما در طول اين ده سال پانزده سال اخير يازده برابرِ سرعتى است كه دنيا داشته؛ اين خيلى چيز مهمى است. لكن اين آن چيزى نيست كه ما توقع داريم و دنبالش هستيم؛ اين خيلى كمتر از آن است. اين سرعت بايستى با همين شدت ادامه داشته باشد تا ما به تراز مورد نظر برسيم؛ اين در دانشگاه لازم است.
    در دانشگاه پرورش انسانِ در تراز شهيد چمران لازم است؛ اين را لازم داريم. خب پس استاد بسيجى مى‏داند در دانشگاه بايست چه كار كند؛ اين حضور دائم، اين حضور بجا و بهنگام، اين حضور مخلصانه و مجاهدانه براى استاد بسيجى به اين معناهاست كه گفته شد. و استاد خيلى نقش دارد. نقش استاد در محيطهاى آموزشى نقش بسيار برجسته و مهمى است. استاد فقط آموزنده‏ى دانش نيست؛ بلكه منش استاد و روش استاد مى‏تواند مربى باشد؛ استاد، تربيت‏كننده است. تأثير استاد روى شاگرد، على‏الظّاهر از تأثير بقيه‏ى عوامل مؤثر در پيشرفت علمى و معنوى و مادى متعلم بيشتر است؛ از بعضى كه خيلى بيشتر است. گاهى استاد مى‏تواند يك كلاس را، يك مجموعه‏ى دانشجو يا دانش‏آموز را با يك جمله‏ى بجا تبديل كند به انسانهاى متدين. لازم هم نيست حتماً رشته‏ى علوم دينى يا معارف را تدريس كند؛ نه، شما گاهى يكجا در درس فيزيك، يا در درس رياضى، يا در هر درس ديگرى- علوم انسانى و غير انسانى- مى‏توانيد يك‏كلمه بر زبانتان جارى كنيد، يا يك استفاده‏ى خوب از يك آيه‏ى قرآن بكنيد، يا يك انگشت اشاره به قدرت پروردگار و صنع الهى بكنيد كه در دل اين جوان مى‏ماند و او را تبديل مى‏كند به يك انسان مؤمن. استاد اين‏جورى است.

    انفكاك اين دانشگاه از دانشگاه جامع- كه هر دوى اين دانشگاه‏ها، مراكز و پايگاه‏هاى بسيار ارزشمندى هستند كه سپاه پاسداران به وجود آورده است- به سود سپاه و براى پيشرفت‏ علمى‏ و فنى و عملى سپاه لازم بوده و هست و اين كار بايد در هر دو بخش با جديت دنبال شود؛ هم در دانشگاه جامع، هم در دانشگاه افسرى و تربيت پاسدارى. اساتيد خوب، مديران خوب، جوانان خوب، بحمد اللَّه جمعند. هركدامى ارزشهاى خود را دنبال كنند، وظائف خود را دنبال كنند.

    پيشرفت‏ مادى كشور در درجه‏ى اول، متوقف بر دو عنصر است: يك عنصر، عنصر علم‏ است؛ يك عنصر، عنصر توليد است. اگر علم نباشد، توليد هم صدمه مى‏بيند؛ كشور با علم پيش مى‏رود. اگر علم باشد، اما بر اساس اين علم و بر بنياد دانش، توليد تحول و تكامل و افزايش پيدا نكند، باز كشور درجا مى‏زند. عيب كار ما در دوران حكومت طواغيت اين بود كه نه علم داشتيم، و چون علم نبود، نه توليد متكى بر پايه‏ى علم و پيشرونده و رشديابنده داشتيم. لذا دنيا وقتى وارد ميدان صنعت شد، پيش رفت؛ قاره‏ى آسيا كه ديرتر از اروپا وارد ميدان صنعت شده بود، پيش رفت؛ ولى ما بر اثر حكومت اين طواغيت و شرائط گوناگون، عقب مانديم. اگر مى‏خواهيم جبران كنيم- كه مى‏خواهيم، و ملتمان حركت هم كرده است و به ميزان زيادى پيش هم رفته است- بايد به علم و توليد اهميت بدهيم؛ بايد در مراكز علم، در مراكز تحقيق، با شكلهاى نو و مدرن پيگيرى شود. چند سال است كه من روى مسئله‏ى علم تكيه مى‏كنم و الحمد للَّه چرخهاى پيشرفت‏ علمى‏ و توليد علم در كشور به حركت درآمده است؛ البته بايد بازهم سرعت بگيرد، هنوز اول راهيم.

    يك نكته‏ى ديگرى كه مهم است، مسئله‏ى تحقيق است؛ تحقيق و توسعه‏ى فناورى. امروز همه‏ى صنايع دنيا از جمله صنعت خودرو دانش‏محور است. مرتب دارند فكر مى‏كنند، كار مى‏كنند، تحقيق مى‏كنند، پژوهش مى‏كنند، براى اينكه اين را كامل‏تر، بى‏عيب‏تر، زيباتر، كم‏مصرف‏تر، ارزان‏تر از آب در بياورند. اين جز با پيشرفت‏ علمى‏، جز با تأمل و دقت و تحقيق، ممكن نيست. باب تحقيق را بايستى باز گذاشت. دستگاه‏هاى مختلف، كارخانجات صنعتى و مديران صنعتى و مديران دولتى مشرف بر صنعت، بر روى مسئله‏ى تحقيق بايد خيلى تلاش بكنند. اين كمك مى‏كند به اينكه صنعت بتواند در شرايط سخت رقابتى، خودش را حفظ كند؛ در رقابت با رقباى پيشرفته زمين نخورد. اين با تحقيق امكان‏پذير است.

    ايمان به خداى متعال نه فقط سعادت معنوى را تأمين مى‏كند، بلكه سعادت مادى را هم تأمين مى‏كند. ايمان به خداى متعال موجب مى‏شود كه بشر در زندگى مادىِ خود بتواند همه‏ى آن چيزهائى را كه انسان به آن نيازمند است، به دست بياورد. «و لو انّهم اقاموا التّوراة و الانجيل و ما انزل اليهم من ربّهم لأكلوا من فوقهم و من تحت ارجلهم»؛ اگر اقامه‏ى دين بشود، اگر تعاليم اسلامى در جامعه عمل بشود، انسانها از لحاظ رفاه به آن حدى مى‏رسند كه هيچ نيازى براى آن‏ها باقى نماند كه تأمين نشده باشد. از لحاظ آسايش معنوى و روانى انسان، احساس امنيت و آرامش، باز نقش ايمان برجسته است. به گفته‏ى قرآن: «قد جاءكم من اللَّه نور و كتاب مبين. يهدی به اللَّه من اتّبع رضوانه سبل السّلام»؛ راه‏هاى سلامت را، راه‏هاى آرامش را، راه‏هاى امنيت روانى را قرآن به انسان تعليم مى‏دهد؛ اين راهى است كه بشر را به آرامش روانى مى‏رساند؛ يعنى همان چيزى كه امروز دنيا در فقدان آن، در حال التهاب است. پيشرفت مادى‏ هست، پيشرفت‏ فناورى و علمى‏ هست، ثروتهاى كلان در دست جوامع هست؛ اما آسايش نيست، آرامش نيست. اين به خاطر كمبود اين عنصر اساسى در زندگى انسان است، كه عبارت است از ايمان. اين يك مطلب اساسى با استفاده‏ى از قرآن كريم است كه در جمهورى اسلامى، من و شما، همه‏ى آحادمان، همه‏ى جوان‏هايمان، همه‏ى نسلهاى رو به جلو كه مى‏خواهند فرداى سعادتمندى را براى كشورشان و براى خودشان و براى فرزندانشان تأمين كنند، بايد به اين توجه داشته باشند. اساس كار در نظام اسلامى ايمان است، كه بايد اين ايمان را تأمين كرد؛ نه فقط در دل، بلكه در عمل، در برنامه‏ريزى‏ها و در همه‏ى اقدامها.امسال سى و دومين سالى است كه نظام جمهورى اسلامى تشكيل شده است؛ يعنى دومين سال از دهه‏اى است كه اعلام شد دهه‏ى پيشرفت و عدالت است. شعار پيشرفت و عدالت، يك شعار محورى است؛ يك مطلب اساسى است؛ يك نياز است. در اين مرحله، هدف كلان ملت عزيز ما و مسئولان بايد پيشرفت و عدالت باشد. «پيشرفت» و «عدالت» دو خواسته‏اى است كه انسانها به آن نيازمندند. پيشرفت، يعنى از لحاظ علم و عمل و آنچه كه در دنيا براى يك جامعه لازم است، به نتائج مطلوب برسد. عدالت هم يعنى ميان انسانها تبعيض وجود نداشته باشد، بى‏عدالتى نباشد، ظلم نباشد. هر دو خواسته، جزو خواسته‏هاى اساسى و اصلى و ديرين بشريت است، كه تا تاريخ بشر وجود داشته است، اين دو خواسته، خواسته‏ى اصلى انسانها بوده است: پيشرفت و عدالت. اين شعارها را مى‏شود داد؛ مهم اين است كه كِى مى‏شود به اين شعارها عمل كرد. ما در نظام جمهورى اسلامى، اين دهه‏ى چهارم را هنگام مناسب براى عمل در جهت رسيدن به اين دو شعار يافتيم. پيشرفت را مى‏شود به معناى حقيقى كلمه به دست آورد؛ عدالت را هم با رشدى كه در جامعه‏ى ما هست، با آگاهى و بصيرتى كه مردم ما بحمد اللَّه پيدا كرده‏اند، موانع را شناخته‏اند، اهداف را تشخيص داده‏اند، دوست و دشمن را امروز جوانهاى ما تشخيص مى‏دهند، اگر مسئولى در پى عدالت باشد، مى‏تواند در جامعه‏ى ما مقدمات استقرار عدالت كامل را فراهم كند. البته اين كارِ كوتاه‏مدت نيست، كارِ بلندمدت است. بنابراين اين دهه را، دهه‏ى پيشرفت و عدالت در نظر مى‏گيريم. هر اقدامى كه مى‏شود، هر برنامه‏ريزى‏اى كه مى‏شود، بايد اين دو عنصر در آن ملحوظ باشد؛ هم در جهت پيشرفت جامعه باشد، هم در جهت عدالت باشد.
    كشور آمادگى‏هاى زيادى دارد. عزيزان من! در اين سى سال، ملت و كشور در همه‏ى زمينه‏ها پيشرفت كرده است. زمينه براى يك حركت عظيم و بنيانى، يك حركت محسوس كه اثر آن را در زندگى مردم بشود ملاحظه كرد، فراهم است. ما هم در زمينه‏ى زيرساخت‏هاى اقتصادى پيشرفتهاى زيادى كرده‏ايم. در زمينه‏ى زيرساخت‏هاى ارتباطى و مواصلاتى كارهاى بزرگى انجام گرفته است. در زمينه‏ى پيشرفت علمى و فناورى، يك روند پرشتابى از چندى قبل تاكنون آغاز شده است. ملاحظه مى‏كنيد؛ در زمينه‏هاى علمى، جوانان ما، دانشگاهيان ما، برجستگان و نخبگان ما به يك مراحلى دست پيدا مى‏كنند كه براى يك كشورى كه از مرحله‏ى دانش و تحقيق و فناورى و ابتكار علمى بسيار دور بوده است و فاصله داشته است، بسيار چيزهاى عجيبى است.
    جوانان عزيز! امروز در كشور شما چيزهائى كه ايران را در رديف ده كشور اول دنيا قرار مى‏دهد، يا در رديف هشت كشور اول دنيا قرار مى‏دهد، كم نيست. در بخشهاى مختلف، در بخشهاى علوم زيستى، علوم نانو، علوم فضائى، علوم گوناگون، شما مى‏بينيد دانشمندان كشور- كه عمدتاً هم همين جوانان پرشور و پرشوق و پرنشاط هستند- توانسته‏اند كشور را به اينجا برسانند كه بگويند در اين مقوله، ايران جزو هشت كشور دنياست؛ در اين مقوله، ايران جزو ده كشور اول دنياست؛ يعنى اين پيشرفت عظيمى است، اين يك جايگاه مهمى است براى كشور.

    در دوران جوانى ما، آن‏طورى كه در جامعه واضح بود، اين احساس وجود داشت كه ايرانى نمى‏تواند؛ فرنگى‏ها، اروپائى‏ها، آمريكائى‏ها بايد پيش بروند، ما بايد دنبال آن‏ها حركت كنيم و از آن‏ها ياد بگيريم. اينكه ما هم مى‏توانيم يك راهى را باز كنيم، يك حركتى را شروع كنيم، يك قلمروى را از قلمروهاى مهم زندگى فتح كنيم، اين براى ملت ما يك امر باورنكردنى بود. امروز درست بعكس شده است. جوان ايرانى، هيچ مقوله‏اى از مقوله‏هاى مهم نيست كه برايش مطرح بشود و احساس كند كه نمى‏تواند. عرض كردم؛ در مسائل علمى‏، در مسائل فنى، در مسائل سياسى، آنچه كه براى مجامع اهل تحقيق و پژوهش ما- كه عمدتاً هم جوانهاى كشورمان هستند- مطرح مى‏شود، كارها و پيشرفتهاى‏ گوناگونى كه مطرح مى‏شود، جوان ايرانى احساس مى‏كند كه مى‏تواند. اين اعتماد به نفس، چيز بسيار مهمى است. اين اعتماد به نفس در مجامع علمى‏ پشتوانه‏اى دارد از اعتماد به نفس ملى؛ آن چيزى كه من در چند سال قبل از اين مطرح كردم كه بايد ملت به اعتماد به نفس ملى برسد؛ يعنى احساس كند كه همه‏ى كارهاى بزرگ را مى‏شود با اراده، با خواست، با حركت انجام داد. در هيچ كارى ما عاجز نيستيم. اين‏ها زمينه‏هاى پيشرفت‏ است.

    در سال 88 ملت خوش درخشيد؛ مسئولين هم تلاشهاى ارزنده و بزرگى را انجام دادند. اين تلاشها در حد خود، تلاشهاى باارزشى است؛ موجب تقدير است. بر همه‏ى ناظران منصف فرض است كه از اين تلاشها، از اين زحمات و كار و كوششى كه براى عمران و آبادانى و پيشرفت‏ كشور در عرصه‏هاى مختلف انجام گرفت، قدردانى كنند. در عرصه‏ى علمى‏، در عرصه‏ى صنعتى، در فعاليتهاى اجتماعى، در سياست خارجى، در بخشهاى مختلف، مسئولين كشور كارهاى بزرگى را انجام داده‏اند. خداوند به همه‏ى آن‏ها اجر عنايت كند و توفيق پيشرفت مرحمت بفرمايد.

    بسيار جلسه‏ى مطلوب و شيرينى است و بخصوص بياناتى كه آقايان كردند، همه براى من حقيقتاً مفيد بود؛ هم آنچه در باره‏ى مسائل علوم انسانى بيان كردند، هم آنچه در باره‏ى دانشهاى ميان‏رشته‏اى علوم و ريزه‏كارى‏هائى كه ذكر شد، بيان كردند، هم آنچه در باره‏ى مسائل كشاورزى بيان كردند- كه حتماً آن برنامه‏اى كه ذكر كردند، بياورند ما ببينيم و استفاده كنيم- و هم آنچه در باره‏ى علم و تحقيقات گفته شد. گزارشهائى هم كه آقاى دكتر رهبر، رئيس محترم دانشگاه دادند، گزارشهاى بسيار مفيد و دلگرم‏كننده‏اى بود. چقدر خوب است كه گزارش اين پيشرفتها در اختيار افكار عمومى هم قرار بگيرد. واقعاً امروز افكار عمومى ما نمى‏دانند كه سهم سى‏ساله‏ى جمهورى اسلامى در دانش، در تحقيق، در كميت گسترش دانشگاه‏ها، در كيفيت كار علمى‏، در مقالات علمى و در اختراعات چقدر است. از اول انقلاب هم يكى از نقاطى كه مخالفين و دشمنان اين انقلاب هى تبليغ كردند و اين دروغ را با پيرايه‏هاى گوناگون آراستند، اين بود كه انقلاب با علم مخالف است. در حالى كه انقلاب در حقيقت بر پايه‏ى علم است، كه حالا مختصرى عرض خواهيم كرد. بنابراين خوب است كه اين آمار منتشر شود.

    صحبت اختراعات شد؛ كه حالا مقدارى اختراعات انجام گرفته، كارهاى جديدى انجام گرفته. پيشرفتها را شايد من يك مقدار بيشتر هم بدانم؛ چون گزارشهاى گوناگون از جاهاى مختلف به ما خيلى مى‏رسد؛ اما حقيقتاً بنده راضى نيستم و اين مقدار پيشرفت‏ علم‏ راضى‏كننده نيست. حالا اين‏ها مطالبى است كه فقط در اين جمعها مى‏شود گفت. وقتى مى‏گوئيم از اين مقدار پيشرفت‏ راضى نيستيم، نه اينكه ما مى‏توانستيم و نكرديم؛ نه، ممكن است هيچ‏كس هم مقصر نباشد، و بيشتر از اين هم نمى‏شده. ممكن است واقع مطلب هم همين باشد، اما همين واقعيت براى بنده واقعاً خشنودكننده نيست؛ ما هنوز خيلى فاصله داريم تا آنجايى كه بايد به آن برسيم. من توقع زيادى هم ندارم. بنده عرض نمى‏كنم كه حتماً در ظرف ده سال يا بيست سال بايستى به رديفهاى اول علمى‏ دنيا برسيم- حالا نمى‏گويم رديف اول- ليكن بايد هدف ما اين باشد؛ و لو در ظرف پنجاه سال كشور از اسارت علمى مطلقاً خارج بشود. توليد علم‏ معنايش اين است. علم يك محصولى نيست كه توليدش مثل توليدهاى ديگر باشد؛ به خيلى مقدمات نيازمند است؛ ولى بايد بالاخره ما به آنجا برسيم كه دانش را گسترش و بسط بدهيم، به ژرفاى دانش برسيم، دانشهاى جديدى را پيدا كنيم. دانشهاى ممكنِ براى بشر فقط همين دانش‏هائى نيست كه ما امروز داريم؛ بسيارى دانشها قطعاً وجود دارد كه بعدها بشر به آن‏ها خواهد رسيد؛ كمااينكه بسيارى از دانشها تا صد سال پيش نبود. خيلى از اين علوم انسانى كه صحبت كردند، تا صد سال پيش، از اين‏ها خبرى نبود؛ نه علم وجود داشت، نه تحقيقات علمى در آن رشته‏ها وجود داشت؛ بعد به وجود آمد. بشر قابليت اتساعش خيلى بيش از اين‏هاست. عالَم قابليت معرفت و شناختش خيلى بيشتر از اين‏هاست. ما بايد به جائى برسيم كه در اين عرصه‏ها هرچه ممكن است، پيش برويم؛ هرچه ممكن است، بفهميم. و البته علم را وسيله‏ى سعادت انسان قرار بدهيم. تفاوت نگاه دين- يعنى اسلام- به علم، با نگاهى كه دنياى مادى به علم مى‏نگريست، در همين است. ما علم را مى‏خواهيم براى سعادت بشر، براى رشد بشر، براى شكوفائى بشر، براى استقرار عدالت و آرزوهاى قديمى بشر.

    آنچه كه براى ما لازم است، اين است كه آحاد مردم، مسئولين، غير مسئولين، بخصوص جوانها، بخصوص كسانى كه سخن و حرفشان تأثير دارد، احساس مسئوليت حضور در صحنه را از دست ندهند. هيچ كس نگويد من تكليفى ندارم، من مسئوليتى ندارم؛ همه مسئولند. مسئوليت معنايش اين نيست كه اسلحه ببنديم، بيائيم توى خيابان راه برويم؛ در هر كارى كه هستيم، احساس مسئوليت كنيم؛ مسئوليت دفاع از انقلاب و از نظام جمهورى اسلامى؛ يعنى از اسلام، حقوق مردم، و عزت كشور. شرط اول: همه بايد اين احساس مسئوليت را داشته باشيم. و من مى‌بينم كه اين احساس مسئوليت را داريم. اين را مردم كشور ثابت كردند، ثابت ميكنند؛ حالا يك نمونه‌ى واضحش همين 9 دى بود كه اشاره كردند؛ نمونه‌هاى ديگرى هم هست؛ 22 بهمن در پيش است، دهه‌ى فجر در پيش است. مردم حضور، آمادگى، سرزندگى و نشاط خودشان را نشان داده‌اند، باز هم نشان خواهند داد. مسئولين كشور بالخصوص، بايد همه‌ى تلاش خودشان را بگذارند كه مشكلات را با سرپنجه‌ى تدبير، كار مستمر، خسته نشدن، شوق و ذوق و توكل به خدا و كمك خواستن از خداوند برطرف و حل كنند. منظور فقط مشكلات سياسى و امنيتى نيست - اينها جزئى از مشكلات است - پيشبرد اقتصاد و علم كشور، مسائل اجتماعى گوناگون هم بر عهده‌ى مسئولين است. مسئولان قواى سه‌گانه و همه‌ى مسئولان كشور وظيفه‌ى خودشان بدانند كه براى اين ملت كار كنند؛ كار و كار و كار، تدبير و تدبير و تدبير؛ يك لحظه غفلت نكنند. ما يك حركت خوبى داريم به سمت جلو؛ نگذارند اين حركت متوقف بشود؛ نبايد اين حركت از دور بيفتد. ما داريم پيش ميرويم؛ بايد همين طور با اين پيشرفت ادامه بدهيم، سرعت را بيشتر و همه‌جانبه‌تر كنيم، نقاط كور را هم بگيريم.

    مسائل كشور كه فقط مسائل مربوط به اغتشاشگران نيست؛ كشور مسائل اقتصادى دارد، مسائل علمى‏ دارد، مسائل سياسى دارد، مسائل بين‏المللى دارد، مسائل امنيتى دارد؛ صدها مسئله‏ى مهم پيش روى مسئولان كشور هست؛ بايد اين‏ها را انجام بدهند؛ بايد كشور را مديريت كنند؛ بايد كشور را جلو ببرند. دشمن مى‏خواهد با اين حوادث، چرخهاى كشور از كار بيفتد؛ نبايد به دشمن كمك كرد. دشمن مى‏خواهد با اين‏گونه حوادث، چرخ پيشرفت‏ اقتصادى متوقف بشود؛ دشمن مى‏خواهد چرخ پيشرفت‏ علمى‏ كه بحمد اللَّه دور برداشته است و حركت علمى خوبى آغاز شده و رو به رشد هم هست، متوقف بشود؛ دشمن مى‏خواهد حضور سياسى قدرتمندانه‏ى جمهورى اسلامى در عرصه‏هاى بين‏المللى را كه امروز از گذشته بسيار بارزتر و پرجلوه‏تر است، مخدوش كند، خراب كند با اين مسائل اين‏جورى؛ نبايد به دشمن كمك كرد. بنابراين مسئولان بايد كارهاى خود را در زمينه‏هاى اقتصادى، در زمينه‏هاى علمى، در زمينه‏هاى سياسى، در زمينه‏هاى اجتماعى، در همه‏ى زمينه‏هائى كه مسئوليتى دارند، وظيفه‏اى دارند، با قدرت، با قوّت و با دقت انجام بدهند. همكارى‏هاى با دولت و مسئولين كشور هم بايد ادامه پيدا كند. مردم هم كه حضور خودشان را در صحنه نشان داده‏اند.

    بنده توى جلساتِ دانشجوئى، دانشگاهى كه اينجا هستند، گاهى كه ببينم حالا بعضى‏ها روى ملاحظه، روى احترام، روى هرچه، بعضى از اين حرفها را كه خيال مى‏كنند من خوشم نمى‏آيد، نمى‏زنند؛ از نگفتنش ناراحت مى‏شوم؛ از گفتنش مطلقاً ناراحت نمى‏شوم. اى‏كاش مجال بود تا گفته مى‏شد، تا آن‏وقت انسان مى‏توانست آن برگهاى بر روى هم گذاشته‏ى كتاب حرف را، باز كند تا خيلى از حقائق روشن بشود. آينده، البته اين كارها خواهد شد. اين‏جور نيست كه شما خيال كنيد توطئه نسبت به اين كشور، يك توهم است؛ نه، يك واقعيت است؛ از همه طرف دارد توطئه مى‏شود. ممكن است آن كسى كه در جهت آن توطئه‏ها در داخل كشور محور حركت قرار مى‏گيرد، خودش اصلًا نفهمد.
    فهميدنِ اين هم ذكاوت مى‏خواهد. بعضى‏ها اين ذكاوت را ندارند. ما آدم‏ها را تجربه كرديم؛ نمى‏فهمند دارند به ساز كى مى‏رقصند. ولى، اين واقعيت را عوض نمى‏كند كه آن‏ها بفهمند يا نفهمند؛ بدانند يا ندانند. اين توطئه‏ها وجود دارد. در عين حال اين كشور، اين نظام نه فقط سست نمى‏شود، ضعيف نمى‏شود؛ جامعه‏ى علمى‏اش، جامعه‏ى پيشرفته‏اش- كه همين شما جوانها باشيد- امروزش از ده سال قبلش به صورت آشكارى جلوتر مى‏رود. اين معنايش چيست؟ اين معنايش حقانيت است. اين معنايش اصالت است. اين معنايش ريشه‏دار بودن است. «أ لم تر كيف ضرب اللَّه مثلا كلمة طيّبة كشجرةٍ طيّبة»؛ اعتقاد ما اين است. ما با اعتقاد، با دل كار مى‏كنيم. من كمبودها را نفى نمى‏كنم؛ بيشتر از خيلى از منتقدين، بنده كمبودها را مى‏دانم؛ منتها راه رفع كمبودها، اين چيزهائى كه تصور مى‏شود، نيست كه حالا بيا اعلام كن كه مثلًا فلان‏جا فلان جور چه جورى است؛ نه، خيلى چيزها با اعلام درست نمى‏شود، با كار درست مى‏شود. با حرف درست نمى‏شود؛ حرف، جنجال‏سازىِ تبليغاتى و لفاظى هيچ كمكى به حل مشكلات نمى‏كند؛ همچنانى كه شما ديديد.

    رمز پيشرفت يك كشور، يعنى آن محور اصلى براى اقتدار يك كشور، پيشرفتِ همراه با اقتدار، علم است. آماج بسيارى از توطئه‏هاى امروزى كه عليه جمهورى اسلامى هست، علم و اهل علم و دانشجويان علم و محيط علمى است؛ اين را توجه داشته باشيد. نگذاريد اين تير طبق آن هدف‏گيرى دشمن، به هدفى كه آن‏ها گرفته‏اند، اصابت كند. كار علمى را نگذاريد متوقف بشود. از همه‏ى اين حرف‏هائى كه گفته شد، مهم‏تر، مسئله‏ى علم و تحقيق و پژوهش است. دنياى غرب ثروتش از ناحيه‏ى علم است، اقتدارش از ناحيه‏ى علم است، زورگوئى‏اى كه امروز مى‏كند، به خاطر علمى است كه دارد. پول فی نفسه اقتدار نمى‏آورد. آنى كه اقتدار مى‏آورد، دانش است. امروز اگر آمريكا پيشرفتگىِ علمىِ خودش را نمى‏داشت، نمى‏توانست در دنيا اين‏جور زورگوئى بكند و در همه‏ى مسائل عالم دخالت بكند. ثروت هم اگر به دست مى‏آيد، از ناحيه‏ى علم به دست مى‏آيد. علم را اهميت بدهيد. اينى كه من سالهاست روى مسئله‏ى علم، تحقيق، پژوهش، پيشرفت، نوآورى، شكستن مرزهاى علمىِ موجود تكيه مى‏كنم، به خاطر اين است. بدون انواع دانش، اقتدار كشور امكان‏پذير نيست. دانش اقتدار مى‏آورد.

    دشمنان ما؛ دشمنان انقلاب، دشمنان نظام جمهورى اسلامى، چند خط را دارند دنبال مى‏كنند كه اين در تبليغاتشان و در كارى كه انجام مى‏دهند، واضح هم هست؛ اين‏ها چيزهاى پوشيده و پنهانى نيست؛ بايد در ذهن خودمان اين‏ها را جمع‏بندى كنيم:
    يكى اين است كه نشانه‏هاى اميد را مخدوش كنند؛ مورد خدشه قرار بدهند، كه از جمله همين انتخابات بود. حضور هشتاد و پنج درصدى مردم، يك چيز اميدبخشى است، يك چيز مهمى است؛ همانطور كه عرض كرديم، سى سال بعد از يك انقلاب، مردم كشور بيايند به نظام برآمده‏ى اين انقلاب يك چنين آراء وسيعى را تقديم بكنند، اين جز اعتماد به اين نظام و دل بستن به اين نظام، معناى ديگرى ندارد؛ و اين اتفاق افتاد. يا رئيس‏جمهورى را با اين رأى بالا انتخاب بكنند، اين يك چيز بى‏سابقه است. اين اتفاق افتاد؛ اين كار در كشور شد. اين خيلى نقطه‏ى قوت مهمى است. سعى شد اين نقطه‏ى قوت را تبديل كنند به نقطه‏ى ضعف؛ اين مايه‏ى اميد را تبديل كنند به مايه‏ى ترديد، مايه‏ى يأس. اين كار خصمانه‏اى است. در كشور، مايه‏هاى اميد فراوان است؛ زيرساخت‏هاى كشور، امروز زيرساخت‏هاى بسيار مستحكمى است؛ كارهاى مهمى در طول اين سالها انجام گرفته و امروز كشور آماده‏ى يك حركت جهش‏وار به جلوست. پيشرفتهاى‏ علمى‏، امروز خيلى چشم‏نواز و چشمگير است؛ به طورى كه ديگران- دانشمندان كشورهاى ديگر، آن‏هائى كه انگيزه‏ى سياسى ندارند- اعتراف مى‏كنند؛ كه يك نمونه‏اش را ديشب توى تلويزيون ديديد. در مورد همين سلولهاى بنيادى، اعتراف كردند كه باور نمى‏كردند در ايران اين حدّ پيشرفت‏ وجود داشته باشد. مى‏گويد: من پارسال هم در اين كنفرانس علمى‏ شركت كردم، امسال هم شركت كردم؛ امسال تا پارسال تفاوت زيادى به وجود آمده، پيشرفت زيادى شده! اين يك نمونه‏اش است؛ ده‏ها نمونه از اين قبيل داريم كه اين‏ها
    پيشرفتهاى علمى است؛ مايه‏هاى اميد است. خودِ تجربه‏ى سى‏ساله- سى سال تجربه پشت سر ماست؛ در اختيار ماست- نسل جوانِ پرانرژى و تحصيل‏كرده‏اى در وسط ميدان است؛ اين‏ها همه مايه‏هاى اميد و نقاط قوت است. نسل جوانى كه هم تحصيل‏كرده است، هم اعتماد به نفس دارد، هم احساس مى‏كند كه مى‏تواند كشور خودش را پيش ببرد. ما يك سند چشم‏انداز داريم كه تا سال 1404، مشخص كرده كه خط ما از لحاظ پيشرفتهاى كشورى و مادى كجاست؛ خيلى چيز مهمى است. معلوم كرديم كه به كجا بايد برسيم و از چه طريقى بايد حركت بكنيم. اين‏ها عوامل اميد است، اين‏ها نقطه‏هاى قوت است. مى‏خواهند اين‏ها را به موجبات يأس تبديل كنند؛ راجع به سند چشم‏انداز صحبت بشود، مى‏گويند آقا به اين سند توجهى نشده؛ راجع به پيشرفتهاى علمى بحث بشود، مى‏گويند اين‏ها خيلى اهميتى ندارد؛ راجع به انتخابات بحث بشود، اين شبهه‏ها و خدشه‏ها را پيش مى‏آورند؛ راجع به جوانها صحبت بشود، اشاره مى‏كنند به تخلف چند تا جوان در يك‏طرفى! يعنى همه‏ى اين نقاط مثبت، اين قله‏هاى برجسته‏اى كه همه‏اش اميدافزا هست، اين‏ها را سعى مى‏كنند در چشمها كم‏رنگ كنند. متقابلًا نقاط ضعف كوچكى كه حتماً وجود دارد، بزرگ كنند يا نقاط ضعف را- نمى‏گوئيم هم كوچك، نقاط ضعفى وجود دارد- بزرگ‏نمائى كنند؛ چند برابرِ آنچه كه هست، اين نقاط ضعف را نشان بدهند؛ سياه‏نمائى كنند؛ تلقى‏هاى بدبينانه‏ى نسبت به نظام را گسترش بدهند.

    در ميان كارهائى كه بايد انجام بدهيم و آن نقطه، علم‏ است. چند سالى است كه حركت علمى‏ در كشور آغاز شده است. نخبگان نگذارند اين حركت كند شود يا خداى ناكرده متوقف شود؛ پيش برويد. حوزه و دانشگاه در اين مورد مسئوليت سنگينى دارند. استاد و دانشجو همه مسئوليت دارند. راه علم را بايد دنبال كنيد. اگر ملتى نتواند در ميدان علم و پيشرفت‏ علمى و خطشكنىِ علمى پيشرفت‏ كند، كلاهش پس معركه خواهد ماند.اگر مى‏بينيد كسانى آگاهانه، بى‏پروا در دنيا ظلمِ آشكار مى‏كنند، اين به پشتوانه‏ى علمشان هست. علم است كه براى آن‏ها ثروت به وجود آورده است، قدرت سياسى به وجود آورده است، نفوذ در دنيا و در مناطق گوناگون عالم به وجود آورده است. كليد پيشرفت، علم است. نگذاريد حركت علمى متوقف بشود.

    يك نگاه به برنامه‏ى كلى علمى در دانشگاه‏ها، نشان‏دهنده‏ى نداشتن نقشه‏ى جامع علمى است. آن طورى كه در گزارشها من به دست مى‏آورم و افراد آگاه و خبره و دانشگاهى و مسئول به ما اطلاع مى‏دهند، تقسيم توان در برنامه‏ريزى رشته‏هاى گوناگون علمى، يك تقسيم عادلانه و صحيح و منطبق با نياز كشور نيست. يك جاهائى ما رشدهاى چشمگيرى داريم، يك جاهائى اصلًا حركتى‏ مشاهده نمى‏شود! اين غلط است. اين ناشى از نبود نقشه‏ى جامع علمى‏ است. درست است كه در هر رشته‏اى ما پيشرفت‏ بكنيم، مغتنم است و براى كشور ما كه سالهاى متمادى، ده‏ها سال در دوران حاكميت طواغيت، از كاروان علمى بشر عقب مانده است، هرجائى دستمان به هر چيزى از ثمرات علم‏ و پيشرفتهاى‏ علمى بند شد، مغتنم است؛ در اين ترديدى نيست؛ اما اگر مى‏خواهيم كشور رتبه‏ى علمى به معناى واقعى كلمه پيدا كند و علم در كشور نهادينه بشود، ما بايستى در رشته‏هاى گوناگون علمى- چه در آموزش، چه در پژوهش- توازن و تعادل صحيح و واقعى و عادلانه‏اى ايجاد بكنيم؛ اين جزو نيازهاى ماست.اينكه دهه‏ى آينده- كه شروع شد، يعنى دهه‏اى كه امسال اولين سالش است- به عنوان دهه‏ى پيشرفت و عدالت اعلام شده، بدون ترديد يك پايه‏ى اصلى آن علم است؛ گسترش علم و تعميق علم در كشور است. كمااينكه اصل اعلام اين عنوان- عنوان دهه‏ى پيشرفت- به پشت‏گرمى پيشرفت‏هائى بوده كه در كشور از لحاظ علمى ديده شده. يعنى اين اميد به وجود آمده كه ما مى‏توانيم در ظرف يك دهه، يك پيشرفت چشمگير، يك حركت سريع در زمينه‏هاى علمى داشته باشيم كه بخشى از عقب‏ماندگى‏هاى ما را جبران بكند. بنابراين مسئله‏ى علم مهم است. در باب علم و تحقيق، آن بخش عمده هم مربوط به تحقيق است؛ مربوط به پژوهش است.
    نكته‏اى را كه بعضى از دوستان در اينجا گفتند، مورد تأكيد بنده است، كه پژوهش اولًا مورد اهتمام قرار بگيرد، ثانياً سمت و سوى پرداختن به نيازهاى كشور را پيدا كند. يعنى حقيقتاً پژوهشهائى بكنيم كه مورد نياز ماست. من بارها هم در شوراى عالى انقلاب فرهنگى به آن دوستان عرض كرده‏ام، هم شايد اينجا گفته‏ام: ما ملاك پيشرفت علمى‏مان را درج مقالات در مجلات آى. اس. آى نبايد قرار بدهيم. ما نمى‏دانيم آنچه كه پيشنهاد مى‏شود، تشويق مى‏شود، برايش، آن مقاله‏نويس احترام مى‏شود، دقيقاً همان چيزى باشد كه كشور ما به آن احتياج دارد. ما خودمان بايد مشخص كنيم كه در باره‏ى چى مقاله مى‏نويسيم، در باره‏ى چى تحقيق مى‏كنيم. البته انعكاس در مجامع جهانى لازم است، ضرورى است؛ و انعكاس هم پيدا خواهد كرد. مقصود اين است كه ما پژوهش را تابع نياز خودمان قرار بدهيم.
    در همين زمينه من اين را عرض بكنم كه طبق آنچه كه به ما گزارش دادند، در بين اين مجموعه‏ى عظيم دانشجوئى كشور كه حدود سه ميليون و نيم مثلًا دانشجوى دولتى و آزاد و پيام نور و بقيه‏ى دانشگاه‏هاى كشور داريم، حدود دو ميليون اين‏ها دانشجويان علوم انسانى‏اند! اين به يك صورت، انسان را نگران مى‏كند. ما در زمينه‏ى علوم انسانى، كار بومى، تحقيقات اسلامى چقدر داريم؟ كتاب آماده در زمينه‏هاى علوم انسانى مگر چقدر داريم؟ استاد مبرزى كه معتقد به جهان‏بينى اسلامى باشد و بخواهد جامعه‏شناسى يا روان‏شناسى يا مديريت يا غيره درس بدهد، مگر چقدر داريم، كه اين همه دانشجو براى اين رشته‏ها مى‏گيريم؟ اين نگران‏كننده است. بسيارى از مباحث علوم انسانى، مبتنى بر فلسفه‏هائى هستند كه مبنايش مادى‏گرى است، مبنايش حيوان انگاشتن انسان است، عدم مسئوليت انسان در قبال خداوند متعال است، نداشتن نگاه معنوى به انسان و جهان است. خوب، اين علوم انسانى را ترجمه كنيم، آنچه را كه غربى‏ها گفتند و نوشتند، عيناً ما همان را بياوريم به جوان خودمان تعليم بدهيم، در واقع شكاكيت و ترديد و بى‏اعتقادى به مبانى الهى و اسلامى و ارزشهاى خودمان را در قالبهاى درسى به جوانها منتقل كنيم؛ اين چيز خيلى مطلوبى نيست. اين از جمله‏ى چيزهائى است كه بايستى مورد توجه قرار بگيرد؛ هم در مجموعه‏هاى دولتى مثل وزارت علوم، هم در شوراى عالى انقلاب فرهنگى، هم در هر مركز تصميم‏گيرى كه در اينجا وجود دارد؛ اعم از خود دانشگاه‏ها و بيرون دانشگاه‏ها. به هر حال نكته‏ى بسيار مهمى است. اين حالا راجع به مسائل مربوط به دانشگاه.
    بعضى از دوستان، اينجا گفتند: سازوكارهاى كنونى دستگاه‏هاى علمى و فرهنگى كشور، جواب‏گوى نياز كشور نيست. من به تجربه مى‏خواهم عرض بكنم، افزايش تشكيلات كمكى به حل مشكلات نمى‏كند. ما يك تشكيلات ديگر درست كنيم، يك مجموعه‏ى خبرگان دانشگاهى فرض كنيد ايجاد كنيم، اين تراكم منظمه‏هاى گوناگون و تشكل‏هاى گوناگون دولتى و ادارى براى رسيدن به اين اهداف حقيقتاً كارساز نيست. همين تشكل‏هاى موجود، سازمانهاى موجود را بايد كارآمد كرد. فرض بفرمائيد خود وزارت علوم در معاونتهاى ذى‏ربط، در مديريتهاى كلان زيرمجموعه‏ى معاونتها دقت كنند، آدم‏هاى باسواد، كارآمد، مؤمن، انقلابى، شجاع، خوش‏فكر، بهره‏برنده‏ى از نيروهاى انسانى كارآمد را آنجاها بگذارند. يا شوراى عالى انقلاب فرهنگى كه من مكرراً سفارش كرده‏ام، نوع ارتباطشان را با نخبگان آن‏چنان تسهيل كنند كه اين ارتباط روان بشود تا بتوانند از نظرات آن‏ها استفاده كنند. همين مجموعه‏هاى موجود را بايستى تقويت كرد، تا بتوان پايه‏ى علم و تحقيق را در كشور پيش برد.
    اينكه حالا راجع به مسائل مربوط به دانشگاه‏ها و مربوط به علم و پيشرفت علم، كه خلاصه‏ى كلام هم اين است كه ما در دهه‏ى پيشرفت و عدالت، يكى از دو سه پايه‏ى بسيار مهمى كه بايد دنبال كنيم، پايه‏ى علم است؛ كه همه در اين زمينه مسئوليت دارند. دانشگاه‏ها هم مسئوليت دارند، اساتيد هم مسئوليت دارند. حضور اساتيد در دانشگاه‏ها در ساعات مربوط به تدريس، در ساعات مربوط به مشورت‏دهى به دانشجوها، خيلى مهم است.

    يك عده‏اى آنچه را كه بعد از انتخابات اتفاق افتاد، آن ظلمى كه به مردم شد، آن ظلمى كه به نظام اسلامى شد، آن هتكى كه از آبروى نظام در مقابل ملتها به وسيله‏ى بعضى انجام گرفت، اين‏ها همه را نديده مى‏گيرند، فرضاً مسئله‏ى فلان حادثه را، زندان كهريزك را، يا قضيه‏ى كوى را قضيه‏ى اصلى دوران بعد از انتخابات تا امروز قلمداد مى‏كنند؛ اين خودش يك ظلم ديگر است. مسئله‏ى اصلى، مسئله‏ى ديگرى است. مسئله‏ى اصلى اين است كه مردم در يك حركت عظيمى، در يك انتخابات پرشورِ خوبِ كم‏نظيرى حضور پيدا كردند و اين رأى بالا را توى صندوقها ريختند. هشتاد و پنج درصد شوخى است؟ اين انتخابات، نظام را كه در اين يكى دو سال اخير همين طور پى‏درپى پيشرفتهاى‏ اقتصادى و علمى‏ و سياسى و امنيتى و بين‏المللى براى خودش كسب كرده بود، در يك مرحله‏ى عالى از امتياز و آبرو قرار مى‏دهد، بعد ناگهان مشاهده مى‏كنيم يك حركتى صورت مى‏گيرد براى نابود كردن اين حادثه‏ى افتخارآميز! مسئله‏ى اصلى اين است.

    خدا را شكر مى‏كنيم كه به بركت اسلام نگذاشت خون شهيدان ما پامال و ضايع شود. خون شهيدان ما ضايع و باطل نشد. اين عزتى كه امروز شما مى‏بينيد نظام جمهورى اسلامى و ملت ايران دارند، به بركت همين خون‏هاست. اينكه در همه‏ى كشورهاى اسلامى، قشر عمومى مردم، ملت ايران را تحسين مى‏كنند، نظام جمهورى اسلامى را به چشم عظمت نگاه مى‏كنند، به بركت اين خون‏هاست. اين امنيتى كه امروز در كشور ما هست، اين حركت عظيمى كه امروز به سمت سازندگى اين كشور هست، اين كارهاى بزرگى كه انجام گرفته است، اين پيشرفت‏ علمى‏ و فناورى، اين افزايش تعداد عالم و دانشمند و دانشجو و محقق و پژوهشگر، اين‏ها همه به بركت خون شهداست. اين بيدارى عمومى كه امروز كشور و ملت ما دارد، به بركت خون شهداست. خون شهداى شما مثل كيميا، مثل اكسير توانست اين ملت را، اين كشور را متحول كند، رشد بدهد و افتخارش مال شهداى شما و مال خود شماست.

    يك مسئله‏ى ديگر هم كه به شدت به شما ارتباط پيدا مى‏كند، مسئله‏ى توليد علم‏ است. خوشبختانه من مى‏بينم در دانشگاهها توليد علم و لزوم عبور از مرزهاى دانش به يك گفتمان عمومى تبديل شده. اين خيلى براى من خرسندكننده و نويدبخش است. بايد اجرائى كنيد. اين پيشنهادهائى كه اين عزيزان من در زمينه‏هاى دانش و تحقيق و پژوهش و ايجاد مراكز و نخبه‏پرورى و ارتباطات و غيره گفتند، همه در جهت همين مسئله‏ى توليد علم است. اين بسيار باارزش است. اين راه را بايد دنبال كرد. ما عقبيم. امروز سرعت پيشرفت‏ ما خوب است؛ اما با توجه به عقب‏ماندگى‏هاى گذشته كه كشور ما دارد، هرچه سرعت‏مان بيشتر باشد بازهم زيادى نيست. ما بايد خيلى پيش برويم؛ از راههاى ميان‏بر استفاده كنيم؛ از شتابِ فراوان بهره ببريم؛ ما بايد در همه‏ى علوم توليد داشته باشيم.
    رابطه‏ى بين كشورها در زمينه‏ى علم بايد رابطه‏ى صادرات و واردات باشد؛ يعنى در آن تعادل و توازن وجود داشته باشد. همچنانى كه در باب مسائل اقتصادى و بازرگانى، اگر كشورى وارداتش بيشتر از صادراتش شد، ترازش منفى مى‏شود و احساس غبن مى‏كند، در زمينه‏ى علم هم بايد همين‏جور باشد. علم را وارد كنيد، عيبى ندارد؛ اما حد اقل به همان اندازه كه وارد مى‏كنيد- يا بيشتر- صادر كنيد. بايد جريان دوطرفه باشد. و الّا اگر شما دائماً ريزه‏خوار خوان علم ديگران باشيد، اين پيشرفت نيست. علم را بگيريد، طلب كنيد، از ديگران فرابگيريد؛ اما شما هم توليد كنيد و به ديگران بدهيد. مواظب باشيد تراز بازرگانى شما در اينجا هم منفى نباشد. متأسفانه در اين يكى دو قرن شكوفائى علم در دنيا، تراز ما تراز منفى بوده. از اول انقلاب كارهاى خوبى شده؛ اما اين كارها بايستى با سرعت و شدت هرچه بيشتر ادامه پيدا كند.

    اميد ما زياد است عزيزانم! تجربه‏ها به ما مى‏گويد كه ما بايد اميدوار باشيم و به آينده يقين داشته باشيم؛ تجربه‏ى ما اين را براى ما مسلم و مبرم مى‏كند. يك روزى بود كه دشمنان هم خيال مى‏كردند كه اين نظام را خواهند توانست ريشه‏كن كنند. دوستان ما هم در سرتاسر دنيا دلشان مى‏لرزيد. مؤمنين كشورهاى اسلامى، جوانان مؤمن كه اميد بسته بودند به اين انقلاب، دلشان مى‏لرزيد كه عاقبت اين نظام نوپا و جوان چه خواهد شد. اين دشمنِ همسايه‏ى ابله ما هم- صدام عفلقى و بعثى- با همين گمان باطل وارد اين جنگ شد؛ به خيال‏ اينكه همه چيز را تمام خواهند كرد. انقلاب تودهنى زد به آن‏ها؛ آن‏چنانى كه عاقبتشان را شما ديديد. دشمنان بزرگتر از صدام هم در طول اين سالهاى متمادى اميدها بستند، فكرها كردند، توطئه‏ها كردند، براى خودشان افسانه‏سرائى‏ها كردند، اميدها بستند؛ اما همه‏ى گمانها باطل در آمد. آن‏ها فكر مى‏كردند انقلاب اسلامى يا نمى‏ماند، يا اگر بماند، توان اين را نخواهد داشت كه كشور را پيش ببرد. انقلاب اسلامى به كورى چشم دشمنان هم ماند، هم ريشه‏دارتر شد، هم در علم‏ و تكنولوژى و پيشرفتهاى‏ گوناگون اجتماعى و سياسى، چشم همه را خيره كرد.

    اگر سالهاى اول مى‏توانستند اين نظام را دفن كنند، به ضرر اسلام تمام مى‏شد. مى‏گفتند ببينيد اسلام نمى‏تواند. يك انقلابى راه انداخت، يك نظامى سر كار آورد، دو سال بيشتر نتوانست عمر كند؛ پنج سال بيشتر نتوانست عمر كند. اگر نظام اسلامى مى‏ماند اما پيشرفت‏ نمى‏داشت، به ضرر اسلام بود. مى‏گفتند بله، يك نظام اسلامى آمده، مردم را برده است به دوران ما قبل تاريخ؛ نه علمى‏، نه پيشرفتى‏، نه تكنولوژى‏اى. اما انقلاب اسلامى هم ماندگار شد، هم ريشه‏دار شد، هم پيشرفت‏ علمى‏ محيرالعقول كرد، هم نسل جوان فرزانه و نخبه‏اى را تحويل داد. اينكه شما مى‏شنويد كه مى‏گويند ايران در سلولهاى بنيادى هشتمين كشور دنياست، اين حرفِ خيلى بزرگى است؛ ايرانى كه از همه‏ى امكانات پيشرفت‏ او را محروم كرده بودند. وقتى نظام اسلامى، اين كشور را تحويل گرفت، زيرساخت‏ها مطلقاً مناسب با اين پيشرفتهاى‏ علمى‏ نبود. وقتى مى‏گويند جمهورى اسلامى با فرستادن ماهواره به فضا- كه چشم رقبا و دشمنان جمهورى اسلامى را خيره كرد- دهمين يا نهمين كشورى است كه اين كار را انجام مى‏دهد، اين خيلى حرف بزرگى است. ايران؟! كى كرد اين را؟ نظام اسلامى. كى علم‏ را اين‏جور پيش برد؟ كى نهضت علمى‏ را در كشور به وجود آورد؟ كى آن هوش ذاتى ايرانى را در خدمت ابتكار و نوآورى قرار داد؟ نظام اسلامى. پس نظام اسلامى هم ماندگارى خودش را نشان داد، هم توانائى خودش را براى پيشبرد يك ملت.

    آن جوانها چنين كردند و نقش خودشان را ايفاء كردند. نتيجه اين است كه امروز بعد از گذشت چند ده سال از آن روزها، شما مى‏بينيد ملت ايران با ضرب دست آن‏ها و با تلاشهائى كه دنباله‏ى تلاش آن‏هاست، با رهنمودهاى حقيقتاً پيامبرگونه‏ى امام بزرگوار، قله‏ها را يكى پس از ديگرى فتح كرده و پيش رفته. روزهاى جنگ، بخصوص سالهاى آغازين جنگ را در نظر بياوريد و آن فقر تسليحاتى، آن فقر مالى، آن فقر تجربى را در ميان همين جوانان سپاه و بسيج، مقايسه كنيد با پيشرفتهاى‏ امروز؛ پيشرفتهاى علمى‏، تحقيقى و تجربى.
    شما در دانشگاه مى‏آموزيد، فرامى‏گيريد، خود را از لحاظ فكر و انديشه و همچنين از لحاظ روحيه و اراده مى‏سازيد؛ در راه بسيار باعظمت و پرافتخارى قدم مى‏گذاريد. اين دانشگاه يك چنين جائى است. به حضور در اين دانشگاه و به فارغ‏التحصيلى اين دانشگاه افتخار كنيد؛ اين را نعمت بزرگ خدا بشماريد، كه هست؛ و آن را حفظ كنيد و پيش برويد.
    كشور شما به جوانان مؤمن نيازمند است. و امروز به لطف و تفضل الهى، على‏رغم تلاش پى‏درپى دشمنان- كه بيشتر هم بر روى جوانان اين تلاشها متمركز است- جوانان ما رو به سمت خدا و هدايت الهى دارند. به كورى چشم دشمن، جوان ما، جوان مؤمن است؛ جوان مؤمنِ امروز از جوان مؤمنِ صدر انقلاب- سى سال پيش و بيست و پنج سال پيش- اگر جلوتر نباشد، عقب‏تر نيست. آن كوره‏ى سوزان، آن تجربه‏ى عظيمِ جنگ تحميلى كه فرصتى براى بروز استعدادها بود، در مقابل هر نسل برجسته و پراستعدادى قرار بگيرد، معجزه خواهد كرد.
    امروز شما در عرصه‏ى ديگرى هستيد؛ در عرصه‏ى علم، در عرصه‏ى پيشرفت از لحاظ روحيه، سازندگى خود و كشور و آمادگىِ براى دفاع. دشمنان، قدرتهاى بزرگِ مستكبر جهانى- كه دشمنان ملتها، نه فقط دشمن ملت ايران، دشمنان انسانيت و فضيلت هستند- اين‏ها غالباً با تشر زندگى مى‏كنند، با نشان دادن ابهت كارشان را به پيش مى‏برند؛ هيبت خودشان را بر ملتها تحميل مى‏كنند، با هيبت خودشان آن‏ها را از ميدان در مى‏برند. از هيبت ابرقدرت‏ها نترسيد. هيبت معنوى شما در دل آن‏ها، بيشتر از هيبت مادى آن‏ها در دل ملتهاست. شما وقتى به ايمان خود، به آمادگى‏هاى خود، به دانش خود، به تدبير خود، به حساب و كتاب مدبرانه و مديرانه‏ى خود تكيه مى‏كنيد، آن وقتى‏كه ارزشهاى عظيمِ برآمده‏ى از دل انقلاب را اجر مى‏نهيد و به آن‏ها اعتناء مى‏كنيد، ايمان خودتان را با آن‏ها حفظ مى‏كنيد، آن‏چنان ابهتى در دل همه‏ى ملتها از شما حاصل مى‏شود كه از ابهت آن‏ها در دل ملتهاى بى‏خبر بيشتر است. امروز دشمنان مى‏دانند با ملت ايران، با اين جوانان مؤمن، با اين مردان مصمم، با اين مسئولان و دولتمردانى كه به پايبندى به ارزشها افتخار مى‏كنند، ملت ايران با چنين سرمايه‏هاى ارزنده‏اى، از هيچ تشرى، از هيچ هيبتى واهمه نمى‏كند. اين را مى‏دانند.

    عنصر ديگر، زيرساخت‏هاى كشور است. امروز كشور ما مثل دهه‏ى اول يا دهه‏ى دوم انقلاب نيست كه زيرساخت‏هاى علمى‏ و مورد نياز را در كشور فاقد باشد. امروز جوانهاى ما و متخصصين ما و دانشمندان در هر رشته‏اى كه وارد مى‏شوند، مى‏توانند كارهاى بزرگ انجام دهند؛ لذا امروز در كشور آن چيزهائى كه براى يك پيشرفت‏ وسيع در زمينه‏ى ارتباطات، در زمينه‏ى مواصلات، در زمينه‏ى تحقيقات علمى‏، در زمينه‏ى ساخت‏وسازها مورد نياز است، بحمد اللَّه آماده است. ما از لحاظ راه‏هاى مهم و بين‏المللى، از لحاظ ساخت فرودگاه، از لحاظ ارتباطات بى‏سيم و باسيم، شبكه‏هاى ارتباطى، از لحاظ ساخت سدها، احتياجى به ديگران نداريم. يك روزى بود كه به خاطر كسى خطور هم نمى‏كرد كه عناصر داخلى و متخصصين داخلى بتوانند سد بسازند، سيلو بسازند، بزرگ‏راه بسازند، فرودگاه بسازند، كارخانه‏ى فولاد بسازند؛ در همه‏ى اين چيزها چشم ملت ما به بيگانگان بود. بعد هم كه بيگانگان دستشان قطع شد، ما از اين جهت در كشور فقير بوديم؛ اما امروز از اين جهت توانائى زيادى داريم. جوانان ما كارخانه‏هاى پيچيده را مى‏سازند، كارهاى پيچيده‏ى علمى‏ و فناورى را انجام مى‏دهند، نياز كشور را برآورده مى‏كنند، به كشورهاى ديگر هم به عنوان مستشار و به عنوان كسانى كه تجارت علم‏ و فناورى مى‏كنند، كمك مى‏رسانند. در اين جهت، كشور وضعيت شاخصى پيدا كرده است؛ اين پيشرفت‏ كمى نيست. يك روزى جوانهاى ما حتّى گلوله‏ى آر. پى. جى را نمى‏توانستند پرتاب كنند و نمى‏شناختند؛ امروز همان جوانها موشك پرتابگر ماهواره مى‏فرستند كه چشم دانشمندان جهان را به خود جلب مى‏كند، همه را متوجه مى‏كند. يك روزى ما براى استفاده‏ى از نيروگاه‏هائى كه در كشور داشتيم، احتياج به متخصص داشتيم؛ امروز جوانان كشور ما خودشان آن‏چنان در صنعت پيشرفت‏ كردند كه پالايشگاه، نيروگاه و امكانات گوناگون را خودشان مى‏سازند و توليد مى‏كنند. يك روزى در زمينه‏ى مسائل زيست‏شناسى، كشور دچار فقر مطلق بود؛ امروز به پيشرفت در دانشهاى زيستى، از جمله همين مسئله‏ى سلولهاى بنيادى كه بسيار در دنيا چيز مهمى است، دست پيدا كرده است. امروز اين امكانات در كشور وجود دارد. اين‏ها همه زيرساخت‏هائى است كه پيشرفتهاى‏ آينده براساس اين زيرساخت‏ها آسان مى‏شود. علاوه‏ى بر اين‏ها- همان طورى كه عرض كردم- تجربه‏ى مديران، يك تجربه‏ى بسيار عميق و وسيعى است. كشور امروز در مقابل چشم مديران و نخبگان كشور، مثل يك صحنه‏اى است كه مى‏توانند براى پيشرفت آن برنامه‏ريزى كنند. همين سركشى كردن مسئولين به گوشه و كنار اين كشور، نقاط محروم، استانهاى دوردست، در استانها به شهرهاى گوناگون رفتن، با مردم تماس گرفتن، اوضاع را از نزديك ديدن، با چشم مشكلات را مشاهده كردن، يك تجربه‏ى عظيم و گران‏قدرى براى مأمورين ما و مسئولان كشور به وجود آورده است؛ اين‏ها زمينه‏ى يك جهش است براى اينكه كشور بتواند إن شاء اللَّه در طريق پيشرفت و عدالت حركت كند؛ و اين ايجاب مى‏كند كه دهه‏ى آينده- يعنى ده سالى كه از امسال آغاز مى‏شود- براى كشور ما و براى نظام جمهورى اسلامى، ده سال پيشرفت و عدالت باشد؛ كه همه بايد در اين قسمت تلاش و كار كنند.

    سال 87 با خبرهاى خوش هسته‏اى آغاز شد و ملت ايران آگاه شدند كه جوانان آن‏ها، دانشمندان متبحر و كوشاى آن‏ها توانستند على‏رغم تحريمهاى جهانى، پيشرفت‏ خودشان را در مسائل هسته‏اى كشور به اثبات برسانند و توانائى ملت ايران را در يك چنين مسئله‏ى مهمى به همه‏ى جهانيان ثابت كنند؛ اين براى ملت ايران نه فقط در زمينه‏ى علمى‏، بلكه در زمينه‏هاى گوناگون ديگر، ارج و اعتبار جديدى را در چشمهاى جهانيان به وجود آورد.مجلس شوراى اسلامى هم بحمد اللَّه براى دوره‏ى هشتم تشكيل شد و در طول سال، اين مجلس با همكارى دولت محترم كارهاى خوبى را تصويب و اقدام كردند، كه اميدواريم اين همكارى همچنان ادامه داشته باشد.
    در طول سال بحمد اللَّه كارهاى بزرگ ديگرى هم در زمينه‏هاى مختلف انجام گرفته است. در همين زمينه‏ى هسته‏اى، در پايان امسال راه‏اندازى موقت و آزمايشى نيروگاه بوشهر را داشتيم، كه اين هم خبر مهم و بزرگى است. البته اين هم از نتائج پيشرفت دانشمندان خود ما در داخل كشور است كه همه‏ى دنيا را قانع كرد كه راه پيشرفت هسته‏اى ملت ايران را نمى‏شود بست.
    در زمينه‏ى مسائل علمى، كارهاى بزرگ ديگرى هم انجام گرفته است كه شمارش آن‏ها وقت طولانى و مفصلى را خواهد گرفت. من از نزديك شاهد برگزيده‏اى از اين پيشرفتهاى علمى بودم و در
    نمايشگاهى آن‏ها را از نزديك مشاهده كردم، كه حقيقتاً شگفت‏آور است. جوانان عزيز ما و ملت پرهمت و پرتلاش ما توانسته‏اند در زمينه‏ى علمى پيشرفت شگرفى را نشان بدهند و اين پيشرفتهاى مهم و شگفت‏آور، تبليغات سى‏ساله‏ى عليه انقلاب را كه از اطراف و اكناف تبليغ مى‏كردند، خنثى كرد.
    از جمله‏ى اين پيشرفتهاى علمى و فناورى، پرتاب ماهواره‏ى اميد بود. اين، قدم اول از اين كار بزرگ است كه كشور را در رديف كشورهاى بسيار معدود جهان در مورد اين فناورى قرار داد و چشم جهانيان را متوجه ايران كرد و نشان داد كه ملت ايران از درون مى‏جوشد و از درون رشد مى‏كند و توانائى پيشرفت ملت ايران، توانائى محدودى نيست.

