پیشرفت علمی ایران - تعداد فیش : 304 ، تعداد مقاله : 0
1393/07/30
1393/04/11
1393/04/11
1393/04/11
1393/04/11
1393/03/14
1393/03/04
1393/02/31
1393/01/01
1393/01/01
1392/11/19
1392/09/19
1392/09/19
1392/07/17
1392/07/17
1392/06/14
1392/06/06
1392/05/15
1392/05/15
1392/05/15
1392/05/06
1392/04/30
1392/04/30
1392/03/14
1392/03/14
1392/02/18
1392/02/16
1392/02/10
1392/01/01
1392/01/01
1392/01/01
1391/12/21
1391/12/17
1391/11/28
1391/11/19
1391/10/27
1391/09/21
1391/08/23
1391/08/10
1391/07/25
1391/07/25
1391/07/20
1391/07/20
1391/07/12
1391/06/28
1391/05/03
1391/05/03
1391/04/04
1391/03/14
1391/01/01
1391/01/01
1390/12/03
1390/11/26
1390/11/14
1390/11/14
1390/11/14
1390/10/29
1390/07/26
1390/07/25
1390/07/24
1390/07/22
1390/07/22
1390/07/13
1390/06/17
1390/06/06
1390/06/02
1390/05/16
1390/03/14
1390/03/14
1390/01/01
1389/12/19
1389/11/27
1389/08/12
1389/08/02
1389/07/28
1389/07/27
1389/07/14
1389/07/14
1389/07/14
1389/06/25
1389/06/14
1389/05/31
1389/04/02
1389/03/03
1389/02/08
1389/01/09
1389/01/01
1389/01/01
1389/01/01
1388/11/13
1388/11/13
1388/11/06
1388/10/19
1388/08/06
1388/08/06
1388/07/02
1388/06/29
1388/06/08
1388/06/04
1388/03/03
1388/02/27
1388/02/24
1388/02/23
1388/01/26
1388/01/01
1388/01/01
1387/11/28
1387/11/26
1387/09/24
1387/09/24
1387/08/08
1387/08/08
1387/07/07
1387/07/07
1387/06/19
1387/05/09
1387/03/14
1387/02/19
1387/02/16
1387/02/14
1387/02/13
1387/02/11
1387/01/01
1387/01/01
1386/10/15
1386/10/15
1386/09/08
1386/08/16
1386/08/09
1386/07/17
1386/07/09
1386/06/23
1386/06/12
1386/06/12
1386/06/12
1386/06/04
1386/04/25
1386/04/25
1386/04/25
1386/03/14
1386/02/31
1386/02/31
1386/02/25
1386/02/25
1386/02/25
1386/02/25
1386/02/19
1386/02/19
1386/02/12
1386/01/17
1386/01/01
1386/01/01
1386/01/01
1385/12/01
1385/10/25
1385/09/22
1385/08/21
1385/08/18
1385/07/04
1385/06/25
1385/06/09
1385/06/06
1385/05/31
1385/05/30
1385/03/29
1385/03/29
1385/03/23
1385/03/14
1385/02/06
1385/02/06
1385/01/01
1384/10/29
1384/10/13
1384/08/30
1384/07/29
1384/07/24
1384/07/03
1384/07/03
1384/06/31
1384/06/17
1384/06/02
1384/05/28
1384/05/10
1384/03/14
1384/03/10
1384/03/05
1384/03/03
1384/02/19
1384/02/18
1384/02/18
1384/02/18
1384/02/14
1384/02/14
1384/02/12
1384/02/11
1384/02/11
1384/02/11
1384/02/11
1384/01/30
1384/01/01
1384/01/01
1384/01/01
1383/12/27
1383/12/24
1383/12/24
1383/12/05
1383/11/10
1383/10/19
1383/10/02
1383/09/11
1383/08/15
1383/08/06
1383/07/15
1383/07/15
1383/07/15
1383/06/31
1383/06/25
1383/05/25
1383/02/28
1382/11/24
1382/11/21
1382/10/14
1382/08/23
1382/08/23
1382/08/11
1382/08/08
1382/06/26
1382/05/15
1382/05/08
1382/04/07
1382/02/29
1382/02/22
1382/02/22
1382/02/22
1381/09/07
1381/08/22
1381/07/03
1381/03/14
1380/12/12
1380/06/28
1380/03/14
1380/02/12
1380/02/12
1379/12/22
1379/12/09
1379/12/09
1379/09/06
1379/08/24
1379/05/05
1379/05/03
1379/04/19
1379/02/23
1379/02/14
1378/09/26
1378/09/01
1378/07/06
1378/02/30
1377/11/13
1377/11/13
1377/09/23
1377/08/26
1377/07/08
1377/06/12
1377/05/27
1377/02/22
1377/02/07
1376/08/14
1376/05/12
1376/02/10
1376/02/03
1376/02/03
1375/08/09
1375/03/11
1375/02/12
1375/01/28
1375/01/01
1374/12/16
1374/09/26
1374/08/17
1374/06/29
1374/06/23
1374/06/08
1374/03/14
1374/02/13
1373/06/20
1373/03/01
1373/03/01
1373/01/24
1372/09/24
1372/07/28
1372/06/14
1371/11/25
1370/12/01
1370/11/15
1370/08/01
1369/11/04
1369/08/01
1369/07/29
1369/03/10
1368/11/09
1368/10/26
1368/09/29
1368/09/29
1368/09/01

پیشرفت علمى، کار همه است؛ یعنى مسئولیّتى است برعهده‌ى همه‌ى دستگاه‌هاى کشور. خب، معاونت علمى و بنیاد نخبگان، مسئولیّتهاى مهمّى هستند و دارا هستند، کارهاى لازمى دارند لکن همه‌ى دانشگاه‌هاى کشور بلکه همه‌ى دستگاه‌هاى گوناگون کشور - آموزش‌وپرورش، وزارت علوم، دستگاه‌هاى گوناگونى که در کشور هستند - هرکدام میتوانند نقش ایفا کنند.

مطمئنّاً انگیزه‌هایى وجود دارد در جبهه‌ى دشمنان ما براى متوقّف کردن حرکت علمى کشور. حالا بعضى‌ها روى کلمه‌ى دشمن حسّاسیّت دارند؛ به ما اعتراض میکنند که چرا مدام میگویید دشمن، دشمن؛ درحالى‌که شما قرآن [را] ملاحظه کنید، مى‌بینید اوّل تا آخرِ قرآن چقدر تکرار شده عنوان «شیطان»، عنوان «ابلیس»؛ مکرّر گفته شده، مکرّر تکرار شده. از دشمن که نباید غفلت کرد. دشمن‌دانستنِ دشمن که عیب نیست؛ اینکه ما روى دشمن مدام تکیه میکنیم، معنایش این نیست که از عیوب خودمان و مشکلات درونى خودمان غافلیم؛ نه، اَعدى‌ عَدُوِّکَ نَفسُکَ الَّتى بَینَ جَنبَیک؛ از همه‌ى دشمنها بدتر، دشمن درونى ما است، دشمن خود ما است، نفْسِ راحت‌طلب ما است، تنبلى ما است، تن‌آسایى ما است، عدم تدبیر ما در پیشبرد امورمان [است‌] - اینکه معلوم است - اینها به جاى خود محفوظ؛ امّا غفلت از دشمن بیرونى، خطاى راهبردى عظیمى است که ما را دچار خسارت خواهد کرد. خب، باید دشمن را شناخت، دید - حالا [اینکه] شما میگویید برخوردمان با دشمن این‌جور باشد، آن‌جور نباشد، بحث دیگرى است - دشمنىِ او را باید فهمید، نقشه‌ى او را باید تشخیص داد. یکى از نقشه‌هاى مهمّ دشمن، متوقّف کردن حرکت علمى در کشور است. خب، وقتى این را فهمیدیم، برمیگردیم به دانشگاه؛ اینجا آن مدیریّت جهادى که ما عرض کردیم، معنا پیدا میکند. چون جهاد عبارت است از تلاشى که در مقابل یک دشمنى‌اى انجام میگیرد؛ هر جور تلاشى جهاد نیست. جهاد عبارت است از آن تلاشى که در برابر یک چالش خصمانه از سوى طرف مقابل صورت میگیرد؛ این جهاد است. آن‌وقت معناى مدیریّت جهادى در اینجا این است که توجّه بکنید که حرکت علمى کشور و نهضت علمى کشور و پیشرفت علمى کشور مواجه است با یک چالش خصمانه، که در مقابل این چالش خصمانه شما که مدیرید، شما که استادید، شما که دانشجو هستید، باید بایستید؛ این شد حرکت جهادى و مدیریّت دستگاه؛ چه مدیریّت دانشگاه، چه مدیریّت وزارت، چه مدیّریت هر بخشى از بخشهاى گوناگون این عرصه‌ى عظیم، خواهد شد مدیریّت جهادى. ما البتّه در گذشته، در یک دورانى، نمونه‌هاى نامطلوبى در دانشگاه داشتیم. کسانى را در یک دانشگاه معتبر کشور داشتیم که جوانهاى نخبه را تشویق میکردند به ترک کشور! اینکه مکرّر میگویند فرار مغزها، فرار مغزها؛ آدمهایى داشتیم که دانشجوى نخبه را جستجو میکردند، پیدا میکردند، تشویق میکردند به اینکه کشور را ترک کنند و بروند؛ در یک دورانى این را داشتیم؛ و در یک دورانى دیدیم این را و گذراندیم این دوران را که در داخل وزارت کسانى بودند که در مقابل حرکت علمى و پیشرفت علمى مانع‌تراشى میکردند؛ [البتّه‌] ممکن است با دلایلى از نظر خودشان موجّه، امّا واقعیّت همین بود که مانع‌تراشى بود. اینها نباید تکرار بشود؛ دانشگاه در اختیار کسانى قرار نگیرد که پیشرفت علمى را به هیچ مى‌انگارند؛ به آن اهمّیّت نمیدهند؛ دانشگاه در اختیار کسانى قرار بگیرد که عاشق پیشرفت علمى کشورند؛ اهمّیّت این مسئله را براى سرنوشت این ملّت و براى سرنوشت این کشور درک میکنند. این عرض اصلى ما است؛ مخاطب این مسئله، هم مسئولین دولتى هستند، هم مسئولین دانشگاه‌ها هستند، هم خود شما اساتید هستید؛ دانشگاه حرکتى را شروع کرده، نگذارید این حرکت متوقّف بشود؛ این حرکت بایست ادامه پیدا کند و باید مضاعف بشود. عرض کردم - حالا جاى تفصیل کلام در اینجا نیست - ما هنوز خیلى راه در پیش داریم تا به آن نقطه‌اى برسیم که از لحاظ علمى مورد نظر است؛ خیلى باید تلاش کرد؛ خیلى باید مجاهدت کرد.

از لحاظ کوتاه‌مدّت هم اعتقاد بنده این است - یعنى این اعتقاد ناشى از کارى است که کارشناس‌ها و صاحب‌نظرها کرده‌اند - که تحریمها هم - که امروز مسئله‌ى تحریمها یکى از مسائلى است که در ذهنها مطرح است - با پیشرفت علم بى‌اثر میشود. با نگاه کوتاه‌مدّت و میان‌مدّت هم که نگاه کنیم - با قطع نظر از آن آینده‌ى طولانى و بلندمدّت - اگر کشور میخواهد تحریمها که امروز ابزارى است در دست دشمنان ما براى تحقیر ملّت - از تحریم براى فشار آوردن روى آبروى ملّى، غیر از فشارهاى عملى که مربوط به زندگى است استفاده میکنند و تحقیر میکنند؛ اینکه ما از گذشته، در این چند سال مدام تکرار میکردیم که روى مسئله‌ى تحریمها خیلى تکیه نکنید، به‌خاطر این است - [بى‌اثر شود]، با نگاه علمى به مسائل کشور، و توجّه به علم، و پیوند دادن علم و صنعت و کشاورزى - که توضیحات آقایان محترم را در این زمینه‌ها شنیدید - تحریمها بى‌اثر خواهد شد. و ما در این زمینه‌ها میدان کار برایمان باز است و میتوانیم کار کنیم؛ شرکتهاى دانش‌بنیان یکى از اساسى‌ترین کارها در مقوله‌ى همین اقتصاد مقاومتى است که مطرح شده و درباره‌ى آن بحث شده است و مورد تأیید و تصدیق همه‌ى اطراف مسائل کشور قرار گرفته است.
البتّه در تشخیص شرکتهاى دانش‌بنیان دقّت بشود، یعنى شاخصه‌ها و مشخّصه‌ها [معیّن بشود] و شرکت دانش‌بنیان استانداردسازى بشود؛ این‌جور نباشد که به اسم شرکت دانش‌بنیان کسانى بیایند و همین کارهایى را که در برخى از عرصه‌هاى دیگر معمول است - دلّالى و مانند اینها - در [اینجا] پیش ببرند. به معناى واقعى کلمه، شرکتِ دانش‌بنیان [باشد]؛ این را باید یکى از محورهاى اساسى قرار داد.

برخى از کسانى که جایگاهى براى حرف زدن دارند و تریبون دارند، در اصل مسئله‌ى پیشرفت علمى کشور تردید میکنند! ما این را مصلحت نمیدانیم؛ یعنى واقعاً از روى بى‌اطّلاعى است. یک وقتى یکى از مسئولین کشور درباره‌ى مسائل نظامى یک نظرى داده بود که خب مطابق واقع نبود؛ بنده گفتم یک «تور نظامى» براى مسئولین کشور قرار بدهید؛ بیایند یک خرده‌اى در محیطهاى نظامى گردش کنند، حقایقى را، واقعیّاتى را ببینند، معلوماتشان نسبت به موجودىِ نظامى کشور بالا برود. حالا در مورد مسائل علمى هم متأسّفانه گویا همین‌جور است؛ باید یک «تور علمى» بگذاریم براى مسئولین در بخشهاى مختلف. حالا بعضى از بخشها را دوستان بیان کردند؛ یکى از آقایان نانوفنّاورى را فرمودند - البتّه فقط نانوفنّاورى نیست - فرمودند چاهى حفر میکنیم، به نم که میرسد، آن را ول میکنیم؛ نه، دارند دنبال میکنند. آن کسانى که حفّار چاه هستند، واقعاً دارند دنبال میکنند، به جاهاى خوبى هم رسیدند. خب، [مثلاً] الان پزشکى کشور، از جمله‌ى پیشرفته‌ترین پزشکى‌هاى دنیا است؛ ما از علوم روز دنیا و مرزهاى دانش دنیا در پزشکى، چندان عقب‌ماندگى نداریم؛ خیلى نزدیکیم. در زمینه‌هاى دیگر هم همین‌جور؛ همین دانش هسته‌اى، دانش سلّولهاى بنیادى، و کارهاى بزرگى از این قبیل، فراوان است که ما پیشرفتهاى خیلى خوبى داشته‌ایم. کسانى که اطّلاع ندارند، خوب نیست تردید بکنند؛ خب بروند مطالعه کنند، تماس بگیرند و همین‌طور که عرض کردیم یک گردش علمى بگذارند و به یک جاهایى برسند. مطلب اصلى ما این بود که عرض کردیم. من خواهش میکنم از مسئولان وزارتخانه‌هاى مربوط، و از مسئولان دولتى ذى‌ربط که مرتبط با مسائل علم و دانشگاه و صنعت هستند، مسئله‌ى پیشرفت علمى و ارتباط علم با فنّاورى در کشور را جدّى بگیرند؛ یعنى نسبت به این مسئله واقعاً هیچ کوتاهى صورت نگیرد. این مسئله، مسئله‌ى اساسى ما است؛ یکى از اصلى‌ترین، اساسى‌ترین و فورى‌ترین مسائل ما است. کار تحقیقات به‌جاى خود، [امّا] در پژوهشها و آنچه در این زمینه لازم است انجام بگیرد، به نظر ما هیچ نبایستى کوتاهى صورت بگیرد.

در کار علمى و فعّالیّت علمى بحمدالله حرکت شروع شده است؛ یک نکته‌ى اساسى در فعّالیّتهاى علمى این است که فعّالیّت علمى کشور، ناظر به نیازهاى کشور باشد که این به‌طور کامل امروز تأمین‌شده نیست. همان‌طور که دوستان اشاره کردند، مقالات علمىِ نمایه‌شده‌ى کشور ما امروز مشترى دارد، یعنى مشترىِ کار علمى در دنیا فراوان است؛ ولى خب، این کافى نیست. بله، [اینکه‌] شما مقاله‌اى تهیّه کنید و مرجع واقع بشود، و به آن ارجاع داده بشود، مایه‌ى افتخار است، چیز خوبى است، براى کشور هم خیلى خوب است و نشانه‌ى پیشرفت علمى کشور است؛ امّا از این مهم‌تر این است که آنچه شما در زمینه‌ى مسائل علمى کار میکنید، ناظر باشد به نیازهاى کشور. خب، امروز ملاحظه کردید، در مورد مسائل مربوط به صنعت، مربوط به کشاورزى، مربوط به مدیریّت بحران، مربوط به مسائل گوناگون کشور، مطالبى را صاحب‌نظران ابراز کردند، نیازهایى را گفتند، کمبودها و ضعفهایى را که وجود دارد مطرح کردند؛ خب میتواند تحقیق علمى، پژوهش علمى، مقاله‌ى علمى، براى تأمین این نیازها تهیّه بشود و ناظر به رفع این نیازها باشد.

قدرتهاى درجه‌ى یکِ نظامى و سیاسى و اقتصادى دنیا، دست‌به‌دست هم بدهند علیه یک کشورى، علیه یک حکومتى، ۳۵ سال تلاش کنند، [ولى] آن حکومت على‌رغم تلاش آنها، نه فقط از بین نرود، بلکه روزبه‌روز قوى‌تر بشود، به آنها باج هم ندهد، به آنها اعتنا هم نکند. در عرصه‌هاى مختلف، جمهورى اسلامى اقتدار خود را و قابلیت بقاى خود را نشان داد. امروز وقتى به جمهورى اسلامى نگاه میکنند، [مى‌بینند] نسل دوم و سومِ انقلاب در این کشور داراى چند میلیون دانشجو، چندین هزار طلبه‌ى علوم دینى فاضل، چندین هزار پژوهشگر و محقق، چند ده هزار استاد دانشگاه و حوزه، هزاران نخبه‌ى علمى و فکرى که بعضى از آنها در عرصه‌ى بین‌المللى نام‌آور و شناخته شده‌اند، هزاران فعال و نخبه‌ى سیاسى و فرهنگى و تولیدى و اقتصادى؛ واقعیت جامعه‌ى ما امروز این است. جمهورى اسلامى در میدان علم و فناورى، با وجود همه‌ى این تحریمها، ماهواره به فضا میفرستد، موجود زنده به فضا میفرستد و برمیگرداند، انرژى هسته‌اى تولید میکند، در بسیارى از دانشهاى نوپدید جزو ده کشور اول دنیا قرار میگیرد، شتاب پیشرفت علم در جمهورى اسلامى از سوى مراکز مسئول این کار در دنیا سیزده برابر متوسط دنیا اعلام میشود، خدمات علمى و فنى به کشورهاى مختلف صادر میکند، با وجود تحریمهاى بى‌سابقه یک کشور ۷۵ میلیونى را اداره میکند، در سیاستهاى منطقه حرف اول را میزند، در مقابل رژیم غاصب و مورد حمایت زورگویان عالم یک‌تنه مى‌ایستد، با ظالم نمیسازد و از مظلوم دفاع میکند؛ هر انسان آگاهى به کنجکاوى مى‌افتد که این موجود چیست، این پدیده چه پدیده‌اى است با این‌همه دشمنى، و این‌همه توانایى‌هاى ذاتى و نشانه‌هاى حیات و بقا؛ ماهیت این کنجکاوى این است. این حالا در زمینه‌هاى مسائل علمى و فناورى و مانند اینها.

برنامه‌ى ششم یعنى سیاستهاى پنج سال کشور تدوین خواهد شد؛ شما نقشه‌ى راه عملى براى پنج سال کشور را در این برنامه‌ى ششم ان‌شاءالله تدوین خواهید کرد. سه نقطه‌ى اصلى - البتّه برنامه باید جامع باشد - وجود دارد: یکى اقتصاد است که تکیه روى اقتصاد مقاومتى در آن برنامه باید تجلّى پیدا کند. یکى مسئله‌ى فرهنگ است؛ ... و سوّم علم؛ حرکت علمى در کشور خوب آغاز شده است؛ بحمدالله در این سالها، در این ده دوازده سال حرکت خوبى در کشور به‌وجود آمده؛ این حرکت مطلقاً نباید کُند بشود، بلکه باید سرعت و شتاب بگیرد. خیلى از افتخارات ملّى و بخش مهمّى از عزّت ملّى و بخش قابل توجّهى از ثروت ملّى به برکت علم به‌دست مى‌آید؛ مسئله‌ى علم و تحقیق و پیشرفت در بخشهاى گوناگون علمى و کشف سرزمین‌هاى ناشناخته‌ى دانش، براى کشور خیلى مهم است؛ این هم ان‌شاءالله باید در برنامه مورد توجّه قرار بگیرد.

دشمنىِ دشمنان ما به‌خاطر این است که نظام جمهورى اسلامى در مقابل نظام سلطه ایستاده است؛ در مقابل عادت بدِ تقسیم دنیا به سلطه‌گر و سلطه‌پذیر ایستاده است؛ بقیه‌ى چیزها بهانه است. امروز بهانه، مسئله‌ى هسته‌اى است؛ یک روز بهانه، حقوق بشر است؛ یک روز بهانه، یک چیز دیگر است. آنها میخواهند نظام جمهورى اسلامى را از ایستادگى در مقابل قلدرها و گردن‌کلفت‌ها و باج‌بگیرها و زورگویان عالم منصرف کنند؛ البته این اتفاق نخواهد افتاد. ملت ایران توانایى خود را در میدانهاى مختلف اثبات کرده است: ملت ایران اثبات کرده که بدون تکیه‌ى به آمریکا، هم میشود پیشرفت علمى پیدا کرد، هم میشود پیشرفت اجتماعى پیدا کرد، هم میشود نفوذ بین‌المللى پیدا کرد، هم میشود عزت سیاسى در دنیاى بشریت پیدا کرد. این را جمهورى اسلامى اثبات کرده و آنها از این ناراحتند.

اقتصاد مقاومتی، اقتصاد دانش‌بنیان است یعنی از پیشرفتهای علمی استفاده میکند، به پیشرفتهای علمی تکیه میکند، اقتصاد را بر محور علم قرار میدهد؛ امّا معنای آن این نیست که این اقتصاد منحصر به دانشمندان است و فقط دانشمندان میتوانند نقش ایفا کنند در اقتصاد مقاومتی؛ نخیر، تجربه‌ها و مهارتها ـ تجربه‌های صاحبان صنعت، تجربه‌ها و مهارتهای کارگرانی که دارای تجربه و مهارتند ـ میتواند اثر بگذارد و میتواند در این اقتصاد نقش ایفا کند. اینکه گفته میشود دانش‌محور، معنای آن این نیست که عناصر با تجربه‌ی صنعتگر یا کشاورز که در طول سالهای متمادی کارهای بزرگی را بر اساس تجربه انجام داده‌اند، اینها نقش ایفا نکنند؛ نخیر، نقش بسیار مهمّی هم به عهده‌ی اینها است.

ممکن است کسی بگوید اگر تحریم نبود از این ظرفیّتها میتوانستید خوب استفاده کنید، امّا [چون] تحریم هست نمیتوانید از این ظرفیّتها استفاده کنید؛ این خطا است؛ این حرف، درست نیست. ما در بسیاری از مسائل دیگر هم در عین تحریم توانسته‌ایم به نقطه‌های بسیار برجسته و بالا دست پیدا کنیم؛ یک مثال آن، تولید علم است؛ یک مثال آن، صنعت و فناوری است؛ در اینها ما تحریم بودیم، الان هم تحریم هستیم. در مورد دانشهای پیشرفته و روز، الان هم درهای مراکز علمی مهم بِروز دنیا به روی دانشمند ایرانی و دانشجوی ایرانی بسته است، امّا درعین‌حال، ما در نانو پیشرفت کردیم، در هسته‌ای پیشرفت کردیم، در سلّولهای بنیادی پیشرفت کردیم، در صنایع دفاعی پیشرفت کردیم، در صنایع پهپاد و موشک، به کوری چشم دشمن، پیشرفت کردیم؛ چرا در اقتصاد نتوانیم پیشرفت کنیم؟! ما که در این سر صحنه‌ها و عرصه‌های گوناگون این همه موّفقیّت به دست آوردیم، در اقتصاد هم اگر عزممان را جزم کنیم و دست به دست هم بدهیم، میتوانیم اقتصاد را شکوفا کنیم. چشممان به دست دشمن نباشد که کِی این تحریم را برمیدارد، کِی فلان نقطه را موافقت میکند؛ به درک! نگاه کنیم ببینیم خودمان چه‌کار میتوانیم بکنیم.

ان‌شاءاللَّه روز بیست و دوّم بهمن خواهید دید [ كه‌] ملّت ایران باز هم در همه‌ی شهرها بااستحكام می‌آیند و فریاد خواهند زد استحكام خود را و نشان خواهند داد اقتدار ملّی را. مهم این است كه ملّت ایران بداند كه راز موفّقیّت او ایستادگی است؛ و ملّت ایران بحمداللَّه این را میداند؛ مهم این است كه بداند راه امنیّت او نشان دادن اقتدار ملّی است؛ اقتدار ملّی را نشان بدهند. اقتدار ملّی مظاهری دارد كه مردم این اقتدار را در اجتماعات عظیم، در گرایشها، در امثال همین تظاهرات بیست‌ودوّم بهمن، در انتخابات گوناگون، نشان میدهند، این حضور را نشان میدهند؛ در پیشرفتهای علمی نشان میدهند؛ و [ در] همراهی‌هایی كه با نظام جمهوری اسلامی میكنند؛ مهم این است. آن چیزی كه امنیّت كشور را حفظ میكند، نشان دادن اقتدار ملّی است؛ وقتی كه مردم اقتدار ملّی را به رخ دشمن كشیدند، دشمن دیگر نمیتواند [ كاری بكند].

ما گفتیم مسائل اقتصادی و مسائل گوناگون مهم پیوست فرهنگی داشته باشد، معنای آن همین است؛ معنای آن این است كه یك حركت اساسی كه در زمینه‌ی اقتصاد، در زمینه‌ی سیاست، در زمینه‌ی سازندگی، در زمینه‌ی فنّاوری، تولید، پیشرفت علم میخواهیم انجام بدهیم، ملتفت لوازم فرهنگی آن باشیم.

خیلی مهم است این مسئله‌ی علم. اوّلاً این پیشرفت علمی ما در این ده دوازده سال اخیر یك واقعیّت است؛ بعضی این را باور نكردند؛ بعضی حتّی این را انكار كردند. یك شخص عزیزی - كه حالا بعضی از دوستانی كه در جلسه هستند، توجّه دارند كه من چه كسی را میگویم؛ نمیخواهم اسم بیاورم - همان اوائلی كه این قضیّه‌ی هسته‌ای و سانتریفیوژ و این حرفها باب شده بود و مكرّر گفته میشد، در یك نامه‌ای به من نوشت كه آقا، این حرفها دروغ است، باور نكنید - هم این را، هم گمان میكنم مسئله‌ی سلّولهای بنیادی را؛ حالا الان درست یادم نیست، نامه‌ی او بین كاغذهای ما هست - اینهایی كه می‌آیند به شما گزارش میدهند، [حرف‌] اینها را باور نكنید، اینها واقعیّت ندارد، اینها خلاف واقع است! خود این شخص هم آدم دانشمندی است، آدم مورد قبول و مورد اعتماد من است، بنده هم دوست دارم آن شخص را، امّا باور نمیكرد؛ البتّه ما باور كرده بودیم و الحمدلله روزبه‌روز هم این باور تأیید شد. بعد از چندین‌سال، چندی قبل اینجا یك جلسه‌ای بود كه بعضی از دوستان این جلسه هم در آن حضور داشتند، همان شخص عزیز به من رو كرد و گفت كه در دانشگاه‌های ما از این پیشرفتهایی كه این جوانها دارند انجام میدهند استقبال نمیشود و شروع كرد شكایت از این طرف قضیّه كه حالا جوانهای ما دارند كارهای زیادی انجام میدهند و استقبال نمیشود. من یادم آمد از آن حرفی كه ایشان سالها پیش به من گفته بود كه این پیشرفتها دروغ است. نه آقا، این پیشرفتها راست است؛ اینكه ما سیزده برابرِ متوسّط رشد جهانی، سرعت پیشرفت [علم‌] داشته‌ایم، راست است؛ این را دیگران گفتند، مخالفین ما گفتند. در بخشهای مختلف، جوانهای ما كارهای بزرگی را بحمدالله توانستند انجام بدهند و كار كردند و پیش رفتند. توصیه‌ی من به وزیر محترم آموزش عالی و وزیر محترم بهداشت و درمان، بخصوص این است كه نگذارید این چرخه‌ی حركت كُند بشود. این را هرچه میتوانید توسعه بدهید و تسریع كنید و پیشرفت كنید.

شماها نخبگان عزیز، چه شما كه اینجا حضور دارید، چه نخبگان بی‌شماری كه بحمدالله در سرتاسر كشور هستند و به هر دلیلی حالا در این جلسه حضور ندارند، در هر رشته‌ای كه تحصیل میكنید و تحقیق میكنید و كار میكنید - چه علوم انسانی، چه علوم فنّی، چه علوم پایه، چه علوم پزشكی و علوم مربوط به سلامت، و هر بخش دیگری كه مشغول كار هستید - همه‌تان در واقع مهندسان پیشرفت آینده‌ی كشورید؛ شما هستید كه دارید آینده‌ی كشورتان و آینده‌ی ایران عزیز را طرّاحی میكنید و ان‌شاءالله اگر با عزمِ جزم و همّت والا و عملِ پیگیر این را دنبال بكنید، به نتیجه خواهید رساند و ایرانِ آینده را شماها خواهید ساخت. نكته‌ای كه من میتوانم به شما عرض بكنم این است كه بدانید: سیاست "پیشرفت علمی با شتاب بالا" یك سیاست بنیادی برای نظام است؛ مجموعه‌ی مغز متفكّر دستگاه كشور به این نتیجه رسیده است كه گذر از دشواری‌ها، عبور از خطرگاه‌ها و لغزشگاه‌ها در ایران اسلامی، اگر به دو سه ركن و مقدّمه نیاز داشته باشد، یكی، پیشرفت علمی است؛ این یك سیاست بنیادی است، از حدود ده دوازده سال پیش این سیاست دارد دنبال میشود؛ دولتهای مختلف، مسئولان گوناگون، عناصر ذی‌ربط، خود جوانها و نخبه‌ها، در این زمینه‌ها كار كردند، تلاش كردند و بحمدالله امروز محصول كار را كه انسان نگاه میكند، امیدوار میشود. من بارها این را به جوانها گفته‌ام، به مسئولین هم گفته‌ام، به شما هم حالا عرض میكنم: قطعاً نیروی جوان كشور ما، نیروی انسانی كشور ما، نخبگان كشور ما، قادرند به قلّه‌های پیشرفت همه‌جانبه، كشورشان و ملّتشان را برسانند؛ این توانایی در شما هست. این را ما قبلاً - از دیگران و براساس تجربه‌های دیگران - میگفتیم، بتدریج برای خود ما هم تجربه شد. من بارها گفته‌ام: امروز هر كار علمی و فنّاوری در كشور كه زیرساخت آن وجود داشته باشد، از دستِ كننده‌ی ایرانی، جوان ایرانی، و نخبه‌ی ایرانی بر می‌آید؛ هیچ چیزی وجود ندارد كه ما بگوییم استعداد ایرانی و نخبه‌ی ایرانی قادر به ایجاد آن، تولید آن، ساخت آن نباشد؛ مگر اینكه زیرساخت آن در كشور وجود نداشته باشد كه باید آن زیرساخت را ایجاد كرد. وضع و سطح استعداد كشور ما یك چنین سطحی است. پیشرفت واقعی كشور هم جز با پیشرفت علم امكان‌پذیر نیست؛ علّتِ اینكه گفتیم گفتمان اصلی و سیاست اصلی این است، این است. پیشرفت واقعی جز با پیشرفت علم فراهم نخواهد شد.

البتّه رشد علمیِ ما امروز در مقیاس منطقه و در مقیاس جهانی خیلی خوب است. عدد مطلقِ رشد ما خوب است، شتاب رشد ما هم بسیار خوب است، یعنی شتاب پیشرفت خیلی بالا است؛ لكن این ملاك نیست؛ یعنی این شتاب باید محفوظ بماند. وجود شتاب رشد علمی به معنای این نیست كه ما به هدف رسیدیم یا حتّی به هدف نزدیك شده‌ایم؛ چون ما خیلی عقب بودیم.

اعتقادمان این است كه باید به تقویت ساخت درونی نظام اهمّیّت بدهیم؛ این اساس كار است. از درون، خودمان را باید تقویت كنیم. تقویت درونی با اندیشه‌ی كامل، با نگاه عاقلانه و خردمندانه چیزی است ممكن؛ چه به‌وسیله‌ی پیشرفت علمی، چه به‌وسیله‌ی ساخت و مدیریّت درست اقتصادی؛ اینها كارهایی است كه به نظر ما ممكن است.

ما باید بتوانیم در زمینه‌ی علم، اوّلاً نگذاریم حركت پرشتابی كه امروز وجود دارد، مطلقاً كند بشود، بخصوص دولت باید به آن اهتمام بكند. عرض كردم این جزو دو اولویّت اوّلِ برنامه‌های كشور است؛ یعنی به‌طور ویژه روی مسئله‌ی پیشرفت علم باید كار بشود. البتّه مسئول درجه‌ی یك برای پیشرفت علم، دو وزارت علوم و بهداشت‌درمان هستند؛ لكن وزارتهای صنعتی، وزارت كشاورزی، وزارتهای حتّی خدماتی، اینها همه‌شان میتوانند در این زمینه كمك بكنند و باید كمك بكنند.

در این حدود دوازده سال، رشد علمی كشور نسبت به قبل از این دوازده سال، شانزده برابر شده. اینها آمارهای تقریبی است و از مراكز مطمئنی به دست آمده است؛ این خیلی مهم است. همین حركت علمیِ رو به گسترش موجب شده كه پایگاههای اطلاع‌رسانی علمی معتبر دنیا اظهارنظر كنند كه رشد پیشرفت علم در ایران سیزده برابر متوسط دنیا است. این واقعیتها را در نظر داشته باشیم، اینها خیلی نكات مهمی است؛ ما چون زیاد میشنویم، زیاد تكرار میكنیم، برایمان عادی شده. این جزو آمارهای داخلی نیست كه حالا یك نفری آماری بدهد، یك نفر هم بگوید نخیر، این آمار درست نیست؛ نه، این پایگاههای اطلاع‌رسانی رسمی دنیایند كه این قضاوت را دارند میكنند؛ با ما هم خوب نیستند. یعنی من باور نمیكنم كه سیاستهای مسلط جهانی از دخالت در مراكز علمی و امثال اینجور پایگاهها دست بردارند؛ اگر بتوانند، انكار میكنند؛ كمااینكه خیلی از پیشرفتهای ما را انكار میكنند؛ اما درعین‌حال این آمار را به ما میدهند. همین پایگاههای اطلاع‌رسانی علمی میگویند - كه در دنیا منتشر شده و در اختیار همه هم هست - اگر همین پیشرفت در ایران ادامه پیدا كند، در سال ۲۰۱۸، یعنی پنج سال دیگر، ایران رتبه‌ی چهارم علمی دنیا را خواهد داشت؛ این خیلی چیز مهمی است. یعنی بعد از سه كشور دیگر - آمریكا و چین و انگلیس؛ آن سه كشوری است كه ذكر كردند - كشور چهارم، ایران خواهد بود؛ این خیلی چیز مهمی است. البته من نمیخواهم ادعا كنم كه این آمارها صددرصد آمارهائی است كه انسان میتواند رویش سوگند یاد كند؛ نه، لیكن روش و حركت دانشگاههای كشور الان به این سبك است؛ یك حركت عمومیِ رو به پیشرفت.
خب، ما اگر وضعیت دانشگاهیِ امروز كشور را با دوران اول انقلاب - یعنی آنچه كه میراث قبل از انقلاب و دوران طاغوت بود - مقایسه كنیم، آمارها شگفت‌آورتر از اینها هم هست. آن روزی كه انقلاب پیروز شد، صد و هفتاد هزار دانشجو داشتیم؛ امروز چهار میلیون و چهار صد هزار دانشجو در كشور هست؛ یعنی حدود بیست و پنج برابر. آن روز بار تعلیم بر دوش حدود پنج هزار استاد و استادیار و دانشیار و معلم و امثال اینها بود، امروز در حدود شصت هزار معلم دانشگاهی داریم؛ چه در دانشگاهها، چه در مراكز پژوهشی. اینها مسائل مهمی است، اینها پیشرفتهای ارزنده‌ای است. البته من اینجا چیزهائی یادداشت كرده‌ام كه دیگر لزومی ندارد بیان كنم؛ بعضی از اینها را شماها میدانید و شنیده‌اید، بعضی‌ها هم لازم نیست مطرح شود. مقالات علمی پراستناد - یعنی مقالات علمی‌ای كه از طرف محققین ایرانی منتشر میشود و در دنیا به آنها استناد میشود - روزبه‌روز رو به افزایش است؛ آمارش را به طور ریز به من داده‌اند، كه حالا من نمیخواهم روی آن تكیه كنم؛ اما این خیلی پدیده‌ی مهمی است. پس مجاهدت علمی در كشور اتفاق افتاده.
یك سؤالی در اینجا مطرح است: آیا حالا كه ما این پیشرفتهای علمی را در زمینه‌های مختلف در كشور مشاهده میكنیم، یك نفس راحتی بكشیم، بنشینیم سر جایمان؟ خب، پیدا است كه پاسخ منفی است؛ نه. ما هنوز از خط مقدم علم عقبیم، هنوز در بسیاری از دانشهای مورد نیاز زندگی دچار عقب‌ماندگی‌های مزمن هستیم؛ با همه‌ی این پیشرفتی كه در بخشی از دانشها داشته‌ایم. پس چون دچار عقب‌ماندگی هستیم، باید كار كنیم. وانگهی كاروان علم در دنیا متوقف كه نمیشود؛ دارند با سرعت حركت میكنند. ما نه فقط باید جایگاه فعلی‌مان را حفظ كنیم، بلكه باید جلو برویم؛ اینها همه‌اش تلاش لازم دارد، مجاهدت لازم دارد. لذا اولین حرف ما به دانشگاههای كشور و دانشمندان كشور و نخبگان كشور این است كه نگذارید این حركت از دوْر بیفتد، نگذارید حركت علمی كشور متوقف شود؛ هیچ مانعی نتواند دانشگاه كشور را از رشد به سمت پیشرفت علمی باز بدارد.
اینكه ما روی علم تكیه میكنیم، فقط به جهت احترام آرمانی به علم نیست - كه البته این خودش یك نقطه‌ی مهمی است؛ اسلام برای علم ارزش ذاتی قائل است - لیكن علاوه‌ی بر این ارزش ذاتی، علم قدرت است. یك ملت برای اینكه راحت زندگی كند، عزیز زندگی كند، با كرامت زندگی كند، احتیاج دارد به قدرت. عامل اصلی كه به یك ملت اقتدار میبخشد، علم است. علم، هم میتواند اقتدار اقتصادی ایجاد كند، هم میتواند اقتدار سیاسی ایجاد كند، هم میتواند آبرو و كرامت ملی برای یك ملت در چشم جهانیان به وجود بیاورد. یك ملت عالم، دانا، تولید كننده‌ی علم، در چشم جامعه‌ی بین‌المللی و انسانها طبعاً با كرامت است. پس علم علاوه بر كرامت ذاتی و ارزش ذاتی، این ارزشهای بسیار مهمِ اقتدارآفرین را هم دارد. بنابراین باید این حركتی كه وجود دارد، این شتابی كه وجود دارد، به‌هیچ‌وجه متوقف و كنْد نشود.
یك نكته هم در كنار این وجود دارد؛ این را باید باور كنیم. دوستان در زمینه‌ی جبهه‌بندی‌های سیاسی در دنیا نكات خوبی را بیان كردند؛ نكات قابل توجهی است و درست است، ما هم اعتقاد داریم؛ اما چیزی كه باید در نظر باشد، این است كه یك جبهه‌ی دشمن عنودی در مقابل نظام جمهوری اسلامی در میان قدرتهای دنیا وجود دارد. آیا این جبهه‌ی عنود و لجوج در دشمنی با جمهوری اسلامی، مشتمل بر اكثر كشورهای دنیا است؟ ابداً؛ آیا مشتمل بر اكثر كشورهای غربی است؟ ابداً؛ این مربوط به چند كشور قدرتمندی است كه به خاطر دلائل خاصی با نظام جمهوری اسلامی و با اقتدار نظام جمهوری اسلامی مخالفند و كارشكنی میكنند؛ یكی از كارشكنی‌ها، همین كارشكنی در زمینه‌ی علمی است. بعضی از دوستان گفتند «دیپلماسی علمی»، «دیپلماسی دانشگاهی»؛ بنده هم اعتقاد به این دارم، تشویق هم كرده‌ام؛ اما توجه داشته باشید كه طرف مقابل روی این نكته بخصوص توجه دارد، روی این نكته برنامه‌ریزی میكنند. بر روی همین نقطه‌ی «دیپلماسی علمی» برنامه‌ریزی میكنند و اهداف خودشان را دنبال میكنند. اگر با توجه، با آگاهی، با بصیرت، كار انجام بگیرد، ما كاملاً موافق هستیم. از پیشرفت علمی ما هم راضی نیستند. بخشی از این كارهائی كه امروز در زمینه‌ی تحریم و امثال اینها مشاهده میكنید، مربوط به همین است كه نمیخواهند جامعه‌ی ایرانی به این اقتدار درونزا دست پیدا كند؛ كه اقتدار علمی، یك اقتدار درونزا است. بنابراین، این پیشرفت باید ادامه پیدا كند.
خب، نكته‌ای كه بر این اساس بنده اصرار دارم در ذهن آقایان و خانمها و اساتید محترم مطرح باشد، این است كه «گفتمان علم و پیشرفت علمی» و «گفتمان پیشرفت عمومی كشور» - یعنی انگیزه برای سهیم شدن دانشگاه در پیشرفت كشور - در دانشگاه باید حفظ شود؛ كه البته امروز وجود دارد، اما باید حفظ و تقویت شود. هیچ چیزی نباید با این گفتمان در دانشگاه مزاحمت كند. باید اصرار بر نوآوری علمی در دانشگاه وجود داشته باشد؛ اصرار بر قرار گرفتن پیشرفتهای علمی در خدمت نیازهای كشور، كه یكی از جهتگیری‌ها و معیارهای اساسی این است. بالاخره ظرفیتها محدود است - هم ظرفیتهای انسانی، هم ظرفیتهای مالی و مادی - حتماً باید توجه شود كه كار علمی ما در جهت نیاز كشور باشد. ما نیازهای گوناگونی داریم كه دانشگاه میتواند به این نیازها پاسخ دهد، این خلأها را پر كند. این هم یك تجربه‌ی ما است.

باید همه مراقبت كنند - هم استادان، هم مدیران، هم مؤثرین و متنفذین در دانشگاهها - كه فضای دانشگاه به سمت مسائل پوچ حركت نكند؛ فضا، فضای دنباله‌گیری مسائل اصلی و اساسی باشد؛ گفتمان علم و گفتمان پیشرفت علمی و گفتمان پیشرفت عمومی كشور بر دانشگاهها همچنان حاكم باشد. البته اینجا هم دشمنانی هستند كه مایلند حتّی مسائل صنفی در دانشگاهها به سمت مسائل سیاسی و جنجالهای سیاسی گرایش پیدا كند؛ از این باید پرهیز كرد. این برای یك دانشگاه افتخار نیست كه مسائل اساسی آن تحت‌الشعاع مسائل كوچك و كم‌اهمیت و احیاناً تحت تأثیر جریانهای سیاسی واقع شود. فضای دانشگاه باید یك فضائی باشد كه در آنجا علم و عالِم بتواند زیست مناسب خودش را داشته باشد.
البته این هم معلوم است؛ همه‌ی دوستان توجه دارند كه این پیشرفت علمی و این توفیقاتی كه تا امروز در محیط علمی كشور اتفاق افتاده است، به بركت انقلاب اسلامی است؛ این به بركت اسلام است، به بركت انقلاب است. اگر عامل فعال و پیشبرنده‌ی انقلاب و اعتقاد دینی نمیتوانست اوضاع كشور را به طور عموم و از جمله در مسئله‌ی علم تحت تأثیر قرار دهد، یقیناً شعاع نفوذ قدرتهای سلطه‌گر اجازه نمیداد یك كشوری مثل ایران - كه آنها چشم طمع به آن دوخته‌اند - بتواند در زمینه‌ی علم این پیشرفتها را بكند و این خودباوری و اعتمادبه‌نفس را به دست آورد؛ نمیگذاشتند؛ كمااینكه جاهای دیگر هم نمیگذارند؛ آنجاهائی كه آنها تسلط و نفوذ دارند.

از پیشرفت علمی در كشور برای گسترش و نفوذ زبان فارسی استفاده شود. زبان خیلی مهم است برادران و خواهران عزیز! اهمیت زبان ملی یك كشور برای خیلی‌ها هنوز دانسته و شناخته نیست. زبان فارسی باید گسترش پیدا كند. باید نفوذ فرهنگیِ زبان فارسی در سطح جهان روزبه‌روز بیشتر شود. فارسی بنویسید، فارسی واژه‌سازی كنید و اصطلاح ایجاد كنید. كاری كنیم كه در آینده، آن كسانی كه از پیشرفتهای علمی كشور ما استفاده میكنند، ناچار شوند بروند زبان فارسی را یاد بگیرند. این افتخاری نیست كه ما بگوئیم حتماً زبان علمی كشور ما فلان زبان خارجی است. زبان فارسی اینقدر ظرفیت و گنجایش دارد كه دقیق‌ترین و ظریف‌ترین علوم و دانشها میتوانند با این زبان بیان شوند. ما زبان پرظرفیتی داریم. كمااینكه بعضی از كشورهای اروپائی هم نگذاشتند زبان انگلیسی تبدیل شود به زبان علمی آنها - مثل فرانسه، مثل آلمان - اینها زبان خودشان را به عنوان زبان علمی در دانشگاههایشان حفظ كردند. مسئله‌ی زبان، مسئله‌ی بسیار مهمی است؛ واقعاً احتیاج دارد به این كه حمیت به‌خرج دهید. یكی از اهتمامهائی كه دولتهای آگاه و هوشیار در دنیا انجام میدهند، تكیه بر روی گسترش زبان ملی‌شان در دنیا است. متأسفانه با غفلت خیلی از كشورها، این كار اتفاق نیفتاده؛ حتّی زبانهای بومی را، زبانهای اصلیِ بسیاری از ملتها را بكلی از بین برده یا تحت‌الشعاع قرار داده‌اند. بنده از پیش از انقلاب، از اینكه واژه‌های بیگانه بی‌دریغ در دست و زبان مردم ما به كار میرفت و به آنها افتخار میكردند - كأنه كسی اگر چنانچه یك مطلبی را با یك تعبیر فرنگی بیان كند، این را یك افتخاری میدانست - همیشه رنج میبردم؛ متأسفانه تا امروز هم این باقی است! خیلی از سنتهای غلط پیش از انقلاب، با انقلاب از بین رفت؛ این یكی متأسفانه از بین نرفت! یك عده‌ای كأنه افتخار میكنند كه یك حقیقتی را، یك عنوانی را با یك واژه‌ی فرنگی بیان كنند؛ در حالی كه واژه‌ی معادل فارسی برای آن عنوان وجود دارد، دوست میدارند از تعبیرات غربی استفاده كنند؛ بعد حالا یواش یواش این دیگر به دامنه‌های گسترده‌ای در سطوح پائین و سطوح عوامانه هم رسیده، كه واقعاً رنج‌آور است. من نمونه‌هائی در ذهن دارم، كه دیگر حالا لزومی ندارد آنها را عرض كنم.
یك نكته‌ی دیگر هم - كه شاید نكته‌ی آخر باشد - این است كه ما اگر دنبال پیشرفت هستیم و پیشرفت علمی را شرط لازم پیشرفت عمومی كشور میدانیم، توجه داشته باشیم كه مراد ما از پیشرفت، پیشرفت با الگوی غربی نیست. دستور كار قطعی نظام جمهوری اسلامی، دنبال كردن الگوی پیشرفت ایرانی - اسلامی است. ما پیشرفت را به شكلی كه غرب دنبال كرد و پیش رفت، نمیخواهیم؛ پیشرفت غربی هیچ جاذبه‌ای برای انسان آگاهِ امروز ندارد. پیشرفت كشورهای پیشرفته‌ی غربی نتوانست فقر را از بین ببرد، نتوانست تبعیض را از بین ببرد، نتوانست عدالت را در جامعه مستقر كند، نتوانست اخلاق انسانی را مستقر كند. اولاً آن پیشرفت بر پایه‌ی ظلم و استعمار و غارت كشورهای دیگر بنا شد.

امروز یكی از نیازهای اساسی و درجه‌ی یك كشور، نیاز علمی است. اگر چنانچه ما توانستیم در عرصه‌ی علمی، پیشرفتهائی را كه تا امروز بحمدالله به دست آمده است، با همین سرعت دنبال كنیم، هم در زمینه‌ی مشكلات اقتصادی، هم در زمینه‌ی مشكلات سیاسی، هم در زمینه‌ی مشكلات اجتماعی، هم در زمینه‌ی مسائل بین‌المللی، مطمئناً گره‌گشائی‌های بزرگی خواهد شد. علم مسئله‌ی بسیار مهمی است. در این حدود ده سال، یازده سال گذشته، در این زمینه خیلی كار شده؛ لیكن بعد از این هم باید كار شود؛ كار مضاعف شود. من عقیده‌ام این است كه كار علمی در دانشگاه و در كشور باید جهادی باشد؛ كار علمیِ جهادی انجام بگیرد.

كشور ایران از مقطع پیروزی انقلاب - یعنی از سال ۱۳۵۷ - تا امروز به قدری تغییر كرده است كه این مقدار تغییر را ما در ظرف این مدت در كشورهای دیگر نمی‌بینیم؛ یعنی بنده سراغ ندارم. كشورهای پیشرفته‌ی تمدنی و صنعتی و علمی، فاصله‌ی حركتشان تا رسیدن به این نقطه‌ای كه ما امروز رسیدیم، فاصله‌ی بیشتری بوده است. تا آنجائی كه بنده اطلاع دارم، به نظرم میرسد كه در دنیا این مقدار پیشرفت كمتر دیده شده است یا دیده نشده است. ما، هم در زمینه‌های علمی پیشرفت كرده‌ایم - كه یك بخشی را آقای رئیس جمهور امروز اشاره كردند، و البته پیشرفتهای علمی ما خیلی بیش از اینها است؛ نه اینكه به عنوان مسئولان داخلی این حرف را بزنیم؛ نه، این قضاوت مراكز علمی دنیا است - هم در زمینه‌ی سیاسی پیشرفت كرده‌ایم.

مسئولان كلان كشور، سیاستگذاران كشور، كسانی كه اداره‌ی امور اساسی را در كشور به عهده دارند، به این دو نقطه‌ی اصلی برای پیشرفت باید توجه كنند. روی مسئله‌ی اقتصاد كشور باید تكیه شود، روی مسئله‌ی پیشرفت علمی كشور هم باید تكیه شود. توجه به اقتصاد خوشبختانه نسبتاً عمومی است؛ همه توجه دارند. حماسه‌ی اقتصادی هم جزو شعار امسال بوده. امیدواریم همچنان كه حماسه‌ی سیاسی انجام گرفت، حماسه‌ی اقتصادی هم با همت مسئولین انجام بگیرد. البته كار اقتصادی، كار كوتاه‌مدتی نیست؛ كار یك ماه و دو ماه و یك سال نیست؛ لیكن باید حركت آغاز شود. روی مسئله‌ی علم هم من تكیه میكنم. در این ده سال گذشته، حركت علمی ما خیلی خوب بوده؛ پیشرفت علمی و سرعت پیشرفت، بسیار خوب بوده است؛ اما این سرعت پیشرفت باید كند نشود. اگر ما بخواهیم به آن سطح مطلوب برسیم، اگر بخواهیم به خطوط مقدم دانش جهانی برسیم، باید این سرعت پیشرفت را همچنان حفظ كنیم.

كشور عقب‌مانده‌ی ما از لحاظ علمی، تبدیل شد به یك كشور پیشرفته‌ی علمی. ما قبل از انقلاب هیچ افتخار علمی در كشور نداشتیم. امروز دیگران درباره‌ی ما میگویند، مراكز سنجش جهانی درباره‌ی ایران قضاوت میكنند كه رشد و شتاب پیشرفت علمی، یازده برابرِ متوسط دنیا است. این چیز كمی است؟ مراكز سنجش علمی پیش‌بینی میكنند كه تا چند سال دیگر - تا سال ۲۰۱۷ - ایران در رتبه‌ی چهارم علمی دنیا قرار میگیرد. این چیز كوچكی است؟ آن كشوری كه از لحاظ علمی هیچ افتخاری نداشت، تبدیل شد به این.

من به برادرانی كه میخواهند اطمینان این مردم را به سمت خودشان جلب كنند، نصیحت میكنم كه منصفانه حرف بزنند؛ انتقاد كنند، لیكن انتقاد به معنای سیاه‌نمائی نباشد؛ به معنای انكار كارهای بسیار برجسته‌ای نباشد كه چه در این دولت، چه در دولتهای قبلی انجام گرفته است و كسانی مثل خود آنها سر كار آمده‌اند و شب و روز تلاش كرده‌اند و آن كارها را انجام داده‌اند. انتقاد به معنای انكار جهات مثبت نیست؛ انتقاد این است كه انسان كار مثبت را بگوید، نقص و ضعف را هم بگوید. امروز در كشور ما اگر كسی سر كار بیاید، احتیاج ندارد كه از صفر شروع كند؛ هزاران كارِ برجسته انجام گرفته است. در سالهای طولانی، در دوره‌ی مسئولیتهای مختلف دولتها، هزاران زیرساخت اساسی برای این كشور به وجود آمده است؛ علم پیشرفت كرده است، صنعت پیشرفت كرده است، كارهای زیربنائی پیشرفت كرده است، امور بسیار مهم در زمینه‌های مختلف برنامه‌ریزی و اجرا شده است؛ اینها را نباید از دست بدهند؛ هر كاری میكنند، باید از اینجا به بعد باشد.

این ملت با همه‌ی استعدادی كه دارد، در طول دوران طولانی اختناق ــ كه بعد هم این اختناق همراه شد با دخالت بیگانگان و سلطه‌ی سیاسی و اقتصادی و فرهنگی بیگانگان ــ عقب ماند؛ از جاده‌ی علم عقب ماندیم، از سازندگی عقب ماندیم، از اقتصاد عقب ماندیم، دچار آفتهای گوناگون فرهنگی و معرفتی شدیم. انقلاب این فرصت را در مقابل ملت ایران گذاشت كه این عقب‌ماندگی را جبران كند؛ و می‌بینید كه در طول سه دهه‌ی گذشته‌ی انقلاب، ملت ایران چه مهارتی از خود نشان داد، چه پیشرفتی كرد، چه استعدادی در وجود خود ارائه كرد به همه‌ی بینندگان در سرتاسر عالم. پیشرفتهای ملت ایران در این سه دهه، متناسب با سی سال نیست؛ یك نمونه‌اش پیشرفتهای علمی است كه مجامع جهانی چاره‌ای ندارند كه به آنها اعتراف كنند؛ كه اعتراف هم كردند. سرعت پیشرفت علمی ما سیزده برابر متوسط جهانی است؛ این شوخی است؟ در عین حال با این سرعت پیشرفت، ما هنوز از لحاظ علمی عقبیم. ببینید ما چقدر عقب بودیم! با اینكه بیش از ده برابرِ متوسط سرعت جهانی داریم حركت میكنیم، هنوز عقبیم. پس این سرعت را باید حفظ كرد. این بخشی است كه دشمن اعتراف میكنند؛ یك بخشهائی هم هست كه دشمن نباید اعتراف كند، اعتراف هم نمیكند؛ در زمینه‌ی سیاسی همین جور است، در زمینه‌ی اجتماعی همین جور است، در زمینه‌ی سازندگیِ كشور همین جور است، در زمینه‌ی آگاهی و بصیرت عمومی همین جور است؛ اینها را دشمنان ما در تبلیغاتشان، در اظهاراتشان مصلحت نمیدانند بگویند، كه مبادا ملت ما را تشویق كنند به پیشرفت این كار. درخصوص اقتدار ملی و آبروی بین‌المللی هم سرعت پیشرفت باید با همین نسبت ملاحظه شود. این پیشرفتها به بركت انقلاب است. اما در عین حال این پیشرفتها همچنان كم است؛ باید این پیشرفتها افزایش پیدا كند.
اگر ملت ایران همین سرعت و شتاب پیشرفت را ــ چه در زمینه‌ی علمی، چه در زمینه‌ی سیاسی، چه در زمینه‌ی اجتماعی، چه در زمینه‌ی فرهنگی و معرفتی ــ حفظ كند، بلاشك زمان زیادی طول نخواهد كشید كه در جایگاه شایسته‌ی خود قرار خواهد گرفت؛ آن چیزی كه شایسته‌ی ملت ایران است.

ما اطلاع داریم كه این دفعه هم رسانه‌های رسمی و شناخته شده‌ی دشمن - كه هر وقت توانستند، علیه جمهوری اسلامی كار كردند - از مدتی پیش دارند طراحی میكنند، برنامه‌ریزی میكنند، برنامه‌سازی میكنند، برای اینكه دل مردم را نسبت به انتخابات سرد كنند؛ شروع هم كرده‌اند، منتها برنامه‌ریزی‌شان خیلی وسیع‌تر از این حرفها است؛ میخواهند مردم پای صندوق نیایند؛ میخواهند مردم در اداره‌ی كشور و مدیریت كشور سهیم نشوند؛ میخواهند مردم در صحنه نباشند؛ لذا تلاش میكنند. اگر حضور مردم نباشد، آنها براحتی میتوانند تهاجم خودشان را چندین برابر كنند. حضور مردم است كه به نظام اسلامی و به كشور عزیز ما مصونیت میبخشد. حضور مردم است كه عوامل قدرت و قوّت را در درون ما تقویت میكند: علم ما پیشرفت میكند، بصیرت ما پیشرفت میكند، سازوكارهای مدیریت ما پیشرفت میكند - همچنان كه در طول این سالها پیشرفت كرده است - این به خاطر حضور مردم است، به خاطر انگیزه‌های مردم است؛ میخواهند این انگیزه‌ها نباشد، لذا سعی میكنند انتخابات را بی‌رونق كنند.

سیاست های کلی ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش کشور ...
4- ایجاد تحول در نظام برنامه ریزی آموزشی و درسی با توجه به:
1-4- روزآمد ساختن محتوای تعلیم و تربیت و تدوین برنامه درس ملی مبتنی بر فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی و متناسب با نیازهای کشور و انطباق محتوی با پیشرفتهای علمی و فناوری و اهتمام به تقویت فرهنگ و هویت اسلامی-ایرانی.

در مسائل بین‌المللی سعی اینها این بود که ما چون اجلاس غیرمتعهدها را در تهران داشتیم، کاری کنند که این اجلاس سست و سبک برگزار شود؛ همه شرکت نکنند، یا شرکت فعال نکنند. درست عکس آنچه که آنها میخواستند، اتفاق افتاد. دو ثلث ملتهای جهان عضو جنش غیرمتعهدها هستند. سران کشورها در تهران شرکت کردند، ‌مسئولان بلندپایه شرکت کردند. همه ایران را تحسین کردند، همه از پیشرفتهای علمی و فنّاوری و اقتصادی کشور اظهار شگفتی کردند. همه در مقابل ملت ایران احساس تمجید و تحسین کردند؛ این را به ما هم گفتند، در مصاحبه‌هایشان هم گفتند؛ به کشورهایشان هم که برگشتند، این را همه تصدیق کردند. درست نقطه‌ی مقابل آنچه که دشمنان ملت ایران میخواستند، اتفاق افتاد؛ نتوانستند تأثیر بگذارند.

[در رابطه با پیشرفتهای سال 91] یک قلم، پیشرفتهای بزرگ علمی در طول سال 91 است. در زمینه‌ی علم و فنّاوری کارهائی شد که حقیقتاً چشم‌پُرکن و برای انسانی که معتقد به آینده‌ی کشور است، خرسندکننده و خوشحال‌کننده است. یعنی همین سالی که خواستند بر ملت ایران سخت بگیرند، جوانان عزیز ما، دانشمندان ما ماهواره‌ی ناهید را به فضا فرستادند؛ کاوشگر پیشگام را با موجود زنده به فضا فرستادند؛ جنگنده‌ی فوق پیشرفته ساخته شد. اهمیت هر کدام از اینها به قدری است که جا دارد یک ملت برای هر یک از اینها اظهار خوشحالی و خرسندی کند، برایش سرود بسازند، جشنواره درست کنند. کارها چون متراکم است، درست تبلیغ نمیشود و خبررسانیِ کاملی هم انجام نمیگیرد. وقتی که این موجود زنده به فضا فرستاده شد و سالم برگشت، آنقدر این قضیه برای دانشمندان دنیا و ناظران بین المللی تعجب‌آور بود که اول انکار کردند؛ ولی بعد که دیدند چاره‌ای نیست و حقایق و نشانه‌های درستی و واقعیت را مشاهده کردند، مجبور شدند که قبول کنند.
در حوزه‌ی سلامت و مهندسی پزشکی کارهای بزرگی انجام گرفت که مربوط به سلامت مردم است. در زمینه‌ی زیست‌فنّاوری در منطقه اول شدیم. کارهای تخصصی برجسته‌ای در این زمینه انجام گرفت و اقلام متعدد داروئی بر این اساس تولید شد. این همان سالی است که بر ملت ایران سخت گرفتند، برای اینکه او را از زندگی و از همه‌ی فرآورده‌های استعداد بشری محروم کنند. در همین سال، در حوزه‌ی نانوفنّاوری ــ که یک انقلاب در زمینه‌ی فنّاوری و صنعت است ــ رتبه‌ی اول را در منطقه پیدا کردیم. در همین سال، در چندین حوزه‌ی علمیِ مهم، مقام اول تولید علم در منطقه بودیم. در رکوردهای علم و تولید علمی، در انتشار مقالات علمی، در سرعت پیشرفت علمی، در سهم کشور در تولیدات علمیِ کل جهان، شاهد پیشرفت بودیم. در مسابقات علمیِ فنّاورانه‌ی دانشجویان، کشور نسبت به سال گذشته سی و یک درصد رشد داشت. در سال 91، تعداد دانشجو به قدری افزایش پیدا کرد که بیست و پنج برابر اول انقلاب، ما امسال دانشجو داریم. بیست و پنج برابر اول انقلاب، دانشجویان در کشور مشغول تحصیل هستند. اینها پیشرفتهای عظیم ملت ایران است. در حوزه‌ی آب، در حوزه‌ی محیط زیست، در سلولهای بنیادی، در انرژی‌های نو، در گیاهان داروئی، در انرژی هسته‌ای، کشور توانست به پیشرفتهای بزرگی دست پیدا کند. اینها همه مربوط به آن سالی است که دشمنان ملت ایران همه‌ی تلاش خود را بسیج کردند تا ملت ایران را از کار بیندازند.

اقتصاد مسئله‌ی مهمی است که بنده در این چند سال پی‌در‌پی بر روی آن تکیه کرده‌ام، اما تنها مسئله هم مسئله‌ی اقتصاد نیست؛ امنیت کشور مهم است، سلامت مردم مهم است، پیشرفتهای علمی مهم است و اساس کار و زیربنای کار است ــ که اگر چنانچه در کشور علم پیشرفت کند، همه‌ی کارهای بعدی آسان خواهد شد ــ استقلال و عزت ملی برای کشور مهم است، زیردست نبودن یک ملت و ارباب نداشتن یک ملت مهم است، نفوذ و اقتدار منطقه‌ای یک ملت و یک کشور پشتوانه‌ی استقلال و امنیت کشور است و مهم است.

دوستان راجع به علمی کردن ورزش صحبت کردند؛ کاملاً درست است؛ این جزو حرفهای من است، بارها هم گفته‌ام. در زمینه‌های ورزشی - آنهائی که قواعد علمی دارد - تعمق علمی کنند؛ کارهای افزاینده‌ی بر تحقیقات علمی انجام دهند. یک چیزی که فرض کنید امروز دنیا در زمینه‌ی فلان ورزش کشف کرده و روی آن کار میشود، این که حرف آخر نیست - مثل خیلی از کارهای علمی دیگر - حرفهائی بر اساس آنها و بر روی آنها میشود زد، که آنها را اعتلاء بدهد، یا حتّی آنها را نسخ کند. خب، این کارها در ایران انجام بگیرد. ما که در زمینه‌های دشوار علمی، این همه داریم پیشرفت میکنیم، به وسیله‌ی همین جوانها بوده است. کارهائی را انجام دادیم که هرگز به خاطر دشمنان ما هم خطور نمیکرد که ایرانی بتواند انجام دهد. خب، این را هم انجام دهید.
سوخت رآکتور تحقیقاتی تهران داشت تمام میشد، به ما گفتند باید بیائید اورانیوم 5/3 درصدتان را به فلان کشور بدهید تا او تبدیل کند به 20 درصد؛ بعد او بدهد به فلان کشور، که او تبدیل کند به سوخت؛ بعد با اجازه‌ی آقایان دنیا، این سوخت بیاید داخل! یعنی از چندین خان بگذرد، که قطعاً هم نمیگذشت. اگر چنانچه ما میخواستیم سوخت هسته‌ای را برای همین رآکتورهای تحقیقاتی که در اینجا داریم، از اینها بخریم، تا ملت ایران را ذلیل و تحقیر نمیکردند، ذره‌ای از آن را به ما نمیدادند. یک وقتی من گفتم اگر همین نفتی که ما امروز داریم، مال اروپائی‌ها بود و بنا بود ما از آنها نفت یا بنزین بخریم، بطری بطری‌اش را با قیمتهای گزاف به ما میفروختند. آنها اینجوری‌اند. خب، اینها فکر میکردند که ما برای خرید سوخت 20 درصد مجبور خواهیم شد و زیر بار خواهیم رفت؛ لذا این موانع را درست کردند. اما جوانهای ما آمدند کار تحقیقاتی کردند و سوخت 20 درصد را خودشان درست کردند. بعد آنها خیال میکردند که ما نمیتوانیم صفحه‌ی سوخت و میله‌ی سوخت درست کنیم؛ اما جوانهای ما درست کردند و کار گذاشتند. حالا آنها مانده‌اند در مقابل عمل انجام شده‌ی ملت ایران!
کارهای به این پیچیدگی و به این بزرگی دارد انجام میگیرد؛ در زمینه‌ی ورزشی هم چه اشکالی دارد که کارهای بزرگی انجام شود؟ قواعدی که امروز در مورد ورزش در دنیا وجود دارد؛ چه ورزشهای انفرادی مثل کشتی و وزنه‌برداری، و چه ورزشهای دسته‌جمعی، مورد مداقه‌ی علمی قرار بگیرد، بر اینها افزوده شود، یک بخشهائی از آن اصلاح شود. ورزش را از لحاظ علمی جلو ببرید.

عظمت كنونی و مركزیت فكری ملت ایران در دنیای اسلام، تسلط گفتمان دینی در كشور، پیشرفت‌های علمی و فناوری، نفوذ سیاسی و بین‌المللی نظام اسلامی و اقدامات زیربنایی عدالت‌محور در كشور، دستاوردهای شگرفی است كه قبل از انقلاب اسلامی و یا در ابتدای پیروزی آن غیر قابل تصور بود.

کشورهائی در همین منطقه‌ی ما هستند و سی و چند سال در مشت آمریکا بودند، دولتهاشان نوکر و مطیع و فرمانبر آمریکا بودند؛ آنها کجا هستند؟ ملت ایران هم سی و چند سال در مقابل آمریکا ایستاده؛ ملت ایران کجاست؟ در مقابل سی سال فشار آمریکا، ملت ما از لحاظ پیشرفت علمی، پیشرفت اقتصادی، پیشرفت فرهنگی، آبروی بین‌المللی، نفوذ و اقتدار سیاسی، به جائی رسیده است که در دوران رژیمهای پهلوی و قاجار خوابش را هم نمیدیدند؛ نه مردم، نه مسئولان. ما تجربه کردیم، ما امتحان کردیم.

امروز ملت ایران بیدار است. چهره‌ی آمریکا نه فقط در ایران، در منطقه شناخته شده است؛ ملتها به آمریکا سوء ظن دارند و این سوء ظن قرائن متعددی برای آنها دارد؛ ملت ایران هم دست آمریکا را خوانده است، میفهمد که مقصود آنها چیست؛ ملت بیدار است. امروز اگر کسانی بخواهند سلطه‌ی آمریکا را مجدداً در این کشور بر قرار کنند، بخواهند از منافع ملی، از پیشرفت علمی، از حرکت مستقل صرف‌نظر کنند برای خاطر رضایت آمریکا، ملت گریبان اینها را خواهد گرفت؛ بنده هم اگر بخواهم بر خلاف این حرکت عمومی و خواست عمومی حرکت کنم، ملت اعتراض خواهد کرد؛ معلوم است. همه‌ی مسئولین موظفند منافع ملی را رعایت کنند؛ استقلال ملی را رعایت کنند؛ آبروی ملت ایران را حفظ کنند.

مصداق عینی تحقق وعده‌ی الهی، نظام جمهوری اسلامی است كه به‌رغم همه‌ی فشارها و طراحی‌های دشمن، بعد از گذشت 34 سال، اكنون یك نظام محترم، مقتدر، اثرگذار در مسائل منطقه‌ای و جهانی، دارای ملتی بزرگ، فهیم، دشمن‌شناس و لحظه‌شناس و دارای پیشرفت‌های بزرگ علمی است.

یک مسئله‌ی دیگر، تربیت علمی جوانهاست. باید کشورهای اسلامی از لحاظ علم و فناوری پیشرفت کنند. گفتم غرب و آمریکا به برکت علم توانستند بر کشورهای دنیا مسلط شوند؛ یکی از ابزارهاشان علم بود؛ ثروت را هم با علم به دست آوردند. البته مقداری از ثروت را هم با فریبگری و خباثت و سیاست به دست آوردند، اما علم هم مؤثر بود. باید علم پیدا کرد. روایتی است که فرمود: «العلم سلطان من وجده صال و من لم یجده صیل علیه». باید علم پیدا کنید. علم که پیدا کردید، پنجه‌ی قوی پیدا خواهید کرد. اگر علم نداشته باشید، کسانی که دارای پنجه‌ی قوی هستند، دست شما را میپیچانند. جوانهاتان را به علم تشویق کنید؛ این کار ممکن است؛ ما در ایران این کار را کردیم. ما قبل از انقلاب در ردیفهای آخرِ آخرِ علمی دنیا قرار داشتیم، که هیچ نگاهی به طرف ما جلب نمیشد. امروز به برکت انقلاب، به برکت اسلام، به برکت شریعت، کسانی که در دنیا ارزیابی میکنند، گفتند و در دنیا منتشر شد که ایران امروز از لحاظ علمی در رتبه‌ی شانزدهم دنیاست. این مال چند ماه قبل از این است. خود آن مراکزی که این بیان را کردند، پیش‌بینی کردند و گفتند تا چند سال دیگر - معین کردند تا چه سالی؛ مثلاً تا ده سال، دوازده سال دیگر - ایران به رتبه‌ی تک‌رقمی خواهد رسید؛ آنها گفتند چهارم در دنیا. این به این خاطر است که شتاب علمی در ایران، شتاب زیادی است. البته ما از دنیا هنوز خیلی عقبیم. شتاب ما چندین برابر متوسط شتاب دنیاست، اما باز عقبیم. اگر با این شتاب پیش برویم، به جلو خواهیم رسید. این حرکت در دنیای اسلام باید ادامه پیدا کند. کشورهای اسلامی دارای استعدادند. جوانهای خوبی داریم، جوانهای خوبی دارید؛ استعدادهای خوبی هستند. یک روز در بخشی از تاریخ، علم دنیا دست ما مسلمانها بوده؛ چرا امروز اینجور نشود؟ چرا توقع و انتظار نداشته باشیم که تا سی سال دیگر دنیای اسلام بشود مرجع علمی دنیا، که همه برای مسائل علمی به کشورهای اسلامی مراجعه کنند؟ این آینده‌ی ممکنی است؛ همت کنیم، تلاش کنیم. اینها همه‌اش به برکت اسلام و به برکت انقلاب پیش می‌آید. نظام دینی اثبات کرد که میتواند سرعت و شتاب بیشتری داشته باشد.

جمهوری اسلامی از برگزاری جلسات نشستهای اندیشه‌های راهبردی چند هدف عمده دارد، که این هدفها را ما نمیخواهیم فراموش کنیم و از جلوی چشممان خارج کنیم. یکی این است که کشور در مقولات زیربنائی، نیاز شدیدی دارد به فکر، اندیشه، اندیشه‌ورزی. خیلی از مقولات اساسی وجود دارد، که حالا این چهارمی است که داریم مطرح میکنیم، و می‌بینیم احتیاج داریم به این که در آنها اندیشه‌ورزی کنیم و فکر را به کار بیندازیم. بنده در یک دیدار ماه رمضان در این حسینیه که با جمعی از دانشگاهیان بود - حالا یا اساتید، یا دانشجویان؛ یادم نیست - آنجا اشاره کردم به سخن یکی از حضار و سخنرانان سال قبلِ همان جلسه، که به من خطاب کرده بود که شما که این چند ساله اینقدر روی مسئله‌ی علم و پیشرفت علمی و شکوفائی علمی تکیه میکنید، روی فکر هم تکیه کنید. من فکر کردم، دیدم بسیار حرف مهمی است. خب، ما اینجا هم گفتیم که برویم فکری بکنیم برای فکر، برای اندیشه‌ورزی، فعال کردن اندیشه‌ها. البته این مسئله شرائطی دارد، زمینه‌هائی دارد، امکاناتی دارد؛ بعضی‌اش را داریم، بعضی‌اش را نداریم، میتوانیم کسب کنیم. این جزو چالشهای اساسی یک ملت است؛ ملتی مثل ما که مانند مرداب یک جا نمانده؛ مثل رودخانه‌ی خروشان در جریان است. ما اینجوریم دیگر؛ ما در حال جریانیم، داریم پیش میرویم. زد و خورد و به این طرف و آن طرف خوردن و مواجه شدن با مانع هست، اما پیشرفت متوقف نمیشود. ما یک چنین ملتی هستیم؛ پس احتیاج داریم به این که به این مسئله فکر کنیم. بنابراین نیاز شدید کشور به فکر و اندیشه، بخصوص در مقولات زیربنائی، یکی از هدفهای این جلسات است.

امروز دشمن به خاطر حوادث شمال آفریقا، به خاطر پیشرفت علمی ایران - البته آنها میگویند پیشرفت هسته‌ای، لیکن دروغ میگویند؛ عمده‌ی مشکل آنها پیشرفت علمی شماهاست - به خاطر تأثیری که ملت ایران بر روی ملتهای دیگر گذاشته است، به خاطر این بیداری اسلامی که پیدا شده، ناراحت و عصبانی است. دشمن احساس شکست میکند، احساس ناکامی میکند؛ لذا ناراحت است. البته ژستی که دولتمردان و دولتزنان آمریکا میگیرند، ژست پیروز است؛ که بله، ما چنین و چنان کردیم؛ لیکن خودشان هم میدانند، دیگران هم میدانند، محافل سیاسی و محافل مطبوعاتی دنیا هم میدانند که قضیه چه خبر است؛ میفهمند که دولت آمریکا در این درگیری، در این مبارزه‌ی کلان، در این حوادث، شکست خورده؛ خب، ناراحتند.

نفس خدمتگزاری برای آحاد مردم، یک نعمت الهی است؛ یک موهبت است؛ حالا چه خدمتگزاری در مجموعه‌های رسمی باشد - مثل همین مسئولیتهائی که دوستان و برادران و مدیران در استان دارند - و چه در قالبهای رسمی نباشد؛ مثل خدمت به دین مردم، خدمت به فرهنگ مردم، خدمت به پیشرفت علمی مردم، خدمت به تقسیم و توزیع درست ارزاق بین مردم، برآوردن حوائج گوناگون، به هر شکلی که باشد. بنابراین نفس توفیق خدمتگزاری، یک نعمت است؛ این نعمت را باید شکرگزاری کرد.

امروز کشور در مقایسه با ده سال پیش، با بیست سال پیش، از لحاظ جایگاه علمی، جایگاه صنعتی، جایگاه اجتماعی، روحیه‌ی مردم، بسیار پیشرفته‌تر است؛ استحکام نظام، بسیار بیشتر است. خب، این دلیلِ چیست؟ این دلیلِ این است که یک نیروی درونیِ سازنده‌یِ حقیقی در این کشور وجود دارد که این بر همه‌ی ترفندها و توطئه‌ها و مشکل‌تراشی‌های دشمن غلبه پیدا میکند؛ این امر واضحی است. پس دست ما پر است، پس ما توانائی داریم. ما میتوانیم به دست خودمان، این توانائی را از بین ببریم. اگر روحیه‌ها را تضعیف کنیم، اگر امیدها را کم کنیم، اگر فرصتها را ضایع کنیم، اگر افق را به نظر جوانان خودمان - که امیدهای ما هستند - تیره و تار جلوه دهیم، ما به دست خودمان، خودمان را تضعیف کرده‌ایم. نباید این کار را بکنیم؛ این دست ماست. همه مسئولند؛ منتها مدیران، مسئولان بخشهای گوناگون دولتی، مسئولیت بیشتری دارند.

خب، در بین مطالبی که دوستان بیان کردند - هم دوستانی که از دانشگاه سخن گفتند، هم دوستانی که از آموزش و پرورش مطالبی بیان کردند - نکات بسیار خوبی بود، نکات دقیقی بود. ما حقیقتاً نیازمند آن هستیم که بساط آموزش را و پرورش را در کشورمان رونق دهیم. مسئله‌ی انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی فقط این نبود و نیست که حالا یک کشوری در عِداد کشورهای دیگر و در مسابقه‌ی با آنها قرار گیرد، از لحاظ پیشرفت مادی و پیشرفت علمی و پیشرفت نظامی و پیشرفت سیاسی؛ آنطوری که معمولاً سران کشورها دنبال آن هستند. مسئله‌ی اسلام و تشکیل حکومت در اسلام، مسئله‌ی یک صیرورت است؛ یک تحول در اندرون انسانی است. در درون ما، هم عناصر فرشتگی وجود دارد، هم عناصر سبعیت؛ «لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم. ثمّ رددناه اسفل سافلین». یعنی استعداد علوّ و ترقی و تعالی و استعداد تنزل و سقوط، تقریباً شاید بشود گفت بی‌نهایت در ما افراد انسان وجود دارد.

خودباوری را باید در جوانهامان، در کودکانمان تقویت کنیم. من می‌بینم، گاهی به من گزارش میرسد که فلان معلم سر کلاس، یا فلان استاد در سر کلاس دانشگاه، از یک پیشرفت علمیِ مسلّم اظهار تردید کرده؛ این اتفاق افتاده. فرض کنید در زمینه‌ی سلولهای بنیادی، در زمینه‌ی نانوتکنولوژی، در زمینه‌های گوناگون علمی - که حالا خوشبختانه پیشرفتهای علمی کشور در بخشهای مختلف خیلی زیاد است - یک اتفاقی افتاده؛ این یک اتفاقِ حقیقی است، قابل تردید نیست، جلوی چشم است، ملموس است؛ اما این آقا در کلاس دانشگاه یا کلاس دبیرستان، شروع میکند به خدشه کردن: نه آقا، اینجوری نیست؛ معلوم نیست! ما چه انگیزه‌ای داریم؟ اگر فرض کنیم خود ما هم تردید داریم در این که این پیشرفت تحقق پیدا کرده، چه داعی‌ای داریم آن را به جوان مخاطبمان القاء کنیم؟ خب، برویم تحقیق کنیم؛ برای خودمان روشن شود که شده یا نشده. این خودباوری را تزریق کردن و به وجود آوردن، یکی از کارهای اصلی است.

خوشبختانه فضای گفتمانی در کشور در جهت پیشرفت علم است؛ این دیگر بحمدالله تثبیت شده و جاافتاده است. حرکت علمی در کشور، یک حرکت پرشتابی است - همین طور که آمارهای جهانی هم این را نشان میدهد - ولی نگرانی من از این است که احساس رضایتی که از این موقعیت و از این وضعیت به ما دست میدهد، ما را بی‌خیال کند، همت ما را کم کند. برمیگردم به آن حرف اول، که عزیزان من! هم شما در آغاز یک راهید، هم کشور در آغاز یک راه است. ببینید، ما به خاطر خباثت و سستی و استبداد و وابستگی حکومتهای گوناگونی که در طول دورانهای اخیر داشتیم، از قافله‌ی علمی جهان عقبیم. تقریباً شاید بشود گفت سه قرن، ما عقبیم. ما غفلت کردیم. رهبران سیاسی کشور، زمامداران کشور غرق در عیش و نوش و رسیدگی به نیازهای شخصی و تکبر و استکبار نسبت به مردم شدند؛ از اوضاع و احوال دنیا غافل شدند؛ هم از لحاظ سیاسی ضرر کردیم، هم خسارتبارتر، از لحاظ پیشرفت علمی ضرر کردیم. در این میدان مسابقه که در قرنهای گذشته ما جلوتر از دیگران بودیم، بعد از آنکه همه‌ی دنیا تقریباً یک جور حرکت میکردند، ملتهائی توانستند به یک وسیله‌ی نقلیه‌ی سریع‌السیری دست پیدا کنند، از ما جلو افتادند؛ لذا فاصله‌ی ما هی زیاد شد. آنها چون جلوتر از ما بودند، جلوتر از ما به وسیله‌ی نقلیه‌ی سریع‌السیرتری دست پیدا کردند؛ لذا فاصله بیشتر شد - این یک تمثیل است - ما که متوقف بودیم، یا حداکثر به پسمانده‌های کارهای دیگران و ساخته‌های دیگران اکتفاء میکردیم، فاصله‌ی ما با دنیائی که روزبه‌روز میدانهای جدیدی را کشف میکرد، بیشتر شد. انقلاب اسلامی آمد، همه‌ی ماها را بیدار کرد، همتها را در ما برانگیخت، استعدادها به میدان آمدند. شتابی که ما امروز داریم، ده برابر، یازده برابر، سیزده برابر شتاب متعارف و متوسط علمی در دنیاست. این خیلی خوب است، اما فاصله زیاد است. اگر چنانچه مثلاً بیست سال - حالا من که میگویم بیست سال، روی محاسبه‌ی دقیق نمیگویم؛ همین طور حدسی میگویم - ما همین شتابِ ده برابر را، دوازده برابر نسبت به پیشرفت علمی جهان را ادامه دهیم، خواهیم رسید به آن نقطه‌ای که متناسب ملت ایران است؛ متناسب تاریخ ماست، گذشته‌ی ماست، مواریث علمی ماست، و متناسب اهمیت ماست. بنابراین نباید بگذاریم این حرکت از دوْر بیفتد. اگر حرکت از دوْر افتاد، بازیابی و بازسازی آن دشوارتر خواهد بود. و این کارِ شما جوانهاست. جوانها باید همتهای خود را زیاد کنند. احساس کنید که هم شما در آغاز یک راه طولانی و مهمید، هم کشور در آغاز یک راه طولانی و مهم است.
البته من به هیچ وجه توصیه نمیکنم که شما مرعوب پیشرفتهای غرب شوید - ابدا - آن پیشرفتها به خاطر زودتر وارد یک مرحله شدن و متکی به ظلم و استکبار و استعمار است. اگر انگلیسی‌ها هند را، برمه را، آن منطقه‌ی ثروتمند آسیا را استعمار نمیکردند، غصب نمیکردند، ثروتهایش را بالا نمیکشیدند - که خود هندی‌ها در یک دوره‌ی تاریخی، خیلی خوب این وضع را ترسیم کردند - مسلّماً نمیتوانستند به اینجا برسند. اینها مثل زالو از دیگران مکیدند و خودشان را فربه کردند؛ ما نمیخواهیم این کار را بکنیم. ما به هیچ وجه به دنبال مکیدن دیگران نیستیم. ما درون‌زائی و درون‌جوشی را تقویت میکنیم، و معتقدیم میشود، و ان‌شاءالله پیش خواهیم رفت. بنابراین، این نکته‌ی اول، که نگذارید حرکت از دوْر بیفتد.

در علم ما پیشرفت کردیم، در فناوری برخاسته‌ی از علم پیشرفت کردیم. من همین دانشگاه علوم دریائی را بیست سال، بیست و چهار سال، بیست و پنج سال قبل آمده‌ام بازدید کردم. البته از آن وقت تا حالا، بارها بازدید کردم. آن وقتِ این دانشگاه را هم دیدم، امروزِ این دانشگاه را هم دارم می‌بینم، قابل مقایسه نیستند. رشد انگیزه‌ها که دنبال خود، رشد حرکت علمی را دارد، یک پدیده‌ی شگفت‌آور است که انسان را واقعاً دچار خرسندی عمیق میکند؛ آدمی را که آگاه هست، دچار شگفتی میکند. البته در همه جا همین جور است؛ در دانشگاه‌های کشور همین جور است، در پژوهشگاه‌های کشور همین جور است، در مراکز علمی‌ای که نبوده است و تولید شده است و به وجود آمده است، همین طور است، امید دانشمندان ما همین جور است. دانشمندان نسلهای گذشته‌ی ما که وجودشان هم خیلی برای ما محترم است و ما از هر کسی که در راه دانش زحمتی کشیده تقدیر میکنیم و احترام برایش قائلیم، چون مال یک مرتبه‌ی دیگری بودند، پیشرفتهای علمیِ نسل جوان را سرِ همین قضیه‌ی پیشرفتهای صنعت هسته‌ای باور نمیکردند! من این را شاید یک بار دو بار دیگر هم گفته‌ام. وقتی این پیشرفتها حاصل شده بود، چند نفر از دانشمندان برجسته‌ی ما که من اینها را میشناختم، هم از لحاظ علمی برجسته‌اند، هم از لحاظ نیت، انسانهای صادق‌النیّه‌ای هستند، به من نامه نوشتند، گفتند آقا باور نکنیدها، باور نکنید! اینی که میگویند، این نمیشود، نشده! هم پیشرفتهای هسته‌ای را، هم آن پیشرفتهای مربوط به سلولهای بنیادی را که جزو جلودارهای این حرکت علمیِ جدیدِ چندین ساله‌ی اخیر بود. باور نمیکردند، اما اتفاق افتاده بود و بود. گذشت زمان هم بیشتر نشان داد که بله، این پیشرفتها واقع شده. یعنی حرکت علمی، حرکتی است که برای آن نسل گذشته‌ی ما که گفتم هم دانششان، هم خیرخواهی و نیت صادقانه‌شان برای ما معلوم است، قابل باور نبود. و من امروز به شما عرض میکنم این جوانهای ما کارهائی دارند در زمینه‌های علمی و پیشرفتهای علمی و اکتشافات و ساخت و سازهای علمی میکنند که باز شاید برای بعضی نسلهای متوسط ما هم قابل باور نباشد، اگرچه حالا یواش یواش دیگر همه این پیشرفت را باور کردند.
مراکز جهانی اعلام میکنند که رشد علمی ایران گاهی یازده برابر، گاهی سیزده برابر در آمارهای گوناگون، نسبت به رشد علمی متوسط دنیا جلو است! البته معنایش این نیست که ما از لحاظ علمی جلوتر از همه‌ی مراکز دنیا هستیم؛ نه، ما عقب‌ماندگی‌مان زیاد است، رشدمان سریع است. اگر به این رشد با همین سرعت ادامه بدهیم، بله ممکن است در سالهای آینده، ده سال دیگر، پانزده سال دیگر در رتبه‌های اول دنیا قرار بگیریم در همه‌ی بخشهای دانش و فناوری، اما الان هنوز نه، الان وسط راهیم، داریم حرکت میکنیم. این، بخش علمی.

یک واقعیت دیگر این است که ما در همین شرائط تهدید، پیشرفت کردیم. در طول این سالهای متمادی، ما در همه‌ی حوزه‌ها جلو رفتیم؛ در حوزه‌ی دانشهای پیچیده پیشرفت کردیم؛ در حوزه‌ی فناوری‌های مورد نیاز کشور پیشرفت کردیم؛ در زمینه‌ی دارو، حمل و نقل، مسکن، آب، راه، کشور پیشرفتهای برجسته‌ای کرده؛ که امروز بخشی از آمارها را آقای رئیس جمهور گفتند و شما شنیدید. با وجود همه‌ی این فشارها، کشور در طول این سالها مرتب جلو رفته است. در حوزه‌ی بعضی از دانشهای مهم و انحصاری و منحصربه‌فرد - در لیزر، در نانو، در سلولهای بنیادی، در صنعت هسته‌ای - کشور رتبه پیدا کرده. خب، اینها الگوسازی در دنیای اسلام است؛ این یک واقعیتی است. ما متوقف نماندیم، ما دائم پیش رفتیم. نظام جمهوری اسلامی با همه‌ی این تهدیدهائی که وجود داشته است - از قبیل تحریم و غیرتحریم و تهدید و کارهای گوناگونِ پیچیده‌ی امنیتی و سیاسی و غیره - این پیشرفتها را داشته است. این هم یک واقعیت است؛ این هم تحلیل نیست؛ این هم محسوساتی است که جلوی چشم همه‌ی ماست. شما مسئولین محترم هم بهتر از آحاد مردم اینها را میدانید.

یک روزی بود که مسئولین ما قانع بودند که اجازه بدهند ما ۲۵ سانتریفیوژ در کشور داشته باشیم؛ آنها گفتند نمیشود! اینها قانع شدند که ۵ تا سانتریفیوژ داشته باشیم؛ باز هم گفتند نمیشود! مسئولین ما قانع شدند که ۳ تا سانتریفیوژ داشته باشیم؛ باز هم گفتند نمیشود! امروز گزارش را شنیدید، یازده هزار سانتریفیوژ داریم! اگر ما آن عقب‌نشینی‌ها را، آن انعطافها را ادامه میدادیم، امروز از پیشرفت هسته‌ای که هیچ خبری نبود، به این نشاط علمی هم که در چند سال اخیر در کشور وجود پیدا کرده - این حرکت علمی، این جوانها، این ابتکارات، اختراعات، پیشرفتهای گوناگون در بخشهای مختلف - قطعاً لطمه میخورد؛ چون اولاً نسبت به هر یک از آنها ممکن بود یک بهانه‌ای بیاورند؛ ثانیاً حرکت هسته‌ای و صنعت هسته‌ای، نماد پیشرفت یک کشور است. این هم یک واقعیت دیگر است.

از روز اول سعی کردند این نور را در این کشور خاموش کنند. سی و سه سال آنها همه‌ی توانشان را به کار بردند، اما این نور روزبه‌روز گسترده‌تر شد، روزبه‌روز تلألؤ آن بیشتر شد؛ نه فقط نتوانستند پرچم حاکمیت اسلام را در این کشور پائین بکشند، بلکه این ملت روزبه‌روز پیشرفت کرد. امروز سرعت پیشرفت علمی ملت ایران، یازده برابرِ متوسط دنیاست؛ این طبق آمارهائی است که مراکز علمیِ بین‌المللی دارند اعلام میکنند و اطلاع میدهند. امروز در ابعاد مختلف و در زمینه‌های گوناگون ـ در زمینه‌های سیاسی، در زمینه‌های علمی، در زمینه‌ی بِناء و پیشرفت سازندگی ـ کشور ما بسرعت در حال پیشرفت است.

وقتی ادبیات انقلابی امام را ملاحظه میکنید، می‌بینید تکیه‌ی اصلی بر روی ساخت درونی ملت است؛ احیای روح عزت، نه با تفاخر، نه با غرور، نه با به‌خودبستن، بلکه با استحکام ساخت درونی. آنچه که ما باید به آن توجه کنیم، این است که این یک کارِ مقطعی نیست؛ این یک کارِ مستمر است، یک کارِ ادامه‌دار است. ملت باید با عوامل رکود و ایستائی مقابله کند. عواملی وجود دارد که یک انسان پیشرو را، یک ملت پیشرو را متوقف میکند. بعضی از این عوامل در درون خود ماست؛ بعضی از این عوامل، تمهیدات دشمن است. اگر بخواهیم دچار رکود نشویم، دچار ذلت نشویم، دچار عقبگرد نشویم، دچار همان وضعیت دوزخیِ قبل از انقلاب نشویم، باید حرکتمان متوقف نشود. اینجاست که با یک مفهومی به نام «پیشرفت» روبه‌رو میشویم. باید دائم پیشرفت کنیم. این عزت ملی، این استحکام درونی، این ساخت مستحکم، بایستی دائم در حال جلو رفتن باشد و ما را به پیشرفت برساند. این دهه به «دهه‌ی پیشرفت و عدالت» نامگذاری شده است. عدالت هم در دل پیشرفت است. پیشرفت، فقط پیشرفت در مظاهر مادی نیست؛ در همه‌ی ابعاد وجودی انسان است؛ که درونش آزادی هم هست، عدالت هم هست، اعتلای اخلاقی و معنوی هم هست؛ اینها همه در مفهوم پیشرفت هست. البته در آن، پیشرفت مادی، پیشرفت مظاهر زندگی، پیشرفت علمی هم وجود دارد. امام با آن حرکت خود، ما را در جاده‌ای قرار داد که باید در این جاده پیش برویم. هرگونه توقف در این جاده، ما را به عقبگرد میرساند. ملتی که از حقیقت عزت برخوردار شده است و در جاده‌ی پیشرفت قرار گرفته است، اگر این نعمت را کفران کند، آن وقت مصداق این آیه‌ی شریفه میشود که: «أ لم تر الی الّذین بدّلوا نعمت اللّه کفرا و احلّوا قومهم دار البوار. جهنّم یصلونها و بئس القرار»؛ دنیا دوباره دوزخ خواهد شد، زندگی دوباره تلخ خواهد شد. ملتها اگر ایستادگی نکنند و پیش نروند، دوباره همان سختی و سیاهیِ دوران ذلت بر سر آنها سایه‌افکن خواهد شد.

یک عرصه‌ی مهم اقتصادی دیگر که در سال 90 با همت این ملت انجام گرفته است، عرصه‌ی علم و فناوری است. علم و فناوری یکی از پایه‌های اقتدار اقتصادی یک ملت است. یک ملت با داشتن دانش پیشرفته، فناوری پیشرفته، هم به ثروت میرسد، هم به استغنای سیاسی میرسد، هم آبرومند میشود، هم دستش قوی میشود. به خاطر کلیدی بودن مسئله‌ی پیشرفت علم و فناوری، من نسبت به این مسئله حساسم. از راه‌های مختلف، کانالهای مختلف، گزارشهای متفاوتی را تقریباً به طور مستمر دریافت میکنم و میتوانم به شما قاطعانه عرض کنم که سطح پیشرفتهای کشور بسیار بیشتر از آن چیزی است که تاکنون به اطلاع مردم رسیده است.
بر اساس گزارش مراکز علمی معتبر دنیا - این گزارش مربوط به مراکز علمی خود ما نیست - سریع‌ترین رشد علمی جهان، امروز در ایران دارد انجام میگیرد. در سال 90 که تقریباً برابر بود با سال 2011 میلادی، گزارش مراکز علمی معتبر این است که در سال 2011 - که سه ماه پیش این سال تمام شد - ملت ایران نسبت به سال قبل، یعنی سال 2010 میلادی، رشد علمی و پیشرفت علمی‌اش بیست درصد افزایش داشته است. معنای اینها چیست؟ در شرائطی که دشمنان ملت ایران بر روی سقوط ملت ایران شرطبندی میکردند و میگفتند ما تحریمهای فلج‌کننده را برای ملت ایران در نظر گرفتیم، ملت ایران اینجوری عمل کرده است.
گزارش میدهند - این هم باز گزارش مراکز علمی معتبر دنیاست - که در منطقه، ایران در رتبه‌ی اول سطح علمی، و در کل جهان در رتبه‌ی هفدهم است. این گزارش کسانی است که اگر بتوانند گزارش خلاف علیه ما بدهند، امتناع نمیکنند؛ این را اینجور اعتراف میکنند. سال 90 ما در زیست‌فناوری پیشرفت کردیم، در نانوفناوری پیشرفت کردیم، در هوافضا پیشرفت کردیم - که ماهواره‌ی نوید پرتاب شد - در صنعت هسته‌ای پیشرفت کردیم، که غنی‌سازی بیست درصد محصول سال 90 است. این غنی‌سازی بیست درصد، همان چیزی است که در سال 89 آمریکائی‌ها و دیگران برای تولید آن شرط گذاشتند. ما میباید برای مرکز اتمیِ آزمایشگاهی تهران که مال رادیوداروهاست، اورانیوم غنی‌شده‌ی بیست درصد تهیه میکردیم؛ چون سوخت بیست درصدمان تمام شده بود. آنها برای این کار شرط گذاشتند و گفتند باید اورانیومی را که تولید کرده‌اید، خارج بفرستید؛ اما ما قبول نکردیم. آمریکائی‌ها دولت برزیل و دولت ترکیه را واسطه کردند که با ما صحبت کنند، میانه را بگیرند؛ چیزی مورد توافق به وجود بیاید. ما قبول کردیم. مسئولین ترکیه، مسئولین برزیل به اینجا آمدند و با رئیس جمهور ما نشستند بحث کردند، صحبت کردند و یک نوشته‌ای را امضاء کردند. بعد که این توافقنامه امضاء شد، آمریکائی‌ها زدند زیر قولشان! آنها نمیخواستند این قرارداد امضاء بشود؛ میخواستند امتیاز زیادی بگیرند، زورگوئی کنند، باج بگیرند. به خاطر بدقولی‌ای که آمریکائی‌ها کردند، دولت برزیل و دولت ترکیه پیش ما شرمنده شدند. ماجرای این بیست درصد این است.
با وجود این‌همه مشکلات، این‌همه مانع‌تراشی‌ها، جوانان ما گفتند خودمان درست میکنیم. در سال 90 اورانیوم غنی‌شده‌ی بیست درصد را اینها برای سایت هسته‌ای تهران تولید کردند و آن را به دنیا اعلام کردند؛ دشمنان ما ماندند متحیر! با اینکه میدانند مرکز هسته‌ای تهران مخصوص رادیوداروهاست - یعنی برای نیاز بیمارستانها و آزمایشگاه‌های ما در سرتاسر کشور است و هزاران بیمار به این رادیوداروها احتیاج دارند - درعین‌حال نمیدادند، نمیفروختند، شرط میگذاشتند، باجگیری میکردند. جوانان ما خودشان آن را تهیه کردند. کار پیچیده‌ای هم بود، کار سختی هم بود، اما از عهده برآمدند و انواع و اقسام رادیوداروها الان در همین مرکز تهران با سوخت داخلی تولید میشود. این مال سال 90 است.
در سال 90، در همین صنعت هسته‌ای، تولید صفحه‌ی سوخت را در کشور انجام دادند؛ که اگر من بخواهم آن را هم شرح بدهم، طولانی میشود. اجمالاً، آن وقتی که صحبت تبادل اورانیوم تولید داخل بود، میگفتند اورانیوم سه و نیم درصد را به روسیه بدهید، روسیه 20 درصد کند؛ او بدهد به فرانسه، فرانسه صفحه‌ی سوخت درست کند، بدهد به شما؛ یعنی هفت خان رستم! دانشمندان ما، جوانان ما گفتند ما خودمان این صفحه‌ی سوخت را درست میکنیم؛ همت کردند، درست کردند، گزارش دادند، نشان دادند. این مال سال 90 است.
افزایش شش برابری داروهای نوترکیب، افزایش صادرات کالا و خدمات دانش‌بنیان؛ اینها همه مربوط به سال 90 است. اینها بخشی از دستاوردهای «سال جهاد اقتصادی» است. اینها پیشرفت علمی است، پیشرفت فناوری است، نشان دهنده‌ی اقتدار علمی کشور است، اما دارای تأثیر مستقیم اقتصادی برای کشور است. جهاد اقتصادی یعنی این.
من در پایان سال 90 - در همین هفته‌ی گذشته - بازدیدی داشتم از پژوهشگاه صنعت نفت. انسان در آنجا چیزهائی را مشاهده میکند که نظائر آن را در بعضی از بازدیدهای دیگر، در پژوهشگاه‌های گوناگون علمی کشور می‌بیند و به این نتیجه میرسد که اینها استثناء نیست؛ قاعده است. این پدیده‌های مهم که یک روزی ملت ما در خواب هم این پیشرفتها را نمیدید، تحقق پیدا کرده و به شکل قاعده درآمده است.

همان طوری که اولِ سال گذشته اعلام شد، سال 90، سال جهاد اقتصادی بود. اگرچه هوشمندان و آگاهان میدانستند که این نام و این جهتگیری و شعار برای سال 90 یک امر لازم است، اما بعد تلاشهای دشمنان در این سال هم همین را اثبات کرد و نشان داد. دشمنان ما از اوائل سال، حرکت خصمانه‌ی خودشان را در عرصه‌ی اقتصادی نسبت به ملت ایران آغاز کردند؛ اما ملت ایران، مسئولین، آحاد مردم، دستگاه‌های مختلف، با تدبیرهای هوشمندانه‌ای توانستند با این تحریمها مقابله کنند و مواجهه‌ی آنها تا حدود زیادی توانست اثر این تحریمها را خنثی کند و حربه‌ی دشمن را کُند کند. سال 90، سال فعالیتهای بزرگ علمی بود؛ که من ان‌شاءاللَّه در فرصت سخنرانی، برخی از پیشرفتهای علمی و اقتصادی و تلاشهای گوناگون را برای ملت عزیزمان شرح خواهم داد. سال 90 سالی بود پر چالش، و سالی بود پر نشاط، و سالی بود که ملت ایران به فضل الهی توانست بر چالشهای موجود غلبه کند.
ما امسال سال دیگری را در پیش داریم که به امید خدا و با توکل بر پروردگار، باز ملت ایران با فعالیت خود، با تلاش خود، با هوشمندی خود در این سال خواهد توانست پیشرفتهای زیادی را برای خود به ارمغان بیاورد. به تشخیص من، بر طبق گزارشها و مشاوره‌ی با افراد مطلع و آگاه، به این نتیجه میرسیم که عرصه‌ی چالش مهم در همین سال جاری - که این سال، امروز و از این ساعت شروع میشود - عرصه‌ی اقتصادی است. جهاد اقتصادی چیزی نیست که تمام‌شدنی باشد. مجاهدت اقتصادی، حضور جهادگونه در عرصه‌های اقتصادی، برای ملت ایران یک ضرورت است.

من فقط یک جمله عرض بکنم. البته کار شماها خیلی ابعاد مختلفی دارد؛ یک بعدش این است که احساس عزت ملی را به این ملت و به این کشور داد؛ این چیزِ خیلی مهمی است. ملتها آن وقتی گرفتار میشوند که عزت نفس خودشان را از دست بدهند؛ آن وقتی به‌رایگان نوکری دیگران را قبول میکنند که ارزش خودشان را فراموش کنند. عزت نفس این است. یک ملت مظلوم آن وقتی به پا میخیزد - مثل همین ملتهای شمال آفریقا و بعضی کشورهای دیگر - که احساس کند عزتی دارد که در طول زمان پایمال شده؛ آن وقت دیگر برمیخیزد و هیچ نیروئی نمیتواند او را بنشاند؛ که دارید مشاهده میکنید؛ این اتفاق افتاده. عزت نفس این است. انقلاب به ملت ما، به کشور ما عزت نفس داد. بارها و بارها سعی کردند توی سر فکر و روحیه‌ی این ملت بزنند، بگویند شماها نمیتوانید؛ بله، انقلاب کردید، اما نمیتوانید خودتان را اداره کنید؛ نمیتوانید پیش بروید؛ نمیتوانید پا به پای دنیا حرکت کنید. هر پیشرفت علمی‌ای، یک حرکت بزرگ و یک بشارت بزرگ به این ملت است که میتواند؛ و این کار شماها - مسئله‌ی هسته‌ای - توانست به این ملت عزت نفس بدهد. این یکی از ابعاد اهمیت کار شماست.

در دوران رژیم پادشاهی تحقیرشده بودیم، ذلیل‌شده بودیم. ما را تحقیر میکردند، حق ما را میخوردند، نفت ما را میبردند، استعداد ما را در جوانهای ما خفه میکردند، در علم عقب ماندیم، در فناوری عقب ماندیم، در سیاست‌ورزی بین‌المللی عقب ماندیم، در تأثیرگذاری بر روی ملتهای جهان عقب ماندیم؛ ملت ایران را در بند و زنجیر کردند. ملت حرکت کرد، راه را عوض کرد. آنچه را که امروز ملت ایران داعیه دارد، عبارت است از مبارزه‌ی با ظلم جهانی، مبارزه‌ی با استکبار جهانی؛ البته این برای خود ملت برکات دارد. وقتی که یک ملت می‌ایستد، از شبکه‌ی پرهیمنه‌ی پرهیاهوی دشمن واهمه نمیکند، علمش هم پیش میرود، اقتصادش هم پیش میرود، مسائل اجتماعی‌اش هم پیش میرود، جوانش هم آگاه میشود؛ بر روی ملتهای دیگر هم اثر میگذارد؛ فکرش، دینش، شعارش، دنیا را فرا میگیرد. شعارهائی که ما یک روز مظلومانه در اینجا سر میدادیم، ملت ایران تنها بود، امروز شعارهای تقریباً همه‌جائی در دنیای اسلام شده. یک ملت میتواند اثرگذار باشد و میتواند خودش را مستحکم کند. این استحکام ادامه پیدا خواهد کرد. ما ان‌شاءاللَّه در علم پیشرفت میکنیم، در اقتصاد پیشرفت میکنیم، در سازندگی پیشرفت میکنیم. این ملت، این جوانان، این همتها، این استقامتها، کشور را مثل دسته‌ی گل خواهد ساخت و ان‌شاءاللَّه الگوئی خواهد شد برای دنیای اسلام. آنچه که ما لازم است دنبال بکنیم همین است که خط صحیح، صراط مستقیم، صراط اللَّه، راه خدا، راه اسلام، راه دیانت، راه شریعت را دنبال کنیم؛ هوشیار باشیم، بیدار باشیم، به وظائفمان عمل کنیم.

نقطه‌ی قوّت دیگر، پیشرفت علمی است. عزیزان من! این پیشرفت علمی را دست‌کم نگیرید. این پیشرفتها خیلی مهم است. علم، پایه‌ی پیشرفت همه‌جانبه‌ی یک کشور است. این حدیث را من یک وقتی خواندم: «العلم سلطان»؛ علم، اقتدار است. هر کس این اقتدار را داشته باشد، میتواند به همه‌ی مقاصد خود دست پیدا کند. این مستکبران جهانی به برکت علمی که به آن دست پیدا کردند، توانستند به همه‌ی دنیا زور بگویند. البته ما هرگز زور نخواهیم گفت، اما علم برای ما به عنوان یک پیشرفت حتماً لازم است.
پیشرفتهای علمی ما در این مدت سی و چند سال، پیشرفتهای حیرت‌آوری است. حالا فناوری هسته‌ای تصادفاً معروف شده است و همه توجه دارند - هم در کشور، هم در دنیا - لیکن فقط این نیست؛ فناوری هسته‌ای هست، علوم هوافضا هست، علوم پزشکی هست - خوشبختانه امروز کشور ما حائز رشته‌های بسیار مهم و دست‌نیافتنی پزشکی است و کارهای بزرگ پزشکی در این کشور انجام میگیرد - زیست‌فناوری هست، نانوفناوری که از علوم جدید و دانشهای نوی دنیاست، هست؛ سلولهای بنیادی که یکی از بزرگترین کارها در عرصه‌ی علم است، هست؛ شبیه‌سازی، ساخت ابررایانه‌ها، فناوری انرژی‌های نو، رادیوداروهای مهم و داروهای ضد سرطان هست؛ و این فهرست ادامه دارد.
اینهائی که من عرض میکنم، رجزخوانی نیست؛ این گواهیِ مراکز علمی معتبر دنیاست. آنها میگویند سریع‌ترین رشد علمی در همه‌ی دنیا در این سالها، در ایران اتفاق افتاده است. این گزارش سال 2011 است که میگوید سریع‌ترین رشد علمی در همه‌ی دنیا در ایران اتفاق افتاده است. طبق گزارشی که مراکز علمی معتبر دنیا داده‌اند، رتبه‌ی علمی اول منطقه، ایران است. ما این رتبه‌ی اول علمی را برای سال 1404 در نظر گرفتیم؛ هنوز چهارده سال باقی است. همین سال میلادیِ گذشته گفتند ایران از لحاظ رتبه‌ی علمی در منطقه اول است، در دنیا هفدهم. در سطح دنیا رتبه‌ی علمی کشور ما هفدهم است؛ اینها خیلی مهم است. پس یکی از نقاط قوّت ما، پیشرفت علمی است.

من این جمله را در ادامه‌ی نقاط قوّت عرض بکنم که ملت ایران توجه داشته باشند همه‌ی این پیشرفتهای علمی و اجتماعی و فنی در شرائط تحریم اتفاق افتاده است؛ این خیلی مهم است. دروازه‌های علم را، دروازه‌های فناوری را بر روی ما بستند، راه‌ها را مسدود کردند، محصولات مورد نیاز ما را به ما نفروختند و ما اینجور پیشرفت کردیم. این اتفاقها در شرائط تحریم افتاده است؛ این است که امیدها افزایش پیدا میکند.

یکی دیگر از ضعفهای ما این است که ما به موازات علم، به موازات پیشرفتهای علمی، پیشرفت اخلاقی و تزکیه‌ی اخلاقی و نفسی پیدا نکرده‌ایم؛ این عقب‌ماندگی است. البته امروز در مقایسه‌ی با قبل از انقلاب، بمراتب و مراتب بهتر است - در این هیچ شکی نیست - اما باید پیشرفت میکردیم. در علم پیشرفت کردیم، در سیاست پیشرفت کردیم؛ باید در معنویت و در تزکیه‌ی نفس هم پیشرفت میکردیم. در قرآن هر جا تزکیه و تعلیم از زبان پروردگار است، تزکیه مقدم است بر تعلیم؛ آن هم تعلیم کتاب و حکمت - «یزکّیهم و یعلّمهم الکتاب و الحکمة» فقط یک جا از زبان حضرت ابراهیم، تعلیم مقدم است. بنابراین ما از تزکیه‌ی اخلاقی و نفسی غفلت کردیم.

از اول انقلاب، یکی از بمبارانهای شدیدی که شده، این بوده که وقتی اسلام بر یک کشوری حاکم شد، مردم که متعبد و متعهد به اسلام شدند، دیگر راه علم و تمدن بسته شد؛ این جزو تهمتهائی بوده که از اول به ما میزدند. خب، اوائل کار هم که ما راهی برای رد این تهمت نداشتیم. سالهای دهه‌ی 60 ما نمیتوانستیم کاری بکنیم که این را نشان بدهیم. آنجا هنری که جوانهای ما به خرج میدادند، مجاهدت بود، ایمان بود. خب، دنیا قبول کرد؛ گفت بله، ایمانشان خوب است؛ اما در یک چنین جامعه‌ای، فعالیت علمی و پیشرفت علمی و تمدن و پیشرفت زندگی امکان ندارد. این جوانها این را باطل کردند. این دانشمندان ما - چه این شهید، چه آن شهدائی که قبل از ایشان به شهادت رسیدند - این را باطل کردند. جوانهائی که عرصه‌های علمی را تصرف کردند و در آنجاها حرف نو به میدان آوردند و هویت پیشرونده‌ی خودشان را، و استعداد برتر خودشان را، و قابلیتها و ظرفیتهای بالای خودشان را نشان دادند، برای نظام جمهوری اسلامی آبرو درست کردند. مگر یک کشور یا یک نظام میتواند به زبان بگوید نخیر، ما در علم هم پیشرفت میکنیم؟ خب، سخنرانی میکردیم و این حرفها را میگفتیم. فایده ندارد؛ این، کسی را قانع نمیکند. باید به میدان بیاورند، به عرصه بیاورند و نشان بدهند که این پیشرفت علمی چگونه خواهد بود. این جوانهای شما این کار را کردند.

یک نکته‌ی دیگر هم که مهم است، نشان دادن استعداد ذاتی کشور و ملت ماست؛ نه به بیگانگان، بلکه به خودمان. یکی از چیزهائی که ما را باید نسبت به موقعیتهای خودمان بشدت هوشیار کند، این است که در طول ده‌ها سال تبلیغات شده بود که ایرانی ناکارآمد است؛ باید از دیگران بیاموزد، باید از دیگران تقلید کند، باید به دامن دیگران متوسل و متشبث شود. در دوران جوانی و نوجوانی‌های ما این جزو چیزهای رائج بود. تا صحبت یک چیزی میشد، میگفتند اینجا که خب، نمیشود این چیزها را بسازند. میخواستند توی یک شهر بر روی یک خیابانی پل بسازند، باید مهندس خارجی می‌آمد؛ اگر میخواستند یک سد بسازند، باید چندین شرکت خارجی و مهندسین و متخصصین خارجی می‌آمدند؛ یکی دیواره‌ی سد را میساخت، یکی توربین را میساخت، یکی بقیه‌ی دستگاه‌ها را میساخت؛ اصلاً تصور نمیشد. حتّی تا اوائل انقلاب، این فکر بود. من فراموش نمیکنم؛ بنا بود یک نیروگاه گازی را یک جائی بسازند - از قبل از انقلاب نیمه‌کاره مانده بود - به مسئولینش میگفتیم این کار را انجام بدهید؛ آمدند پیش من - من آن وقت رئیس جمهور بودم - گفتند آقا اصلاً امکان ندارد. آنها باورشان نمی‌آمد. خب، امروز مهندسین کشور ما، جوانان ما، پیشرفته‌ترین نیروگاه‌ها را در شکلهای مختلف، در انواع مختلفِ خودش دارند میسازند. ما امروز میتوانیم نیروگاه هسته‌ای بسازیم. این استعدادها شناخته شده نبود.
سالهای متمادی روی این قضیه کار شد. از حدود صد و پنجاه سال پیش که بتدریج فرهنگ غربی، روش غربی، نمودارهای تمدن غربی و پیشرفت فناوری غربی وارد کشور شد، بتدریج این مسئله جا افتاد؛ هم گفته شد و تأکید شد، هم در عمل اینجور معلوم شد که از ایرانی کاری برنمی‌آید. فراموش کردند که تاریخ ما، میراث گذشته‌ی ما سرشار از افتخارات علمی است. آن روزی که در دنیای غرب خبری نبود، آن روزی که آنجا اگر یک پیشرفت علمی به وجود می‌آمد، یک کشف علمی میشد، کاشف را به جرم جادوگری آتش میزدند، آن روزی که تاریکی علمیِ مطلق بر منطقه‌ی اروپا حاکم بود - که در این زمینه حرفها هست - آن روز کشور ما پیشرو کشورهای اسلامی بوده. این پیشرفتها مال دنیای اسلام است، اما ایران پیشانی کشورهای اسلامی بود در پیشرفتهای گوناگون علمی؛ در فلسفه، در علوم عقلی، حتّی در علوم شرعی، در فقه، در حدیث. بیشترین کتابهای حدیث در آن دوره‌ها - چه حدیث اهل سنت، چه حدیث شیعه - مال ایرانی‌هاست؛ نویسندگان ایرانی، محدثین ایرانی، فقهای ایرانی؛ آن وقت تا برسد به علوم طبیعی، در پزشکی، در داروسازی، در مهندسی، در ستاره‌شناسی و در بقیه‌ی علوم. خب، این گذشته‌ی ماست؛ این نشان‌دهنده‌ی وجود یک استعداد برتر و یک ذخیره‌ی استعدادیِ سرشار در این منطقه‌ی از جغرافیای عالم است. ما چرا باید این را فراموش میکردیم؟ فراموش کردیم. امروز میخواهیم نشان بدهیم که اینجوری نیست.
خب، البته در زبان بارها بنده گفته‌ام، این قضیه را تکرار کرده‌ام، شاید اوائل هم شعاری به نظر می‌آمد، که میگفتیم استعداد ایرانی از متوسط استعداد بشریِ بین‌المللی بالاتر است؛ این را ما اطلاع داشتیم. بعضی‌ها فکر میکردند این شعار است؛ اما خب، الحمدلله دارد یواش یواش نشان داده میشود.
همین رشد پیشرفت علمی که اشاره کردند - که بنده هم بارها این را گفته‌ام - این یک واقعیتی است؛ این آمارهای بین‌المللی است. درست است که ما آنجائی که بالفعل از لحاظ علمی رسیدیم، عقب‌تر از بالفعل دنیاست، به مراحلی و منازلی؛ اما این به خاطر عقب‌ماندگی قدیمی ماست. حرکتمان به سمت جلو، سرعت بسیاری داشته؛ چندین برابر سرعت متوسط عالم. اگر همین سرعت را حفظ کنیم، بلکه افزایش بدهیم، مسلّماً به خطوط مرزی علم خواهیم رسید و این خطوط مرزی را خواهیم شکست و جلو خواهیم رفت؛ این اتفاق خواهد افتاد. جوان کشور ما باید این را باور کند؛ یکی از راه‌های باورش همین است. امروز اینجا جوان می‌آید صحبت میکند؛ حرف نو، نکته‌ی نو و پیشنهاد جدید را با روحیه‌ی خوب در اینجا ارائه میدهد. استادان برجسته و بزرگ در علم، در هنر، در خطاطی، در بقیه‌ی رشته‌ها می‌آیند حرف میزنند؛ مطالب نو، نکته‌های نو میگویند. اینها باید منعکس بشود تا جوان کشور ما باور کند.
نکته‌ی دیگری هم که من باید عرض کنم، این است که برجستگی‌های یک جامعه در این زمینه‌های ذهنی و فکری و علمی باید در خدمت تعالی انسان قرار بگیرد. امروز در دنیا اینجور نیست؛ امروز در دنیا نه علم در خدمت تعالی انسان است، نه هنر و نه بقیه‌ی چیزها. خب، یک نمونه‌ی هنر، سینماست. قله‌ی سینمای دنیا، هالیوود است. این دستگاه‌های هنری دنیا چقدر به اخلاق بشری، به معنویت انسان، به امیدبخشی به انسان کمک میکنند؟ عکس قضیه است؛ نمیشود گفت صفر، مبالغی زیر صفر! یعنی بنیانهای اخلاقی را، بنیانهای فکری را، تعالی بشری را تخریب میکنند. امروز در دنیا، هنر در خدمت تعالی انسان نیست؛ علم هم همین جور. علم در خدمت سرمایه‌داری است، در خدمت ثروت‌اندوزان است. دانش بشری امروز در خدمت کسانی است که کمپانی‌های بزرگ اقتصادی مال اینهاست؛ جنگها را اینها راه می‌اندازند، انسانها را اینها میکُشند، کشتارهای جمعی را اینها میکنند؛ علم در خدمت اینهاست. علم در خدمت مردم محروم افغانستان نیست. علمی که به افغانستان رفته، همان هواپیمائی است که بالای سرشان میرود، بمبارانشان میکند. علمی که آن روز به عراق آمد، ابزارهای شیمیائی بود که حلبچه را به آن روز درآورد. در این مناطق، علم اینجوری است. علم در خود کشورهای غربی هم همین طور است. بله، ثروتِ یک جمعی را، یک اقلیتی را بالا برده؛ خود آن ثروت موجب شده که علم پیشرفت پیدا کند؛ اما علم شده یک ابزاری برای تبعیض و عدم تعادل اجتماعات و عقب‌رفتگی اجتماعات. ما باید این را برگردانیم.

وقتی ما پایبندی خود را به اسلام و آرمانهای اسلامی، همراه میکنیم با عقلانیت، با پیشرفت علمی، با حضور در میدانهای مختلف دانش و مسائل اجتماعی و مسائل سیاسی، این میشود یک الگو. ملتها آن وقت نگاه میکنند، از تجربه‌ی این ملت بهره‌برداری و استفاده میکنند؛ این همان چیزی است که هم به سود ملت ایران، هم به سود ملتهای منطقه، و هم ان‌شاءاللَّه برای تشکیل امت بزرگ اسلامی، امت متحد اسلامی، در آینده سودمند خواهد بود.
البته این روش، دشمنانی دارد. این فکری که ما میکنیم و بر زبان جاری میکنیم، فکری است که عیناً به خاطر دشمنان ما هم رسیده است. دشمنان نظام اسلامی، دشمنان اسلام، دشمنان ملتهای این منطقه که به دنبال غارتگری و تجاوز و دخالت و سوءاستفاده هستند، آنها هم این فکر را کرده‌اند که اگر ملت ایران با پیشرفتهای خود، با پیشرفت علمی خود، با پیشرفت فناوری خود، با حضور قوی دیپلماسی خود، بتواند به عنوان یک شاخصی جلوه کند، ملتهای دیگر از او تبعیت خواهند کرد؛ لذا میخواهند این نشود؛ بنابراین درصدد تفرقه‌افکنی هستند.

یک زنجیره‌ی منطقی وجود دارد؛ پیش‌ها این را گفتیم، بحث شده. حلقه‌ی اول، انقلاب اسلامی است، بعد تشکیل نظام اسلامی است، بعد تشکیل دولت اسلامی است، بعد تشکیل جامعه‌ی اسلامی است، بعد تشکیل امت اسلامی است؛ این یک زنجیره‌ی مستمری است که به هم مرتبط است. منظور از انقلاب اسلامی - که حلقه‌ی اول است - حرکت انقلابی است؛ والّا به یک معنا انقلاب شامل همه‌ی این مراحل میشود. اینجا منظور ما از انقلاب اسلامی، یعنی همان حرکت انقلابی و جنبش انقلابی که نظام مرتجع را، نظام قدیمی را، نظام وابسته و فاسد را سرنگون میکند و زمینه را برای ایجاد نظام جدید آماده میکند. حلقه‌ی بعد، نظام اسلامی است. منظور من در اینجا از نظام اسلامی، یعنی آن هویت کلی که تعریف مشخصی دارد، که کشور، ملت و صاحبان انقلاب - که مردم هستند - آن را انتخاب میکنند. در مورد ما، مردم ما انتخاب کردند: جمهوری اسلامی. جمهوری اسلامی یعنی نظامی که در آن، مردم‌سالاری از اسلام گرفته شده است و با ارزشهای اسلامی همراه است. ما از این حلقه هم عبور کردیم. منظور از دولت اسلامی این است که بر اساس آنچه که در دوره‌ی تعیین نظام اسلامی به وجود آمد، یک قانون اساسی درست شد؛ نهادها و بنیانهای اداره‌ی کشور و مدیریت کشور معین شد. این مجموعه‌ی نهادهای مدیریتی، دولت اسلامی است. در اینجا منظور از دولت، فقط قوه‌ی مجریه نیست؛ یعنی مجموع دستگاه‌های مدیریتی کشور که اداره‌ی یک کشور را برعهده دارند؛ نظامات گوناگون اداره کننده‌ی کشور. بخش بعد از آن، جامعه‌ی اسلامی است؛ که این، آن بخش بسیار مهم و اساسی است. بعد از آنکه دولت اسلامی تشکیل شد، مسئولیت و تعهد این دولت اسلامی این است که جامعه‌ی اسلامی را تحقق ببخشد. جامعه‌ی اسلامی یعنی چه؟ یعنی جامعه‌ای که در آن، آرمانهای اسلامی، اهداف اسلامی، آرزوهای بزرگی که اسلام برای بشر ترسیم کرده است، تحقق پیدا کند. جامعه‌ی عادل، برخوردار از عدالت، جامعه‌ی آزاد، جامعه‌ای که مردم در آن، در اداره‌ی کشور، در آینده‌ی خود، در پیشرفت خود دارای نقشند، دارای تأثیرند، جامعه‌ای دارای عزت ملی و استغنای ملی، جامعه‌ای برخوردار از رفاه و مبرای از فقر و گرسنگی، جامعه‌ای دارای پیشرفتهای همه‌جانبه - پیشرفت علمی، پیشرفت اقتصادی، پیشرفت سیاسی - و بالاخره جامعه‌ای بدون سکون، بدون رکود، بدون توقف و در حال پیشروی دائم؛ این آن جامعه‌ای است که ما دنبالش هستیم. البته این جامعه تحقق پیدا نکرده، ولی ما دنبال این هستیم که این جامعه تحقق پیدا کند. پس این شد هدف اصلی و مهمِ میانه‌ی ما.

امروز ما در همه‌ی زمینه‌ها مسائلی داریم که آن روز نداشتیم. آن روز این پیشرفتهای علمی نبود. اول انقلاب، همّ و غمّ نظام و بسیج و سپاه و همه‌ی مسئولین کشور و انقلاب این بود که این موجودیت جدید را حفظ کنند؛ این نهالی که تازه از سرزمین این مملکت روئیده بود، نگذارند از بین برود و برکنده شود. در همین غرب کشور، در منطقه‌ی جنوب شرقی کشور، در منطقه‌ی شمال شرقی کشور، در منطقه‌ی جنوب غربی کشور، در مناطق گوناگون، مستکبرین، دشمنان انقلاب، دشمنان اسلام، دشمنان ایران حوادثی را به راه انداخته بودند. آن روز جوانان مؤمن و دلباخته، با روحیه‌ی خودجوش بسیجی توی میدان می‌افتادند و جان خودشان را فدا میکردند؛ که من مثالهای کرمانشاه‌اش را، هم دیروز در دیدار با خانواده‌های شهدا بعضی را اشاره کردم، هم در صحبت پریروز؛ که یک ماه بعد از انقلاب، انسان میدید این حرکتهای خودجوش مردمی، این جوانها، از همین کرمانشاه دارند حرکت میکنند. بسیج این است. بسیج، حرکت برخاسته‌ی از ایمان، از عشق، از اعتماد به نفس و توأم با ابتکار است.

در زمینه‌ی اقتصاد هم همین جور، در زمینه‌ی فعالیتهای تولیدی هم همین جور، در زمینه‌ی پیشرفت علمی و تحقیقی هم همین جور. بنابراین منطقه‌ای که ما نام بسیج را بر آن اطلاق میکنیم و روحیه‌ی بسیجی را در آن گسترش میدهیم، یک منطقه‌ی محدود نیست، فقط منطقه‌ی نظامی نیست؛ همه‌ی بخشهای کشور میتوانند دارای روحیه‌ی بسیجی باشند. علم‌آموزی بسیجی، ثروت‌اندوزی بسیجی، دیپلماسی بسیجی، سیاست‌ورزی بسیجی، مدیریت بسیجی، سازماندهی بسیجی؛ مفهوم بسیج شامل حال همه‌ی این زمینه‌ها میشود؛ معنایش هم عبارت است از نوآوری و ابتکار و اخلاص.

اگر دانشمندِ علاقه‌مند به سرنوشت کشور، آماده‌ی فداکاری در این راه - فداکاری به حسب خودش - در یک کشوری وجود داشت، آن کشور رشد میکند. چیزی که میتواند این نیرو را به وجود بیاورد، این پیشرفت را به وجود بیاورد، بهتر از همه چیز، ایمان است. اگر این ایمان بود، کشور پیشرفت میکند. پیشرفتهای علمی‌ای که امروز در کشورمان وجود دارد - که البته حتماً به آنها قانع نیستیم - ارزش و قیمت ذاتی‌اش از پیشرفتهای متعارف علمی در دنیا بمراتب بیشتر است. چرا؟ چون ما از تبادل علمی، از استفاده‌ی علمی، از کمک علمی دیگران محروم بودیم. ما زیر فشار بودیم، درها به روی ما بسته بود؛ در عین حال شخصیتهای برجسته‌ای پیدا شدند، «شهید شهریاری»ای پیدا شد - که البته ده‌ها نفر مثل او در بین ما بودند و الحمدللَّه هستند - ده‌ها و صدها نفر در رشته‌های مختلف پیدا شدند که اینها کارهای برجسته‌ای کردند؛ هیچ استفاده‌ای هم از دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌های غرب و از اساتید غربی نکردند. البته از دستاوردهای غرب حتماً استفاده کردند؛ باید هم بکنیم.

خب، عده‌ای ممکن است به این فکر بیفتند که پایبندی ما به اصول موجب شده است که ما به این اهداف دست پیدا نکنیم؛ ناکامی‌هائی در سطح اداره‌ی داخلی یا در سطح مسائل بین‌المللی، ما را دچار مشکل کند. این چالش مهمی است؛ با این چالش باید هوشیارانه برخورد کرد. نه، درست، عبارت است از اینکه ما هر دو هدف را به موازات یکدیگر دنبال کنیم و بدانیم که این دو هدف با یکدیگر سازگار است؛ یعنی حفظ اصول و مبانی نظام و در واقع حفظ هویت نظام از یک طرف، و از طرف دیگر، دست یافتن به آن اهدافی که نظام تعریف کرده است؛ چه اهداف مادی و پیشرفتهای مادی و علمی و معیشتی و تمدنی و امثال اینها، و چه اهداف معنوی مثل استقرار عدالت و از این قبیل چیزها. باید بدانیم اینها سازگار است. و ما نمیتوانیم به آن اهداف برسیم، مگر اینکه به این اصول پابند باشیم. یعنی به خاطر اینکه مشکلاتی در رسیدن به آن هدفها پیش می‌آید، از اصول دست برنداریم، حالت قناعتِ حداقلی پیدا نکنیم؛ و بدانیم که اگر ما از اصول دست برداشتیم، حتّی هویت نظام که از بین خواهد رفت، به آن هدفها هم نمیرسیم. ما در همین انقلابهای گوناگون، نظائرش را دیدیم. البته اصول آنها، اصول باطلی بود؛ اما تنازلهای آنها به هیچ وجه به آنها کمک نکرد.
اینکه ما بیائیم مسئله‌ی عقلانیت را مطرح کنیم و بگوئیم «بر سر عقل آمدن انقلاب»، این ما را به نتیجه نمیرساند. من یادم هست آن سالهای اول انقلاب، از جمله‌ی حرفهائی که زده میشد، این بود که بایستی ما انقلاب را سر عقل بیاوریم! یعنی عقلانیت را به عنوان یک وسیله، بهانه قرار بدهند و از اصول و مبانی و پایه‌های اصلی صرف نظر کنند؛ این نباید انجام بگیرد. «و ان تطع اکثر من فی الارض یضلّوک عن سبیل‌اللَّه ان یتّبعون الّا الظّنّ و ان هم الّا یخرصون». نبایستی اصول را پامال کرد. البته این کار مهمی است؛ پیچیدگی‌هائی دارد، سختی‌هائی دارد و گاهی در موارد گوناگون، برای نخبگان و زبدگان تردیدهائی پیش می‌آید. به عنوان یک اصل قطعیِ موضوعی، باید این را مسلّم گرفت که پایبندی به اصول و حفظ خطوط اصلی نظام اسلامی، اصل است.
بر اساس این، باید دنبال پیشرفتها گشت. ما امتحان کردیم، دیدیم که میشود اصول را حفظ کرد، به پیشرفتها هم رسید. امروز کشور ما از لحاظ پیشرفت علمی، از لحاظ پیشرفت فناوری، از لحاظ آگاهی‌ها و پختگی‌های سیاسی، از لحاظ پیدا کردن راه و رسم‌های گوناگون در نهادهای مختلف - نهادهای اقتصادی و غیره - با اوائل انقلاب قابل مقایسه نیست؛ ما خیلی جلو رفتیم، خیلی پیشرفته‌تریم؛ در عین حال اصول را هم حفظ کردیم. اگر جائی از اصول کوتاه گذاشته باشیم، باید از آن توبه کنیم. از اصول نبایستی کم گذاشت. همچنین باید بدانیم نصرت الهی هم بسته‌ی به همین است که ما این مبانی و اصول را حفظ کنیم. این یک نکته.

یا روی ایرانِ بعد از اسلام تکیه شود. افتخاراتی که ایرانِ دوره‌ی اسلامی دارد، در هیچ دوره‌ی دیگری از دوره‌های تاریخیِ ما این افتخارات وجود ندارد؛ من این را با استدلال به شما عرض میکنم و این قابل اثبات است. گسترش کشور، پیروزی‌های بزرگ نظامی کشور، پیشرفتهای عظیم علمی کشور در زمینه‌های گوناگون، همه‌اش مال دوره‌های بعد از اسلام است. نه اینکه قبل از اسلام از این چیزها ندارد؛ چرا، اما نسبت به دوره‌ی اسلامی، آنها ناقص است، کم است. البته یک چیزهائی به عنوان گفته‌ها مطرح میشود، اما چیزهائی نیست که مستند باشد و کسی بتواند آنها را اثبات کند؛ اینها قابل اثبات نیست. اما آنچه که در دوره‌ی اسلامی واقع شده، قابل اثبات است؛ روشن است. شما نگاه کنید ببینید پیشرفت نظامی و علمی و فرهنگی ایران در دوره‌ی دیلمی‌ها، در دوره‌ی سلجوقی‌ها، بعدها در دوره‌ی صفویه، و حتّی در این وسط، در بخشی از دوره‌ی حاکمیت مغول چگونه است. مغولها به ایران که آمدند، ایرانی شدند و تحت تأثیر فرهنگ ایران قرار گرفتند؛ کمااینکه به هند که رفتند، هندی شدند. چه کارهای برجسته و عظیم علمی و فرهنگی و هنری در این دوره انجام گرفته. اگر کسی میخواهد از ایران و ایرانی‌گری حمایت کند، خب، ایران دوران اسلامی، هم مدون‌تر است، هم مستندتر است، هم قابل قبول‌تر است، هم جلوی چشم است؛ کتابش جلوی چشم است، معماری‌اش جلوی چشم است، نشانه‌های علمی‌اش جلوی چشم است؛ تاریخش تدوین‌شده و روشن است.

یکی از ارکان و ستونهای اصلیِ ایستادگی کنونی ملت ایران عبارت است از پیشرفتهای علمی کشور؛ که به دنبال این پیشرفتهای علمی، پیشرفتهای عملی و اجرائی هم در موارد بسیاری بوده. ایستادگی ملت ایران، در دنیا یک حادثه‌ی باشکوه است. ما توی قضیه قرار داریم. آن کسانی که از بیرون نگاه میکنند، عظمت این ایستادگی را بیشتر احساس میکنند.
شما ملاحظه کنید؛ قدرتهای اقتصادی اول دنیا، قدرتهای علمی درجه‌ی یک دنیا، قدرتهای نظامی و امنیتی ردیف اول دنیا، امروز یک جبهه‌ی وسیعی را در مقابل این ملت تشکیل دادند. اینجور نیست؟ هر کاری هم از دستشان برمی‌آید، دارند میکنند. تهدید امنیتی میکنند، تهدید اجتماعی میکنند، تهدید سیاسی میکنند، دانشمند ما را ترور میکنند، تحریم میکنند، فشارهای سیاسی فراوان وارد میکنند، دائم تهدید به تحرک نظامی میکنند، در داخل تا هر جا دستشان برسد، فتنه‌انگیزی و آشوب‌آفرینی میکنند؛ اما ملت ایران و جمهوری اسلامی با کمال قدرت و استقامت در مقابل همه‌ی اینها ایستاده؛ آن «بله»ای را که به‌زور میخواهند از او بگیرند، آن «بله» را نمیدهد. آن «بله» عبارت است از تعظیم در مقابل قدرت مسلط جهانی - نظام سلطه - این کار را نمیکند. ما که در مقابل نظام سلطه‌ی جهانی «نه» میگوئیم، این نه، «نه»ی به علم نیست، «نه»ی به تمدن نیست، «نه»ی به پیشرفت نیست، «نه»ی به تجربه‌های متراکم بشری نیست؛ «نه» به سلطه‌طلبی و زیاده‌خواهی و استعباد و به زیر مهمیز کشیدن ملتهاست؛ این «نه» را ما گفتیم، پایش هم ایستادیم؛ «انّ الّذین قالوا ربّنا اللَّه ثمّ استقاموا». ایستادگی ملت ایران، خیلی ایستادگی باشکوهی است.

سوم: پیشرفت در شرائط تحریم. یکی از نقاط مهم قوت کشور این است. در سخت‌ترین شرائط تحریم، کشور پیشرفت کرده. در چه چیزی پیشرفت کرده؟ یکی در مقوله‌ی علم و فناوری، که آقای رئیس جمهور در گزارششان به این مسئله اشاره کردند. ما در زمینه‌ی هسته‌ای پیشرفت کردیم، در زمینه‌ی فناوری زیستی پیشرفت کردیم، در فناوری نانو پیشرفت کردیم، در فناوری انرژی‌های نو پیشرفت کردیم، در صنایع هوافضا پیشرفت کردیم، در ساخت ابررایانه‌ها پیشرفت کردیم، در مسئله‌ی بسیار مهم سلولهای بنیادی پیشرفت کردیم، مسئله‌ی شبیه‌سازی همین جور، در رادیوداروها همین جور، در نانوداروهای ضد سرطان همین جور؛ اینها همه جزو دانشهای سطح بالای دنیاست. این چند موردی که من گفتم و بعضی از موارد دیگر، جزو دانشهای درجه‌ی یک سطح بالای دنیاست، که بعضی از اینها را پنج تا کشور، ده تا کشور در دنیا بیشتر ندارند؛ ما در اینها پیشرفت کردیم؛ این در حالی بود که درهای انتقال دانش از همه سوی دنیا روی ما بسته است.
من مقاله‌ای را میخواندم که از یک روزنامه‌ی آمریکائی نقل کردند که همین دو سه روزه منتشر شده. میگوید ایران در مسئله‌ی هسته‌ای یک استثناء است. چین به مسئله‌ی هسته‌ای رسید، از کی گرفت؛ پاکستان رسید، از کی گرفت؛ هند رسید، از کی گرفت؛ ایران از کی گرفت؟ آن مقاله مینویسد: از هیچ کس. این در شرائطی بود که هم تحریم بود و امکانات پیشرفت هسته‌ای به او نمیدادند، و هم با او مبارزه میکردند؛ مثل همین ویروس رایانه‌ای که داخل تشکیلات ما فرستادند. دانشمندان ما، جوانهای ما در مقابل اینها ایستادند، پیش رفتند و نقشه‌ی دشمن را خنثی کردند. او حتّی به ترور دانشمندان هسته‌ای ما اشاره میکند. اینها چیزهائی است که دشمنان ما دارند میگویند. این مقاله در روزنامه‌ی واشنگتن پست درج شده است. خب، این پیشرفت در علم و فناوری است.
پیشرفت در ایجاد زیرساختهای کشور - همین آمارهائی که شنیدید - در جاده، بزرگراه، سد، سیلو، کارخانجات، تولید فرآورده‌های مهم صنعتی، فولاد، سیمان و امثال اینها. ایجاد زیرساختهای فراوان در کشور، توانمندی‌های فنی و مهندسی در صنایع گوناگون، پیشرفت است.
پیشرفت در اعتماد به نفس ملی. امروز بخصوص جوانهای ما اعتماد به نفسشان از ده سال پیش، از بیست سال پیش بیشتر است. ایشان درست گفتند، بنده هم اطلاع دارم؛ در زمینه‌های علمی، هر کاری که زیرساخت آن در کشور موجود باشد، جوانهای ما آماده هستند آن را انجام دهند. یعنی هیچ چیزی نیست که ما به جوانهای دانشمندمان بگوئیم این را دنبال کنید و اینها بعد از اندکی نتوانند؛ مشروط بر اینکه زیرساختش موجود باشد. ما بحمدالله یک چنین وضعی داریم. کارهای عمرانی گسترده‌ای در کشور انجام گرفته؛ اینها پیشرفت است. در این زمینه‌ها پیشرفتهای خیلی زیادی داشتیم.

یک مظهر دیگر عقلانیت امام، تزریق روح اعتماد به نفس و خوداتکائی در ملت بود. در طول سالهای متمادی، از آغاز تسلط و ورود غربی‌ها در این کشور - یعنی از اول قرن 19 میلادی که پای غربی‌ها به ایران باز شد - دائماً به وسیله‌ی عوامل و دستیارانِ خودشان، با تحلیلهای گوناگون، توی سر ملت ایران میزدند؛ ملت ایران را تحقیر میکردند، به ملت ایران میباوراندند که نمیتواند، عُرضه‌ی اقدام علمی و پیشرفت علمی ندارد، توانائی کار کردن و روی پای خود ایستادن را ندارد. سردمداران رژیم پهلوی و قبل از او، مکرر ملت ایران را تحقیر میکردند. اینجور وانمود میکردند که اگر پیشرفتی متصور است، اگر کار بزرگی باید بشود، باید به وسیله‌ی غربی‌ها بشود؛ ملت ایران توانائی ندارد. امام بزرگوار به یک چنین ملتی روح اعتماد به نفس را تزریق کرد، و این نقطه‌ی تحول ملت ایران شد. پیشرفتهای ما در زمینه‌ی علمی، در زمینه‌ی صنعتی، در انواع و اقسام عرصه‌های زندگی، معلول همین اعتماد به نفس است. امروز جوان ایرانی ما، صنعتگر ایرانی ما، دانشمند ایرانی ما، سیاستمدار ایرانی ما، مبلّغ ایرانی ما احساس توانائی میکند. این شعار «ما میتوانیم» را امام بزرگوار در اعماق جان این ملت قرار داد. این، یکی از مظاهر مهم عقلانیت امام بزرگوار بود.
یک مظهر دیگر، تدوین قانون اساسی بود. امام خبرگان ملت را از طریق انتخابات مأمور کرد که قانون اساسی را تدوین کنند. آن تدوین‌کنندگان قانون اساسی، با انتخاب ملت این کار را انجام دادند. اینجور نبود که امام یک جمع خاصی را بگذارد که قانون اساسی بنویسند؛ به عهده‌ی ملت گذاشته شد. ملت خبرگانی را با شناسائی خود، با معرفت خود انتخاب کردند و آنها قانون اساسی را تدوین کردند. بعد امام همین قانون اساسی را مجدداً در معرض آراء مردم قرار داد و رفراندوم قانون اساسی در کشور تشکیل شد. این، یکی از مظاهر عقلانیت امام است. ببینید، پایه‌های نظام را امام اینجور مستحکم کرد. هم از لحاظ حقوقی، هم از لحاظ سیاسی، هم از لحاظ فعالیت اجتماعی، هم از لحاظ پیشرفتهای علمی، امام یک قاعده‌ی محکم و مستحکمی را به وجود آورد که بر اساس این قاعده میشود تمدن عظیم اسلامی را بنا نهاد.

خوشبختانه این حرکت عظیم مردم ثمرات خودش را هم بخشیده است. به برکت اعتمادی که مردم به مسئولان کشور از خودشان نشان دادند، به برکت امنیتی که با حضور مردم در سرتاسر کشور برقرار است، مسئولین توانسته‌اند خدمت‌رسانی را گسترش بدهند و کارهای بزرگی انجام دهند؛ کارهای زیربنائی عظیمی در کشور انجام بگیرد، که شرط لازم برای پیشرفت هر کشوری، همین کارهای زیربنائی است که امروز دارد یکی پس از دیگری انجام میگیرد؛ مردم دارند این را می‌بینند و ان‌شاءاللَّه ثمراتش را در کوتاه‌مدت و بلندمدت خواهند دید. به برکت همین امنیتی که با حضور مردم به وجود آمده است، توطئه‌های امنیتی دشمنان خنثی میشود، توطئه‌های تبلیغاتی دشمنان خنثی میشود. به برکت همین حضور مردم است که پیشرفت علمی و فناوری کشور در سطح عالی است. امروز طبق آمارهای بین‌المللی - نه آمارهای ما - طبق محاسبات بین‌المللی که اعلام رسمی هم میکنند، سرعت پیشرفت علمی کشور ما، یازده برابر یا دوازده برابرِ متوسط دنیاست؛ این چیز کمی نیست. این را مخالفین ما میگویند، دشمنان ما آن را اعلام میکنند. امروز جوانان دانشمند شما در بیش از ده رشته‌ی مهم درجه‌ی اول علمی و فناوری کشور آنچنان پیشرفتی کرده‌اند که در ردیفهای اول دنیا - یعنی در ردیفهای کمتر از دهم دنیا - قرار گرفته‌اند؛ اینها به برکت حضور مردم است. این حضور، این اعتماد متقابل، این احساس مسئولیت عمومی هرچه ادامه پیدا کند، کشور پیشرفت بیشتری پیدا خواهد کرد. خط امام، این است.

کشور ما بحمدالله در جاده‌ی پیشرفت و تعالی حرکت خوبی را آغاز کرده است. البته این حرکت که روز‌به‌روز هم شتاب بیشتری گرفته است، ناشی از زحمات و تلاشهای مسئولان و ملت در طول سالیان متمادی است؛ اما خوشبختانه این حرکت هرچه گذشته است، شتاب بیشتری پیدا کرده است. مثلاً در عرصه‌ی تولید علم، طبق آمارهائی که مراکز متخصص جهانی و مراکز بین‌المللی اعلام میکنند، مشارکت کشور ما در پیشرفت علمی و تولید علم در دنیا بیش از یازده درصد است؛ در حالی که ما یک درصد مردم دنیا هستیم و کشوری که بعد از ما در این منطقه بیشترین نصیب را داشته است، کمتر از شش درصد پیشرفت داشته است. بنابراین پیشرفت کشور در عرصه‌های مختلف بحمدالله خیلی خوب بوده است. این حرکت شتاب‌آلود و همراه با جدیت و همت، ان‌شاءالله بایستی ادامه پیدا کند.

یکی از چیزهائی که بلاشک در این حوادث مؤثر بود، الگوسازی و گفتمان‌سازی انقلاب اسلامی بود. انقلاب اسلامی برای مسلمانها الگو شد؛ اولاً با پیدایش خود، بعد با تشکیل موفق نظام جمهوری اسلامی که توانست یک نظامی را با یک قانون اساسیِ کامل ارائه کند و آن را به کرسی بنشاند و تحقق ببخشد، و بعد ماندگاری این نظام در طول سی و دو سال که نتوانند به او ضربه بزنند، و بعد استحکام و تقویت هرچه بیشتر این نظام - که نظام جمهوری اسلامی امروز از لحاظ عمق و ریشه، قابل مقایسه‌ی با ده سال پیش، بیست سال پیش و سی سال پیش نیست - و بعد پیشرفتهای گوناگون در این نظام، که پیشرفت علمی، پیشرفت فناوری و صنعتی، پیشرفتهای اجتماعی گوناگون، پخته شدن افکار، پدید آمدن افکار نو، حرکت عظیم علمی در کشور و فعالیتهای گوناگون است. عمرانهائی که در این کشور شده است، در مواردی کشور را به درجه‌ی چند کشور معدود دنیا درآورده است. اینها همه حوادثی است که اتفاق افتاده است. اینها برای ملتهای مسلمان چیزهای محسوسی است؛ اینها را می‌بینند، مشاهده میکنند. این انقلاب آمد، نظام درست کرد، این نظام باقی ماند، روزبه‌روز قوی‌تر شد، روزبه‌روز هم پیشرفته‌تر شد؛ این میشود الگو. این الگوسازی یک گفتمانی را به وجود می‌آورد که آن، گفتمان هویت اسلامی و عزت اسلامی است. امروز در بین ملتهای دنیا، احساس هویت اسلامی، قابل مقایسه‌ی با سی سال قبل نیست؛ احساس عزت اسلامی و مطالبه‌ی این عزت، امروز قابل مقایسه‌ی با گذشته نیست. این، اتفاق افتاده است.

فشارهائی که در طول این سی و سه سال بر ایران اسلامی، بر جمهوری اسلامی وارد شد، شاید بشود گفت علت اصلی همین بود که نگذارند یک الگو در مقابل چشم مردم مسلمان منطقه به وجود بیاید؛ چون بدون الگو، حرکتها دشوار است؛ با وجود الگو، حرکتها آسان است. وقتی یک ملتی الگو شد، یک حرکتی الگو شد، تشویق میکند، استعدادها را به حرکت درمی‌آورد. میخواستند این نشود.
تحریم میکنند، برای اینکه به خیال خودشان کشور را از لحاظ اقتصادی ضعیف کنند، تا دیگران نگاه کنند، بگویند اسلام ملت را از لحاظ اقتصادی به عقب میراند. دانشمند را ترور میکنند تا حرکت علمی را متوقف کنند، تا ملت ایران نتواند حرکت عظیم و پیشرفته‌ی علمیِ خودش را که به برکت اسلام و انقلاب است، روی دست بگیرد و به دنیا نشان بدهد، به امت اسلامی نشان بدهد. تهمت میزنند به اختناق، به ضدیت با حقوق بشر و از این قبیل چیزها متهم میکنند، برای اینکه افکار عمومی دنیا را برگردانند؛ لیکن با وجود همه‌ی این تلاشها، این تبلیغات، این خباثتها، انقلاب درخشید و دارد میدرخشد.

کشور ما که زیرِ سلطه‏ی امریکا بود- با این همه غارتی که امریکا از این کشور کرد- حتّی یک‏قدم به سمت پیشرفت‏ برنداشت. در آن دوره نه پیشرفت علمی‏ کردیم، نه پیشرفت اقتصادی کردیم و نه یک کار صنعتی انجام دادیم. یک کشور صددرصد وابسته و مصرف‏کننده‏ی بازار مصنوعات امریکایی و غیر آمریکایی بودیم. نه فقط مصرف‏کننده‏ی مصنوعات و فرآورده‏های صنعتی، بلکه مصرف‏کننده‏ی محصولات کشاورزی و فرهنگی و غیره‏ هم بودیم! یک منطقه‏ی ثروتمند مثل ایران، مِلک طلقِ سیاستهای امریکایی و در اختیار کمپانیهایی بود که دولت امریکا را هم در حقیقت همانها اداره می‏کردند و می‏کنند.

شک نکنید که فردای ملت ایران و امت اسلامی از امروز بمراتب بهتر است. همان مقداری که فاصله‏ی بین سی سال پیشِ ملت ایران و امروز است- یعنی اول انقلاب تا امروز- ببینید ملت ایران در همه‏ی عرصه‏های سیاسی و علمی‏ و اجتماعی و غیره چقدر پیشرفت‏ کرده است؛ بدانید فاصله‏ی بین پیشرفتِ سالهای آینده با امروز، از این هم بیشتر خواهد بود. ملت روزبه‏روز پیشرفت خواهد کرد. حرکت ملت ایران در همه‏ی عرصه‏ها حرکت توقف ناپذیری است و ان‏شاءاللَّه بر خط درست و صراط مستقیم هدایت الهی و اسلامی و قرآنی پیش خواهد رفت. آینده‏ی ملت ایران، آینده‏ی روشنی است؛ و این بر دنیای اسلام و بر امت اسلامی اثر خواهد گذاشت و ان‏شاءاللَّه ملتهای مسلمان را روزبه‏روز بیدارتر خواهد کرد.

عرض من این است که هم مسئولین، هم آحاد مردم، هم خانواده‏ها این ایمان را باید قدر بدانند؛ این را در خود روزبه‏روز ریشه‏دارتر کنند؛ این است که قدرت ملت ایران را تأمین میکند؛ این است که میتواند پشتوانه‏ی پیشرفتهای‏ علمی‏ ما، پیشرفتهای فنی ما، پیشرفتهای سیاسی ما، پیشرفتهای اجتماعی ما قرار بگیرد. بدانید در سالهای بعد از رحلت امام (رضوان الله تعالی علیه) کسانی همه‏ی تلاش خودشان را جمع کردند که این احساس را، این ایمان را در ملت ما از بین ببرند. نوشتند، گفتند، تکرار کردند؛ دشمن متمرکز شد برای اینکه این ایمان را از بین ببرد. البته نتوانستند، بعد از این هم هرگز نخواهند توانست.

نکته‏ی بعدی که برای فهرست کارهای لازم امروز ما بایستی مورد توجه قرار بگیرد، مسئله‏ی پیشرفت‏ علم‏ و حرکت در جهت نقشه‏ی جامع علمی‏ کشور است؛ همین کاری که پنج شش سال است بحمداللَّه حرکت بهتری پیدا کرده است، پیشرفتهای‏ خوبی انجام گرفته است. بایستی بیشتر تلاش کرد. ان‏شاءاللَّه این حرکت، شتابنده‏تر شود. لازم است حرکت شتابنده‏ی دیگری در داخل حوزه‏های علمیه انجام بگیرد؛ که در این باره ان‏شاءاللَّه با دوستان و برادران و خواهران عضو حوزه‏ی علمیه صحبت خواهیم کرد.

اعتقاد راسخ من این است كه اگر چنانچه بر روی مسئله‌ی علم و فناوری و نخبه‌پروری سرمایه‌گذاری كنیم، حتماً در یكی از بااولویت‌ترین كارها سرمایه‌گذاری كرده‌ایم. پیشرفت علمی و به دنبال آن، پیشرفت فناوری، به كشور و ملت این فرصت و این امكان را خواهد داد كه اقتدار مادی و معنوی پیدا كند. بنابراین با یك نگاه راهبردی، علم یك چنین اهمیتی دارد.

در این مسیر، شتاب و موفقیت، در طول چندین سال گذشته محسوس است. شما این را بدانید - شاید هم میدانید؛ البته من آمارهای بیشتری دارم، اطلاعات وسیع‌تر و جزئی‌تری دارم - كه در هفت هشت ده سال اخیر، كشور یك حركت عظیمی در این زمینه انجام داده و كارهای بزرگی انجام گرفته. البته بعضی گوشه كنار، توی دانشگاه و بیرون دانشگاه، یأس‌آفرینی و منفی‌بافی میكنند؛ اما بیخود میگویند، دروغ میگویند. بعضی از اینها غافلند، بعضی هم بدتر از غافل. حركت، انصافاً حركت موفقی بوده است. در این سالها كارهای بزرگی انجام گرفته. ملت، جوانان، مجموعه‌ی علمی، دانشگاه‌ها، مدیران علمی نشان دادند كه استعداد خوبی وجود دارد برای این حركتی كه مورد نظر ماست. بنابراین ما پیشرفت كرده‌ایم.
این پیشرفت اقتضاء میكند كه ما امیدوارانه‌تر پیش برویم. نظر تعداد قابل توجهی از كارشناسان ایرانی و غیر ایرانی این است كه كشور ما قبل از موعد معین، یعنی 1404 - كه پایان دوره‌ی برنامه‌ی چشم‌انداز بیست ساله است - به آن چیزی كه در چشم‌انداز وعده داده شده، خواهد رسید؛ یعنی رتبه‌ی اول علمی در میان كشورهای اسلامی. برآوردها این است؛ این به خاطر شتابی است كه وجود دارد. پس امیدوار باشیم، لحظه‌ها را از دست ندهیم، به نیروی خودمان اتكاء كنیم و حركت را با جدیت، با صمیمیت و با شرائط لازم ادامه دهیم. این یك نكته.
نكته‌ی دوم این است كه از این كارهای علمی‌ای كه دارد میشود، هم من و هم هر فردی از افراد كشور كه مطلع باشد، افتخار میكند. به پیشرفت علمی در مسئله‌ی هسته‌ای، همه افتخار میكنیم؛ به پیشرفتهای بسیار حائز اهمیت در زمینه‌ی سلولهای بنیادی - كه گفته شد - و كارهای عظیمی كه در این زمینه انجام گرفته، همه افتخار میكنیم؛ در بخش نانو، در بخش فناوری زیستی و غیرذلك پیشرفتهای خوبی صورت گرفته و همه افتخار میكنیم؛ اینها چیزهای كوچكی نیست، چیزهای بزرگی است؛ لیكن اینها چیزهائی نیست كه بتواند به ما بگوید كشور از لحاظ علمی، یك پیشرفت مطلوب و كاملی كرده است. با اینكه در بعضی از این رشته‌ها تازه وارد شده‌ایم، در عین حال جزو ده كشور اول دنیا هستیم كه این فناوری‌ها یا این دانش را داریم؛ لیكن این كافی نیست.
چی لازم است؟ آنچه در كشور لازم است و میتواند موقع و جایگاه علمی كشور را به طور شایسته و افتخارانگیز به ما نشان دهد كه بالا رفته، وجود یك چرخه‌ی علمیِ كامل است.

پیشنهاد كردند - من اینجا یادداشت كردم - كه امكان تأسیس نوع تازه‌ای از شركتها كه عبارت است از شركتهای علمی و فناوری، در كشور فراهم شود. خیلی‌ها هستند كه مایلند دسته‌جمعی كار علمی كنند، تحقیقات علمی كنند. این كمكی كه دولت و مسئولان به پیشرفتهای علمی و فناوری میكنند، منحصر نماند به كمك به افراد؛ این شركتها مورد حمایت قرار بگیرند. البته اینها با شركتهای تجاری كه مالیات و تسهیلات متعارف بانكی به آنها تعلق میگیرد، اشتباه نشوند؛ بلكه به طور ویژه به این شركتها كمك شود. فكر میكنم این كار، كار لازم و مهمی است. دولت باید در این زمینه یك مدیریت هوشمندانه‌ای به كار ببرد.

یک نکته‏ی دیگر پیشرفت‏ کشور است. حالا پیشرفتهای‏ علمی‏ را که بارها گفتند و گفتیم و دیگران گفتند و خود شماها هم میدانید. حقیقتاً در زمینه‏های علمی‏، در زمینه‏های فناوری، پیشرفتهای‏ شگفت‏آوری شده. بعضی از این چیزهائی که توی تلویزیون به‏آسانی از آن عبور میکنند که فلان کار شد و فلان چیز افتتاح شد، پشت صحنه‏ی این را که انسان نگاه میکند، خیلی کارهای مهمی است؛ خیلی تلاش، خیلی عمق علمی‏، خیلی توانائی پشت سر این‏ پدیده خوابیده است که حالا رسیده به این که مثلًا فلان چیز به وجود آمده یا فلان شیئی اختراع شده یا تولید شده؛ در زمینه‏های گوناگون صنعتی و فناوری و علمی. اینکه حالا مسلّم است؛ لکن آنچه که از این پیشرفتهای علمی و فناوری به نظر من بالاتر است، عبارت است از روحیه‏ی ثبات و احساس توانائی که در ملت بیدار شده؛ در کسانی که باید این کار را بکنند، این روحیه بیدار شده.

امروز کشور نیازمند یک جهاد علمی است. البته اینجا که عرض میکنم علم، منظورم معنای عام علم است؛ نه فقط علوم تجربی. ما یک جهاد علمی لازم داریم. من حالا خواهم پرداخت به بعضی از مطالبی که برادران و خواهران بیان کردند و اگر یک نقطه‏نظری باشد، در ذیل بیانات دوستان عرض خواهم کرد؛ اما آنچه که به نظر من جمع‏بندی همه‏ی مسائل است- که بنده خود را متعهد میدانم که آن را، هم بگویم، هم دنبال کنم، هم با دقت و وسواس و دلواپسی نگاه کنم ببینم به کجا رسید- این است که کشور نیاز دارد به جهاد علمی.
ببینید، جهاد یک معنای خاصی دارد. معنای جهاد فقط تلاش نیست. در مفهوم اسلامی، جهاد عبارت است از آن تلاشی که در مقابل یک دشمن است، در مقابل یک خصم است. هر تلاشی جهاد نیست. مجاهدت با نفس، مجاهدت در مقابل شیطان، جهاد در میدان نظامی، مواجهه‏ی با یک دشمن است؛ مواجهه‏ی با یک معارض است. امروز ما در زمینه‏ی علم نیاز داریم که اینجور تلاشی در کشور بکنیم؛ احساس کنیم موانعی وجود دارد، باید این موانع را برداریم؛ دارد معارضه‏هائی میشود، باید این معارضه‏ها را در هم بشکنیم؛ در زمینه‏ی عرضه‏ی امکانات علمی، خسّتهائی از سوی کسانی که صاحبان آن هستند- که کشورهای پیشرفته‏ی علمی است- وجود دارد، باید در مقابل این خسّتها از خودمان عزت و جوشندگی و فورانِ از درون نشان بدهیم. امروز دنیا علی‏رغم تظاهر به سخاوت علمی، در نهایتِ خسّت علمی است. آن کسانی که بر حسب عوامل گوناگونی توانستند در یک برهه‏ای پیشرفت علمی را صاحب و مالک بشوند و موتور پیشرفت را سوار بشوند و از همه‏ی بشر جلو بزنند- که همین کشورهای پیشرفته‏ی غربی هستند، که تقریباً از دوره‏ی رنسانس به این طرف دست اینها افتاده؛ یک روز هم دست ما بود- اینها انحصارگرند، انحصارطلبند؛ اینها نمیخواهند دائره‏ی این دانش، دائره‏ی این اقتدار توسعه پیدا کند؛ با دانائی ملتها مخالفند؛ بخصوص بعد از آنکه این دانش در دست آنها وسیله‏ای شد برای سیاست. استعمار از علم پدید آمد. علم توانست آنها را قوی کند، مقتدر کند؛ لذا راه افتادند اطراف دنیا، استعمار به وجود آمد؛ والّا ملتها داشتند زندگی خودشان را میکردند. بریتانیا کجا، اندونزی کجا؟ اینها با ابزار علم رفتند آن مناطق را صاحب شدند. خوب، وقتی که استعمار از علم زائیده شد و قدرت بین‏المللی و قدرت سیاسی متکی به علم شد، این علم را در اختیار دیگران نباید بگذارند؛ والّا این قدرت تهدید میشود. و تا امروز همین جور عمل کردند.
حالا یک ملتی اراده میکند و تصمیمی میگیرد که روی پای خود بایستد، از استعداد خود استفاده کند، خوشبختانه این زمینه‏ها هم به یک شکلی برای او فراهم است- ملت ما اینجوری است- شاید بعضی از ملتهای دیگر باشند که اگر چنانچه آنها تصمیم میگرفتند در مسئله‏ی علم‏ روی پای خودشان بایستند، نمیتوانستند؛ چون نه آن پیشینه‏ی تاریخی را داشتند، نه آن استعداد بومی و منطقه‏ای و ذاتی خودشان را داشتند. کشور ما بحمداللَّه اینها را دارد. انقلاب هم شد، حرکت عظیمی هم انجام گرفت، بیداری‏ای به وجود آمد، احساس توانائی‏ای به وجود آمد، یک حرکت مهمی شروع شد، که خوب، پیشرفتهای‏ فراوانی هم داشته. ما باید قبول کنیم و اعتراف کنیم که این حرکت در آغاز خود است. ما اول راهیم.
دوستان اشاره کردند به برنامه‏ریزی سیصد ساله. البته من اعتقادی به سیصد سال برنامه‏ریزی ندارم؛ اما این فکر را، این روحیه را می‏پسندم که احساس کنیم سی سال گذشته، ما قدم اولیم؛ ده قدم بخواهیم برداریم، میشود سیصد سال دیگر. باید بدانیم قدمهای اولیم، باید بدانیم میتوانیم قدمهای بلندتری را برداریم؛ این احساس باید به وجود بیاید. و من اعتقادم این است که این احساس حتماً به وجود می‏آید؛ کمااینکه این حرکت عظیم علمی، این نوآوری علمی، این تولید علم، این پرداختن به مرزهای دانش، به فکرمان نمیرسید که شدنی باشد؛ خوب، مطرح شد، گفته شد، دنبالگیری شد؛ امروز شما ثمراتش را دارید مشاهده میکنید. بنابراین میتوانیم قدمهای بلندتر را برداریم، میتوانیم کارهای بزرگی را انجام دهیم.

خوشبختانه روند پیشرفت‏ در کشور، در زمینه‏های مختلف، روند خوب و مطلوبی است. روند عدالت هم خوب است. خوب، این دهه، دهه‏ی پیشرفت و عدالت نامیده شده است. پیشرفت که گفتیم، پیشرفت علمی‏ است، پیشرفت فناوری است، پیشرفت سیاسی است، پیشرفت اخلاقی است؛ همه‏ی اینها مورد نظر است. خوب، یک کارهای خوبی دارد انجام میگیرد؛ لااقل زیرساختهائی برای کارهای بزرگ و جهشها دارد فراهم میشود. در مورد عدالت هم حداقل این است که این تفکر دارد همه‏گیر میشود؛ یعنی همه معتقد میشوند به اینکه باید دنبال عدالت رفت، باید عدالت را اجرائی کرد، باید این آرزوها را اجرائی کرد، در محیط اجراء وارد کرد- که توی صحبتهای دوستان هم بود- این خودش پیشرفت است. البته این معنایش این نیست که ما به این مقدار پیشرفت در زمینه‏ی عدالت قانع هستیم؛ نه، آرزو و همت خیلی بالاست؛ آرزوها بالاست، همتها هم بالاست؛ اما میخواهم به شما عرض کنم که ما داریم جلو میرویم، داریم پیشرفت میکنیم. دشمنان ما منحنی‏شان به طرف ضعف است، منحنی ما به طرف قوّت است. نظام طاغوتی، نظام سرمایه‏داریِ متجاوز و ظالم در دنیا- که مظهرش رژیم ایالات متحده‏ی آمریکاست- امروز از ده سال پیش و از بیست سال پیش، بسیار ضعیف‏تر است. در نقطه‏ی مقابل، تفکر اسلامی و نظام جمهوری اسلامی، امروز از ده سال پیش، از بیست سال پیش، بسیار قوی‏تر و بسیار پیشرفته‏تر و بسیار آماده‏تر است.

این تازه در قدم اول است. ما هنوز کاری نکردیم. بله در نانوتکنولوژی، بیوتکنولوژی، بحثهای هسته‏ای، بحثهای هوا- فضا و رشته‏های گوناگون علمی‏ پیشرفت‏هائی‏ شده که مهم و بزرگ است؛ اما این‏ها در مقیاس و معیار حرکت علمی‏ یک کشور چیزی نیست. یکی از دوستان گفتند و بنده هم این آمار را دارم، که سرعت پیشرفت‏ علمی و تولید علم‏ در کشور ما یازده برابرِ متوسط دنیاست. این را یک مرکز تحقیقاتی غربی- مستقر در کانادا- با جزئیاتش ذکر کرده است. البته این یازده، متوسطش است؛ در بعضی از قسمتها سی و پنج برابرِ سرعت رشد دنیاست؛ در بعضی جاها هم کمتر است؛ متوسطش می‏شود یازده برابر. یعنی سرعت پیشرفت‏ علمی ما در طول این ده سال پانزده سال اخیر یازده برابرِ سرعتی است که دنیا داشته؛ این خیلی چیز مهمی است. لکن این آن چیزی نیست که ما توقع داریم و دنبالش هستیم؛ این خیلی کمتر از آن است. این سرعت بایستی با همین شدت ادامه داشته باشد تا ما به تراز مورد نظر برسیم؛ این در دانشگاه لازم است.
در دانشگاه پرورش انسانِ در تراز شهید چمران لازم است؛ این را لازم داریم. خب پس استاد بسیجی می‏داند در دانشگاه بایست چه کار کند؛ این حضور دائم، این حضور بجا و بهنگام، این حضور مخلصانه و مجاهدانه برای استاد بسیجی به این معناهاست که گفته شد. و استاد خیلی نقش دارد. نقش استاد در محیطهای آموزشی نقش بسیار برجسته و مهمی است. استاد فقط آموزنده‏ی دانش نیست؛ بلکه منش استاد و روش استاد می‏تواند مربی باشد؛ استاد، تربیت‏کننده است. تأثیر استاد روی شاگرد، علی‏الظّاهر از تأثیر بقیه‏ی عوامل مؤثر در پیشرفت علمی و معنوی و مادی متعلم بیشتر است؛ از بعضی که خیلی بیشتر است. گاهی استاد می‏تواند یک کلاس را، یک مجموعه‏ی دانشجو یا دانش‏آموز را با یک جمله‏ی بجا تبدیل کند به انسانهای متدین. لازم هم نیست حتماً رشته‏ی علوم دینی یا معارف را تدریس کند؛ نه، شما گاهی یکجا در درس فیزیک، یا در درس ریاضی، یا در هر درس دیگری- علوم انسانی و غیر انسانی- می‏توانید یک‏کلمه بر زبانتان جاری کنید، یا یک استفاده‏ی خوب از یک آیه‏ی قرآن بکنید، یا یک انگشت اشاره به قدرت پروردگار و صنع الهی بکنید که در دل این جوان می‏ماند و او را تبدیل می‏کند به یک انسان مؤمن. استاد این‏جوری است.

انفکاک این دانشگاه از دانشگاه جامع- که هر دوی این دانشگاه‏ها، مراکز و پایگاه‏های بسیار ارزشمندی هستند که سپاه پاسداران به وجود آورده است- به سود سپاه و برای پیشرفت‏ علمی‏ و فنی و عملی سپاه لازم بوده و هست و این کار باید در هر دو بخش با جدیت دنبال شود؛ هم در دانشگاه جامع، هم در دانشگاه افسری و تربیت پاسداری. اساتید خوب، مدیران خوب، جوانان خوب، بحمد اللَّه جمعند. هرکدامی ارزشهای خود را دنبال کنند، وظائف خود را دنبال کنند.

پیشرفت‏ مادی کشور در درجه‏ی اول، متوقف بر دو عنصر است: یک عنصر، عنصر علم‏ است؛ یک عنصر، عنصر تولید است. اگر علم نباشد، تولید هم صدمه می‏بیند؛ کشور با علم پیش می‏رود. اگر علم باشد، اما بر اساس این علم و بر بنیاد دانش، تولید تحول و تکامل و افزایش پیدا نکند، باز کشور درجا می‏زند. عیب کار ما در دوران حکومت طواغیت این بود که نه علم داشتیم، و چون علم نبود، نه تولید متکی بر پایه‏ی علم و پیشرونده و رشدیابنده داشتیم. لذا دنیا وقتی وارد میدان صنعت شد، پیش رفت؛ قاره‏ی آسیا که دیرتر از اروپا وارد میدان صنعت شده بود، پیش رفت؛ ولی ما بر اثر حکومت این طواغیت و شرائط گوناگون، عقب ماندیم. اگر می‏خواهیم جبران کنیم- که می‏خواهیم، و ملتمان حرکت هم کرده است و به میزان زیادی پیش هم رفته است- باید به علم و تولید اهمیت بدهیم؛ باید در مراکز علم، در مراکز تحقیق، با شکلهای نو و مدرن پیگیری شود. چند سال است که من روی مسئله‏ی علم تکیه می‏کنم و الحمد للَّه چرخهای پیشرفت‏ علمی‏ و تولید علم در کشور به حرکت درآمده است؛ البته باید بازهم سرعت بگیرد، هنوز اول راهیم.

یک نکته‏ی دیگری که مهم است، مسئله‏ی تحقیق است؛ تحقیق و توسعه‏ی فناوری. امروز همه‏ی صنایع دنیا از جمله صنعت خودرو دانش‏محور است. مرتب دارند فکر می‏کنند، کار می‏کنند، تحقیق می‏کنند، پژوهش می‏کنند، برای اینکه این را کامل‏تر، بی‏عیب‏تر، زیباتر، کم‏مصرف‏تر، ارزان‏تر از آب در بیاورند. این جز با پیشرفت‏ علمی‏، جز با تأمل و دقت و تحقیق، ممکن نیست. باب تحقیق را بایستی باز گذاشت. دستگاه‏های مختلف، کارخانجات صنعتی و مدیران صنعتی و مدیران دولتی مشرف بر صنعت، بر روی مسئله‏ی تحقیق باید خیلی تلاش بکنند. این کمک می‏کند به اینکه صنعت بتواند در شرایط سخت رقابتی، خودش را حفظ کند؛ در رقابت با رقبای پیشرفته زمین نخورد. این با تحقیق امکان‏پذیر است.

ایمان به خدای متعال نه فقط سعادت معنوی را تأمین می‏کند، بلکه سعادت مادی را هم تأمین می‏کند. ایمان به خدای متعال موجب می‏شود که بشر در زندگی مادیِ خود بتواند همه‏ی آن چیزهائی را که انسان به آن نیازمند است، به دست بیاورد. «و لو انّهم اقاموا التّوراة و الانجیل و ما انزل الیهم من ربّهم لأکلوا من فوقهم و من تحت ارجلهم»؛ اگر اقامه‏ی دین بشود، اگر تعالیم اسلامی در جامعه عمل بشود، انسانها از لحاظ رفاه به آن حدی می‏رسند که هیچ نیازی برای آن‏ها باقی نماند که تأمین نشده باشد. از لحاظ آسایش معنوی و روانی انسان، احساس امنیت و آرامش، باز نقش ایمان برجسته است. به گفته‏ی قرآن: «قد جاءکم من اللَّه نور و کتاب مبین. یهدی به اللَّه من اتّبع رضوانه سبل السّلام»؛ راه‏های سلامت را، راه‏های آرامش را، راه‏های امنیت روانی را قرآن به انسان تعلیم می‏دهد؛ این راهی است که بشر را به آرامش روانی می‏رساند؛ یعنی همان چیزی که امروز دنیا در فقدان آن، در حال التهاب است. پیشرفت مادی‏ هست، پیشرفت‏ فناوری و علمی‏ هست، ثروتهای کلان در دست جوامع هست؛ اما آسایش نیست، آرامش نیست. این به خاطر کمبود این عنصر اساسی در زندگی انسان است، که عبارت است از ایمان. این یک مطلب اساسی با استفاده‏ی از قرآن کریم است که در جمهوری اسلامی، من و شما، همه‏ی آحادمان، همه‏ی جوان‏هایمان، همه‏ی نسلهای رو به جلو که می‏خواهند فردای سعادتمندی را برای کشورشان و برای خودشان و برای فرزندانشان تأمین کنند، باید به این توجه داشته باشند. اساس کار در نظام اسلامی ایمان است، که باید این ایمان را تأمین کرد؛ نه فقط در دل، بلکه در عمل، در برنامه‏ریزی‏ها و در همه‏ی اقدامها.امسال سی و دومین سالی است که نظام جمهوری اسلامی تشکیل شده است؛ یعنی دومین سال از دهه‏ای است که اعلام شد دهه‏ی پیشرفت و عدالت است. شعار پیشرفت و عدالت، یک شعار محوری است؛ یک مطلب اساسی است؛ یک نیاز است. در این مرحله، هدف کلان ملت عزیز ما و مسئولان باید پیشرفت و عدالت باشد. «پیشرفت» و «عدالت» دو خواسته‏ای است که انسانها به آن نیازمندند. پیشرفت، یعنی از لحاظ علم و عمل و آنچه که در دنیا برای یک جامعه لازم است، به نتائج مطلوب برسد. عدالت هم یعنی میان انسانها تبعیض وجود نداشته باشد، بی‏عدالتی نباشد، ظلم نباشد. هر دو خواسته، جزو خواسته‏های اساسی و اصلی و دیرین بشریت است، که تا تاریخ بشر وجود داشته است، این دو خواسته، خواسته‏ی اصلی انسانها بوده است: پیشرفت و عدالت. این شعارها را می‏شود داد؛ مهم این است که کِی می‏شود به این شعارها عمل کرد. ما در نظام جمهوری اسلامی، این دهه‏ی چهارم را هنگام مناسب برای عمل در جهت رسیدن به این دو شعار یافتیم. پیشرفت را می‏شود به معنای حقیقی کلمه به دست آورد؛ عدالت را هم با رشدی که در جامعه‏ی ما هست، با آگاهی و بصیرتی که مردم ما بحمد اللَّه پیدا کرده‏اند، موانع را شناخته‏اند، اهداف را تشخیص داده‏اند، دوست و دشمن را امروز جوانهای ما تشخیص می‏دهند، اگر مسئولی در پی عدالت باشد، می‏تواند در جامعه‏ی ما مقدمات استقرار عدالت کامل را فراهم کند. البته این کارِ کوتاه‏مدت نیست، کارِ بلندمدت است. بنابراین این دهه را، دهه‏ی پیشرفت و عدالت در نظر می‏گیریم. هر اقدامی که می‏شود، هر برنامه‏ریزی‏ای که می‏شود، باید این دو عنصر در آن ملحوظ باشد؛ هم در جهت پیشرفت جامعه باشد، هم در جهت عدالت باشد.
کشور آمادگی‏های زیادی دارد. عزیزان من! در این سی سال، ملت و کشور در همه‏ی زمینه‏ها پیشرفت کرده است. زمینه برای یک حرکت عظیم و بنیانی، یک حرکت محسوس که اثر آن را در زندگی مردم بشود ملاحظه کرد، فراهم است. ما هم در زمینه‏ی زیرساخت‏های اقتصادی پیشرفتهای زیادی کرده‏ایم. در زمینه‏ی زیرساخت‏های ارتباطی و مواصلاتی کارهای بزرگی انجام گرفته است. در زمینه‏ی پیشرفت علمی و فناوری، یک روند پرشتابی از چندی قبل تاکنون آغاز شده است. ملاحظه می‏کنید؛ در زمینه‏های علمی، جوانان ما، دانشگاهیان ما، برجستگان و نخبگان ما به یک مراحلی دست پیدا می‏کنند که برای یک کشوری که از مرحله‏ی دانش و تحقیق و فناوری و ابتکار علمی بسیار دور بوده است و فاصله داشته است، بسیار چیزهای عجیبی است.
جوانان عزیز! امروز در کشور شما چیزهائی که ایران را در ردیف ده کشور اول دنیا قرار می‏دهد، یا در ردیف هشت کشور اول دنیا قرار می‏دهد، کم نیست. در بخشهای مختلف، در بخشهای علوم زیستی، علوم نانو، علوم فضائی، علوم گوناگون، شما می‏بینید دانشمندان کشور- که عمدتاً هم همین جوانان پرشور و پرشوق و پرنشاط هستند- توانسته‏اند کشور را به اینجا برسانند که بگویند در این مقوله، ایران جزو هشت کشور دنیاست؛ در این مقوله، ایران جزو ده کشور اول دنیاست؛ یعنی این پیشرفت عظیمی است، این یک جایگاه مهمی است برای کشور.

در دوران جوانی ما، آن‏طوری که در جامعه واضح بود، این احساس وجود داشت که ایرانی نمی‏تواند؛ فرنگی‏ها، اروپائی‏ها، آمریکائی‏ها باید پیش بروند، ما باید دنبال آن‏ها حرکت کنیم و از آن‏ها یاد بگیریم. اینکه ما هم می‏توانیم یک راهی را باز کنیم، یک حرکتی را شروع کنیم، یک قلمروی را از قلمروهای مهم زندگی فتح کنیم، این برای ملت ما یک امر باورنکردنی بود. امروز درست بعکس شده است. جوان ایرانی، هیچ مقوله‏ای از مقوله‏های مهم نیست که برایش مطرح بشود و احساس کند که نمی‏تواند. عرض کردم؛ در مسائل علمی‏، در مسائل فنی، در مسائل سیاسی، آنچه که برای مجامع اهل تحقیق و پژوهش ما- که عمدتاً هم جوانهای کشورمان هستند- مطرح می‏شود، کارها و پیشرفتهای‏ گوناگونی که مطرح می‏شود، جوان ایرانی احساس می‏کند که می‏تواند. این اعتماد به نفس، چیز بسیار مهمی است. این اعتماد به نفس در مجامع علمی‏ پشتوانه‏ای دارد از اعتماد به نفس ملی؛ آن چیزی که من در چند سال قبل از این مطرح کردم که باید ملت به اعتماد به نفس ملی برسد؛ یعنی احساس کند که همه‏ی کارهای بزرگ را می‏شود با اراده، با خواست، با حرکت انجام داد. در هیچ کاری ما عاجز نیستیم. این‏ها زمینه‏های پیشرفت‏ است.

در سال 88 ملت خوش درخشید؛ مسئولین هم تلاشهای ارزنده و بزرگی را انجام دادند. این تلاشها در حد خود، تلاشهای باارزشی است؛ موجب تقدیر است. بر همه‏ی ناظران منصف فرض است که از این تلاشها، از این زحمات و کار و کوششی که برای عمران و آبادانی و پیشرفت‏ کشور در عرصه‏های مختلف انجام گرفت، قدردانی کنند. در عرصه‏ی علمی‏، در عرصه‏ی صنعتی، در فعالیتهای اجتماعی، در سیاست خارجی، در بخشهای مختلف، مسئولین کشور کارهای بزرگی را انجام داده‏اند. خداوند به همه‏ی آن‏ها اجر عنایت کند و توفیق پیشرفت مرحمت بفرماید.

بسیار جلسه‏ی مطلوب و شیرینی است و بخصوص بیاناتی که آقایان کردند، همه برای من حقیقتاً مفید بود؛ هم آنچه در باره‏ی مسائل علوم انسانی بیان کردند، هم آنچه در باره‏ی دانشهای میان‏رشته‏ای علوم و ریزه‏کاری‏هائی که ذکر شد، بیان کردند، هم آنچه در باره‏ی مسائل کشاورزی بیان کردند- که حتماً آن برنامه‏ای که ذکر کردند، بیاورند ما ببینیم و استفاده کنیم- و هم آنچه در باره‏ی علم و تحقیقات گفته شد. گزارشهائی هم که آقای دکتر رهبر، رئیس محترم دانشگاه دادند، گزارشهای بسیار مفید و دلگرم‏کننده‏ای بود. چقدر خوب است که گزارش این پیشرفتها در اختیار افکار عمومی هم قرار بگیرد. واقعاً امروز افکار عمومی ما نمی‏دانند که سهم سی‏ساله‏ی جمهوری اسلامی در دانش، در تحقیق، در کمیت گسترش دانشگاه‏ها، در کیفیت کار علمی‏، در مقالات علمی و در اختراعات چقدر است. از اول انقلاب هم یکی از نقاطی که مخالفین و دشمنان این انقلاب هی تبلیغ کردند و این دروغ را با پیرایه‏های گوناگون آراستند، این بود که انقلاب با علم مخالف است. در حالی که انقلاب در حقیقت بر پایه‏ی علم است، که حالا مختصری عرض خواهیم کرد. بنابراین خوب است که این آمار منتشر شود.

صحبت اختراعات شد؛ که حالا مقداری اختراعات انجام گرفته، کارهای جدیدی انجام گرفته. پیشرفتها را شاید من یک مقدار بیشتر هم بدانم؛ چون گزارشهای گوناگون از جاهای مختلف به ما خیلی می‏رسد؛ اما حقیقتاً بنده راضی نیستم و این مقدار پیشرفت‏ علم‏ راضی‏کننده نیست. حالا این‏ها مطالبی است که فقط در این جمعها می‏شود گفت. وقتی می‏گوئیم از این مقدار پیشرفت‏ راضی نیستیم، نه اینکه ما می‏توانستیم و نکردیم؛ نه، ممکن است هیچ‏کس هم مقصر نباشد، و بیشتر از این هم نمی‏شده. ممکن است واقع مطلب هم همین باشد، اما همین واقعیت برای بنده واقعاً خشنودکننده نیست؛ ما هنوز خیلی فاصله داریم تا آنجایی که باید به آن برسیم. من توقع زیادی هم ندارم. بنده عرض نمی‏کنم که حتماً در ظرف ده سال یا بیست سال بایستی به ردیفهای اول علمی‏ دنیا برسیم- حالا نمی‏گویم ردیف اول- لیکن باید هدف ما این باشد؛ و لو در ظرف پنجاه سال کشور از اسارت علمی مطلقاً خارج بشود. تولید علم‏ معنایش این است. علم یک محصولی نیست که تولیدش مثل تولیدهای دیگر باشد؛ به خیلی مقدمات نیازمند است؛ ولی باید بالاخره ما به آنجا برسیم که دانش را گسترش و بسط بدهیم، به ژرفای دانش برسیم، دانشهای جدیدی را پیدا کنیم. دانشهای ممکنِ برای بشر فقط همین دانش‏هائی نیست که ما امروز داریم؛ بسیاری دانشها قطعاً وجود دارد که بعدها بشر به آن‏ها خواهد رسید؛ کمااینکه بسیاری از دانشها تا صد سال پیش نبود. خیلی از این علوم انسانی که صحبت کردند، تا صد سال پیش، از این‏ها خبری نبود؛ نه علم وجود داشت، نه تحقیقات علمی در آن رشته‏ها وجود داشت؛ بعد به وجود آمد. بشر قابلیت اتساعش خیلی بیش از این‏هاست. عالَم قابلیت معرفت و شناختش خیلی بیشتر از این‏هاست. ما باید به جائی برسیم که در این عرصه‏ها هرچه ممکن است، پیش برویم؛ هرچه ممکن است، بفهمیم. و البته علم را وسیله‏ی سعادت انسان قرار بدهیم. تفاوت نگاه دین- یعنی اسلام- به علم، با نگاهی که دنیای مادی به علم می‏نگریست، در همین است. ما علم را می‏خواهیم برای سعادت بشر، برای رشد بشر، برای شکوفائی بشر، برای استقرار عدالت و آرزوهای قدیمی بشر.

آنچه که برای ما لازم است، این است که آحاد مردم، مسئولین، غیر مسئولین، بخصوص جوانها، بخصوص کسانی که سخن و حرفشان تأثیر دارد، احساس مسئولیت حضور در صحنه را از دست ندهند. هیچ کس نگوید من تکلیفی ندارم، من مسئولیتی ندارم؛ همه مسئولند. مسئولیت معنایش این نیست که اسلحه ببندیم، بیائیم توی خیابان راه برویم؛ در هر کاری که هستیم، احساس مسئولیت کنیم؛ مسئولیت دفاع از انقلاب و از نظام جمهوری اسلامی؛ یعنی از اسلام، حقوق مردم، و عزت کشور. شرط اول: همه باید این احساس مسئولیت را داشته باشیم. و من می‌بینم که این احساس مسئولیت را داریم. این را مردم کشور ثابت کردند، ثابت میکنند؛ حالا یک نمونه‌ی واضحش همین 9 دی بود که اشاره کردند؛ نمونه‌های دیگری هم هست؛ 22 بهمن در پیش است، دهه‌ی فجر در پیش است. مردم حضور، آمادگی، سرزندگی و نشاط خودشان را نشان داده‌اند، باز هم نشان خواهند داد. مسئولین کشور بالخصوص، باید همه‌ی تلاش خودشان را بگذارند که مشکلات را با سرپنجه‌ی تدبیر، کار مستمر، خسته نشدن، شوق و ذوق و توکل به خدا و کمک خواستن از خداوند برطرف و حل کنند. منظور فقط مشکلات سیاسی و امنیتی نیست - اینها جزئی از مشکلات است - پیشبرد اقتصاد و علم کشور، مسائل اجتماعی گوناگون هم بر عهده‌ی مسئولین است. مسئولان قوای سه‌گانه و همه‌ی مسئولان کشور وظیفه‌ی خودشان بدانند که برای این ملت کار کنند؛ کار و کار و کار، تدبیر و تدبیر و تدبیر؛ یک لحظه غفلت نکنند. ما یک حرکت خوبی داریم به سمت جلو؛ نگذارند این حرکت متوقف بشود؛ نباید این حرکت از دور بیفتد. ما داریم پیش میرویم؛ باید همین طور با این پیشرفت ادامه بدهیم، سرعت را بیشتر و همه‌جانبه‌تر کنیم، نقاط کور را هم بگیریم.

مسائل کشور که فقط مسائل مربوط به اغتشاشگران نیست؛ کشور مسائل اقتصادی دارد، مسائل علمی‏ دارد، مسائل سیاسی دارد، مسائل بین‏المللی دارد، مسائل امنیتی دارد؛ صدها مسئله‏ی مهم پیش روی مسئولان کشور هست؛ باید این‏ها را انجام بدهند؛ باید کشور را مدیریت کنند؛ باید کشور را جلو ببرند. دشمن می‏خواهد با این حوادث، چرخهای کشور از کار بیفتد؛ نباید به دشمن کمک کرد. دشمن می‏خواهد با این‏گونه حوادث، چرخ پیشرفت‏ اقتصادی متوقف بشود؛ دشمن می‏خواهد چرخ پیشرفت‏ علمی‏ که بحمد اللَّه دور برداشته است و حرکت علمی خوبی آغاز شده و رو به رشد هم هست، متوقف بشود؛ دشمن می‏خواهد حضور سیاسی قدرتمندانه‏ی جمهوری اسلامی در عرصه‏های بین‏المللی را که امروز از گذشته بسیار بارزتر و پرجلوه‏تر است، مخدوش کند، خراب کند با این مسائل این‏جوری؛ نباید به دشمن کمک کرد. بنابراین مسئولان باید کارهای خود را در زمینه‏های اقتصادی، در زمینه‏های علمی، در زمینه‏های سیاسی، در زمینه‏های اجتماعی، در همه‏ی زمینه‏هائی که مسئولیتی دارند، وظیفه‏ای دارند، با قدرت، با قوّت و با دقت انجام بدهند. همکاری‏های با دولت و مسئولین کشور هم باید ادامه پیدا کند. مردم هم که حضور خودشان را در صحنه نشان داده‏اند.

بنده توی جلساتِ دانشجوئی، دانشگاهی که اینجا هستند، گاهی که ببینم حالا بعضی‏ها روی ملاحظه، روی احترام، روی هرچه، بعضی از این حرفها را که خیال می‏کنند من خوشم نمی‏آید، نمی‏زنند؛ از نگفتنش ناراحت می‏شوم؛ از گفتنش مطلقاً ناراحت نمی‏شوم. ای‏کاش مجال بود تا گفته می‏شد، تا آن‏وقت انسان می‏توانست آن برگهای بر روی هم گذاشته‏ی کتاب حرف را، باز کند تا خیلی از حقائق روشن بشود. آینده، البته این کارها خواهد شد. این‏جور نیست که شما خیال کنید توطئه نسبت به این کشور، یک توهم است؛ نه، یک واقعیت است؛ از همه طرف دارد توطئه می‏شود. ممکن است آن کسی که در جهت آن توطئه‏ها در داخل کشور محور حرکت قرار می‏گیرد، خودش اصلًا نفهمد.
فهمیدنِ این هم ذکاوت می‏خواهد. بعضی‏ها این ذکاوت را ندارند. ما آدم‏ها را تجربه کردیم؛ نمی‏فهمند دارند به ساز کی می‏رقصند. ولی، این واقعیت را عوض نمی‏کند که آن‏ها بفهمند یا نفهمند؛ بدانند یا ندانند. این توطئه‏ها وجود دارد. در عین حال این کشور، این نظام نه فقط سست نمی‏شود، ضعیف نمی‏شود؛ جامعه‏ی علمی‏اش، جامعه‏ی پیشرفته‏اش- که همین شما جوانها باشید- امروزش از ده سال قبلش به صورت آشکاری جلوتر می‏رود. این معنایش چیست؟ این معنایش حقانیت است. این معنایش اصالت است. این معنایش ریشه‏دار بودن است. «أ لم تر کیف ضرب اللَّه مثلا کلمة طیّبة کشجرةٍ طیّبة»؛ اعتقاد ما این است. ما با اعتقاد، با دل کار می‏کنیم. من کمبودها را نفی نمی‏کنم؛ بیشتر از خیلی از منتقدین، بنده کمبودها را می‏دانم؛ منتها راه رفع کمبودها، این چیزهائی که تصور می‏شود، نیست که حالا بیا اعلام کن که مثلًا فلان‏جا فلان جور چه جوری است؛ نه، خیلی چیزها با اعلام درست نمی‏شود، با کار درست می‏شود. با حرف درست نمی‏شود؛ حرف، جنجال‏سازیِ تبلیغاتی و لفاظی هیچ کمکی به حل مشکلات نمی‏کند؛ همچنانی که شما دیدید.

رمز پیشرفت یک کشور، یعنی آن محور اصلی برای اقتدار یک کشور، پیشرفتِ همراه با اقتدار، علم است. آماج بسیاری از توطئه‏های امروزی که علیه جمهوری اسلامی هست، علم و اهل علم و دانشجویان علم و محیط علمی است؛ این را توجه داشته باشید. نگذارید این تیر طبق آن هدف‏گیری دشمن، به هدفی که آن‏ها گرفته‏اند، اصابت کند. کار علمی را نگذارید متوقف بشود. از همه‏ی این حرف‏هائی که گفته شد، مهم‏تر، مسئله‏ی علم و تحقیق و پژوهش است. دنیای غرب ثروتش از ناحیه‏ی علم است، اقتدارش از ناحیه‏ی علم است، زورگوئی‏ای که امروز می‏کند، به خاطر علمی است که دارد. پول فی نفسه اقتدار نمی‏آورد. آنی که اقتدار می‏آورد، دانش است. امروز اگر آمریکا پیشرفتگیِ علمیِ خودش را نمی‏داشت، نمی‏توانست در دنیا این‏جور زورگوئی بکند و در همه‏ی مسائل عالم دخالت بکند. ثروت هم اگر به دست می‏آید، از ناحیه‏ی علم به دست می‏آید. علم را اهمیت بدهید. اینی که من سالهاست روی مسئله‏ی علم، تحقیق، پژوهش، پیشرفت، نوآوری، شکستن مرزهای علمیِ موجود تکیه می‏کنم، به خاطر این است. بدون انواع دانش، اقتدار کشور امکان‏پذیر نیست. دانش اقتدار می‏آورد.

دشمنان ما؛ دشمنان انقلاب، دشمنان نظام جمهوری اسلامی، چند خط را دارند دنبال می‏کنند که این در تبلیغاتشان و در کاری که انجام می‏دهند، واضح هم هست؛ این‏ها چیزهای پوشیده و پنهانی نیست؛ باید در ذهن خودمان این‏ها را جمع‏بندی کنیم:
یکی این است که نشانه‏های امید را مخدوش کنند؛ مورد خدشه قرار بدهند، که از جمله همین انتخابات بود. حضور هشتاد و پنج درصدی مردم، یک چیز امیدبخشی است، یک چیز مهمی است؛ همانطور که عرض کردیم، سی سال بعد از یک انقلاب، مردم کشور بیایند به نظام برآمده‏ی این انقلاب یک چنین آراء وسیعی را تقدیم بکنند، این جز اعتماد به این نظام و دل بستن به این نظام، معنای دیگری ندارد؛ و این اتفاق افتاد. یا رئیس‏جمهوری را با این رأی بالا انتخاب بکنند، این یک چیز بی‏سابقه است. این اتفاق افتاد؛ این کار در کشور شد. این خیلی نقطه‏ی قوت مهمی است. سعی شد این نقطه‏ی قوت را تبدیل کنند به نقطه‏ی ضعف؛ این مایه‏ی امید را تبدیل کنند به مایه‏ی تردید، مایه‏ی یأس. این کار خصمانه‏ای است. در کشور، مایه‏های امید فراوان است؛ زیرساخت‏های کشور، امروز زیرساخت‏های بسیار مستحکمی است؛ کارهای مهمی در طول این سالها انجام گرفته و امروز کشور آماده‏ی یک حرکت جهش‏وار به جلوست. پیشرفتهای‏ علمی‏، امروز خیلی چشم‏نواز و چشمگیر است؛ به طوری که دیگران- دانشمندان کشورهای دیگر، آن‏هائی که انگیزه‏ی سیاسی ندارند- اعتراف می‏کنند؛ که یک نمونه‏اش را دیشب توی تلویزیون دیدید. در مورد همین سلولهای بنیادی، اعتراف کردند که باور نمی‏کردند در ایران این حدّ پیشرفت‏ وجود داشته باشد. می‏گوید: من پارسال هم در این کنفرانس علمی‏ شرکت کردم، امسال هم شرکت کردم؛ امسال تا پارسال تفاوت زیادی به وجود آمده، پیشرفت زیادی شده! این یک نمونه‏اش است؛ ده‏ها نمونه از این قبیل داریم که این‏ها
پیشرفتهای علمی است؛ مایه‏های امید است. خودِ تجربه‏ی سی‏ساله- سی سال تجربه پشت سر ماست؛ در اختیار ماست- نسل جوانِ پرانرژی و تحصیل‏کرده‏ای در وسط میدان است؛ این‏ها همه مایه‏های امید و نقاط قوت است. نسل جوانی که هم تحصیل‏کرده است، هم اعتماد به نفس دارد، هم احساس می‏کند که می‏تواند کشور خودش را پیش ببرد. ما یک سند چشم‏انداز داریم که تا سال 1404، مشخص کرده که خط ما از لحاظ پیشرفتهای کشوری و مادی کجاست؛ خیلی چیز مهمی است. معلوم کردیم که به کجا باید برسیم و از چه طریقی باید حرکت بکنیم. این‏ها عوامل امید است، این‏ها نقطه‏های قوت است. می‏خواهند این‏ها را به موجبات یأس تبدیل کنند؛ راجع به سند چشم‏انداز صحبت بشود، می‏گویند آقا به این سند توجهی نشده؛ راجع به پیشرفتهای علمی بحث بشود، می‏گویند این‏ها خیلی اهمیتی ندارد؛ راجع به انتخابات بحث بشود، این شبهه‏ها و خدشه‏ها را پیش می‏آورند؛ راجع به جوانها صحبت بشود، اشاره می‏کنند به تخلف چند تا جوان در یک‏طرفی! یعنی همه‏ی این نقاط مثبت، این قله‏های برجسته‏ای که همه‏اش امیدافزا هست، این‏ها را سعی می‏کنند در چشمها کم‏رنگ کنند. متقابلًا نقاط ضعف کوچکی که حتماً وجود دارد، بزرگ کنند یا نقاط ضعف را- نمی‏گوئیم هم کوچک، نقاط ضعفی وجود دارد- بزرگ‏نمائی کنند؛ چند برابرِ آنچه که هست، این نقاط ضعف را نشان بدهند؛ سیاه‏نمائی کنند؛ تلقی‏های بدبینانه‏ی نسبت به نظام را گسترش بدهند.

در میان کارهائی که باید انجام بدهیم و آن نقطه، علم‏ است. چند سالی است که حرکت علمی‏ در کشور آغاز شده است. نخبگان نگذارند این حرکت کند شود یا خدای ناکرده متوقف شود؛ پیش بروید. حوزه و دانشگاه در این مورد مسئولیت سنگینی دارند. استاد و دانشجو همه مسئولیت دارند. راه علم را باید دنبال کنید. اگر ملتی نتواند در میدان علم و پیشرفت‏ علمی و خطشکنیِ علمی پیشرفت‏ کند، کلاهش پس معرکه خواهد ماند.اگر می‏بینید کسانی آگاهانه، بی‏پروا در دنیا ظلمِ آشکار می‏کنند، این به پشتوانه‏ی علمشان هست. علم است که برای آن‏ها ثروت به وجود آورده است، قدرت سیاسی به وجود آورده است، نفوذ در دنیا و در مناطق گوناگون عالم به وجود آورده است. کلید پیشرفت، علم است. نگذارید حرکت علمی متوقف بشود.

یک نگاه به برنامه‏ی کلی علمی در دانشگاه‏ها، نشان‏دهنده‏ی نداشتن نقشه‏ی جامع علمی است. آن طوری که در گزارشها من به دست می‏آورم و افراد آگاه و خبره و دانشگاهی و مسئول به ما اطلاع می‏دهند، تقسیم توان در برنامه‏ریزی رشته‏های گوناگون علمی، یک تقسیم عادلانه و صحیح و منطبق با نیاز کشور نیست. یک جاهائی ما رشدهای چشمگیری داریم، یک جاهائی اصلًا حرکتی‏ مشاهده نمی‏شود! این غلط است. این ناشی از نبود نقشه‏ی جامع علمی‏ است. درست است که در هر رشته‏ای ما پیشرفت‏ بکنیم، مغتنم است و برای کشور ما که سالهای متمادی، ده‏ها سال در دوران حاکمیت طواغیت، از کاروان علمی بشر عقب مانده است، هرجائی دستمان به هر چیزی از ثمرات علم‏ و پیشرفتهای‏ علمی بند شد، مغتنم است؛ در این تردیدی نیست؛ اما اگر می‏خواهیم کشور رتبه‏ی علمی به معنای واقعی کلمه پیدا کند و علم در کشور نهادینه بشود، ما بایستی در رشته‏های گوناگون علمی- چه در آموزش، چه در پژوهش- توازن و تعادل صحیح و واقعی و عادلانه‏ای ایجاد بکنیم؛ این جزو نیازهای ماست.اینکه دهه‏ی آینده- که شروع شد، یعنی دهه‏ای که امسال اولین سالش است- به عنوان دهه‏ی پیشرفت و عدالت اعلام شده، بدون تردید یک پایه‏ی اصلی آن علم است؛ گسترش علم و تعمیق علم در کشور است. کمااینکه اصل اعلام این عنوان- عنوان دهه‏ی پیشرفت- به پشت‏گرمی پیشرفت‏هائی بوده که در کشور از لحاظ علمی دیده شده. یعنی این امید به وجود آمده که ما می‏توانیم در ظرف یک دهه، یک پیشرفت چشمگیر، یک حرکت سریع در زمینه‏های علمی داشته باشیم که بخشی از عقب‏ماندگی‏های ما را جبران بکند. بنابراین مسئله‏ی علم مهم است. در باب علم و تحقیق، آن بخش عمده هم مربوط به تحقیق است؛ مربوط به پژوهش است.
نکته‏ای را که بعضی از دوستان در اینجا گفتند، مورد تأکید بنده است، که پژوهش اولًا مورد اهتمام قرار بگیرد، ثانیاً سمت و سوی پرداختن به نیازهای کشور را پیدا کند. یعنی حقیقتاً پژوهشهائی بکنیم که مورد نیاز ماست. من بارها هم در شورای عالی انقلاب فرهنگی به آن دوستان عرض کرده‏ام، هم شاید اینجا گفته‏ام: ما ملاک پیشرفت علمی‏مان را درج مقالات در مجلات آی. اس. آی نباید قرار بدهیم. ما نمی‏دانیم آنچه که پیشنهاد می‏شود، تشویق می‏شود، برایش، آن مقاله‏نویس احترام می‏شود، دقیقاً همان چیزی باشد که کشور ما به آن احتیاج دارد. ما خودمان باید مشخص کنیم که در باره‏ی چی مقاله می‏نویسیم، در باره‏ی چی تحقیق می‏کنیم. البته انعکاس در مجامع جهانی لازم است، ضروری است؛ و انعکاس هم پیدا خواهد کرد. مقصود این است که ما پژوهش را تابع نیاز خودمان قرار بدهیم.
در همین زمینه من این را عرض بکنم که طبق آنچه که به ما گزارش دادند، در بین این مجموعه‏ی عظیم دانشجوئی کشور که حدود سه میلیون و نیم مثلًا دانشجوی دولتی و آزاد و پیام نور و بقیه‏ی دانشگاه‏های کشور داریم، حدود دو میلیون این‏ها دانشجویان علوم انسانی‏اند! این به یک صورت، انسان را نگران می‏کند. ما در زمینه‏ی علوم انسانی، کار بومی، تحقیقات اسلامی چقدر داریم؟ کتاب آماده در زمینه‏های علوم انسانی مگر چقدر داریم؟ استاد مبرزی که معتقد به جهان‏بینی اسلامی باشد و بخواهد جامعه‏شناسی یا روان‏شناسی یا مدیریت یا غیره درس بدهد، مگر چقدر داریم، که این همه دانشجو برای این رشته‏ها می‏گیریم؟ این نگران‏کننده است. بسیاری از مباحث علوم انسانی، مبتنی بر فلسفه‏هائی هستند که مبنایش مادی‏گری است، مبنایش حیوان انگاشتن انسان است، عدم مسئولیت انسان در قبال خداوند متعال است، نداشتن نگاه معنوی به انسان و جهان است. خوب، این علوم انسانی را ترجمه کنیم، آنچه را که غربی‏ها گفتند و نوشتند، عیناً ما همان را بیاوریم به جوان خودمان تعلیم بدهیم، در واقع شکاکیت و تردید و بی‏اعتقادی به مبانی الهی و اسلامی و ارزشهای خودمان را در قالبهای درسی به جوانها منتقل کنیم؛ این چیز خیلی مطلوبی نیست. این از جمله‏ی چیزهائی است که بایستی مورد توجه قرار بگیرد؛ هم در مجموعه‏های دولتی مثل وزارت علوم، هم در شورای عالی انقلاب فرهنگی، هم در هر مرکز تصمیم‏گیری که در اینجا وجود دارد؛ اعم از خود دانشگاه‏ها و بیرون دانشگاه‏ها. به هر حال نکته‏ی بسیار مهمی است. این حالا راجع به مسائل مربوط به دانشگاه.
بعضی از دوستان، اینجا گفتند: سازوکارهای کنونی دستگاه‏های علمی و فرهنگی کشور، جواب‏گوی نیاز کشور نیست. من به تجربه می‏خواهم عرض بکنم، افزایش تشکیلات کمکی به حل مشکلات نمی‏کند. ما یک تشکیلات دیگر درست کنیم، یک مجموعه‏ی خبرگان دانشگاهی فرض کنید ایجاد کنیم، این تراکم منظمه‏های گوناگون و تشکل‏های گوناگون دولتی و اداری برای رسیدن به این اهداف حقیقتاً کارساز نیست. همین تشکل‏های موجود، سازمانهای موجود را باید کارآمد کرد. فرض بفرمائید خود وزارت علوم در معاونتهای ذی‏ربط، در مدیریتهای کلان زیرمجموعه‏ی معاونتها دقت کنند، آدم‏های باسواد، کارآمد، مؤمن، انقلابی، شجاع، خوش‏فکر، بهره‏برنده‏ی از نیروهای انسانی کارآمد را آنجاها بگذارند. یا شورای عالی انقلاب فرهنگی که من مکرراً سفارش کرده‏ام، نوع ارتباطشان را با نخبگان آن‏چنان تسهیل کنند که این ارتباط روان بشود تا بتوانند از نظرات آن‏ها استفاده کنند. همین مجموعه‏های موجود را بایستی تقویت کرد، تا بتوان پایه‏ی علم و تحقیق را در کشور پیش برد.
اینکه حالا راجع به مسائل مربوط به دانشگاه‏ها و مربوط به علم و پیشرفت علم، که خلاصه‏ی کلام هم این است که ما در دهه‏ی پیشرفت و عدالت، یکی از دو سه پایه‏ی بسیار مهمی که باید دنبال کنیم، پایه‏ی علم است؛ که همه در این زمینه مسئولیت دارند. دانشگاه‏ها هم مسئولیت دارند، اساتید هم مسئولیت دارند. حضور اساتید در دانشگاه‏ها در ساعات مربوط به تدریس، در ساعات مربوط به مشورت‏دهی به دانشجوها، خیلی مهم است.

یک عده‏ای آنچه را که بعد از انتخابات اتفاق افتاد، آن ظلمی که به مردم شد، آن ظلمی که به نظام اسلامی شد، آن هتکی که از آبروی نظام در مقابل ملتها به وسیله‏ی بعضی انجام گرفت، این‏ها همه را ندیده می‏گیرند، فرضاً مسئله‏ی فلان حادثه را، زندان کهریزک را، یا قضیه‏ی کوی را قضیه‏ی اصلی دوران بعد از انتخابات تا امروز قلمداد می‏کنند؛ این خودش یک ظلم دیگر است. مسئله‏ی اصلی، مسئله‏ی دیگری است. مسئله‏ی اصلی این است که مردم در یک حرکت عظیمی، در یک انتخابات پرشورِ خوبِ کم‏نظیری حضور پیدا کردند و این رأی بالا را توی صندوقها ریختند. هشتاد و پنج درصد شوخی است؟ این انتخابات، نظام را که در این یکی دو سال اخیر همین طور پی‏درپی پیشرفتهای‏ اقتصادی و علمی‏ و سیاسی و امنیتی و بین‏المللی برای خودش کسب کرده بود، در یک مرحله‏ی عالی از امتیاز و آبرو قرار می‏دهد، بعد ناگهان مشاهده می‏کنیم یک حرکتی صورت می‏گیرد برای نابود کردن این حادثه‏ی افتخارآمیز! مسئله‏ی اصلی این است.

خدا را شکر می‏کنیم که به برکت اسلام نگذاشت خون شهیدان ما پامال و ضایع شود. خون شهیدان ما ضایع و باطل نشد. این عزتی که امروز شما می‏بینید نظام جمهوری اسلامی و ملت ایران دارند، به برکت همین خون‏هاست. اینکه در همه‏ی کشورهای اسلامی، قشر عمومی مردم، ملت ایران را تحسین می‏کنند، نظام جمهوری اسلامی را به چشم عظمت نگاه می‏کنند، به برکت این خون‏هاست. این امنیتی که امروز در کشور ما هست، این حرکت عظیمی که امروز به سمت سازندگی این کشور هست، این کارهای بزرگی که انجام گرفته است، این پیشرفت‏ علمی‏ و فناوری، این افزایش تعداد عالم و دانشمند و دانشجو و محقق و پژوهشگر، این‏ها همه به برکت خون شهداست. این بیداری عمومی که امروز کشور و ملت ما دارد، به برکت خون شهداست. خون شهدای شما مثل کیمیا، مثل اکسیر توانست این ملت را، این کشور را متحول کند، رشد بدهد و افتخارش مال شهدای شما و مال خود شماست.

یک مسئله‏ی دیگر هم که به شدت به شما ارتباط پیدا می‏کند، مسئله‏ی تولید علم‏ است. خوشبختانه من می‏بینم در دانشگاهها تولید علم و لزوم عبور از مرزهای دانش به یک گفتمان عمومی تبدیل شده. این خیلی برای من خرسندکننده و نویدبخش است. باید اجرائی کنید. این پیشنهادهائی که این عزیزان من در زمینه‏های دانش و تحقیق و پژوهش و ایجاد مراکز و نخبه‏پروری و ارتباطات و غیره گفتند، همه در جهت همین مسئله‏ی تولید علم است. این بسیار باارزش است. این راه را باید دنبال کرد. ما عقبیم. امروز سرعت پیشرفت‏ ما خوب است؛ اما با توجه به عقب‏ماندگی‏های گذشته که کشور ما دارد، هرچه سرعت‏مان بیشتر باشد بازهم زیادی نیست. ما باید خیلی پیش برویم؛ از راههای میان‏بر استفاده کنیم؛ از شتابِ فراوان بهره ببریم؛ ما باید در همه‏ی علوم تولید داشته باشیم.
رابطه‏ی بین کشورها در زمینه‏ی علم باید رابطه‏ی صادرات و واردات باشد؛ یعنی در آن تعادل و توازن وجود داشته باشد. همچنانی که در باب مسائل اقتصادی و بازرگانی، اگر کشوری وارداتش بیشتر از صادراتش شد، ترازش منفی می‏شود و احساس غبن می‏کند، در زمینه‏ی علم هم باید همین‏جور باشد. علم را وارد کنید، عیبی ندارد؛ اما حد اقل به همان اندازه که وارد می‏کنید- یا بیشتر- صادر کنید. باید جریان دوطرفه باشد. و الّا اگر شما دائماً ریزه‏خوار خوان علم دیگران باشید، این پیشرفت نیست. علم را بگیرید، طلب کنید، از دیگران فرابگیرید؛ اما شما هم تولید کنید و به دیگران بدهید. مواظب باشید تراز بازرگانی شما در اینجا هم منفی نباشد. متأسفانه در این یکی دو قرن شکوفائی علم در دنیا، تراز ما تراز منفی بوده. از اول انقلاب کارهای خوبی شده؛ اما این کارها بایستی با سرعت و شدت هرچه بیشتر ادامه پیدا کند.

امید ما زیاد است عزیزانم! تجربه‏ها به ما می‏گوید که ما باید امیدوار باشیم و به آینده یقین داشته باشیم؛ تجربه‏ی ما این را برای ما مسلم و مبرم می‏کند. یک روزی بود که دشمنان هم خیال می‏کردند که این نظام را خواهند توانست ریشه‏کن کنند. دوستان ما هم در سرتاسر دنیا دلشان می‏لرزید. مؤمنین کشورهای اسلامی، جوانان مؤمن که امید بسته بودند به این انقلاب، دلشان می‏لرزید که عاقبت این نظام نوپا و جوان چه خواهد شد. این دشمنِ همسایه‏ی ابله ما هم- صدام عفلقی و بعثی- با همین گمان باطل وارد این جنگ شد؛ به خیال‏ اینکه همه چیز را تمام خواهند کرد. انقلاب تودهنی زد به آن‏ها؛ آن‏چنانی که عاقبتشان را شما دیدید. دشمنان بزرگتر از صدام هم در طول این سالهای متمادی امیدها بستند، فکرها کردند، توطئه‏ها کردند، برای خودشان افسانه‏سرائی‏ها کردند، امیدها بستند؛ اما همه‏ی گمانها باطل در آمد. آن‏ها فکر می‏کردند انقلاب اسلامی یا نمی‏ماند، یا اگر بماند، توان این را نخواهد داشت که کشور را پیش ببرد. انقلاب اسلامی به کوری چشم دشمنان هم ماند، هم ریشه‏دارتر شد، هم در علم‏ و تکنولوژی و پیشرفتهای‏ گوناگون اجتماعی و سیاسی، چشم همه را خیره کرد.

اگر سالهای اول می‏توانستند این نظام را دفن کنند، به ضرر اسلام تمام می‏شد. می‏گفتند ببینید اسلام نمی‏تواند. یک انقلابی راه انداخت، یک نظامی سر کار آورد، دو سال بیشتر نتوانست عمر کند؛ پنج سال بیشتر نتوانست عمر کند. اگر نظام اسلامی می‏ماند اما پیشرفت‏ نمی‏داشت، به ضرر اسلام بود. می‏گفتند بله، یک نظام اسلامی آمده، مردم را برده است به دوران ما قبل تاریخ؛ نه علمی‏، نه پیشرفتی‏، نه تکنولوژی‏ای. اما انقلاب اسلامی هم ماندگار شد، هم ریشه‏دار شد، هم پیشرفت‏ علمی‏ محیرالعقول کرد، هم نسل جوان فرزانه و نخبه‏ای را تحویل داد. اینکه شما می‏شنوید که می‏گویند ایران در سلولهای بنیادی هشتمین کشور دنیاست، این حرفِ خیلی بزرگی است؛ ایرانی که از همه‏ی امکانات پیشرفت‏ او را محروم کرده بودند. وقتی نظام اسلامی، این کشور را تحویل گرفت، زیرساخت‏ها مطلقاً مناسب با این پیشرفتهای‏ علمی‏ نبود. وقتی می‏گویند جمهوری اسلامی با فرستادن ماهواره به فضا- که چشم رقبا و دشمنان جمهوری اسلامی را خیره کرد- دهمین یا نهمین کشوری است که این کار را انجام می‏دهد، این خیلی حرف بزرگی است. ایران؟! کی کرد این را؟ نظام اسلامی. کی علم‏ را این‏جور پیش برد؟ کی نهضت علمی‏ را در کشور به وجود آورد؟ کی آن هوش ذاتی ایرانی را در خدمت ابتکار و نوآوری قرار داد؟ نظام اسلامی. پس نظام اسلامی هم ماندگاری خودش را نشان داد، هم توانائی خودش را برای پیشبرد یک ملت.

آن جوانها چنین کردند و نقش خودشان را ایفاء کردند. نتیجه این است که امروز بعد از گذشت چند ده سال از آن روزها، شما می‏بینید ملت ایران با ضرب دست آن‏ها و با تلاشهائی که دنباله‏ی تلاش آن‏هاست، با رهنمودهای حقیقتاً پیامبرگونه‏ی امام بزرگوار، قله‏ها را یکی پس از دیگری فتح کرده و پیش رفته. روزهای جنگ، بخصوص سالهای آغازین جنگ را در نظر بیاورید و آن فقر تسلیحاتی، آن فقر مالی، آن فقر تجربی را در میان همین جوانان سپاه و بسیج، مقایسه کنید با پیشرفتهای‏ امروز؛ پیشرفتهای علمی‏، تحقیقی و تجربی.
شما در دانشگاه می‏آموزید، فرامی‏گیرید، خود را از لحاظ فکر و اندیشه و همچنین از لحاظ روحیه و اراده می‏سازید؛ در راه بسیار باعظمت و پرافتخاری قدم می‏گذارید. این دانشگاه یک چنین جائی است. به حضور در این دانشگاه و به فارغ‏التحصیلی این دانشگاه افتخار کنید؛ این را نعمت بزرگ خدا بشمارید، که هست؛ و آن را حفظ کنید و پیش بروید.
کشور شما به جوانان مؤمن نیازمند است. و امروز به لطف و تفضل الهی، علی‏رغم تلاش پی‏درپی دشمنان- که بیشتر هم بر روی جوانان این تلاشها متمرکز است- جوانان ما رو به سمت خدا و هدایت الهی دارند. به کوری چشم دشمن، جوان ما، جوان مؤمن است؛ جوان مؤمنِ امروز از جوان مؤمنِ صدر انقلاب- سی سال پیش و بیست و پنج سال پیش- اگر جلوتر نباشد، عقب‏تر نیست. آن کوره‏ی سوزان، آن تجربه‏ی عظیمِ جنگ تحمیلی که فرصتی برای بروز استعدادها بود، در مقابل هر نسل برجسته و پراستعدادی قرار بگیرد، معجزه خواهد کرد.
امروز شما در عرصه‏ی دیگری هستید؛ در عرصه‏ی علم، در عرصه‏ی پیشرفت از لحاظ روحیه، سازندگی خود و کشور و آمادگیِ برای دفاع. دشمنان، قدرتهای بزرگِ مستکبر جهانی- که دشمنان ملتها، نه فقط دشمن ملت ایران، دشمنان انسانیت و فضیلت هستند- این‏ها غالباً با تشر زندگی می‏کنند، با نشان دادن ابهت کارشان را به پیش می‏برند؛ هیبت خودشان را بر ملتها تحمیل می‏کنند، با هیبت خودشان آن‏ها را از میدان در می‏برند. از هیبت ابرقدرت‏ها نترسید. هیبت معنوی شما در دل آن‏ها، بیشتر از هیبت مادی آن‏ها در دل ملتهاست. شما وقتی به ایمان خود، به آمادگی‏های خود، به دانش خود، به تدبیر خود، به حساب و کتاب مدبرانه و مدیرانه‏ی خود تکیه می‏کنید، آن وقتی‏که ارزشهای عظیمِ برآمده‏ی از دل انقلاب را اجر می‏نهید و به آن‏ها اعتناء می‏کنید، ایمان خودتان را با آن‏ها حفظ می‏کنید، آن‏چنان ابهتی در دل همه‏ی ملتها از شما حاصل می‏شود که از ابهت آن‏ها در دل ملتهای بی‏خبر بیشتر است. امروز دشمنان می‏دانند با ملت ایران، با این جوانان مؤمن، با این مردان مصمم، با این مسئولان و دولتمردانی که به پایبندی به ارزشها افتخار می‏کنند، ملت ایران با چنین سرمایه‏های ارزنده‏ای، از هیچ تشری، از هیچ هیبتی واهمه نمی‏کند. این را می‏دانند.

عنصر دیگر، زیرساخت‏های کشور است. امروز کشور ما مثل دهه‏ی اول یا دهه‏ی دوم انقلاب نیست که زیرساخت‏های علمی‏ و مورد نیاز را در کشور فاقد باشد. امروز جوانهای ما و متخصصین ما و دانشمندان در هر رشته‏ای که وارد می‏شوند، می‏توانند کارهای بزرگ انجام دهند؛ لذا امروز در کشور آن چیزهائی که برای یک پیشرفت‏ وسیع در زمینه‏ی ارتباطات، در زمینه‏ی مواصلات، در زمینه‏ی تحقیقات علمی‏، در زمینه‏ی ساخت‏وسازها مورد نیاز است، بحمد اللَّه آماده است. ما از لحاظ راه‏های مهم و بین‏المللی، از لحاظ ساخت فرودگاه، از لحاظ ارتباطات بی‏سیم و باسیم، شبکه‏های ارتباطی، از لحاظ ساخت سدها، احتیاجی به دیگران نداریم. یک روزی بود که به خاطر کسی خطور هم نمی‏کرد که عناصر داخلی و متخصصین داخلی بتوانند سد بسازند، سیلو بسازند، بزرگ‏راه بسازند، فرودگاه بسازند، کارخانه‏ی فولاد بسازند؛ در همه‏ی این چیزها چشم ملت ما به بیگانگان بود. بعد هم که بیگانگان دستشان قطع شد، ما از این جهت در کشور فقیر بودیم؛ اما امروز از این جهت توانائی زیادی داریم. جوانان ما کارخانه‏های پیچیده را می‏سازند، کارهای پیچیده‏ی علمی‏ و فناوری را انجام می‏دهند، نیاز کشور را برآورده می‏کنند، به کشورهای دیگر هم به عنوان مستشار و به عنوان کسانی که تجارت علم‏ و فناوری می‏کنند، کمک می‏رسانند. در این جهت، کشور وضعیت شاخصی پیدا کرده است؛ این پیشرفت‏ کمی نیست. یک روزی جوانهای ما حتّی گلوله‏ی آر. پی. جی را نمی‏توانستند پرتاب کنند و نمی‏شناختند؛ امروز همان جوانها موشک پرتابگر ماهواره می‏فرستند که چشم دانشمندان جهان را به خود جلب می‏کند، همه را متوجه می‏کند. یک روزی ما برای استفاده‏ی از نیروگاه‏هائی که در کشور داشتیم، احتیاج به متخصص داشتیم؛ امروز جوانان کشور ما خودشان آن‏چنان در صنعت پیشرفت‏ کردند که پالایشگاه، نیروگاه و امکانات گوناگون را خودشان می‏سازند و تولید می‏کنند. یک روزی در زمینه‏ی مسائل زیست‏شناسی، کشور دچار فقر مطلق بود؛ امروز به پیشرفت در دانشهای زیستی، از جمله همین مسئله‏ی سلولهای بنیادی که بسیار در دنیا چیز مهمی است، دست پیدا کرده است. امروز این امکانات در کشور وجود دارد. این‏ها همه زیرساخت‏هائی است که پیشرفتهای‏ آینده براساس این زیرساخت‏ها آسان می‏شود. علاوه‏ی بر این‏ها- همان طوری که عرض کردم- تجربه‏ی مدیران، یک تجربه‏ی بسیار عمیق و وسیعی است. کشور امروز در مقابل چشم مدیران و نخبگان کشور، مثل یک صحنه‏ای است که می‏توانند برای پیشرفت آن برنامه‏ریزی کنند. همین سرکشی کردن مسئولین به گوشه و کنار این کشور، نقاط محروم، استانهای دوردست، در استانها به شهرهای گوناگون رفتن، با مردم تماس گرفتن، اوضاع را از نزدیک دیدن، با چشم مشکلات را مشاهده کردن، یک تجربه‏ی عظیم و گران‏قدری برای مأمورین ما و مسئولان کشور به وجود آورده است؛ این‏ها زمینه‏ی یک جهش است برای اینکه کشور بتواند إن شاء اللَّه در طریق پیشرفت و عدالت حرکت کند؛ و این ایجاب می‏کند که دهه‏ی آینده- یعنی ده سالی که از امسال آغاز می‏شود- برای کشور ما و برای نظام جمهوری اسلامی، ده سال پیشرفت و عدالت باشد؛ که همه باید در این قسمت تلاش و کار کنند.

سال 87 با خبرهای خوش هسته‏ای آغاز شد و ملت ایران آگاه شدند که جوانان آن‏ها، دانشمندان متبحر و کوشای آن‏ها توانستند علی‏رغم تحریمهای جهانی، پیشرفت‏ خودشان را در مسائل هسته‏ای کشور به اثبات برسانند و توانائی ملت ایران را در یک چنین مسئله‏ی مهمی به همه‏ی جهانیان ثابت کنند؛ این برای ملت ایران نه فقط در زمینه‏ی علمی‏، بلکه در زمینه‏های گوناگون دیگر، ارج و اعتبار جدیدی را در چشمهای جهانیان به وجود آورد.مجلس شورای اسلامی هم بحمد اللَّه برای دوره‏ی هشتم تشکیل شد و در طول سال، این مجلس با همکاری دولت محترم کارهای خوبی را تصویب و اقدام کردند، که امیدواریم این همکاری همچنان ادامه داشته باشد.
در طول سال بحمد اللَّه کارهای بزرگ دیگری هم در زمینه‏های مختلف انجام گرفته است. در همین زمینه‏ی هسته‏ای، در پایان امسال راه‏اندازی موقت و آزمایشی نیروگاه بوشهر را داشتیم، که این هم خبر مهم و بزرگی است. البته این هم از نتائج پیشرفت دانشمندان خود ما در داخل کشور است که همه‏ی دنیا را قانع کرد که راه پیشرفت هسته‏ای ملت ایران را نمی‏شود بست.
در زمینه‏ی مسائل علمی، کارهای بزرگ دیگری هم انجام گرفته است که شمارش آن‏ها وقت طولانی و مفصلی را خواهد گرفت. من از نزدیک شاهد برگزیده‏ای از این پیشرفتهای علمی بودم و در
نمایشگاهی آن‏ها را از نزدیک مشاهده کردم، که حقیقتاً شگفت‏آور است. جوانان عزیز ما و ملت پرهمت و پرتلاش ما توانسته‏اند در زمینه‏ی علمی پیشرفت شگرفی را نشان بدهند و این پیشرفتهای مهم و شگفت‏آور، تبلیغات سی‏ساله‏ی علیه انقلاب را که از اطراف و اکناف تبلیغ می‏کردند، خنثی کرد.
از جمله‏ی این پیشرفتهای علمی و فناوری، پرتاب ماهواره‏ی امید بود. این، قدم اول از این کار بزرگ است که کشور را در ردیف کشورهای بسیار معدود جهان در مورد این فناوری قرار داد و چشم جهانیان را متوجه ایران کرد و نشان داد که ملت ایران از درون می‏جوشد و از درون رشد می‏کند و توانائی پیشرفت ملت ایران، توانائی محدودی نیست.

امروز ملت ما در مقابل خود یک جبهه‏ی گسترده‏ای را ملاحظه می‏کند که با همه‏ی توان خود درصدد این است که انقلاب اسلامی را از خاصیت و اثر ضد استکباری بیندازد. از اول پیروزی انقلاب، همان جبهه سعی‏اش این بود که نگذارد جمهوری اسلامی که مولود انقلاب است، پا بگیرد؛ همه‏ی تلاش خودشان را کردند که جمهوری اسلامی را از بنیان نگذارند رشد کند، و البته نتوانستند. اقدام سیاسی کردند، محاصره‏ی اقتصادی کردند، جنگ تحمیلی را هشت سال بر این ملت تحمیل کردند، دشمنان این ملت را تجهیز کردند، وسوسه‏های درونی را به جان انقلاب و نظام جمهوری اسلامی انداختند، نتوانستند. به این نتیجه رسیدند که نظام جمهوری اسلامی را نمی‏شود ساقط کرد؛ چون مدافع آن، حامی آن، سینه‏های سپرکرده‏ی مردم مؤمن است؛ میلیونها انسان مؤمن این نظام را نگه داشته‏اند. بحث مسئولین و دولت و بحث این‏ها نیست. یک‏وقت یک نظام قائم به چند نفر است و یک عده مرتزقه‏ی یک نظامند؛ آن نظام برای استکبار خطری ندارد. یک‏وقت یک نظام متکی به ایمان‏های مردم است، متکی به دلهای مردم، به پشتیبانیِ عمیق مردم است، این نظام را نمی‏شود تکان داد. این را استکبار فهمیده است. همین راه‏پیمائی‏ها، همین 22 بهمن امسالِ شما مردم، این یک نمایش بسیار باشکوه و پرعظمت بود. پیشرفتهای‏ علمی‏، حضور جوانها در صحنه‏های مختلف، شعارهای انقلاب که خوشبختانه زنده‏تر از پیش شده است- کسی از مسئولین با شرمندگی نسبت به شعارهای انقلاب مواجه نمی‏شود؛ افتخار می‏کنند به استقلال، به آزادی، به اسلام، به این قانون اساسی معتبر و پرمغز و پرمعنا- نشان می‏دهد که نظام را نمی‏شود تکان داد. آن‏ها به این نتیجه رسیده‏اند که باید از محتوای نظام هرچه می‏توانند کم کنند. این تهاجم فرهنگی که بنده چند سال قبل گفتم، این شبیخون فرهنگی که انسان در بخشهای مختلف علائم آن را مشاهده می‏کرد و امروز هم انسان آن را در بخشهای مختلفی می‏بیند، به این نیت است؛ با این قصد است؛ انقلاب را از محتوای خود، از مضمون اسلامی و دینی خود، از روح انقلابی خود تهی کنند و جدا کنند. این، از همان نقاط حساسی است که هوشیاری مردم را می‏طلبد. این هم مثل همان قضیه‏ی بیست و نه بهمن است. خیلی‏ها اهمیت بیست و نه بهمن را نفهمیدند، شما تبریزی‏ها این را فهمیدید، در مرحله‏ی عمل هم، این فهم خودتان را به کار بستید؛ در همه‏ی مقاطع همین‏جور است. اهمیتِ حوادث را باید ملت ما درک کند؛ و خوشبختانه امروز درک می‏کنند؛ ملت کاملًا هوشیارند. خود این هم یکی از برکات انقلاب و نظام جمهوری اسلامی بوده است. مردم بیدار شده‏اند، قدرت تحلیل پیدا کردند.

هرچه زمان به پیش می‏رود، امید ملت ایران به نسل جوانِ درس خوانده و بالنده‏اش بیشتر می‏شود. جوانان این ملت در همه‏ی میدان‏ها توانسته‏اند برتری‏ها و درخشندگی‏های خود را به اثبات برسانند. سیاست دشمنانِ ایران آزاد و سرافراز، در دوران‏های گذشته، از کار انداختن بازوی جوان کشور بوده است؛ با وسوسه‏های نومیدساز، با کشاندن به بیهودگی و فساد، و با بسیاری ترفندهای دیگر. این سیاست در دوران پس از انقلاب اسلامی نیز ادامه یافته و ابزارهای پیشرفته‏ی‏ ارتباطات به کمک آن شتافته است. ولی همّت و مسئولیت‏شناسی جوانان انقلاب نگذاشته است دشمنان ایران به هدف برسند. پیشرفت‏های علمی‏، اجتماعی و سیاسی کشور و حال و هوای شوق و همّت در میان نسل جوان نمایشگر افق‏های روشنی است که ملت ایران شایسته‏ی رسیدن به آن است.
عزیزان! با توکل به خدای حکیم و علیم و با فهم درستِ رسالتی که امروز بر دوش همه و بطور ویژه بر دوش جوانان است، راه آینده را هموار کنید. فراگیری و پژوهش و نوآوری را وظیفه بدانید، و نیازهای امروز و فردای کشورتان را در گزینش رشته‏های درسی و نیز در همه‏ی برنامه‏های خود در نظر بگیرید. آینده متعلق به شما است. برای ساختن آن از خداوند کمک بخواهید و همه‏ی تلاشتان را به کار برید.

یقیناً قبل از انقلاب- قبل از اینکه این حرکت و شوق در مردم به وجود بیاید؛ این احساس دلیری در مقابل موانع در مردم ما به وجود بیاید- اگر می‏گفتند که کشور ما خواهد توانست به این نقطه از دانش‏های گوناگون برسد، کسی باور نمی‏کرد. آن روزی که برای یک بیماری معمولی که امروز توی بیمارستان‏های درجه‏ی سه و چهار در شهرستان‏های دور ما به راحتی آن را علاج می‏کنند، افراد ناچار بودند به کشورهای خارج بروند، پول‏های زیادی بدهند، منت زیادی را بکشند- این مال خیلی قدیم نیست، مال همین پیش از انقلاب است- با این وضعی که امروز ما داریم در دانش‏های گوناگون و در بخش‏های مختلف، یقیناً یک روزی به نظر خیلی‏ها دست‏نیافتنی بود؛ اما ملت ما به او دست یافت، جوان‏های ما به او دست یافتند. همین مسئله‏ی هسته‏ای از این قبیل است، مسائل گوناگون در بخش‏های علمی‏ از این قبیل است. بنابراین، اینی هم که یک روزی کشور ما و ملت ما کاروان دانش را آن‏چنان پیش ببرد که بتواند در دنیا مرجع علمی‏ باشد، چیز ممکنی است. البته مقدماتی دارد، که این مقدمات بایستی طی شود و این مقدمات شروع هم شده. یکی از این مقدمات، همین خودآگاهی ماست که احساس کنیم که «باید»؛ و احساس کنیم که «می‏توانیم». یکی دیگر از مقدمات، تهیه‏ی نقشه‏ی علمی جامع کشور است که کشور از لحاظ تحصیل علم‏ و طلب علوم مختلف دچار سردرگمی نباشد. این کار خوشبختانه انجام گرفته. همین دوستان و محققین و برجستگان، برخاسته‏ی از دانشگاه‏ها و از این دانشگاه، توانسته‏اند نقشه‏ی جامع علمی را تهیه و فراهم کنند، که در شرف نهایی شدن است و این یک گام بسیار بلند در راه پیشرفت‏ علم در کشور است. البته بعد از آنکه نقشه‏ی جامع علمی تهیه و فراهم شد، کارهای دیگری هم بایستی انجام بگیرد؛ از جمله: ایجاد نظام مهندسی این نقشه، تبدیل نقشه‏ی جامع علمی به صدها پروژه‏ی علمی، و سپردن این پروژه‏ها به پیمانکاران امینی که عبارتند از همین دانشگاه‏ها و اساتید و مراکز تحقیقاتی دانشگاه‏ها. بعد، ایجاد شبکه‏ی نظارت بر این پیشرفت‏ علمی؛ حسن اجراء. و درگیر کردن استاد، دانشجو، محقق- که حالا دانشجویان پرسیدند در زمینه‏ی پیشرفت‏ علمی، تکلیف ما چیست- این‏ها حتماً باید در این طرح مهندسی نقشه‏ی جامع علمی دیده شود. هر تک‏تک دانشجو می‏تواند نقش ایفاء کند؛ هر مرکزی از مراکز تحقیقاتی، هر کارگاه آموزشی می‏تواند نقش ایفا کند و اساتید هم می‏توانند. بنابراین یک کار چندساله است. این کار چندساله با شدت، با حدت، با پیگیری تمام، با امید بایستی دنبال شود و إن شاء اللَّه به نتایجی خواهد رسید. یقیناً روزی خواهد رسید که شما ببینید مرجعیت علمی یافتن دانشگاه‏های ایران و دانشمندان ایران چیز دور از دسترسی نیست؛ خیلی نزدیک به شماست. شما جوان‏ها یقیناً این را خواهید دید؛ من تردیدی ندارم.

تشکل‏های دانشجوئی مواظب باشند هدفهایشان را گم نکنند. هدفهای اصلی تشکل‏های دانشجوئی همان چیزهائی است که بر روی طاق بلند جنبش دانشجوئی نوشته شده: ضدیت با استکبار، کمک به پیشرفت‏ کشور، کمک به اتحاد ملی، کمک به پیشرفت علم‏، حضور و شرکت در مبارزه و پیکار همگانیِ ملت ایران برای غالب آمدن بر توطئه‏ها و بر دشمنی‏ها؛ این‏ها هدف اصلی است؛ این را باید فراموش نکنند. البته تشکل‏ها از بدنه‏ی دانشجوئی هم خودشان را نباید جدا کنند؛ یعنی این‏جور نباشد که تشکل، موجب تقسیم دانشجوها بشود. به دانشجوها نزدیک باشند. بحث در باب مسائل دانشجوئی را که طولانی هم شد، من همین‏جا خاتمه می‏دهم.

بقای نظام اسلامی و انقلابی، پیشرفت‏ نظام انقلابی، فتوحات گوناگون نظام انقلابی در عرصه‏های مختلف؛ در عرصه‏ی نظامی مثل دفاع مقدس، در عرصه‏های علمی‏ و در عرصه‏های گوناگون اجتماعی و سیاسی روی ملتهای دیگر، روز به روز اثر گذاشت و ملتهای دیگر هم- ملتهای این منطقه و ملتهای مسلمان که دلهایشان پر بود و رهبر نداشتند- وقتی دیدند در ایران چنین حادثه‏ای اتفاق افتاده، کأنّه حکایت دل آن‏ها بود. لذا ملتها به نظام اسلامی، به رهبری اسلامی، رهبری امام (رضوان اللَّه تعالی علیه) و به نظام جمهوری اسلامی دل‏باخته شدند که امروز هم همین‏جور است. امروز هم ملتها در دنیای اسلام- از غرب دنیای اسلام بگیرید، تا شرق دنیای اسلام؛ در همه جا- با چشم اعجاب و تحسین، با حالت غبطه، به ملت ایران و این حرکت نگاه می‏کنند. این‏ها هم زخم آمریکائی‏ها را عمیق‏تر می‏کرد و این، انگیزه‏ی آمریکا برای مخالفت با جمهوری اسلامی است.

همه‏ی دستگاه‏های تبلیغاتی غرب و بخصوص آمریکا- دستگاه‏های هنری، دستگاه‏های مطبوعاتی، دستگاه‏های گوناگون تبلیغاتی، دستگاه‏های به‏ظاهر پژوهشیِ سیاسی یا علمی‏- تلاش می‏کنند این‏جور وانمود کنند که پایان این راه برای ملت ایران بن‏بست است و آمریکا در راه خود پیش می‏رود! این، دروغ محض است؛ قضیه عکس است. پایان این راه، بن‏بست برای رژیم طاغوت و رژیم استکبارگر آمریکاست. دلیل واضحش این است که اگر قرار بود آن‏ها بتوانند ملت ایران را شکست بدهند، آن روزی می‏توانستند شکست بدهند که این ملت نه این همه جوان داشت، نه این پیشرفتها را داشت، نه این تجربه‏ها را داشت، نه در یک نبرد و کارزار عظیمی مثل دفاع مقدس پیروز شده بود، نه در عرصه‏های سیاسی گوناگون قدرت خودش را نشان داده بود؛ آن روز می‏توانستند- اگر بنا بود بتوانند ملت ایران را شکست بدهند- و آن روز شکست می‏دادند؛ نه امروز که ملت ایران تجربه‏اش بیشتر است، دستش قوی‏تر است، امکانات علمی‏اش‏ بمراتب از آن گذشته پیشرفته‏تر است، توانائی‏های نظامی‏اش چندین و چندین برابرِ آن روزهاست، زبان نافذش در بین ملتها بیشتر از گذشته است و جوان‏های بیشتری از آن روز دارد. آن روز ملت ایران در بین جمعیت چهل میلیونی و چهل و پنج میلیونی و بتدریج پنجاه میلیونی‏اش جوان‏ها در اقلیت بودند، امروز در جمعیت هفتاد و چند میلیونی ملت ایران، جوان‏ها در اکثریتند. آن روز آمریکا در دنیا آبرویش خیلی بیشتر از امروز بود. امروز آمریکا در دنیا بی‏آبروست. امروز نه فقط ملتهای مسلمان، حتّی بسیاری از ملتهای غربی از آمریکا روگردانند. بسیاری از صاحبنظران در خود کشور آمریکا و خیلی از مردمشان، نسبت به رژیم حاکم بر آن کشور معترضند.

من به نظرم می‏رسد یکی از کارهای لازم، تشکیل جلسات فکری وسیعی است که مجموعه‏ی دانشجوئی، همراه با مجموعه‏ی حوزوی، با برنامه‏ریزی خوب، می‏تواند به وجود بیاورد تا بنشینند در باره‏ی مسائل گوناگون فکر کنند. گسترش فکر و پراکندن فکرِ درست و صحیح می‏تواند همان ثمراتی را ببخشد که ما در زمینه‏های مسائل علم‏ و فناوری و پیشرفت‏ علوم از دانشجو توقع داریم؛ یعنی شکوفائی، آوردن حرف نو به میدان اندیشه، با یک حرکت صحیح و جهت‏گیری درست. یکی از کارها این است.

ما گفتیم که در این دهه، آنچه که به عنوان یک هدف و شعار- برای اینکه دنبال کنیم که مرحله‏ای را بگذرانیم- باید مورد توجه قرار بگیرد، «پیشرفت‏ و عدالت» است. این را شعار قرار بدهیم: پیشرفت و عدالت. پیشرفت را عرض کردم؛ مقصود، پیشرفتِ همه‏جانبه است؛ یعنی پیشرفت مادی و پیشرفت معنوی. پیشرفت مادی را هم نفی نمی‏کنیم. یعنی مطلقاً مسئله‏ی معیشت مردم، مسئله‏ی اشتغال مردم، مسئله‏ی پیشرفتهای علمی‏ و فناوری را مطلقاً دست کم نمی‏گیریم. این‏ها کاملًا مهم است و باید دنبال شود، تا در این زمینه‏ها فقر نباشد، بیکاری نباشد، گرانی و تورم قیمتها نباشد؛ در این تردیدی نیست. اما در کنارش، به این اکتفا هم نمی‏کنیم، بلکه باید فکر روشن، اعتقاد عمیق، انگیزه‏ی روزافزون و جوشان و اخلاق انسانی و والای اسلامی در کنار این‏ها گسترش پیدا کند.
همان طور که عرض کردم، از بیراهه‏ها باید ترسید. گاهی اوقات یک چیزها و راه‏هائی را برای پیشرفت پیشنهاد می‏کنند که بیراهه است. یک نمونه‏اش را گفتم؛ مثل پیشرفتهای دوره‏ی پهلوی که حقیقتاً بعضی‏اش توقف و بعضی‏اش پسرفت و سقوط بود- که حالا جای تفاصیلش در این جلسه نیست؛ چون وقت نیست- آن یک الگو بود که واقعاً بیراهه بود؛ به ظواهر دلخوش کردن، غربی‏ها را معیار و ملاک قرار دادن و دنبال آن‏ها حرکت کردن که نتیجه‏اش همین می‏شود که در آن پنجاه شصت سالِ شوم و سیاه در دوران پهلوی مشاهده شد.
یک نمونه‏ی دیگر از این بیراهه‏ها، نمونه‏هائی است که گاهی ممکن است در زمان ما هم پیدا بشود؛ باید توجه داشت. در این نمونه‏ی دوم، اسمی از ظواهر آورده نمی‏شود، هویت ایرانی و اسلامی هم مثل آنچه که در آن شکل اول دیده می‏شد، نفی نمی‏شود؛ لیکن یک حالت نومیدیِ از تحرک و پیشرفت در این مسابقه در سیاست‏گذاران و سررشته‏داران امور و سخنگویان جامعه مشاهده می‏شود. یعنی نگاهی که به غرب می‏کنند، یک نگاه به یک نقطه‏ی والا و دست‏نیافتنی است، اسمش را هم می‏گذارند واقع‏بینی! می‏گویند آقا واقع قضیه چیست؛ امروز این‏ها از لحاظ علمی این‏قدر جلویند، در زمینه‏های گوناگون این همه پیشرفت کرده‏اند؛ این همه نظریات مختلف در علوم انسانی، در زمینه‏های مسائل اجتماعی، مسائل سیاسی؛ این همه نظر، این همه فکر، این همه نظریه‏ی نو، ابتکاری ارائه داده‏اند؛ ما کِی می‏توانیم به گرد این‏ها برسیم؟ یعنی یک چنین روحیه‏ای در آن‏ها وجود دارد. بارها در طول این سی سال، بنده خودم با افرادی از این قبیل مواجه بودم که چه با زبان صریح یا نیمه‏صریح یا با زبان حال، همین معنا را بیان می‏کردند که «آقا ما البته باید پیشرفت کنیم، اما دنبال این‏ها باید حرکت کنیم! ما که نمی‏توانیم به گرد این‏ها برسیم، چه برسد به اینکه از این‏ها جلو بزنیم؛ چرا بیخود زحمت می‏دهید خودتان را؟». این هم یک بیراهه است.
این معنایش این است که یک ملت- حالا ملت ما به عنوان یک نمونه- و ملتهای گوناگون شرق و ملتهای مسلمان از جمله، محکوم به این هستند که همیشه دنباله‏روِ حرکت غرب و شاگرد دائمیِ آن‏ها باشند و هیچ‏وقت از خودشان امید نداشته باشند که بتوانند در آن سطح قرار بگیرند، چه برسد که از آن‏ها جلو بیفتند؛ هرگز چنین روحیه‏ای نداشته باشند. این، یک بیراهه‏ی بسیار خطرناک است که امروز متأسفانه از سوی استاد دانشگاه، از سوی متفکر سیاسی، از سوی بعضی از گویندگان مذهبی ترویج می‏شود؛ این درست ضد تجربه‏ی طولانی‏مدت بشری است. چرا؟ مگر خدای متعال یک دسته از انسانها را این‏جور آفریده که همیشه باید جلو باشند؟ کدام واقعیت تاریخی این را نشان می‏دهد؟ مگر همین‏هائی که امروز در دنیا جلو هستند، در چند قرن قبل از این، ملتهای عقب‏افتاده‏ی دنیا در همه‏ی مسائل گوناگون نبودند؟ دوران قرون وسطای اروپا مگر از یاد تاریخ رفته؟ دوران قرون وسطی- من بارها گفته‏ام- دوران تاریکی است، دوران جهل و ظلمت است برای اروپا؛ نه برای کشورهای مسلمان، نه برای ایران. همان دورانی که آن‏ها اسمش را گذاشتند دوران جهل و بی‏خبری و ظلمت و خواب، همان دوران در کشور ما و در کشورهای اسلامی، دوران عظمت و پیشرفت علم و فلسفه است و پیشرفت سیاسی و اقتدار سیاسی.
این نگاه، خیلی نگاه خطرناکی است. در همین زمینه‏هائی هم که امروز شما مشاهده می‏کنید که در زمینه‏های علمی در کشورتان پیشرفت وجود دارد، در همین زمینه‏ها هم بالخصوص بعضیها می‏آمدند و می‏گفتند آقا فایده ندارد! ولی جوان مسلمان، جوان ایرانی، با همت، با انگیزه وارد شد و به سطح دیگران رسید و یک جاهائی هم از دیگران حتّی جلوتر هم رفت؛ یعنی به نسبت زمانی که صرف کرده اگر ملاحظه کنید، جلوتر هم رفته. بنابراین، این تفکر یکی از آن تفکرات بیراهه است. مطلقاً نگاه نومیدانه نباید داشت. نگاه دین، نگاه اسلام، نگاه قرآنی به انسان این است که: انسان باید تلاش کند؛ تلاشِ با نظم، با برنامه‏ریزی و بی‏وقفه، تا بتواند به نتائج برسد. صدای اذان بلند شد.

وقتی مردم ببینند شما که مسئول جمهوری اسلامی هستید، افتخار می‏کنید، اعتزاز می‏کنید به مسلمانی خودتان، به ضد استکباری بودن خودتان، به ضد استبدادی بودن خودتان و از طرفی افتخار و اعتزاز می‏کنید به خدمتگزاری‏ مردم؛ با مردم هستید، با مردم انس پیدا می‏کنید، به مردم محبت می‏کنید، از مردم کمک می‏خواهید در مسائل گوناگون، خوب، مردم خرسند می‏شوند؛ مردم این مسئول را دوست می‏دارند؛ خوششان می‏آید. ما وظیفه‏مان این است. ما حق نداریم از شعارهای انقلاب و شعارهای اسلام عقب‏نشینی کنیم؛ این، یک بی‏صبری است. این بی‏صبری‏ای است که نباید این را قبول کرد. پایبندی به این شعارها برخلاف خواست دشمن، برخلاف نظر دشمن، با حرکت کشور به سوی پیشرفت به معنای حقیقی کلمه، هیچ منافاتی هم ندارد که همیشه سعی می‏کردند این‏جور القاء کنند که اگر اسلامی هستید، پس دیگر پیشرفت و دست یافتن به مراحل بالای رفاه مادی و پیشرفت علمی‏ ممکن نیست؛ نخیر، درست بعکس است؛ درست بعکس است. ما پیشرفت‏هایمان‏ زیاد بوده.من گاهی متأسفانه می‏بینم در بعضی از نوشتجات و نشریات و اظهارات، موفقیتهای آشکار این ملت زیر سؤال می‏رود. این‏ها نباید این کار را بکنند؛ این بد است. این، لگد زدن به مردم است؛ این، خالی کردن تو دل مردم و مأیوس کردن مردم است به طور غلط و دروغ. چه کسی می‏تواند منکر پیشرفتهای شگفت‏آورِ علمی امروز ما بشود؟ و دلیل اهمیت این پیشرفتها همین است که این پیشرفتها در بسیاری از موارد، کشورِ ما را جزوِ معدود کشورهای دارنده‏ی این پیشرفتها قرار داده. این چیز کمی است؟ حدود یک ماه قبل در همین حسینیه نمایشگاهی تشکیل دادند و از بین صدها تازه‏ی علمی، پنجاه و یکی دوتا از تازه‏های علمی را آوردند اینجا. صاحبان علمی بعضی از طرحها- که بعضی دولتی بودند، بعضی بخش خصوصی- گزارش دادند که بعضی از این‏ها در کشور بی‏سابقه است و بعضی در دنیا بی‏سابقه است؛ شاید حدود دوتا یا سه تا از این‏ها در دنیا بی‏سابقه است. این را باید آدم انکار کند؟! سال گذشته بود یا اندکی قبل از یک سال- حالا درست من تاریخ یادم نیست- مجمعِ علمیِ بزرگی اینجا تشکیل شد در باره‏ی موضوع خاصی- من حالا دیگر نمی‏خواهم جزئیات و خصوصیات آن را تکرار بکنم؛ یعنی آن مورد خاص خصوصیتی ندارد- که از چندین کشور پیشرفته‏ی دنیا آمده بودند اینجا، پیشرفتهای علمی و فناوری و تحقیقاتی ما را دیدند. وقتی مصاحبه‏های این‏ها را پخش کردند، این‏ها می‏گفتند اگر ما ندیده بودیم، باور نمی‏کردیم که ایران به یک چنین جائی دست پیدا کرده باشد؛ به این نقطه دست پیدا کرده باشد. این مال یک مورد و دو مورد نیست؛ این مسئله‏ی فناوریِ هسته‏ای، یک نمونه است؛ من بارها گفته‏ام. این، یک نمونه است. ما از این قبیل نمونه، موارد متعددی داریم، که این‏ها پیشرفتهای علمی ماست. از لحاظ پیشرفتهای آبادانی و عمرانی، پیشرفتهای توسعه‏ی زندگی مردم، بالا رفتن سطح زندگی، چه چیزی مورد انکار می‏تواند قرار بگیرد که انسان می‏بیند متأسفانه در بعضی از نوشتجات، بیخود و به بهانه‏ی ناچیزی، این چیزها را زیر سؤال می‏برند. این حرکتِ عظیم ملت ایران، حرکت باارزشی است. و ما بعد از حدود سی سال که از شروع این انقلاب می‏گذرد و نزدیک به بیست سال از رحلتِ امام بزرگوار ما- که معلم این انقلاب و بانی این انقلاب بود- می‏گذرد، می‏بینیم مردم آن شعارها را همچنان سر دست خودشان بلند کردند و نگه داشتند و آن شعارها را تکرار می‏کنند. و جوانهای ما که نه دوران امام را دیدند، نه امام را دیدند، نه دوره‏ی جنگ را درک کردند، در بیانشان، در هنرشان، در شعرشان، ستایشگر آن قله‏های عظیم هستند که ملت ایران آن‏ها را گذرانده است. این‏ها چیز کمی است؟ این‏ها را باید انکار کرد؟

امروز ملت ایران قابل مقایسه‌ی با ملت ایرانِ بیست سال قبل نیست و علمش، فناوری‌اش، تجربه‌اش، مهارتهای گوناگونش، توسعه‌ی عظیم همه‌جانبه‌ی ملی و اجتماعی و اقتصادی و کشوری‌اش، نفوذ و اقتدارش در منطقه، قابل مقایسه‌ی با بیست سال پیش و بیست‌وپنج سال پیش نیست. این، بر اثر همین استقامت است. این درس بعثت است؛ این را بایستی تک تک ما بدانیم و بفهمیم؛ با تاریخ پیغمبر آشنا شویم؛ بدانیم که آن روز بعثت نبی مکرم بود، امروز بعثت امت اسلامی است. امروز امت اسلامی باید احساس بعثت بکند؛ خود را مبعوث بداند؛ آگاهانه و با بصیرت حرکت و اقدام کند؛ بر علم خود اضافه کند، بر توانائیهای خود اضافه کند، بر انسجام ملی و انسجام بین‌الملل اسلامی خود اضافه کند. و بین ایشان توحید کلمه خیلی مهم است. این پیام ملت ایران، پیام انقلاب اسلامی، پیام نظام جمهوری اسلامی است. و افق هم برای ما روشن است. به توفیق الهی میدانیم چه کار داریم میکنیم ، میدانیم به کجا خواهیم رسید و میدانیم که راه رسیدن به آن نقطه، رفتن است؛ نه ایستادن و نه عقبگرد کردن.

یک نکته‏ی اساسی دیگر در وصیّت‏نامه و در بیانات امام، مسئله‏ی مواجهه‏ی با زورگویان عالم است. قدرتهای سلطه‏گر و زورگوی جهانی البته در طول تاریخ همیشه بوده‏اند، اما با پیشرفت‏ علم‏ و صنعت و با امکانات ارتباطاتی مدرن، این سلطه‏گری برای آن‏ها آسان‏تر شده است. لذا می‏بینید آمریکائی‏ها نسبت به همه‏ی جهان ابراز طمع‏ورزی می‏کنند و با این بهانه که منافع ما در فلان‏جا به خطر افتاده است، وارد می‏شوند. گویا منافع آن‏ها بر منافع همه‏ی دنیا ترجیح دارد؛ بر منافع ملتها ترجیح دارد. خوب، در مقابل این زورگوئی و گردن‏کلفتی و حرف‏نشنوی و حق‏ناشناسی چه جور باید برخورد کرد؟ دو جور برخورد وجود دارد: یک برخورد، تسلیم است؛ یک برخورد، مقاومت است. تسلیم در مقابل زورگویان جهان، زورگو را به زورگوئی تشویق می‏کند. تسلیم ملتها، تسلیم سیاسیون عالم، تسلیم روشن‏فکران جوامع مختلف در مقابل زورگوئی‏های استکبار جهانی، مشوق آن‏ها در پیشرفت است؛ مشوق آن‏ها در زورگوئی بیشتر است. برای ملتها یک راه حقیقی بیشتر باقی نمی‏ماند و آن مقاومت است. اگر یک ملتی می‏خواهد شر زورگوئی زورگویان- و امروز شر آمریکا- را از سر خود کم کند، باید در مقابل زورگوئی آمریکا با قدرت و صلابت تمام بایستد.

آنچه امروز در درجه‏ی اول برای ملت ایران مطرح است، تمسک به اسلام است. همه‏ی خیرات و برکاتی که یک ملت آرزومندِ داشتن آن‏هاست، به برکت اسلام برای یک ملت حاصل می‏شود. ما برای اینکه آزادی به دست بیاوریم، استقلال به دست بیاوریم، رفاه عمومی به دست بیاوریم، پیشرفت‏ علمی‏ به دست بیاوریم، پیشرو بودن در میدانهای گوناگون بشری را به دست بیاوریم، اوج عزت را برای خودمان- به عنوان ملت ایران- فراهم بکنیم، راه منحصربه‏فردِ امروز ما عبارت است از تمسک به اسلام. اسلام همه‏ی این‏ها را در تعالیم خود، در بطن خود، برای یک ملت به ارمغان می‏آورد. تمسک به اسلام، امروز بزرگترین راه است برای ملت ایران.

امروز ما باید بدانیم این دشمن ناکام مانده‏ی در مقابل ملت ایران نقشه‏اش چیست. باید بیدار باشیم: «العالم بزمانه لا تهجم علیه اللّوابس». اگر صحنه را بشناسیم، عرصه را بشناسیم، دشمن را بشناسیم، نقشه‏ی دشمن را بدانیم، غافلگیر نخواهیم شد. باید این را بداند ملت ایران. بحمد اللَّه ملت ما، ملت هوشیاری است؛ زبان‏آوران و سخنگویان و صاحبدلان و روشن‏فکران زیادی هم در میان علمای‏ دین، در میان علمای دانشگاه هستند که مردم را ارشاد می‏کنند، راهنمائی می‏کنند. جوانان پرشورِ ما هم در عرصه‏های مختلف رشد پیدا کرده‏اند. امروز در میان مردم ما، جوانان بسیجیِ ما در میدانهای علم، در میدانهای تجربه، در میدانهای فناوری‏های دشوار پیشرفت‏ کرده‏اند. ملت، یک چنین ملتی است. بنابراین شناخت صحنه برای ملت ما مشکل نیست.
من به شما عرض می‏کنم، امروز یکی از نقاطی که دشمنِ ما بر روی آن سرمایه‏گذاری می‏کند، مسئله‏ی اختلافات است. اختلافِ بین این مذاق سیاسی، با آن مذاق سیاسی؛ اختلاف بین این استان با آن استان؛ اختلاف بین این سلیقه با آن سلیقه؛ اختلاف بین این مذهب با آن مذهب؛ یکی از راه‏ها این است. البته در دنیای اسلام این را دنبال می‏کنند. همین اخیراً در یک گزارشی دیدم و خواندم پارلمان انگلیس به دولت کشورشان- مال همین چند هفته پیش است- سفارش می‏کند که در دنیای اسلام، آن نقاطی که فرقه‏های اسلامی و مذاهب اسلامی در آن‏ها باهم توافق ندارند، آن‏ها را جستجو کند، پیدا کند، بر روی آن‏ها تکیه کند؛ یعنی ایجاد اختلاف؛ یعنی جنگ بین مذاهب اسلامی. در داخل هم به یک شکل دیگری، همان‏طور که عرض کردیم، این را دارند دنبال می‏کنند.
یکی از راه‏ها، سرگرم کردن جوانان است. من به جوانهای کشور چند سال قبل از این گفتم آینده‏ی کشور مال شماست، بروید دنبال علم، دنبال نوآوری علمی. و جوانهای دانشگاهیِ ما پاسخ مثبت دادند؛ اساتید مجرب ما در این میدان با حضور خود، با جدیت خود، کار را پیش بردند. امروز که نگاه می‏کنیم، می‏بینیم نسبت به ده سال، پانزده سالِ قبل از این، پیشرفت علمی کشور بسیار چشم‏نواز و چشمگیر است، بعد از این هم همین خواهد بود. جوان را سرگرم کردن، مشغول کردن به لهو و لعب، به چیزهائی که او را از مسیر اصلی زندگی انقلابی ملت ایران دور می‏کند، یکی از برنامه‏های آن‏هاست. دیانت جوان ما، تقوا و پارسائی و پاک‏دامنیِ جوان ما برای آن‏ها نامطلوب است.

آمریکا با همه‏ی توان خودش امروز در مقابل ملت ایران ایستاده است. این همه‏ی توان آمریکاست؛ توان تبلیغاتی، توان سیاسی، توان اقتصادی، نفوذ بین‏المللی. بعضی تصورشان این است که در درون آمریکا دولتهای آمریکائی احتیاج دارند به اینکه در بیرون خودشان یک دشمن داشته باشند. برای همین است که نظام اسلامی را دائم بزرگ می‏کنند؛ جمهوری اسلامی را به عنوان یک خطر بزرگ معرفی می‏کنند. این البته درست است.یکی از سیاستهای رهبران آمریکا همین است که برای اینکه مشکلات درونی، تبعیض‏هائی که وجود دارد، اختلاف طبقاتی‏های عجیبی که وجود دارد، گرفتاری‏های فراوانی که مردم آمریکا دارند، برای اینکه مردم را از این مسائل منصرف کنند، همیشه یک دشمنی در بیرون لازم دارند. این را فهمیده‏ایم و اطلاع داریم؛ اما مسئله‏ی بزرگ کردن ایران یک مسئله‏ی بنیانی است در تفکر سیاستمداران سلطه در آمریکا؛ حقیقتاً همین‏طور است. قوام آن‏ها به تجاوزطلبی و به سلطه و دست‏اندازی به اینجا و آنجای دنیاست. دولتها را قانع کردند، ملتها را هم ساکت کردند. تنها پرچمی که در مقابل آن‏ها ایستاده است، دولت و ملتِ بدون تفاوت کجاست؟ جمهوری اسلامی. آحاد مردم و دولت، همراه آن‏ها؛ و رئیس‏جمهور، همراه آن‏ها؛ و مسئولین کشور، همراه آن‏ها، بدون تقیه ظلم را نفی می‏کنند، تبعیض را نفی می‏کنند، دست‏اندازی را نفی می‏کنند؛ این خطر بزرگی است برای آن قدرتی که به درون حصارهای ملیِ خودش، خودش را محدود نمی‏کند. چون فریاد این ملت، قیام این ملت برای ملتهای دیگر بیدارکننده است، هشداردهنده است، کمااینکه بوده تا حالا؛ کمااینکه این بیداری به وجود آمده است. خوب، این‏ها احساس خطر می‏کنند. همه‏ی تلاششان را هم گذاشته‏اند، ولی با همه‏ی این‏ها ملت ایران، شما جوانان، شما دانشجویان می‏توانید در مقابل همه‏ی این‏ها بایستید و بر همه‏ی این‏ها غلبه پیدا کنید؛ اما شرائطی دارد. ما امروز از بیست سال قبل، از سی سال قبل خیلی جلوتریم، تجربه‏مان بیشتر است، مدیریتهایمان قوی‏تر است، توانائی‏های علمی‏ ما بمراتب جلوتر است، قدرت تحرک اقتصادیمان بمراتب از آن روز بیشتر است، تصورات ما از پیشرفت‏ نسبت به آن روزها خیلی بهتر است.

چرا پیشرفت‏ علمی‏ یک ملت و یک کشور، از نظر یک جماعتی در دنیا تهدیدآمیز است؟ چرا؟! چون انحصارطلبند؛ چون سلطه‏طلبند؛ چون ایران را طعمه فرض کرده‏اند. خواستند این کشور را با ذخائر و با موقعیت جغرافیائی ممتاز و برجسته‏اش، یکجا ببلعند. بیداری ملت ایران، بیداری جوان ایرانی و استعداد و درخشندگی پیشرفت‏ علمی‏ جوان ایرانی، نمی‏گذارد. لذا پیشرفت‏ فنّاوری شما، انرژی هسته‏ای شما و پیشرفتهای‏ علمی‏ دیگرِ شما، آن‏ها را عصبانی می‏کند. بله، اگر ملت ایران بی‏خیال و جوان ایرانی بی‏فکر باشد- دنبال علم‏ و دنبال کار و دنبال تولید و دنبال نوآوری نرود و همین‏طور به عیش و عشرت بگذراند- آن‏ها خوشحال می‏شوند. آن‏ها این را می‏خواهند؛ آن‏ها نمی‏خواهند شهر شیراز، یک مرکزی باشد که در آن پیشرفت‏ علمی‏ هست- که من گفتم شیرازِ شما، از لحاظ پیشرفت‏ صنعتی در خط مقدم شهرها و استانهای کشور قرار دارد و در بعضی از رشته‏های علمی، جوانها و مردان و زنان شما در دنیا آوازه پیدا کرده‏اند- آن‏ها این را نمی‏خواهند. آن‏ها نمی‏خواهند که دانشگاه ما، حوزه‏ی علمیه‏ی‏ ما، آزمایشگاه ما و محیط تولید ما، پررونق باشد. آن‏ها دلشان می‏خواهد اختلاط دختر و پسر و آمیزشهای شهوانی و غفلت و عشرت و این‏ها، بر زندگی مردم غلبه پیدا کند؛ آن‏ها این را می‏خواهند. شما عکس این را عمل کردید؛ علت عصبانیت امریکا و صهیونیستها و این همه تبلیغات این است.

اردوگاه سرمایه‏داری و استعماری با همه‏ی توان سیاسی خود، با همه‏ی قدرت مالی و اقتصادی خود و با همه‏ی شبکه‏های تبلیغاتی خود، دارد فشار می‏آورد تا شاید بتواند ملت ایران را وادار به عقب‏نشینی و تسلیم بکند؛ نه فقط از حق هسته‏ای- حق هسته‏ای یکی از حقوق ملت ایران است- بلکه می‏خواهند ملت ایران را از حق عزتش، از حق استقلالش، از حق قدرت تصمیم‏گیریش و از حق پیشرفت‏ علمیش‏، وادار به عقب‏نشینی کنند. ملت ایران امروز در جاده‏ی پیشرفت‏ علمی‏ و پیشرفت فنّاوری افتاده و می‏خواهد دو قرن عقب‏افتادگی خود را در دوران‏ طاغوتها، جبران کند. این‏ها دستپاچه شده‏اند و نمی‏خواهند ملت ایران- که در این نقطه‏ی حساس دنیا قرار گرفته است و به عنوان پرچم‏دار اسلام شناخته شده- به این توفیقات دست پیدا کند؛ لذا فشار می‏آورند. اما ملت ایران ایستاده است.

امروز پیام انقلاب اسلامی در سطح، گسترده و در عمق، ریشه گرفته است. امروز ملتهایی که به شما ملت ایران با چشم اعجاب و تحسین نگاه می‏کنند، فقط به ملتهای همسایه منحصر نمی‏شوند؛ ملتهایی که بزرگان نظام جمهوری اسلامی و مسئولان و رؤسای ما را مورد عشق و محبت خود قرار می‏دهند، فقط به همین اطراف ما منحصر نمی‏شوند؛ آوازه‏ی انقلاب اسلامی و ایستادگی ملت ایران و پایبندی این ملت به اصول و ارزشهای خود، مناطق بسیاری از دنیا را فراگرفته است؛ این گسترش در سطح. در عمق هم جمهوری اسلامی توانسته است کشور را از لحاظ علمی‏، از لحاظ فناوری، از لحاظ اجتماعی، از لحاظ خدمات عظیم و انبوه به آحاد مردم، پیش ببرد. حجم خدماتی که دولتها در طول این بیست و نه، سی سال انجام داده‏اند، قابل مقایسه با مدتهای مشابه در دوران طاغوت نیست؛ یک خیزش عظیم در حرکت اقتصادی و اجتماعی و سیاسی در ایران انجام گرفته است. عزت ملی کشور ما و ملت ما امروز زبانزد است؛ در پیشرفتهای‏ علمی‏، این کشوری که در رده‏های آخر دنیا قرار داشت، در بسیاری از رشته‏ها در رده‏های اول است. می‏بینید جمهوری اسلامی از هشت کشور جهان، نه کشور جهان، ده کشور اول جهان، در مواردی جلو افتاده است یا به آن‏ها رسیده است؛ راهی را که آن‏ها در طول سالهای طولانی طی کرده‏اند، ملت ایران با همت جوانانش و با استعدادش، توانسته است در بخشی از مسائل طی کند. افق هم روشن، و آینده در چشم مردم ایران آینده‏ی امیدبخشی است؛ این پیشرفت‏ ملت ایران است.
خب، ما می‏خواهیم وارد دهه‏ی چهارم بشویم؛ برای دهه‏ی چهارم جمهوری اسلامی، ما باید نگاه کنیم به عرصه‏ی زندگی خود و ببینیم کمبودهای ما کجاست؛ ما کمبودهای زیادی داریم. من در پیام، امروز به ملت ایران عرض کردم؛ در زمینه‏های زیادی ما وارث عقب‏ماندگیهای صدساله‏ی دوران طاغوتیم و در بخشهای زیادی عقب مانده‏ایم. ما گفته‏ایم می‏خواهیم برویم و به صفوف جلوی بشریت برسیم؛ باید بدانیم ما که به سمت جلو حرکت می‏کنیم؛ بقیه‏ی ملتها که نایستاده‏اند. آن‏ها هم دارند حرکت می‏کنند. باید شتابمان و نوع حرکتمان را جوری تنظیم بکنیم که بتوانیم به صفوف مقدم برسیم؛ و الا اگر بخواهیم با همان سرعت و با همان شتابی که به طور متعارف ملتها پیش می‏روند، پیش برویم، باز در این مراحل عقب می‏مانیم.
وقتی نگاه می‏کنیم، برای دهه‏ی چهارم- برای این ده سالی که پیش روی ماست- دو شاخص عمده وجود دارد که باید این دو را حتماً بدست بیاوریم: یکی پیشرفت است، یکی عدالت. ما مثل بعضی از کشورها و نظامهای دنیا فقط به پیشرفت فکر نمی‏کنیم؛ ما پیشرفت را همراه با عدالت می‏خواهیم. خیلی از کشورها هستند که از لحاظ علمی پیشرفت کرده‏اند و به آمارها و شاخصهای اقتصادی آن‏ها که نگاه می‏کنیم، ملاحظه می‏کنیم که مثلًا درآمد سرانه‏ی آن‏ها خیلی هم بالاست؛ اما مسئله‏ی مهم این است که این درآمد سرانه در میان ملت چه جور تقسیم می‏شود؛ این آن نکته‏ای است که نظامهای غیر الهی و نظامهای رونوشت‏کرده‏ی از نسخه‏های استکباری، دیگر به آن توجه نمی‏کنند. ما نمی‏توانیم توجه نکنیم؛ ما می‏خواهیم کشورمان از همه‏ی جهات- از لحاظ علمی، از لحاظ اقتصادی، از لحاظ فناوری، از لحاظ سیاسی- به پیشرفت برسد، مردم به رفاه دست پیدا کنند؛ اما در کنار پیشرفت، می‏خواهیم کشور عادلانه و با عدالت اداره بشود؛ این مهم است. نه عدالتِ بدون پیشرفت مطلوب است، نه پیشرفتِ بدون عدالت. عدالت بدون پیشرفت یعنی برابری در عقب‏ماندگی، برابری در فقر؛ این را نمی‏خواهیم. پیشرفت بدون عدالت را هم هرگز مطالبه نمی‏کنیم؛ پیشرفت، همراه با عدالت. باید فواصل طبقاتی کم بشود. باید آن کسانی که برای تحرک استعداد دارند، فرصتهای برابر دریافت کنند؛ اگر کسی تنبلی کرد، تنبلی‏اش به گردن خودش. نباید این‏جور باشد که در برخی از مناطقِ کشور مجال برای تلاش علمی یا تلاش اقتصادی نباشد، اما بعضیها از منابع و از امکانات کشور به طور بی‏نهایت بتوانند استفاده کنند؛ نه، هنر این است. مطالبه‏ی ملت از دولتها، از مجالس پی‏درپی شورای اسلامی، از قوه‏ی قضائیه و از همه‏ی مسئولان باید این باشد. کشور باید پیشرفت کند؛ پیشرفتِ در همه‏ی بخشها: پیشرفت در تولید ثروت، پیشرفت در افزایش بهره‏وری، پیشرفت در عزم و اراده‏ی ملی، پیشرفت در اتحاد ملی و نزدیکی قشرهای مختلف به یکدیگر، پیشرفت در دستاوردهای علم و فناوری، پیشرفت در اخلاق و در معنویت، پیشرفت در کم کردن فاصله‏ی طبقاتی، در رفاه عمومی، در انضباط اجتماعی، در بوجود آمدن وجدان کاری در یکایک آحاد ما مردم، پیشرفت در امنیت اخلاقی، پیشرفت در آگاهی و رشد سیاسی، پیشرفت در اعتمادبه‏نفس ملی- که من چند ماه قبل مسئله‏ی اعتمادبه‏نفس ملی را اعلام کردم؛ ملت باید به خود اعتماد داشته باشند و بدانند که می‏توانند؛ درست نقطه‏ی مقابل آن چیزی که دشمنان این ملت در طول سالهای متمادی خواستند به ما تلقین کنند و بگویند و ثابت کنند که نمی‏توانید- پیشرفت در همه‏ی این زمینه‏ها لازم است؛ اما همه‏ی این پیشرفتها باید در سایه‏ی عدالت و در کنار تأمین عدالت باشد.
ممکن است بعضی از صاحبنظران و به اصطلاح تئوریسین‏های اقتصادی بگویند: آقا نمی‏شود؛ اگر بخواهید به پیشرفت اقتصادی دست پیدا کنید، ناچار باید فاصله‏ی طبقاتی را قبول کنید و بپذیرید! اینجاست که ما عرض می‏کنیم «نوآوری». نباید خیال کنیم که نسخه‏های اقتصادی غرب، آخرین حد دستاورد بشری است؛ نه، این هم یک نسخه‏ای است، دوره ای دارد؛ آن دوره طی می‏شود و فکر تازه و فکر نویی به میدان وارد می‏شود؛ بگردید آن فکر نو را پیدا کنید؛ شاخص باید این باشد.

در طول سال 86 کارهای باارزشی از سوی مسئولین کشور- چه دولت، چه مجلس و چه مسئولین در سراسر بخشهای گوناگون- و همچنین کارهای بزرگی از سوی آحاد ملت، انجمنهای علمی‏ و مجموعه‏های دانشجویی و کاوشگر، برای ملت ایران انجام گرفت و ملت ایران را در میدانهای مختلف و عرصه‏های مختلف به پیش برد؛ پیشرفتهای‏ علمی‏، پیشرفتهای عمرانی و کارهای سازندگی مهمی که در بخش آبادانی کشور انجام گرفت، همه‏ی این‏ها- چه آنچه مربوط به بحث تقنین و چه آنچه مربوط به مرحله‏ی اجرا بود- برای ملت ایران بسیار پرسود و إن شاء اللّه مایه‏ی پیشرفت‏ و شکوفایی شد.
البته در طول سال ضایعات و فقدانها و ناکامی‏هایی هم داشتیم: چه در برنامه‏های گوناگون و چه در مورد از دست دادن شخصیتهای عزیز. البته زندگی همین است و برای یک ملت، شادیها و غمها، شیرینیها و تلخیها همیشه به هم آمیخته است؛ مهم این است که در میانه‏ی این حوادث گوناگون، یک ملت بتواند هدف خود را مشخصاً در نظر داشته باشد و بسوی آن هدف گامهای بلندی بردارد. آخرین حادثه‏ی تأسف‏بار هم فقدان عزیزان دانشجویی بود که در سانحه‏ی دل‏خراشی اتفاق افتاد و همه‏ی ما را مصیبت‏زده کرد.
اما در مورد سال 87 که اکنون آغاز می‏شود، چشم‏انداز و امیدهای ما بسیار روشن و متعالی است. در این سال نظام مقدس جمهوری اسلامی سی‏سالگی خود را تمام می‏کند و سه دهه را پشت سر می‏گذارد. در این سه دهه، ملت ایران و مسئولین تلاشهای بسیار باارزشی انجام دادند: در دفاع از کشور، در دفاع از استقلال و عزت ملی و در پیشرفتِ به سمت اعتلای علمی و عملی. در طول این سالهای متمادی، ملت ایران بر آن بود که عقب‏ماندگیهای سالهای طولانی گذشته‏ی پیش از انقلاب را جبران کند و موفقیتهای بزرگی هم در این راه به دست آورد. آنچه در طول این سالهای متمادی انجام گرفته است، در تاریخ ملت ایران کارهای برجسته و إن شاء اللّه ماندگاری خواهد بود.

شما نخبگان در این پیشرفت‏ باید سهم متناسب با نخبگی را ایفاء کنید. همه‏ی میدانها هم مشمول این حرف است. بنده از آن آدم‏های خشکی که بگویم حالا ما شعر می‏خواهیم چه‏کار کنیم، هنر می‏خواهیم چه‏کار کنیم، حالا فعلًا علم‏ را راه بیندازیم، نیستم. بااینکه علم‏ به نظر من در درجه‏ی اول اهمیت قرار دارد در پیشرفت‏ کشور که بارها هم به جوانهای دانشجو و دیگران- اساتید و غیره- گفته‏ام؛ در عین حال معتقدم همه چیز باهم؛ علم، دین، هنر، ذوق، صنعت، سازندگیهای گوناگون، کشاورزی، خدمات، روابط خارجی؛ این‏ها همه یک مجموعه است و باید باهم پیش برود؛ هرکدامی هم به نحوه‏ای پیش خواهد رفت.

این کشور به‏ناحق عقب‏مانده نگه داشته شد. ما امروز پیشرفتهای‏ زیادی کردیم، اما این پیشرفتها نسبت به آنچه که شأن ملت ایران است و جایگاه ملت ایران است، کم است. ملت ایران یک روزی در قله‏ی علم‏ و اقتدار مادی و معنوی قرار داشته است به برکت اسلام. ما امروز اسلام را بازیابی کرده‏ایم؛ آغوشمان را به روی اسلام باز کردیم، اسلام را با نگاه متناسب با زمانه و با پیشرفت زمانه به دنیا عرضه کردیم. امروز تفکر سیاسیِ اسلامی، تفکر اجتماعی اسلام، تفکر گرایش معنوی اسلام، تفکر اسلام در مورد روابط داخلی و درونی افراد جامعه باهم، می‏تواند در دنیا مثل یک دستورالعمل، مثل یک سرمشق مطرح شود؛ نه اینکه این حرف را ما بزنیم یا من اینجا بگویم؛ این سخنی است که امروز اندیشمندان باانصاف دنیا همین حرف را می‏زنند. این را ملت ایران آسان هم به دست نیاورده. شما شهید دادید؛ ابرکوه شهدای عزیزی دارد، فداکارانی دارد، پدر مادرهائی دارد که فرزندان خودشان را فرستادند برای دفاع از این انقلاب در دوران جوشش انقلاب؛ و برای دفاع از مرزهای کشور در دوران دفاع مقدس. این‏ها بوده است که توانسته این انقلاب را زنده نگه دارد، این پرچم را بلند نگه دارد و امروز ملت ایران را عزیز کند.

آن روز ما وقتی‏که فکر امروز را بکنیم، امروز در خلأ باقی نمی‏مانیم. امروز در هر خانه‏ای، در هر مدرسه‏ای، در هر گوشه‏ای، به قول یکی از آقایان شاید در هر روستائی اگر برویم، از فناوری اطلاعات یک چیزی آنجا مشاهده می‏کنیم. حوزه‏ی علمیه‏ می‏خواهد عقب بماند؟ سی سال آینده را به همین قیاس کنید؛ البته با یک شتاب بیشتری. یعنی شتاب علم در این بیست سالی که گذشت، یقیناً بمراتب کمتر خواهد بود از شتاب علم و پیشرفت‏ علم و فناوری در بیست سالی که پیش روی ماست؛ در سی سالی که پیش روی ماست.

ما به موازات پیشرفتهای‏ گوناگون علمی‏ و سیاسی و افتخارات و عزت ملی که بحمد اللَّه به برکت مواضع انقلاب، ملت ما به دست آورده- در سطح منطقه و در سطح جهانی- به احساس امنیت عمومی در جامعه نیازمندیم. یک ملت مثل یک فردی است که موفقیت او، حسادتها را برمی‏انگیزد. آن کسی که یک موفقیتی پیدا می‏کند، ضمن اینکه خدا را شکر می‏گوید، باید مراقب حسادتها باشد. ملت هم همین‏جور است. کسانی هستند، بدخواهانی هستند که علاوه‏ی بر مسئله‏ی حسادت، از پیشرفت‏ ملت ایران ناراحتند؛ برای خاطر اینکه منافعی که برای خودشان در این منطقه تعریف کردند، با پیشرفت ملتها- پیشرفتهای علمی‏ و سیاسی- سازگار نیست. خوب، این‏جور عناصر، این دشمنان، این حسودان، این بدخواهان و بددلان بیکار نمی‏مانند. و از جمله‏ی نقطه‏های آسیب برای هر کشور و ملتی، مسئله‏ی امنیت است؛ شما باید خیلی بهوش باشید. راه‏ها بحمد اللَّه کوبیده شده، هموار شده؛ می‏توانید پیش بروید.

شما جوانهای عزیز بدانید وضعیت امروز کشور از لحاظ سیاسی، از لحاظ علمی‏، از لحاظ اقتصادی، از لحاظ رشد انگیزه‏های انقلابی و اسلامی، از لحاظ آگاهی و روشن‏بینی جوانان با بیست سال پیش، خیلی تفاوت کرده؛ ما خیلی جلو رفته‏ایم. آنچه که جلو چشم است و محسوس و قابل اندازه‏گیری است، پیشرفتهای‏ علمی‏ ماست که یک نمونه‏اش همین مسئله‏ی هسته‏ای است و نمونه‏های فراوان دیگری هم دارد. با این پیشرفت‏، دشمنان ما البته مخالفند.
امروز مسئله‏ی عمده‏ی سیاست خارجی کشوری مثل امریکا شده است مسئله‏ی هسته‏ای ایران؛ چرا؟ برای خاطر اینکه این، نشانه‏ی پیشرفت ملتی است که آن‏ها نمی‏خواهند پیشرفت کند؛ نمی‏خواهند قدرت پیدا کند؛ نمی‏خواهند قدرت علمی پیدا کند؛ نمی‏خواهند قدرت روحی و اعتماد به نفس پیدا کند، تا بتوانند تسلط را برگردانند. به این جهت، مخالفت می‏کنند.

آن چیزی که ما از محیط دانشجوئی‏مان انتظار داریم، پیشرفت‏ علم‏، پیشرفت اندیشه‏ی سیاسی، عمق اندیشه‏ی دینی و ایمان دینی، عمق معرفت دینی و روشن‏بینی دینی، دست یافتن به قلمروهای جدید؛ هم در زمینه‏ی علم‏، هم در زمینه‏ی سیاست، هم در زمینه‏ی معرفت دینی در محیط دانشجوئی است؛ البته به کمک راهنمایان هر بخشی. شما برای کار علمی‏ باید استاد داشته باشید، برای کار معرفت دینی باید استاد داشته باشید، برای کار سیاست هم همین‏جور است. کار را شما می‏کنید؛ او راهنمائی می‏کند. دانشگاه ما و محیط دانشجوئی ما بایستی در همه‏ی این عرصه‏ها پیشرفتهای‏ حقیقی و چشمگیری کند و این پیشرفتها را إن شاء اللَّه خواهد کرد.

گرچه من مکرر در این جلسه- در سالهای گذشته و جلسات شبیه این- گفته‏ام یک جنبه‏ی نمادینی در این جلسه‏ی سالیانه‏ی ما هست؛ یعنی می‏خواهیم که این دیدار مظهر احترام نظام به اساتید و دانشگاهیان و محققان و پژوهشگران کشور باشد؛ لیکن هیچ نباید تصور کرد که این جلسه جنبه‏ی نمایشی دارد؛ بلکه بعکس، برداشت و توقع این است که طرح موضوعات در این جلسه بتواند مجموعه‏ی تصمیم‏گیران نظام را- وزرای محترم، مسئولان گوناگون، خودِ ما که اینجا هستیم- هدایت کند به آنچه که شایسته‏ی کار علمی‏ و دانشگاهی و پیشرفت‏ در این زمینه هست. این که عرض کردیم «مایلم بشنوم»، از این جهت است. فرض بر این است که استاد محترمی که اینجا بناست صحبت کنند، بررسی کرده‏اند و در مجموعه‏ی وضعیت کنونی علم و دانشگاه در کشور یک نکته‏ی قابل طرحی به ذهنشان رسیده و اینجا آن را مطرح می‏کنند؛ این را ما از این جلسه توقع داریم. البته مطالب خوبی هم گفته شد.
چرا ما این اهتمام و این انگیزش را در زمینه‏ی مسائل مربوط به دانشگاه و دانش و پژوهش به خرج می‏دهیم؟ چون عقبیم؛ عقب نگه داشته شدیم. و چون پیشرفت ما، عزت ما، هویت ملی و اسلامیِ ما وابسته به این است که در این بخش کار جدی کنیم. این علتش است. ما فرق داریم با فلان کشوری که فرض بفرمائید از یک تمدن کوتاه‏مدت برخوردار است. بعضی از کشورها در منطقه‏ی ما هستند که همه‏ی موجودیت این‏ها به عنوان یک کشور به صد سال نمی‏رسد؛ اصلًا چنین هویت جغرافیائی‏ای در صد سال گذشته به این معنا و به این نام وجود نداشته و بعضی از ملتها هم در همین منطقه‏ی ما هستند که هیچ سابقه‏ی قابل ذکری در تاریخ ندارند. در جاهای دیگر دنیا هم هستند؛ در امریکای لاتین، در اروپا و در جاهای مختلف دیگر این‏جور کشورهائی وجود دارند. اما کشور و ملت ما یک کشور ریشه‏دار است؛ ما در تاریخ، ریشه داریم؛ ما سابقه داریم؛ ما تازه نروئیدیم؛ از گذشته‏ی خودمان هم می‏توانیم تغذیه بشویم و باید تغذیه می‏شدیم. اگر چنانچه با نواخت و آهنگ رشد علم بعد از اسلام تا قرنهای پنجم و ششم و هفتم هجری به این کشور نگاه کنید، اگر با آن نواخت ما پیش می‏رفتیم، امروز در قله بودیم. با آن آهنگ و با آن نواخت پیش نرفتیم؛ چرا نرفتیم؟ خوب، جای بررسی و تحلیل دارد؛ حکومتها ناباب بودند، همتها کوتاه بود، بعد در دورانهای دویست سیصد سال اخیر عوامل خارجی تأثیر گذاشته و بالاخره واقعیت این است که: ما با آن نواخت حرکت نکردیم، بلکه به طرف حضیض هم رفتیم.

امکاناتی که جمهوری اسلامی توانسته است با قدرت، با ابتکار، با استفاده از خلاقیت خود و با جوشش درونی به وجود بیاورد، چشمها را خیره کرده است. در زمینه‏های گوناگون علمی‏ و فناوری و پیشرفتهای‏ گوناگون هم که جای خود دارد و روشن است، که یک نمونه‏اش این مسأله‏ی انرژی هسته‏ای است. این‏ها همه در دوران تحریم و در دوران فشار، به دست ملت ایران آمد. یعنی تحریمها نه فقط اثری نکرد، بلکه اثر عکس کرد؛ نیروهای درونی را به فکر واداشت و به حرکت وادار کرد.

و هدف دوم، تذکر مجدد به مسئولان کشور- مسئولان دولتی، مسئولان بخشهای گوناگون- هست که بدانند این خواست را باید دنبال کنند. در سیاستهای کلان و سیاستهای اجرائی باید پیشرفت‏ و رشد علمی‏ کشور، برنامه‏ی قطعی و حتمی به حساب بیاید و ملاحظه شود. این دو هدف إن شاء اللَّه حاصل شده است.
من فقط چند نکته را بیان می‏کنم؛ خیلی از حرفهای خوب را شما خودتان گفتید. یک نکته که تازه هم نیست، این است که: حرکت علمی برای کشور ما یک ضرورت مضاعف است؛ یک نیاز مضاعف و مؤکد است. نیاز است؛ چرا؟ چون علم، عامل عزت و قدرت و امنیت یک ملت است- که مختصراً توضیح خواهم داد- مضاعف و مؤکد است؛ چرا؟ چون به این وظیفه، در طول صد سال از بهترین زمانها عمل نشده؛ از دوران اواسط قاجار که نهضت علمی و نهضت صنعتی دنیا اوج گرفته و شکوفا شده بود- از اواسط نیمه‏ی دوم قرن نوزدهم- و علم در شکل استعمار خودش را نشان داده بود؛ غرب با دستیابی به ابزار علم، مشغول استعمار دنیا شده بود. از آن روز- تقریباً صد سال یا بیشتر- که وقت بیداری و هوشیاری ما بود، این وظیفه‏ی بزرگ، وظیفه‏ی رشد دادن علمی کشور، به دلائل گوناگون تعطیل و متوقف شد. عمده دلیل هم عبارت بود از: حاکمیت استبداد، حاکمیت طاغوتها، حاکمیت سلاطین دست نشانده، ضعیف و زبون. ما وارث این عقب‏ماندگی هستیم. لذا تلاش ما باید مضاعف باشد. پس، یک نیاز است و این نیاز مؤکد و مضاعف است.

علم‏، پیشرفت‏ علمی و فراگیری، نیاز اول کشور ماست؛ البته همه‏ی علوم- حالا عرض خواهم کرد- و فقط هم علوم تجربی نیست. همه‏ی علوم باید در جای خود پیگیری شود و کشور ما می‏تواند. بنابراین، نتیجه‏ی نکته‏ی اول این است که شما که مشتی از خرمن عظیم نخبگان کشور هستید، می‏توانید در ایجاد قدرت ملی و در سازندگی و آینده‏ی کشور مؤثر باشید.
نکته‏ی دوم این است که کشور ما از لحاظ استعداد نخبه‏پروری و دارا بودن نخبه‏ها، یک سطحِ بالاتر از متوسط را دارد. این در محاسبات باید بیاید. من یک‏وقتی در جمع مسئولان کشور در همین حسینیه- چند سال پیش از این- گفتم سطح جغرافیائی کشور ما تقریباً یک صدم سطح آباد جغرافیائی دنیاست، جمعیت کشور ما هم هفتاد میلیون است که تقریباً یک صدم جمعیت بشر است. بنابراین، حق ما به طور متوسط از منابع زیرزمینیِ دنیا، می‏شود یک‏صدم؛ اما ما مهم‏ترین منابع زیرزمینی را بیش از یک‏صدم داریم: فلزات اصلی، فولاد، مس، سرب و بسیاری از کانیهای دیگر؛ همه سه درصد، دو درصد، چهار درصدِ ذخائر دنیا، در کشور ماست. نفت، که وضعش معلوم است و ما دومین دارنده‏ی نفت در سطح منطقه‏ی نفت‏خیزِ خلیج فارس و خاورمیانه هستیم. گاز، ما دومین دارنده‏ی گاز در سطح دنیا هستیم. ببینید چند برابرِ میانگین سرانه‏ی افراد بشر، ملت ما و کشور ما دارای منابع طبیعی است.
من حالا می‏خواهم بگویم همین افزایشِ نسبت در مورد نیروی انسانی هم هست. یعنی کشور ما یک‏صدم نیروهای انسانی نخبه‏ی دنیا را ندارد، بیشتر از یک‏صدم دارد. نمی‏توانم آمار بدهم؛ چون محاسبه نشده است. آن درصدهائی که در مورد منابع طبیعی گفتیم، محاسبه شده است. این را محاسبه نکرده‏ایم؛ إن شاء اللَّه امیدواریم در آینده به این چیزها هم برسیم. اما قرائن این را نشان می‏دهد. چیزهائی که از افرادِ دنیادیده‏یِ بررسی‏کرده‏ی دانشگاههای دنیا ما شنیده‏ایم، همه همین را تأیید می‏کند. من از افراد متعدد شنیده‏ام که در بهترین دانشگاههای دنیا، تعداد نخبگان ایرانی- وقتی ایرانیها آنجا هستند- به نسبت، دو برابر، سه برابرِ کشورهای دیگر است. مرحوم دکتر چمران حقاً و انصافاً خودش یک نخبه علمی بود- حالا جنبه‏ی علمی او تحت الشعاع جنبه‏ی نظامی و مجاهدت و فداکاری و شهادت او قرار گرفته- و در بالاترین و پیشرفته‏ترین دانشگاههای امریکا درس خوانده بود. او به من می‏گفت در آن مرکز، نخبه‏هائی از کشورهای دیگر بودند؛ اما ایرانیها در اغلب بخشهای دانشگاه و دانشگاههای دیگر، تعدادشان بیشتر بود و برجستگی و نمود بیشتری داشتند. البته ایشان یک ناقل بود؛ ولی من از افراد متعدد این را شنیده‏ام و گزارشهای فراوان و متعدد و غیر واحدی در این زمینه دارم. خوب، پس ما در آینده از لحاظ نیروی انسانی دچار کمبود نخواهیم بود.

نصیحت سوم هم اینکه، همتتان را بلند بگیرید. من چند بار تا حالا در جمع جوانها و نخبه‏ها این را گفته‏ام. همت نباید این باشد که ما فلان فناوری را که دیگران ساخته‏اند و ما همیشه از آن‏ها می‏خریدیم و وارد می‏کردیم، حالا فرض کنید می‏توانیم خودمان اینجا بسازیم. اینکه چیزی نیست. البته چیزی هست، کم اهمیت نیست؛ اما آن چیزی نیست که ما دنبالش هستیم. شما هدف را این قرار بدهید که ملت و کشور شما در یک دوره‏ای، بتواند مرجع علمی‏ و فناوری در همه‏ی دنیا باشد. یک‏وقتی من در جمع جوانهای نخبه گفتم: شما کاری کنید که در یک دوره‏ای- حالا این دوره ممکن است پنجاه سال دیگر یا چهل سال دیگر باشد- هر دانشمندی اگر بخواهد به آخرین فراورده‏های علمی دست پیدا کند، ناچار باشد زبان فارسی را که شما اثرتان را به زبان فارسی نوشته‏اید، یاد بگیرد؛ همچنانی که امروز شما برای دستیابی به فلان علم، مجبورید فلان زبان را یاد بگیرید تا بتوانید کتاب مرجع را پیدا کنید و بخوانید. شما کاری کنید که در آینده، کشور شما یک چنین وضعی پیدا کند؛ و می‏توانید. یک روز این‏جور بوده است؛ کتابهای دانشمندان ایرانی را به زبانهای خودشان ترجمه می‏کردند، یا آن زبان را فرامی‏گرفتند برای اینکه بتوانند بفهمند. این هم بد نیست شما بدانید که کتاب «قانون» ابن سینا که در پزشکی است، همین ده پانزده سال پیش- زمان ریاست جمهوری من- به فارسی ترجمه شد! بنده دنبال کردم؛ افرادی را مأمور کردم، بعد هم شنیدم یک مترجم خوش‏قلمِ بسیار خوش ذوق کُرد، این را به فارسی ترجمه کرده که امروز ترجمه‏ی فارسی‏اش هست. تا آن وقت، قانون به زبان عربی نوشته شده بود- ابن سینا کتاب را به زبان عربی نوشته است- و به فارسی ترجمه نشده بود؛ درحالی‏که چند صد سال قبل به زبان فرانسه ترجمه شده! یعنی آن‏ها که این کتاب را لازم داشتند، برده بودند و ترجمه کرده بودند. ببینید، مرجعیت علمی این است؛ مجبورند کتاب شما را ترجمه کنند یا زبان شما را یاد بگیرند. هدفتان را این قرار بدهید. همتتان را این قرار بدهید. همتتان را پیشرفت‏ در زمینه‏ی دانش و شکستن مرزهای علم قرار بدهید، که البته در این زمینه، من مطالب دیگری هم دارم که وقت تمام شده و ناچارم آخرین نکته را بگویم.

خودتان را عالم کنید. کشورتان و ملتتان را در قافله‏ی علم‏ جلو ببرید. ما در این زمینه عقب‏ماندگی داریم. لعنت خدا بر آن کسانی که در هنگام خود، اولویت علم و تحقیق را در این کشور نفهمیدند و کشور را عقب نگه داشتند؛ بعد هم دیگر آن همتهای والا در این کشور دیده نشد که بتواند عقب‏ماندگی را جبران بکند. حالا انقلاب شد؛ انقلاب بکلی ورق را برگرداند و مسیر را عوض کرد. ما می‏توانیم این عقب‏ماندگی را جبران کنیم. البته اگر بخواهیم عیناً همان خطی را که دیگران رفتند دنبال بکنیم، دائماً و تا ابدالدهر از آن‏ها عقب خواهیم ماند. راههای میان‏بر وجود دارد. آفرینشِ الهی راههای تودرتوی عجیب و غریبی دارد؛ آن‏ها را باید کشف کرد. همه‏ی این پیشرفتهای‏ علمی، کشف راههای میان‏بر است. این‏قدر راههای میان‏بر وجود دارد که اگر شما آن‏ها را پیدا کردید و کشف کردید و پیش رفتید، خواهید توانست ناگهان خودتان را در آن منزل مقدم این مسابقه بیابید و پیدا کنید. البته پیدا کردن راه میان‏بر بدون داشتن مقدمات علمی، امکان‏پذیر نیست. مقدمات علمی را باید گذراند و مردم را باید عالم و دانشمند کرد؛ منتها کار تحقیق را باید جدی گرفت. پس مسأله‏ی نهضت علمی و جهش علمی، مهم است.

از قول من نقل کرده‏اند که من گفته‏ام: «این سلول بنیادی یک حرکت علمی‏ است»، واقعش همین است؛ همین‏طوری که این سلولهای بنیادیِ شما، یک دامنه‏ی تمام‏نشدنی برای تحقیق دارند- که هرچه شما تحقیق می‏کنید، پیش می‏روید، یک میدان دیگری باز می‏شود که می‏بینید می‏توان آن را موضوع تحقیق قرار داد و پیش رفت و به مرزهای جدیدتری رسید- رویان هم همین‏جور است؛ این مجموعه‏ی شما هرچه کار کند، پیش برود، باز قابلیت پیشرفت‏ دارد و یکایک محققان، پژوهشگران معتقد به علم و باایمان- که در این مجموعه یا هر مجموعه‏ی دیگری از این قبیل هستند- همین حکم را دارند؛ یعنی توانائی این‏ها تمام‏نشدنی است.

همه‏ی انسانها توانائی دانش‏پژوهی و دانشمندی را دارند. استعدادها البته مختلف است، لکن هیچ کشوری نیست که در آن انسانها توانائی این را نداشته باشند که در این دامنه‏ی وسیع و عظیمِ علم‏ بالقوه و بالاستعداد، یک جایگاهی برای خودشان پیدا کنند و یک نقشی در آن ایفا کنند. اگر کشوری که سابقه‏ی او، تاریخ او، تجربه‏ی او، نشان می‏دهد که توانائی استعداد او، توانائی بالائی است و از متوسط بالاتر است- که کشور ما قطعاً از این قبیل است- این بایستی در ایجاد علم، در توسعه‏ی علم، در پیشرفت‏ علم نقش ایفا کند و اگر توانست این نقش را ایفا کند، آن‏وقت این عقب‏ماندگی، این تبعیض و بی‏عدالتی در همه‏ی زمینه‏های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی از بین خواهد رفت و خواهد شد دارای سهم برابر در مقابل کشورهای دیگر و در مقابل قدرتهائی که امروز وجود دارند. آن‏وقت می‏تواند خودش را اداره کند، روی پای خودش بایستد؛ یک چیزی بدهد، یک چیزی بگیرد؛ اما امروز این‏جور نیست.

و من اصرارم بر این است که هر وقت ما برای پیشرفت‏ علم‏ کار می‏کنیم، این را فراموش نکنید که علم و دین توأمانند. علم مجرد از دین و دور از دین و لو در گام اول در کوتاه‏مدت یک کشوری را به یک نقطه‏ای از افتخار هم برساند، اما در بلندمدت برای بشریت زیانبار است؛ کمااینکه دارید می‏بینید که زیانبار است.
علمی که از دین جدا شد و خودش را متعهد به دین ندانست، نتیجه‏اش همین می‏شود که امروز در دنیا رائج است؛ علم وسیله‏ی زورگوئی است، وسیله‏ی استثمار است، وسیله‏ی تخریب حرث و نسل است و محصول علم، بمب اتم است از یک طرف؛ از طرف دیگر، محصول علم، این مواد مخدر کذائی است؛ محصول علم، روی کار آمدن سیاستمدارانِ دور از همه‏ی احساسات انسانی است در خیلی از کشورهای دنیا. علم را باید با دین همراه دانست. علم را برای خدا و در راه خدا باید تحصیل کرد و به کار گرفت. این، جزو تعالیمِ اولیه‏ی ما باید باشد؛ در همه جا.
و توفیقات این علم هم بیشتر است؛ این را به شما عرض بکنم. نگویند اگر علم را مقدس کردیم و با دین همراه کردیم و مؤمن‏کاری درآوردیم، دیگر پیشرفت نمی‏کند؛ نخیر، الآن همین خود جهاد دانشگاهی شما، همین مجموعه کارهای شما- که به وسیله‏ی عناصر مؤمن این همه کار بزرگ انجام گرفته- نشان‏دهنده‏ی این است که علم وقتی با ایمان همراه باشد، توفیقاتش هم بیشتر خواهد بود.

این هویت جدیدی که امام بزرگوار ما به وجود آورد، با ناباوری همه‏ی دنیا مواجه شد. آن روزی که در مقابل جنگ تحمیلی توانست دوام بیاورد و پیروزی را به نام خود ثبت کند، یک‏بار دیگر دنیا را متعجب کرد؛ آن روزی که توانست با پیشرفت‏ علمی‏ خود در مسئله‏ی هسته‏ای و مسائل دیگر علمی، توانائیهای خود را اثبات کند، یک‏بار دیگر چشمهای افراد صاحب‏نظر را متعجب و خیره‏ی به خود کرد. من عرض می‏کنم راه طولانی‏ای در پیش دارید و در این راه طولانی، موفقیتهای بی‏شماری در انتظار شماست. آنچه که تا کنون ملت ایران از موفقیتها به دست آورده است، در مقابل آنچه که به برکت ایستادگی و روشن‏بینی و آگاهی، در آینده إن شاء اللَّه به دست خواهد آورد، چیزی محسوب نمی‏شود. آینده‏ی ملت ایران از گذشته‏ی او بمراتب بهتر خواهد بود.امروز دستگاه امپراطوری خبری و رسانه‏ای دشمن، سعی می‏کند تصویر مخدوش و غلطی را از ملت ایران و جمهوری اسلامی منعکس کند؛ اما تصویر واقعی این است: ملت ایران در برابر همه‏ی تهدیدها و چالشهائی که در این بیست و هشت سال با آن مواجه بود، پیروز شد؛ ملت ایران در مقابل همه‏ی فشارهای گوناگونی که آوردند، توانست اصول خود و جهت‏گیری‏های خود را حفظ کند؛ ملت ایران بر اثر صبر و پایمردی خود توانست هم در بخش علمی و آنچه مربوط به پیشرفتهای علم و فناوری است، هم در بخشهای مدیریت اجتماعی و سیاسی کشور و هم در وجهه‏ی عزت بین‏المللی، رتبه‏ی خود را به رتبه‏های بسیار بالا برساند و بالاخره ملت ایران توانست برای ملتهای مسلمان منطقه الگو بشود. ملتها از ایستادگی ملت ایران، احساس عظمت می‏کنند؛ احساس عزت می‏کنند؛ عزت ملت ایران را عزت خودشان می‏دانند. این، آن هویتی است که انقلاب اسلامی با پایمردی این مرد بزرگ و با همت ملت ایران به وجود آورده است.
ما وظائف سنگینی داریم که باید این وظائف را انجام بدهیم. دولتمردان وظائف سنگینی دارند که باید انجام بدهند. ملت حق دارد اولین چیزی را که از مسئولان انتظار دارد و توقع می‏برد، ملاحظه‏ی عدالت باشد. برای تأمین عدالت که بسیار هم دشوار است، باید همه کار کنند؛ همه تلاش کنند. من اول سال گفتم: مسئله‏ی اقتصادی یک مسئله‏ی مهم کشور است. مسئله‏ی جنگ روانی دشمن یک مسئله‏ی مهم دیگر است. مسئله‏ی پیشرفت علمی هم مسئله‏ی سومی است که برای ملت ما بسیار مهم است.

آن چیزی که همیشه من آرزو داشتم، از خدا می‏خواستم و برای آن تلاش می‏کردم، در بیانات شما جوانان عزیز بسیجی به‏طور مجسم مشاهده کردم و آن عبارتست از: وجود یک ذهنیت شفاف و روشن، یک درک متعالی از مسائل کشور و مسائل جهان، اهمیت بسیج و اهمیت حضور جوان در محیط علمی‏ و در محیط سیاسی. نقطه‏نظرهایی که من همیشه تلاش می‏کردم که جامعه‏ی جوانِ مؤمن و انقلابیِ ما، به آن‏ها توجه کنند و در آن‏ها پیشرفت‏ کنند، در بیانات عزیزانی که صحبت کردند، فی‏الجمله مشاهده کردم. مطمئنم اگر تعداد بیشتری هم صحبت می‏کردند، این باور و این احساس بیشتر می‏شد.

من اول سال در مشهد گفتم؛ دشمن طبق نقشه‏های خود، سه هدف را دنبال می‏کند. اول: عقب نگه داشتن کشور از لحاظ اقتصادی؛ برای اینکه دولت را- که دولتی مکتبی و وفادار و هوادار ارزشهای اسلامی است- ناکارآمد و نالایق و بی‏کفایت جلوه بدهند؛ لذا وضع اقتصادی برای این منظور، طبق نقشه‏های دشمن باید عقب بماند. دوم: عقب نگه داشتن علمی‏؛ برای اینکه آینده‏ی کشور، جز با نردبانِ علم، ترقی و پیشرفت‏ نخواهد کرد. ملت ایران چاره‏ای جز این ندارد که از لحاظ علمی بنیه‏اش را تقویت کند و در علم پیش برود؛ استعدادش را هم خدا داده است. سوم: بر هم زدن اتحاد و انسجامی که بین ملت ایران- یا بین ملت ایران و ملت‏های مسلمان- وجود دارد؛ که آن وقت شعار «اتحاد ملی و انسجام اسلامی» را مطرح کردیم.
شما از لحاظ کمک به کارآمدی دولت، در همه‏ی این سه قسمت می‏توانید فعال باشید. لازم نیست من در اینجا فرمولش را بگویم- که بعضی دوستان گفتند یک‏جانبه است یا دوجانبه است- بروید فرمولش را پیدا کنید. شما بسیج هستید؛ اگر سازماندهی شما، کارآمدی لازم را داشته باشد- که باید داشته باشد- و اگر وزرائی که عضو دولتند، با شما همکاری کنند- که یقیناً می‏کنند؛ چون هم آقای زاهدی، هم آقای لنکرانی خودشان بسیجیند- باید راهش را پیدا کنید. ببینید چطور می‏شود از دولت و کشور و از این خیل عظیمِ جوان مؤمن و حاضر در میدان و دارای استعداد، در پیشرفتهای گوناگون کشور استفاده کنید؛ چه در پیشرفتها و تحرکات علمی، چه در کارهای جهادی و چه در کارهای اقتصادی.

این جلسه، به جهات متعددی یکی از شیرین‏ترین و جذاب‏ترین جلسات برای بنده است. اولًا به جهت حضور مجموعه‏ی عالمان و دانشمندان این شهر و استانی که از دیرباز به علم‏پروری‏ و عالم‏پروری و محقق‏پروری معروف بوده است؛ ثانیاً به خاطر سوابق خاطره‏انگیزی که بنده با این مجموعه‏ی دانشگاهی دارم- با بعضی از عزیزانی که در این جلسه حضور دارند، دوستی‏ها و رفاقت‏های نزدیک و همکاری‏های بسیار صمیمانه؛ با آقای دکتر فرهودی هم‏زندانی؛ و با مجموعه‏هایی از جمع علمی این دانشگاه، جلسات فراوان و دیدارهای پرهیجان در دوران‏های دشوار داشته‏ایم- برای من خاطره‏های زیادی را زنده می‏کند؛ ثالثاً از این جهت که مشاهده می‏کنم جوانان ما در عرصه‏ی علم پیشرفت‏هایی‏ کرده‏اند که امروز دانشگاه ما به برکت استادیِ آن جوانان، می‏تواند پرچم افتخار را بر دوش بگیرد. خیلی از دانشجویان و جوانانی که در آن دوران اختناق و تاریکی و فشار، در لابلای مشکلات فراوان درس می‏خواندند، امروز بحمد اللَّه جزو اساتید، جزو پرچم‏داران علم، جزو نوآوران عرصه‏ی علم محسوب می‏شوند؛ بعضی‏شان در همین جمع شما هستند، بعضی‏شان هم در تهران و جاهای دیگر هستند. این هم بخش دیگری است که برای من این اجتماع را گرامی و عزیز می‏کند.

یک مسئله، مسأله‏ی نقشه‏ی حرکت علمی‏ کشور است که من این را در سال گذشته مطرح کردم. البته توقع نمی‏کنم که این کار را دانشگاه فردوسی انجام بدهد، اما توقع می‏کنم که دانشگاه استخوان‏دارِ ریشه‏دارِ فردوسی در این کار سهیم بشود؛ روی این فکر کنید. ما برای پیشرفت‏ علم در کشور، به نقشه‏ی کلی علمی احتیاج داریم. در باره‏ی چه چیزی می‏خواهیم تحقیق کنیم؟ چه چیزی را می‏خواهیم فرابگیریم؟ چگونه این اجزاء علمی پراکنده، به هم متصل می‏شوند؟ در کجا از اتصال این‏ها، می‏شود برای آینده‏ی کشور و حرکت کشور بهره برد؟ این‏ها جز با یک نقشه‏ی علمی، برای کشور امکان‏پذیر نیست. البته نقشه‏ی علمی، نقشه‏ی دائمی نیست؛ مدت‏دار و زمان‏دار است. ممکن است در این برهه نقشه‏ی علمی یک چیز باشد، ده سال دیگر نقشه‏ی علمی بکلی تغییر کند و چیز دیگری باشد؛ لیکن این نقشه‏ی علمی لازم است. در این زمینه انتظار دارم دانشگاه شما- چه دانشگاه پزشکی، چه دانشگاه فردوسی- کمک کنند تا این کار در بین اساتید و در بین محققین و در بین دانشمندان و علمای دانشگاهی ما، تبدیل به یک مطالبه‏ی عمومی بشود. این هم یک مسئله است.

بعد از انقلاب هم تا کنون، ما هم در زمینه‏ی علمی‏، هم در زمینه‏ی اجتماعی، هم در زمینه‏ی سیاسی، هم در زمینه‏ی بین‏المللی، هم در زمینه‏های اقتصادی و عمرانی پیشرفتهایی‏ که کرده‏ایم، بهت‏آور است. جوان امروز ما، دانشجوی امروز ما که شما هستید، نسخه‏ی گذشته را جلوی چشم ندارید تا مقایسه کنید که امروز چه است و آن روز چه بود. شما امروز کشورتان را با یک کشور پیشرفته‏ای‏ که مثلًا دویست سال سابقه‏ی تحرک علمی‏ و پیشرفت‏ علمی‏ و تحقیق دارد نگاه می‏کنید، می‏بینید کمبود دارد، می‏گوئید کمبود است. درست هم هست، بله؛ اما این مقایسه، مقایسه‏ی علمی‏ای‏ نیست. کشور را باید با آنچه که بود، مقایسه کرد؛ کشور را باید با کشورهای مشابه و هم‏جوار مقایسه کرد. امروز در آمارهای جهانی، رشد علمی‏ ایران در درجه‏ی اول یا در درجات اول در همه‏ی دنیاست. البته با همین سرعت، هنوز خیلی عقبیم؛ اما کارهایی که شده، در همه‏ی زمینه‏ها پیشرفت‏ بوده است. حالا نمونه‏هایش را شما در محیط دانشجوئی خودتان نگاه کنید. جمعیت کشور ایران از بعد از انقلاب دو برابر شده؛ جمعیت دانشجو ده برابر شده و تعداد دانشگاهها و رشته‏ها و پیشرفتها هم شاید بیش از ده برابر شده. یک روزی ساده‏ترین وسیله را ما بایستی از دیگران گدائی می‏کردیم؛ اما امروز پیچیده‏ترین فناوری‏ها را کشور ما می‏تواند خودش درست کند. این پیشرفتها محیرالعقول است؛ شگفت‏آور است؛ این را دیگران هم تصدیق دارند

من می‏خواهم بگویم مجموعه‏ی دانشگاهی کشور ما، مجموعه‏ی نخبگان کشور ما- هم حوزه و دانشگاه- یکی از بزرگترین کارهاشان باید این باشد که نقشه‏ی جامع پیشرفت‏ کشور را بر اساس مبانی اسلام تنظیم کنند؛ دل به الگوی غربی و مدلسازی‏های غربی نسپرند. او نمی‏تواند کشور را نجات بدهد؛ او نمی‏تواند پیشرفت‏ کشور ما را تنظیم کند. کسانی که در مراکز برنامه‏ریزی یا در مراکز علمی‏ و تحقیقی هستند و راجع به اقتصاد، راجع به سیاست، راجع به سیاست بین‏المللی و راجع به مسائل حیاتی دیگر کشور کار و فکر می‏کنند، دنبال این نباشند که فرمولهای غربی را؛ فرمولهای اقتصادی غرب، فرمولهای بانک جهانی یا صندوق بین‏المللی پول را با مسائل کشور تطبیق کنند؛ نه، آن نظریه‏ها، نظریه‏های مفید برای ما نیست. البته از عِلمشان‏ استفاده می‏کنیم؛ ما تعصب نداریم. هرجا پیشرفت‏ علمی‏، تجربه‏ی علمی باشد، استفاده می‏کنیم. از مصالح استفاده می‏کنیم؛ اما نقشه را برطبق فکر خودمان، برطبق نیاز خودمان بایستی بریزیم.
امروز استقلال ملت ما یک نمونه‏ی مثل زدنی در همه‏ی دنیا شده است. ما بایستی این استقلال را در همه چیز از خودمان نشان بدهیم. استقلال یعنی در مقابل حرکت قدرتمندان عالم، حالت انفعال به خود نگیریم. آنچه که منفعت ماست، آنچه که مصلحت ماست، آنچه که با هدفهای ما و آرمان‏های ما منطبق است، آن را دنبال کنیم؛ زیر فشار تبلیغات دشمن و کار سیاسی دشمن قرار نگیریم. و ملت ما نشان داده که این قدرت را دارد که در مقابل فشارها مقاومت کند. یک دوره‏ای شرق و غرب عالم، دست به دست هم دادند و این ملت را زیر فشار یک جنگ سنگین و سخت هشت‏ساله قرار دادند، ولی ملت با کمال قدرت تحمل کرد. بعد از آن تا امروز، زیر فشارهای تبلیغاتی، زیر فشار تحریم اقتصادی قرار داشتیم. حالا تازه ما را به تحریم اقتصادی تهدید می‏کنند! کِی بوده است که ما تحریم اقتصادی نداشته باشیم؟ ما همین پیشرفتهای علمی در زمینه‏ی هسته‏ای و غیر این‏ها را در حال و هوای تحریم اقتصادی به دست آوردیم. این را غربی‏ها هم می‏دانند؛ می‏فهمند. البته در داخل متأسفانه، عده‏ای هستند که به قدری مجذوب و فریفته‏ی حرف غرب و تفکر غرب و مبانی غربند که حاضر نیستند بشنوند و قبول کنند؛ حتّی آنچه را هم که پیشرفت علمی در کشور به وجود آورده است، تا دیگران تصدیق نکنند، این‏ها قبول نمی‏کنند!

اما من می‏خواهم عرض کنم که قضایای دیگر ما و چالشهای فراوان ظریف دیگری که داشتیم، کمتر از دوران دفاع مقدس نیست. ملت ایران پرچم حاکمیتِ معنویت و دین را بر زندگی بشری برافراشته و در دست گرفته. این، خیلی مهم است. درست است که امروز انسانها در همه نقاط دنیا تقریباً، بخصوص در همین کشورهای غربی و مادی، از مادیت دل‏زده شده‏اند؛ دلشان برای یک معنویتی- که درست هم آن معنویت را نمی‏شناسند- پر می‏زند و جوانها سردرگم دنبال چیزی ورای این ظواهر مادی و این لذات مادی هستند که برای آن‏ها عادی شده؛ دنبال معنویتند؛ اما قدرتهای اداره‏کننده‏ی عالم، مدیریتهای اقتصادی دنیا؛ یعنی همین غارتگران، چپاولگران، یعنی همین که شما به آن استکبار جهانی می‏گوئید، نمی‏گذارند ملتها به سمت معنویت راه پیدا کنند. شوق هست؛ اما مانع هم هست. در یک چنین دنیائی، جمهوری اسلامی؛ یعنی یک ملت، یک کشور بزرگ در یک نقطه‏ی حساس با این همه جوان، با این ثروتهای مادی و معنوی که درس هست و همه هم می‏دانند، پرچم معنویت را در دست گرفته، می‏گوید من می‏خواهم انسانها را در سایه معنویت به سعادت، به خوشبختی، به رفاه، به امنیت، به پیشرفت‏ علمی‏ و به استقلال برسانم؛ و ثابت کرده که این، شدنی است. این یک هماوردطلبی بزرگ نسبت به استکبار جهانی است و فلسفه‏های آن‏ها را باطل می‏کند؛ روشهای آن‏ها را یکسره زیر سؤال می‏برد.
اگر این ملت بتواند خودش را به قله‏های پیشرفت و علم و ترقی برساند، یک دروازه‏ی عظیمی جلوی راه ملتها برای رفتن به سمت معنویت باز می‏شود. لذا کارشکنی می‏کنند؛ مخالفت می‏کنند؛ تبلیغات سوء می‏کنند؛ تحقیر می‏کنند؛ از فشارهای سیاسی و اقتصادی استفاده می‏کنند، برای اینکه این ملت نتواند به این مقصود برسد؛ اما عزم ما و عزم این ملت، عزم راسخی است و راه را ادامه می‏دهد؛ اینجاست که نقش نیروی جوان خودش را نشان می‏دهد.

من دو سه سال پیش به جوانها- ظاهراً در جمع شما بود یا یک جمع دیگری- گفتم من به جوانها می‏گویم: تحصیل، تهذیب، ورزش. تحصیل کنید؛ یعنی نیروی خرد، فکر، مغز، علم در شما تقویت شود. الحمد للَّه گزارشی که من دارم، این است که بچه‏های انجمن اسلامی دانش‏آموزی در دبیرستان‏هائی که حضور دارند، معمولًا درسشان هم بهتر از درس همکلاسی‏ها و هم‏دوره‏ای‏هایشان هست- حالا ممکن است همه جا این‏جور نباشد- این، خیلی چیز خوبی است، باید این‏طور باشد. از لحاظ علمی‏ خودتان را تقویت کنید، پیش ببرید؛ نه فقط برای اینکه حرف شما در دیگری اثر کند، برای اینکه شما می‏خواهید یک ستونی باشید که این بنای عظیم، این کاخ مجلل- کاخ مدنیت و پیشرفت‏ ملت ایران- بر روی این ستونها بر سرِپا بایستد و بنا شود.

در طول این سالها و از بیست و پنج سال پیش به این‏طرف، از همان زمانی که بنده مسئولیت ریاست جمهوری داشتم و در شورای عالی انقلاب فرهنگی مشغول خدمت بودم و از نزدیک شاهد جریانات بودم، یکی از آماج‏های توطئه‏های دشمن، جامعه‏ی معلمین بودند. من اول امسال عرض کردم که دشمن، سه هدفِ عقب‏ماندگی علمی‏، عقب‏ماندگی اقتصادی و شکستن یکپارچگی ملی را بجد تعقیب می‏کند؛ دلار خرج می‏کند؛ مزدور می‏گیرد و ورزیده‏ترین کارشناسهای سرویس‏های امنیتی را به کار می‏اندازد تا این سه کار در کشور انجام بگیرد؛ یعنی از لحاظ اقتصادی عقب بمانیم و شکست بخوریم؛ از لحاظ علمی‏، پیشرفتی‏ را که شروع شد است متوقف کنیم؛ از لحاظ یکپارچگی ملی هم این وحدتی را که وجود دارد بشکنیم و به جان هم بیفتیم. دشمن دارد این سه هدف را دنبال می‏کند. در دو بخش از این سه هدف، یکی از آماج‏های مهم، معلمینند؛ هم در بخش پیشرفت‏ علمی، هم در بخش وحدت اجتماعی. البته امروز اوج فعالیتهای دشمن است؛ اما از همین بیست سال، بیست و پنج سال قبل هم این توطئه‏ها وجود داشته است که بنده از نزدیک شاهدش بوده‏ام. در مقابل این موج توطئه و فشار توطئه، جامعه‏ی معلمین مثل کوه ایستاده‏اند. این که عرض می‏کنم جامعه‏ی معلمین ما پاکیزه‏اند، یک شاهد بزرگش همین است. خیلی سعی کردند و تلاش کردند از طریق معلمین یک اختلاف و دلخوری بزرگی بین آحاد مردم به وجود بیاورند، اما نتوانستند؛ بازهم نمی‏توانند و بازهم معلمین ایستاده‏اند.

امروز دنیای اسلامی باید برای عزت خود تلاش کند؛ برای استقلال خود تلاش کند؛ برای پیشرفت‏ علمی‏ و قدرت معنوی خود، یعنی تمسک به دین و توکل به خدا و یقین به کمک خدا تلاش کند. و «عداتک لعبادک منجزة». این وعده‏ی الهی است؛ وعده‏ی منجّز الهی است که «و لینصرنّ اللَّه من ینصره». با اعتماد به این وعده، وارد میدان تحرک و عمل بشوند. این عمل، فقط تفنگ دست گرفتن نیست؛ این عمل، عمل فکری است، عمل عقلانی است، عمل علمی است، عمل اجتماعی است، عمل سیاسی است؛ همه برای خدا و همه در راه اتحاد دنیای اسلام. از این، هم ملتها منتفع می‏شوند، هم دولتهای اسلامی. دولتهای اسلامی اگر متصل به دریای بیکران امت اسلامی باشند، قوی‏تر خواهند شد، تا متکی باشند به سفیر امریکا و فلان سیاستمدار امریکایی؛ این، برای آن‏ها قدرت نمی‏آورد. اما اگر دولتهای اسلامی به دنیای اسلام، به امت اسلامی و به این دریای عظیم و خروشان متصل شوند؛ به هم نزدیک شوند، چرا استکبار بتواند یک دولت اسلامی را هدف قرار بدهد و او را از دیگران جدا کند؛ به حساب او برسد، بعد برود سراغ یک دولتِ دیگر؟ همه باید به این مسئله توجه کنند. دولتهای اسلامی، متحد و منسجم باشند و بدانند که می‏توانند.

درعین‏حال که سالهای متمادی قدرتهای وابسته، قدرتهای فاسد، قدرتهای بی‏کفایت و پادشاهان ظالم چنین وضعی را برای ملت ما به وجود آوردند، بمجرد اینکه به وسیله‏ی انقلاب اسلامی دروازه‏ی ورود به این جاده برای ملت ما باز شد و ملت ما وارد میدان رقابتهای جهانی و مسابقات جهانی شد، پیشرفتهای‏ بزرگی به دست آورد. ملت ما، هم در زمینه‏های علمی‏، هم در زمینه‏های سیاسی، امروز در جهان یک ملتِ دارای نشان و شناخته‏شده است؛ یک چهره است در میان ملتها. در زمینه‏های علمی‏، ما به نسبت این زمان پیشرفته‏ هستیم. البته عقب‏ماندگی‏های دویست‏ساله را در ظرف بیست سال و سی سال نمی‏شود جبران کرد؛ اما در این بیست و چند سال، ما با سرعت بسیار بیشتری نسبت به همین مدت زمانی جلو رفته‏ایم. امروز شما نگاه کنید؛ جوانان ما در زمینه‏ی انرژی هسته‏ای، در زمینه‏ی سلولهای بنیادی، در زمینه‏ی ضایعات نخاعی و در ده‏ها زمینه‏ی دیگر- که اگر ملت ما از آن‏ها به‏روشنی آگاه بشوند، شادمان خواهند شد- پیشرفت‏ داشته‏اند. برجستگان علمی‏ کشور ما امروز توانسته‏اند در دنیا بدرخشند و تحسین جهانیان را جلب کنند.

من برنامه‏های استکبار جهانی علیه ملت ایران را در سه جمله خلاصه می‏کنم: اول، جنگ روانی؛ دوم، جنگ اقتصادی؛ و سوم، مقابله با پیشرفت‏ و اقتدار علمی‏. دشمنی‏های استکبار با ملت ما در این سه قلم عمده خلاصه می‏شود. البته این‏ها را باید دستگاه‏های تبلیغاتی و رسانه‏ها و شخصیت‏های سیاسی بیشتر برای مردم توضیح بدهند. من اجمالًا سرفصل و خلاصه‏ای از مطالب را به شما عرض می‏کنم.

جنگ اقتصادی هم یکی دیگر است. می‏خواهند ملت ایران را از لحاظ مسائل اقتصادی در تنگنا قرار دهند. من عرض می‏کنم میدان برای تحرک اقتصادی ملت ایران باز است. با سیاستهای اصل 44 که ابلاغ شد و دولت هم مجدانه دنبال این است که این‏ها را تحقق ببخشد و باید هم دنبال کند، میدان کار اقتصادی باز است؛ نه فقط برای افرادی که ثروتمندند، حتّی برای آحاد مردم. سال 86 و شاید تا یکی دو سال بعد رویکرد دولت و رویکرد فعالان کشور باید رویکرد اقتصادی باشد. ما می‏توانیم اقتصاد خودمان را شکوفا کنیم. تهدید می‏کنند که تحریم می‏کنیم. تحریم نمی‏تواند به ما ضربه‏ای بزند. مگر تا حالا تحریم نکرده‏اند؟ ما در حال تحریم به انرژی هسته‏ای رسیده‏ایم؛ ما در حال تحریم به پیشرفتهای‏ علمی‏ رسیده‏ایم؛ ما در حال تحریم به این سازندگی‏های وسیع در کشور رسیده‏ایم. تحریم در شرائطی حتّی ممکن است به نفع ما تمام شود؛ از این جهت که همت ما را برای تلاش و فعالیت بیشتر کند. رویکرد کشور در سالی که امروز اول آن است، و حتّی یکی دو سال بعد، باید رویکرد اقتصادی باشد. از سیاستهای اصل 44 همه باید استفاده کنند. کسانی که توانایی سرمایه‏گذاری دارند، حتّی افرادی که می‏توانند سرمایه‏گذاری را با اجتماع و شرکت انجام دهند، این‏ها راه دارد. آحاد مردم و صنوف مختلف مردم می‏توانند سرمایه‏گذاری کنند؛ می‏توانند در این راه با یکدیگر شریک شوند و سهیم باشند. علاوه بر سهام عدالتی که تقریباً ده میلیون نفر را شامل می‏شود- که مال دو دهک پائین جامعه است- بقیه‏ی آحاد مردم هم می‏توانند از این سیاستها استفاده کنند؛ راه دارد. مسئولین دولتی باید راه‏های مشارکت مردم را در فعالیتهای اقتصادی به آن‏ها بگویند. این سیاستها به معنای تولید ثروت عمومی برای جامعه است. تولید ثروت از نظر اسلامی بی‏مانع است. تولید ثروت با غارت ثروت دیگران فرق دارد. یک‏وقت کسی به اموال عمومی دست‏درازی می‏کند، یک‏وقت کسی بی‏قانون و بدون پیروی از قانون به دستاوردهای مادی می‏رسد؛ این‏ها ممنوع است؛ اما از طریق قانونی، تولید ثروت از نظر شارع مقدس و از نظر اسلام، مطلوب و مستحسن است. ثروت را تولید کنند، منتها در کنارش اسراف نباشد. اسلام به ما می‏گوید ثروت تولید کنید، اما اسراف نکنید. مصرف‏گرایی افراطی مورد قبول اسلام نیست. آنچه که از تولید ثروت به دست می‏آورید، باز همان را وسیله‏ای برای تولید ثروت دیگر بکنید. مال را نه به صورت راکد و نازا در بیاورید- که در اسلام اسمش کنز کردن است- نه به صورت ولخرجی و ولنگاری در مصرف مال، آن را صرف در چیزهای غیر لازم زندگی کنید؛ اما با توجه به این‏ها، ثروت را برای خودتان تولید کنید. ثروت آحاد مردم، ثروت عموم کشور است؛ همه از آن سود می‏برند. روح اصل 44 و سیاستهای اصل 44 این است. طوری بشود که منابع درآمدی آحاد مردم، بخصوص طبقات ضعیف، متنوع شود؛ مردم بتوانند گشایشی پیدا کنند؛ این یک گام بلند در راه رفاه عمومی است.
در مورد مقابله‏ی با پیشرفت علمی هم یک نمونه‏ی مهمش همین مسئله‏ی انرژی هسته‏ای است. در گفته‏ها، در گفتگوهای سیاسی و غیره می‏گویند دولتهای غربی با دارا بودن قدرت هسته‏ای در ایران موافق نیستند؛ خب نباشند. مگر ما برای به دست آوردن قدرت هسته‏ای از کسی اجازه خواستیم؟ مگر ملت ایران با اجازه‏ی دیگران وارد این میدان شده است که بگویند ما موافق نیستیم؟ خب موافق نباشید. ملت ایران موافق است و مایل است این انرژی را داشته باشد. من سال گذشته هم در اجتماع روز اول فروردین در اینجا گفتم که انرژی هسته‏ای برای کشور ما یک ضرورت است، یک نیاز بلندمدت است. امروز اگر مسئولین کشور در به دست آوردن انرژی هسته‏ای کوتاهی کنند، نسلهای بعد آن‏ها را مؤاخذه خواهند کرد. ملت ایران و کشور ایران به انرژی هسته‏ای و این توانایی برای زندگی- نه برای سلاح- احتیاج دارد. عده‏ای می‏نشینند همان حرف دشمن را تکرار می‏کنند که: آقا! چه لزومی دارد؟ چه لزومی دارد؟ آینده‏ی کشور را به خطر انداختن، نیاز فرداهای کشور را بکلی ندیده گرفتن، این اشکالی ندارد؟ آیا مسئولین کشور حق دارند به نسلهای آینده خیانت کنند؟ امروز نفت را برداریم مصرف کنیم؛ یک روزی این نفت تمام خواهد شد. آن روز ملت ایران برای برق خود، برای کارخانه‏ی خود، برای گرمای خود، برای روشنایی خود، برای حرکت زندگی خود، دست نیاز دراز کند به سوی کشورهای دیگر تا به او انرژی بدهند؟ این برای مسئولینِ امروز کشور جایز است؟ عده‏ای حرف دشمن را تکرار می‏کنند. همانهایی که ملی شدن نفت را که به وسیله‏ی دکتر مصدق و مرحوم آیت‏اللَّه کاشانی انجام گرفت، امروز تمجید می‏کنند- که آن کار، نسبت به این کار کوچک بود؛ این از او بزرگتر است- همانها امروز نسبت به انرژی هسته‏ای همان حرفی را می‏زنند که مخالفین مصدق و کاشانی آن روز می‏گفتند. این‏ها قابل قبول نیست. ما در این راه پیش رفتیم، با ابتکار خودمان پیش رفتیم. مسئولین کشور ما هیچ بی‏قانونی هم نکردند. همه‏ی فعالیتهای ما در مقابل چشم آژانس هسته‏ای است، ایرادی هم ندارد؛ ما حرفی نداریم که زیر نظر آن‏ها باشد. جنجال کردن و فشار وارد آوردن روی ملت ایران برای این‏ مسئله، استفاده‏ی ابزاری کردن از شورای امنیت سازمان ملل، برای قدرتهای مقابل ملت ایران زیان به بار خواهد آورد. این را من بگویم؛ اگر قرار باشد بخواهند از شورای امنیت استفاده‏ی ابزاری کنند، و بخواهند این حق مسلّم را از این راه ندیده بگیرند، ما تا امروز آنچه را که انجام دادیم، برطبق قوانین بین‏المللی انجام دادیم؛ اگر آن‏ها بخواهند بی‏قانونی کنند، ما هم می‏توانیم بی‏قانونی کنیم و خواهیم کرد. اگر بخواهند با تهدید و اعمال زور و خشونت رفتار کنند، بدون تردید بدانند ملت ایران و مسئولین ایران در مقابل دشمنانی که به آن‏ها تعرض کنند، از همه‏ی ظرفیت خود برای ضربه زدن استفاده خواهند کرد.

شاخص‏های اصلی این راه، پایبندی به تکلیف شرعی، شجاعت در اقدام، حزم و حکمت در تدبیر، و صداقت و وفاداری به مردم است و عدالت اجتماعی، سلامت اخلاقی، پیشرفت‏ علمی‏، قدرت و ثروت ملی، از جمله‏ی مهم‏ترین هدفهای این نظام اسلامی است.

جمهوری اسلامی هم روز به روز در حال پیشرفت‏ است؛ ما از لحاظ علمی‏، از لحاظ صنعتی، از لحاظ اجتماعی، از لحاظ قوت مدیریت در این بیست و هفت سال، روز به روز جلوتر رفته‏ایم. مردم با نظام، پیوندشان روز به روز مستحکم‏تر شده است. این، دشمن را ناراحت و عصبانی می‏کند و به عکس‏العمل وادار می‏کند.

مسئله‏ی حضور ملت ایران در صحنه‏های مختلف اداره‏ی کشور، یک پدیده‏ی بسیار برجسته و ممتاز است. خطاست اگر خیال کنیم که حضور ملت ایران، فقط در صحنه‏ی انتخابات نمایان و نشان‏دار است. بله، انتخابات در نظام جمهوری اسلامی همیشه در طول این بیست و هفت سال، یک مقطع درخشان برای ملت بوده است و نشان‏دهنده‏ی عمق اعتقاد این ملت و این نظام به دخالت مردم در سرنوشت خود محسوب شده است؛ ولی عمق، برکات، گستره و آثار حضور ملت ایران بیش از این‏هاست. امروز اگر در صحنه‏ی داخلی و پیشرفتهای گوناگون علمی و فنی و اجتماعی و اقتصادی‏ای که در کشور مشاهده می‏شود و همچنین در صحنه‏ی بین‏المللی، عزت ملت ایران و برجستگی و شاخص شدن سیاستهای این ملت در منطقه و سطح جهان یک پدیده‏ی مهمی است و همه‏ی تحلیلگران و چشمهای بینا و کاوشگر را به خود جلب کرده است، همه‏ی این‏ها محصول حضور مردم در صحنه‏های گوناگون است.
همین شعار انرژی هسته‏ای- که مردم ما در هر نقطه‏ی کشور و به هر مناسبتی آن را مطرح می‏کنند و یک خواست ملی را این‏طور در صحنه تجسم و عینیت می‏بخشند- نشان‏دهنده‏ی حضور آگاهانه‏ی مردم در صحنه است. حضور مردم در صحنه، معنایش این است که آحاد مردم- پیر و جوان، قشرهای مختلف، مرد و زن در هر نقطه‏ای از کشور- مسائل اساسی کشور را مسائل خودشان بدانند؛ مسائل علمی‏ و پیشرفت‏ علمی و فنی را مسئله‏ی اساسی خودشان به حساب آورند؛ پایبندی کشور و نظام و مسئولان به ارزشهای اساسی انقلاب را به عنوان یک خواست حقیقی خودشان همه جا مطرح و مطالبه کنند؛ این‏ها حضور مردم در صحنه است. حضور مردم در صحنه یعنی بی‏تفاوت نبودن؛ سرنوشت کشور را رها نکردن؛ بی‏رغبت نبودن نسبت به حوادثی که در کشور می‏گذرد؛ این معنای حضور در صحنه است.
وقتی یک ملت- پیر و جوانش، بزرگ و کوچکش، قشرهای مختلفش- نسبت به مسائل گوناگون کشور خود دارای انگیزه و فکر است، آن فکر را بر زبان می‏آورد، بر آن پای می‏فشرد و از آن دفاع می‏کند، این ملت، ملت زنده‏ای است و آینده‏ی آن تضمین شده است.
مشکل ملت بزرگ ما- قبل از پیروزی انقلاب اسلامی- فقط در این نبود که بیگانگان، مسئولان سیاسی کشور را بدون اطلاع آن‏ها روی کار می‏آوردند و کنار می‏گذاشتند؛ این البته مصیبت بزرگی بود، اما مسئله این بود که مردم از جریانات کشور، پیشرفت کشور، مقایسه‏ی کشور با کشورهای دیگر، اندازه‏گیری میزان سرعت حرکت کشور به سوی اهداف، بکلی بی‏خبر و بیگانه بودند. اگر کسی اهل کار بود، برای خودش اهل کار بود؛ دنبال کار خودش بود؛ کار کشور مسئله‏ی آحاد مردم محسوب نمی‏شد. نتیجه هم همان شد که ملاحظه می‏کردید؛ جوانها هم یا در تاریخ می‏خوانند یا از بزرگترها می‏شنوند؛ بعضی هم که یادتان هست، و می‏دیدید که کشور به دست عده‏ی معدودی- که خود آن‏ها بازیچه‏ی سیاستهای بین‏المللی بودند- چگونه اداره می‏شد. ملت به یک ملت عقب‏افتاده‏ی در زمینه‏های گوناگون تبدیل شده بود؛ چون مردم کاری به کار کشور و مسائل کلان آن نداشتند؛ خبر هم از آن‏ها نداشتند که در کشور چه می‏گذرد، چه سیاستی بر کشور حاکم است، چه آینده‏ای در انتظار کشور است، چه کسانی دارند در کشور دخالت می‏کنند؛ مردم به این‏ها توجهی نداشتند و کسی هم آن‏ها را وارد میدان معرفت و علم نمی‏کرد. نتیجه هم همان بود که می‏دیدیم: یک عده در رأس کارهای کشور قرار می‏گرفتند که نه به ایمان مردم، نه به دنیای مردم و نه به آخرت آنان هیچ دل‏بستگی نداشتند. دل‏بستگی آن‏ها به زندگی شخصی خودشان و به خاطر حفظ زندگی شخصی، به بند و بست با اربابهای خارجی منحصر می‏شد؛ این وضع زندگی ملت ما در پیش از انقلاب بود. انقلاب صفحه را برگرداند؛ مردم شدند صاحب کشور، صاحب اختیار کشور و تصمیم‏گیر در مسائل کشور. حضور مردم در صحنه به این معناست. بعضی نگویند که مردم را فقط برای انتخابات می‏خواهند؛ نه، انتخابات یک نشانه است. انتخابات یک مقطع از مقاطع حضور مردم است. مطالبه‏ی خواستها، مطالبه‏ی هدفها، دل‏بستگی به این اهداف، دغدغه‏ی اینکه چقدر پیش رفتیم و تا کجا پیش رفتیم و چه خواهیم کرد؛ با مشکلات چگونه دست و پنجه نرم خواهیم کرد؛ امروز این دغدغه‏ها در بین مردم ما عمومیت دارد. مردم نسبت به مسائل خاورمیانه حساسند. امروز شما در باره‏ی مسئله‏ی عراق، در باره‏ی مسئله‏ی لبنان، در باره‏ی مسئله‏ی مردم مظلوم فلسطین و در باره‏ی مسائل مسلمانان، جوان و پیرتان نسبت به این مسائل حساسید، سؤال دارید، استفهام دارید و انگیزه دارید. دنبال این انگیزه، اقدام است. این، خاصیت حضور مردم در صحنه است و این خدمت بزرگی است که انقلاب اسلامی به کشور ما کرد و این ملت، یک ملت زنده است. نشانه‏ی زنده بودن هم پیشرفت کردن در میدانهای مختلف است. و می‏بینید که ملت ایران در طول مدت انقلاب، در میدان مختلف به سرعت پیشرفت کرده است. همان ملتی که سرنوشت خود او را هم دیگران دور هم می‏نشستند و برایش تصمیم‏گیری می‏کردند و ملت ایران حتّی در تعیین رؤسای خود و مدیران کشور دخالتی نداشت؛ همان ملت، امروز به جایی رسیده است که نقش او در مسائل منطقه تعیین‏کننده است. اینکه دیگر حرف ما نیست. این حرف مستکبران و قدرت‏مداران دنیا و صاحبان امر و نهی در مسائل جهانی است که اعتراف می‏کنند بدون حضور و خواست ایران، مسائل مهم منطقه‏ی خاورمیانه قابل حل شدن نیست؛ باید نظر ایران را خواست؛ باید نظر ملت ایران را دانست. عملًا هم آنجایی که ملت بر یک چیزی پافشاری می‏کند، همه‏ی دستگاه‏های قدرت جهانی- بر روی هم- نمی‏توانند در مقابل خواست ملت ایران حرف خودشان را پیش ببرند. در همین قضیه‏ی انرژی هسته‏ای، همه بر این متفق شدند که ایران باید این فناوری و پیشرفت را نداشته باشد؛ اما ملت ایران یکپارچه بر دارا شدنِ این حق پافشاری کردند؛ و نتیجه این شده است که خود را به مراحل بسیار پیشرفته‏ی این کار رسانده‏اند؛ و البته این پایان کار نیست؛ بازهم إن شاء اللّه پیشرفتهای بیشتری خواهند داشت.

آحاد مردم، مردم بخشهای مختلف کشور و قشرهای گوناگون جامعه، در یک هماهنگی مطلوب و با یک برخوردِ هوشمندانه‏ی متناسب با یک ملت بزرگ، مسائل کشورشان را دنبال می‏کنند. مردم شعارها و آرمان‏های ملی را با درک کامل بر زبان جاری می‏کنند؛ مثل همین شعارهایی که شما امروز دادید و در همه جا راجع به پیشرفتهای‏ علمی‏، انرژی هسته‏ای و موقعیتهای سیاسی کشور در سطح بین‏المللی شعار می‏دهند. و امروز بیش از گذشته هم حتّی گفتمانِ عدالت‏طلبی و رفع تبعیض و مبارزه‏ی با فساد در کشور مستقر و حاکم است.

ما اگر این دستاوردها را هم نداشتیم- همه‏ی این دستاوردها متعلق به خون این عزیزان شماهاست: این عزت ملی، این پیشرفت‏ علمی‏، این استقلال سیاسی، این زنده ماندن آرمان‏های انقلابی و سخنان امام، که همه‏ی این‏ها چیزهایی است که برای یک ملت آسان به دست نمی‏آید، این ایستادگی در این راه، این روز به روز مدارج ترقی را در بخشهای گوناگون طی کردن و پیش رفتن، از یک ملت ضعیف و عقب‏مانده و فراموش شده به یک ملت مطرح در سطح بین‏المللی تبدیل شدن- باز این یادگارها و خاندانهای شهدا و این شجاعتها و عظمتهایی که این‏ها آفریدند، در تاریخ ماندنی بود و افتخارکردنی.

اگر إن شاء اللّه تلاوت قرآن در جامعه‏ی ما همگانی شود، همه بتوانند قرآن را صحیح بخوانند و همه‏ی خانه‏ها موج شوق به تلاوت قرآن را در خود جای بدهند، آن وقت ما امیدمان به اینکه جامعه‏ی اسلامی و قرآنیِ به معنای واقعی در این کشور تشکیل بشود، بیشتر خواهد شد. ما امروز یک حکومت اسلامی و یک جامعه‏ی اسلامی هستیم؛ اما این قدمهای اول است. آن مقداری که ما از اسلام داخل کشورمان و داخل حکومتمان در گفتار و کردار دولتمردانمان مشاهده می‏کنیم، این، آن اقلِ قلیل از اسلام است؛ این کمتر از آن چیزی است که برای یک جامعه‏ی اسلامی مورد نیاز است. همه‏ی برکاتی که تا امروز بر نظام جمهوری اسلامی مترتّب شده، بر همین اقل قلیل مترتّب شده است. اگر ملت ایران توانستند بت استبداد را در این کشور بشکنند و فروبریزند، اگر ملت ایران این جرئت و دلیری را پیدا کردند که احساس کنند می‏توانند حرف زور را از هیچ‏کس در دنیا نپذیرند و زیر بار آن نروند، اگر می‏بینید جوانهای ما در میدانهای علمی‏ و عرصه‏های علمی به پیش می‏تازند و با یک تصاعد هندسی همین‏طور جلو و پیش می‏روند- خوشبختانه روز به روز دامنه‏ی پیشرفت‏ علمی در کشور ما گسترده‏تر می‏شود- و اگر می‏بینید نشانه‏هایی از اجرای عدالت در کشور ما هست- که البته عرض کردم فقط نشانه‏هایی از اجرای عدالت هست، تا اجرای عدالتِ به معنای کامل هنوز فاصله داریم- اگر این‏ها را مشاهده می‏کنید و خلاصه اگر می‏بینید در جامعه و کشور ما، معروف اسلامی، معروف و منکر اسلامی، منکر است، این به برکت همین اقل قلیل اسلامی است که ما در جامعه‏مان داریم. هرچه ما بتوانیم دامنه‏ی معرفت اسلامی، روحیه‏ی اسلامی و فهم اسلامی را توسعه بدهیم، این دستاوردها بیشتر و بیشتر و بیشتر خواهد شد و برای کشورهای دیگر هم الگو خواهد شد.

اولًا هدف از این جلسه، حل این مشکلات نیست. این مشکلات باید حل بشود، بلاشک. لیکن این جلسه‏ی ما، یک هدفِ بالاتری دارد؛ من بارها هم این را گفته‏ام. این جلسه عمدتاً یک جلسه‏ی نمادین است. این جلسه اولًا، نشان‏دهنده‏ی تکریم نظام جمهوری اسلامی به علم، ثانیاً، به تحصیل‏کننده‏ی علم و ثالثاً، به اهمیت علم در پیشرفت کشور است؛ نماد این‏هاست. کارهای نمادین هیچ منافات با این ندارد که در واقعیت خود هم یک حرکتی در آن وجود داشته باشد؛ اما بیشترین تکیه روی نمادین است؛ مثل شعائر اسلامی؛ شعائر این‏طوری است. شعائر اسلامی جنبه‏ی نمادین دارد. خودش هم یک حرکت است؛ اما بیشترین تأثیری که مورد توجه است، آن تأثیر نمادین است. مثلًا: «انّ الصّفا و المروة من شعائر الله»؛ صفا و مروه در حج؛ بیشتر اعمال حج از همین قبیل است. این‏ها اعمال نمادین است. دو نقطه را با یک فاصله‏ای معین کرده‏اند، می‏گویند بایستی بین این دو نقطه را مرتباً طی کنید و در حرکت باشید. در یک بخشی از این دو نقطه، این حرکت، باید حالت دویدن به خودش بگیرد؛ این نماد است. نماد یک حرکت دائمی برای مسلمان است. یا طواف؛ بر گرد یک محور، یک حرکت تمام‏نشدنی است؛ حرکت طواف تمام‏نشدنی است. شما حرکت طوافتان تمام می‏شود، نفر بعدی شروع می‏کند. شما کعبه را هیچ‏وقت خالی از این دایره‏ی حرکت‏کننده‏ی مردم مشاهده نمی‏کنید. این‏ها «شعائر اللّه» است؛ یعنی جنبه‏ی نمادین دارد. این درس را به جامعه‏ی انسانی می‏دهد. کارهای نمادین این است. ما می‏خواهیم در این کشور، معلوم باشد که تحصیل علم‏ و خود علم و تأثیر آن در آینده‏ی کشور، یک نقطه‏ی برجسته و اساسی برای نظام جمهوری اسلامی است. در حقیقت این نقطه‏ی اساسی و برجسته‏ای در ذهن ملت ایران و برای این ملت است. ما از این ناحیه ضربه خورده‏ایم؛ از ناحیه‏ی عقب‏ماندگی در علم ضربه خورده‏ایم. یک روزی یک حرکت علمی‏ای در دنیا به وجود آمد- حرکتهای علمی همیشه در دنیا حکم ظرفهای مرتبط را دارد و به همدیگر وصل می‏شوند. ملت و جامعه‏ی ما از علم یکدیگر استفاده می‏کنند- یک روزی مرکز پیدایش علم دنیا اسلام بود؛ بدون اینکه دنیای اسلام با داشتن ابزار علم، برود مثلًا اروپا، آفریقا یا هر نقطه‏ی دیگری را استعمار بکند. این علم گسترش پیدا کرد، به همه جا رسید و همه از آن استفاده کردند و بهره‏مند شدند. اما در این برهه‏ی اخیر- یعنی بعد از رنسانس به این طرف که علم به دست یک مجموعه‏ی اروپایی و غربی افتاد- از علم استفاده‏ی معمولی و طبیعی نشد. علم در دست آن‏ها ابزاری برای تسلط شد؛ سلطه‏ی بر کشورها، و بتدریج مسئله‏ی استعمار پیش آمد. دویست، سیصد سال شرق، یعنی اغلب مناطق آسیا و اروپا، زیر چکمه‏ی استعمار له شد و غربی‏ها از علم، نه فقط برای سلطه‏ی سیاسی و استعماری، که برای فشردن ملتها و گرفتن شیره‏ی آن‏ها و امکانات و ثروتهایشان استفاده کردند. همچنان که برای تحمیل فرهنگ خودشان بر ملتهای عقب‏افتاده‏ی از لحاظ علمی هم استفاده کردند و این آخری- یعنی تحمیل فرهنگ- موجب شد که آن‏ها در پیشرفت‏ علمی مطلقاً سهمی پیدا نکنند و به آن‏ها اجازه داده نشود، و تشویق که نمی‏شوند هیچ، بلکه موانعی هم جلوِ آن‏ها گذاشته شود. این وضعی بوده که پیش آمده است.خوب، ما این عقب‏افتادگی تاریخی را باید جبران کنیم؛ یعنی ما ضربه را از بی‏علمی خورده‏ایم. اگر امروز دنیای اسلام از لحاظ اقتصادی عقب است، از لحاظ فرهنگی یا سیاسی عقب‏مانده است، این به خاطر آن است که رقیب، یعنی دنیای غرب، مجهز به سلاح علم است. از سلاح علم برای غلبه‏ی در میدانهای سیاست، اقتصاد و فرهنگ استفاده می‏کند.
ما باید این سلاح را به دست آوریم. باید بتوانیم مسلح به علم شویم تا تهدید رقیب- یا رقیب یا دشمن، حالا همه‏شان یک‏جور نیستند- نتواند آن‏طوری که تاکنون کارآمد بوده است، کارآمد باشد. ما باید این را داشته باشیم. این یک هدف راهبردی بسیار بلند ملت و بسیار مهم و حیاتی است. علم را باید به دست آورد. البته این را می‏دانیم که علم به تنهایی کافی نیست. علم باید با اخلاق و ایمان همراه شود تا ما به همان چاله‏ای نیفتیم که غرب در آن افتاد؛ یعنی علم برای آن وسیله‏ی ظلم شد، وسیله‏ی انحراف اخلاقی شد و وسیله‏ی گسترش فرهنگهای گمراه‏کننده و هلاک‏کننده شد. ما باید دچار آن نشویم. آن به جای خود محفوظ، اما حالا نقطه‏ی اساسی این است که علم برای ما یک امر حیاتی است.
بنابراین ما در این جلسه خواستیم از علم، علم‏آموزی و کسانی که در میدان علم‏آموزی یک برجستگی از خودشان نشان داده‏اند، تجلیل کنیم. این جلسه، نماد تجلیل از این چند خصوصیت است.
من در سرنوشت و تاریخ ملتها یک‏قدری مطالعه می‏کنم- نه فقط در گذشته، در زمان خود ما هم همین‏طور است- می‏بینم که دو عنصر از مهم‏ترین عناصر تأثیرگذار در پیشرفتهای ملی برای کشورها، عبارت است از: یکی «خطرپذیری» و یکی هم «کار سخت و پیگیر و پشتکار» است. من می‏خواهم امروز این دو خصوصیت را به شماها توصیه کنم.
خطرپذیری؛ نقطه‏ی مقابل آن، ترس است. ترس از چه؟ ترس از عدم موفقیت؛ وارد نشویم که مبادا موفق نشویم؛ حرکت نکنیم که مبادا نرسیم؛ اقدام نکنیم که مبادا مورد قبول قرار نگیرد؛ اقدام نکنیم که مبادا برای ما مشکلات ایجاد کند. این‏ها همه‏اش نقطه‏ی مقابل خطرپذیری است. یکی از خصوصیات خوب غربی‏ها- که ما خصوصیات بد و خوب، هر دو را در کنار هم می‏بینیم و انکار نمی‏کنیم- خطرپذیری است. غربی‏ها این خصوصیت مثبت را و به تبع آن‏ها آمریکاییها- که فرهنگ اروپاییها را اول بار گرفتند- خطرپذیرند. خطرپذیری می‏تواند جامعه را موفق کند. شما جوانها باید آماده باشید؛ ترس از اینکه شاید نشود، این خیلی چیز بدی است. گاهی اوقات تصورات انسان، یک آینده‏ای را برای انسان تصویر می‏کند که بکلی او را مأیوس می‏کند؛ این به نظر من، یکی از ایرادهاست. حالا اگر وارد دانشگاه شدیم، اگر درس خواندیم، اگر این تحقیق را کردیم، اگر وارد رشته‏ی تحقیق و پژوهش شدیم، آیا قبول می‏شود؟ آیا دست ما را به جایی بند می‏کنند؟ آیا نمی‏کنند؟ باید وارد شوید! به قول شاعر عرب می‏گوید: «شر من الشر خوف منه عن یقعا»؛ از بلا بدتر، ترس از بلاست، ترس از فرود آمدن بلاست؛ این از خود بلا سخت‏تر است. نبادا نشود؛ خوب به این «نبادا» نباید اعتنا کرد. وارد شوید، خواهید دید که می‏شود. در همه‏ی میدانهای مادی و معنوی که انسان موفقیتی مشاهده می‏کند، این جرئت و گستاخی و نترسیدن از احتمال موفق نشدن، عامل بسیار مهمی است که ما را پیش می‏برد.
یکی هم مسئله‏ی «کار سخت» نقطه‏ی مقابل تنبلی است. نگذارید تنبلی و راحت‏طلبی و تن دادن به زندگیِ دور از مشکل، شما را وسوسه کند. اگر این حالت تنبلی وجود داشت، هیچ‏کدام از این کشفیات مهم علمی به وجود نمی‏آمد. شرح حال این کاشفان و مخترعان بزرگ را ببینید، چطور خواب را بر خودشان حرام کردند، سختیها را برای خودشان هموار کردند، با مشکلات‏ ساختند و رفتند تا به آن نقطه‏ی اساسی رسیدند. البته این موفقیتها در بسیاری از موارد- شاید بتوان گفت در اغلب موارد- در نهایت هم برایشان فایده داشته؛ فایده‏ی مادی و زندگی و عنوان و پول و این چیزها را هم داشته است. لیکن این‏ها از اول هدفشان این چیزها نبوده است؛ می‏خواستند بروند تا عمق یک مسئله و یک کار را به دست آورند و به آنجا برسند. این را به عنوان یک توصیه‏ی قطعی عرض می‏کنم.
یک نکته‏ی دیگری که به شما عرض می‏کنم، این است که (همین نکته‏ای که اشاره شد) علم با دین و اخلاق هست که برای بشریت مفید خواهد بود. این را به طور قاطع بدانید، علم هرچه هم پیشرفت کند، اگر از اخلاق و دین فاصله بگیرد، به حال بشریت مفید نخواهد بود. آن کسانی که می‏گویند ما دانش را برای ارتقاء بشریت می‏خواهیم، باید به این نکته توجه کنند. حالا مثالهای واضحی که همه شنیدید، من نمی‏خواهم این‏ها را تکرار کنم که حالا کسانی که مثلًا در علم شیمی پیشرفت کرده‏اند، به بمب‏های شیمیایی و وسایل کشتار جمعی رسیدند؛ کسانی که در علوم هسته‏ای پیشرفت کردند، به بمب اتمی و کشتار فاجعه‏آمیز ملتها رسیدند؛ این‏ها حالا مثالهای واضحی است. شما در ملتها نگاه کنید. یک ملت پیشرفته‏ی از لحاظ علمی را که در دنیا در اوج پیشرفت علمی قرار دارد، در نظر بگیرید، ببینید آیا مردم این کشور حقیقتاً به سعادت رسیده‏اند؟ آیا در آن کشور عدالت وجود دارد؟ آیا در آن کشور فقر و تبعیض و بی‏عدالتی از بین رفته است؟ آیا آن‏چنان که ادعا می‏کنند، مردم با آرامش و دور از خشونت و تجاوز و تعدی زندگی می‏کنند؟ بااینکه علم در آنجا هست، این واقعیات هم در آنجا هست! آیا بر زندگی خانواده‏ها، یک حس اعتماد و آرامشی حکمفرماست؟ فرزندان در آغوش پدر و مادرها با عواطفِ خوب تربیت می‏شوند؟ قتل و ترور و جنایت و این‏ها در آنجا نیست؟ می‏بینید درست به عکس است. امروز بیشترین ناامنی در آن کشوری است که از لحاظ علمی، بالاترین رتبه را دارد؛ یعنی امریکا. هیچ کشوری در دنیا به ناامنی امریکا نیست؛ نه در اروپا، نه در آسیا. بیشترین ناآرامی روانی در آنجاست. بیشترین قتل و خشونت از ناحیه‏ی شهروندان نسبت به یکدیگر در آنجاست. بیشترین تبعیض و فاصله‏ی طبقاتی در آنجاست. ثروتهایی به بلندی کوه هیمالیا و فقرهای غیر قابل توصیف- یعنی مردن از گرسنگیِ به معنای واقعی- در آنجاست. فاصله‏ها این است. مهم‏ترین آرمان‏های بشری که از اول تاریخ تا حالا با تغییرات زمانه، تغییر نکرده، این‏هاست. آرمان مهم بشر «عدالت» و «امنیت» است؛ «آسان زندگی کردن در کنار دیگران» است- بهشت آنجاست کازاری نباشد- «آزارندیدن از دیگران» است؛ احساس آرامش کردن در روان است؛ راحت بودن در خانواده است؛ لذت بردن از زندگی خانوادگی و از دیدن فرزندان است؛ از بودن در آغوش پدر و مادر است؛ این‏ها اساسی‏ترین نیازهای بشر است؛ این‏ها چیزهایی است که بشر از اول تا امروز می‏خواسته؛ دیروز هم می‏خواسته و امروز هم می‏خواسته است. این چیزها در آن جامعه‏ای که از لحاظ علمی پیشرفته‏ترین است، مطلقاً وجود ندارد. پس ببینید وقتی‏که علم با ایمان و اخلاق همراه پیش نرفتند، دوش‏به‏دوش پیش نرفتند، نتیجه این می‏شود. عالِم اگر متدین باشد، از علم او جامعه بهره‏ی حقیقی می‏گیرد. دین جلوِ پیشرفت علم را نمی‏گیرد؛ بلکه حتّی به پیشرفت علم، کمک هم می‏کند. اما جلوِ تعدی علم و تخطی از حدود انسانیت را که ممکن است علم به آن دچار شود، می‏گیرد.

از خداوند متعال می‏خواهیم که همه‏ی ما را به راه راست و صراط مستقیم هدایت کند و ملت بزرگ، انقلابی، مؤمن و هوشمند ما را در وظایفی که بر عهده‏ی اوست، إن شاء اللّه تواناتر و موفق‏تر بدارد و این پیشرفتهایی‏ که انسان در زمینه‏ی علمی‏، فناوری، سیاسی، اقتصادی و غیره مشاهده می‏کند یا آثار آن را مشاهده می‏کند، إن شاء اللّه این را روزافزون بفرماید.

از جمله‏ی شاخصه‏های مهم اصول‏گرایی، یکی «اهتمام به علم‏ و پیشرفت‏ علمی» است. شما ببینید چه زمانی در آغاز پیدایش اسلام گفته شد که: «طلب العلم فریضة علی کلّ مسلم و مسلمه» یا «مؤمن و مؤمنة»؛ یعنی همان وقتی‏که نماز و زکات و این چیزها آمد، طلب العلم هم آمد؛ «اطلبوا العلم و لو بالصین» هم آمد. من بارها تکرار می‏کنم، این به خاطر همین است که جامعه، بدون علم نخواهد توانست آرمان‏های خودش را بالا بیاورد. مثل این است که انسان حرف حقی داشته باشد؛ اما اصلًا زبان گفتنش را نداشته باشد. نداشتن علم این‏طوری است. علم موجب می‏شود که شما بتوانید آن آرمان‏ها، آن اهداف و آن خط روشن و جاده‏ی روشنِ صراط مستقیمی را که در دست و اختیار شماست، مطرح کنید و کسان بیشتری را از بشریت، به آن هدایت کنید. علم نداشته باشید، این امکان‏پذیر نخواهد بود. بنابراین علم- که وسیله‏ی رشد ملی، بشری، انسانی و اوج گرفتن در محیط عام بشریت است- جزوِ چیزهای لازم است و باید به این اهتمام داشته باشید.

امروز امت اسلامی به حکومت اسلامی به معنای واقعی کلمه نیازمند است. حکومت اسلامی یعنی آن حکومتی که به دل انسانها و ملتها می‏پردازد؛ به مغز آن‏ها و دانش آن‏ها و پیشرفت‏ علمی‏ آن‏ها می‏پردازد؛ به دست و بازوی قدرتمند آن‏ها می‏پردازد؛ به اداره‏ی سیاستِ صحیح در میان آن‏ها می‏پردازد. این، امروز نیاز امت اسلامی است.

امروز به نظر ما مهم‏ترین مسئله‏ی دنیای اسلام، مسئله‏ی اتحاد است. اگر این اتحاد انجام شد، ما پیشرفت‏ علمی‏ هم می‏توانیم پیدا کنیم؛ پیشرفت‏ سیاسی هم می‏توانیم پیدا کنیم. شما می‏بینید دشمنان دنیای اسلام چه فشاری بر روی مسئله انرژی هسته‏ای در ایران دارند. آن‏ها می‏دانند که ما دنبال بمب اتم نیستیم. آن‏ها از پیشرفت علم‏ در این کشور، از پیشرفت فناوری در یک کشور اسلامی ناراحتند. یک کشور اسلامی‏ای که نشان داده که تسلیم سیاستهای امریکا نیست؛ نشان داده که از امریکا نمی‏ترسد. این کشور اسلامی باید به پیشرفت مهم‏ترین تکنولوژی امروز دنیا- یعنی تکنولوژی هسته‏ای- مجهز نباشد. آن‏ها به خاطر این، فشار را وارد می‏کنند. البته ما تصمیم خودمان را گرفته‏ایم. ملت ایران در طول بیست و هفت سال بعد از انقلاب، با تجربه فهمیده است که تنها راه خلاصی از کید دشمنان، توکل به خدا و صبر در میدان و مجاهدت است. ما این راه را تا امروز رفته‏ایم و ثمرات شیرین آن را چشیدیم و به حول و قوه‏ی الهی در ادامه هم همین راه را با قوت تمام خواهیم رفت، که آثارش را هم می‏بینیم.

باز از نقاط مثبت، همین پیشرفتهای‏ علمی‏ است که این پیشرفتها در بخشهای مختلف وجود دارد و امیدواریم خدای متعال به این جوانان و مدیران لایقی که در این بخشها مشغول فعالیتند، کمک کند تا این‏ها را به نتایج مطلوب خودشان برسانند و در مقابل چشم مردم قرار بدهند و احساس عزت مردم را افزایش بدهند.
از نقاط مثبت دیگر، پیشرفت‏های علمی و زیرساخت‏های توسعه در کشور است، که عمدتاً محصول تلاش دولتهای گذشته است. امروز سرمایه‏گذاریهای خوبی که در وسایل ارتباطاتی‏مان مانند بخش مخابرات، بخش حمل و نقل و بخشهای گوناگون شده است و کارهای زیربنایی و زیرساخت‏های خوب، در کشور مشهود و محسوس است.

اصل پنجم، جهاد علمی است. من تکیه می‏کنم- این جزوِ مبانی اصول‏گرایی است- «جهاد علمی». چند سال است من تکرار کرده‏ام: باید نهضت تولید علم‏ در کشور راه بیفتد. من خوشحالم؛ وقتی با دانشجوها و جوانها مواجه می‏شوم که غالباً آن‏ها حرف می‏زنند و مطالبی را می‏گویند، می‏بینم آن‏ها همین مسئله‏ی تولید علم و اتصال علم و صنعت، و پشتیبانی دولت از پیشرفت‏ و ابتکارات علمی را به عنوان توقع از ما مطرح می‏کنند. من می‏گویم خیلی خوشحالم و این‏ها حرفهای ماست و حالا در بین مجموعه‏ی دانشگاهی عرف شده؛ لیکن این کافی نیست؛ باید به سمت کارهای بزرگ برویم. ببینید! یک‏وقت هست شما می‏توانید هواپیمایی را که دیگران اختراع کرده‏اند و ساخته‏اند، خودتان بدون کمک دیگران در داخل کشور بسازید، این خیلی خوب است؛ این بهتر از خریدن هواپیمای ساخته شده است؛ اما یک‏وقت هست شما خودتان یک چیزی در سطح هواپیما در کشورتان تولید می‏کنید؛ این است آنچه که ما لازم داریم؛ ما باید بر ثروت علمی بشر بیفزاییم. نگویند نمی‏شود؛ می‏شود. یک روزی بشریت فناوری ریزترین‏ها- نانوتکنولوژی- را نمی‏شناخت، بعد شناخت. امروز صد تا میدان دیگر ممکن است وجود داشته باشد که بشر نمی‏شناسد؛ اما می‏توان آن‏ها را شناخت و می‏توان جلو رفت. البته مقدمات دارد؛ اما آن مقدمات را هم می‏شود با همت فراهم کرد. من یک روز در مجموعه‏ی جوانها و اهل دانشگاه گفتم من توقعم زیاد نیست؛ من این را از شما جامعه‏ی علمی کشور توقع می‏کنم که شما پنجاه سال دیگر- پنجاه سال، نیم قرن است- در رتبه‏ی بالای علمی دنیا قرار داشته باشید؛ این توقع زیادی است از یک ملت بااستعداد؟ اما اگر بخواهیم این اتفاق بیفتد، از الآن باید سخت کار کنیم. شرطش تنبلی نکردن است؛ غفلت نکردن است؛ خست نورزیدن است؛ از ورود در این راه وحشت نکردن است و میدان دادن و پرورش نخبگان علمی است. در بعضی از بخشها ما با دنیا فاصله‏مان زیاد نیست؛ در آن بخشها- مثل همین بخشهایی که اسم آوردم، خوشبختانه فاصله‏مان با پیشرفتهای دنیا و آن نوکهای حرکت زیاد نیست- می‏توانیم تلاشمان را مضاعف کنیم؛ این هم یک کار است. بنابراین، این جزوِ وظایف دولت است؛ بایستی میدان داد. این جوانها تشنه‏ی کار و فهمیدن هستند، به شرط اینکه امکانات در اختیار این‏ها قرار بگیرد. الحمد للّه ما استاد خوب هم کم نداریم. یک روزی بود ما اوایل انقلاب، در این کشور قحط استاد داشتیم؛ اما امروز نه، بحمد اللّه اساتید فراوان است و امروز اکثریت آنان پرورش‏یافته‏ی دامان خود این ملت و روییده‏ی در همین آب و هوا هستند.

واقعیتی که امروز در جامعه‏ی ما هست- خارج از تبلیغات و شعار و نمی‏دانم بزرگ‏نمایی‏های گوناگون- این است که ما یک کشوری هستیم که بر اثر تکیه‏ی بر باورهای خودمان و اظهار شجاعت در میدان- شجاعت نشان داده‏ایم؛ این‏ها را که دیگر نمی‏توان منکر شد- در دنیا یک ملت شاخص شده‏ایم؛ نمی‏گویم شاخص‏ترین، اما یک ملت شاخصیم. این ایرانی که امروز شما دارید می‏بینید، این ایرانِ دوره‏ی رژیم گذشته نیست؛ وقتی محاسبه می‏کنیم، در دنیا، در بین ملتها و دولتها، در محافل سیاسی دنیا، در تعاملات بین‏المللی و در موازنه‏ی بین قدرتهای بزرگ دنیا، این ایران، این ملت و این مجموعه‏ی حکومت، یک مجموعه‏ی درخور احترام یا مجموعه‏ای که ناگزیر باید آن را جدی گرفت و آن را احترام کرد، تلقی می‏شود. امروز وضع کشور ما این است. پیشرفتهای‏ زیادی هم داشته‏ایم. یعنی من اگر بخواهم مقایسه بکنم، باید با این تعبیرِ بی‏اغراق بگویم که، واقعاً قابل مقایسه نیست آنچه که ما بعد از انقلاب به عنوان یک ملت و یک کشور به دست آورده‏ایم، با آنچه که قبل از انقلاب بوده است. ما به خودمان اعتقاد پیدا کرده‏ایم، استعدادهای خودمان را شناخته‏ایم و این استعدادها را به میزان بسیار زیادی به فعلیت رسانده‏ایم؛ در زمینه‏ی علم‏، در زمینه‏ی صنعت، در زمینه‏ی مسائل اجتماعی و در زمینه‏ی کارکردهای عمومی، پیشرفتهای زیادی پیدا کرده‏ایم. نمی‏شود بین دوگونه نظام، یک نظام وابسته‏ی حذف‏شده‏ی در تعامل‏های بین‏المللی و بی‏اعتقاد به خود و توسری‏زن به مردم خود را- که رؤسای کشور، مملکت را مال خودشان می‏دانستند؛ دوره‏ی طاغوت این است دیگر! حالا خیلی از شماها هم یادتان هست، من هم یادم هست؛ ما هم در آن دوره تنفس و زندگی کردیم. دستگاه حکومت، کشور را مال خودش می‏دانست؛ برای مردم شأنی قائل نبودند، مگر از روی اجبار- با یک تشکیلات و نظامی که مسئولان کشور را نوکر مردم می‏داند، نه صاحب مملکت و صاحب مردم- این احساس واقعی مسئولان است، واقعاً خودشان را خدمتگزار و نوکر مردم و فلسفه‏ی وجودی خودشان را، کار برای مردم می‏دانند- مقایسه کنید. اصلًا تقابل بین این دو شکل، تفاضل بین این دو شکل، قابل کیل و اندازه‏گیری کردن با پول و درآمد ماهانه‏ی فلان آدم و این‏ها نیست؛ یعنی تفاوت وجود و عدم است، فاصله‏ی وجود و عدم است؛ این همان چیزی است که اسلام از ما می‏خواهد و به ما می‏دهد. حالا نمی‏خواهم وارد مقوله‏ی ارزشهای اسلامی بشوم، اگر انسان بخواهد راجع به آن‏ها فکر و بحث کند، مقوله‏ی بسیار باشکوه و دلنوازی است.خوب، این کشور، در یک چنین شرایطی است؛ این کشور می‏خواهد پیش برود، این کشور می‏خواهد حرکت بکند؛ ما این چیزهایی که حالا شما در زمینه‏ی فناوری هسته‏ای و پیشرفتهای علمی‏
می‏شنوید، این‏ها فقط بخشی از بسیارِ آن چیزی است که در کشور اتفاق افتاده. بحمد اللّه جوان و استعداد هم که زیاد داریم، ما احتیاج داریم به امید، به شوق، به کار، به اعتماد به نفس، به کم کردن تکیه‏ی بر بیگانگان- به فرهنگشان، به رفتارشان، به بخش‏نامه‏های فکری و فرهنگی‏شان- ما به این‏ها احتیاج داریم؛ به جوشیدن از درون، به استخراج گنجینه‏هایی که در میراث فرهنگی ما هست. این جوان اگر بخواهد این‏طور تربیت شود، به حضور شما در صحنه احتیاج دارد؛ یعنی شما باید وارد میدان بشوید تا این اتفاق بیفتد؛ من این را می‏گویم. من می‏گویم الآن کلید دست شماست. من شأن سینما را این می‏دانم. من می‏گویم امروز کلید پیشرفت این کشور، به میزان زیادی دست شماست؛ شما می‏توانید این نسل را یک نسل پیشرونده، امیدوار، پُرشوق، معتقد به خود و معتقد به ارزشهای اسلامی و ملیِ خود بار بیاورید؛ و همین‏طور می‏توانید این نسل را شرمنده، پشیمان، زیر سؤال برنده‏ی افتخارات گذشته و زیر سؤال برنده‏ی افتخار انقلاب و دفاع مقدس بار بیاورید.

چهارم- علاوه‏ی بر این‏ها- آنچه که زمینه و بستر به کار گرفتن ایمان و عدالت و علم است، اتحاد ملی و آرامش در سطح کشور است. اگر در کشور آرامش نباشد، نه از علم می‏شود بهره‏برداری کرد، نه از ایمان، و نه می‏شود عدالت را در جامعه مستقر کرد.
امروز دشمنان این ملت، بزرگترین جایزه را به کسی می‏دهند که بتواند این پایه‏ها را متزلزل کند و با ایمان مردم بجنگد؛ ایمان به خدا، ایمان به مردم، ایمان به راه و ایمان به موفقیت را در دل‏های مردم تضعیف کند. امام دارای این چهار ایمان بود: ایمان به خدا، ایمان به مردم، ایمان به این راه و ایمان به موفقیت حتمیِ آخر کار. این ایمان‏ها در دل مردم، آن‏ها را به حرکت، به اندیشیدن، به پیش رفتن، وادار می‏کند. آن کسانی که ایمان به خدا، ایمان به مردم، ایمان به این راه، ایمان به موفقیت را در مردم تضعیف کنند، برای دشمن کار کرده‏اند. دشمن، بزرگترین جایزه را به این افراد می‏دهد. همچنین آن کسانی که با حرکت علمی کشور مخالفند؛ آن کسانی که دانشگاه‏ها، مراکز تحقیقی، مرکز علمی را می‏خواهند از علم و از تحقیق و پژوهش دور کنند، برای دشمن کار می‏کنند. دشمن، بیشترین جایزه را حاضر است به این افراد بدهد. آن کسانی که علیه امنیت ملت کار می‏کنند، وحدت ملی را مخدوش می‏کنند، به عنوان حمایت از اقوام، می‏خواهند وحدت ایرانی را- این اقوام، همه ایرانی‏اند؛ همه وفادار به ایرانند و همه خود را ایرانی می‏دانند و به آن مفتخرند- متزلزل کنند، برای دشمن کار می‏کنند.
وظیفه‏ی دستگاه‏های مسئول است که دشمنان ملت را درست بشناسند؛ ایادی دشمن را در میان مردم بدانند؛ جهت‏گیری‏های دشمنان را بشناسند و از حق ملت دفاع کنند؛ از امنیت ملت دفاع کنند؛ از دانش‏پژوهی و پیشرفت‏ علمی‏ در کشور دفاع کنند؛ این وظیفه‏ی دستگاه‏های مسئول است.
نکته‏ی آخر: این شجره‏ی طیبه‏ای را که امام بزرگوار غرس کرد و خدای متعال برکت بخشید و شاخ و برگ آن را این‏چنین گسترده کرد، همه باهم باید حفظ کنیم؛ هم مسئولان، هم آحاد مردم، هم نخبگان سیاسی، هم نخبگان علمی، هم اهل حوزه، هم اهل دانشگاه، هم کارگر و هم همه‏ی قشرهای دیگر. این، وظیفه‏ی همه است؛ همه، انقلاب و کشور را باید از خود بدانند؛ همه، نظام جمهوری اسلامی را باید از خود بدانند؛ همه، امت جمهوری اسلامی‏اند. ما آن کسانی را غریبه می‏دانیم؛ از این دایره خارج می‏دانیم، که برای دشمن کار می‏کنند. آن کسی که امام و راه امام و وصیت‏نامه‏ی امام را قبول دارد، او «خودی» است؛ آن کسی که استقلال ایران برایش دارای اهمیت است و به آن پایبند است، «خودی» است؛ آن کسی که عزت این ملت و پیشرفت علمی این ملت را دنبال می‏کند، او «خودی» است. غریبه‏ها کسانی هستند که مشتاق سلطه‏ی آمریکایند؛ آن‏ها کسانی هستند که در خانه، برای دزدِ کمین گرفته کار می‏کنند و به نفع او اقدام می‏کنند. غریبه آن کسی است که بلندگوی افکار و اهداف دشمنان این ملت است. آن کسی که سخن ملت را می‏گوید، آن کسی که از زبان این ملت حرف می‏زند، آن کسی که با دشمنان این ملت دشمنی می‏کند، آن کسی که در راه مصالح این ملت در هر بخشی قدم برمی‏دارد، جزو سربازان جمهوری اسلامی است. آن کسانی که عمداً در قول و عمل، وحدت را می‏شکنند و حرکت در جهت خواست دشمن می‏کنند، این‏ها در مقابل جمهوری اسلامی صف‏آرایی می‏کنند. البته «خودی‏ها مراقب باشند؛ غفلت نکنند. گاهی دیده می‏شود بعضی از «خودی‏ها از سر غفلت و نادانی- گاهی هم به‏ندرت، بعضی ناجوانمردانه- تحت تأثیر کینه‏های شخصی، کارِ غریبه‏ها را می‏کنند! این افراد باید به‏هوش باشند.

شما ببینید اگر در یک کشوری جامعه‏ی عمومی آن کشور به کار با این چشم که کار عبادت است، نگاه کنند آن وقت وضع پیشرفت‏ اقتصادی و علمی‏ آن کشور به کجا خواهد رسید. این منطق اسلام است. لذا اگر ما نسبت به کارگر در هر سطحی احساس ارادت و محبت می‏کنیم، این گزاف نیست؛ این به خاطر آن است که پشت این احساس محبت و احترام، یک چنین فرهنگ عمیق و غنی اسلامی‏ای وجود دارد.

بهترین راه مبارزه‏ی با استکبار و دشمنان، همین است که ما در ساختن و پیشرفت‏ کشورمان، هرچه می‏توانیم سعی کنیم؛ پیشرفت علمی‏، پیشرفت فناوری، پیشرفت اخلاقی، همبستگی ملی و محکم کردن پایه‏ی ایمان و انگیزه‏های معنوی؛ هرچه که در این چیزها ما پیشرفت کنیم، دشمن بیشتر عقب می‏نشیند و این مهم‏ترین مبارزه‏ی ملت ایران است.

آنچه که امروز آمریکاییها از خود بروز می‏دهند، همان چیزی است که در طول بیست و هفت سال نسبت به ملت ایران، همیشه در ذهنشان بوده است. ابزارشان هم عبارت است از تهدید، ارعاب، تبلیغات جنگ روانی، دلسرد کردن مردم، نومید کردن مردم، ایجاد دودستگی و تحریک عصبیتها؛ اگر بتوانند، ابزار دشمنان ملت شما این‏هاست. فشار بیاورند- فشارهای فرسایشی- و با تبلیغات این‏ها را برجسته، بزرگ و درشت کنند؛ برای اینکه در مردم احساس عدم امنیت به وجود آورند، برای اینکه مردم در موفقیتشان، آینده‏شان و کفایت مسئولان‏شان تردید و شک و شبهه پیدا کنند؛ کار دشمن این‏هاست. فشار بیاورند، شاید بتوانند مسئولین را دچار دودستگی کنند؛ شاید بتوانند تصمیم‏گیران کشور را در تصمیم‏گیری‏های بزرگ خودشان‏ دچار تزلزل کنند؛ کار دشمن این‏هاست؛ ابزار دشمن این‏هاست؛ دشمن ابزار دیگری ندارد. تهدید می‏کنند که ما ملت ایران را تحریم خواهیم کرد؛ مگر تا حالا تحریم نکردید؟! مگر تا حالا ملت ایران دچار تحریم شما قدرتهای زورگو نبوده است؟! اگر ما امروز پیشرفتی‏ پیدا کرده‏ایم و در علم‏، صنعت و برخی از صنایع، در منطقه حرف اول را می‏زنیم، این‏ها در همین شرایط تحریم برای ما پیش آمده است. ما پیشرفت‏ نظامی پیدا کرده‏ایم؛ پیشرفت علمی‏ پیدا کرده‏ایم؛ در زمینه‏های پزشکی پیشرفتهای شگفت‏آور پیدا کرده‏ایم؛ در زمینه‏ی صنعت، در برخی از صنایع بسیار پیچیده که دنیا تصور نمی‏کرد، ما پیشرفت پیدا کرده‏ایم. ما در زمینه‏ی علوم زیستی پیشرفت پیدا کرده‏ایم؛ علوم دانشهایی را که دارندگان آن‏ها، هرگز اجازه نمی‏دهند غیر از یک مجموعه‏ی کوچک خودشان، کسی به آن‏ها دست پیدا کند؛ ما به این دانشها دست پیدا کرده‏ایم. همه‏ی این‏ها در شرایط تحریم به وجود آمده است. اگر تحریم نمی‏کردند، شاید به اینجا نمی‏رسیدیم؛ اگر پول ما را می‏گرفتند، سلاحهای دسته چندم خودشان را به ما می‏دادند، ما به فکر نمی‏افتادیم که از ابتکار و استعداد جوانانمان استفاده کنیم؛ امروز هواپیما هم تولید کنیم، تانک هم تولید کنیم، موشک هم تولید کنیم و از بسیاری از کشورهای منطقه در این تولیدات جلوتر باشیم. اگر بازارها را باز می‏کردند، هرچه می‏خواستیم به ما می‏دادند، پول ما را می‏گرفتند، توی جیبشان می‏ریختند و امروز هم ما به این پیشرفتها نرسیده بودیم. ما را از تحریم می‏ترسانید؟!

اما راجع به مسئولیت‏های آینده‏ی شما، من فقط می‏خواهم این را عرض بکنم؛ خروجی دانشگاه امام صادق، ایده‏آلش فقط نباید این باشد که حالا بیرون بیاید، فرض کنید اگر در فلان رشته، درس خوانده برود وکیل بشود یا محضردار بشود و یا برود کارمند فلان دستگاه وزارتیِ دولتی بشود؛ نه اینکه من مخالف باشم؛ نه، من موافقم که جوان‏های خوب در ارکان تشکیلات اجرایی کشور- چه قضائی و چه قوه‏ی مجریه- حضور داشته باشند؛ اما این برای خروجی دانشگاه امام صادق ایده‏آل نیست؛ ایده‏آل و آن نقطه‏ی آرمانی را باید از همان مطالبی که تا الآن در این نیم‏ساعته عرض کردم، جست. شما باید در علم‏، یک حرکتی به وجود آورید؛ باید در دنیای دانش‏آموزی و پیشرفت‏ علم و بنای علمی کشور، یک تحرّکی به وجود آورید؛ این است آن رسالت اصلی شما. کاری کنید که دانشمندان مسلمان و مؤمن ما، در رشته‏های مختلف علوم انسانی، صاحب‏نظرانی شوند که دنیا از نظرات این‏ها استفاده کند؛ کاری کنید که دانشگاه امام صادق، نه فقط در مقایسه‏ی با فلان دانشگاه دیگری که در تهران یا شهرستان هست، یک رتبه‏ی جلوتری به دست آورد؛ بلکه این دانشگاه مرجع تحقیقات مراکز علمی و دانشگاه‏های دنیا بشود. امروز در دنیا و حتی در همین دنیای گمراه غربی، افراد بسیاری هستند که به دنبال حقیقت‏اند؛ انسان‏های دانشمند و دانش‏پژوهی هم در بین این‏ها هستند و فراوان‏اند، و کم هم نیستند که دنبال حرف حساب و حق‏اند؛ یک چنین انسانی در هر نقطه‏ی دنیا- در کشورهای اروپایی، آسیایی، امریکا و جاهای دیگر- وقتی دارد دنبال یک مطلبی می‏گردد، باید بتواند اثر علمی شما را در این پایگاه رایانه‏ای پیدا کند؛ حرف و فکر و راه تازه‏ای را که شما دارید نشان می‏دهید. این را ما از دانشگاه امام صادق می‏خواهیم. خروجی دانشگاه امام صادق باید با این نیّت و فکر، بتواند متخرج این دانشگاه بشود. بنابراین دانشگاه را قوی کنید.

تصمیمات یا آرزوهایی که تاکنون در زمینه‏ی پیشرفت‏ علم‏ گرفته شده یا مطرح شده، بایستی عملیاتی شود؛ یعنی بایست در مجاری کار بیفتد و خواسته شود. فرض کنید اگر شما در زمینه‏ی تولید علم با دانشگاه‏ها کار دارید، باید آقای دکتر زاهدی مسئول شود؛ زمان معین کنید و بعد بگویید که شما ظرف دو یا سه ماه در این زمینه چه‏کار کرده‏اید. ایشان گزارش به شورا بدهند و اگر شما نمی‏پسندید، اعتراض کنید؛ اگر می‏پسندید، قدم بعدی را بردارید؛ حالا یا شما باید بردارید، یا ایشان باید بردارند. در زمینه‏ی وزارت ارشاد یا آموزش و پرورش و در زمینه‏های مختلف دیگر هم به همین روش عمل شود.

شما با فرهنگ خودتان به قله اورست رفتید. «یا فاطمة الزهراء»؛ این فرهنگ شماست؛ این مال شماست؛ و نشان‏دهنده‏ی همین کشور سرافراز امروز است که در ورزش این کار را می‏کند؛ در بخش علمی‏ آن‏طور پیشرفت‏ می‏کند؛ در بخش‏های تجربی و عملی و فنی هم آن‏طور پیشرفت می‏کند؛ آن انرژی هسته‏یی‏اش است، آن بخش سلول‏های بنیادی‏اش است و در بخش‏های سیاسی و کارهای فراوان‏
گوناگون دیگر هم همین‏طور است. این ملت مثل جسمی که نبض آن می‏زند و از همه طرف در حال رشد است، دارد کار می‏کند. این، نشان‏دهنده‏ی یک ملت زنده است. این ملت زنده، شعارش همین چیزهایی است که شما در آنجا مطرح کردید: نام خدا را آوردید، نام اولیای خدا را آوردید، نام مقدس فاطمه‏ی زهرا (سلام الله) را آوردید.

در مسأله‏ی هسته‏یی، حرف ملت ایران حرف معلومی است، مسئولان هم بارها آنچه را که باید گفت، گفته‏اند. مطلب این است که ملت ایران یک ملت بااستعداد، بافرهنگ، بزرگ، توانا، بانشاط و جوان است و این‏جور ملتی صبر نمی‏کند که اجازه بدهند تا به فلان پیشرفت‏ علمی‏ یا فلان پیشرفت‏ فناوری دست پیدا کند؛ نه، این‏جور ملتی خودش وارد می‏شود، مرزهای دانش را هم می‏شکند و عبور می‏کند و خودش را نشان می‏دهد. اگر هم خارجی‏ها، رقبا، دشمنان می‏بینند که در این صد سال اخیرِ قبل از انقلاب این حالت پیش نیامده، باید بدانند که در آن وقت‏ها نمی‏گذاشتند ملت ایران حرکت شایسته‏ی خودش را بکند؛ و الّا ملت ایران همیشه یک ملت بااستعداد بوده است. ما همان ملتی هستیم که در همه‏ی دوران اسلامی، از همه‏ی ملتهای مسلمان، بدون استثناء، پیشروتر بودیم و در همه‏ی علوم و فنون؛ در فلسفه، در علم‏، حتّی در علوم مربوط به زبان عربی پیشروتر بودیم؛ بزرگترین زبان‏دان‏ها و نحوی‏ها و علمای علم زبان عربی، ایرانی‏اند و حتّی بهترین و قوی‏ترین کتابها را هم در همان رشته، ایرانی‏ها نوشته‏اند. این ملت همیشه در فلسفه، در علوم گوناگون و در دانش‏های تجربی، به قدر زمانه و جلوتر از آن، پیشرو بوده است. این، همان ملت است؛ منتظر نمی‏ماند؛ لذا منتظر هم نماند و حالا از جمله، توانسته است به دانش هسته‏یی دست پیدا کند. آنچه که امروز ما داریم، هم دانش هسته‏یی است، هم فناوری هسته‏یی؛ اما آنچه نداریم و جلویش را گرفته‏اند و مانع ایجاد کرده‏اند، تشکیل تجهیزات این فناوری است؛ یعنی یک علمی را شما کسب می‏کنید، بر اساس او یک فناوری را به دست می‏آورید؛ رازِ به‏کارگیری این دانش را در تولید فلان محصول کشف می‏کنید و وسیله‏اش را هم در حدّ حد اقل تولید می‏کنید؛ ولی وقتی می‏خواهید آن را تکثیر کنید و از آن استفاده‏ی کامل بکنید، نمی‏گذارند و جلویش را می‏گیرند؛ این، چیزی است که اتفاق افتاده است. حرف ملت ایران این است که در مناسبات بین‏المللی، گزینشی نباید عمل کرد. اینی که ما رسیدن به دانش هسته‏یی را برای فلان کشور مجاز بشمریم، برای فلان کشور، به دلایل واهی، مجاز نشمریم، برای ملت ایران قابل قبول نیست.

نظام جمهوری اسلامی که امروز برایش مسأله‏ی هسته‏یی حل شده است- و البته این فقط یک مثال است؛ بارها من این را گفته‏ام- همان نظامی است که روز اوّلی که به وجود آمد، مستکبران عالم نه تصور می‏کردند و نه اگر تصور می‏کردند، یک موی تنشان راضی بود که این کشور بتواند در زمینه‏های علمی‏ پیشرفت‏ کند. یکی از شما جوانها الآن بیان کردند که در اوایل انقلاب ما در دانشگاه‏ها مشکل استاد داشتیم، مشکل پزشک داشتیم، مشکل متخصص داشتیم؛ اما امروز کشور از لحاظ علمی‏ پیشرفته‏ است. البته ما نباید همت خود را کم کنیم. مقداری که پیش آمده، نسبت به آنچه باید پیش می‏آمد، و نسبت به توانایی ما خیلی کم است.

مواردی را که بعضی از شما عزیزان از پیشرفت‏های‏ علمی‏ ما گفتید، بخش کوچکی از پیشرفت‏های‏ علمی‏ و تحقیقاتی و فناوری ما در کشور است؛ چیزهای بیشتری با دامنه‏های گسترده‏تر بتدریج بروز خواهد کرد و الآن در جریان است و وجود دارد. این جلسه نماد «ما می‏توانیم» است.
نخبگان کشور فقط شماها نیستید؛ اما شما گلچینی از این دسته‏ی باارزش کشور ما و جوانهای ما هستید. این به همه نشان می‏دهد که در میان جوانان ما افرادی هستند که می‏توانند در مسابقات جهانی و در عرصه‏های وسیع مسابقاتی در داخل کشور رتبه‏های برجسته‏ای را بیاورند و این‏ها استعدادهای درخشان هستند و از این استعدادهای درخشان ما در کشور زیاد داریم و با تکیه‏ی به این‏ها ملت ایران و کشور عزیز ما خودش را خواهد ساخت و پیش خواهد برد و دره‏ی ژرفی را که بین ما و قله‏ی علم در دنیا به وجود آوردند، بتدریج پُر خواهد کرد.
نکته‏ی دوم این است که من با کار نمایشی و- به قول شماها- ویترینی به‏هیچ‏وجه موافق نیستم. البته نمایش شأنی دارد؛ ویترین جایی دارد؛ نمی‏شود اهمیت و ارزش نمایش و ویترین و نمایشگاه را انکار کرد؛ اما منحصر شدن در این، خسران دنیا و آخرت را در پی خواهد داشت.
ما دنبال کاریم. حرفهایی که شما امروز بر زبان آوردید- مسأله‏ی اهمیت دادن به علم‏، اهمیت دادن به تحقیق، اهمیت دادن به فناوری، پرداختن به نخبگان؛ اینکه ما وقتی یک نخبه را دلگرم کردیم، هرجای دنیا هم برود، متعلق به کشور خواهد بود، و مطالب فراوانی که شما گفتید و من خلاصه‏ای از آن را یادداشت کردم- حرفهای من است؛ این‏ها حرفهایی است که از ده سال پیش، دوازده سال پیش من دارم می‏گویم. من امروز نگاه می‏کنم، می‏بینم شما بدون اینکه بدانید یا یادتان باشد که این حرفها یک روز از سوی مسئولان نظام گفته شده، خودتان دارید این حرفها را می‏زنید و حرف دل شماست؛ این پیشرفت‏ است؛ این همان چیزی است که ما می‏خواستیم و به کوری چشم دشمنانی که نمی‏خواستند، شده است.

من در یکی از جلسات دانشجوها گفتم شما فکر این را بکنید که پنجاه سال دیگر کشور شما باید جایی باشد که هرکس به یک پیشرفت‏ علمی‏ احتیاج دارد، ناگزیر باشد زبان فارسی یاد بگیرد؛ یعنی کشور شما آن‏قدر اثر علمی و تحقیقاتی تولید کند که همین‏طور که امروز زبان انگلیسی عمدتاً به برکت پیشرفت‏ فناوری امریکا و بعضی از کشورهای دیگر در دنیا رایج شده، شما بتوانید زبان فارسی را به تبع رشد علمی‏تان‏ در دنیا رایج کنید. شما باید بتوانید در قله قرار بگیرید؛ این شدنی است و اگر همت بگماریم، قطعی است.

از زمان شروع جنگ تا الآن- این بیست و چهار پنج سال- ما از زمین به آسمان رفته‏ایم. ما را تهدید می‏کنند به تحریم اقتصادی و محاصره‏ی اقتصادی! ما در همین دوره‏ی محاصره‏ی اقتصادی بوده که این‏همه امکانات را به‏دست آوردیم. در سخت‏ترین دوره‏های محاصره‏ی اقتصادی جوانهای ما توانستند سلاح‏هایی را بسازند که در همه‏ی دنیا آن سلاح‏ها را غیر از امریکایی‏ها و یکی دو دولتِ عزیزکرده‏ی امریکا هیچ‏کس نداشت. همین موشک ضد تانک «تاو» را جوانهای ما در چه شرایطی ساختند؟ همه‏ی درها رویشان بسته بود، اما ساختند. همین پیشرفت‏های‏ علمی‏یی‏ که امروز شما ملاحظه می‏کنید دارد بروز می‏کند، بنده از سالهای متمادی می‏گفتم جوانهای ما دارند کارهای بزرگی می‏کنند، که الآن یکی پس از دیگری در بخش‏های مختلف دارد بروز می‏کند. البته موضوع انرژی هسته‏یی‏اش به‏خاطر حساسیت دنیا روی آن، برجسته و شاخص شده؛ و الّا در ردیف این کار، کارهای دیگری که در بخش‏های گوناگون انجام گرفته، واقعاً اهمیتش کمتر از این کار نیست؛ منتها جنبه‏ی نظامی و دفاعی ندارد. این‏ها همه در شرایط محاصره‏ی اقتصادی بوده، در شرایط فشار سیاسی و اقتصادی بوده، در شرایط بدحسابی و سخت‏گیری دولتهایی که حتّی با ما رابطه‏ی اقتصادی هم داشتند، لیکن بدجنسی و ناخن‏خشکی و بدحسابی می‏کردند، بوده؛ ولی ما توانستیم. این، ظرفیت خیلی بزرگی برای یک ملت است که می‏تواند. این ظرفیت را جوانهای ما باید بشناسند.

امروز تصویر نظام جمهوری اسلامی در دنیا، تصویر دیگری است؛ احساس می‏کنند که این نظام مردمی است؛ مردم پای این نظام ایستاده‏اند؛ احساس می‏کنند که شعارهای انقلاب برخلاف آنچه آن‏ها تبلیغ می‏کردند، زنده است. تصور می‏کردند که مبانی امام و مبانی انقلاب به فراموشی سپرده شد و نسلهای جدیدی که روی کار آمده‏اند، از آن مبانی روگردان شده‏اند و حتّی مسئولان و رجال این نظام هم تجدید نظر کرده‏اند؛ اما این‏ها همه به هم خورد و روشن شد که نه، نظام اسلامی اگر پیشرفت‏ علمی‏ داشته، اگر در میدان فناوری پیشرفت داشته، اگر بروز استعدادها در طول این دو دهه به شکل حیرت‏آوری در همه‏ی صحنه‏ها چشم همه را به خود متوجه و خیره کرده، اگر این‏همه ساخت‏وساز و نوسازی کشور در همه‏ی زمینه‏ها انجام گرفته، همه‏ی این‏ها در بستر تفکر نظام اسلامی صورت گرفته و دست هدایت‏گر انقلاب و نام امام و یاد امام و راه امام پیشوای همه‏ی این حرکات بوده و انگیزه‏های ایمانی این حوادث را به وجود آورده؛ این را همه حس کردند و فهمیدند؛ تصور غلطی که در ذهن‏ها بود، تصحیح شد و اعتبار نظام جمهوری اسلامی بالا رفت. امروز با این وضعیت جدید، احساس بنده این است که وظایف سنگین‏تری بر دوش همه است. من فقط چهار مورد را به اشاره و کوتاه عرض می‏کنم؛ چون وقت زیاد نیست.

با خدا باشید؛ دل به خدا بسپارید؛ توکلتان را به خدای متعال از دست ندهید؛ به نیروی عظیمی که خدای متعال در دل شما، در ذهن شما، در اراده‏ی شما، در وجود شما و در جسم شما به ودیعه قرار داده است، باور و ایمان بیاورید و بدانید با این نیرو می‏توانید کوههای عظیم را جابه‏جا کنید. اقیانوس ملت ایران ممکن است گاهی آرام به نظر برسد؛ اما اگر طوفانی شد، سونامی‏ها به وجود خواهد آورد. اگر این اقیانوس عظیم با تکیه‏ی بر اعماق دینی و ایمانی‏اش به طوفان برخیزد، جوانهای ما کارهای بزرگی انجام می‏دهند. این کارهای بزرگ فقط در میدان جنگ نیست- یک نمونه مربوط به میدان جنگ است- در میدان علم‏ هست؛ در میدان مسائل اجتماعی هست؛ در میدان مسائل فرهنگی هست؛ در ایجاد فضائل اخلاقی و گسترش این فضائل در میان مردم هست؛ در میدان فناوری و پیشرفت‏های‏ علمی و فنی هست. این کارها و این معجزه‏ها همه از شما جوانها برمی‏آید؛ از شما ملت عزیز ایران برمی‏آید؛ از بسیج جوان و پیر و زن و مرد برمی‏آید. ملت ایران نمادش بسیج است و همه‏ی ملت ایران در واقع اجزای بسیج‏اند. خدای متعال روح امام بزرگ و راحل ما را شاد کند که این بنیان رفیع را او پی‏ریزی کرد و این نهال را او پرورش داد و آبیاری کرد، که امروز به این درخت تناور تبدیل شده است.

برای ما مسأله‏ی هسته‏یی، مسأله‏ی علمی‏ و اقتصادی است. در مسأله‏ی هسته‏یی، راهی را که تا الآن آمده‏ایم و بحمد اللّه به طور کامل هم موفق بوده‏ایم، اگر بتوانیم در آن پیش برویم و به آخر برسانیم، این یک پیشرفت‏ علمی برای کشور است. جوانان ایرانی در این میدان، مهارت و استعداد و توانایی علمیِ خودشان را ثابت کرده‏اند؛ این از لحاظ علمی خیلی برای ما باارزش است. از لحاظ اقتصادی هم مقرون به صرفه است. آن‏ها می‏گویند شما از همین نفت و سوختهای فسیلی- یعنی منابع تجدیدناپذیر و تمام شدنی- استفاده کنید. این مثل این است که شما بخواهید در باغچه‏ی خودتان سبزی بکارید یا میوه تولید کنید و بفروشید و زندگیتان را از آن اداره کنید؛ کسی بگوید نه آقا، شما برو اشیایی که در خانه‏ات هست- آن یادگارهای قدیمی، آن نگین تاریخی، آن فرش زیر پایت- بفروش و بخور.

البته ما همیشه باید در ناکامی‏ها در درجه‏ی اول خود را مخاطب قرار دهیم. قرآن می‏فرماید: «ما اصابک من حسنة فمن الله و ما اصابک من سیئة فمن نفسک». ما در درجه‏ی اول باید خود را در همه‏ی چیزهایی که به نظرمان ناکامی و بی‏توفیقی می‏آید، مخاطب قرار دهیم؛ ولی به‏هرحال شکر الهی را با این همراه کنیم و اجر الهی را برای کاری که به‏خاطر او انجام می‏گیرد، مسلّم بدانیم. بنابراین من به سهم خودم- آن مقداری که شاهد تلاشهای شما بودم- از شما تشکر می‏کنم. در سالهای گذشته من شاهد تلاش پُرحجم و جدی جناب آقای خاتمی و شما برادران و خواهران در همه‏ی زمینه‏ها بودم؛ این چیزی است که ما باید آن را نعمت بزرگی از نعم الهی بدانیم. شما در این مدت کار سخت و تلاش متراکمی را انجام دادید و بحمد اللّه به توفیقات زیادی هم رسیدید. امروز، هم در زمینه‏ی صنعت، هم در زمینه‏ی کشاورزی، هم در زمینه‏ی علم‏ و فناوری، هم در زمینه‏های گوناگونِ خدمات، ما پیشرفت‏های‏ بسیار چشمگیر و زیادی داریم؛ این‏ها برای این کشور و این ملت خواهد ماند و از حافظه‏ی این ملت زدوده نخواهد شد. همه‏ی شما برادران و خواهرانی که در این کارها سهیم یا مؤثر یا مؤسس بودید، یقیناً در اجر و پاداش این تلاشها سهیم هستید.

این مکتب، نظام اسلامی را بنیان‏گذاری کرد. بیست و پنج سال از آن زمان می‏گذرد. بیشترین حملات هم در طول این بیست و پنج سال به کشور و ملت ما و این مکتب سیاسی شده است؛ اما ملت ما روز به روز پیشرفت‏ کرده است. ملت ما در زمینه‏ی علم‏، در زمینه‏ی عمران، در زمینه‏ی سیاست بین‏الملل، در زمینه‏ی ارتقای آگاهی‏های گوناگون، در زمینه‏ی ساخت زیربناهای عظیم کشور، در زمینه‏ی به‏دست آوردن قدرت فناوری و احیای استعدادهای مردمی، و در بسیاری از زمینه‏های دیگر، پیشرفتی‏ داشته است که در گذشته حتّی تصور آن را هم نمی‏کرده؛ این به برکت اسلام است. ما هرگز ادعا نمی‏کنیم که در برنامه‏های انقلاب، بهنگام و به‏روز پیش رفته‏ایم و در آنجایی که باید باشیم، هستیم؛ نه، اما این کم‏کاریِ ماست. ما مسئولان در رده‏های مختلف اگر بیشتر و بهتر کار کنیم، بدون شک موفقیتها بیشتر خواهد شد. امروز هم موفقیتهای بسیاری داریم. امروز ملت ما قوی است؛ دولت ما قوی است؛ زیربناهای کشور آماده است و پیشرفت علمی‏ و استخراج استعدادهای جوانان ما محیرالعقول است. ما می‏توانیم حرکت خود را شتاب دهیم؛ و این کار را هم ملت ما خواهد کرد و به فضل پروردگار و به حول و قوه‏ی الهی پیشرفت می‏کنیم. امروز پرچم اسلام، پرچم دین‏داری، پرچم شجاعت و پرچم نوآوری در زمینه‏ی سیاست در دست ملت ماست. دشمن‏ها در تبلیغاتِ خود سعی می‏کنند این دستاوردها را کوچک نشان دهند و آنچه را که این ملت به‏دست آورده، از قلم بیندازند؛ اما نمی‏توانند.

آنچه را که امروز به عنوان اهداف این انقلاب تعیین کرده‏ایم، باید با همان روش امام دنبال کنیم؛ با صراحت، با تبیین کامل و با جرأت و جسارت لازم؛ باید دلیرانه وارد این میدان شد. ما باید بدانیم آنچه ما را در مقابل دشمنان نگه می‏دارد و استقلال و آزادی و هویت ما را حفظ می‏کند، این است. این ملت اگر بخواهد به آبادی کشور و به پیشرفت‏ علم‏ برسد و اگر بخواهد در قافله‏ی چالش‏های گوناگون مادی دنیا- مسأله‏ی تجارت، مسأله‏ی کشاورزی و دیگر مسائل- پیشرفت کند، راهش این است که خط امام را دنبال کند؛ چون این خط، خط استقلال، بازگشت به هویت خود، استخراج گنجینه‏های پنهانِ درون سینه‏ی انسانها و بالفعل کردن این استعدادهاست.

منطق ما قوی است. ما از لحاظ منطق در مقابل هیچ‏کس کم نمی‏آوریم؛ دیگران در مقابل ما کم می‏آورند. واقعیت‏های جامعه هم صحت آن منطق را نشان داده است. بااینکه در طول سالهای متمادی خراب‏کاری شده، جنگ و موانع بیرونی بوده، نفوذ آدم‏های ناباب در دستگاه‏ها بوده، بی‏همتی و بی‏حالیِ بعضی‏ها بوده؛ درعین‏حال هرجا ما با همان اصول و تفکرات انقلابیِ اصیل جلو رفته‏ایم، واقعاً پیش رفته‏ایم؛ نمونه‏هایش همین پیشرفت‏های‏ صنعتی و علمی‏ و گشایش‏های گوناگونی است که در کارها به وجود آمده. هرجا کارِ برجسته‏ای شد، انسان وقتی رفت، دید یک عنصر مؤمن در آنجا مسئولیتِ تعیین‏کننده‏ای دارد؛ این را بنده در جاهای مختلف به تجربه مشاهده کرده‏ام. هرجا کارها لنگ است، به‏خاطر این است که در آن از این بی‏ایمانی‏ها و بی‏ریشه‏ای‏ها که منجر به نفع‏طلبی و فساد و تبعیض و رفیق‏بازی و امثال این‏ها می‏شود، وجود دارد. بنابراین در میدان عمل هم ما این فکر را آزموده‏ایم.

البته ما وارد این راه شدیم و قدری هم پیش رفتیم و نتایج آن مقدار پیشرفت‏ را هم داریم مشاهده می‏کنیم. چقدر در این مملکت کار شده است؛ چقدر از لحاظ علمی‏ و فناوری این کشور پیشرفت‏ کرده است؛ چقدر اعتماد به نفس جوانان در میدان‏های مختلف علمی‏، فناوری و فعالیت‏های گوناگون بالا رفته است. ملتی که به او تفهیم کرده بودند هیچ کاری نمی‏تواند بکند و همه چیز را باید دیگران بکنند و او باید بنشیند و تماشا کند و از آن‏ها گدایی کند، در حال حاضر به احساس استغناء و توانایی رسیده و افق‏های جدیدی را در مقابل خود ترسیم کرده است. ما خیلی پیشرفت کرده‏ایم؛ اما هنوز در اوایل راه قرار داریم و خیلی بیش از این باید پیشرفت کنیم.

یک دسته کسانی هستند که توسعه و رشد و پیشرفت‏ علم‏ و میدان رقابت و آزاداندیشی و امثال این‏ها را می‏خواهند، اما راه آن را در تقلید مطلق از الگوهای غرب جستجو می‏کنند؛ فکر می‏کنند «ره چنان رو که رهروان رفتند». رهروان چه کسانی هستند؟ فعلًا اقلیتی در دنیای امروز، که عبارتند از کشورهای غربی؛ شامل اروپا و کشور ایالات متحده‏ی امریکا و بعضی از کشورهای پیشرفته‏ی دیگر. من بعد برمی‏گردم و به این بخش بیشتر می‏پردازم.
یک عده هم کسانی هستند که خویش را در خویش می‏جویند. به قول آن شاعر:
گوهر خود را هویدا کن‏
کمال این است و بس‏
خویش را در خویش پیدا کن‏
کمال این است و بس‏
این‏ها فکر می‏کنند که در مجموعه‏ی اندیشه و معرفت و دستورالعمل موجود در اختیار ملت ایران و یک جوان آگاه و بیدار ایرانی به‏قدر کفایت برای رسیدن به آن الگو به شکل کامل راه وجود دارد. این‏ها هم کم نیستند. بنده با این مجموعه‏ها هم بسیار برخورد داشته‏ام و آشنا شده‏ام. انواع و اقسام نگاه‏ها به مقوله‏ی آرمان‏خواهی وجود دارد که عرض کردم.

مسئولان کشور در رده‏های مختلف- در سطح کشور، در سطح استان‏ها و شهرها- موظفند عدالت را رعایت کنند و طبقات محروم را همواره مورد توجه قرار دهند. این خطاست اگر خیال کنیم اسلام با پیشرفت‏ و توسعه و رفاه مادی جامعه مخالف است؛ به‏هیچ‏وجه این‏طور نیست. جامعه‏ای که در آن، پیشرفت‏ علمی‏ و عملی، پیشرفت فناوری و پیشرفت دنیاییِ مردم وجود داشته باشد؛ اسلام این را برای پیروان خود می‏پسندد. تشویق اسلام به علم‏ و عمل و تلاش و فعالیت، از همین جهت است. سنت الهی بر این قرار گرفته است که هر ملتی تلاش و کار کند، بدون تردید نتیجه‏ی آن را خواهد دید. بنابراین اسلام حیات مادی مردم را هم تأمین می‏کند؛ منتها غرق شدن در حیات مادی، فراموش کردن ارزش‏های معنوی، ایجاد شکاف بین طبقات جامعه، و فاصله انداختن بین قشرهای مختلف مردم را نمی‏پسندد و نمی‏پذیرد؛ و این، نظام اسلامی را ممتاز کرده است.

همین جاذبه‏ی نظام جمهوری اسلامی است که دشمنان غدار جهانیِ جمهوری اسلامی را در مقابل آن به صف‏آرایی وادار می‏کند و تا امروز وادار کرده است. بعضی تصور می‏کنند ما دشمنان جهانی خود را تحریک کرده‏ایم که بیایند با ما دشمنی کنند؛ بعضی خیال می‏کنند شعار «مرگ بر امریکا» امریکا را تحریک می‏کند که نسبت به نظام اسلامی و ایران اسلامی دشمنی بورزد؛ این خطاست. دشمنیِ نظام مستکبر امریکایی و هر مستکبری در دنیا با نظام اسلامی، به خاطر پرچم برافراشته‏ی عدالت است؛ به خاطر این است که می‏بیند با نام اسلام و با تعالیم والای اسلام کشوری دارد به سمت رشد و توسعه و پیشرفت علمی و عملی حرکت می‏کند؛ می‏داند که‏ این، جلوی نفوذ آن‏ها را خواهد گرفت. آن‏ها با هر کشوری که خارج از قلمرو قدرت آن‏ها به توسعه و پیشرفت علمی دست پیدا کند، مخالفند. آن‏ها با هر کشوری که در میدان علم و توسعه، به سمت رقابت با آن‏ها حرکت کند، مخالفند. آن‏ها در مناطق مختلف عالم- که از لحاظ منابع حیاتی و منابع اقتصادی و زیرزمینی، ثروتمند و غنی است- منافع خودشان را دنبال می‏کنند و در پی این هستند که ظالمانه و مستکبرانه بر این کشورها پنجه بیفکنند و با قدرت زور و زر و تزویرِ خودشان بتوانند این منابع را در اختیار بگیرند. آن‏ها برای مردم این کشور و کشورهای این منطقه‏ی از عالم حق حیات قائل نیستند؛ چه برسد به اینکه اجازه داده شود این ملتها با اراده‏ی خودشان نظامی را تشکیل دهند، حکومتی را سر کار بیاورند، رئیس‏جمهوری را انتخاب کنند، دولتی را بیارایند، قوانینی را تصویب کنند، راهی را طی کنند و ابتکارهایی به‏خرج دهند. دشمنی امریکا و استکبار با ایران اسلامی به‏خاطر این حرکت قدرت‏مندانه‏ی مردمی است؛ چون ایمان مردم، علاقه‏ی مردم به استقلال، و اطمینان به نفس مردم، به ضرر آن‏هاست. آن‏ها می‏خواهند کشور ما را همیشه وابسته نگه دارند. آن‏ها می‏خواهند از لحاظ فرهنگی، اقتصادی و سیاسی کشورهای این منطقه را وابسته‏ی به خودشان نگه دارند. وقتی کشوری مستقل است، وقتی اطمینان به نفس دارد و با اعتماد به خود، در راهی که او را به سمت اهداف والا می‏رساند، حرکت می‏کند، طبعاً این‏ها ناراضی می‏شوند. نارضایی دشمنان جهانی ما به این خاطر است. آن‏ها وقتی راضی می‏شوند که ملت ایران اختیار دین و دنیا و فرهنگ و اقتصاد خود را یکسره به آن‏ها بسپارد. ملت ایران امروز بیدار شده است و زیر بار چنین زورگویی‏ها و قلدری‏هایی نمی‏رود.

همه‏ی ما پیشرفت‏های‏ این کشور را در زمینه‏ی علم‏، فناوری، تحقیقات و توسعه‏ی اقتصادی می‏دانیم و می‏بینیم. این پیشرفت‏ها برای این ملت طبیعی است. اگر این ملت پیشرفت نکند، غیر طبیعی است. آنچه باید روی آن تکیه و برای آن تلاش کرد، این است که این حرکت‏ها و این پیشرفت‏ها در سایه‏ی عدالت اجتماعی انجام بگیرد تا جوانان و همه‏ی مردم بخش‏های گوناگون ایران بتوانند از امکانات این کشور استفاده کنند.

ما به عنوان مسئولان نظام، وظایف سنگینی داریم؛ این را ما معترفیم. همچنانی که معترفیم که بسیاری از کارهایی که در این زمینه‏ها باید انجام بگیرد، به‏طور کامل انجام نگرفته، یا به خوبی و درستی انجام نگرفته است. نگاه به مقوله‏ی علم‏ و تحقیق و معنویت و پیشرفت‏ در خلاقیت فکری و ذهنی و علمی، از مقولاتی است که در کشور ما- لااقل در این دهه‏های اخیر- سابقه‏ی زیادی ندارد. این‏ها محصول نگاه نویی است که انقلاب به ما داد.

آنچه ما اصرار داریم در همه‏ی مراحل به ملت ایران عرض کنیم، این است که ملت ایران به برکت نگاه به خود توانست قدرت طاغوتی و حکومت فاسد و تا گلو غرق در فساد و وابستگی را سرنگون کند و یک حکومت مردمی برپا سازد. امروز هم که عربده‏های دشمنان اسلام علیه نظام جمهوری اسلامی و ملت ایران از اکناف بلندگوهای استکباری بلند است، باز ملت ایران می‏تواند با اعتماد به خود، با ایستادگی، با عزم و اراده‏ی راسخ و با حفظ همبستگی و اتحاد- که امسال به عنوان یک کار نمادین، سال همبستگی ملی و مشارکت عمومی اعلام شد- هم به ثروت و رفاه مادی برسد؛ هم به پیشرفت‏ علمی‏ برسد؛ هم فناوری‏های نویِ دنیا را تأمین کند؛ هم از لحاظ ایمان و معنویت، چیزی را که دنیای مادی غرب در خلأ آن قرار دارد، برای خود به وجود بیاورد؛ ایمان را برای خودش تأمین کند و معرفت دینی را در خود عمق ببخشد.

امروز در عرصه‏های اقتصادی، سیاسی، علمی‏، فناوری و فعالیت‏های بین‏الملل، کشور ایران پیشرفت‏های‏ بسیار زیادی کرده. این را به شما عرض کنم؛ پیشرفت ما نسبت به همسانانِ ما بسیار بیشتر و جلوتر است. ما خیلی پیشرفت کرده‏ایم؛ اما این پیشرفت‏ها مرهون آن دفاع‏ها و مجاهدت‏هاست. ملت ایران با همه‏ی وجود مرهون تلاش و مجاهدت این ایثارگران است؛ چه ایثارگرانی که شهید شدند، چه ایثارگرانی که شهید دادند- مثل شماها- چه ایثارگرانی که جانباز شدند، چه ایثارگرانی که زندگی دشوار جانبازی را برای عزیزان خودشان تحمل کردند- پدران این‏ها، مادران این‏ها، همسران این‏ها- چه آن‏هایی که در بند دشمن جبارِ جرّار اسیر شدند و پدر و مادرها لحظه‏لحظه‏ی دوران اسارت را با خون دل تحمل کردند، و چه آن‏هایی که از اسارت برنگشتند و در همان‏جا شهید شدند؛ و چه آن‏هایی که به جبهه‏های جنگ رفتند و خطر را پذیرفتند و جان خودشان را کف دست گرفتند و همه‏ی نیروی خودشان را صرف کردند، اما خدای متعال خواست این‏ها زنده بمانند و برکاتشان برای کشورشان و دنیای اسلام ادامه پیدا کند. سردار سلیمانی هم ایثارگر است- او هم یک شهید است- سردار رئوفی هم همین‏طور؛ سردار احمدیان هم همین‏طور. این سرداران، شهید زنده‏اند؛ به شرطی که این راه را ادامه دهند. البته این شرط و شروط برای همه است.

از این فرصت استفاده می‏کنم و مطالب اساسیِ مربوط به این استان و مسائل کشور را به شما جمع عزیزِ مردم کرمان و کسانی که از برخی شهرهای دیگر کرمان در این اجتماع عظیم شرکت کرده‏اید، عرض می‏کنم.
این شهر و این استان برخوردار از افتخارات تاریخی است. در این استان چهره‏های جاودانه‏یی که ریشه‏ی علم‏ و هنر و معماری و پیشرفت‏های‏ علمی و دین‏داریِ عمیق و ایمان راسخ را نشان می‏دهند، در طول تاریخ کشور ما چهره‏های بسیاری هستند. قدمت ریشه‏ی علم و هنر در این استان را از بیش از هزار سال پیش با نام محمد بن عیسی ماهانی، و بعد از او شخصیت‏های علمی، هنری و ادبیِ بزرگی- که ریاضیدان، منجم، عالم، فقیه، شاعر و هنرمند بودند- در گذشته‏ی پُرافتخار تاریخیِ این استان و این شهر می‏توان مشاهده کرد.

کشور ما در دوران طاغوت عمداً عقب نگه داشته می‏شد و استعدادها سرکوب و به زنجیر کشیده می‏شد. آن روز سیاست دنیای استکباری نسبت به کشور ما- مثل سیاست همیشه‏ی استکبار نسبت به کشورها- این بود که گاو شیردهی را برای خودشان نگه دارند؛ لذا پیشرفت کشور را نمی‏پسندیدند؛ می‏خواستند از نفت، معادن، منابع و بازار مصرف کشور استفاده کنند. نمی‏توانستند ببینند کشوری از لحاظ علمی پیشرفت کند و رقیب آن‏ها شود؛ آن‏ها مصرف‏کننده و ریزه‏خوارِ خوان خود را می‏طلبیدند؛ حکومت هم وابسته‏ی به آن‏ها بود؛ سیاست‏ها و برنامه‏ها هم همان سیاست‏ها و برنامه‏ها بود.
انقلاب اسلامی و نظام اسلامی کشور را از وابستگی نجات داد؛ این قیدوبندها را برداشت و راه ملت را باز کرد. امروز کشور در صنعت، در تولید، در فناوری، در علم‏، در تهیه‏ی زیرساخت‏های اساسی برای بنای آینده‏ی کشور، با قبل از انقلاب قابل مقایسه نیست. وقتی آمارها و شاخص‏ها را نگاه می‏کنیم، بعضی از موارد صدها درصد، بعضی از موارد هزار درصد، و بعضی از موارد هزارها درصد در شاخص‏های اساسی پیشرفت‏ پیدا شده است.

ما نمی‏توانیم از عدالت اجتماعی فقط حرفی بگوییم و بشنویم. ما نمی‏توانیم از صلاح اجتماعی فقط سخنی بگوییم و بشنویم. باور دینی، ایمان انقلابی و باورهای ملی باید عمق پیدا کند. کشور ما با ملت مؤمنِ خود- که در جهت علم‏ و فناوری هم پیشرفت‏ می‏کند- باید الگویی بشود از توانایی و اقتدار و پیشرفت، تا مسلمان‏های دنیا را تشویق و نام اسلام را بلند کند. شایسته‏ی ملت ایران چنین جایگاه و چنین موقعیتی است. این مقطع تاریخی به این جهت برای ما مهم است.

انقلاب اسلامی و نظام اسلامی مردم را بیدار کرده؛ به حقوق خودشان آشنا کرده؛ استعدادها را آزاد کرده و می‏توانند به رتبه‏های بالایی برسند. امروز بخشی از شهرهای استان شما از لحاظ استعداد، از لحاظ قبولی در دانشگاه‏ها و از لحاظ پیشرفت‏ علمی‏ جزو رتبه‏های بسیار بالای کشور قرار دارند. در محیط خفقان نظام طاغوتی، چه کسی تصور می‏کرد که جوانها و بچه‏های شهرهای دورافتاده‏ی این استان بتوانند این‏طور در میدان‏های علم‏ بدرخشند و این‏گونه پیشرفت‏ کنند؟ امروز این اتفاق افتاده است؛ بعد از این هم به فضل پروردگار روز به روز بیشتر خواهد شد.

البته نوآوری و ورود جوانها به عرصه‏های علمی‏ و پیشرفت‏ آن‏ها ابعاد مختلفی دارد. بعضی از این ابعاد را ما باید با مسئولان و دست‏اندرکاران در میان بگذاریم و صحبت کنیم، که إن شاء اللَّه این کار را می‏کنیم، و طرحش در اینجا فایده‏یی ندارد. بنده دائماً در مواقع لازم به مسئولان کشور در بخشهای مختلف تذکراتی می‏دهم؛ آن‏ها را به حرکت در جهتی که دوستان در بیاناتشان بیان کردند، وادار می‏کنم و سعی می‏کنم آن‏ها در این کارِ بسیار مهم بیشتر تحرک نشان دهند. آنچه مربوط به جلسه‏ی امروز ماست، یک بُعد از این قضیه است؛ و آن این است که شما جوانها متعلق به یک ملت و یک هویت عظیم و ریشه‏دار تاریخی هستید. سالهای متمادی گذشته و به این ملت و این هویت ملی ظلم شده؛ این را باید همه‏ی ما دائماً در برابر چشم داشته باشیم. در طول زمان، حقیقتاً به ملت ما ظلم شده است. توانایی و استعدادی که امروز در شماها هست، در همه‏ی دوره‏ها در نسل جوان و مردان و زنان کشور ما وجود داشته؛ اما استعداد انسانی احتیاج به تشویق، شناخت و تزریق روح اعتماد و امید دارد تا بتواند شکوفا شود. درست عکس این سیاست در دوره‏های مختلف عمل شده. مقصر اصلی هم در این زمینه، حکومت‏ها و سیاست‏ها بودند؛ در این موضوع اصلًا نباید تردید کرد. بعضی می‏فهمیدند دارند چه کار می‏کنند؛ مثل اغلب مسئولان در دوران پهلوی، که دانسته و شناخته این راه را رفتند؛ یعنی از بروز استعدادها جلوگیری می‏کردند. علت هم معلوم است؛ عقیده‏ی راسخ آن‏ها این بود که ایرانی باید وابسته بماند. دشمنی آن‏ها با نسل بااستعداد ایرانی، یک دشمنیِ طبیعی نبود. نه اینکه بخواهند واقعاً با اشخاص دشمنی کنند؛ نه، سیاست‏های قاهر و مسلط جهانی از آن‏ها این را خواسته بود.

یک انسان قوی، با کفایت، دارای نشاط و شادابی و شوق به کار و احساس مسئولیت خواهد توانست حرکت بیست‏ساله به سمت چشم‏انداز را- که امسال این شروع انجام می‏گیرد- با قوت و قدرت آغاز کند. مدیری که ملت ایران در انتخابات برخواهد گزید، شروع‏کننده است؛ در واقع واردکننده‏ی کشور در یک دوره‏ی جدید و در یک حرکت تازه به سمت همان چیزهایی است که ملت ایران به آن احتیاج دارد. در طول سالهای گذشته، از بعد از جنگ تا امروز، کارهای فراوانی در این کشور انجام شده؛ هرکس انکار کند، بی‏انصافی کرده است. ساخت زیربناهای کشور، کارهای عمرانی فراوان، پیشرفت‏های‏ علمی‏ و فناوری؛ بنابراین در همه‏ی زمینه‏ها کار شده است.

امروز تهدیدها و جنجال‏هایی که دولتمردان امریکا پی‏درپی می‏کنند، بیشتر ناظر به مسأله‏ی انرژی هسته‏یی و به‏دروغ تهمتِ ساختن سلاح هسته‏یی است. هم رئیس‏جمهور امریکا و هم دولتمردان این کشور بارها و بارها از خطر سلاح هسته‏یی که به‏وسیله‏ی ایران تولید شود، حرف زده‏اند. خود آن‏ها بخوبی می‏دانند که ماجرای ساخت سلاح هسته‏یی یک افسانه است و هیچ واقعیتی ندارد. مسأله‏ی آن‏ها این نیست؛ مسأله‏ی آن‏ها این است که از شکل گرفتن یک ایران قدرتمند و پیشرفته‏ نگرانند. آن‏ها با پیشرفت ملت ایران مخالفند؛ و الّا می‏دانند که ما دنبال سلاح هسته‏یی نیستیم. آن‏ها نمی‏خواهند در این منطقه‏ی حساس که بیشترین نفت دنیا را دارد و یکی از حساس‏ترین مناطق دنیاست- یعنی خاورمیانه- کشوری که مستقل است و زیر پرچم اسلام زندگی می‏کند، پیشرفته باشد و از دانش و پیشرفت علمی‏ و فناوری مدرن برخوردار باشد. حقیقت قضیه این است که غربی‏ها ترجیح می‏دهند ملتهای این منطقه- از جمله ملت ایران- همیشه محتاج آن‏ها باشند؛ لذا به ما می‏گویند شما نیروگاه هسته‏یی هم داشته باشید، مانعی ندارد؛ اما بیایید سوخت این نیروگاه را از ما بخرید!

آنچه امروز در تبلیغات غربی‏ها- بخصوص امریکایی‏ها- در مورد انرژی هسته‏یی گفته می‏شود، هدفش این است که ملت ایران را از یک پیشرفت‏ علمی‏ و فناوری محروم کند. این حق ماست؛ چرا محروم شویم؟ بله، این حق مسلّم ملت ایران است؛ هم علم‏ است، هم فناوری است، هم سلامت محیطزیست است، هم دارای مصارف پزشکی است، هم امید و چشم‏انداز پیشرفت‏ برای جوانان کشور است، و بدیهی است که ملت ما این را از دست نمی‏دهد.
سیاستمداران دروغ‏گو و منافق امریکایی برای اینکه هدف پلید خود را پنهان کنند، ایران را متهم می‏کنند به اینکه می‏خواهد کلاهک هسته‏یی درست کند؛ سر موشکهای بالستیک بگذارد و پرتاب کند! کجا پرتاب کند؟! ما با دشمنانِ خود این‏طوری رفتار نمی‏کنیم. کاربرد بمب اتمی برای نابود کردن ملتها کار خود آمریکایی‏هاست. آن‏ها تنها دولتی هستند که این جنایت بزرگ را تا امروز انجام داده‏اند. غربی‏ها هستند که سلاح شیمیایی ساختند و آن را به کار بردند و در جنگ هشت‏ساله‏ی عراق با ایران آن را در اختیار صدامی‏ها و بعثی‏ها گذاشتند و در مقابل فجایعی که از این راه پیش آمد، سکوت کردند و به صدام از پشت کمک کردند. اسلام به ما این اجازه‏ها را نداده است. ما از علم برای پیشرفت استفاده می‏کنیم؛ این بهانه‏ی آمریکایی‏هاست.

این کارها، کارهای چند نسلی است. مقاصد و نتایجی که مورد نظر ماست، انتظار نداریم حتماً در زمان کوتاهی تحقق پیدا کند؛ لیکن توقع داریم که تحرکی به وجود بیاید و احساس پیشرفت‏ بشود. انسان یک راه را در ظرف یک ساعت طی می‏کند، یک راه را در ظرف بیست و چهار ساعت طی می‏کند؛ اما آن راهی هم که در بیست و چهار ساعت باید طی شود، انسان باید ساعت اول احساس کند که به‏قدر یک ساعت پیش رفته است. ما در همه‏ی زمینه‏ها احساس حرکت و پیشرفت‏ را توقع داریم؛ هم در زمینه‏های اقتصادی، هم در زمینه‏های فرهنگی، هم در زمینه‏های ارزشی، هم در زمینه‏های علمی‏، هم در زمینه‏ی پیشرفت‏ علم‏ و عمق علمی‏ و دریدن حجاب علمی‏یی‏ که مانع می‏شود از اینکه کشورهایی از قبیل کشور ما به نقاط اصلیِ علمی‏ و شکستن مرزهای دانش و پیش رفتن، دسترسی پیدا کنند؛ که خوشبختانه در زمینه‏ی اخیر، کشور ما از جهت خوب بودن، جزو کشورهای استثنایی است. استعدادها، خوب؛ توانایی‏ها، خوب؛ قدرت ابتکار علمی و فنی، خوب؛ ما می‏توانیم در این زمینه‏ها پیشرفت‏ کنیم، که پیشرفت‏ هم کرده‏ایم و یک نمونه‏اش مسأله‏ی انرژی هسته‏یی است.

یکی از مهم‏ترین آرزوهای هر جوانی در سنین شماها- چه پسر، چه دختر- این است که در محیط و جامعه‏ای که زندگی می‏کند، این خصوصیات را مشاهده کند: جامعه‏ی او، یک جامعه‏ی پیشرفته‏ از لحاظ علم‏ و مدنیت باشد؛ از عدالت و روابط اجتماعیِ انسانی و اخلاقی انسانی برخوردار باشد و افق روشنی برای همه‏ی افراد- بخصوص جوانان- وجود داشته باشد. کار بزرگی که ملت ما در بیست و شش سال پیش انجام داد- یعنی پدید آوردن انقلاب اسلامی- اگر پنجاه سال و یا حتّی سی سال زودتر انجام گرفته بود، امروز این جامعه‏ی آرمانی را در کشور و خانه‏ی خودمان داشتیم. وقتی مشروطیت به وجود آمد، یا سالهای بعد از مشروطیت، اگر ملت ایران توانسته بود همان کاری را بکند که در انقلاب اسلامی کرد، راه از آن زمان شروع می‏شد و ما امروز می‏توانستیم شاهد جامعه‏ای باشیم که هم از لحاظ علمی‏ و صنعتی پیشرفته‏ است، هم یک جامعه‏ی برخوردار از عدالت است، هم یک جامعه‏ی برخوردار از احساس معنویت و ایمان معنوی است- که این برای جوانها خیلی مهم است- ولی وقتی ملت ایران تشنه‏ی چنان تحولی بود، نگذاشتند این تحول صورت بگیرد. اینکه می‏گویم نگذاشتند، یک محاسبه‏ی کاملًا دقیق و علمی دارد؛ نه اینکه ملت ایران نمی‏خواست یا حاضر به فداکاری نبود؛ چرا، لیکن در دوره‏ی مشروطیت از بی‏تجربگی ملت و رهبران آن استفاده کردند و حرکت عظیمی که در این کشور علیه استبدادِ درازمدت پادشاهان- که سرچشمه‏ی همه‏ی بدبختی‏ها بود- به وجود آمده بود، به بیراهه کشاندند و از درون آن را پوچ و منهدم کردند. ماجرای مشروطیت یکی از ماجراهای تلخ تاریخ اخیر ماست. ملت ایران وارد میدان شدند؛ رهبران روحانی، علمای بزرگ و مراجع از نجف و از داخل کشور مردم را بسیج کردند؛ ملت هم خوب فداکاری کردند؛ اما چون تجربه‏ی کاری نداشتند، دشمنان، نفوذی‏ها و سلطه‏گران بیگانه توانستند این حرکت را از درون منهدم و خنثی کنند و از بین ببرند.

درس خواندن، پاک‏دامنی و پرهیزِ از سرگرمی‏های عاطل و باطل، جزو وظایف جوانهاست. البته من با سرگرمی و تفریح و شادی جوانها خیلی موافقم؛ اما بعضی از سرگرمی‏ها و تفریح‏های منحرف را دشمن به قصد غافل کردن ما و جوانان عمداً وارد جامعه‏ی ما می‏کند. این، مخصوص جامعه‏ی ما نیست؛ در خیلی جاهای دیگر هم این کار را می‏کنند. در یکی دو سال گذشته خبرهای متعددی داشتیم که در کشورهای مختلف آسیایی- مثل مالزی و چین و ...- و حتّی کشورهای اروپایی، سی‏دی‏هایی که به صورت قاچاق وارد کشورشان شده بود و آن‏ها برای جوانها گمراه‏کننده و مضر تشخیص داده بودند، جمع‏آوری و منهدم کردند. در واقع با این سی‏دی‏ها مثل مواد مخدر- که دوروبر این‏ها گشتن، برای جوانها گناه است- برخورد کردند. کسانی هم که این محصولات را قاچاق می‏کنند، غالباً صهیونیست‏های خبیث هستند؛ این‏ها عامل گمراهی و فساد جوانها در خیلی از کشورها، بخصوص در کشورهای اسلامی، و به‏طور ویژه در ایران هستند. چرا؟ چون از آینده‏ی ایران می‏ترسند. نمی‏خواهند ملت ایران به پیشرفت‏ علمی‏ و پیشرفت مدنی و پیشرفت اجتماعی‏ای برسد که برای بقیه‏ی کشورهای اسلامی الگو شود؛ کمااینکه حرکتهای اسلامی در کشورهای دیگر نشان می‏دهد که ملت ایران تا الآن هم الگو شده؛ منتها روزی که شما بتوانید قله‏های علم‏ و ایمان و همزیستی‏های انسانی و اخلاقی را فتح کنید و جامعه‏ی پیشرفته‏ی‏ عادلانه‏ی معنویِ برخوردار از ماده و معنا را به وجود آورید و ارزشهای انقلاب را نهادینه کنید، اسلحه‏ی دشمن بکلی از کار می‏افتد. می‏خواهند نگذارند شما به آنجا برسید.

بنابراین قهر و ناهمدلی و کج‏تابیِ دنیای غرب با ما، به ضرر ما تمام نشد. بعضی‏ها این را به عنوان یک فاجعه در نظر می‏گیرند و می‏گویند تحریم اقتصادی پدر تکنولوژیِ ما را درمی‏آورد. بله، ممکن است جاده‏ی آسفالته را از جلوی انسان بگیرد، اما همیشه جاده‏ی آسفالته خوب نیست؛ گاهی هم جاده‏هایی که انسان به دست خودش کشیده و مسیرش را روی آن طی می‏کند، برای محکم کردن عضلات انسان خیلی مفیدتر است؛ گاهی هم راه را میان‏بر می‏کند. جاده‏ی آسفالته‏یی که دیگران کشیده‏اند، ما را به جاهایی می‏برد که کِشنده‏های آن جاده می‏خواستند. اگر بخواهیم خودمان جاده بکشیم، گاهی جاده‏ی میان‏بُر می‏کشیم و راه میان‏بُر می‏زنیم. ما علت انحطاط خود را در آن افسون‏شدگی می‏دانیم. امروز ما از آن وضعیت بیرون آمده‏ایم. یکی از بزرگترین خدمات نظام جمهوری اسلامی- همان‏طور که گفتم- در زمینه‏های علم و فناوری این است که ما را به این باور رساند که می‏توانیم. امروز این باور وجود دارد و واقعاً ما می‏توانیم. ما در زمینه‏های اقتباس، قطعه‏سازی، مشابه‏سازی و در مدلهای فناوریِ امروز دنیا پیشرفتهای خیلی خوبی کرده‏ایم.نکته‏ی سوم این است که این‏ها به‏هیچ‏وجه کافی نیست. ما هنوز با دانش جهانی خیلی فاصله داریم. البته این فاصله در دوران انحطاط، خیلی زیاد بود؛ اما امروز این فاصله به آن اندازه نیست. ما توانسته‏ایم پیش برویم، اما هنوز فاصله داریم. اینکه من گفتم تولید علم‏، معنایش این نیست که علم‏ دیگران را یاد بگیریم- آن را که باید یاد بگیریم و در این شکی نیست- معنایش این است که ما خطِّ مرزِ دانش را بشکنیم، باز کنیم و آفاق جدیدی را فتح کنیم؛ البته این کارِ دشواری است. ما باید به فناوری جهشی دست پیدا کنیم؛ ما باید بتوانیم بر فناوری‏های موجود دنیا بیفزاییم؛ ما باید بتوانیم اختراع صددرصد ایرانی را در بازارهای دنیا مطرح کنیم. البته در راهی که تا امروز آمده‏ایم، خیلی خوب آمدیم؛ در این شکی نیست. من تا حدود زیادی با کارها آشنا هستم. سالهاست که ما آمارهای گوناگون را از بخش‏های مختلف می‏گیریم و می‏خوانیم؛ می‏دانم خیلی پیشرفت‏ کرده‏ایم؛ اما این پیشرفت‏ها برای جامعه‏ی ایرانی کافی نیست. جامعه‏ای که پزشک و ستاره‏شناس و عالم اجتماعیِ هزار سال‏ قبلش قرنها بعد در دنیا متلألئ و درخشیده است، این پیشرفت‏ها برای او کم است. امروز هم بااینکه دنیای پزشکی ممکن است از تحقیقات هزار سال پیش ابن سینا استفاده‏ی زیادی نَبَرد- اگرچه عقیده‏ام این است که بازهم دانش امروز می‏تواند از آن‏ها در زمینه‏هایی استفاده کند- اما وقتی به این تحقیقات نگاه می‏کند، تحسین و تجلیل می‏کند. تحقیقات محمد بن زکریای رازی و خواجه نصیر و خیام و خوارزمی و دیگران هم همین‏طور است. شأن ما این است؛ لذا این پیشرفت‏ها برای ملت ما کم است. همین چند روز قبل، یکی از چهره‏های سیاسی ما به یکی از کشورهای مطرح اسلامی رفته بود- که من نمی‏خواهم اسم بیاورم- رئیس‏جمهور آن کشور جلوی حضارِ غیر ایرانی و غیر بومی آن کشور، که از کشورهای اروپایی بودند- نه در جلسه‏ی خصوصی که حملِ بر مصانعه و تعارف شود- گفته بود که ما مسلمانها به ایران افتخار می‏کنیم؛ هم به امروز ایران و نظام جمهوری اسلامی، هم به ایرانِ در تاریخ اسلام. گفته بود این پیشرفت‏های اسلامی، دانش اسلامی و تمدن اسلامی را ایرانی‏ها رشد داده‏اند و به بالندگی رسانده‏اند و به یک معنا پایه‏گذاری کرده‏اند. ما این توقع را از خودمان داریم؛ ما می‏خواهیم در زمینه‏ی دانش و فناوری به جایی برسیم که شأن ملت ایران است. این فقط یک نگاه غرورآمیز ملی نیست، این نژادپرستی نیست؛ این حتی یک نگاه انسانیِ عام به همه‏ی بشریت است؛ به‏خاطر اینکه اگر ما بتوانیم در دانش، در خط مقدم قرار بگیریم، انگیزه‏های جهان‏گیری و جهان‏گشاییِ غرب را نداریم؛ انگیزه‏های سودجویانه‏ی از ملتها را نداریم؛ دانش ما که به سود ماست، به سود ملتهای دیگر هم هست. رئیس‏جمهور ما در سفر اخیر به چند کشور آفریقایی، طرح‏ها و برنامه‏هایی را مطرح کرده بودند. ایشان به من گزارش می‏دادند و می‏گفتند ما می‏توانیم بعضی از این طرح‏ها را به آسانی انجام دهیم- حتی به شکل نوتر و مدرن‏تر از آنچه اروپایی‏ها انجام می‏دهند- اما آن‏ها به چند برابرِ قیمت دارند برای کشورهای آفریقایی انجام می‏دهند. این کشورها چاره‏یی هم ندارند؛ مجبورند با یک تاجر اروپایی قرارداد ببندند و او می‏آید با قیمت چند برابر برایشان تمام می‏کند. ما اگر باشیم، این‏طوری عمل نمی‏کنیم؛ ما با کشورها راه می‏آییم. نه اینکه سود ملی را ندیده بگیریم، بلکه به این معنا که سود ناشی از زیاده‏روی و تعدی و تجاوز را برای خودمان حلال نمی‏دانیم. ما اگر دانشی داشته باشیم، آن را به دیگران می‏دهیم. الآن کشوری وجود دارد- بلکه شاید کشورهایی- که ما یک روز از این‏ها یک وسیله‏ی مورد نیاز در کار نظامی را درخواست کردیم؛ اما این وسیله بااینکه ساخت کشور دیگری بود، هرچه کردیم، به ما ندادند! اجازه نداشتند بدهند. البته آن کشور با ما بد نبود، اما اجازه نداشت بدهد. این قضیه، مربوط به سالهای اوایل دهه‏ی 60 بود. کشوری که آن روز محصول ساخته شده را حاضر نبود به ما بدهد، امروز فناوری ساخت آن را که خود ما به‏دست آورده‏ایم- و او نمی‏توانست به‏دست بیاورد- به او می‏دهیم؛ البته می‏فروشیم. ما اگر در صنعت و در دانش پیشرفت کنیم، به سود دنیا و ملتهای عقب‏افتاده و در درجه اول به سود دنیای اسلام است. بنابراین، اینکه ما باید پیشرفت کنیم و مرزهای علم را بشکنیم و باز کنیم، یک نگاه نژادپرستانه‏ی خودخواهانه نیست، که ما چون ایرانی هستیم، باید این کار را بکنیم. بله، ما غرور ملی هم داریم؛ این را انکار نمی‏کنیم. ما به گذشته‏ی خودمان نگاه می‏کنیم و احساس عزت و سرافرازی می‏کنیم. ما کسانی بودیم که اسلام را با آغوش باز پذیرفتیم؛ ما کسانی بودیم که اهل بیت را زودتر از خیلی‏های دیگر شناختیم؛ ما کسانی بودیم که در راه گسترش اسلام این‏همه تلاش کردیم؛ ما کسانی بودیم که مظلومان اهل بیت را که در خانه‏های خود- یعنی مدینه و مکه و کوفه- امان نداشتند، در آغوش خود پذیرفتیم.

ما به کسانی که از طرف ایران مشغول مذاکره هستند، اعتماد داریم و از کار آن‏ها حمایت می‏کنیم؛ منتها طرف مقابل باید بداند که با ترفندهای سیاسی و با تضییع وقت نمی‏تواند ملت ایران را از عزم راسخ خود برای پیمودن راه فناوری انرژی هسته‏یی بازبدارد. مسئولان ما محاسبه کردند، محاسبه‏شان هم درست است. پیگیری این کار برای پیشرفت‏ کشور- هم پیشرفت مادی، هم پیشرفت سیاسی، هم پیشرفت علمی‏- مفید و لازم است؛ این جزو مصالح ملی است؛ این را مسئولان درست فهمیده‏اند و پایش هم ایستاده‏اند. اروپایی‏ها اگر می‏خواهند در این زمینه با ایران اسلامی به یک تفاهم واقعی برسند، باید تأثیر فشار امریکا و صهیونیست‏ها را روی خودشان کم کنند؛ نباید تحت تأثیر قرار بگیرند. با ملت ایران، مثل ملت ایران مواجه شوند. ملت ایران، یک ملت بزرگ و بافرهنگ است- این را ثابت کرده- نمی‏توانند با ملت ایران مثل یک ملت عقب‏افتاده و یک کشور مستعمره معامله کنند؛ چنین توهینی را ملت ایران بر آن‏ها نخواهد بخشود.

اینکه بنده راجع به پیشرفت‏ علم‏ این‏همه تأکید می‏کنم، به‏خاطر این است که عالم شدن و دست یافتن به علم و فناوری، نقش بسیار زیادی را در این آینده ایفا می‏کند. این آینده، متعلق به شما جوانهاست و بدانید که روزهای عزت و شوکت حقیقی ملتها را إن شاء اللّه خواهید دید و ثمره‏ی این ایستادگی‏ها را خواهید چشید. امروز در کشور ما بحمد اللّه هم اتحاد هست، هم ایمان هست، هم آگاهی و شور هست؛ البته تلاش می‏کنند که نگذارند. در همین قضایای انتخابات که مردم حقیقتاً با شور و شعور و انگیزه شرکت می‏کنند، حضور مردمی کاملًا پیداست.

جوانان عزیز ما در دانشگاه افسری و در همه‏ی دانشگاه‏های نظامی کشور با دو هدف به کار و تحصیل اشتغال دارند: هدف اول، دانش و هدف دوم، آمادگی و تربیت نظامی. نظامیان در جمهوری اسلامی ایران باید مردمان دانشمند و فرزانه و دارای نگاه بامعرفت و شناخت نسبت به همه‏ی مسائل جامعه، بلکه همه‏ی مسائل آفرینش باشند. تحصیل، یک موقعیت و زمینه‏ساز موفقیت‏های بزرگ است. اولین کار شما جوانان، فراگیری آموزش‏ها و بالا بردن سطح دانایی‏هاست. با دانایی است که یک انسان، یک جامعه و یک کشور توانایی به‏دست می‏آورد. آنچه بر سر ملتهای عقب‏افتاده‏ی دنیا آمد، بر اثر غفلت و نادانی بود. هدف دوم، روحیه‏ی نظامیگری و پرورش روح شجاعت و دلاوری است. فراگیری فنون نظامی باید با این روحیه همراه باشد. نظامیان- چه ارتشی و چه سپاهی و چه سایر نیروهای مسلح- کسانی هستند که در راه آرمان‏های والای کشور و جامعه‏شان و در راه پیشرفت‏ کشور و اقتدار ملتشان، آماده‏ی نشان دادن دلاوری و فداکاری‏اند. یک ملت، بخصوص وقتی‏که در پی آرمان‏های بلند باشد، دشمنانی خواهد داشت و بدون شک این دشمنان از اعمال قدرت اجتناب نخواهند کرد. یک ملت اگر بخواهد سرافراز بماند، باید قدرتمند باشد. این قدرت در شکل نظامی آن به‏وسیله‏ی نیروهای مسلح انجام می‏گیرد. نیروهای مسلح حصار مستحکم یک ملتند. آرمان‏های جمهوری اسلامی- که در خطابه‏ی دانشجویان عزیز به آن اشاره شد- آرمان‏های والای انسانی و الهی است. آرمان‏های جمهوری اسلامی، تعالی انسان، پیشرفت‏ انسان، رفاه انسان، اقتدار جامعه، پیشرفت‏ در همه‏ی میدانهای معرفت انسانی، حمایت از عدل در سراسر جهان و مقابله با زورگویان و تجاوزگران و زیاده‏طلبان است. این‏ها آرمان‏هایی است که وقتی یک ملت خود را به آن‏ها معتقد و ملتزم بداند، هم در پیشگاه خداوند و در ملکوت اعلی، و هم در پیشگاه همه‏ی آحاد انسانیت در سراسر جهان ارج و قدر خواهد یافت. به همین دلیل است که نظام جمهوری اسلامی با طرح آرمان‏های والای خود در محیط جهانی- که مثل نسیم بهاری در همه جای جهان جاری شد و به گوش همه رسید- در چشم ملتها موقعیت بسیار والایی پیدا کرد. امروز در سرتاسر جهان هرجا که اثر مخرب تبلیغات پُرحجم دشمنان راه را مسدود نکرده باشد، ملتهای جهان، ملت ایران را به چشم عظمت و بزرگی نگاه می‏کنند و برای شما قدر می‏شناسند. در دوران جنگ تحمیلیِ هشت‏ساله، که نیروهای مسلح و ملت ایران آن دفاع جانانه و فراموش‏نشدنی را از خود نشان دادند، بسیاری از ملتهای مسلمان، آیین شما، مذهب شما، افکار شما و عقاید شما را به برکت همان دفاع جانانه و ایستادگی در مقابل زورگویی و تجاوزگری، بدون هیچ تبلیغی پذیرفتند؛ این‏ها واقعیت است. آرمان‏های جمهوری اسلامی آرمان‏هایی است که در عمق جانِ همه‏ی ملتها وجود دارد. همه‏ی ملتها استقلال و آزادی و رهایی از چمبره‏ی زورگویانِ قدرت‏طلب جهانی را طالبند. همه‏ی ملتها طالب رفاه و علم‏ و زندگی سعادتمندانه و برخوردار از امنیت و آرامش‏اند، که جز با کمک فضای معنوی و روح لطیف دینی به‏هیچ‏وجه برای انسان قابل دسترسی نیست؛ این‏ها همه در شمار آرمان‏های والای جمهوری اسلامی است. ما برای ملتِ خود اقتدار را نه برای تجاوزطلبی، رفاه را نه همراه با شکاف اجتماعی، پیشرفت علمی‏ را نه با غفلت از آرمان‏های معنوی؛ بلکه رفاه را با عدالت، پیشرفت علمی‏ را همراه با امنیت روانی و روحی، و اقتدار را همراه با نگاه برادرانه به همه‏ی ملتهای جهان طالبیم؛ این‏ها آرمان‏های جمهوری اسلامی است. شما در این دانشگاه- که به نام مبارک امام علی (علیه‏السّلام) مزین است- و در هر دانشگاه نظامی دیگر، در راه این آرمان‏ها حرکت می‏کنید و با کوشش جوانانه‏ی امروز خویش، خود را برای دفاع مردانه و دلاورانه آماده می‏کنید. این موقعیتِ بسیار بزرگی است؛ این فرصتِ بسیار عزیز و مغتنمی است؛ این را قدر بدانید.

اشاره کردم که علم‏ مقوله‏ی بسیار مهمی است. امروز انسان وقتی به راه‏های مختلف برای پیشرفت‏ کشور نگاه می‏کند، می‏بیند همه منتهی می‏شود به علم‏. لعنت خدا بر کسانی که در طول ده‏ها سال کشور را از پیشرفت‏ علمی‏ بازداشتند. وقتی پیشرفت‏ علمی‏ وجود داشته باشد، پیشرفت‏ فناوری را هم با خودش می‏آورد، و پیشرفت‏ فناوری هم کشور را رونق می‏دهد و در جامعه نشاط به وجود می‏آورد. اگر علم‏ نباشد، هیچ‏چیز نیست؛ و اگر فناوری هم باشد، فناوریِ عاریه‏یی و دروغی و وام‏گرفته‏ی از دیگران است؛ مثل صنعت‏های مونتاژی که وجود دارد. علم را باید رویانید. به نظر من رسانه می‏تواند در نهضت تولید علم و فکر و نظریه و اندیشه در زمینه‏های مختلف- چه در زمینه‏ی فنی و چه در زمینه‏ی انسانی و غیره- نقش ایفا کند. شما می‏توانید خط تولید علم و فکر و نظریه را برنامه‏ریزی‏شده دنبال کنید؛ به بحثهای منطقی و مفید دامن بزنید؛ کرسی‏های نوآوری را تلویزیونی کنید و چهره‏های علمیِ نوآورِ خوب را مطرح نمایید.
خدا رحمت کند آقای احمد بیرشک را- نمی‏دانم شماها با ایشان آشنا بودید یا نه- پیرمرد جالبی بود. ما پیریِ ایشان را دیدیم و درک کردیم؛ اگرچه از نوجوانی با اسم و کتابهای ایشان در مدرسه آشنا بودیم. پیرمرد در نود و چندسالگی، پُر تحرک و پُرتلاش بود. من از او خیلی خوشم می‏آمد. ایشان با من هم ملاقات کرده بود. از جمله چیزهایی که من از این پیرمرد دیدم و خیلی لذت بردم، این بود که چند سال قبل تلویزیون به مناسبتی با او مصاحبه کرد و گزارشگر به او گفت توصیه‏ای به جوانها بکنید. این پیرمرد مثل یک جوان، جوانها را توصیه کرد به درس خواندن و علم آموختن. من خیلی خوشحال شدم. گفتم از طرف من به‏خاطر همین دو کلمه توصیه، از آقای احمد بیرشک تشکر کنید. ببینید یک پیرمردِ معتقد به علم و پیشرفت علمی و تحرک جوانها، یک جمله حرفش می‏تواند یک‏عالم تأثیر بگذارد. به نظر من شما در مقوله‏ی علم، مطلقاً بی‏طرف نیستید؛ جزو مسئولیتهای مهم شماست که باید مسأله‏ی علم را دنبال کنید.

ملاحظه کنید! نظام جمهوری اسلامی به وجود آمد؛ قدرتهای مسلط دنیا در آن روز می‏فهمیدند که نظام جمهوری اسلامی برای مقاصد قدرت‏طلبانه‏ی آن‏ها یک تهدید است؛ این‏ را درک می‏کردند، لذا از اول با او مخالفت کردند؛ اما این تهدید به‏خاطر خودِ کشور ایران نبود، بلکه به‏خاطر این بود که جمهوری اسلامی حرف نو و حرف تازه‏ای است؛ در دنیای اسلام و در عرصه‏ی سیاست بین‏الملل، حرف و ایده‏های نُوِ جمهوری اسلامی، جزو ایده‏های جذاب است و خیلی از مبانی آن‏ها را متزلزل می‏کند. آن‏ها این مسائل را می‏دانستند؛ لیکن به خودشان تسلا می‏دادند که جمهوری اسلامی قادر بر ماندن نیست؛ چون در دنیایی که علم‏ و فناوری حرف اول را می‏زند و ثروت هم از راه علم و فناوری به‏دست می‏آید، وقتی کشوری از لحاظ علمی و فناوری توانایی نداشت و محاصره هم شد؛ نگذاشتند به آن برسد، به خودیِ خود خواهد خشکید؛ مثل درختی و نهالی که به آن آب و هوا ندهی؛ بتدریج می‏خشکد و احتیاجی نیست که آن را قطع کنید؛ خودش از بین می‏رود. آن‏ها درباره جمهوری اسلامی این‏طور خیال می‏کردند؛ لذا در اوایل انقلاب می‏گفتند تا دو ماه دیگر، گاهی می‏گفتند تا یک سال دیگر و گاهی می‏گفتند تا پنج سال دیگر، جمهوری اسلامی رفتنی و نابودشدنی است! مرتب به خودشان وعده می‏دادند. آن‏ها هم محاصره‏ی اقتصادی کردند، هم محاصره‏ی علمی کردند، هم محاصره‏ی فناوری و تکنولوژیک کردند، هم جنگ را تحمیل کردند، هم از طرف مقابل ما در جنگ، هرچه توانستند حمایت کردند و کمکش کردند که بلکه بتوانند این مشکلات را آوار کنند روی سر جمهوری اسلامی و آن را از بین ببرند؛ اما حالا می‏بینند که بعد از بیست و پنج سال، جمهوری اسلامی از زیر آوارها قد کشیده و بیرون آمده؛ روی پای خودش ایستاده و به خود متکی و امیدوار است و به آینده خوش‏بین و در زمینه‏ی علمی و فناوری هم پیشرفت‏ کرده است؛ این‏ها واقعیاتی است؛ این واقعیات را آن‏ها می‏فهمند و می‏دانند که در بعضی از زمینه‏های بسیار مهم و حساس، رتبه‏های اول را در دنیا به‏دست آورده است.

ما در این سالها پیشرفت‏ خوبی داشته‏ایم. در طول بیست و دو سال، از وقتی‏که جمهوری اسلامی خودش را یافت و وارد میدانهای گوناگون سازندگی شد- از سالهای دوم، سوم انقلاب تا امروز- پیشرفت‏ ما خوب بوده است. ما همان کشوری هستیم که سیم‏خاردار را هم باید وارد می‏کردیم؛ اما الآن می‏توانیم موشکمان را هم صادر کنیم. آن روز ما در زمینه‏های گوناگون علمی‏، همه جا توی کوچه‏های بن‏بست بودیم؛ اما امروز در اغلب زمینه‏های علمی‏، راه را باز، میدان را وسیع و روندگان را پُرنشاط مشاهده می‏کنیم. حرکت علمی‏ در کشور راه افتاده است. پیشرفتهای‏ زیادی هم وجود داشته که بعضی را در آمارها امروز آقای رئیس‏جمهور بیان کردند و بسیاری دیگر هم پیشرفتهای نظام اسلامی است. این تجربه‏ی ملت ایران است؛ تجربه‏ی پیشرفت، تجربه‏ی موفقیت، توکلِ به خدا، تصمیم بر تحقق بخشیدن به ارزشهای الهی و اسلامی و کوتاه نیامدن در این میدان- که جای کوتاه آمدن نیست- و برنامه‏ریزی برای پیاده کردن این ارزشها و این اهداف در بخشهای گوناگون نظام اسلامی؛ این جزو وظایف حتمی و قطعی ماست و امیدواریم إن شاء اللّه خدای متعال مقدر فرموده باشد که مسئولان کشور و قوای سه‏گانه بتوانند در این زمینه گامهای موفقی بردارند و کار اساسی‏ای بکنند. هم قوه‏ی مجریه، هم قوه‏ی مقنّنه، هم قوه‏ی قضائیه توجه داشته باشند که امروز کشور تشنه‏ی کار کردن آن‏هاست. باید کار و تلاش کرد و ظرفیت توانایی‏ها و کارکرد کشور را بالا برد.

امروز بحمد اللّه نیروی انتظامی پیشرفتهای‏ بسیاری را در جنبه‏های مختلف؛ نظم و سازماندهی، آگاهی و هوشمندی و آشنایی با شیوه‏های علمی‏، ارتباط با مردم و پیدا کردن اولویتها، از خود نشان می‏دهد که مایه‏ی خرسندی است و یقیناً وقتی نگاه درست به مقوله‏ی عزم و نظم و امنیت وجود داشته باشد و این با مدیریت قوی، برنامه‏ریزی علمی‏ و کار بی‏وقفه همراه شود، نتیجه‏اش برای این نیرو، افتخارآمیز و برای ملت شیرین خواهد بود. ما امروز خوشبختانه نشانه‏های این شاخصهای اصلی را به صورت بارزی در نیروی انتظامی مشاهده می‏کنیم. البته به این اندازه قانع نیستیم، ولی پیشرفتها ما را امیدوار می‏کند که همچنان می‏توانیم به کامل کردن و پیش رفتن خود ادامه بدهیم.
خدا را شکر می‏کنیم که ملت ایران در بخشهای مختلف نشان داده که یک ملت سترون نیست؛ ملتی پُربار، پُراستعداد، آماده‏ی پیشرفت در همه‏ی جنبه‏های علمی و عملی است.

آنچه مناسب می‏دانم در این جلسه به شما عرض کنم- درحالی‏که برخی از مطالبی که می‏خواستم به شما بگویم، خود شما آن‏ها را بیان کردید- این است: کار شما پیشرفت‏ علمی‏ و پیگیری عقلانیت علمی است؛ این کاری است مطلوب اسلام و مورد نظر و مورد تحریص و تحریض اسلام. ما به عنوان مسلمان و مؤمنِ به این آئین، وظیفه داریم کار علمی و رسیدن به اوج علمی را هم در حرکت فردی خودمان و هم در برنامه‏ریزی جمعی کشور دنبال کنیم؛ این وظیفه است؛ نگاه به این قضیه، باید به این شکل باشد.

شماها نخبه‏اید؛ عزیزید و نور چشم ما هستید؛ اما یادتان باشد که هرچه عالم‏تر و نخبه‏تر می‏شوید، متواضع‏تر شوید؛ این را فراموش نکنید. مبادا نخبه بودن خدا نکرده در شما نخوت ایجاد کند؛ نخبه بودن ملازمه‏یی با نخوت‏گرایی ندارد؛ البته من در شماها نمی‏بینم؛ چهره‏های نورانی شماها این‏جور نشان نمی‏دهد؛ اما به‏هرحال مراقب باشید. فضای نخبگی در کشور با فضای تکبر بکلی باید جدا شود. هرچه شما موفقیتهای علمی‏تان‏ بیشتر شد، هرجا به تحقیق جدیدی دست یافتید و توفیق بیشتری پیدا کردید، متواضع‏تر، مردمی‏تر و خلاصه، خاکی‏تر شوید؛ این است که می‏تواند تداوم پیشرفتها و فایده‏ی وجود شما را بیشتر کند.

ما از لحاظ علمی‏ و سازندگی پیشرفت‏ کردیم و آنچه در این کشور در بخشهای مختلف انجام شده، حقیقتاً می‏تواند الگو باشد. کار زیادی در همه‏ی بخشها در زمینه‏ی ترویج دین، در زمینه‏ی رشد، گسترش و ترویج علم، در زمینه‏ی شکوفایی استعدادها، در زمینه‏ی زیرساخت‏های عظیمی که برای اداره‏ی کشور و برای رفاه عمومی لازم بوده، و در زمینه‏های گوناگون، انجام شده است. در همین زمینه‏های فرهنگی و اخلاقی و در قبال ریزش‏های آن، که آقایان دغدغه‏اش را دارند و بحق هم است، شما رویش‏های عجیبی را هم مشاهده می‏کنید. امروز نسل جوان محقق و عالم و فاضل و اهل تلاش علمی که به‏طور گسترش‏یافته‏یی در کشور وجود دارد؛ هم در دانشگاه‏ها، هم در حوزه‏ها، به وجود آمده‏اند؛ این‏ها حقایق و واقعیات است. این نشان‏دهنده‏ی این است که این موجود، قابل دوام، باثبات، قابل گسترش و قابل ریشه یافتن بود؛ دنیا این را می‏بیند.

گرچه اسلام نهضت و حرکت معنوی و اخلاقی بود و هدف اعلای اسلام عبارت است از ساخت انسان متکامل و منطبق با طراز اسلامی، لکن بدون شک پیشرفت‏ علم‏ و پیشرفت و اعتلای اقتصادی جزو هدفهای اسلامی است؛ لذا شما ملاحظه می‏کنید که در تمدن اسلامی، اسلام در یکی از فقیرترین و عقب‏مانده‏ترین نقاط دنیا ظهور کرد؛ اما هنوز پنجاه سال از عمر آن نگذشته بود که بیش از پنجاه درصد از دنیای متمدن آن روز در زیر پرچم اسلام قرار گرفت و هنوز بیش از دو قرن از عمر این تمدن نگذشته بود که دنیای بزرگ اسلامی در آن روز، قله‏ی تمدن بشری از لحاظ علم‏ و انواع دانش و پیشرفتهای‏ مدنی و اقتصادی شد؛ این نبود مگر به برکت تعالیم اسلام. اسلام به ما نمی‏گوید که ما معنویت را ملاحظه کنیم، اما از متن زندگی جامعه‏ی انسانی غافل بمانیم. ما باید برای استقلال امت اسلامی و برای عزت آن، همه‏ی تدابیر لازم را به کار ببریم، که یکی از مهم‏ترینِ آن‏ها، مسأله‏ی اقتصاد است. بنابراین، تلاش برای رشد و توسعه و اعتلای جنبه‏ی اقتصادی دنیای اسلام، از کارهایی است که بلاشک جزو هدفهای اسلامی است.
اساس این بانک توسعه‏ی اسلامی بر پایه‏ی مبانی شریعت و احکام اسلامی است؛ یعنی شما خواسته‏اید الگوی تازه‏ای به دنیا ارائه دهید؛ این کار خوبی است که انجام شده. اگر شما در این کار موفق شوید، این موفقیتِ الگوی اسلامی خواهد بود. وقتی شما می‏توانید بر پایه‏ی الگوی مالی اسلام، کار عظیمی را که چنین گستره‏ی بزرگی دارد به پیش ببرید، این خود نوعی ترویج اسلام و عزت بخشیدن به آن است؛ لذا ما از پیشرفت این مرکز مالی و صندوق بین‏الملل اسلامی حمایت می‏کنیم و آن را برای دنیای اسلام و برای اسلام مفید می‏دانیم. آنچه مهم است این است که اگر دنیای اسلام با ظرفیتهای فراوانی که دارد، سر و سامانی به اقتصاد خود ندهد، در این حرکت اقتصادی جهانی، بلاشک طعمه‏ی دیگران خواهد شد.
دنیای اسلام دنیای بزرگی است و دارای امکانات و ظرفیتهای فراوانی است: ما بیش از یک میلیارد جمعیت هستیم؛ نزدیک به نیمی از ذخایر نفت دنیا متعلق به دنیای اسلام است؛ در حدود بیست و پنج درصد ذخایر گاز دنیا متعلق به دنیای اسلام است؛ نیروی انسانی مستعد در دنیای اسلام فراوان است؛ منابع غنی زیرزمینی- غیر از منابع انرژی- در دنیای اسلام متنوع و فراوان است و نسبت بعضی از آن‏ها به کلّ منابع دنیا تعیین‏کننده و بالاست؛ بخش مهمی از آبراه‏های اساسی و تعیین‏کننده‏ی کره‏ی زمین هم متعلق به دنیای اسلام است؛ بازار دنیای اسلام یکی از بزرگترین بازارهای دنیاست؛ این‏ها همه ظرفیتهای ماست. دنیای اسلام این ظرفیت را دارد که در صنعت، کشاورزی، تولید علم و در رشد و توسعه‏ی عمومی جهان نقش ایفا کند.
اگر دنیای اسلام که دارای عظمت و امکانات است، به فکر هماهنگ کردن امکانات خود نیفتد و از این ظرفیتها به صورت یک مجموعه استفاده نکند، طعمه‏ی قدرتهایی خواهد شد که امروز بر سر تقسیم منافع دنیا با یکدیگر رقابت می‏کنند. ما نمی‏خواهیم سهم و طعمه‏ی این قدرت یا آن قدرت شویم؛ ما می‏خواهیم از ظرفیتها و از استعدادهای خودمان استفاده کنیم، که این به همت، عزم و اراده‏ی قاطع و به تحرک و استفاده از پیشرفتهای علمی و فناوری احتیاج دارد؛ و ما می‏توانیم این کارها را بکنیم.

توفیقات ما در داخل کشور حجم انبوهی دارد. نمی‏خواهم ادعا کنم بهتر از این نمی‏شد؛ نه. اگر کسی بهتر از بنده بود، بهتر از این می‏شد؛ اگر دولتی قوی‏تر از دولت کنونی یا دولتهای قبلی بود، شکی نیست که وضع بهتر از این می‏شد؛ اما حالا آنچه که اتفاق افتاده، این پیشرفت‏ است. ما در زمینه‏های گوناگون؛ در زمینه‏ی علم‏، در زمینه‏ی مسائل اجتماعی و در زمینه‏ی تعمیق فرهنگ اسلامی و دینی پیشرفت داشته‏ایم. در زمینه‏ی تعمیق فرهنگ اسلامی باید بگویم امروز کسانی که از بن دندان این تفکر را به صورت استدلالی شناخته‏اند و فهمیده‏اند و پذیرفته‏اند و حاضر به مبارزه‏ی در راه آن هستند، بیش از اول انقلاب هستند. البته آن روز احساسات انبوه‏تر و متراکم‏تر بود؛ در این شکی نیست. بعضی اظهار ایمان می‏کردند، که بعد معلوم شد ایمان‏هایشان عمیق نیست و مبتنی بر احساسات است. حوادث بعدی نشان داد که بعضی از ایمان‏های ظاهری و رگ گردنهای برآمده‏ی در دفاع از بعضی ارزشها در آن روز، ناشی از فکر و اعتقاد عمیق و مبنایی نبوده است؛ بنایی که با یک نسیمی خراب شود، بنا نیست. امروز ما جوانها و مردان و زنان زیادی داریم که از بن دندان این فکر را پذیرفته‏اند، شناخته‏اند و فهمیده‏اند. اگر ملاک را نخبگان بگیریم، امروز در عرصه‏ی نخبگان، تعداد مؤمنان و معتقدانِ با مبنا از روز اول بیشتر است. در زمینه‏ی مسائل نظامی پیشرفتهای آشکار داشته‏ایم و در زمینه‏ی حضور سیاسیِ دیپلماسی در دنیا هم پیشرفتهای خوبی داشته‏ایم و قدرت چانه‏زنی و حرف زدن ما خوب شده است. البته نواقصی داریم که باید این‏ها را برطرف کنیم؛ باید کار کنیم. بنده نه مایلم در وضع خودمان اغراق کنم و نه مایلم که واقعیات و حقایقی را که جلوی چشم هست و به صورت علمی ثابت می‏شود، انکار کنم. ما در زمینه‏ی بیرون از مرزهای خودمان هم موفق بوده‏ایم. به برکت حرکت انقلاب اسلامی پدیده‏ای به نام بیداری اسلامی به وجود آمد، که این دیگر قابل انکار نیست.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی- که انقلابی براساس یک هدف تعریف‏شده‏ی فرهنگی بود- که به مقوله‏ی فرهنگ اهمیت داده شد و به مقوله‏ی هویت ملی- که خودِ هویت ملی یک کشور، فرهنگ است و خود این جزو مصادیق و سطور برجسته‏ی فرهنگ یک ملت است- اهتمام ورزیده شد، برکاتی بر این کار مترتب شد که این برکات به‏هیچ‏وجه ممکن نبود در این کشور به وجود بیاید. این نوآوریها، این پیشرفتهای‏ علمی‏، این جسارتِ وارد شدن در عرصه‏های نوِ علمی و تحقیقی- که امروز در کشور ما خوشبختانه مشاهده می‏شود- به خاطر همین اعتماد به نفسی است که از احیاء هویت ملی پیدا شده است؛ این را انقلاب به وجود آورد. قبل از انقلاب از هویت ملی و ملیت اسم زیاد می‏آوردند؛ اما به هیچ‏وجه به معنای حقیقی کلمه، هویت ملی را تقویت نمی‏کردند. البته علت هم واضح بود؛ چون آن کسانی که ایران را برای منافع خودشان می‏خواستند و در کشور عزیز ما منافع خود را تعریف کرده بودند، می‏دانستند که اگر هویت ملی در این کشور زنده شود، با منافع آن‏ها ناسازگار خواهد بود و آن‏ها نمی‏توانند به منافعی که هدف گرفته‏اند، برسند. به همین دلیل، هویت ملی در آن زمان در اینجا تضعیف شد. ما در کشور خودمان در وابستگی و اضمحلال هویت در مقابل بیگانگان تا آنجا پیش رفتیم که افراد برجسته‏ای خجالت نکشیدند و پیشنهاد تغییر زبان و خط فارسی را دادند! البته روی تغییر زبان کمتر کار کردند؛ اما برای تغییر خط فارسی- خط یک کشور یکی از نقاط برجسته و از شاخصهای مهم فرهنگی هر کشور است- در همین روزنامه‏ها و مطبوعات دوره‏ی طاغوت در کشور ما علناً و صریحاً مطلب نوشتند، دفاع کردند و حرف زدند که ما خط فارسی را تغییر بدهیم؛ آن هم با استدلالهای کاملًا مجادله‏آمیز و مغالطه‏آمیز و خلاف واقع. آن‏ها تا این حد پیش رفتند.

این انقلاب شروعِ یک دوران نو در تاریخ ما بود. در یک دوران طولانی در گذشته، ما ملت ایران دچار استبداد بودیم؛ پادشاهان دیکتاتور و مستبد و خودکامه همه‏ی اختیار این مملکت را در دست داشتند؛ مملکت را مال خود و مردم را رعیّت خود می‏دانستند. در دوران اخیر- یعنی از اواخر دوران قاجار تا همه‏ی دوران پهلوی- بر این پدیده یک درد و مرض دیگر اضافه شد و آن وابستگی بود. پادشاهان قدیم اگر دیکتاتور بودند، وابسته و گوش به فرمان قدرتهای بیگانه نبودند؛ اما از اواخر دوران قاجار و همه‏ی دوران پهلوی، پادشاهان، هم دیکتاتور بودند و هم وابسته! این شد بیماری مضاعف نظام سیاسی حاکم بر ایران در دوران گذشته. این دیکتاتوری و وابستگی آثار و تبعات زیادی در کشور ما و روی ملت ما داشته است. همین دیکتاتوری و وابستگی بود که کشور ما را عقب‏مانده نگهداشت؛ منابع و ثروتهای طبیعی ما را به کام دشمنان داد و مانع رشد و پیشرفت فکری و علمی ملت ما شد و ما که یک روز در دنیا پرچم‏دار علم بودیم، دریوزه‏گر دانش- آن هم نقاط ضعیف و کم اهمیت و پس‏مانده‏های دانش دیگران- شدیم و دست نیاز به سمت دیگران دراز کردیم! آن‏ها هم هر وقت خواستند، چیز کمی کف دست ما گذاشتند؛ هر وقت هم نخواستند- که غالباً هم نخواستند- منع کردند. بنابراین ملت ما به شئامت آن دیکتاتوری و آن وابستگی، ملتی عقب‏افتاده و ضعیف شد. نفت و دیگر منابع ما هم رفت. برای آینده هم نقشه‏هایی به‏مراتب خطرناک‏تر از گذشته کشیده بودند. انسان وقتی به اسناد دوران اخیر حکومت شوم پهلوی نگاه می‏کند، به‏وضوح می‏بیند که این‏ها برای آینده‏ی این کشور و این ملت برنامه‏های بسیار خطرناکی داشتند که در صورت اجرا باز صد سال دیگر ما را عقب می‏انداخت. انقلاب آمد این روند را قطع کرد و دوران نویی در تاریخ ملت ما شروع شد. چهار خصوصیت اصلیِ انقلاب که عبارت است از استقلال، آزادی، خودباوری و پیشرفت، پایه‏های مستحکمی است که علی‏رغم همه‏ی مخالفتها و دشمنیها، انقلاب در این مملکت پایه‏گذاری کرد.
استقلال یعنی اینکه ملت و دولت ایران دیگر مجبور نیستند تحمیل قدرتهای بیگانه را قبول کنند. بیگانگان هرچه خواستند، برطبق میل آن‏ها انجام شود؛ اگر آن‏ها مصالح کشور را قربانی کردند، دولت دم نزند؛ اگر به منابع ملی کشور تعرّض و تجاوز کردند، کسی حرف نزند؛ اگر ملت هم مخالفت کرد، دولت توی سرش بزند! این وضعی بود که در دوران پهلوی، خود ما با پوست و گوشت و جسم و جانِ خود آن را لمس کردیم. انقلاب آمد ملت و کشور و دولت را مستقل کرد. امروز هیچ قدرتی در دنیا نمی‏تواند در مسائل کشور ما اعمال نفوذ و ما را مجبور به کاری کند. مسئولان کشور نگاه می‏کنند و هر کاری را که مصلحت تشخیص دادند، انجام می‏دهند. ملت، تماشاگر و قضاوت‏کننده‏ی کارهای مسئولان است؛ اگر آن‏ها را پسندید، پشت سر مسئولان می‏ایستد؛ اگر نپسندید، آن‏ها را عوض می‏کند؛ اختیار دست ملت است.
آزادی یعنی ملت ما در چارچوب قانونِ خود- و نه قانون تحمیلی دیگران- مسئولان کشور را انتخاب می‏کند. اگر از عملکرد آن‏ها راضی بود، این انتخاب را ادامه می‏دهد؛ اگر راضی نبود، آن‏ها را کنار می‏گذارد و دیگران را انتخاب می‏کند. این مهم‏ترین شاخه‏ی آزادی در کشور ماست. امروز در کشور ما آزادی فکر و آزادی بیان به‏طور کامل وجود دارد؛ حالا رادیوهای بیگانه برخلاف این بگویند؛ خودِ ملت می‏بیند. کسانی هستند که نه نظام را قبول دارند، نه دولت را قبول دارند، نه رهبری را قبول دارند؛ اما صحبت می‏کنند و نظرات خود را می‏گویند؛ کسی هم به کار آن‏ها کاری ندارد. امروز هیچ‏کس به‏خاطر اینکه طبق عقیده‏ی خود حرف زده است، مورد مؤاخذه‏ی دستگاه نیست. البته آن‏ها بازهم ناراضی‏اند و نارضایتی‏شان به‏خاطر این است که مردم به حرف آن‏ها گوش نمی‏دهند. این تقصیر کسی نیست؛ مردم آن‏ها را دوست ندارند و از آن‏ها خاطره‏ی خوشی در ذهنشان نیست. مردم اشباه و نظایر آن‏ها را در گذشته‏ی نزدیکِ از اوّل انقلاب تا الآن دیده‏اند؛ لذا به آن‏ها اطمینان ندارند؛ این تقصیر کسی نیست. بنابراین آزادی وجود دارد.
سوم، خودباوری. این ملت بر اثر انقلاب اسلامی و نظام اسلامی به خودباوری دست یافت- یعنی باور کرد که می‏تواند- این را امام به ما درس داد و فضای عمومی نظام اسلامی این را برای ما به ارمغان آورد. امروز جوان ما، دانشجوی ما، استاد ما، پژوهشگر ما، صنعتگر و سازنده‏ی ما باور دارد که می‏تواند. این خودباوری در علم به ما کمک کرد. ما امروز در میدان علم پیشرفتهای زیادی کرده‏ایم؛ اما هنوز عقبیم. هیچ‏کس خیال نکند که چون در میدان علم پیشرفت‏ کرده‏ایم، به مقصد رسیده‏ایم و دیگر بس است؛ نه، ما را خیلی عقب نگه داشته‏اند؛ ولی ما پیشرفت‏ کرده‏ایم و در این بیست و پنج سال خیلی جلو آمده‏ایم. طبق آمار، در دوران انقلاب، نسبت پیشرفت‏ علمی‏ ما از همه‏ی دنیا بالاتر و بیشتر بوده است! چند روز قبل که جوانان نخبه پیش من آمده بودند، این نکته را به آن‏ها هم گفتم. خودباوری در علم‏، سیاست و در دفاع از کشور به ما کمک کرد. در دوران جنگ هشت‏ساله اگر خودباوری نداشتیم، پدرِ این ملت درآمده بود و این کشور پامال شده بود. همین بود که جوان بیست‏وپنج‏ساله به خودش باور و اعتقاد و اتّکاء داشت. یک لشکر را به یک جوان بیست‏وپنج‏ساله می‏سپردند؛ می‏رفت می‏ساخت، می‏پرداخت، آماده می‏کرد، حرکت می‏کرد، اقدام می‏کرد و کارهای بزرگ انجام می‏داد. امروز این خودباوری وجود دارد. دانشگاههای ما امروز کار علمی‏ می‏کنند؛ جوانان ما پیشرفتهای‏ علمی‏ می‏کنند؛ در بخشهایی پیشرفتهای‏ علمی‏ ما دنیا را نگران کرده است؛ این به برکت انقلاب است. نمی‏خواهند ملت و کشور ایران از لحاظ علمی‏ پیشرفت‏ کند؛ این را صریحاً گفته‏اند. یک کشور تا پیشرفت‏ علمی‏ و پیشرفت‏ اقتصادی نداشته باشد، همیشه قدرتمندان به او زور می‏گویند. کشور ژاپن که تحت سلطه و تحت اشغال بود، خود را جمع‏وجور کرد و از لحاظ علمی‏ پیشرفت‏ نمود. غربی‏ها که هیچ مایل نیستند به منطقه‏ی شرق نگاهی بیفکنند و به غیر نژاد اروپایی توجّهی بکنند، به‏خاطر پیشرفت‏ علمی‏ مجبورند آن را جدّی بگیرند. در بعضی از مراکز سیاسی یا سیاسی- علمیِ‏ امریکا گفته‏اند ما نمی‏خواهیم یک ژاپن اسلامی به وجود آید! ژاپن اسلامی یعنی شما. گفته‏اند نمی‏خواهیم بگذاریم ملت ایران از خود پیشرفت‏ علمی نشان دهد. این‏ها حرکت ملت ایران را می‏بینند؛ این خودباوری را می‏بینند؛ این هم از برکات انقلاب و نظام اسلامی بود.

شما کسانی هستید که در این صحنه- که مورد اهتمام ماست- بایستی مثل یک سرباز در میدان جنگ انگیزه داشته باشید و کار کنید. این، لبّ قضیه است. ما نمی‏خواهیم چیزی را به کسی تحمیل کنیم و این کار مثل سربازگیریِ اجباری دوران جنگ نیست. در اینجا نخبه‏ی علمی‏ در میدان پرورش، پیشرفت‏ و تولید علم بایستی مثل یک سرباز کار کند؛ اگر هم نکرد، کسی یقه‏ی او را نخواهد گرفت؛ لیکن یک روز یقه‏ی همه‏ی ملت و کشور را مشکلات اساسی و بزرگی خواهد گرفت که ما در کشورمان تجربه کردیم.حرف من به‏طور کلّی همین است که اگر علم به یک دلیل تاریخی- که آن دلیل تاریخی را هم فکر می‏کنیم کاملًا می‏شناسیم- در انحصار مجموعه‏ای از ملتها و بخشی از مردم دنیا قرار گیرد و این‏ها علم را انحصاری نگهدارند و تبعیض قائل شوند و علم را به ملتهای دیگر بفروشند و آن را وسیله‏ای برای تحمیل سیاستهای خودشان قرار دهند- که استعمار اصلًا از همین نقطه به وجود آمد- این، ظلم بزرگ به بشریت است. علم باید مثل ثروت، عادلانه توزیع شود. نظر اسلام هم همین است که علم باید بین همه‏ی کشورها و ملتها توزیع شود. اینکه ما این فناوری را نبایستی به مردم آسیا یا جاهای دیگر بدهیم، همان طلبیدنِ انحصار فناوری است که وقتی در اقتصاد پیش می‏آید، کارتلهای عظیم اقتصادی به وجود می‏آید و آن‏ها به انسانها ظلم می‏کنند؛ وقتی در سیاست پیش می‏آید، انحصارگری‏های جهانی پیش می‏آید و این جنگها را پیش می‏آورد. ما می‏خواهیم با این انحصارگرایی مبارزه کنیم و مبارزه و همّت ما هم به این است که خودمان سعی کنیم از این چاه و منبع عظیم و غنی‏ای که در میان کشور و در نیروی انسانی خودمان داریم، بهره‏برداری و استفاده نماییم. این کار را همه‏ی ملتها می‏توانند بکنند و ملتی که استعداد بیشتری دارد، بیشتر می‏تواند در این زمینه کار کند. البته مانع و مشکل ایجاد می‏کنند؛ باید با این مانع و موانعی که به‏طور قهری وجود دارد، مبارزه کرد.
من شنیده‏ام که در برخی از محافل سیاسیِ حسّاس دنیا گفته شده که ما نخواهیم گذاشت یک ژاپن اسلامی در این منطقه به وجود آید! آن ژاپن اسلامی، شما هستید. این حرف بیخود هم گفته نشده است؛ به‏خاطر اینکه کشور ما برحسب آمار از لحاظ- به قول رایجِ معروف- نرخ سرعت رشد علمی و تحقیقی، در بُرهه‏ای از زمان و در همین چندساله، بالاترین نرخ رشد را در دنیا داشته است. البته آنچه که در قدر مطلق و موجودی ماست، نشان‏دهنده‏ی این است که با پیشرفتهای دنیا هنوز خیلی فاصله داریم؛ اما فاصله بسیار بسیار زیادتر بوده و ما توانسته‏ایم این فاصله را با سرعت بالا کم کنیم. این موضوع در کشور ما در همین ده، پانزده سالِ اخیر اتّفاق افتاده است. البته امروز قدرمطلقهای ما نسبت به گذشته خیلی تفاوت دارد.
بنده از آمار مقاله‏های علمیِ منتشر شده در مجلّات معتبر دنیا اطّلاع داشتم؛ اما این کار- تولید مقاله و نشر آن در دنیا- کارِ مهم و درجه‏ی یک نیست و با انجام آن، همه‏ی کار صورت نگرفته، بلکه باید این فکر در اینجا پخته، تولید و اجرایی شود و به مرحله‏ی عمل درآید، تا بشود گفت پیشرفت حاصل شده است. البته در همین زمینه‏ها هم خیلی کار در کشور صورت گرفته است و ما حرکت کرده و به راه افتاده‏ایم.

ما پیشرفتهای‏ علمی‏ و پژوهشیِ بسیار زیادی در بخشهای مختلف داشته‏ایم که ستون اصلی این بخشها را همین جوانان انقلابی و بچه‏های مؤمن تشکیل داده‏اند. آن‏ها بودند که وارد میدان شدند و بر اساس همان روحیه، بسیاری از گردنه‏ها و عقبه‏های تحقیقات و کار مهمّ علمی را پیش بردند. بله؛ معنویت، دنیای انسان را هم آبادتر می‏کند؛ منتها دنیای سالم. آنجایی که فرهنگ جهادی نیست و فرهنگ مادّی حاکم است، هر انسانی به تنهایی خودش محور همه‏ی حوادث عالم است؛ سود را برای خود می‏خواهد و ضرر را از خود دفع می‏کند. اصل برای او این است؛ لذا تعارضها و بی‏اخلاقی‏ها و بی‏صداقتی‏ها و دشمنیها پیش می‏آید. آنجایی که حرکت و روح جهادی وجود دارد، انسان در ایمان و آرمان و خدمت به دیگران حل می‏شود و خود را فراموش می‏کند. این روحیه را باید در جامعه تقویت کرد. کشاورزی و دامداری ما هم با این روحیه رونق واقعی خود را پیدا خواهد کرد.

این نکته را هم عرض کنیم که در خیلی از زمینه‏ها نقش جوانان مؤمن و دین‏دار و حزب‏اللّهی در پیشرفتهای‏ علمی‏، برجسته است؛ این را هم دانسته باشند. دشمنان در تبلیغات خود می‏خواهند وانمود کنند که عناصر دین‏دار در این میدانها عقبند؛ درحالی‏که این‏طور نیست. عناصر دین‏دار و جوانان مؤمن ما در بسیاری از این میدانها پیشتازند و کار آن‏ها برجسته است. خیلی از کارهای بزرگی که صورت می‏گیرد، جوانان ما آن‏ها را در محیطی از توجّه و ذکر و سجده‏ی شکر انجام داده‏اند. این‏ها بسیار باارزش است.

جوانان عزیز ما متوجّهِ جریان فرهنگی‏ای که می‏خواهند راه بیندازند، باشند؛ یعنی تزریق لاابالیگری و اباحیگری و کشاندن به هرزگی و بی‏اعتنایی به اخلاق منضبطِ دینی و اسلامی. هم جوانان، هم مسئولان علمی‏، هم آموزش و پرورش و هم کسانی که به مسائل جوانان می‏پردازند باید مراقب این موارد باشند. امروز مبارزه با امریکا این جاهاست. مبارزه با امریکا در میدان علم‏ هم صدق می‏کند. آنجا هم از اینکه پیشرفت‏ علمی‏ داشته باشیم، ناراحتند. از پیشرفت‏ علمیِ مردم ما ناراحتند؛ از پیشرفت‏ اقتصادی مردم ما ناراحتند؛ از اینکه دولت بتواند خدمتی به مردم بکند و گره‏ای از مشکلات مردم باز شود، ناراحتند. هرکس به عقب‏ماندگی علمی کمک کند، به نفع امریکا کار کرده است. هرکس کمک کند به اینکه دولت نتواند خدمات لازم را انجام دهد- چه قوّه‏ی مجریه، چه قوّه‏ی قضائیّه و چه قوّه‏ی مقنّنه- برای امریکا و در خدمت امریکا کار کرده است. هرکس فکرها و نظرات آمریکاییها را در روزنامه‏ها و تریبون‏ها بیان کند، به نفع امریکا کار کرده است. یکی از کارهای آن‏ها شایعه‏پراکنی و تهمت‏زنی است. عیناً همان کاری که در زمان امیر المؤمنین می‏کردند؛ هر روز یک شایعه، یک تهمت و یک جنگ روانی. هرکس فضای تهمت‏زنی در داخل کشور و جنگ روانی علیه نظام را تقویت و تشدید کند، مزدور امریکاست و برای امریکا کار کرده است؛ چه از امریکا پول بگیرد، چه نوکر بی‏مزد و مواجب امریکا باشد. امروز مبارزه با امریکا عبارت است از مقاومت در مقابل این جریان‏سازیِ سیاسی و فرهنگی. همه، حواسشان جمع باشد. آدم‏هایی که غرض و سوءنیّتی ندارند، مواظب باشند به‏خاطر یک انگیزه و احساسِ زودگذر حرفی نزنند که در جهت خواستهای امریکا و علیه این ملت و این کشور تمام شود. بدانند دشمن چگونه تقویت می‏شود و از چه راههایی دست و پای خود را باز و علیه این ملت اقدام می‏کند. بحمد اللّه ملت ما هوشیار است.

ما به هیچ قیمتی حق نداریم این فناوری را از دست بدهیم. اینکه بعضی کسان تبلیغ می‏کنند که چیز زیادی به‏دست نیامده، این هم درست نیست. این را بدانید که آنچه به‏دست آمده، بسیار برجسته و زیاد است. اگر زیاد نبود، دشمنان ما را این‏قدر حسّاس نمی‏کرد. کارشناسان و انسان‏های وارد و مطّلع، داوریِ درستی در این مورد دارند. ما به فناوری‏ای رسیده‏ایم که در کشور ما بومی است؛ مهم این است. اگر امروز همه‏ی دستگاه‏هایی را که در اختیار جمهوری اسلامی است، دشمنان ما بتوانند- که البته نخواهند توانست- از بین ببرند، این فناوری از بین نمی‏رود؛ چون آن را از کسی عاریه و وام نگرفته‏ایم و متخصّصان هوشمند خود ما توانسته‏اند به آن دست پیدا کنند. البته اگر به میل غربی‏ها و مراکز قدرت جهانی بود، تا صد سال دیگر هم نمی‏گذاشتند که جمهوری اسلامی به چنین فناوری‏ای دست پیدا کند و این کار، علی‏رغم آن‏ها و تحریم ما انجام گرفته است. بنابراین آنچه به‏دست آمده، ارزشمند است و این دانش ارزشمند را نه دولت، نه مسئولان، نه سازمان انرژی اتمی و نه هیچ فردی از افراد این کشور حق ندارد که از دست بدهد و روی آن معامله کند؛ قطعاً معامله‏ای هم صورت نگرفته و نخواهد گرفت. البته اگر آن‏هایی که واردِ این گفتگو با مسئولان جمهوری اسلامی شدند، بخواهند با جمهوری اسلامی سرِ این قضیه به چالش بیفتند و زیاده‏طلبی کنند، همه چیز به هم خواهد ریخت و قطعاً از جمهوری اسلامی تودهنی خواهند خورد و بلاشک ما در این زمینه مطلقاً حاضر به دادن هیچ امتیازی نخواهیم بود. ما این فناوری و آنچه را که بحمد اللّه در بخشهای مختلف کشور عزیزمان از پیشرفتهای‏ چشمگیر علمی‏ و تحقیقی به دست آورده‏ایم، باید حفظ کنیم. البته هنوز تا رسیدن به خطوط مقدّم فناوری و علم‏ خیلی فاصله داریم. علّتش این است که از زیر صفر- نمی‏شود گفت صفر- شروع کرده‏ایم. با این کشور کاری کرده بودند که نه فقط دستاورد علمی و فناوری، بلکه حتّی امید آن را هم نداشته باشد. بنابراین، ما از نقطه‏ی «هیچ» شروع نکردیم، بلکه از «هیچِ همراه با نومیدی» شروع کردیم! انقلاب اسلامی از اینجا وارد میدان شد و بحمد اللّه امروز پیشرفت‏ کرده است.
الآن در بسیاری از دانشگاههای ما، جوانان فعّالند و آن‏طور که افراد خبره و وارد به من گزارش داده‏اند، سطح کار علمی و تحقیقی در بیست، سی دانشگاه بزرگ کشور از لحاظ استعداد، کار، کوشش و پیگیریِ استادان و داشتنِ استادهای خوب، برابر با دانشگاههای خوب و پیشرفته‏ی دنیاست. بحمد اللّه پیشرفتها خوب است. این‏ها امکاناتی نیست که کسی برای این کشور به ارمغان آورده باشد؛ متعلّق به این کشور است. منتها مستبدّان داخلی از یک طرف و استثمارگران خارجی از طرف دیگر نمی‏گذاشتند. حال که بحمد اللّه کشور هم مستقل است و هم آزاد، این دانشها بتدریج بیشتر بروز خواهد کرد. کاری که مسئولان کردند، کار درستی بود. با تدبیر و بدون پذیرش تسلیم و قبول حرف زور انجام شد تا توطئه‏ای که از طرف آمریکاییها و صهیونیستها علیه جمهوری اسلامی طرّاحی شده بود، شکسته شود. البته این آغازِ قضیه است و کار تمام نشده است. اگر ادامه‏ی این کار به همین روالی که تاکنون طرّاحی شده، ادامه پیدا کند، هیچ ایرادی ندارد؛ اما اگر قرار باشد دشمنان یا مراکز قدرت، فزون‏خواهی کنند و سنگر به سنگر جلو بیایند و ما هم عقب‏نشینی کنیم، این می‏شود تسلیم، که به‏هیچ‏وجه درست نیست و اجازه‏ی چنین کاری هم داده نخواهد شد.

اوّل اینکه باید نگاه ما به مسائل آموزش عالی و تحقیقات کشور در همه‏ی رشته‏ها، نگاه خوش‏بینانه باشد، نه نگاه بدبینانه و همراه با تأسّف و تأثّر. البته نه به‏خاطر اینکه ما نباید آرزوی پیشرفت‏ و سرعت عمل در این زمینه داشته باشیم- بدیهی است که ما هر مقدار که در زمینه‏ی آموزش عالی و تحقیق و گرم کردن فضای علم‏ و پژوهش در کشور پیش برویم، کم است و هنوز راه طولانی‏ای در پیش داریم- بلکه به‏خاطر اینکه ما باید به آنچه که در طول سالهای بعد از انقلاب و بخصوص آنچه که در سالهای اخیر پیش آمده، نگاه کنیم و بدانیم که شتاب خوبی پیدا کرده‏ایم و دانشگاه‏هایمان در این زمینه پیشرفت خوبی کرده‏اند. آن‏طور که بنده استفسار کردم و مسئولان مورد وثوق- آقای رئیس‏جمهور و بعضی دیگر از مسئولان- به من گزارش دادند، بودجه‏ی تحقیقاتی در همین چند سال اخیر خیلی بالا رفته و آن‏طور که دانشگاهیان مورد اعتماد از گوشه و کنار دانشگاههای کشور اطّلاع می‏دهند، بحمد اللّه عملًا میدان و کار تحقیقاتی و میل به پژوهش در دانشگاهها زیاد شده و جایگاه خوبی پیدا کرده است. این، نشان‏دهنده‏ی سیْرِ ماست. شاید اگر در مقام توقّع و انتظار باشد، من انتظارم از شما کمتر نیست؛ من خیلی توقّعم برای پیشرفت این‏گونه امور زیاد است و اگر این توقّع نباشد، پیش نمی‏رویم. نمی‏خواهم نصیحت کنم که بیش از این توقّع و انتظار نداشته باشید- چرا؛ داشته باشید و دنبالش حتماً حرکت کنید- بلکه می‏خواهم بگویم نگاه نباید نگاهِ بدبینانه و همراه با تأسّف باشد. نگاه باید خوش‏بینانه باشد و با همین نگاه ما وارد میدان شدیم و به فضل پروردگار جلو هم رفتیم و بازهم جلوتر از این خواهیم رفت و إن شاء اللّه تحقیقات در زمینه‏های مختلف، رشد شایسته‏ی خودش را پیدا خواهد کرد؛ واقعیت این را به ما می‏گوید.
نکته‏ی دوم این است که بنده- همان‏طور که بعضی از دوستان اشاره کردند- چند سالی است که مسأله‏ی نهضت نرم‏افزاری را در محیط علمی کشور مطرح کرده‏ام. این، یعنی چه؟ یعنی ما نباید به فراگیری قانع باشیم؛ باید هدفِ تحقیق و آموزش ما تولید علم باشد؛ یعنی رسیدن به آنجایی که نوآوریهای علمی در فضای موجود بشری، از آنجا شروع می‏شود. ما از لحاظ استعداد، نسبت به کسانی که دانش را در دنیا تولید کردند، گسترش دادند، پیش بردند و بر اساس دانش، فناوری‏های پیچیده را به وجود آوردند، کمبود نداریم. البته تولید علم به معنای این نیست که ما ترجمه و فراگیری را نفی کنیم؛ نه، آن هم لازم است، بلکه من می‏گویم در ترجمه و فراگیری نباید توقّف کرد.
بر اثر شرایط سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و مسأله‏ی استعمار- که نقش استعمار در مطلبی که مورد نظر من است، بسیار زیاد است- بخشی از دنیا زودتر از یک بخش دیگر و به کمک وسیله‏ی شتابنده‏ای به سمت قلّه‏های علمی حرکت کرد. این بخش از این وسیله‏ی شتابنده استفاده کرد و به جلو رفت و این وسیله را روز به روز شتابنده‏تر و تواناتر کرد و با بالا بردن کاربری آن، به دستاوردهای علم رسید؛ درحالی‏که ما با همه‏ی پیشرفت علمی، محاط به جهالتهای فراوانیم. ساکنان آن بخش از دنیا، پیشرفتهای علمیِ شگفت‏آوری کردند و بعد هم سیاست کلّی‏شان این شد که علم را در اختیار خودشان بگیرند و اجازه ندهند که کشورهایی که عقب مانده‏اند، به آن‏ها برسند و یا از آن‏ها جلو بزنند! حتماً شما از محدودیتهایی که برای برخی از فناوری‏های پیشرفته وجود دارد که مطلقاً نبایستی به هیچ نقطه‏ای از نقاط دنیا درز پیدا کند، مطالب زیادی شنیده‏اید.
استعمار، هم در پیشرفت علمیِ یک بخش از دنیا نقش داشت و هم توانایی‏اش بر استعمار، ناشی از میزان پیشرفت علمی‏اش بود که از آن پیشرفت، استفاده‏ی سیاسی کرد. مانند انگلیس که از کشتی بخار برای استعمار هند استفاده نمود و استعمار هند کمک کرد که کشتی بخار به کشتیهای پیشرفته‏تری تبدیل شود و تسلّط بر هند و نقاط دیگر را نیز بیشتر کند. به این ترتیب، علمی که محدود و محصور به خودشان بود، در خدمت استعمار قرار گرفت و استعمار در خدمت علم!
ما باید از محاصره‏ی موجود که کشورهای جهان سوم در آن قرار گرفته‏اند، خودمان را خارج کنیم. این فقط وظیفه‏ی ما نیست، بلکه وظیفه‏ی همه‏ی ملتهای دنیاست که در دوره‏ای از کاروان علم عقب ماندند. من اعتقاد راسخم- که این اعتقاد با نظر خبرگان و کارشناسان فن تأیید شده است- این است که ما می‏توانیم این کار را بکنیم. این مُهر «نمی‏توانیم» و «نمی‏توانید» را که یکی از بخشهای عمده‏ی سیاست فرهنگی دشمنان بوده، بایستی از ذهن خودمان پاک کنیم. البته من احساس می‏کنم که در همین زمینه هم می‏توانیم پیشرفت کنیم؛ چرا که الآن می‏بینم شما استادان و دانشجویان در محافل دانشجویی، از نهضت نرم‏افزاری و تولید علم به‏عنوان شعارهای عملی و فعّال یاد می‏کنید. این، خیلی موفقیّت است که ما به این فکر افتاده‏ایم و این موضوع به صورت شعار، درخواست و خواسته درآمده است.

کشور ما از لحاظ جغرافیایی، تاریخی، انسانی و منابع طبیعی بدون شک یکی از کشورهای برجسته‏ی دنیاست. تاریخ ما پُرشکوه و پُربار و پُرافتخار است. جغرافیای ما یک جغرافیای بسیار حسّاس است. ما در منطقه‏ای از لحاظ جغرافیایی قرار گرفته‏ایم که در عصر ارتباطات و در عصر اتّصال کشورها، خبرها، سرمایه‏ها و فناوریها به یکدیگر، یکی از حسّاس‏ترین جایگاهها در سراسر روی زمین محسوب می‏شود. من در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام، آمارِ ریز دادم که کشور ما از لحاظ منابع طبیعی یکی از پُرذخیره‏ترین کشورهاست. از لحاظ نفت و گاز و فلزّات حسّاس و مواد معدنی و دیگر منابع طبیعی که معلوم است. از لحاظ انسانی هم کشور ما یکی از بااستعداد ترینهاست. این را گذشته نشان داده، زمان حالِ ما هم نشان می‏دهد. هر وقت میدانی باز شده، این حقیقت- یعنی استعدادهای درخشان- خود را آشکار کرده است. متوسّط استعداد کشور ما از متوسّط جهانی بالاتر است. به عنوان نمونه، شما به صحنه‏ی هشت سال دفاع مقدّس- یعنی سالهای 59 تا 67- که میدان برای بروز استعدادها باز شد، نگاه کنید. نیاز فراوان بود، اما درهای دنیا به روی ما بسته بود. هر چیزی که به جنگ ما کمک می‏کرد، دنیا حاضر نبود آن را در اختیار ما بگذارد- نه سلاح، نه مهمّات، نه پشتیبانی و نه اطّلاعات- از طرفی هم کشور درگیر دفاع از هویّت خود، از خاک خود، از مرزها و از خانه‏ی خود بود؛ بنابراین به آن امکانات نیاز داشت. این نیاز موجب شد استعدادها در همه‏ی زمینه‏ها- هم در زمینه‏ی علمی‏ و هم در زمینه‏ی جنگی و نظامی- به جریان افتد. پایه‏ی پیشرفتهای‏ علمی کشور- که امروز شما برخی از نمونه‏های آن را می‏شنوید- در دوران دفاع مقدّس گذاشته شد. امروز بسیاری از جوانانی که در بخشهای بسیار حسّاسِ علمی کشور مشغول کار هستند، همان عناصر دفاع مقدّسند که با همان روحیه و انگیزه مشغول کار شده‏اند و امروز یک نمونه از کارهای شگفت‏آمیز آن‏ها همین غنی‏سازیِ مواد هسته‏ای است که جزو محرمانه‏ترین فناوریهای جهانی است که قدرتها آن را دربست در اختیار خود نگاه داشته‏اند؛ اما جوانان ما توانستند با تکیه به استعداد و هوش و دستانِ ماهر خود این کار بزرگ را انجام دهند، که شما عکس‏العملهای مستکبران عالم را می‏بینید. جنجال‏هایی که امروز در دنیا وجود دارد، عکس‏العمل در مقابل استعداد و توانایی و افتخارات شماست.

از بیست و چهار نوع مادّه‏ی معدنی فلزّی، دوازده نوع آن در ایران وجود دارد که تا الآن شناخته شده؛ ممکن است بیشتر هم باشد که بعدها شناخته شود. از پنجاه نوع مادّه‏ی معدنیِ غیر فلزّی که در دنیا شناخته شده، سی و شش نوع آن در ایران وجود دارد؛ یعنی تنوّع معادن فلزّی و غیر فلزّی. این‏ها امکانات طبیعیِ باارزشی است که ما در کشور داریم. تنوّع اقلیمی و آب و هواهای مختلف در کشور ما خودش یک فرصت بزرگ است. دریاها در جنوب و شمال، از فرصتهای بسیار باارزش است. موقعیت مهمّ جغرافیایی و ارتباطی در اتّصال شرق و غرب عالم، از لحاظ بازرگانی و بسیاری فعّالیتهای دیگر، از موقعیتهای باارزش است. جمعیت جوان و بااستعداد ما، یک فرصت دیگر است. مایه‏ی تأسّف است که بعضیها از کثرت افراد جوان در کشور ما به‏عنوان یک نعمت یاد نمی‏کنند؛ درحالی‏که این بزرگترین سرمایه است. این‏همه جوانِ تشنه‏ی کار و فعّالیت، چیز بسیار باارزشی است. البته همه‏ی امکاناتی که من به گوشه‏ی کوچکی از آن‏ها اشاره کردم، قرنهای متمادی در اختیار سلاطین مستبد و حکّام دیکتاتور در این کشور بود. شما به شرح حال این پادشاهان نگاه کنید- البته متونی که بیشتر در اختیار ماست، خاطرات و گزارشهای دوران قاجار و پهلوی است- این‏ها کشور را مال خودشان می‏دانستند؛ مثل یک ملک شخصی که یک عدّه در آنجا کار می‏کنند و بالاخره باید چیزی بخورند و زندگی‏ای کنند. بنابراین مردم نقشی نداشتند. طبعاً آن پادشاهان و حکّام به سرنوشت کشور و به پیشرفت علمی‏ کشور اهمیتی نمی‏دادند. سالهای متمادی این‏طور گذشت و کشور ما از این امکانات استفاده نکرد. اما در دوره‏ی انقلاب، پیشرفتها فوق‏العاده و چشمگیر است. آنچه آقای رئیس‏جمهور گفتند، بسیار درست بیان کردند. البته مطالبی که گفته می‏شود، گوشه‏ای از موفّقیتهاست.

هرچه می‏توانید، خودتان را با علم و عمل بسازید. دوران جوانی شما مثل دوران جوانی نسل قبل از شما، دوران تعیین‏کننده‏ی سرنوشت تاریخی این ملت است. نسل قبل از شما اگر تنبلی می‏کرد، اگر در خانه می‏نشست و اگر لاابالی‏گری را پیشه‏ی خود می‏ساخت، ملت ما غرق در فسادِ وابستگی و ذلّتِ فرودستی نسبت به امریکا باقی می‏ماند. آن نسل ایستاد، انقلاب را پیروز کرد، جنگ را پیروز کرد و از هویّت ملی و شخصیت ملی دفاع جانانه‏ای نمود. امروز هم نوبت نسل جدید است. دشمن از جوانان ما می‏ترسد و می‏داند که اگر نسل جوانِ گسترده‏ی باایمانِ ما با همین ایمان در صحنه بایستد، هیچ سلاحی، هیچ بمبی و هیچ موشکی نمی‏تواند این ملت را به زانو درآورد. هر گامی که شما برای ارتقای علمی و عملی و اخلاقی خودتان بردارید، مثل گلوله‏ای است که به سمت دشمن شلیک می‏کنید. این جنگ و این رزم، جهاد بزرگی است. آن روز هم مردان ما، زنان ما، قومیّتهای مختلف ما- عرب ما، فارس ما، ترک ما، کُرد ما، لُر ما، بلوچ ما- در سرتاسر کشور روی دفاع از شرف و هویّت و استقلال کشور و مقابله با استکبار و ایادی او در داخل متمرکز شدند و در این راه توفیق به‏دست آوردند. امروز هم همین است. عرب، فارس، ترک، بلوچ، کُرد، لُر و همه‏ی قومیتهای ایرانی، متمسّک به حبل اسلام و با وحدت کلمه، همین راه مبارک را ادامه دهند. نسل جوان ما از لحاظ علمی باید پیشرفت کند؛ همچنان که تا امروز پیشرفت کرده است. جنجال‏هایی هم که به خیال خودشان در دنیا علیه جمهوری اسلامی برای سلاح کشتار جمعی و غیره بلند می‏کنند، از همان بهانه‏هاست؛ این هم از همان پوششهای فریب‏انگیز است. مسئله این نیست؛ مسئله این است که دستیابی نسل جوانِ کارآمد این کشور به فناوری‏های سطح بالا، آن‏ها را می‏آزارد و رنج می‏دهد. آن‏ها می‏خواهند ملتها وابسته بمانند، ملتها پایین بمانند، ملتها دستشان به سمت آن‏ها دراز باشد، ملتها همیشه ضعیف و ذلیل باشند تا آن‏ها بتوانند هر کاری می‏خواهند، سر ملتها درآورند. کارِ مقابل آن‏ها این است که ملتها خود را از لحاظ علمی و ایمانی قوی کنند.آن‏ها نسل جوانی را که با اراده و عزم راسخ و با طهارت و عصمت- چه پسرش، چه دخترش- در خطّ مستقیم معنویّت و دین و دنیای اسلامی تلاش می‏کند، نمی‏پسندند. آن‏ها یک نسل جوان هرزه‏گرد می‏خواهند؛ این را می‏پسندند. در مقابل خواست دشمن، جوانان‏ ما باید مقاومت کنند. مسئولان ما اوّلًا با اتّکاءِ به این نسل جوان و با اتکاءِ به این ملت، باید دل خود را قرص کنند. عزم ملت مؤمن ما، مظهر عزم و اراده‏ی الهی است. مسئولان از کسی و از چیزی نترسند و مرعوب هیاهوی دشمن نشوند. این سنگر عظیم ملی در اختیار آن‏هاست؛ از این خوب استفاده کنند. آحاد ملت- بخصوص جوانان- هم قدر خودشان را بدانند و به خودسازی روی آورند. الآن در فصل تابستان، بسیاری از جوانان خوب ما اوقات فراغتشان را یا در بسیج سازندگی و یا در بسیج نیروی مقاومت می‏گذرانند و یا به بالا بردن علم‏ و سواد دیگران کمک می‏کنند. عدّه‏ای به تن خودشان زحمت می‏دهند و برای دیگران کار می‏کنند. عدّه‏ای با برنامه‏های خوب و منظّم، به کتابخوانی و ارتقای سطح فکر خودشان می‏پردازند. فراغت جوانان مؤمن، این‏گونه می‏گذرد. من گزارشهای متعدّدی داشته‏ام از جوانانی که در تابستان، تعطیلات دانشگاهی یا دبیرستانی خود را در نقاط دوردست گذرانده‏اند و برای روستاییان مسجد، درمانگاه، راه، حسینیه، جادّه و پل ساخته‏اند. عکسهای این فعّالیتها را برای من آورده‏اند و من آن‏ها را دیده‏ام. پیغمبر طبق روایتی فرمود: «انّما سیاحة امّتی الجهاد فی سبیل الله». جوانان ما سیاحتشان را هم از این راه تأمین می‏کنند؛ سیاحتشان در ضمنِ کار برای مردم است. این ارزش دارد. جوانیِ خود را قدر بدانید. تربیت معنوی و دینی و تحصیلات اسلامی و معرفتی و دانستن تاریخ و پیشرفت‏ علمی را- که بحمد اللّه جوانان ما امروز در خطّ آن هستند- قدر بدانید و در این راه‏ها بکوشید و بدانید دشمن می‏خواهد شما ترقّی نکنید و کشور خود را آباد نسازید؛ اما شما علی‏رغم دشمن باید از لحاظ علمی، جسمی، معرفتی، ایمانی و اخلاقی ترقّی کنید.

نکته‏ی دیگری که آن هم به نظر من مهمّ است و بحمد اللّه کارهای خوبی شده است؛ من اطّلاع داشتم و حالا هم فرمودند، طرح کلّیِ یک قوّه‏ی قضائیّه‏ی صددرصد اسلامی و عادلانه و منطبق بر پیشرفتهای‏ فنّی و علمی‏ موجود دنیاست- طرح کلّیِ قوه‏ی قضائیّه که تهیه شده است- روی این کار باید خیلی سرمایه‏گذاری کرد. کار قضائی یک کار تخصّصیِ محض است. کسانی که وارد میدان طرّاحی برای قوّه‏ی قضائیّه می‏شوند، باید از علم و تجربه و هوشمندی برخوردار باشند؛ هم حقوق بدانند، هم فقه اسلامی بدانند، هم با قوّه‏ی قضائیّه آشنا باشند، هم ارزیابی درستی از وضع موجود داشته باشند و نقاط قوّت و ضعف آن را بدانند، هم نیازهای جامعه را به‏درستی بشناسند و هم از نظر صاحب‏نظران گوناگونی که در حوزه و دانشگاه هستند، در باره‏ی مسائل قوّه‏ی قضائیّه، بخصوص مسائل کلان آن مطّلع باشند. بر اساس این‏ها، این طرح به عنوان یک مجموعه‏ی کلّی ریخته شود. این مهم‏ترین کار در قوّه‏ی قضائیّه است. اگر به فضل پروردگار این کار به خوبی و با استحکامِ کامل انجام گیرد، تا سالهای متمادی قوّه‏ی قضائیّه می‏داند باید چه کار بکند؛ چه بخشی را احداث کند، چه بخشی را ترمیم کند، چه بخشی را اصلاح کند و چه بخشی را بردارد. بهترین متخصّصان در این زمینه‏ها باید در رأس این کار باشند و در باره‏ی این مسئله نظر بدهند.

امّت بزرگ اسلامی در طول قرنهای متمادی، چالشها و انحرافهایی داشته است. ما خود را از اسلام دور کرده و سرگرم چیزهایی کردیم که اسلام ما را از آن برحذر داشته بود. در طول این تاریخ طولانی، سرگرم جنگهای داخلی شدیم؛ به وسیله‏ی قدرتهای طاغوتی سرگرم شدیم. نتیجه این شد که امّت بزرگ اسلامی در طول قرنهای متمادی بعد از قرون اوّلیه‏ی اسلام، نتوانست خود را به هدف و غایتی که پیغمبر اسلام و اسلامِ عزیز برای او پیش‏بینی کرده و در نظر گرفته بود، برساند. بااینکه خدای متعال ثروتهای مادّی زیادی را در کشورهای اسلامی ذخیره کرده و می‏توانست وسیله‏ی پیشرفت‏ ما باشد، اما در علم‏ و صنعت و بسیاری از شاخصهای پیشرفت، جزو بخشهای عقب‏افتاده‏ی عالم شدیم. این چیزی نبود که اسلام برای ما مقدّر کرده بود؛ این چیزی بود که عملِ بد و رفتار و غفلت ما مسلمانان برای ما پیش آورده بود: «ما اصابک من سیّئة فمن نفسک»؛ ما بودیم که بر اثر غفلتهایمان در طول زمان، خود را به این وضعیت دچار کردیم.

شعاری که ما در این دو سه سال داده‏ایم، همه در جهت مبارزه با فساد بوده است؛ چون فساد در جامعه رخنه ایجاد می‏کند. شعارهای دیگر، جنبش عدالتخواهی- در بلند مدّت- جنبش نرم‏افزاری و جنبش تولید علم‏ بوده است. البته جنبش تولید علم‏، بدون پیشرفت‏ علم ممکن نیست. بدون پیشرفت‏ علم، در این دنیای متنوّع نمی‏شود رقابت کرد و پیش رفت؛ حتماً پیشرفت‏ علم لازم است. این، وظیفه‏ی دانشگاهها و دانشجویان و اساتید را بسیار سنگین می‏کند. جنبش آزاده‏اندیشی که چند ماه قبل مطرح شد، اصرار بر مسأله‏ی اشتغال- که در دو سه سال اخیر در این زمینه خیلی تلاش شده است- و اصرار بر تقویت پول ملی، از شعارهایی است که ما در این چند سال روی آن‏ها تکیه کردیم و برای هرکدام حساب خاصی باز شد و به فضل الهی حرکت خاصی در دستگاه‏های مربوط به آن‏ها آغاز گردید. وقتی انسان می‏بیند دشمن چه می‏خواهد بکند، می‏فهمد که باید در داخل چه‏کار کند. البته در دو سه سال قبل از این، در قالب نفی فقر و فساد و تبعیض، بسیاری از این حرفها مطرح بود. در سیاستهای کلان نظام هم که رهبری باید به دولت اعلام کند و مجلس بر اساس آن سیاستها مقرّرات و قوانین را بگذراند- هم در سیاستهای برنامه‏ی سوم و هم در سیاستهای برنامه‏ی دوم که مربوط به هفت هشت سال قبل از این بود- همه‏ی این مطالبِ کلّی لحاظ شد؛ لیکن بسیج کردن و متوجّه کردن افکار عمومی، بخصوص جوانان به اهمیت بعضی از این سرفصلها، ایجاب می‏کند که هرکدام از این‏ها به تنهایی مورد توجّه قرار گیرد و دنبال شود. البته خیلی از این شعارها وقتی مطرح شد، از سوی بعضی از بخشهای جامعه مورد بی‏توجّهی قرار گرفت؛ لیکن وجدانهای پاک، بخصوص جوانان در محیطهای جوانی، احساس کردند که این شعارها مورد علاقه‏ی آن‏هاست. در محیط دانشجویی، شوق به علم، عدالت و آزادی وجود دارد؛ این‏ها شوقهای اصلی در محیطهای علمی‏ است.

عاملی که می‏تواند کشور شما را در مقابل هر افزون‏طلبی، هر انحصارطلبی، هر تجاوز، هر ماجراجویی و هر بحران‏سازی حفظ کند، استحکام ساخت داخلی نظام است. همین‏طور است ارتباط بین آحاد و قشرهای مردم با مسئولان نظام، امید جوانان به آینده و گرفته شدن رخنه‏هایی که بتدریج موجب تضعیف نظام می‏شود. همان‏طور که عرض کردم، این کارها با تلاشِ زیاد انجام می‏گیرد و شما باید در محیط دانشگاه، مسأله‏ی علم و تحقیق را جدّی بگیرید. اینکه دانشجوی عزیزی در صحبت خود به بودجه‏ی تحقیقات اشاره کردند و گفتند کم است و آن را به عنوان مطالبه و درخواستِ دانشجویان مطرح نمودند، مرا خوشحال می‏کند. در جلسه‏ی اساتید هم که بودیم، اتّفاقاً همین را مطرح می‏کردند. این خیلی خوب است که جوان، دنبال تحقیق، کار علمی و پیشرفت علم باشد. بدون پیشرفت علم نمی‏شود کشور را پیش برد. امروز حتّی دشمنان بشریت از علم استفاده می‏کنند. ما برای آرمان‏های والا، ارزشهای حقیقی، فضایل انسانی و گسترش آن‏ها ناگزیریم از علم و شرافت ذاتی علم استفاده کنیم. وحدت و ارتباط باید حفظ شود. کارهای اساسی‏ای که شروع کرده‏ایم، باید پیش برود.

علم‏ باارزش است و از جمله عواملی که ارزش علم را بیشتر می‏کند، این است که علم با غایت و هدفهای مشخّصی که طبق نیازها تنظیم شده است، به طرف پیشرفت‏ و توسعه سیر کند. همان دستگاه فکری- که آقای «رفیع‏پور» به آن اشاره کردند و کاملًا هم درست است- می‏تواند مجموعه‏های مولّد علم، استفاده‏ی بهینه از شخص عالم، کلاس عالم‏ساز و مرکزی را که عالم در آنجا می‏تواند به فعالیت بپردازد، تنظیم کند و از همه‏ی این‏ها استفاده‏ی بهینه نماید. این‏ها کارهای لازمی است و باید حتماً دنبال شود؛ من هم به فضل الهی کوشش ممکن را در این زمینه حتماً خواهم کرد.
متقابلًا توقّعات و انتظاراتی هم از مجموعه‏ی علمی در کشور وجود دارد. این مطلب، خطاب به یک شخص خاص یا یک دانشگاه خاص یا یک مرکز خاص نیست؛ خطاب به مجموعه‏ی علمی کشور- اصحاب علم و تحقیق- است. ما به دلایل مشخّصِ تاریخی از کاروان علم دنیا عقب افتاده‏ایم- این را نمی‏توانیم انکار کنیم؛ واقعیتها پیش روی ماست- و این در حالی است که توانایی عالم شدن، تولید علم کردن و مرزهای دانش را از آنچه هست، فراتر بردن، در میان ملت ما کاملًا وجود داشته است. این ظلم تاریخی به ما شده است. آنچه شما امروز از پیشرفت و گسترش علم، علاقه‏ی به علم و بالاخره مطرح شدن علم به عنوان یک مسأله‏ی اساسی در جامعه مشاهده می‏کنید، مربوط به بعد از انقلاب است. قبل از انقلاب، علم مهجور بود. دانشگاه بود، علما بودند؛ اما علم به معنای حقیقی کلمه، یکی از مسائل کشور محسوب نمی‏شد. در طول سالهای متمادی همین‏طور بود و ملت ما از کاروان علم عقب افتاد.
ما اکنون می‏خواهیم این عقب‏ماندگی و این تأخیر تاریخی را به نحوی جبران کنیم. باید چه‏کار کنیم؟ اگر با نگاه و محاسبات عادّی بنگریم، می‏بینیم فاصله زیاد است. اتّفاقاً وسیله‏ی تحرّک آن‏ها هم سریع‏السّیرتر از وسیله‏ی تحرّک شماست؛ پس باید روز به روز فاصله زیادتر شود؛ ما محکوم به این هستیم. آیا این درست است؟ همان راهی که آن‏ها رفته‏اند، ما هم ادامه می‏دهیم و فکر می‏کنیم باید ادامه داد. می‏گوییم بالاخره آن‏ها از این راه رفته‏اند، ما هم باید برویم. راه پیموده‏شده‏ای است؛ اما فاصله‏ی آن‏ها با ما زیاد است. من یک‏وقت در یکی از همین مجموعه‏ها به دوستان دانشگاهی گفتم: ما می‏رفتیم؛ او به دوچرخه دست یافت و فاصله‏اش را با من زیاد کرد. بعد چون فاصله‏ی زیادی باید می‏پیمود، به اتومبیل دسترسی پیدا کرد و از آن بهره برد؛ اما بنده تازه به دوچرخه رسیده‏ام! به این ترتیب باز فاصله بیشتر شده است. او اکنون به وسیله‏ی سریع‏السّیرتری رسیده است؛ آیا بنده باید بنشینم غبار حرکتش را تماشا کنم و یا در حسرت این پیشرفت، غمگین شوم و بسوزم و بسازم؟ ما باید چه‏کار کنیم؟
جنبش تولید علم- که بنده دو سه سال است آن را در دانشگاهها تکرار می‏کنم- ناظر به این قضیه است. تولید علم یعنی رفتن از راههایی که به نظر، راههای نارفته‏ای است. البته این به آن معنا نیست که ما راههایی را که دیگران رفته‏اند، نرویم و به تجربه‏های دیگران بی‏اعتنایی کنیم؛ بلکه به این معناست که به فکر باشیم. در این دنیای عظیم و در این طبیعت بزرگ، ناشناخته‏های فراوانی وجود دارد که دانش پیشرفته‏ی امروز هنوز به آن‏ها دست نیافته است. ناشناخته‏ها بسیار فراوان است و به گمان زیاد به‏مراتب بیشتر از چیزهایی است که بشر تاکنون به آن‏ها دست یافته است. باید دقّت کنیم، فکر کنیم و به دنبال کشف ناشناخته‏ها باشیم. باید همان استعدادی را که گفته شد و بنده هم می‏دانم مغز و فکر ایرانی آن را دارد، به کار بیندازیم. راههای میان‏بُر را پیدا کنیم و از بدعت و نوآوری در وادی علم، بیمناک نباشیم. این حرکت باید در دانشگاهها و مراکز علمی و تحقیقاتی ما به صورت انگیزه‏ای عام، امری مقدّس و یک عبادت تلقّی شود. همه‏ی رشته‏های علوم باید به این صورت درآید. ما باید این جرأت را داشته باشیم که فکر کنیم می‏توانیم نوآوری کنیم.

حرکت علمی‏ و شکوفایی استعدادها در دانشگاههای ما رو به پیشرفت‏ است. شما ملاحظه کنید که داوطلبان شرکت در المپیادهای داخلی و خارجی در رشته‏های مختلف علمی رو به افزایش هستند. به بنده گزارشی داده شد که اگر اشتباه نکنم، صد هزار نفر در سال گذشته داوطلب بودند تا در المپیاد ریاضی شرکت کنند؛ این رقم بالایی است. کسانی که آشنا و خبره هستند، گفتند که از این صد هزار نفر، اقلًّا چهل هزار نفر در وضعیت درسی و تحصیلیِ ایده‏آل قرار دارند. یا در علوم پایه، ما در المپیادهای جهانی همیشه جزو ده کشور اوّل دنیا محسوب می‏شویم. حتّی در رشته‏ی رایانه- که یک رشته‏ی صددرصد وارداتی است؛ یعنی ما هیچ سابقه‏ای از این رشته نداشته‏ایم- نیز توانسته‏ایم رتبه‏های بالا را در المپیادهای جهانی کسب کنیم. استعداد ایرانی در این محصول‏گیری نقش دارد که همین استعداد را هم انکار می‏کردند. بنده چند سال است که مرتّب فریاد می‏کشم: «استعداد ایرانی»؛ اکنون پس از این همه‏سال تازه تبدیل به فرهنگ شده است! حالا همه معتقدند که ایرانی مستعدّ است؛ و الّا در سابق همین را هم انکار می‏کردند و می‏گفتند: «از ایرانی کاری برنمی‏آید؛ از ایرانی قطع امید باید کرد.» این‏گونه به ذهنها القاء می‏کردند. استعداد دخیل است، اما کافی نیست؛ تلاش هم شده، هم از سوی کننده‏ی کار- دانشجو-، هم از سوی مدیریّت، استاد و .... این روند، روند خوبی است؛ چرا این را ندیده بگیریم و همه‏اش برای خودمان آیه‏ی یأس بخوانیم؟ این، جنبه‏ی علمی قضیه.

آنچه بنده به دانشگاهیان عزیز می‏خواهم عرض کنم، همان چیزی است که بارها در جمع اساتید و دانشگاهیان گفته‏ام و بازهم می‏خواهم تکرار کنم: ما از لحاظ علمی‏ از دنیا عقبیم؛ آیا راهی برای اینکه این فاصله را بپیماییم، وجود ندارد؟ اعتقاد راسخ بنده این است که چرا، ما می‏توانیم از راههای میان‏بر استفاده کنیم؛ می‏توانیم این فاصله‏ای را که با یک نگاه سطحی به نظر می‏رسد که هرگز قابل پُر شدن نیست- چون آن کسی که با فاصله‏ی زیاد در جلو حرکت می‏کند و با ابزارهایی که روز به روز پیشرفته‏تر می‏شود، حرکتش سرعت هم پیدا می‏کند، مرتّب فاصله‏اش بیشتر می‏شود- ترمیم کنیم. بنده اعتقاد راسخ دارم که می‏توان تصوّر کرد این فاصله پیموده شود و کمبود علمی- در کشور ما و کشورهای مشابه ما- و شکاف و زخمی که به وجود آمده، ترمیم شود.

در برنامه‏ریزی برای نخبگان، هدف ما باید چه باشد؟ البته هدف نباید به‏هیچ‏وجه تحقیرِ غیر نخبگان باشد؛ چون غیر نخبگان ممکن است کارهایی انجام دهند که بسیار برجسته و ممتاز و والا باشد؛ این بدیهی است. اما یک جامعه بدون دارا بودن استخوان‏بندیهای ذهنیِ قوی، در حرکت جهانی نخواهد توانست از سربالاییهای دشوار و پیچهای سخت عبور کند. بنابراین، جامعه همچنان که به بدنه‏ی فکری نیاز دارد، به نقطه‏ی ممتاز فکری هم نیاز دارد. بنابراین اگر هوشمندانی در جامعه هستند که از لحاظ ذهنی نخبه‏اند، این‏ها می‏توانند به پیشرفت‏ علم‏ و فرهنگ و هنر و کار و پیشرفت هر چیزی که جامعه به آن نیاز دارد، کمک کنند. بنابراین، منهای اینکه ما بخواهیم غیر نخبه را مورد تغافل قرار دهیم، باید برای نخبگان، حسابی باز کرد. ممکن است به نظر بیاید این یک تبعیض است؛ اما تبعیض همه جا غیر عادلانه نیست؛ گاهی اوقات تبعیض، عین عدالت است. این حساب باز کردن برای نخبگان، عین عدل است؛ به خاطر اینکه ما باید نخبه و هوشمند را در حدّی که می‏تواند رشد کند، رشد بدهیم.

در کشور ما استبداد همیشه به پشتیبانی قدرتهای سلطه‏گرِ خارجی متّکی بوده است. استبداد و دیکتاتوری و خودکامگی حکومت پهلوی و قبل از آن به شکل دیگری حکومت قاجار، به خاطر اتّکای آن‏ها به قدرتهای بیگانه بود. رضا خان، متّکی به انگلیس؛ محمد رضا، اوّل متّکی به انگلیس و بعد متّکی به امریکا بود. او منافع و نفوذ امریکا را برطبق میل آن‏ها تأمین می‏کرد؛ آن‏ها هم از او حمایت می‏کردند و هر کاری می‏خواستند، با این کشور و این ملت می‏کردند. پنجاه سال این ملت را زیر فشار اختناق نگه داشتند و پیشرفت‏ علمی‏ و صنعتی و فرهنگی و اخلاقی او را در دورانی که از لحاظ جهانی بهترین و آماده‏ترین دورانها برای این پیشرفت بود، متوقّف کردند و این ملت و این کشور را عقب نگه داشتند. همّت آن‏ها عیش و نوش، جمع کردن ثروت و خدمت دادن به اربابان خارجی بود. آن‏ها به اتّکای همان قدرت خارجی، به طور کامل خود را در ایران مستقر کرده بودند و کندن این‏ها و نابود کردن این بنای کج و مضر و سرشار از لعنت و نفرت و شوم، کار هرکسی نبود. امام بزرگوار با پرچم هدایت اسلامی آمد؛ لذا اصول امام، اصول اسلامی است؛ عدالت امام، عدالت اسلامی است؛ مردم‏سالاری امام، مردم‏سالاری اسلامی است.

امروز در جمهوری اسلامی اگر بخواهیم سعادت این کشور تأمین شود و مردم عزیز ایران با تواناییهایی که خدای متعال در جوهر این کشور و این ملت قرار داده، به تمنّیات و آرزوهای مشروع خود برسند، باید همان خط را دنبال کنیم و دین و دنیای خود را از روی آن حکومت، الگو بگیریم: سیاست ناآلوده‏ی به اغراض و امیال و شهوات؛ سیاست الهام‏گرفته از دین و اخلاق؛ سیاستی که در شکل‏دهی آن، منافع عمومی ملت بر منافع شخصی و گروهی و قومی و منافع بیگانگانی که همه‏ی دنیا را برای خود می‏خواهند، ترجیح پیدا کند؛ سیاستی که در آن، دنیا و زندگی و معیشت مردم، در کنار عزّت، اقتدار ملی، آبروی جهانی، فرهنگ متعالی، پیشرفت‏ علمی‏، معنویّت، فضیلت، دین و اخلاق تأمین شود. ما امروز این را لازم داریم و این به وسیله‏ی حاکمان و زمامدارانی تأمین می‏شود که با میل و انتخاب و خواست و عاطفه‏ی جوشان و برطبق عقیده‏ی مردم بر مسند مسئولیت نشسته‏اند و کارها را دنبال می‏کنند. این می‏شود نمونه‏ی کامل. اگر ما در جمهوری اسلامی این خط و این راه را دنبال کنیم- که به توفیق الهی، این کار، هم عملی است؛ هم نمونه‏ها و تجربه‏ی آن را در طول این بیست و سه سال، مسئولان کشور به دست آورده‏اند و هم مورد علاقه‏ی مردم است- آن‏گاه خدا راضی می‏شود؛ مردم اعتماد بیشتری پیدا می‏کنند و اقتدار نظام دنبال می‏شود.

شما جوانان و نوجوانانی که قرآن را فرامی‏گیرید، این را بدانید که یک ذخیره‏ی مادام‏العمر برای اندیشیدن و فکر کردن را برای خودتان فراهم می‏کنید. این چیز بسیار باارزشی است. ممکن است در سنین جوانی، معانی و معارف عمیقی را از آیات قرآن استنباط نکنید و نتوانید درست بفهمید- فقط چیزهای سطحی و اندکی از معارف را بفهمید- اما به موازات بالا رفتنِ سطح معلومات و پیشرفت‏ علمی‏، از آیات قرآن که در حافظه و ذهن شما قرار دارد، بیشتر استفاده می‏کنید. حضور قرآن در ذهن انسان، نعمت بسیار بزرگی است. فرق است بین کسی که برای مطلبی، بارها آیات قرآن و فهرستهای قرآنی را جستجو می‏کند تا ببیند در این باره آیه‏ای وجود دارد یا نه، با آن کسی که آیات قرآن در ذهن و دل و جلوِ چشم اوست و نگاه می‏کند، آنچه را که در هر بخشی از معارف اسلامی به آن نیاز دارد، از قرآن استنباط و استخراج می‏کند و روی آن فکر و تأمّل می‏کند و از آن استفاده می‏برد. انس با قرآن در دوران کودکی و نوجوانی، تا دوران جوانی، یک نعمت بسیار بزرگ است.

عرصه‏ی سوم- که باز بر محور مردم حرکت می‏کند- عبارت است از بهره‏برداری از فکر و عمل مردم در راه اعتلای کشور؛ یعنی استعدادها را شکوفا کردن و معطل نگذاشتن. از اوایل انقلاب، همیشه امام خطاب به جوانان، دانشجویان، متفکّران کشور و کسانی که داری استعداد بودند، می‏گفت که به خودتان ایمان بیاورید؛ نیروی خودتان را باور کنید و بدانید که می‏توانید. این درست در مقابل تعالیمی بود که در دوران طولانی استبداد در این کشور، تلقین می‏شد که مردم ایران نمی‏توانند. ما در دوران انقلاب هم دیدیم همان کسانی که اسلام را به معنای حقیقیِ خود باور نداشتند، به این معنا هم باور نداشتند. همیشه چشم آن‏ها به بیرون مرزهای کشور بود و به مردم و تواناییهای آن‏ها اعتقاد نداشتند. این فکر و این توجّه را هم، امام در این نظام نهادینه کرد، که استعدادهای جوان این کشور، احساس توانایی کنند؛ و شما بعد از انقلاب هرچه از نشانه‏های علم‏ و پیشرفت‏ علمی و صنعتی در کشور مشاهده می‏کنید، ناشی از این است. هرجا که نشانه‏های وابستگی مشاهده می‏شود- که به معنای تحقیر ملت ایران و استعدادهای اوست- ناشی از نقطه‏ی مقابل این تفکّر است.

کمیّت جوانان و نسبت جمعیتیِ آن‏ها با کلّ کشور، یک پدیده‏ی شگفت‏آور است. امروز بیش از نیمی از جمعیت کشور ما کسانی هستند که کمتر از سی سال دارند. اتّفاق کم‏نظیری که افتاده، این است، کشوری که از جوان‏ترین کشورهاست، یکی از بزرگترین انقلاب‏های تاریخ و جوان‏ترین انقلاب موجود جهان و مستقل‏ترین نظام سیاسی در همه‏ی دنیا را تجربه می‏کند. این تقارن، تقارن شگفت‏آوری است. این جمعیت عظیم جوان در کشوری زندگی نمی‏کند که نظام سیاسی آن تابع امریکا و کمپانیهای مالیِ بزرگ جهان و شرکتهای چند ملیتی یا تابع فلان کشور و فلان سیاست است؛ بلکه در کشوری زندگی می‏کند که نظام سیاسی‏اش جوان‏پسند است. جوان مایل به استقلال است. جوان طبیعتاً سرش را بالا می‏گیرد و مایل نیست که اسیر و دنباله‏رو باشد. نظام سیاسی امروز کشور شما، نظامی است که سرش را بالا گرفته، در مقابل هیچ‏کس آن را خم نکرده و از توپ و تشر آمریکاییها و تهدیدهای گوناگون هم در طول این بیست و دو سال‏ لحظه‏ای بیم به دل راه نداده است. کشور ما با یک انقلاب نو و جوان مواجه است؛ لذا به یک سرعت عملِ همراه با برنامه‏ریزیِ صحیح در جهت خودسازی و پیشرفت‏ احتیاج دارد تا بتواند زبان دشمنان را کوتاه کند و حضور خود را- چه از جنبه‏ی علمی‏ و چه از جنبه‏ی عملی- بر همه‏ی آن‏ها تحمیل نماید. با یک‏مشت انسان ازکارافتاده‏ی بالای پنجاه، شصت سال، چنین چیزی در ردیف محالات است؛ اما جمعیتی که نیمی از آن جوانند و قافله‏ی جوانان همین‏طور با سرعت وارد میدان می‏شوند، این ممکن خواهد بود و افق و چشم‏انداز در این زمینه کاملًا روشن است.

به نظر من خود شما جوانان بزرگترین مسئولیت را دارید؛ مسئولیتی که می‏توانید آن را انجام دهید. عزیزان من! هر جوانی دوست می‏دارد کشوری که در آن زندگی می‏کند و خاکی که از آن روییده، عزیز، سربلند، مقتدر و برخوردار از همه‏ی زیباییها و نیکی‏ها باشد؛ دلش می‏خواهد جامعه‏ی متمدّنی داشته باشد؛ دلش می‏خواهد از پیشرفتهای‏ علمی‏ و عملی برخوردار باشد. این آرزوی هر جوانی است. برای این، دو راه در پیش است: یک راه واقعی، یک راه کاذب و بدلی. راه واقعی را باید پیدا کرد، زحمات آن را پذیرفت و هزینه‏اش را هم باید پرداخت.

اگر از من بپرسید که چقدر پیش رفته‏ایم، خواهم گفت ما زیاد پیش رفته‏ایم. همان‏طور که گفتم، اگر کسی با گذشته‏ی این کشور آشنا باشد، خواهد دید که ما بسیار پیشرفت کرده‏ایم. در این کشور مردم به حساب نمی‏آمدند، اما امروز مردم محور تصمیم‏گیری‏هایند. معنویت در این کشور به شدّت مورد تهاجم بود؛ سعی می‏شد معنویت ازاله شود؛ اما امروز چراغ معنویت در بین مردم روشن و پُرفروغ است. آن روزها جوانها عمداً به فساد کشانده می‏شدند. شاید شما شنیده‏اید که رؤسای کشور و خانواده‏هایشان، مهم‏ترین شرکای باندهای مواد مخدّر در این کشور بودند! اوّل بار آن‏ها هروئین را به این کشور آوردند و پخش کردند. فساد و اعتیاد و بدبختی را به دست خودشان ترویج می‏کردند. امروز شما می‏بینید که نظام، با همه‏ی وجود و با تلاش فراوان، در مقابل این مشکلات ایستاده که همه‏ی دنیا هم کار او را تصدیق می‏کنند اما آن روز برای مسئولان کشور کارهای نمایشی در درجه‏ی اوّل بود. به روستاها، به جاده‏های روستایی، به برق‏رسانی روستایی، به بقیه‏ی چیزهایی که در شهرهای دور بود، مطلقاً اعتنایی نمی‏شد. اسم می‏آوردند که ما می‏خواهیم زبده پرورش بدهیم؛ اما در طول پنجاه سال، آن‏ها توانسته بودند حدود صد و پنجاه هزار دانشجو در این کشور داشته باشند. من در استان سیستان و بلوچستان تبعید بودم آن روز دقیقاً آمارش را می‏دانستم، اما الآن درست یادم نیست گمانم در همه‏ی استان که آن روزها حدود ششصد، هفتصد هزار نفر جمعیت داشت، سه نفر لیسانسیه بودند! تعداد دیپلمه‏های آن استان بسیار کم بود؛ مثلًا بیست نفر بودند! امروز شما می‏بینید که تمام شهرهای کشور دانشگاه دارند. حتّی در بسیاری‏ از شهرها دانشگاههای متعدّد و دانشجویان فراوان و رشته‏های متنوّع و پیشرفتهای‏ علمیِ‏ فراوانی دارند.

ما امروز در کشورمان به پیشرفت‏ علم‏ نیاز داریم. امروز اگر برای علم سرمایه‏گذاری و مجاهدت و تلاش نکنیم، فردای ما، فردای تاریکی خواهد بود. کسانی تلاش می‏کنند که روند کار علمی را کُند یا متوقّف کنند و یا مورد بی‏اعتنایی قرار دهند. این کار، پسندیده نیست. امروز در کشور، یکی از فرایض حتمی برای این نسل که در درجه‏ی اوّل هم این فریضه بر دوش شما دانشگاهی‏هاست عبارت از تقویت بنیه‏ی علمی کشور است. ما اگر علم نداشته باشیم، اقتصادمان، صنعتمان، حتی مدیریّت و مسائل اجتماعیمان عقب خواهد ماند. امروز کسانی که بر دنیا خدایی می‏کنند؛ آن دستهای مرموزی که اختیار منابع عظیم انسانی و مادّی دنیا را در دست گرفته‏اند و همه‏ی اقیانوس‏ها و همه‏ی تنگه‏های حسّاس دریایی زیر چشمشان است و هرجا می‏خواهند دخالت می‏کنند، با ابراز علم بود که توانستند بشریت را به این خاکستر بنشانند! لذا برای مقابله با کار آن‏ها، علم لازم است. اگر بخواهید از لحاظ علمی پیش بروید، باید جرأت نوآوری داشته باشید. استاد و دانشجو باید از قید و زنجیره‏ی جزمی‏گریِ تعریفهای علمیِ القاءشده و دائمی دانستن آن‏ها خلاص شوند.

نکته‏ی آخر مربوط به دانشجویان المپیادی و دانشجویان برجسته‏ی علمی‏ است که در این دانشگاه و بعضی دانشگاههای دیگر هستند. من دو نکته را راجع به این‏ها بگویم: نکته‏ی اوّل این است که دولت و مسئولان باید قدر این‏ها را بدانند و برایشان امکانات فراهم کنند. برجسته‏های ذهنی و فکری، فقط هم آن‏ها نیستند؛ در میان دانشجویان و اساتید جوان و غیر جوان، افراد زیادی داریم که این گونه‏اند که در امتحانها و تجربه‏ها و مسابقه‏های گوناگون، این برجستگی کاملًا آشکار شده است دولت باید قدر این‏ها را بداند و وسایل را برای پیشرفت‏ علمی‏شان فراهم کند تا نیازی احساس نکنند که از محیط خودشان دور شوند.

از شما جوانهای عزیزی که تازه وارد ارتش شده‏اید، این انتظار بحق هست که با ابتکار خودتان، باطراوت طراوت و شادابی خودتان، با حضور جوانانه و پُرشور خودتان، سازمان عظیم ارتش جمهوری اسلامی ایران را هرچه بیشتر کامل کنید. هم ایستادگی شما، هم ایمان شما، هم روح تعبّد و ارادت و عشق به مبادی معنوی در شما، هم تواناییها و پیشرفتهای‏ علمی‏ و تحصیلی شما، هم آمادگیهای نظامی و رزمی شما، هم انضباط و نظم شما در این مراسم، در گزارشها و عملکردها نشان داده شده است. این‏ها علامتهای بسیار خوبی است. جوانان مؤمن، مصمّم، باسواد، تحصیل‏کرده، متدیّن و عمیقاً مؤمن به آرمان‏های اسلام و ارزشهای الهی وارد میدان می‏شوند و سازمان ارتش را غنی‏تر، سرشارتر و پُربارتر خواهند کرد. چشم امید و انتظار به شما جوانهاست که بتوانید این امانت را که نسل قبل از شما با مجاهدت و تلاش فداکارانه‏ی خود به این نقطه رساند جلوتر و پیشتر ببرید.

اگر کشور بخواهد به سمتی که برای آن مطلوب است چه از لحاظ اقتصادی، چه از لحاظ سیاسی، چه از لحاظ معنوی یا سطح علم‏ و سواد پیشرفت‏ کند، به محیط آرام و بی‏تشنّج احتیاج دارد. کسانی که به پیروی از تبلیغات رادیوهای بیگانه سعی می‏کنند فضای سیاسی جامعه را متشنّج کنند، به کشور خدمت نمی‏کنند. کسانی که سعی می‏کنند با انتقادهای پوچ و عاری از حقیقت، نظام کاملًا مردم‏سالار اسلامی این کشور را به تهمتهایی متّهم کنند که فرسنگها با این نظام فاصله دارد، آن‏ها به مردم، به آینده‏ی کشور و به نسل جوان هیچ خدمتی نمی‏کنند. زمانی این کشور خواهد توانست به آرزوهای بزرگ خود برسد که در مسائل گوناگون، همه هم جوانان، هم آحاد مردم و هم مسئولان به این دو خصوصیت عمل کنند. آن دو خصوصیت عبارت است از اینکه خردمندانه و مؤمنانه عمل کنند.

هرچه علم‏ پیشرفت‏ کند، پایه‏های ایمان دینی مستحکم‏تر خواهد شد. آن روزی که شما به یک‏ذرّه‏ی خاک یا ذرّه‏ی سنگ به صورت یک جسم بسیط نگاه می‏کنید و می‏گویید خدا این را خلق کرده، یک نوع ایمان دارید؛ اما آن‏وقتی که تمام مولکول‏ها و تمام ذرّات و عناصر اتمی موجود در این جسم را مشاهده کردید نظم آن را، حرکت آن را، مهندسی پیچیده‏ی آن را، تأثیرات آن را، خواص آن را و گفتید خدا خالق این است، معرفت و ایمان شما نوع دیگری خواهد بود.
هرچه علم بیشتر پیشرفت کند، هرچه کهکشانها بیشتر شناخته شود، هرچه دریاها و صحراها و ذرّات، بیشتر در زیر دقّت علم قرار گیرد، هرچه نیروهای فشرده در وجود انسان بیشتر شناخته شود، ایمان به خدایی که آفریننده و فراهم‏کننده‏ی این دستگاه عظیم و پیچیده است، پایگاه مستحکم‏تری پیدا خواهد کرد. ممکن است بعضی به یک کاغذ فشرده و مچاله شده به صورت یک زائده‏ی کوچک نگاه کنند؛ اما یکی ممکن است این کاغذ را باز کند، چین‏های این کاغذ را برطرف کند، به صورت صفحه‏ی بزرگی در بیاید؛ بعد خطوطی را که در آن هست، دانه دانه بخواند و کلمات آن را بفهمد. امروز قوای عظیمی را که در وجود محدود انسان هست، علم کشف می‏کند؛ در سلسله‏ی اعصاب، در ذرّات وجود، در تمام مولکول‏های سرتاپای اعضا و در مغز؛ که اعتراف می‏کنند هنوز مغز انسان را به‏درستی نشناخته‏اند؛ قوای انسان را نشناخته‏اند و قدرت تمرکز انسان را به‏درستی نشناخته‏اند و ندانسته‏اند. وقتی انسان این‏ها را نگاه می‏کند، ایمانش قوی‏تر می‏شود.

خدا را شکر می‏کنیم که سلسله‏ی دیانت و شجاعت مردم و قوّت معنوی این مردم، در کنار سلسله‏ی پیشرفت‏ علم‏ و تقوا در طول زمان در این سرزمین امتداد پیدا کرده است. مردم اردبیل از قبل از دوران صفویّه هم جزو معدود مردمی در کشور ایران هستند که توانستند لشکریان مغول را دو مرتبه شکست دهند. لشکریان مغول، هرجا می‏رفتند، مردم را با ارعاب وادار به عقب‏نشینی می‏کردند. در اردبیل، لشکریان مغول، دو مرتبه از مردم شکست خوردند و عقب‏نشینی کردند. بعد هم این طوایف و ایلات شجاع و مردم مؤمن توانستند اینجا را نقطه‏ی شروعی قرار دهند که ایران بزرگ شیعی و مقتدر در دوران صفویّه به وجود آید.

البته همین‏جا به شما بگویم که روسیه بعد از انحلال شوروی، آن‏طور که آن‏ها می‏خواستند، تبدیل به برزیل دوم نشد. آن‏ها می‏خواستند روسیه به یک برزیل یعنی یک کشور دست سوم دنیا تبدیل شود؛ تولید بالا، اما گرفتاری و فقر عمیق و بدون هیچ‏گونه نقشی در سیاست دنیا. شما ببینید امروز در کجای دنیا حرف و رأی و نظر و حضور برزیل کسی را به خود متوجّه می‏کند؟ می‏خواستند روسیه را این‏طوری کنند، اما نشد؛ چرا؟ چون روسیه ملت خوب و قوی‏ای دارد؛ از لحاظ نژادی مردم مستحکمی هستند؛ بعد هم پیشرفت‏ صنعتشان، اتمشان، دانشمندانشان، تحقیقاتشان و سایر امکاناتشان قابل توجّه است. طرّاحان این قضایا که نشستند خودشان بریدند و خودشان دوختند، برای جمهوری اسلامی نیز چنین خوابی دیده‏اند. آن‏ها فکر نمی‏کنند که جمهوری اسلامی ایران اگر به سرنوشت شوروی دچار شود، کشوری مثل روسیه‏ی امروز خواهد شد؛ نه، آن‏ها فکر می‏کنند که ایران کشوری در سطح کشور دوره‏ی پهلوی خواهد شد؛ یعنی در ردیف دهم بعد از ترکیه! چون تصور می‏کنند که در اینجا اتم که نیست؛ پیشرفت علمیِ‏ آن‏چنانی که نیست؛ جمعیت سیصد میلیونی که نیست؛ کشوری به عظمت روسیه که امروز بازهم تقریباً بزرگترین کشور دنیاست که نیست.

و اما این پیشرفتها در کجاست؟ این تحوّلی که می‏گوییم باید به وجود بیاید و این حرکت به جلو در کجاست؟ در همه‏ی مناطق مربوط به زندگی جامعه. قوانین، تحوّل پیدا می‏کند و باید روز به روز بهتر و کامل‏تر شود. در فرهنگ و در اخلاق عمومی مردم، روز به روز بایستی تحوّل صورت گیرد و پیشرفت‏ حاصل گردد. در نظام علمی‏ و آموزشی کشور، در فعالیّتهای اقتصادی، در هنر، در امور حکومت و اداره‏ی کشور، حتی در حوزه‏های علمیّه‏، بایستی انسانهای بافکر و شجاع و روشن‏بین، روز به روز روشهای جدید، کارهای جدید، فکرهای جدید و آرمان‏های جدید را دنبال کنند. اساس، همان ارزشهاست. در چارچوب همان ارزشها پیش بروند و تحوّلات را به وجود آورند. آن وقت انقلاب، یک انقلاب کامل و روز به روز می‏شود و تمام شدنی هم نیست. این تکامل، تمام شدنی هم نیست؛ یعنی هر ده سال، بیست سال یک‏بار، اگر انسان به کشور نگاه کند، خواهد دید که در بخشهای مختلف، پیشرفت و ترقّی ایجاد شده است.

تجلیل از کارگران هم از دو جهت است: یکی به خاطر این است که هر کشوری هرچه رشد مادّی و ثروت دارد، از سرانگشت کارگر دارد. کارگر است که ثروت را تولید می‏کند و رشد اقتصادی را به وجود می‏آورد. اگر کارگر نباشد، همه‏ی طرّاحان و برنامه‏ریزان و متفکّران اقتصادی، کارشان بیهوده خواهد ماند. آن عنصر و عاملی که همه‏ی فکر و هدفها و برنامه‏ها و پیشرفتهای‏ علم‏ اقتصاد را در مقام عمل تحقّق می‏بخشد، سرپنجه‏ی کارگر است. پس کارگر حقّ بزرگی به گردن همه‏ی آحاد ملت دارد؛ به خاطر اینکه محصول کار اوست که زندگی مردم را به طور روز به روز و عملی و فعلی سامان می‏دهد.

یک ملت زنده و ملتی که اهل پیشرفت‏ است، از جمله کارهایی که در کنار سازندگی، در کنار پیشرفت علمی‏ و در کنار کارهای بزرگ، حتماً باید از آن غفلت نکند، شناخت هدفهای دشمن در هر مرحله است. این خاصیت زنده بودن است. نمی‏شود ملتی را فرض کرد که آرمان‏های بزرگی داشته باشد و بخواهد کارهای بزرگی بکند؛ اما دشمن نداشته باشد. بله؛ ملتهایی هستند که به گوشه‏ای خزیده‏اند، کاری به کار سرنوشتشان ندارند، بیگانگان هم بر آن‏ها مسلّطند، آن‏ها هم مثل گوسفند می‏چرند و بیگانگان مثل چوپانهای خائن هرچه می‏خواهند، از آن‏ها استفاده می‏کنند! البته آن‏ها اگر بخواهند همان‏طور زندگی کنند، هیچ لزومی ندارد که به این فکرها باشند؛ چون آینده‏ای برایشان وجود ندارد. البته امروز در دنیا چنین ملتهایی را خیلی کم می‏شود سراغ داد. اگر وجود داشته باشند، خیلی کم هستند. بالاخره ملتها بیدار شده‏اند. به‏هرحال، ملتی مثل ملت ایران که علیه دخالت بیگانگان قیام کرد و دست بیگانگان را کوتاه نمود و به مداخله‏ی بیگانگان در کشور خود پایان داد این‏ها کارهای کوچکی نیست دشمن دارد. ملت ایران به غارت بیگانگان از منابع نفتی و منابع گوناگون مادّی خود خاتمه داد و دستگاه حکومتی را که به نفع بیگانگان کار می‏کرد، ریشه کن کرد و از بیخ و بن برانداخت. این ملت با این خصوصیات، بالاخره دشمن دارد و بدون دشمن نخواهد بود.

حالا بعضیها بنشینند سخنرانی کنند و داد بکشند که علم و دین باهم نمی‏سازند! صد ساعت سخنرانی، به قدر یک ساعت حضور شما بُرد علمی ندارد؛ چون شما هستید و حضور دارید. آن سابقه‏ی روبات‏هایتان است؛ آن مسابقه‏ی ریاضی است که در دنیا اوّل شدید؛ آن جذب سرمایه‏هایتان است؛ آن عناصر بسیار برجسته‏ی علمیتان است؛ این هم مایه‏های دینیتان است. الآن در این دانشگاه، کانونهای قرآن و دین و کارهای هنری دینی، از بسیاری از دانشگاههای کشور، برجسته‏تر، زنده‏تر و فعّال‏تر مشغولند؛ من هم از بعضی از آن‏ها مطّلعم. پس، به قول بعضیها: «ادلّ الدلیل علی امکان شی‏ء وقوعه»؛ بهترین و رساترین دلیل بر امکان چیزی، این است که خود آن چیز اتّفاق بیفتد. وقتی ما بحث می‏کنیم که آیا این فلان چیز ممکن است یا ممکن نیست، بعد می‏بینیم همین شیئی که در باره‏ی امکان وقوعش بحث می‏کنیم، الآن در خارج وجود دارد، دیگر بحثها تمام می‏شود. البته بازهم عدّه‏ای به بحث ادامه خواهند داد؛ آدم‏های بی‏کار و دنبال بحثهای صرفاً ذهنی، در دنیا کم نیستند. اینجا و آنجا بنشینند و حرف بزنند: «بحث کنیم ببینیم آیا گرایش انقلابی، گرایش دینی و عمل دینی، با پیشرفت‏ علمی‏ سازگار است یا نیست!» خیلی خوب؛ بنشینند تا شب بحث کنند! وجود این دانشگاه و وجود این مجموعه‏ی علمی در اینجا و وجود شما دانشجویانِ بسیار خوب و عزیز من و آن اساتید بسیار خوبتان، این بحثها را بی‏فایده و مهمل و بیجا محسوب می‏کند.

همه می‏توانند ببینند که دشمن امروز هم در تلاش است که دانشگاه را از صراط مستقیم علم‏ و دین و روحیّه‏ی انقلابی منصرف کند. بزرگترین مسئولیت در مقابله با توطئه دشمنان، بر دوش خود دانشگاهیان عزیز چه اساتید و چه دانشجویان است، و یقیناً مانند برخی مقاطع حساس گذشته به این مسئولیت عمل خواهند کرد. انتظار این‏جانب از فرزندان دانشجویم آن است که هوشیارانه حوادث سیاسی جهان و کشور را زیر نظر داشته باشند. دشمن را در هرجا و با هر چهره‏ای بشناسند و هدفها و روشهای خصمانه را با تیزبینی تشخیص دهند. در هیچ شرائطی اجازه‏ی اخلال در روند علم و دین را در دانشگاه به کسی ندهند و محیط مصفّا و پرنشاط دانشجوئی را برای پیشرفت‏ سریع علمی همراه با تعهّد و تدیّن و تلاش انقلابی حفظ کنند.

اهتمام به موضوع «جوانان»، ایجاد زمینه‌های مساعد برای پیشرفت‌ معنوی و علمی‌ و مسئولیت‌پذیری، و تلاش برای رفع دغدغه‌هایی از قبیل ازدواج و آینده‌ی شغلی و علمی آنان.

شما وضع کنونی کشور را مشاهده می‏کنید. شکّی نیست که هرکسی در این کشور می‏داند بخصوص شما جوانان که ما در میدانهای علمی‏ دنیا و در میدان صنعت و فناوری و پیشرفتهای‏ علمی و تحقیقات، جزو کشورهایی هستیم که سالها باید تلاش کنیم تا خودمان را به آن نقطه‏ای که شایسته‏ی ماست، برسانیم. این عقب‏افتادگی، بر اثر پنجاه سال حکومت رژیم بی‏کفایتی است که نتوانست از ظرفیت عظیم این کشور و از استعداد خروشان این ملت استفاده کند. شما این استعدادِ امروز را نگاه می‏کنید و می‏بینید. ببینید جوانان ما در میدانهای مسابقات علمی دنیا، چه بُروز و ظهور و تبرّزی پیدا می‏کنند! در گذشته، از این استعدادها استفاده نمی‏شد و به آن‏ها بی‏اعتنایی می‏شد. صرفاً در جهت اهداف و خواسته‏های نامشروع خودشان از آن استفاده می‏کردند. البته بعضیها می‏گذاشتند می‏رفتند، خیلی‏ها هم می‏ماندند؛ لیکن بدون آنکه در استعدادهای آن‏ها هیچ درخششی به وجود آید و کاری انجام گیرد.

آنچه که ما امروز از جوان انتظار داریم، عیناً همان چیزی است که در روز اوّلِ انقلاب و قبل از انقلاب از جوان انتظار داشتیم. ما از جوان می‏خواهیم که در عین پاکی و پارسایی و دین‏داری، بانشاط باشد، پُرشور باشد، اهل ابتکار باشد، خلّاق باشد، کار کند، از تنبلی و بیکارگی بپرهیزد، تقوا را برای خودش شعار قرار دهد، واقعاً دنبال تقوا باشد همان معنای «پرهیزکاری» که در فارسی معنا می‏کنند و معنای خوبی هم هست. به نظرم من یک‏وقت شرحی هم راجع به آن در خطبه‏های نماز جمعه گفتم خویشتن‏دار باشد، از این نیروی عظیمی که اسمش جوانی است، در راه تکامل خودش، رشد خودش و خدمت به کشورش، به خانواده‏اش و به محیطش استفاده کند. ما از جوان این انتظار را داریم؛ هر وقت هم یک اقتضایی دارد. وقتی‏که در کشور جنگ هست، از جوان یک انتظار هست؛ وقتی‏که در کشور دوره‏ی ساختن و سازندگی و تلاشِ این‏گونه هست، یک انتظار هست؛ آن وقتی هم که میدان علم‏ و پیشرفت‏ علمی و تحقیق است و نیاز کشور به این طرف است، از جوان این انتظار هست. درست هم این است که بگوییم از هر جوانی به اقتضای استعدادش، به اقتضای شغلش، به اقتضای خواستها و پسندهایش، انتظاراتی وجود دارد که مجموع این انتظارات، در واقع حرکت عظیم ملی ما را شکل می‏دهد و موتوری برای حرکت کشور است. جوانان، حقیقتاً به یک معنا موتور محرّکه‏ی کشورند؛ هم در امروزشان که جوانند، هم در فردایشان که مردان و زنان و مدیران و کارگزاران کشور خواهند بود. هرکدام در هرجا که هستند، با پاکی و پارسایی و دین‏داری و تقوا، این نیروی عظیم جوانی را به کار گیرند.

شما ببینید این شرایط، شرایطی است که باید دشمن بترسد. شرایط ما از یک‏سو عبارت است از اینکه ملت ما، ملتی است بزرگ، باهوش، بااستعداد و جوان که اکثریت این ملت را جوانان تشکیل می‏دهند از یک‏سو وجود منابع غنیِ زیرزمینی که در کشورهای گوناگونی که صاحب منابع هستند، کم‏نظیر است و از سوی دیگر، وجود نظامی است که به مردم امکان حضور، بروز استعدادها، فعّالیت، تلاش، رشد و تکامل علمی‏ و فکری می‏دهد. یک روز بود که بر این کشور بر همین زمین و بر همین منابع حکومتهایی حاکم بودند که استعدادها را می‏کشتند. دلیل بر اینکه استعدادها را می‏کشتند، این بود که در طول صد سال از ورود اروپاییها به این کشور تا سال شروع انقلاب مثلًا از حدود سالهای 1257 تا 1357 هجری شمسی یعنی اوّل در نیمه‏ی دوم دوران قاجار، بعد هم در دوران پهلوی‏ها، در این کشور، علم، پیشرفت‏ علمی، مغز متفکّر علمی و پدیده‏های گوناگون‏ علمی دیده نشد؛ یعنی نگذاشتند. اگر آدم برجسته‏ای هم پیدا شد، جذب کردند، دزدیدند، جای دیگر بردند و از او استفاده کردند. در آن دورانی که همه‏ی دنیا چهار اسبه به سمت پیروزی و به سمت پیشرفت و تمدّن و نوسازی مادّی می‏رفت، کشور ما را در حال بدبختی نگهداشتند و به چیزهایی که برای یک ملت سمّ است، سرگرم کردند. البته در دوره‏ای، به اصطلاح دانشگاه و مطبوعات و مجلس شورا هم داشتیم؛ اما در اختیار دستگاه جبّاری بود که برای آن در درجه‏ی اوّل، منافع بیگانگان و منافع مسئولان آن روزِ کشور مطرح بود و منافع مردم و آینده اصلًا مطرح نبود.امروز بحمد اللّه یکی از خصوصیات بسیار بزرگِ این کشور و این ملت این است که نظامی بر سرِ کار است که امکان رشد به ملت می‏دهد. جوان می‏تواند رشد کند، می‏تواند درس بخواند، می‏تواند پیشرفت کند، می‏تواند اختراع کند، می‏تواند بسازد، می‏تواند به خود اعتماد کند. وجود همین نظام موجب شده است که مسئولان کشور از خودِ مردم باشند؛ دردهای مردم را بفهمند و مشکلات مردم را درک کنند. دولت، مردمی است. رئیس‏جمهور، مردمی است. مجلس شورای اسلامی، مردمی است. آحاد مسئولان کشور، قوّه‏ی قضائیّه، دیگران و دیگران، هیچ‏کدام از اشراف‏زاده‏ها و اعیان‏زاده‏ها نیستند؛ کسانی نیستند که درد مردم را نفهمند، گرانی را نفهمند، گرسنگی را نفهمند و نشناسند. از همه‏ی این‏ها بالاتر، در این کشور خطّ روشنی وجود دارد و آن، خطّ پیروی از اسلام است که پیروی از اسلام، برای یک ملت و یک کشور، مایه‏ی عزّت دنیا و آخرت است خطّ عدم قبول نوکری بیگانه و عدم قبول تسلیم در مقابل بیگانه است. کشور ما، کشوری است با ملت بیدار و زنده، حسّاس نسبت به مسائل گوناگون، دارای مسئولان خوب و دولت مردمی. کسانی که در رأس کار هستند، افراد متدیّن و متعبّدی هستند. رئیس‏جمهور، روحانی است. بسیاری از مسئولان، حتّی آن‏هایی که در لباس روحانی نیستند، عمیقاً پایبند به دین هستند. این برای یک کشور مایه‏ی رشد و پیشرفت و برای دشمنان دین نگران‏کننده است.
آنچه که در این دوران بیست‏ساله اتّفاق افتاده است حتّی در دوران جنگ و در دوران دفاع مقدّس با آن همه گرفتاری از لحاظ سازندگی و آبادی و عمران و پیشرفت مادّی و پیشرفت علمی و توسعه‏ی دانشگاهها و توسعه‏ی مراکز تحقیقاتی و غیره یعنی همه‏ی این شاخصهایی که برای یک ملت و برای آینده‏ی آن مهم است از تمام دوران صدساله به مراتب بیشتر و پرحجم‏تر و پُرکیفیّت‏تر است. آیا این برای آن دستگاه استکباری که با نهضت جهانی اسلام و با بیداری مسلمین مبارزه می‏کند، خطرناک نیست؟ البته که خطرناک است؛ البته که باید در مقابلش موضع بگیرند؛ البته که باید برای مبارزه با آن، در مجلس خودشان بودجه معیّن کنند! امریکا برای مبارزه با جمهوری اسلامی، بودجه معیّن کرد! این، آن چیزی است که ظاهر و آشکار است؛ اما آنچه که در دلهای آن‏هاست، آنچه که در پشت پرده‏ی کارهای امنیتی و سازمان سیای آن‏هاست، به مراتب بیشتر است! این برای چیست؟ برای این است که از این نظام و از این مردم و از این کشور می‏ترسند و می‏دانند که این کشور اگر با همین آهنگ پیشرفت کند که إن شاء اللّه به‏فضل پروردگار آهنگ پیشرفت تندتر هم خواهد شد ملتهای مسلمان یک الگوی زنده به‏دست خواهند آورد.

در هر دوره و هر زمانی، هر فردی از افراد و هر جمعی از جمعهای بشری، به قدر استعداد و ظرفیتشان، از آن استفاده می‏کنند؛ همچنان که مسلمانان صدر اسلام توانستند از مفهوم بعثت و حقیقتِ بعثت استفاده کنند و این نور درخشنده را به سراسر دنیای آن روز بپراکنند و انسانهای زیادی را به راه راست هدایت نمایند و به حقیقت عبودیّت بکشانند. بعد از آن، در برهه‏ای از تاریخ توانستند آن‏چنان مدنیّت و عظمت و دانشی در عالم پدید آورند که هنوز هم از ورای دیوارهای بلند تاریخ و فواصل طولانی تاریخ، تلألؤ آن دیده می‏شود و دنیا متنعّم به نعم آن پیشرفت علمی و صنعتی و فکری و معرفتی و مدنی است. در همه‏ی اعصار هم هر وقت مسلمانان توانستند از اسلام بهره‏ی مناسب خودشان را بگیرند، خوشبخت شدند. هر انسانی که توانست به قدر ظرفیت خود بهره ببرد، خود را سعادتمند کرده است.آنچه در ایران اسلامی اتّفاق افتاد یعنی آن انقلاب عظیم و تشکیل این نظام اسلامی طرح و پرتوی از آن چیزی بود که اسلام برای انسانها آورد. ملت ایران زندگی بدی داشت. ملت ایران روزگار تاریکی داشت. از شأن انسانی خود، خیلی فاصله گرفته بود. به خاطر دوری از اسلام، به او از جهت علمی و انسانی و سیاسی و اقتصادی ستم شده بود. به برکت آشنایی با اسلام و معرفت اسلام، این ملت توانست با حرکتی عظیم، خود را به سرچشمه‏ی اسلام برساند؛ احکام اسلام را برای خودش در معرض عمل قرار دهد؛ امکان عمل به این احکام را برای خودش فراهم کند؛ به اسلام بیندیشد و از آن بهره ببرد؛ در اعماق معارف اسلام غور کند و با قرآن آشنا شود.
امروز بحمد اللّه در کشور ما جوانان با همان سرمایه‏ی معنویت و نورانیّت و صفایی که در آن‏ها هست، گامهای بلندی را برداشته‏اند. امروز قرآن یک امر مهجور در جامعه‏ی ما نیست. جوانان و نوجوانان با قرآن آشنا می‏شوند؛ طبقات مردم با قرآن انس می‏گیرند، ارتباط پیدا می‏کنند و معارف قرآن را مورد استفاده قرار می‏دهند؛ بسیاری از احکام اسلام هم در کشور اجرا می‏شود. البته ما به قدر ظرفیت و توان و به قدر آنچه که همّت خود ما بود، پیش رفته‏ایم؛ اما این پایان راه نیست؛ این، همه‏ی ظرفیت اسلام نیست. اگر ملتی همّت کند و دلسوزان این ملت وجود خود را وقف حرکت عمومی این ملت به سمت معارف اسلامی و حقایق اسلامی کنند، آنچه که به دست آن‏ها خواهد آمد، به قدری درخشان است که از افق حدس و گمان انسان هم خارج است. در زیر سایه‏ی اسلام، برای پیشرفت‏، میدان باز است؛ هم پیشرفت‏ علمی‏، هم پیشرفت عملی، هم پیشرفت اخلاقی، هم پیشرفت سیاسی، هم عزّت و اعتلای مدنی و هم آزادی و عدالت و آرمان‏های بزرگ انسانی. در محیط اسلامی و زیر سایه‏ی اسلام، هیچ حجاب و حدّی برای انسان وجود ندارد. بی‏همّتی و کم‏همّتی ماست، کوتاهی انسان‏هاست که نمی‏گذارد آن‏ها از اسلام استفاده کنند. در محیط اسلامی، بازگشت به اسلام و بهره بردن از معارف اسلام، کاری عظیم است که اگر روشن‏فکران و اندیشمندان و دانشمندان و اهل علم‏ و معرفت در هر کشوری از کشورهای اسلام به آن بپردازند، خواهند توانست بهره‏های زیادی ببرند.

اکنون، دانشگاه به تلاش برای پیشرفت‏ علمی‏ و رشد فکری و نورانیت معنوی روزافزون بیش از همیشه نیازمند است. نه ازآن‏رو که دانشجویان ما در این سه زمینه از گذشته عقبترند، زیرا همه می‏دانند که دانشگاهِ امروز ما به برکت انقلاب اسلامی، در هر سه زمینه، از گذشته بسی جلوتر و برتر و شتابنده‏تر است. بلکه ازآن‏رو که اولًا حفظ عزت و استقلال کشور، در گروِ پرورش نسل کنونی در همه‏ی عرصه‏های علمی و دینی و سیاسی است و ثانیاً امروز بار دیگر دشمنان این ملت، نسل جوان و به ویژه دانشجویان را هدف توطئه‏های ویرانگر خود ساخته‏اند.

این دانشگاه، با امیدهای زیادی بنیان‏گذاری شد. البته دانشگاههای کشور، همه حقّ عظیمی بر انقلاب و نظام و پیشرفت‏ جریان علم‏ و فرهنگ در کشور دارند؛ ولی این دانشگاه، دانشگاهی بود که انقلاب آن را تأسیس کرده بود؛ با این هدف که بتواند برای دانشگاههای سراسر کشور، نیروهای علمی و اساتید پرداخته‏ی دست انقلاب فراهم کند. شاید امروز که بحمد اللّه در دانشگاههای کشور، جوانان مؤمن و متخرّجان انقلابی فراوانند، این حرف برای بعضیها چندان مفهوم نباشد؛ لیکن در سالهای اوّل دهه‏ی شصت، این حرف خیلی معنا داشت. آن زمان که برخی از اساتید ترجیح می‏دادند به دانشگاهها نیایند و با انقلاب همکاری نکنند، بعضی به خارج از کشور می‏رفتند، بعضی مورد شکایت دانشجویان بودند که مکرّر به ما مراجعه می‏کردند و می‏گفتند از آن‏ها دلسوزی دیده نمی‏شود البته بعضی هم مؤمنانه و مخلصانه در خدمت دانشگاهها بودند توسعه‏ی دانشگاههای کشور، احتیاج به یک فکر اساسی داشت. آن فکر اساسی، تشکیل این دانشگاه بود. امروز بنده نگاه می‏کنم، می‏بینم که چند هزار نفر فارغ‏التّحصیلان و متخرّجان این دانشگاه از بانوان و آقایان بحمد اللّه حضور دارند. این برای ما خیلی شیرین و خاطره و تجربه‏ی ماندگاری است.

آن چیزی که من از شما جوانان توقّع دارم می‏خواهم و همه‏تان بجدّ آن را فراموش نکنید، این است که در صحنه باشید و امیدتان را هم از دست ندهید. بدانید که امروز دشمن، تمام این تبلیغات پُرخرجی را که علیه جمهوری اسلامی انجام می‏دهد رادیو امریکا، روزنامه‏ها، مجلّات، صهیونیستها و ... برای این است که شما را از آینده‏ی خودتان ناامید کند. برای این است که به جوانان این‏گونه تفهیم کند که آینده‏ی اسلامی در این کشور ماندنی نیست و نمی‏شود کاری کرد. این‏ها این‏قدر نمی‏فهمند که بدتر از این وضع را نوزده سال پیش تصویر می‏کردند و این ملت با استقامت خود، با قدرت خود، با حرکت مستقیم خود و با رهبری امام‏ بزرگوار، توانست همه‏ی این موانع را درنوردد. امروز ما یک ملت عزیز، یک ملت مقتدر، یک ملت‏ باابهّت در دنیا هستیم؛ کارهایمان را انجام می‏دهیم، سازندگی می‏کنیم، نوآوری می‏کنیم، تکیه‏مان را به خارج از این مرزها روز به روز کمتر می‏کنیم؛ از منابع داخلی خودمان، از منابع انسانی خودمان، از نیروی علم‏ خودمان، حد اکثر استفاده را می‏کنیم. در گذشته، دانشگاهها و مراکز ما، در خیلی جاها از لحاظ علمی‏ به نیروهای غیر معتقد به اسلام متّکی بود؛ اما امروز هزاران نیروی مؤمن، علاقه‏مند، عالِم و دانشمند، در کشور ما پرورش یافته‏اند. ما پیشرفت‏ کرده‏ایم؛ به حول و قوّه‏ی الهی، روز به روز هم بیشتر پیشرفت‏ خواهیم کرد.

سرعت پیشرفت‏ علمی‏ ده‏ساله‏ی ما به قدر سرعت علمی‏ دویست‏ساله‏ی امریکا نیست؛ اما من می‏خواهم به شما این را بگویم که دانشجوی ایرانی، با هوشمندی‏اش، با ایمانش، با احساس استقلالش، با احساس عزّتی که امروز در ملت ایران و بخصوص در جوانان و دانشجویان ما هست، اگر سی سال کار کند، امید هست که به قدر صد سالِ دیگران پیشرفت‏ کند.

تحصیل، اعم از تحقیق و کارهای علمی هم هست. چون این نیرو در جوانان هست، بایستی در کار تحصیل علم خیلی تلاش کنند. امروزه آن‏طور که شنیده‏ام، در دانشگاهها جوانان خیلی گُرده زیر بار کار علمی سخت نمی‏دهند؛ این چیز خیلی خوبی نیست. چطور ما به جوانی که تحصیل علم نمی‏کند، دوره‏ی دبیرستان را متوقّف گذاشته و به دانشگاه نمی‏رود، توصیه می‏کنیم که برو درس بخوان؛ اما به آن دانشجویی که در دانشگاه کار علمی سخت نمی‏کند، توصیه نکنیم که کار علمی بکن؟ واقعاً بیاید دانشگاه چه کند؟ باید به دانشگاه بیاید که علم پیشرفت کند. به نظرم می‏رسد که جوانان بایستی در کار تحصیل علم، حقیقتاً از نیروی جوانیشان مایه بگذارند.
آن سؤالی که شما مطرح کردید: «آیا فاصله‏ی ما و کشورهای پیشرفته‏، پُرشدنی است یا نه؟» من اعتقادم این است که بله؛ کاملًا پُرشدنی است. البته ممکن است از همان راهی که آن‏ها رفته‏اند، ما نتوانیم برویم پُر کنیم؛ اما راههای میان‏بُر در دنیا إلی ما شاء اللّه وجود دارد. این طبیعت آفرینش را که خدا به وجود آورده، ما درست نشناخته‏ایم. هزاران راه وجود دارد. یک راه، همان راهی است که این تمدّن صنعتی کنونی دنبالش رفته و پس از هر قدمی، قدم بعدی را به دنبال آورده است. ما چرا ناامید باشیم از اینکه دریچه‏ی جدیدی باز گردد و یک کشف تازه در دنیا بشود؟ یک روز الکتریسیته کشف نشده بود؛ یعنی در دنیا وجود داشت، اما آن را نمی‏شناختند؛ ناگهان شناختند و به دست آمد. بله، نیروی بخار را شناختند. قبل از آن، آتش را نمی‏شناختند؛ اما بعد شناختند. چرا ما ناامید باشیم از اینکه می‏توان در این دنیا چیز ناشناخته‏ای را مجدّداً شناخت؛ کمااینکه هر روز چیزهای ناشناخته‏ای شناخته می‏شود. ما باید در این قسمت کار کنیم و به راهی برسیم که آن راه ما را به پیشرفتهای‏ علمیِ‏ سریع، کاملًا مجهّز کند. علاجش هم فقط به این است که جوانان، بخصوص جوانانی که اهل علم‏ و تحصیل و تحقیق هستند، به کار سخت بپردازند.

روز سیزدهم آبان، روز مبارزه با استکبار معیّن شده است؛ اما عزیزان من! شما بدانید که برای ملت ایران، هر روز، روز مبارزه با استکبار، و همه جا سنگر مبارزه با استکبار است. کلاس درس هم سنگر است، کارگاه هم سنگر است، مزرعه هم سنگر است. کار دولتی و علمی‏ و تحقیقی هم سنگر است. هرکس هر کاری برای پیشرفت‏ این کشور می‏کند، یک حرکت اساسی برای استقلال این کشور می‏کند، که مشتی بر دهان امریکا و همه‏ی زورگویان عالم است. خداوند به کسانی که در راه او حرکت می‏کنند، وعده‏ی کمک فرموده است و تا به حال بحمد اللّه به این وعده هم عمل کرده است، که همه‏ی ما آن را مشاهده کرده‏ایم و دیده‏ایم؛ بعد از این هم خواهد بود.

نظام اسلامی می‏فرماید: «بالعدل قامت السماوات و الأرض.» اصل، عدالت است. البته، تولید ثروت هست. نظام اسلامی، یک جامعه‏ی فقیر نمی‏خواهد. یک ملت فقیر و یک درآمد عمومی ناچیز نمی‏خواهد. از ثروتها استفاده می‏کند؛ علم‏ را پیشرفت‏ می‏دهد، منابع زیرزمینی را استخراج می‏کند، انسانها را به رشد عقلانی می‏رساند، تجارت می‏کند و صنعت راه می‏اندازد. تاریخ اسلام نشان داد که اسلام به برکت همین احکام نورانی، در یک دوره‏ی طولانی، صاحب علم و صنعت در کلّ جهان بوده است. اما جهت همه‏ی این‏ها، عدالت است. ثروت هست؛ اما باید عدالت در جامعه تضمین شود. برای عدالت، منتظر امام زمانیم. پیغمبران آمدند؛ همه هم برای اقامه‏ی قسط آمدند؛ «لیقوم الناس بالقسط». این‏ها حرفهای خیلی پرمعنایی است که قرآن به ما گفته است؛ نهج البلاغه به ما گفته است و در روایات ائمّه هم هست.

معلّم، مظهر علم‏ است؛ کارگر، مظهر عمل است. بنابراین، روز معلّم و روز کارگر، یعنی روز علم و عمل. قوام جامعه هم، به علم و عمل است. اگر ما بتوانیم در میان خودمان، این دو رکن یعنی علم و عمل، تعلیم و تربیت و کار و ابتکار را توسعه دهیم و در این دو زمینه، پیشرفتی‏ محسوس در کشور به وجود آوریم که بحمد اللّه امروز تا حدود زیادی هم شده است حرکت کشور به سمت هدفها سریع خواهد شد، مشکلات برطرف خواهد گردید و آن چیزی که انقلاب عظیم ما برای ایران اسلامی ترسیم کرده است، نزدیک خواهد شد. لذا این دو رکن، مهم است. کسانی که نماینده‏ی این دو رکن هستند یعنی جامعه‏ی معلم کشور و مجموعه‏ی تعلیم و تربیت از یک طرف، و جامعه‏ی کارگری کشور و مجموعه‏ی مربوط به کار و ابتکار و تولید و حرکت صنعتی و کشاورزی و غیره از جانب دیگر برای کشور بسیار حائز اهمیتند.

این ملت، از لحاظ علم‏ و فرهنگ و پیشرفتهای‏ فکری و علمی‏ و اجتماعی، عقب مانده و عقب افتاده نبود. این را همین قدرتهای تجاوزگر در طول زمانهای گوناگون، به کمک حکّام فاسد بر او تحمیل کردند و ملت ایران را به زور و ظلم، از قافله‏ی تمدّن و دانش بشری و پیشرفتهای‏ علمی، عقب نگهداشتند. اسلام آمد، این ملت را زنده کرد و او را با تواناییهای خودش آشنا نمود. خدای متعال، معلّمی‏ برای این ملت فرستاد که با زبان پیامبران با او حرف زد، او را بیدار کرد و به حقّ خود و قدرتش آشنا نمود. به او فهماند که اگر یک ملت بخواهد اراده کند، چه معجزه‏های بزرگی از او و به دست او سر می‏زند. این ملّت بیدار شد. هجده سال است که این ملّت با بهره‏گیری از این درسهای آسمانی و الهی توانسته است یکی پس از دیگری، این بندهای جادویی را که دشمنان در دست و پا و بر گردن او بسته بودند، باز کند. از لحاظ علمی و سازندگی کشور، به حرکت افتاد و از لحاظ اخلاقی و ارزشهای دینی، راه زیادی را پیمود.

دنیایی که با تعلیمات ارزشمند پیامبران الهی و با آیات نورانی خدای متعال، برای بشر آراسته و منوّر شده است، دنیای شایسته‏ی انسان است. دنیایی که در آن، هم آبادی و رفاه و پیشرفت‏ علمی‏ و پیشرفت صنعتی هست و هم اقتدار سیاسی و تعالی معنوی وجود دارد. دنیایی که در آن، انسانها کنار یکدیگر احساس آرامش و امنیت و اطمینان می‏کنند و انسانیت در آن شکوفاست؛ چیزی که در دنیای ساخته‏ی تمدن مادّی وجود ندارد؛ چون در دنیای مادّیگری، انسانها مثل گرگها باید از هم بترسند. ملت ایران مصمّم است که چنین دنیایی را هم از جنبه‏ی مادّی و هم از جنبه‏ی معنوی، برای خود به وجود آوَرد و بسازد. این، یک مبارزه‏ی طولانی و بلند مدّت است.
آن‏هایی که می‏کوشند این طور وانمود کنند که ملت یا دولت جمهوری اسلامی ایران، در پی آن است که به آن کشور، به آن دولت، به آن مرز جغرافیایی تجاوز کند، اشتباه نکنند. ملت و دولت جمهوری اسلامی ایران، برای بنای این کشور و پیشرفت این جامعه، هزاران کار بزرگ و درخشان پیش پای خود دارند که آن‏ها را از پرداختن به چنین کارهایی بازمی‏دارد. امروز بحمد اللّه کاروان علم و تمدّن اسلامی تمدّنی که می‏تواند به دنیا خدمت کند در این کشور به راه افتاده است.

دشمن را بشناسید، ادامه‏ی صفوف دشمن را در داخل کشور بشناسید، روشهای دشمنی را بشناسید، تبدیل شده و ترجمه‏شده‏ی آن روشها در داخل کشور را هم بشناسید. در داخل دانشگاه، در داخل دبیرستان، در متن جامعه، در فعّالیتهای کشور، در مطبوعات و در تبلیغات، ادامه‏ی حضور استکبار را بشناسید. استکبار می‏خواهد در این کشور و در میان این ملت، ایمانِ عمیق نباشد، سرگرمی به شهوات باشد، «معروف» اسلامی نباشد و آنچه از نظر اسلام «منکر» است، رایج باشد. استکبار می‏خواهد در داخل کشور، تنبلی و بیکارگی باشد، سازندگی و ابتکار و اصلاح امور اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی مردم نباشد. استکبار می‏خواهد پیشرفت‏ علم‏ و دانش در کشور نباشد، تحقیقات نباشد، کلاسِ درس نباشد.

جمهوری اسلامی مدعی سازندگی کشور و نجات ایران از عقب‏ماندگی‏های دوران ستم‏شاهی است، و امروز هر گامی در راه پیشرفت‏ علمی‏ و صنعتی و اقتصادی و هر اقدامی در وادی نوسازی کشور، دلیلی بر حقانیت نظام مقدس جمهوری اسلامی و شاهدی بر درستی آن مدعا است. ولی هر اقدامی در راه توسعه‏ی اقتصادی و آبادسازی کشور در صورتی‏ با توفیق همراه خواهد بود که از تفکر و اصول اسلامی مایه بگیرد و در جهت تحکیم آرمان‏ها و ارزشها و شعارهای انقلاب اسلامی باشد. در این صورت است که حرکت سازندگی، حرکتی حقیقی و تضمین شده خواهد بود و کشور به توهم سازندگی، در ورطه‏ی وابستگی و فساد مالی و سیاسی و اخلاقی نخواهد غلتید.

خدا را شکر می‏کنیم که امروز، دولت جمهوری اسلامی و مسئولان دولت خدمتگزار و رئیس‏جمهور فعّالِ عزیز ما، با همه‏ی وجود تلاش می‏کنند. مردم هم، حقیقتاً کمک می‏کنند. این پشتیبانی مردم، خیلی باارزش است. همه چیز، در این پیوند میان مسئولان و مردم است. این تلاشها به نتیجه می‏رسد. کار و علم‏ و فرهنگ و کلاس درس و آزمایشگاه و دانشگاه و محیط کارگری و کارخانه‏ی شما، می‏تواند روز به روز در پیشرفت‏ این کشور تأثیر بگذارد و ملتها را امیدوار و دشمن را خوار کند و مستبدان عالم و دیکتاتورهای بین‏المللی را- که مظهرش هم دولت امریکاست- روز به روز از اهداف پلیدشان دورتر سازد. این، آن جهت‏گیریِ کار است. امروز، در جمهوری اسلامی جهت کار باید این باشد.

در جنگ هم آن فرمانده‏ی حزب‏اللّهی، آن طور حرکت کرد. در مقام فرماندهی هم، فرماندهان حزب‏اللّهی- دیروز و امروز- همیشه سعی و تلاش کردند. در سازندگی هم همین‏طور. به‏هرحال ارتش، بخشی از قطع وابستگی اقتصادی را در درون خود دارد و آن، وابستگی فنّی و علمی است. اینجا فقط وابستگی اقتصادی نیست؛ وابستگی فنّی هم هست؛ وابستگی علمی و فنّی و به اصطلاح تکنولوژیک. باید این وابستگیها قطع شود. البته در حال قطع شدن هست، اما بیشتر از این قطع کنید. باید بسازید! باید خودتان در درون ارتش بجوشید و بجوشانید! اینکه من بر روی نوسازی و بهسازی و نگهداری و تعمیر و ابتکار در ارتش تکیه می‏کنم، به‏خاطر این است. شما ظرفیت هم دارید. نیروی هوایی ظرفیت زیادی دارد. نیروی دریایی ظرفیت زیادی دارد. نیروی زمینی ظرفیت زیادی دارد. شما در بخشهای مختلف، ظرفیت برای کار علمی، فنّی و نوآوری و ابتکار، زیاد دارید. هیچ‏وقت هم نگویید چون فلان چیز را نخریده‏ایم، نداریم. فلان‏ ابزار را نخریدیم، بهتر! فلان وسایل جدید را وارد نکردیم، بهتر! اگر وارد می‏کردیم که شما برای کار کردن به صورت نوسازی، عرقتان در نمی‏آمد. اگر دروازه‏ها در جاهایی به رویمان بسته است، قدر بدانید. اگر دروازه‏ها باز باشد، روح سهل‏انگاری و تنبلیِ انسان نمی‏گذارد او به جایی برسد. انگیزه‏ی بزرگی لازم است که انسان را به تلاش در کارها وادار کند. آن‏ها که دائماً نوآوری می‏کنند، به این سبب است که روند علمی‏شان‏ به این حرکت وادارشان کرده و بعد کار برایشان روان شده است. وانگهی، پول و استعمار دنیا را پشت سر خود دارند. امروز غربی‏ها به وسیله‏ی علم، خودشان را بر دنیا مسلّط کرده‏اند. برای آن‏ها انگیزه وجود دارد. کشورهای از لحاظ علمی عقب نگه داشته شده هم برای پیشرفت‏ و حرکت، باید در خود انگیزه ایجاد کنند. یکی از عوامل ایجاد انگیزه این است که راه‏ها بسته باشد. خدا را شکر می‏کنیم که راه‏ها کاملًا باز نیست و در جاهایی بسته است.

پیشرفت‏ علم و تحوّل امور دانشجویی و افزایش تعداد دانشجویان در کشور، برای دشمنان ما هیچ خوشایند نیست و نمی‏توانند ببینند که در کشور، این‏همه طلب علم می‏شود و به این وسیله، آینده‏ی میهن تضمین و تأمین می‏گردد. حتّی در صحنه‏ی مسابقات علمی‏ دیدیم که جوانان ما، پیشرفتهای‏ خوبی کردند که همه‏ی این‏ها، مبارزه با استکبار محسوب می‏شود و کمک به آینده‏ی کشور است.

این مراسم و این دیدار، مثل همیشه، برای من بسیار شیرین و خاطره انگیزه است. «دانشگاه افسری»، یکی از جاهایی است که حقیقتاً باید برای بسیاری از مراکزِ مشابهِ خود، الگو باشد. پیشرفت‏ معنوی و علمی‏ و نظامی، الحمد للّه، روز به روز، بیشتر و بهتر می‏شود. شما جوانان عزیزی که فارغ التحصیل شده‏اید یا در شُرف فارغ التّحصیل شدن هستید، قدر این تحصیلات و این مسئولیت را بدانید. مردم هم باید قدر شما را بدانند؛ شما هم قدر بدانید؛ زیرا در این مرکز علمی و نظامی، خودتان را آماده می‏کنید تا به یک ملت بزرگ، به یک کشور پرافتخار و به یک تاریخ درخشان خدمت کنید و این، چیزِ کمی نیست. مردم باید قدر شما را بدانند؛ زیرا روزی همین مرکز و مراکز مشابه آن- در تهران و در سراسر کشور- با همه‏ی مخارج گزافی که داشتند، متعلّق به ملت و کشور نبودند و مخارجشان در راه کشور و مصالح آن، صرف نمی‏شد. امروز، به فضل پروردگار، ارتش جمهوری اسلامی ایران و مراکز گوناگونش- از جمله این دانشگاه- مرکز علم، مرکز خدمت، مرکز رشد معنوی و اخلاقی، مرکز دین، مرکز فراگیری قرآن، مرکز نماز، مرکز تهجّد و مرکز رشد معنویّات، با جمعی جوان مؤمن است. شایسته است که همه قدردانی و قدرشناسی کنند.

خدا را شکر می‏کنیم که زحمات افسران رشید نیروی هوایی، ثمرات شیرین خود را بتدریج نشان می‏دهد. این جمعِ دانشجویان و فارغ‏التّحصیلان و این نظام معنوی و پیشرفتهای‏ علمی‏، نظامی، اخلاقی و دینی، هرکدام، مژده‏ای برای ملت ایران است. رحمت خدا بر کسانی که در راه پدید آوردن چنین وضعی، سالهایی را با تلاش و کوششِ مجاهدت‏آمیز گذرانیدند و به شهادت رسیدند. رحمت خدا بر شهید «ستّاری»، شهید «بابایی»، شهید «اردستانی» و دیگر شهدای عزیزی که هرکدام در پدید آوردن این وضعیت مطلوب- که مایه‏ی روشنی چشم هر بیننده است- سهم وافری داشتند.

شما جوان، مؤمن و انقلابی هستید. بحمد اللّه، تربیت‏شده‏ی قرآنید. محیط پیشرفت‏ آماده است. چشم و دل شما روشن است. پس، باید پیش بروید. لذا، همان‏طور که برادر عزیزمان، سردار فرمانده دانشگاه، یادآوری کردند، من بر همان اصول و موازین گفته‏شده‏ی قبلی، یعنی علمی‏ بودن، نظامی بودن، معنوی و عرفانی بودن، و دائم در حال پیشرفت بودن، تأکید می‏ورزم.

امروز همین ملت، همین جوانان، همین استعدادها، همین پاسداران و همین ارتش، قدم در میدانهایی گذاشته‏اند که اگر دشمن بشنود، باور هم نخواهد کرد. دشمن تبلیغات می‏کند که این‏ها بمب اتم درست می‏کنند! خودش می‏داند دروغ می‏گوید و همه هم می‏دانند این ادّعا دروغ است. دشمن نمی‏خواهد پیشرفتهای‏ ما را باور کند. یکی از برکات دفاع هشت‏ساله‏ی ما، همین پیشرفتهای علمی‏ و تکنولوژیکی و ساخت دقیق‏ترین ابزارهاست که با دست خالی و بدون هیچ سابقه‏ای آن‏ها را به دست آوردیم و جزو موجودی ملت ایران شده است. این مجموعه باارزش است و باید برای اسلام و مسلمین حفظ شود؛ یعنی جوان رزمنده‏اش که صف مقدّم است و خاکریز اوّل را نگه می‏دارد و نیز عواطف و ایمان پدر و مادر و عشق و جوش و شور آن کودک و دختر و پسر جوان و نوجوان که عمق انقلاب و میدان جنگ محسوب می‏شدند، باید حفظ شود. زمانِ جنگ، وقتی بسیجی به خانه برمی‏گشت، آنجا را هم صحنه‏ی دیگری می‏دید که او را دوباره امیدوارانه برمی‏گرداند. مردم، بازار مسلمانان، ادارات، بسیج‏های گوناگون دانشگاه و همه و همه مجموعاً سرمایه‏ی ملی هستند. این‏ها باید حفظ شوند.

هفتاد و نه مدال طلا در تاریخ ورزش ایران، ظاهراً سابقه ندارد و گویا در طول این سالیان دراز، هرگز هیچ مجموعه‏ای نتوانسته است این همه طلا بیاورد! خوب؛ خدا خواست این کار را هم، مثل خیلی کارهای بزرگِ دیگر، آقایانِ حزب‏اللّهی انجام دهند تا یاوه‏گویان نگویند که «از حزب‏اللّهی‏ها کاری برنمی‏آید.» بفرمایید! همین جنگ را هم حزب‏اللّهی‏ها به پیروزی رساندند و همین مرزهای کشور را هم حزب‏اللّهی‏ها حفظ کردند. این را همه باور کنند. اینکه ما در صنعت و فناوری و پیشرفتهای‏ علمی‏ و فنّی، با قبل از انقلاب، زمین تا آسمان فرق داریم، مرهون همین حزب‏اللهی‏ها هستیم. عمدتاً آن‏ها کردند و عمدتاً آن‏ها بودند که این بن‏بست‏ها را گشودند و پیش رفتند. ازاین‏رو، در همه‏ی زمینه‏ها- هم زمینه‏های اقتصادی و هم ورزشی و هم علمی و فرهنگی- به فضل پروردگار، کار به دست همین حزب‏اللّهی‏ها پیش رفته است. اکنون هم که بیشترین مدال را همین کاروان حزب‏اللّهی‏ها و آن هم در چند رشته‏ی ورزشیِ محدود به ارمغان آورده است. این مملکت، مملکت حزب‏اللّهی‏هاست و آینده‏ی این مملکت هم به‏دست همین حزب‏اللّهی‏ها و نیروهای انقلابی و مؤمن رقم می‏خورد و هرجا هم مشکلی عمده پدید آید، آن‏ها باید بیایند و آن را حل کنند. فضل پروردگار، این‏گونه هم خواهد شد.

توصیه‏ی دیگری که دارم این است که تا آنجا که می‏توانید به نیروهای داخلی تکیه کنید. البته می‏دانم این توصیه مورد توجّه شماست، چون تا حدود زیادی عمل هم شده است؛ لیکن می‏خواهم روی آن تأکید بیشتری کنم. استعداد در داخل کشور ما برجسته و بیش از حدّ معمول و متوسّط است. مکرّر گفته‏ام که متوسط استعداد در ایران بالاتر از متوسّطِ استعداد در کلّ جهان است. پیشرفتهایی‏ که در المپیادهای ریاضی و فیزیک و شیمی و ... به دست آوردیم، نشان داد ما جوانانی داریم که از استعدادهای بالایی برخوردارند. کسانی که در این مسابقات، مقامات بالا به دست آوردند، افراد استثنایی نبودند؛ بلکه فرزندان این مملکتند. یقیناً از قبیل این افراد هزارها و صدها هزار در این مملکت وجود دارند. این‏ها را به آموزش، پرورش، توسعه‏ی علم‏ و تحقیق تربیت کنید. به کار فرهنگی به معنای واقعی کلمه اهتمام ورزید. وقتی‏که این‏ها رشد پیدا کردند، می‏توانند کشور و بلکه دنیا را با دستهای خودشان اداره کنند. تکیه بر توان و امکانات داخلی نیز از همین مقوله است. تا آنجا که بتوانیم باید کشور را از مسأله‏ی نفت جدا کنیم که البته این هم محسوس است. آن طور که من در آمارها دیدم، به نظرم رشد صادرات غیر نفتی ما در سال هفتاد و سه‏ از رشدی حدود بیست درصد برخوردار بوده است که رشد خیلی بالایی است. در همین جهت پیش بروید و کاری کنید که ما بتوانیم از تنوّع در تولید اقتصادی و صادرات و استفاده‏ی داخلی کشور برخوردار باشیم و إن شاء اللّه از همه‏ی ظرفیتهای کشور استفاده کنیم.

ملت ایران بداند: امروز بزرگترین تلاشها و جهادها در سطح جهان که از نظر خدای متعال در جهت تحکیم اسلام و پیام اسلام است، این است که ایرانِ اسلامی آباد و برکاتش آشکار شود. باید زندگی در این کشورْ مایه‏ی رشک ملتهای دیگر شود، تا بخواهند از آن درس بگیرند. این، عاملی است که دشمن را محکوم می‏کند. دشمن می‏خواهد وانمود کند که اگر کشور و ملتی به آغوش اسلام پناه برد، باید در فقر زندگی کند، از پیشرفتهای‏ علمی‏ محروم بماند و نتواند خود را اداره کند. ملت ایران! شما در طول این شانزده سال- از اوّل انقلاب تا امروز- با این خواست دشمن جنگیده و مبارزه کرده‏اید. شما ملت بزرگ، عزیز، هوشیار و توانا، کاری کردید که کشور شما که در آغوش و زیرِ پرچمِ اسلام زندگی می‏کند، بتواند برای کشورهای دیگر الگو باشد. شما ملت ایران برای بازسازی این کشور خیلی زحمت کشیدید. هشت سال جنگ تحمیلی را از سر گذراندید؛ با دخالت دشمن مبارزه کردید؛ مرزها را حفظ کردید؛ استقلال را تأمین کردید و تا امروز، در آبادی این کشور سعی کرده‏اید. از امروز به بعد، وظیفه‏ی عمومی این ملت این است که این کشور را هرچه می‏تواند آبادتر و آبادتر کند.
در سازندگی کشور، همه شرکت کنند. ملت، وحدت و یکپارچگی خودش را حفظ کند تا تبلیغات دشمن نتواند در اذهان و افکار این ملت روشن‏بین، کمترین اثری بگذارد؛ همچنان که تا امروز این‏گونه بوده است. به فضل پروردگار، با گذشت چند سال دیگر، در سایه‏ی اسلام، ایرانی بسازید که هرکس از هرجای دنیا به این کشور نگاه کرد، معجزه‏ی اسلام را در سازندگی یک کشور و ملت به چشم خود ببیند.
اگر شما، خدای ناخواسته، در جنگ تحمیلی شکست خورده بودید یا سرزمینتان را از دست داده بودید، این موجِ بیداریِ اسلامی، متوقّف می‏شد. ملتها در وجود شما، اسلام و انقلاب اسلامی را تجربه می‏کنند. اگر شما نتوانسته بودید این‏گونه کشورتان را آباد کنید و عزّتتان را در دنیا حفظ نمایید، موج اسلامی متوقّف می‏شد. اگر شما نتوانسته بودید وحدت ملی‏تان را حفظ کنید، العیاذ باللّه، ایران دچار اختلافات و جنگهای داخلی می‏شد. الآن دشمنان می‏خواهند همین کار را بکنند و تلاش می‏کنند که این کار بشود. خدا می‏داند این وحدتی که امروز ملت ایران دارد، چطور مثل تیری در چشم دشمن می‏خلد و او را ناراحت می‏کند. دشمن می‏خواست ملت ایران، بعد از انقلاب یا بعد از جنگ یا بعد از رحلت امام، دچار دودستگی شود؛ جنگ داخلی راه بیفتد و همدیگر را بزنند و بکشند. بعد، استکبار به مسلمانان دیگر می‏گفت: «ببینید! این ملت ایران! این انقلاب اسلامی! بفرمایید!»
ملت ایران، وحدت و عزّت خود را حفظ کرد؛ آبادسازی و بازسازی کشور را ادامه داد؛ رشد خود را نشان داد؛ فرهنگ خود را پیش برد؛ دانشگاههای خود را، روز به روز آبادتر و شلوغتر کرد؛ علم و معرفت را روز به روز در کشور گسترش داد. پیشرفتهای کشور، روز به روز بیشتر شد. ملتها کور که نیستند! نگاه می‏کنند، این وضع را می‏بینند؛ لذا به اسلام رو می‏آورند. بیداری اسلامی و بازگشت به اسلام، روز به روز بیشتر می‏شود. اگر می‏خواهید اسلام بازهم پیش برود و بیداری اسلامی دنیای اسلام را فراگیرد؛ اگر می‏خواهید حتّی ملتهای غیر مسلمان به معنویت رو کنند و راه صحیح زندگی را بیابند، شما ملت ایران، باید همین اصولی را که تا امروز محترم شمرده‏اید، همیشه محترم بشمارید. وحدت و برادری‏تان را حفظ کنید. در ساختن و بازسازی کشور، همکاریتان را با دولتمردان دلسوز و علاقه‏مند، ادامه دهید.

خوب؛ وقتی‏که ما از علم‏ تعریف می‏کنیم، این در واقع تعریف از معلّم است. چرا؟ چون اوست که علم را به دیگران می‏بخشد. اگر معلّم نباشد، علم به دست نمی‏آید: «هرکه چیزی یاد گیرد، باید از استاد گیرد.» علم بدون معلّم، معنی ندارد. کار نیز همین‏طور است. هرکس از کار تعریف کند، از کارگر تعریف کرده است؛ چون کار بدون کارگر، معنی ندارد. درست توجّه کنید، ببینید این مفاهیم چقدر به هم مرتبط است! علم و کار برای یک ملت، دو بال است. ملتِ بی‏علم و بی‏کار، پیش نخواهد رفت. بنده، بدین خاطر، بارها عرض کرده‏ام که ملت ایران باید از اعماق دل به دو سلسله‏ی پادشاهی پهلوی و قاجار، لعنت بفرستد که این دو سلسله‏ی خبیث، دو بالِ مملکت و پیکره‏ی عظیم این ملت کهن، باهوش و بااستعداد را بریدند. نه علم و نه کار، هیچ‏کدام را برای این ملت فراهم نکردند. کاری که بود، کارهای بی‏ارزش یا کم‏ارزش بود. علمی که بود، علم تقلیدی و دستِ دوم بود. آن کاری را که از دل می‏جوشد و حقیقتاً پوشش و حلیه‏ی حیات می‏بخشد و کارهای اساسی در مملکت صورت می‏دهد، ترویج نکردند. هرچه توانستند، قلع‏وقمع هم کردند و بساط علمی را که از دل می‏جوشد و در آن ابتکار هست، برچیدند. آن خاندانها این جرائم را دارند. نتیجه این شد که ملّت ایران که در مسابقه‏ی علم و پیشرفت‏ تمدّن و دانش و تجربه، یا از دیگران جلوتر بود یا اقلَّا کسری نداشت، سالها عقب ماند. حال ما باید تلاش و کوشش کنیم‏ که بالاخره گلیم خودمان را از آب بیرون بیاوریم. إن شاء اللّه به همّت شما مردم، این کار را خواهیم کرد؛ که نشانه‏هایش الآن هم پیداست.

نکته‏ی بعدی، که آن هم اصل دوم در حوزه‏هاست، مسأله‏ی پیشرفت‏ و تطوّر علمی‏ و به روز بودنِ علمی است. آقایان! من می‏خواهم عرض کنم که فقهای بزرگی از قبیل صاحب «جواهر»- که ما به تعبیر امام رضوان الله تعالی علیه، فقهمان را «فقه جواهری» گفتیم- خصوصیت عمده‏اش این بود که اهل تحوّل در اندیشه‏هایِ رایجِ فقهیِ زمانِ خود بود. اعتنا به شهرت و اجماع و این‏ها، از خصوصیات افرادِ خیلی معتنی است. بعضی از فقها، چندان به شهرت و اجماعاتِ منقوله، اهتمامی ندارند. مرحوم صاحب «جواهر»، در مسائل مختلف، به شهرت و اجماع تکیه می‏کند. درعین‏حال، این مرد، دارایِ افکارِ نو و جدید است. ایشان فتاوایی دارد- یا آنجاها هم که به فتوا نرسیده، حرفهای نزدیک به فتوا دارد- که شاید قبل از ایشان، احدی از فقها نگفته است، یا لااقل معروف نیست. یکی همین مسأله‏ی «جهاد ابتدایی در زمان غیبت» است، که مشهور و معروف بین فقهایِ متأخّر این است که «مشروع نیست.» اما ایشان طوری بحث می‏کند که نتیجه این می‏شود که «مشروع است.» خوب؛ این نوآوری است. در مسائل گوناگون، مرحوم صاحب «جواهر» همین‏طور است. فقیهی می‏تواند الگو، برجسته و بزرگ باشد، که دارای چنین روحی باشد. مرحوم آیت‏اللّه بروجردی رضوان اللّه علیه که در زمان خودش قلّه‏ی فقاهت شیعه شد، از این قبیل بود. امام رضوان اللّه علیه از این قبیل بود.
در حوزه‏ها باید روح تطوّر علمی و فقهی وجود داشته باشد. حالا یک‏وقت به قدر فتوا مواد آماده نمی‏شود. خوب؛ نشود. بحث علمی را بکنند. من می‏بینم گاهی چند نفر در یک بحث فقهی، حرف جدیدی را مطرح می‏کنند. بعد، از اطراف به این‏ها حمله می‏شود که «شما چرا این حرف را زدید؟!» در این اواخر، بعضی از فقهای فاضلِ خوبِ دارای فکرِ نو، بعضی از حرفها را مطرح کردند که مطرح کردنش ایرادی ندارد. در حوزه‏ی علمیه، باید طاقتِ شنیدنِ حرفهای جدید، زیاد باشد؛ و لو به حدی نرسد که این فقیه فتوا بدهد. ممکن است دیگری، چیزی بر آن بیفزاید؛ فتوا بدهد. لذا، بنده به فضلای محترم و بزرگان قم، توصیه کردم که یک مجلّه‏ی فقهی منتشر کنید. یک مجلّه‏ی فقهی که فقط در آن افکار و آرایِ جدیدِ فقهی مطرح شود.

برای نیروهای شرآفرین، همه چیز براساس شر مطلوب و پسندیده است. اگر بخواهیم این حرفها را در محیط کار و درس شما و در این دانشگاه- که از افتخارات نیروی هوایی است- تصدیق کنیم، باید بگوییم: هرچه زمان پیش می‏رود و هر دوره که از دوره‏های تحصیلی شما می‏گذرد، اگر شما دانشجویانِ این دانشگاه و سایر مراکز علمیِ‏ نیروهای مسلّح، در راه صلاح و نیکی پیشرفت‏ کنید، در این چالش با نیروهای باطل، یک سنگر به جلو رفته و یک خاکریز دشمن را در هم نوردیده‏اید. این را به یقین بدانید که یکی از ابزارهای قدرت استکباریِ قدرت‏مندانِ زورگویِ امروزِ دنیا، فسادهای شخصی است و هریک نفر انسان که فاسد شود، قدرت استکباری در سطح جهان، یک‏قدم به جلو رفته است. فلسفه‏ی این امر نیز واضح است. زیرا قدرتهای شیطانی، با فساد انسانها، قدرت ادامه زندگی پیدا می‏کنند و بدون فساد آن‏ها، قادر به ادامه‏ی حیات خود نخواهند بود.

بحمد اللّه کار تحقیق در نیروی هوایی پایه‏ی استواری یافته است، و تحقیق خود پایه‏ی پیشرفت‏ علم‏ است. وقتی نیروهای مسلح از درون خود دانش و معرفت جوشیدند، باید یقین کرد که استقلال نه فقط یک اسم و ادعا که یک واقعیت و تبلور است. من این پدیده را در نهاجا به وضوح می‏بینم و از همه‏ی دست‏اندرکاران، از فرمانده‏ی نهاجا که اهل علم‏ و تحقیق است؛ از جهاد خودکفایی که نخستین پرچم خودباوری را بلند کرده است و از یکایک کسانی که در این پیشرفت‏ مؤثر بوده‏اند، تشکر می‏کنم.
مهم این است که اولًا باور داشته باشید که حالا کار را آغاز کرده‏اید و نپندارید که کار را تمام کرده‏اید؛ ثانیاً باور داشته باشید که تا همه جا می‏شود پیش رفت.

یکی از نقاط قوّت ملت ایران هوش بالای اوست. نه اینکه صرفاً ما مدّعیِ برخورداری مردم ایران از این نقطه‏ی قوّت باشیم؛ بلکه همه‏ی تحصیل‏کردگان یا مدرّسین دانشگاههای دنیا که با چنین مباحثی آشنایی دارند، می‏دانند متوسّط هوش ایرانی از متوسّط هوش جهانی بالاتر است. در همه‏ی دنیا، متخصّصینی که ضریب هوشی ملتها را برآورد می‏کنند و محقّینی که کارشان سنجش هوش و استعداد است بر این نقطه‏ی قوّت ایرانیان اذعان دارند. بنابراین، ملت ایران، ملتی باهوش است و نتیجه‏ی بهره‏مندی از این نقطه‏ی قوت آن است که پیشرفت‏ علمی‏، پیشرفت صنعتی و پیشرفت سیاسی برای او میسّر است.

امروز، در نظامهای ساخته و پرداخته‏ی فرهنگ غرب چه در خود منطقه‏ی جغرافیایی غرب، چه در جاهای دیگر دنیا در بخش ابزار و وسایل زندگی تا آنجا پیشرفت کرده‏اند که به کرات آسمانی رسیده‏اند. این از لحاظ علمی، انصافاً فوق‏العاده است. این را که دیگر نمی‏شود منکر شد. فرض بفرمایید به آسمانها بروند و دوربینهای تلسکوپ را در آنجا تعمیر کنند. این، پیشرفت عظیمی برای بشر است. اما اگر از نظر جهت‏گیری زندگی، بینشی که انسان به آن احتیاج دارد، نباشد، اصلًا این ابزار برای بشر هم لازم نیست؛ بلکه مضرّ است. انسانِ امروز، از این نظر عقب مانده است. دستش خالی است. معنویّت در دنیا نیست. جهت‏گیری درست، نیست. برای همین است که دنیا پر از ظلم و جور است. افسوس که بعضی، مطلبی به این وضوح را نمی‏فهمند! مگر این دنیا مال بشر نیست؟! مگر این علم و پیشرفت برای این نیست که انسان از آن‏ها استفاده کند؟! وقتی ما می‏بینیم در دنیا وضعی است که اکثر انسانها، روز به روز بدبخت‏تر می‏شوند و عدّه‏ای با همان ابزار پیشرفتهای علمی که مال انسان است، بر انسانیّت این‏گونه فشار می‏آورند، این کافی نیست که کسی بفهمد یک بال انسانیّت شکسته و افتاده است؟!
این، بال معنویّت است. اگر ما هم در جامعه‏ی خودمان، جنبه‏ی معنوی را ندیده بگیریم؛ آن را حذف نماییم، یا کوشش کنیم از صحنه خارجش کنیم، همین خواهد شد. از وقتی‏که ترشّحات و نشانه‏ها و طلیعه‏های فرهنگ غرب، به صورت قصّه و نقشه نه به صورت طبیعی و آنچه که لازمه‏ی زندگی عمومی بشر باشد به کشور ما سرازیر شد از اواخر سلطنت ناصر الدّین شاه مبارزه با دین و تلاش برای منزوی کردن دین هم شروع شد. البته عدّه‏ای، این‏ها را از زمان رضا خان می‏دانند و مربوط به سلاطین قاجار نمی‏دانند. اما این، یک واقعیّت است. منزوی کردن علمای دین؛ منزوی کردن دین؛ سعی در استخدام نیروهایی برای مقاصد خبیث که شروع شود، جامعه، جامعه‏ای خواهد شد که از لحاظ وسایل و ابزار زندگی که ما به آن می‏گوییم: دنیا؛ یعنی همان‏که در علوم امروز، علوم دانشگاهی نامیده می‏شود پیشرفت می‏کند. اما آن جامعه، یک جهتش ناقص است و آن، جنبه‏ی معنوی است.
حالا یک‏وقت است که جامعه‏ای در جنبه‏ی علومِ مربوط به ابزار زندگی پیشرفتی دارد. مثل جوامع غربی. امّا یک‏وقت در همان هم پیشرفت ندارد. مثل بسیاری از جوامع تابع غرب که معنویّت را حذف کردند، مادیّت را هم نتوانستند جلب کنند! مثل وضع زندگی خود ما در دوران حکومت پهلوی‏ها: معنویت را طرد کردیم، مادیّت را هم نتوانستیم به شکل مدرن و جدید و علمی و واقعی‏اش به داخل کشور بیاوریم. یعنی «خسر الدّنیا و الآخرة» شدیم!
آن طرف قضیه هم، همین‏طور است. یعنی اگر جامعه‏ای، فقط به جنبه‏های معنوی بپردازد و از علوم غافل بماند؛ از پیشرفت‏ علمی، از کشفیّات علمی، از نوآوریهای علمی، از تحصیل علم‏ میان فرزندان میهن، از ساختن انسان‏هایی که بتوانند زندگی را به شکل متناسب با نیازهای بشر درآورند با سهولت و سرعتی که امروز دنیا طلب می‏کند و نیازمند آن است غافل بماند، باز یک بال دیگرش شکسته است. خیال نکنید که اسلام طرف‏دار این است که همه چیز منحصر بشود در مسائل روحی و معنوی و نظر به مادیّات نباشد! نه! این انحراف، همان اندازه بزرگ است که آن انحرافِ اوّل. اسلام، انزوا از دنیا و زندگی را، به صورتی بسیار روشن رد کرده است.

امیدواریم خداوند متعال شما را مشمول لطف و رحمت خود قرار دهد، و روز به روز توفیقات شما را بیشتر کند و إن شاء اللّه در آینده هم شاهد پیشرفتهای‏ علمی‏ و فرهنگی و عملی و ابتکارات شما در میدانهای مختلف باشیم.

البته علم‏ پیش رفته است. یک عدّه می‏نشینند به پیشرفتهای‏ علمی‏ امریکا و بقیه‏ی جاها نگاه می‏کنند و حسرت می‏خورند. پیشرفت‏ علمی، مسلّماً ستایش دارد. عقب‏ماندگی علمیِ کشورهای عقب افتاده، مسلماً یک نکبت است و خدا کسانی را که این نکبتها را بر سر ملتهای مسلمان آوردند، مورد عذاب متزاید خودش قرار دهد و لعنت خدا بر دودمان مشئوم و ننگین پهلوی و قاجار که این بدبختی را این‏ها بر سر ملت ما در طول دویست سال گذشته آوردند. و الّا ما از لحاظ علمی، از امریکا بسیار جلوتر بودیم؛ ما از لحاظ علمی، در روزگاری از اروپا بسیار جلوتر بودیم. همین سلاطین، همین حکومتهای جائر، همین فرعونها و طاغوتها؛ همینهایی که حالا پس‏مانده‏ها و تفاله‏هایشان در اینجا و آنجا مجلّه و روزنامه منتشر می‏کنند و دم از همه چیز می‏زنند، نگذاشتند این ملت پا به پای ملل عالم، بلکه جلوتر از آن‏ها، پیش برود. بله؛ عقب‏ماندگی علمی تأسّف دارد. راهش هم این است که جوانان، بزرگها، پیرها، دانشمندان و مسئولین، همه و همه بکوشند و این خلأ را پر کنند. اما اینکه فلان کشور پیشرفت‏ علمی دارد، دلیل رستگاری آن کشور و آن ملت نیست. این را بدانید. ای‏بسا ملتهایی که از لحاظ علمی، امروز در اوجند، اما تا خرخره در لجن و فساد غوطه می‏خورند. همین الآن در دنیا، با نامهای بزرگ و زیر چتر ابرقدرتی، چنین ملتهایی زندگی می‏کنند. این را بدانید. در آن کشورها، زن، سیه‏روز است؛ مرد، بیچاره است؛ جوان، نابود شده است. دستهای فساد و فحشا و اعتیاد و جنایت و همه‏ی فنون بدبختی بشر، در آنجا قتل عام و بیداد می‏کند. منتها پوشش تبلیغاتی نمی‏گذارد این فجایع و مفاسد برملا شود. وقتی یک بلندگوی قوی دست یک جاهل و یک ظالم باشد، در بین هزاران نفری که بلندگو ندارند و لو میان آن هزاران نفر، از علما و فضلا و آدم‏های حسابی باشند صدای این، بر صدای همه‏ی آن‏ها غالب خواهد شد. امروز، دنیا این‏گونه است.

اولًا آن‏ها عالم بودند؛ ما هم باید سعی کنیم علم آن‏ها را پیش ببریم. علم آن‏ها میراث بزرگ و مهمی است. چهار نفر آدم که درکی از مسائل حقوقی و فقهی اسلام، یا از فلسفه‏ی اسلامی، یا از کلام اسلامی ندارند و لو صورتاً در رشته‏ای تبحری داشته باشند اگر اهانت و تحقیر می‏کنند، به این‏ها نگاه نکنید. فقه اسلام و در میان فقه اسلام، فقه شیعه، از لحاظ پیشرفتها و دقتهای عالمانه برای کسانی که اهل فن و فهمند، موضوع شگفت‏آوری است. شوخی نیست که انسانی مثل صاحب جواهر بنشیند، یک دوره فقه را از اول تا به آخر، با آن همه دقت و تحقیق، به تنهایی بنویسد و یک دائرةالمعارف را به تنهایی در حقوق اسلامی پدید آورد! این، به معجزه اشبه است. همین‏طور است شیخ انصاری. همین‏طور است صاحب ریاض. همین‏طورند بقیه‏ی علمای بزرگ، از متقدمین و متأخرین. شیخ مفید دویست تألیف دارد. علامه‏ی حلی نزدیک به سیصد تألیف دارد. خواجه نصیر طوسی یک طور دیگر. شیخ طوسی یک طور دیگر. این‏ها، برای کسانی که اهل فنند، خیلی حرف و معنی دارد. البته اگر یک آدم جاهل و بی‏معلومات و نادان، در جایی مشغول گردن کلفتی باشد و یک حقوق‏دان بزرگ از آنجا عبور کند، برای او با یک نفر آدم بی‏سواد فرقی ندارد. اگر یک پزشک بزرگ از آنجا عبور کند، برای او با یک آدم نادان یکسان است. تشخیص او که ملاک نیست؛ تشخیص اهل فن ملاک است. علم شیعه، علم والایی است که از حیث کمی و کیفی خیلی زیاد و خیلی بزرگ است. نگاه نکنید به کسانی که می‏ایستند و تحقیر می‏کنند و می‏گویند که «علمای شیعه کاری نکردند». شما نمی‏فهمید که چه کار کردند. «سخن‏شناس نئی جان من، خطا اینجاست.» این‏طور نیست که هرکس بتواند جایی بایستد و به میزان، نقدی بگذارد که خودش اهلش نیست. اینکه روش علما نیست؛ روش سفهاست.
علم آن‏ها زیاد بوده است. جامعه‏ی علمی‏ امروز اگر بخواهد آن میراث را گرامی بدارد و آن آبرو را حفظ کند، باید در علم جلو برود و پیشرفت‏ پیدا کند. حوزه‏های علمیه در یک میدان و علمای در غیر حوزه‏های علمیه، در میدان دیگر. فرض بفرمایید که شما در رشته وعظ و تبلیغ تلاش می‏کنید. بسیار خوب؛ گفته‏ها و گفتارها باید عالمانه باشد. از سخن سست باید پرهیز شود. از منبر بی‏مطالعه باید اجتناب شود. بهترین گفته‏ها و آخرین گفته‏های جدید در باره‏ی مسائل اسلامی، باید دانسته شود. البته ممکن است چهار منبر کمتر برویم؛ اشکال ندارد. انسانی که خوب بخواهد بگوید، ناچار است کمتر بگوید: «لاف از سخن چو در توان زد آن خشت بود که پرتوان زد.» اگر درش را بخواهیم پیدا کنیم، البته باید زحمت بکشیم؛ چاره‏ای نیست. آن‏کس که فرضاً در دانشگاهها مشغول تبلیغ و کار مخصوص روحانی است یا در ارتش و یا در سپاه مشغول تلاش روحانی است، باید نیاز فکری آن مجموعه و مخاطبین خودش را هوشمندانه و زیرکانه بشناسد. باید ببیند مخاطب او چه عقده و ابهام و سؤالی در ذهن دارد؛ و لو به زبان نیاورد. باید عالمانه آن مشکل را حل کند. اگر می‏تواند، خودش حل کند و اگر نمی‏تواند پیش عالم‏تر از خودش برود و مشکل را حل کند. این‏گونه است که سطح علم بالا می‏رود. هرکس در هرجایی که مشغول است و لو مشاغلی که مستقیماً به کار علم و درس و تحصیل ارتباطی ندارد؛ مثل مشاغل قضائی باید به این مسائل توجه کند. البته مشاغل قضائی، عالمانه است؛ اما به کار تحصیل و پیشرفت علمی، به طور مستقیم ارتباطی ندارد. یکی قاضی است؛ حقوق‏دان اسلامی است؛ باید به دقت کار و تلاش کند تا حکم واقعی الهی را در مورد آن واقعه و حادثه بیابد.
این، در باب علم. در باب قدس و تقوا هم معلوم است دیگر؛ عالمی که حرص به دنیا داشته باشد مردود است. عالمی که از محرمات اجتناب نداشته باشد، مردود است. نه اینکه عالم نباید از تمتعات زندگی بهره ببرد؛ اما مراتبی هست که انسان در آن مراتب، باید حقاً و انصافاً از تمتعاتی چشم بپوشد. علما هم مثل بقیه‏ی مردم، باید از تمتعات معمولی زندگی بهره ببرند؛ همان‏گونه که خداوند در باره‏ی پیغمبر فرمود: «قل انما انا بشر مثلکم.» اما این دو چیز حرص به دنیا و عدم تورع از حرام ممنوع است. اینکه حرص به دنیا در عالم احساس شود و لو به حسب ظاهر فعل حرامی هم نکند؛ اما همین‏طور از چپ و راست دنبال این باشد که بتواند مال دنیا را جمع کند ضدّ قدس است. یا اینکه خدای نکرده تورع از حرام نداشته باشد و دیده شود که برایش غیبت کردن آسان است، دروغ گفتن آسان است، و خدای نکرده ارتکاب بعضی از محرمات گوناگون آسان است. پس، این نسل موظف است چه از راه علم و تداوم رشته‏ی علمی و پیشرفت علمی و چه از لحاظ حفظ اعتبار تقوایی و قدسی، آبروی اسلاف را حفظ کند.

یکی دیگر از ارزشها، پیشرفت‏ دادن به دانش در این حوزه است. آن کسانی که در سطوحی هستند که می‏توانند به علم‏ پیشرفت‏ بدهند، باید این کار را بکنند. علم‏ را باید پیش برد؛ فقه را باید پیش برد. فقه ما اسلوب بسیار متقن و محکمی دارد؛ آن اسلوب همان چیزی است که به آن فقاهت می‏گوییم. فقاهت، یک شیوه برای استنباط و درک احکام الهی و اسلامی است. شیوه‏ی فهم معارف احکام از کتاب و سنت، که چگونه و با چه ابزاری مطلب را بفهمیم، شیوه‏ی فقاهت نام دارد. این شیوه، شیوه‏ی بسیار رسایی است و این منبع عظیمی که در اختیار ماست یعنی کتاب و سنت و دستاوردهای فکری گذشتگان مواد اولیه‏ی آن است. با این شیوه و در این قالبها، می‏شود تمام نیازهای بشر را استخراج کرد و در اختیار بشریت گمراه گذاشت. امروز ما خیلی احتیاج داریم که از این شیوه استفاده‏ی بهینه کنیم.

امروز علم در دست آن‏هاست در اینکه شکی نیست اما می‏خواهند گذشته‏ی علمی ملتها را هم نفی کنند؛ البته در جاهایی کلّ تمدنها را نفی می‏کنند! این غربی‏ها و اروپاییها که به نقاطی از دنیا مثل مناطقی از امریکای لاتین رفتند، کلّ تمدن را نفی کردند!
یک‏وقت رئیس‏جمهور پرو همین که دوره‏اش پارسال تمام شد به من می‏گفت که ما یک کاوشهای باستان‏شناسی داشتیم و طی آن یک تمدن بسیار پُرهیمنه‏ای را در این کاوشها کشف کردیم. یعنی تا پانصد سال قبل، کشور پرو تمدن و حکومت بسیار مقتدری داشته و از علم و ثروت هم برخوردار بوده است؛ اما امروز شما ببینید پرو در کجای دنیاست؛ اصلًا در دنیا چه حضوری دارد که بشود اسمش را آورد؟ هیچ‏چیز ندارد. کاری کردند که مردم پرو اصلًا از گذشته‏ی خودشان اطلاع ندارند. اگر هم حفاری و کاوشی لازم بوده، خودشان کردند و بردند؛ ته‏وتوهایش مانده که حالا این‏ها یک چیزهایی دارند کشف می‏کنند! در بعضی جاها این کار را کردند.
البته در مورد ایران نمی‏شده این کارها را بکنند؛ چون این همه کتاب و این همه اثر علمی‏ و این تاریخ مشعشع وجود دارد و نمی‏توانستند کاری بکنند؛ اما اثرش را از ذهنها زدوده‏اند؛ شما باید کاری کنید و این را برگردانید. البته این برنامه‏ی «مشاهیر جهان علم» مقداری تأمین می‏کند، اما حقاً و انصافاً کافی نیست. من عقیده‏ام این است که در همین برنامه‏هایی که الآن دارید همین برنامه‏های علمی‏ شب و صبح، و یا مثلًا در همان برنامه‏ی «روزنه» می‏توانید تا حدودی این خلأ را جبران کنید. البته راجع به این قضیه، مطلب مستقیمی نمی‏شود در آنجاها گفت؛ اما واقعاً شما آقایان و خانمها بنشینید فکر کنید، ببینید چه تدبیری می‏توان اندیشید که کیفیت بیان و القاء شما در هریک از این برنامه‏ها طوری باشد که بتوانید این گذشته‏ی علمی را به یاد نسل جدید بیاورید. در پیشرفت‏ علمی ما، واقعاً این یادآوری اثر دارد. این نسل اگر بداند که استعداد و گذشته‏ی آن‏چنانی دارد، یک طور به آینده خواهد نگریست؛ اما اگر تصور بکند که هرچه هست و نیست، دست اروپاییهاست و همیشه ما باید دنبال آن‏ها باشیم، این در پیشرفت‏ علمی ما طور دیگری اثر خواهد گذاشت.

شما دانشجویانی که در این محفل هستید و همه‏ی دانشجویان در سرتاسر کشور، متوجه باشید که یکی از بزرگترین وظایف شما، خودسازی اخلاقی است. اخلاق خود را تکمیل کنید؛ شما جوانان این فرصت را دارید. دوران، دوران شماست؛ شما در دوران خوبی زندگی می‏کنید؛ در سایه‏ی حکومت قرآنی و فرهنگ اسلامی زندگی می‏کنید. بنابراین، از لحاظ روحی و معنوی، فرصت برای والا و شایسته شدن دارید؛ این فرصت را مغتنم بشمارید. علم باید در کنار اخلاق، و پیشرفت‏ صنعتی و علمی‏ و مادّی در کنار رشد اخلاقی باشد. توجه به خدا هم مایه‏ی اصلی رشد اخلاقی به حساب می‏آید.

البته امروز کارهایی انجام گرفته است، امتحانهای نوبه‏یی هست، امتحانهای خوب هست، مدارس تخصصی هست، کلاسهای رشته‏های تخصصی اخیراً به وجود آمده و مقررات و ضوابطی گذاشته شده است؛ لیکن بایستی این‏ها به حد یک نظام درسی کامل، یا یک نظام کاری کامل، شامل درس و تحقیق و پژوهش و همان پنج مأموریت و مسئولیتی که پارسال عرض کردم حوزه‏ها دارند، برسد.
رئوس مطالب آن پنج مأموریت و مسئولیت، عبارت است از: احراز مسند افتا و تربیت انسانهای صالح برای افتا، تربیت مدرّس، انجام تحقیقات برای پیشرفتهای‏ علمی‏، مسأله‏ی قضا در جامعه و مسأله‏ی تبلیغ. این پنج مأموریت، کاری است که دم دست است. البته حوزه کارهای دیگر هم دارد و خیلی از کارهای مهم را می‏تواند و باید انجام بدهد؛ ولی این پنج مأموریت، دم دستی و حتمی است. بنابراین، نظام درسی فراگیر، چیز لازمی است و یکی از کارهایی است که بایستی در حوزه انجام بشود.

فرصتها، انصافاً فرصتهای ارزشمندی است. امروز در نظام جمهوری اسلامی، شما که رئیس یک دانشگاه هستید، می‏توانید از بن دندان و با اعتقاد راسخ احساس کنید و باور نمایید که برای مردمتان، به پیشرفت‏ علمی‏ کشورتان کمک می‏کنید. این خصوصیت، متأسفانه جز در دوره‏های بسیار معدودی، در محیط علمی کشور ما وجود نداشته است. آن وقتی‏که بر کلّ حیات سیاسی و اجتماعی یک کشور، حاکمیت بیگانه مسلط باشد، فکر می‏کنید دانش در آن کشور چه نقشی ایفا خواهد کرد؟ آن هم دانش پزشکی که قهراً کاری به مسائل سیاسی نخواهد داشت. فردی که پزشک خواهد شد و خدمات ارایه خواهد کرد، غیر از آن است که یک نفر برود فرضاً روزنامه‏نگار بشود، که ممکن است بگوید می‏روم تا مبارزه کنم. اما پزشک، طبیب و دردشناس و درمان‏شناس و عطوف و حنینِ نسبت به انسان‏هاست. او درد انسانها را می‏جوید، تا درمان کند. او خدمات ارایه خواهد داد. آن‏وقت در جامعه‏ای که کلّ جریان سیاست کشور در اختیار کانونهایی است که به نفع ملت فکر و کار نمی‏کنند، هر دانشجویی که درس می‏خواند، نمی‏تواند مطمئن باشد به نفع مردم کار خواهد کرد. نه اینکه هیچ‏کس به نفع مردم کار نمی‏کند اشتباه نشود خیر، کسانی با مجاهدت در می‏آیند و به نفع مردم هم کار می‏کنند؛ اما روال کلی این نیست. روال کلی، نفی سلامت زندگی در یک جامعه است.

هدف، تجمع شیعه، ایجاد رابطه بین خانواده‏ی شیعی، راقی کردن فکر این‏ها، رونق دادن به حوزه‏های علمیه‏ی این‏ها، حل کردن مشکلات این‏ها با بقیه‏ی گروههای مسلمان در افق جهان اسلام که همان وحدت و تقریب هم به اینجا ربط پیدا می‏کند و استفاده از امکانات این‏هاست. بعضی تاجر بزرگ، بعضی سیاستمدار بزرگ، بعضی آدم مؤلف خوب و عالم بزرگ و از این قبیل هستند. از این‏ها و امکاناتشان استفاده بشود.ما این اهداف را مشخص کنیم و بنویسیم. بعد با کار عمیق و علمی و نوشتن کتاب، خودمان را به معنای واقعی کلمه به این اهداف نزدیک کنیم. اگر فرض کنیم حادثه‏یی پیش آمد که پنج سال دیگر، این کنفرانس از بین رفت ممکن است دیگر مثلًا فرض کنیم پنج سال دیگر، مسئولان کشور به این نتیجه برسند که دیگر نمی‏خواهیم این کنفرانس باشد و تعطیلش کردیم، در ظرف این پنج سال، ذخیره‏ی قابل توجهی را به یادگار بگذارد. بعضی از تشکیلاتها هست که به مجرد خاموش شدن چراغش، اصلًا بکلی دیگر خاموش می‏شود؛ این‏طور نباشد.
بعد از آنکه کار ما تمام شد، فرض کنیم که پنج سال دیگر خواستیم اصلًا درِ این دکان را ببندیم؛ کلی محصول، کار علمی‏، پیشرفت‏ علمی و آثار باارزش ارایه کرده باشیم، جا پاهای ما معلوم باشد، کتاب نوشته باشیم، در واقعیت زندگی و دنیا اثر گذاشته باشیم و .... این کار، در این صورت بافایده خواهد بود. و البته این هم، استفاده از نیروهای خوب و عالم و به‏دردبخوری را می‏طلبد. در هرجا چنین نیروهایی بود، باید از این‏ها استفاده بکنیم. باید تلاش بشود که کار رها نگردد و هرکسی سراغ کار خودش نرود و این کار هم وسط بیفتد و هرگاهی یک‏بار هم، چند نفری دور هم جمع بشوند. نه، واقعاً برنامه‏ریزی گردد و طبق برنامه‏ریزی، کار بشود.

پس از پیروزی اسلام و تشکیل نظام مردمی و انقلابی جمهوری اسلامی، دشمنان خارجی بخوبی تشخیص دادند که این نظام انقلابی، با پشتوانه‏ی مردمی نیرومند خود و با اعتقاد راسخی که به نیروی ملی و مردمی خود دارد، خواهد توانست کشور را در جاده‏ی رشد و پیشرفت‏ مادّی بیندازد و عقب‏ماندگیها را با برنامه‏ریزی جبران نماید و دست بیگانگانِ سودجو و بدنیت را برای همیشه کوتاه کند. لذا از هر وسیله‏ای برای جلوگیری از سازندگی کشور استفاده کردند که یکی از آن‏ها، جنگ ویرانگری بود که بر مردم ما تحمیل نموده و موجب شدند که همت مردم و مسئولان، به جای سازندگی و پیشرفت علمی‏ و عملی، صرف دفاع از تمامیت و استقلال کشور شود.

همین‏قدر به شما برادران که کتاب و تاریخ خوانده‏اید، بگویم که سالهای متمادی است روال حرکت عالم به سمت دوری از معنویت و دین است. چند قرن است که دنیا این‏گونه حرکت می‏کند و البته این دلایلی دارد و چیز ناشناخته و مجهول‏العلّه‏یی هم نیست. در دویست سال اخیر- یعنی قرن نوزدهم و بیستم که اصطلاحاً قرن روشن‏فکری و انسان‏گرایی و اوج پیشرفتهای‏ صنعتی و علمی‏ است- حرکت با سرعت به سمت بی‏دینی و جدا شدن از معنویت بوده است. مقداری از این سیر طبیعی است؛ زیرا لازمه‏ی آن چیزهایی که پیش آمد، همین بود. یک مقدار هم حرکت ارادی و از روی برنامه‏ریزی بوده است.

ما معتقدیم زنان در هر جامعه‏ی سالم بشری قادرند و می‏باید فرصت پیدا کنند که در حد سهم خود، تلاش و مسابقه‏ی خویش را در پیشرفتهای‏ علمی‏ و اجتماعی و سازندگی و اداره‏ی این جهان به عهده بگیرند. از این جهت، میان زن و مرد هیچ تفاوتی نیست.

ملتی با این سابقه‏ی درخشان تاریخی، در دوران ستم فراگیر حکومت پادشاهی در این کشور- و بدتر از همه در این دویست یا صد و پنجاه سال اخیر، یعنی اواخر قاجاریه و همه‏ی دوران پهلوی- از لحاظ پیشرفت‏ علمی‏، در این حد از تنزل قرار گرفت. این، کاری است که انجام دادند و علت عمده‏ی این مسئله، جدایی دین از علم در کشور ما بود. علما و دانشمندان و محققان علوم طبیعی در کشور ما، از دین جدا ماندند و در نتیجه به درد مردم و کشور و ملتشان نخوردند. خوب‏ترها و بهترین‏هایشان رفتند و برای بیگانگان مفید واقع شدند. عده‏یی هم در همین‏جا بودند و برای بیگانه‏ها کار کردند. روشن‏فکرانی که در همین دانشگاهها درس خواندند، همانها بودند که در طول حکومت پهلوی، اداره‏ی این کشور را به خائنانه‏ترین وجهی بر عهده داشتند و به این ملت خیانت کردند. این‏ها، متخرجان همین دانشگاهها بودند و خدا رحم کرد که انقلاب اسلامی پدید آمد. آن نسلی که بتدریج از روشن‏فکران متأخر این جامعه فارغ‏التحصیل شده بودند و به سمت کارهای سیاسی می‏رفتند، به قدری نسل بی‏ریشه و بی‏اعتقاد و بی‏پیوندی بودند که خدا می‏داند اگر آن‏ها بر سر کار می‏آمدند، با این ملت و این کشور چه می‏کردند. هست و نیست و بود و نبود این ملت را می‏سوزاندند و از بین می‏بردند! خدا را شکر که آن‏ها مهلت پیدا نکردند و انقلاب اسلامی آمد و آن سلسله و طومار را درهم درید.

امروز، یکی از حساسیتهای استعمار و استکبار و امریکا و صهیونیستهای طراحِ فساد در عالم عبارت است از اینکه نگذارند کشورهای برخوردار از نظام انقلابی، از لحاظ علمی‏ پیشرفت‏ کنند. این حساسیت، نسبت به کشور ما مضاعف است؛ چون حساسیتی که آن‏ها نسبت به اسلام و انقلاب اسلامی دارند، نسبت به هیچ انقلاب دیگری نداشته و ندارند و نخواهند داشت. البته اگر در آینده، انقلاب غیر اسلامی‏ای تحقق پیدا کند، این حساسیت را نخواهند داشت. امروز، کسانی که می‏توانند دانش را در این کشور رشد بدهند، باید احساس وظیفه‏ی مضاعف کنند؛ چون دشمن نمی‏خواهد بگذارد ما روی پای خودمان بایستیم. روی پای خود ایستادن، آن وقتی تحقق پیدا خواهد کرد که علم از درون خود ما بجوشد و ما دست گدایی به سمت دشمنانمان دراز نکنیم. استعدادهای خوب و برجسته، دانش‏آموزان تیزهوش و کسانی که می‏توانند برای آینده‏ی کشور مفید باشند، بایستی خیلی احساس وظیفه و مسئولیت کنند. البته خیلی هم باید خوشحال باشند که علی‏رغم میل دشمنان، می‏توانند برای کشور و ملتشان مفید و مؤثر باشند.

ما باید از لحاظ اقتصادی هم خودمان را به‏طور کامل از زیر نفوذ قدرتها خارج کنیم. یعنی ملت ما باید بتواند بنا بر تشخیص و مصلحت خود، آن صنعت و کالا و متاعی را که احتیاج دارد، در داخل کشور و با استفاده از منابع و امکاناتِ موجود تولید کند. البته، امروز ما هنوز برای این کار مشکلاتی داریم و ملت به آن حد نرسیده است که بتواند تمام نیازهای خود را در داخل برآورده کند؛ زیرا در گذشته همه چیز این ملت به گونه‏یی بنا شده بود که به همان قدرتها وابسته باشد. صنعت دقیق ما که جای خود دارد، حتّی کشاورزی ما را وابسته کردند و بیگانگان و قدرتهای حاکم و رژیم منحط پهلوی و قبلیها، کاری کردند که کشاورزی ما با پیشرفتهای‏ علمی‏ دنیا ناآشنا باشد.
نمودار
    آخرین مقالات
    پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی