![]()
1387/12/20
بازدید 87/ گزیدهی پروندههای سال 87/ "ترور مردان خمینی"پروندهای برای ترور رهبر انقلاب در ششم تیر ماه
دشمن درمانده است!/ سخنان آیتالله خامنهای از بیمارستان با مردم در این مدت من چند روز است که از حوادث جدیدی مطلع شدم. تا مدتی از این حوادث بیخبر بودم و به من نگفته بودند. یکی حادثهی انفجار بمب در محل حزب جمهوری اسلامی و شهادت عظیم و پرخسارتی که 72 نفر از کسانی که به حق باید گفت 72 نفر از شایستگان این روزگار و در رأس همهی آنها شهید آیتالله بهشتی در این شهادت جانشان را از دست دادند. این برای من وقتی که شنیدم سنگین بود. مصاحبه با روزنامه جمهوری اسلامی 1360/4/18
نقطه جوششان پایین بود! بازخوانی نسبت گروههای سیاسی اول انقلاب با پدیدهی ترور/ گفتوگو با دکتر غلامرضا خواجهسروی این حوادثی که خصوصاً از 30 خرداد 1360 اتفاق افتاد و مجاهدین خلق اعلام جنگ مسلحانه کردند و بعد بنیصدر هم به اینها پیوست، یک زمینهی قبلی دارد. مناطق بومینشین¬ کشور، از 22 بهمن 57 و حتی شاید قبل از پیروزی انقلاب، در زمینهی جداییطلبی فعال بودند. قبل از خرداد 60 هم درگیریهایی بود. در کردستان تعداد زیادی ترور و کشته شدند؛ سر بریدند. در سیستان و بلوچستان همینطور، در خرمشهر، در منطقهی ترکمنصحرا و... به نظر من در اینگونه موارد باید دست عوامل خارجی را دید. مشخصاً دست دولت عراق در تمامی درگیریهای مناطق جنوبی و غربی دیده میشود. محرمانههای عراق را به آقا میدادم!/ گفتوگو با سیدمحمود دعایی درباره حوادث سالهای آغازین جمهوری اسلامی میزان مراقبتها در دفتر حضرت امام به اوج خودش رسیده بود و این مراقبتها به قدری کارساز و دقیق بود که «کشمیری» در مصاحبهای که بعد از فاجعهی ریاستجمهوری داشت، گفته بود: «هدف اصلی من، انفجار آن کیف در حضور امام بود، منتها وقتی مأیوس شدم که کیف را آنجا ببرم، ناپدید شدم.» معروف بود که کیف را برده بود بیت امام. حتی مرحوم رجائی و مرحوم باهنر پیغام داده بودند که بیاید داخل و مشکلی ندارد اما وقتی که خواسته بود ببرد داخل، مسؤول حراست که هنوز هم هست و من گاهی در حراست دفتر رهبری میبینمش، گفته بوده که نه؛ به ما گفتهاند هرچه هست را بگردید. کشمیری وقتی مأیوس شده بود، مثلاً قهر کرده بود و برگشته بود. ![]() خاطرات بازمانده/ گفتوگو با مسیح مهاجری دربارهی حزب جمهوری اسلامی و نقش آیتالله خامنهای بعد از این که آقای باهنر از ما جدا شدند، به داخل جلسه رفتیم و در همان ردیف آخر نشستیم. آقای جواد سرافراز- از شهدای هفتم تیر- کنار دیوار نشسته بودند؛ من رفتم بغل دست ایشان بنشینم. ایشان به من تعارف کردند و من را به اصرار سر جای خودشان نشاندند؛ یعنی کنار دیوار. هنگام انفجار تکهای از دیوار جدا شد؛ سقف هم پاییین آمده بود. یک تکه از سقف پایین آمد که نوک آن به آقای سرافراز گرفت و ایشان را شهید کرد. سر دیگر این تکه به دیوار گرفت و من بین این تکه سقف و دیوار و زیر آوار ماندم... بنیصدر ما را به جلسه راه نمیداد!/ روایت سردار صفوی از نقش رهبر انقلاب در ابتدای دفاع مقدس ایشان در حالی از خط مقدم خرمشهر بازدید میکردند که قسمت غربی خرمشهر سقوط کرده بود و قسمت شرقی شهر به سمت آبادان، این طرف پل و این طرف رودخانه تا خانههای کنار رودخانهی کارون را ایشان میآمدند و با بچههای خرمشهر و با بچههای رزمنده از نزدیک دیدار میکردند. ایشان در جبهههای سوسنگرد حضور پیدا میکردند و حتی در منطقهای به اسم «دُبّ حَردان» نزدیک اهواز که نزدیکترین فاصلهای بود که دشمن به اهواز رسیده بود، حضور داشتند. حضور حضرت آقا در خطوط مقدم جبهه تأثیر بسیاری در رزمندگان خطوط مقدم داشت؛ از ارتش گرفته تا بسیج نیروهای مردمی و دیگران، وقتی که آقا را با آن هیبت به عنوان نمایندهی امام میدیدند، اصلاً قوت قلب میگرفتند. ![]() او به همه زنگ زده بود / خاطرات مهدی سعیدمحمدی عضو فعال حزب جمهوری اسلامی ما از قبل از انقلاب با آقا ارتباط داشتیم. گاهی خدمت ایشان در مشهد می¬رسیدیم و به منزل ایشان می¬رفتند. در تهران نیز در هیات انصار صحبت میکردند. ما تعدادی جوان بودیم که پس از پایان منبر نیز میرفتیم و با ایشان صحبت می¬کردیم. آن سالها ایشان هم جوان بودند... نقاب نفاق/ محمدحسین وزارتی پس از مدتی، رجوی و سازمان به این نتیجه رسیدند که عراق جای مناسبی برای ادامهی مبارزه است و با توجیه اعضای شورای مقاومت ملی که همه از گروههای ضد انقلاب بودند، به عراق کوچ کردند. آنها رسماً به همکاری با دشمن متجاوز علیه ملت ایران پرداختند و با کارهایی مانند جاسوسی، شکنجه و بازجویی از اسرای جنگی و انجام عملیات نظامی (فروغ جاویدان) آخرین تردیدها را در انحراف کامل از معیارهای انسانی برطرف کردند. برای تثبیت بازخوانی چرایی یک ترور/ هادی سجادیپور با پیروزی انقلاب اسلامی، آمریکا که منافع خود را در ایران از دست رفته میدید، تلاشهای گستردهای را برای براندازی این نظام نوپا آغاز کرد. علاوه بر فعالیتهای گستردهی جاسوسی و ایجاد غائلههای قومی در نواحی مرزی ایران که با محوریت سفارت آمریکا در تهران ساماندهی میشد، سازمان جاسوسی آمریکا (CIA) طرح فونیکس (phoenix) را برای مقابله با انقلاب اسلامی مردم ایران آماده کرد. بر اساس این طرح، باید سران نظام نوپای اسلامی از میان برداشته میشدند تا جمهوری اسلامی به زانو درآید. گزارشی از ماجرای ترور 6 تیر 1360/ مصطفی غفاری خودرو حامل آیتالله خامنهای که از جماران حرکت میکرد، آن روز مهمان ویژهای داشت؛ خلبان عباس بابایی که میخواست درد دلهایش را با نمایندهی امام در شورای عالی دفاع در میان بگذارد. آنها نیم ساعت زودتر از اذان ظهر به مسجد ابوذر رسیدند و گفتوگوشان را در همان مسجد ادامه دادند... کشتند؛ قدسی شدیم/ سویههای جامعهشناختی ترور در گفتوگو با دکتر حسین کچوئیان یکی از چیزهایی که منبع این اعتبار است، خون است. در تمام سیستمها، اسلامی و غیر اسلامی، چه حجتی بالاتر از این در عالم پیدا میشود که شما بگویید حرف من درست است و بالاترین چیز را که جانم هست، میگذارم سر حرفم؟ این خودش یک زیبایی است. همهی عالم و آدم این را میپذیرند که آدمهایی که برای یک ارزشهایی ایثار میکنند، برای کارهایی ایثار میکنند، این ارزشها و آن کارها باید خیلی ارزشمند باشند. هزینههای مردمسالاری دینی نقش ترورهای سیاسی سال 60 در تثبیت نظام جمهوری اسلامی و اصل ولایت فقیه/ دکتر سیدسعید زاهد در انقلاب اسلامی نیز میرفت تا ظرف ناهماهنگ جمهوریت اروپائی با محتوای اسلامی همان مسیر را تجدید کند. امید استعمارگران جهانی و دستهها و گروههای سیاسی وابسته- چه از نظر سیاسی و چه فرهنگی- همین بود که ساختار سیاسی کشور مطابق با ساختارهای معمول در غرب شود. اگر چنین میشد کارگزاران آن ساخت نیز که تحصیلکردهی غرب بودند، به خوبی میتوانستند امکانات کشور را در راستای منافع جهانخواران تنظیم کنند. اینطور میشد که شاهی رفته بود و رئیسجمهوری آمده بود اما آش همان بود و کاسه همان. ![]() |
