98/ 12/ 9

صفحه اصلی

اخبار

بيانات

پيام‌ها و نامه‌ها

احکام واستفتائات

دروس

دیدگاه‌ها

آثار و کتب

خاطرات و حکايات

صوت و تصوير

ویژه نامه

زندگی نامه

امام خمينی

» جستجوی پيشرفته

 
فرازهایی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با خانواده شهدای هفتم تیر

یك جمله در باب حادثه‏ى هفت تير و شهداى گرانقدر آن و مخصوصاً شخصيت ممتاز و برجسته‏ى مرحوم آيت‏اللَّه بهشتى (رضوان‏اللَّه‏تعالى‏عليه) عرض كنيم. اين حادثه از سويى حقيقتاً سند مظلوميت ملت ايران و جمهورى اسلامى بود، و از سوى ديگر نشانه‏ى اقتدار و استحكام اين نظام.

حادثه‌ی هفتم‌ تیر، سند مظلومیت
جمهورى اسلامى هنوز هم سند مظلوميت است؛ زيرا كسانى كه امروز پرچم مبارزه با تروريسم را سر دست گرفته‏اند، اما به‏دنبال جهان‏گشايى و كشورگشايى و دنباله‏گيرى مقاصد مادى و سياسى خود هستند، با تروريستهاى جرارِ پديدآورنده‏ى حادثه‏ى هفتم تير مثل دوست و برادر و خويشاوند رفتار مى‏كنند؛ از آنها حمايت مى‏كنند؛ با آنها همكارى مى‏كنند و با يكديگر توطئه مى‏كنند؛ همدلى به هم نشان مى‏دهند، در حالى‏كه اينها خودشان اقرار و بلكه افتخار كردند كه چنين حركت تروريستى فجيعى را در كشور ما به‏وجود آوردند؛ اين است مظلوميت ملت ايران.

حادثه‌ی هفتم تیر، نشانه‌ی اقتدار و استحکام نظام
حادثه‏ى هفتم تير همچنين نشانه‏ى اقتدار و استحكام هم است؛ چون اگر كسى شهيد بهشتى را مى‏شناخت و قوّت فكر و اراده و ابتكار در تصميم و اقدام را در اين شخصيت ممتاز مى‏دانست، خوب مى‏فهميد كه حذف يك چنين شخصيتى از مجموعه‏ى مديريتى كشور چه معنايى مى‏دهد. شهيد بهشتى حقيقتاً مثل سنگ آسياى گرانى بود كه با گردش خود، ده‏ها كار انجام مى‏داد؛ توليد انرژى مى‏كرد، كار راه مى‏انداخت، پيش مى‏رفت و فكر توليد مى‏كرد. وقتى كسى مثل اين شخصيت را كه در مديريت، در اجرا، در اقدام، در فكر، در مبانى فقهى و فلسفى، در تجربه و جهان‏ديدگى و روشنفكرى و وسعت‏نظر در آن پايه و رتبه بود، از دل مديريت نظامى نوپا بيرون بكشند و آن را از بين ببرند، بايد نظام فلج مى‏شد؛ اما نظام نه تنها با رفتن بهشتى و با رفتن شخصيتهاى برجسته‏ى ديگرى كه چه با او، چه قبل از او و چه بعد از او به شهادت رسيدند، فلج و زمين‏گير نشد، بلكه هر كدام از اين شهادتها مثل خون تازه‏يى در رگ كالبد زنده و پُرطراوت اين نظام جوان دوانده شد و او را سرحال‏تر، بانشاطتر و پُرانگيزه‏تر كرد؛ اين، همان استحكام نظام است، كه تا الان هم همين‏طور است.

به همين دليل، مردم ما براى شهادت شهدا مثل بقيه‏ى متوفى‏ها، به همديگر تسليت نمى‏گويند؛ تبريك مى‏گويند. وقتى بهشتى شهيد شد، مردم مى‏گفتند: «تبريك و تسليت»؛ غم در كنار فتح؛ اين، هويت اين نظام و انقلاب را روشن مى‏كند.

امروز هم حادثه‏ى هفت تير زنده است؛ ... و هم شهید بهشتی زنده است؛ پايه‏گذار و معمار نوين قضايى كشور

فرازی از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار مسئولان قوه قضائيه و خانواده شهداى هفتم تير 07/ 04/ 83


ایمان و صبر و هوشیاری مردم، ذخیره‌ی ارزشمند این انقلاب
يك جمله درباره هفتم تير عرض كنم. مهمترين چيزى كه در اين حادثه همه دلها و چشمها را به خود مشغول كرد، اين بود كه ضربه‏هاى خصمانه‌ی دشمن بر پيكره‌ی انقلاب هرچه سنگين‏تر باشد، جوشش ايمان و صلابت صبر و استقامت در مردم بيشتر خواهد شد. هفتاد و چند نفر از مديران برجسته‏اى كه در ميان آنها شخصيتى مثل شهيد بهشتى حضور داشت، يكجا به‏وسيله دشمن از نظام اسلامى گرفته شدند؛ آن هم با آن وضع فاجعه‏آميز و حزن‏انگيز. عكس‏العمل اين انقلاب و اين ملت چه بود؟ مردم، با ايمان و با صلابت صبر و استقامت خودشان و آن خانواده‏هاى معظّم با شكيبايى و بردبارىِ مؤمنانه‏شان، توانستند چنان پاسخى به دشمن بدهند كه در محاسبات مادّى و در هيچ وضعيتى قابل گنجانيدن نبود و نيست. انقلاب را بيمه كردند، دشمن را مطرود كردند و نام ملت ايران را بلند آوازه كردند. هميشه همين‏طور است. تا وقتى كه ايمان و صبر و هوشيارى و بردبارى مردم ذخيره‌ی ارزشمند اين انقلاب و اين نظام است، دشمن از وارد آوردن ضربه به اين نظام و اين انقلاب هيچ طرفى نخواهد بست و هيچ سودى نخواهد برد و انقلاب مستحكم‏تر خواهد شد. شهيد بزرگوار ما - مرحوم آيةاللَّه بهشتى - يك شخصيت نمونه و ممتاز در نظام اسلامى بود كه در اين حادثه از دست ما گرفته شد؛ اما هم ياد او زنده ماند و هم خون او و يارانش انقلاب را پايدار كرد و اين درس بزرگ براى انقلاب ماند

فرازی از بیانات مقام معظم رهبرى در ديدار با مسئولان قوّه قضاييّه و خانواده‏هاى شهداى هفتم تير 07/ 04/ 79


شهدای هفتم تیر، شهدای حاکمیت ارزش‌های اسلامی و اساس جمهوری اسلامی
اين اتّفاق پُرمعنايى است كه هفته قوّه قضاييّه، هفته شهادت است و نام قوّه قضاييّه با نام يك شهيد بزرگ و فراموش نشدنى گره خورده است. سختى كار قوّه قضاييّه و عظمتِ مسئوليتى را كه اين قوّه بر دوش گرفته است، از اين‏جا مى‏شود حدس زد. اگر كسى قضاياى كشور ما را از آغاز دنبال كرده باشد، اين را مى‏فهمد كه يكى از نقاطى كه از اوّلِ تشكيل نظام اسلامى، دشمنان اسلام و اين نظام را به مخالفت بر مى‏انگيخت، همين مسأله قوّه‌ی قضاييّه و قضاى اسلامى بود.

در رأس قضاء كشور، يك شخصيت فاضل، روشنفكر، آگاه، مدير، باتدبير و از عمق جان معتقد به احكام و قضاى اسلام قرار داشت. اين چيزى بود كه بسيارى از مخالفتها را عليه شهيد بهشتى و قوّه قضاييّه در آن روز سازماندهى مى‏كرد. امام فرمودند شهيد بهشتى مظلوم بود. ما هم يادمان هست كه او چقدر مظلوم بود؛ اما اين مظلوميت از سوى چه كسانى بر او تحميل مى‏شد؟ از جمله كسانى كه بايد پاسخ مظلوميت اين شهيد عزيز را بدهند، اينهايى هستند كه حاضر نبودند قضاى اسلامى را در جامعه ايران اسلامى تحمّل كنند. اينها مايل بودند كه قضاوت كشور، همچنان با الگوهاى ناقص، نارسا، كاملاً كهنه شده و منسوخِ غربى ادامه پيدا كند؛ آن هم با همان فسادهايى كه قبل از انقلاب چنان در دستگاه قضاء رسوخ كرده بود كه شبيه آن را در كمتر جايى مى‏شد پيدا كرد. اين كه بناى قضاى اسلامى به دست يك معمار توانا و شجاع و بااراده، آن هم درست بر پايه‏هاى اسلامى تشكيل و بنيانگذارى شود، براى آنها غير قابل تحمّل بود. مى‏خواستند مسئولان قضاى اسلامى را با هو و جنجال و تهمت زدن از ميدان خارج كنند. كسانى كه آن زمانها را به ياد دارند، جزئيات را مى‏دانند.

شهداى هفتم تير، شهداى حاكميت ارزشهاى اسلامى و اساس جمهورى اسلامى‏اند. اين‏طور نبود كه كُشندگان و تروركنندگان و حمله‏كنندگانِ ناجوانمرد به شهداى عزيز هفتم تير، با شخص و جناح و گروهى مخالف باشند؛ آنها با اصل نظام اسلامى و استقلال ايران مخالف بودند. نامها تأثيرى نمى‏گذارد؛ حقايق را بايد در نظر گرفت. حقيقت مخالفت با شخصيتهايى مثل شهيد بهشتى و ديگر بزرگانى كه در هفتم تير به شهادت رسيدند، در همين جمله خلاصه مى‏شود: مقابله با حاكميت اسلام و قوانين و ارزشهاى اسلامى. لذا اين عزيزان در تاريخ ما جاى برجسته‏اى دارند؛ هم شهيد بهشتى و هم ديگر عزيزان شهيدشده در آن ماجراى خونبار.

فرازی از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار مسئولان قوّه قضاييه، خانواده‏هاى شهداى هفتم تير و جمعى از قُضات‏ 07/ 04/ 80


خلل وارد نکردن این حوادث به استحکام بنای جمهوری اسلامی به دلیل ایمان و حضور مردم
يك جمله درباره حادثه‌ی مهمّ هفتم تير عرض كنيم و آن اين است كه شايد از همه ابعاد متعدّدى كه اين حادثه داشت، اين بُعد جالب‌تر باشد كه اين حادثه نشان داد ضربه‏هاى سهمگينى از اين قبيل هم حتّى نمى‏تواند به استحكام بناى جمهورى اسلامى كه به ايمان و حضور مردم تكيه كرده است، خللى وارد كند. اين حادثه، حادثه‌ی ‌کوچكى نبود. چنين حادثه‏اى در هر نقطه دنيا كه اتفاق بيفتد براى فرو ريختن يك نظام كافى است. اين همه اشخاص مؤثّر، مهم، خوش‌فكر و مبارز، به دست جنايتكار تروريستها در يك لحظه از بين بروند و نظام آن را تحمّل كند و از آن وسيله‏اى براى استحكام هرچه بيشتر خود به‏وجود آورد! اين چيز شگفت‏آورى بود؛ اين به بركت حضور و ايمان مردم و به بركت استحكام ساخت درونى نظام اسلامى بود و به فضل پروردگار، هميشه همين‏طور خواهد بود.

انسان محاسبه‌ی الهی را ملاک قرار دهد
شما ملاحظه كنيد، خداوند متعال حبيب خود، پيغمبر مكرّم و معظّم را در امتحان دشوارى قرار داد كه در آن واقعه بيشترين چيزى كه در تهديد لطمه بود، آبرو و اعتبار خود پيغمبر بود؛ قضيه‏اى كه در سوره احزاب بيان شده است: «و اذ تقول للّذى انعم اللَّه عليه و انعمت عليه، أمسك عليك زوجك واتّق اللَّه و تخفى فى نفسك مااللَّه مبديه». در اين حادثه، افكار و عواطف عمومى ممكن بود عليه پيغمبر تحريك شود؛ موضع، موضع تهمت بود؛ «و تخشى النّاس واللَّه احقّ ان تخشاه». خدا به پيغمبرش مى‏گويد ملاحظه حرف اين و آن را مى‏كنى، در حالى‏كه بايد ملاحظه خدا را بكنى. و پيغمبر ملاحظه خدا را كرد و اين امتحان بزرگ و بسيار دشوار را از سر گذراند. در اين‏جاست كه اين آيه تكان دهنده ذكر مى‏شود: «الّذين يبلّغون رسالات اللَّه و يخشونه و لا يخشون احداً الّا اللَّه». لازمه تبليغ رسالات الهى اين است. عدّه‏اى را بر اثر اشتباه يا سوءفهم يا تبليغات خصمانه و موذيانه در مقابل انسان قرار مى‏دهند؛ راه مقابله فقط اين است كه انسان محاسبه‌ی خدايى را ملاك قرار دهد. لذا در پايان همين آيه مى‏فرمايد: «و كفى باللَّه حسيبا»؛ خدا محاسبه كننده است؛ اوست كه قضاوت خواهد كرد كه من و شما در اين راه، درست حركت كرده‏ايم يا نه. اگر خدا اين‏طور قضاوت كرد، آن وقت خاصيت با خدا بودن اين است كه خودِ خداى متعال متكفّل اصلاح نظر مردم هم خواهد بود: «من أصلح ما بينه و بين‏اللَّه اصلح اللَّه ما بينه و بين النّاس». خداى متعال خودش اين بخش قضيه را هم به عهده مى‏گيرد؛ كمااين‏كه در قضيه پيغمبر به عهده گرفت و حقيقت را روشن كرد.

شهيد عزيز ما، مرحوم بهشتى هم بزرگترين امتحانش اين بود. آن مقدارى كه در آن دوره به اين سيّد بزرگوارِ نورانىِ ارزنده برجسته، دستهاى تبليغاتى دشمن تهمت زدند، به كمتر كسى از عناصر انقلاب در طول زمان اين همه اهانتهاى خصمانه و بغض‏آلود كردند. گفتند انحصارطلب است، متكبّر است، قدرت‏طلب است، دنبال ديكتاتورى است؛ اما او راه خود را با قدرت و قوّت طى كرد. البته جان خودش را گذاشت؛ اما در واقع با استقامت در اين راه، جان و حقيقت و هويّت خودش را به عرش اعلى‏ رساند. همه اينها براى ما درس است.

فرازی از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار مسئولان، قضات و كاركنان قوّه قضاييّه‏ 07/ 04/ 82


خوب است همه به ياد داشته باشيم كه اين كشور، اين انقلاب و اين تاريخ، نجات‏يافته اين مجاهدتها و اين خونهاست. بدانيم كه اين انقلاب و اين ملت و اين كشور، بخصوص فعّالان اين نهضت بزرگ، چه دشمنان خونخوار و بيرحمى در كمين داشتند و هنوز هم دارند. همانهايى كه شهيد بهشتى را از دست اين ملت گرفتند، هنوز در دنيا هستند. همانهايى كه آنها را كمك مى‏كردند، هنوز هم مى‏كنند. مبادا بعضى ساده‏دلي‌ها يا احياناً كج‏فكريها موجب شود كه ما تصوّر كنيم دشمنيها و دشمنها تمام شدند؛ كه اين خطر بزرگى را توليد خواهد كرد. براى كسى كه در مواجهه با دشمن است، هيچ خطرى بالاتر از فراموش كردن دشمن نيست.

شهادت، پاداش بزرگ خداوند به شهید بهشتی و یارانش
به‏هرحال، آنها به پاداش خودشان رسيدند. حقيقتاً مردن معمولى و در بستر، براى كسانى مثل شهيد مظلوم ما - مرحوم شهيد بهشتى - با آن همه تلاش، با آن همه همّت و غيرت كم بود و بايد شهيد مى‏شد. شهادت پاداش بزرگى است كه خداوند به او و يارانش داد. اميدواريم كه همچنان در نعيم الهى باشند و هستند و روزبه‏روز درجات آن عزيزان متعالى باشد و ما هم در همين راه و به‏سوى همين هدف، به آنها ملحق شويم.

فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار مسئولان دستگاه قضايى كشور و خانواده‏هاى شهداى هفتم تير 07/ 04/ 77


بديهى است كه دشمن در آن مقطع حساس مى‏خواست به اين وسيله اگر بتواند، نظام را منهدم كند. شخصيت عظيم‏القدرى مثل شهيد بهشتى را از يك انقلاب گرفتن، شوخى نيست. تعداد كثيرى از چهره‏هاى كارآمد و نام‏آور، وزرا، نمايندگان مجلس شوراى اسلامى، مسئولان قضايى و افراد مبارزِ سابقه‏دارِ فعالِ مخلص ِ پاكبازِ اين راه را از يك انقلاب گرفتن، كار كوچكى نيست. واقعاً اگر در هر نظامى چنين چيزى اتفاق مى‏افتاد، ضربه‏ى غيرقابل جبرانى مى‏زد و شايد آن نظام را منهدم مى‏كرد؛ اما در ايران اين‏طور نشد.

آن رهبرى الهى و بى‏نظير، اين ملت استثنايى و عظيم‏القدر، آن شعارها و آن شور انقلابى و آن معارف ترويج‏شده‏ى در ميان مردم در طول مدت قبل و بعد از انقلاب، آن‏چنان اين كشور و اين انقلاب را مجهز كرده بود كه اين ضربه نتوانست كارى بكند. البته ضايعه‏ى بزرگى بود. مگر چند نفر امثال شهيد بهشتى يا آن چهره‏هاى مبارز و آن افراد مخلص و پاكباز، در يك كشور و در ميان يك ملت به ظهور مى‏رسند؟ ضربه خيلى سنگين بود، ولى نظام ايستاد. ده سال هم از آن روز گذشته و شما ديديد كه در طول اين مدت، آن جنگ ويرانگر تمام شد و ملت از آن سربلند بيرون آمد. حوادث بزرگ و توفانهاى منطقه‌اي و جهانى پيش آمد؛ ولى اين كشور و اين ملت مثل كوه ايستادند.

خداى متعال هيچ‏وقت ملتى را بى‏حساب‏وكتاب حمايت نمى‏كند. اين‏طور نيست كه ما بگوييم حالا كه خدا و قدرت الهى از ما پشتيبانى مى‏كند، پس ما ديگر مسئوليتى نداشته باشيم؛ برويم و مشغول كار خودمان باشيم. نخير، حمايت و دست قدرت الهى، به خاطر فداكاريهاى شما، به‏خاطر خون شهيدان، به‏خاطر ايمان مردم، به خاطر صبرى كه ملت ما در مراحل مختلف از خودشان نشان دادند، به خاطر صدق اين ملت در عشق به اسلام، به خاطر راهنمايي‌ها و خط روشن ارايه‏شده به وسيله‏ى آن مرد بى‏نظير، و به‏خاطر حضور مردم در صحنه بوده است. اگر اينها را حفظ كرديم، خداى متعال باز هم از ما حمايت خواهد كرد.

استكبار هميشه درصدد فاجعه‏آفرينى است‏
آن نكته‏ى اصلى را كه مى‏خواهم عرض كنم، اين است كه استكبار كه با اسلام و انقلاب اسلامى دشمنى دارد، هميشه و در هر زمان به شكلى درصدد فاجعه‏آفرينى است. هميشه هم كسانى را پيدا مى‏كند كه در اين فاجعه‏آفرينى، ابزار و آلت دست او بشوند. يك روز منافقين را پيدا كرد كه فاجعه‏ى شهادت رجايى و باهنر و فجايع ديگرى را به وجود آوردند؛ يك‏وقت هم رژيم عراق را پيدا مى‏كند و جنگ هشت‏ساله را به وجود مى‏آورد. بنابراين، در هر مقطعى استكبار و امريكا و سرمايه‏داران بزرگ بين‏المللى - كه با همه‏ى وجود با اسلام و انقلاب اسلامى دشمن و مخالفند - ابزارهايى را پيدا مى‏كنند.

در دنيا انسانهاى بد و پست و گروههاى فرومايه و خودفروخته كم نيستند. پس، دشمن همواره دشمن است و درصدد ضربه زدن؛ ابزار هم هميشه در اختيار اوست؛ يعنى ابزار لازم را براى ضربه زدن پيدا مى‏كند. وظيفه‏ى ما در اين ميان، هشيارى و حفظ اصول و موازين انقلاب است؛ اين تكليف ماست. مبادا كسى خيال كند كه يك دوران، دوران اين ضربه‏ها بود و تمام شد؛ نخير، اگر ما تا پنجاه سال ديگر هم غفلت بكنيم، دشمن مشت خودش را وارد مى‏كند.

دشمن از اسلام و ملت سیلی خورده است
دشمن از اسلام و از اين ملت سيلى خورده است. دشمن سفره‏اش در اين كشور جمع شده است.

ما بايد هوشيار باشيم و فريب نخوريم‏
اگر بخواهند با موج حركتى كه ملت ما انجام داده، مقابله كنند، راهش آن است كه اين ملت را از ميدان خارج كنند و به او ضربه بزنند. پس، تا پنجاه سال ديگر هم كه باشد، استكبار از ضربه‏زدن منصرف نيست. ما بايد هوشيار باشيم و فريب نخوريم. ما بايد تحت تأثير تبليغات دشمن قرار نگيريم. ما بايد ايمانمان را به نظام اسلامى از دست ندهيم؛ چون وقتى دشمن مى‏خواهد ضربه وارد كند، اول پايه‏هاى ايمان مردم را متزلزل مى‏كند، تا بتواند ضربه را خوب واردکند

فرازی از بيانات در ديدار با خانواده‏هاى شهداى هفتم تير08/ 04/ 70


حادثه‌ی هفتم تیر، حادثه ‌ای فراموش نشدنی در تاریخ انقلاب
مسئله‏ى هفتم تير، حادثه‏اي فراموش‏نشدنى در تاريخ انقلاب ماست و هنوز هم در دنياى سياست و در سطح جهان، هفتم تير قابل طرح و احتجاج است. در ماجراى هفتم تير، دو گروه رسوا شدند:

گروه اول كسانى بودند كه ادعا مى‏كردند طرفدار مردم و خلق و انقلابند. آنها پرده‏ى غليظى از ريا و دروغ و خدعه بر كار خودشان كشيده بودند. حادثه‏ى هفتم تير، اين پرده را دريد و آنها را افشا كرد. گروهكها بعد از اين واقعه خيلى هم تبليغات كردند، اما ملت ايران تحت تأثير آن حادثه و حوادث مشابه آن كه بعداً اتفاق افتاد - اگرچه به آن عظمت نبود - چهره‏ى منافقين و گروهكهاى مدعى را شناخت؛ معلوم شد اينها ضد همه‏ى ارزشهاى انسانى هستند و از آدمكشى در ابعاد وسيع آن ابايى ندارند و به خاطر تحقق هدفها و مقاصد شوم خود، حاضرند با انقلاب بزرگ اسلامى - كه در حساس‌ترين لحظات عمر خود، درگير جنگ همه‏جانبه شده بود - مبارزه كنند و در چنين شرايطى دست به جنايتى بزرگ بزنند و ملت ايران را داغدار كنند.

گروه دوم، قدرتهاى جهانى مدعى حقوق بشر و ضديت با تروريسم بودند. البته باز هم سردمداران سياستهاى جهانى، با وقاحت و گستاخى همين شعارها را مى‏دهند و هنوز هم سردمداران رژيم امريكا و بسيارى از كشورهاى اروپايى ادعا مى‏كنند كه با تروريسم مخالفند! ليكن مسئله‏ى تبليغات و هياهو و جنجال يك مسئله است، و واقعيتهايى كه براى مردم آگاه و بصير در سطح عالم روشن مى‏شود، مسئله‏ى ديگرى است.

امريكا و بعضى از كشورهاى اروپايى مروج تروريسم هستند
كاملاً واضح است كه وقتى دولتى مثل امريكا يا بعضى از كشورهاى اروپايى، از گروهكهاى تروريستى كه دستشان به خون آحاد ملت آغشته است، حمايت مى‏كنند و آنها را در كشورهاى خود راه مى‏دهند و پناهنده‏ى سياسى قلمداد مى‏كنند، نمى‏توانند در ادعاى مبارزه با تروريسم صادق باشند. اينها مروج تروريسم هستند و تروريستها را براى تحقق مقاصد شوم خود، در دامان خويش تربيت مى‏كنند.

كسانى كه در حادثه‏ى هفتم تير و ديگر حوادث انقلاب به شهادت رسيدند و خونشان ريخته شد، نفوس زكيه‏اى از افراد بشر و انسانهاى ممتاز جامعه بودند. در بين اينها، علما و دانشمندان و مبارزان قديمى و توده‏هاى مردم و انسانهاى فداكار و كسانى كه براى ملت و كشور و آرمان و انقلابشان فداكارى مى‏كردند، وجود داشتند. كشتن آنها طبق كدام ميزان از موازين مجاز است، و چه كسى مى‏تواند كُشندگان آنها را تروريست نداند و جنايتكار نخواند و محكوم نكند؟ اين، يك حقيقت روشن است.

ادعاهاى طرفدارى از حقوق بشر، دروغ و فريب است‏
ما به ادعاهاى طرفدارى از حقوق بشر، كه امروز از طرف دولتها و سازمانهاى وابسته به ابرقدرتها در دنيا اعلام مى‏شود، كوچكترين اعتقادى نداريم. ما اينها را فريب و خدعه و دروغ مى‏دانيم. ما معتقديم تروريسم در دامان رژيم امريكا و بسيارى از حكومتهاى غربى و قدرتهاى زورگوى جهانى پرورش مى‏يابد و رشد مى‏كند.

ملتى كه به هيچ قدرتى از قدرتهاى عالم وابسته نيست و از حقوق خود و مرزهايش دفاع مى‏كند و دم از استقلال مى‏زند و به اعتراف همه‏ى دنيا مى‏خواهد بر سرنوشت خود مسلط باشد، با چه مجوزى يك عده از افراد خرابكار حق داشته باشند انسانهاى باارزش و دانشمند و انقلابى اين كشور را با چنين وضعيت خون‏آشامانه‌ا‏ي ترور كنند و به شهادت رسانند و بعد هم دولتهاى غربى بدون هيچ شرم و ملاحظه‏اى، اسم اينها را به عنوان يك سازمان بياورند و در كشورشان راه بدهند و نشريات اينها را منتشر كنند؟!

سخنرانى در مراسم بيعت خانواده‏هاى شهداى هفتم تير، اعضاى شوراى عالى قضايى، قضات و مسئولان دادگسترى و جمعى از مردم لرستان‏ 07/ 04/ 68


آسیب ناپذیری انقلاب از این حوادث
اگرچه سالهاى زيادى پى‏درپى از آن حادثه گذشته است، ولى حقيقتاً ابعاد آن حادثه از جهات مختلف كهنه نشده است و شايد بعضى از آن ابعاد برجسته‏تر هم شده است. اولاً شخصيت شهداى اين حادثه بخصوص بعضى از آنها كه حقاً و انصافاً جزو برجستگانى بودند كه ما در طول دوران نهضت و مبارزات و دوران اختناق و همچنين در آن مدت كوتاه بعد از پيروزى نظير و شبيه آنها را كم داشتيم و در بين همه‏ى آنها، از همه برجسته‏تر شهيد مظلوم مرحوم آيةاللَّه بهشتى (رضوان‏اللَّه‏تعالى‏عليه) است كه حقاً و انصافاً يك چهره‏ى برجسته و عظيم‏الشأن و يك انسان به ياد ماندنى بود. هم از جنبه‏ى علمى، هم از جنبه‏ى شخصيتى و خصلتى و هم از جنبه‏ى فكر و انديشه‌ا‏ي كه در زمينه‏هاى سياسى و تشكيلاتى و تدبير امور كشور خودش را آشكار مى‏كرد و حقاً براى ما يك ضايعه بود، اگرچه براى خود آن بزرگوار يك اعتلاء مقام و يك علوى بود كه به هيچ وسيله‏ى ديگرى بدست نمى‏آمد. از آن بزرگوار كه مى‏گذريم، چهره‏هاى ديگر هم اعم از روحانيون و علمايى كه بودند، يا مبارزين قديمى كه در آن جمع بودند، يا جوانها و تحصيل‏كرده‏ها و روشنفكرهايى كه در فضاى آن روز انقلاب و محيط تشكيلاتى حزب جمهورى اسلامى مى‏درخشيدند مثل ستاره‏ى درخشانى، حقاً و انصافاً اين مجموعه، يك مجموعه كمياب بلكه نايابى بود در انقلاب ما. ... لكن آن چيزى كه از اين هم مهمتر است اين نكته است كه اين هيچ‏وقت كهنه نخواهد شد كه از بناى جمهورى اسلامى، اين پايه‏ها ناگهان فرو ريخت و اين بنا متزلزل نشد. اين خيلى مسئله‌‏ى حائز اهميتى است. يك نفر هم گاهى در يك تشكيلاتى، در يك كشورى، در يك نظامى، وقتى كه از دنيا مى‏رود، يا حذف مى‏شود، حتى يك نفر مى‏بينيد كه فقدان او مجموعه را متزلزل مى‏كند. اما فقدان هفتاد و دو نفر، با اين خصوصياتى كه به مختصرى از آن اشاره شد نتوانست مجموعه را متزلزل كند، بلكه حتى پايه‏ها را مستحكم‏تر كرد. اين،آن نكته‏ى مهم و به ياد ماندنى و چيزى است كه واقعاً جزو اختصاصات اين نظام الهى است. البته شكى نيست كه وجود پربركت و پرفيض امام بزرگوار ما كه مثل كوهى ايستاده بود، پشتوانه همه‏ى استقامتها بود. در اين هيچ ترديدى نيست. لكن استوارى نظام و استوارى امام، خود يك آيتى است كه نمى‏شود از آن به آسانى گذشت.

فرازی از بيانات مقام معظم رهبرى‏ در ديدار خانواده‏هاى شهداى هفتم تير 8/4/73


شهید بهشتی: معمار دستگاه قضایی و سیدالشهدای انقلاب
يك جمله راجع به هفتم تير و مرحوم آيةاللَّه بهشتى (رضوان‏اللَّه تعالى عليه) عرض بكنم. شخصيت آن شهيد عزيز و بزرگوار، حقّاً جزو شخصيتهاى ممتاز كشور بود؛ در آن وجود شريف و كم نظير، جمع بين علم و تقوا و تدبير و خلقيات انسانى ارزشمند شده بود؛ و قوه‏ى قضاييه‏ى جمهورى اسلامى را چنين شخصيتى بنيانگذارى كرد. كسى كه هم علم به مبانى و مقررات اسلامى داشت و فقيه بود، هم با مسايل جهان امروز، هم به نيازهاى كشور آشنا بود، و مى‏دانست كه اين كشور، چگونه دستگاه قضايى را لازم دارد، هم از لحاظ قدرت مديريت و سازماندهى، يكى از برجستگان قطعى بود.
اگر چه درباب شهادت، خسارت وجود ندارد، و هيچ شهيدى را نمى‏توان اين طور ارزيابى كرد كه شهادت او، خسارتى براى دنياى اسلام باشد، چون آنچه بر شهادت مترتب مى‏شود، آن قدر عظيم است كه هر ضايعه‏يى را - هر چه هم بزرگ باشد - مى‏پوشاند؛ ولى از دست دادن اين شهيد بزرگوار، همچنين بقيه‏ى شهداى هفتم تير و شهداى قوه‏ى قضاييه، حقاً ضايعه‏ى بزرگى بود؛ كه اميدواريم خداوند ارواح طيبه‏ى همه‏ى آنها را با اوليائش محشور كند، و رشحه‏اى از بركات اين عزيزان را بر همه‏ى دستگاههاى كشور، مخصوصاً قوه‏ى قضاييه، قرار بدهد، و همه را مشمول آن بركات بفرمايد.

‏ فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار با مسئولان قوه‏ى قضاييه و خانواده‏هاى شهداى هفتم تير7/4/1376




مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی - دفترحفظ ونشرآثارحضرت آيت الله العظمی سيدعلی خامنه ای (مدظله العالی)