بيمه
٢٨٦٢ بيمه قرار و عقدى است بين بيمه كننده و مؤسسه يا شركتيا شخص كه بيمه را مىپذيرد. و اين عقد مثل ساير عقدها محتاج به ايجاب و قبول است. و شرايطى كه در موجب و قابل و عقد در ساير عقود، معتبر است در اين عقد نيز معتبر است، و مىتوان اين عقد را با هر لغتى و زبانى اجرا كرد.
٢٨٦٣ در بيمه علاوه بر شرايطى كه در ساير عقود است از قبيل بلوغ و عقل و اختيار و غير آنها، چند شرط معتبر است: ١- تعيين مورد بيمه كه فلان شخص است، يا فلان مغازه است، يا فلان كشتى يا اتومبيل يا هواپيما است. ٢- تعيين دو طرف عقد كه اشخاص هستند، يا مؤسسات، يا شركتها يا دولت. ٣- تعيين مبلغى كه بايد بپردازند. ٤- تعيين اقساطى كه بايد آن را بپردازند، و تعيين زمان اقساط. ٥- تعيين زمان بيمه كه از اول فلان ماه يا سال تا چند ماه يا چند سال. ٦- تعيين خطرهايى كه موجب خسارت مىشود، مثل حريق يا غرق يا سرقتيا وفات يا مرض. و مىتوان كليه آفاتى را كه موجب خسارت مىشود، قرار دهند.
٢٨٦٤ لازم نيست در قرار بيمه ميزان خسارت تعيين شود. پس اگر قرار بگذارندكه هر مقدار خسارت وارد شد جبران كنند، صحيح است.
٢٨٦٥ صورت عقد بيمه چند نحو است: يكى آن كه بيمه كننده بگويد "به عهده من فلان مقدار كه در فلان زمان ماهى فلان مقدار بدهم، در مقابل آن كه خسارتى كه به مغازه من مثلا از ناحيه حريق يا دزدى وارد شد جبران نمايى"، و طرف قبول كند، يا طرف بگويد "بر عهده من خسارتى كه به مؤسسه شما وارد مىشود از ناحيه حريق يا دزدى مثلا در مقابل آن كه فلان مقدار بدهى". و بايد تمام قيودى كه در مساله سابق ذكر شد،معلوم شود و قرارداد شود.
٢٨٦٦ ظاهرا تمام اقسام بيمه صحيح باشد، با به كار بردن شرايطى كه ذكر شد. چه بيمه عمر باشد، يا بيمه كالاهاى تجارتى، يا عمارات يا كشتيها و هواپيماها، و يا بيمه كارمندان دولتيا مؤسسات، يا بيمه اهل يك قريه يا شهر. و بيمه عقد مستقلى است و مىتوان به عنوان بعض عقود ديگر از قبيل صلح، آن را اجرا كرد.