    امروز ملت ما در مقابل خود يك جبهه‏ى گسترده‏اى را ملاحظه مى‏كند كه با همه‏ى توان خود درصدد اين است كه انقلاب اسلامى را از خاصيت و اثر ضد استكبارى بيندازد. از اول پيروزى انقلاب، همان جبهه سعى‏اش اين بود كه نگذارد جمهورى اسلامى كه مولود انقلاب است، پا بگيرد؛ همه‏ى تلاش خودشان را كردند كه جمهورى اسلامى را از بنيان نگذارند رشد كند، و البته نتوانستند. اقدام سياسى كردند، محاصره‏ى اقتصادى كردند، جنگ تحميلى را هشت سال بر اين ملت تحميل كردند، دشمنان اين ملت را تجهيز كردند، وسوسه‏هاى درونى را به جان انقلاب و نظام جمهورى اسلامى انداختند، نتوانستند. به اين نتيجه رسيدند كه نظام جمهورى اسلامى را نمى‏شود ساقط كرد؛ چون مدافع آن، حامى آن، سينه‏هاى سپركرده‏ى مردم مؤمن است؛ ميليونها انسان مؤمن اين نظام را نگه داشته‏اند. بحث مسئولين و دولت و بحث اين‏ها نيست. يك‏وقت يك نظام قائم به چند نفر است و يك عده مرتزقه‏ى يك نظامند؛ آن نظام براى استكبار خطرى ندارد. يك‏وقت يك نظام متكى به ايمان‏هاى مردم است، متكى به دلهاى مردم، به پشتيبانىِ عميق مردم است، اين نظام را نمى‏شود تكان داد. اين را استكبار فهميده است. همين راه‏پيمائى‏ها، همين 22 بهمن امسالِ شما مردم، اين يك نمايش بسيار باشكوه و پرعظمت بود. پيشرفتهاى‏ علمى‏، حضور جوانها در صحنه‏هاى مختلف، شعارهاى انقلاب كه خوشبختانه زنده‏تر از پيش شده است- كسى از مسئولين با شرمندگى نسبت به شعارهاى انقلاب مواجه نمى‏شود؛ افتخار مى‏كنند به استقلال، به آزادى، به اسلام، به اين قانون اساسى معتبر و پرمغز و پرمعنا- نشان مى‏دهد كه نظام را نمى‏شود تكان داد. آن‏ها به اين نتيجه رسيده‏اند كه بايد از محتواى نظام هرچه مى‏توانند كم كنند. اين تهاجم فرهنگى كه بنده چند سال قبل گفتم، اين شبيخون فرهنگى كه انسان در بخشهاى مختلف علائم آن را مشاهده مى‏كرد و امروز هم انسان آن را در بخشهاى مختلفى مى‏بيند، به اين نيت است؛ با اين قصد است؛ انقلاب را از محتواى خود، از مضمون اسلامى و دينى خود، از روح انقلابى خود تهى كنند و جدا كنند. اين، از همان نقاط حساسى است كه هوشيارى مردم را مى‏طلبد. اين هم مثل همان قضيه‏ى بيست و نه بهمن است. خيلى‏ها اهميت بيست و نه بهمن را نفهميدند، شما تبريزى‏ها اين را فهميديد، در مرحله‏ى عمل هم، اين فهم خودتان را به كار بستيد؛ در همه‏ى مقاطع همين‏جور است. اهميتِ حوادث را بايد ملت ما درك كند؛ و خوشبختانه امروز درك مى‏كنند؛ ملت كاملًا هوشيارند. خود اين هم يكى از بركات انقلاب و نظام جمهورى اسلامى بوده است. مردم بيدار شده‏اند، قدرت تحليل پيدا كردند.

    هرچه زمان به پيش مى‏رود، اميد ملت ايران به نسل جوانِ درس خوانده و بالنده‏اش بيشتر مى‏شود. جوانان اين ملت در همه‏ى ميدان‏ها توانسته‏اند برترى‏ها و درخشندگى‏هاى خود را به اثبات برسانند. سياست دشمنانِ ايران آزاد و سرافراز، در دوران‏هاى گذشته، از كار انداختن بازوى جوان كشور بوده است؛ با وسوسه‏هاى نوميدساز، با كشاندن به بيهودگى و فساد، و با بسيارى ترفندهاى ديگر. اين سياست در دوران پس از انقلاب اسلامى نيز ادامه يافته و ابزارهاى پيشرفته‏ى‏ ارتباطات به كمك آن شتافته است. ولى همّت و مسئوليت‏شناسى جوانان انقلاب نگذاشته است دشمنان ايران به هدف برسند. پيشرفت‏هاى علمى‏، اجتماعى و سياسى كشور و حال و هواى شوق و همّت در ميان نسل جوان نمايشگر افق‏هاى روشنى است كه ملت ايران شايسته‏ى رسيدن به آن است.
    عزيزان! با توكل به خداى حكيم و عليم و با فهم درستِ رسالتى كه امروز بر دوش همه و بطور ويژه بر دوش جوانان است، راه آينده را هموار كنيد. فراگيرى و پژوهش و نوآورى را وظيفه بدانيد، و نيازهاى امروز و فرداى كشورتان را در گزينش رشته‏هاى درسى و نيز در همه‏ى برنامه‏هاى خود در نظر بگيريد. آينده متعلق به شما است. براى ساختن آن از خداوند كمك بخواهيد و همه‏ى تلاشتان را به كار بريد.

    يقيناً قبل از انقلاب- قبل از اينكه اين حركت و شوق در مردم به وجود بيايد؛ اين احساس دليرى در مقابل موانع در مردم ما به وجود بيايد- اگر مى‏گفتند كه كشور ما خواهد توانست به اين نقطه از دانش‏هاى گوناگون برسد، كسى باور نمى‏كرد. آن روزى كه براى يك بيمارى معمولى كه امروز توى بيمارستان‏هاى درجه‏ى سه و چهار در شهرستان‏هاى دور ما به راحتى آن را علاج مى‏كنند، افراد ناچار بودند به كشورهاى خارج بروند، پول‏هاى زيادى بدهند، منت زيادى را بكشند- اين مال خيلى قديم نيست، مال همين پيش از انقلاب است- با اين وضعى كه امروز ما داريم در دانش‏هاى گوناگون و در بخش‏هاى مختلف، يقيناً يك روزى به نظر خيلى‏ها دست‏نيافتنى بود؛ اما ملت ما به او دست يافت، جوان‏هاى ما به او دست يافتند. همين مسئله‏ى هسته‏اى از اين قبيل است، مسائل گوناگون در بخش‏هاى علمى‏ از اين قبيل است. بنابراين، اينى هم كه يك روزى كشور ما و ملت ما كاروان دانش را آن‏چنان پيش ببرد كه بتواند در دنيا مرجع علمى‏ باشد، چيز ممكنى است. البته مقدماتى دارد، كه اين مقدمات بايستى طى شود و اين مقدمات شروع هم شده. يكى از اين مقدمات، همين خودآگاهى ماست كه احساس كنيم كه «بايد»؛ و احساس كنيم كه «مى‏توانيم». يكى ديگر از مقدمات، تهيه‏ى نقشه‏ى علمى جامع كشور است كه كشور از لحاظ تحصيل علم‏ و طلب علوم مختلف دچار سردرگمى نباشد. اين كار خوشبختانه انجام گرفته. همين دوستان و محققين و برجستگان، برخاسته‏ى از دانشگاه‏ها و از اين دانشگاه، توانسته‏اند نقشه‏ى جامع علمى را تهيه و فراهم كنند، كه در شرف نهايى شدن است و اين يك گام بسيار بلند در راه پيشرفت‏ علم در كشور است. البته بعد از آنكه نقشه‏ى جامع علمى تهيه و فراهم شد، كارهاى ديگرى هم بايستى انجام بگيرد؛ از جمله: ايجاد نظام مهندسى اين نقشه، تبديل نقشه‏ى جامع علمى به صدها پروژه‏ى علمى، و سپردن اين پروژه‏ها به پيمانكاران امينى كه عبارتند از همين دانشگاه‏ها و اساتيد و مراكز تحقيقاتى دانشگاه‏ها. بعد، ايجاد شبكه‏ى نظارت بر اين پيشرفت‏ علمى؛ حسن اجراء. و درگير كردن استاد، دانشجو، محقق- كه حالا دانشجويان پرسيدند در زمينه‏ى پيشرفت‏ علمى، تكليف ما چيست- اين‏ها حتماً بايد در اين طرح مهندسى نقشه‏ى جامع علمى ديده شود. هر تك‏تك دانشجو مى‏تواند نقش ايفاء كند؛ هر مركزى از مراكز تحقيقاتى، هر كارگاه آموزشى مى‏تواند نقش ايفا كند و اساتيد هم مى‏توانند. بنابراين يك كار چندساله است. اين كار چندساله با شدت، با حدت، با پيگيرى تمام، با اميد بايستى دنبال شود و إن شاء اللَّه به نتايجى خواهد رسيد. يقيناً روزى خواهد رسيد كه شما ببينيد مرجعيت علمى يافتن دانشگاه‏هاى ايران و دانشمندان ايران چيز دور از دسترسى نيست؛ خيلى نزديك به شماست. شما جوان‏ها يقيناً اين را خواهيد ديد؛ من ترديدى ندارم.

    تشكل‏هاى دانشجوئى مواظب باشند هدفهايشان را گم نكنند. هدفهاى اصلى تشكل‏هاى دانشجوئى همان چيزهائى است كه بر روى طاق بلند جنبش دانشجوئى نوشته شده: ضديت با استكبار، كمك به پيشرفت‏ كشور، كمك به اتحاد ملى، كمك به پيشرفت علم‏، حضور و شركت در مبارزه و پيكار همگانىِ ملت ايران براى غالب آمدن بر توطئه‏ها و بر دشمنى‏ها؛ اين‏ها هدف اصلى است؛ اين را بايد فراموش نكنند. البته تشكل‏ها از بدنه‏ى دانشجوئى هم خودشان را نبايد جدا كنند؛ يعنى اين‏جور نباشد كه تشكل، موجب تقسيم دانشجوها بشود. به دانشجوها نزديك باشند. بحث در باب مسائل دانشجوئى را كه طولانى هم شد، من همين‏جا خاتمه مى‏دهم.

    بقاى نظام اسلامى و انقلابى، پيشرفت‏ نظام انقلابى، فتوحات گوناگون نظام انقلابى در عرصه‏هاى مختلف؛ در عرصه‏ى نظامى مثل دفاع مقدس، در عرصه‏هاى علمى‏ و در عرصه‏هاى گوناگون اجتماعى و سياسى روى ملتهاى ديگر، روز به روز اثر گذاشت و ملتهاى ديگر هم- ملتهاى اين منطقه و ملتهاى مسلمان كه دلهايشان پر بود و رهبر نداشتند- وقتى ديدند در ايران چنين حادثه‏اى اتفاق افتاده، كأنّه حكايت دل آن‏ها بود. لذا ملتها به نظام اسلامى، به رهبرى اسلامى، رهبرى امام (رضوان اللَّه تعالى عليه) و به نظام جمهورى اسلامى دل‏باخته شدند كه امروز هم همين‏جور است. امروز هم ملتها در دنياى اسلام- از غرب دنياى اسلام بگيريد، تا شرق دنياى اسلام؛ در همه جا- با چشم اعجاب و تحسين، با حالت غبطه، به ملت ايران و اين حركت نگاه مى‏كنند. اين‏ها هم زخم آمريكائى‏ها را عميق‏تر مى‏كرد و اين، انگيزه‏ى آمريكا براى مخالفت با جمهورى اسلامى است.

    همه‏ى دستگاه‏هاى تبليغاتى غرب و بخصوص آمريكا- دستگاه‏هاى هنرى، دستگاه‏هاى مطبوعاتى، دستگاه‏هاى گوناگون تبليغاتى، دستگاه‏هاى به‏ظاهر پژوهشىِ سياسى يا علمى‏- تلاش مى‏كنند اين‏جور وانمود كنند كه پايان اين راه براى ملت ايران بن‏بست است و آمريكا در راه خود پيش مى‏رود! اين، دروغ محض است؛ قضيه عكس است. پايان اين راه، بن‏بست براى رژيم طاغوت و رژيم استكبارگر آمريكاست. دليل واضحش اين است كه اگر قرار بود آن‏ها بتوانند ملت ايران را شكست بدهند، آن روزى مى‏توانستند شكست بدهند كه اين ملت نه اين همه جوان داشت، نه اين پيشرفتها را داشت، نه اين تجربه‏ها را داشت، نه در يك نبرد و كارزار عظيمى مثل دفاع مقدس پيروز شده بود، نه در عرصه‏هاى سياسى گوناگون قدرت خودش را نشان داده بود؛ آن روز مى‏توانستند- اگر بنا بود بتوانند ملت ايران را شكست بدهند- و آن روز شكست مى‏دادند؛ نه امروز كه ملت ايران تجربه‏اش بيشتر است، دستش قوى‏تر است، امكانات علمى‏اش‏ بمراتب از آن گذشته پيشرفته‏تر است، توانائى‏هاى نظامى‏اش چندين و چندين برابرِ آن روزهاست، زبان نافذش در بين ملتها بيشتر از گذشته است و جوان‏هاى بيشترى از آن روز دارد. آن روز ملت ايران در بين جمعيت چهل ميليونى و چهل و پنج ميليونى و بتدريج پنجاه ميليونى‏اش جوان‏ها در اقليت بودند، امروز در جمعيت هفتاد و چند ميليونى ملت ايران، جوان‏ها در اكثريتند. آن روز آمريكا در دنيا آبرويش خيلى بيشتر از امروز بود. امروز آمريكا در دنيا بى‏آبروست. امروز نه فقط ملتهاى مسلمان، حتّى بسيارى از ملتهاى غربى از آمريكا روگردانند. بسيارى از صاحبنظران در خود كشور آمريكا و خيلى از مردمشان، نسبت به رژيم حاكم بر آن كشور معترضند.

    من به نظرم مى‏رسد يكى از كارهاى لازم، تشكيل جلسات فكرى وسيعى است كه مجموعه‏ى دانشجوئى، همراه با مجموعه‏ى حوزوى، با برنامه‏ريزى خوب، مى‏تواند به وجود بياورد تا بنشينند در باره‏ى مسائل گوناگون فكر كنند. گسترش فكر و پراكندن فكرِ درست و صحيح مى‏تواند همان ثمراتى را ببخشد كه ما در زمينه‏هاى مسائل علم‏ و فناورى و پيشرفت‏ علوم از دانشجو توقع داريم؛ يعنى شكوفائى، آوردن حرف نو به ميدان انديشه، با يك حركت صحيح و جهت‏گيرى درست. يكى از كارها اين است.

    ما گفتيم كه در اين دهه، آنچه كه به عنوان يك هدف و شعار- براى اينكه دنبال كنيم كه مرحله‏اى را بگذرانيم- بايد مورد توجه قرار بگيرد، «پيشرفت‏ و عدالت» است. اين را شعار قرار بدهيم: پيشرفت و عدالت. پيشرفت را عرض كردم؛ مقصود، پيشرفتِ همه‏جانبه است؛ يعنى پيشرفت مادى و پيشرفت معنوى. پيشرفت مادى را هم نفى نمى‏كنيم. يعنى مطلقاً مسئله‏ى معيشت مردم، مسئله‏ى اشتغال مردم، مسئله‏ى پيشرفتهاى علمى‏ و فناورى را مطلقاً دست كم نمى‏گيريم. اين‏ها كاملًا مهم است و بايد دنبال شود، تا در اين زمينه‏ها فقر نباشد، بيكارى نباشد، گرانى و تورم قيمتها نباشد؛ در اين ترديدى نيست. اما در كنارش، به اين اكتفا هم نمى‏كنيم، بلكه بايد فكر روشن، اعتقاد عميق، انگيزه‏ى روزافزون و جوشان و اخلاق انسانى و والاى اسلامى در كنار اين‏ها گسترش پيدا كند.
    همان طور كه عرض كردم، از بيراهه‏ها بايد ترسيد. گاهى اوقات يك چيزها و راه‏هائى را براى پيشرفت پيشنهاد مى‏كنند كه بيراهه است. يك نمونه‏اش را گفتم؛ مثل پيشرفتهاى دوره‏ى پهلوى كه حقيقتاً بعضى‏اش توقف و بعضى‏اش پسرفت و سقوط بود- كه حالا جاى تفاصيلش در اين جلسه نيست؛ چون وقت نيست- آن يك الگو بود كه واقعاً بيراهه بود؛ به ظواهر دلخوش كردن، غربى‏ها را معيار و ملاك قرار دادن و دنبال آن‏ها حركت كردن كه نتيجه‏اش همين مى‏شود كه در آن پنجاه شصت سالِ شوم و سياه در دوران پهلوى مشاهده شد.
    يك نمونه‏ى ديگر از اين بيراهه‏ها، نمونه‏هائى است كه گاهى ممكن است در زمان ما هم پيدا بشود؛ بايد توجه داشت. در اين نمونه‏ى دوم، اسمى از ظواهر آورده نمى‏شود، هويت ايرانى و اسلامى هم مثل آنچه كه در آن شكل اول ديده مى‏شد، نفى نمى‏شود؛ ليكن يك حالت نوميدىِ از تحرك و پيشرفت در اين مسابقه در سياست‏گذاران و سررشته‏داران امور و سخنگويان جامعه مشاهده مى‏شود. يعنى نگاهى كه به غرب مى‏كنند، يك نگاه به يك نقطه‏ى والا و دست‏نيافتنى است، اسمش را هم مى‏گذارند واقع‏بينى! مى‏گويند آقا واقع قضيه چيست؛ امروز اين‏ها از لحاظ علمى اين‏قدر جلويند، در زمينه‏هاى گوناگون اين همه پيشرفت كرده‏اند؛ اين همه نظريات مختلف در علوم انسانى، در زمينه‏هاى مسائل اجتماعى، مسائل سياسى؛ اين همه نظر، اين همه فكر، اين همه نظريه‏ى نو، ابتكارى ارائه داده‏اند؛ ما كِى مى‏توانيم به گرد اين‏ها برسيم؟ يعنى يك چنين روحيه‏اى در آن‏ها وجود دارد. بارها در طول اين سى سال، بنده خودم با افرادى از اين قبيل مواجه بودم كه چه با زبان صريح يا نيمه‏صريح يا با زبان حال، همين معنا را بيان مى‏كردند كه «آقا ما البته بايد پيشرفت كنيم، اما دنبال اين‏ها بايد حركت كنيم! ما كه نمى‏توانيم به گرد اين‏ها برسيم، چه برسد به اينكه از اين‏ها جلو بزنيم؛ چرا بيخود زحمت مى‏دهيد خودتان را؟». اين هم يك بيراهه است.
    اين معنايش اين است كه يك ملت- حالا ملت ما به عنوان يك نمونه- و ملتهاى گوناگون شرق و ملتهاى مسلمان از جمله، محكوم به اين هستند كه هميشه دنباله‏روِ حركت غرب و شاگرد دائمىِ آن‏ها باشند و هيچ‏وقت از خودشان اميد نداشته باشند كه بتوانند در آن سطح قرار بگيرند، چه برسد كه از آن‏ها جلو بيفتند؛ هرگز چنين روحيه‏اى نداشته باشند. اين، يك بيراهه‏ى بسيار خطرناك است كه امروز متأسفانه از سوى استاد دانشگاه، از سوى متفكر سياسى، از سوى بعضى از گويندگان مذهبى ترويج مى‏شود؛ اين درست ضد تجربه‏ى طولانى‏مدت بشرى است. چرا؟ مگر خداى متعال يك دسته از انسانها را اين‏جور آفريده كه هميشه بايد جلو باشند؟ كدام واقعيت تاريخى اين را نشان مى‏دهد؟ مگر همين‏هائى كه امروز در دنيا جلو هستند، در چند قرن قبل از اين، ملتهاى عقب‏افتاده‏ى دنيا در همه‏ى مسائل گوناگون نبودند؟ دوران قرون وسطاى اروپا مگر از ياد تاريخ رفته؟ دوران قرون وسطى- من بارها گفته‏ام- دوران تاريكى است، دوران جهل و ظلمت است براى اروپا؛ نه براى كشورهاى مسلمان، نه براى ايران. همان دورانى كه آن‏ها اسمش را گذاشتند دوران جهل و بى‏خبرى و ظلمت و خواب، همان دوران در كشور ما و در كشورهاى اسلامى، دوران عظمت و پيشرفت علم و فلسفه است و پيشرفت سياسى و اقتدار سياسى.
    اين نگاه، خيلى نگاه خطرناكى است. در همين زمينه‏هائى هم كه امروز شما مشاهده مى‏كنيد كه در زمينه‏هاى علمى در كشورتان پيشرفت وجود دارد، در همين زمينه‏ها هم بالخصوص بعضيها مى‏آمدند و مى‏گفتند آقا فايده ندارد! ولى جوان مسلمان، جوان ايرانى، با همت، با انگيزه وارد شد و به سطح ديگران رسيد و يك جاهائى هم از ديگران حتّى جلوتر هم رفت؛ يعنى به نسبت زمانى كه صرف كرده اگر ملاحظه كنيد، جلوتر هم رفته. بنابراين، اين تفكر يكى از آن تفكرات بيراهه است. مطلقاً نگاه نوميدانه نبايد داشت. نگاه دين، نگاه اسلام، نگاه قرآنى به انسان اين است كه: انسان بايد تلاش كند؛ تلاشِ با نظم، با برنامه‏ريزى و بى‏وقفه، تا بتواند به نتائج برسد. صداى اذان بلند شد.

    وقتى مردم ببينند شما كه مسئول جمهورى اسلامى هستيد، افتخار مى‏كنيد، اعتزاز مى‏كنيد به مسلمانى خودتان، به ضد استكبارى بودن خودتان، به ضد استبدادى بودن خودتان و از طرفى افتخار و اعتزاز مى‏كنيد به خدمتگزارى‏ مردم؛ با مردم هستيد، با مردم انس پيدا مى‏كنيد، به مردم محبت مى‏كنيد، از مردم كمك مى‏خواهيد در مسائل گوناگون، خوب، مردم خرسند مى‏شوند؛ مردم اين مسئول را دوست مى‏دارند؛ خوششان مى‏آيد. ما وظيفه‏مان اين است. ما حق نداريم از شعارهاى انقلاب و شعارهاى اسلام عقب‏نشينى كنيم؛ اين، يك بى‏صبرى است. اين بى‏صبرى‏اى است كه نبايد اين را قبول كرد. پايبندى به اين شعارها برخلاف خواست دشمن، برخلاف نظر دشمن، با حركت كشور به سوى پيشرفت به معناى حقيقى كلمه، هيچ منافاتى هم ندارد كه هميشه سعى مى‏كردند اين‏جور القاء كنند كه اگر اسلامى هستيد، پس ديگر پيشرفت و دست يافتن به مراحل بالاى رفاه مادى و پيشرفت علمى‏ ممكن نيست؛ نخير، درست بعكس است؛ درست بعكس است. ما پيشرفت‏هايمان‏ زياد بوده.من گاهى متأسفانه مى‏بينم در بعضى از نوشتجات و نشريات و اظهارات، موفقيتهاى آشكار اين ملت زير سؤال مى‏رود. اين‏ها نبايد اين كار را بكنند؛ اين بد است. اين، لگد زدن به مردم است؛ اين، خالى كردن تو دل مردم و مأيوس كردن مردم است به طور غلط و دروغ. چه كسى مى‏تواند منكر پيشرفتهاى شگفت‏آورِ علمى امروز ما بشود؟ و دليل اهميت اين پيشرفتها همين است كه اين پيشرفتها در بسيارى از موارد، كشورِ ما را جزوِ معدود كشورهاى دارنده‏ى اين پيشرفتها قرار داده. اين چيز كمى است؟ حدود يك ماه قبل در همين حسينيه نمايشگاهى تشكيل دادند و از بين صدها تازه‏ى علمى، پنجاه و يكى دوتا از تازه‏هاى علمى را آوردند اينجا. صاحبان علمى بعضى از طرحها- كه بعضى دولتى بودند، بعضى بخش خصوصى- گزارش دادند كه بعضى از اين‏ها در كشور بى‏سابقه است و بعضى در دنيا بى‏سابقه است؛ شايد حدود دوتا يا سه تا از اين‏ها در دنيا بى‏سابقه است. اين را بايد آدم انكار كند؟! سال گذشته بود يا اندكى قبل از يك سال- حالا درست من تاريخ يادم نيست- مجمعِ علمىِ بزرگى اينجا تشكيل شد در باره‏ى موضوع خاصى- من حالا ديگر نمى‏خواهم جزئيات و خصوصيات آن را تكرار بكنم؛ يعنى آن مورد خاص خصوصيتى ندارد- كه از چندين كشور پيشرفته‏ى دنيا آمده بودند اينجا، پيشرفتهاى علمى و فناورى و تحقيقاتى ما را ديدند. وقتى مصاحبه‏هاى اين‏ها را پخش كردند، اين‏ها مى‏گفتند اگر ما نديده بوديم، باور نمى‏كرديم كه ايران به يك چنين جائى دست پيدا كرده باشد؛ به اين نقطه دست پيدا كرده باشد. اين مال يك مورد و دو مورد نيست؛ اين مسئله‏ى فناورىِ هسته‏اى، يك نمونه است؛ من بارها گفته‏ام. اين، يك نمونه است. ما از اين قبيل نمونه، موارد متعددى داريم، كه اين‏ها پيشرفتهاى علمى ماست. از لحاظ پيشرفتهاى آبادانى و عمرانى، پيشرفتهاى توسعه‏ى زندگى مردم، بالا رفتن سطح زندگى، چه چيزى مورد انكار مى‏تواند قرار بگيرد كه انسان مى‏بيند متأسفانه در بعضى از نوشتجات، بيخود و به بهانه‏ى ناچيزى، اين چيزها را زير سؤال مى‏برند. اين حركتِ عظيم ملت ايران، حركت باارزشى است. و ما بعد از حدود سى سال كه از شروع اين انقلاب مى‏گذرد و نزديك به بيست سال از رحلتِ امام بزرگوار ما- كه معلم اين انقلاب و بانى اين انقلاب بود- مى‏گذرد، مى‏بينيم مردم آن شعارها را همچنان سر دست خودشان بلند كردند و نگه داشتند و آن شعارها را تكرار مى‏كنند. و جوانهاى ما كه نه دوران امام را ديدند، نه امام را ديدند، نه دوره‏ى جنگ را درك كردند، در بيانشان، در هنرشان، در شعرشان، ستايشگر آن قله‏هاى عظيم هستند كه ملت ايران آن‏ها را گذرانده است. اين‏ها چيز كمى است؟ اين‏ها را بايد انكار كرد؟

    امروز ملت ايران قابل مقايسه‌ى با ملت ايرانِ بيست سال قبل نيست و علمش، فناورى‌اش، تجربه‌اش، مهارتهاى گوناگونش، توسعه‌ى عظيم همه‌جانبه‌ى ملى و اجتماعى و اقتصادى و كشورى‌اش، نفوذ و اقتدارش در منطقه، قابل مقايسه‌ى با بيست سال پيش و بيست‌وپنج سال پيش نيست. اين، بر اثر همين استقامت است. اين درس بعثت است؛ اين را بايستى تك تك ما بدانيم و بفهميم؛ با تاريخ پيغمبر آشنا شويم؛ بدانيم كه آن روز بعثت نبى مكرم بود، امروز بعثت امت اسلامى است. امروز امت اسلامى بايد احساس بعثت بكند؛ خود را مبعوث بداند؛ آگاهانه و با بصيرت حركت و اقدام كند؛ بر علم خود اضافه كند، بر توانائيهاى خود اضافه كند، بر انسجام ملى و انسجام بين‌الملل اسلامى خود اضافه كند. و بين ايشان توحيد كلمه خيلى مهم است. اين پيام ملت ايران، پيام انقلاب اسلامى، پيام نظام جمهورى اسلامى است. و افق هم براى ما روشن است. به توفيق الهى ميدانيم چه كار داريم ميكنيم ، ميدانيم به كجا خواهيم رسيد و ميدانيم كه راه رسيدن به آن نقطه، رفتن است؛ نه ايستادن و نه عقبگرد كردن.

    يك نكته‏ى اساسى ديگر در وصيّت‏نامه و در بيانات امام، مسئله‏ى مواجهه‏ى با زورگويان عالم است. قدرتهاى سلطه‏گر و زورگوى جهانى البته در طول تاريخ هميشه بوده‏اند، اما با پيشرفت‏ علم‏ و صنعت و با امكانات ارتباطاتى مدرن، اين سلطه‏گرى براى آن‏ها آسان‏تر شده است. لذا مى‏بينيد آمريكائى‏ها نسبت به همه‏ى جهان ابراز طمع‏ورزى مى‏كنند و با اين بهانه كه منافع ما در فلان‏جا به خطر افتاده است، وارد مى‏شوند. گويا منافع آن‏ها بر منافع همه‏ى دنيا ترجيح دارد؛ بر منافع ملتها ترجيح دارد. خوب، در مقابل اين زورگوئى و گردن‏كلفتى و حرف‏نشنوى و حق‏ناشناسى چه جور بايد برخورد كرد؟ دو جور برخورد وجود دارد: يك برخورد، تسليم است؛ يك برخورد، مقاومت است. تسليم در مقابل زورگويان جهان، زورگو را به زورگوئى تشويق مى‏كند. تسليم ملتها، تسليم سياسيون عالم، تسليم روشن‏فكران جوامع مختلف در مقابل زورگوئى‏هاى استكبار جهانى، مشوق آن‏ها در پيشرفت است؛ مشوق آن‏ها در زورگوئى بيشتر است. براى ملتها يك راه حقيقى بيشتر باقى نمى‏ماند و آن مقاومت است. اگر يك ملتى مى‏خواهد شر زورگوئى زورگويان- و امروز شر آمريكا- را از سر خود كم كند، بايد در مقابل زورگوئى آمريكا با قدرت و صلابت تمام بايستد.

    آنچه امروز در درجه‏ى اول براى ملت ايران مطرح است، تمسك به اسلام است. همه‏ى خيرات و بركاتى كه يك ملت آرزومندِ داشتن آن‏هاست، به بركت اسلام براى يك ملت حاصل مى‏شود. ما براى اينكه آزادى به دست بياوريم، استقلال به دست بياوريم، رفاه عمومى به دست بياوريم، پيشرفت‏ علمى‏ به دست بياوريم، پيشرو بودن در ميدانهاى گوناگون بشرى را به دست بياوريم، اوج عزت را براى خودمان- به عنوان ملت ايران- فراهم بكنيم، راه منحصربه‏فردِ امروز ما عبارت است از تمسك به اسلام. اسلام همه‏ى اين‏ها را در تعاليم خود، در بطن خود، براى يك ملت به ارمغان مى‏آورد. تمسك به اسلام، امروز بزرگترين راه است براى ملت ايران.

    امروز ما بايد بدانيم اين دشمن ناكام مانده‏ى در مقابل ملت ايران نقشه‏اش چيست. بايد بيدار باشيم: «العالم بزمانه لا تهجم عليه اللّوابس». اگر صحنه را بشناسيم، عرصه را بشناسيم، دشمن را بشناسيم، نقشه‏ى دشمن را بدانيم، غافلگير نخواهيم شد. بايد اين را بداند ملت ايران. بحمد اللَّه ملت ما، ملت هوشيارى است؛ زبان‏آوران و سخنگويان و صاحبدلان و روشن‏فكران زيادى هم در ميان علماى‏ دين، در ميان علماى دانشگاه هستند كه مردم را ارشاد مى‏كنند، راهنمائى مى‏كنند. جوانان پرشورِ ما هم در عرصه‏هاى مختلف رشد پيدا كرده‏اند. امروز در ميان مردم ما، جوانان بسيجىِ ما در ميدانهاى علم، در ميدانهاى تجربه، در ميدانهاى فناورى‏هاى دشوار پيشرفت‏ كرده‏اند. ملت، يك چنين ملتى است. بنابراين شناخت صحنه براى ملت ما مشكل نيست.
    من به شما عرض مى‏كنم، امروز يكى از نقاطى كه دشمنِ ما بر روى آن سرمايه‏گذارى مى‏كند، مسئله‏ى اختلافات است. اختلافِ بين اين مذاق سياسى، با آن مذاق سياسى؛ اختلاف بين اين استان با آن استان؛ اختلاف بين اين سليقه با آن سليقه؛ اختلاف بين اين مذهب با آن مذهب؛ يكى از راه‏ها اين است. البته در دنياى اسلام اين را دنبال مى‏كنند. همين اخيراً در يك گزارشى ديدم و خواندم پارلمان انگليس به دولت كشورشان- مال همين چند هفته پيش است- سفارش مى‏كند كه در دنياى اسلام، آن نقاطى كه فرقه‏هاى اسلامى و مذاهب اسلامى در آن‏ها باهم توافق ندارند، آن‏ها را جستجو كند، پيدا كند، بر روى آن‏ها تكيه كند؛ يعنى ايجاد اختلاف؛ يعنى جنگ بين مذاهب اسلامى. در داخل هم به يك شكل ديگرى، همان‏طور كه عرض كرديم، اين را دارند دنبال مى‏كنند.
    يكى از راه‏ها، سرگرم كردن جوانان است. من به جوانهاى كشور چند سال قبل از اين گفتم آينده‏ى كشور مال شماست، برويد دنبال علم، دنبال نوآورى علمى. و جوانهاى دانشگاهىِ ما پاسخ مثبت دادند؛ اساتيد مجرب ما در اين ميدان با حضور خود، با جديت خود، كار را پيش بردند. امروز كه نگاه مى‏كنيم، مى‏بينيم نسبت به ده سال، پانزده سالِ قبل از اين، پيشرفت علمى كشور بسيار چشم‏نواز و چشمگير است، بعد از اين هم همين خواهد بود. جوان را سرگرم كردن، مشغول كردن به لهو و لعب، به چيزهائى كه او را از مسير اصلى زندگى انقلابى ملت ايران دور مى‏كند، يكى از برنامه‏هاى آن‏هاست. ديانت جوان ما، تقوا و پارسائى و پاك‏دامنىِ جوان ما براى آن‏ها نامطلوب است.

    آمريكا با همه‏ى توان خودش امروز در مقابل ملت ايران ايستاده است. اين همه‏ى توان آمريكاست؛ توان تبليغاتى، توان سياسى، توان اقتصادى، نفوذ بين‏المللى. بعضى تصورشان اين است كه در درون آمريكا دولتهاى آمريكائى احتياج دارند به اينكه در بيرون خودشان يك دشمن داشته باشند. براى همين است كه نظام اسلامى را دائم بزرگ مى‏كنند؛ جمهورى اسلامى را به عنوان يك خطر بزرگ معرفى مى‏كنند. اين البته درست است.يكى از سياستهاى رهبران آمريكا همين است كه براى اينكه مشكلات درونى، تبعيض‏هائى كه وجود دارد، اختلاف طبقاتى‏هاى عجيبى كه وجود دارد، گرفتارى‏هاى فراوانى كه مردم آمريكا دارند، براى اينكه مردم را از اين مسائل منصرف كنند، هميشه يك دشمنى در بيرون لازم دارند. اين را فهميده‏ايم و اطلاع داريم؛ اما مسئله‏ى بزرگ كردن ايران يك مسئله‏ى بنيانى است در تفكر سياستمداران سلطه در آمريكا؛ حقيقتاً همين‏طور است. قوام آن‏ها به تجاوزطلبى و به سلطه و دست‏اندازى به اينجا و آنجاى دنياست. دولتها را قانع كردند، ملتها را هم ساكت كردند. تنها پرچمى كه در مقابل آن‏ها ايستاده است، دولت و ملتِ بدون تفاوت كجاست؟ جمهورى اسلامى. آحاد مردم و دولت، همراه آن‏ها؛ و رئيس‏جمهور، همراه آن‏ها؛ و مسئولين كشور، همراه آن‏ها، بدون تقيه ظلم را نفى مى‏كنند، تبعيض را نفى مى‏كنند، دست‏اندازى را نفى مى‏كنند؛ اين خطر بزرگى است براى آن قدرتى كه به درون حصارهاى ملىِ خودش، خودش را محدود نمى‏كند. چون فرياد اين ملت، قيام اين ملت براى ملتهاى ديگر بيداركننده است، هشداردهنده است، كمااينكه بوده تا حالا؛ كمااينكه اين بيدارى به وجود آمده است. خوب، اين‏ها احساس خطر مى‏كنند. همه‏ى تلاششان را هم گذاشته‏اند، ولى با همه‏ى اين‏ها ملت ايران، شما جوانان، شما دانشجويان مى‏توانيد در مقابل همه‏ى اين‏ها بايستيد و بر همه‏ى اين‏ها غلبه پيدا كنيد؛ اما شرائطى دارد. ما امروز از بيست سال قبل، از سى سال قبل خيلى جلوتريم، تجربه‏مان بيشتر است، مديريتهايمان قوى‏تر است، توانائى‏هاى علمى‏ ما بمراتب جلوتر است، قدرت تحرك اقتصاديمان بمراتب از آن روز بيشتر است، تصورات ما از پيشرفت‏ نسبت به آن روزها خيلى بهتر است.

    چرا پيشرفت‏ علمى‏ يك ملت و يك كشور، از نظر يك جماعتى در دنيا تهديدآميز است؟ چرا؟! چون انحصارطلبند؛ چون سلطه‏طلبند؛ چون ايران را طعمه فرض كرده‏اند. خواستند اين كشور را با ذخائر و با موقعيت جغرافيائى ممتاز و برجسته‏اش، يكجا ببلعند. بيدارى ملت ايران، بيدارى جوان ايرانى و استعداد و درخشندگى پيشرفت‏ علمى‏ جوان ايرانى، نمى‏گذارد. لذا پيشرفت‏ فنّاورى شما، انرژى هسته‏اى شما و پيشرفتهاى‏ علمى‏ ديگرِ شما، آن‏ها را عصبانى مى‏كند. بله، اگر ملت ايران بى‏خيال و جوان ايرانى بى‏فكر باشد- دنبال علم‏ و دنبال كار و دنبال توليد و دنبال نوآورى نرود و همين‏طور به عيش و عشرت بگذراند- آن‏ها خوشحال مى‏شوند. آن‏ها اين را مى‏خواهند؛ آن‏ها نمى‏خواهند شهر شيراز، يك مركزى باشد كه در آن پيشرفت‏ علمى‏ هست- كه من گفتم شيرازِ شما، از لحاظ پيشرفت‏ صنعتى در خط مقدم شهرها و استانهاى كشور قرار دارد و در بعضى از رشته‏هاى علمى، جوانها و مردان و زنان شما در دنيا آوازه پيدا كرده‏اند- آن‏ها اين را نمى‏خواهند. آن‏ها نمى‏خواهند كه دانشگاه ما، حوزه‏ى علميه‏ى‏ ما، آزمايشگاه ما و محيط توليد ما، پررونق باشد. آن‏ها دلشان مى‏خواهد اختلاط دختر و پسر و آميزشهاى شهوانى و غفلت و عشرت و اين‏ها، بر زندگى مردم غلبه پيدا كند؛ آن‏ها اين را مى‏خواهند. شما عكس اين را عمل كرديد؛ علت عصبانيت امريكا و صهيونيستها و اين همه تبليغات اين است.

    اردوگاه سرمايه‏دارى و استعمارى با همه‏ى توان سياسى خود، با همه‏ى قدرت مالى و اقتصادى خود و با همه‏ى شبكه‏هاى تبليغاتى خود، دارد فشار مى‏آورد تا شايد بتواند ملت ايران را وادار به عقب‏نشينى و تسليم بكند؛ نه فقط از حق هسته‏اى- حق هسته‏اى يكى از حقوق ملت ايران است- بلكه مى‏خواهند ملت ايران را از حق عزتش، از حق استقلالش، از حق قدرت تصميم‏گيريش و از حق پيشرفت‏ علميش‏، وادار به عقب‏نشينى كنند. ملت ايران امروز در جاده‏ى پيشرفت‏ علمى‏ و پيشرفت فنّاورى افتاده و مى‏خواهد دو قرن عقب‏افتادگى خود را در دوران‏ طاغوتها، جبران كند. اين‏ها دستپاچه شده‏اند و نمى‏خواهند ملت ايران- كه در اين نقطه‏ى حساس دنيا قرار گرفته است و به عنوان پرچم‏دار اسلام شناخته شده- به اين توفيقات دست پيدا كند؛ لذا فشار مى‏آورند. اما ملت ايران ايستاده است.

    امروز پيام انقلاب اسلامى در سطح، گسترده و در عمق، ريشه گرفته است. امروز ملتهايى كه به شما ملت ايران با چشم اعجاب و تحسين نگاه مى‏كنند، فقط به ملتهاى همسايه منحصر نمى‏شوند؛ ملتهايى كه بزرگان نظام جمهورى اسلامى و مسئولان و رؤساى ما را مورد عشق و محبت خود قرار مى‏دهند، فقط به همين اطراف ما منحصر نمى‏شوند؛ آوازه‏ى انقلاب اسلامى و ايستادگى ملت ايران و پايبندى اين ملت به اصول و ارزشهاى خود، مناطق بسيارى از دنيا را فراگرفته است؛ اين گسترش در سطح. در عمق هم جمهورى اسلامى توانسته است كشور را از لحاظ علمى‏، از لحاظ فناورى، از لحاظ اجتماعى، از لحاظ خدمات عظيم و انبوه به آحاد مردم، پيش ببرد. حجم خدماتى كه دولتها در طول اين بيست و نه، سى سال انجام داده‏اند، قابل مقايسه با مدتهاى مشابه در دوران طاغوت نيست؛ يك خيزش عظيم در حركت اقتصادى و اجتماعى و سياسى در ايران انجام گرفته است. عزت ملى كشور ما و ملت ما امروز زبانزد است؛ در پيشرفتهاى‏ علمى‏، اين كشورى كه در رده‏هاى آخر دنيا قرار داشت، در بسيارى از رشته‏ها در رده‏هاى اول است. مى‏بينيد جمهورى اسلامى از هشت كشور جهان، نه كشور جهان، ده كشور اول جهان، در مواردى جلو افتاده است يا به آن‏ها رسيده است؛ راهى را كه آن‏ها در طول سالهاى طولانى طى كرده‏اند، ملت ايران با همت جوانانش و با استعدادش، توانسته است در بخشى از مسائل طى كند. افق هم روشن، و آينده در چشم مردم ايران آينده‏ى اميدبخشى است؛ اين پيشرفت‏ ملت ايران است.
    خب، ما مى‏خواهيم وارد دهه‏ى چهارم بشويم؛ براى دهه‏ى چهارم جمهورى اسلامى، ما بايد نگاه كنيم به عرصه‏ى زندگى خود و ببينيم كمبودهاى ما كجاست؛ ما كمبودهاى زيادى داريم. من در پيام، امروز به ملت ايران عرض كردم؛ در زمينه‏هاى زيادى ما وارث عقب‏ماندگيهاى صدساله‏ى دوران طاغوتيم و در بخشهاى زيادى عقب مانده‏ايم. ما گفته‏ايم مى‏خواهيم برويم و به صفوف جلوى بشريت برسيم؛ بايد بدانيم ما كه به سمت جلو حركت مى‏كنيم؛ بقيه‏ى ملتها كه نايستاده‏اند. آن‏ها هم دارند حركت مى‏كنند. بايد شتابمان و نوع حركتمان را جورى تنظيم بكنيم كه بتوانيم به صفوف مقدم برسيم؛ و الا اگر بخواهيم با همان سرعت و با همان شتابى كه به طور متعارف ملتها پيش مى‏روند، پيش برويم، باز در اين مراحل عقب مى‏مانيم.
    وقتى نگاه مى‏كنيم، براى دهه‏ى چهارم- براى اين ده سالى كه پيش روى ماست- دو شاخص عمده وجود دارد كه بايد اين دو را حتماً بدست بياوريم: يكى پيشرفت است، يكى عدالت. ما مثل بعضى از كشورها و نظامهاى دنيا فقط به پيشرفت فكر نمى‏كنيم؛ ما پيشرفت را همراه با عدالت مى‏خواهيم. خيلى از كشورها هستند كه از لحاظ علمى پيشرفت كرده‏اند و به آمارها و شاخصهاى اقتصادى آن‏ها كه نگاه مى‏كنيم، ملاحظه مى‏كنيم كه مثلًا درآمد سرانه‏ى آن‏ها خيلى هم بالاست؛ اما مسئله‏ى مهم اين است كه اين درآمد سرانه در ميان ملت چه جور تقسيم مى‏شود؛ اين آن نكته‏اى است كه نظامهاى غير الهى و نظامهاى رونوشت‏كرده‏ى از نسخه‏هاى استكبارى، ديگر به آن توجه نمى‏كنند. ما نمى‏توانيم توجه نكنيم؛ ما مى‏خواهيم كشورمان از همه‏ى جهات- از لحاظ علمى، از لحاظ اقتصادى، از لحاظ فناورى، از لحاظ سياسى- به پيشرفت برسد، مردم به رفاه دست پيدا كنند؛ اما در كنار پيشرفت، مى‏خواهيم كشور عادلانه و با عدالت اداره بشود؛ اين مهم است. نه عدالتِ بدون پيشرفت مطلوب است، نه پيشرفتِ بدون عدالت. عدالت بدون پيشرفت يعنى برابرى در عقب‏ماندگى، برابرى در فقر؛ اين را نمى‏خواهيم. پيشرفت بدون عدالت را هم هرگز مطالبه نمى‏كنيم؛ پيشرفت، همراه با عدالت. بايد فواصل طبقاتى كم بشود. بايد آن كسانى كه براى تحرك استعداد دارند، فرصتهاى برابر دريافت كنند؛ اگر كسى تنبلى كرد، تنبلى‏اش به گردن خودش. نبايد اين‏جور باشد كه در برخى از مناطقِ كشور مجال براى تلاش علمى يا تلاش اقتصادى نباشد، اما بعضيها از منابع و از امكانات كشور به طور بى‏نهايت بتوانند استفاده كنند؛ نه، هنر اين است. مطالبه‏ى ملت از دولتها، از مجالس پى‏درپى شوراى اسلامى، از قوه‏ى قضائيه و از همه‏ى مسئولان بايد اين باشد. كشور بايد پيشرفت كند؛ پيشرفتِ در همه‏ى بخشها: پيشرفت در توليد ثروت، پيشرفت در افزايش بهره‏ورى، پيشرفت در عزم و اراده‏ى ملى، پيشرفت در اتحاد ملى و نزديكى قشرهاى مختلف به يكديگر، پيشرفت در دستاوردهاى علم و فناورى، پيشرفت در اخلاق و در معنويت، پيشرفت در كم كردن فاصله‏ى طبقاتى، در رفاه عمومى، در انضباط اجتماعى، در بوجود آمدن وجدان كارى در يكايك آحاد ما مردم، پيشرفت در امنيت اخلاقى، پيشرفت در آگاهى و رشد سياسى، پيشرفت در اعتمادبه‏نفس ملى- كه من چند ماه قبل مسئله‏ى اعتمادبه‏نفس ملى را اعلام كردم؛ ملت بايد به خود اعتماد داشته باشند و بدانند كه مى‏توانند؛ درست نقطه‏ى مقابل آن چيزى كه دشمنان اين ملت در طول سالهاى متمادى خواستند به ما تلقين كنند و بگويند و ثابت كنند كه نمى‏توانيد- پيشرفت در همه‏ى اين زمينه‏ها لازم است؛ اما همه‏ى اين پيشرفتها بايد در سايه‏ى عدالت و در كنار تأمين عدالت باشد.
    ممكن است بعضى از صاحبنظران و به اصطلاح تئوريسين‏هاى اقتصادى بگويند: آقا نمى‏شود؛ اگر بخواهيد به پيشرفت اقتصادى دست پيدا كنيد، ناچار بايد فاصله‏ى طبقاتى را قبول كنيد و بپذيريد! اينجاست كه ما عرض مى‏كنيم «نوآورى». نبايد خيال كنيم كه نسخه‏هاى اقتصادى غرب، آخرين حد دستاورد بشرى است؛ نه، اين هم يك نسخه‏اى است، دوره اى دارد؛ آن دوره طى مى‏شود و فكر تازه و فكر نويى به ميدان وارد مى‏شود؛ بگرديد آن فكر نو را پيدا كنيد؛ شاخص بايد اين باشد.

    در طول سال 86 كارهاى باارزشى از سوى مسئولين كشور- چه دولت، چه مجلس و چه مسئولين در سراسر بخشهاى گوناگون- و همچنين كارهاى بزرگى از سوى آحاد ملت، انجمنهاى علمى‏ و مجموعه‏هاى دانشجويى و كاوشگر، براى ملت ايران انجام گرفت و ملت ايران را در ميدانهاى مختلف و عرصه‏هاى مختلف به پيش برد؛ پيشرفتهاى‏ علمى‏، پيشرفتهاى عمرانى و كارهاى سازندگى مهمى كه در بخش آبادانى كشور انجام گرفت، همه‏ى اين‏ها- چه آنچه مربوط به بحث تقنين و چه آنچه مربوط به مرحله‏ى اجرا بود- براى ملت ايران بسيار پرسود و إن شاء اللّه مايه‏ى پيشرفت‏ و شكوفايى شد.
    البته در طول سال ضايعات و فقدانها و ناكامى‏هايى هم داشتيم: چه در برنامه‏هاى گوناگون و چه در مورد از دست دادن شخصيتهاى عزيز. البته زندگى همين است و براى يك ملت، شاديها و غمها، شيرينيها و تلخيها هميشه به هم آميخته است؛ مهم اين است كه در ميانه‏ى اين حوادث گوناگون، يك ملت بتواند هدف خود را مشخصاً در نظر داشته باشد و بسوى آن هدف گامهاى بلندى بردارد. آخرين حادثه‏ى تأسف‏بار هم فقدان عزيزان دانشجويى بود كه در سانحه‏ى دل‏خراشى اتفاق افتاد و همه‏ى ما را مصيبت‏زده كرد.
    اما در مورد سال 87 كه اكنون آغاز مى‏شود، چشم‏انداز و اميدهاى ما بسيار روشن و متعالى است. در اين سال نظام مقدس جمهورى اسلامى سى‏سالگى خود را تمام مى‏كند و سه دهه را پشت سر مى‏گذارد. در اين سه دهه، ملت ايران و مسئولين تلاشهاى بسيار باارزشى انجام دادند: در دفاع از كشور، در دفاع از استقلال و عزت ملى و در پيشرفتِ به سمت اعتلاى علمى و عملى. در طول اين سالهاى متمادى، ملت ايران بر آن بود كه عقب‏ماندگيهاى سالهاى طولانى گذشته‏ى پيش از انقلاب را جبران كند و موفقيتهاى بزرگى هم در اين راه به دست آورد. آنچه در طول اين سالهاى متمادى انجام گرفته است، در تاريخ ملت ايران كارهاى برجسته و إن شاء اللّه ماندگارى خواهد بود.

    شما نخبگان در اين پيشرفت‏ بايد سهم متناسب با نخبگى را ايفاء كنيد. همه‏ى ميدانها هم مشمول اين حرف است. بنده از آن آدم‏هاى خشكى كه بگويم حالا ما شعر مى‏خواهيم چه‏كار كنيم، هنر مى‏خواهيم چه‏كار كنيم، حالا فعلًا علم‏ را راه بيندازيم، نيستم. بااينكه علم‏ به نظر من در درجه‏ى اول اهميت قرار دارد در پيشرفت‏ كشور كه بارها هم به جوانهاى دانشجو و ديگران- اساتيد و غيره- گفته‏ام؛ در عين حال معتقدم همه چيز باهم؛ علم، دين، هنر، ذوق، صنعت، سازندگيهاى گوناگون، كشاورزى، خدمات، روابط خارجى؛ اين‏ها همه يك مجموعه است و بايد باهم پيش برود؛ هركدامى هم به نحوه‏اى پيش خواهد رفت.

    اين كشور به‏ناحق عقب‏مانده نگه داشته شد. ما امروز پيشرفتهاى‏ زيادى كرديم، اما اين پيشرفتها نسبت به آنچه كه شأن ملت ايران است و جايگاه ملت ايران است، كم است. ملت ايران يك روزى در قله‏ى علم‏ و اقتدار مادى و معنوى قرار داشته است به بركت اسلام. ما امروز اسلام را بازيابى كرده‏ايم؛ آغوشمان را به روى اسلام باز كرديم، اسلام را با نگاه متناسب با زمانه و با پيشرفت زمانه به دنيا عرضه كرديم. امروز تفكر سياسىِ اسلامى، تفكر اجتماعى اسلام، تفكر گرايش معنوى اسلام، تفكر اسلام در مورد روابط داخلى و درونى افراد جامعه باهم، مى‏تواند در دنيا مثل يك دستورالعمل، مثل يك سرمشق مطرح شود؛ نه اينكه اين حرف را ما بزنيم يا من اينجا بگويم؛ اين سخنى است كه امروز انديشمندان باانصاف دنيا همين حرف را مى‏زنند. اين را ملت ايران آسان هم به دست نياورده. شما شهيد داديد؛ ابركوه شهداى عزيزى دارد، فداكارانى دارد، پدر مادرهائى دارد كه فرزندان خودشان را فرستادند براى دفاع از اين انقلاب در دوران جوشش انقلاب؛ و براى دفاع از مرزهاى كشور در دوران دفاع مقدس. اين‏ها بوده است كه توانسته اين انقلاب را زنده نگه دارد، اين پرچم را بلند نگه دارد و امروز ملت ايران را عزيز كند.

    آن روز ما وقتى‏كه فكر امروز را بكنيم، امروز در خلأ باقى نمى‏مانيم. امروز در هر خانه‏اى، در هر مدرسه‏اى، در هر گوشه‏اى، به قول يكى از آقايان شايد در هر روستائى اگر برويم، از فناورى اطلاعات يك چيزى آنجا مشاهده مى‏كنيم. حوزه‏ى علميه‏ مى‏خواهد عقب بماند؟ سى سال آينده را به همين قياس كنيد؛ البته با يك شتاب بيشترى. يعنى شتاب علم در اين بيست سالى كه گذشت، يقيناً بمراتب كمتر خواهد بود از شتاب علم و پيشرفت‏ علم و فناورى در بيست سالى كه پيش روى ماست؛ در سى سالى كه پيش روى ماست.

    ما به موازات پيشرفتهاى‏ گوناگون علمى‏ و سياسى و افتخارات و عزت ملى كه بحمد اللَّه به بركت مواضع انقلاب، ملت ما به دست آورده- در سطح منطقه و در سطح جهانى- به احساس امنيت عمومى در جامعه نيازمنديم. يك ملت مثل يك فردى است كه موفقيت او، حسادتها را برمى‏انگيزد. آن كسى كه يك موفقيتى پيدا مى‏كند، ضمن اينكه خدا را شكر مى‏گويد، بايد مراقب حسادتها باشد. ملت هم همين‏جور است. كسانى هستند، بدخواهانى هستند كه علاوه‏ى بر مسئله‏ى حسادت، از پيشرفت‏ ملت ايران ناراحتند؛ براى خاطر اينكه منافعى كه براى خودشان در اين منطقه تعريف كردند، با پيشرفت ملتها- پيشرفتهاى علمى‏ و سياسى- سازگار نيست. خوب، اين‏جور عناصر، اين دشمنان، اين حسودان، اين بدخواهان و بددلان بيكار نمى‏مانند. و از جمله‏ى نقطه‏هاى آسيب براى هر كشور و ملتى، مسئله‏ى امنيت است؛ شما بايد خيلى بهوش باشيد. راه‏ها بحمد اللَّه كوبيده شده، هموار شده؛ مى‏توانيد پيش برويد.

    شما جوانهاى عزيز بدانيد وضعيت امروز كشور از لحاظ سياسى، از لحاظ علمى‏، از لحاظ اقتصادى، از لحاظ رشد انگيزه‏هاى انقلابى و اسلامى، از لحاظ آگاهى و روشن‏بينى جوانان با بيست سال پيش، خيلى تفاوت كرده؛ ما خيلى جلو رفته‏ايم. آنچه كه جلو چشم است و محسوس و قابل اندازه‏گيرى است، پيشرفتهاى‏ علمى‏ ماست كه يك نمونه‏اش همين مسئله‏ى هسته‏اى است و نمونه‏هاى فراوان ديگرى هم دارد. با اين پيشرفت‏، دشمنان ما البته مخالفند.
    امروز مسئله‏ى عمده‏ى سياست خارجى كشورى مثل امريكا شده است مسئله‏ى هسته‏اى ايران؛ چرا؟ براى خاطر اينكه اين، نشانه‏ى پيشرفت ملتى است كه آن‏ها نمى‏خواهند پيشرفت كند؛ نمى‏خواهند قدرت پيدا كند؛ نمى‏خواهند قدرت علمى پيدا كند؛ نمى‏خواهند قدرت روحى و اعتماد به نفس پيدا كند، تا بتوانند تسلط را برگردانند. به اين جهت، مخالفت مى‏كنند.

    آن چيزى كه ما از محيط دانشجوئى‏مان انتظار داريم، پيشرفت‏ علم‏، پيشرفت انديشه‏ى سياسى، عمق انديشه‏ى دينى و ايمان دينى، عمق معرفت دينى و روشن‏بينى دينى، دست يافتن به قلمروهاى جديد؛ هم در زمينه‏ى علم‏، هم در زمينه‏ى سياست، هم در زمينه‏ى معرفت دينى در محيط دانشجوئى است؛ البته به كمك راهنمايان هر بخشى. شما براى كار علمى‏ بايد استاد داشته باشيد، براى كار معرفت دينى بايد استاد داشته باشيد، براى كار سياست هم همين‏جور است. كار را شما مى‏كنيد؛ او راهنمائى مى‏كند. دانشگاه ما و محيط دانشجوئى ما بايستى در همه‏ى اين عرصه‏ها پيشرفتهاى‏ حقيقى و چشمگيرى كند و اين پيشرفتها را إن شاء اللَّه خواهد كرد.

    گرچه من مكرر در اين جلسه- در سالهاى گذشته و جلسات شبيه اين- گفته‏ام يك جنبه‏ى نمادينى در اين جلسه‏ى ساليانه‏ى ما هست؛ يعنى مى‏خواهيم كه اين ديدار مظهر احترام نظام به اساتيد و دانشگاهيان و محققان و پژوهشگران كشور باشد؛ ليكن هيچ نبايد تصور كرد كه اين جلسه جنبه‏ى نمايشى دارد؛ بلكه بعكس، برداشت و توقع اين است كه طرح موضوعات در اين جلسه بتواند مجموعه‏ى تصميم‏گيران نظام را- وزراى محترم، مسئولان گوناگون، خودِ ما كه اينجا هستيم- هدايت كند به آنچه كه شايسته‏ى كار علمى‏ و دانشگاهى و پيشرفت‏ در اين زمينه هست. اين كه عرض كرديم «مايلم بشنوم»، از اين جهت است. فرض بر اين است كه استاد محترمى كه اينجا بناست صحبت كنند، بررسى كرده‏اند و در مجموعه‏ى وضعيت كنونى علم و دانشگاه در كشور يك نكته‏ى قابل طرحى به ذهنشان رسيده و اينجا آن را مطرح مى‏كنند؛ اين را ما از اين جلسه توقع داريم. البته مطالب خوبى هم گفته شد.
    چرا ما اين اهتمام و اين انگيزش را در زمينه‏ى مسائل مربوط به دانشگاه و دانش و پژوهش به خرج مى‏دهيم؟ چون عقبيم؛ عقب نگه داشته شديم. و چون پيشرفت ما، عزت ما، هويت ملى و اسلامىِ ما وابسته به اين است كه در اين بخش كار جدى كنيم. اين علتش است. ما فرق داريم با فلان كشورى كه فرض بفرمائيد از يك تمدن كوتاه‏مدت برخوردار است. بعضى از كشورها در منطقه‏ى ما هستند كه همه‏ى موجوديت اين‏ها به عنوان يك كشور به صد سال نمى‏رسد؛ اصلًا چنين هويت جغرافيائى‏اى در صد سال گذشته به اين معنا و به اين نام وجود نداشته و بعضى از ملتها هم در همين منطقه‏ى ما هستند كه هيچ سابقه‏ى قابل ذكرى در تاريخ ندارند. در جاهاى ديگر دنيا هم هستند؛ در امريكاى لاتين، در اروپا و در جاهاى مختلف ديگر اين‏جور كشورهائى وجود دارند. اما كشور و ملت ما يك كشور ريشه‏دار است؛ ما در تاريخ، ريشه داريم؛ ما سابقه داريم؛ ما تازه نروئيديم؛ از گذشته‏ى خودمان هم مى‏توانيم تغذيه بشويم و بايد تغذيه مى‏شديم. اگر چنانچه با نواخت و آهنگ رشد علم بعد از اسلام تا قرنهاى پنجم و ششم و هفتم هجرى به اين كشور نگاه كنيد، اگر با آن نواخت ما پيش مى‏رفتيم، امروز در قله بوديم. با آن آهنگ و با آن نواخت پيش نرفتيم؛ چرا نرفتيم؟ خوب، جاى بررسى و تحليل دارد؛ حكومتها ناباب بودند، همتها كوتاه بود، بعد در دورانهاى دويست سيصد سال اخير عوامل خارجى تأثير گذاشته و بالاخره واقعيت اين است كه: ما با آن نواخت حركت نكرديم، بلكه به طرف حضيض هم رفتيم.

    امكاناتى كه جمهورى اسلامى توانسته است با قدرت، با ابتكار، با استفاده از خلاقيت خود و با جوشش درونى به وجود بياورد، چشمها را خيره كرده است. در زمينه‏هاى گوناگون علمى‏ و فناورى و پيشرفتهاى‏ گوناگون هم كه جاى خود دارد و روشن است، كه يك نمونه‏اش اين مسأله‏ى انرژى هسته‏اى است. اين‏ها همه در دوران تحريم و در دوران فشار، به دست ملت ايران آمد. يعنى تحريمها نه فقط اثرى نكرد، بلكه اثر عكس كرد؛ نيروهاى درونى را به فكر واداشت و به حركت وادار كرد.

    و هدف دوم، تذكر مجدد به مسئولان كشور- مسئولان دولتى، مسئولان بخشهاى گوناگون- هست كه بدانند اين خواست را بايد دنبال كنند. در سياستهاى كلان و سياستهاى اجرائى بايد پيشرفت‏ و رشد علمى‏ كشور، برنامه‏ى قطعى و حتمى به حساب بيايد و ملاحظه شود. اين دو هدف إن شاء اللَّه حاصل شده است.
    من فقط چند نكته را بيان مى‏كنم؛ خيلى از حرفهاى خوب را شما خودتان گفتيد. يك نكته كه تازه هم نيست، اين است كه: حركت علمى براى كشور ما يك ضرورت مضاعف است؛ يك نياز مضاعف و مؤكد است. نياز است؛ چرا؟ چون علم، عامل عزت و قدرت و امنيت يك ملت است- كه مختصراً توضيح خواهم داد- مضاعف و مؤكد است؛ چرا؟ چون به اين وظيفه، در طول صد سال از بهترين زمانها عمل نشده؛ از دوران اواسط قاجار كه نهضت علمى و نهضت صنعتى دنيا اوج گرفته و شكوفا شده بود- از اواسط نيمه‏ى دوم قرن نوزدهم- و علم در شكل استعمار خودش را نشان داده بود؛ غرب با دستيابى به ابزار علم، مشغول استعمار دنيا شده بود. از آن روز- تقريباً صد سال يا بيشتر- كه وقت بيدارى و هوشيارى ما بود، اين وظيفه‏ى بزرگ، وظيفه‏ى رشد دادن علمى كشور، به دلائل گوناگون تعطيل و متوقف شد. عمده دليل هم عبارت بود از: حاكميت استبداد، حاكميت طاغوتها، حاكميت سلاطين دست نشانده، ضعيف و زبون. ما وارث اين عقب‏ماندگى هستيم. لذا تلاش ما بايد مضاعف باشد. پس، يك نياز است و اين نياز مؤكد و مضاعف است.

    علم‏، پيشرفت‏ علمى و فراگيرى، نياز اول كشور ماست؛ البته همه‏ى علوم- حالا عرض خواهم كرد- و فقط هم علوم تجربى نيست. همه‏ى علوم بايد در جاى خود پيگيرى شود و كشور ما مى‏تواند. بنابراين، نتيجه‏ى نكته‏ى اول اين است كه شما كه مشتى از خرمن عظيم نخبگان كشور هستيد، مى‏توانيد در ايجاد قدرت ملى و در سازندگى و آينده‏ى كشور مؤثر باشيد.
    نكته‏ى دوم اين است كه كشور ما از لحاظ استعداد نخبه‏پرورى و دارا بودن نخبه‏ها، يك سطحِ بالاتر از متوسط را دارد. اين در محاسبات بايد بيايد. من يك‏وقتى در جمع مسئولان كشور در همين حسينيه- چند سال پيش از اين- گفتم سطح جغرافيائى كشور ما تقريباً يك صدم سطح آباد جغرافيائى دنياست، جمعيت كشور ما هم هفتاد ميليون است كه تقريباً يك صدم جمعيت بشر است. بنابراين، حق ما به طور متوسط از منابع زيرزمينىِ دنيا، مى‏شود يك‏صدم؛ اما ما مهم‏ترين منابع زيرزمينى را بيش از يك‏صدم داريم: فلزات اصلى، فولاد، مس، سرب و بسيارى از كانيهاى ديگر؛ همه سه درصد، دو درصد، چهار درصدِ ذخائر دنيا، در كشور ماست. نفت، كه وضعش معلوم است و ما دومين دارنده‏ى نفت در سطح منطقه‏ى نفت‏خيزِ خليج فارس و خاورميانه هستيم. گاز، ما دومين دارنده‏ى گاز در سطح دنيا هستيم. ببينيد چند برابرِ ميانگين سرانه‏ى افراد بشر، ملت ما و كشور ما داراى منابع طبيعى است.
    من حالا مى‏خواهم بگويم همين افزايشِ نسبت در مورد نيروى انسانى هم هست. يعنى كشور ما يك‏صدم نيروهاى انسانى نخبه‏ى دنيا را ندارد، بيشتر از يك‏صدم دارد. نمى‏توانم آمار بدهم؛ چون محاسبه نشده است. آن درصدهائى كه در مورد منابع طبيعى گفتيم، محاسبه شده است. اين را محاسبه نكرده‏ايم؛ إن شاء اللَّه اميدواريم در آينده به اين چيزها هم برسيم. اما قرائن اين را نشان مى‏دهد. چيزهائى كه از افرادِ دنياديده‏ىِ بررسى‏كرده‏ى دانشگاههاى دنيا ما شنيده‏ايم، همه همين را تأييد مى‏كند. من از افراد متعدد شنيده‏ام كه در بهترين دانشگاههاى دنيا، تعداد نخبگان ايرانى- وقتى ايرانيها آنجا هستند- به نسبت، دو برابر، سه برابرِ كشورهاى ديگر است. مرحوم دكتر چمران حقاً و انصافاً خودش يك نخبه علمى بود- حالا جنبه‏ى علمى او تحت الشعاع جنبه‏ى نظامى و مجاهدت و فداكارى و شهادت او قرار گرفته- و در بالاترين و پيشرفته‏ترين دانشگاههاى امريكا درس خوانده بود. او به من مى‏گفت در آن مركز، نخبه‏هائى از كشورهاى ديگر بودند؛ اما ايرانيها در اغلب بخشهاى دانشگاه و دانشگاههاى ديگر، تعدادشان بيشتر بود و برجستگى و نمود بيشترى داشتند. البته ايشان يك ناقل بود؛ ولى من از افراد متعدد اين را شنيده‏ام و گزارشهاى فراوان و متعدد و غير واحدى در اين زمينه دارم. خوب، پس ما در آينده از لحاظ نيروى انسانى دچار كمبود نخواهيم بود.

    نصيحت سوم هم اينكه، همتتان را بلند بگيريد. من چند بار تا حالا در جمع جوانها و نخبه‏ها اين را گفته‏ام. همت نبايد اين باشد كه ما فلان فناورى را كه ديگران ساخته‏اند و ما هميشه از آن‏ها مى‏خريديم و وارد مى‏كرديم، حالا فرض كنيد مى‏توانيم خودمان اينجا بسازيم. اينكه چيزى نيست. البته چيزى هست، كم اهميت نيست؛ اما آن چيزى نيست كه ما دنبالش هستيم. شما هدف را اين قرار بدهيد كه ملت و كشور شما در يك دوره‏اى، بتواند مرجع علمى‏ و فناورى در همه‏ى دنيا باشد. يك‏وقتى من در جمع جوانهاى نخبه گفتم: شما كارى كنيد كه در يك دوره‏اى- حالا اين دوره ممكن است پنجاه سال ديگر يا چهل سال ديگر باشد- هر دانشمندى اگر بخواهد به آخرين فراورده‏هاى علمى دست پيدا كند، ناچار باشد زبان فارسى را كه شما اثرتان را به زبان فارسى نوشته‏ايد، ياد بگيرد؛ همچنانى كه امروز شما براى دستيابى به فلان علم، مجبوريد فلان زبان را ياد بگيريد تا بتوانيد كتاب مرجع را پيدا كنيد و بخوانيد. شما كارى كنيد كه در آينده، كشور شما يك چنين وضعى پيدا كند؛ و مى‏توانيد. يك روز اين‏جور بوده است؛ كتابهاى دانشمندان ايرانى را به زبانهاى خودشان ترجمه مى‏كردند، يا آن زبان را فرامى‏گرفتند براى اينكه بتوانند بفهمند. اين هم بد نيست شما بدانيد كه كتاب «قانون» ابن سينا كه در پزشكى است، همين ده پانزده سال پيش- زمان رياست جمهورى من- به فارسى ترجمه شد! بنده دنبال كردم؛ افرادى را مأمور كردم، بعد هم شنيدم يك مترجم خوش‏قلمِ بسيار خوش ذوق كُرد، اين را به فارسى ترجمه كرده كه امروز ترجمه‏ى فارسى‏اش هست. تا آن وقت، قانون به زبان عربى نوشته شده بود- ابن سينا كتاب را به زبان عربى نوشته است- و به فارسى ترجمه نشده بود؛ درحالى‏كه چند صد سال قبل به زبان فرانسه ترجمه شده! يعنى آن‏ها كه اين كتاب را لازم داشتند، برده بودند و ترجمه كرده بودند. ببينيد، مرجعيت علمى اين است؛ مجبورند كتاب شما را ترجمه كنند يا زبان شما را ياد بگيرند. هدفتان را اين قرار بدهيد. همتتان را اين قرار بدهيد. همتتان را پيشرفت‏ در زمينه‏ى دانش و شكستن مرزهاى علم قرار بدهيد، كه البته در اين زمينه، من مطالب ديگرى هم دارم كه وقت تمام شده و ناچارم آخرين نكته را بگويم.

    خودتان را عالم كنيد. كشورتان و ملتتان را در قافله‏ى علم‏ جلو ببريد. ما در اين زمينه عقب‏ماندگى داريم. لعنت خدا بر آن كسانى كه در هنگام خود، اولويت علم و تحقيق را در اين كشور نفهميدند و كشور را عقب نگه داشتند؛ بعد هم ديگر آن همتهاى والا در اين كشور ديده نشد كه بتواند عقب‏ماندگى را جبران بكند. حالا انقلاب شد؛ انقلاب بكلى ورق را برگرداند و مسير را عوض كرد. ما مى‏توانيم اين عقب‏ماندگى را جبران كنيم. البته اگر بخواهيم عيناً همان خطى را كه ديگران رفتند دنبال بكنيم، دائماً و تا ابدالدهر از آن‏ها عقب خواهيم ماند. راههاى ميان‏بر وجود دارد. آفرينشِ الهى راههاى تودرتوى عجيب و غريبى دارد؛ آن‏ها را بايد كشف كرد. همه‏ى اين پيشرفتهاى‏ علمى، كشف راههاى ميان‏بر است. اين‏قدر راههاى ميان‏بر وجود دارد كه اگر شما آن‏ها را پيدا كرديد و كشف كرديد و پيش رفتيد، خواهيد توانست ناگهان خودتان را در آن منزل مقدم اين مسابقه بيابيد و پيدا كنيد. البته پيدا كردن راه ميان‏بر بدون داشتن مقدمات علمى، امكان‏پذير نيست. مقدمات علمى را بايد گذراند و مردم را بايد عالم و دانشمند كرد؛ منتها كار تحقيق را بايد جدى گرفت. پس مسأله‏ى نهضت علمى و جهش علمى، مهم است.

    از قول من نقل كرده‏اند كه من گفته‏ام: «اين سلول بنيادى يك حركت علمى‏ است»، واقعش همين است؛ همين‏طورى كه اين سلولهاى بنيادىِ شما، يك دامنه‏ى تمام‏نشدنى براى تحقيق دارند- كه هرچه شما تحقيق مى‏كنيد، پيش مى‏رويد، يك ميدان ديگرى باز مى‏شود كه مى‏بينيد مى‏توان آن را موضوع تحقيق قرار داد و پيش رفت و به مرزهاى جديدترى رسيد- رويان هم همين‏جور است؛ اين مجموعه‏ى شما هرچه كار كند، پيش برود، باز قابليت پيشرفت‏ دارد و يكايك محققان، پژوهشگران معتقد به علم و باايمان- كه در اين مجموعه يا هر مجموعه‏ى ديگرى از اين قبيل هستند- همين حكم را دارند؛ يعنى توانائى اين‏ها تمام‏نشدنى است.

    همه‏ى انسانها توانائى دانش‏پژوهى و دانشمندى را دارند. استعدادها البته مختلف است، لكن هيچ كشورى نيست كه در آن انسانها توانائى اين را نداشته باشند كه در اين دامنه‏ى وسيع و عظيمِ علم‏ بالقوه و بالاستعداد، يك جايگاهى براى خودشان پيدا كنند و يك نقشى در آن ايفا كنند. اگر كشورى كه سابقه‏ى او، تاريخ او، تجربه‏ى او، نشان مى‏دهد كه توانائى استعداد او، توانائى بالائى است و از متوسط بالاتر است- كه كشور ما قطعاً از اين قبيل است- اين بايستى در ايجاد علم، در توسعه‏ى علم، در پيشرفت‏ علم نقش ايفا كند و اگر توانست اين نقش را ايفا كند، آن‏وقت اين عقب‏ماندگى، اين تبعيض و بى‏عدالتى در همه‏ى زمينه‏هاى سياسى و اجتماعى و اقتصادى از بين خواهد رفت و خواهد شد داراى سهم برابر در مقابل كشورهاى ديگر و در مقابل قدرتهائى كه امروز وجود دارند. آن‏وقت مى‏تواند خودش را اداره كند، روى پاى خودش بايستد؛ يك چيزى بدهد، يك چيزى بگيرد؛ اما امروز اين‏جور نيست.

    و من اصرارم بر اين است كه هر وقت ما براى پيشرفت‏ علم‏ كار مى‏كنيم، اين را فراموش نكنيد كه علم و دين توأمانند. علم مجرد از دين و دور از دين و لو در گام اول در كوتاه‏مدت يك كشورى را به يك نقطه‏اى از افتخار هم برساند، اما در بلندمدت براى بشريت زيانبار است؛ كمااينكه داريد مى‏بينيد كه زيانبار است.
    علمى كه از دين جدا شد و خودش را متعهد به دين ندانست، نتيجه‏اش همين مى‏شود كه امروز در دنيا رائج است؛ علم وسيله‏ى زورگوئى است، وسيله‏ى استثمار است، وسيله‏ى تخريب حرث و نسل است و محصول علم، بمب اتم است از يك طرف؛ از طرف ديگر، محصول علم، اين مواد مخدر كذائى است؛ محصول علم، روى كار آمدن سياستمدارانِ دور از همه‏ى احساسات انسانى است در خيلى از كشورهاى دنيا. علم را بايد با دين همراه دانست. علم را براى خدا و در راه خدا بايد تحصيل كرد و به كار گرفت. اين، جزو تعاليمِ اوليه‏ى ما بايد باشد؛ در همه جا.
    و توفيقات اين علم هم بيشتر است؛ اين را به شما عرض بكنم. نگويند اگر علم را مقدس كرديم و با دين همراه كرديم و مؤمن‏كارى درآورديم، ديگر پيشرفت نمى‏كند؛ نخير، الآن همين خود جهاد دانشگاهى شما، همين مجموعه كارهاى شما- كه به وسيله‏ى عناصر مؤمن اين همه كار بزرگ انجام گرفته- نشان‏دهنده‏ى اين است كه علم وقتى با ايمان همراه باشد، توفيقاتش هم بيشتر خواهد بود.

    اين هويت جديدى كه امام بزرگوار ما به وجود آورد، با ناباورى همه‏ى دنيا مواجه شد. آن روزى كه در مقابل جنگ تحميلى توانست دوام بياورد و پيروزى را به نام خود ثبت كند، يك‏بار ديگر دنيا را متعجب كرد؛ آن روزى كه توانست با پيشرفت‏ علمى‏ خود در مسئله‏ى هسته‏اى و مسائل ديگر علمى، توانائيهاى خود را اثبات كند، يك‏بار ديگر چشمهاى افراد صاحب‏نظر را متعجب و خيره‏ى به خود كرد. من عرض مى‏كنم راه طولانى‏اى در پيش داريد و در اين راه طولانى، موفقيتهاى بى‏شمارى در انتظار شماست. آنچه كه تا كنون ملت ايران از موفقيتها به دست آورده است، در مقابل آنچه كه به بركت ايستادگى و روشن‏بينى و آگاهى، در آينده إن شاء اللَّه به دست خواهد آورد، چيزى محسوب نمى‏شود. آينده‏ى ملت ايران از گذشته‏ى او بمراتب بهتر خواهد بود.امروز دستگاه امپراطورى خبرى و رسانه‏اى دشمن، سعى مى‏كند تصوير مخدوش و غلطى را از ملت ايران و جمهورى اسلامى منعكس كند؛ اما تصوير واقعى اين است: ملت ايران در برابر همه‏ى تهديدها و چالشهائى كه در اين بيست و هشت سال با آن مواجه بود، پيروز شد؛ ملت ايران در مقابل همه‏ى فشارهاى گوناگونى كه آوردند، توانست اصول خود و جهت‏گيرى‏هاى خود را حفظ كند؛ ملت ايران بر اثر صبر و پايمردى خود توانست هم در بخش علمى و آنچه مربوط به پيشرفتهاى علم و فناورى است، هم در بخشهاى مديريت اجتماعى و سياسى كشور و هم در وجهه‏ى عزت بين‏المللى، رتبه‏ى خود را به رتبه‏هاى بسيار بالا برساند و بالاخره ملت ايران توانست براى ملتهاى مسلمان منطقه الگو بشود. ملتها از ايستادگى ملت ايران، احساس عظمت مى‏كنند؛ احساس عزت مى‏كنند؛ عزت ملت ايران را عزت خودشان مى‏دانند. اين، آن هويتى است كه انقلاب اسلامى با پايمردى اين مرد بزرگ و با همت ملت ايران به وجود آورده است.
    ما وظائف سنگينى داريم كه بايد اين وظائف را انجام بدهيم. دولتمردان وظائف سنگينى دارند كه بايد انجام بدهند. ملت حق دارد اولين چيزى را كه از مسئولان انتظار دارد و توقع مى‏برد، ملاحظه‏ى عدالت باشد. براى تأمين عدالت كه بسيار هم دشوار است، بايد همه كار كنند؛ همه تلاش كنند. من اول سال گفتم: مسئله‏ى اقتصادى يك مسئله‏ى مهم كشور است. مسئله‏ى جنگ روانى دشمن يك مسئله‏ى مهم ديگر است. مسئله‏ى پيشرفت علمى هم مسئله‏ى سومى است كه براى ملت ما بسيار مهم است.

    آن چيزى كه هميشه من آرزو داشتم، از خدا مى‏خواستم و براى آن تلاش مى‏كردم، در بيانات شما جوانان عزيز بسيجى به‏طور مجسم مشاهده كردم و آن عبارتست از: وجود يك ذهنيت شفاف و روشن، يك درك متعالى از مسائل كشور و مسائل جهان، اهميت بسيج و اهميت حضور جوان در محيط علمى‏ و در محيط سياسى. نقطه‏نظرهايى كه من هميشه تلاش مى‏كردم كه جامعه‏ى جوانِ مؤمن و انقلابىِ ما، به آن‏ها توجه كنند و در آن‏ها پيشرفت‏ كنند، در بيانات عزيزانى كه صحبت كردند، فى‏الجمله مشاهده كردم. مطمئنم اگر تعداد بيشترى هم صحبت مى‏كردند، اين باور و اين احساس بيشتر مى‏شد.

    من اول سال در مشهد گفتم؛ دشمن طبق نقشه‏هاى خود، سه هدف را دنبال مى‏كند. اول: عقب نگه داشتن كشور از لحاظ اقتصادى؛ براى اينكه دولت را- كه دولتى مكتبى و وفادار و هوادار ارزشهاى اسلامى است- ناكارآمد و نالايق و بى‏كفايت جلوه بدهند؛ لذا وضع اقتصادى براى اين منظور، طبق نقشه‏هاى دشمن بايد عقب بماند. دوم: عقب نگه داشتن علمى‏؛ براى اينكه آينده‏ى كشور، جز با نردبانِ علم، ترقى و پيشرفت‏ نخواهد كرد. ملت ايران چاره‏اى جز اين ندارد كه از لحاظ علمى بنيه‏اش را تقويت كند و در علم پيش برود؛ استعدادش را هم خدا داده است. سوم: بر هم زدن اتحاد و انسجامى كه بين ملت ايران- يا بين ملت ايران و ملت‏هاى مسلمان- وجود دارد؛ كه آن وقت شعار «اتحاد ملى و انسجام اسلامى» را مطرح كرديم.
    شما از لحاظ كمك به كارآمدى دولت، در همه‏ى اين سه قسمت مى‏توانيد فعال باشيد. لازم نيست من در اينجا فرمولش را بگويم- كه بعضى دوستان گفتند يك‏جانبه است يا دوجانبه است- برويد فرمولش را پيدا كنيد. شما بسيج هستيد؛ اگر سازماندهى شما، كارآمدى لازم را داشته باشد- كه بايد داشته باشد- و اگر وزرائى كه عضو دولتند، با شما همكارى كنند- كه يقيناً مى‏كنند؛ چون هم آقاى زاهدى، هم آقاى لنكرانى خودشان بسيجيند- بايد راهش را پيدا كنيد. ببينيد چطور مى‏شود از دولت و كشور و از اين خيل عظيمِ جوان مؤمن و حاضر در ميدان و داراى استعداد، در پيشرفتهاى گوناگون كشور استفاده كنيد؛ چه در پيشرفتها و تحركات علمى، چه در كارهاى جهادى و چه در كارهاى اقتصادى.

    اين جلسه، به جهات متعددى يكى از شيرين‏ترين و جذاب‏ترين جلسات براى بنده است. اولًا به جهت حضور مجموعه‏ى عالمان و دانشمندان اين شهر و استانى كه از ديرباز به علم‏پرورى‏ و عالم‏پرورى و محقق‏پرورى معروف بوده است؛ ثانياً به خاطر سوابق خاطره‏انگيزى كه بنده با اين مجموعه‏ى دانشگاهى دارم- با بعضى از عزيزانى كه در اين جلسه حضور دارند، دوستى‏ها و رفاقت‏هاى نزديك و همكارى‏هاى بسيار صميمانه؛ با آقاى دكتر فرهودى هم‏زندانى؛ و با مجموعه‏هايى از جمع علمى اين دانشگاه، جلسات فراوان و ديدارهاى پرهيجان در دوران‏هاى دشوار داشته‏ايم- براى من خاطره‏هاى زيادى را زنده مى‏كند؛ ثالثاً از اين جهت كه مشاهده مى‏كنم جوانان ما در عرصه‏ى علم پيشرفت‏هايى‏ كرده‏اند كه امروز دانشگاه ما به بركت استادىِ آن جوانان، مى‏تواند پرچم افتخار را بر دوش بگيرد. خيلى از دانشجويان و جوانانى كه در آن دوران اختناق و تاريكى و فشار، در لابلاى مشكلات فراوان درس مى‏خواندند، امروز بحمد اللَّه جزو اساتيد، جزو پرچم‏داران علم، جزو نوآوران عرصه‏ى علم محسوب مى‏شوند؛ بعضى‏شان در همين جمع شما هستند، بعضى‏شان هم در تهران و جاهاى ديگر هستند. اين هم بخش ديگرى است كه براى من اين اجتماع را گرامى و عزيز مى‏كند.

    يك مسئله، مسأله‏ى نقشه‏ى حركت علمى‏ كشور است كه من اين را در سال گذشته مطرح كردم. البته توقع نمى‏كنم كه اين كار را دانشگاه فردوسى انجام بدهد، اما توقع مى‏كنم كه دانشگاه استخوان‏دارِ ريشه‏دارِ فردوسى در اين كار سهيم بشود؛ روى اين فكر كنيد. ما براى پيشرفت‏ علم در كشور، به نقشه‏ى كلى علمى احتياج داريم. در باره‏ى چه چيزى مى‏خواهيم تحقيق كنيم؟ چه چيزى را مى‏خواهيم فرابگيريم؟ چگونه اين اجزاء علمى پراكنده، به هم متصل مى‏شوند؟ در كجا از اتصال اين‏ها، مى‏شود براى آينده‏ى كشور و حركت كشور بهره برد؟ اين‏ها جز با يك نقشه‏ى علمى، براى كشور امكان‏پذير نيست. البته نقشه‏ى علمى، نقشه‏ى دائمى نيست؛ مدت‏دار و زمان‏دار است. ممكن است در اين برهه نقشه‏ى علمى يك چيز باشد، ده سال ديگر نقشه‏ى علمى بكلى تغيير كند و چيز ديگرى باشد؛ ليكن اين نقشه‏ى علمى لازم است. در اين زمينه انتظار دارم دانشگاه شما- چه دانشگاه پزشكى، چه دانشگاه فردوسى- كمك كنند تا اين كار در بين اساتيد و در بين محققين و در بين دانشمندان و علماى دانشگاهى ما، تبديل به يك مطالبه‏ى عمومى بشود. اين هم يك مسئله است.

    بعد از انقلاب هم تا كنون، ما هم در زمينه‏ى علمى‏، هم در زمينه‏ى اجتماعى، هم در زمينه‏ى سياسى، هم در زمينه‏ى بين‏المللى، هم در زمينه‏هاى اقتصادى و عمرانى پيشرفتهايى‏ كه كرده‏ايم، بهت‏آور است. جوان امروز ما، دانشجوى امروز ما كه شما هستيد، نسخه‏ى گذشته را جلوى چشم نداريد تا مقايسه كنيد كه امروز چه است و آن روز چه بود. شما امروز كشورتان را با يك كشور پيشرفته‏اى‏ كه مثلًا دويست سال سابقه‏ى تحرك علمى‏ و پيشرفت‏ علمى‏ و تحقيق دارد نگاه مى‏كنيد، مى‏بينيد كمبود دارد، مى‏گوئيد كمبود است. درست هم هست، بله؛ اما اين مقايسه، مقايسه‏ى علمى‏اى‏ نيست. كشور را بايد با آنچه كه بود، مقايسه كرد؛ كشور را بايد با كشورهاى مشابه و هم‏جوار مقايسه كرد. امروز در آمارهاى جهانى، رشد علمى‏ ايران در درجه‏ى اول يا در درجات اول در همه‏ى دنياست. البته با همين سرعت، هنوز خيلى عقبيم؛ اما كارهايى كه شده، در همه‏ى زمينه‏ها پيشرفت‏ بوده است. حالا نمونه‏هايش را شما در محيط دانشجوئى خودتان نگاه كنيد. جمعيت كشور ايران از بعد از انقلاب دو برابر شده؛ جمعيت دانشجو ده برابر شده و تعداد دانشگاهها و رشته‏ها و پيشرفتها هم شايد بيش از ده برابر شده. يك روزى ساده‏ترين وسيله را ما بايستى از ديگران گدائى مى‏كرديم؛ اما امروز پيچيده‏ترين فناورى‏ها را كشور ما مى‏تواند خودش درست كند. اين پيشرفتها محيرالعقول است؛ شگفت‏آور است؛ اين را ديگران هم تصديق دارند

    من مى‏خواهم بگويم مجموعه‏ى دانشگاهى كشور ما، مجموعه‏ى نخبگان كشور ما- هم حوزه و دانشگاه- يكى از بزرگترين كارهاشان بايد اين باشد كه نقشه‏ى جامع پيشرفت‏ كشور را بر اساس مبانى اسلام تنظيم كنند؛ دل به الگوى غربى و مدلسازى‏هاى غربى نسپرند. او نمى‏تواند كشور را نجات بدهد؛ او نمى‏تواند پيشرفت‏ كشور ما را تنظيم كند. كسانى كه در مراكز برنامه‏ريزى يا در مراكز علمى‏ و تحقيقى هستند و راجع به اقتصاد، راجع به سياست، راجع به سياست بين‏المللى و راجع به مسائل حياتى ديگر كشور كار و فكر مى‏كنند، دنبال اين نباشند كه فرمولهاى غربى را؛ فرمولهاى اقتصادى غرب، فرمولهاى بانك جهانى يا صندوق بين‏المللى پول را با مسائل كشور تطبيق كنند؛ نه، آن نظريه‏ها، نظريه‏هاى مفيد براى ما نيست. البته از عِلمشان‏ استفاده مى‏كنيم؛ ما تعصب نداريم. هرجا پيشرفت‏ علمى‏، تجربه‏ى علمى باشد، استفاده مى‏كنيم. از مصالح استفاده مى‏كنيم؛ اما نقشه را برطبق فكر خودمان، برطبق نياز خودمان بايستى بريزيم.
    امروز استقلال ملت ما يك نمونه‏ى مثل زدنى در همه‏ى دنيا شده است. ما بايستى اين استقلال را در همه چيز از خودمان نشان بدهيم. استقلال يعنى در مقابل حركت قدرتمندان عالم، حالت انفعال به خود نگيريم. آنچه كه منفعت ماست، آنچه كه مصلحت ماست، آنچه كه با هدفهاى ما و آرمان‏هاى ما منطبق است، آن را دنبال كنيم؛ زير فشار تبليغات دشمن و كار سياسى دشمن قرار نگيريم. و ملت ما نشان داده كه اين قدرت را دارد كه در مقابل فشارها مقاومت كند. يك دوره‏اى شرق و غرب عالم، دست به دست هم دادند و اين ملت را زير فشار يك جنگ سنگين و سخت هشت‏ساله قرار دادند، ولى ملت با كمال قدرت تحمل كرد. بعد از آن تا امروز، زير فشارهاى تبليغاتى، زير فشار تحريم اقتصادى قرار داشتيم. حالا تازه ما را به تحريم اقتصادى تهديد مى‏كنند! كِى بوده است كه ما تحريم اقتصادى نداشته باشيم؟ ما همين پيشرفتهاى علمى در زمينه‏ى هسته‏اى و غير اين‏ها را در حال و هواى تحريم اقتصادى به دست آورديم. اين را غربى‏ها هم مى‏دانند؛ مى‏فهمند. البته در داخل متأسفانه، عده‏اى هستند كه به قدرى مجذوب و فريفته‏ى حرف غرب و تفكر غرب و مبانى غربند كه حاضر نيستند بشنوند و قبول كنند؛ حتّى آنچه را هم كه پيشرفت علمى در كشور به وجود آورده است، تا ديگران تصديق نكنند، اين‏ها قبول نمى‏كنند!

    اما من مى‏خواهم عرض كنم كه قضاياى ديگر ما و چالشهاى فراوان ظريف ديگرى كه داشتيم، كمتر از دوران دفاع مقدس نيست. ملت ايران پرچم حاكميتِ معنويت و دين را بر زندگى بشرى برافراشته و در دست گرفته. اين، خيلى مهم است. درست است كه امروز انسانها در همه نقاط دنيا تقريباً، بخصوص در همين كشورهاى غربى و مادى، از ماديت دل‏زده شده‏اند؛ دلشان براى يك معنويتى- كه درست هم آن معنويت را نمى‏شناسند- پر مى‏زند و جوانها سردرگم دنبال چيزى وراى اين ظواهر مادى و اين لذات مادى هستند كه براى آن‏ها عادى شده؛ دنبال معنويتند؛ اما قدرتهاى اداره‏كننده‏ى عالم، مديريتهاى اقتصادى دنيا؛ يعنى همين غارتگران، چپاولگران، يعنى همين كه شما به آن استكبار جهانى مى‏گوئيد، نمى‏گذارند ملتها به سمت معنويت راه پيدا كنند. شوق هست؛ اما مانع هم هست. در يك چنين دنيائى، جمهورى اسلامى؛ يعنى يك ملت، يك كشور بزرگ در يك نقطه‏ى حساس با اين همه جوان، با اين ثروتهاى مادى و معنوى كه درس هست و همه هم مى‏دانند، پرچم معنويت را در دست گرفته، مى‏گويد من مى‏خواهم انسانها را در سايه معنويت به سعادت، به خوشبختى، به رفاه، به امنيت، به پيشرفت‏ علمى‏ و به استقلال برسانم؛ و ثابت كرده كه اين، شدنى است. اين يك هماوردطلبى بزرگ نسبت به استكبار جهانى است و فلسفه‏هاى آن‏ها را باطل مى‏كند؛ روشهاى آن‏ها را يكسره زير سؤال مى‏برد.
    اگر اين ملت بتواند خودش را به قله‏هاى پيشرفت و علم و ترقى برساند، يك دروازه‏ى عظيمى جلوى راه ملتها براى رفتن به سمت معنويت باز مى‏شود. لذا كارشكنى مى‏كنند؛ مخالفت مى‏كنند؛ تبليغات سوء مى‏كنند؛ تحقير مى‏كنند؛ از فشارهاى سياسى و اقتصادى استفاده مى‏كنند، براى اينكه اين ملت نتواند به اين مقصود برسد؛ اما عزم ما و عزم اين ملت، عزم راسخى است و راه را ادامه مى‏دهد؛ اينجاست كه نقش نيروى جوان خودش را نشان مى‏دهد.

    من دو سه سال پيش به جوانها- ظاهراً در جمع شما بود يا يك جمع ديگرى- گفتم من به جوانها مى‏گويم: تحصيل، تهذيب، ورزش. تحصيل كنيد؛ يعنى نيروى خرد، فكر، مغز، علم در شما تقويت شود. الحمد للَّه گزارشى كه من دارم، اين است كه بچه‏هاى انجمن اسلامى دانش‏آموزى در دبيرستان‏هائى كه حضور دارند، معمولًا درسشان هم بهتر از درس همكلاسى‏ها و هم‏دوره‏اى‏هايشان هست- حالا ممكن است همه جا اين‏جور نباشد- اين، خيلى چيز خوبى است، بايد اين‏طور باشد. از لحاظ علمى‏ خودتان را تقويت كنيد، پيش ببريد؛ نه فقط براى اينكه حرف شما در ديگرى اثر كند، براى اينكه شما مى‏خواهيد يك ستونى باشيد كه اين بناى عظيم، اين كاخ مجلل- كاخ مدنيت و پيشرفت‏ ملت ايران- بر روى اين ستونها بر سرِپا بايستد و بنا شود.

    در طول اين سالها و از بيست و پنج سال پيش به اين‏طرف، از همان زمانى كه بنده مسئوليت رياست جمهورى داشتم و در شوراى عالى انقلاب فرهنگى مشغول خدمت بودم و از نزديك شاهد جريانات بودم، يكى از آماج‏هاى توطئه‏هاى دشمن، جامعه‏ى معلمين بودند. من اول امسال عرض كردم كه دشمن، سه هدفِ عقب‏ماندگى علمى‏، عقب‏ماندگى اقتصادى و شكستن يكپارچگى ملى را بجد تعقيب مى‏كند؛ دلار خرج مى‏كند؛ مزدور مى‏گيرد و ورزيده‏ترين كارشناسهاى سرويس‏هاى امنيتى را به كار مى‏اندازد تا اين سه كار در كشور انجام بگيرد؛ يعنى از لحاظ اقتصادى عقب بمانيم و شكست بخوريم؛ از لحاظ علمى‏، پيشرفتى‏ را كه شروع شد است متوقف كنيم؛ از لحاظ يكپارچگى ملى هم اين وحدتى را كه وجود دارد بشكنيم و به جان هم بيفتيم. دشمن دارد اين سه هدف را دنبال مى‏كند. در دو بخش از اين سه هدف، يكى از آماج‏هاى مهم، معلمينند؛ هم در بخش پيشرفت‏ علمى، هم در بخش وحدت اجتماعى. البته امروز اوج فعاليتهاى دشمن است؛ اما از همين بيست سال، بيست و پنج سال قبل هم اين توطئه‏ها وجود داشته است كه بنده از نزديك شاهدش بوده‏ام. در مقابل اين موج توطئه و فشار توطئه، جامعه‏ى معلمين مثل كوه ايستاده‏اند. اين كه عرض مى‏كنم جامعه‏ى معلمين ما پاكيزه‏اند، يك شاهد بزرگش همين است. خيلى سعى كردند و تلاش كردند از طريق معلمين يك اختلاف و دلخورى بزرگى بين آحاد مردم به وجود بياورند، اما نتوانستند؛ بازهم نمى‏توانند و بازهم معلمين ايستاده‏اند.

    امروز دنياى اسلامى بايد براى عزت خود تلاش كند؛ براى استقلال خود تلاش كند؛ براى پيشرفت‏ علمى‏ و قدرت معنوى خود، يعنى تمسك به دين و توكل به خدا و يقين به كمك خدا تلاش كند. و «عداتك لعبادك منجزة». اين وعده‏ى الهى است؛ وعده‏ى منجّز الهى است كه «و لينصرنّ اللَّه من ينصره». با اعتماد به اين وعده، وارد ميدان تحرك و عمل بشوند. اين عمل، فقط تفنگ دست گرفتن نيست؛ اين عمل، عمل فكرى است، عمل عقلانى است، عمل علمى است، عمل اجتماعى است، عمل سياسى است؛ همه براى خدا و همه در راه اتحاد دنياى اسلام. از اين، هم ملتها منتفع مى‏شوند، هم دولتهاى اسلامى. دولتهاى اسلامى اگر متصل به درياى بيكران امت اسلامى باشند، قوى‏تر خواهند شد، تا متكى باشند به سفير امريكا و فلان سياستمدار امريكايى؛ اين، براى آن‏ها قدرت نمى‏آورد. اما اگر دولتهاى اسلامى به دنياى اسلام، به امت اسلامى و به اين درياى عظيم و خروشان متصل شوند؛ به هم نزديك شوند، چرا استكبار بتواند يك دولت اسلامى را هدف قرار بدهد و او را از ديگران جدا كند؛ به حساب او برسد، بعد برود سراغ يك دولتِ ديگر؟ همه بايد به اين مسئله توجه كنند. دولتهاى اسلامى، متحد و منسجم باشند و بدانند كه مى‏توانند.

    درعين‏حال كه سالهاى متمادى قدرتهاى وابسته، قدرتهاى فاسد، قدرتهاى بى‏كفايت و پادشاهان ظالم چنين وضعى را براى ملت ما به وجود آوردند، بمجرد اينكه به وسيله‏ى انقلاب اسلامى دروازه‏ى ورود به اين جاده براى ملت ما باز شد و ملت ما وارد ميدان رقابتهاى جهانى و مسابقات جهانى شد، پيشرفتهاى‏ بزرگى به دست آورد. ملت ما، هم در زمينه‏هاى علمى‏، هم در زمينه‏هاى سياسى، امروز در جهان يك ملتِ داراى نشان و شناخته‏شده است؛ يك چهره است در ميان ملتها. در زمينه‏هاى علمى‏، ما به نسبت اين زمان پيشرفته‏ هستيم. البته عقب‏ماندگى‏هاى دويست‏ساله را در ظرف بيست سال و سى سال نمى‏شود جبران كرد؛ اما در اين بيست و چند سال، ما با سرعت بسيار بيشترى نسبت به همين مدت زمانى جلو رفته‏ايم. امروز شما نگاه كنيد؛ جوانان ما در زمينه‏ى انرژى هسته‏اى، در زمينه‏ى سلولهاى بنيادى، در زمينه‏ى ضايعات نخاعى و در ده‏ها زمينه‏ى ديگر- كه اگر ملت ما از آن‏ها به‏روشنى آگاه بشوند، شادمان خواهند شد- پيشرفت‏ داشته‏اند. برجستگان علمى‏ كشور ما امروز توانسته‏اند در دنيا بدرخشند و تحسين جهانيان را جلب كنند.

    من برنامه‏هاى استكبار جهانى عليه ملت ايران را در سه جمله خلاصه مى‏كنم: اول، جنگ روانى؛ دوم، جنگ اقتصادى؛ و سوم، مقابله با پيشرفت‏ و اقتدار علمى‏. دشمنى‏هاى استكبار با ملت ما در اين سه قلم عمده خلاصه مى‏شود. البته اين‏ها را بايد دستگاه‏هاى تبليغاتى و رسانه‏ها و شخصيت‏هاى سياسى بيشتر براى مردم توضيح بدهند. من اجمالًا سرفصل و خلاصه‏اى از مطالب را به شما عرض مى‏كنم.

    جنگ اقتصادى هم يكى ديگر است. مى‏خواهند ملت ايران را از لحاظ مسائل اقتصادى در تنگنا قرار دهند. من عرض مى‏كنم ميدان براى تحرك اقتصادى ملت ايران باز است. با سياستهاى اصل 44 كه ابلاغ شد و دولت هم مجدانه دنبال اين است كه اين‏ها را تحقق ببخشد و بايد هم دنبال كند، ميدان كار اقتصادى باز است؛ نه فقط براى افرادى كه ثروتمندند، حتّى براى آحاد مردم. سال 86 و شايد تا يكى دو سال بعد رويكرد دولت و رويكرد فعالان كشور بايد رويكرد اقتصادى باشد. ما مى‏توانيم اقتصاد خودمان را شكوفا كنيم. تهديد مى‏كنند كه تحريم مى‏كنيم. تحريم نمى‏تواند به ما ضربه‏اى بزند. مگر تا حالا تحريم نكرده‏اند؟ ما در حال تحريم به انرژى هسته‏اى رسيده‏ايم؛ ما در حال تحريم به پيشرفتهاى‏ علمى‏ رسيده‏ايم؛ ما در حال تحريم به اين سازندگى‏هاى وسيع در كشور رسيده‏ايم. تحريم در شرائطى حتّى ممكن است به نفع ما تمام شود؛ از اين جهت كه همت ما را براى تلاش و فعاليت بيشتر كند. رويكرد كشور در سالى كه امروز اول آن است، و حتّى يكى دو سال بعد، بايد رويكرد اقتصادى باشد. از سياستهاى اصل 44 همه بايد استفاده كنند. كسانى كه توانايى سرمايه‏گذارى دارند، حتّى افرادى كه مى‏توانند سرمايه‏گذارى را با اجتماع و شركت انجام دهند، اين‏ها راه دارد. آحاد مردم و صنوف مختلف مردم مى‏توانند سرمايه‏گذارى كنند؛ مى‏توانند در اين راه با يكديگر شريك شوند و سهيم باشند. علاوه بر سهام عدالتى كه تقريباً ده ميليون نفر را شامل مى‏شود- كه مال دو دهك پائين جامعه است- بقيه‏ى آحاد مردم هم مى‏توانند از اين سياستها استفاده كنند؛ راه دارد. مسئولين دولتى بايد راه‏هاى مشاركت مردم را در فعاليتهاى اقتصادى به آن‏ها بگويند. اين سياستها به معناى توليد ثروت عمومى براى جامعه است. توليد ثروت از نظر اسلامى بى‏مانع است. توليد ثروت با غارت ثروت ديگران فرق دارد. يك‏وقت كسى به اموال عمومى دست‏درازى مى‏كند، يك‏وقت كسى بى‏قانون و بدون پيروى از قانون به دستاوردهاى مادى مى‏رسد؛ اين‏ها ممنوع است؛ اما از طريق قانونى، توليد ثروت از نظر شارع مقدس و از نظر اسلام، مطلوب و مستحسن است. ثروت را توليد كنند، منتها در كنارش اسراف نباشد. اسلام به ما مى‏گويد ثروت توليد كنيد، اما اسراف نكنيد. مصرف‏گرايى افراطى مورد قبول اسلام نيست. آنچه كه از توليد ثروت به دست مى‏آوريد، باز همان را وسيله‏اى براى توليد ثروت ديگر بكنيد. مال را نه به صورت راكد و نازا در بياوريد- كه در اسلام اسمش كنز كردن است- نه به صورت ولخرجى و ولنگارى در مصرف مال، آن را صرف در چيزهاى غير لازم زندگى كنيد؛ اما با توجه به اين‏ها، ثروت را براى خودتان توليد كنيد. ثروت آحاد مردم، ثروت عموم كشور است؛ همه از آن سود مى‏برند. روح اصل 44 و سياستهاى اصل 44 اين است. طورى بشود كه منابع درآمدى آحاد مردم، بخصوص طبقات ضعيف، متنوع شود؛ مردم بتوانند گشايشى پيدا كنند؛ اين يك گام بلند در راه رفاه عمومى است.
    در مورد مقابله‏ى با پيشرفت علمى هم يك نمونه‏ى مهمش همين مسئله‏ى انرژى هسته‏اى است. در گفته‏ها، در گفتگوهاى سياسى و غيره مى‏گويند دولتهاى غربى با دارا بودن قدرت هسته‏اى در ايران موافق نيستند؛ خب نباشند. مگر ما براى به دست آوردن قدرت هسته‏اى از كسى اجازه خواستيم؟ مگر ملت ايران با اجازه‏ى ديگران وارد اين ميدان شده است كه بگويند ما موافق نيستيم؟ خب موافق نباشيد. ملت ايران موافق است و مايل است اين انرژى را داشته باشد. من سال گذشته هم در اجتماع روز اول فروردين در اينجا گفتم كه انرژى هسته‏اى براى كشور ما يك ضرورت است، يك نياز بلندمدت است. امروز اگر مسئولين كشور در به دست آوردن انرژى هسته‏اى كوتاهى كنند، نسلهاى بعد آن‏ها را مؤاخذه خواهند كرد. ملت ايران و كشور ايران به انرژى هسته‏اى و اين توانايى براى زندگى- نه براى سلاح- احتياج دارد. عده‏اى مى‏نشينند همان حرف دشمن را تكرار مى‏كنند كه: آقا! چه لزومى دارد؟ چه لزومى دارد؟ آينده‏ى كشور را به خطر انداختن، نياز فرداهاى كشور را بكلى نديده گرفتن، اين اشكالى ندارد؟ آيا مسئولين كشور حق دارند به نسلهاى آينده خيانت كنند؟ امروز نفت را برداريم مصرف كنيم؛ يك روزى اين نفت تمام خواهد شد. آن روز ملت ايران براى برق خود، براى كارخانه‏ى خود، براى گرماى خود، براى روشنايى خود، براى حركت زندگى خود، دست نياز دراز كند به سوى كشورهاى ديگر تا به او انرژى بدهند؟ اين براى مسئولينِ امروز كشور جايز است؟ عده‏اى حرف دشمن را تكرار مى‏كنند. همانهايى كه ملى شدن نفت را كه به وسيله‏ى دكتر مصدق و مرحوم آيت‏اللَّه كاشانى انجام گرفت، امروز تمجيد مى‏كنند- كه آن كار، نسبت به اين كار كوچك بود؛ اين از او بزرگتر است- همانها امروز نسبت به انرژى هسته‏اى همان حرفى را مى‏زنند كه مخالفين مصدق و كاشانى آن روز مى‏گفتند. اين‏ها قابل قبول نيست. ما در اين راه پيش رفتيم، با ابتكار خودمان پيش رفتيم. مسئولين كشور ما هيچ بى‏قانونى هم نكردند. همه‏ى فعاليتهاى ما در مقابل چشم آژانس هسته‏اى است، ايرادى هم ندارد؛ ما حرفى نداريم كه زير نظر آن‏ها باشد. جنجال كردن و فشار وارد آوردن روى ملت ايران براى اين‏ مسئله، استفاده‏ى ابزارى كردن از شوراى امنيت سازمان ملل، براى قدرتهاى مقابل ملت ايران زيان به بار خواهد آورد. اين را من بگويم؛ اگر قرار باشد بخواهند از شوراى امنيت استفاده‏ى ابزارى كنند، و بخواهند اين حق مسلّم را از اين راه نديده بگيرند، ما تا امروز آنچه را كه انجام داديم، برطبق قوانين بين‏المللى انجام داديم؛ اگر آن‏ها بخواهند بى‏قانونى كنند، ما هم مى‏توانيم بى‏قانونى كنيم و خواهيم كرد. اگر بخواهند با تهديد و اعمال زور و خشونت رفتار كنند، بدون ترديد بدانند ملت ايران و مسئولين ايران در مقابل دشمنانى كه به آن‏ها تعرض كنند، از همه‏ى ظرفيت خود براى ضربه زدن استفاده خواهند كرد.

    شاخص‏هاى اصلى اين راه، پايبندى به تكليف شرعى، شجاعت در اقدام، حزم و حكمت در تدبير، و صداقت و وفادارى به مردم است و عدالت اجتماعى، سلامت اخلاقى، پيشرفت‏ علمى‏، قدرت و ثروت ملى، از جمله‏ى مهم‏ترين هدفهاى اين نظام اسلامى است.

    جمهورى اسلامى هم روز به روز در حال پيشرفت‏ است؛ ما از لحاظ علمى‏، از لحاظ صنعتى، از لحاظ اجتماعى، از لحاظ قوت مديريت در اين بيست و هفت سال، روز به روز جلوتر رفته‏ايم. مردم با نظام، پيوندشان روز به روز مستحكم‏تر شده است. اين، دشمن را ناراحت و عصبانى مى‏كند و به عكس‏العمل وادار مى‏كند.

    مسئله‏ى حضور ملت ايران در صحنه‏هاى مختلف اداره‏ى كشور، يك پديده‏ى بسيار برجسته و ممتاز است. خطاست اگر خيال كنيم كه حضور ملت ايران، فقط در صحنه‏ى انتخابات نمايان و نشان‏دار است. بله، انتخابات در نظام جمهورى اسلامى هميشه در طول اين بيست و هفت سال، يك مقطع درخشان براى ملت بوده است و نشان‏دهنده‏ى عمق اعتقاد اين ملت و اين نظام به دخالت مردم در سرنوشت خود محسوب شده است؛ ولى عمق، بركات، گستره و آثار حضور ملت ايران بيش از اين‏هاست. امروز اگر در صحنه‏ى داخلى و پيشرفتهاى گوناگون علمى و فنى و اجتماعى و اقتصادى‏اى كه در كشور مشاهده مى‏شود و همچنين در صحنه‏ى بين‏المللى، عزت ملت ايران و برجستگى و شاخص شدن سياستهاى اين ملت در منطقه و سطح جهان يك پديده‏ى مهمى است و همه‏ى تحليلگران و چشمهاى بينا و كاوشگر را به خود جلب كرده است، همه‏ى اين‏ها محصول حضور مردم در صحنه‏هاى گوناگون است.
    همين شعار انرژى هسته‏اى- كه مردم ما در هر نقطه‏ى كشور و به هر مناسبتى آن را مطرح مى‏كنند و يك خواست ملى را اين‏طور در صحنه تجسم و عينيت مى‏بخشند- نشان‏دهنده‏ى حضور آگاهانه‏ى مردم در صحنه است. حضور مردم در صحنه، معنايش اين است كه آحاد مردم- پير و جوان، قشرهاى مختلف، مرد و زن در هر نقطه‏اى از كشور- مسائل اساسى كشور را مسائل خودشان بدانند؛ مسائل علمى‏ و پيشرفت‏ علمى و فنى را مسئله‏ى اساسى خودشان به حساب آورند؛ پايبندى كشور و نظام و مسئولان به ارزشهاى اساسى انقلاب را به عنوان يك خواست حقيقى خودشان همه جا مطرح و مطالبه كنند؛ اين‏ها حضور مردم در صحنه است. حضور مردم در صحنه يعنى بى‏تفاوت نبودن؛ سرنوشت كشور را رها نكردن؛ بى‏رغبت نبودن نسبت به حوادثى كه در كشور مى‏گذرد؛ اين معناى حضور در صحنه است.
    وقتى يك ملت- پير و جوانش، بزرگ و كوچكش، قشرهاى مختلفش- نسبت به مسائل گوناگون كشور خود داراى انگيزه و فكر است، آن فكر را بر زبان مى‏آورد، بر آن پاى مى‏فشرد و از آن دفاع مى‏كند، اين ملت، ملت زنده‏اى است و آينده‏ى آن تضمين شده است.
    مشكل ملت بزرگ ما- قبل از پيروزى انقلاب اسلامى- فقط در اين نبود كه بيگانگان، مسئولان سياسى كشور را بدون اطلاع آن‏ها روى كار مى‏آوردند و كنار مى‏گذاشتند؛ اين البته مصيبت بزرگى بود، اما مسئله اين بود كه مردم از جريانات كشور، پيشرفت كشور، مقايسه‏ى كشور با كشورهاى ديگر، اندازه‏گيرى ميزان سرعت حركت كشور به سوى اهداف، بكلى بى‏خبر و بيگانه بودند. اگر كسى اهل كار بود، براى خودش اهل كار بود؛ دنبال كار خودش بود؛ كار كشور مسئله‏ى آحاد مردم محسوب نمى‏شد. نتيجه هم همان شد كه ملاحظه مى‏كرديد؛ جوانها هم يا در تاريخ مى‏خوانند يا از بزرگترها مى‏شنوند؛ بعضى هم كه يادتان هست، و مى‏ديديد كه كشور به دست عده‏ى معدودى- كه خود آن‏ها بازيچه‏ى سياستهاى بين‏المللى بودند- چگونه اداره مى‏شد. ملت به يك ملت عقب‏افتاده‏ى در زمينه‏هاى گوناگون تبديل شده بود؛ چون مردم كارى به كار كشور و مسائل كلان آن نداشتند؛ خبر هم از آن‏ها نداشتند كه در كشور چه مى‏گذرد، چه سياستى بر كشور حاكم است، چه آينده‏اى در انتظار كشور است، چه كسانى دارند در كشور دخالت مى‏كنند؛ مردم به اين‏ها توجهى نداشتند و كسى هم آن‏ها را وارد ميدان معرفت و علم نمى‏كرد. نتيجه هم همان بود كه مى‏ديديم: يك عده در رأس كارهاى كشور قرار مى‏گرفتند كه نه به ايمان مردم، نه به دنياى مردم و نه به آخرت آنان هيچ دل‏بستگى نداشتند. دل‏بستگى آن‏ها به زندگى شخصى خودشان و به خاطر حفظ زندگى شخصى، به بند و بست با اربابهاى خارجى منحصر مى‏شد؛ اين وضع زندگى ملت ما در پيش از انقلاب بود. انقلاب صفحه را برگرداند؛ مردم شدند صاحب كشور، صاحب اختيار كشور و تصميم‏گير در مسائل كشور. حضور مردم در صحنه به اين معناست. بعضى نگويند كه مردم را فقط براى انتخابات مى‏خواهند؛ نه، انتخابات يك نشانه است. انتخابات يك مقطع از مقاطع حضور مردم است. مطالبه‏ى خواستها، مطالبه‏ى هدفها، دل‏بستگى به اين اهداف، دغدغه‏ى اينكه چقدر پيش رفتيم و تا كجا پيش رفتيم و چه خواهيم كرد؛ با مشكلات چگونه دست و پنجه نرم خواهيم كرد؛ امروز اين دغدغه‏ها در بين مردم ما عموميت دارد. مردم نسبت به مسائل خاورميانه حساسند. امروز شما در باره‏ى مسئله‏ى عراق، در باره‏ى مسئله‏ى لبنان، در باره‏ى مسئله‏ى مردم مظلوم فلسطين و در باره‏ى مسائل مسلمانان، جوان و پيرتان نسبت به اين مسائل حساسيد، سؤال داريد، استفهام داريد و انگيزه داريد. دنبال اين انگيزه، اقدام است. اين، خاصيت حضور مردم در صحنه است و اين خدمت بزرگى است كه انقلاب اسلامى به كشور ما كرد و اين ملت، يك ملت زنده است. نشانه‏ى زنده بودن هم پيشرفت كردن در ميدانهاى مختلف است. و مى‏بينيد كه ملت ايران در طول مدت انقلاب، در ميدان مختلف به سرعت پيشرفت كرده است. همان ملتى كه سرنوشت خود او را هم ديگران دور هم مى‏نشستند و برايش تصميم‏گيرى مى‏كردند و ملت ايران حتّى در تعيين رؤساى خود و مديران كشور دخالتى نداشت؛ همان ملت، امروز به جايى رسيده است كه نقش او در مسائل منطقه تعيين‏كننده است. اينكه ديگر حرف ما نيست. اين حرف مستكبران و قدرت‏مداران دنيا و صاحبان امر و نهى در مسائل جهانى است كه اعتراف مى‏كنند بدون حضور و خواست ايران، مسائل مهم منطقه‏ى خاورميانه قابل حل شدن نيست؛ بايد نظر ايران را خواست؛ بايد نظر ملت ايران را دانست. عملًا هم آنجايى كه ملت بر يك چيزى پافشارى مى‏كند، همه‏ى دستگاه‏هاى قدرت جهانى- بر روى هم- نمى‏توانند در مقابل خواست ملت ايران حرف خودشان را پيش ببرند. در همين قضيه‏ى انرژى هسته‏اى، همه بر اين متفق شدند كه ايران بايد اين فناورى و پيشرفت را نداشته باشد؛ اما ملت ايران يكپارچه بر دارا شدنِ اين حق پافشارى كردند؛ و نتيجه اين شده است كه خود را به مراحل بسيار پيشرفته‏ى اين كار رسانده‏اند؛ و البته اين پايان كار نيست؛ بازهم إن شاء اللّه پيشرفتهاى بيشترى خواهند داشت.

    آحاد مردم، مردم بخشهاى مختلف كشور و قشرهاى گوناگون جامعه، در يك هماهنگى مطلوب و با يك برخوردِ هوشمندانه‏ى متناسب با يك ملت بزرگ، مسائل كشورشان را دنبال مى‏كنند. مردم شعارها و آرمان‏هاى ملى را با درك كامل بر زبان جارى مى‏كنند؛ مثل همين شعارهايى كه شما امروز داديد و در همه جا راجع به پيشرفتهاى‏ علمى‏، انرژى هسته‏اى و موقعيتهاى سياسى كشور در سطح بين‏المللى شعار مى‏دهند. و امروز بيش از گذشته هم حتّى گفتمانِ عدالت‏طلبى و رفع تبعيض و مبارزه‏ى با فساد در كشور مستقر و حاكم است.

    ما اگر اين دستاوردها را هم نداشتيم- همه‏ى اين دستاوردها متعلق به خون اين عزيزان شماهاست: اين عزت ملى، اين پيشرفت‏ علمى‏، اين استقلال سياسى، اين زنده ماندن آرمان‏هاى انقلابى و سخنان امام، كه همه‏ى اين‏ها چيزهايى است كه براى يك ملت آسان به دست نمى‏آيد، اين ايستادگى در اين راه، اين روز به روز مدارج ترقى را در بخشهاى گوناگون طى كردن و پيش رفتن، از يك ملت ضعيف و عقب‏مانده و فراموش شده به يك ملت مطرح در سطح بين‏المللى تبديل شدن- باز اين يادگارها و خاندانهاى شهدا و اين شجاعتها و عظمتهايى كه اين‏ها آفريدند، در تاريخ ماندنى بود و افتخاركردنى.

    اگر إن شاء اللّه تلاوت قرآن در جامعه‏ى ما همگانى شود، همه بتوانند قرآن را صحيح بخوانند و همه‏ى خانه‏ها موج شوق به تلاوت قرآن را در خود جاى بدهند، آن وقت ما اميدمان به اينكه جامعه‏ى اسلامى و قرآنىِ به معناى واقعى در اين كشور تشكيل بشود، بيشتر خواهد شد. ما امروز يك حكومت اسلامى و يك جامعه‏ى اسلامى هستيم؛ اما اين قدمهاى اول است. آن مقدارى كه ما از اسلام داخل كشورمان و داخل حكومتمان در گفتار و كردار دولتمردانمان مشاهده مى‏كنيم، اين، آن اقلِ قليل از اسلام است؛ اين كمتر از آن چيزى است كه براى يك جامعه‏ى اسلامى مورد نياز است. همه‏ى بركاتى كه تا امروز بر نظام جمهورى اسلامى مترتّب شده، بر همين اقل قليل مترتّب شده است. اگر ملت ايران توانستند بت استبداد را در اين كشور بشكنند و فروبريزند، اگر ملت ايران اين جرئت و دليرى را پيدا كردند كه احساس كنند مى‏توانند حرف زور را از هيچ‏كس در دنيا نپذيرند و زير بار آن نروند، اگر مى‏بينيد جوانهاى ما در ميدانهاى علمى‏ و عرصه‏هاى علمى به پيش مى‏تازند و با يك تصاعد هندسى همين‏طور جلو و پيش مى‏روند- خوشبختانه روز به روز دامنه‏ى پيشرفت‏ علمى در كشور ما گسترده‏تر مى‏شود- و اگر مى‏بينيد نشانه‏هايى از اجراى عدالت در كشور ما هست- كه البته عرض كردم فقط نشانه‏هايى از اجراى عدالت هست، تا اجراى عدالتِ به معناى كامل هنوز فاصله داريم- اگر اين‏ها را مشاهده مى‏كنيد و خلاصه اگر مى‏بينيد در جامعه و كشور ما، معروف اسلامى، معروف و منكر اسلامى، منكر است، اين به بركت همين اقل قليل اسلامى است كه ما در جامعه‏مان داريم. هرچه ما بتوانيم دامنه‏ى معرفت اسلامى، روحيه‏ى اسلامى و فهم اسلامى را توسعه بدهيم، اين دستاوردها بيشتر و بيشتر و بيشتر خواهد شد و براى كشورهاى ديگر هم الگو خواهد شد.

    اولًا هدف از اين جلسه، حل اين مشكلات نيست. اين مشكلات بايد حل بشود، بلاشك. ليكن اين جلسه‏ى ما، يك هدفِ بالاترى دارد؛ من بارها هم اين را گفته‏ام. اين جلسه عمدتاً يك جلسه‏ى نمادين است. اين جلسه اولًا، نشان‏دهنده‏ى تكريم نظام جمهورى اسلامى به علم، ثانياً، به تحصيل‏كننده‏ى علم و ثالثاً، به اهميت علم در پيشرفت كشور است؛ نماد اين‏هاست. كارهاى نمادين هيچ منافات با اين ندارد كه در واقعيت خود هم يك حركتى در آن وجود داشته باشد؛ اما بيشترين تكيه روى نمادين است؛ مثل شعائر اسلامى؛ شعائر اين‏طورى است. شعائر اسلامى جنبه‏ى نمادين دارد. خودش هم يك حركت است؛ اما بيشترين تأثيرى كه مورد توجه است، آن تأثير نمادين است. مثلًا: «انّ الصّفا و المروة من شعائر الله»؛ صفا و مروه در حج؛ بيشتر اعمال حج از همين قبيل است. اين‏ها اعمال نمادين است. دو نقطه را با يك فاصله‏اى معين كرده‏اند، مى‏گويند بايستى بين اين دو نقطه را مرتباً طى كنيد و در حركت باشيد. در يك بخشى از اين دو نقطه، اين حركت، بايد حالت دويدن به خودش بگيرد؛ اين نماد است. نماد يك حركت دائمى براى مسلمان است. يا طواف؛ بر گرد يك محور، يك حركت تمام‏نشدنى است؛ حركت طواف تمام‏نشدنى است. شما حركت طوافتان تمام مى‏شود، نفر بعدى شروع مى‏كند. شما كعبه را هيچ‏وقت خالى از اين دايره‏ى حركت‏كننده‏ى مردم مشاهده نمى‏كنيد. اين‏ها «شعائر اللّه» است؛ يعنى جنبه‏ى نمادين دارد. اين درس را به جامعه‏ى انسانى مى‏دهد. كارهاى نمادين اين است. ما مى‏خواهيم در اين كشور، معلوم باشد كه تحصيل علم‏ و خود علم و تأثير آن در آينده‏ى كشور، يك نقطه‏ى برجسته و اساسى براى نظام جمهورى اسلامى است. در حقيقت اين نقطه‏ى اساسى و برجسته‏اى در ذهن ملت ايران و براى اين ملت است. ما از اين ناحيه ضربه خورده‏ايم؛ از ناحيه‏ى عقب‏ماندگى در علم ضربه خورده‏ايم. يك روزى يك حركت علمى‏اى در دنيا به وجود آمد- حركتهاى علمى هميشه در دنيا حكم ظرفهاى مرتبط را دارد و به همديگر وصل مى‏شوند. ملت و جامعه‏ى ما از علم يكديگر استفاده مى‏كنند- يك روزى مركز پيدايش علم دنيا اسلام بود؛ بدون اينكه دنياى اسلام با داشتن ابزار علم، برود مثلًا اروپا، آفريقا يا هر نقطه‏ى ديگرى را استعمار بكند. اين علم گسترش پيدا كرد، به همه جا رسيد و همه از آن استفاده كردند و بهره‏مند شدند. اما در اين برهه‏ى اخير- يعنى بعد از رنسانس به اين طرف كه علم به دست يك مجموعه‏ى اروپايى و غربى افتاد- از علم استفاده‏ى معمولى و طبيعى نشد. علم در دست آن‏ها ابزارى براى تسلط شد؛ سلطه‏ى بر كشورها، و بتدريج مسئله‏ى استعمار پيش آمد. دويست، سيصد سال شرق، يعنى اغلب مناطق آسيا و اروپا، زير چكمه‏ى استعمار له شد و غربى‏ها از علم، نه فقط براى سلطه‏ى سياسى و استعمارى، كه براى فشردن ملتها و گرفتن شيره‏ى آن‏ها و امكانات و ثروتهايشان استفاده كردند. همچنان كه براى تحميل فرهنگ خودشان بر ملتهاى عقب‏افتاده‏ى از لحاظ علمى هم استفاده كردند و اين آخرى- يعنى تحميل فرهنگ- موجب شد كه آن‏ها در پيشرفت‏ علمى مطلقاً سهمى پيدا نكنند و به آن‏ها اجازه داده نشود، و تشويق كه نمى‏شوند هيچ، بلكه موانعى هم جلوِ آن‏ها گذاشته شود. اين وضعى بوده كه پيش آمده است.خوب، ما اين عقب‏افتادگى تاريخى را بايد جبران كنيم؛ يعنى ما ضربه را از بى‏علمى خورده‏ايم. اگر امروز دنياى اسلام از لحاظ اقتصادى عقب است، از لحاظ فرهنگى يا سياسى عقب‏مانده است، اين به خاطر آن است كه رقيب، يعنى دنياى غرب، مجهز به سلاح علم است. از سلاح علم براى غلبه‏ى در ميدانهاى سياست، اقتصاد و فرهنگ استفاده مى‏كند.
    ما بايد اين سلاح را به دست آوريم. بايد بتوانيم مسلح به علم شويم تا تهديد رقيب- يا رقيب يا دشمن، حالا همه‏شان يك‏جور نيستند- نتواند آن‏طورى كه تاكنون كارآمد بوده است، كارآمد باشد. ما بايد اين را داشته باشيم. اين يك هدف راهبردى بسيار بلند ملت و بسيار مهم و حياتى است. علم را بايد به دست آورد. البته اين را مى‏دانيم كه علم به تنهايى كافى نيست. علم بايد با اخلاق و ايمان همراه شود تا ما به همان چاله‏اى نيفتيم كه غرب در آن افتاد؛ يعنى علم براى آن وسيله‏ى ظلم شد، وسيله‏ى انحراف اخلاقى شد و وسيله‏ى گسترش فرهنگهاى گمراه‏كننده و هلاك‏كننده شد. ما بايد دچار آن نشويم. آن به جاى خود محفوظ، اما حالا نقطه‏ى اساسى اين است كه علم براى ما يك امر حياتى است.
    بنابراين ما در اين جلسه خواستيم از علم، علم‏آموزى و كسانى كه در ميدان علم‏آموزى يك برجستگى از خودشان نشان داده‏اند، تجليل كنيم. اين جلسه، نماد تجليل از اين چند خصوصيت است.
    من در سرنوشت و تاريخ ملتها يك‏قدرى مطالعه مى‏كنم- نه فقط در گذشته، در زمان خود ما هم همين‏طور است- مى‏بينم كه دو عنصر از مهم‏ترين عناصر تأثيرگذار در پيشرفتهاى ملى براى كشورها، عبارت است از: يكى «خطرپذيرى» و يكى هم «كار سخت و پيگير و پشتكار» است. من مى‏خواهم امروز اين دو خصوصيت را به شماها توصيه كنم.
    خطرپذيرى؛ نقطه‏ى مقابل آن، ترس است. ترس از چه؟ ترس از عدم موفقيت؛ وارد نشويم كه مبادا موفق نشويم؛ حركت نكنيم كه مبادا نرسيم؛ اقدام نكنيم كه مبادا مورد قبول قرار نگيرد؛ اقدام نكنيم كه مبادا براى ما مشكلات ايجاد كند. اين‏ها همه‏اش نقطه‏ى مقابل خطرپذيرى است. يكى از خصوصيات خوب غربى‏ها- كه ما خصوصيات بد و خوب، هر دو را در كنار هم مى‏بينيم و انكار نمى‏كنيم- خطرپذيرى است. غربى‏ها اين خصوصيت مثبت را و به تبع آن‏ها آمريكاييها- كه فرهنگ اروپاييها را اول بار گرفتند- خطرپذيرند. خطرپذيرى مى‏تواند جامعه را موفق كند. شما جوانها بايد آماده باشيد؛ ترس از اينكه شايد نشود، اين خيلى چيز بدى است. گاهى اوقات تصورات انسان، يك آينده‏اى را براى انسان تصوير مى‏كند كه بكلى او را مأيوس مى‏كند؛ اين به نظر من، يكى از ايرادهاست. حالا اگر وارد دانشگاه شديم، اگر درس خوانديم، اگر اين تحقيق را كرديم، اگر وارد رشته‏ى تحقيق و پژوهش شديم، آيا قبول مى‏شود؟ آيا دست ما را به جايى بند مى‏كنند؟ آيا نمى‏كنند؟ بايد وارد شويد! به قول شاعر عرب مى‏گويد: «شر من الشر خوف منه عن يقعا»؛ از بلا بدتر، ترس از بلاست، ترس از فرود آمدن بلاست؛ اين از خود بلا سخت‏تر است. نبادا نشود؛ خوب به اين «نبادا» نبايد اعتنا كرد. وارد شويد، خواهيد ديد كه مى‏شود. در همه‏ى ميدانهاى مادى و معنوى كه انسان موفقيتى مشاهده مى‏كند، اين جرئت و گستاخى و نترسيدن از احتمال موفق نشدن، عامل بسيار مهمى است كه ما را پيش مى‏برد.
    يكى هم مسئله‏ى «كار سخت» نقطه‏ى مقابل تنبلى است. نگذاريد تنبلى و راحت‏طلبى و تن دادن به زندگىِ دور از مشكل، شما را وسوسه كند. اگر اين حالت تنبلى وجود داشت، هيچ‏كدام از اين كشفيات مهم علمى به وجود نمى‏آمد. شرح حال اين كاشفان و مخترعان بزرگ را ببينيد، چطور خواب را بر خودشان حرام كردند، سختيها را براى خودشان هموار كردند، با مشكلات‏ ساختند و رفتند تا به آن نقطه‏ى اساسى رسيدند. البته اين موفقيتها در بسيارى از موارد- شايد بتوان گفت در اغلب موارد- در نهايت هم برايشان فايده داشته؛ فايده‏ى مادى و زندگى و عنوان و پول و اين چيزها را هم داشته است. ليكن اين‏ها از اول هدفشان اين چيزها نبوده است؛ مى‏خواستند بروند تا عمق يك مسئله و يك كار را به دست آورند و به آنجا برسند. اين را به عنوان يك توصيه‏ى قطعى عرض مى‏كنم.
    يك نكته‏ى ديگرى كه به شما عرض مى‏كنم، اين است كه (همين نكته‏اى كه اشاره شد) علم با دين و اخلاق هست كه براى بشريت مفيد خواهد بود. اين را به طور قاطع بدانيد، علم هرچه هم پيشرفت كند، اگر از اخلاق و دين فاصله بگيرد، به حال بشريت مفيد نخواهد بود. آن كسانى كه مى‏گويند ما دانش را براى ارتقاء بشريت مى‏خواهيم، بايد به اين نكته توجه كنند. حالا مثالهاى واضحى كه همه شنيديد، من نمى‏خواهم اين‏ها را تكرار كنم كه حالا كسانى كه مثلًا در علم شيمى پيشرفت كرده‏اند، به بمب‏هاى شيميايى و وسايل كشتار جمعى رسيدند؛ كسانى كه در علوم هسته‏اى پيشرفت كردند، به بمب اتمى و كشتار فاجعه‏آميز ملتها رسيدند؛ اين‏ها حالا مثالهاى واضحى است. شما در ملتها نگاه كنيد. يك ملت پيشرفته‏ى از لحاظ علمى را كه در دنيا در اوج پيشرفت علمى قرار دارد، در نظر بگيريد، ببينيد آيا مردم اين كشور حقيقتاً به سعادت رسيده‏اند؟ آيا در آن كشور عدالت وجود دارد؟ آيا در آن كشور فقر و تبعيض و بى‏عدالتى از بين رفته است؟ آيا آن‏چنان كه ادعا مى‏كنند، مردم با آرامش و دور از خشونت و تجاوز و تعدى زندگى مى‏كنند؟ بااينكه علم در آنجا هست، اين واقعيات هم در آنجا هست! آيا بر زندگى خانواده‏ها، يك حس اعتماد و آرامشى حكمفرماست؟ فرزندان در آغوش پدر و مادرها با عواطفِ خوب تربيت مى‏شوند؟ قتل و ترور و جنايت و اين‏ها در آنجا نيست؟ مى‏بينيد درست به عكس است. امروز بيشترين ناامنى در آن كشورى است كه از لحاظ علمى، بالاترين رتبه را دارد؛ يعنى امريكا. هيچ كشورى در دنيا به ناامنى امريكا نيست؛ نه در اروپا، نه در آسيا. بيشترين ناآرامى روانى در آنجاست. بيشترين قتل و خشونت از ناحيه‏ى شهروندان نسبت به يكديگر در آنجاست. بيشترين تبعيض و فاصله‏ى طبقاتى در آنجاست. ثروتهايى به بلندى كوه هيماليا و فقرهاى غير قابل توصيف- يعنى مردن از گرسنگىِ به معناى واقعى- در آنجاست. فاصله‏ها اين است. مهم‏ترين آرمان‏هاى بشرى كه از اول تاريخ تا حالا با تغييرات زمانه، تغيير نكرده، اين‏هاست. آرمان مهم بشر «عدالت» و «امنيت» است؛ «آسان زندگى كردن در كنار ديگران» است- بهشت آنجاست كازارى نباشد- «آزارنديدن از ديگران» است؛ احساس آرامش كردن در روان است؛ راحت بودن در خانواده است؛ لذت بردن از زندگى خانوادگى و از ديدن فرزندان است؛ از بودن در آغوش پدر و مادر است؛ اين‏ها اساسى‏ترين نيازهاى بشر است؛ اين‏ها چيزهايى است كه بشر از اول تا امروز مى‏خواسته؛ ديروز هم مى‏خواسته و امروز هم مى‏خواسته است. اين چيزها در آن جامعه‏اى كه از لحاظ علمى پيشرفته‏ترين است، مطلقاً وجود ندارد. پس ببينيد وقتى‏كه علم با ايمان و اخلاق همراه پيش نرفتند، دوش‏به‏دوش پيش نرفتند، نتيجه اين مى‏شود. عالِم اگر متدين باشد، از علم او جامعه بهره‏ى حقيقى مى‏گيرد. دين جلوِ پيشرفت علم را نمى‏گيرد؛ بلكه حتّى به پيشرفت علم، كمك هم مى‏كند. اما جلوِ تعدى علم و تخطى از حدود انسانيت را كه ممكن است علم به آن دچار شود، مى‏گيرد.

    از خداوند متعال مى‏خواهيم كه همه‏ى ما را به راه راست و صراط مستقيم هدايت كند و ملت بزرگ، انقلابى، مؤمن و هوشمند ما را در وظايفى كه بر عهده‏ى اوست، إن شاء اللّه تواناتر و موفق‏تر بدارد و اين پيشرفتهايى‏ كه انسان در زمينه‏ى علمى‏، فناورى، سياسى، اقتصادى و غيره مشاهده مى‏كند يا آثار آن را مشاهده مى‏كند، إن شاء اللّه اين را روزافزون بفرمايد.

    از جمله‏ى شاخصه‏هاى مهم اصول‏گرايى، يكى «اهتمام به علم‏ و پيشرفت‏ علمى» است. شما ببينيد چه زمانى در آغاز پيدايش اسلام گفته شد كه: «طلب العلم فريضة على كلّ مسلم و مسلمه» يا «مؤمن و مؤمنة»؛ يعنى همان وقتى‏كه نماز و زكات و اين چيزها آمد، طلب العلم هم آمد؛ «اطلبوا العلم و لو بالصين» هم آمد. من بارها تكرار مى‏كنم، اين به خاطر همين است كه جامعه، بدون علم نخواهد توانست آرمان‏هاى خودش را بالا بياورد. مثل اين است كه انسان حرف حقى داشته باشد؛ اما اصلًا زبان گفتنش را نداشته باشد. نداشتن علم اين‏طورى است. علم موجب مى‏شود كه شما بتوانيد آن آرمان‏ها، آن اهداف و آن خط روشن و جاده‏ى روشنِ صراط مستقيمى را كه در دست و اختيار شماست، مطرح كنيد و كسان بيشترى را از بشريت، به آن هدايت كنيد. علم نداشته باشيد، اين امكان‏پذير نخواهد بود. بنابراين علم- كه وسيله‏ى رشد ملى، بشرى، انسانى و اوج گرفتن در محيط عام بشريت است- جزوِ چيزهاى لازم است و بايد به اين اهتمام داشته باشيد.

    امروز امت اسلامى به حكومت اسلامى به معناى واقعى كلمه نيازمند است. حكومت اسلامى يعنى آن حكومتى كه به دل انسانها و ملتها مى‏پردازد؛ به مغز آن‏ها و دانش آن‏ها و پيشرفت‏ علمى‏ آن‏ها مى‏پردازد؛ به دست و بازوى قدرتمند آن‏ها مى‏پردازد؛ به اداره‏ى سياستِ صحيح در ميان آن‏ها مى‏پردازد. اين، امروز نياز امت اسلامى است.

    امروز به نظر ما مهم‏ترين مسئله‏ى دنياى اسلام، مسئله‏ى اتحاد است. اگر اين اتحاد انجام شد، ما پيشرفت‏ علمى‏ هم مى‏توانيم پيدا كنيم؛ پيشرفت‏ سياسى هم مى‏توانيم پيدا كنيم. شما مى‏بينيد دشمنان دنياى اسلام چه فشارى بر روى مسئله انرژى هسته‏اى در ايران دارند. آن‏ها مى‏دانند كه ما دنبال بمب اتم نيستيم. آن‏ها از پيشرفت علم‏ در اين كشور، از پيشرفت فناورى در يك كشور اسلامى ناراحتند. يك كشور اسلامى‏اى كه نشان داده كه تسليم سياستهاى امريكا نيست؛ نشان داده كه از امريكا نمى‏ترسد. اين كشور اسلامى بايد به پيشرفت مهم‏ترين تكنولوژى امروز دنيا- يعنى تكنولوژى هسته‏اى- مجهز نباشد. آن‏ها به خاطر اين، فشار را وارد مى‏كنند. البته ما تصميم خودمان را گرفته‏ايم. ملت ايران در طول بيست و هفت سال بعد از انقلاب، با تجربه فهميده است كه تنها راه خلاصى از كيد دشمنان، توكل به خدا و صبر در ميدان و مجاهدت است. ما اين راه را تا امروز رفته‏ايم و ثمرات شيرين آن را چشيديم و به حول و قوه‏ى الهى در ادامه هم همين راه را با قوت تمام خواهيم رفت، كه آثارش را هم مى‏بينيم.

    باز از نقاط مثبت، همين پيشرفتهاى‏ علمى‏ است كه اين پيشرفتها در بخشهاى مختلف وجود دارد و اميدواريم خداى متعال به اين جوانان و مديران لايقى كه در اين بخشها مشغول فعاليتند، كمك كند تا اين‏ها را به نتايج مطلوب خودشان برسانند و در مقابل چشم مردم قرار بدهند و احساس عزت مردم را افزايش بدهند.
    از نقاط مثبت ديگر، پيشرفت‏هاى علمى و زيرساخت‏هاى توسعه در كشور است، كه عمدتاً محصول تلاش دولتهاى گذشته است. امروز سرمايه‏گذاريهاى خوبى كه در وسايل ارتباطاتى‏مان مانند بخش مخابرات، بخش حمل و نقل و بخشهاى گوناگون شده است و كارهاى زيربنايى و زيرساخت‏هاى خوب، در كشور مشهود و محسوس است.

    اصل پنجم، جهاد علمى است. من تكيه مى‏كنم- اين جزوِ مبانى اصول‏گرايى است- «جهاد علمى». چند سال است من تكرار كرده‏ام: بايد نهضت توليد علم‏ در كشور راه بيفتد. من خوشحالم؛ وقتى با دانشجوها و جوانها مواجه مى‏شوم كه غالباً آن‏ها حرف مى‏زنند و مطالبى را مى‏گويند، مى‏بينم آن‏ها همين مسئله‏ى توليد علم و اتصال علم و صنعت، و پشتيبانى دولت از پيشرفت‏ و ابتكارات علمى را به عنوان توقع از ما مطرح مى‏كنند. من مى‏گويم خيلى خوشحالم و اين‏ها حرفهاى ماست و حالا در بين مجموعه‏ى دانشگاهى عرف شده؛ ليكن اين كافى نيست؛ بايد به سمت كارهاى بزرگ برويم. ببينيد! يك‏وقت هست شما مى‏توانيد هواپيمايى را كه ديگران اختراع كرده‏اند و ساخته‏اند، خودتان بدون كمك ديگران در داخل كشور بسازيد، اين خيلى خوب است؛ اين بهتر از خريدن هواپيماى ساخته شده است؛ اما يك‏وقت هست شما خودتان يك چيزى در سطح هواپيما در كشورتان توليد مى‏كنيد؛ اين است آنچه كه ما لازم داريم؛ ما بايد بر ثروت علمى بشر بيفزاييم. نگويند نمى‏شود؛ مى‏شود. يك روزى بشريت فناورى ريزترين‏ها- نانوتكنولوژى- را نمى‏شناخت، بعد شناخت. امروز صد تا ميدان ديگر ممكن است وجود داشته باشد كه بشر نمى‏شناسد؛ اما مى‏توان آن‏ها را شناخت و مى‏توان جلو رفت. البته مقدمات دارد؛ اما آن مقدمات را هم مى‏شود با همت فراهم كرد. من يك روز در مجموعه‏ى جوانها و اهل دانشگاه گفتم من توقعم زياد نيست؛ من اين را از شما جامعه‏ى علمى كشور توقع مى‏كنم كه شما پنجاه سال ديگر- پنجاه سال، نيم قرن است- در رتبه‏ى بالاى علمى دنيا قرار داشته باشيد؛ اين توقع زيادى است از يك ملت بااستعداد؟ اما اگر بخواهيم اين اتفاق بيفتد، از الآن بايد سخت كار كنيم. شرطش تنبلى نكردن است؛ غفلت نكردن است؛ خست نورزيدن است؛ از ورود در اين راه وحشت نكردن است و ميدان دادن و پرورش نخبگان علمى است. در بعضى از بخشها ما با دنيا فاصله‏مان زياد نيست؛ در آن بخشها- مثل همين بخشهايى كه اسم آوردم، خوشبختانه فاصله‏مان با پيشرفتهاى دنيا و آن نوكهاى حركت زياد نيست- مى‏توانيم تلاشمان را مضاعف كنيم؛ اين هم يك كار است. بنابراين، اين جزوِ وظايف دولت است؛ بايستى ميدان داد. اين جوانها تشنه‏ى كار و فهميدن هستند، به شرط اينكه امكانات در اختيار اين‏ها قرار بگيرد. الحمد للّه ما استاد خوب هم كم نداريم. يك روزى بود ما اوايل انقلاب، در اين كشور قحط استاد داشتيم؛ اما امروز نه، بحمد اللّه اساتيد فراوان است و امروز اكثريت آنان پرورش‏يافته‏ى دامان خود اين ملت و روييده‏ى در همين آب و هوا هستند.

    واقعيتى كه امروز در جامعه‏ى ما هست- خارج از تبليغات و شعار و نمى‏دانم بزرگ‏نمايى‏هاى گوناگون- اين است كه ما يك كشورى هستيم كه بر اثر تكيه‏ى بر باورهاى خودمان و اظهار شجاعت در ميدان- شجاعت نشان داده‏ايم؛ اين‏ها را كه ديگر نمى‏توان منكر شد- در دنيا يك ملت شاخص شده‏ايم؛ نمى‏گويم شاخص‏ترين، اما يك ملت شاخصيم. اين ايرانى كه امروز شما داريد مى‏بينيد، اين ايرانِ دوره‏ى رژيم گذشته نيست؛ وقتى محاسبه مى‏كنيم، در دنيا، در بين ملتها و دولتها، در محافل سياسى دنيا، در تعاملات بين‏المللى و در موازنه‏ى بين قدرتهاى بزرگ دنيا، اين ايران، اين ملت و اين مجموعه‏ى حكومت، يك مجموعه‏ى درخور احترام يا مجموعه‏اى كه ناگزير بايد آن را جدى گرفت و آن را احترام كرد، تلقى مى‏شود. امروز وضع كشور ما اين است. پيشرفتهاى‏ زيادى هم داشته‏ايم. يعنى من اگر بخواهم مقايسه بكنم، بايد با اين تعبيرِ بى‏اغراق بگويم كه، واقعاً قابل مقايسه نيست آنچه كه ما بعد از انقلاب به عنوان يك ملت و يك كشور به دست آورده‏ايم، با آنچه كه قبل از انقلاب بوده است. ما به خودمان اعتقاد پيدا كرده‏ايم، استعدادهاى خودمان را شناخته‏ايم و اين استعدادها را به ميزان بسيار زيادى به فعليت رسانده‏ايم؛ در زمينه‏ى علم‏، در زمينه‏ى صنعت، در زمينه‏ى مسائل اجتماعى و در زمينه‏ى كاركردهاى عمومى، پيشرفتهاى زيادى پيدا كرده‏ايم. نمى‏شود بين دوگونه نظام، يك نظام وابسته‏ى حذف‏شده‏ى در تعامل‏هاى بين‏المللى و بى‏اعتقاد به خود و توسرى‏زن به مردم خود را- كه رؤساى كشور، مملكت را مال خودشان مى‏دانستند؛ دوره‏ى طاغوت اين است ديگر! حالا خيلى از شماها هم يادتان هست، من هم يادم هست؛ ما هم در آن دوره تنفس و زندگى كرديم. دستگاه حكومت، كشور را مال خودش مى‏دانست؛ براى مردم شأنى قائل نبودند، مگر از روى اجبار- با يك تشكيلات و نظامى كه مسئولان كشور را نوكر مردم مى‏داند، نه صاحب مملكت و صاحب مردم- اين احساس واقعى مسئولان است، واقعاً خودشان را خدمتگزار و نوكر مردم و فلسفه‏ى وجودى خودشان را، كار براى مردم مى‏دانند- مقايسه كنيد. اصلًا تقابل بين اين دو شكل، تفاضل بين اين دو شكل، قابل كيل و اندازه‏گيرى كردن با پول و درآمد ماهانه‏ى فلان آدم و اين‏ها نيست؛ يعنى تفاوت وجود و عدم است، فاصله‏ى وجود و عدم است؛ اين همان چيزى است كه اسلام از ما مى‏خواهد و به ما مى‏دهد. حالا نمى‏خواهم وارد مقوله‏ى ارزشهاى اسلامى بشوم، اگر انسان بخواهد راجع به آن‏ها فكر و بحث كند، مقوله‏ى بسيار باشكوه و دلنوازى است.خوب، اين كشور، در يك چنين شرايطى است؛ اين كشور مى‏خواهد پيش برود، اين كشور مى‏خواهد حركت بكند؛ ما اين چيزهايى كه حالا شما در زمينه‏ى فناورى هسته‏اى و پيشرفتهاى علمى‏
    مى‏شنويد، اين‏ها فقط بخشى از بسيارِ آن چيزى است كه در كشور اتفاق افتاده. بحمد اللّه جوان و استعداد هم كه زياد داريم، ما احتياج داريم به اميد، به شوق، به كار، به اعتماد به نفس، به كم كردن تكيه‏ى بر بيگانگان- به فرهنگشان، به رفتارشان، به بخش‏نامه‏هاى فكرى و فرهنگى‏شان- ما به اين‏ها احتياج داريم؛ به جوشيدن از درون، به استخراج گنجينه‏هايى كه در ميراث فرهنگى ما هست. اين جوان اگر بخواهد اين‏طور تربيت شود، به حضور شما در صحنه احتياج دارد؛ يعنى شما بايد وارد ميدان بشويد تا اين اتفاق بيفتد؛ من اين را مى‏گويم. من مى‏گويم الآن كليد دست شماست. من شأن سينما را اين مى‏دانم. من مى‏گويم امروز كليد پيشرفت اين كشور، به ميزان زيادى دست شماست؛ شما مى‏توانيد اين نسل را يك نسل پيشرونده، اميدوار، پُرشوق، معتقد به خود و معتقد به ارزشهاى اسلامى و ملىِ خود بار بياوريد؛ و همين‏طور مى‏توانيد اين نسل را شرمنده، پشيمان، زير سؤال برنده‏ى افتخارات گذشته و زير سؤال برنده‏ى افتخار انقلاب و دفاع مقدس بار بياوريد.

    چهارم- علاوه‏ى بر اين‏ها- آنچه كه زمينه و بستر به كار گرفتن ايمان و عدالت و علم است، اتحاد ملى و آرامش در سطح كشور است. اگر در كشور آرامش نباشد، نه از علم مى‏شود بهره‏بردارى كرد، نه از ايمان، و نه مى‏شود عدالت را در جامعه مستقر كرد.
    امروز دشمنان اين ملت، بزرگترين جايزه را به كسى مى‏دهند كه بتواند اين پايه‏ها را متزلزل كند و با ايمان مردم بجنگد؛ ايمان به خدا، ايمان به مردم، ايمان به راه و ايمان به موفقيت را در دل‏هاى مردم تضعيف كند. امام داراى اين چهار ايمان بود: ايمان به خدا، ايمان به مردم، ايمان به اين راه و ايمان به موفقيت حتمىِ آخر كار. اين ايمان‏ها در دل مردم، آن‏ها را به حركت، به انديشيدن، به پيش رفتن، وادار مى‏كند. آن كسانى كه ايمان به خدا، ايمان به مردم، ايمان به اين راه، ايمان به موفقيت را در مردم تضعيف كنند، براى دشمن كار كرده‏اند. دشمن، بزرگترين جايزه را به اين افراد مى‏دهد. همچنين آن كسانى كه با حركت علمى كشور مخالفند؛ آن كسانى كه دانشگاه‏ها، مراكز تحقيقى، مركز علمى را مى‏خواهند از علم و از تحقيق و پژوهش دور كنند، براى دشمن كار مى‏كنند. دشمن، بيشترين جايزه را حاضر است به اين افراد بدهد. آن كسانى كه عليه امنيت ملت كار مى‏كنند، وحدت ملى را مخدوش مى‏كنند، به عنوان حمايت از اقوام، مى‏خواهند وحدت ايرانى را- اين اقوام، همه ايرانى‏اند؛ همه وفادار به ايرانند و همه خود را ايرانى مى‏دانند و به آن مفتخرند- متزلزل كنند، براى دشمن كار مى‏كنند.
    وظيفه‏ى دستگاه‏هاى مسئول است كه دشمنان ملت را درست بشناسند؛ ايادى دشمن را در ميان مردم بدانند؛ جهت‏گيرى‏هاى دشمنان را بشناسند و از حق ملت دفاع كنند؛ از امنيت ملت دفاع كنند؛ از دانش‏پژوهى و پيشرفت‏ علمى‏ در كشور دفاع كنند؛ اين وظيفه‏ى دستگاه‏هاى مسئول است.
    نكته‏ى آخر: اين شجره‏ى طيبه‏اى را كه امام بزرگوار غرس كرد و خداى متعال بركت بخشيد و شاخ و برگ آن را اين‏چنين گسترده كرد، همه باهم بايد حفظ كنيم؛ هم مسئولان، هم آحاد مردم، هم نخبگان سياسى، هم نخبگان علمى، هم اهل حوزه، هم اهل دانشگاه، هم كارگر و هم همه‏ى قشرهاى ديگر. اين، وظيفه‏ى همه است؛ همه، انقلاب و كشور را بايد از خود بدانند؛ همه، نظام جمهورى اسلامى را بايد از خود بدانند؛ همه، امت جمهورى اسلامى‏اند. ما آن كسانى را غريبه مى‏دانيم؛ از اين دايره خارج مى‏دانيم، كه براى دشمن كار مى‏كنند. آن كسى كه امام و راه امام و وصيت‏نامه‏ى امام را قبول دارد، او «خودى» است؛ آن كسى كه استقلال ايران برايش داراى اهميت است و به آن پايبند است، «خودى» است؛ آن كسى كه عزت اين ملت و پيشرفت علمى اين ملت را دنبال مى‏كند، او «خودى» است. غريبه‏ها كسانى هستند كه مشتاق سلطه‏ى آمريكايند؛ آن‏ها كسانى هستند كه در خانه، براى دزدِ كمين گرفته كار مى‏كنند و به نفع او اقدام مى‏كنند. غريبه آن كسى است كه بلندگوى افكار و اهداف دشمنان اين ملت است. آن كسى كه سخن ملت را مى‏گويد، آن كسى كه از زبان اين ملت حرف مى‏زند، آن كسى كه با دشمنان اين ملت دشمنى مى‏كند، آن كسى كه در راه مصالح اين ملت در هر بخشى قدم برمى‏دارد، جزو سربازان جمهورى اسلامى است. آن كسانى كه عمداً در قول و عمل، وحدت را مى‏شكنند و حركت در جهت خواست دشمن مى‏كنند، اين‏ها در مقابل جمهورى اسلامى صف‏آرايى مى‏كنند. البته «خودى‏ها مراقب باشند؛ غفلت نكنند. گاهى ديده مى‏شود بعضى از «خودى‏ها از سر غفلت و نادانى- گاهى هم به‏ندرت، بعضى ناجوانمردانه- تحت تأثير كينه‏هاى شخصى، كارِ غريبه‏ها را مى‏كنند! اين افراد بايد به‏هوش باشند.

    شما ببينيد اگر در يك كشورى جامعه‏ى عمومى آن كشور به كار با اين چشم كه كار عبادت است، نگاه كنند آن وقت وضع پيشرفت‏ اقتصادى و علمى‏ آن كشور به كجا خواهد رسيد. اين منطق اسلام است. لذا اگر ما نسبت به كارگر در هر سطحى احساس ارادت و محبت مى‏كنيم، اين گزاف نيست؛ اين به خاطر آن است كه پشت اين احساس محبت و احترام، يك چنين فرهنگ عميق و غنى اسلامى‏اى وجود دارد.

    بهترين راه مبارزه‏ى با استكبار و دشمنان، همين است كه ما در ساختن و پيشرفت‏ كشورمان، هرچه مى‏توانيم سعى كنيم؛ پيشرفت علمى‏، پيشرفت فناورى، پيشرفت اخلاقى، همبستگى ملى و محكم كردن پايه‏ى ايمان و انگيزه‏هاى معنوى؛ هرچه كه در اين چيزها ما پيشرفت كنيم، دشمن بيشتر عقب مى‏نشيند و اين مهم‏ترين مبارزه‏ى ملت ايران است.

    آنچه كه امروز آمريكاييها از خود بروز مى‏دهند، همان چيزى است كه در طول بيست و هفت سال نسبت به ملت ايران، هميشه در ذهنشان بوده است. ابزارشان هم عبارت است از تهديد، ارعاب، تبليغات جنگ روانى، دلسرد كردن مردم، نوميد كردن مردم، ايجاد دودستگى و تحريك عصبيتها؛ اگر بتوانند، ابزار دشمنان ملت شما اين‏هاست. فشار بياورند- فشارهاى فرسايشى- و با تبليغات اين‏ها را برجسته، بزرگ و درشت كنند؛ براى اينكه در مردم احساس عدم امنيت به وجود آورند، براى اينكه مردم در موفقيتشان، آينده‏شان و كفايت مسئولان‏شان ترديد و شك و شبهه پيدا كنند؛ كار دشمن اين‏هاست. فشار بياورند، شايد بتوانند مسئولين را دچار دودستگى كنند؛ شايد بتوانند تصميم‏گيران كشور را در تصميم‏گيرى‏هاى بزرگ خودشان‏ دچار تزلزل كنند؛ كار دشمن اين‏هاست؛ ابزار دشمن اين‏هاست؛ دشمن ابزار ديگرى ندارد. تهديد مى‏كنند كه ما ملت ايران را تحريم خواهيم كرد؛ مگر تا حالا تحريم نكرديد؟! مگر تا حالا ملت ايران دچار تحريم شما قدرتهاى زورگو نبوده است؟! اگر ما امروز پيشرفتى‏ پيدا كرده‏ايم و در علم‏، صنعت و برخى از صنايع، در منطقه حرف اول را مى‏زنيم، اين‏ها در همين شرايط تحريم براى ما پيش آمده است. ما پيشرفت‏ نظامى پيدا كرده‏ايم؛ پيشرفت علمى‏ پيدا كرده‏ايم؛ در زمينه‏هاى پزشكى پيشرفتهاى شگفت‏آور پيدا كرده‏ايم؛ در زمينه‏ى صنعت، در برخى از صنايع بسيار پيچيده كه دنيا تصور نمى‏كرد، ما پيشرفت پيدا كرده‏ايم. ما در زمينه‏ى علوم زيستى پيشرفت پيدا كرده‏ايم؛ علوم دانشهايى را كه دارندگان آن‏ها، هرگز اجازه نمى‏دهند غير از يك مجموعه‏ى كوچك خودشان، كسى به آن‏ها دست پيدا كند؛ ما به اين دانشها دست پيدا كرده‏ايم. همه‏ى اين‏ها در شرايط تحريم به وجود آمده است. اگر تحريم نمى‏كردند، شايد به اينجا نمى‏رسيديم؛ اگر پول ما را مى‏گرفتند، سلاحهاى دسته چندم خودشان را به ما مى‏دادند، ما به فكر نمى‏افتاديم كه از ابتكار و استعداد جوانانمان استفاده كنيم؛ امروز هواپيما هم توليد كنيم، تانك هم توليد كنيم، موشك هم توليد كنيم و از بسيارى از كشورهاى منطقه در اين توليدات جلوتر باشيم. اگر بازارها را باز مى‏كردند، هرچه مى‏خواستيم به ما مى‏دادند، پول ما را مى‏گرفتند، توى جيبشان مى‏ريختند و امروز هم ما به اين پيشرفتها نرسيده بوديم. ما را از تحريم مى‏ترسانيد؟!

    اما راجع به مسئوليت‏هاى آينده‏ى شما، من فقط مى‏خواهم اين را عرض بكنم؛ خروجى دانشگاه امام صادق، ايده‏آلش فقط نبايد اين باشد كه حالا بيرون بيايد، فرض كنيد اگر در فلان رشته، درس خوانده برود وكيل بشود يا محضردار بشود و يا برود كارمند فلان دستگاه وزارتىِ دولتى بشود؛ نه اينكه من مخالف باشم؛ نه، من موافقم كه جوان‏هاى خوب در اركان تشكيلات اجرايى كشور- چه قضائی و چه قوه‏ى مجريه- حضور داشته باشند؛ اما اين براى خروجى دانشگاه امام صادق ايده‏آل نيست؛ ايده‏آل و آن نقطه‏ى آرمانى را بايد از همان مطالبى كه تا الآن در اين نيم‏ساعته عرض كردم، جست. شما بايد در علم‏، يك حركتى به وجود آوريد؛ بايد در دنياى دانش‏آموزى و پيشرفت‏ علم و بناى علمى كشور، يك تحرّكى به وجود آوريد؛ اين است آن رسالت اصلى شما. كارى كنيد كه دانشمندان مسلمان و مؤمن ما، در رشته‏هاى مختلف علوم انسانى، صاحب‏نظرانى شوند كه دنيا از نظرات اين‏ها استفاده كند؛ كارى كنيد كه دانشگاه امام صادق، نه فقط در مقايسه‏ى با فلان دانشگاه ديگرى كه در تهران يا شهرستان هست، يك رتبه‏ى جلوترى به دست آورد؛ بلكه اين دانشگاه مرجع تحقيقات مراكز علمى و دانشگاه‏هاى دنيا بشود. امروز در دنيا و حتى در همين دنياى گمراه غربى، افراد بسيارى هستند كه به دنبال حقيقت‏اند؛ انسان‏هاى دانشمند و دانش‏پژوهى هم در بين اين‏ها هستند و فراوان‏اند، و كم هم نيستند كه دنبال حرف حساب و حق‏اند؛ يك چنين انسانى در هر نقطه‏ى دنيا- در كشورهاى اروپايى، آسيايى، امريكا و جاهاى ديگر- وقتى دارد دنبال يك مطلبى مى‏گردد، بايد بتواند اثر علمى شما را در اين پايگاه رايانه‏اى پيدا كند؛ حرف و فكر و راه تازه‏اى را كه شما داريد نشان مى‏دهيد. اين را ما از دانشگاه امام صادق مى‏خواهيم. خروجى دانشگاه امام صادق بايد با اين نيّت و فكر، بتواند متخرج اين دانشگاه بشود. بنابراين دانشگاه را قوى كنيد.

    تصميمات يا آرزوهايى كه تاكنون در زمينه‏ى پيشرفت‏ علم‏ گرفته شده يا مطرح شده، بايستى عملياتى شود؛ يعنى بايست در مجارى كار بيفتد و خواسته شود. فرض كنيد اگر شما در زمينه‏ى توليد علم با دانشگاه‏ها كار داريد، بايد آقاى دكتر زاهدى مسئول شود؛ زمان معين كنيد و بعد بگوييد كه شما ظرف دو يا سه ماه در اين زمينه چه‏كار كرده‏ايد. ايشان گزارش به شورا بدهند و اگر شما نمى‏پسنديد، اعتراض كنيد؛ اگر مى‏پسنديد، قدم بعدى را برداريد؛ حالا يا شما بايد برداريد، يا ايشان بايد بردارند. در زمينه‏ى وزارت ارشاد يا آموزش و پرورش و در زمينه‏هاى مختلف ديگر هم به همين روش عمل شود.

    شما با فرهنگ خودتان به قله اورست رفتيد. «يا فاطمة الزهراء»؛ اين فرهنگ شماست؛ اين مال شماست؛ و نشان‏دهنده‏ى همين كشور سرافراز امروز است كه در ورزش اين كار را مى‏كند؛ در بخش علمى‏ آن‏طور پيشرفت‏ مى‏كند؛ در بخش‏هاى تجربى و عملى و فنى هم آن‏طور پيشرفت مى‏كند؛ آن انرژى هسته‏يى‏اش است، آن بخش سلول‏هاى بنيادى‏اش است و در بخش‏هاى سياسى و كارهاى فراوان‏
    گوناگون ديگر هم همين‏طور است. اين ملت مثل جسمى كه نبض آن مى‏زند و از همه طرف در حال رشد است، دارد كار مى‏كند. اين، نشان‏دهنده‏ى يك ملت زنده است. اين ملت زنده، شعارش همين چيزهايى است كه شما در آنجا مطرح كرديد: نام خدا را آورديد، نام اولياى خدا را آورديد، نام مقدس فاطمه‏ى زهرا (سلام الله) را آورديد.

    در مسأله‏ى هسته‏يى، حرف ملت ايران حرف معلومى است، مسئولان هم بارها آنچه را كه بايد گفت، گفته‏اند. مطلب اين است كه ملت ايران يك ملت بااستعداد، بافرهنگ، بزرگ، توانا، بانشاط و جوان است و اين‏جور ملتى صبر نمى‏كند كه اجازه بدهند تا به فلان پيشرفت‏ علمى‏ يا فلان پيشرفت‏ فناورى دست پيدا كند؛ نه، اين‏جور ملتى خودش وارد مى‏شود، مرزهاى دانش را هم مى‏شكند و عبور مى‏كند و خودش را نشان مى‏دهد. اگر هم خارجى‏ها، رقبا، دشمنان مى‏بينند كه در اين صد سال اخيرِ قبل از انقلاب اين حالت پيش نيامده، بايد بدانند كه در آن وقت‏ها نمى‏گذاشتند ملت ايران حركت شايسته‏ى خودش را بكند؛ و الّا ملت ايران هميشه يك ملت بااستعداد بوده است. ما همان ملتى هستيم كه در همه‏ى دوران اسلامى، از همه‏ى ملتهاى مسلمان، بدون استثناء، پيشروتر بوديم و در همه‏ى علوم و فنون؛ در فلسفه، در علم‏، حتّى در علوم مربوط به زبان عربى پيشروتر بوديم؛ بزرگترين زبان‏دان‏ها و نحوى‏ها و علماى علم زبان عربى، ايرانى‏اند و حتّى بهترين و قوى‏ترين كتابها را هم در همان رشته، ايرانى‏ها نوشته‏اند. اين ملت هميشه در فلسفه، در علوم گوناگون و در دانش‏هاى تجربى، به قدر زمانه و جلوتر از آن، پيشرو بوده است. اين، همان ملت است؛ منتظر نمى‏ماند؛ لذا منتظر هم نماند و حالا از جمله، توانسته است به دانش هسته‏يى دست پيدا كند. آنچه كه امروز ما داريم، هم دانش هسته‏يى است، هم فناورى هسته‏يى؛ اما آنچه نداريم و جلويش را گرفته‏اند و مانع ايجاد كرده‏اند، تشكيل تجهيزات اين فناورى است؛ يعنى يك علمى را شما كسب مى‏كنيد، بر اساس او يك فناورى را به دست مى‏آوريد؛ رازِ به‏كارگيرى اين دانش را در توليد فلان محصول كشف مى‏كنيد و وسيله‏اش را هم در حدّ حد اقل توليد مى‏كنيد؛ ولى وقتى مى‏خواهيد آن را تكثير كنيد و از آن استفاده‏ى كامل بكنيد، نمى‏گذارند و جلويش را مى‏گيرند؛ اين، چيزى است كه اتفاق افتاده است. حرف ملت ايران اين است كه در مناسبات بين‏المللى، گزينشى نبايد عمل كرد. اينى كه ما رسيدن به دانش هسته‏يى را براى فلان كشور مجاز بشمريم، براى فلان كشور، به دلايل واهى، مجاز نشمريم، براى ملت ايران قابل قبول نيست.

    نظام جمهورى اسلامى كه امروز برايش مسأله‏ى هسته‏يى حل شده است- و البته اين فقط يك مثال است؛ بارها من اين را گفته‏ام- همان نظامى است كه روز اوّلى كه به وجود آمد، مستكبران عالم نه تصور مى‏كردند و نه اگر تصور مى‏كردند، يك موى تنشان راضى بود كه اين كشور بتواند در زمينه‏هاى علمى‏ پيشرفت‏ كند. يكى از شما جوانها الآن بيان كردند كه در اوايل انقلاب ما در دانشگاه‏ها مشكل استاد داشتيم، مشكل پزشك داشتيم، مشكل متخصص داشتيم؛ اما امروز كشور از لحاظ علمى‏ پيشرفته‏ است. البته ما نبايد همت خود را كم كنيم. مقدارى كه پيش آمده، نسبت به آنچه بايد پيش مى‏آمد، و نسبت به توانايى ما خيلى كم است.

    مواردى را كه بعضى از شما عزيزان از پيشرفت‏هاى‏ علمى‏ ما گفتيد، بخش كوچكى از پيشرفت‏هاى‏ علمى‏ و تحقيقاتى و فناورى ما در كشور است؛ چيزهاى بيشترى با دامنه‏هاى گسترده‏تر بتدريج بروز خواهد كرد و الآن در جريان است و وجود دارد. اين جلسه نماد «ما مى‏توانيم» است.
    نخبگان كشور فقط شماها نيستيد؛ اما شما گلچينى از اين دسته‏ى باارزش كشور ما و جوانهاى ما هستيد. اين به همه نشان مى‏دهد كه در ميان جوانان ما افرادى هستند كه مى‏توانند در مسابقات جهانى و در عرصه‏هاى وسيع مسابقاتى در داخل كشور رتبه‏هاى برجسته‏اى را بياورند و اين‏ها استعدادهاى درخشان هستند و از اين استعدادهاى درخشان ما در كشور زياد داريم و با تكيه‏ى به اين‏ها ملت ايران و كشور عزيز ما خودش را خواهد ساخت و پيش خواهد برد و دره‏ى ژرفى را كه بين ما و قله‏ى علم در دنيا به وجود آوردند، بتدريج پُر خواهد كرد.
    نكته‏ى دوم اين است كه من با كار نمايشى و- به قول شماها- ويترينى به‏هيچ‏وجه موافق نيستم. البته نمايش شأنى دارد؛ ويترين جايى دارد؛ نمى‏شود اهميت و ارزش نمايش و ويترين و نمايشگاه را انكار كرد؛ اما منحصر شدن در اين، خسران دنيا و آخرت را در پى خواهد داشت.
    ما دنبال كاريم. حرفهايى كه شما امروز بر زبان آورديد- مسأله‏ى اهميت دادن به علم‏، اهميت دادن به تحقيق، اهميت دادن به فناورى، پرداختن به نخبگان؛ اينكه ما وقتى يك نخبه را دلگرم كرديم، هرجاى دنيا هم برود، متعلق به كشور خواهد بود، و مطالب فراوانى كه شما گفتيد و من خلاصه‏اى از آن را يادداشت كردم- حرفهاى من است؛ اين‏ها حرفهايى است كه از ده سال پيش، دوازده سال پيش من دارم مى‏گويم. من امروز نگاه مى‏كنم، مى‏بينم شما بدون اينكه بدانيد يا يادتان باشد كه اين حرفها يك روز از سوى مسئولان نظام گفته شده، خودتان داريد اين حرفها را مى‏زنيد و حرف دل شماست؛ اين پيشرفت‏ است؛ اين همان چيزى است كه ما مى‏خواستيم و به كورى چشم دشمنانى كه نمى‏خواستند، شده است.

    من در يكى از جلسات دانشجوها گفتم شما فكر اين را بكنيد كه پنجاه سال ديگر كشور شما بايد جايى باشد كه هركس به يك پيشرفت‏ علمى‏ احتياج دارد، ناگزير باشد زبان فارسى ياد بگيرد؛ يعنى كشور شما آن‏قدر اثر علمى و تحقيقاتى توليد كند كه همين‏طور كه امروز زبان انگليسى عمدتاً به بركت پيشرفت‏ فناورى امريكا و بعضى از كشورهاى ديگر در دنيا رايج شده، شما بتوانيد زبان فارسى را به تبع رشد علمى‏تان‏ در دنيا رايج كنيد. شما بايد بتوانيد در قله قرار بگيريد؛ اين شدنى است و اگر همت بگماريم، قطعى است.

    از زمان شروع جنگ تا الآن- اين بيست و چهار پنج سال- ما از زمين به آسمان رفته‏ايم. ما را تهديد مى‏كنند به تحريم اقتصادى و محاصره‏ى اقتصادى! ما در همين دوره‏ى محاصره‏ى اقتصادى بوده كه اين‏همه امكانات را به‏دست آورديم. در سخت‏ترين دوره‏هاى محاصره‏ى اقتصادى جوانهاى ما توانستند سلاح‏هايى را بسازند كه در همه‏ى دنيا آن سلاح‏ها را غير از امريكايى‏ها و يكى دو دولتِ عزيزكرده‏ى امريكا هيچ‏كس نداشت. همين موشك ضد تانك «تاو» را جوانهاى ما در چه شرايطى ساختند؟ همه‏ى درها رويشان بسته بود، اما ساختند. همين پيشرفت‏هاى‏ علمى‏يى‏ كه امروز شما ملاحظه مى‏كنيد دارد بروز مى‏كند، بنده از سالهاى متمادى مى‏گفتم جوانهاى ما دارند كارهاى بزرگى مى‏كنند، كه الآن يكى پس از ديگرى در بخش‏هاى مختلف دارد بروز مى‏كند. البته موضوع انرژى هسته‏يى‏اش به‏خاطر حساسيت دنيا روى آن، برجسته و شاخص شده؛ و الّا در رديف اين كار، كارهاى ديگرى كه در بخش‏هاى گوناگون انجام گرفته، واقعاً اهميتش كمتر از اين كار نيست؛ منتها جنبه‏ى نظامى و دفاعى ندارد. اين‏ها همه در شرايط محاصره‏ى اقتصادى بوده، در شرايط فشار سياسى و اقتصادى بوده، در شرايط بدحسابى و سخت‏گيرى دولتهايى كه حتّى با ما رابطه‏ى اقتصادى هم داشتند، ليكن بدجنسى و ناخن‏خشكى و بدحسابى مى‏كردند، بوده؛ ولى ما توانستيم. اين، ظرفيت خيلى بزرگى براى يك ملت است كه مى‏تواند. اين ظرفيت را جوانهاى ما بايد بشناسند.

    امروز تصوير نظام جمهورى اسلامى در دنيا، تصوير ديگرى است؛ احساس مى‏كنند كه اين نظام مردمى است؛ مردم پاى اين نظام ايستاده‏اند؛ احساس مى‏كنند كه شعارهاى انقلاب برخلاف آنچه آن‏ها تبليغ مى‏كردند، زنده است. تصور مى‏كردند كه مبانى امام و مبانى انقلاب به فراموشى سپرده شد و نسلهاى جديدى كه روى كار آمده‏اند، از آن مبانى روگردان شده‏اند و حتّى مسئولان و رجال اين نظام هم تجديد نظر كرده‏اند؛ اما اين‏ها همه به هم خورد و روشن شد كه نه، نظام اسلامى اگر پيشرفت‏ علمى‏ داشته، اگر در ميدان فناورى پيشرفت داشته، اگر بروز استعدادها در طول اين دو دهه به شكل حيرت‏آورى در همه‏ى صحنه‏ها چشم همه را به خود متوجه و خيره كرده، اگر اين‏همه ساخت‏وساز و نوسازى كشور در همه‏ى زمينه‏ها انجام گرفته، همه‏ى اين‏ها در بستر تفكر نظام اسلامى صورت گرفته و دست هدايت‏گر انقلاب و نام امام و ياد امام و راه امام پيشواى همه‏ى اين حركات بوده و انگيزه‏هاى ايمانى اين حوادث را به وجود آورده؛ اين را همه حس كردند و فهميدند؛ تصور غلطى كه در ذهن‏ها بود، تصحيح شد و اعتبار نظام جمهورى اسلامى بالا رفت. امروز با اين وضعيت جديد، احساس بنده اين است كه وظايف سنگين‏ترى بر دوش همه است. من فقط چهار مورد را به اشاره و كوتاه عرض مى‏كنم؛ چون وقت زياد نيست.

    با خدا باشيد؛ دل به خدا بسپاريد؛ توكلتان را به خداى متعال از دست ندهيد؛ به نيروى عظيمى كه خداى متعال در دل شما، در ذهن شما، در اراده‏ى شما، در وجود شما و در جسم شما به وديعه قرار داده است، باور و ايمان بياوريد و بدانيد با اين نيرو مى‏توانيد كوههاى عظيم را جابه‏جا كنيد. اقيانوس ملت ايران ممكن است گاهى آرام به نظر برسد؛ اما اگر طوفانى شد، سونامى‏ها به وجود خواهد آورد. اگر اين اقيانوس عظيم با تكيه‏ى بر اعماق دينى و ايمانى‏اش به طوفان برخيزد، جوانهاى ما كارهاى بزرگى انجام مى‏دهند. اين كارهاى بزرگ فقط در ميدان جنگ نيست- يك نمونه مربوط به ميدان جنگ است- در ميدان علم‏ هست؛ در ميدان مسائل اجتماعى هست؛ در ميدان مسائل فرهنگى هست؛ در ايجاد فضائل اخلاقى و گسترش اين فضائل در ميان مردم هست؛ در ميدان فناورى و پيشرفت‏هاى‏ علمى و فنى هست. اين كارها و اين معجزه‏ها همه از شما جوانها برمى‏آيد؛ از شما ملت عزيز ايران برمى‏آيد؛ از بسيج جوان و پير و زن و مرد برمى‏آيد. ملت ايران نمادش بسيج است و همه‏ى ملت ايران در واقع اجزاى بسيج‏اند. خداى متعال روح امام بزرگ و راحل ما را شاد كند كه اين بنيان رفيع را او پى‏ريزى كرد و اين نهال را او پرورش داد و آبيارى كرد، كه امروز به اين درخت تناور تبديل شده است.

    براى ما مسأله‏ى هسته‏يى، مسأله‏ى علمى‏ و اقتصادى است. در مسأله‏ى هسته‏يى، راهى را كه تا الآن آمده‏ايم و بحمد اللّه به طور كامل هم موفق بوده‏ايم، اگر بتوانيم در آن پيش برويم و به آخر برسانيم، اين يك پيشرفت‏ علمى براى كشور است. جوانان ايرانى در اين ميدان، مهارت و استعداد و توانايى علمىِ خودشان را ثابت كرده‏اند؛ اين از لحاظ علمى خيلى براى ما باارزش است. از لحاظ اقتصادى هم مقرون به صرفه است. آن‏ها مى‏گويند شما از همين نفت و سوختهاى فسيلى- يعنى منابع تجديدناپذير و تمام شدنى- استفاده كنيد. اين مثل اين است كه شما بخواهيد در باغچه‏ى خودتان سبزى بكاريد يا ميوه توليد كنيد و بفروشيد و زندگيتان را از آن اداره كنيد؛ كسى بگويد نه آقا، شما برو اشيايى كه در خانه‏ات هست- آن يادگارهاى قديمى، آن نگين تاريخى، آن فرش زير پايت- بفروش و بخور.

    البته ما هميشه بايد در ناكامى‏ها در درجه‏ى اول خود را مخاطب قرار دهيم. قرآن مى‏فرمايد: «ما اصابك من حسنة فمن الله و ما اصابك من سيئة فمن نفسك». ما در درجه‏ى اول بايد خود را در همه‏ى چيزهايى كه به نظرمان ناكامى و بى‏توفيقى مى‏آيد، مخاطب قرار دهيم؛ ولى به‏هرحال شكر الهى را با اين همراه كنيم و اجر الهى را براى كارى كه به‏خاطر او انجام مى‏گيرد، مسلّم بدانيم. بنابراين من به سهم خودم- آن مقدارى كه شاهد تلاشهاى شما بودم- از شما تشكر مى‏كنم. در سالهاى گذشته من شاهد تلاش پُرحجم و جدى جناب آقاى خاتمى و شما برادران و خواهران در همه‏ى زمينه‏ها بودم؛ اين چيزى است كه ما بايد آن را نعمت بزرگى از نعم الهى بدانيم. شما در اين مدت كار سخت و تلاش متراكمى را انجام داديد و بحمد اللّه به توفيقات زيادى هم رسيديد. امروز، هم در زمينه‏ى صنعت، هم در زمينه‏ى كشاورزى، هم در زمينه‏ى علم‏ و فناورى، هم در زمينه‏هاى گوناگونِ خدمات، ما پيشرفت‏هاى‏ بسيار چشمگير و زيادى داريم؛ اين‏ها براى اين كشور و اين ملت خواهد ماند و از حافظه‏ى اين ملت زدوده نخواهد شد. همه‏ى شما برادران و خواهرانى كه در اين كارها سهيم يا مؤثر يا مؤسس بوديد، يقيناً در اجر و پاداش اين تلاشها سهيم هستيد.

    اين مكتب، نظام اسلامى را بنيان‏گذارى كرد. بيست و پنج سال از آن زمان مى‏گذرد. بيشترين حملات هم در طول اين بيست و پنج سال به كشور و ملت ما و اين مكتب سياسى شده است؛ اما ملت ما روز به روز پيشرفت‏ كرده است. ملت ما در زمينه‏ى علم‏، در زمينه‏ى عمران، در زمينه‏ى سياست بين‏الملل، در زمينه‏ى ارتقاى آگاهى‏هاى گوناگون، در زمينه‏ى ساخت زيربناهاى عظيم كشور، در زمينه‏ى به‏دست آوردن قدرت فناورى و احياى استعدادهاى مردمى، و در بسيارى از زمينه‏هاى ديگر، پيشرفتى‏ داشته است كه در گذشته حتّى تصور آن را هم نمى‏كرده؛ اين به بركت اسلام است. ما هرگز ادعا نمى‏كنيم كه در برنامه‏هاى انقلاب، بهنگام و به‏روز پيش رفته‏ايم و در آنجايى كه بايد باشيم، هستيم؛ نه، اما اين كم‏كارىِ ماست. ما مسئولان در رده‏هاى مختلف اگر بيشتر و بهتر كار كنيم، بدون شك موفقيتها بيشتر خواهد شد. امروز هم موفقيتهاى بسيارى داريم. امروز ملت ما قوى است؛ دولت ما قوى است؛ زيربناهاى كشور آماده است و پيشرفت علمى‏ و استخراج استعدادهاى جوانان ما محيرالعقول است. ما مى‏توانيم حركت خود را شتاب دهيم؛ و اين كار را هم ملت ما خواهد كرد و به فضل پروردگار و به حول و قوه‏ى الهى پيشرفت مى‏كنيم. امروز پرچم اسلام، پرچم دين‏دارى، پرچم شجاعت و پرچم نوآورى در زمينه‏ى سياست در دست ملت ماست. دشمن‏ها در تبليغاتِ خود سعى مى‏كنند اين دستاوردها را كوچك نشان دهند و آنچه را كه اين ملت به‏دست آورده، از قلم بيندازند؛ اما نمى‏توانند.

    آنچه را كه امروز به عنوان اهداف اين انقلاب تعيين كرده‏ايم، بايد با همان روش امام دنبال كنيم؛ با صراحت، با تبيين كامل و با جرأت و جسارت لازم؛ بايد دليرانه وارد اين ميدان شد. ما بايد بدانيم آنچه ما را در مقابل دشمنان نگه مى‏دارد و استقلال و آزادى و هويت ما را حفظ مى‏كند، اين است. اين ملت اگر بخواهد به آبادى كشور و به پيشرفت‏ علم‏ برسد و اگر بخواهد در قافله‏ى چالش‏هاى گوناگون مادى دنيا- مسأله‏ى تجارت، مسأله‏ى كشاورزى و ديگر مسائل- پيشرفت كند، راهش اين است كه خط امام را دنبال كند؛ چون اين خط، خط استقلال، بازگشت به هويت خود، استخراج گنجينه‏هاى پنهانِ درون سينه‏ى انسانها و بالفعل كردن اين استعدادهاست.

    منطق ما قوى است. ما از لحاظ منطق در مقابل هيچ‏كس كم نمى‏آوريم؛ ديگران در مقابل ما كم مى‏آورند. واقعيت‏هاى جامعه هم صحت آن منطق را نشان داده است. بااينكه در طول سالهاى متمادى خراب‏كارى شده، جنگ و موانع بيرونى بوده، نفوذ آدم‏هاى ناباب در دستگاه‏ها بوده، بى‏همتى و بى‏حالىِ بعضى‏ها بوده؛ درعين‏حال هرجا ما با همان اصول و تفكرات انقلابىِ اصيل جلو رفته‏ايم، واقعاً پيش رفته‏ايم؛ نمونه‏هايش همين پيشرفت‏هاى‏ صنعتى و علمى‏ و گشايش‏هاى گوناگونى است كه در كارها به وجود آمده. هرجا كارِ برجسته‏اى شد، انسان وقتى رفت، ديد يك عنصر مؤمن در آنجا مسئوليتِ تعيين‏كننده‏اى دارد؛ اين را بنده در جاهاى مختلف به تجربه مشاهده كرده‏ام. هرجا كارها لنگ است، به‏خاطر اين است كه در آن از اين بى‏ايمانى‏ها و بى‏ريشه‏اى‏ها كه منجر به نفع‏طلبى و فساد و تبعيض و رفيق‏بازى و امثال اين‏ها مى‏شود، وجود دارد. بنابراين در ميدان عمل هم ما اين فكر را آزموده‏ايم.

    البته ما وارد اين راه شديم و قدرى هم پيش رفتيم و نتايج آن مقدار پيشرفت‏ را هم داريم مشاهده مى‏كنيم. چقدر در اين مملكت كار شده است؛ چقدر از لحاظ علمى‏ و فناورى اين كشور پيشرفت‏ كرده است؛ چقدر اعتماد به نفس جوانان در ميدان‏هاى مختلف علمى‏، فناورى و فعاليت‏هاى گوناگون بالا رفته است. ملتى كه به او تفهيم كرده بودند هيچ كارى نمى‏تواند بكند و همه چيز را بايد ديگران بكنند و او بايد بنشيند و تماشا كند و از آن‏ها گدايى كند، در حال حاضر به احساس استغناء و توانايى رسيده و افق‏هاى جديدى را در مقابل خود ترسيم كرده است. ما خيلى پيشرفت كرده‏ايم؛ اما هنوز در اوايل راه قرار داريم و خيلى بيش از اين بايد پيشرفت كنيم.

    يك دسته كسانى هستند كه توسعه و رشد و پيشرفت‏ علم‏ و ميدان رقابت و آزادانديشى و امثال اين‏ها را مى‏خواهند، اما راه آن را در تقليد مطلق از الگوهاى غرب جستجو مى‏كنند؛ فكر مى‏كنند «ره چنان رو كه رهروان رفتند». رهروان چه كسانى هستند؟ فعلًا اقليتى در دنياى امروز، كه عبارتند از كشورهاى غربى؛ شامل اروپا و كشور ايالات متحده‏ى امريكا و بعضى از كشورهاى پيشرفته‏ى ديگر. من بعد برمى‏گردم و به اين بخش بيشتر مى‏پردازم.
    يك عده هم كسانى هستند كه خويش را در خويش مى‏جويند. به قول آن شاعر:
    گوهر خود را هويدا كن‏
    كمال اين است و بس‏
    خويش را در خويش پيدا كن‏
    كمال اين است و بس‏
    اين‏ها فكر مى‏كنند كه در مجموعه‏ى انديشه و معرفت و دستورالعمل موجود در اختيار ملت ايران و يك جوان آگاه و بيدار ايرانى به‏قدر كفايت براى رسيدن به آن الگو به شكل كامل راه وجود دارد. اين‏ها هم كم نيستند. بنده با اين مجموعه‏ها هم بسيار برخورد داشته‏ام و آشنا شده‏ام. انواع و اقسام نگاه‏ها به مقوله‏ى آرمان‏خواهى وجود دارد كه عرض كردم.

    مسئولان كشور در رده‏هاى مختلف- در سطح كشور، در سطح استان‏ها و شهرها- موظفند عدالت را رعايت كنند و طبقات محروم را همواره مورد توجه قرار دهند. اين خطاست اگر خيال كنيم اسلام با پيشرفت‏ و توسعه و رفاه مادى جامعه مخالف است؛ به‏هيچ‏وجه اين‏طور نيست. جامعه‏اى كه در آن، پيشرفت‏ علمى‏ و عملى، پيشرفت فناورى و پيشرفت دنيايىِ مردم وجود داشته باشد؛ اسلام اين را براى پيروان خود مى‏پسندد. تشويق اسلام به علم‏ و عمل و تلاش و فعاليت، از همين جهت است. سنت الهى بر اين قرار گرفته است كه هر ملتى تلاش و كار كند، بدون ترديد نتيجه‏ى آن را خواهد ديد. بنابراين اسلام حيات مادى مردم را هم تأمين مى‏كند؛ منتها غرق شدن در حيات مادى، فراموش كردن ارزش‏هاى معنوى، ايجاد شكاف بين طبقات جامعه، و فاصله انداختن بين قشرهاى مختلف مردم را نمى‏پسندد و نمى‏پذيرد؛ و اين، نظام اسلامى را ممتاز كرده است.

    همين جاذبه‏ى نظام جمهورى اسلامى است كه دشمنان غدار جهانىِ جمهورى اسلامى را در مقابل آن به صف‏آرايى وادار مى‏كند و تا امروز وادار كرده است. بعضى تصور مى‏كنند ما دشمنان جهانى خود را تحريك كرده‏ايم كه بيايند با ما دشمنى كنند؛ بعضى خيال مى‏كنند شعار «مرگ بر امريكا» امريكا را تحريك مى‏كند كه نسبت به نظام اسلامى و ايران اسلامى دشمنى بورزد؛ اين خطاست. دشمنىِ نظام مستكبر امريكايى و هر مستكبرى در دنيا با نظام اسلامى، به خاطر پرچم برافراشته‏ى عدالت است؛ به خاطر اين است كه مى‏بيند با نام اسلام و با تعاليم والاى اسلام كشورى دارد به سمت رشد و توسعه و پيشرفت علمى و عملى حركت مى‏كند؛ مى‏داند كه‏ اين، جلوى نفوذ آن‏ها را خواهد گرفت. آن‏ها با هر كشورى كه خارج از قلمرو قدرت آن‏ها به توسعه و پيشرفت علمى دست پيدا كند، مخالفند. آن‏ها با هر كشورى كه در ميدان علم و توسعه، به سمت رقابت با آن‏ها حركت كند، مخالفند. آن‏ها در مناطق مختلف عالم- كه از لحاظ منابع حياتى و منابع اقتصادى و زيرزمينى، ثروتمند و غنى است- منافع خودشان را دنبال مى‏كنند و در پى اين هستند كه ظالمانه و مستكبرانه بر اين كشورها پنجه بيفكنند و با قدرت زور و زر و تزويرِ خودشان بتوانند اين منابع را در اختيار بگيرند. آن‏ها براى مردم اين كشور و كشورهاى اين منطقه‏ى از عالم حق حيات قائل نيستند؛ چه برسد به اينكه اجازه داده شود اين ملتها با اراده‏ى خودشان نظامى را تشكيل دهند، حكومتى را سر كار بياورند، رئيس‏جمهورى را انتخاب كنند، دولتى را بيارايند، قوانينى را تصويب كنند، راهى را طى كنند و ابتكارهايى به‏خرج دهند. دشمنى امريكا و استكبار با ايران اسلامى به‏خاطر اين حركت قدرت‏مندانه‏ى مردمى است؛ چون ايمان مردم، علاقه‏ى مردم به استقلال، و اطمينان به نفس مردم، به ضرر آن‏هاست. آن‏ها مى‏خواهند كشور ما را هميشه وابسته نگه دارند. آن‏ها مى‏خواهند از لحاظ فرهنگى، اقتصادى و سياسى كشورهاى اين منطقه را وابسته‏ى به خودشان نگه دارند. وقتى كشورى مستقل است، وقتى اطمينان به نفس دارد و با اعتماد به خود، در راهى كه او را به سمت اهداف والا مى‏رساند، حركت مى‏كند، طبعاً اين‏ها ناراضى مى‏شوند. نارضايى دشمنان جهانى ما به اين خاطر است. آن‏ها وقتى راضى مى‏شوند كه ملت ايران اختيار دين و دنيا و فرهنگ و اقتصاد خود را يكسره به آن‏ها بسپارد. ملت ايران امروز بيدار شده است و زير بار چنين زورگويى‏ها و قلدرى‏هايى نمى‏رود.

    همه‏ى ما پيشرفت‏هاى‏ اين كشور را در زمينه‏ى علم‏، فناورى، تحقيقات و توسعه‏ى اقتصادى مى‏دانيم و مى‏بينيم. اين پيشرفت‏ها براى اين ملت طبيعى است. اگر اين ملت پيشرفت نكند، غير طبيعى است. آنچه بايد روى آن تكيه و براى آن تلاش كرد، اين است كه اين حركت‏ها و اين پيشرفت‏ها در سايه‏ى عدالت اجتماعى انجام بگيرد تا جوانان و همه‏ى مردم بخش‏هاى گوناگون ايران بتوانند از امكانات اين كشور استفاده كنند.

    ما به عنوان مسئولان نظام، وظايف سنگينى داريم؛ اين را ما معترفيم. همچنانى كه معترفيم كه بسيارى از كارهايى كه در اين زمينه‏ها بايد انجام بگيرد، به‏طور كامل انجام نگرفته، يا به خوبى و درستى انجام نگرفته است. نگاه به مقوله‏ى علم‏ و تحقيق و معنويت و پيشرفت‏ در خلاقيت فكرى و ذهنى و علمى، از مقولاتى است كه در كشور ما- لااقل در اين دهه‏هاى اخير- سابقه‏ى زيادى ندارد. اين‏ها محصول نگاه نويى است كه انقلاب به ما داد.

    آنچه ما اصرار داريم در همه‏ى مراحل به ملت ايران عرض كنيم، اين است كه ملت ايران به بركت نگاه به خود توانست قدرت طاغوتى و حكومت فاسد و تا گلو غرق در فساد و وابستگى را سرنگون كند و يك حكومت مردمى برپا سازد. امروز هم كه عربده‏هاى دشمنان اسلام عليه نظام جمهورى اسلامى و ملت ايران از اكناف بلندگوهاى استكبارى بلند است، باز ملت ايران مى‏تواند با اعتماد به خود، با ايستادگى، با عزم و اراده‏ى راسخ و با حفظ همبستگى و اتحاد- كه امسال به عنوان يك كار نمادين، سال همبستگى ملى و مشاركت عمومى اعلام شد- هم به ثروت و رفاه مادى برسد؛ هم به پيشرفت‏ علمى‏ برسد؛ هم فناورى‏هاى نوىِ دنيا را تأمين كند؛ هم از لحاظ ايمان و معنويت، چيزى را كه دنياى مادى غرب در خلأ آن قرار دارد، براى خود به وجود بياورد؛ ايمان را براى خودش تأمين كند و معرفت دينى را در خود عمق ببخشد.

    امروز در عرصه‏هاى اقتصادى، سياسى، علمى‏، فناورى و فعاليت‏هاى بين‏الملل، كشور ايران پيشرفت‏هاى‏ بسيار زيادى كرده. اين را به شما عرض كنم؛ پيشرفت ما نسبت به همسانانِ ما بسيار بيشتر و جلوتر است. ما خيلى پيشرفت كرده‏ايم؛ اما اين پيشرفت‏ها مرهون آن دفاع‏ها و مجاهدت‏هاست. ملت ايران با همه‏ى وجود مرهون تلاش و مجاهدت اين ايثارگران است؛ چه ايثارگرانى كه شهيد شدند، چه ايثارگرانى كه شهيد دادند- مثل شماها- چه ايثارگرانى كه جانباز شدند، چه ايثارگرانى كه زندگى دشوار جانبازى را براى عزيزان خودشان تحمل كردند- پدران اين‏ها، مادران اين‏ها، همسران اين‏ها- چه آن‏هايى كه در بند دشمن جبارِ جرّار اسير شدند و پدر و مادرها لحظه‏لحظه‏ى دوران اسارت را با خون دل تحمل كردند، و چه آن‏هايى كه از اسارت برنگشتند و در همان‏جا شهيد شدند؛ و چه آن‏هايى كه به جبهه‏هاى جنگ رفتند و خطر را پذيرفتند و جان خودشان را كف دست گرفتند و همه‏ى نيروى خودشان را صرف كردند، اما خداى متعال خواست اين‏ها زنده بمانند و بركاتشان براى كشورشان و دنياى اسلام ادامه پيدا كند. سردار سليمانى هم ايثارگر است- او هم يك شهيد است- سردار رئوفى هم همين‏طور؛ سردار احمديان هم همين‏طور. اين سرداران، شهيد زنده‏اند؛ به شرطى كه اين راه را ادامه دهند. البته اين شرط و شروط براى همه است.

    از اين فرصت استفاده مى‏كنم و مطالب اساسىِ مربوط به اين استان و مسائل كشور را به شما جمع عزيزِ مردم كرمان و كسانى كه از برخى شهرهاى ديگر كرمان در اين اجتماع عظيم شركت كرده‏ايد، عرض مى‏كنم.
    اين شهر و اين استان برخوردار از افتخارات تاريخى است. در اين استان چهره‏هاى جاودانه‏يى كه ريشه‏ى علم‏ و هنر و معمارى و پيشرفت‏هاى‏ علمى و دين‏دارىِ عميق و ايمان راسخ را نشان مى‏دهند، در طول تاريخ كشور ما چهره‏هاى بسيارى هستند. قدمت ريشه‏ى علم و هنر در اين استان را از بيش از هزار سال پيش با نام محمد بن عيسى ماهانى، و بعد از او شخصيت‏هاى علمى، هنرى و ادبىِ بزرگى- كه رياضيدان، منجم، عالم، فقيه، شاعر و هنرمند بودند- در گذشته‏ى پُرافتخار تاريخىِ اين استان و اين شهر مى‏توان مشاهده كرد.

    كشور ما در دوران طاغوت عمداً عقب نگه داشته مى‏شد و استعدادها سركوب و به زنجير كشيده مى‏شد. آن روز سياست دنياى استكبارى نسبت به كشور ما- مثل سياست هميشه‏ى استكبار نسبت به كشورها- اين بود كه گاو شيردهى را براى خودشان نگه دارند؛ لذا پيشرفت كشور را نمى‏پسنديدند؛ مى‏خواستند از نفت، معادن، منابع و بازار مصرف كشور استفاده كنند. نمى‏توانستند ببينند كشورى از لحاظ علمى پيشرفت كند و رقيب آن‏ها شود؛ آن‏ها مصرف‏كننده و ريزه‏خوارِ خوان خود را مى‏طلبيدند؛ حكومت هم وابسته‏ى به آن‏ها بود؛ سياست‏ها و برنامه‏ها هم همان سياست‏ها و برنامه‏ها بود.
    انقلاب اسلامى و نظام اسلامى كشور را از وابستگى نجات داد؛ اين قيدوبندها را برداشت و راه ملت را باز كرد. امروز كشور در صنعت، در توليد، در فناورى، در علم‏، در تهيه‏ى زيرساخت‏هاى اساسى براى بناى آينده‏ى كشور، با قبل از انقلاب قابل مقايسه نيست. وقتى آمارها و شاخص‏ها را نگاه مى‏كنيم، بعضى از موارد صدها درصد، بعضى از موارد هزار درصد، و بعضى از موارد هزارها درصد در شاخص‏هاى اساسى پيشرفت‏ پيدا شده است.

    ما نمى‏توانيم از عدالت اجتماعى فقط حرفى بگوييم و بشنويم. ما نمى‏توانيم از صلاح اجتماعى فقط سخنى بگوييم و بشنويم. باور دينى، ايمان انقلابى و باورهاى ملى بايد عمق پيدا كند. كشور ما با ملت مؤمنِ خود- كه در جهت علم‏ و فناورى هم پيشرفت‏ مى‏كند- بايد الگويى بشود از توانايى و اقتدار و پيشرفت، تا مسلمان‏هاى دنيا را تشويق و نام اسلام را بلند كند. شايسته‏ى ملت ايران چنين جايگاه و چنين موقعيتى است. اين مقطع تاريخى به اين جهت براى ما مهم است.

    انقلاب اسلامى و نظام اسلامى مردم را بيدار كرده؛ به حقوق خودشان آشنا كرده؛ استعدادها را آزاد كرده و مى‏توانند به رتبه‏هاى بالايى برسند. امروز بخشى از شهرهاى استان شما از لحاظ استعداد، از لحاظ قبولى در دانشگاه‏ها و از لحاظ پيشرفت‏ علمى‏ جزو رتبه‏هاى بسيار بالاى كشور قرار دارند. در محيط خفقان نظام طاغوتى، چه كسى تصور مى‏كرد كه جوانها و بچه‏هاى شهرهاى دورافتاده‏ى اين استان بتوانند اين‏طور در ميدان‏هاى علم‏ بدرخشند و اين‏گونه پيشرفت‏ كنند؟ امروز اين اتفاق افتاده است؛ بعد از اين هم به فضل پروردگار روز به روز بيشتر خواهد شد.

    البته نوآورى و ورود جوانها به عرصه‏هاى علمى‏ و پيشرفت‏ آن‏ها ابعاد مختلفى دارد. بعضى از اين ابعاد را ما بايد با مسئولان و دست‏اندركاران در ميان بگذاريم و صحبت كنيم، كه إن شاء اللَّه اين كار را مى‏كنيم، و طرحش در اينجا فايده‏يى ندارد. بنده دائماً در مواقع لازم به مسئولان كشور در بخشهاى مختلف تذكراتى مى‏دهم؛ آن‏ها را به حركت در جهتى كه دوستان در بياناتشان بيان كردند، وادار مى‏كنم و سعى مى‏كنم آن‏ها در اين كارِ بسيار مهم بيشتر تحرك نشان دهند. آنچه مربوط به جلسه‏ى امروز ماست، يك بُعد از اين قضيه است؛ و آن اين است كه شما جوانها متعلق به يك ملت و يك هويت عظيم و ريشه‏دار تاريخى هستيد. سالهاى متمادى گذشته و به اين ملت و اين هويت ملى ظلم شده؛ اين را بايد همه‏ى ما دائماً در برابر چشم داشته باشيم. در طول زمان، حقيقتاً به ملت ما ظلم شده است. توانايى و استعدادى كه امروز در شماها هست، در همه‏ى دوره‏ها در نسل جوان و مردان و زنان كشور ما وجود داشته؛ اما استعداد انسانى احتياج به تشويق، شناخت و تزريق روح اعتماد و اميد دارد تا بتواند شكوفا شود. درست عكس اين سياست در دوره‏هاى مختلف عمل شده. مقصر اصلى هم در اين زمينه، حكومت‏ها و سياست‏ها بودند؛ در اين موضوع اصلًا نبايد ترديد كرد. بعضى مى‏فهميدند دارند چه كار مى‏كنند؛ مثل اغلب مسئولان در دوران پهلوى، كه دانسته و شناخته اين راه را رفتند؛ يعنى از بروز استعدادها جلوگيرى مى‏كردند. علت هم معلوم است؛ عقيده‏ى راسخ آن‏ها اين بود كه ايرانى بايد وابسته بماند. دشمنى آن‏ها با نسل بااستعداد ايرانى، يك دشمنىِ طبيعى نبود. نه اينكه بخواهند واقعاً با اشخاص دشمنى كنند؛ نه، سياست‏هاى قاهر و مسلط جهانى از آن‏ها اين را خواسته بود.

    يك انسان قوى، با كفايت، داراى نشاط و شادابى و شوق به كار و احساس مسئوليت خواهد توانست حركت بيست‏ساله به سمت چشم‏انداز را- كه امسال اين شروع انجام مى‏گيرد- با قوت و قدرت آغاز كند. مديرى كه ملت ايران در انتخابات برخواهد گزيد، شروع‏كننده است؛ در واقع واردكننده‏ى كشور در يك دوره‏ى جديد و در يك حركت تازه به سمت همان چيزهايى است كه ملت ايران به آن احتياج دارد. در طول سالهاى گذشته، از بعد از جنگ تا امروز، كارهاى فراوانى در اين كشور انجام شده؛ هركس انكار كند، بى‏انصافى كرده است. ساخت زيربناهاى كشور، كارهاى عمرانى فراوان، پيشرفت‏هاى‏ علمى‏ و فناورى؛ بنابراين در همه‏ى زمينه‏ها كار شده است.

    امروز تهديدها و جنجال‏هايى كه دولتمردان امريكا پى‏درپى مى‏كنند، بيشتر ناظر به مسأله‏ى انرژى هسته‏يى و به‏دروغ تهمتِ ساختن سلاح هسته‏يى است. هم رئيس‏جمهور امريكا و هم دولتمردان اين كشور بارها و بارها از خطر سلاح هسته‏يى كه به‏وسيله‏ى ايران توليد شود، حرف زده‏اند. خود آن‏ها بخوبى مى‏دانند كه ماجراى ساخت سلاح هسته‏يى يك افسانه است و هيچ واقعيتى ندارد. مسأله‏ى آن‏ها اين نيست؛ مسأله‏ى آن‏ها اين است كه از شكل گرفتن يك ايران قدرتمند و پيشرفته‏ نگرانند. آن‏ها با پيشرفت ملت ايران مخالفند؛ و الّا مى‏دانند كه ما دنبال سلاح هسته‏يى نيستيم. آن‏ها نمى‏خواهند در اين منطقه‏ى حساس كه بيشترين نفت دنيا را دارد و يكى از حساس‏ترين مناطق دنياست- يعنى خاورميانه- كشورى كه مستقل است و زير پرچم اسلام زندگى مى‏كند، پيشرفته باشد و از دانش و پيشرفت علمى‏ و فناورى مدرن برخوردار باشد. حقيقت قضيه اين است كه غربى‏ها ترجيح مى‏دهند ملتهاى اين منطقه- از جمله ملت ايران- هميشه محتاج آن‏ها باشند؛ لذا به ما مى‏گويند شما نيروگاه هسته‏يى هم داشته باشيد، مانعى ندارد؛ اما بياييد سوخت اين نيروگاه را از ما بخريد!

    آنچه امروز در تبليغات غربى‏ها- بخصوص امريكايى‏ها- در مورد انرژى هسته‏يى گفته مى‏شود، هدفش اين است كه ملت ايران را از يك پيشرفت‏ علمى‏ و فناورى محروم كند. اين حق ماست؛ چرا محروم شويم؟ بله، اين حق مسلّم ملت ايران است؛ هم علم‏ است، هم فناورى است، هم سلامت محيطزيست است، هم داراى مصارف پزشكى است، هم اميد و چشم‏انداز پيشرفت‏ براى جوانان كشور است، و بديهى است كه ملت ما اين را از دست نمى‏دهد.
    سياستمداران دروغ‏گو و منافق امريكايى براى اينكه هدف پليد خود را پنهان كنند، ايران را متهم مى‏كنند به اينكه مى‏خواهد كلاهك هسته‏يى درست كند؛ سر موشكهاى بالستيك بگذارد و پرتاب كند! كجا پرتاب كند؟! ما با دشمنانِ خود اين‏طورى رفتار نمى‏كنيم. كاربرد بمب اتمى براى نابود كردن ملتها كار خود آمريكايى‏هاست. آن‏ها تنها دولتى هستند كه اين جنايت بزرگ را تا امروز انجام داده‏اند. غربى‏ها هستند كه سلاح شيميايى ساختند و آن را به كار بردند و در جنگ هشت‏ساله‏ى عراق با ايران آن را در اختيار صدامى‏ها و بعثى‏ها گذاشتند و در مقابل فجايعى كه از اين راه پيش آمد، سكوت كردند و به صدام از پشت كمك كردند. اسلام به ما اين اجازه‏ها را نداده است. ما از علم براى پيشرفت استفاده مى‏كنيم؛ اين بهانه‏ى آمريكايى‏هاست.

    اين كارها، كارهاى چند نسلى است. مقاصد و نتايجى كه مورد نظر ماست، انتظار نداريم حتماً در زمان كوتاهى تحقق پيدا كند؛ ليكن توقع داريم كه تحركى به وجود بيايد و احساس پيشرفت‏ بشود. انسان يك راه را در ظرف يك ساعت طى مى‏كند، يك راه را در ظرف بيست و چهار ساعت طى مى‏كند؛ اما آن راهى هم كه در بيست و چهار ساعت بايد طى شود، انسان بايد ساعت اول احساس كند كه به‏قدر يك ساعت پيش رفته است. ما در همه‏ى زمينه‏ها احساس حركت و پيشرفت‏ را توقع داريم؛ هم در زمينه‏هاى اقتصادى، هم در زمينه‏هاى فرهنگى، هم در زمينه‏هاى ارزشى، هم در زمينه‏هاى علمى‏، هم در زمينه‏ى پيشرفت‏ علم‏ و عمق علمى‏ و دريدن حجاب علمى‏يى‏ كه مانع مى‏شود از اينكه كشورهايى از قبيل كشور ما به نقاط اصلىِ علمى‏ و شكستن مرزهاى دانش و پيش رفتن، دسترسى پيدا كنند؛ كه خوشبختانه در زمينه‏ى اخير، كشور ما از جهت خوب بودن، جزو كشورهاى استثنايى است. استعدادها، خوب؛ توانايى‏ها، خوب؛ قدرت ابتكار علمى و فنى، خوب؛ ما مى‏توانيم در اين زمينه‏ها پيشرفت‏ كنيم، كه پيشرفت‏ هم كرده‏ايم و يك نمونه‏اش مسأله‏ى انرژى هسته‏يى است.

    يكى از مهم‏ترين آرزوهاى هر جوانى در سنين شماها- چه پسر، چه دختر- اين است كه در محيط و جامعه‏اى كه زندگى مى‏كند، اين خصوصيات را مشاهده كند: جامعه‏ى او، يك جامعه‏ى پيشرفته‏ از لحاظ علم‏ و مدنيت باشد؛ از عدالت و روابط اجتماعىِ انسانى و اخلاقى انسانى برخوردار باشد و افق روشنى براى همه‏ى افراد- بخصوص جوانان- وجود داشته باشد. كار بزرگى كه ملت ما در بيست و شش سال پيش انجام داد- يعنى پديد آوردن انقلاب اسلامى- اگر پنجاه سال و يا حتّى سى سال زودتر انجام گرفته بود، امروز اين جامعه‏ى آرمانى را در كشور و خانه‏ى خودمان داشتيم. وقتى مشروطيت به وجود آمد، يا سالهاى بعد از مشروطيت، اگر ملت ايران توانسته بود همان كارى را بكند كه در انقلاب اسلامى كرد، راه از آن زمان شروع مى‏شد و ما امروز مى‏توانستيم شاهد جامعه‏اى باشيم كه هم از لحاظ علمى‏ و صنعتى پيشرفته‏ است، هم يك جامعه‏ى برخوردار از عدالت است، هم يك جامعه‏ى برخوردار از احساس معنويت و ايمان معنوى است- كه اين براى جوانها خيلى مهم است- ولى وقتى ملت ايران تشنه‏ى چنان تحولى بود، نگذاشتند اين تحول صورت بگيرد. اينكه مى‏گويم نگذاشتند، يك محاسبه‏ى كاملًا دقيق و علمى دارد؛ نه اينكه ملت ايران نمى‏خواست يا حاضر به فداكارى نبود؛ چرا، ليكن در دوره‏ى مشروطيت از بى‏تجربگى ملت و رهبران آن استفاده كردند و حركت عظيمى كه در اين كشور عليه استبدادِ درازمدت پادشاهان- كه سرچشمه‏ى همه‏ى بدبختى‏ها بود- به وجود آمده بود، به بيراهه كشاندند و از درون آن را پوچ و منهدم كردند. ماجراى مشروطيت يكى از ماجراهاى تلخ تاريخ اخير ماست. ملت ايران وارد ميدان شدند؛ رهبران روحانى، علماى بزرگ و مراجع از نجف و از داخل كشور مردم را بسيج كردند؛ ملت هم خوب فداكارى كردند؛ اما چون تجربه‏ى كارى نداشتند، دشمنان، نفوذى‏ها و سلطه‏گران بيگانه توانستند اين حركت را از درون منهدم و خنثى كنند و از بين ببرند.

    درس خواندن، پاك‏دامنى و پرهيزِ از سرگرمى‏هاى عاطل و باطل، جزو وظايف جوانهاست. البته من با سرگرمى و تفريح و شادى جوانها خيلى موافقم؛ اما بعضى از سرگرمى‏ها و تفريح‏هاى منحرف را دشمن به قصد غافل كردن ما و جوانان عمداً وارد جامعه‏ى ما مى‏كند. اين، مخصوص جامعه‏ى ما نيست؛ در خيلى جاهاى ديگر هم اين كار را مى‏كنند. در يكى دو سال گذشته خبرهاى متعددى داشتيم كه در كشورهاى مختلف آسيايى- مثل مالزى و چين و ...- و حتّى كشورهاى اروپايى، سى‏دى‏هايى كه به صورت قاچاق وارد كشورشان شده بود و آن‏ها براى جوانها گمراه‏كننده و مضر تشخيص داده بودند، جمع‏آورى و منهدم كردند. در واقع با اين سى‏دى‏ها مثل مواد مخدر- كه دوروبر اين‏ها گشتن، براى جوانها گناه است- برخورد كردند. كسانى هم كه اين محصولات را قاچاق مى‏كنند، غالباً صهيونيست‏هاى خبيث هستند؛ اين‏ها عامل گمراهى و فساد جوانها در خيلى از كشورها، بخصوص در كشورهاى اسلامى، و به‏طور ويژه در ايران هستند. چرا؟ چون از آينده‏ى ايران مى‏ترسند. نمى‏خواهند ملت ايران به پيشرفت‏ علمى‏ و پيشرفت مدنى و پيشرفت اجتماعى‏اى برسد كه براى بقيه‏ى كشورهاى اسلامى الگو شود؛ كمااينكه حركتهاى اسلامى در كشورهاى ديگر نشان مى‏دهد كه ملت ايران تا الآن هم الگو شده؛ منتها روزى كه شما بتوانيد قله‏هاى علم‏ و ايمان و همزيستى‏هاى انسانى و اخلاقى را فتح كنيد و جامعه‏ى پيشرفته‏ى‏ عادلانه‏ى معنوىِ برخوردار از ماده و معنا را به وجود آوريد و ارزشهاى انقلاب را نهادينه كنيد، اسلحه‏ى دشمن بكلى از كار مى‏افتد. مى‏خواهند نگذارند شما به آنجا برسيد.

    بنابراين قهر و ناهمدلى و كج‏تابىِ دنياى غرب با ما، به ضرر ما تمام نشد. بعضى‏ها اين را به عنوان يك فاجعه در نظر مى‏گيرند و مى‏گويند تحريم اقتصادى پدر تكنولوژىِ ما را درمى‏آورد. بله، ممكن است جاده‏ى آسفالته را از جلوى انسان بگيرد، اما هميشه جاده‏ى آسفالته خوب نيست؛ گاهى هم جاده‏هايى كه انسان به دست خودش كشيده و مسيرش را روى آن طى مى‏كند، براى محكم كردن عضلات انسان خيلى مفيدتر است؛ گاهى هم راه را ميان‏بر مى‏كند. جاده‏ى آسفالته‏يى كه ديگران كشيده‏اند، ما را به جاهايى مى‏برد كه كِشنده‏هاى آن جاده مى‏خواستند. اگر بخواهيم خودمان جاده بكشيم، گاهى جاده‏ى ميان‏بُر مى‏كشيم و راه ميان‏بُر مى‏زنيم. ما علت انحطاط خود را در آن افسون‏شدگى مى‏دانيم. امروز ما از آن وضعيت بيرون آمده‏ايم. يكى از بزرگترين خدمات نظام جمهورى اسلامى- همان‏طور كه گفتم- در زمينه‏هاى علم و فناورى اين است كه ما را به اين باور رساند كه مى‏توانيم. امروز اين باور وجود دارد و واقعاً ما مى‏توانيم. ما در زمينه‏هاى اقتباس، قطعه‏سازى، مشابه‏سازى و در مدلهاى فناورىِ امروز دنيا پيشرفتهاى خيلى خوبى كرده‏ايم.نكته‏ى سوم اين است كه اين‏ها به‏هيچ‏وجه كافى نيست. ما هنوز با دانش جهانى خيلى فاصله داريم. البته اين فاصله در دوران انحطاط، خيلى زياد بود؛ اما امروز اين فاصله به آن اندازه نيست. ما توانسته‏ايم پيش برويم، اما هنوز فاصله داريم. اينكه من گفتم توليد علم‏، معنايش اين نيست كه علم‏ ديگران را ياد بگيريم- آن را كه بايد ياد بگيريم و در اين شكى نيست- معنايش اين است كه ما خطِّ مرزِ دانش را بشكنيم، باز كنيم و آفاق جديدى را فتح كنيم؛ البته اين كارِ دشوارى است. ما بايد به فناورى جهشى دست پيدا كنيم؛ ما بايد بتوانيم بر فناورى‏هاى موجود دنيا بيفزاييم؛ ما بايد بتوانيم اختراع صددرصد ايرانى را در بازارهاى دنيا مطرح كنيم. البته در راهى كه تا امروز آمده‏ايم، خيلى خوب آمديم؛ در اين شكى نيست. من تا حدود زيادى با كارها آشنا هستم. سالهاست كه ما آمارهاى گوناگون را از بخش‏هاى مختلف مى‏گيريم و مى‏خوانيم؛ مى‏دانم خيلى پيشرفت‏ كرده‏ايم؛ اما اين پيشرفت‏ها براى جامعه‏ى ايرانى كافى نيست. جامعه‏اى كه پزشك و ستاره‏شناس و عالم اجتماعىِ هزار سال‏ قبلش قرنها بعد در دنيا متلألئ و درخشيده است، اين پيشرفت‏ها براى او كم است. امروز هم بااينكه دنياى پزشكى ممكن است از تحقيقات هزار سال پيش ابن سينا استفاده‏ى زيادى نَبَرد- اگرچه عقيده‏ام اين است كه بازهم دانش امروز مى‏تواند از آن‏ها در زمينه‏هايى استفاده كند- اما وقتى به اين تحقيقات نگاه مى‏كند، تحسين و تجليل مى‏كند. تحقيقات محمد بن زكرياى رازى و خواجه نصير و خيام و خوارزمى و ديگران هم همين‏طور است. شأن ما اين است؛ لذا اين پيشرفت‏ها براى ملت ما كم است. همين چند روز قبل، يكى از چهره‏هاى سياسى ما به يكى از كشورهاى مطرح اسلامى رفته بود- كه من نمى‏خواهم اسم بياورم- رئيس‏جمهور آن كشور جلوى حضارِ غير ايرانى و غير بومى آن كشور، كه از كشورهاى اروپايى بودند- نه در جلسه‏ى خصوصى كه حملِ بر مصانعه و تعارف شود- گفته بود كه ما مسلمانها به ايران افتخار مى‏كنيم؛ هم به امروز ايران و نظام جمهورى اسلامى، هم به ايرانِ در تاريخ اسلام. گفته بود اين پيشرفت‏هاى اسلامى، دانش اسلامى و تمدن اسلامى را ايرانى‏ها رشد داده‏اند و به بالندگى رسانده‏اند و به يك معنا پايه‏گذارى كرده‏اند. ما اين توقع را از خودمان داريم؛ ما مى‏خواهيم در زمينه‏ى دانش و فناورى به جايى برسيم كه شأن ملت ايران است. اين فقط يك نگاه غرورآميز ملى نيست، اين نژادپرستى نيست؛ اين حتى يك نگاه انسانىِ عام به همه‏ى بشريت است؛ به‏خاطر اينكه اگر ما بتوانيم در دانش، در خط مقدم قرار بگيريم، انگيزه‏هاى جهان‏گيرى و جهان‏گشايىِ غرب را نداريم؛ انگيزه‏هاى سودجويانه‏ى از ملتها را نداريم؛ دانش ما كه به سود ماست، به سود ملتهاى ديگر هم هست. رئيس‏جمهور ما در سفر اخير به چند كشور آفريقايى، طرح‏ها و برنامه‏هايى را مطرح كرده بودند. ايشان به من گزارش مى‏دادند و مى‏گفتند ما مى‏توانيم بعضى از اين طرح‏ها را به آسانى انجام دهيم- حتى به شكل نوتر و مدرن‏تر از آنچه اروپايى‏ها انجام مى‏دهند- اما آن‏ها به چند برابرِ قيمت دارند براى كشورهاى آفريقايى انجام مى‏دهند. اين كشورها چاره‏يى هم ندارند؛ مجبورند با يك تاجر اروپايى قرارداد ببندند و او مى‏آيد با قيمت چند برابر برايشان تمام مى‏كند. ما اگر باشيم، اين‏طورى عمل نمى‏كنيم؛ ما با كشورها راه مى‏آييم. نه اينكه سود ملى را نديده بگيريم، بلكه به اين معنا كه سود ناشى از زياده‏روى و تعدى و تجاوز را براى خودمان حلال نمى‏دانيم. ما اگر دانشى داشته باشيم، آن را به ديگران مى‏دهيم. الآن كشورى وجود دارد- بلكه شايد كشورهايى- كه ما يك روز از اين‏ها يك وسيله‏ى مورد نياز در كار نظامى را درخواست كرديم؛ اما اين وسيله بااينكه ساخت كشور ديگرى بود، هرچه كرديم، به ما ندادند! اجازه نداشتند بدهند. البته آن كشور با ما بد نبود، اما اجازه نداشت بدهد. اين قضيه، مربوط به سالهاى اوايل دهه‏ى 60 بود. كشورى كه آن روز محصول ساخته شده را حاضر نبود به ما بدهد، امروز فناورى ساخت آن را كه خود ما به‏دست آورده‏ايم- و او نمى‏توانست به‏دست بياورد- به او مى‏دهيم؛ البته مى‏فروشيم. ما اگر در صنعت و در دانش پيشرفت كنيم، به سود دنيا و ملتهاى عقب‏افتاده و در درجه اول به سود دنياى اسلام است. بنابراين، اينكه ما بايد پيشرفت كنيم و مرزهاى علم را بشكنيم و باز كنيم، يك نگاه نژادپرستانه‏ى خودخواهانه نيست، كه ما چون ايرانى هستيم، بايد اين كار را بكنيم. بله، ما غرور ملى هم داريم؛ اين را انكار نمى‏كنيم. ما به گذشته‏ى خودمان نگاه مى‏كنيم و احساس عزت و سرافرازى مى‏كنيم. ما كسانى بوديم كه اسلام را با آغوش باز پذيرفتيم؛ ما كسانى بوديم كه اهل بيت را زودتر از خيلى‏هاى ديگر شناختيم؛ ما كسانى بوديم كه در راه گسترش اسلام اين‏همه تلاش كرديم؛ ما كسانى بوديم كه مظلومان اهل بيت را كه در خانه‏هاى خود- يعنى مدينه و مكه و كوفه- امان نداشتند، در آغوش خود پذيرفتيم.

    ما به كسانى كه از طرف ايران مشغول مذاكره هستند، اعتماد داريم و از كار آن‏ها حمايت مى‏كنيم؛ منتها طرف مقابل بايد بداند كه با ترفندهاى سياسى و با تضييع وقت نمى‏تواند ملت ايران را از عزم راسخ خود براى پيمودن راه فناورى انرژى هسته‏يى بازبدارد. مسئولان ما محاسبه كردند، محاسبه‏شان هم درست است. پيگيرى اين كار براى پيشرفت‏ كشور- هم پيشرفت مادى، هم پيشرفت سياسى، هم پيشرفت علمى‏- مفيد و لازم است؛ اين جزو مصالح ملى است؛ اين را مسئولان درست فهميده‏اند و پايش هم ايستاده‏اند. اروپايى‏ها اگر مى‏خواهند در اين زمينه با ايران اسلامى به يك تفاهم واقعى برسند، بايد تأثير فشار امريكا و صهيونيست‏ها را روى خودشان كم كنند؛ نبايد تحت تأثير قرار بگيرند. با ملت ايران، مثل ملت ايران مواجه شوند. ملت ايران، يك ملت بزرگ و بافرهنگ است- اين را ثابت كرده- نمى‏توانند با ملت ايران مثل يك ملت عقب‏افتاده و يك كشور مستعمره معامله كنند؛ چنين توهينى را ملت ايران بر آن‏ها نخواهد بخشود.

    اينكه بنده راجع به پيشرفت‏ علم‏ اين‏همه تأكيد مى‏كنم، به‏خاطر اين است كه عالم شدن و دست يافتن به علم و فناورى، نقش بسيار زيادى را در اين آينده ايفا مى‏كند. اين آينده، متعلق به شما جوانهاست و بدانيد كه روزهاى عزت و شوكت حقيقى ملتها را إن شاء اللّه خواهيد ديد و ثمره‏ى اين ايستادگى‏ها را خواهيد چشيد. امروز در كشور ما بحمد اللّه هم اتحاد هست، هم ايمان هست، هم آگاهى و شور هست؛ البته تلاش مى‏كنند كه نگذارند. در همين قضاياى انتخابات كه مردم حقيقتاً با شور و شعور و انگيزه شركت مى‏كنند، حضور مردمى كاملًا پيداست.

    جوانان عزيز ما در دانشگاه افسرى و در همه‏ى دانشگاه‏هاى نظامى كشور با دو هدف به كار و تحصيل اشتغال دارند: هدف اول، دانش و هدف دوم، آمادگى و تربيت نظامى. نظاميان در جمهورى اسلامى ايران بايد مردمان دانشمند و فرزانه و داراى نگاه بامعرفت و شناخت نسبت به همه‏ى مسائل جامعه، بلكه همه‏ى مسائل آفرينش باشند. تحصيل، يك موقعيت و زمينه‏ساز موفقيت‏هاى بزرگ است. اولين كار شما جوانان، فراگيرى آموزش‏ها و بالا بردن سطح دانايى‏هاست. با دانايى است كه يك انسان، يك جامعه و يك كشور توانايى به‏دست مى‏آورد. آنچه بر سر ملتهاى عقب‏افتاده‏ى دنيا آمد، بر اثر غفلت و نادانى بود. هدف دوم، روحيه‏ى نظاميگرى و پرورش روح شجاعت و دلاورى است. فراگيرى فنون نظامى بايد با اين روحيه همراه باشد. نظاميان- چه ارتشى و چه سپاهى و چه ساير نيروهاى مسلح- كسانى هستند كه در راه آرمان‏هاى والاى كشور و جامعه‏شان و در راه پيشرفت‏ كشور و اقتدار ملتشان، آماده‏ى نشان دادن دلاورى و فداكارى‏اند. يك ملت، بخصوص وقتى‏كه در پى آرمان‏هاى بلند باشد، دشمنانى خواهد داشت و بدون شك اين دشمنان از اعمال قدرت اجتناب نخواهند كرد. يك ملت اگر بخواهد سرافراز بماند، بايد قدرتمند باشد. اين قدرت در شكل نظامى آن به‏وسيله‏ى نيروهاى مسلح انجام مى‏گيرد. نيروهاى مسلح حصار مستحكم يك ملتند. آرمان‏هاى جمهورى اسلامى- كه در خطابه‏ى دانشجويان عزيز به آن اشاره شد- آرمان‏هاى والاى انسانى و الهى است. آرمان‏هاى جمهورى اسلامى، تعالى انسان، پيشرفت‏ انسان، رفاه انسان، اقتدار جامعه، پيشرفت‏ در همه‏ى ميدانهاى معرفت انسانى، حمايت از عدل در سراسر جهان و مقابله با زورگويان و تجاوزگران و زياده‏طلبان است. اين‏ها آرمان‏هايى است كه وقتى يك ملت خود را به آن‏ها معتقد و ملتزم بداند، هم در پيشگاه خداوند و در ملكوت اعلى، و هم در پيشگاه همه‏ى آحاد انسانيت در سراسر جهان ارج و قدر خواهد يافت. به همين دليل است كه نظام جمهورى اسلامى با طرح آرمان‏هاى والاى خود در محيط جهانى- كه مثل نسيم بهارى در همه جاى جهان جارى شد و به گوش همه رسيد- در چشم ملتها موقعيت بسيار والايى پيدا كرد. امروز در سرتاسر جهان هرجا كه اثر مخرب تبليغات پُرحجم دشمنان راه را مسدود نكرده باشد، ملتهاى جهان، ملت ايران را به چشم عظمت و بزرگى نگاه مى‏كنند و براى شما قدر مى‏شناسند. در دوران جنگ تحميلىِ هشت‏ساله، كه نيروهاى مسلح و ملت ايران آن دفاع جانانه و فراموش‏نشدنى را از خود نشان دادند، بسيارى از ملتهاى مسلمان، آيين شما، مذهب شما، افكار شما و عقايد شما را به بركت همان دفاع جانانه و ايستادگى در مقابل زورگويى و تجاوزگرى، بدون هيچ تبليغى پذيرفتند؛ اين‏ها واقعيت است. آرمان‏هاى جمهورى اسلامى آرمان‏هايى است كه در عمق جانِ همه‏ى ملتها وجود دارد. همه‏ى ملتها استقلال و آزادى و رهايى از چمبره‏ى زورگويانِ قدرت‏طلب جهانى را طالبند. همه‏ى ملتها طالب رفاه و علم‏ و زندگى سعادتمندانه و برخوردار از امنيت و آرامش‏اند، كه جز با كمك فضاى معنوى و روح لطيف دينى به‏هيچ‏وجه براى انسان قابل دسترسى نيست؛ اين‏ها همه در شمار آرمان‏هاى والاى جمهورى اسلامى است. ما براى ملتِ خود اقتدار را نه براى تجاوزطلبى، رفاه را نه همراه با شكاف اجتماعى، پيشرفت علمى‏ را نه با غفلت از آرمان‏هاى معنوى؛ بلكه رفاه را با عدالت، پيشرفت علمى‏ را همراه با امنيت روانى و روحى، و اقتدار را همراه با نگاه برادرانه به همه‏ى ملتهاى جهان طالبيم؛ اين‏ها آرمان‏هاى جمهورى اسلامى است. شما در اين دانشگاه- كه به نام مبارك امام على (عليه‏السّلام) مزين است- و در هر دانشگاه نظامى ديگر، در راه اين آرمان‏ها حركت مى‏كنيد و با كوشش جوانانه‏ى امروز خويش، خود را براى دفاع مردانه و دلاورانه آماده مى‏كنيد. اين موقعيتِ بسيار بزرگى است؛ اين فرصتِ بسيار عزيز و مغتنمى است؛ اين را قدر بدانيد.

    اشاره كردم كه علم‏ مقوله‏ى بسيار مهمى است. امروز انسان وقتى به راه‏هاى مختلف براى پيشرفت‏ كشور نگاه مى‏كند، مى‏بيند همه منتهى مى‏شود به علم‏. لعنت خدا بر كسانى كه در طول ده‏ها سال كشور را از پيشرفت‏ علمى‏ بازداشتند. وقتى پيشرفت‏ علمى‏ وجود داشته باشد، پيشرفت‏ فناورى را هم با خودش مى‏آورد، و پيشرفت‏ فناورى هم كشور را رونق مى‏دهد و در جامعه نشاط به وجود مى‏آورد. اگر علم‏ نباشد، هيچ‏چيز نيست؛ و اگر فناورى هم باشد، فناورىِ عاريه‏يى و دروغى و وام‏گرفته‏ى از ديگران است؛ مثل صنعت‏هاى مونتاژى كه وجود دارد. علم را بايد رويانيد. به نظر من رسانه مى‏تواند در نهضت توليد علم و فكر و نظريه و انديشه در زمينه‏هاى مختلف- چه در زمينه‏ى فنى و چه در زمينه‏ى انسانى و غيره- نقش ايفا كند. شما مى‏توانيد خط توليد علم و فكر و نظريه را برنامه‏ريزى‏شده دنبال كنيد؛ به بحثهاى منطقى و مفيد دامن بزنيد؛ كرسى‏هاى نوآورى را تلويزيونى كنيد و چهره‏هاى علمىِ نوآورِ خوب را مطرح نماييد.
    خدا رحمت كند آقاى احمد بيرشك را- نمى‏دانم شماها با ايشان آشنا بوديد يا نه- پيرمرد جالبى بود. ما پيرىِ ايشان را ديديم و درك كرديم؛ اگرچه از نوجوانى با اسم و كتابهاى ايشان در مدرسه آشنا بوديم. پيرمرد در نود و چندسالگى، پُر تحرك و پُرتلاش بود. من از او خيلى خوشم مى‏آمد. ايشان با من هم ملاقات كرده بود. از جمله چيزهايى كه من از اين پيرمرد ديدم و خيلى لذت بردم، اين بود كه چند سال قبل تلويزيون به مناسبتى با او مصاحبه كرد و گزارشگر به او گفت توصيه‏اى به جوانها بكنيد. اين پيرمرد مثل يك جوان، جوانها را توصيه كرد به درس خواندن و علم آموختن. من خيلى خوشحال شدم. گفتم از طرف من به‏خاطر همين دو كلمه توصيه، از آقاى احمد بيرشك تشكر كنيد. ببينيد يك پيرمردِ معتقد به علم و پيشرفت علمى و تحرك جوانها، يك جمله حرفش مى‏تواند يك‏عالم تأثير بگذارد. به نظر من شما در مقوله‏ى علم، مطلقاً بى‏طرف نيستيد؛ جزو مسئوليتهاى مهم شماست كه بايد مسأله‏ى علم را دنبال كنيد.

    ملاحظه كنيد! نظام جمهورى اسلامى به وجود آمد؛ قدرتهاى مسلط دنيا در آن روز مى‏فهميدند كه نظام جمهورى اسلامى براى مقاصد قدرت‏طلبانه‏ى آن‏ها يك تهديد است؛ اين‏ را درك مى‏كردند، لذا از اول با او مخالفت كردند؛ اما اين تهديد به‏خاطر خودِ كشور ايران نبود، بلكه به‏خاطر اين بود كه جمهورى اسلامى حرف نو و حرف تازه‏اى است؛ در دنياى اسلام و در عرصه‏ى سياست بين‏الملل، حرف و ايده‏هاى نُوِ جمهورى اسلامى، جزو ايده‏هاى جذاب است و خيلى از مبانى آن‏ها را متزلزل مى‏كند. آن‏ها اين مسائل را مى‏دانستند؛ ليكن به خودشان تسلا مى‏دادند كه جمهورى اسلامى قادر بر ماندن نيست؛ چون در دنيايى كه علم‏ و فناورى حرف اول را مى‏زند و ثروت هم از راه علم و فناورى به‏دست مى‏آيد، وقتى كشورى از لحاظ علمى و فناورى توانايى نداشت و محاصره هم شد؛ نگذاشتند به آن برسد، به خودىِ خود خواهد خشكيد؛ مثل درختى و نهالى كه به آن آب و هوا ندهى؛ بتدريج مى‏خشكد و احتياجى نيست كه آن را قطع كنيد؛ خودش از بين مى‏رود. آن‏ها درباره جمهورى اسلامى اين‏طور خيال مى‏كردند؛ لذا در اوايل انقلاب مى‏گفتند تا دو ماه ديگر، گاهى مى‏گفتند تا يك سال ديگر و گاهى مى‏گفتند تا پنج سال ديگر، جمهورى اسلامى رفتنى و نابودشدنى است! مرتب به خودشان وعده مى‏دادند. آن‏ها هم محاصره‏ى اقتصادى كردند، هم محاصره‏ى علمى كردند، هم محاصره‏ى فناورى و تكنولوژيك كردند، هم جنگ را تحميل كردند، هم از طرف مقابل ما در جنگ، هرچه توانستند حمايت كردند و كمكش كردند كه بلكه بتوانند اين مشكلات را آوار كنند روى سر جمهورى اسلامى و آن را از بين ببرند؛ اما حالا مى‏بينند كه بعد از بيست و پنج سال، جمهورى اسلامى از زير آوارها قد كشيده و بيرون آمده؛ روى پاى خودش ايستاده و به خود متكى و اميدوار است و به آينده خوش‏بين و در زمينه‏ى علمى و فناورى هم پيشرفت‏ كرده است؛ اين‏ها واقعياتى است؛ اين واقعيات را آن‏ها مى‏فهمند و مى‏دانند كه در بعضى از زمينه‏هاى بسيار مهم و حساس، رتبه‏هاى اول را در دنيا به‏دست آورده است.

    ما در اين سالها پيشرفت‏ خوبى داشته‏ايم. در طول بيست و دو سال، از وقتى‏كه جمهورى اسلامى خودش را يافت و وارد ميدانهاى گوناگون سازندگى شد- از سالهاى دوم، سوم انقلاب تا امروز- پيشرفت‏ ما خوب بوده است. ما همان كشورى هستيم كه سيم‏خاردار را هم بايد وارد مى‏كرديم؛ اما الآن مى‏توانيم موشكمان را هم صادر كنيم. آن روز ما در زمينه‏هاى گوناگون علمى‏، همه جا توى كوچه‏هاى بن‏بست بوديم؛ اما امروز در اغلب زمينه‏هاى علمى‏، راه را باز، ميدان را وسيع و روندگان را پُرنشاط مشاهده مى‏كنيم. حركت علمى‏ در كشور راه افتاده است. پيشرفتهاى‏ زيادى هم وجود داشته كه بعضى را در آمارها امروز آقاى رئيس‏جمهور بيان كردند و بسيارى ديگر هم پيشرفتهاى نظام اسلامى است. اين تجربه‏ى ملت ايران است؛ تجربه‏ى پيشرفت، تجربه‏ى موفقيت، توكلِ به خدا، تصميم بر تحقق بخشيدن به ارزشهاى الهى و اسلامى و كوتاه نيامدن در اين ميدان- كه جاى كوتاه آمدن نيست- و برنامه‏ريزى براى پياده كردن اين ارزشها و اين اهداف در بخشهاى گوناگون نظام اسلامى؛ اين جزو وظايف حتمى و قطعى ماست و اميدواريم إن شاء اللّه خداى متعال مقدر فرموده باشد كه مسئولان كشور و قواى سه‏گانه بتوانند در اين زمينه گامهاى موفقى بردارند و كار اساسى‏اى بكنند. هم قوه‏ى مجريه، هم قوه‏ى مقنّنه، هم قوه‏ى قضائيه توجه داشته باشند كه امروز كشور تشنه‏ى كار كردن آن‏هاست. بايد كار و تلاش كرد و ظرفيت توانايى‏ها و كاركرد كشور را بالا برد.

    امروز بحمد اللّه نيروى انتظامى پيشرفتهاى‏ بسيارى را در جنبه‏هاى مختلف؛ نظم و سازماندهى، آگاهى و هوشمندى و آشنايى با شيوه‏هاى علمى‏، ارتباط با مردم و پيدا كردن اولويتها، از خود نشان مى‏دهد كه مايه‏ى خرسندى است و يقيناً وقتى نگاه درست به مقوله‏ى عزم و نظم و امنيت وجود داشته باشد و اين با مديريت قوى، برنامه‏ريزى علمى‏ و كار بى‏وقفه همراه شود، نتيجه‏اش براى اين نيرو، افتخارآميز و براى ملت شيرين خواهد بود. ما امروز خوشبختانه نشانه‏هاى اين شاخصهاى اصلى را به صورت بارزى در نيروى انتظامى مشاهده مى‏كنيم. البته به اين اندازه قانع نيستيم، ولى پيشرفتها ما را اميدوار مى‏كند كه همچنان مى‏توانيم به كامل كردن و پيش رفتن خود ادامه بدهيم.
    خدا را شكر مى‏كنيم كه ملت ايران در بخشهاى مختلف نشان داده كه يك ملت سترون نيست؛ ملتى پُربار، پُراستعداد، آماده‏ى پيشرفت در همه‏ى جنبه‏هاى علمى و عملى است.

    آنچه مناسب مى‏دانم در اين جلسه به شما عرض كنم- درحالى‏كه برخى از مطالبى كه مى‏خواستم به شما بگويم، خود شما آن‏ها را بيان كرديد- اين است: كار شما پيشرفت‏ علمى‏ و پيگيرى عقلانيت علمى است؛ اين كارى است مطلوب اسلام و مورد نظر و مورد تحريص و تحريض اسلام. ما به عنوان مسلمان و مؤمنِ به اين آئين، وظيفه داريم كار علمى و رسيدن به اوج علمى را هم در حركت فردى خودمان و هم در برنامه‏ريزى جمعى كشور دنبال كنيم؛ اين وظيفه است؛ نگاه به اين قضيه، بايد به اين شكل باشد.

    شماها نخبه‏ايد؛ عزيزيد و نور چشم ما هستيد؛ اما يادتان باشد كه هرچه عالم‏تر و نخبه‏تر مى‏شويد، متواضع‏تر شويد؛ اين را فراموش نكنيد. مبادا نخبه بودن خدا نكرده در شما نخوت ايجاد كند؛ نخبه بودن ملازمه‏يى با نخوت‏گرايى ندارد؛ البته من در شماها نمى‏بينم؛ چهره‏هاى نورانى شماها اين‏جور نشان نمى‏دهد؛ اما به‏هرحال مراقب باشيد. فضاى نخبگى در كشور با فضاى تكبر بكلى بايد جدا شود. هرچه شما موفقيتهاى علمى‏تان‏ بيشتر شد، هرجا به تحقيق جديدى دست يافتيد و توفيق بيشترى پيدا كرديد، متواضع‏تر، مردمى‏تر و خلاصه، خاكى‏تر شويد؛ اين است كه مى‏تواند تداوم پيشرفتها و فايده‏ى وجود شما را بيشتر كند.

    ما از لحاظ علمى‏ و سازندگى پيشرفت‏ كرديم و آنچه در اين كشور در بخشهاى مختلف انجام شده، حقيقتاً مى‏تواند الگو باشد. كار زيادى در همه‏ى بخشها در زمينه‏ى ترويج دين، در زمينه‏ى رشد، گسترش و ترويج علم، در زمينه‏ى شكوفايى استعدادها، در زمينه‏ى زيرساخت‏هاى عظيمى كه براى اداره‏ى كشور و براى رفاه عمومى لازم بوده، و در زمينه‏هاى گوناگون، انجام شده است. در همين زمينه‏هاى فرهنگى و اخلاقى و در قبال ريزش‏هاى آن، كه آقايان دغدغه‏اش را دارند و بحق هم است، شما رويش‏هاى عجيبى را هم مشاهده مى‏كنيد. امروز نسل جوان محقق و عالم و فاضل و اهل تلاش علمى كه به‏طور گسترش‏يافته‏يى در كشور وجود دارد؛ هم در دانشگاه‏ها، هم در حوزه‏ها، به وجود آمده‏اند؛ اين‏ها حقايق و واقعيات است. اين نشان‏دهنده‏ى اين است كه اين موجود، قابل دوام، باثبات، قابل گسترش و قابل ريشه يافتن بود؛ دنيا اين را مى‏بيند.

    گرچه اسلام نهضت و حركت معنوى و اخلاقى بود و هدف اعلاى اسلام عبارت است از ساخت انسان متكامل و منطبق با طراز اسلامى، لكن بدون شك پيشرفت‏ علم‏ و پيشرفت و اعتلاى اقتصادى جزو هدفهاى اسلامى است؛ لذا شما ملاحظه مى‏كنيد كه در تمدن اسلامى، اسلام در يكى از فقيرترين و عقب‏مانده‏ترين نقاط دنيا ظهور كرد؛ اما هنوز پنجاه سال از عمر آن نگذشته بود كه بيش از پنجاه درصد از دنياى متمدن آن روز در زير پرچم اسلام قرار گرفت و هنوز بيش از دو قرن از عمر اين تمدن نگذشته بود كه دنياى بزرگ اسلامى در آن روز، قله‏ى تمدن بشرى از لحاظ علم‏ و انواع دانش و پيشرفتهاى‏ مدنى و اقتصادى شد؛ اين نبود مگر به بركت تعاليم اسلام. اسلام به ما نمى‏گويد كه ما معنويت را ملاحظه كنيم، اما از متن زندگى جامعه‏ى انسانى غافل بمانيم. ما بايد براى استقلال امت اسلامى و براى عزت آن، همه‏ى تدابير لازم را به كار ببريم، كه يكى از مهم‏ترينِ آن‏ها، مسأله‏ى اقتصاد است. بنابراين، تلاش براى رشد و توسعه و اعتلاى جنبه‏ى اقتصادى دنياى اسلام، از كارهايى است كه بلاشك جزو هدفهاى اسلامى است.
    اساس اين بانك توسعه‏ى اسلامى بر پايه‏ى مبانى شريعت و احكام اسلامى است؛ يعنى شما خواسته‏ايد الگوى تازه‏اى به دنيا ارائه دهيد؛ اين كار خوبى است كه انجام شده. اگر شما در اين كار موفق شويد، اين موفقيتِ الگوى اسلامى خواهد بود. وقتى شما مى‏توانيد بر پايه‏ى الگوى مالى اسلام، كار عظيمى را كه چنين گستره‏ى بزرگى دارد به پيش ببريد، اين خود نوعى ترويج اسلام و عزت بخشيدن به آن است؛ لذا ما از پيشرفت اين مركز مالى و صندوق بين‏الملل اسلامى حمايت مى‏كنيم و آن را براى دنياى اسلام و براى اسلام مفيد مى‏دانيم. آنچه مهم است اين است كه اگر دنياى اسلام با ظرفيتهاى فراوانى كه دارد، سر و سامانى به اقتصاد خود ندهد، در اين حركت اقتصادى جهانى، بلاشك طعمه‏ى ديگران خواهد شد.
    دنياى اسلام دنياى بزرگى است و داراى امكانات و ظرفيتهاى فراوانى است: ما بيش از يك ميليارد جمعيت هستيم؛ نزديك به نيمى از ذخاير نفت دنيا متعلق به دنياى اسلام است؛ در حدود بيست و پنج درصد ذخاير گاز دنيا متعلق به دنياى اسلام است؛ نيروى انسانى مستعد در دنياى اسلام فراوان است؛ منابع غنى زيرزمينى- غير از منابع انرژى- در دنياى اسلام متنوع و فراوان است و نسبت بعضى از آن‏ها به كلّ منابع دنيا تعيين‏كننده و بالاست؛ بخش مهمى از آبراه‏هاى اساسى و تعيين‏كننده‏ى كره‏ى زمين هم متعلق به دنياى اسلام است؛ بازار دنياى اسلام يكى از بزرگترين بازارهاى دنياست؛ اين‏ها همه ظرفيتهاى ماست. دنياى اسلام اين ظرفيت را دارد كه در صنعت، كشاورزى، توليد علم و در رشد و توسعه‏ى عمومى جهان نقش ايفا كند.
    اگر دنياى اسلام كه داراى عظمت و امكانات است، به فكر هماهنگ كردن امكانات خود نيفتد و از اين ظرفيتها به صورت يك مجموعه استفاده نكند، طعمه‏ى قدرتهايى خواهد شد كه امروز بر سر تقسيم منافع دنيا با يكديگر رقابت مى‏كنند. ما نمى‏خواهيم سهم و طعمه‏ى اين قدرت يا آن قدرت شويم؛ ما مى‏خواهيم از ظرفيتها و از استعدادهاى خودمان استفاده كنيم، كه اين به همت، عزم و اراده‏ى قاطع و به تحرك و استفاده از پيشرفتهاى علمى و فناورى احتياج دارد؛ و ما مى‏توانيم اين كارها را بكنيم.

    توفيقات ما در داخل كشور حجم انبوهى دارد. نمى‏خواهم ادعا كنم بهتر از اين نمى‏شد؛ نه. اگر كسى بهتر از بنده بود، بهتر از اين مى‏شد؛ اگر دولتى قوى‏تر از دولت كنونى يا دولتهاى قبلى بود، شكى نيست كه وضع بهتر از اين مى‏شد؛ اما حالا آنچه كه اتفاق افتاده، اين پيشرفت‏ است. ما در زمينه‏هاى گوناگون؛ در زمينه‏ى علم‏، در زمينه‏ى مسائل اجتماعى و در زمينه‏ى تعميق فرهنگ اسلامى و دينى پيشرفت داشته‏ايم. در زمينه‏ى تعميق فرهنگ اسلامى بايد بگويم امروز كسانى كه از بن دندان اين تفكر را به صورت استدلالى شناخته‏اند و فهميده‏اند و پذيرفته‏اند و حاضر به مبارزه‏ى در راه آن هستند، بيش از اول انقلاب هستند. البته آن روز احساسات انبوه‏تر و متراكم‏تر بود؛ در اين شكى نيست. بعضى اظهار ايمان مى‏كردند، كه بعد معلوم شد ايمان‏هايشان عميق نيست و مبتنى بر احساسات است. حوادث بعدى نشان داد كه بعضى از ايمان‏هاى ظاهرى و رگ گردنهاى برآمده‏ى در دفاع از بعضى ارزشها در آن روز، ناشى از فكر و اعتقاد عميق و مبنايى نبوده است؛ بنايى كه با يك نسيمى خراب شود، بنا نيست. امروز ما جوانها و مردان و زنان زيادى داريم كه از بن دندان اين فكر را پذيرفته‏اند، شناخته‏اند و فهميده‏اند. اگر ملاك را نخبگان بگيريم، امروز در عرصه‏ى نخبگان، تعداد مؤمنان و معتقدانِ با مبنا از روز اول بيشتر است. در زمينه‏ى مسائل نظامى پيشرفتهاى آشكار داشته‏ايم و در زمينه‏ى حضور سياسىِ ديپلماسى در دنيا هم پيشرفتهاى خوبى داشته‏ايم و قدرت چانه‏زنى و حرف زدن ما خوب شده است. البته نواقصى داريم كه بايد اين‏ها را برطرف كنيم؛ بايد كار كنيم. بنده نه مايلم در وضع خودمان اغراق كنم و نه مايلم كه واقعيات و حقايقى را كه جلوى چشم هست و به صورت علمى ثابت مى‏شود، انكار كنم. ما در زمينه‏ى بيرون از مرزهاى خودمان هم موفق بوده‏ايم. به بركت حركت انقلاب اسلامى پديده‏اى به نام بيدارى اسلامى به وجود آمد، كه اين ديگر قابل انكار نيست.

    بعد از پيروزى انقلاب اسلامى- كه انقلابى براساس يك هدف تعريف‏شده‏ى فرهنگى بود- كه به مقوله‏ى فرهنگ اهميت داده شد و به مقوله‏ى هويت ملى- كه خودِ هويت ملى يك كشور، فرهنگ است و خود اين جزو مصاديق و سطور برجسته‏ى فرهنگ يك ملت است- اهتمام ورزيده شد، بركاتى بر اين كار مترتب شد كه اين بركات به‏هيچ‏وجه ممكن نبود در اين كشور به وجود بيايد. اين نوآوريها، اين پيشرفتهاى‏ علمى‏، اين جسارتِ وارد شدن در عرصه‏هاى نوِ علمى و تحقيقى- كه امروز در كشور ما خوشبختانه مشاهده مى‏شود- به خاطر همين اعتماد به نفسى است كه از احياء هويت ملى پيدا شده است؛ اين را انقلاب به وجود آورد. قبل از انقلاب از هويت ملى و مليت اسم زياد مى‏آوردند؛ اما به هيچ‏وجه به معناى حقيقى كلمه، هويت ملى را تقويت نمى‏كردند. البته علت هم واضح بود؛ چون آن كسانى كه ايران را براى منافع خودشان مى‏خواستند و در كشور عزيز ما منافع خود را تعريف كرده بودند، مى‏دانستند كه اگر هويت ملى در اين كشور زنده شود، با منافع آن‏ها ناسازگار خواهد بود و آن‏ها نمى‏توانند به منافعى كه هدف گرفته‏اند، برسند. به همين دليل، هويت ملى در آن زمان در اينجا تضعيف شد. ما در كشور خودمان در وابستگى و اضمحلال هويت در مقابل بيگانگان تا آنجا پيش رفتيم كه افراد برجسته‏اى خجالت نكشيدند و پيشنهاد تغيير زبان و خط فارسى را دادند! البته روى تغيير زبان كمتر كار كردند؛ اما براى تغيير خط فارسى- خط يك كشور يكى از نقاط برجسته و از شاخصهاى مهم فرهنگى هر كشور است- در همين روزنامه‏ها و مطبوعات دوره‏ى طاغوت در كشور ما علناً و صريحاً مطلب نوشتند، دفاع كردند و حرف زدند كه ما خط فارسى را تغيير بدهيم؛ آن هم با استدلالهاى كاملًا مجادله‏آميز و مغالطه‏آميز و خلاف واقع. آن‏ها تا اين حد پيش رفتند.

    اين انقلاب شروعِ يك دوران نو در تاريخ ما بود. در يك دوران طولانى در گذشته، ما ملت ايران دچار استبداد بوديم؛ پادشاهان ديكتاتور و مستبد و خودكامه همه‏ى اختيار اين مملكت را در دست داشتند؛ مملكت را مال خود و مردم را رعيّت خود مى‏دانستند. در دوران اخير- يعنى از اواخر دوران قاجار تا همه‏ى دوران پهلوى- بر اين پديده يك درد و مرض ديگر اضافه شد و آن وابستگى بود. پادشاهان قديم اگر ديكتاتور بودند، وابسته و گوش به فرمان قدرتهاى بيگانه نبودند؛ اما از اواخر دوران قاجار و همه‏ى دوران پهلوى، پادشاهان، هم ديكتاتور بودند و هم وابسته! اين شد بيمارى مضاعف نظام سياسى حاكم بر ايران در دوران گذشته. اين ديكتاتورى و وابستگى آثار و تبعات زيادى در كشور ما و روى ملت ما داشته است. همين ديكتاتورى و وابستگى بود كه كشور ما را عقب‏مانده نگهداشت؛ منابع و ثروتهاى طبيعى ما را به كام دشمنان داد و مانع رشد و پيشرفت فكرى و علمى ملت ما شد و ما كه يك روز در دنيا پرچم‏دار علم بوديم، دريوزه‏گر دانش- آن هم نقاط ضعيف و كم اهميت و پس‏مانده‏هاى دانش ديگران- شديم و دست نياز به سمت ديگران دراز كرديم! آن‏ها هم هر وقت خواستند، چيز كمى كف دست ما گذاشتند؛ هر وقت هم نخواستند- كه غالباً هم نخواستند- منع كردند. بنابراين ملت ما به شئامت آن ديكتاتورى و آن وابستگى، ملتى عقب‏افتاده و ضعيف شد. نفت و ديگر منابع ما هم رفت. براى آينده هم نقشه‏هايى به‏مراتب خطرناك‏تر از گذشته كشيده بودند. انسان وقتى به اسناد دوران اخير حكومت شوم پهلوى نگاه مى‏كند، به‏وضوح مى‏بيند كه اين‏ها براى آينده‏ى اين كشور و اين ملت برنامه‏هاى بسيار خطرناكى داشتند كه در صورت اجرا باز صد سال ديگر ما را عقب مى‏انداخت. انقلاب آمد اين روند را قطع كرد و دوران نويى در تاريخ ملت ما شروع شد. چهار خصوصيت اصلىِ انقلاب كه عبارت است از استقلال، آزادى، خودباورى و پيشرفت، پايه‏هاى مستحكمى است كه على‏رغم همه‏ى مخالفتها و دشمنيها، انقلاب در اين مملكت پايه‏گذارى كرد.
    استقلال يعنى اينكه ملت و دولت ايران ديگر مجبور نيستند تحميل قدرتهاى بيگانه را قبول كنند. بيگانگان هرچه خواستند، برطبق ميل آن‏ها انجام شود؛ اگر آن‏ها مصالح كشور را قربانى كردند، دولت دم نزند؛ اگر به منابع ملى كشور تعرّض و تجاوز كردند، كسى حرف نزند؛ اگر ملت هم مخالفت كرد، دولت توى سرش بزند! اين وضعى بود كه در دوران پهلوى، خود ما با پوست و گوشت و جسم و جانِ خود آن را لمس كرديم. انقلاب آمد ملت و كشور و دولت را مستقل كرد. امروز هيچ قدرتى در دنيا نمى‏تواند در مسائل كشور ما اعمال نفوذ و ما را مجبور به كارى كند. مسئولان كشور نگاه مى‏كنند و هر كارى را كه مصلحت تشخيص دادند، انجام مى‏دهند. ملت، تماشاگر و قضاوت‏كننده‏ى كارهاى مسئولان است؛ اگر آن‏ها را پسنديد، پشت سر مسئولان مى‏ايستد؛ اگر نپسنديد، آن‏ها را عوض مى‏كند؛ اختيار دست ملت است.
    آزادى يعنى ملت ما در چارچوب قانونِ خود- و نه قانون تحميلى ديگران- مسئولان كشور را انتخاب مى‏كند. اگر از عملكرد آن‏ها راضى بود، اين انتخاب را ادامه مى‏دهد؛ اگر راضى نبود، آن‏ها را كنار مى‏گذارد و ديگران را انتخاب مى‏كند. اين مهم‏ترين شاخه‏ى آزادى در كشور ماست. امروز در كشور ما آزادى فكر و آزادى بيان به‏طور كامل وجود دارد؛ حالا راديوهاى بيگانه برخلاف اين بگويند؛ خودِ ملت مى‏بيند. كسانى هستند كه نه نظام را قبول دارند، نه دولت را قبول دارند، نه رهبرى را قبول دارند؛ اما صحبت مى‏كنند و نظرات خود را مى‏گويند؛ كسى هم به كار آن‏ها كارى ندارد. امروز هيچ‏كس به‏خاطر اينكه طبق عقيده‏ى خود حرف زده است، مورد مؤاخذه‏ى دستگاه نيست. البته آن‏ها بازهم ناراضى‏اند و نارضايتى‏شان به‏خاطر اين است كه مردم به حرف آن‏ها گوش نمى‏دهند. اين تقصير كسى نيست؛ مردم آن‏ها را دوست ندارند و از آن‏ها خاطره‏ى خوشى در ذهنشان نيست. مردم اشباه و نظاير آن‏ها را در گذشته‏ى نزديكِ از اوّل انقلاب تا الآن ديده‏اند؛ لذا به آن‏ها اطمينان ندارند؛ اين تقصير كسى نيست. بنابراين آزادى وجود دارد.
    سوم، خودباورى. اين ملت بر اثر انقلاب اسلامى و نظام اسلامى به خودباورى دست يافت- يعنى باور كرد كه مى‏تواند- اين را امام به ما درس داد و فضاى عمومى نظام اسلامى اين را براى ما به ارمغان آورد. امروز جوان ما، دانشجوى ما، استاد ما، پژوهشگر ما، صنعتگر و سازنده‏ى ما باور دارد كه مى‏تواند. اين خودباورى در علم به ما كمك كرد. ما امروز در ميدان علم پيشرفتهاى زيادى كرده‏ايم؛ اما هنوز عقبيم. هيچ‏كس خيال نكند كه چون در ميدان علم پيشرفت‏ كرده‏ايم، به مقصد رسيده‏ايم و ديگر بس است؛ نه، ما را خيلى عقب نگه داشته‏اند؛ ولى ما پيشرفت‏ كرده‏ايم و در اين بيست و پنج سال خيلى جلو آمده‏ايم. طبق آمار، در دوران انقلاب، نسبت پيشرفت‏ علمى‏ ما از همه‏ى دنيا بالاتر و بيشتر بوده است! چند روز قبل كه جوانان نخبه پيش من آمده بودند، اين نكته را به آن‏ها هم گفتم. خودباورى در علم‏، سياست و در دفاع از كشور به ما كمك كرد. در دوران جنگ هشت‏ساله اگر خودباورى نداشتيم، پدرِ اين ملت درآمده بود و اين كشور پامال شده بود. همين بود كه جوان بيست‏وپنج‏ساله به خودش باور و اعتقاد و اتّكاء داشت. يك لشكر را به يك جوان بيست‏وپنج‏ساله مى‏سپردند؛ مى‏رفت مى‏ساخت، مى‏پرداخت، آماده مى‏كرد، حركت مى‏كرد، اقدام مى‏كرد و كارهاى بزرگ انجام مى‏داد. امروز اين خودباورى وجود دارد. دانشگاههاى ما امروز كار علمى‏ مى‏كنند؛ جوانان ما پيشرفتهاى‏ علمى‏ مى‏كنند؛ در بخشهايى پيشرفتهاى‏ علمى‏ ما دنيا را نگران كرده است؛ اين به بركت انقلاب است. نمى‏خواهند ملت و كشور ايران از لحاظ علمى‏ پيشرفت‏ كند؛ اين را صريحاً گفته‏اند. يك كشور تا پيشرفت‏ علمى‏ و پيشرفت‏ اقتصادى نداشته باشد، هميشه قدرتمندان به او زور مى‏گويند. كشور ژاپن كه تحت سلطه و تحت اشغال بود، خود را جمع‏وجور كرد و از لحاظ علمى‏ پيشرفت‏ نمود. غربى‏ها كه هيچ مايل نيستند به منطقه‏ى شرق نگاهى بيفكنند و به غير نژاد اروپايى توجّهى بكنند، به‏خاطر پيشرفت‏ علمى‏ مجبورند آن را جدّى بگيرند. در بعضى از مراكز سياسى يا سياسى- علمىِ‏ امريكا گفته‏اند ما نمى‏خواهيم يك ژاپن اسلامى به وجود آيد! ژاپن اسلامى يعنى شما. گفته‏اند نمى‏خواهيم بگذاريم ملت ايران از خود پيشرفت‏ علمى نشان دهد. اين‏ها حركت ملت ايران را مى‏بينند؛ اين خودباورى را مى‏بينند؛ اين هم از بركات انقلاب و نظام اسلامى بود.

    شما كسانى هستيد كه در اين صحنه- كه مورد اهتمام ماست- بايستى مثل يك سرباز در ميدان جنگ انگيزه داشته باشيد و كار كنيد. اين، لبّ قضيه است. ما نمى‏خواهيم چيزى را به كسى تحميل كنيم و اين كار مثل سربازگيرىِ اجبارى دوران جنگ نيست. در اينجا نخبه‏ى علمى‏ در ميدان پرورش، پيشرفت‏ و توليد علم بايستى مثل يك سرباز كار كند؛ اگر هم نكرد، كسى يقه‏ى او را نخواهد گرفت؛ ليكن يك روز يقه‏ى همه‏ى ملت و كشور را مشكلات اساسى و بزرگى خواهد گرفت كه ما در كشورمان تجربه كرديم.حرف من به‏طور كلّى همين است كه اگر علم به يك دليل تاريخى- كه آن دليل تاريخى را هم فكر مى‏كنيم كاملًا مى‏شناسيم- در انحصار مجموعه‏اى از ملتها و بخشى از مردم دنيا قرار گيرد و اين‏ها علم را انحصارى نگهدارند و تبعيض قائل شوند و علم را به ملتهاى ديگر بفروشند و آن را وسيله‏اى براى تحميل سياستهاى خودشان قرار دهند- كه استعمار اصلًا از همين نقطه به وجود آمد- اين، ظلم بزرگ به بشريت است. علم بايد مثل ثروت، عادلانه توزيع شود. نظر اسلام هم همين است كه علم بايد بين همه‏ى كشورها و ملتها توزيع شود. اينكه ما اين فناورى را نبايستى به مردم آسيا يا جاهاى ديگر بدهيم، همان طلبيدنِ انحصار فناورى است كه وقتى در اقتصاد پيش مى‏آيد، كارتلهاى عظيم اقتصادى به وجود مى‏آيد و آن‏ها به انسانها ظلم مى‏كنند؛ وقتى در سياست پيش مى‏آيد، انحصارگرى‏هاى جهانى پيش مى‏آيد و اين جنگها را پيش مى‏آورد. ما مى‏خواهيم با اين انحصارگرايى مبارزه كنيم و مبارزه و همّت ما هم به اين است كه خودمان سعى كنيم از اين چاه و منبع عظيم و غنى‏اى كه در ميان كشور و در نيروى انسانى خودمان داريم، بهره‏بردارى و استفاده نماييم. اين كار را همه‏ى ملتها مى‏توانند بكنند و ملتى كه استعداد بيشترى دارد، بيشتر مى‏تواند در اين زمينه كار كند. البته مانع و مشكل ايجاد مى‏كنند؛ بايد با اين مانع و موانعى كه به‏طور قهرى وجود دارد، مبارزه كرد.
    من شنيده‏ام كه در برخى از محافل سياسىِ حسّاس دنيا گفته شده كه ما نخواهيم گذاشت يك ژاپن اسلامى در اين منطقه به وجود آيد! آن ژاپن اسلامى، شما هستيد. اين حرف بيخود هم گفته نشده است؛ به‏خاطر اينكه كشور ما برحسب آمار از لحاظ- به قول رايجِ معروف- نرخ سرعت رشد علمى و تحقيقى، در بُرهه‏اى از زمان و در همين چندساله، بالاترين نرخ رشد را در دنيا داشته است. البته آنچه كه در قدر مطلق و موجودى ماست، نشان‏دهنده‏ى اين است كه با پيشرفتهاى دنيا هنوز خيلى فاصله داريم؛ اما فاصله بسيار بسيار زيادتر بوده و ما توانسته‏ايم اين فاصله را با سرعت بالا كم كنيم. اين موضوع در كشور ما در همين ده، پانزده سالِ اخير اتّفاق افتاده است. البته امروز قدرمطلقهاى ما نسبت به گذشته خيلى تفاوت دارد.
    بنده از آمار مقاله‏هاى علمىِ منتشر شده در مجلّات معتبر دنيا اطّلاع داشتم؛ اما اين كار- توليد مقاله و نشر آن در دنيا- كارِ مهم و درجه‏ى يك نيست و با انجام آن، همه‏ى كار صورت نگرفته، بلكه بايد اين فكر در اينجا پخته، توليد و اجرايى شود و به مرحله‏ى عمل درآيد، تا بشود گفت پيشرفت حاصل شده است. البته در همين زمينه‏ها هم خيلى كار در كشور صورت گرفته است و ما حركت كرده و به راه افتاده‏ايم.

    ما پيشرفتهاى‏ علمى‏ و پژوهشىِ بسيار زيادى در بخشهاى مختلف داشته‏ايم كه ستون اصلى اين بخشها را همين جوانان انقلابى و بچه‏هاى مؤمن تشكيل داده‏اند. آن‏ها بودند كه وارد ميدان شدند و بر اساس همان روحيه، بسيارى از گردنه‏ها و عقبه‏هاى تحقيقات و كار مهمّ علمى را پيش بردند. بله؛ معنويت، دنياى انسان را هم آبادتر مى‏كند؛ منتها دنياى سالم. آنجايى كه فرهنگ جهادى نيست و فرهنگ مادّى حاكم است، هر انسانى به تنهايى خودش محور همه‏ى حوادث عالم است؛ سود را براى خود مى‏خواهد و ضرر را از خود دفع مى‏كند. اصل براى او اين است؛ لذا تعارضها و بى‏اخلاقى‏ها و بى‏صداقتى‏ها و دشمنيها پيش مى‏آيد. آنجايى كه حركت و روح جهادى وجود دارد، انسان در ايمان و آرمان و خدمت به ديگران حل مى‏شود و خود را فراموش مى‏كند. اين روحيه را بايد در جامعه تقويت كرد. كشاورزى و دامدارى ما هم با اين روحيه رونق واقعى خود را پيدا خواهد كرد.

    اين نكته را هم عرض كنيم كه در خيلى از زمينه‏ها نقش جوانان مؤمن و دين‏دار و حزب‏اللّهى در پيشرفتهاى‏ علمى‏، برجسته است؛ اين را هم دانسته باشند. دشمنان در تبليغات خود مى‏خواهند وانمود كنند كه عناصر دين‏دار در اين ميدانها عقبند؛ درحالى‏كه اين‏طور نيست. عناصر دين‏دار و جوانان مؤمن ما در بسيارى از اين ميدانها پيشتازند و كار آن‏ها برجسته است. خيلى از كارهاى بزرگى كه صورت مى‏گيرد، جوانان ما آن‏ها را در محيطى از توجّه و ذكر و سجده‏ى شكر انجام داده‏اند. اين‏ها بسيار باارزش است.

    جوانان عزيز ما متوجّهِ جريان فرهنگى‏اى كه مى‏خواهند راه بيندازند، باشند؛ يعنى تزريق لااباليگرى و اباحيگرى و كشاندن به هرزگى و بى‏اعتنايى به اخلاق منضبطِ دينى و اسلامى. هم جوانان، هم مسئولان علمى‏، هم آموزش و پرورش و هم كسانى كه به مسائل جوانان مى‏پردازند بايد مراقب اين موارد باشند. امروز مبارزه با امريكا اين جاهاست. مبارزه با امريكا در ميدان علم‏ هم صدق مى‏كند. آنجا هم از اينكه پيشرفت‏ علمى‏ داشته باشيم، ناراحتند. از پيشرفت‏ علمىِ مردم ما ناراحتند؛ از پيشرفت‏ اقتصادى مردم ما ناراحتند؛ از اينكه دولت بتواند خدمتى به مردم بكند و گره‏اى از مشكلات مردم باز شود، ناراحتند. هركس به عقب‏ماندگى علمى كمك كند، به نفع امريكا كار كرده است. هركس كمك كند به اينكه دولت نتواند خدمات لازم را انجام دهد- چه قوّه‏ى مجريه، چه قوّه‏ى قضائيّه و چه قوّه‏ى مقنّنه- براى امريكا و در خدمت امريكا كار كرده است. هركس فكرها و نظرات آمريكاييها را در روزنامه‏ها و تريبون‏ها بيان كند، به نفع امريكا كار كرده است. يكى از كارهاى آن‏ها شايعه‏پراكنى و تهمت‏زنى است. عيناً همان كارى كه در زمان امير المؤمنين مى‏كردند؛ هر روز يك شايعه، يك تهمت و يك جنگ روانى. هركس فضاى تهمت‏زنى در داخل كشور و جنگ روانى عليه نظام را تقويت و تشديد كند، مزدور امريكاست و براى امريكا كار كرده است؛ چه از امريكا پول بگيرد، چه نوكر بى‏مزد و مواجب امريكا باشد. امروز مبارزه با امريكا عبارت است از مقاومت در مقابل اين جريان‏سازىِ سياسى و فرهنگى. همه، حواسشان جمع باشد. آدم‏هايى كه غرض و سوءنيّتى ندارند، مواظب باشند به‏خاطر يك انگيزه و احساسِ زودگذر حرفى نزنند كه در جهت خواستهاى امريكا و عليه اين ملت و اين كشور تمام شود. بدانند دشمن چگونه تقويت مى‏شود و از چه راههايى دست و پاى خود را باز و عليه اين ملت اقدام مى‏كند. بحمد اللّه ملت ما هوشيار است.

    ما به هيچ قيمتى حق نداريم اين فناورى را از دست بدهيم. اينكه بعضى كسان تبليغ مى‏كنند كه چيز زيادى به‏دست نيامده، اين هم درست نيست. اين را بدانيد كه آنچه به‏دست آمده، بسيار برجسته و زياد است. اگر زياد نبود، دشمنان ما را اين‏قدر حسّاس نمى‏كرد. كارشناسان و انسان‏هاى وارد و مطّلع، داورىِ درستى در اين مورد دارند. ما به فناورى‏اى رسيده‏ايم كه در كشور ما بومى است؛ مهم اين است. اگر امروز همه‏ى دستگاه‏هايى را كه در اختيار جمهورى اسلامى است، دشمنان ما بتوانند- كه البته نخواهند توانست- از بين ببرند، اين فناورى از بين نمى‏رود؛ چون آن را از كسى عاريه و وام نگرفته‏ايم و متخصّصان هوشمند خود ما توانسته‏اند به آن دست پيدا كنند. البته اگر به ميل غربى‏ها و مراكز قدرت جهانى بود، تا صد سال ديگر هم نمى‏گذاشتند كه جمهورى اسلامى به چنين فناورى‏اى دست پيدا كند و اين كار، على‏رغم آن‏ها و تحريم ما انجام گرفته است. بنابراين آنچه به‏دست آمده، ارزشمند است و اين دانش ارزشمند را نه دولت، نه مسئولان، نه سازمان انرژى اتمى و نه هيچ فردى از افراد اين كشور حق ندارد كه از دست بدهد و روى آن معامله كند؛ قطعاً معامله‏اى هم صورت نگرفته و نخواهد گرفت. البته اگر آن‏هايى كه واردِ اين گفتگو با مسئولان جمهورى اسلامى شدند، بخواهند با جمهورى اسلامى سرِ اين قضيه به چالش بيفتند و زياده‏طلبى كنند، همه چيز به هم خواهد ريخت و قطعاً از جمهورى اسلامى تودهنى خواهند خورد و بلاشك ما در اين زمينه مطلقاً حاضر به دادن هيچ امتيازى نخواهيم بود. ما اين فناورى و آنچه را كه بحمد اللّه در بخشهاى مختلف كشور عزيزمان از پيشرفتهاى‏ چشمگير علمى‏ و تحقيقى به دست آورده‏ايم، بايد حفظ كنيم. البته هنوز تا رسيدن به خطوط مقدّم فناورى و علم‏ خيلى فاصله داريم. علّتش اين است كه از زير صفر- نمى‏شود گفت صفر- شروع كرده‏ايم. با اين كشور كارى كرده بودند كه نه فقط دستاورد علمى و فناورى، بلكه حتّى اميد آن را هم نداشته باشد. بنابراين، ما از نقطه‏ى «هيچ» شروع نكرديم، بلكه از «هيچِ همراه با نوميدى» شروع كرديم! انقلاب اسلامى از اينجا وارد ميدان شد و بحمد اللّه امروز پيشرفت‏ كرده است.
    الآن در بسيارى از دانشگاههاى ما، جوانان فعّالند و آن‏طور كه افراد خبره و وارد به من گزارش داده‏اند، سطح كار علمى و تحقيقى در بيست، سى دانشگاه بزرگ كشور از لحاظ استعداد، كار، كوشش و پيگيرىِ استادان و داشتنِ استادهاى خوب، برابر با دانشگاههاى خوب و پيشرفته‏ى دنياست. بحمد اللّه پيشرفتها خوب است. اين‏ها امكاناتى نيست كه كسى براى اين كشور به ارمغان آورده باشد؛ متعلّق به اين كشور است. منتها مستبدّان داخلى از يك طرف و استثمارگران خارجى از طرف ديگر نمى‏گذاشتند. حال كه بحمد اللّه كشور هم مستقل است و هم آزاد، اين دانشها بتدريج بيشتر بروز خواهد كرد. كارى كه مسئولان كردند، كار درستى بود. با تدبير و بدون پذيرش تسليم و قبول حرف زور انجام شد تا توطئه‏اى كه از طرف آمريكاييها و صهيونيستها عليه جمهورى اسلامى طرّاحى شده بود، شكسته شود. البته اين آغازِ قضيه است و كار تمام نشده است. اگر ادامه‏ى اين كار به همين روالى كه تاكنون طرّاحى شده، ادامه پيدا كند، هيچ ايرادى ندارد؛ اما اگر قرار باشد دشمنان يا مراكز قدرت، فزون‏خواهى كنند و سنگر به سنگر جلو بيايند و ما هم عقب‏نشينى كنيم، اين مى‏شود تسليم، كه به‏هيچ‏وجه درست نيست و اجازه‏ى چنين كارى هم داده نخواهد شد.

    اوّل اينكه بايد نگاه ما به مسائل آموزش عالى و تحقيقات كشور در همه‏ى رشته‏ها، نگاه خوش‏بينانه باشد، نه نگاه بدبينانه و همراه با تأسّف و تأثّر. البته نه به‏خاطر اينكه ما نبايد آرزوى پيشرفت‏ و سرعت عمل در اين زمينه داشته باشيم- بديهى است كه ما هر مقدار كه در زمينه‏ى آموزش عالى و تحقيق و گرم كردن فضاى علم‏ و پژوهش در كشور پيش برويم، كم است و هنوز راه طولانى‏اى در پيش داريم- بلكه به‏خاطر اينكه ما بايد به آنچه كه در طول سالهاى بعد از انقلاب و بخصوص آنچه كه در سالهاى اخير پيش آمده، نگاه كنيم و بدانيم كه شتاب خوبى پيدا كرده‏ايم و دانشگاه‏هايمان در اين زمينه پيشرفت خوبى كرده‏اند. آن‏طور كه بنده استفسار كردم و مسئولان مورد وثوق- آقاى رئيس‏جمهور و بعضى ديگر از مسئولان- به من گزارش دادند، بودجه‏ى تحقيقاتى در همين چند سال اخير خيلى بالا رفته و آن‏طور كه دانشگاهيان مورد اعتماد از گوشه و كنار دانشگاههاى كشور اطّلاع مى‏دهند، بحمد اللّه عملًا ميدان و كار تحقيقاتى و ميل به پژوهش در دانشگاهها زياد شده و جايگاه خوبى پيدا كرده است. اين، نشان‏دهنده‏ى سيْرِ ماست. شايد اگر در مقام توقّع و انتظار باشد، من انتظارم از شما كمتر نيست؛ من خيلى توقّعم براى پيشرفت اين‏گونه امور زياد است و اگر اين توقّع نباشد، پيش نمى‏رويم. نمى‏خواهم نصيحت كنم كه بيش از اين توقّع و انتظار نداشته باشيد- چرا؛ داشته باشيد و دنبالش حتماً حركت كنيد- بلكه مى‏خواهم بگويم نگاه نبايد نگاهِ بدبينانه و همراه با تأسّف باشد. نگاه بايد خوش‏بينانه باشد و با همين نگاه ما وارد ميدان شديم و به فضل پروردگار جلو هم رفتيم و بازهم جلوتر از اين خواهيم رفت و إن شاء اللّه تحقيقات در زمينه‏هاى مختلف، رشد شايسته‏ى خودش را پيدا خواهد كرد؛ واقعيت اين را به ما مى‏گويد.
    نكته‏ى دوم اين است كه بنده- همان‏طور كه بعضى از دوستان اشاره كردند- چند سالى است كه مسأله‏ى نهضت نرم‏افزارى را در محيط علمى كشور مطرح كرده‏ام. اين، يعنى چه؟ يعنى ما نبايد به فراگيرى قانع باشيم؛ بايد هدفِ تحقيق و آموزش ما توليد علم باشد؛ يعنى رسيدن به آنجايى كه نوآوريهاى علمى در فضاى موجود بشرى، از آنجا شروع مى‏شود. ما از لحاظ استعداد، نسبت به كسانى كه دانش را در دنيا توليد كردند، گسترش دادند، پيش بردند و بر اساس دانش، فناورى‏هاى پيچيده را به وجود آوردند، كمبود نداريم. البته توليد علم به معناى اين نيست كه ما ترجمه و فراگيرى را نفى كنيم؛ نه، آن هم لازم است، بلكه من مى‏گويم در ترجمه و فراگيرى نبايد توقّف كرد.
    بر اثر شرايط سياسى، اجتماعى، فرهنگى و مسأله‏ى استعمار- كه نقش استعمار در مطلبى كه مورد نظر من است، بسيار زياد است- بخشى از دنيا زودتر از يك بخش ديگر و به كمك وسيله‏ى شتابنده‏اى به سمت قلّه‏هاى علمى حركت كرد. اين بخش از اين وسيله‏ى شتابنده استفاده كرد و به جلو رفت و اين وسيله را روز به روز شتابنده‏تر و تواناتر كرد و با بالا بردن كاربرى آن، به دستاوردهاى علم رسيد؛ درحالى‏كه ما با همه‏ى پيشرفت علمى، محاط به جهالتهاى فراوانيم. ساكنان آن بخش از دنيا، پيشرفتهاى علمىِ شگفت‏آورى كردند و بعد هم سياست كلّى‏شان اين شد كه علم را در اختيار خودشان بگيرند و اجازه ندهند كه كشورهايى كه عقب مانده‏اند، به آن‏ها برسند و يا از آن‏ها جلو بزنند! حتماً شما از محدوديتهايى كه براى برخى از فناورى‏هاى پيشرفته وجود دارد كه مطلقاً نبايستى به هيچ نقطه‏اى از نقاط دنيا درز پيدا كند، مطالب زيادى شنيده‏ايد.
    استعمار، هم در پيشرفت علمىِ يك بخش از دنيا نقش داشت و هم توانايى‏اش بر استعمار، ناشى از ميزان پيشرفت علمى‏اش بود كه از آن پيشرفت، استفاده‏ى سياسى كرد. مانند انگليس كه از كشتى بخار براى استعمار هند استفاده نمود و استعمار هند كمك كرد كه كشتى بخار به كشتيهاى پيشرفته‏ترى تبديل شود و تسلّط بر هند و نقاط ديگر را نيز بيشتر كند. به اين ترتيب، علمى كه محدود و محصور به خودشان بود، در خدمت استعمار قرار گرفت و استعمار در خدمت علم!
    ما بايد از محاصره‏ى موجود كه كشورهاى جهان سوم در آن قرار گرفته‏اند، خودمان را خارج كنيم. اين فقط وظيفه‏ى ما نيست، بلكه وظيفه‏ى همه‏ى ملتهاى دنياست كه در دوره‏اى از كاروان علم عقب ماندند. من اعتقاد راسخم- كه اين اعتقاد با نظر خبرگان و كارشناسان فن تأييد شده است- اين است كه ما مى‏توانيم اين كار را بكنيم. اين مُهر «نمى‏توانيم» و «نمى‏توانيد» را كه يكى از بخشهاى عمده‏ى سياست فرهنگى دشمنان بوده، بايستى از ذهن خودمان پاك كنيم. البته من احساس مى‏كنم كه در همين زمينه هم مى‏توانيم پيشرفت كنيم؛ چرا كه الآن مى‏بينم شما استادان و دانشجويان در محافل دانشجويى، از نهضت نرم‏افزارى و توليد علم به‏عنوان شعارهاى عملى و فعّال ياد مى‏كنيد. اين، خيلى موفقيّت است كه ما به اين فكر افتاده‏ايم و اين موضوع به صورت شعار، درخواست و خواسته درآمده است.

    كشور ما از لحاظ جغرافيايى، تاريخى، انسانى و منابع طبيعى بدون شك يكى از كشورهاى برجسته‏ى دنياست. تاريخ ما پُرشكوه و پُربار و پُرافتخار است. جغرافياى ما يك جغرافياى بسيار حسّاس است. ما در منطقه‏اى از لحاظ جغرافيايى قرار گرفته‏ايم كه در عصر ارتباطات و در عصر اتّصال كشورها، خبرها، سرمايه‏ها و فناوريها به يكديگر، يكى از حسّاس‏ترين جايگاهها در سراسر روى زمين محسوب مى‏شود. من در ديدار مسئولان و كارگزاران نظام، آمارِ ريز دادم كه كشور ما از لحاظ منابع طبيعى يكى از پُرذخيره‏ترين كشورهاست. از لحاظ نفت و گاز و فلزّات حسّاس و مواد معدنى و ديگر منابع طبيعى كه معلوم است. از لحاظ انسانى هم كشور ما يكى از بااستعداد ترينهاست. اين را گذشته نشان داده، زمان حالِ ما هم نشان مى‏دهد. هر وقت ميدانى باز شده، اين حقيقت- يعنى استعدادهاى درخشان- خود را آشكار كرده است. متوسّط استعداد كشور ما از متوسّط جهانى بالاتر است. به عنوان نمونه، شما به صحنه‏ى هشت سال دفاع مقدّس- يعنى سالهاى 59 تا 67- كه ميدان براى بروز استعدادها باز شد، نگاه كنيد. نياز فراوان بود، اما درهاى دنيا به روى ما بسته بود. هر چيزى كه به جنگ ما كمك مى‏كرد، دنيا حاضر نبود آن را در اختيار ما بگذارد- نه سلاح، نه مهمّات، نه پشتيبانى و نه اطّلاعات- از طرفى هم كشور درگير دفاع از هويّت خود، از خاك خود، از مرزها و از خانه‏ى خود بود؛ بنابراين به آن امكانات نياز داشت. اين نياز موجب شد استعدادها در همه‏ى زمينه‏ها- هم در زمينه‏ى علمى‏ و هم در زمينه‏ى جنگى و نظامى- به جريان افتد. پايه‏ى پيشرفتهاى‏ علمى كشور- كه امروز شما برخى از نمونه‏هاى آن را مى‏شنويد- در دوران دفاع مقدّس گذاشته شد. امروز بسيارى از جوانانى كه در بخشهاى بسيار حسّاسِ علمى كشور مشغول كار هستند، همان عناصر دفاع مقدّسند كه با همان روحيه و انگيزه مشغول كار شده‏اند و امروز يك نمونه از كارهاى شگفت‏آميز آن‏ها همين غنى‏سازىِ مواد هسته‏اى است كه جزو محرمانه‏ترين فناوريهاى جهانى است كه قدرتها آن را دربست در اختيار خود نگاه داشته‏اند؛ اما جوانان ما توانستند با تكيه به استعداد و هوش و دستانِ ماهر خود اين كار بزرگ را انجام دهند، كه شما عكس‏العملهاى مستكبران عالم را مى‏بينيد. جنجال‏هايى كه امروز در دنيا وجود دارد، عكس‏العمل در مقابل استعداد و توانايى و افتخارات شماست.

    از بيست و چهار نوع مادّه‏ى معدنى فلزّى، دوازده نوع آن در ايران وجود دارد كه تا الآن شناخته شده؛ ممكن است بيشتر هم باشد كه بعدها شناخته شود. از پنجاه نوع مادّه‏ى معدنىِ غير فلزّى كه در دنيا شناخته شده، سى و شش نوع آن در ايران وجود دارد؛ يعنى تنوّع معادن فلزّى و غير فلزّى. اين‏ها امكانات طبيعىِ باارزشى است كه ما در كشور داريم. تنوّع اقليمى و آب و هواهاى مختلف در كشور ما خودش يك فرصت بزرگ است. درياها در جنوب و شمال، از فرصتهاى بسيار باارزش است. موقعيت مهمّ جغرافيايى و ارتباطى در اتّصال شرق و غرب عالم، از لحاظ بازرگانى و بسيارى فعّاليتهاى ديگر، از موقعيتهاى باارزش است. جمعيت جوان و بااستعداد ما، يك فرصت ديگر است. مايه‏ى تأسّف است كه بعضيها از كثرت افراد جوان در كشور ما به‏عنوان يك نعمت ياد نمى‏كنند؛ درحالى‏كه اين بزرگترين سرمايه است. اين‏همه جوانِ تشنه‏ى كار و فعّاليت، چيز بسيار باارزشى است. البته همه‏ى امكاناتى كه من به گوشه‏ى كوچكى از آن‏ها اشاره كردم، قرنهاى متمادى در اختيار سلاطين مستبد و حكّام ديكتاتور در اين كشور بود. شما به شرح حال اين پادشاهان نگاه كنيد- البته متونى كه بيشتر در اختيار ماست، خاطرات و گزارشهاى دوران قاجار و پهلوى است- اين‏ها كشور را مال خودشان مى‏دانستند؛ مثل يك ملك شخصى كه يك عدّه در آنجا كار مى‏كنند و بالاخره بايد چيزى بخورند و زندگى‏اى كنند. بنابراين مردم نقشى نداشتند. طبعاً آن پادشاهان و حكّام به سرنوشت كشور و به پيشرفت علمى‏ كشور اهميتى نمى‏دادند. سالهاى متمادى اين‏طور گذشت و كشور ما از اين امكانات استفاده نكرد. اما در دوره‏ى انقلاب، پيشرفتها فوق‏العاده و چشمگير است. آنچه آقاى رئيس‏جمهور گفتند، بسيار درست بيان كردند. البته مطالبى كه گفته مى‏شود، گوشه‏اى از موفّقيتهاست.

    هرچه مى‏توانيد، خودتان را با علم و عمل بسازيد. دوران جوانى شما مثل دوران جوانى نسل قبل از شما، دوران تعيين‏كننده‏ى سرنوشت تاريخى اين ملت است. نسل قبل از شما اگر تنبلى مى‏كرد، اگر در خانه مى‏نشست و اگر لاابالى‏گرى را پيشه‏ى خود مى‏ساخت، ملت ما غرق در فسادِ وابستگى و ذلّتِ فرودستى نسبت به امريكا باقى مى‏ماند. آن نسل ايستاد، انقلاب را پيروز كرد، جنگ را پيروز كرد و از هويّت ملى و شخصيت ملى دفاع جانانه‏اى نمود. امروز هم نوبت نسل جديد است. دشمن از جوانان ما مى‏ترسد و مى‏داند كه اگر نسل جوانِ گسترده‏ى باايمانِ ما با همين ايمان در صحنه بايستد، هيچ سلاحى، هيچ بمبى و هيچ موشكى نمى‏تواند اين ملت را به زانو درآورد. هر گامى كه شما براى ارتقاى علمى و عملى و اخلاقى خودتان برداريد، مثل گلوله‏اى است كه به سمت دشمن شليك مى‏كنيد. اين جنگ و اين رزم، جهاد بزرگى است. آن روز هم مردان ما، زنان ما، قوميّتهاى مختلف ما- عرب ما، فارس ما، ترك ما، كُرد ما، لُر ما، بلوچ ما- در سرتاسر كشور روى دفاع از شرف و هويّت و استقلال كشور و مقابله با استكبار و ايادى او در داخل متمركز شدند و در اين راه توفيق به‏دست آوردند. امروز هم همين است. عرب، فارس، ترك، بلوچ، كُرد، لُر و همه‏ى قوميتهاى ايرانى، متمسّك به حبل اسلام و با وحدت كلمه، همين راه مبارك را ادامه دهند. نسل جوان ما از لحاظ علمى بايد پيشرفت كند؛ همچنان كه تا امروز پيشرفت كرده است. جنجال‏هايى هم كه به خيال خودشان در دنيا عليه جمهورى اسلامى براى سلاح كشتار جمعى و غيره بلند مى‏كنند، از همان بهانه‏هاست؛ اين هم از همان پوششهاى فريب‏انگيز است. مسئله اين نيست؛ مسئله اين است كه دستيابى نسل جوانِ كارآمد اين كشور به فناورى‏هاى سطح بالا، آن‏ها را مى‏آزارد و رنج مى‏دهد. آن‏ها مى‏خواهند ملتها وابسته بمانند، ملتها پايين بمانند، ملتها دستشان به سمت آن‏ها دراز باشد، ملتها هميشه ضعيف و ذليل باشند تا آن‏ها بتوانند هر كارى مى‏خواهند، سر ملتها درآورند. كارِ مقابل آن‏ها اين است كه ملتها خود را از لحاظ علمى و ايمانى قوى كنند.آن‏ها نسل جوانى را كه با اراده و عزم راسخ و با طهارت و عصمت- چه پسرش، چه دخترش- در خطّ مستقيم معنويّت و دين و دنياى اسلامى تلاش مى‏كند، نمى‏پسندند. آن‏ها يك نسل جوان هرزه‏گرد مى‏خواهند؛ اين را مى‏پسندند. در مقابل خواست دشمن، جوانان‏ ما بايد مقاومت كنند. مسئولان ما اوّلًا با اتّكاءِ به اين نسل جوان و با اتكاءِ به اين ملت، بايد دل خود را قرص كنند. عزم ملت مؤمن ما، مظهر عزم و اراده‏ى الهى است. مسئولان از كسى و از چيزى نترسند و مرعوب هياهوى دشمن نشوند. اين سنگر عظيم ملى در اختيار آن‏هاست؛ از اين خوب استفاده كنند. آحاد ملت- بخصوص جوانان- هم قدر خودشان را بدانند و به خودسازى روى آورند. الآن در فصل تابستان، بسيارى از جوانان خوب ما اوقات فراغتشان را يا در بسيج سازندگى و يا در بسيج نيروى مقاومت مى‏گذرانند و يا به بالا بردن علم‏ و سواد ديگران كمك مى‏كنند. عدّه‏اى به تن خودشان زحمت مى‏دهند و براى ديگران كار مى‏كنند. عدّه‏اى با برنامه‏هاى خوب و منظّم، به كتابخوانى و ارتقاى سطح فكر خودشان مى‏پردازند. فراغت جوانان مؤمن، اين‏گونه مى‏گذرد. من گزارشهاى متعدّدى داشته‏ام از جوانانى كه در تابستان، تعطيلات دانشگاهى يا دبيرستانى خود را در نقاط دوردست گذرانده‏اند و براى روستاييان مسجد، درمانگاه، راه، حسينيه، جادّه و پل ساخته‏اند. عكسهاى اين فعّاليتها را براى من آورده‏اند و من آن‏ها را ديده‏ام. پيغمبر طبق روايتى فرمود: «انّما سياحة امّتى الجهاد فی سبيل الله». جوانان ما سياحتشان را هم از اين راه تأمين مى‏كنند؛ سياحتشان در ضمنِ كار براى مردم است. اين ارزش دارد. جوانىِ خود را قدر بدانيد. تربيت معنوى و دينى و تحصيلات اسلامى و معرفتى و دانستن تاريخ و پيشرفت‏ علمى را- كه بحمد اللّه جوانان ما امروز در خطّ آن هستند- قدر بدانيد و در اين راه‏ها بكوشيد و بدانيد دشمن مى‏خواهد شما ترقّى نكنيد و كشور خود را آباد نسازيد؛ اما شما على‏رغم دشمن بايد از لحاظ علمى، جسمى، معرفتى، ايمانى و اخلاقى ترقّى كنيد.

    نكته‏ى ديگرى كه آن هم به نظر من مهمّ است و بحمد اللّه كارهاى خوبى شده است؛ من اطّلاع داشتم و حالا هم فرمودند، طرح كلّىِ يك قوّه‏ى قضائيّه‏ى صددرصد اسلامى و عادلانه و منطبق بر پيشرفتهاى‏ فنّى و علمى‏ موجود دنياست- طرح كلّىِ قوه‏ى قضائيّه كه تهيه شده است- روى اين كار بايد خيلى سرمايه‏گذارى كرد. كار قضائی يك كار تخصّصىِ محض است. كسانى كه وارد ميدان طرّاحى براى قوّه‏ى قضائيّه مى‏شوند، بايد از علم و تجربه و هوشمندى برخوردار باشند؛ هم حقوق بدانند، هم فقه اسلامى بدانند، هم با قوّه‏ى قضائيّه آشنا باشند، هم ارزيابى درستى از وضع موجود داشته باشند و نقاط قوّت و ضعف آن را بدانند، هم نيازهاى جامعه را به‏درستى بشناسند و هم از نظر صاحب‏نظران گوناگونى كه در حوزه و دانشگاه هستند، در باره‏ى مسائل قوّه‏ى قضائيّه، بخصوص مسائل كلان آن مطّلع باشند. بر اساس اين‏ها، اين طرح به عنوان يك مجموعه‏ى كلّى ريخته شود. اين مهم‏ترين كار در قوّه‏ى قضائيّه است. اگر به فضل پروردگار اين كار به خوبى و با استحكامِ كامل انجام گيرد، تا سالهاى متمادى قوّه‏ى قضائيّه مى‏داند بايد چه كار بكند؛ چه بخشى را احداث كند، چه بخشى را ترميم كند، چه بخشى را اصلاح كند و چه بخشى را بردارد. بهترين متخصّصان در اين زمينه‏ها بايد در رأس اين كار باشند و در باره‏ى اين مسئله نظر بدهند.

    امّت بزرگ اسلامى در طول قرنهاى متمادى، چالشها و انحرافهايى داشته است. ما خود را از اسلام دور كرده و سرگرم چيزهايى كرديم كه اسلام ما را از آن برحذر داشته بود. در طول اين تاريخ طولانى، سرگرم جنگهاى داخلى شديم؛ به وسيله‏ى قدرتهاى طاغوتى سرگرم شديم. نتيجه اين شد كه امّت بزرگ اسلامى در طول قرنهاى متمادى بعد از قرون اوّليه‏ى اسلام، نتوانست خود را به هدف و غايتى كه پيغمبر اسلام و اسلامِ عزيز براى او پيش‏بينى كرده و در نظر گرفته بود، برساند. بااينكه خداى متعال ثروتهاى مادّى زيادى را در كشورهاى اسلامى ذخيره كرده و مى‏توانست وسيله‏ى پيشرفت‏ ما باشد، اما در علم‏ و صنعت و بسيارى از شاخصهاى پيشرفت، جزو بخشهاى عقب‏افتاده‏ى عالم شديم. اين چيزى نبود كه اسلام براى ما مقدّر كرده بود؛ اين چيزى بود كه عملِ بد و رفتار و غفلت ما مسلمانان براى ما پيش آورده بود: «ما اصابك من سيّئة فمن نفسك»؛ ما بوديم كه بر اثر غفلتهايمان در طول زمان، خود را به اين وضعيت دچار كرديم.

    شعارى كه ما در اين دو سه سال داده‏ايم، همه در جهت مبارزه با فساد بوده است؛ چون فساد در جامعه رخنه ايجاد مى‏كند. شعارهاى ديگر، جنبش عدالتخواهى- در بلند مدّت- جنبش نرم‏افزارى و جنبش توليد علم‏ بوده است. البته جنبش توليد علم‏، بدون پيشرفت‏ علم ممكن نيست. بدون پيشرفت‏ علم، در اين دنياى متنوّع نمى‏شود رقابت كرد و پيش رفت؛ حتماً پيشرفت‏ علم لازم است. اين، وظيفه‏ى دانشگاهها و دانشجويان و اساتيد را بسيار سنگين مى‏كند. جنبش آزاده‏انديشى كه چند ماه قبل مطرح شد، اصرار بر مسأله‏ى اشتغال- كه در دو سه سال اخير در اين زمينه خيلى تلاش شده است- و اصرار بر تقويت پول ملى، از شعارهايى است كه ما در اين چند سال روى آن‏ها تكيه كرديم و براى هركدام حساب خاصى باز شد و به فضل الهى حركت خاصى در دستگاه‏هاى مربوط به آن‏ها آغاز گرديد. وقتى انسان مى‏بيند دشمن چه مى‏خواهد بكند، مى‏فهمد كه بايد در داخل چه‏كار كند. البته در دو سه سال قبل از اين، در قالب نفى فقر و فساد و تبعيض، بسيارى از اين حرفها مطرح بود. در سياستهاى كلان نظام هم كه رهبرى بايد به دولت اعلام كند و مجلس بر اساس آن سياستها مقرّرات و قوانين را بگذراند- هم در سياستهاى برنامه‏ى سوم و هم در سياستهاى برنامه‏ى دوم كه مربوط به هفت هشت سال قبل از اين بود- همه‏ى اين مطالبِ كلّى لحاظ شد؛ ليكن بسيج كردن و متوجّه كردن افكار عمومى، بخصوص جوانان به اهميت بعضى از اين سرفصلها، ايجاب مى‏كند كه هركدام از اين‏ها به تنهايى مورد توجّه قرار گيرد و دنبال شود. البته خيلى از اين شعارها وقتى مطرح شد، از سوى بعضى از بخشهاى جامعه مورد بى‏توجّهى قرار گرفت؛ ليكن وجدانهاى پاك، بخصوص جوانان در محيطهاى جوانى، احساس كردند كه اين شعارها مورد علاقه‏ى آن‏هاست. در محيط دانشجويى، شوق به علم، عدالت و آزادى وجود دارد؛ اين‏ها شوقهاى اصلى در محيطهاى علمى‏ است.

    عاملى كه مى‏تواند كشور شما را در مقابل هر افزون‏طلبى، هر انحصارطلبى، هر تجاوز، هر ماجراجويى و هر بحران‏سازى حفظ كند، استحكام ساخت داخلى نظام است. همين‏طور است ارتباط بين آحاد و قشرهاى مردم با مسئولان نظام، اميد جوانان به آينده و گرفته شدن رخنه‏هايى كه بتدريج موجب تضعيف نظام مى‏شود. همان‏طور كه عرض كردم، اين كارها با تلاشِ زياد انجام مى‏گيرد و شما بايد در محيط دانشگاه، مسأله‏ى علم و تحقيق را جدّى بگيريد. اينكه دانشجوى عزيزى در صحبت خود به بودجه‏ى تحقيقات اشاره كردند و گفتند كم است و آن را به عنوان مطالبه و درخواستِ دانشجويان مطرح نمودند، مرا خوشحال مى‏كند. در جلسه‏ى اساتيد هم كه بوديم، اتّفاقاً همين را مطرح مى‏كردند. اين خيلى خوب است كه جوان، دنبال تحقيق، كار علمى و پيشرفت علم باشد. بدون پيشرفت علم نمى‏شود كشور را پيش برد. امروز حتّى دشمنان بشريت از علم استفاده مى‏كنند. ما براى آرمان‏هاى والا، ارزشهاى حقيقى، فضايل انسانى و گسترش آن‏ها ناگزيريم از علم و شرافت ذاتى علم استفاده كنيم. وحدت و ارتباط بايد حفظ شود. كارهاى اساسى‏اى كه شروع كرده‏ايم، بايد پيش برود.

    علم‏ باارزش است و از جمله عواملى كه ارزش علم را بيشتر مى‏كند، اين است كه علم با غايت و هدفهاى مشخّصى كه طبق نيازها تنظيم شده است، به طرف پيشرفت‏ و توسعه سير كند. همان دستگاه فكرى- كه آقاى «رفيع‏پور» به آن اشاره كردند و كاملًا هم درست است- مى‏تواند مجموعه‏هاى مولّد علم، استفاده‏ى بهينه از شخص عالم، كلاس عالم‏ساز و مركزى را كه عالم در آنجا مى‏تواند به فعاليت بپردازد، تنظيم كند و از همه‏ى اين‏ها استفاده‏ى بهينه نمايد. اين‏ها كارهاى لازمى است و بايد حتماً دنبال شود؛ من هم به فضل الهى كوشش ممكن را در اين زمينه حتماً خواهم كرد.
    متقابلًا توقّعات و انتظاراتى هم از مجموعه‏ى علمى در كشور وجود دارد. اين مطلب، خطاب به يك شخص خاص يا يك دانشگاه خاص يا يك مركز خاص نيست؛ خطاب به مجموعه‏ى علمى كشور- اصحاب علم و تحقيق- است. ما به دلايل مشخّصِ تاريخى از كاروان علم دنيا عقب افتاده‏ايم- اين را نمى‏توانيم انكار كنيم؛ واقعيتها پيش روى ماست- و اين در حالى است كه توانايى عالم شدن، توليد علم كردن و مرزهاى دانش را از آنچه هست، فراتر بردن، در ميان ملت ما كاملًا وجود داشته است. اين ظلم تاريخى به ما شده است. آنچه شما امروز از پيشرفت و گسترش علم، علاقه‏ى به علم و بالاخره مطرح شدن علم به عنوان يك مسأله‏ى اساسى در جامعه مشاهده مى‏كنيد، مربوط به بعد از انقلاب است. قبل از انقلاب، علم مهجور بود. دانشگاه بود، علما بودند؛ اما علم به معناى حقيقى كلمه، يكى از مسائل كشور محسوب نمى‏شد. در طول سالهاى متمادى همين‏طور بود و ملت ما از كاروان علم عقب افتاد.
    ما اكنون مى‏خواهيم اين عقب‏ماندگى و اين تأخير تاريخى را به نحوى جبران كنيم. بايد چه‏كار كنيم؟ اگر با نگاه و محاسبات عادّى بنگريم، مى‏بينيم فاصله زياد است. اتّفاقاً وسيله‏ى تحرّك آن‏ها هم سريع‏السّيرتر از وسيله‏ى تحرّك شماست؛ پس بايد روز به روز فاصله زيادتر شود؛ ما محكوم به اين هستيم. آيا اين درست است؟ همان راهى كه آن‏ها رفته‏اند، ما هم ادامه مى‏دهيم و فكر مى‏كنيم بايد ادامه داد. مى‏گوييم بالاخره آن‏ها از اين راه رفته‏اند، ما هم بايد برويم. راه پيموده‏شده‏اى است؛ اما فاصله‏ى آن‏ها با ما زياد است. من يك‏وقت در يكى از همين مجموعه‏ها به دوستان دانشگاهى گفتم: ما مى‏رفتيم؛ او به دوچرخه دست يافت و فاصله‏اش را با من زياد كرد. بعد چون فاصله‏ى زيادى بايد مى‏پيمود، به اتومبيل دسترسى پيدا كرد و از آن بهره برد؛ اما بنده تازه به دوچرخه رسيده‏ام! به اين ترتيب باز فاصله بيشتر شده است. او اكنون به وسيله‏ى سريع‏السّيرترى رسيده است؛ آيا بنده بايد بنشينم غبار حركتش را تماشا كنم و يا در حسرت اين پيشرفت، غمگين شوم و بسوزم و بسازم؟ ما بايد چه‏كار كنيم؟
    جنبش توليد علم- كه بنده دو سه سال است آن را در دانشگاهها تكرار مى‏كنم- ناظر به اين قضيه است. توليد علم يعنى رفتن از راههايى كه به نظر، راههاى نارفته‏اى است. البته اين به آن معنا نيست كه ما راههايى را كه ديگران رفته‏اند، نرويم و به تجربه‏هاى ديگران بى‏اعتنايى كنيم؛ بلكه به اين معناست كه به فكر باشيم. در اين دنياى عظيم و در اين طبيعت بزرگ، ناشناخته‏هاى فراوانى وجود دارد كه دانش پيشرفته‏ى امروز هنوز به آن‏ها دست نيافته است. ناشناخته‏ها بسيار فراوان است و به گمان زياد به‏مراتب بيشتر از چيزهايى است كه بشر تاكنون به آن‏ها دست يافته است. بايد دقّت كنيم، فكر كنيم و به دنبال كشف ناشناخته‏ها باشيم. بايد همان استعدادى را كه گفته شد و بنده هم مى‏دانم مغز و فكر ايرانى آن را دارد، به كار بيندازيم. راههاى ميان‏بُر را پيدا كنيم و از بدعت و نوآورى در وادى علم، بيمناك نباشيم. اين حركت بايد در دانشگاهها و مراكز علمى و تحقيقاتى ما به صورت انگيزه‏اى عام، امرى مقدّس و يك عبادت تلقّى شود. همه‏ى رشته‏هاى علوم بايد به اين صورت درآيد. ما بايد اين جرأت را داشته باشيم كه فكر كنيم مى‏توانيم نوآورى كنيم.

    حركت علمى‏ و شكوفايى استعدادها در دانشگاههاى ما رو به پيشرفت‏ است. شما ملاحظه كنيد كه داوطلبان شركت در المپيادهاى داخلى و خارجى در رشته‏هاى مختلف علمى رو به افزايش هستند. به بنده گزارشى داده شد كه اگر اشتباه نكنم، صد هزار نفر در سال گذشته داوطلب بودند تا در المپياد رياضى شركت كنند؛ اين رقم بالايى است. كسانى كه آشنا و خبره هستند، گفتند كه از اين صد هزار نفر، اقلًّا چهل هزار نفر در وضعيت درسى و تحصيلىِ ايده‏آل قرار دارند. يا در علوم پايه، ما در المپيادهاى جهانى هميشه جزو ده كشور اوّل دنيا محسوب مى‏شويم. حتّى در رشته‏ى رايانه- كه يك رشته‏ى صددرصد وارداتى است؛ يعنى ما هيچ سابقه‏اى از اين رشته نداشته‏ايم- نيز توانسته‏ايم رتبه‏هاى بالا را در المپيادهاى جهانى كسب كنيم. استعداد ايرانى در اين محصول‏گيرى نقش دارد كه همين استعداد را هم انكار مى‏كردند. بنده چند سال است كه مرتّب فرياد مى‏كشم: «استعداد ايرانى»؛ اكنون پس از اين همه‏سال تازه تبديل به فرهنگ شده است! حالا همه معتقدند كه ايرانى مستعدّ است؛ و الّا در سابق همين را هم انكار مى‏كردند و مى‏گفتند: «از ايرانى كارى برنمى‏آيد؛ از ايرانى قطع اميد بايد كرد.» اين‏گونه به ذهنها القاء مى‏كردند. استعداد دخيل است، اما كافى نيست؛ تلاش هم شده، هم از سوى كننده‏ى كار- دانشجو-، هم از سوى مديريّت، استاد و .... اين روند، روند خوبى است؛ چرا اين را نديده بگيريم و همه‏اش براى خودمان آيه‏ى يأس بخوانيم؟ اين، جنبه‏ى علمى قضيه.

    آنچه بنده به دانشگاهيان عزيز مى‏خواهم عرض كنم، همان چيزى است كه بارها در جمع اساتيد و دانشگاهيان گفته‏ام و بازهم مى‏خواهم تكرار كنم: ما از لحاظ علمى‏ از دنيا عقبيم؛ آيا راهى براى اينكه اين فاصله را بپيماييم، وجود ندارد؟ اعتقاد راسخ بنده اين است كه چرا، ما مى‏توانيم از راههاى ميان‏بر استفاده كنيم؛ مى‏توانيم اين فاصله‏اى را كه با يك نگاه سطحى به نظر مى‏رسد كه هرگز قابل پُر شدن نيست- چون آن كسى كه با فاصله‏ى زياد در جلو حركت مى‏كند و با ابزارهايى كه روز به روز پيشرفته‏تر مى‏شود، حركتش سرعت هم پيدا مى‏كند، مرتّب فاصله‏اش بيشتر مى‏شود- ترميم كنيم. بنده اعتقاد راسخ دارم كه مى‏توان تصوّر كرد اين فاصله پيموده شود و كمبود علمى- در كشور ما و كشورهاى مشابه ما- و شكاف و زخمى كه به وجود آمده، ترميم شود.

    در برنامه‏ريزى براى نخبگان، هدف ما بايد چه باشد؟ البته هدف نبايد به‏هيچ‏وجه تحقيرِ غير نخبگان باشد؛ چون غير نخبگان ممكن است كارهايى انجام دهند كه بسيار برجسته و ممتاز و والا باشد؛ اين بديهى است. اما يك جامعه بدون دارا بودن استخوان‏بنديهاى ذهنىِ قوى، در حركت جهانى نخواهد توانست از سربالاييهاى دشوار و پيچهاى سخت عبور كند. بنابراين، جامعه همچنان كه به بدنه‏ى فكرى نياز دارد، به نقطه‏ى ممتاز فكرى هم نياز دارد. بنابراين اگر هوشمندانى در جامعه هستند كه از لحاظ ذهنى نخبه‏اند، اين‏ها مى‏توانند به پيشرفت‏ علم‏ و فرهنگ و هنر و كار و پيشرفت هر چيزى كه جامعه به آن نياز دارد، كمك كنند. بنابراين، منهاى اينكه ما بخواهيم غير نخبه را مورد تغافل قرار دهيم، بايد براى نخبگان، حسابى باز كرد. ممكن است به نظر بيايد اين يك تبعيض است؛ اما تبعيض همه جا غير عادلانه نيست؛ گاهى اوقات تبعيض، عين عدالت است. اين حساب باز كردن براى نخبگان، عين عدل است؛ به خاطر اينكه ما بايد نخبه و هوشمند را در حدّى كه مى‏تواند رشد كند، رشد بدهيم.

    در كشور ما استبداد هميشه به پشتيبانى قدرتهاى سلطه‏گرِ خارجى متّكى بوده است. استبداد و ديكتاتورى و خودكامگى حكومت پهلوى و قبل از آن به شكل ديگرى حكومت قاجار، به خاطر اتّكاى آن‏ها به قدرتهاى بيگانه بود. رضا خان، متّكى به انگليس؛ محمد رضا، اوّل متّكى به انگليس و بعد متّكى به امريكا بود. او منافع و نفوذ امريكا را برطبق ميل آن‏ها تأمين مى‏كرد؛ آن‏ها هم از او حمايت مى‏كردند و هر كارى مى‏خواستند، با اين كشور و اين ملت مى‏كردند. پنجاه سال اين ملت را زير فشار اختناق نگه داشتند و پيشرفت‏ علمى‏ و صنعتى و فرهنگى و اخلاقى او را در دورانى كه از لحاظ جهانى بهترين و آماده‏ترين دورانها براى اين پيشرفت بود، متوقّف كردند و اين ملت و اين كشور را عقب نگه داشتند. همّت آن‏ها عيش و نوش، جمع كردن ثروت و خدمت دادن به اربابان خارجى بود. آن‏ها به اتّكاى همان قدرت خارجى، به طور كامل خود را در ايران مستقر كرده بودند و كندن اين‏ها و نابود كردن اين بناى كج و مضر و سرشار از لعنت و نفرت و شوم، كار هركسى نبود. امام بزرگوار با پرچم هدايت اسلامى آمد؛ لذا اصول امام، اصول اسلامى است؛ عدالت امام، عدالت اسلامى است؛ مردم‏سالارى امام، مردم‏سالارى اسلامى است.

    امروز در جمهورى اسلامى اگر بخواهيم سعادت اين كشور تأمين شود و مردم عزيز ايران با تواناييهايى كه خداى متعال در جوهر اين كشور و اين ملت قرار داده، به تمنّيات و آرزوهاى مشروع خود برسند، بايد همان خط را دنبال كنيم و دين و دنياى خود را از روى آن حكومت، الگو بگيريم: سياست ناآلوده‏ى به اغراض و اميال و شهوات؛ سياست الهام‏گرفته از دين و اخلاق؛ سياستى كه در شكل‏دهى آن، منافع عمومى ملت بر منافع شخصى و گروهى و قومى و منافع بيگانگانى كه همه‏ى دنيا را براى خود مى‏خواهند، ترجيح پيدا كند؛ سياستى كه در آن، دنيا و زندگى و معيشت مردم، در كنار عزّت، اقتدار ملى، آبروى جهانى، فرهنگ متعالى، پيشرفت‏ علمى‏، معنويّت، فضيلت، دين و اخلاق تأمين شود. ما امروز اين را لازم داريم و اين به وسيله‏ى حاكمان و زمامدارانى تأمين مى‏شود كه با ميل و انتخاب و خواست و عاطفه‏ى جوشان و برطبق عقيده‏ى مردم بر مسند مسئوليت نشسته‏اند و كارها را دنبال مى‏كنند. اين مى‏شود نمونه‏ى كامل. اگر ما در جمهورى اسلامى اين خط و اين راه را دنبال كنيم- كه به توفيق الهى، اين كار، هم عملى است؛ هم نمونه‏ها و تجربه‏ى آن را در طول اين بيست و سه سال، مسئولان كشور به دست آورده‏اند و هم مورد علاقه‏ى مردم است- آن‏گاه خدا راضى مى‏شود؛ مردم اعتماد بيشترى پيدا مى‏كنند و اقتدار نظام دنبال مى‏شود.

    شما جوانان و نوجوانانى كه قرآن را فرامى‏گيريد، اين را بدانيد كه يك ذخيره‏ى مادام‏العمر براى انديشيدن و فكر كردن را براى خودتان فراهم مى‏كنيد. اين چيز بسيار باارزشى است. ممكن است در سنين جوانى، معانى و معارف عميقى را از آيات قرآن استنباط نكنيد و نتوانيد درست بفهميد- فقط چيزهاى سطحى و اندكى از معارف را بفهميد- اما به موازات بالا رفتنِ سطح معلومات و پيشرفت‏ علمى‏، از آيات قرآن كه در حافظه و ذهن شما قرار دارد، بيشتر استفاده مى‏كنيد. حضور قرآن در ذهن انسان، نعمت بسيار بزرگى است. فرق است بين كسى كه براى مطلبى، بارها آيات قرآن و فهرستهاى قرآنى را جستجو مى‏كند تا ببيند در اين باره آيه‏اى وجود دارد يا نه، با آن كسى كه آيات قرآن در ذهن و دل و جلوِ چشم اوست و نگاه مى‏كند، آنچه را كه در هر بخشى از معارف اسلامى به آن نياز دارد، از قرآن استنباط و استخراج مى‏كند و روى آن فكر و تأمّل مى‏كند و از آن استفاده مى‏برد. انس با قرآن در دوران كودكى و نوجوانى، تا دوران جوانى، يك نعمت بسيار بزرگ است.

    عرصه‏ى سوم- كه باز بر محور مردم حركت مى‏كند- عبارت است از بهره‏بردارى از فكر و عمل مردم در راه اعتلاى كشور؛ يعنى استعدادها را شكوفا كردن و معطل نگذاشتن. از اوايل انقلاب، هميشه امام خطاب به جوانان، دانشجويان، متفكّران كشور و كسانى كه دارى استعداد بودند، مى‏گفت كه به خودتان ايمان بياوريد؛ نيروى خودتان را باور كنيد و بدانيد كه مى‏توانيد. اين درست در مقابل تعاليمى بود كه در دوران طولانى استبداد در اين كشور، تلقين مى‏شد كه مردم ايران نمى‏توانند. ما در دوران انقلاب هم ديديم همان كسانى كه اسلام را به معناى حقيقىِ خود باور نداشتند، به اين معنا هم باور نداشتند. هميشه چشم آن‏ها به بيرون مرزهاى كشور بود و به مردم و تواناييهاى آن‏ها اعتقاد نداشتند. اين فكر و اين توجّه را هم، امام در اين نظام نهادينه كرد، كه استعدادهاى جوان اين كشور، احساس توانايى كنند؛ و شما بعد از انقلاب هرچه از نشانه‏هاى علم‏ و پيشرفت‏ علمى و صنعتى در كشور مشاهده مى‏كنيد، ناشى از اين است. هرجا كه نشانه‏هاى وابستگى مشاهده مى‏شود- كه به معناى تحقير ملت ايران و استعدادهاى اوست- ناشى از نقطه‏ى مقابل اين تفكّر است.

    كميّت جوانان و نسبت جمعيتىِ آن‏ها با كلّ كشور، يك پديده‏ى شگفت‏آور است. امروز بيش از نيمى از جمعيت كشور ما كسانى هستند كه كمتر از سى سال دارند. اتّفاق كم‏نظيرى كه افتاده، اين است، كشورى كه از جوان‏ترين كشورهاست، يكى از بزرگترين انقلاب‏هاى تاريخ و جوان‏ترين انقلاب موجود جهان و مستقل‏ترين نظام سياسى در همه‏ى دنيا را تجربه مى‏كند. اين تقارن، تقارن شگفت‏آورى است. اين جمعيت عظيم جوان در كشورى زندگى نمى‏كند كه نظام سياسى آن تابع امريكا و كمپانيهاى مالىِ بزرگ جهان و شركتهاى چند مليتى يا تابع فلان كشور و فلان سياست است؛ بلكه در كشورى زندگى مى‏كند كه نظام سياسى‏اش جوان‏پسند است. جوان مايل به استقلال است. جوان طبيعتاً سرش را بالا مى‏گيرد و مايل نيست كه اسير و دنباله‏رو باشد. نظام سياسى امروز كشور شما، نظامى است كه سرش را بالا گرفته، در مقابل هيچ‏كس آن را خم نكرده و از توپ و تشر آمريكاييها و تهديدهاى گوناگون هم در طول اين بيست و دو سال‏ لحظه‏اى بيم به دل راه نداده است. كشور ما با يك انقلاب نو و جوان مواجه است؛ لذا به يك سرعت عملِ همراه با برنامه‏ريزىِ صحيح در جهت خودسازى و پيشرفت‏ احتياج دارد تا بتواند زبان دشمنان را كوتاه كند و حضور خود را- چه از جنبه‏ى علمى‏ و چه از جنبه‏ى عملى- بر همه‏ى آن‏ها تحميل نمايد. با يك‏مشت انسان ازكارافتاده‏ى بالاى پنجاه، شصت سال، چنين چيزى در رديف محالات است؛ اما جمعيتى كه نيمى از آن جوانند و قافله‏ى جوانان همين‏طور با سرعت وارد ميدان مى‏شوند، اين ممكن خواهد بود و افق و چشم‏انداز در اين زمينه كاملًا روشن است.

    به نظر من خود شما جوانان بزرگترين مسئوليت را داريد؛ مسئوليتى كه مى‏توانيد آن را انجام دهيد. عزيزان من! هر جوانى دوست مى‏دارد كشورى كه در آن زندگى مى‏كند و خاكى كه از آن روييده، عزيز، سربلند، مقتدر و برخوردار از همه‏ى زيباييها و نيكى‏ها باشد؛ دلش مى‏خواهد جامعه‏ى متمدّنى داشته باشد؛ دلش مى‏خواهد از پيشرفتهاى‏ علمى‏ و عملى برخوردار باشد. اين آرزوى هر جوانى است. براى اين، دو راه در پيش است: يك راه واقعى، يك راه كاذب و بدلى. راه واقعى را بايد پيدا كرد، زحمات آن را پذيرفت و هزينه‏اش را هم بايد پرداخت.

    اگر از من بپرسيد كه چقدر پيش رفته‏ايم، خواهم گفت ما زياد پيش رفته‏ايم. همان‏طور كه گفتم، اگر كسى با گذشته‏ى اين كشور آشنا باشد، خواهد ديد كه ما بسيار پيشرفت كرده‏ايم. در اين كشور مردم به حساب نمى‏آمدند، اما امروز مردم محور تصميم‏گيرى‏هايند. معنويت در اين كشور به شدّت مورد تهاجم بود؛ سعى مى‏شد معنويت ازاله شود؛ اما امروز چراغ معنويت در بين مردم روشن و پُرفروغ است. آن روزها جوانها عمداً به فساد كشانده مى‏شدند. شايد شما شنيده‏ايد كه رؤساى كشور و خانواده‏هايشان، مهم‏ترين شركاى باندهاى مواد مخدّر در اين كشور بودند! اوّل بار آن‏ها هروئين را به اين كشور آوردند و پخش كردند. فساد و اعتياد و بدبختى را به دست خودشان ترويج مى‏كردند. امروز شما مى‏بينيد كه نظام، با همه‏ى وجود و با تلاش فراوان، در مقابل اين مشكلات ايستاده كه همه‏ى دنيا هم كار او را تصديق مى‏كنند اما آن روز براى مسئولان كشور كارهاى نمايشى در درجه‏ى اوّل بود. به روستاها، به جاده‏هاى روستايى، به برق‏رسانى روستايى، به بقيه‏ى چيزهايى كه در شهرهاى دور بود، مطلقاً اعتنايى نمى‏شد. اسم مى‏آوردند كه ما مى‏خواهيم زبده پرورش بدهيم؛ اما در طول پنجاه سال، آن‏ها توانسته بودند حدود صد و پنجاه هزار دانشجو در اين كشور داشته باشند. من در استان سيستان و بلوچستان تبعيد بودم آن روز دقيقاً آمارش را مى‏دانستم، اما الآن درست يادم نيست گمانم در همه‏ى استان كه آن روزها حدود ششصد، هفتصد هزار نفر جمعيت داشت، سه نفر ليسانسيه بودند! تعداد ديپلمه‏هاى آن استان بسيار كم بود؛ مثلًا بيست نفر بودند! امروز شما مى‏بينيد كه تمام شهرهاى كشور دانشگاه دارند. حتّى در بسيارى‏ از شهرها دانشگاههاى متعدّد و دانشجويان فراوان و رشته‏هاى متنوّع و پيشرفتهاى‏ علمىِ‏ فراوانى دارند.

    ما امروز در كشورمان به پيشرفت‏ علم‏ نياز داريم. امروز اگر براى علم سرمايه‏گذارى و مجاهدت و تلاش نكنيم، فرداى ما، فرداى تاريكى خواهد بود. كسانى تلاش مى‏كنند كه روند كار علمى را كُند يا متوقّف كنند و يا مورد بى‏اعتنايى قرار دهند. اين كار، پسنديده نيست. امروز در كشور، يكى از فرايض حتمى براى اين نسل كه در درجه‏ى اوّل هم اين فريضه بر دوش شما دانشگاهى‏هاست عبارت از تقويت بنيه‏ى علمى كشور است. ما اگر علم نداشته باشيم، اقتصادمان، صنعتمان، حتى مديريّت و مسائل اجتماعيمان عقب خواهد ماند. امروز كسانى كه بر دنيا خدايى مى‏كنند؛ آن دستهاى مرموزى كه اختيار منابع عظيم انسانى و مادّى دنيا را در دست گرفته‏اند و همه‏ى اقيانوس‏ها و همه‏ى تنگه‏هاى حسّاس دريايى زير چشمشان است و هرجا مى‏خواهند دخالت مى‏كنند، با ابراز علم بود كه توانستند بشريت را به اين خاكستر بنشانند! لذا براى مقابله با كار آن‏ها، علم لازم است. اگر بخواهيد از لحاظ علمى پيش برويد، بايد جرأت نوآورى داشته باشيد. استاد و دانشجو بايد از قيد و زنجيره‏ى جزمى‏گرىِ تعريفهاى علمىِ القاءشده و دائمى دانستن آن‏ها خلاص شوند.

    نكته‏ى آخر مربوط به دانشجويان المپيادى و دانشجويان برجسته‏ى علمى‏ است كه در اين دانشگاه و بعضى دانشگاههاى ديگر هستند. من دو نكته را راجع به اين‏ها بگويم: نكته‏ى اوّل اين است كه دولت و مسئولان بايد قدر اين‏ها را بدانند و برايشان امكانات فراهم كنند. برجسته‏هاى ذهنى و فكرى، فقط هم آن‏ها نيستند؛ در ميان دانشجويان و اساتيد جوان و غير جوان، افراد زيادى داريم كه اين گونه‏اند كه در امتحانها و تجربه‏ها و مسابقه‏هاى گوناگون، اين برجستگى كاملًا آشكار شده است دولت بايد قدر اين‏ها را بداند و وسايل را براى پيشرفت‏ علمى‏شان فراهم كند تا نيازى احساس نكنند كه از محيط خودشان دور شوند.

    از شما جوانهاى عزيزى كه تازه وارد ارتش شده‏ايد، اين انتظار بحق هست كه با ابتكار خودتان، باطراوت طراوت و شادابى خودتان، با حضور جوانانه و پُرشور خودتان، سازمان عظيم ارتش جمهورى اسلامى ايران را هرچه بيشتر كامل كنيد. هم ايستادگى شما، هم ايمان شما، هم روح تعبّد و ارادت و عشق به مبادى معنوى در شما، هم تواناييها و پيشرفتهاى‏ علمى‏ و تحصيلى شما، هم آمادگيهاى نظامى و رزمى شما، هم انضباط و نظم شما در اين مراسم، در گزارشها و عملكردها نشان داده شده است. اين‏ها علامتهاى بسيار خوبى است. جوانان مؤمن، مصمّم، باسواد، تحصيل‏كرده، متديّن و عميقاً مؤمن به آرمان‏هاى اسلام و ارزشهاى الهى وارد ميدان مى‏شوند و سازمان ارتش را غنى‏تر، سرشارتر و پُربارتر خواهند كرد. چشم اميد و انتظار به شما جوانهاست كه بتوانيد اين امانت را كه نسل قبل از شما با مجاهدت و تلاش فداكارانه‏ى خود به اين نقطه رساند جلوتر و پيشتر ببريد.

    اگر كشور بخواهد به سمتى كه براى آن مطلوب است چه از لحاظ اقتصادى، چه از لحاظ سياسى، چه از لحاظ معنوى يا سطح علم‏ و سواد پيشرفت‏ كند، به محيط آرام و بى‏تشنّج احتياج دارد. كسانى كه به پيروى از تبليغات راديوهاى بيگانه سعى مى‏كنند فضاى سياسى جامعه را متشنّج كنند، به كشور خدمت نمى‏كنند. كسانى كه سعى مى‏كنند با انتقادهاى پوچ و عارى از حقيقت، نظام كاملًا مردم‏سالار اسلامى اين كشور را به تهمتهايى متّهم كنند كه فرسنگها با اين نظام فاصله دارد، آن‏ها به مردم، به آينده‏ى كشور و به نسل جوان هيچ خدمتى نمى‏كنند. زمانى اين كشور خواهد توانست به آرزوهاى بزرگ خود برسد كه در مسائل گوناگون، همه هم جوانان، هم آحاد مردم و هم مسئولان به اين دو خصوصيت عمل كنند. آن دو خصوصيت عبارت است از اينكه خردمندانه و مؤمنانه عمل كنند.

    هرچه علم‏ پيشرفت‏ كند، پايه‏هاى ايمان دينى مستحكم‏تر خواهد شد. آن روزى كه شما به يك‏ذرّه‏ى خاك يا ذرّه‏ى سنگ به صورت يك جسم بسيط نگاه مى‏كنيد و مى‏گوييد خدا اين را خلق كرده، يك نوع ايمان داريد؛ اما آن‏وقتى كه تمام مولكول‏ها و تمام ذرّات و عناصر اتمى موجود در اين جسم را مشاهده كرديد نظم آن را، حركت آن را، مهندسى پيچيده‏ى آن را، تأثيرات آن را، خواص آن را و گفتيد خدا خالق اين است، معرفت و ايمان شما نوع ديگرى خواهد بود.
    هرچه علم بيشتر پيشرفت كند، هرچه كهكشانها بيشتر شناخته شود، هرچه درياها و صحراها و ذرّات، بيشتر در زير دقّت علم قرار گيرد، هرچه نيروهاى فشرده در وجود انسان بيشتر شناخته شود، ايمان به خدايى كه آفريننده و فراهم‏كننده‏ى اين دستگاه عظيم و پيچيده است، پايگاه مستحكم‏ترى پيدا خواهد كرد. ممكن است بعضى به يك كاغذ فشرده و مچاله شده به صورت يك زائده‏ى كوچك نگاه كنند؛ اما يكى ممكن است اين كاغذ را باز كند، چين‏هاى اين كاغذ را برطرف كند، به صورت صفحه‏ى بزرگى در بيايد؛ بعد خطوطى را كه در آن هست، دانه دانه بخواند و كلمات آن را بفهمد. امروز قواى عظيمى را كه در وجود محدود انسان هست، علم كشف مى‏كند؛ در سلسله‏ى اعصاب، در ذرّات وجود، در تمام مولكول‏هاى سرتاپاى اعضا و در مغز؛ كه اعتراف مى‏كنند هنوز مغز انسان را به‏درستى نشناخته‏اند؛ قواى انسان را نشناخته‏اند و قدرت تمركز انسان را به‏درستى نشناخته‏اند و ندانسته‏اند. وقتى انسان اين‏ها را نگاه مى‏كند، ايمانش قوى‏تر مى‏شود.

    خدا را شكر مى‏كنيم كه سلسله‏ى ديانت و شجاعت مردم و قوّت معنوى اين مردم، در كنار سلسله‏ى پيشرفت‏ علم‏ و تقوا در طول زمان در اين سرزمين امتداد پيدا كرده است. مردم اردبيل از قبل از دوران صفويّه هم جزو معدود مردمى در كشور ايران هستند كه توانستند لشكريان مغول را دو مرتبه شكست دهند. لشكريان مغول، هرجا مى‏رفتند، مردم را با ارعاب وادار به عقب‏نشينى مى‏كردند. در اردبيل، لشكريان مغول، دو مرتبه از مردم شكست خوردند و عقب‏نشينى كردند. بعد هم اين طوايف و ايلات شجاع و مردم مؤمن توانستند اينجا را نقطه‏ى شروعى قرار دهند كه ايران بزرگ شيعى و مقتدر در دوران صفويّه به وجود آيد.

    البته همين‏جا به شما بگويم كه روسيه بعد از انحلال شوروى، آن‏طور كه آن‏ها مى‏خواستند، تبديل به برزيل دوم نشد. آن‏ها مى‏خواستند روسيه به يك برزيل يعنى يك كشور دست سوم دنيا تبديل شود؛ توليد بالا، اما گرفتارى و فقر عميق و بدون هيچ‏گونه نقشى در سياست دنيا. شما ببينيد امروز در كجاى دنيا حرف و رأى و نظر و حضور برزيل كسى را به خود متوجّه مى‏كند؟ مى‏خواستند روسيه را اين‏طورى كنند، اما نشد؛ چرا؟ چون روسيه ملت خوب و قوى‏اى دارد؛ از لحاظ نژادى مردم مستحكمى هستند؛ بعد هم پيشرفت‏ صنعتشان، اتمشان، دانشمندانشان، تحقيقاتشان و ساير امكاناتشان قابل توجّه است. طرّاحان اين قضايا كه نشستند خودشان بريدند و خودشان دوختند، براى جمهورى اسلامى نيز چنين خوابى ديده‏اند. آن‏ها فكر نمى‏كنند كه جمهورى اسلامى ايران اگر به سرنوشت شوروى دچار شود، كشورى مثل روسيه‏ى امروز خواهد شد؛ نه، آن‏ها فكر مى‏كنند كه ايران كشورى در سطح كشور دوره‏ى پهلوى خواهد شد؛ يعنى در رديف دهم بعد از تركيه! چون تصور مى‏كنند كه در اينجا اتم كه نيست؛ پيشرفت علمىِ‏ آن‏چنانى كه نيست؛ جمعيت سيصد ميليونى كه نيست؛ كشورى به عظمت روسيه كه امروز بازهم تقريباً بزرگترين كشور دنياست كه نيست.

    و اما اين پيشرفتها در كجاست؟ اين تحوّلى كه مى‏گوييم بايد به وجود بيايد و اين حركت به جلو در كجاست؟ در همه‏ى مناطق مربوط به زندگى جامعه. قوانين، تحوّل پيدا مى‏كند و بايد روز به روز بهتر و كامل‏تر شود. در فرهنگ و در اخلاق عمومى مردم، روز به روز بايستى تحوّل صورت گيرد و پيشرفت‏ حاصل گردد. در نظام علمى‏ و آموزشى كشور، در فعاليّتهاى اقتصادى، در هنر، در امور حكومت و اداره‏ى كشور، حتى در حوزه‏هاى علميّه‏، بايستى انسانهاى بافكر و شجاع و روشن‏بين، روز به روز روشهاى جديد، كارهاى جديد، فكرهاى جديد و آرمان‏هاى جديد را دنبال كنند. اساس، همان ارزشهاست. در چارچوب همان ارزشها پيش بروند و تحوّلات را به وجود آورند. آن وقت انقلاب، يك انقلاب كامل و روز به روز مى‏شود و تمام شدنى هم نيست. اين تكامل، تمام شدنى هم نيست؛ يعنى هر ده سال، بيست سال يك‏بار، اگر انسان به كشور نگاه كند، خواهد ديد كه در بخشهاى مختلف، پيشرفت و ترقّى ايجاد شده است.

    تجليل از كارگران هم از دو جهت است: يكى به خاطر اين است كه هر كشورى هرچه رشد مادّى و ثروت دارد، از سرانگشت كارگر دارد. كارگر است كه ثروت را توليد مى‏كند و رشد اقتصادى را به وجود مى‏آورد. اگر كارگر نباشد، همه‏ى طرّاحان و برنامه‏ريزان و متفكّران اقتصادى، كارشان بيهوده خواهد ماند. آن عنصر و عاملى كه همه‏ى فكر و هدفها و برنامه‏ها و پيشرفتهاى‏ علم‏ اقتصاد را در مقام عمل تحقّق مى‏بخشد، سرپنجه‏ى كارگر است. پس كارگر حقّ بزرگى به گردن همه‏ى آحاد ملت دارد؛ به خاطر اينكه محصول كار اوست كه زندگى مردم را به طور روز به روز و عملى و فعلى سامان مى‏دهد.

    يك ملت زنده و ملتى كه اهل پيشرفت‏ است، از جمله كارهايى كه در كنار سازندگى، در كنار پيشرفت علمى‏ و در كنار كارهاى بزرگ، حتماً بايد از آن غفلت نكند، شناخت هدفهاى دشمن در هر مرحله است. اين خاصيت زنده بودن است. نمى‏شود ملتى را فرض كرد كه آرمان‏هاى بزرگى داشته باشد و بخواهد كارهاى بزرگى بكند؛ اما دشمن نداشته باشد. بله؛ ملتهايى هستند كه به گوشه‏اى خزيده‏اند، كارى به كار سرنوشتشان ندارند، بيگانگان هم بر آن‏ها مسلّطند، آن‏ها هم مثل گوسفند مى‏چرند و بيگانگان مثل چوپانهاى خائن هرچه مى‏خواهند، از آن‏ها استفاده مى‏كنند! البته آن‏ها اگر بخواهند همان‏طور زندگى كنند، هيچ لزومى ندارد كه به اين فكرها باشند؛ چون آينده‏اى برايشان وجود ندارد. البته امروز در دنيا چنين ملتهايى را خيلى كم مى‏شود سراغ داد. اگر وجود داشته باشند، خيلى كم هستند. بالاخره ملتها بيدار شده‏اند. به‏هرحال، ملتى مثل ملت ايران كه عليه دخالت بيگانگان قيام كرد و دست بيگانگان را كوتاه نمود و به مداخله‏ى بيگانگان در كشور خود پايان داد اين‏ها كارهاى كوچكى نيست دشمن دارد. ملت ايران به غارت بيگانگان از منابع نفتى و منابع گوناگون مادّى خود خاتمه داد و دستگاه حكومتى را كه به نفع بيگانگان كار مى‏كرد، ريشه كن كرد و از بيخ و بن برانداخت. اين ملت با اين خصوصيات، بالاخره دشمن دارد و بدون دشمن نخواهد بود.

    حالا بعضيها بنشينند سخنرانى كنند و داد بكشند كه علم و دين باهم نمى‏سازند! صد ساعت سخنرانى، به قدر يك ساعت حضور شما بُرد علمى ندارد؛ چون شما هستيد و حضور داريد. آن سابقه‏ى روبات‏هايتان است؛ آن مسابقه‏ى رياضى است كه در دنيا اوّل شديد؛ آن جذب سرمايه‏هايتان است؛ آن عناصر بسيار برجسته‏ى علميتان است؛ اين هم مايه‏هاى دينيتان است. الآن در اين دانشگاه، كانونهاى قرآن و دين و كارهاى هنرى دينى، از بسيارى از دانشگاههاى كشور، برجسته‏تر، زنده‏تر و فعّال‏تر مشغولند؛ من هم از بعضى از آن‏ها مطّلعم. پس، به قول بعضيها: «ادلّ الدليل على امكان شي‏ء وقوعه»؛ بهترين و رساترين دليل بر امكان چيزى، اين است كه خود آن چيز اتّفاق بيفتد. وقتى ما بحث مى‏كنيم كه آيا اين فلان چيز ممكن است يا ممكن نيست، بعد مى‏بينيم همين شيئى كه در باره‏ى امكان وقوعش بحث مى‏كنيم، الآن در خارج وجود دارد، ديگر بحثها تمام مى‏شود. البته بازهم عدّه‏اى به بحث ادامه خواهند داد؛ آدم‏هاى بى‏كار و دنبال بحثهاى صرفاً ذهنى، در دنيا كم نيستند. اينجا و آنجا بنشينند و حرف بزنند: «بحث كنيم ببينيم آيا گرايش انقلابى، گرايش دينى و عمل دينى، با پيشرفت‏ علمى‏ سازگار است يا نيست!» خيلى خوب؛ بنشينند تا شب بحث كنند! وجود اين دانشگاه و وجود اين مجموعه‏ى علمى در اينجا و وجود شما دانشجويانِ بسيار خوب و عزيز من و آن اساتيد بسيار خوبتان، اين بحثها را بى‏فايده و مهمل و بيجا محسوب مى‏كند.

    همه مى‏توانند ببينند كه دشمن امروز هم در تلاش است كه دانشگاه را از صراط مستقيم علم‏ و دين و روحيّه‏ى انقلابى منصرف كند. بزرگترين مسئوليت در مقابله با توطئه دشمنان، بر دوش خود دانشگاهيان عزيز چه اساتيد و چه دانشجويان است، و يقيناً مانند برخى مقاطع حساس گذشته به اين مسئوليت عمل خواهند كرد. انتظار اين‏جانب از فرزندان دانشجويم آن است كه هوشيارانه حوادث سياسى جهان و كشور را زير نظر داشته باشند. دشمن را در هرجا و با هر چهره‏اى بشناسند و هدفها و روشهاى خصمانه را با تيزبينى تشخيص دهند. در هيچ شرائطى اجازه‏ى اخلال در روند علم و دين را در دانشگاه به كسى ندهند و محيط مصفّا و پرنشاط دانشجوئى را براى پيشرفت‏ سريع علمى همراه با تعهّد و تديّن و تلاش انقلابى حفظ كنند.

    اهتمام به موضوع «جوانان»، ايجاد زمينه‌هاى مساعد براى پيشرفت‌ معنوى و علمى‌ و مسئوليت‌پذيرى، و تلاش براى رفع دغدغه‌هايى از قبيل ازدواج و آينده‌ى شغلى و علمى آنان.

    شما وضع كنونى كشور را مشاهده مى‏كنيد. شكّى نيست كه هركسى در اين كشور مى‏داند بخصوص شما جوانان كه ما در ميدانهاى علمى‏ دنيا و در ميدان صنعت و فناورى و پيشرفتهاى‏ علمى و تحقيقات، جزو كشورهايى هستيم كه سالها بايد تلاش كنيم تا خودمان را به آن نقطه‏اى كه شايسته‏ى ماست، برسانيم. اين عقب‏افتادگى، بر اثر پنجاه سال حكومت رژيم بى‏كفايتى است كه نتوانست از ظرفيت عظيم اين كشور و از استعداد خروشان اين ملت استفاده كند. شما اين استعدادِ امروز را نگاه مى‏كنيد و مى‏بينيد. ببينيد جوانان ما در ميدانهاى مسابقات علمى دنيا، چه بُروز و ظهور و تبرّزى پيدا مى‏كنند! در گذشته، از اين استعدادها استفاده نمى‏شد و به آن‏ها بى‏اعتنايى مى‏شد. صرفاً در جهت اهداف و خواسته‏هاى نامشروع خودشان از آن استفاده مى‏كردند. البته بعضيها مى‏گذاشتند مى‏رفتند، خيلى‏ها هم مى‏ماندند؛ ليكن بدون آنكه در استعدادهاى آن‏ها هيچ درخششى به وجود آيد و كارى انجام گيرد.

    آنچه كه ما امروز از جوان انتظار داريم، عيناً همان چيزى است كه در روز اوّلِ انقلاب و قبل از انقلاب از جوان انتظار داشتيم. ما از جوان مى‏خواهيم كه در عين پاكى و پارسايى و دين‏دارى، بانشاط باشد، پُرشور باشد، اهل ابتكار باشد، خلّاق باشد، كار كند، از تنبلى و بيكارگى بپرهيزد، تقوا را براى خودش شعار قرار دهد، واقعاً دنبال تقوا باشد همان معناى «پرهيزكارى» كه در فارسى معنا مى‏كنند و معناى خوبى هم هست. به نظرم من يك‏وقت شرحى هم راجع به آن در خطبه‏هاى نماز جمعه گفتم خويشتن‏دار باشد، از اين نيروى عظيمى كه اسمش جوانى است، در راه تكامل خودش، رشد خودش و خدمت به كشورش، به خانواده‏اش و به محيطش استفاده كند. ما از جوان اين انتظار را داريم؛ هر وقت هم يك اقتضايى دارد. وقتى‏كه در كشور جنگ هست، از جوان يك انتظار هست؛ وقتى‏كه در كشور دوره‏ى ساختن و سازندگى و تلاشِ اين‏گونه هست، يك انتظار هست؛ آن وقتى هم كه ميدان علم‏ و پيشرفت‏ علمى و تحقيق است و نياز كشور به اين طرف است، از جوان اين انتظار هست. درست هم اين است كه بگوييم از هر جوانى به اقتضاى استعدادش، به اقتضاى شغلش، به اقتضاى خواستها و پسندهايش، انتظاراتى وجود دارد كه مجموع اين انتظارات، در واقع حركت عظيم ملى ما را شكل مى‏دهد و موتورى براى حركت كشور است. جوانان، حقيقتاً به يك معنا موتور محرّكه‏ى كشورند؛ هم در امروزشان كه جوانند، هم در فردايشان كه مردان و زنان و مديران و كارگزاران كشور خواهند بود. هركدام در هرجا كه هستند، با پاكى و پارسايى و دين‏دارى و تقوا، اين نيروى عظيم جوانى را به كار گيرند.

    شما ببينيد اين شرايط، شرايطى است كه بايد دشمن بترسد. شرايط ما از يك‏سو عبارت است از اينكه ملت ما، ملتى است بزرگ، باهوش، بااستعداد و جوان كه اكثريت اين ملت را جوانان تشكيل مى‏دهند از يك‏سو وجود منابع غنىِ زيرزمينى كه در كشورهاى گوناگونى كه صاحب منابع هستند، كم‏نظير است و از سوى ديگر، وجود نظامى است كه به مردم امكان حضور، بروز استعدادها، فعّاليت، تلاش، رشد و تكامل علمى‏ و فكرى مى‏دهد. يك روز بود كه بر اين كشور بر همين زمين و بر همين منابع حكومتهايى حاكم بودند كه استعدادها را مى‏كشتند. دليل بر اينكه استعدادها را مى‏كشتند، اين بود كه در طول صد سال از ورود اروپاييها به اين كشور تا سال شروع انقلاب مثلًا از حدود سالهاى 1257 تا 1357 هجرى شمسى يعنى اوّل در نيمه‏ى دوم دوران قاجار، بعد هم در دوران پهلوى‏ها، در اين كشور، علم، پيشرفت‏ علمى، مغز متفكّر علمى و پديده‏هاى گوناگون‏ علمى ديده نشد؛ يعنى نگذاشتند. اگر آدم برجسته‏اى هم پيدا شد، جذب كردند، دزديدند، جاى ديگر بردند و از او استفاده كردند. در آن دورانى كه همه‏ى دنيا چهار اسبه به سمت پيروزى و به سمت پيشرفت و تمدّن و نوسازى مادّى مى‏رفت، كشور ما را در حال بدبختى نگهداشتند و به چيزهايى كه براى يك ملت سمّ است، سرگرم كردند. البته در دوره‏اى، به اصطلاح دانشگاه و مطبوعات و مجلس شورا هم داشتيم؛ اما در اختيار دستگاه جبّارى بود كه براى آن در درجه‏ى اوّل، منافع بيگانگان و منافع مسئولان آن روزِ كشور مطرح بود و منافع مردم و آينده اصلًا مطرح نبود.امروز بحمد اللّه يكى از خصوصيات بسيار بزرگِ اين كشور و اين ملت اين است كه نظامى بر سرِ كار است كه امكان رشد به ملت مى‏دهد. جوان مى‏تواند رشد كند، مى‏تواند درس بخواند، مى‏تواند پيشرفت كند، مى‏تواند اختراع كند، مى‏تواند بسازد، مى‏تواند به خود اعتماد كند. وجود همين نظام موجب شده است كه مسئولان كشور از خودِ مردم باشند؛ دردهاى مردم را بفهمند و مشكلات مردم را درك كنند. دولت، مردمى است. رئيس‏جمهور، مردمى است. مجلس شوراى اسلامى، مردمى است. آحاد مسئولان كشور، قوّه‏ى قضائيّه، ديگران و ديگران، هيچ‏كدام از اشراف‏زاده‏ها و اعيان‏زاده‏ها نيستند؛ كسانى نيستند كه درد مردم را نفهمند، گرانى را نفهمند، گرسنگى را نفهمند و نشناسند. از همه‏ى اين‏ها بالاتر، در اين كشور خطّ روشنى وجود دارد و آن، خطّ پيروى از اسلام است كه پيروى از اسلام، براى يك ملت و يك كشور، مايه‏ى عزّت دنيا و آخرت است خطّ عدم قبول نوكرى بيگانه و عدم قبول تسليم در مقابل بيگانه است. كشور ما، كشورى است با ملت بيدار و زنده، حسّاس نسبت به مسائل گوناگون، داراى مسئولان خوب و دولت مردمى. كسانى كه در رأس كار هستند، افراد متديّن و متعبّدى هستند. رئيس‏جمهور، روحانى است. بسيارى از مسئولان، حتّى آن‏هايى كه در لباس روحانى نيستند، عميقاً پايبند به دين هستند. اين براى يك كشور مايه‏ى رشد و پيشرفت و براى دشمنان دين نگران‏كننده است.
    آنچه كه در اين دوران بيست‏ساله اتّفاق افتاده است حتّى در دوران جنگ و در دوران دفاع مقدّس با آن همه گرفتارى از لحاظ سازندگى و آبادى و عمران و پيشرفت مادّى و پيشرفت علمى و توسعه‏ى دانشگاهها و توسعه‏ى مراكز تحقيقاتى و غيره يعنى همه‏ى اين شاخصهايى كه براى يك ملت و براى آينده‏ى آن مهم است از تمام دوران صدساله به مراتب بيشتر و پرحجم‏تر و پُركيفيّت‏تر است. آيا اين براى آن دستگاه استكبارى كه با نهضت جهانى اسلام و با بيدارى مسلمين مبارزه مى‏كند، خطرناك نيست؟ البته كه خطرناك است؛ البته كه بايد در مقابلش موضع بگيرند؛ البته كه بايد براى مبارزه با آن، در مجلس خودشان بودجه معيّن كنند! امريكا براى مبارزه با جمهورى اسلامى، بودجه معيّن كرد! اين، آن چيزى است كه ظاهر و آشكار است؛ اما آنچه كه در دلهاى آن‏هاست، آنچه كه در پشت پرده‏ى كارهاى امنيتى و سازمان سياى آن‏هاست، به مراتب بيشتر است! اين براى چيست؟ براى اين است كه از اين نظام و از اين مردم و از اين كشور مى‏ترسند و مى‏دانند كه اين كشور اگر با همين آهنگ پيشرفت كند كه إن شاء اللّه به‏فضل پروردگار آهنگ پيشرفت تندتر هم خواهد شد ملتهاى مسلمان يك الگوى زنده به‏دست خواهند آورد.

    در هر دوره و هر زمانى، هر فردى از افراد و هر جمعى از جمعهاى بشرى، به قدر استعداد و ظرفيتشان، از آن استفاده مى‏كنند؛ همچنان كه مسلمانان صدر اسلام توانستند از مفهوم بعثت و حقيقتِ بعثت استفاده كنند و اين نور درخشنده را به سراسر دنياى آن روز بپراكنند و انسانهاى زيادى را به راه راست هدايت نمايند و به حقيقت عبوديّت بكشانند. بعد از آن، در برهه‏اى از تاريخ توانستند آن‏چنان مدنيّت و عظمت و دانشى در عالم پديد آورند كه هنوز هم از وراى ديوارهاى بلند تاريخ و فواصل طولانى تاريخ، تلألؤ آن ديده مى‏شود و دنيا متنعّم به نعم آن پيشرفت علمى و صنعتى و فكرى و معرفتى و مدنى است. در همه‏ى اعصار هم هر وقت مسلمانان توانستند از اسلام بهره‏ى مناسب خودشان را بگيرند، خوشبخت شدند. هر انسانى كه توانست به قدر ظرفيت خود بهره ببرد، خود را سعادتمند كرده است.آنچه در ايران اسلامى اتّفاق افتاد يعنى آن انقلاب عظيم و تشكيل اين نظام اسلامى طرح و پرتوى از آن چيزى بود كه اسلام براى انسانها آورد. ملت ايران زندگى بدى داشت. ملت ايران روزگار تاريكى داشت. از شأن انسانى خود، خيلى فاصله گرفته بود. به خاطر دورى از اسلام، به او از جهت علمى و انسانى و سياسى و اقتصادى ستم شده بود. به بركت آشنايى با اسلام و معرفت اسلام، اين ملت توانست با حركتى عظيم، خود را به سرچشمه‏ى اسلام برساند؛ احكام اسلام را براى خودش در معرض عمل قرار دهد؛ امكان عمل به اين احكام را براى خودش فراهم كند؛ به اسلام بينديشد و از آن بهره ببرد؛ در اعماق معارف اسلام غور كند و با قرآن آشنا شود.
    امروز بحمد اللّه در كشور ما جوانان با همان سرمايه‏ى معنويت و نورانيّت و صفايى كه در آن‏ها هست، گامهاى بلندى را برداشته‏اند. امروز قرآن يك امر مهجور در جامعه‏ى ما نيست. جوانان و نوجوانان با قرآن آشنا مى‏شوند؛ طبقات مردم با قرآن انس مى‏گيرند، ارتباط پيدا مى‏كنند و معارف قرآن را مورد استفاده قرار مى‏دهند؛ بسيارى از احكام اسلام هم در كشور اجرا مى‏شود. البته ما به قدر ظرفيت و توان و به قدر آنچه كه همّت خود ما بود، پيش رفته‏ايم؛ اما اين پايان راه نيست؛ اين، همه‏ى ظرفيت اسلام نيست. اگر ملتى همّت كند و دلسوزان اين ملت وجود خود را وقف حركت عمومى اين ملت به سمت معارف اسلامى و حقايق اسلامى كنند، آنچه كه به دست آن‏ها خواهد آمد، به قدرى درخشان است كه از افق حدس و گمان انسان هم خارج است. در زير سايه‏ى اسلام، براى پيشرفت‏، ميدان باز است؛ هم پيشرفت‏ علمى‏، هم پيشرفت عملى، هم پيشرفت اخلاقى، هم پيشرفت سياسى، هم عزّت و اعتلاى مدنى و هم آزادى و عدالت و آرمان‏هاى بزرگ انسانى. در محيط اسلامى و زير سايه‏ى اسلام، هيچ حجاب و حدّى براى انسان وجود ندارد. بى‏همّتى و كم‏همّتى ماست، كوتاهى انسان‏هاست كه نمى‏گذارد آن‏ها از اسلام استفاده كنند. در محيط اسلامى، بازگشت به اسلام و بهره بردن از معارف اسلام، كارى عظيم است كه اگر روشن‏فكران و انديشمندان و دانشمندان و اهل علم‏ و معرفت در هر كشورى از كشورهاى اسلام به آن بپردازند، خواهند توانست بهره‏هاى زيادى ببرند.

    اكنون، دانشگاه به تلاش براى پيشرفت‏ علمى‏ و رشد فكرى و نورانيت معنوى روزافزون بيش از هميشه نيازمند است. نه ازآن‏رو كه دانشجويان ما در اين سه زمينه از گذشته عقبترند، زيرا همه مى‏دانند كه دانشگاهِ امروز ما به بركت انقلاب اسلامى، در هر سه زمينه، از گذشته بسى جلوتر و برتر و شتابنده‏تر است. بلكه ازآن‏رو كه اولًا حفظ عزت و استقلال كشور، در گروِ پرورش نسل كنونى در همه‏ى عرصه‏هاى علمى و دينى و سياسى است و ثانياً امروز بار ديگر دشمنان اين ملت، نسل جوان و به ويژه دانشجويان را هدف توطئه‏هاى ويرانگر خود ساخته‏اند.

    اين دانشگاه، با اميدهاى زيادى بنيان‏گذارى شد. البته دانشگاههاى كشور، همه حقّ عظيمى بر انقلاب و نظام و پيشرفت‏ جريان علم‏ و فرهنگ در كشور دارند؛ ولى اين دانشگاه، دانشگاهى بود كه انقلاب آن را تأسيس كرده بود؛ با اين هدف كه بتواند براى دانشگاههاى سراسر كشور، نيروهاى علمى و اساتيد پرداخته‏ى دست انقلاب فراهم كند. شايد امروز كه بحمد اللّه در دانشگاههاى كشور، جوانان مؤمن و متخرّجان انقلابى فراوانند، اين حرف براى بعضيها چندان مفهوم نباشد؛ ليكن در سالهاى اوّل دهه‏ى شصت، اين حرف خيلى معنا داشت. آن زمان كه برخى از اساتيد ترجيح مى‏دادند به دانشگاهها نيايند و با انقلاب همكارى نكنند، بعضى به خارج از كشور مى‏رفتند، بعضى مورد شكايت دانشجويان بودند كه مكرّر به ما مراجعه مى‏كردند و مى‏گفتند از آن‏ها دلسوزى ديده نمى‏شود البته بعضى هم مؤمنانه و مخلصانه در خدمت دانشگاهها بودند توسعه‏ى دانشگاههاى كشور، احتياج به يك فكر اساسى داشت. آن فكر اساسى، تشكيل اين دانشگاه بود. امروز بنده نگاه مى‏كنم، مى‏بينم كه چند هزار نفر فارغ‏التّحصيلان و متخرّجان اين دانشگاه از بانوان و آقايان بحمد اللّه حضور دارند. اين براى ما خيلى شيرين و خاطره و تجربه‏ى ماندگارى است.

    آن چيزى كه من از شما جوانان توقّع دارم مى‏خواهم و همه‏تان بجدّ آن را فراموش نكنيد، اين است كه در صحنه باشيد و اميدتان را هم از دست ندهيد. بدانيد كه امروز دشمن، تمام اين تبليغات پُرخرجى را كه عليه جمهورى اسلامى انجام مى‏دهد راديو امريكا، روزنامه‏ها، مجلّات، صهيونيستها و ... براى اين است كه شما را از آينده‏ى خودتان نااميد كند. براى اين است كه به جوانان اين‏گونه تفهيم كند كه آينده‏ى اسلامى در اين كشور ماندنى نيست و نمى‏شود كارى كرد. اين‏ها اين‏قدر نمى‏فهمند كه بدتر از اين وضع را نوزده سال پيش تصوير مى‏كردند و اين ملت با استقامت خود، با قدرت خود، با حركت مستقيم خود و با رهبرى امام‏ بزرگوار، توانست همه‏ى اين موانع را درنوردد. امروز ما يك ملت عزيز، يك ملت مقتدر، يك ملت‏ باابهّت در دنيا هستيم؛ كارهايمان را انجام مى‏دهيم، سازندگى مى‏كنيم، نوآورى مى‏كنيم، تكيه‏مان را به خارج از اين مرزها روز به روز كمتر مى‏كنيم؛ از منابع داخلى خودمان، از منابع انسانى خودمان، از نيروى علم‏ خودمان، حد اكثر استفاده را مى‏كنيم. در گذشته، دانشگاهها و مراكز ما، در خيلى جاها از لحاظ علمى‏ به نيروهاى غير معتقد به اسلام متّكى بود؛ اما امروز هزاران نيروى مؤمن، علاقه‏مند، عالِم و دانشمند، در كشور ما پرورش يافته‏اند. ما پيشرفت‏ كرده‏ايم؛ به حول و قوّه‏ى الهى، روز به روز هم بيشتر پيشرفت‏ خواهيم كرد.

    سرعت پيشرفت‏ علمى‏ ده‏ساله‏ى ما به قدر سرعت علمى‏ دويست‏ساله‏ى امريكا نيست؛ اما من مى‏خواهم به شما اين را بگويم كه دانشجوى ايرانى، با هوشمندى‏اش، با ايمانش، با احساس استقلالش، با احساس عزّتى كه امروز در ملت ايران و بخصوص در جوانان و دانشجويان ما هست، اگر سى سال كار كند، اميد هست كه به قدر صد سالِ ديگران پيشرفت‏ كند.

    تحصيل، اعم از تحقيق و كارهاى علمى هم هست. چون اين نيرو در جوانان هست، بايستى در كار تحصيل علم خيلى تلاش كنند. امروزه آن‏طور كه شنيده‏ام، در دانشگاهها جوانان خيلى گُرده زير بار كار علمى سخت نمى‏دهند؛ اين چيز خيلى خوبى نيست. چطور ما به جوانى كه تحصيل علم نمى‏كند، دوره‏ى دبيرستان را متوقّف گذاشته و به دانشگاه نمى‏رود، توصيه مى‏كنيم كه برو درس بخوان؛ اما به آن دانشجويى كه در دانشگاه كار علمى سخت نمى‏كند، توصيه نكنيم كه كار علمى بكن؟ واقعاً بيايد دانشگاه چه كند؟ بايد به دانشگاه بيايد كه علم پيشرفت كند. به نظرم مى‏رسد كه جوانان بايستى در كار تحصيل علم، حقيقتاً از نيروى جوانيشان مايه بگذارند.
    آن سؤالى كه شما مطرح كرديد: «آيا فاصله‏ى ما و كشورهاى پيشرفته‏، پُرشدنى است يا نه؟» من اعتقادم اين است كه بله؛ كاملًا پُرشدنى است. البته ممكن است از همان راهى كه آن‏ها رفته‏اند، ما نتوانيم برويم پُر كنيم؛ اما راههاى ميان‏بُر در دنيا إلى ما شاء اللّه وجود دارد. اين طبيعت آفرينش را كه خدا به وجود آورده، ما درست نشناخته‏ايم. هزاران راه وجود دارد. يك راه، همان راهى است كه اين تمدّن صنعتى كنونى دنبالش رفته و پس از هر قدمى، قدم بعدى را به دنبال آورده است. ما چرا نااميد باشيم از اينكه دريچه‏ى جديدى باز گردد و يك كشف تازه در دنيا بشود؟ يك روز الكتريسيته كشف نشده بود؛ يعنى در دنيا وجود داشت، اما آن را نمى‏شناختند؛ ناگهان شناختند و به دست آمد. بله، نيروى بخار را شناختند. قبل از آن، آتش را نمى‏شناختند؛ اما بعد شناختند. چرا ما نااميد باشيم از اينكه مى‏توان در اين دنيا چيز ناشناخته‏اى را مجدّداً شناخت؛ كمااينكه هر روز چيزهاى ناشناخته‏اى شناخته مى‏شود. ما بايد در اين قسمت كار كنيم و به راهى برسيم كه آن راه ما را به پيشرفتهاى‏ علمىِ‏ سريع، كاملًا مجهّز كند. علاجش هم فقط به اين است كه جوانان، بخصوص جوانانى كه اهل علم‏ و تحصيل و تحقيق هستند، به كار سخت بپردازند.

    روز سيزدهم آبان، روز مبارزه با استكبار معيّن شده است؛ اما عزيزان من! شما بدانيد كه براى ملت ايران، هر روز، روز مبارزه با استكبار، و همه جا سنگر مبارزه با استكبار است. كلاس درس هم سنگر است، كارگاه هم سنگر است، مزرعه هم سنگر است. كار دولتى و علمى‏ و تحقيقى هم سنگر است. هركس هر كارى براى پيشرفت‏ اين كشور مى‏كند، يك حركت اساسى براى استقلال اين كشور مى‏كند، كه مشتى بر دهان امريكا و همه‏ى زورگويان عالم است. خداوند به كسانى كه در راه او حركت مى‏كنند، وعده‏ى كمك فرموده است و تا به حال بحمد اللّه به اين وعده هم عمل كرده است، كه همه‏ى ما آن را مشاهده كرده‏ايم و ديده‏ايم؛ بعد از اين هم خواهد بود.

    نظام اسلامى مى‏فرمايد: «بالعدل قامت السماوات و الأرض.» اصل، عدالت است. البته، توليد ثروت هست. نظام اسلامى، يك جامعه‏ى فقير نمى‏خواهد. يك ملت فقير و يك درآمد عمومى ناچيز نمى‏خواهد. از ثروتها استفاده مى‏كند؛ علم‏ را پيشرفت‏ مى‏دهد، منابع زيرزمينى را استخراج مى‏كند، انسانها را به رشد عقلانى مى‏رساند، تجارت مى‏كند و صنعت راه مى‏اندازد. تاريخ اسلام نشان داد كه اسلام به بركت همين احكام نورانى، در يك دوره‏ى طولانى، صاحب علم و صنعت در كلّ جهان بوده است. اما جهت همه‏ى اين‏ها، عدالت است. ثروت هست؛ اما بايد عدالت در جامعه تضمين شود. براى عدالت، منتظر امام زمانيم. پيغمبران آمدند؛ همه هم براى اقامه‏ى قسط آمدند؛ «ليقوم الناس بالقسط». اين‏ها حرفهاى خيلى پرمعنايى است كه قرآن به ما گفته است؛ نهج البلاغه به ما گفته است و در روايات ائمّه هم هست.

    معلّم، مظهر علم‏ است؛ كارگر، مظهر عمل است. بنابراين، روز معلّم و روز كارگر، يعنى روز علم و عمل. قوام جامعه هم، به علم و عمل است. اگر ما بتوانيم در ميان خودمان، اين دو ركن يعنى علم و عمل، تعليم و تربيت و كار و ابتكار را توسعه دهيم و در اين دو زمينه، پيشرفتى‏ محسوس در كشور به وجود آوريم كه بحمد اللّه امروز تا حدود زيادى هم شده است حركت كشور به سمت هدفها سريع خواهد شد، مشكلات برطرف خواهد گرديد و آن چيزى كه انقلاب عظيم ما براى ايران اسلامى ترسيم كرده است، نزديك خواهد شد. لذا اين دو ركن، مهم است. كسانى كه نماينده‏ى اين دو ركن هستند يعنى جامعه‏ى معلم كشور و مجموعه‏ى تعليم و تربيت از يك طرف، و جامعه‏ى كارگرى كشور و مجموعه‏ى مربوط به كار و ابتكار و توليد و حركت صنعتى و كشاورزى و غيره از جانب ديگر براى كشور بسيار حائز اهميتند.

    اين ملت، از لحاظ علم‏ و فرهنگ و پيشرفتهاى‏ فكرى و علمى‏ و اجتماعى، عقب مانده و عقب افتاده نبود. اين را همين قدرتهاى تجاوزگر در طول زمانهاى گوناگون، به كمك حكّام فاسد بر او تحميل كردند و ملت ايران را به زور و ظلم، از قافله‏ى تمدّن و دانش بشرى و پيشرفتهاى‏ علمى، عقب نگهداشتند. اسلام آمد، اين ملت را زنده كرد و او را با تواناييهاى خودش آشنا نمود. خداى متعال، معلّمى‏ براى اين ملت فرستاد كه با زبان پيامبران با او حرف زد، او را بيدار كرد و به حقّ خود و قدرتش آشنا نمود. به او فهماند كه اگر يك ملت بخواهد اراده كند، چه معجزه‏هاى بزرگى از او و به دست او سر مى‏زند. اين ملّت بيدار شد. هجده سال است كه اين ملّت با بهره‏گيرى از اين درسهاى آسمانى و الهى توانسته است يكى پس از ديگرى، اين بندهاى جادويى را كه دشمنان در دست و پا و بر گردن او بسته بودند، باز كند. از لحاظ علمى و سازندگى كشور، به حركت افتاد و از لحاظ اخلاقى و ارزشهاى دينى، راه زيادى را پيمود.

    دنيايى كه با تعليمات ارزشمند پيامبران الهى و با آيات نورانى خداى متعال، براى بشر آراسته و منوّر شده است، دنياى شايسته‏ى انسان است. دنيايى كه در آن، هم آبادى و رفاه و پيشرفت‏ علمى‏ و پيشرفت صنعتى هست و هم اقتدار سياسى و تعالى معنوى وجود دارد. دنيايى كه در آن، انسانها كنار يكديگر احساس آرامش و امنيت و اطمينان مى‏كنند و انسانيت در آن شكوفاست؛ چيزى كه در دنياى ساخته‏ى تمدن مادّى وجود ندارد؛ چون در دنياى مادّيگرى، انسانها مثل گرگها بايد از هم بترسند. ملت ايران مصمّم است كه چنين دنيايى را هم از جنبه‏ى مادّى و هم از جنبه‏ى معنوى، براى خود به وجود آوَرد و بسازد. اين، يك مبارزه‏ى طولانى و بلند مدّت است.
    آن‏هايى كه مى‏كوشند اين طور وانمود كنند كه ملت يا دولت جمهورى اسلامى ايران، در پى آن است كه به آن كشور، به آن دولت، به آن مرز جغرافيايى تجاوز كند، اشتباه نكنند. ملت و دولت جمهورى اسلامى ايران، براى بناى اين كشور و پيشرفت اين جامعه، هزاران كار بزرگ و درخشان پيش پاى خود دارند كه آن‏ها را از پرداختن به چنين كارهايى بازمى‏دارد. امروز بحمد اللّه كاروان علم و تمدّن اسلامى تمدّنى كه مى‏تواند به دنيا خدمت كند در اين كشور به راه افتاده است.

    دشمن را بشناسيد، ادامه‏ى صفوف دشمن را در داخل كشور بشناسيد، روشهاى دشمنى را بشناسيد، تبديل شده و ترجمه‏شده‏ى آن روشها در داخل كشور را هم بشناسيد. در داخل دانشگاه، در داخل دبيرستان، در متن جامعه، در فعّاليتهاى كشور، در مطبوعات و در تبليغات، ادامه‏ى حضور استكبار را بشناسيد. استكبار مى‏خواهد در اين كشور و در ميان اين ملت، ايمانِ عميق نباشد، سرگرمى به شهوات باشد، «معروف» اسلامى نباشد و آنچه از نظر اسلام «منكر» است، رايج باشد. استكبار مى‏خواهد در داخل كشور، تنبلى و بيكارگى باشد، سازندگى و ابتكار و اصلاح امور اقتصادى و اجتماعى و فرهنگى مردم نباشد. استكبار مى‏خواهد پيشرفت‏ علم‏ و دانش در كشور نباشد، تحقيقات نباشد، كلاسِ درس نباشد.

    جمهورى اسلامى مدعى سازندگى كشور و نجات ايران از عقب‏ماندگى‏هاى دوران ستم‏شاهى است، و امروز هر گامى در راه پيشرفت‏ علمى‏ و صنعتى و اقتصادى و هر اقدامى در وادى نوسازى كشور، دليلى بر حقانيت نظام مقدس جمهورى اسلامى و شاهدى بر درستى آن مدعا است. ولى هر اقدامى در راه توسعه‏ى اقتصادى و آبادسازى كشور در صورتى‏ با توفيق همراه خواهد بود كه از تفكر و اصول اسلامى مايه بگيرد و در جهت تحكيم آرمان‏ها و ارزشها و شعارهاى انقلاب اسلامى باشد. در اين صورت است كه حركت سازندگى، حركتى حقيقى و تضمين شده خواهد بود و كشور به توهم سازندگى، در ورطه‏ى وابستگى و فساد مالى و سياسى و اخلاقى نخواهد غلتيد.

    خدا را شكر مى‏كنيم كه امروز، دولت جمهورى اسلامى و مسئولان دولت خدمتگزار و رئيس‏جمهور فعّالِ عزيز ما، با همه‏ى وجود تلاش مى‏كنند. مردم هم، حقيقتاً كمك مى‏كنند. اين پشتيبانى مردم، خيلى باارزش است. همه چيز، در اين پيوند ميان مسئولان و مردم است. اين تلاشها به نتيجه مى‏رسد. كار و علم‏ و فرهنگ و كلاس درس و آزمايشگاه و دانشگاه و محيط كارگرى و كارخانه‏ى شما، مى‏تواند روز به روز در پيشرفت‏ اين كشور تأثير بگذارد و ملتها را اميدوار و دشمن را خوار كند و مستبدان عالم و ديكتاتورهاى بين‏المللى را- كه مظهرش هم دولت امريكاست- روز به روز از اهداف پليدشان دورتر سازد. اين، آن جهت‏گيرىِ كار است. امروز، در جمهورى اسلامى جهت كار بايد اين باشد.

    در جنگ هم آن فرمانده‏ى حزب‏اللّهى، آن طور حركت كرد. در مقام فرماندهى هم، فرماندهان حزب‏اللّهى- ديروز و امروز- هميشه سعى و تلاش كردند. در سازندگى هم همين‏طور. به‏هرحال ارتش، بخشى از قطع وابستگى اقتصادى را در درون خود دارد و آن، وابستگى فنّى و علمى است. اينجا فقط وابستگى اقتصادى نيست؛ وابستگى فنّى هم هست؛ وابستگى علمى و فنّى و به اصطلاح تكنولوژيك. بايد اين وابستگيها قطع شود. البته در حال قطع شدن هست، اما بيشتر از اين قطع كنيد. بايد بسازيد! بايد خودتان در درون ارتش بجوشيد و بجوشانيد! اينكه من بر روى نوسازى و بهسازى و نگهدارى و تعمير و ابتكار در ارتش تكيه مى‏كنم، به‏خاطر اين است. شما ظرفيت هم داريد. نيروى هوايى ظرفيت زيادى دارد. نيروى دريايى ظرفيت زيادى دارد. نيروى زمينى ظرفيت زيادى دارد. شما در بخشهاى مختلف، ظرفيت براى كار علمى، فنّى و نوآورى و ابتكار، زياد داريد. هيچ‏وقت هم نگوييد چون فلان چيز را نخريده‏ايم، نداريم. فلان‏ ابزار را نخريديم، بهتر! فلان وسايل جديد را وارد نكرديم، بهتر! اگر وارد مى‏كرديم كه شما براى كار كردن به صورت نوسازى، عرقتان در نمى‏آمد. اگر دروازه‏ها در جاهايى به رويمان بسته است، قدر بدانيد. اگر دروازه‏ها باز باشد، روح سهل‏انگارى و تنبلىِ انسان نمى‏گذارد او به جايى برسد. انگيزه‏ى بزرگى لازم است كه انسان را به تلاش در كارها وادار كند. آن‏ها كه دائماً نوآورى مى‏كنند، به اين سبب است كه روند علمى‏شان‏ به اين حركت وادارشان كرده و بعد كار برايشان روان شده است. وانگهى، پول و استعمار دنيا را پشت سر خود دارند. امروز غربى‏ها به وسيله‏ى علم، خودشان را بر دنيا مسلّط كرده‏اند. براى آن‏ها انگيزه وجود دارد. كشورهاى از لحاظ علمى عقب نگه داشته شده هم براى پيشرفت‏ و حركت، بايد در خود انگيزه ايجاد كنند. يكى از عوامل ايجاد انگيزه اين است كه راه‏ها بسته باشد. خدا را شكر مى‏كنيم كه راه‏ها كاملًا باز نيست و در جاهايى بسته است.

    پيشرفت‏ علم و تحوّل امور دانشجويى و افزايش تعداد دانشجويان در كشور، براى دشمنان ما هيچ خوشايند نيست و نمى‏توانند ببينند كه در كشور، اين‏همه طلب علم مى‏شود و به اين وسيله، آينده‏ى ميهن تضمين و تأمين مى‏گردد. حتّى در صحنه‏ى مسابقات علمى‏ ديديم كه جوانان ما، پيشرفتهاى‏ خوبى كردند كه همه‏ى اين‏ها، مبارزه با استكبار محسوب مى‏شود و كمك به آينده‏ى كشور است.

    اين مراسم و اين ديدار، مثل هميشه، براى من بسيار شيرين و خاطره انگيزه است. «دانشگاه افسرى»، يكى از جاهايى است كه حقيقتاً بايد براى بسيارى از مراكزِ مشابهِ خود، الگو باشد. پيشرفت‏ معنوى و علمى‏ و نظامى، الحمد للّه، روز به روز، بيشتر و بهتر مى‏شود. شما جوانان عزيزى كه فارغ التحصيل شده‏ايد يا در شُرف فارغ التّحصيل شدن هستيد، قدر اين تحصيلات و اين مسئوليت را بدانيد. مردم هم بايد قدر شما را بدانند؛ شما هم قدر بدانيد؛ زيرا در اين مركز علمى و نظامى، خودتان را آماده مى‏كنيد تا به يك ملت بزرگ، به يك كشور پرافتخار و به يك تاريخ درخشان خدمت كنيد و اين، چيزِ كمى نيست. مردم بايد قدر شما را بدانند؛ زيرا روزى همين مركز و مراكز مشابه آن- در تهران و در سراسر كشور- با همه‏ى مخارج گزافى كه داشتند، متعلّق به ملت و كشور نبودند و مخارجشان در راه كشور و مصالح آن، صرف نمى‏شد. امروز، به فضل پروردگار، ارتش جمهورى اسلامى ايران و مراكز گوناگونش- از جمله اين دانشگاه- مركز علم، مركز خدمت، مركز رشد معنوى و اخلاقى، مركز دين، مركز فراگيرى قرآن، مركز نماز، مركز تهجّد و مركز رشد معنويّات، با جمعى جوان مؤمن است. شايسته است كه همه قدردانى و قدرشناسى كنند.

    خدا را شكر مى‏كنيم كه زحمات افسران رشيد نيروى هوايى، ثمرات شيرين خود را بتدريج نشان مى‏دهد. اين جمعِ دانشجويان و فارغ‏التّحصيلان و اين نظام معنوى و پيشرفتهاى‏ علمى‏، نظامى، اخلاقى و دينى، هركدام، مژده‏اى براى ملت ايران است. رحمت خدا بر كسانى كه در راه پديد آوردن چنين وضعى، سالهايى را با تلاش و كوششِ مجاهدت‏آميز گذرانيدند و به شهادت رسيدند. رحمت خدا بر شهيد «ستّارى»، شهيد «بابايى»، شهيد «اردستانى» و ديگر شهداى عزيزى كه هركدام در پديد آوردن اين وضعيت مطلوب- كه مايه‏ى روشنى چشم هر بيننده است- سهم وافرى داشتند.

    شما جوان، مؤمن و انقلابى هستيد. بحمد اللّه، تربيت‏شده‏ى قرآنيد. محيط پيشرفت‏ آماده است. چشم و دل شما روشن است. پس، بايد پيش برويد. لذا، همان‏طور كه برادر عزيزمان، سردار فرمانده دانشگاه، يادآورى كردند، من بر همان اصول و موازين گفته‏شده‏ى قبلى، يعنى علمى‏ بودن، نظامى بودن، معنوى و عرفانى بودن، و دائم در حال پيشرفت بودن، تأكيد مى‏ورزم.

    امروز همين ملت، همين جوانان، همين استعدادها، همين پاسداران و همين ارتش، قدم در ميدانهايى گذاشته‏اند كه اگر دشمن بشنود، باور هم نخواهد كرد. دشمن تبليغات مى‏كند كه اين‏ها بمب اتم درست مى‏كنند! خودش مى‏داند دروغ مى‏گويد و همه هم مى‏دانند اين ادّعا دروغ است. دشمن نمى‏خواهد پيشرفتهاى‏ ما را باور كند. يكى از بركات دفاع هشت‏ساله‏ى ما، همين پيشرفتهاى علمى‏ و تكنولوژيكى و ساخت دقيق‏ترين ابزارهاست كه با دست خالى و بدون هيچ سابقه‏اى آن‏ها را به دست آورديم و جزو موجودى ملت ايران شده است. اين مجموعه باارزش است و بايد براى اسلام و مسلمين حفظ شود؛ يعنى جوان رزمنده‏اش كه صف مقدّم است و خاكريز اوّل را نگه مى‏دارد و نيز عواطف و ايمان پدر و مادر و عشق و جوش و شور آن كودك و دختر و پسر جوان و نوجوان كه عمق انقلاب و ميدان جنگ محسوب مى‏شدند، بايد حفظ شود. زمانِ جنگ، وقتى بسيجى به خانه برمى‏گشت، آنجا را هم صحنه‏ى ديگرى مى‏ديد كه او را دوباره اميدوارانه برمى‏گرداند. مردم، بازار مسلمانان، ادارات، بسيج‏هاى گوناگون دانشگاه و همه و همه مجموعاً سرمايه‏ى ملى هستند. اين‏ها بايد حفظ شوند.

    هفتاد و نه مدال طلا در تاريخ ورزش ايران، ظاهراً سابقه ندارد و گويا در طول اين ساليان دراز، هرگز هيچ مجموعه‏اى نتوانسته است اين همه طلا بياورد! خوب؛ خدا خواست اين كار را هم، مثل خيلى كارهاى بزرگِ ديگر، آقايانِ حزب‏اللّهى انجام دهند تا ياوه‏گويان نگويند كه «از حزب‏اللّهى‏ها كارى برنمى‏آيد.» بفرماييد! همين جنگ را هم حزب‏اللّهى‏ها به پيروزى رساندند و همين مرزهاى كشور را هم حزب‏اللّهى‏ها حفظ كردند. اين را همه باور كنند. اينكه ما در صنعت و فناورى و پيشرفتهاى‏ علمى‏ و فنّى، با قبل از انقلاب، زمين تا آسمان فرق داريم، مرهون همين حزب‏اللهى‏ها هستيم. عمدتاً آن‏ها كردند و عمدتاً آن‏ها بودند كه اين بن‏بست‏ها را گشودند و پيش رفتند. ازاين‏رو، در همه‏ى زمينه‏ها- هم زمينه‏هاى اقتصادى و هم ورزشى و هم علمى و فرهنگى- به فضل پروردگار، كار به دست همين حزب‏اللّهى‏ها پيش رفته است. اكنون هم كه بيشترين مدال را همين كاروان حزب‏اللّهى‏ها و آن هم در چند رشته‏ى ورزشىِ محدود به ارمغان آورده است. اين مملكت، مملكت حزب‏اللّهى‏هاست و آينده‏ى اين مملكت هم به‏دست همين حزب‏اللّهى‏ها و نيروهاى انقلابى و مؤمن رقم مى‏خورد و هرجا هم مشكلى عمده پديد آيد، آن‏ها بايد بيايند و آن را حل كنند. فضل پروردگار، اين‏گونه هم خواهد شد.

    توصيه‏ى ديگرى كه دارم اين است كه تا آنجا كه مى‏توانيد به نيروهاى داخلى تكيه كنيد. البته مى‏دانم اين توصيه مورد توجّه شماست، چون تا حدود زيادى عمل هم شده است؛ ليكن مى‏خواهم روى آن تأكيد بيشترى كنم. استعداد در داخل كشور ما برجسته و بيش از حدّ معمول و متوسّط است. مكرّر گفته‏ام كه متوسط استعداد در ايران بالاتر از متوسّطِ استعداد در كلّ جهان است. پيشرفتهايى‏ كه در المپيادهاى رياضى و فيزيك و شيمى و ... به دست آورديم، نشان داد ما جوانانى داريم كه از استعدادهاى بالايى برخوردارند. كسانى كه در اين مسابقات، مقامات بالا به دست آوردند، افراد استثنايى نبودند؛ بلكه فرزندان اين مملكتند. يقيناً از قبيل اين افراد هزارها و صدها هزار در اين مملكت وجود دارند. اين‏ها را به آموزش، پرورش، توسعه‏ى علم‏ و تحقيق تربيت كنيد. به كار فرهنگى به معناى واقعى كلمه اهتمام ورزيد. وقتى‏كه اين‏ها رشد پيدا كردند، مى‏توانند كشور و بلكه دنيا را با دستهاى خودشان اداره كنند. تكيه بر توان و امكانات داخلى نيز از همين مقوله است. تا آنجا كه بتوانيم بايد كشور را از مسأله‏ى نفت جدا كنيم كه البته اين هم محسوس است. آن طور كه من در آمارها ديدم، به نظرم رشد صادرات غير نفتى ما در سال هفتاد و سه‏ از رشدى حدود بيست درصد برخوردار بوده است كه رشد خيلى بالايى است. در همين جهت پيش برويد و كارى كنيد كه ما بتوانيم از تنوّع در توليد اقتصادى و صادرات و استفاده‏ى داخلى كشور برخوردار باشيم و إن شاء اللّه از همه‏ى ظرفيتهاى كشور استفاده كنيم.

    ملت ايران بداند: امروز بزرگترين تلاشها و جهادها در سطح جهان كه از نظر خداى متعال در جهت تحكيم اسلام و پيام اسلام است، اين است كه ايرانِ اسلامى آباد و بركاتش آشكار شود. بايد زندگى در اين كشورْ مايه‏ى رشك ملتهاى ديگر شود، تا بخواهند از آن درس بگيرند. اين، عاملى است كه دشمن را محكوم مى‏كند. دشمن مى‏خواهد وانمود كند كه اگر كشور و ملتى به آغوش اسلام پناه برد، بايد در فقر زندگى كند، از پيشرفتهاى‏ علمى‏ محروم بماند و نتواند خود را اداره كند. ملت ايران! شما در طول اين شانزده سال- از اوّل انقلاب تا امروز- با اين خواست دشمن جنگيده و مبارزه كرده‏ايد. شما ملت بزرگ، عزيز، هوشيار و توانا، كارى كرديد كه كشور شما كه در آغوش و زيرِ پرچمِ اسلام زندگى مى‏كند، بتواند براى كشورهاى ديگر الگو باشد. شما ملت ايران براى بازسازى اين كشور خيلى زحمت كشيديد. هشت سال جنگ تحميلى را از سر گذرانديد؛ با دخالت دشمن مبارزه كرديد؛ مرزها را حفظ كرديد؛ استقلال را تأمين كرديد و تا امروز، در آبادى اين كشور سعى كرده‏ايد. از امروز به بعد، وظيفه‏ى عمومى اين ملت اين است كه اين كشور را هرچه مى‏تواند آبادتر و آبادتر كند.
    در سازندگى كشور، همه شركت كنند. ملت، وحدت و يكپارچگى خودش را حفظ كند تا تبليغات دشمن نتواند در اذهان و افكار اين ملت روشن‏بين، كمترين اثرى بگذارد؛ همچنان كه تا امروز اين‏گونه بوده است. به فضل پروردگار، با گذشت چند سال ديگر، در سايه‏ى اسلام، ايرانى بسازيد كه هركس از هرجاى دنيا به اين كشور نگاه كرد، معجزه‏ى اسلام را در سازندگى يك كشور و ملت به چشم خود ببيند.
    اگر شما، خداى ناخواسته، در جنگ تحميلى شكست خورده بوديد يا سرزمينتان را از دست داده بوديد، اين موجِ بيدارىِ اسلامى، متوقّف مى‏شد. ملتها در وجود شما، اسلام و انقلاب اسلامى را تجربه مى‏كنند. اگر شما نتوانسته بوديد اين‏گونه كشورتان را آباد كنيد و عزّتتان را در دنيا حفظ نماييد، موج اسلامى متوقّف مى‏شد. اگر شما نتوانسته بوديد وحدت ملى‏تان را حفظ كنيد، العياذ باللّه، ايران دچار اختلافات و جنگهاى داخلى مى‏شد. الآن دشمنان مى‏خواهند همين كار را بكنند و تلاش مى‏كنند كه اين كار بشود. خدا مى‏داند اين وحدتى كه امروز ملت ايران دارد، چطور مثل تيرى در چشم دشمن مى‏خلد و او را ناراحت مى‏كند. دشمن مى‏خواست ملت ايران، بعد از انقلاب يا بعد از جنگ يا بعد از رحلت امام، دچار دودستگى شود؛ جنگ داخلى راه بيفتد و همديگر را بزنند و بكشند. بعد، استكبار به مسلمانان ديگر مى‏گفت: «ببينيد! اين ملت ايران! اين انقلاب اسلامى! بفرماييد!»
    ملت ايران، وحدت و عزّت خود را حفظ كرد؛ آبادسازى و بازسازى كشور را ادامه داد؛ رشد خود را نشان داد؛ فرهنگ خود را پيش برد؛ دانشگاههاى خود را، روز به روز آبادتر و شلوغتر كرد؛ علم و معرفت را روز به روز در كشور گسترش داد. پيشرفتهاى كشور، روز به روز بيشتر شد. ملتها كور كه نيستند! نگاه مى‏كنند، اين وضع را مى‏بينند؛ لذا به اسلام رو مى‏آورند. بيدارى اسلامى و بازگشت به اسلام، روز به روز بيشتر مى‏شود. اگر مى‏خواهيد اسلام بازهم پيش برود و بيدارى اسلامى دنياى اسلام را فراگيرد؛ اگر مى‏خواهيد حتّى ملتهاى غير مسلمان به معنويت رو كنند و راه صحيح زندگى را بيابند، شما ملت ايران، بايد همين اصولى را كه تا امروز محترم شمرده‏ايد، هميشه محترم بشماريد. وحدت و برادرى‏تان را حفظ كنيد. در ساختن و بازسازى كشور، همكاريتان را با دولتمردان دلسوز و علاقه‏مند، ادامه دهيد.

    خوب؛ وقتى‏كه ما از علم‏ تعريف مى‏كنيم، اين در واقع تعريف از معلّم است. چرا؟ چون اوست كه علم را به ديگران مى‏بخشد. اگر معلّم نباشد، علم به دست نمى‏آيد: «هركه چيزى ياد گيرد، بايد از استاد گيرد.» علم بدون معلّم، معنى ندارد. كار نيز همين‏طور است. هركس از كار تعريف كند، از كارگر تعريف كرده است؛ چون كار بدون كارگر، معنى ندارد. درست توجّه كنيد، ببينيد اين مفاهيم چقدر به هم مرتبط است! علم و كار براى يك ملت، دو بال است. ملتِ بى‏علم و بى‏كار، پيش نخواهد رفت. بنده، بدين خاطر، بارها عرض كرده‏ام كه ملت ايران بايد از اعماق دل به دو سلسله‏ى پادشاهى پهلوى و قاجار، لعنت بفرستد كه اين دو سلسله‏ى خبيث، دو بالِ مملكت و پيكره‏ى عظيم اين ملت كهن، باهوش و بااستعداد را بريدند. نه علم و نه كار، هيچ‏كدام را براى اين ملت فراهم نكردند. كارى كه بود، كارهاى بى‏ارزش يا كم‏ارزش بود. علمى كه بود، علم تقليدى و دستِ دوم بود. آن كارى را كه از دل مى‏جوشد و حقيقتاً پوشش و حليه‏ى حيات مى‏بخشد و كارهاى اساسى در مملكت صورت مى‏دهد، ترويج نكردند. هرچه توانستند، قلع‏وقمع هم كردند و بساط علمى را كه از دل مى‏جوشد و در آن ابتكار هست، برچيدند. آن خاندانها اين جرائم را دارند. نتيجه اين شد كه ملّت ايران كه در مسابقه‏ى علم و پيشرفت‏ تمدّن و دانش و تجربه، يا از ديگران جلوتر بود يا اقلَّا كسرى نداشت، سالها عقب ماند. حال ما بايد تلاش و كوشش كنيم‏ كه بالاخره گليم خودمان را از آب بيرون بياوريم. إن شاء اللّه به همّت شما مردم، اين كار را خواهيم كرد؛ كه نشانه‏هايش الآن هم پيداست.

    نكته‏ى بعدى، كه آن هم اصل دوم در حوزه‏هاست، مسأله‏ى پيشرفت‏ و تطوّر علمى‏ و به روز بودنِ علمى است. آقايان! من مى‏خواهم عرض كنم كه فقهاى بزرگى از قبيل صاحب «جواهر»- كه ما به تعبير امام رضوان الله تعالى عليه، فقهمان را «فقه جواهرى» گفتيم- خصوصيت عمده‏اش اين بود كه اهل تحوّل در انديشه‏هاىِ رايجِ فقهىِ زمانِ خود بود. اعتنا به شهرت و اجماع و اين‏ها، از خصوصيات افرادِ خيلى معتنى است. بعضى از فقها، چندان به شهرت و اجماعاتِ منقوله، اهتمامى ندارند. مرحوم صاحب «جواهر»، در مسائل مختلف، به شهرت و اجماع تكيه مى‏كند. درعين‏حال، اين مرد، داراىِ افكارِ نو و جديد است. ايشان فتاوايى دارد- يا آنجاها هم كه به فتوا نرسيده، حرفهاى نزديك به فتوا دارد- كه شايد قبل از ايشان، احدى از فقها نگفته است، يا لااقل معروف نيست. يكى همين مسأله‏ى «جهاد ابتدايى در زمان غيبت» است، كه مشهور و معروف بين فقهاىِ متأخّر اين است كه «مشروع نيست.» اما ايشان طورى بحث مى‏كند كه نتيجه اين مى‏شود كه «مشروع است.» خوب؛ اين نوآورى است. در مسائل گوناگون، مرحوم صاحب «جواهر» همين‏طور است. فقيهى مى‏تواند الگو، برجسته و بزرگ باشد، كه داراى چنين روحى باشد. مرحوم آيت‏اللّه بروجردى رضوان اللّه عليه كه در زمان خودش قلّه‏ى فقاهت شيعه شد، از اين قبيل بود. امام رضوان اللّه عليه از اين قبيل بود.
    در حوزه‏ها بايد روح تطوّر علمى و فقهى وجود داشته باشد. حالا يك‏وقت به قدر فتوا مواد آماده نمى‏شود. خوب؛ نشود. بحث علمى را بكنند. من مى‏بينم گاهى چند نفر در يك بحث فقهى، حرف جديدى را مطرح مى‏كنند. بعد، از اطراف به اين‏ها حمله مى‏شود كه «شما چرا اين حرف را زديد؟!» در اين اواخر، بعضى از فقهاى فاضلِ خوبِ داراى فكرِ نو، بعضى از حرفها را مطرح كردند كه مطرح كردنش ايرادى ندارد. در حوزه‏ى علميه، بايد طاقتِ شنيدنِ حرفهاى جديد، زياد باشد؛ و لو به حدى نرسد كه اين فقيه فتوا بدهد. ممكن است ديگرى، چيزى بر آن بيفزايد؛ فتوا بدهد. لذا، بنده به فضلاى محترم و بزرگان قم، توصيه كردم كه يك مجلّه‏ى فقهى منتشر كنيد. يك مجلّه‏ى فقهى كه فقط در آن افكار و آراىِ جديدِ فقهى مطرح شود.

    براى نيروهاى شرآفرين، همه چيز براساس شر مطلوب و پسنديده است. اگر بخواهيم اين حرفها را در محيط كار و درس شما و در اين دانشگاه- كه از افتخارات نيروى هوايى است- تصديق كنيم، بايد بگوييم: هرچه زمان پيش مى‏رود و هر دوره كه از دوره‏هاى تحصيلى شما مى‏گذرد، اگر شما دانشجويانِ اين دانشگاه و ساير مراكز علمىِ‏ نيروهاى مسلّح، در راه صلاح و نيكى پيشرفت‏ كنيد، در اين چالش با نيروهاى باطل، يك سنگر به جلو رفته و يك خاكريز دشمن را در هم نورديده‏ايد. اين را به يقين بدانيد كه يكى از ابزارهاى قدرت استكبارىِ قدرت‏مندانِ زورگوىِ امروزِ دنيا، فسادهاى شخصى است و هريك نفر انسان كه فاسد شود، قدرت استكبارى در سطح جهان، يك‏قدم به جلو رفته است. فلسفه‏ى اين امر نيز واضح است. زيرا قدرتهاى شيطانى، با فساد انسانها، قدرت ادامه زندگى پيدا مى‏كنند و بدون فساد آن‏ها، قادر به ادامه‏ى حيات خود نخواهند بود.

    بحمد اللّه كار تحقيق در نيروى هوايى پايه‏ى استوارى يافته است، و تحقيق خود پايه‏ى پيشرفت‏ علم‏ است. وقتى نيروهاى مسلح از درون خود دانش و معرفت جوشيدند، بايد يقين كرد كه استقلال نه فقط يك اسم و ادعا كه يك واقعيت و تبلور است. من اين پديده را در نهاجا به وضوح مى‏بينم و از همه‏ى دست‏اندركاران، از فرمانده‏ى نهاجا كه اهل علم‏ و تحقيق است؛ از جهاد خودكفايى كه نخستين پرچم خودباورى را بلند كرده است و از يكايك كسانى كه در اين پيشرفت‏ مؤثر بوده‏اند، تشكر مى‏كنم.
    مهم اين است كه اولًا باور داشته باشيد كه حالا كار را آغاز كرده‏ايد و نپنداريد كه كار را تمام كرده‏ايد؛ ثانياً باور داشته باشيد كه تا همه جا مى‏شود پيش رفت.

    يكى از نقاط قوّت ملت ايران هوش بالاى اوست. نه اينكه صرفاً ما مدّعىِ برخوردارى مردم ايران از اين نقطه‏ى قوّت باشيم؛ بلكه همه‏ى تحصيل‏كردگان يا مدرّسين دانشگاههاى دنيا كه با چنين مباحثى آشنايى دارند، مى‏دانند متوسّط هوش ايرانى از متوسّط هوش جهانى بالاتر است. در همه‏ى دنيا، متخصّصينى كه ضريب هوشى ملتها را برآورد مى‏كنند و محقّينی كه كارشان سنجش هوش و استعداد است بر اين نقطه‏ى قوّت ايرانيان اذعان دارند. بنابراين، ملت ايران، ملتى باهوش است و نتيجه‏ى بهره‏مندى از اين نقطه‏ى قوت آن است كه پيشرفت‏ علمى‏، پيشرفت صنعتى و پيشرفت سياسى براى او ميسّر است.

    امروز، در نظامهاى ساخته و پرداخته‏ى فرهنگ غرب چه در خود منطقه‏ى جغرافيايى غرب، چه در جاهاى ديگر دنيا در بخش ابزار و وسايل زندگى تا آنجا پيشرفت كرده‏اند كه به كرات آسمانى رسيده‏اند. اين از لحاظ علمى، انصافاً فوق‏العاده است. اين را كه ديگر نمى‏شود منكر شد. فرض بفرماييد به آسمانها بروند و دوربينهاى تلسكوپ را در آنجا تعمير كنند. اين، پيشرفت عظيمى براى بشر است. اما اگر از نظر جهت‏گيرى زندگى، بينشى كه انسان به آن احتياج دارد، نباشد، اصلًا اين ابزار براى بشر هم لازم نيست؛ بلكه مضرّ است. انسانِ امروز، از اين نظر عقب مانده است. دستش خالى است. معنويّت در دنيا نيست. جهت‏گيرى درست، نيست. براى همين است كه دنيا پر از ظلم و جور است. افسوس كه بعضى، مطلبى به اين وضوح را نمى‏فهمند! مگر اين دنيا مال بشر نيست؟! مگر اين علم و پيشرفت براى اين نيست كه انسان از آن‏ها استفاده كند؟! وقتى ما مى‏بينيم در دنيا وضعى است كه اكثر انسانها، روز به روز بدبخت‏تر مى‏شوند و عدّه‏اى با همان ابزار پيشرفتهاى علمى كه مال انسان است، بر انسانيّت اين‏گونه فشار مى‏آورند، اين كافى نيست كه كسى بفهمد يك بال انسانيّت شكسته و افتاده است؟!
    اين، بال معنويّت است. اگر ما هم در جامعه‏ى خودمان، جنبه‏ى معنوى را نديده بگيريم؛ آن را حذف نماييم، يا كوشش كنيم از صحنه خارجش كنيم، همين خواهد شد. از وقتى‏كه ترشّحات و نشانه‏ها و طليعه‏هاى فرهنگ غرب، به صورت قصّه و نقشه نه به صورت طبيعى و آنچه كه لازمه‏ى زندگى عمومى بشر باشد به كشور ما سرازير شد از اواخر سلطنت ناصر الدّين شاه مبارزه با دين و تلاش براى منزوى كردن دين هم شروع شد. البته عدّه‏اى، اين‏ها را از زمان رضا خان مى‏دانند و مربوط به سلاطين قاجار نمى‏دانند. اما اين، يك واقعيّت است. منزوى كردن علماى دين؛ منزوى كردن دين؛ سعى در استخدام نيروهايى براى مقاصد خبيث كه شروع شود، جامعه، جامعه‏اى خواهد شد كه از لحاظ وسايل و ابزار زندگى كه ما به آن مى‏گوييم: دنيا؛ يعنى همان‏كه در علوم امروز، علوم دانشگاهى ناميده مى‏شود پيشرفت مى‏كند. اما آن جامعه، يك جهتش ناقص است و آن، جنبه‏ى معنوى است.
    حالا يك‏وقت است كه جامعه‏اى در جنبه‏ى علومِ مربوط به ابزار زندگى پيشرفتى دارد. مثل جوامع غربى. امّا يك‏وقت در همان هم پيشرفت ندارد. مثل بسيارى از جوامع تابع غرب كه معنويّت را حذف كردند، ماديّت را هم نتوانستند جلب كنند! مثل وضع زندگى خود ما در دوران حكومت پهلوى‏ها: معنويت را طرد كرديم، ماديّت را هم نتوانستيم به شكل مدرن و جديد و علمى و واقعى‏اش به داخل كشور بياوريم. يعنى «خسر الدّنيا و الآخرة» شديم!
    آن طرف قضيه هم، همين‏طور است. يعنى اگر جامعه‏اى، فقط به جنبه‏هاى معنوى بپردازد و از علوم غافل بماند؛ از پيشرفت‏ علمى، از كشفيّات علمى، از نوآوريهاى علمى، از تحصيل علم‏ ميان فرزندان ميهن، از ساختن انسان‏هايى كه بتوانند زندگى را به شكل متناسب با نيازهاى بشر درآورند با سهولت و سرعتى كه امروز دنيا طلب مى‏كند و نيازمند آن است غافل بماند، باز يك بال ديگرش شكسته است. خيال نكنيد كه اسلام طرف‏دار اين است كه همه چيز منحصر بشود در مسائل روحى و معنوى و نظر به ماديّات نباشد! نه! اين انحراف، همان اندازه بزرگ است كه آن انحرافِ اوّل. اسلام، انزوا از دنيا و زندگى را، به صورتى بسيار روشن رد كرده است.

    اميدواريم خداوند متعال شما را مشمول لطف و رحمت خود قرار دهد، و روز به روز توفيقات شما را بيشتر كند و إن شاء اللّه در آينده هم شاهد پيشرفتهاى‏ علمى‏ و فرهنگى و عملى و ابتكارات شما در ميدانهاى مختلف باشيم.

    البته علم‏ پيش رفته است. يك عدّه مى‏نشينند به پيشرفتهاى‏ علمى‏ امريكا و بقيه‏ى جاها نگاه مى‏كنند و حسرت مى‏خورند. پيشرفت‏ علمى، مسلّماً ستايش دارد. عقب‏ماندگى علمىِ كشورهاى عقب افتاده، مسلماً يك نكبت است و خدا كسانى را كه اين نكبتها را بر سر ملتهاى مسلمان آوردند، مورد عذاب متزايد خودش قرار دهد و لعنت خدا بر دودمان مشئوم و ننگين پهلوى و قاجار كه اين بدبختى را اين‏ها بر سر ملت ما در طول دويست سال گذشته آوردند. و الّا ما از لحاظ علمى، از امريكا بسيار جلوتر بوديم؛ ما از لحاظ علمى، در روزگارى از اروپا بسيار جلوتر بوديم. همين سلاطين، همين حكومتهاى جائر، همين فرعونها و طاغوتها؛ همينهايى كه حالا پس‏مانده‏ها و تفاله‏هايشان در اينجا و آنجا مجلّه و روزنامه منتشر مى‏كنند و دم از همه چيز مى‏زنند، نگذاشتند اين ملت پا به پاى ملل عالم، بلكه جلوتر از آن‏ها، پيش برود. بله؛ عقب‏ماندگى علمى تأسّف دارد. راهش هم اين است كه جوانان، بزرگها، پيرها، دانشمندان و مسئولين، همه و همه بكوشند و اين خلأ را پر كنند. اما اينكه فلان كشور پيشرفت‏ علمى دارد، دليل رستگارى آن كشور و آن ملت نيست. اين را بدانيد. اى‏بسا ملتهايى كه از لحاظ علمى، امروز در اوجند، اما تا خرخره در لجن و فساد غوطه مى‏خورند. همين الآن در دنيا، با نامهاى بزرگ و زير چتر ابرقدرتى، چنين ملتهايى زندگى مى‏كنند. اين را بدانيد. در آن كشورها، زن، سيه‏روز است؛ مرد، بيچاره است؛ جوان، نابود شده است. دستهاى فساد و فحشا و اعتياد و جنايت و همه‏ى فنون بدبختى بشر، در آنجا قتل عام و بيداد مى‏كند. منتها پوشش تبليغاتى نمى‏گذارد اين فجايع و مفاسد برملا شود. وقتى يك بلندگوى قوى دست يك جاهل و يك ظالم باشد، در بين هزاران نفرى كه بلندگو ندارند و لو ميان آن هزاران نفر، از علما و فضلا و آدم‏هاى حسابى باشند صداى اين، بر صداى همه‏ى آن‏ها غالب خواهد شد. امروز، دنيا اين‏گونه است.

    اولًا آن‏ها عالم بودند؛ ما هم بايد سعى كنيم علم آن‏ها را پيش ببريم. علم آن‏ها ميراث بزرگ و مهمى است. چهار نفر آدم كه دركى از مسائل حقوقى و فقهى اسلام، يا از فلسفه‏ى اسلامى، يا از كلام اسلامى ندارند و لو صورتاً در رشته‏اى تبحرى داشته باشند اگر اهانت و تحقير مى‏كنند، به اين‏ها نگاه نكنيد. فقه اسلام و در ميان فقه اسلام، فقه شيعه، از لحاظ پيشرفتها و دقتهاى عالمانه براى كسانى كه اهل فن و فهمند، موضوع شگفت‏آورى است. شوخى نيست كه انسانى مثل صاحب جواهر بنشيند، يك دوره فقه را از اول تا به آخر، با آن همه دقت و تحقيق، به تنهايى بنويسد و يك دائرةالمعارف را به تنهايى در حقوق اسلامى پديد آورد! اين، به معجزه اشبه است. همين‏طور است شيخ انصارى. همين‏طور است صاحب رياض. همين‏طورند بقيه‏ى علماى بزرگ، از متقدمين و متأخرين. شيخ مفيد دويست تأليف دارد. علامه‏ى حلى نزديك به سيصد تأليف دارد. خواجه نصير طوسى يك طور ديگر. شيخ طوسى يك طور ديگر. اين‏ها، براى كسانى كه اهل فنند، خيلى حرف و معنى دارد. البته اگر يك آدم جاهل و بى‏معلومات و نادان، در جايى مشغول گردن كلفتى باشد و يك حقوق‏دان بزرگ از آنجا عبور كند، براى او با يك نفر آدم بى‏سواد فرقى ندارد. اگر يك پزشك بزرگ از آنجا عبور كند، براى او با يك آدم نادان يكسان است. تشخيص او كه ملاك نيست؛ تشخيص اهل فن ملاك است. علم شيعه، علم والايى است كه از حيث كمى و كيفى خيلى زياد و خيلى بزرگ است. نگاه نكنيد به كسانى كه مى‏ايستند و تحقير مى‏كنند و مى‏گويند كه «علماى شيعه كارى نكردند». شما نمى‏فهميد كه چه كار كردند. «سخن‏شناس نئى جان من، خطا اينجاست.» اين‏طور نيست كه هركس بتواند جايى بايستد و به ميزان، نقدى بگذارد كه خودش اهلش نيست. اينكه روش علما نيست؛ روش سفهاست.
    علم آن‏ها زياد بوده است. جامعه‏ى علمى‏ امروز اگر بخواهد آن ميراث را گرامى بدارد و آن آبرو را حفظ كند، بايد در علم جلو برود و پيشرفت‏ پيدا كند. حوزه‏هاى علميه در يك ميدان و علماى در غير حوزه‏هاى علميه، در ميدان ديگر. فرض بفرماييد كه شما در رشته وعظ و تبليغ تلاش مى‏كنيد. بسيار خوب؛ گفته‏ها و گفتارها بايد عالمانه باشد. از سخن سست بايد پرهيز شود. از منبر بى‏مطالعه بايد اجتناب شود. بهترين گفته‏ها و آخرين گفته‏هاى جديد در باره‏ى مسائل اسلامى، بايد دانسته شود. البته ممكن است چهار منبر كمتر برويم؛ اشكال ندارد. انسانى كه خوب بخواهد بگويد، ناچار است كمتر بگويد: «لاف از سخن چو در توان زد آن خشت بود كه پرتوان زد.» اگر درش را بخواهيم پيدا كنيم، البته بايد زحمت بكشيم؛ چاره‏اى نيست. آن‏كس كه فرضاً در دانشگاهها مشغول تبليغ و كار مخصوص روحانى است يا در ارتش و يا در سپاه مشغول تلاش روحانى است، بايد نياز فكرى آن مجموعه و مخاطبين خودش را هوشمندانه و زيركانه بشناسد. بايد ببيند مخاطب او چه عقده و ابهام و سؤالى در ذهن دارد؛ و لو به زبان نياورد. بايد عالمانه آن مشكل را حل كند. اگر مى‏تواند، خودش حل كند و اگر نمى‏تواند پيش عالم‏تر از خودش برود و مشكل را حل كند. اين‏گونه است كه سطح علم بالا مى‏رود. هركس در هرجايى كه مشغول است و لو مشاغلى كه مستقيماً به كار علم و درس و تحصيل ارتباطى ندارد؛ مثل مشاغل قضائی بايد به اين مسائل توجه كند. البته مشاغل قضائی، عالمانه است؛ اما به كار تحصيل و پيشرفت علمى، به طور مستقيم ارتباطى ندارد. يكى قاضى است؛ حقوق‏دان اسلامى است؛ بايد به دقت كار و تلاش كند تا حكم واقعى الهى را در مورد آن واقعه و حادثه بيابد.
    اين، در باب علم. در باب قدس و تقوا هم معلوم است ديگر؛ عالمى كه حرص به دنيا داشته باشد مردود است. عالمى كه از محرمات اجتناب نداشته باشد، مردود است. نه اينكه عالم نبايد از تمتعات زندگى بهره ببرد؛ اما مراتبى هست كه انسان در آن مراتب، بايد حقاً و انصافاً از تمتعاتى چشم بپوشد. علما هم مثل بقيه‏ى مردم، بايد از تمتعات معمولى زندگى بهره ببرند؛ همان‏گونه كه خداوند در باره‏ى پيغمبر فرمود: «قل انما انا بشر مثلكم.» اما اين دو چيز حرص به دنيا و عدم تورع از حرام ممنوع است. اينكه حرص به دنيا در عالم احساس شود و لو به حسب ظاهر فعل حرامى هم نكند؛ اما همين‏طور از چپ و راست دنبال اين باشد كه بتواند مال دنيا را جمع كند ضدّ قدس است. يا اينكه خداى نكرده تورع از حرام نداشته باشد و ديده شود كه برايش غيبت كردن آسان است، دروغ گفتن آسان است، و خداى نكرده ارتكاب بعضى از محرمات گوناگون آسان است. پس، اين نسل موظف است چه از راه علم و تداوم رشته‏ى علمى و پيشرفت علمى و چه از لحاظ حفظ اعتبار تقوايى و قدسى، آبروى اسلاف را حفظ كند.

    يكى ديگر از ارزشها، پيشرفت‏ دادن به دانش در اين حوزه است. آن كسانى كه در سطوحى هستند كه مى‏توانند به علم‏ پيشرفت‏ بدهند، بايد اين كار را بكنند. علم‏ را بايد پيش برد؛ فقه را بايد پيش برد. فقه ما اسلوب بسيار متقن و محكمى دارد؛ آن اسلوب همان چيزى است كه به آن فقاهت مى‏گوييم. فقاهت، يك شيوه براى استنباط و درك احكام الهى و اسلامى است. شيوه‏ى فهم معارف احكام از كتاب و سنت، كه چگونه و با چه ابزارى مطلب را بفهميم، شيوه‏ى فقاهت نام دارد. اين شيوه، شيوه‏ى بسيار رسايى است و اين منبع عظيمى كه در اختيار ماست يعنى كتاب و سنت و دستاوردهاى فكرى گذشتگان مواد اوليه‏ى آن است. با اين شيوه و در اين قالبها، مى‏شود تمام نيازهاى بشر را استخراج كرد و در اختيار بشريت گمراه گذاشت. امروز ما خيلى احتياج داريم كه از اين شيوه استفاده‏ى بهينه كنيم.

    امروز علم در دست آن‏هاست در اينكه شكى نيست اما مى‏خواهند گذشته‏ى علمى ملتها را هم نفى كنند؛ البته در جاهايى كلّ تمدنها را نفى مى‏كنند! اين غربى‏ها و اروپاييها كه به نقاطى از دنيا مثل مناطقى از امريكاى لاتين رفتند، كلّ تمدن را نفى كردند!
    يك‏وقت رئيس‏جمهور پرو همين كه دوره‏اش پارسال تمام شد به من مى‏گفت كه ما يك كاوشهاى باستان‏شناسى داشتيم و طى آن يك تمدن بسيار پُرهيمنه‏اى را در اين كاوشها كشف كرديم. يعنى تا پانصد سال قبل، كشور پرو تمدن و حكومت بسيار مقتدرى داشته و از علم و ثروت هم برخوردار بوده است؛ اما امروز شما ببينيد پرو در كجاى دنياست؛ اصلًا در دنيا چه حضورى دارد كه بشود اسمش را آورد؟ هيچ‏چيز ندارد. كارى كردند كه مردم پرو اصلًا از گذشته‏ى خودشان اطلاع ندارند. اگر هم حفارى و كاوشى لازم بوده، خودشان كردند و بردند؛ ته‏وتوهايش مانده كه حالا اين‏ها يك چيزهايى دارند كشف مى‏كنند! در بعضى جاها اين كار را كردند.
    البته در مورد ايران نمى‏شده اين كارها را بكنند؛ چون اين همه كتاب و اين همه اثر علمى‏ و اين تاريخ مشعشع وجود دارد و نمى‏توانستند كارى بكنند؛ اما اثرش را از ذهنها زدوده‏اند؛ شما بايد كارى كنيد و اين را برگردانيد. البته اين برنامه‏ى «مشاهير جهان علم» مقدارى تأمين مى‏كند، اما حقاً و انصافاً كافى نيست. من عقيده‏ام اين است كه در همين برنامه‏هايى كه الآن داريد همين برنامه‏هاى علمى‏ شب و صبح، و يا مثلًا در همان برنامه‏ى «روزنه» مى‏توانيد تا حدودى اين خلأ را جبران كنيد. البته راجع به اين قضيه، مطلب مستقيمى نمى‏شود در آنجاها گفت؛ اما واقعاً شما آقايان و خانمها بنشينيد فكر كنيد، ببينيد چه تدبيرى مى‏توان انديشيد كه كيفيت بيان و القاء شما در هريك از اين برنامه‏ها طورى باشد كه بتوانيد اين گذشته‏ى علمى را به ياد نسل جديد بياوريد. در پيشرفت‏ علمى ما، واقعاً اين يادآورى اثر دارد. اين نسل اگر بداند كه استعداد و گذشته‏ى آن‏چنانى دارد، يك طور به آينده خواهد نگريست؛ اما اگر تصور بكند كه هرچه هست و نيست، دست اروپاييهاست و هميشه ما بايد دنبال آن‏ها باشيم، اين در پيشرفت‏ علمى ما طور ديگرى اثر خواهد گذاشت.

    شما دانشجويانى كه در اين محفل هستيد و همه‏ى دانشجويان در سرتاسر كشور، متوجه باشيد كه يكى از بزرگترين وظايف شما، خودسازى اخلاقى است. اخلاق خود را تكميل كنيد؛ شما جوانان اين فرصت را داريد. دوران، دوران شماست؛ شما در دوران خوبى زندگى مى‏كنيد؛ در سايه‏ى حكومت قرآنى و فرهنگ اسلامى زندگى مى‏كنيد. بنابراين، از لحاظ روحى و معنوى، فرصت براى والا و شايسته شدن داريد؛ اين فرصت را مغتنم بشماريد. علم بايد در كنار اخلاق، و پيشرفت‏ صنعتى و علمى‏ و مادّى در كنار رشد اخلاقى باشد. توجه به خدا هم مايه‏ى اصلى رشد اخلاقى به حساب مى‏آيد.

    البته امروز كارهايى انجام گرفته است، امتحانهاى نوبه‏يى هست، امتحانهاى خوب هست، مدارس تخصصى هست، كلاسهاى رشته‏هاى تخصصى اخيراً به وجود آمده و مقررات و ضوابطى گذاشته شده است؛ ليكن بايستى اين‏ها به حد يك نظام درسى كامل، يا يك نظام كارى كامل، شامل درس و تحقيق و پژوهش و همان پنج مأموريت و مسئوليتى كه پارسال عرض كردم حوزه‏ها دارند، برسد.
    رئوس مطالب آن پنج مأموريت و مسئوليت، عبارت است از: احراز مسند افتا و تربيت انسانهاى صالح براى افتا، تربيت مدرّس، انجام تحقيقات براى پيشرفتهاى‏ علمى‏، مسأله‏ى قضا در جامعه و مسأله‏ى تبليغ. اين پنج مأموريت، كارى است كه دم دست است. البته حوزه كارهاى ديگر هم دارد و خيلى از كارهاى مهم را مى‏تواند و بايد انجام بدهد؛ ولى اين پنج مأموريت، دم دستى و حتمى است. بنابراين، نظام درسى فراگير، چيز لازمى است و يكى از كارهايى است كه بايستى در حوزه انجام بشود.

    فرصتها، انصافاً فرصتهاى ارزشمندى است. امروز در نظام جمهورى اسلامى، شما كه رئيس يك دانشگاه هستيد، مى‏توانيد از بن دندان و با اعتقاد راسخ احساس كنيد و باور نماييد كه براى مردمتان، به پيشرفت‏ علمى‏ كشورتان كمك مى‏كنيد. اين خصوصيت، متأسفانه جز در دوره‏هاى بسيار معدودى، در محيط علمى كشور ما وجود نداشته است. آن وقتى‏كه بر كلّ حيات سياسى و اجتماعى يك كشور، حاكميت بيگانه مسلط باشد، فكر مى‏كنيد دانش در آن كشور چه نقشى ايفا خواهد كرد؟ آن هم دانش پزشكى كه قهراً كارى به مسائل سياسى نخواهد داشت. فردى كه پزشك خواهد شد و خدمات ارايه خواهد كرد، غير از آن است كه يك نفر برود فرضاً روزنامه‏نگار بشود، كه ممكن است بگويد مى‏روم تا مبارزه كنم. اما پزشك، طبيب و دردشناس و درمان‏شناس و عطوف و حنينِ نسبت به انسان‏هاست. او درد انسانها را مى‏جويد، تا درمان كند. او خدمات ارايه خواهد داد. آن‏وقت در جامعه‏اى كه كلّ جريان سياست كشور در اختيار كانونهايى است كه به نفع ملت فكر و كار نمى‏كنند، هر دانشجويى كه درس مى‏خواند، نمى‏تواند مطمئن باشد به نفع مردم كار خواهد كرد. نه اينكه هيچ‏كس به نفع مردم كار نمى‏كند اشتباه نشود خير، كسانى با مجاهدت در مى‏آيند و به نفع مردم هم كار مى‏كنند؛ اما روال كلى اين نيست. روال كلى، نفى سلامت زندگى در يك جامعه است.

    هدف، تجمع شيعه، ايجاد رابطه بين خانواده‏ى شيعى، راقى كردن فكر اين‏ها، رونق دادن به حوزه‏هاى علميه‏ى اين‏ها، حل كردن مشكلات اين‏ها با بقيه‏ى گروههاى مسلمان در افق جهان اسلام كه همان وحدت و تقريب هم به اينجا ربط پيدا مى‏كند و استفاده از امكانات اين‏هاست. بعضى تاجر بزرگ، بعضى سياستمدار بزرگ، بعضى آدم مؤلف خوب و عالم بزرگ و از اين قبيل هستند. از اين‏ها و امكاناتشان استفاده بشود.ما اين اهداف را مشخص كنيم و بنويسيم. بعد با كار عميق و علمى و نوشتن كتاب، خودمان را به معناى واقعى كلمه به اين اهداف نزديك كنيم. اگر فرض كنيم حادثه‏يى پيش آمد كه پنج سال ديگر، اين كنفرانس از بين رفت ممكن است ديگر مثلًا فرض كنيم پنج سال ديگر، مسئولان كشور به اين نتيجه برسند كه ديگر نمى‏خواهيم اين كنفرانس باشد و تعطيلش كرديم، در ظرف اين پنج سال، ذخيره‏ى قابل توجهى را به يادگار بگذارد. بعضى از تشكيلاتها هست كه به مجرد خاموش شدن چراغش، اصلًا بكلى ديگر خاموش مى‏شود؛ اين‏طور نباشد.
    بعد از آنكه كار ما تمام شد، فرض كنيم كه پنج سال ديگر خواستيم اصلًا درِ اين دكان را ببنديم؛ كلى محصول، كار علمى‏، پيشرفت‏ علمى و آثار باارزش ارايه كرده باشيم، جا پاهاى ما معلوم باشد، كتاب نوشته باشيم، در واقعيت زندگى و دنيا اثر گذاشته باشيم و .... اين كار، در اين صورت بافايده خواهد بود. و البته اين هم، استفاده از نيروهاى خوب و عالم و به‏دردبخورى را مى‏طلبد. در هرجا چنين نيروهايى بود، بايد از اين‏ها استفاده بكنيم. بايد تلاش بشود كه كار رها نگردد و هركسى سراغ كار خودش نرود و اين كار هم وسط بيفتد و هرگاهى يك‏بار هم، چند نفرى دور هم جمع بشوند. نه، واقعاً برنامه‏ريزى گردد و طبق برنامه‏ريزى، كار بشود.

    پس از پيروزى اسلام و تشكيل نظام مردمى و انقلابى جمهورى اسلامى، دشمنان خارجى بخوبى تشخيص دادند كه اين نظام انقلابى، با پشتوانه‏ى مردمى نيرومند خود و با اعتقاد راسخى كه به نيروى ملى و مردمى خود دارد، خواهد توانست كشور را در جاده‏ى رشد و پيشرفت‏ مادّى بيندازد و عقب‏ماندگيها را با برنامه‏ريزى جبران نمايد و دست بيگانگانِ سودجو و بدنيت را براى هميشه كوتاه كند. لذا از هر وسيله‏اى براى جلوگيرى از سازندگى كشور استفاده كردند كه يكى از آن‏ها، جنگ ويرانگرى بود كه بر مردم ما تحميل نموده و موجب شدند كه همت مردم و مسئولان، به جاى سازندگى و پيشرفت علمى‏ و عملى، صرف دفاع از تماميت و استقلال كشور شود.

    همين‏قدر به شما برادران كه كتاب و تاريخ خوانده‏ايد، بگويم كه سالهاى متمادى است روال حركت عالم به سمت دورى از معنويت و دين است. چند قرن است كه دنيا اين‏گونه حركت مى‏كند و البته اين دلايلى دارد و چيز ناشناخته و مجهول‏العلّه‏يى هم نيست. در دويست سال اخير- يعنى قرن نوزدهم و بيستم كه اصطلاحاً قرن روشن‏فكرى و انسان‏گرايى و اوج پيشرفتهاى‏ صنعتى و علمى‏ است- حركت با سرعت به سمت بى‏دينى و جدا شدن از معنويت بوده است. مقدارى از اين سير طبيعى است؛ زيرا لازمه‏ى آن چيزهايى كه پيش آمد، همين بود. يك مقدار هم حركت ارادى و از روى برنامه‏ريزى بوده است.

    ما معتقديم زنان در هر جامعه‏ى سالم بشرى قادرند و مى‏بايد فرصت پيدا كنند كه در حد سهم خود، تلاش و مسابقه‏ى خويش را در پيشرفتهاى‏ علمى‏ و اجتماعى و سازندگى و اداره‏ى اين جهان به عهده بگيرند. از اين جهت، ميان زن و مرد هيچ تفاوتى نيست.

    ملتى با اين سابقه‏ى درخشان تاريخى، در دوران ستم فراگير حكومت پادشاهى در اين كشور- و بدتر از همه در اين دويست يا صد و پنجاه سال اخير، يعنى اواخر قاجاريه و همه‏ى دوران پهلوى- از لحاظ پيشرفت‏ علمى‏، در اين حد از تنزل قرار گرفت. اين، كارى است كه انجام دادند و علت عمده‏ى اين مسئله، جدايى دين از علم در كشور ما بود. علما و دانشمندان و محققان علوم طبيعى در كشور ما، از دين جدا ماندند و در نتيجه به درد مردم و كشور و ملتشان نخوردند. خوب‏ترها و بهترين‏هايشان رفتند و براى بيگانگان مفيد واقع شدند. عده‏يى هم در همين‏جا بودند و براى بيگانه‏ها كار كردند. روشن‏فكرانى كه در همين دانشگاهها درس خواندند، همانها بودند كه در طول حكومت پهلوى، اداره‏ى اين كشور را به خائنانه‏ترين وجهى بر عهده داشتند و به اين ملت خيانت كردند. اين‏ها، متخرجان همين دانشگاهها بودند و خدا رحم كرد كه انقلاب اسلامى پديد آمد. آن نسلى كه بتدريج از روشن‏فكران متأخر اين جامعه فارغ‏التحصيل شده بودند و به سمت كارهاى سياسى مى‏رفتند، به قدرى نسل بى‏ريشه و بى‏اعتقاد و بى‏پيوندى بودند كه خدا مى‏داند اگر آن‏ها بر سر كار مى‏آمدند، با اين ملت و اين كشور چه مى‏كردند. هست و نيست و بود و نبود اين ملت را مى‏سوزاندند و از بين مى‏بردند! خدا را شكر كه آن‏ها مهلت پيدا نكردند و انقلاب اسلامى آمد و آن سلسله و طومار را درهم دريد.

    امروز، يكى از حساسيتهاى استعمار و استكبار و امريكا و صهيونيستهاى طراحِ فساد در عالم عبارت است از اينكه نگذارند كشورهاى برخوردار از نظام انقلابى، از لحاظ علمى‏ پيشرفت‏ كنند. اين حساسيت، نسبت به كشور ما مضاعف است؛ چون حساسيتى كه آن‏ها نسبت به اسلام و انقلاب اسلامى دارند، نسبت به هيچ انقلاب ديگرى نداشته و ندارند و نخواهند داشت. البته اگر در آينده، انقلاب غير اسلامى‏اى تحقق پيدا كند، اين حساسيت را نخواهند داشت. امروز، كسانى كه مى‏توانند دانش را در اين كشور رشد بدهند، بايد احساس وظيفه‏ى مضاعف كنند؛ چون دشمن نمى‏خواهد بگذارد ما روى پاى خودمان بايستيم. روى پاى خود ايستادن، آن وقتى تحقق پيدا خواهد كرد كه علم از درون خود ما بجوشد و ما دست گدايى به سمت دشمنانمان دراز نكنيم. استعدادهاى خوب و برجسته، دانش‏آموزان تيزهوش و كسانى كه مى‏توانند براى آينده‏ى كشور مفيد باشند، بايستى خيلى احساس وظيفه و مسئوليت كنند. البته خيلى هم بايد خوشحال باشند كه على‏رغم ميل دشمنان، مى‏توانند براى كشور و ملتشان مفيد و مؤثر باشند.

    ما بايد از لحاظ اقتصادى هم خودمان را به‏طور كامل از زير نفوذ قدرتها خارج كنيم. يعنى ملت ما بايد بتواند بنا بر تشخيص و مصلحت خود، آن صنعت و كالا و متاعى را كه احتياج دارد، در داخل كشور و با استفاده از منابع و امكاناتِ موجود توليد كند. البته، امروز ما هنوز براى اين كار مشكلاتى داريم و ملت به آن حد نرسيده است كه بتواند تمام نيازهاى خود را در داخل برآورده كند؛ زيرا در گذشته همه چيز اين ملت به گونه‏يى بنا شده بود كه به همان قدرتها وابسته باشد. صنعت دقيق ما كه جاى خود دارد، حتّى كشاورزى ما را وابسته كردند و بيگانگان و قدرتهاى حاكم و رژيم منحط پهلوى و قبليها، كارى كردند كه كشاورزى ما با پيشرفتهاى‏ علمى‏ دنيا ناآشنا باشد.
    نمودار
      آخرین مقالات
      پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی