keyword/content
مقاومت اسلامی فلسطین - تعداد فیش : 72 ، تعداد مقاله : 0
1395/12/03
1394/09/04
1393/05/01
1390/07/09
1388/12/08
1388/03/14
1387/09/17
1386/07/21
1385/10/25
1385/01/27
1385/01/25
1385/01/25
1384/10/19
1384/09/22
1384/09/19
1384/03/14
1383/11/19
1383/05/25
1382/06/24
1382/02/10
1382/01/31
1381/06/19
1381/03/14
1381/03/12
1381/03/12
1381/03/09
1381/02/11
1381/01/16
1380/12/27
1380/12/21
1380/11/30
1380/11/11
1380/11/11
1380/11/11
1380/11/11
1380/10/10
1380/09/16
1380/07/04
1380/05/03
1380/03/07
1380/02/04
1380/02/04
1380/02/04
1379/12/12
1379/11/24
1379/10/28
1379/10/24
1379/10/19
1379/10/07
1379/09/29
1379/09/25
1379/09/05
1379/09/03
1379/09/03
1379/08/24
1379/07/29
1379/07/13
1379/07/10
1379/05/25
1379/05/05
1379/03/31
1378/10/10
1377/09/23
1377/08/08
1372/01/05
1371/11/18
1371/03/13
1370/07/27
1370/07/27
1370/01/16
1370/01/16
1369/09/04

قصّه‌ی پُرغصّه‌ی فلسطین و اندوه جان‌کاه مظلومیّت این ملّت صبور، بردبار و مقاوم، حقیقتاً هر انسان آزادی‌خواه و حق‌طلب و عدالت‌جو را می‌‌آزارد و درد و رنجی انبوه بر دل می‌نشاند. تاریخ فلسطین و اشغال ظالمانه‌‌ی آن و آواره کردن میلیون‌ها انسان و مقاومت دلیرانه‌ی این ملّت قهرمان، پُر فرازونشیب است. کاوشی هوشمندانه در تاریخ نشان میدهد که در هیچ برهه‌ای از تاریخ، هیچ‌یک از ملّتهای جهان با چنین رنج و اندوه و اقدامی ظالمانه مواجه نبود‌ه‌اند که در یک توطئه‌ی فرامنطقه‌ای، کشوری به طور کامل اشغال شود و ملّتی از خانه و کاشانه‌ی خود رانده شوند و به جای آنان، گروهی دیگر از جای جای جهان بدان‌جا گسیل شوند؛ موجودیّتی حقیقی نادیده گرفته شود و موجودیّتی جعلی بر جای آن بنشیند، امّا این نیز یکی از صفحات ناپاک تاریخ است که همچون دیگر صفحات آلوده، با اذن خدای متعال و یاری او بسته خواهد شد؛چه آنکه‌‌: إِنَّ‌ الْبَاطِلَ کانَ‌ زَهُوقًا. وَ قال: اَنَّ الاَرضَ یَرِثُها عِبَادِیَ الصَّٰلِحُون.
 کنفرانس شما در یکی از سخت‌ترین شرایط جهانی و منطقه‌ای برگزار میشود. منطقه‌ی ما که همواره پشتیبان ملّت فلسطین در مبارزات آن علیه یک توطئه‌ی جهانی بوده است، این روزها دستخوش ناآرامی و بحرانهای متعدّد است. بحرانهای موجود در چندین کشور اسلامی منطقه موجب شده است تا حمایت از مسئله‌ی فلسطین و آرمان مقدّس آزادی قدس کم‌رنگ شود. توجّه به نتیجه‌ی این بحرانها، به ما تفهیم میکند که قدرتهای سودبرنده از آن کدامند. آنانی که رژیم صهیونیستی را در این منطقه به وجود آوردند تا از طریق تحمیل یک درگیری طولانی‌مدّت، مانع از ثبات و استقرار و پیشرفت منطقه شوند، اینک نیز در پسِ فتنه‌های موجود قرار دارند. فتنه‌هایی که موجب شده است تا توانمندی‌های ملّتهای منطقه در درگیری‌های عبث و بیهوده به خنثی کردن یکدیگر مصروف شود و با فشل شدن همه، آنگاه فرصت برای قدرت‌گیری هرچه بیشتر رژیم غاصب صهیونیستی فراهم آید. همچنان در این میان، شاهد تلاش خیرخواهان و عقلا و حکمای امّت اسلامی هستیم که دلسوزانه در پی حلِّ این اختلافات هستند؛ امّا متأسّفانه، توطئه‌های پیچیده‌ی دشمن، توانسته است با بهره‌گیری از غفلت برخی دولتها، جنگهای داخلی را بر ملّتها تحمیل کند و آنها را به جان یکدیگر بیندازد و تلاش این خیرخواهان امّت اسلامی را کم اثر کند. آنچه در این میان حائز اهمّیّت است، تضعیف جایگاه مسئله‌ی فلسطین و تلاش برای خروج آن از اولویّت است. باوجود اختلافاتی که کشورهای اسلامی با یکدیگر دارند که برخی از آنها طبیعی و برخی دیگر توطئه‌ی دشمن و برخی دیگر ناشی از غفلت است، لیکن همچنان عنوان فلسطین میتواند و باید، محور وحدت همه‌ی آنان باشد. یکی از دستاوردهای این نشست ارزشمند، مطرح کردن اولویّت نخست جهان اسلام و آزادی‌خواهان جهان، یعنی موضوع فلسطین و ایجاد فضای همدلی برای تحقّق هدف والای حمایت از مردم فلسطین و مبارزات حق‌طلبانه و عدالت‌جویانه‌ی آنان است. هرگز نباید از اهمّیّت حمایت سیاسی از مردم فلسطین غافل بود که در جهان امروز از اولویّت ویژه‌ای برخوردار است. ملّتهای مسلمان و آزادی‌خواه با هر سلیقه و روش، امّا میتوانند در یک هدف گرد هم ‌آیند و آن فلسطین و ضرورت تلاش برای آزادی آن است. با پدیدار شدن نشانه‌های افول رژیم صهیونیستی و ضعفی که بر متّحدان اصلی آن بویژه ایالات متّحده‌ی‌ آمریکا حاکم شده است، مشاهده میشود که اندک اندک، فضای جهانی نیز به سمت مقابله با اقدامات خصمانه و غیر قانونی و غیر انسانی رژیم صهیونیستی میل میکند، البتّه هنوز جامعه‌ی جهانی و کشورهای منطقه نتوانسته‌اند به مسئولیّت خود در برابر این مسئله‌ی انسانی عمل کنند.
 سرکوب وحشیانه‌ی ملّت فلسطین، دستگیری‌های گسترده، قتل و غارت، غصب سرزمین‌های این ملّت و بنای شهرک در آنها، تلاش برای تغییر چهره و هویّت شهر مقدّس قدس و مسجدالاقصی و دیگر اماکن مقدّس اسلامی و مسیحی در آن، سلب حقوق اوّلیّه‌ی شهروندان و بسیاری از مظالم دیگر همچنان ادامه دارد و از پشتیبانی همه‌جانبه‌ی ایالات متّحده‌ی آمریکا و برخی دیگر از دولتهای غربی برخوردار است و متأسّفانه با عکس‌العمل شایسته‌ی جهانی مواجه نیست. ملّت فلسطین مفتخر است که خدای متعال بر آنان منّت گذارده و رسالت عظیم دفاع از این سرزمین مقدّس و مسجدالاقصی را بر دوش آنان نهاده است. این ملّت، راهی جز این ندارد که با اتّکال به پروردگار متعال و اتّکاء به توانمندی‌های ذاتی خود، در صدد برآید تا شعله‌ی مبارزه را همچنان فروزان نگاه دارد و الحق که تاکنون چنین کرده‌ است. انتفاضه‌ای که اینک در سرزمین‌های اشغالی برای سوّمین بار آغاز شده، مظلوم‌تر از دو انتفاضه‌ی گذشته، امّا درخشان و پُرامید در حرکت است و به‌ اذن الله خواهید دید که این انتفاضه، مرحله‌ی بسیار مهمّی از تاریخ مبارزات را رقم خواهد زد و شکستی دیگر بر رژیم غاصب تحمیل خواهد کرد. این غدّه‌ی سرطانی، از هنگام آغاز، مرحله‌ای رشد کرده و به بلای کنونی تبدیل شده و درمان آن نیز باید مرحله‌ای باشد، که چند انتفاضه و مقاومت پیگیر و مستمر توانسته است اهداف مرحله‌ای بسیار مهمّی را محقّق سازد و همچنان توفنده به پیش میتازد تا دیگر اهداف خود را، تا زمان آزادی کامل فلسطین محقّق سازد.
 ملّت بزرگ فلسطین که بتنهایی، بار سنگین مقابله با صهیونیسم جهانی و حامیان قلدر آن را به دوش میکشد، صبور و بردبار، امّا مستحکم و استوار به‌ تمامی مدّعیان فرصت داده است تا ادّعای خود را به محک تجربه بسپارند. آن روز که با ادّعای نادرست واقع‌بینی و ضرورت پذیرش حداقل حقوق برای جلوگیری از ضایع شدن آن، طرحهای سازش به طور جدّی مطرح شد، ملّت فلسطین و حتّی همه‌ی جریانهایی که نادرستی این دیدگاه برایشان از پیش اثبات شده بود، به آن فرصت دادند. البتّه جمهوری اسلامی ایران، از همان ابتدا بر نادرستی این نوع روشهای سازش‌کارانه تأکید کرد و آثار زیان‌بار و خسارتهای سنگین آن را گوشزد نمود. فرصتی که به روند سازش داده شد، آثار مخرّبی در مسیر مقاومت و مبارزه‌ی ملّت فلسطین به همراه داشت، امّا تنها فایده‌ی آن، اثبات نادرستی تصوّر واقع بینی در عمل بود. اساساً روش و طریقه‌ی شکل‌گیری رژیم صهیونیستی به ‌گونه‌ای است که نمیتواند از توسعه‌طلبی و سرکوبگری و تضییع حقوق حقّه‌ی فلسطینیان دست بردارد؛ زیرا موجودیّت و هویّت آن در گروِ نابودی تدریجی هویّت و موجودیّت فلسطین است. چه، آنکه موجودیّت نامشروع رژیم صهیونیستی، در صورتی قابلیّت استمرار خواهد داشت که بر ویرانه‌های هویّت و موجودیّت فلسطین بنا شود. به همین دلیل است که حفاظت از هویّت فلسطینی و پاسداری از همه‌ی نشانه‌های این هویّتِ بر حق و طبیعی،‌ امری واجب، ضروری و یک جهاد مقدّس است. تا وقتی که نام فلسطین، یاد فلسطین و شعله‌ی فروزان مقاومت همه‌جانبه‌ی این ملّت برافراشته بماند، امکان ندارد که پایه‌های رژیم اشغالگر، مستحکم گردد.
 مشکل روند سازش فقط در این نیست که با کوتاه آمدن از حقّ یک ملّت، به رژیم غاصب مشروعیّت میدهد،که خود خطائی بزرگ و نابخشودنی است، بلکه مشکل در آن است که اساساً هیچ تناسبی با شرایط کنونی مسئله‌ی فلسطین ندارد و خصلتهای توسعه‌طلبانه و سرکوبگرانه و آزمندانه‌ی صهیونیست‌ها را در نظر نمیگیرد؛ امّا این ملّت، با اغتنام فرصت توانسته است نادرستی ادّعای مدّعیان سازش را به اثبات رساند و در نتیجه، نوعی اجماع ملّی در مورد روشهای درست مبارزه برای احقاق حقوق حقّه‌ی ملّت فلسطین شکل گرفته است.
 اینک مردم فلسطین در کارنامه‌ی سه دهه‌ی گذشته‌ی خود، دو الگوی متفاوت را تجربه کرده‌اند و میزان تناسب آن با شرایط خویش را دریافته‌اند. در مقابل روند سازش، الگوی مقاومت قهرمانانه و مستمرِ انتفاضه‌ی مقدّس قرار دارد که دستاوردهای عظیمی برای این ملّت داشته است. بی‌دلیل نیست که این روزها مشاهده میکنیم که از سوی مراکز معلوم‌الحال، «مقاومت»، مورد هجوم و یا «انتفاضه»، مورد سؤال قرار میگیرد. از دشمن انتظاری جز این نیست؛ زیرا به‌درستیِ این راه و ثمربخش بودن آن وقوف کامل دارد؛ امّا گاه مشاهده میکنیم که برخی از جریانها و حتّی کشورهایی که در ظاهر ادّعای همراهی با مسئله‌ی فلسطین را دارند، ولی در حقیقت درصددند تا مسیر درست این ملّت را منحرف کنند، به مقاومت حمله میکنند. ادّعای آنان این است که مقاومت در پی چند دهه از عمر خود، هنوز نتوانسته است آزادی فلسطین را محقّق سازد؛ پس این روش نیازمند بازنگری است! در پاسخ باید گفت: درست است که مقاومت هنوز نتوانسته به هدف غائی خود یعنی آزادی کلِّ فلسطین دست یابد، لیکن مقاومت توانسته است مسئله‌ی فلسطین را زنده نگه دارد. باید دید اگر مقاومت نبود، اینک در چه شرایطی به سر میبردیم؟ مهم‌ترین دستاورد مقاومت، ایجاد مانع اساسی در برابر پروژه‌های صهیونیستی است. موفّقیّت مقاومت، در تحمیل یک جنگ فرسایشی به دشمن است، یعنی توانسته برنامه‌ی اصلی رژیم صهیونیستی را که سیطره بر کلِّ منطقه بود، به شکست بکشاند. در این روند، باید بحق، از اصل مقاومت و سلحشورانی که در دوره‌های مختلف و از همان ابتدای اجرای پرده‌ی تأسیس رژیم صهیونیستی به مقاومت پرداختند و با تقدیم جان خود، پرچم مقاومت را برافراشته نگاه داشته و نسل به نسل آن را منتقل کردند، تجلیل شود. نقش مقاومت در دوره‌های بعد از اشغال بر کسی پوشیده نیست و یقیناً نمیتوان حتّی نقش مقاومت را در پیروزیِ ولو مختصرِ جنگ سال ۱۳۵۲ مصادف با ۱۹۷۳ میلادی نادیده انگاشت؛ و از سال ۱۳۶۱ مصادف با ۱۹۸۲ میلادی که عملاً بار مقاومت بر دوش مردم داخل فلسطین قرار گرفت، مقاومت اسلامی لبنان -حزبالله- از راه رسید تا یاریگر فلسطینیان در مسیر مبارزاتی‌شان باشد. اگر مقاومت، رژیم صهیونیستی را زمین‌گیر نکرده بود، اینک شاهد دست‌اندازی آن به دیگر سرزمین‌های منطقه بودیم؛ از مصر گرفته تا اردن و عراق و خلیج فارس و غیره؛ آری این دستاورد بسیار مهم است، امّا این تنها دستاورد مقاومت نیست و آزادی جنوب لبنان و آزادی غزّه، تحقّق دو هدف مرحله‌ای مهم در روند آزادی فلسطین به شمار میرود که توانسته است روند گسترش جغرافیایی رژیم صهیونیستی را معکوس گرداند. از اوایل دهه‌ی ۶۰ هجری شمسی مصادف با دهه‌ی ۸۰ میلادی به بعد، دیگر نه‌تنها رژیم صهیونیستی قادر نبوده است به سرزمین‌های جدیدی دست‌اندازی کند، بلکه عقب‌گرد آن با خروج ذلّت‌بار از جنوب لبنان آغاز شد و با خروج ذلّت‌بار دیگر از غزّه استمرار یافت. هیچ‌کس نمیتواند منکر نقش اساسی و تعیین‌کننده‌ی مقاومت در انتفاضه‌ی نخست باشد. در انتفاضه‌ی دوّم نیز نقش مقاومت، اساسی و برجسته بود. انتفاضه‌ای که در نهایت، رژیم صهیونیستی را وادار کرد تا از غزّه خارج شود. جنگ ۳۳ روزه‌ی لبنان و جنگهای ۲۲ روزه، ۸ روزه و ۵۱ روزه در غزّه، همگی صفحات درخشانی از کارنامه‌ی مقاومت است که موجب ‌افتخار تمام ملّتهای منطقه، جهان اسلام و همه‌ی انسانهای آزادی‌خواه‌ جهان است.
در جنگ ۳۳ روزه، عملاً همه‌ی راه‌های امدادرسانی به ملّت لبنان و مقاومان سلحشور حزب‌الله بسته شده بود، امّا به یاری خداوند و اتّکاء به نیروی عظیم مردم مقاوم لبنان، رژیم صهیونیستی و حامی اصلی آن یعنی ایالات متّحده‌ی آمریکا، شکست مفتضحانه‌ای را متحمّل شدند که دیگر به‌آسانی جرئت حمله به آن دیار را نخواهند کرد. مقاومتهای پی در پی غزّه، که اینک به قلعه‌ی شکست‌ناپذیر مقاومت مبدّل شده است، در طی چند جنگ پیاپی نشان داد که این رژیم، ضعیف‌تر از آن است که در مقابل اراده‌ی یک ملّت، توان ایستادگی داشته باشد. قهرمان اصلی جنگهای غزّه، ملّت سلحشور و مقاومی است که باوجود تحمّل چندین سال محاصره‌ی اقتصادی، امّا با اتّکاء به قدرت ایمان، همچنان از این قلعه دفاع میکند. جای آن دارد که از همه‌ی گروه‌های مقاومت فلسطین، سرایا القدس از جنبش جهاد اسلامی، کتائب عزّالدّین قسّام از حماس، کتائب شهداء الاقصی از فتح و کتائب ابوعلی مصطفی از جبهه‌ی خلق برای آزادی فلسطین که نقش ارزشمندی در این جنگها داشتند، تقدیر به عمل آید.
میهمانان گرامی!
خطرات ناشی از حضور رژیم صهیونیستی هرگز نباید مورد غفلت قرار گیرد و لذا مقاومت باید از همه‌ی ابزارهای لازم برای استمرار کار خود برخوردار باشد و در این مسیر، همه‌ی ملّتها و دولتهای منطقه و همه‌ی آزادی‌خواهان جهان وظیفه دارند نیازهای اساسی این ملّت مقاوم را تأمین کنند که بستر اصلی مقاومت،‌ ایستادگی و پایداری ملّت فلسطین است که خودْ فرزندان غیور و مقاوم را پرورش داده است. تأمین نیازهای مردم فلسطین و مقاومت فلسطین، وظیفه‌ای مهم و حیاتی است که همه باید به آن عمل کنیم. در این روند، نباید به نیازهای اساسی مقاومت در کرانه‌ی‌ِ باختری بی‌توجّه بود که اینک بار اصلی انتفاضه‌ی مظلوم را بر دوش میکشد. مقاومت فلسطین نیز باید با عبرت‌گیری از گذشته‌ی خود به این نکته‌ی مهم توجّه داشته باشد که «مقاومت» و «فلسطین»، ارزشمندتر و والاتر از آن است که در اختلافات میان کشورهای اسلامی و عربی و یا اختلافات داخلی کشورها و یا اختلافات قومی و مذهبی درگیر شود. فلسطینیان، بخصوص گروه‌های مقاومت باید قدر جایگاه ارزشمند خود را بدانند و به این اختلافات ورود نکنند. کشورهای اسلامی و عربی و همه‌ی جریانهای اسلامی و ملّی، موظّفند در خدمت آرمان فلسطین قرار گیرند. حمایت از مقاومت، وظیفه‌ی همه‌ی ما است و هیچ‌کس حق ندارد در برابر کمک، از آنان انتظار ویژه‌ای داشته باشد. آری، تنها شرط کمک این است که این کمکها در جهت تقویت بُنیه‌ی مردم فلسطین و ساختار مقاومت هزینه شود. پایبندی به اندیشه‌ی ایستادگی در برابر دشمن و مقاومت در همه‌ی ابعاد آن، ضامن استمرار این کمکها است. موضع ما نسبت به مقاومت یک موضع اصولی‌ است و ربطی به گروه خاصّی ندارد. هر گروهی که در این مسیر استوار باشد، با او همراه هستیم و هر گروهی که از این مسیر خارج شود، از ما دور شده است. عمق رابطه‌ی ما با گروه‌های مقاومت اسلامی فقط به میزان پایبندی آنان به اصل مقاومت مرتبط است.
 نکته‌ی دیگری که باید به آن اشاره شود، اختلاف میان گروه‌های مختلف فلسطینی است. تفاوت دیدگاه به دلیل تنوّع سلیقه در میان مجموعه‌ها امری طبیعی و قابل درک است و تا آنجا که در همین محدوده باقی بماند، چه بسا موجب هم‌افزایی و غِنای هرچه بیشتر مبارزات مردم فلسطین شود، لیکن مشکل از زمانی آغاز میشود که این اختلافات، به نزاع و خدای ناکرده درگیری بینجامد؛ که در این صورت جریانهای مختلف، با خنثی کردن قدرت و توان یکدیگر، عملاً در مسیری گام برمیدارند که خواست دشمن مشترک همه‌ی آنها است. مدیریّتِ اختلاف و تفاوت نگرش و سلیقه، هنری است که همه‌ی جریانهای اصلی باید آن را به کار گیرند و به‌ گونه‌‌ای برنامه‌های مختلف مبارزاتی خود را برنامه‌ریزی کنند که فقط به دشمن فشار آورد و موجب تقویت مبارزه شود. اتّحاد ملّی بر اساس برنامه‌ی جهادی، ضرورتی ملّی برای فلسطین است که انتظار میرود همه‌ی جریانهای مختلف در جهت عمل به خواست همه‌ی مردم فلسطین برای تحقّق آن بکوشند.
 مقاومت، این روزها با توطئه‌ی دیگری نیز دست به گریبان است و آن تلاش دوست‌نمایانی است که میکوشند مقاومت و انتفاضه‌ی مردم فلسطین را از مسیر خود منحرف ساخته و آن را هزینه‌ی معاملات سرّی خود با دشمنان ملّت فلسطین بنمایند. مقاومت هوشمندتر از آن است که در این دام فروافتد؛ بویژه آنکه ملّت فلسطین رهبر حقیقی مبارزات و مقاومت است و تجارب گذشته نشان میدهد که این ملّت با درک دقیق از شرایط، مانع از این‌گونه انحرافات میشود و اگر خدای ناکرده، جریانی از جریانهای مقاومت در این دام فروافتد، این ملّت همچون گذشته میتواند نیاز خود را بازتولید کند. اگر گروهی پرچم مقاومت را بر زمین بگذارد، یقیناً گروهی دیگر از دل ملّت فلسطین بر‌می‌آید و آن پرچم را در دست خواهد گرفت.
 مطمئناً شما حضّار محترم، در این نشست، فقط به فلسطین خواهید پرداخت که متأسّفانه در چند سال اخیر، کوتاهی‌هایی در توجّه لازم و ضروری نسبت به آن صورت پذیرفته است. یقیناً بحرانهای موجود در جای جای منطقه و امّت اسلامی شایسته‌ی توجّه است، لیکن آنچه موجب این گردهمایی است، مسئله‌ی فلسطین است. این اجلاس میتواند خود الگویی باشد تا با تأسّی به آن، رفته‌رفته همه‌ی مسلمانان و ملّتهای منطقه بتوانند با تکیه به اشتراکات خود، اختلافات را مهار کرده و با حلِّ تک‌تک آنها، موجبات تقویت هرچه بیشتر امّت محمّدی (صلوات‌الله‌علیه) را فراهم آورند.

امروز در دنیا این نزاعی که وجود دارد یک نزاع واقعی است. طرفهای مقابل هم طرفهایی هستند که از ارزشهای انسانی خیلی فاصله دارند، خیلی. لذا قضایائی در همین دوروبر خود ما اتّفاق می‌افتد که ما نسبت به این قضایا نمیتوانیم بی‌تفاوت باشیم. اوّل، قضیّه‌ی فلسطین است، مسئله‌ی فلسطین. مسئله‌ی فلسطین مسئله‌ی کوچکی نیست. خب، قریب شصت سال مثلاً یا شصت و چند سال از اشغال سرزمین فلسطین میگذرد؛ این مردم -فلسطینی‌ها- چند نسل عوض شدند امّا آرمان فلسطین باقی است؛ دشمن سعی‌اش این است که آرمان فلسطین را از بین ببرد؛ آرمان فلسطین باقی است. متأسّفانه دولتهای عرب آن‌قدر به کارهای دیگر مشغولند که فرصت نمیکنند یا نمیخواهند -رودربایستی‌ها نمیگذارد یا ملاحظات گوناگون دیگر؛ هم‌پیمانی‌ها با آمریکا و دیگران- که به مسئله‌ی فلسطین برسند؛ مسئله‌ی فلسطین خیلی مسئله‌ی مهمّی است، ما نمیتوانیم مسئله‌ی فلسطین را رها کنیم. امروز انتفاضه‌ی مردم فلسطین در کرانه‌ی باختری آغاز شده، مردم دارند میجنگند؛ قضاوت بوقهای استکباری قضاوت کاملاً ظالمانه‌ای است. این کسی که خانه‌اش اشغال شده و در خانه‌ی خود امنیّت جانی و مالی ندارد -می‌آیند خانه را با بولدوزر خراب میکنند، شهرک‌سازی میکنند، مزرعه‌اش را نابود میکنند- وقتی با سنگ حمله میکند، میگویند این تروریست است! [امّا] آن دستگاهی که زندگی این انسان، امنیّت این انسان، آبروی این انسان، ثروت این انسان، دنیای این انسان را دارد این‌جور نابود میکند، او را میگویند مظلوم است، از خودش دارد دفاع میکند! خب، این خیلی [عجیب است‌]، این جزو عجایب دنیای امروز ما است. یکی آمده یک خانه‌ای را غصب کرده است و صاحبخانه را از خانه بیرون کرده و به او دائم دارد ظلم میکند، به این میگویند از خودش دفاع نکند، از خودش دارد دفاع میکند؛ آن صاحبخانه‌ی مظلوم را که امنیّتش را از دست داده، خانه را از دست داده، زن و فرزند و آبرو و حیثیّت و همه‌چیزش مورد تهدید هست، این اگرچنانچه برگردد یک دشنام به او بدهد یا یک سنگ به طرف او پرتاب بکند، به این میگویند تروریست! این چیز کوچکی است؟ این غلط کوچکی است؟ این خطای کوچکی است؟ ظلم کوچکی است که بشود از این گذشت؛ از این نمیشود گذشت. ما از حرکت مردم فلسطین با همه‌ی وجود، تا هروقت بتوانیم و هرجور بتوانیم دفاع میکنیم.

از بین رفتن رژیم صهیونیستى هم به‌‌هیچ‌‌وجه به معناى قتل‌‌عام کردن مردم یهودى در آن منطقه نیست؛ یعنى این منطقى که امام بزرگوار مطرح کردند که «اسرائیل باید از بین برود»،(۵) یک منطق انسانى است؛ ما سازوکار عملى آن را هم به دنیا ارائه کردیم، که کسى هم نتوانست هیچ ایراد منطقى بگیرد. ما گفتیم از این مردمى که در این منطقه زندگى میکنند و اهل اینجا هستند و متعلق به خود اینجا هستند، یک نظرسنجى و نظرخواهى بشود؛ یعنى یک رفراندمى انجام بگیرد، رژیم حاکم بر این منطقه را رفراندم معین کند، مردم معین کنند؛ معناى از بین رفتن رژیم صهیونیستى یعنى این؛ سازوکار آن این است؛ یک کارى است که منطق امروز دنیا آن را درک میکند و میفهمد و مى‌‌پسندد و کارى است عملى. ما حتى شکل آن را هم در ارتباط با سازمان ملل و بعضى از مراجع بین‌‌المللى تعیین کردیم و ابراز کردیم، محل بحث هم واقع شد؛ یعنى این رژیم وحشى و گرگ‌‌صفت که سیاستش این است که با مشت آهنین، با بى‌‌رحمى و سنگ‌‌دلى با مردم رفتار بکند و آدم‌‌کشى و کودک‌‌کشى و حمله‌‌ى به مناطق و ویرانگرى اصلاً برایش مهم نیست و انکار هم نمیکند، علاجش جز از بین رفتن و نابود شدن نیست؛ که اگر ان‌شاءالله آن روز فرارسید و نابود شد، که چه بهتر؛ [اما] تا وقتى که این رژیم جعلى سرِپا است و نابود نشده است، علاج چیست؟ علاج، مقاومت قاطع و مسلحانه‌‌ى در مقابل این رژیم است؛ در مقابله‌‌ى با رژیم صهیونیستى، باید از سوى فلسطینى‌‌ها دست قدرت نشان داده بشود. کسى گمان نکند که اگر چنانچه موشکهاى غزه نبود، رژیم صهیونیستى کوتاه مى‌‌آمد؛ نخیر. حالا شما نگاه کنید ببینید در کرانه‌‌ى باخترى چه میکنند! در کرانه‌‌ى باخترى که موشکى وجود ندارد، سلاحى وجود ندارد، تفنگى وجود ندارد؛ آنجا تنها ابزار و سلاح مردم، سنگ است؛ ببینید آنجا رژیم صهیونیستى  دارد چه‌‌کار میکند: هرچه از دستش بر بیاید، خانه‌‌هاى مردم را خراب میکند، باغهاى مردم را خراب میکند، زندگى مردم را نابود میکند، آنها را به خوارى و ذلت میکشاند، تحقیر میکند؛ اگر لازم شد آب را رویشان میبندد، برق را رویشان میبندد؛ کسى مثل یاسر عرفات را که این‌‌همه با صهیونیست‌‌ها همراهى کرد، نتوانستند تحمل کنند، محاصره‌‌اش کردند، تحقیرش کردند، مسمومش کردند، نابودش کردند. این‌‌جور نیست که اگر چنانچه دست قدرت در مقابل صهیونیست‌‌ها نشان ندهیم، آنها به کسى رحم کنند، ملاحظه‌‌ى کسى را بکنند، حق کسى را رعایت کنند، ابداً؛ تنها علاجى که تا قبل از نابودىِ این رژیم وجود دارد عبارت است از اینکه فلسطینى‌‌ها بتوانند قدرتمندانه برخورد کنند؛ اگر قدرتمندانه برخورد کردند، احتمال اینکه طرف مقابل - که همین رژیم گرگ‌‌صفتِ خشن است - کوتاه بیاید، وجود دارد؛ کمااینکه الان دارند با همه‌‌ى توان دنبال آتش‌‌بس میگردند؛ یعنى بیچاره شدند. آدم‌‌کشى میکند، کودک‌‌کشى میکند، قساوت بیرون از حد و اندازه‌‌ى معقول بشرى نشان میدهد، اما در عین حال عاجز هم هست؛ یعنى در یک محذور، در یک گرفتارى سخت گرفتار است؛ لذا دنبال آتش‌‌بس است.

بیش از شش دهه از فاجعه‌ی غصب فلسطین میگذرد. عوامل اصلی این فاجعه‌ی خونین، همه شناخته‌شده‌اند و دولت استعمارگر انگلیس در رأس آنهاست، که سیاست و سلاح و نیروی نظامی و امنیتی و اقتصادی و فرهنگی آن و سپس دیگر دولتهای مستکبر غربی و شرقی، در خدمت این ظلم بزرگ به کار افتاد. ملت بیپناه فلسطین در زیر چنگال بیرحم اشغالگران، قتل‌عام و از خانه و کاشانه‌ی خود رانده شد. تا امروز هنوز یکصدم فاجعه‌ی انسانی و مدنیای که به دست مدعیان تمدن و اخلاق، در آن روزگار اتفاق افتاد، به تصویر کشیده نشده و بهره‌ای از هنرهای رسانه‌ای و تصویری نیافته است. اربابان عمده‌ی هنرهای تصویری و سینما و تلویزیون و مافیاهای فیلمسازىِ غربی این را نخواسته و اجازه‌ی آن را نداده‌اند. یک ملت در سکوت، قتل‌عام و آواره و بی‌خانمان شد.
 مقاومتهائی در آغاز کار پدید آمد که با شدت و قساوت سرکوب شد. از بیرون مرزهای فلسطین و عمدتاً از مصر، مردانی با انگیزه‌ی اسلامی تلاشهائی کردند که از حمایت لازم برخوردار نشد و نتوانست تأثیری در صحنه بگذارد.
 پس از آن، نوبت به جنگهای رسمی و کلاسیک میان چند کشور عرب با ارتش صهیونیست رسید. مصر و سوریه و اردن نیروهای نظامی خود را وارد صحنه کردند، ولی کمک بیدریغ و انبوه و روزافزون نظامی و تدارکاتی و مالی از سوی آمریکا و انگلیس و فرانسه به رژیم غاصب، ارتشهای عربی را ناکام کرد. آنها نه فقط نتوانستند به ملت فلسطین کمک کنند، که بخشهای مهمی از سرزمینهای خود را هم در این جنگها از دست دادند.
 با آشکار شدن ناتوانی دولتهای عرب همسایه با فلسطین، بتدریج هسته‌های مقاومتِ سازمان‌یافته در قالب گروه‌های مسلح فلسطینی شکل گرفت و پس از چندی از گرد آمدن آنها، «سازمان آزادیبخش فلسطین» تشکیل یافت. این برق امیدی بود که خوش درخشید، ولی طولی نکشید که خاموش شد. این ناکامی را میتوان به علل متعددی منسوب کرد، ولی علت اساسی، دوری آنان از مردم و از عقیده و ایمان اسلامی آنان بود. ایدئولوژی چپ و یا صرفاً احساسات ناسیونالیستی، آن چیزی نبود که مسئله‌ی پیچیده و دشوار فلسطین به آن نیاز داشت. آنچه میتوانست ملتی را به میدان مقاومت وارد کند و نیروئی شکست‌ناپذیر از آنان فراهم آورد، اسلام و جهاد و شهادت بود. آنها این را بدرستی درک نکردند. من در ماه‌های اول انقلاب کبیر اسلامی که سران سازمان آزادیبخش روحیه‌ی تازه‌ای یافته و به تهران مکرراً آمد و شد میکردند، از یکی از ارکان آن سازمان پرسیدم: چرا پرچم اسلام را در مبارزه‌ی بحق خود بلند نمیکنید؟ پاسخ او این بود که در میان ما، بعضی هم مسیحیاند. این شخص بعدها در یک کشور عربی به دست صهیونیستها ترور و کشته شد و ان‌شاءالله مشمول مغفرت الهی قرار گرفته باشد؛ ولی این استدلال او ناقص و نارسا بود. به گمان من، یک مبارز مسیحىِ مؤمن در کنار یک جمع مجاهد فداکاری که خالصانه، با ایمان به خدا و قیامت و با امید به کمک الهی میجنگد و از حمایت مادی و معنوی مردمش برخوردار است، انگیزه‌ی بیشتری برای مبارزه مییابد تا در کنار گروه بیایمان و متکی به احساسات ناپایدار و دور از پشتیبانىِ وفادارانه‌ی مردمی.
 نبود ایمان راسخ دینی و انقطاع از مردم، بتدریج آنان را خنثی و بیتأثیر کرد. البته در میان آنان، مردان شریف و پرانگیزه و غیور بودند، ولی مجموعه و سازمان به راه دیگری رفت. انحراف آنان، به مسئله‌ی فلسطین ضربه زد و هنوز هم میزند. آنها هم مانند برخی دولتهای خائن عربی، به آرمان مقاومت - که تنها راه نجات فلسطین بوده و هست - پشت کردند؛ و البته نه فقط به فلسطین، که به خود هم ضربه‌ی سختی وارد کردند. به قول شاعر مسیحی عرب:
لئن اضعتم فلسطیناً فعیشکم‌
طول الحیاة مضاضات و ءالام‌
 سی و دو سال از عمر نکبت، بدین ترتیب سپری شد؛ ولی ناگهان دست قدرت خداوند ورق را برگردانید. پیروزی انقلاب اسلامی در ایران در سال ۱۹۷۹ - ۱۳۵۷ هجری شمسی - اوضاع این منطقه را زیر و رو کرد و صفحه‌ی جدیدی را گشود. در میان تأثیرات شگرف جهانىِ این انقلاب و ضربه‌های شدید و عمیقی که بر سیاستهای استکباری وارد ساخت، از همه سریع‌تر و آشکارتر، ضربه به دولت صهیونیست بود. اظهارات سران آن رژیم در آن روزها، خواندنی و حاکی از حال و روز سیاه و پر اضطراب آنهاست. در اولین هفته‌های پیروزی، سفارت دولت جعلی اسرائیل در تهران تعطیل و کارکنان آن اخراج شدند و محل آن رسماً به نمایندگی سازمان آزادیبخش فلسطین داده شد؛ که تا امروز هم در آنجا مستقرند.
 امام بزرگوار ما اعلام کردند که یکی از هدفهای این انقلاب، آزادی سرزمین فلسطین و قطع غده‌ی سرطانی اسرائیل است. امواج پرقدرت این انقلاب، که آن روز همه‌ی دنیا را فرا گرفت، هر جا رفت - با این پیام رفت که «فلسطین باید آزاد شود». گرفتاریهای پیاپی و بزرگی که دشمنان انقلاب بر نظام جمهوری اسلامی ایران تحمیل کردند - که یک قلم آن، جنگ هشت ساله‌ی رژیم صدام حسین به تحریک آمریکا و انگلیس و پشتیبانی رژیمهای مرتجع عرب بود - نیز نتوانست انگیزه‌ی دفاع از فلسطین را از جمهوری اسلامی بگیرد.
 بدینگونه خون تازه‌ای در رگهای فلسطین دمیده شد. گروه‌های مجاهد فلسطینىِ مسلمان سر برآوردند. مقاومت لبنان، جبهه‌ی نیرومند و تازه‌ای در برابر دشمن و حامیانش گشود. فلسطین به جای تکیه به دولتهای عربی و بدون دست دراز کردن به سوی مجامع جهانی، از قبیل سازمان ملل - که شریک جرم دولتهای استکباری بودند - به خود، به جوانان خود، به ایمان عمیق اسلامی خود و به مردان و زنان فداکار خود تکیه کرد. این، کلید همه‌ی فتوحات و موفقیتهاست.
 در سه دهه‌ی گذشته، این روند روزبه‌روز پیشرفت و افزایش داشته است. شکست ذلتبار رژیم صهیونیستی در لبنان در سال ۲۰۰۶ - ۱۳۸۵ هجری شمسی - ناکامی فضاحتبار آن ارتش پر مدعا در غزه در سال ۲۰۰۸ - ۱۳۸۷ هجری شمسی - فرار از جنوب لبنان و عقب‌نشینی از غزه، تشکیل دولت مقاومت در غزه، و در یک جمله، تبدیل ملت فلسطین از مجموعه‌ای از انسانهای درمانده و ناامید، به ملت امیدوار و مقاوم و دارای اعتماد به نفس، مشخصه‌های بارز سی سال اخیر است.

آنچه که بر مردم فلسطین گذشته است، در طول این چند سال اخیری که انتفاضه‌ها شروع شده و مقاومت واقعی شکل گرفته، یک پدیده‌ی عجیبی است. این، جز هدایت الهی و دستگیری الهی چیز دیگری نیست. انسان میبیند در غزه این همه مصیبت، این همه تلخی، این همه فشار؛ چه در طولِ آن بیست و دو روزی که جنگ بود، چه بعد از آن تا امروز - که مصائب پشت سر هم بر مردم وارد میشود - اما این مردم مثل کوه ایستاده‌اند. این خیلی واقعیت عظیمی است؛ این را نمیشود ندیده گرفت.
 من عرضم این است که این استقامت را، این روحیه را باید در مردم هر چه میتوانید پایدار کنید. شما گفتید و درست هم گفتید: تنها راه حل مسئله‌ی فلسطین، مقاومت است و مبارزه است. این، درست است؛ لکن این مقاومت و مبارزه، متوقف است بر حفظ روحیه‌ی این مردم، حفظ امید این مردم، نگه داشتن مردم در صحنه. این، به نظر من بزرگ‌ترین کاری است که مجموعه‌های فلسطینی و سازمانهای فلسطینی، مبارزان فلسطینی باید انجام بدهند. این فشارهائی که امروز از هر دو طرف، چه از طرف دشمن صهیونیست، چه از آن طرف، بر غزه وارد میشود، به قصد این است که مردم را از مقاومت روگردان کنند. فشارهائی که در ساحل غربی بر مردم وارد میشود؛ چه در شهرکسازیها، چه در مسئله‌ی قدس - که ایشان بیان کردند - چه آن سختگیریهای عجیب، چه در دیوار حائل و امثال اینها، برای این است که مردم را از مقاومت روگردان کنند و به سمت گزینه‌ی تسلیم، سوق بدهند. نباید بگذاریم؛ نباید بگذارید که این اتفاق بیفتد. مردم فلسطین را، مردم غزه را، این ملت مقاوم و پولادین را باید امیدوار نگه دارید و بدانند که این حرکت عظیم آنها به نتیجه خواهد رسید. این، یک نکته است که به نظر من خیلی مهم است.

بعد از آنی که در طول سالهای متمادی کوشش شده بود که هویت اسلامی خرد شود، له شود، وقتی این انقلاب به وجود آمد، وقتی قامت برافراشته‌ی امام بزرگوارِ ما در منظر مردم مسلمان عالم پدیدار شد، همه احساس کردند که یک هویتی، یک شخصیتی، یک اصالتی پیدا کرده‌اند. همین موجب شد که در شرق و غرب دنیای اسلام نشانه‌های بیداری مسلمانان پدیدار بشود: ملت فلسطین بعد از ده‌ها سال ناکامی جان گرفت؛ جوانان کشورهای عربی که بعد از شکستِ در سه جنگ که دولتهایشان با رژیم صهیونیستی داشتند و دلمرده و مأیوس بودند، دوباره روحیه گرفتند - اینها دیگر مربوط به دنیای اسلام است؛ مخصوص به مسائل کشور ما نیست - رژیم صهیونیستی که غده‌ی سرطانی در دل کشورهای اسلامی است و تا آن روز یک چهره‌ی شکست‌ناپذیر از خود نشان داده بود و  خیلیها در دنیای اسلام باور کرده بودند که رژیم صهیونیستی شکست‌ناپذیر است، از دست جوانان مسلمان سیلی خورد؛ انتفاضه‌های فلسطینی شروع شد، ضربه‌های پیاپی بر رژیم غاصب وارد شد؛ چه در انتفاضه‌ی اول، چه در انتفاضه‌ی اقصی، چه در شکست و عقب‌نشینىِ نه سال قبل از لبنان، چه در جنگ سی و سه روزه و چه در سال گذشته در جنگ بیست و دو روزه‌ی با مردم مظلوم غزه؛ همه‌ی اینها ضرباتی بود که بر رژیم صهیونیستی وارد شد. این در حالی است که آن روزی که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید، رژیم صهیونیستی از نظر دولتهای مسلمان و ملتهای مسلمان، بخصوص ملتهای عرب، یک رژیم شکست‌ناپذیر به حساب میآمد. این موجب شد که رژیم صهیونیستی عجالتاً شعار از نیل تا فرات را کنار بگذارد و به دست فراموشی بسپرد. ملتهای مسلمان - از آفریقا تا شرق آسیا - به فکر ایجاد نظام اسلامی و حکومت اسلامی افتادند با فرمولهای گوناگون؛ نه لزوماً با همان فرمول نظام جمهوری اسلامی ما؛ اما به فکر حاکمیت اسلام بر کشورشان افتادند. بعضی از کشورها موفق هم شدند؛ بعضی هم آینده‌ی نویدبخشی در انتظارشان هست از حرکتهای اسلامی.

تحقق کامل وعده‌ی الهی یعنی پیروزی حق بر باطل و بازسازی امت قرآن و تمدن نوین اسلامی در راه است: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الأَْرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی‌ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ»
نشانه‌ی این وعده‌ی تخلف‌ناپذیر در اولین و مهمترین مرحله، پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و بنای بلندآوزه‌ی نظام اسلامی بود که ایران را به پایگاه مستحکمی برای اندیشه‌ی حاکمیت و تمدن اسلامی تبدیل کرد. سر بر آوردن این پدیده‌ی معجز‌آسا، درست در اوج هیاهوی مادیگری و اسلام‌ستیزیِ چپ و راست فکری و سیاسی، و آنگاه مقاومت و استحکام آن در برابر ضربات سیاسی و نظامی و اقتصادی و تبلیغاتی که از همه سو نواخته میشد، در دنیای اسلام امیدی تازه برانگیخت و شوری در دلها پدید آورد. هر چه زمان گذشته، این استحکام ـ به حول و قوه‌ی الهی ـ بیشتر و آن امید ریشه‌دارتر شده است. در طول سه دهه‌ئی که بر این ماجرا میگذرد، خاورمیانه و کشورهای مسلمان آسیا و افریقا، صحنه‌ی این هماوردی پیروزمندانه است.
فلسطین و انتفاضه‌ی اسلامی و قیام دولت فلسطینی و مسلمان، لبنان و پیروزی تاریخی حزب‌الله و مقاومت اسلامی بر رژیم مستکبر و خونخوار صهیونیست؛ عراق و تشکیل دولت مسلمان و مردمی بر ویرانه‌های رژیم ملحد و دیکتاتور صدام؛ افغانستان و هزیمت خفتبار اشغالگران کمونیست و رژیم دست‌نشانده‌ی آن؛ شکست و ناکامی همه‌ی طرحهای استکباری امریکا برای سیطره بر خاورمیانه؛ گرفتاری و آشفتگی علاج‌ناپذیر در درون رژیم غاصب صهیونیست؛ فراگیر شدن موج اسلام‌خواهی در بیشتر یا همه‌ی کشورهای منطقه و بویژه در میان جوانان و روشنفکران؛ پیشرفت شگفت‌آور علمی و فناوری در ایران اسلامی به رغم تحریم و محاصره‌ی اقتصادی؛ شکست جنگ‌افروزان در امریکا در عرصه‌ی سیاسی و اقتصادی؛ احساس هویت و تشخص در اقلیتهای مسلمان در بیشتر کشورهای غربی؛ همه و همه نشانه‌های آشکار پیروزی و پیشروی اسلام در هماوردی با دشمنان در این قرن یعنی قرن پانزدهم هجری است.

سپاس فراوان از ملت ایران به خاطر راهپیمائی روز قدس است. حقیقتاً باید گفت: درود بر ملت ایران! عظمت ملی خود را، عظمت جایگاه اسلامی خود را، عزت خود را به دنیا نشان دادید. نقش این راهپیمائیها بسیار زیاد است. استعمارگران از وقتی فلسطین را اشغال کردند، هدفشان این بود که نام و یاد فلسطین را به فراموشی بسپرند؛ اصلاً مردم دنیا و نسلهای بعدی فراموش کنند که روزی یک سرزمینی در دنیا بوده است، یک کشوری بوده است به اسم فلسطین؛ هدفشان این بود. بعد که نتوانستند و این قیام عظیم ملت فلسطین - چه در انتفاضه‌ی اول و چه درانتفاضه‌ی مسجدالأقصی - بار دیگر این شعله را در دنیا برافروخته کرد و دلهای ملتها و آحاد مردم و منصفان عالم را به خود متوجه کرد، راه علاج را این دانستند که مجموعه‌ی عرب فلسطینی را در گوشه‌ای از این سرزمین، در واقع زندانی کنند؛ محصور کنند و کشور آبادِ پرنعمت فلسطین و منطقه‌ی حساس فلسطین را به طور خالص در اختیار صهیونیستها و با هویت صهیونیستی نگه دارند و عربها را به طرف غزه و ساحل غربی برانند.
امروز هم وقتی به رفتار صهیونیستها نگاه کنید، میبینید هدفشان این است که هر چه میتوانند، این انگیزه‌های ایستادگی و استقامت را در مردم فلسطین نابود کنند؛ همه‌ی کارهاشان با این سیاست است: انگیزه‌ی مقاومت از بین برود. ولی مردم فلسطین ایستاده‌اند. اولاً مبارزه را رها نکردند، ثانیاً دولتی را با آراء خودشان سر کار آوردند که این دولت، شعارش ایستادگی و مقاومت و مبارزه‌ی با اشغالگران است و با همه‌ی فشارهائی هم که در این یکی دو سال اخیر بر این دولت و مردم آن منطقه وارد کردند، اینها محکم ایستاده‌اند؛ دارند مقاومت میکنند. ولی یک ملتِ تنها، منزوی در یک گوشه، بدون دسترسی به هیچ نقطه‌ای از نقاط عالم، غیر از امید به خدا باید دلخوشیهائی داشته باشد. این شعار عظیم ملتهای مسلمان به نفع فلسطین، به آنها روحیه میدهد؛ دلهای آنها را برای استقامت بیشتر آماده میکند، علاوه بر اینکه افکار عمومی دنیا را به حقانیت داعیه‌ی فلسطین آشنا میکند.

جدیترین دفاع را از فلسطین، انقلاب اسلامی کرد. هیچ‌کس، هیچ کشوری، هیچ دولتی و هیچ مردمی، از فلسطین و مبارزات فلسطینیها و انتفاضه‌ی فلسطین، مثل ملت ایران و دولت ایران و نظام اسلامی دفاع نکردند. کمک معنوی، کمک مادی؛ ما هر چه توانستیم، کرده‌ایم. آن وقتی که شورویها آمدند و وارد افغانستان شدند، همه‌ی این دولتهای مسلمانی که در این منطقه بودند، با ملاحظات گوناگون سکوت کردند. امام (رضوان‌اللَّه‌علیه) صریح پیغام داد به شورویها که: باید شما از افغانستان خارج شوید. من خودم در یک مجمع بین‌المللی بزرگ حضور داشتم - که آنجا غیرمتعهدها و تعداد زیادی از کشورهای اسلامی هم بودند - شاهد بودم که هیچ‌کدام از آنها اسمی از ورود شوروی به افغانستان نیاوردند و فقط من آنجا در نطقم شدیداً حمله کردم؛ چون در آنجا یک عده‌ای چپها و دولتهای سوسیالیست و طرفدار شوروی بودند، به ملاحظه‌ی آنها هیچ‌کدام از کشورهای اسلامی، کلمه‌ای حرف نزدند؛ فقط ما گفتیم؛ ما آنجا هم به امریکا حمله کردیم، هم به شوروی حمله کردیم؛ بدون تفاوت؛ آنها از این ناراحتند. چون این انقلاب، انقلاب اسلامی است؛ نگاه نمیکند که ملت فلسطین شیعه‌اند یا سنی؛ از آنها دفاع میکند. از حرکت عظیم لبنانیها دفاع میکند، از هر جمع مسلمانی در هر نقطه‌ی از عالم که برای اسلام حرکت کنند و کار کنند، دفاع میکند؛ آنها از این ناراحتند. چون انقلاب، اسلامی است ناراحتند. والّا اگر ما مرزها را میبستیم و میگفتیم ما به کشورهای سنی کاری نداریم، به گروه‌های سنی کاری نداریم، با ما هیچ کاری نداشتند؛ نه امریکا، نه اسرائیل، نه انگلیس. آنها علیه جمهوری اسلامیاند، چون جمهوری اسلامی برای اسلام است، برای امت اسلامی است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این دیدار هدف از برگزاری چنین جلسه‌ای، احترام به قدس از طریق بیان احساسات و عواطف درونی، تأکید بر لزوم توجه دوباره و بیش از پیش شعرای عرب به مسأله‌ی فلسطین برشمردند و افزودند: در سال‌های اول اشغال فلسطین، شعرهای برجسته‌ای در خصوص این ظلم تاریخی سروده شد، اما در سال‌های اخیر به رغم جایگاه بالای شعر در زبان عربی، اشعار فصیح عربی در خصوص انتفاضه و مراحل بسیاری هم قضیه‌ی فلسطین کمتر دیده می‌شود.

دوران کنونی، دوران بیداری اسلامی است؛ و فلسطین در کانون این بیداری قرار گرفته است. اکنون نزدیک به شصت سال از اشغال فلسطین میگذرد و ملت مظلوم فلسطین دوران‌های پرمحنتی را با آزمون‌های گوناگون گذرانیده‌اند؛ از مقاومت‌های مظلومانه و مأیوسانه‌ی آغاز ماجرا و آوارگی و غربت و مشاهده‌ی نابودی خانه و کاشانه و قتل‌عام عزیزان و کسانشان، تا پناه بردن به مجامع بین‌المللی و تا روی آوردنِ به معامله‌های بیفرجام سیاسی و قمار سراسرباختِ مذاکره با اشغالگر و واسطه کردن قدرت‌هایی که خود مجرم اصلی در بروز و تداوم این محنت بوده‌اند. محصول این تجارب تاریخی، نسل نو و بالنده‌ی آن ملت رشید و شجاع را به قله‌ی بیداری و آزادگی رسانید و آتشفشان انتفاضه را پدید آورد. در جبهه‌ی مقابل نیز مسیری با  مراحل متفاوت طی شد؛ از سبعیت بیرحمانه و عنان‌گسیخته و نسل‌کشیها و ویرانگریهای خشم‌آلود و تجاوزهای نظامی به همسایگان و داعیه‌ی از نیل تا فرات، تا دست‌اندازی سیاسی و اقتصادی به منطقه، با استفاده از ضعف و خیانتِ برخی سیاستمداران جهان اسلام، و ناگهان مواجهه با بیداری شیرِ آرمیده‌ی فلسطین و انتفاضه‌ی پرخروش ملتی به جان آمده و به‌پا خاسته.
محصول این فرآیند پرماجرا که در همه حال متکی به پول و زور دو دولت انگلیس و امریکا و حمایت شرم‌آور آنان از جنایتکاران صهیونیست بود، امروز تزلزل و تردید و یأسِ سردمداران رژیم غاصب و مواجهه‌ی آنان با موج پرخروش و فزاینده‌ی بیداری اسلامی است. درست است که امروز هم فلسطین عرصه‌ی قساوت‌آمیزترین جنایات بشری از سوی صهیونیست‌های بیگانه و غاصب بر صاحبان مظلوم آن است و به صورتی استثنایی فجیع‌ترین ستم‌ها به طور علنی و با افتخار از سوی دولت صهیونیستی انجام میگیرد و اعلام میشود، ولی یک نگاه به عرض و طول این ماجرای شصت ساله، آشکارا از حقیقت تکان‌دهنده و عبرت‌آموزی خبر میدهد و آن چیزی نیست جز دگرگون شدن صحنه و جابه‌جا شدن جایگاه اقتدار دو جبهه؛ هم در خودِ فلسطین و هم در خاورمیانه و دنیای اسلام، که اساساً فاجعه‌ی غصب فلسطین برای در قبضه گرفتن و سیطره‌ی بلندمدت و تضمین شده بر آن، از سوی سیاستمداران غربی طراحی و اجرا شده بود.

ما حق داریم و میتوانیم تحقیر و تکبر دولت‌های سلطه‌گر را به خودشان برگردانیم؛ این احساس صادق ملت‌های ما و نسل کنونی دنیای اسلام از شرق آسیا تا قلب آفریقاست و این، میدانِ جهادی پیچیده و متنوع و دشوار و بلندمدت است، و اگر فلسطین را پرچم این جهاد بنامیم، سخنی به گزاف نگفته‌ایم. امروز همه‌ی دنیای اسلام باید قضیه‌ی فلسطین را قضیه‌ی خود بداند؛ این، کلید رمزآلودی است که درهای فرج را به روی امت اسلامی میگشاید. فلسطین باید به ملت فلسطین برگردد و دولت واحد فلسطینی به انتخاب همه‌ی فلسطینیان سراسر کشور خود را اداره کند. کوشش پنجاه ساله‌ی انگلیس و امریکا و صهیونیست‌ها برای حذف نام فلسطین از نقشه‌ی جهان و هضم ملت فلسطین در ملت‌های دیگر به جایی نرسید و فشار و ستم و قساوت به‌عکس نتیجه داد. امروز ملت فلسطین از اسلاف شصت سال قبل خود، زنده‌تر و شجاعتر و کارآمدتر است. این روند که در سایه‌ی ایمان و جهاد و انتفاضه‌ی افتخارآفرین پدید آمده، باید ادامه یابد و وعده‌ی خداوند تحقق یابد که فرمود: «وعداللَّه الّذین امنوا منکم و عملوا الصّالحات لیستخلفنّهم فی الارض کما استخلف الّذین من قبلهم و لیمکّننّ لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبّدلنّهم من بعد خوفهم امنا یعبدوننی لایشرکون بی شیئا و من کفر بعد ذلک فأولئک هم الفاسقون».

شعار عدالت‌طلبی همچنان زنده است؛ شعار کرامت انسانی همچنان زنده است؛ اینها متعلق به اسلام است؛ اینها متعلق به جمهوری اسلامی است. خطِ روشن حرکت ملت که برخاسته از ایمان و رأی مردم است و مظهر آن «مردم‌سالاری دینی» است، همچنان جذاب است. امروز ملت‌ها و روشنفکران مسلمان این حرف‌ها و این حوادث را میبینند و آنها را مطالعه میکنند و نگاه‌شان به ایران است؛ نگاه‌شان به حرکت شماست. دشمن شما هم که استکبار جهانی است و مظهر آن هم امریکاست، امروز پا در گل مانده است؛ در عراق از لحاظ سیاسی شکست خوردند - این را خودشان هم اعتراف میکنند. آن چیزی که آنها میخواستند در عراق اتفاق بیفتد، عکس آن اتفاق افتاد - در فلسطین شکست خوردند - جلاد و قصاب فلسطینیها که آمده بود سه ماهه انتفاضه را نابود کند، خود او به‌وسیله‌ی حرکت انتفاضه نابود شد؛ طرح نقشه‌ی راه و خاورمیانه‌ی بزرگ و این  حرف‌های خیالاتی امریکا هم شکست خورد - حالا امروز به پر و پای سوریه و لبنان پیچیده‌اند و میخواهند با نفوذ در مجموعه‌ی همسایه‌ی صهیونیست‌ها، راهی به کشورهای دیگرِ عربی و اسلامی پیدا کنند. آنها از این طرف مأیوس شده‌اند؛ اما آن‌جا هم نمیتوانند کاری بکنند؛ در آن‌جا هم، اگر هشیاری ملت‌ها و رهبران باشد، باز امریکا و همه‌ی متحدان غربیاش پا در گل خواهند ماند.

مقام معظم رهبری  خاطرنشان کردند: دشمنان ملت فلسطین امروز گرفتار مشکلات فراوان سیاسی و اقتصادی خود شده‌اند. آن‌ها دیروز از لبنان عقب‌نشینی کردند، امروز مجبور به خروج از غزه شدند و إن‌شاءالله ملت فلسطین و گروه‌های مقاومت، اشغالگران را فردا از بیت‌المقدس نیز بیرون خواهند کرد.
ایشان با تأکید بر این‌که انتفاضه نشان داد که قدرت ملت فلسطین برتر از توان رژیم صهیونیستی و آمریکاست، افزودند: امریکا  نیز با وجود قدرت‌نمایی‌های ظاهری و دروغین در خاورمیانه با شکست مواجه شده و در حال عقب‌نشینی است و ملت فلسطین و گروه‌های مقاومت باید با توجه به این شرایط و حفظ هوشمندی به مسیر جهادی خود ادامه دهند.

ایشان ملت‌های مسلمان را حامیان جدی آزادی قدس شریف برشمردند و با تجلیل از فداکاری و پایداری مردم و به‌ویژه جوانان فلسطینی خاطرنشان کردند: با وجود همه‌ی توطئه‌های صهیونیزم، مبارزه با غاصبان مسجدالأقصی به درخت تناوری در درون سرزمین‌های اسلامی تبدیل شده است که استکبار هرگز قادر نخواهد بود ریشه‌های آن را قطع کند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی  طرح ایران را برای برگزاری همه‌پرسی در فلسطین اشغالی  مورد توجه ملت‌های مسلمان و دیگر ملت‌های جهان خواندند و افزودند: امت اسلامی مسأله‌‌ی بازگشت آوارگان فلسطینی و جلوگیری از تخریب قدس شریف را باحساسیت پیگیری می‌کند.
ایشان با اشاره به شکست رژیم اشغال‌گر قدس در جنوب لبنان و غزه، احداث دیوار حائل را نشان‌دهنده‌ی ناتوانی صهیونیست‌ها در مهارکردن انتفاضه دانستند.

از روزگار امام تا امروز، دنیا در زمینه‌ی مسائل سیاسی و جغرافیای سیاسی تغییرات زیادی کرده است: اردوگاه کمونیسم متلاشی شده؛ این یک حادثه‌ی بسیار بزرگ در دنیا بود. مردم مظلوم فلسطین به انتفاضه و قیام رو آورده‌اند؛ این حادثه‌ی بسیار مهمی بود. در سطح دنیای اسلام،  بلکه در سطح جهان، نفرت از دولت ایالات متحده‌ی امریکا همه‌گیر شده است؛ این حادثه‌ی بسیار مهمی است. در سطح منطقه، طاغوت بدکردارِ زشت‌سیرتی مثل صدام حسین به درک رفته است و از دستگاه تأثیر سیاسی منطقه حذف شده است؛ این حادثه‌ی مهمی است. در اردوگاه غرب، یک رقابت شدید میان امریکا و اروپا به‌وجود آمده؛ شکافی که سعی میکنند آن را پنهان نگه دارند؛ اما نشانه‌ها و علائم آن جلوی چشم همه است؛ این حادثه‌ی بسیار مهمی است.

کسانیکه دم از مقابله و معارضه‌ی با استبداد میزنند، خودشان مستبدترین مردم دنیا هستند. در قضیه‌ی فلسطین هم مقصر اصلی برای حل نشدن مسأله‌ی خاورمیانه، امریکاییها هستند؛ کسی مقصر نیست. میگویند ایران نمیگذارد مسأله‌ی خاورمیانه حل شود! در حقیقت شما نمیگذارید حل شود. نادیده گرفتن یک ملت، نتیجه‌اش همین است. شما میخواهید ملت فلسطین را با سابقه‌ی چند هزار ساله‌ی تاریخی، از عرصه‌ی معادلات منطقه و معادلات سیاسی حذف کنید؛ مگر ممکن است؟ لذا شکست میخورید و سرتان به سنگ میخورد. شما سگ هاری را که پنجه به کودک و پیر و زن و مرد و نظامی و غیرنظامىِ فلسطینی میزند، دارید حمایت و تقویت میکنید؛ معلوم است که مسأله‌ی خاورمیانه به این ترتیب حل نخواهد شد. ساده‌لوحی است اگر کسی خیال کند میشود یک ملت را لگدمال کرد و از آنها توقع داشت که هیچ حرکتی در مقابل این فشار و استبداد و ظلم نشان ندهند؛ مگر میشود؟
 الان چند سال است که انتفاضه در فلسطین شروع شده است. نسل جوان و نوجوانی که انتفاضه را در دست گرفته است،  نسلی نیست که پول و دنیا و مقام بتواند او را منحرف کند. مگر میشود این مبارزه را خاموش کرد؟ مگر این‌که ملت فلسطین را بشناسید و به همان راه‌حلی که ما برای مسأله‌ی خاورمیانه و مسأله‌ی فلسطین اعلام کرده‌ایم، عمل کنید؛ و آن این است که همه‌ی فلسطینیهایی که متعلق به این سرزمین‌اند، برای تعیین سرنوشت فلسطین در یک رفراندوم شرکت کنند و دولتی براساس این رفراندوم تشکیل شود و این دولت درباره‌ی مهاجران غیرفلسطینی که به آن‌جا آمده‌اند، تصمیم‌گیری کند.

شما ببینید امریکاییها در قضایای مختلف، حرف معروفی را مکرر گفته‌اند و آن، این است که ما اگر امروز در این کشورهای اسلامی و بخصوص کشورهای عربی انتخاباتی راه بیندازیم، حتماً اسلام‌گراها برنده‌اند؛ راست هم است؛ این، درست است. امروز در عراق، مصر، عربستان سعودی و الجزایر و در مغرب و جاهای دیگر این‌طوری است که اگر در هرجا یک انتخابات آزادی الان راه بیفتد و به متفکران و نخبگان اسلامی میدان داده شود که به صحنه بیایند،آنها برنده‌اند. ما این پدیده را بیست سال پیش نداشتیم. این پدیده، به برکت انقلاب اسلامی به‌وجود آمده و به برکت ایستادگی ما؛ ما سر پا ایستاده‌ایم. ما به زانو نیفتادیم؛ خم نشدیم. حالا این شده است یک علم، یک شاخص. خیلی از دشمنیها هم به‌خاطر همین موضوع است. البته هر موفقیتی در هر جایی هزینه‌هایی دارد. ترس ملتها از امریکا و از ابرقدرتها ریخته است. شما هرگز تصور میکردید در عراقِ لِه شده‌ی در زیر بار استبدادِ صدام و حزب بعث، چنین احساسات و ایستادگیهایی وجود داشته باشد؟! قبل از این، شما حدس میزدید ملت فلسطین در مقابل دولت شارون که آمد سر کار تا نود روزه غائله‌ی انتفاضه‌ی مسجدالاقصی را ختم کند - الان سه سال و اندی است که سرکار است - این‌جور بایستند و مقاومت کنند که همین شارونی که برای نابود کردن و از صحنه محو کردن این نهضت آمده، حالا مجبور شود برای عقب‌نشینی یکجانبه از غزه با رقبای خودش - که آن حزب مقابلش است - کنار بیاید و از هم‌پیمانهای سنتی و قدیمی خود، حزب «لیکود»، از روی اضطرار و ناچاری جدا شود؟! این قدرت مردم فلسطین و این قدرت بیداری اسلامی است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تبیین موانعی که انقلاب اسلامی بر سر راه تحقق اهداف نامشروع مستکبران ایجاد کرده است، به مسأله‌ی فلسطین اشاره کردند و افزودند: در آستانه‌ی پیروزی انقلاب اسلامی، امریکا و اسرائیل با پایمال کردن کامل حقوق ملت فلسطین در حال پایان دادن به مسأله‌ی فلسطین بودند، اما به برکت انقلاب ملت ایران، اکنون جوانان و نوجوانان فلسطینی با دست‌های خالی، خبیث‌ترین عنصر رژیم صهیونیستی، یعنی شارون جنایتکار را به درماندگی محض کشانده‌اند.
ایشان همچنین مشغول شدن رژیم صهیونیستی در داخل سرزمین‌های اشغالی را از جمله برکات انتفاضه خواندند و خاطرنشان کردند: اگر صهیونیست‌های افزون‌طلب گرفتار انتفاضه نبودند، بدون تردید برای سیطره بر مصر و سوریه و لبنان و دیگر کشورهای خاورمیانه وارد عمل می‌شدند.

کسانی که پرچم دمکراسی را در دنیا در دست گرفته بودند، صریحاً اعلان میکنند که در عراق مردم حق دارند دولتی را که ما میخواهیم، سرِ کار بیاورند! این شد مردم‌سالاری!؟ این شد دمکراسی!؟ صریحاً اعلام میکنند که اگر همه مردم عراق بخواهند یک حاکمیت اسلامی سرِ کار بیاید، ما قبول نمیکنیم! معنای مردم‌سالاری آقایان معلوم شد. دمکراسىِ امریکایی همه جا همین‌طور است؛
...
پرچم مبارزه با تروریسم را به دست گرفته‌اند و هنوز هم بدون خجالت، ادّعای خود را تکرار میکنند؛ اما با منافقین که دستشان به خون ملت ایران و کردهای عراق و شیعیان این کشور آغشته است - که در قضیه انتفاضه سال ۱۳۶۹۹ عراق که صدّام  شیعیان را در جنوب عراق و در مناطق زیادی از این کشور قتل عام کرد، منافقین در کنار صدّامیها با شیعیان جنگیدند - همکاری میکنند! ترور، کار آنهاست؛ خودشان هم اقرار و به آن افتخار میکنند؛ دنیا هم اینها را تروریست شناخته است؛ اما امریکا اینها را زیر بال گرفت! معلوم شد تروریسم بد است، آن‌وقتی که نوکر امریکا نباشد؛ اما اگر تروریسم نوکر امریکا شد، نه، خیلی خوب است و هیچ اشکالی هم ندارد! این، بوته آزمایش است؛ نشان میدهد که مبارزه با تروریسم یعنی چه؛ دمکراسی یعنی چه.

ادعای آزادی دادن آمریکا و انگلیس به مردم عراق، مسخره‌آمیزترین ادعای آنها است. آنها به دنبال سیطره بر عراق، بر نفت، خاورمیانه و سرکوب انتفاضه‌ی فلسطین و نهضت بیداری اسلامی‌اند. تعیین حاکم بیگانه و نظامی بر عراق بزرگترین اهانت به آزادی و مردمسالاری در عراق است. نقشه‌ی آنان محو هویّت اسلامی و ملّی عراق و تبدیل آن به مرکز سلطه‌ی آمریکائی بر همه‌ی خاور میانه و منابع و ذخائر قیمتی آن است. از نظر آنان مطلوبترین عناصر عراق کسانی‌اند که به متجاوزین بیگانه بیشتر خدمت کنند و به ملت و کشور خود بیشتر پشت کنند. در قضاوت وجدان عمومی ملت عراق و همه‌ی آزادگان و قضاوت تاریخ، خدمت و کمک به آمریکا برای دستیابی‌اش به هدفهای پلید استعماری، خیانت به عراق و ملت و تاریخ آن است.

حضرت‌ آیت‌الله‌ خامنه‌ای‌ بن‌بست‌ رژیم‌ صهیونیستی‌ و امریکا را در مقابله‌ با ملت‌ فلسطین‌، نمونه‌ای‌ از امتداد عمیق‌ انقلاب‌ اسلامی‌ در دلهای‌ ملتها برشمردند و افزودند: دنیای‌ استکبار اندکی‌ قبل‌ از پیروزی‌ انقلاب‌ با برپایی‌ ماجرای‌ کمپ‌دیوید بر این‌ تصور بود که‌ با به‌ سازش‌ کشاندن‌ برخی‌ کشورها، مسئله‌ فلسطین‌ را برای‌ همیشه‌ حل‌ کرده‌ است‌ اما پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ باعث‌ بروز پدیده‌ نوین‌ تمسک‌ مردم‌ فلسطین‌ به‌ اسلام‌ و قرآن‌ شد و با ظهور انتفاضه‌ اسرائیل‌ و آمریکا در بن‌بستی‌ حقیقی‌ گرفتار آمده‌اند.

امروز مبارزه مردم فلسطین روی محور خود قرار گرفته است؛ همان محوری که امید پیروزی در پیمودن آن  است؛ یعنی ملت به صحنه آمده است. اسرائیل، یک رژیم جعلی و غیرقانونی و غاصب است. با زور و ظلم و ترفند آمدند یک کشور را از دست مردمش گرفتند. بنابراین هر گونه مذاکره‌ای که براساس اعتراف به وجود این رژیم باشد، نامشروع و ناپایدار است. البته امروز ملت فلسطین واقعیت صحنه را خوب درک کرده و فهمیده است که زبان زور، تنها زبانی است که اشغالگران بیت‌المقدّس و کشور فلسطین به آن معتقدند. ملت فلسطین میداند هر گونه مذاکره و قراردادی، برای او خسارت به بار خواهد آورد؛ لذا وارد میدان شده است.
 
مبارزه‌ای که امروز ملت فلسطین شروع کرده است، مبارزه یک ارتش با یک ارتش دیگر نیست تا ما بگوییم او چند دستگاه تانک دارد، این چند دستگاه تانک دارد؛ او بیشتر دارد یا این بیشتر دارد. مبارزه تن‌ها و جسمها و جانهای افرادی است که از مرگ  نمیترسند. هر جوانِ فداکاری که در مقابل رژیم اشغالگر قرار میگیرد، به قدر یک لشکر آنها را تهدید میکند. جواب این انسان را دیگر تانک و موشک و هواپیما و هلیکوپترِ آپاچی نمیدهد. وقتی یک انسان - ولو یک نفر - از مرگ نترسید و خود را برای فداکاری در راه خدا و در راه وظیفه آماده کرد، برای دنیادارانِ بیانصاف بزرگترین خطر میشود. لذا شما دیدید در مقابل این جوانانِ شهادت‌طلب، امریکاییها در بالاترین سطح، صریحاً موضعگیری کردند. من میگویم این موضعگیریها فایده‌ای ندارد. این شهادت‌طلبی از روی احساسات نیست؛ از روی اعتقاد به اسلام و روز قیامت و ایمان به زندگىِ بعد از مرگ است. هرجا اسلام به معنای حقیقی خود وجود داشته باشد، این خطر علیه استکبار وجود دارد. استکبار برای تسلّط بر فلسطین مجبور است با اسلام مبارزه کند. مبارزه با اسلام، یعنی مبارزه با دنیای اسلام و این مبارزه به جایی نخواهد رسید.
 
راه حلّ مسأله فلسطین، راه حلهای تحمیلی و دروغین نیست. تنها راه حلّ مسأله فلسطین این است که مردم واقعی  فلسطین - نه مهاجران غاصب و اشغالگر - چه آنهایی که در داخل فلسطین ماندند، چه آنهایی که در بیرون فلسطین هستند، خود نظام حاکم بر کشورشان را تعیین کنند. اگر اتّکاء به آراءِ یک ملت از نظر مدّعیان دمکراسی در دنیا حرف راستی است، ملت فلسطین هم یک ملت است و باید تصمیم بگیرد. رژیم غاصبی که امروز در سرزمین فلسطین بر سرِ کار است، هیچ حقّی بر این سرزمین ندارد؛ یک رژیم جعلی، دروغین و ساخته دست قدرتهای ظالم است. بنابراین از مردم فلسطین نباید  بخواهند این رژیم را به رسمیت بشناسند. اگر کسی در دنیای اسلام این اشتباه را بکند و این رژیم ظالم را به رسمیّت بشناسد، علاوه بر این‌که برای خود روسیاهی و ننگ به وجود خواهد آورد، کار بی‌فایده‌ای هم کرده است؛ چون این رژیم قابل دوام نیست. صهیونیستها خیال میکنند توانسته‌اند بر فلسطین مسلّط شوند و تا ابد فلسطین متعلّق به آنهاست! نخیر؛ این‌طور نیست. سرنوشت فلسطین این است که قطعاً یک روز کشور فلسطین خواهد شد. ملت فلسطین در این راه قیام کرده است. وظیفه ملتها و دولتهای مسلمان این است که این فاصله را هر چه بیشتر کم کنند و کاری کنند که ملت فلسطین به آن روز برسد.

حضرت‌ آیت‌الله‌ خامنه‌ای‌ رهبر معظم‌ انقلاب‌ اسلامی‌ در پیامی‌ به‌ کنفرانس‌ بین‌المللی‌ امام‌ خمینی‌ (ره‌) و حمایت‌ از فلسطین‌، با تأکید بر اینکه‌ صحنه‌ امروز فلسطین‌ مژده‌ دهنده‌ آینده‌ محتومی‌ می‌باشد که‌ خداوند به‌ مجاهدان‌ صادق‌ و ثابت‌قدم‌ وعده‌ داده‌ است‌، تصریح‌ کردند: انتفاضه‌ مسجدالاقصی‌ یکی‌ از آیات‌ الهی‌ است‌، که‌ جنایتکاران‌ رو سیاه‌ را بشدت‌ مجازات‌ خواهد کرد.

رهبر معظم‌ انقلاب‌ اسلامی‌ با اشاره‌ به‌ ناکامی‌ رژیم‌ صهیونیستی‌ و آمریکا در چند ماه‌ اخیر، و تلاش‌ آنان‌ برای‌ ترفندی‌ جدید بمنظور کشاندن‌ طرف‌ فلسطینی‌ به‌ پای‌ میز مذاکره‌ و ایجاد اختلاف‌ در صفوف‌ مبارزان‌ فلسطین‌ و فرونشاندن‌ شعله‌ انتفاضه‌ خاطرنشان‌ کردند: رژیم‌ اشغالگر ثابت‌ کرده‌ است‌ که‌ به‌ هیچ‌ قراری‌ پایبند نیست‌ و به‌ هیچ‌ منطقی‌ جز زورگویی‌ و زیاده‌طلبی‌ اعتقاد ندارد و بدون‌ شک‌ مبارزان‌ مؤمن‌ و راستین‌ و دولت‌های‌ معتقد به‌ قضیه‌ فلسطین‌، فریب‌ این‌ ترفند را نخواهند خورد.

ملت فلسطین در انجام دادن وظیفه خود، آنچه حق و شایسته یک ملت شجاع و غیرتمند است، انجام داده و ایستاده است. همه باید بدانیم این دولتِ غاصبِ ظالمِ کنونی صهیونیست، در عملیات خود تا این لحظه شکست خورده و هیچ‌گونه موفّقیتی به دست نیاورده و مغلوب اراده فلسطینیها شده است. هدف از این عملیات این بوده است که انتفاضه بیت‌المقدّس را  خاموش کنند؛ فلسطینیها دستهای خود را به علامت تسلیم بالا ببرند و انگیزه آزادیخواهی و غیرت مردم فلسطین را خاموش کنند؛ اما آنچه به دست آمده، درست عکس این قضیه است. امروز عزم و تصمیم و فهم ملت فلسطین از مسأله فلسطین، بیش از آن وقتی است که انتفاضه هنوز شروع نشده بود. امروز عمق دشمنی و خباثت و وحشیگرىِ این رژیم غاصب و شریکش - امریکا - برای مردم فلسطین روشن شده است.
 
یک ملت وقتی کارش به جایی برسد که ببیند هیچ چاره‌ای ندارد جز این‌که مردن شجاعانه را به جان بخرد، دیگر هیچ چیز در مقابل او تاب ایستادگی ندارد. نه قدرت صهیونیستها - که تانک و توپ و همین ابزارهای ظاهری است - و نه قدرت سیاسی و مالىِ پشتیبان آنها - که امریکاست - نمیتواند تأثیری بگذارد. آن روزی که ملت فلسطین را به نشستن در پشت میز مذاکره و به اصطلاح، گرفتن امتیاز، دلخوش میکردند، دیگر تمام شد؛ معلوم گردید که نشستن در پشت میز مذاکره و گفتگو با دشمن، هیچ اثری ندارد. امروز ملت فلسطین فهمیده است و کار خود را میکند. مادران فلسطینی، جوانان فلسطینی، زنان و مردان فلسطینی و نوجوانان فلسطینی در صحنه‌اند.

برای مواجهه با ظلم فجیعی که این روزها نسبت به مردم فلسطین اعمال میشود، دو راه علاج وجود دارد. این دو راه علاج اجتناب‌ناپذیر است و باید همه آن را قبول کنند و از این دو راه بروند:
 
راه اوّل، ادامه انتفاضه و ایستادگی مردم فلسطین است، که بحمداللَّه تاکنون ایستاده‌اند. اوج این ایستادگی، همین عملیات  استشهادی است. این‌که یک مرد، یک جوان، یک پسر و یک دختر حاضر میشود برای منافع و مصالح ملت و دینش جان خود را فدا کند، اوج افتخار و شجاعت و شهامت است. این همان چیزی است که دشمن از آن میترسد. لذا شما ملاحظه کردید، از رئیس جمهور امریکا گرفته تا همه کسانی که در سراسر دنیا در خطّ امریکا کار میکنند و حرف میزنند، سعی کردند با شماتت و ملامت و فلسفه‌بافی، عملیات استشهادی را متوقّف کنند. نه؛ عملیات استشهادی اوج عظمت یک ملت و اوج حماسه است. آن‌جایی که یک نیروی نظامی با کمال فداکاری از میهن خود دفاع میکند، مگر عملیات استشهادی نیست؟ آن‌جایی که یک ارتش ظالم و ستمگر به یک کشور تجاوز میکند و مردم آن کشور در مقابل آن ارتش میایستند، مگر آن‌جا عملیات استشهادی نیست؟ کیست که بتواند چنین کاری را محکوم کند؟ کیست که بتواند از عظمت و ارزش این کار در چشم انسانهای باوجدان و باانصاف بکاهد؟ عملیات استشهادی، اوج عظمت آنهاست. حالا عدّه‌ای بنشینند برای خودشان بگویند و بنویسند و ملتی را که پنجاه سال است به خاطر کوتاهی گذشتگانش و به خاطر عدم توجّه نسل قبلی خودش به منافع بلند مدت، الان مجبور است با جان خود به میدان بیاید تا حقوق خود را زنده کند، ملامت کنند؛ مگر این در حال آن ملت تأثیر دارد؟ ملت فلسطین، زنده و بیدار است و پیش میرود.
 
راه دوم، حمایتهاست. همه دنیا باید از اینها حمایت کنند. البته ملتها حمایت کردند. در اروپا هم ملتها حمایت کردند، دست به راهپیمایی زدند و با انواع و اقسام راهها و شیوه‌ها، خواست قلبی خود را نشان دادند. حتّی در داخل کشور ایالات متّحده امریکا هم این حمایتها ابراز شد. بعد از این هم این چیزها ادامه خواهد داشت؛ لیکن دولتها باید به وظیفه خود عمل کنند. از همه واجبتر، دولتهای اسلامی و بالاخص دولتهای عربی هستند.

انتفاضه ملت فلسطین، قیام یک ملت است. ملت فلسطین دست خود را از آستین بیرون آورده است؛ این را به  گردن این و آن نیندازید. یک ملت قیام کرده، شرف او و عزّت او و هویّت و آگاهی او، او را به میدان کشانده، حال به اینها میگویید تروریست؟! اینها تروریستند؟! اگر دولت اسرائیل ادّعا میکند که با یک گروه معدود مواجه است پس چرا وارد خانه مردم میشوند؟ چرا خانه‌ها را ویران میکنند و چرا در کوچه و بازار این همه جنایت میآفرینند؟ بروید با همان گروه معدود روبرو شوید. زن و بچه مردم چه گناهی کرده‌اند؟ منطق غلط اندر غلط، مقدّمات غلط، استنتاج غلط؛ آن وقت چنان حرفهایی را یک رئیس جمهور جلوِ چشم مردم دنیا بر زبان میآورد و برای خالی نبودن عریضه هم این دولت و آن دولت - جمهوری اسلامی، عراق، سوریه و دیگران - را متّهم میکند. این ادّعاها امریکا را در چشم مردم جهان منفور میکند؛ اینها توجّه ندارند. امروز در دنیای اسلام هیچ دولتی منفورتر از دولت امریکا نیست. همین رئیس جمهور امریکا که در یک سخنرانی با مردم خودش صحبت میکرد - آن زمان که میخواستند به افغانستان حمله کنند - گفت کسانی هستند که دچار نفرتند. بله؛ مخصوص مردم افغانستان هم نبود. بعد خودشان آمارگیری و نظرخواهی کردند و در مطبوعات هم منتشر شد: در همه کشورهای اسلامی و عربی تقریباً معلوم شد که اکثریت قاطع مردم از امریکا متنفّرند؛ اما این نفرت بر خلاف آنچه که او ادّعا میکرد، نفرت از علم نیست، نفرت از تمدّن نیست. میگوید اینها با تمدّن طرفند، با علم طرفند. نه خیر؛ یا بد فهمیده‌ای یا خلاف واقع بیان میکنی. مردم از علم و تمدّن متنفّر نیستند. مردم کشورهای اسلامی از مردم آمریکا هم متنفّر نیستند. این تنفّر به هیأت حاکمه امریکا - رئیس جمهور امریکا و کسانی که پشت سر او سیاستهای امریکا را تنظیم میکنند - متوجّه است. مردم از اینها متنفّرند. خوب؛ منطق امروزِ امریکا این است که دنیا را باید با زور اداره کرد! میگویند زور داریم، سلاح داریم؛ دنیا را با زور وادار میکنیم آنچه که ما میخواهیم همان را بپذیرند و عمل کنند؛ اما در اشتباهند؛ نمیشود، چنین چیزی امکان ندارد. قبل از اینها هم در طول تاریخ در دنیا و حتّی در زمان خود ما کسانی بودند که خیال میکردند با زور و سرنیزه میشود بر ملتهای خودشان یا ملتهای دیگر سوار شد و حکمرانی کرد. دنیا هیتلرها را دیده است، رهبرانِ اوایل کارِ شوروی را دیده است؛ دنیا بعضی از قدرتهای دیگر را هم این زمان و قبل از این زمان دیده است؛ اینها شکست خوردند. خودِ امریکاییها در ویتنام همین را تجربه کردند. آن روزی که بعد از خارج شدن فرانسویها، امریکا وارد ویتنام شد، قدرتمندان و سیاستمداران امریکا شک نداشتند که با پیروزی خارج خواهند شد. هفت، هشت، ده سال آن‌جا با قدرت‌نمایی ظاهری مردم را کشتند، اذیّت کردند، مزارع را نابود کردند؛ آخر هم با خجالت و فضاحت در سال 1354 شکست خورده از ویتنام خارج شدند. همه دنیا هم گفتند و پذیرفتند و اعتراف کردند که اینها شکست خوردند. ویتنام یکپارچه در اختیار مردم ویتنام ماند و اینها مجبور شدند بیرون بروند.
 
اینها نمیدانند قدرتی وجود دارد که بالاتر از قدرت سلاح آنهاست و آن قدرت ملتهاست، قدرت انسانهاست. هر ملتی که به یک مبدأ و به یک منطق و به یک مبنای فکری اعتقاد داشته باشد و با عزم راسخ پای آن منطق بایستد، هیچ قدرتی - چه قدرت اتمی و چه بالاتر و پایین‌تر از اتم - نمیتواند مقهورش کند. اینها قدرت ملتها و قدرت خداوند قادر متعال را که پشت سر اراده و عزم و اقدام ملتهاست دستِ کم گرفته‌اند: «کلاً نمدّ هؤلاء و هؤلاء»؛ هر گروهی برای اهدافی که به آن ایمان دارد کار کند، خدای متعال کمک و مددش خواهد کرد. اگر گروهی مؤمن به خدا باشد، آن وقت در آویختن با آن و شکست دادنش ده برابر مشکلتر هم میشود؛ مگر آسان است؟! هر کس با این نیرو - نیروی ملتها و انسانها - درافتاد خُرد میشود. امریکا هم خُرد خواهد شد. اینها میخواهند قدرت مقاومت ملت فلسطین را نابود کنند و نمیتوانند. خوب؛ حالا بالاخره چه خواهد شد؟ این حادثه‌ای که امروز اتّفاق افتاده است، ظواهری دارد و بواطنی. ظواهرش همین است که گفتیم: گروهی با زور و سرنیزه و تفنگ و تانک و پشتیبانی سیاسی امریکا به جان زن و مرد و پیرزن و کودک و غیره افتاده است. آنها را میکشد، خانه‌شان را ویران میکند، دستبند به دستشان میزند، تحقیرشان میکند؛ آنها را با اهانت از خانه و زندگیشان دور میکند، خانواده‌ها را آواره میکند. این ظاهر قضیه است. اما باطن قضیه این است که همین قدرتِ به‌ظاهر مسلّط، در درون خود ذوب میشود، آب میشود. ملت فلسطین تصمیم گرفته است؛ سازمانهای مبارز فلسطینی اعم از سازمان فتح، سازمان حماس، جبهه خلق، جهاد، حزب‌اللَّه و دیگران، دستشان را روی هم گذاشته و تصمیم گرفته‌اند. همه به یک نتیجه رسیده و راه فداکاری را پیدا کرده‌اند؛ فهمیده‌اند که راه نجات فلسطین آماده شدن برای فداکاری است. شهادت را تجربه کرده و فهمیده‌اند که دشمن در مقابل شهادت و شهادت‌طلبی و نترسیدن از مرگ ناتوان است. «یاسر عرفات» هم پیغام داده است که من آماده شهادتم؛ این تصمیم خوبی است. امیدواریم ایشان از این تصمیم منصرف نشود و پای این حرف بایستد. آن کسی که در راه خدا شهید میشود میماند - فکر او و شخصیت او میماند - اما آن کسی که با اختیار خود به سمت فداکاری برای آرمانش نمیرود، ممکن است که جسمش چند صباحی زنده بماند اما شخصیت و هویّت او از بین میرود. شهادت؛ این را مردم فلسطین پیدا کرده‌اند، امیدواریم که مسؤولان حکومتِ خودگردان هم همان‌طور که گفتند پای این حرف بایستند و با مردم خودشان در این راه همراهی کنند و تسلیم نشوند؛ دشمن روزبه‌روز رو به ضعیفتر شدن است.
 
همه امید تندروان صهیونیست به همین درنده‌ای بود که امروز در رأس قدرت و در رأس دولت و در آن حکومت جعلی و دروغین است. امیدشان به این بود که این با چکمه آهنین بیاید و با مشت پولادین و سرنیزه بتواند مردم فلسطین را که به پا خاسته‌اند به زانو درآورد و انتفاضه را خاموش کند؛ لکن از روزی که این آمده است روزبه‌روز انتفاضه شعله بیشتری پیدا کرده  است. این آخرین امیدشان بود. در داخلِ خودشان الان اختلاف است. آن کسانی که از راههای دور آمده بودند تا در این سرزمین و کشورِ مغصوب با امنیت زندگی کنند، امروز در فکر برگشتنند. بسیاری از آنها در حال بازگشتنند و دیگر کسی جرأت نمیکند بیاید. بیروحیه‌اند، احساس ضعف میکنند و بین خودشان اختلاف است. از آینده خودشان ناامیدند و افق روشنی در آینده خود نمیبینند. این صهیونیستهای غاصب، سراسیمه و شتابزده‌اند و کارها و حرفهایشان این را نشان میدهد. اگر این حوادث برای ملت فلسطین تلخ و اندوهبار است، برای دشمن آنها هم خیلی تلخ است. این آیه شریفه قرآن چقدر گویاست: «إن تکونوا تألمون فانّهم یألمون کما تألمون و ترجون من‌اللَّه ما لا یرجون»؛ اگر شما در این مبارزه دچار درد و الم میشوید، دشمن هم دچار درد و الم میشود؛ او هم زخم میخورد، سخت‌تر از شما. تفاوت در این است که ملت فلسطین افق روشنی در مقابل دارد؛ لکن غاصب صهیونیست این افق روشن را ندارد. ملت فلسطین افق روشنی دارد که میتواند خودش را به آن جا برساند؛ با تلاش و سعی و کوششی که همه بکنند.

ما امروز حق نداریم اشتباه کنیم. این تهدیدی که وجود دارد - چون رئیس جمهور امریکا علناً و صریحاً اسم آورد؛ البته شصت کشور را مورد اشاره قرار داد؛ منتها سه کشور، از جمله کشور ما را اسم آورد - از لحاظ زمینه و انگیزه‌هایش یک قضیه مرکّب و چند عنصری است که باید عناصر آن را شناخت.
...
عنصر پنجم، گسترش موج بیداری اسلامی در دنیاست. این‌که متظاهرانه بگویند ما اسلام را قبول داریم، بنیادگرایی را قبول نداریم، این ناشی از همان سطحینگری و تحلیلهای ناشیانه‌ای است که اینها غالباً از دنیای اسلام داشتند و چوبش را هم خورده‌اند. امروز موج بیداری اسلامی یک واقعیت جدّی و یک حقیقت غیرقابل انکار است. امروز مسلمانها احساس میکنند که میتوانند در دنیا، در وضعیت بشر، در سرنوشت خود، اثرگذار باشند. وقتی این احساس در ملتها به یک نقطه معیّنی برسد، تبلور و تجسّم خواهد یافت و تبدیل به واقعیتها خواهد شد. این را میدانند و از این نگرانند. یک نمونه‌اش همین حادثه بسیار بیسابقهانتفاضه فلسطین است. شوخی است؟! مردمی بدون سلاح، بدون امکانات، در مقابل یکی از مجهّزترین قدرتهای این منطقه، بدون هیچ قید و شرطی مورد کشتار و قتل‌عام و فشارهای گوناگون جسمی و روحی و اقتصادی قرار میگیرند؛ درعین‌حال ایستاده‌اند و هفده ماه است که این انتفاضه را ادامه میدهند. با کدام تحلیل عادی و معمولی و سیاسی میشود این را تحلیل  کرد؟ چرا ایستاده‌اند؟ چرا تسلیم نمیشوند؟ چرا دشمن با همه فشارش نمیتواند این ملتِ به‌جان‌آمده فلسطین را به زانو درآورد؟ این ملت کوچک و محدود و محاصره شده را، که از هیچ جا به اینها کمکی نمیرسد. آن انگیزه و چشمه جوشانی که در دلهای اینها وجود دارد که نمیگذارد اینها خسته شوند، کدام است؟ از کجا سرچشمه گرفته؟ آن عاملی که مادر فلسطینی را وادار میکند که فرزند خودش را ببوسد و برای کشته شدن بفرستد و بعد بگوید اگر صد تا بچه هم داشتم آنها را میفرستادم، این عامل چیست؟ این عامل، عامل بسیار مهمی است. این چه عاملی است که در محاسبات سیاسی، در گفتگوها، در مذاکرات دیپلماتیک و در معادلات کمپانیها نمیگنجد؟ اینها میبینند این را و از آن به‌شدّت واهمه دارند. دنبال خشک کردن آن سرچشمه‌اند؛ دنبال نابود کردن آن عامل برانگیزاننده و به وجود آورنده‌اند.

حضرت‌ آیت‌الله‌ خامنه‌ای‌ رهبر معظم‌ انقلاب‌ اسلامی‌ صبح‌ امروز در پایان‌ درس‌ خارج‌، قیام‌ امام‌ حسین‌(ع‌) را موجب‌ ماندگاری‌ اسلام‌ و قرآن‌ و حماسه‌ای‌ بی‌نظیر در تاریخ‌ اسلام‌ و بشریت‌ دانستند و تصریح‌ کردند: امروز گره‌گشای‌ مردم‌ فلسطین‌ و نجات‌ دهنده‌ آنان‌ درس‌ قیام‌ امام‌ حسین‌ (ع‌) و ادامه‌ راه‌ انتفاضه‌ است‌.
ایشان‌ با اشاره‌ به‌ وضعیت‌ کنونی‌ فلسطین‌ و جنایتهای‌ وحشیانه‌ رژیم‌ صهیونیستی‌ در روزهای‌ اخیر، علماء، روحانیون‌ و خطباء را به‌ زنده‌ نگه‌ داشتن‌ یاد و نام‌ فلسطین‌ در ماه‌ محرم‌ توصیه‌ و خاطرنشان‌ کردند: امروز متأسفانه‌ دنیای‌ اسلام‌ به‌ وظیفه‌ خود در قبال‌ فلسطین‌ بهیچ‌ وجه‌ عمل‌ نمی‌کند و تاریخ‌ در قضاوت‌ آینده‌ خود از سران‌ کشورهای‌ اسلامی‌ به‌ بدی‌ یاد خواهد کرد.
مقام‌ معظم‌ رهبری‌ افزودند: امروز دل‌ ملتهای‌ اسلامی‌ پر از کینه‌ و عداوت‌ نسبت‌ به‌ رژیم‌ صهیونیستی‌ و حامیان‌ این‌ رژیم‌ است‌ اما سران‌ کشورهای‌ اسلامی‌ با مهار ملتها اجازه‌ نمی‌دهند آنان‌ حمایت‌ خود را از ملت‌ فلسطین‌ علنا بیان‌ نمایند.
حضرت‌ آیت‌الله‌ خامنه‌ای‌ با اشاره‌ به‌ اینکه‌ عده‌ای‌ در دنیا تلاش‌ دارند تا نام‌ فلسطین‌ فراموش‌ شود و شیوه‌ مبارزه‌ مسلمانان‌ فلسطین‌ زیر سؤال‌ رود تأکید کردند: تنها راه‌ آزادی‌ ملت‌ فلسطین‌ ادامه‌ انتفاضه‌ و شیوه‌ مبارزه‌ای‌ است‌ که‌ آغاز کرده‌اند.
رهبر معظم‌ انقلاب‌ اسلامی‌ با اشاره‌ به‌ پخش‌ تصاویری‌ از لحظه‌ وداع‌ یک‌ مادر فلسطینی‌ با فرزند رزمنده‌ شهادت‌طلب‌ خود تصریح‌ کردند: ملتی‌ که‌ این‌ چنین‌ روحیه‌ و شجاعت‌ را دارد قابل‌ ماندن‌ و پیروز شدن‌ است‌.

ملتهای مسلمان! علمای دین! روشنفکران، جوانان و غیرتمندان جهان اسلام!
امت اسلام اینک در تیر رس انواع تهدیدها و اهانتها است، استکبارِ عنان‌گسیخته به‌سردمداری رژیم آمریکا و دلاّلی و آتش افروزی رژیم صهیونیستی، از تجزیه و گسست ملتهای اسلامی بیشترین سوءاستفاده را میبرد. قیام خونین ملت فلسطین و پرچم پر افتخار انتفاضه، طرّاحان سیاسی استکبار را خشمگین و سراسیمه کرده و آنان را به اعمال گستاخانه و قدرت‌نمائی دیوانه وار وسوسه میکند. حوادث شهریور ماه نیویورک بهانه‌ی زورگوئیهای روزافزون کاخ سفید و جنایتهای بیسابقه‌ی دولت صهیونیست در فلسطین شده است. پس از عملیات فاجعه باری که آمریکا در افغانستان به بار آورد، چهره نظامی و خشن دولت ایالات متحده، روز بروز بیش از گذشته فضای جهانی را به ناامنی و جنگ و کشتار تهدید میکند. مبارزه با تروریسم و دفاع از صلح در خاورمیانه به بهانه‌هائی برای خشونت‌طلبی و زورگوئی آمریکا و پوششی برای سلطه‌طلبی و دست‌اندازی به منافع و منابع حیاتی ملتها تبدیل شده‌اند.

باید شک نکنیم که این روزها، روزهای سرنوشت‌سازی برای فلسطین است. البته فلسطین صحنه درگیریهای اسلام و دشمنانش در طول تاریخ ما بوده و در صد سال اخیر - بخصوص در پنجاه سال اخیر - خطّ مقدّم مبارزه با دشمنان اسلام بوده است. در واقع میشود فلسطین را تابلویی از حوادث مهم تاریخ اسلام در قرنهای متمادی دانست. ولی آنچه که امروز در فلسطین میگذرد - با توجه به جوانب قضیه - تقریباً استثنایی است. اوّلاً فشارهایی که امروز بر مردم فلسطین وارد می‌آید، بیسابقه است؛ ثانیاً فداکاری و مبارزه جانانه‌ای هم که امروز مردم فلسطین میکنند، بیسابقه است. ما هرگز ملت فلسطین را با این جدّیت، با جسم و جان و مال و فرزند و عزیزانشان در صحنه مشاهده نکرده‌ایم. این خصوصیت مربوط به این انتفاضه مبارک است.

بامبارزه امروز دو خصوصیت دارد که در هیچیک از زمانها این دو خصوصیت در مبارزات فلسطینیها و مبارزه برای فلسطین، با هم وجود نداشته است: یک خصوصیت، اسلامی بودن این مبارزه است؛ و خصوصیت دوم، مردمی شدن و همه‌گیر شدن آن است. اجتماع این دو خصوصیت با هم، زانوان رژیم صهیونیستی را به لرزه درآورده است. احساس خطر در سراسر کیان صهیونیستی وجود دارد. میفهمند و درست تشخیص میدهند که خطر عمده و اساسی، امروز به وجود آمده است. کسی که امروز در مقابل کیان صهیونیستی قرار گرفته، یک گروه نیست؛ شخصیتهای سیاسیای نیستند که بشود پشت میز مذاکره آنها را مجاب کرد. شما میدانید که پشت میز مذاکره، با شیوه‌های گوناگون میشود افراد را مجاب کرد - با تهدید، تطمیع و وعده‌های دروغ - اما وقتی مبارزه در دامن ملت افتاد و خودآگاهی در میان مردم به وجود آمد و آنها با همه وجود احساس کردند که وظیفه دارند در مقابل وضعیّت بایستند، والّا یکسره نابود و پامال خواهند شد؛ از طرفی هم هنگامی که تدبیر مبارزه، از ایمان اسلامی سرچشمه گرفت و به دلها و جانها متّکی شد، در این صورت، مبارزه برای دشمن، بسیار خطرناک میشود. امروز چنین وضعی پیش آمده است.

رژیم صهیونیستی با پشتیبانی امریکا - دو عنصرِ به‌کلّی دور از معنویت و حقیقت و عدالت و انسانیت - در صدد است ملت فلسطین را به زانو درآورد و او را وادار کند که حرف حقّ خود را بر زبان نیاورد و پس بگیرد؛ و البته نخواهد توانست. خصوصیت مبارزه امروز و انتفاضه فلسطین این است که ملت فلسطین به معنای حقیقی کلمه به‌پاخاسته است.

آنچه که ما امروز احتیاج داریم، این است که کسانی که مشغول مبارزه هستند، روحیه پیدا کنند و بدانند آینده آنها امیدبخش است. متأسفانه گاهی عکس این دیده میشود. دستگاههای تبلیغاتی غرب تلاش میکنند تا این امید را در هم بشکنند. در همین ماههای اخیر که انتفاضه حداکثر احتیاج را به حمایت و کمک داشت، دیده شد که در دنیای اسلام بعضی از قلمها به مطالبی کشانده شد که برای انتفاضه سم بود. از ناتوانی و ضعف انتفاضه حرف زدند؛ اینها سم است. معنای این مطالب این  است که ملت فلسطین هیچ راهی جز تسلیم و به خاک افتادن در مقابل صهیونیستها ندارد.
البته امریکا و اسرائیل هم به چیزی کمتر از تسلیمِ مطلق فکر نمیکنند، اما آنها دشمنند و البته اشتباه میکنند. این چیزی است که پیش نخواهد آمد. آنها جز به تسلیم مطلق از طرف فلسطینیها قانع نیستند؛ رفتار آنها با طرف فلسطینی، یک بار دیگر این را ثابت کرد. آنها حاضر نیستند هیچ امتیازی به طرف فلسطینی بدهند. آنها میخواهند از طرف فلسطینی هم به عنوان یک ابزار برای نابود کردن انتفاضه فلسطین استفاده کنند. به کمتر از این قانع نیستند. ما نباید به تسلیم کردن و نومید کردن ملت  فلسطین کمک کنیم؛ ما باید حقیقت را بیان کنیم. حقیقت، امید و افق تازه و به لرزه درآمدن زانوان صهیونیستها و محتاج شدن و مستأصل شدن قدرتهای حامی صهیونیستها در مقابل حرکت عمومی ملتی است که متّکی به ایمانش حرکت میکند. آن ملتی که یکپارچه حرکت میکند و به ایمان خود متّکی است، شکست‌پذیر نیست. ما باید این حقایق را برای ایجاد امید بیشتر در دلهای کسانی که وسط میدان و صحنه‌اند، روشن کنیم و زمینه روانی مقاومت را فراهم نماییم. وظیفه رسانه‌ها این است که کاری کنند تا زمینه روانىِ مقاومت پیدا شود.

آنچه که ما امروز احتیاج داریم، این است که کسانی که مشغول مبارزه هستند، روحیه پیدا کنند و بدانند آینده آنها امیدبخش است. متأسفانه گاهی عکس این دیده میشود. دستگاههای تبلیغاتی غرب تلاش میکنند تا این امید را در هم بشکنند. در همین ماههای اخیر که انتفاضه حداکثر احتیاج را به حمایت و کمک داشت، دیده شد که در دنیای اسلام بعضی از قلمها به مطالبی کشانده شد که برای انتفاضه سم بود. از ناتوانی و ضعف انتفاضه حرف زدند؛ اینها سم است. معنای این مطالب این  است که ملت فلسطین هیچ راهی جز تسلیم و به خاک افتادن در مقابل صهیونیستها ندارد.
البته امریکا و اسرائیل هم به چیزی کمتر از تسلیمِ مطلق فکر نمیکنند، اما آنها دشمنند و البته اشتباه میکنند. این چیزی است که پیش نخواهد آمد. آنها جز به تسلیم مطلق از طرف فلسطینیها قانع نیستند؛ رفتار آنها با طرف فلسطینی، یک بار دیگر این را ثابت کرد. آنها حاضر نیستند هیچ امتیازی به طرف فلسطینی بدهند. آنها میخواهند از طرف فلسطینی هم به عنوان یک ابزار برای نابود کردن انتفاضه فلسطین استفاده کنند. به کمتر از این قانع نیستند. ما نباید به تسلیم کردن و نومید کردن ملت  فلسطین کمک کنیم؛ ما باید حقیقت را بیان کنیم. حقیقت، امید و افق تازه و به لرزه درآمدن زانوان صهیونیستها و محتاج شدن و مستأصل شدن قدرتهای حامی صهیونیستها در مقابل حرکت عمومی ملتی است که متّکی به ایمانش حرکت میکند. آن ملتی که یکپارچه حرکت میکند و به ایمان خود متّکی است، شکست‌پذیر نیست. ما باید این حقایق را برای ایجاد امید بیشتر در دلهای کسانی که وسط میدان و صحنه‌اند، روشن کنیم و زمینه روانی مقاومت را فراهم نماییم. وظیفه رسانه‌ها این است که کاری کنند تا زمینه روانىِ مقاومت پیدا شود.

در مورد مسأله فلسطین، آنچه که باید دنیای اسلام را بسیار به خود متوجّه کند، این است که بعد از قضایای ۲۰ شهریور و حمله به مراکز امریکایی در نیویورک و واشنگتن و بعد از توجّه مردم به آن قضایا و دنباله‌اش قضایای افغانستان، غفلتی که از مسأله فلسطین شد، باعث گردید رژیم صهیونیستی حدّاکثر سوء استفاده را از این غفلت و بی‌توجّهی بکند. رژیم صهیونیستی بعد از سختگیریهای شدید و جنایتهای پیدرپىِ چند ماه اخیر، کار را به آن‌جا رسانده است که در شهرهای فلسطینی، با وسایل جنگی و تانک وارد خانه‌های مردم فلسطین میشود و بی‌محابا جنایت میکند. صهیونیستها حداکثر سوء استفاده را از آن حوادث کردند. باید دنیای اسلام متوجّه شود و احساس مسؤولیت کند.
...
دولت امریکا و دولت انگلیس در این جنایتها و در مسؤولیت آن شریکند؛ به خاطر این که آنها عملاً حکومت جنایتکار را تشویق میکنند.
البته این تلاشها، گرهِ کار صهیونیستها را باز نخواهد کرد؛ این هم معلوم باشد. امروز دولت صهیونیستی، آن‌چنان پادرگل و فرومانده در کار است که نمیداند چه کار کند. غصب و ظلم و زورگویی، عاقبت خوشی ندارد. همین چیزها باید برای دولت غاصب صهیونیستی پیش میآمد؛ روزهای بدتری هم در پیش است. آنچه که آنها را خشمگین میکند، همین انتفاضه است.  همه زحمتها و تلاشها و تماسها و دوندگیهای صهیونیستها و دولت امریکا و سیاستهای آنها برای این است که بلکه بتوانندانتفاضه را فرو بنشانند. انتفاضه یعنی چه؟ یعنی قیام یک ملت برای احقاق حقّ خود؛ ملتی که سرزمینش را گرفته‌اند، خانه‌اش را گرفته‌اند، اموالش را گرفته‌اند، مزارعش را گرفته‌اند، تحقیرش کرده‌اند، در داخل کشور خود مثل یک اقلیت توسریخور با او رفتار میکنند. این ملت مدتی کوتاهی کرده است؛ اما امروز جوانانش وارد میدان شده‌اند. در میدان مبارزه، این جوانان جری شده‌اند و با سنگ به مبارزه یک ارتشِ تا دندان مسلّح رفته‌اند؛ درعین‌حال آنها را عاجز کرده‌اند. رژیم صهیونیستی در این یک سال و چند ماه اخیر که انتفاضه مسجدالاقصی آغاز شده است، حقیقتاً در کار خود درمانده است. همه سعی آنها این است  که بتوانند این شعله مقدّس و این قیام بحق را خاموش کنند. بنابراین به مردم فشار می‌آورند. در این چند روز، بر مردم بیچاره فلسطین و مدارس کودکان، انواع و اقسام فشارها را وارد کرده‌اند.

چند سال قبل از این، گروه زیادی از مردم قانای لبنان جلوِ دفتر نمایندگی سازمان ملل در این کشور برای شکایت جمع شده بودند؛ اما هلیکوپترهای اسرائیلی آمدند و چند صد نفر آدم را - که در میانشان زن بود، مرد بود، بچه بود، گرسنه بود، تشنه بود - به رگبار بستند و همه را کشتند! امریکاییها این را تروریسم نمیدانند! بارها به لبنان آمده‌اند و افرادی را ربوده‌اند و یا کشته‌اند؛ اما هیچکدام از اینها مصداق تروریسم نیست! دولت غاصب صهیونیستی در یکی دو ماه پیش رسماً تصویب کرد که باید عناصری از فلسطینیها ترور شوند - حتّی اسم ترور را آوردند - ترور هم کردند؛ ماشین‌شان را منفجر کردند و افراد متعدّدی را کشتند؛ اما هیچکدام از اینها مصداق تروریسم نیست؛ ولی مردم فلسطین که برای دفاع از سرزمین و استنقاذ حقِّ پامال شده خودشان قیام میکنند، فریاد میکشند و سنگ در دست دارند، اسلحه هم ندارند، تروریستند! منطق امریکاییها این است. این منطقِ غلطی  است و دنیا آن را قبول نمیکند.

مقام‌ معظم‌ رهبری‌ با اشاره‌ به‌ حمایت‌ همه‌ ملتهای‌ مسلمان‌ از مردم‌ فلسطین‌ افزودند: اوضاع‌ جاری‌ در سرزمینهای‌ اشغالی‌، آتش‌ خشم‌ مردم‌ فلسطین‌ و انگیزه‌های‌ آنان‌ را برای‌ ادامه‌ انتفاضه‌ قوی‌تر و عمیق‌تر می‌کند و هیچ‌ سرکوبی‌ نخواهد توانست‌ این‌ آتش‌ شعله‌ور شده‌ را، خاموش‌ سازد. ایشان‌ تصریح‌ کردند: برای‌ رژیم‌ غاصب‌ صهیونیستی‌ هیچ‌ چیز خطرناکتر از انتفاضه‌ نیست‌ و همه‌ ملتها و دولتهای‌ اسلامی‌ باید با حمایت‌ از انتفاضه‌، مردم‌ فلسطین‌ را یاری‌ دهند.

مقام‌ معظم‌ رهبری‌ در این‌ دیدار که‌ همزمان‌ با سالروز تشکیل‌ مجلس‌ شورای‌ اسلامی‌ برگزار شد، با تشکر و قدردانی‌ از اقدام‌ مجلس‌ در برپایی‌ کنفرانس‌ بین‌المللی‌ حمایت‌ از انتفاضه‌ فلسطین‌، از آن‌ بعنوان‌ اقدامی‌ تأثیرگذار و ماندگار در تاریخ‌ مجلس‌، جمهوری‌ اسلامی‌ و فلسطین‌ یاد کردند.

بی‌تردید پیروزی خیره‌کننده مقاومت اسلامی در جنوب لبنان از یک سو و شکست فضاحت‌بار طرحهای سازشکارانه از سوی دیگر، از عبرتهای اصلی منطقه است که موجب شده مردم مسلمان فلسطین یک بار دیگر به انتفاضه رو کنند؛ ولی این بار دیگر  نغمه‌های سازشکاری در داخل فلسطین و یا منطقه، بر روی فلسطینیانِ صبور، شجاع و مقاوم اثری ندارد و آنها مصمّم هستند که ان‌شاءالله مبارزات خویش را تا پیروزی ادامه دهند.
 انتفاضه اول، تحت تأثیر القائات صهیونیستها و حامیانشان، با وعده دستیابی فلسطینیان به امتیازات از طُرق صلح‌آمیز و با  اِعمال نفوذ سازشکاران و فشار آمریکا و غرب متوقّف شد؛ ولی گذشت ده سال از آن تاریخ، نشان داد که همه تلاشهای حامیان صهیونیسم در جهان، برای نجات رژیم اسرائیل از فشارهای ناشی از مبارزات مسلمانان بوده و آنچه را که به مذاکره‌کنندگان فلسطین وعده داده بودند، سرابی بیش نبوده است.

رژیم اسرائیل از زمانی که رسماً توسط سازمان ملل تأیید شد - یعنی بیش از نیم قرن قبل - تا سال گذشته یکّه‌تازی میکرد و هیچ چیز و هیچ کس جلودارش نبود؛ ولی مقاومت اسلامی لبنان که مرکّب از چند هزار جوان مسلّح به سلاح ایمان است، خواب این رژیم و حامیانش را پریشان کرد. این جوانان عزیز بدون دادن هیچ‌گونه امتیازی به اسرائیل، آن رژیم غاصب را با خواری از جنوب لبنان بیرون کردند. پیروزی این عزیزان، چراغ راهِ دیگر مبارزان مسلمان شد و امروز شاهد انتفاضه مسجدالاقصی هستیم که از نوع مقاومت اسلامی لبنان در ابعادی وسیع است.
 اکنون که شما عزیزان به عنوان یک وظیفه اسلامی، برای حمایت از انتفاضه گرد هم آمده‌اید، وظایف بس سنگینی را بر دوش  دارید. قبل از هر چیز باید نشان دهید که جهان اسلام در سایه بیداری اسلامی، مصمّم به بازگشت به سنّتهای حسنه تاریخ شکوهمند اسلام است و همان سنّتها و در رأس همه، وحدت مسلمانان است که در گذشته موجب شد مسلمانان در نبردهای سرنوشت‌ساز علیه متجاوزان صلیبی پیروز شوند. در آن واقعه عظیم تاریخی، از همه جهان اسلام، مجاهدین جهت پیوستن به کارزار سرنوشت‌ساز و طولانىِ نبرد کفر و ایمان روانه شدند.
 امروز همه مسلمانان جهان به این مبارزات سرنوشت‌سازِ مردم فلسطین چشم دوخته و بیش از انتفاضه اوّل به آن دل  بسته‌اند؛ زیرا در آن زمان - یعنی ده سال پیش - فضای سازش بتدریج در منطقه فراگیر شده بود؛ عدّه‌ای دل در گرو آمریکا داشتند و گروهی دیگر نیز معتقد بودند نمیتوان در برابر آن فشار سیاسی و جوسازی بین‌المللی ایستادگی نمود و راهی جز پذیرش سازش - آن هم با شرایط آمریکا و اسرائیل - وجود ندارد. پس از تحوّلاتی که در آن هنگام در منطقه صورت پذیرفت، زمینه تثبیت این نظریّه بیشتر فراهم شد. اما امسال، در شرایطی این کنفرانس شکل گرفته است که راه حلِ‌ّ سازش در منطقه با بن‌بست مواجه شده است و حتّی آنهایی که دل در گرو آمریکا داشته و دارند، به این بن‌بست اعتراف میکنند.
 در سال ۱۳۷۰، اعراب و مسلمانان در پی یک سلسله شکستهای متوالی - در جریان جنگ خلیج فارس - دچار سرخوردگی بودند. وحدت درونی آنان نیز در معرض فروپاشی جدّی قرار داشت و چنددستگی بر آنان حاکم بود؛ ولی در شرایط کنونی و به‌ویژه در پرتو پیروزی تاریخی و عظیم مقاومت اسلامی در جنوب لبنان، امیدهای تازه و حیات‌بخشی در دل مسلمانان پیدا شده است.
 آن زمان در مورد نحوه برخورد با اسرائیل، همواره دو روش مطرح میشد: مقابله نظامی ارتشهای عرب با اسرائیل - که گفته میشد همه تجربه‌ها در آن با شکست مواجه شده است - و روش سازش که منجر به تحقّق خواسته‌های اسرائیل از طُرق مسالمت‌آمیز میگردید و در ازای عقب‌نشینی از بخشی از اراضی اشغال شده، عدم رشد توان نظامی کشورهای عربی را تضمین میکرد؛ نظیر آنچه که در کمپ دیوید شاهد آن بودیم. در آن روزها، الگوی مقاومت مطرح نبود و گفته میشد از پذیرش عمومی برخوردار نیست؛ اما اینک یک الگوی موفّق پیش روی ماست که توانست برای نخستین بار سرزمینهای اشغال شده را بدون دادن هرگونه امتیازی به اسرائیل، آزاد کند و مانع از تحقّق خواسته رژیم صهیونیستی در به جای گذاشتن پرچم خود در پایتخت این کشور عربی - یعنی لبنان - گردد. در کمپ دیوید، شرط عقب‌نشینی اسرائیل، عدم اعزام ارتش مصر به شمال سینا بود؛ ولی در جنوب لبنان، این اسرائیل است که با نگرانی از قدرت مقاومت اسلامی، ملتمسانه خواستار اعزام ارتش لبنان به مرز فلسطین و لبنان است؛ یعنی مقاومت توانست حاکمیت را به طور کامل به جنوب لبنان و دیگر مناطق اشغالی باز گرداند.
 این انتفاضه، قیام مردمی است که از همه روشهای سازشکارانه ناامید شده و دریافته‌اند که پیروزی صرفاً در گرو مقاومت خود آنان است. مردم فلسطین در انتفاضه قبلىِ خود متحمّل خسارتهای فراوان شدند و شهدا و جانبازان بسیاری را در راه اسلام و  آزادی سرزمین اسلامی تقدیم کردند؛ اما در نهایت مذاکرات اُسلو آن را متوقّف کرد. نتیجه اسلو چه بود؟ امروز حتّی طرّاحان و مدافعان فلسطینىِ اسلو هم دیگر از آن دفاع نمیکنند؛ زیرا عملاً فهمیدند که اسرائیل فقط میخواست مشکل خود را حل کند؛ یعنی از رویارویىِ مبارزین سنگ به دست خلاص شود و ضربه‌پذیری خود را کم کند. اگر چیز اندکی به طرف فلسطینی داد و نام آن را اعطای امتیاز گذاشت، صرفاً برای خاموش کردن آتش انتفاضه و کم کردن آسیب‌پذیرىِ خودش بود. به محض آن‌که مشکل خود را حل شده دید و به غلط احساس کرد که مردم فلسطین دیگر توان از سرگیرىِ انتفاضه و مقاومت و رویارویی با  آنها را ندارند، اعطای همان امتیازات اندک را هم متوقف کرد و فزون‌طلبی ذاتی خود را آشکار ساخت. فرایند روند سازش و طرح اسلو، مردم فلسطین را در حالتی قرار داد که دریافتند راهی جز قیام ندارند.
 محور اصلی انتفاضه اقصی، بیت‌المقدّس است؛ یعنی جرّقه‌ای که به انفجار خشم مردم فلسطین انجامید، اسائه ادب  صهیونیستها به مسجدالاقصی بود. مردم فلسطین با دریافت رسالت خطیری که در حراست از یکی از مقدّس‌ترین مکانهای مذهبی مسلمانان بر دوش دارند، به صحنه آمدند و با ایثار و فداکاری، شعله مقدّس مقاومت و مبارزه علیه اشغالگران صهیونیست را برافروختند.
 روند سازش - و به طور مشخّص طرح اسلو - موجب تفرقه فلسطینیان گردید؛ اما این انتفاضه مبارک توانست وحدت ملی را به  صحنه فلسطین بازگرداند. ملاحظه میفرمایید که همه اقشار مردم در این مبارزه حضور دارند و جریانات اسلامی و ملی در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. حتّی کسانی که همچنان دلشان در جای دیگری است، ناگزیر از همراهی با این حرکت عظیم شده‌اند.
 خیزش اسلامی و یا به تعبیر دیگر جنبش بیداری اسلامی، پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و ظهور حرکت امام خمینی رضی‌الله‌عنه در دو دهه اخیر، با قدرتِ تمام در صحنه منطقه و جهان اسلام ظاهر شده است. امروز محور اصلی این جنبش و حرکت، مسأله فلسطین است. انتفاضه اقصی توانست حتّی در خارج از مرزهای جغرافیایی فلسطین و برون از ملت  فلسطین، عموم ملتهای مسلمان و عرب را به صحنه بکشاند. تظاهرات میلیونی ملتهای مسلمان - از غرب تا شرق جهان اسلام - نشان داد که مردم فلسطین میتوانند بر روی حمایتهای آنان حساب کنند و در عین حال نقش قابل توجّهی در ایجاد وحدت مسلمانان ایفا نمایند.
 روزی که مقاومت اسلامی در لبنان به همّت دلاورمردان لبنانی و با توصیه و حمایت امام راحل شکل گرفت، اسرائیل، بیروت - یعنی پایتخت لبنان - را در اشغال خود داشت و بر مقدّرات سیاسی این کشور چنگ انداخته بود. آن روز وقتی مقاومت اسلامی شعار «زحفاً زحفاً نحوالقدس(۲)» را سر داد، گروهی از بیخبران، آنان را ساده‌اندیش خواندند و به طعنه سؤال کردند: آیا میشود به سوی قدس حرکت کرد، حال آن‌که شما لبنانیها از ورود به پایتخت کشور خود ناتوان هستید؟ از آن تاریخ تا پیروزی تاریخی مقاومت اسلامی بر اسرائیل، فقط هجده سال به درازا کشید. تصدیق میفرمایید که هجده سال، در تاریخ مبارزات ملتها زمان زیادی نیست.
 بی تردید، مبارزه، خسارتهای تأسّفباری را نیز به همراه دارد. مردم کشته میشوند؛ خانه‌ها ویران میگردد؛ فشار اقتصادی بر دوش مردم سنگینی میکند و دهها مصیبت دیگر که ملال و تأثّر آن هرگز دلهای ما را رها نخواهد کرد؛ ولی باید ببینیم نتیجه این ایثار و فداکاری چیست؟ پیروزی آن‌قدر باارزش است که ناگزیر باید بهای آن نیز پرداخته شود.
 اسرائیل که روزی در این منطقه عربده میکشید و همه خواسته‌های خود را بر ملتهای عربی دیکته میکرد، اینک ناتوان و افسرده در برابر عظمت مقاومت اسلامی، بر زمین زانو زده است؛ این بخشِ کوچکی از تواناییهای ملتهای مسلمان و عرب است. یقین بدانید که اگر همه امکانات جهان اسلام و حتّی بخشی از آن در این مسیر به کار گرفته شود، ما شاهد زوال و نابودی رژیم صهیونیستی خواهیم بود. اسرائیل در جنوب لبنان از یک مقاومت چند هزار نفره شکست خورد. درست است که حزب‌الله، امتداد مردمىِ عمیقی داشته و به هنگام ضرورت توانسته است هزاران، بلکه دهها هزار نیرو را بسیج کند؛ ولی به طور مستمر فقط از چند هزار، بلکه گاه از چند صد نیرو در محورهای رویارویی با اشغالگران صهیونیست بهره برده است. یعنی اسرائیل و همه امکانات نظامی آن و فنآوری تسلیحاتی و پیشرفته‌اش - که به زرّادخانه آمریکا متّصل است - از چند صد جوانِ باایمان و پُرشور که از سلاحهای بسیار ابتدایی در جنگ بهره میبرند، شکست خورد. البته سلاح قوی و شکست‌ناپذیر آنها، سلاح ایمان بود.
 پس، الگوی مقاومت و مبارزه پیش روی ماست؛ یعنی میتوان با مقاومت و مبارزه و البته تحمّل خسارت، به پیروزی رسید. درعین‌حال الگوی شکست نیز پیش روی ماست و آن دل بستن به روشهای سازشکارانه و کاسه گدایی صلح در دست گرفتن است. نتیجه آن نیز تحقیر، به ذلّت کشاندن و در نهایت تحمیل یکطرفه خواسته‌های اسرائیل است که این را نیز عیناً مشاهده کردیم.
 امروز حزب‌الله و پیروزی تاریخیاش، پشتوانه انتفاضه مردم فلسطین است، که البته پشتوانه بسیار نیرومندی است. رژیم  صهیونیستی به هیچ وجه توانایی لازم برای یک رویارویی مستمر و درازمدت با فلسطینیها را ندارد. یهودیان را فریب داده و به فلسطین آورده‌اند، با این امید که اعراب با آنها نخواهند جنگید و اگر تصمیم به مقابله داشته باشند، فشار غرب مانع از ایستادگی درازمدت آنها خواهد بود. افرادی که با این امید واهی به فلسطین آمده‌اند، آمادگی این را ندارند که هستی خود را فدای هدفهای سیاسىِ بنیانگذاران صهیونیسم کنند. طبق گزارشها، توریسم صهیونیستها به‌شدّت ضربه خورده و حتّی روند مهاجرتِ معکوس آغاز شده است.
...
 همه مسلمانان و اعراب باید از مشروعیت مبارزات مردم فلسطین حمایت کنند. در مجامع بین‌المللی باید این نکته مورد تأکید قرار گیرد که مردم بیدفاعی که حقوق آنان سلب شده و تحت اشغال قرار گرفته‌اند، حق دارند برای احقاق حقوق خود مبارزه کنند. لذا استمرار انتفاضه و مقاومت مردم فلسطین حقّ مشروع آنان است و قوانین بین‌المللی نیز آن را محترم شمرده است. هرچند که متأسّفانه این قوانین معمولاً در جهت خواسته استکبار و قدرتهای جهانی تفسیر میشود.

هرچه دامنه مبارزات لبنان و فلسطین گسترده‌تر میشود، برآشفتگی و عصبانیت صهیونیسم و آمریکا از نظام جمهوری اسلامی بیشتر و توطئه آنها گسترده‌تر میگردد؛ ولی آنها بدانند علی‌رغم تبلیغاتشان، ملت عظیم‌الشّأن ایران و مسؤولان و رؤسای کشور، همگی منسجم هستند. مردم مسلمان ایران یکپارچه از آرمانهای انقلاب و اسلام حمایت میکنند و حمایت از فلسطین،انتفاضه و مبارزه با صهیونیسم و حامیانش از ارکان اصلی سیاستهای راهبردی جمهوری اسلامی ایران است. ما یقین داریم با ادامه مبارزات مردم مسلمان فلسطین و حمایت جهان اسلام، فلسطین به فضل الهی آزاد میشود و بیت‌المقدّس و مسجدالاقصی و سایر نقاط آن سرزمین اسلامی به آغوش جهان اسلام باز میگردد؛ ان‌شاءالله. والله غالب علی امره.

در اجتماع عظیم حج امسال، دهها سخن تلخ و شیرین را از دهها کشور اسلامی می‌توان دریافت کرد. هر یک از این پیامها، بار وظیفه‌ای را بر دوش دیگر برادران می‌گذارد و مجموع آن دورنمائی از واقعیت امت بزرگ اسلامی را در برابر چشم همه قرار می‌دهد: سخن ملت عراق که تطاول و ستم مداخله‌گران و دیکتاتوری و بی‌تدبیری زمامداران، رونق زندگی را از آنان گرفته و فلاکت و زبونی را بر آنان تحمیل کرده است. سخن ملت افغانستان که تعصبها و کوته‌نگریها، اجر مجاهدات گذشته‌ی آنان را بر باد داده و ملتی را دستخوش جهالتِ مشتی غافل و عنود ساخته است. سخن ملت بوسنی که سیاست اسلام‌زدایی از سوی آمریکائیان و همدستانشان، هویت اسلامی آنان را به خطر افکنده و حاکمیت ملی آنان را بتدریج در معرض نابودی نهاده است. سخن ملت فلسطین که پرچم پرافتخار انتفاضه را با پنجه‌های استوار خود بپا داشته و با خون جوانان خود، شمشیر ظلم و  قساوت صهیونیستها را کُند کرده است. سخن ملت لبنان که با پایداری پرشکوه خود، افسانه شکست ناپذیری غاصبان کشور فلسطین را به سُخره گرفته و شکستهای فضاحت‌بار را به آنان چشانیده است. سخن ملتهای آسیای میانه و شرق آسیا و آفریقا و اقلیتهای اسلامی در اروپا و آمریکا که هر یک از رنجها و شادیها و دشواریها و موفقیتهای خود خبر می‌دهند. و بالاخره سخن ملت سرافراز ایران اسلامی که در آن پایداری، و ایمانِ بارور، و تجربه‌های روزبروز خود در برابر توطئه‌ها و دشمنیها، و عزم راسخ خود در راه تحقق جامعه‌ی آرمانی اسلام را به گوش مشتاقان و تحسین کنندگان خود می‌رسانند.

مقام‌ معظم‌ رهبری‌ پیروزی‌ مقاومت‌ اسلامی‌ لبنان‌ و انتفاضه‌ مردم‌ مسلمان‌ فلسطین‌ را از جمله‌ مسایل‌ مهم‌ و قابل‌ بررسی‌دنیای‌ اسلامی‌ برشمردند و افزودند: دانشجویان‌ بسیجی‌ باید به‌ دنبال‌ تحلیل‌ این‌ پدیده‌ باشند که‌ چرا در این‌ مقطع‌، فردی‌که‌ به‌ عنوان‌ قصاب‌ و جلاد فلسطینیان‌ شهرت‌ دارد، در رأس‌ رژیم‌ جعلی‌ صهیونیستی‌ قرار می‌گیرد و نباید نسبت‌ به‌ این‌مسایل‌ بی‌تفاوت‌ بود.
مقام‌ معظم‌ رهبری‌ با اشاره‌ به‌ پراکنده‌ شدن‌ عطر انقلاب‌ اسلامی‌ در دنیای‌ اسلام‌، شکست‌ رژیم‌ صهیونیستی‌ در جنوب‌ لبنان‌ وانتفاضه‌ مسجدالاقصی‌ را نتیجه‌ تأثیر غیر مستقیم‌ پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ دانستند و با تأکید بر این‌ که‌ اسلام‌، شخصیت‌ امام‌ (رحمه‌ الله‌ علیه‌) و روحانیت‌، پشتوانه‌ معنوی‌ حرکت‌ عظیم‌ ملت‌ ایران‌ است‌ افزودند: دشمن‌ برای‌ جلوگیری‌ از الگو شدن‌ و گسترش‌ این‌ حرکت‌ عظیم‌ در جهان‌، تلاش‌ خود را برای‌ ایجاد اخلال‌ در نظام‌ اسلامی‌ ایران‌ به‌ عنوان‌ مرکز این‌ حرکت‌ متمرکز کرده‌ است‌ و از هر راهی‌ حتی‌ بزرگ‌ جلوه‌ دادن‌ حرفها و انسانهای‌ کوچک‌ بهره‌ می‌جوید.

ایشان‌ موضع‌ نظام‌ اسلامی‌ در قبال‌ مسأله‌ فلسطین‌ را منطبق‌ با اصول‌، عقل‌ سیاسی‌ و مصالح‌ کشور دانستند و خاطرنشان‌ کردند: فلسطین‌، سرزمین‌ اسلامی‌ است‌ که‌ بوسیله‌ یک‌ دشمن‌ ضد اسلامی‌ غصب‌ شده‌ است‌ و براساس‌ دستورات‌ اسلامی‌، تکلیف‌، مبارزه‌ با رژیم‌ غاصب‌ صهیونیستی‌ است‌.
ولی‌ امر مسلمین‌ با تأکید بر این‌ که‌ حمایت‌ از فلسطین‌ و مسجدالاقصی‌ یک‌ مسأله‌ شرعی‌ برای‌ دنیای‌ اسلام‌ است‌، افزودند: یکی‌ از علل‌ مقبولیت‌ و نفوذ معنوی‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌ در میان‌ ملتهای‌ اسلامی‌، موضع‌ اصولی‌ و قاطع‌ امام‌ راحل‌ (ره‌) و نظام‌ اسلامی‌ در حمایت‌ از مردم‌ فلسطین‌ بوده‌ است‌.
حضرت‌ آیت‌الله‌ خامنه‌ای‌ خاطرنشان‌ کردند: کنفرانس‌ حمایت‌ از انتفاضه‌ فلسطین‌ نیز باید منعکس‌کننده‌ همان‌ موضع‌ قاطع‌ امام‌ (ره‌) و نظام‌ اسلامی‌ باشد.
ایشان‌ استمرار انتفاضه‌ مسجدالاقصی‌ را با وجود گذشت‌ بیش‌ از 3 ماه‌ از آغاز آن‌ نشان‌ دهنده‌ عظمت‌ انتفاضه‌ اخیر و ریشه‌ و عمق‌ آن‌ در میان‌ مردم‌ فلسطین‌ دانستند و افزودند: انتفاضه‌ جدید، بیانگر سرخوردگی‌ مردم‌ فلسطین‌ و نسل‌ جدید این‌ ملت‌، از قراردادهای‌ سازش‌ چند سال‌ اخیر است‌.
مقام‌ معظم‌ رهبری‌ همچنین‌ لزوم‌ خلق‌ آثار هنری‌ ارزشمند و ماندگار در خصوص‌ قیام‌ مردم‌ فلسطین‌ را مورد تأکید قرار دادند و خاطرنشان‌ کردند: مطبوعات‌ نیز باید بصورتی‌ استدلالی‌ و عمیق‌ به‌ تبیین‌ مسأله‌ فلسطین‌ برای‌ نسل‌ جوان‌ بپردازند.

رهبر معظم‌ انقلاب‌ اسلامی‌ با اشاره‌ به‌ تأثیر پیروزی‌ مقاومت‌ اسلامی‌ لبنان‌ بر رژیم‌ صهیونیستی‌ در انتفاضه‌ مردم‌ فلسطین‌افزودند: با توجه‌ به‌ این‌ که‌ امروز لبنان‌ نقش‌ بسیار تعیین‌کننده‌ و مهمی‌ در مسأله‌ فلسطین‌ دارد، تلاشهای‌ زیادی‌ برای‌شکستن‌ ایستادگی‌ لبنان‌ صورت‌ می‌گیرد.
حضرت‌ آیت‌الله‌ خامنه‌ای‌ طرح‌ اخیر آمریکا در خصوص‌ فلسطین‌ و تلاش‌ برای‌ اسکان‌ دایمی‌ آوارگان‌ فلسطینی‌ در لبنان‌ را مضحک‌ و بی‌معنی‌ دانستند و خاطر نشان‌ کردند: این‌ مسایل‌ نشان‌دهنده‌ وحشت‌ رژیم‌ صهیونیستی‌ از تأثیر انتفاضه‌ مسجدالاقصی‌ بر فلسطینیهای‌ ساکن‌ لبنان‌ و زنده‌ شدن‌ مجدد روحیه‌ فلسطینی‌ بودن‌ در آنان‌ است‌.
ایشان‌ وضع‌ موجود رژیم‌ صهیونیستی‌ را به‌ برکت‌ انتفاضه‌ مسجدالاقصی‌ در مقایسه‌ با 50 سال‌ گذشته‌ کاملا متفاوت‌ ارزیابی‌ و تصریح‌ کردند: انتفاضه‌ مردم‌ فلسطین‌ به‌ رغم‌ تمام‌ فشارها ادامه‌ خواهد یافت‌ و رژیم‌ صهیونیستی‌ نمی‌تواند آن‌ را برای‌ همیشه‌ متوقف‌ کند.

امروز زمام کار از دست قدرتهای بزرگ خارج شده است. علی‌رغم همه تلاش متمرکزی که علیه اسلام و موج اسلامی و خیزش اسلامی میکنند - چه در آسیا و چه در آفریقا - این موج اسلامی و بیداری اسلامی همین‌طور روزبه‌روز گسترش پیدا میکند و آنها دیگر نمیتوانند کاری بکنند. این به برکت انقلاب و قیام مردانه و مؤمنانه و شجاعانه شماست. یک نمونه‌اش همین انتفاضه فلسطین است که زمام این کار از  دست قدرتهای بزرگ خارج شده است. ملت فلسطین، یک ملت محاصره شده در خیابانها و شهرهای خودش است که با وحشیترین دشمنها مواجه است. آن‌جا هر سربازی، دشمن آن فلسطینی است؛ این‌طور نیست که سرباز از خود آنها باشد تا بتوانند با عواطف و با محبت و با گل دادن و گل گرفتن، مشکل را حل کنند؛ خود آن سرباز، دشمن شخصىِ آن جوان فلسطینىِانتفاضه کننده است. چنین مردمی در یک فضای بسته، با این همه مشکلات گوناگون اقتصادی، با این همه خسارتها و شهادتها، ایستاده‌اند و عقب‌نشینی نکرده‌اند. این نشان‌دهنده چیست؟ نشان‌دهنده این است که رشته کار از دست قدرتمندانِ زورگوىِ گُنده‌گو خارج شده است.

مسأله مهمِ این دوران، مسأله فلسطین است که انتفاضه بزرگ فلسطین و بیت‌المقدّس همچنان ادامه دارد. کسانی که گمان  میکردند میتوانند با اِعمال زور و فشار، ملت فلسطین را از مطالبه حقِ‌ّ مسلّمِ خودش منصرف کنند، اشتباه کرده بودند؛ نتوانستند و نخواهند توانست ملت فلسطین را از ادامه این راه برگردانند. ممکن است با سرکوب و فشار و ارعاب، چند صباحی این نسل را به سکوت تحمیلی و اجباری وادار کنند؛ اما این خوابِ خوشِ بیتعبیری است که صهیونیستها گمان کرده‌اند خواهند توانست از این پس به‌راحتی بر سرزمین غصب‌شده فلسطین حکومت کنند.
مردم دنیا و ملتهای مسلمان از مبارزان مظلوم فلسطینی پشتیبانی کردند. ملت عزیز ما با همه فریاد خود، پشتیبانی خویش را از حرکت مردم فلسطین نشان داد. من لازم است از همّت شما مردم عزیز که در راهپیمایی عظیم روز قدس و اجتماع پُرشکوه نماز جمعه، با شکوه و عظمت فراوانی متجلّی شد، با همه وجود تشکّر کنم.

انتفاضه‌ مسجدالاقصی‌ سر آغاز تحولی‌ بزرگ‌ در مبارزات‌ مردم‌ فلسطین‌ است‌.
مقاومت‌ فلسطین‌ راههای‌ پر فراز و فرود را آزموده‌ و از انواع‌ دسیسه‌ها عبور کرده‌ و چالشهای‌ سخت‌ را پشت‌ سر گذاشته‌ و چکاچاک‌ سلاحهای‌ گوناگون‌ و غرش‌ جنگنده‌ها و توپخانه‌های‌ دشمن‌ را شنیده‌ و امروز به‌ نیکی‌ دریافته‌ است‌ است‌ که‌ تنها راه‌ رهایی‌ از چنگال‌ جنایتکاران‌ و حامیان‌ آنها، جهاد و مقاومت‌ مستمر است‌ و افکار عمومی‌ مسلمانان‌ نیز این‌ راهبرد را مورد تأیید قرار داده‌اند و نشانه‌ آن‌ سیل‌ کمکهای‌ مردمی‌ و شور و حماسه‌ای‌ است‌ که‌ در نمازهای‌ جمعه‌ کشورهای‌ اسلامی‌ در دفاع‌ و پشتیبانی‌ از انتفاضه‌ به‌ راه‌ افتاده‌ است‌.
شکست‌ و عقب‌ رانده‌ شدن‌ اسرائیل‌ از جنوب‌ لبنان‌ درس‌ بزرگی‌ به‌ حماسه‌ آفرینان‌ انتفاضه‌ مسجدالاقصی‌ داد و مبارزان‌ فلسطینی‌ در این‌ شکست‌، نشانه‌های‌ فروپاشی‌ و شکست‌ دشمن‌ را در سرزمینهای‌ اشغالی‌ با هوشمندی‌ و فراست‌ دریافتند و با اتکاء به‌ منبع‌ لایزال‌ دین‌ و معنویت‌ و تعالیم‌ حیاتبخش‌ اسلام‌ به‌ راه‌ اصیل‌ اسلامی‌ برگشتند و پرچم‌ مبارزه‌ را برافراشته‌تر ساختند. صهیونیستها معادلات‌ قدرت‌ را براساس‌ تحقیر و به‌ ذلت‌ کشاندن‌ ملت‌ فلسطین‌ پایه‌ریزی‌ کرده‌ بودند، ولی‌ فلسطینیان‌ بر ضد این‌ معادله‌ و بر ضد پیمانهای‌ خفت‌بار رژیم‌ صهیونیستی‌، نظام‌ سلطه‌طلب‌ آمریکا و سازشکاران‌ شکست‌ خورده‌ شوریدند و راه‌ شرف‌ و عزت‌ را برگزیدند و رژیم‌ جنایتکار اسرائیل‌ را از درون‌ با بحران‌ و در مرزها با انتفاضه‌ و مقاومت‌ روبرو ساختند.

برای آن دولت غاصبِ دروغىِ جعلی، مسأله فلسطین، یک مسأله داخلی نیست؛ یک مسأله‌ی اساسىِ بین‌المللی است. آنچه که اهمیت دارد، این است که نسل جدید فلسطینی حقیقت را دریافته است. کدام حقیقت را؟ این حقیقت را که اگر بخواهد بر این زبونی و خواری و تحقیر و فشاری که بر او تحمیل میشود، فائق آید، راهش مبارزه و مقابله است؛ راهش رفتن پشت میز مذاکره نیست، که مذاکره کننده‌گان هم چیزی گیرشان نیامد.
 از طرفی رفتار صهیونیستها آن‌قدر وحشیانه و دور از موازین رحم و مروّت انسانی است که به طور طبیعی این نسل جوانِ روی کارآمده فلسطینی را به ستوه آورده؛ دیگر طاقتشان تمام شده است و نمیتوانند تحمّل کنند. صهیونیستها خیال میکنند که اگر شدت عمل به‌خرج دادند و تانک آوردند و توپ زدند و شیمیایی زدند، مردم را ساکت خواهند کرد. بله، ممکن است فشار را زیاد کنند و در برهه‌ای مردم را ساکت کنند؛ اما آن عقده‌های گره شده در گلو را که نمیتوانند از بین ببرند؛ آنها که از بین‌رفتنی نیست؛ آن‌چنان رعد و غرّشی در فضا به وجود خواهد آورد که همه کاخهایشان را فرو خواهد ریخت. این‌طور نیست که بتوانند این حرکت را ریشه‌کن کنند.
 نکته دوم که بسیار اهمیت دارد، این است که با این قیام، تمام محاسبات دولت غاصب صهیونیست به هم ریخته است؛ چون اساس محاسبات آنها بر این استوار بود که ملت فلسطین بعد از آن فشارهای اوّلِ کار و بعد از تبعید بیش از نیمی از مردم اصلی فلسطین به خارج از کشورشان و گذشتن سالهای متمادی، دیگر حال و حوصله و عزم و نشاط و جانِ مقابله را نخواهد داشت. در حال حاضر این محاسبات، غلط از آب درآمده و این پایه به هم ریخته است. وقتی هزاران هزار مردمی که در خودِ فلسطین هستند - نه گروههای فلسطینىِ خارج از مرزهای اصلی فلسطین که در لبنان یا اردن یا جاهای دیگر هستند - مصمّم باشند با آن نظام مبارزه کنند، دیگر آن فضای امنی که برای خودشان به عنوان بهشت موعود در نظر گرفته بودند و مهاجران غیرفلسطینی - یعنی یهودیان سرتاسر دنیا - را به آن‌جا کشانده بودند، وجود نخواهد داشت. امروز محاسبات به هم خورده است؛ لذا میبینید که دولتشان مجبور شد استعفا دهد. این، اجبار و ناگزیری است. البته کسانی که بیشترین فشار را برای این استعفا داشتند، ممکن است در محاسباتشان این‌طور خیال کنند که بایستی شدت عمل بیشتری به‌خرج داد و حکومت سنگدل‌تری را بر سر کار آورد؛ اما اشتباه و خطاست. مسأله، مسأله کوچکی نیست؛ مسأله عظیمی است؛ سرنوشت دنیای اسلام و سرنوشت همه کشورهای اسلامی - بخصوص کشورهایی که به این کانون خطر و به این غدّه فساد نزدیکترند - به سرنوشت آنها بستگی دارد.

حضرت‌ آیت‌الله‌ خامنه‌ای‌، با اشاره‌ به‌ جنگ‌ بلندمدت‌، عظیم‌ و پنهانی‌ حق‌ و باطل‌ در دنیا ، حرکت‌ جبهه‌ حق‌ را به‌ رغم‌ تمام‌ جنجالها و تبلیغات‌ جبهه‌ باطل‌، رو به‌ جلو ارزیابی‌ و خاطر نشان‌ کردند: پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ و حرکت‌ انتفاضه‌ مردم‌ مسلمان‌ فلسطین‌ جلوه‌هایی‌ از شکست‌ تدریجی‌ جبهه‌ باطل‌ است‌.
ایشان‌ با اشاره‌ به‌ گسترش‌ تفکرات‌ معنوی‌ و دینی‌ در سراسر جهان‌ تأکید کردند، پیشروی‌ تدریجی‌ جبهه‌ حق‌ نسبت‌ به‌ گذشته‌ بسیار قابل‌ توجه‌ بوده‌است‌ و سر انجام‌ با ظهور امام‌ زمان‌ (عج‌) غلبه‌ حق‌ بصورت‌ مطلق‌ تحقق‌ خواهد یافت‌.

حضرت‌ آیت‌الله‌ خامنه‌ای‌ رهبر معظم‌ انقلاب‌ اسلامی‌ در دیدار آقای‌ مصطفی‌ میرو نخست‌ وزیر سوریه‌ با تأکید بر لزوم‌ گسترش‌ بیش‌ از پیش‌ روابط دو کشور، وظیفه‌ اسلامی‌، وجدانی‌ و تاریخی‌ کشورهای‌ اسلامی‌ بخصوص‌ کشورهای‌ عربی‌ را حمایت‌ از انتفاضه‌ مردم‌ مسلمان‌ فلسطین‌ دانستند و تصریح‌ کردند، این‌ منطقه‌ قطعا روزی‌ را خواهد دید که‌ رژیم‌ صهیونیستی‌ دیگر وجود ندارد.

حضرت‌ آیت‌الله‌ خامنه‌ای‌ تأکید کردند حرکت‌ و انتفاضه‌ جدید مردم‌ فلسطین‌ در صورت‌ سرکوب‌ نیز متوقف‌ نخواهد شد و همانگونه‌ که‌ بسیاری‌ از مسایل‌ در ظاهر بعید، اکنون‌ تحقق‌ یافته‌ است‌، تشکیل‌ کشور فلسطین‌ و نابودی‌ رژیم‌ صهیونیستی‌ هم‌ قطعا تحقق‌ خواهد یافت‌.

گذشت آن روزی که صهیونیستها در مقابل وحشیگریهای خودشان نسبت به ملت فلسطین عکس‌العملی دریافت نکنند. امروز اگر ضربه‌ای میزنند، ضربه‌ای هم از طرف ملت فلسطین به آنها زده خواهد شد. امروز اگر دولت غاصب احساس میکند که در مقابل مردم فلسطین باید صف‌آرایی کند، مردم فلسطین هم احساس میکنند که در مقابل او باید صف‌آرایی کنند. من نمیدانم چه موقع این اتفاق خواهد افتاد، اما شک ندارم که ملت فلسطین همیشه به سنگ و مشت اکتفا نخواهد کرد؛ ملت فلسطین ناگزیر خواهد شد از وجود خود، از شرف خود، از هستی خود، از باقی ماندن در خانه خود - ولو با سلاحهای آتشین - دفاع کند.

در فلسطین هم بسیج هست؛ بسیج فلسطینی که دنیا را امروز متوجّه به خود کرده است. آن وقتی که سرنوشت قضیه فلسطین، دستِ چند نفر سیاستمدار باشد، مردم در آن نقشی نداشته باشند، جوانان در آن حرفی نداشته باشند؛ سرنوشت همان میشود که دیدید: ذلّت پشت سرِ ذلّت؛ عقب‌نشینی پشت سرِ عقب‌نشینی؛ میدان دادن به دشمن؛ سنگرها را یکی پس از دیگری به نفع دشمن زورگو، متجاوز، پُر رو و وقیح، خالی کردن. این آن وقتی است که مردم در صحنه نیستند. مردم را کنار گذاشتند؛ انگیزه‌های حقیقیای که مردم را جذب میکند - یعنی انگیزه ایمانی - فراموش کردند و دهها سال مسأله فلسطین را عقب انداختند. من اوّلِ انقلاب به یکی از این سران فلسطینی که این‌جا آمده بود، گفتم چرا شما شعار اسلام را مطرح نمیکنید؟ عذرهای بیهوده‌ای آورد. نمیخواستند بکنند؛ دلشان به اسلام باور نداشت. امروز بیش از دوازده، سیزده سال است که ملت مسلمان فلسطین، با نام اسلام و با شعار اسلام به میدان آمده است. دشمن فوراً فهمید قضیه چیست. وقتی که در دهه قبل، انتفاضه در فلسطین شروع شد، دشمنان - یعنی صهیونیستها و رفیقهای امریکاییشان - زودتر از همه احساس خطر  کردند. دیدند باید این را نابود کنند؛ چون به نام اسلام است. درصدد علاج برآمدند؛ اما قادر به علاج نیستند؛ چون طبیعتاً زورگویند. رژیم صهیونیستی در سرزمین مغضوبِ فلسطین، یک رژیم نژادپرست است. مگر از یک رژیم نژادپرست میشود انتظار عدالت داشت!؟ رژیمی که به وسیله قدرتمندان سیاسی و اقتصادی دنیا به وجود آمده است، اصلاً برای این به وجود آمده است که نگذارد دنیای اسلام، اتّحادی به خود ببیند؛ عزّتی به خود ببیند؛ نگذارد مسلمانها یک واحد عظیم تشکیل دهند که مبادا خطر بشوند. برای این اصلاً به وجود آمده است. از او میشود انتظار انصاف و عدالت داشت!؟ ساده‌لوحند کسانی که خیال میکنند میشود با این رژیم گفتگو کرد. هر گفتگویی برای رژیم صهیونیستی به منزله باز کردن یک میدان برای جلو آمدن اوست. دیروز او را در گفتگوها کمک کردند، امروز آمدند مدّعی مسجدالاقصی شدند! وقتی انسان نداند که با چنین موجود زورگویی چگونه باید رفتار کرد و بخواهد تحت تأثیر فشارهای امریکا و صهیونیستهای قدرتمند و پولدار دنیا تصمیم بگیرد، همین میشود؛ آحاد ملت بالأخره خودشان به میدان آمدند. سه هفته قبل، حضور عنصر نجس و منفور صهیونیست در مسجدالاقصی مردم را بیتاب کرد. اگر همان روز، سران مدّعىِ مسأله فلسطین یا سران کشورهای عربی، معترض میشدند، مردم احساس میکردند کسی هست که حرف آنها را بزند؛ و شاید قضایا این طور نمیشد؛ اما مردم دیدند خودشان باید به میدان بیایند و به میدان آمدند. الان سه هفته است که شعله مقاومت در سرزمین فلسطین برافروخته است. من به این جوانان فلسطینی گفتم، شما بدانید، یک نسل بیدار شده؛ یک نسل به میدان آمده است؛ مگر میتوانند آن را با این حرفها خاموش کنند؟ تعدادی با ارتکاب جنایت و ارهاب، تعدادی از جوانان و مظلومین را به قتل میرسانند؛ اما خونهای اینها درخت نهضت فلسطین و انقلاب فلسطین را آبیاری میکند. مسأله به شکلی نیست که قدرت استکباری امریکا یا دست‌نشانده او - حکومت صهیونیستی - بتوانند آن را علاج کنند؛ علاج‌پذیر نیست. ملتی را از خانه خود، از میهن خود، از کشور خود بیرون کرده‌اند و کسانی که مانده‌اند، محکوم بیگانه‌هایی هستند که به آن جا کشانده شدند؛ این ملت را مگر میشود ساکت کرد؟ دستگاههای استکبار از ایران اسلامی گله میکنند که شما با روند صلح مخالفید. ما البته مخالفیم؛ اما شما بدانید، اگر ایران اسلامی هم مخالف نبود، اگر هیچیک از ملتها و دولتهای دنیا هم کمک نمیکرد، این خیال خامی است که شما خیال کنید یک ملت را میشود از صفحه تاریخ محو کرد و به جای آن یک ملت جعلی به وجود آورد! ملت فلسطین فرهنگ دارد، تاریخ دارد، سابقه دارد، تمدّن دارد. هزاران سال این ملت در این کشور زندگی کرده است؛ آن وقت شما بیایید این ملت را از خانه خودش، از شهر خودش، از تاریخ خودش جدا کنید و بیرون برانید و بعد یک عده مهاجر را، ولگرد را، آدمهای جورواجور را، سودطلبها را از کشورهای دنیا جمع کنید و یک ملت جعلی به وجود آورید!؟ مگر این شدنی است!؟ چند صباحی با زور و با فشار کار را انجام میدهید؛ مگر این کارها ممکن است ادامه پیدا کند!؟ همچنان که ادامه پیدا نخواهد کرد و امروز نشانه‌هایش بُروز کرده است.
من حرف اوّلم در باب فلسطین این است که هیچ قدرتی در دنیا وجود ندارد که بتواند انگیزه آزادی و بازگشت فلسطین به صاحبان آن را در دنیا و در دل ملتهای مسلمان و به‌طور ویژه در دل ملت فلسطین خاموش کند. راه علاج هم یک راه بیشتر نیست. من به کسانی که مسأله خاورمیانه را یک مسأله بحرانىِ دنیا میدانند و میگویند بایستی سعی کنیم بحران خاورمیانه مهار شود، میگویم تنها راه مهار کردن یا از بین بردن بحران خاورمیانه این است که ریشه بحران خشک شود. ریشه بحران چیست؟ رژیم تحمیلی صهیونیستی در منطقه. تا وقتی که ریشه‌ی بحران هست، بحران هم هست. راه حل این است که آوارگان فلسطینی از لبنان و هر نقطه دیگری که هستند، به فلسطین برگردند. این چند میلیون فلسطینیای که در بیرون فلسطین زندگی میکنند، به فلسطین برگردند. مردم اصلی فلسطین - چه مسلمان، چه مسیحی، چه یهودی - رفراندوم کنند و تصمیم بگیرند که چه رژیمی بر کشورشان حاکم باشد. اکثریت قاطع مسلمانند؛ تعدادی هم یهودی و مسیحیاند که اینها ساکنان اصلی سرزمین فلسطین‌اند و پدرانشان در این جا زندگی کرده‌اند. نظامی را که مطلوب این جمعیت است، سرِ کار بیاورند؛ بعد آن نظام تصمیم بگیرد با کسانی که در طول این چهل سال، چهل و پنج سال و پنجاه سال به فلسطین آمده‌اند، چه کار کند. نگهشان دارد، برشان گرداند، در نقطه خاصی اسکان داده شوند؛ این دیگر با آن نظام حاکم بر فلسطین است؛ این راه حلِ‌ّ بحران است. تا وقتی این راه حلِ‌ّ اجرا نشود، هیچ راه حل دیگری کارایی نخواهد داشت؛ امریکاییها هم با همه قدرت‌نماییشان کاری نمیتوانند بکنند. آنها هر کاری میتوانسته‌اند، کرده‌اند؛ نتیجه این است که مشاهده میکنید. البته آنها از اوضاع این سه هفته فلسطین اشغالی، از قیام جوانان، از شجاعت مردان و زنان، از عزم و اراده والای آن مردم مظلوم و خشمگین، به‌شدّت عصبانیند و مرتّب میخواهند گناه را به گردن این و آن بیندازند. نه آقا! عامل قیام فلسطین جمهوری اسلامی نیست؛ عامل قیام فلسطین مردم لبنان نیستند؛ عامل قیام فلسطین خود فلسطینیها هستند؛ عامل قیام و انتفاضه فلسطینی، رنجها و غمهای متراکم شده در وجود این نسل جوانی است که امروز با امید و نشاط به میدان آمده است. ما البته آنها را تحسین میکنیم؛ ما آنها را از خودمان میدانیم؛ ما فلسطین را پاره تن اسلام میدانیم و با ملت فلسطین، با جوانان فلسطین احساس برادری و همخونی میکنیم؛ اما آنها هستند که انتفاضه را راه میبرند.

رژیم‌ جنایتکار و اشغالگر فلسطین‌، بار دیگر قساوت‌ و ددمنشی‌ خود را با تجاوز به‌ حریم‌ مقدسات‌ و آلوده‌ ساختن‌ محیط پاک‌ و مطهر مسجدالاقصی‌ و کشتار مسلمانان‌ آغاز کرد. نمازگزاران‌ را به‌ خاک‌ و خون‌ کشید و فرزند خردسال‌ را در آغوش‌ پدر بر روی‌ دستان‌ او به‌ گلوله‌ بست‌ و به‌ شهادت‌ رساند; و صحنه‌های‌ وحشیانه‌ و شرارت‌بار پنجاه‌ساله‌ را یکبار دیگر تکرار نمود; با این‌ طمع‌ خام‌ که‌ بتواند شعله‌های‌ جهاد آزادیبخش‌ و مبارزات‌ حق‌طلبانه‌ و خستگی‌ناپذیر را خاموش‌ و روند سازشهای‌ خفت‌بار را هموار و اغراض‌ و اطماع‌ خود را بر سازشکاران‌ بیش‌ از پیش‌ تحمیل‌ نماید.
اما این‌ بار نیز، همچون‌ گذشته‌ از این‌ جنایات‌ هولناک‌ طرفی‌ نخواهد بست‌ و نقشه‌های‌ شوم‌ و اوهام‌ شیطانی‌ او نقش‌ بر آب‌ خواهد شد.
به‌ دنبال‌ این‌ شرارت‌ ضد بشری‌ و کینه‌ توزانه‌، امواج‌ خروشان‌ اعتراض‌، مردم‌ فلسطین‌، مسلمانان‌ و مبارزان‌ را فراگرفته‌ و تظاهرات‌ مردمی‌ و دانشجویی‌ در جای‌ جای‌ کشورهای‌ اسلامی‌ به‌ راه‌ افتاده‌ و انتفاضه‌ جان‌ تازه‌ای‌ یافته‌ و راه‌ جهاد پررهروتر شده‌ است‌.
امروز مسلمانان‌ هوشیار و بیدار در تظاهرات‌ گسترده‌ و پرشور ضمن‌ سردادن‌ شعارهای‌ حق‌طلبانه‌ از مسئولین‌ کشورهای‌ اسلامی‌ درخواست‌ می‌کنند که‌ راه‌ جهاد را بگشایند و اجازه‌ دهند مسلمانان‌ به‌ این‌ وظیفه‌ مهم‌ به‌ عنوان‌ تنها راه‌ حل‌ عمل‌ نموده‌ و اشغالگران‌ را از سرزمینهای‌ غصب‌ شده‌ بیرون‌ کنند تا فلسطینیان‌ به‌ سرزمین‌ و خانه‌های‌ خود برگردند.
امروز موج‌ محکومیت‌ حاکمان‌ اشغالگر دامنه‌دارتر شده‌ و راه‌ سازشکاری‌ کم‌رونق‌تر گردیده‌ و هر روز بی‌نتیجه‌ بودن‌ آن‌ بر همگان‌ روشن‌تر می‌شود.
امروز سیر حمایتهای‌ مادی‌ و معنوی‌ و سیاسی‌ از حرکتهای‌ جهادی‌ و انتفاضه‌ رو به‌ گسترش‌ است‌.
امروز صدای‌ مدعیان‌ دروغین‌ حقوق‌ بشر بی‌اثر گردیده‌ و طبل‌ رسوایی‌ حامیان‌ اسرائیل‌ به‌ صدا درآمده‌ و ماهیت‌ مزدورانه‌ آنان‌ بر ملا گردیده‌ است‌ تا جایی‌ که‌ بسیاری‌ از آنان‌ نمی‌توانند از محکوم‌ کردن‌ این‌ جنایات‌ خودداری‌ کنند.
اگر چه‌ این‌ فاجعه‌ کریه‌ و زشت‌ با هدف‌ تحمیل‌ اغراض‌ و خواسته‌های‌ نا مشروع‌ حاکمان‌ صهیونیست‌ بر مذاکره‌ کنندگان‌ سازش‌ به‌ وقوع‌ پیوست‌ ولی‌ ملت‌ شجاع‌ فلسطین‌ این‌ گفت‌وگوها را محکوم‌ و عرصه‌ را بر آنان‌ تنگ‌تر خواهد ساخت‌ و سرنوشت‌ ذلت‌بار آن‌ را تغییر خواهد داد و این‌ مجاهدتها با وعده‌های‌ نصرت‌ الهی‌ روزی‌ به‌ بار خواهد نشست‌ و سرزمینهای‌ تصرف‌ شده‌ آزاد و سرمایه‌های‌ به‌ تاراج‌ رفته‌ به‌ صاحبان‌ اصلی‌ آن‌ باز خواهد گشت‌.
این‌ حماسه‌ در ادامه‌ مبارزات‌ بر حق‌ مردم‌ فلسطین‌ و به‌ وسیله‌ نسلهای‌ تازه‌ و آموزش‌ دیده‌ راه‌ انقلاب‌ و جهاد و با اتکاء به‌ تجربیات‌ گرانبهای‌ آن‌ به‌ وقوع‌ پیوسته‌ و نشاندهنده‌ آنست‌ که‌ نسل‌ امروز، راه‌ صحیح‌ را برای‌ پیروزی‌ دریافته‌ و با عزم‌ و تصمیم‌ آن‌ را خواهد پیمود.
من‌ به‌ همه‌ ملت‌ مظلوم‌ فلسطین‌ بویژه‌ جهادگران‌ و پیروان‌ راه‌ انتفاضه‌ درود می‌فرستم‌ و بشارت‌ می‌دهم‌ که‌ نهضت‌ شما هر روز با استقبال‌ بیشتر مسلمانان‌ و انقلابیون‌ مواجه‌ خواهد شد و اشغالگران‌ را بر سر جای‌ خود خواهد نشاند ان‌شاءالله‌ .
جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌ همچنان‌ با افتخار به‌ حمایت‌ و تأیید خود از این‌ حرکت‌ مقدس‌ ادامه‌ خواهد داد و دعای‌ خیر فرزندان‌ راستین‌ خود را بدرقه‌ راهتان‌ خواهد ساخت‌.
ان‌ تنصروا الله‌ ینصرکم‌ و یثبت‌ اقدامکم‌

ولی‌ امر مسلمین‌، حماسه‌ اخیر ملت‌ فلسطین‌ را نهضتی‌ بزرگ‌ خواندند و تصریح‌ کردند: حوادث‌ اخیر نشان‌دهنده‌ ایمان‌ و بیداری‌ نسل‌ جوان‌ فلسطین‌ و ادامه‌ حرکت‌ انتفاضه‌ و مبارزه‌ است‌ که‌ با تهدید و گلوله‌ فروکش‌ نخواهد کرد.
ایشان‌ تنها راه‌ حل‌ مسأله‌ فلسطین‌ را ادامه‌ مبارزه‌ و جهاد با دشمن‌ صهیونیستی‌ دانستند و تأکید کردند: حرکت‌ مردم‌ فلسطین‌، حرکت‌ یک‌ نسل‌ است‌ و هیچگاه‌ متوقف‌ نخواهد شد و پیروزی‌ در نهایت‌ متعلق‌ به‌ ملت‌ فلسطین‌ است‌.
حضرت‌ آیت‌الله‌ خامنه‌ای‌، دولتها و ملتهای‌ اسلامی‌ را در قبال‌ مسأله‌ فلسطین‌ مسؤول‌ دانستند و خاطرنشان‌ کردند: دولتهای‌ اسلامی‌ امروز در مقابل‌ تجربه‌ عظیمی‌ قرار گرفته‌اند و همه‌ باید با اعلام‌ مواضع‌ و از راههای‌ گوناگون‌ به‌ ملت‌ فلسطین‌ کمک‌ نمایند و یقینا دولتهایی‌ که‌ در اعلام‌ موضع‌ و کمک‌ به‌ مردم‌ فلسطین‌ کوتاهی‌ کنند، به‌ ضرر خود عمل‌ کرده‌اند.
مقام‌ معظم‌ رهبری‌ با تأکید بر این‌ که‌ سر انجام‌ حرکت‌ انتفاضه‌ فلسطین‌ پیروزی‌ است‌، خاطرنشان‌ کردند: امروز در حالی‌ که‌انتفاضه‌ و حرکت‌ ملت‌ فلسطین‌ هر روز قویتر و گسترده‌تر از گذشته‌ می‌شود، رژیم‌ صهیونیستی‌ و دولت‌ آمریکا به‌ عنوان‌ حامی‌ اصلی‌ این‌ رژیم‌ بر خلاف‌ ظواهر، از درون‌ رو به‌ ضعف‌ و اضمحلال‌ و پوسیدن‌ هستند.
رهبر معظم‌ انقلاب‌ اسلامی‌ با اشاره‌ به‌ تلاش‌ رژیم‌ صهیونیستی‌ برای‌ مرعوب‌ و ناامید کردن‌ ملت‌ فلسطین‌ تأکید کردند: ملت‌ فلسطین‌ برای‌ مقابله‌ با این‌ توطئه‌ باید همواره‌ به‌ آینده‌ امیدوار باشند و به‌ فضل‌ پروردگار، امروز فضای‌ فلسطین‌ بسیار پرشورتر از گذشته‌ است‌ و دشمن‌ صهیونیستی‌ در انفعال‌ قرار گرفته‌ است‌.

حضرت‌ آیت‌الله‌ خامنه‌ای‌ پیروزی‌ بسیار قابل‌ توجه‌ مقاومت‌ اسلامی‌ در جنوب‌ لبنان‌ و انتفاضه‌ ملت‌ فلسطین‌ را از جمله‌ نتایج‌ پایداری‌ نظام‌ اسلامی‌ و از موارد مشخص‌ تبدیل‌ تهدیدات‌ به‌ فرصتهای‌ پیروزی‌ بخش‌ و اقتدارآفرین‌ ارزیابی‌ کردند و افزودند: علاوه‌ بر این‌ موارد احیای‌ هویت‌ اسلامی‌ ملتهای‌ مسلمان‌ نشان‌ دهنده‌ تأثیر پایداری‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌ بر سر اصول‌ و مبانی‌ اسلام‌ است‌.

نهضت بیداری فلسطینیان و مبارزه با دولت غاصب، امروز نهضتی شده است که به این آسانیها نمیشود شکستش داد. چیزی نیست که وابسته به کسی مثل عرفات باشد که بروند او را یا خسته کنند یا بخرند؛ نه. نهضت فلسطین به دست مردم و جوانهای مؤمن افتاد. شکست در جنوب لبنان، بعد شکست مذاکرات سازش در «کمپ دیوید ۲۲»، و در آینده شکستهای فراوان برای اسرائیل - تحت تأثیر حضور قوی و مؤمنانه جوانان فلسطینی و لبنانی - ادامه خواهد داشت.
این قلاّب نهضت ضد صهیونیستی در دهان این کوسه ماهی خاورمیانه افتاده، گیر کرده و نمیتوانند کاری بکنند. این قلاّب وقتی  به داخل دهان ماهی افتاد، ماهی هر حرکتی بکند، قلاّب او را بیشتر اسیر خواهد کرد. هر کار بکنند، خواهند خورد: نرمش نشان دهند، به‌گونه‌ای میخورند؛ سختی و شدّت نشان دهند، به‌گونه‌ای میخورند؛ مذاکرات سازش را دنبال کنند، به‌گونه‌ای ضربه میبینند؛ متوقّف و تعطیل کنند، به‌گونه‌ای ضربه میبینند. این قلاّب، گیر کرده است. بنابراین، آنها آسیب‌پذیرند و نظام جمهوری اسلامی مستحکم است.

علاج دردهای امت اسلامی؛ علاج درد بزرگ امت اسلام و زخم عمیق دنیای اسلام - یعنی مسأله فلسطین - نیز همین است. کسانی گمان نکنند که قضیه فلسطین هم تمام و ملت فلسطین نابود و مسأله فلسطین در زیر این جنجالها و غوغاها دفن شد! این خطاست؛ این توهّم باطل است. گذشتِ زمان نمی‌تواند حقی مثل مسأله فلسطین را از طومار عالم محو کند. فلسطین و ملت فلسطین، زنده و آینده فلسطین، روشن است.
شما ملاحظه کنید، چندین کشور - چه در آسیای میانه و چه در منطقه بالکان - بعضی پنجاه سال و بعضی هفتاد سال، جزو مجموعه شوروی بودند و کسی گمان نمی‌کرد که یک روز آنها دوباره به هویّت خودشان برگردند؛ اما برگشتند! یک روز شوروی، شکست‌ناپذیر و زوال‌ناپذیر به نظر می‌آمد و ظاهربینان خیال می‌کردند مسأله کشورهایی که در مجموعه شوروی، حل و گم شده بودند، برای ابد تمام شده است؛ اما این‌طور نبود. فلسطین نیز همین است. فلسطین که تمام‌شدنی نیست. فلسطین که از روی صحنه عالم، گم‌شدنی نیست؛ همچنان که جنوب لبنان، گم‌شدنی نبود. صهیونیستها به لبنان نیامده بودند که یک روز آن‌جا را تخلیه کنند. آمده بودند که آن‌جا برای همیشه بمانند! دیدید که مجاهدت و صبر و استقامت مردم و جوانان مسلمان لبنان در طول بیست سال، عرصه را بر دشمن، تنگ و او را مجبور به عقب‌نشینی کرد. عین این مسأله در مورد خودِ فلسطین، صادق است. مقاومت مردم مسلمان و تمسّک به اسلام می‌تواند این نقشه جعلی و دروغین امروز را به هم بزند و نقشه حقیقی - نقشه فلسطین - و ملت فلسطین را دوباره به این سرزمین برگرداند. به فضل پروردگار، این کار شدنی است.

هدف اسرائیل، توسعه است. دولت صهیونیستی به سرزمین فلسطین فعلی هم قانع نیست. اوّل یک وجب جا میخواستند، بعد نصف زمین فلسطین را گرفتند، بعد همه سرزمین فلسطین را گرفتند، بعد به کشورهای همسایه فلسطین - مثل اردن و سوریه و مصر - تجاوز کردند و زمینهای آنها را گرفتند. الان هم هدف اساسی صهیونیزم، ایجاد اسرائیل بزرگ است. البته این روزها کمتر اسم می‌آورند؛ سعی میکنند کتمان کنند. باز هم به افکار عمومی دروغ میگویند. چرا؟ چون در این مرحله‌ای که الان هستیم، احتیاج دارند که هدفهای توسعه‌طلبانه خود را کتمان کنند! گرفتاریای که امروز صهیونیستها دارند، این است که به صلح احتیاج مبرم دارند. چرا؟ چون بعد از سال ۱۹۴۷ تا سال ۱۹۶۷ مبارزه‌ای نبود و آن بیست سال در حال خوبی نگذشت. بعد هم که مبارزات مسلّحانه شروع شد. این مبارزات مسلّحانه از بیرون سرزمین فلسطین بود؛ همین سازمان آزادیبخش و بقیه گروهها، مرکزشان در اردن یا در سوریه یا در جاهای دیگر بود. گروههایی را میفرستادند و حمله‌ای میکردند و ضربه‌ای میزدند و عقب میکشیدند. در داخل سرزمین فلسطین، سازمان مبارزی شکل نگرفته بود. در داخل سرزمین، مردم مرعوب بودند و نمیتوانستند هیچ حرکتی بکنند؛ اما بعد از انقلاب اسلامی دو اتّفاق مهم افتاد. یکی این‌که نهضت فلسطین - که یک نهضت غیر دینی بود - به یک نهضت اسلامی تبدیل شد و مقاومت اسلامی به‌وجود آمد و رنگ اسلامی گرفت. همان مبارزانی هم که از بیرون مبارزه میکردند - مثل کسانی که از لبنان یا مناطق دیگر به اسرائیل حمله میکردند و به آنها ضربه میزدند - با انگیزه اسلامی، که یک انگیزه بسیار قوی است، وارد میدان شدند. ثانیاً «انتفاضه» به‌وجود آمد. «انتفاضه»، یعنی قیام و شورش در داخل سرزمین و وطن مغصوب. از این قیام میترسند؛ چون برایشان خیلی مهمّ است. البته سعی میکنند مطلب را آن‌چنان که هست، منعکس نکنند؛ اما مبارزات مردم فلسطین در داخل سرزمین فلسطین، برای رژیم صهیونیستی شکننده و کوبنده است؛ ستون فقراتشان را میشکافد. چرا؟ به‌خاطر این که اینها به یهودیانی که از سراسر دنیا در این منطقه جمع کرده‌اند، وعده دادند که در این‌جا امنیت و راحتی و زندگی خوش هست و گفتند بیایید در این‌جا آقایی کنید؛ اما حالا اینها طاقت برخورد با این نسل نوخاسته و صاحبان اصلی این سرزمین را که امروز بیدار شده‌اند، ندارند. ارکان نظام صهیونیستی متزلزل است؛ لذا اینها الان مجبورند که با دولتهای منطقه هرطور هست، مسأله صلح را تمام کنند، تا بتوانند به مسأله داخلی خودشان برسند. این قضیه به‌اصطلاح صلح با سازمان آزادیبخش فلسطین و قضیه عرفات هم دنباله همین است. آنها خواستند یک عنصر فلسطینی را داخل طرح سازش بیاورند؛ شاید بتوانند فلسطینیهای مبارز را در داخل سرزمینهای اشغالی ساکت کنند؛ اما نتوانستند. امروز با این خصوصیات، دیگر دولت غاصب صهیونیست جرأت نمیکند مسأله اصلی خودش را - که توسعه نیل تا فرات است - مطرح کند. سرزمین موعود صهیونیستها، به گمان باطلشان، از رود نیل تا فرات ادامه دارد. هرچه‌اش را نگرفتند، باید بعد از این بگیرند؛ برنامه‌شان این است! الان جرأت نمیکنند این را به زبان بیاورند.

دستگاههای امریکا و رئیس‌جمهور امریکا تلاش خودشان را برروی این گذاشته‌اند که مسأله فلسطین را از صورت مسائل دنیای اسلام و خاورمیانه به‌کلّی حذف کنند و اصلاً مسأله‌ای به نام فلسطین و آرمان فلسطین و نهضت فلسطین، دیگر باقی نماند. این یکی از اهداف بسیار مهمّ آنهاست. برای خاطر این، مسافرت میکنند، حرکت میکنند، تلاش میکنند. آدمهای ضعیف‌النّفس و خیانت‌پیشه و حقیر هم که در بین فلسطینیها هستند - مثل همه ملتهای دیگر که آدمهای این‌طوری دارند و متأسّفانه جوامع بشری در بیشترِ ادوار تاریخ، گرفتار انسانهای حقیر و مرعوبند - تسلیم شده‌اند و آمده‌اند «منشور ملی فلسطین» را جلوشان گذاشته‌اند؛ هر جا که مبارزه با صهیونیستها و اشغالگران و آدمکشانِ مردم فلسطین و جنایتکاران نسبت به فلسطین هست، میخواهند آن را حذف کنند و حذف کردند! حال چنانچه آن را از روی کاغذ حذف کنند، مگر ممکن است انگیزه دفاع از کشور فلسطین و ملت فلسطین و هویّت فلسطینی از دل فلسطینیها برود؟! چهار نفر در اتاقهای در بسته بنشینند و متن کاغذی را عوض کنند! مگر تا به‌حال که جوانان مسلمان، در انتفاضه فلسطین، در داخل اراضی فلسطین، یا در کشور لبنان، به خاطر خدا،  به‌خاطر مسؤولیت الهی - که دفاع از سرزمین اسلامی بر یکایک آحاد مردم مسلمان واجب است - جان خودشان را به خطر میانداختند، به‌خاطر «منشور فلسطین» این کارها را میکرده‌اند که حالا اگر شما منشور به اصطلاح ملی فلسطین را دستکاری کردید، آنها دست بردارند؟! مبارزات فلسطینیها علیه صهیونیستها و علیه حامی صهیونیستها - یعنی امریکا - بلاشک از امروز ضعیف‌تر که نخواهد شد، شاید شدیدتر هم بشود.

جلساتی است که صهیونیستها و دار و دسته «عرفات» باید مرتّباً هر دو هفته یک بار برای دنبال کردن این کارها داشته باشند! او موظّف است جلسه‌ای با امریکاییها داشته باشد و به آنها گزارش بدهد که من این کارها را کردم، این اشخاص را گرفتم، این اشخاص را زندانی کردم، این افراد را به مجازات رساندم! اگر زندانیای را آزاد کند، امریکاییها به او اعتراض خواهند کرد که چرا این زندانی را که از انقلابیون بود، آزاد کردی!؟ چرا سهل‌انگاری کردی!؟ چرا فلان کس را نگرفتی!؟ در این‌جا اسرائیل گزارشگر است و فهرست میدهد؛ امریکا قاضی است و حکم میکند، آقای «یاسر عرفات» هم مجری حکم آن قاضی است! ننگ بر این انسانهای پَست.
 
البته ظاهر قضیه فعلاً این است که این مجموعه مزدور باید فلسطینیها را قلع و قمع کنند؛ اما این ظاهر قضیه است. باطن قضیه این است که باید فلسطینیها را از همین مقدار سرزمینی هم که دارند، برای درازمدّت محروم کنند. ظاهر قضیه این است که مبارزان فلسطینی سرکوب میشوند؛ اما باطن قضیه این است که حکومت صهیونیستی حتّی به همین اندازه حضور فلسطینیها هم قانع نیست! کار را آن‌چنان باید سخت بگیرد، آن‌چنان باید دشوار کند، که برای فلسطینی آزاده‌ای که میخواهد راحت زندگی کند، امکان زندگی نماند؛ مگر با نوکری اسرائیل! او پای امریکا را باز کرد، پای سی. آی. ای را - بیش از آنچه که بود - باز کرد، امکان مداخله آنها را بیشتر کرد و کار را بر مبارزان دشوار نمود. البته اینها همه‌اش در خیال و وهم آنهاست. میخواهد امنیت را برای صهیونیستهای روسیاه فراهم کنند، که البته نخواهند توانست؛ مطمئن باشند که نخواهند توانست. صهیونیستها اوّل با کمک انگلیس، بعد با کمک امریکا و بسیاری از کشورهای دنیا و با انواع و اقسام کارهای خیانتکارانه و تروریستی و ایجاد وحشت و ارعاب، توانستند این حکومت صهیونیستی را در داخل اراضی اشغالی به وجود آورند. چهل، پنجاه سال را هم که بگذرانند، باز یک نکته اصلی حل نشده است و آن این است که آدم صهیونیستِ غاصب نمیتواند در این خانه غصبی خواب راحت بکند؛ امنیت ندارد. بله؛ این واقعیت است. پول دارند، فنآوری مدرن و فوق مدرن دارند، حمایت سیاسی قدرتهای استکباری را دارند، اسلحه دارند، وسایل شکنجه دارند، فلسطینیها را در همه جا، حتی نوجوانان را در داخل مدارسشان تعقیب میکنند - همه اینها به جای خود محفوظ - اما خدای متعال آسایش و راحتی را از آن جمعِ آسایش و راحت‌طلب و ترسو باز گرفته است؛ چون فلسطین زنده است، چون ملت فلسطین زنده است، چون جوانان فلسطین زنده‌اند. آنها خواستند که نقشه فلسطین را از روی نقشه عالم محو کنند. آنها خواستند اسم فلسطین را به فراموشی بسپارند. آنها خواستند ملت فلسطین را در داخل ملتهای دیگر حلّ و هضم کند و از بین ببرند، تا چیزی به نام فلسطین باقی نماند. آنچه اتّفاق افتاده است، درست بر عکس اینهاست.
 
ملت فلسطین از سال ۱۹۴۸ تاکنون، به مراتب قویتر، مصمّمتر و آگاهتر است و جمعیت افزونتری دارد و شخصیتهای برتر در میانش بیشتر است. اگر آن روز در داخل خانه خودشان آن‌قدر ضعیف بودند که دشمن توانست بیاید دستشان را بگیرد و با اهانت آنها را از خانه بیرون کند، امروز ملت فلسطین آن‌چنان است که جمعیتِ چند میلیونىِ مجهّزِ صهیونیستها را در داخل کاخهای خودشان، در داخل شهرکهای یهودینشین خودشان و در داخل مزارع خودشان، از آسایش و امنیت محروم کرده است. همه چیز دارند؛ اما امکان زندگی ندارند، آرامش و امنیت ندارند. این قرارداد برای این است که شاید بتوانند به وسیله دستهای فلسطینی خائن، این امنیت را برای خودشان به وجود آورند. چون تجربه کردند و خودشان نتوانستند، میخواهند بلکه به وسیله عرفات بتوانند به امنیت دست یابند! اما من عرض میکنم که ملت فلسطین با صهیونیستها دشمن است؛ با نوکران صهیونیستها هم - هر چند یاسر عرفات باشد - به‌شدّت دشمن است. امیدواریم ان‌شاءاللَّه روزبه‌روز عزّت دنیای اسلام، عزّت ملت فلسطین و عزّت مبارزان راه خدا و دین بیشتر شود.

امروز بر سرِ قضیه‌ى فلسطین، با همان قدرت‌نماییهاى همیشگى، یک معامله و یک سازش انجام مى‌دهند و این معامله، صددرصد به ضرر ملت فلسطین است. معناى مذاکراتى که امروز درباره‌ى فلسطین انجام مى‌گیرد این است که فلسطینیها، بعد از این نسبت به سرزمین فلسطین که خانه‌ى آنهاست، دیگر هیچ حقّى نداشته باشند. یک نفر داخل خانه‌ى خود نشسته؛ گردن کلفتى مى‌آید وارد خانه‌ى او مى‌شود، اوّل یک اتاق، بعد دو اتاق و بعد فضاى خانه را مى‌گیرد. سپس صاحبخانه را از خانه بیرون مى‌کند و اثاث او را توى کوچه مى‌ریزد و فقط به بخش کوچکى از خانواده، توى یک پستو، با شرایط سختى اجازه‌ى زندگى مى‌دهد و خودش مى‌شود صاحبخانه! طبیعى است که صاحبخانه اعتراض کند؛ طبیعى است که با مشت به در بکوبد؛ طبیعى است که اگر توانست، دهان غاصب را خرد کند؛ طبیعى است که به همه‌جا متوسّل شود. به دادگاهها، به این و آن و به هرجا که احتمال مى‌دهد به دادش برسند، متوسّل شود. وقتى دستش به جایى نرسید، خودش وارد مى‌شود و با مشت، با لگد، با چوب و با هرچه دارد، با اشغالگر مقابله مى‌کند.
آیا این شخص که صاحبخانه‌ى اصلى است، باید مورد ملامت قرار گیرد که تو چرا خشونت مى‌کنى!؟ امروز به فلسطینیها مى‌گویند چرا خشونت مى‌کنید!؟ خشونت را چه کسى مى‌کند؟ فلسطینى صاحبخانه است. آمده‌اند خانه‌ى او را با زور، با دغلکارى، با تزویر، با استفاده از قدرت جهانى و با استفاده از پشتیبانى قدرتهاى بزرگ گرفته‌اند. یک‌روز انگلیس و امروز امریکا، خانه‌ى او را از او گرفته‌اند. کسانى هم که به آن‌جا آمده‌اند، مال کشورهاى مختلفند. از آلمان، از انگلیس، از ایتالیا، از استرالیا، از روسیه، از کشورهاى شرقى و از کشورهاى عربى، یک عدّه آدم بى‌وطن و بى‌ملیت، یک‌جا جمع شده‌اند و خانه‌ى فلسطینیها را غصب کرده‌اند. آیا این صاحبِ‌خانه، حق ندارد فریاد بزند؟ مردهایشان مُردند. رفتند داخل اردوگاهها و درون همان پستویى که به آنها در آن خانه داده بودند، جان خود را از دست دادند. اما امروز جوانانشان، بچه‌هایشان این وجدانهاى بیدار با الهام از بیدارى عمومى مسلمانان و انقلاب بزرگ اسلامى در ایران، بیدار شده‌اند و با هر وسیله‌اى که مى‌توانند به دست بیاورند، مى‌جنگند. امروز با سنگ به دشمن یورش مى‌برند؛ اما همیشه، این مبارزه، با سنگ نخواهد بود. روزِ سیاه صهیونیستها در آینده است.

ما معتقدیم که ملتهای مسلمان، در هر نقطه از دنیا که هستند، اگر تصمیم بر ایستادگی برای اسلام و نصرت آن داشته باشند، پیروز خواهند شد. اساس قضیه این است که مسلمانان در هر نقطه از عالم که هستند، باید تصمیم بگیرند از عدالت دفاع کنند، از عدالت بگویند، در مقابل ظلم بایستند و از اسلام - اسلامی که طرفدار مظلومین و ضعفاست - دفاع کنند. قدرتمندان عالم که بر همه جا مسلّطند، خودشان قدرتشان را افسانه‌ای جلوه داده‌اند. واقعیت قدرت آنها با آنچه که دارند خیلی متفاوت است. اگر امریکا از آن قدرتی که ادّعا و تلقین میکند برخورداربود، امروز باید از مبارزات فلسطین اثری دیده نمیشد. امّا میبینید که مبارزات مردم فلسطین، روزبه‌روز پیش میرود. فلسطینیهایی که در این سرمای زمستان از خانه و  کاشانه خود بیرون رانده شده‌اند، مشکلترین مشکل را برای رژیم صهیونیستِ غاصب به وجود آورده‌اند. اینها قوی هستند و غالب خواهند شد؛ به شرط این‌که صبر کنند. اسرائیلیهای غاصب و خبیث، با این عمل، اشتباه بزرگی مرتکب شده‌اند و خودشان را در محذوری چند جانبه گذاشته‌اند. امروز از هر طرف حرکت کنند، شکست میخورند و ضربه میبینند. امروز هر کار که بکنند با شکست مواجه میشود. اگر فلسطینیها را برگردانند، شکست خورده‌اند. نگهشان بدارند، شکست خورده‌اند. اعدامشان کنند، شکست خورده‌اند. زندانیشان کنند، شکست خورده‌اند. البته شرطش این است که مبارزین فلسطینی خسته نشوند؛ مقاومت کنند و بایستند و از سخن خود برنگردند. دشمن، آسیب پذیر است. همه دشمنانی که با ملتها مبارزه میکنند، آسیب‌پذیرند.

ملت ایران در طول سالیان پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا امروز، این دشمنی‌ها را تجربه کرده و امت بزرگ اسلامی شاهد کینه‌توزی استکبار جهانی با ایران اسلامی یا سایر نمونه‌های حرکت اسلامی در نقاط دیگر جهان بوده است.
شک نیست که بی‌تفاوتی ملت‌های مسلمان در برابر این وضع، دشمن را تشویق می‌کند و صحنه را هر روز بر مؤمنین به اسلام تنگتر می‌سازد. مسلمانان باید نشان دهند، که جهان اسلام دارای قدرت برخورد است و می‌تواند در برابر تجاوز و دشمنی امریکا و هر متجاوز دیگری بایستد، تاکنون همه‌ی لطمات جبران‌ناپذیری که به امت اسلامی از سوی استعمارگران دیروز و مستکبران امروز وارد شده، عمدتاً ناشی از ضعف نفس و ضعف روحیه‌ی دولتها یا ملت‌ها بوده است. ایستادگی ملت‌ها، دشمن را به ستوه می‌آورد و او را در رسیدن به هدفهای متحیرانه‌اش ناکام می‌سازد. اگر رهبران و ملت فلسطین، همین شجاعت فداکارانه‌یی را که امروز انتفاضه‌ی اسلامی در برابر صهیونیست‌ها از خود نشان می‌دهد، در آغاز تشکیل دولت غاصب صهیونیست نشان می‌دادند، این سرنوشت مرارتبار و زهرآگین برای فلسطین رقم نمی‌خورد، و اگر امروز سران نهضت‌های اسلامی و مردم مؤمن، سختی‌های مبارزه را بر خود هموار کنند بی‌گمان امت اسلامی، آینده‌ی شیرینی را به دست خواهد آورد.

فلسطین متعلق به فلسطینیهاست. اگر مردم سرزمین فلسطین در داخل فلسطین - یعنی در همه‌ی فلسطین، بدون تجزیه - دولتی تشکیل بدهند، صلح خواهد شد. اگر شما راست میگویید، و اگر توطئه‌یی علیه ملت فلسطین و ملتهای اسلامی و علیه اسلام در نظر ندارید، راه حل این است. اما اگر نخواهید این راه حل را عمل کنید، اردوگاه استکبار بداند که با این نشست‌وبرخاستهایی که ترتیب میدهند و با این تصمیم‌گیریها، مسأله‌ی فلسطین حل نخواهد شد؛ مبارزات فلسطین خاموش نخواهد شد، و نباید بشود.
 اسرائیل ثابت کرده است که جز زبان زور، چیز دیگری نمیفهمد. با او جز با زبان قدرت یک ملت و قدرت یک امت اسلامی در سراسر عالم، نمیشود حرف زد. شما نمایندگان ملتهای اسلامی هستید. شما نمایندگان مردم فلسطین، نمایندگان پارلمانها و نمایندگان ملتها در این‌جا جمعید؛ نسبت به فلسطین تصمیم بگیرید. تصمیم باید استنقاذ فلسطین باشد، و لاغیر؛ و این هم یک راه بیشتر ندارد و آن راه، همان راهی است که عناصر انتفاضه‌ی مقدسه‌ی فلسطین آن را شناختند و دارند تعقیب میکنند؛ راه مبارزه در داخل سرزمینهای فلسطین؛ علاج این است و لاغیر.

پارلمانها بنشینند برای سرنوشت فلسطین تصمیم‌گیری کنند و آن را از دولتها بخواهند. روشنفکران و نویسندگان بنویسند و افکار عمومی را بیدار کنند. دانشجویان و جوانان آماده باشند، تا با صدای بلند خواست ملتها را اعلام کنند.
 ملت ایران آماده است. ما در حد توان و قدرتمان آماده هستیم، تا این تکلیف را انجام بدهیم؛ دشمنی استکبار را هم تحمل میکنیم. ما را به خاطر حمایت از فلسطین و از انتفاضه‌ی فلسطین و از قیام مردم فلسطین تهدید نکنند؛ این حمایت وظیفه‌ی ماست؛ ما این را انجام میدهیم و از هیچ تهدیدی هم نمیهراسیم. از بعد از انقلاب، بلافاصله ما در معرض تهدیدهای استکبار بودیم؛ و به فضل پروردگار و به حول و قوّه‌ی الهی، استکبار نتوانسته است کاری بکند. ما باز هم تکلیفمان را انجام خواهیم داد.

حوادث اخیر خلیج فارس موجب شد که دنیای اسلام اندکی از حوادث فلسطین غفلت کند و این غفلت، صهیونیستها را تشویق کرد که از فرصت استفاده کنند و فشار را بر مردم فلسطین بیشتر نمایند. اولاً باعث شد که سیل مهاجرت غربا و بیگانگان - غریبه‌هایی از فلسطین و از کشورهای مختلف - به سمت سرزمین مقدس و اسلامی فلسطین سرازیر بشود. دولتها و ملتهای اسلامی غافل شدند؛ اگرچه غافل هم نمیشدند، بسیاری از دولتها شاید هیچ احساس وظیفه‌یی نمیکردند. بلای بزرگ این است. ثانیاً این مبارزان مخلص و صادق، این مسلمانان مظلوم غریب در خانه‌شان، این کسانی که انتفاضه‌ی فلسطینی را در این سه سال اخیر به وجود آوردند، زیر سخت‌ترین فشارها قرار گرفتند. شب و روزی نیست که از راه فشار بر این مسلمانان مظلوم، ضربتی به پیکر جامعه‌ی اسلامی وارد نشود.

هناک موضوعان مهمان یجب طرحهما هنا:
أولهما موضوع القدس الشریف و الشعب الفلسطینی المظلوم و الانتفاضة المبارکة لهذا الشعب فی الداخل ذلک أننا علی أعتاب یوم القدس فی اخر جمعة من شهر رمضان، و هذه المناسبة تدفعنا للتأکید علی ضرورة دعم الانتفاضة من قبل جمیع المسلمین و لزوم قیام المسؤولین و ذوی النفوذ فیالاقطار المختلفة لفسح المجال للشعوب لتقیم مراسم یوم‌القدس العالمی بمل‌ء حریتها.
إنما یرکز علیه الاستکبار العالمی یکمن فی إخراج القضیة الفلسطینیة من دائرة الاهتمام و توفیر أرضیة مناسبة لتقبل الوجود الصهیونی الغاصب و إبعاد کلمة الحق التی یعلنها الشعب الفلسطینی المظلوم والمغصوب حقه عن أفق حیاة المسلمین و تغطیتها بضوضاء المحادثات السیاسیة والمساومات الخیانیة. إلا أن هذا الهدف الاستکباری لن یتحقق مطلقا و إن عزیمة المجاهدین الفلسطینیین والمسلمین الغیاری و غیرتهم لن تسمح بمثل ذلک.
إننا نؤکد أنه إذا نجحت المؤامرة و تم نسیان قضیة تمتلک هذه العظمه و راح أصحاب الحق فیها محرومین مقهورین والعیاذ باللَّه فإن علی العالم الاسلامی أن یستعد لحیاةالذل و المسکنة والفناء التام و هو أمر یأباه‌اللَّه تعالی و اولیاؤه و عباده الصالحون. والمهم أن الفرصة الرئیسیة الوحیدة لتحقق الامل تکمن فی تصاعد الکفاح داخل الاراضی المغصوبة و دوام هذاالصراع و عمقه و اتساع نطاقه یوما بعد یوم و هذا یتطلب أن یقوم المسلمون بدعم الانتفاضة و إلا فان أی غفلة تعنی ترتب الخسائر العظیمة الجسیمة و التضحیة بالنفوس الفلسطینیة المسلمة الطیبة.
إننا نشهد الیوم جوا من الصمت و الغفلة أنتجته الحوادث الاخیرة فیالخلیج الفارسی و سیاسات النظام العراقی فیالمنطقة، الامر الذی فسح المجال لاستمرار سیل المهاجرین الغرباء نحو الارض الفلسطینیة و اتساع المذابح الفجیعة بحق الشعب الفلسطینی المسلم و لیس ذلک کما قلنا الا نتیجة للتغافل عن القضیة الفلسطینیة بعد تحرکات النظام العراقی فی الخلیج الفارسی فی فسح المجال لتلک الفجائع. إن صرخات المسلمین المدویة ضدالنظام الصهیونی والدعم الحقیقی المؤثر للمکافحین فی داخل فلسطین یجب أن تحطم جدران الغفلة و تقوی من سواعد هؤلاء المکافحین إن‌شاءاللَّه تعالی.

ولی امر مسلمین مردم فلسطین را محور اساسی برای برخورداری از هرگونه حمایتی دانستند و ضمن نفی گروههای سازشکار فلسطین فرمودند: هدف عمده ما قراردادن وسایل مؤثر، در اختیار انقلاب اسلامی فلسطین است پشتیبانی از قیام فلسطین تنها به حمایت اخلاقی، سیاسی و مالی محدود نمی شود بلکه باید فلسطینیان مستقیماً در جهاد  علیه رژیم صهیونیستی مورد حمایت قرارگیرند.
نمودار
    پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی