جامعه اسلامی / جامعه/زندگی اجتماعی
یك كشور اگر بخواهد به سرافرازی برسد، به رفاه و غنا برسد، به علم و تفوّق علمی منتهی شود، اگر بخواهد مردم شجاع، آزاده، فهمیده، عاقل، خردمند و متفكر تحویل جامعهی بشری دهد، باید این زیرساخت اصلی را درست كند؛ زیرساخت تعلیم دوران كودكی و نوجوانی. این، شأن معلم است. لذا به معلم خیلی باید احترام كرد. برای ایجاد آمادگی لازم در معلم، خیلی باید صرف وقت كرد. برای تهیهی سازوكاری كه تعلیم و تربیت در آن مؤثر باشد و جهتِ درست داشته باشد، خیلی باید سرمایهگذاری كرد. اینكه ما بر روی این تحول بنیادین در آموزش و پرورش در سالهای گذشته تكیه كردیم ــ كه خب، بحمدالله امروز سند این تحول در اختیار آموزش و پرورش است و در واقع نقشهی راه، مشخص و معیّن شده است ــ برای خاطر این است. تحول در انسانها، تغییر صحیح در دلها و باورها و حركات و خلقیات و امثال اینها، احتیاج دارد به یك زیرساخت محكم؛ این زیرساخت، آموزش و پرورش است.
آموزش و پرورش ما آن روزی كه در كشور به شكل جدید درآمد، بر اساس یك مبنای فكری و اعتقادیِ دیگر به وجود آمد؛ ما هم در طول دهها سال ــ از اوّلی كه آموزش و پرورش جدید در كشور آمد ــ بر همان مبنا حركت كردیم، در واقع در همان ریل پیش رفتیم؛ كه خب، ریل درستی نبود. این سند تحول باید ما را به سمت هدفهای اسلامی حركت دهد؛ باید جامعه را به سبك زندگیِ حقیقتاً اسلامی پیش ببرد؛ باید بتواند در ما خصلتهای والای انسانی را به وجود بیاورد. ما امروز در خودمان، در خلقیات خودمان، در رفتار خودمان، نقائصی مشاهده میكنیم؛ این نقائص باید برطرف شود. استعداد بشری در جامعهی ایرانی، یك استعداد انبوه و سرشار است؛ این استعداد باید امكان بروز پیدا كند، جهت صحیح پیدا كند. این سند تحول ناظر به یك چنین چیزی است.1392/02/18
لینک ثابت
هیچ وقت نباید امت اسلامی و جامعهی اسلامی ماجرای عاشورا را به عنوان یك درس، به عنوان یك عبرت، به عنوان یك پرچم هدایت از نظر دور بدارد. قطعاً اسلام، زندهی به عاشورا و به حسینبنعلی (علیهالسّلام) است.1391/09/01
لینک ثابت
غدیر حادثهی مهمی است؛ یك حادثهی اصولی است؛ ناظر به توجه اسلام به مهمترین ركن تشكیل نظام اسلامی و جامعهی اسلامی است. یعنی مسئلهی امامت و مسئلهی ولایت و زنده نگهداشتن غدیر، به یك معنا زنده نگهداشتن اسلام است. مسئله فقط مسئلهی شیعه و معتقدین به ولایت امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) نیست. اگر ما مردم شیعه و مدعی پیروی از امیرالمؤمنین حقیقت غدیر را درست تبیین كنیم، هم خودمان درك كنیم، هم به دیگران معرفی كنیم، خود مسئلهی غدیر میتواند وحدتآفرین باشد. بحث اعتقاد قلبی و اتصال یك نحلهی دینی و مذهبی به یك اصل اعتقادی، یك بحث است؛ شناخت مسئله، بحث دیگری است. اسلام عالیترین مسئله در باب تشكیل جامعهی اسلامی و نظام اسلامی و دنیای اسلامی را در مسئلهی غدیر متجلی كرده است. امیدواریم كه ما به معنای واقعی كلمه، به دنبال مفهوم و مضمون و معنای حقیقی غدیر و ولایت باشیم؛ كه این را شما جوانها باید در ذهنتان داشته باشید و انشاءاللّه در طول زندگی دنبال كنید.1391/08/10
لینک ثابت
یك ملت اگر امنیت داشته باشند، ثبات سیاسی داشته باشند، از آرامش دستگاههای حاكمیت نظام برخوردار باشند، آن ملت فرصت پیدا خواهند كرد كه در میدانهای گوناگون، به مسابقهی بزرگ بشری وارد شوند و پیشتاز باشند. امنیت و آرامش برای یك كشور، جزو مهمترین خواستهها و مفیدترین عواید یك ملت است.
در قرآن كریم، خدای متعال در سورهی فتح - كه فتح مسلمانان را برای پیغمبر و برای مردم، به صورت یك نعمت بزرگ معرفی میكند - میفرماید: «فأنزل اللّه سكینته علی رسوله و علی المؤمنین و الزمهم كلمة التّقوی و كانوا احقّ بها و اهلها»؛ به عنوان یك نعمت بزرگ، نزول سكینهی الهی را بر جامعهی اسلامی ذكر میكند. سكینه یعنی آرامش، یعنی اطمینان، یعنی آن طمأنینهای كه وجود دارد. یك وقت در میان یك ملتی تلاطم هست، آرامش وجود ندارد؛ همه نسبت به هم بدبین، همه نسبت به یكدیگر ستیزهگر؛ دستگاههای حاكم در مقابل مردم، مردم در مقابل دستگاههای حاكم؛ یك چنین كشوری كه دارای امنیت نباشد، نمیتواند نه در علم، نه در اقتصاد، نه در صنعت، نه در عزت ملی، خودش را به پیش و به جلو بكشد؛ اما وقتی استقرار و امنیت و آرامش در یك كشور بود، ملت فرصت پیدا میكند كه آمادگیهای خود را، استعدادهای خود را بروز دهد؛ همچنان كه شما میبینید علیرغم تهدیدهای دشمنان، تحریمهای دشمنان، خباثتهای دشمنان، ملت ایران و جوانان عزیز ما توانستهاند در میدانهای گوناگون، خود را نشان دهند؛ عظمت خود را، استعداد خود را، آمادگی خود را در زمینههای مختلف به رخ دنیا بكشند؛ این به بركت ثبات است.1391/07/24
لینک ثابت
باید اعتراف كنیم كه هنوز مجموعهی ما مسئولان نظام اسلامی وظیفهی خود را در این باره بهتمام و كمال، ادا نكردهایم. اهمیت نماز را باید بهدرستی فهمید. این كه فرمودهاند: اگر نماز در درگاه خداوند، مقبول افتد، دیگر خدمات و زحمات نیز پذیرفته شده و اگر نماز مردود باشد، هرچه جز آن نیز مردود گشته است، حقیقتی بزرگ را به ما مینمایاند. آن حقیقت این است كه اگر در جامعهی اسلامی نماز در جایگاه شایستهی خود قرار گیرد، همهی تلاشهای سازندهی مادی و معنوی، راه خود را به سمت و سوی آرمانها میگشاید و جامعه را به نقطهی مطلوب آرمانی اسلام میرساند و اگر از اهمیت نماز غفلت شود و نماز مورد بیاعتنایی قرار گیرد، این مسیر بهدرستی طی نخواهد شد و تلاشها و مجاهدتها تأثیر لازم را در رساندن به قلهای كه اسلام برای جامعهی بشری ترسیم كرده است، نخواهد داشت.این حقیقت به همهی ما هشدار میدهد و وظیفهای سنگین را به یاد ما میآورد. تلاشهای فرهنگی و هنری و برنامهریزیهای آموزشی و غیره، همه باید به گونهای طراحی و اجرا شود كه نماز، با كیفیت مطلوب، روزبهروز در میان مردم بهویژه جوانان و نوجوانان رونق گیرد و همه بهراستی از این چشمهی پاكی و روشنی بهرهمند گردند. بیشك دستگاههای متعدد امور فرهنگی و آموزشی و صداوسیما و دستاندركاران ادارهی مساجد، بیش از دیگران باید احساس مسئولیت كنند.1391/06/15
لینک ثابت
یقیناً هر یك از این جلساتی كه برای قرآن و تلاوت قرآن تشكیل میشود و عندلیبان قرآنی در آن نغمهسرائی میكنند، تأثیر بسزائی در تعمیق ایمان و عشق و محبت ما به قرآن دارد؛ و همه چیز در گرو همین است. اگر ملتی عقیدهی به حق را، عقیدهی به قرآن و معارف اسلامی را همراه كرد با محبت، رنگ و بوی لطیف گل محبت است كه میتواند اعتقادات عمیق را در عرصهی زندگی انسان بارور كند. اگر این عقاید، این پایبندیهای عقلانی، با محبت و با عواطف عجین و همراه شد، آن وقت عرصه، عرصهی عمل قرآنی خواهد شد؛ توفیقات، روزافزون خواهد شد؛ پیدرپی خواهد شد؛ ما دنبال این هستیم. اگر این محافل قرآنی بتواند دلهای ما را فراتر از جنبهی عقلانی، از جنبهی عاطفی و علقهی عشق و محبت، به قرآن نزدیك كند، مشكلاتی كه بر سر راه جامعهی اسلامی است، برطرف خواهد شد؛ این اعتقاد ماست.1391/04/31
لینک ثابت
مشكلات هر جامعهای با قرآن حل خواهد شد. با معارف قرآنی، مشكلات حل میشود. قرآن راهحل معضلات زندگی بشر را به فرزندان آدم هدیه میكند؛ این وعدهی قرآنی است و تجربهی دوران اسلام هم این را نشان داده. هرچه ما به قرآن نزدیكتر شویم، هرچه عمل قرآنی در میان ما - چه در روح ما، چه در اعمال جسمانی ما، چه در فرد ما، چه در اجتماع ما - بیشتر شود، به سعادت، به حل مشكلات و معضلات نزدیكتر میشویم.
عزت در سایهی قرآن است، رفاه در سایهی قرآن است، پیشرفت مادی و معنوی در سایهی قرآن است، اخلاق نیك در سایهی قرآن است، سلطه و غلبهی بر دشمنان در سایهی قرآن است. ما ملتهای مسلمان اگر این حقایق را بدرستی درك كنیم و در راه رسیدن به این هدفها تلاش كنیم، یقیناً بهرههای زیادی خواهیم برد.1391/04/31
لینک ثابت
اگر عدالتِ قضائی شد، مفاسد برچیده خواهد شد، افراد ناصالح از دستاندازی به مراكز حیاتی جامعه دستشان كوتاه خواهد شد؛ صلحاء در مراكزی كه شایستهی آن هستند، قرار خواهند گرفت. همهی اینها بسته به تمامیت و كمال قوهی قضائیه است. واقعا اگر نظام اسلامی بتواند قوهی قضائیه را آنچنانی كه نظر اسلام است، آنچنانی كه در منابع دینی و فقهی ما مطرح شده است، بسازد و سامان بدهد، اكثر مشكلات جامعهی ما ـ و هر جامعهای ـ برطرف خواهد شد؛ مشكلاتی كه ناشی از طغیانهاست، ناشی از خودخواهیهاست، ناشی از تعدیها و تعرضهاست، برطرف خواهد شد. بنابراین هدف باید ارتقاء قوهی قضائیه باشد. به هیچ حدی نباید قانع شد، تا آن وقتی كه برسیم به سقف مطلوب. باید به سقف مطلوب برسیم. و به نظر من اگرچه این راهی طولانی است، اما قابل وصول است.1391/04/07
لینک ثابت
از امام صادق (علیهالسّلام) نقل شده است - علیالظاهر از امام صادق (علیهالسّلام) است که ایشان حدیث قدسی را روایت میکنند - که فرمودند: «لأعذّبنّ کلّ رعیّة فی الاسلام اطاعت اماما جائرا لیس من اللّه عزّ و جلّ و ان کانت الرّعیّة فی اعمالها برّة تقیّة» .(۱) مضمون حدیث این است: اگر سررشتهی نظام یک جامعه به دست انسانهای فاسد و ناباب و ستمگر و منحرف باشد، حرکات مؤمنانهی افرادی که در این جامعه هستند، به جائی نمیرسد؛ و اگر در آنچنان جامعهای کسانی تسلیم باشند و از آن ستمگران اطاعت کنند، خدا آنها را هم عذاب میکند. البته در همین حدیث، عکسش هم هست: «و لأعفونّ عن کلّ رعیّة فی الاسلام اطاعت اماما هادیا من اللّه عزّ و جلّ و ان کانت الرّعیّة فی اعمالها ظالمة مسیئة»؛ که حالا اینها شرح دارد، نمیشود با همین ظاهر اکتفاء کرد.
خلاصهی مطلب و جان مطلب این است که اگر چنانچه در یک نظامی، در یک مجموعهای، در یک کشوری، در یک جامعهای، حاکمیت و نظام، نظام الهی است، نظام عادلانه است، آن کسانی که اطاعت از این نظام میکنند، مورد عفو الهی هستند؛ ولو خطاهائی هم داشته باشند. شما میتوانید این را در مقیاس یک کشور، در مقیاس یک امت، در مقیاس یک جامعه محاسبه کنید؛ در مقیاس یک سازمان، مثل سازمان ارتش هم میتوانید این را ملاحظه و محاسبه کنید.1391/02/03
لینک ثابت
حركت نظام اسلامی و جمهوری اسلامی و انقلابی كه این حركت را به وجود آورد، به سمت یك هویت حقیقیِ ماندگارِ مستحكمِ قابل دوام و دفاع در مقابل تهاجمهاست؛ هویت اسلامی، اتكاء به خدای متعال، احساس عزت از مسلمان بودن، تكیهی بر ظرفیتها و نیروهائی كه خدای متعال به ما بخشیده است - چه نیروهای شخصی یكیك ما، چه نیروهای عظیم جمعیِ ملی، چه نیروهای انسانی و چه نیروهای طبیعی ما - و فراخوانی دنیا به سمت ارزشهای معنوی.
دنیا از غرق شدن در مادیگری سودی نبرد؛ دنیا از رواج دادن آزادیهای جنسی سودی نبرد؛ بشریت از آنچه كه حركتهای مادی در اروپا به وجود آوردند - رهائی از معنویت، رهائی از قیود الهی - سودی نبرد؛ نه عدالت را تأمین كرد، نه رفاه عمومی را تأمین كرد، نه امنیت را تأمین كرد، نه خانواده را حفظ كرد، نه توانست تربیت نسلهای بعدی را بدرستی انجام دهد؛ در همهی اینها ضرر كردند. بله، یك عدهای كمپانیدارها، بانكدارها و سازندگان سلاح به آلاف و الوف دست پیدا كردند - اینها بود - اما تمدن مادی غرب دستاورد بشری نداشت، دستاورد انسانی نداشت؛ خودشان را خوشبخت نكردند، جوامعی را هم كه در زیر سایهی اینها و با تقلید از اینها زندگی كردند، خوشبخت نكردند.
پیام انقلاب اسلامی، پیام رهائی از این حركت بدبختیزا و فلاكتآور است. توجه به معنویت، توجه به اخلاق الهی، در عین حال پرداختن به نیازهای بشری؛ همان چیزی كه در اسلام هست؛ حد متوسط. نه افراط كلیساهای كاتولیكی و ارتدوكسی و سختگیریهای غلط، نه ولنگاریهائی كه نقطهی مقابل آن در جوامع غربی بر اثر حركت مادیشان به وجود آمد؛ هیچكدام از اینها درست نیست؛ هر دو غلط است. خط اسلام، خط میانه است؛ خط عدالت است. عدالت یك معنای فراگیر و شاملی دارد. در همهی زمینهها عدالت - یعنی هر چیز را به جای خود نهادن - باید مد نظر باشد؛ خط متوسط انسانی؛ «و كذلك جعلناكم امّة وسطا لتكونوا شهداء علی النّاس».
امروز ملت ایران جزو پیشروان این حركت است. جامعهسازی میكنیم، نظامسازی میكنیم، حركت عمومی و مردمی داریم.1390/11/19
لینک ثابت
خواست عمومی ملتهایتان بازگشت به اسلام است؛ كه البته به مفهوم «بازگشت به گذشته» نیست. اگر انقلابها باذناللّه واقعی بمانند و ادامه یابند و دچار توطئه یا استحاله نگردند، مسئلهی اصلی شما، چگونگی نظامسازی، قانوننویسی و مدیریت كشور و انقلابها خواهد بود؛ این همان مسئلهی مهم تمدنسازیِ اسلامی مجدد در عصر جدید است.
در این جهاد بزرگ، كار اصلی شما این خواهد بود كه چگونه یك تاریخِ عقبماندگی و استبداد و بیدینی و فقر و وابستگی حاكم بر كشورهایتان را در كوتاهترین زمانها انشاءاللّه جبران كنید و چگونه با رویكرد اسلامی و به شیوهای مردمسالارانه و رعایت عقلانیت و علم، جامعهسازی كنید و تهدیدهای داخلی و خارجی را یك به یك از سر بگذرانید؛ چگونه «آزادی و حقوق اجتماعی» منهای «لیبرالیزم»، و «برابری» منهای «ماركسیزم»، و «نظم» منهای «فاشیزم غرب» را نهادینه كنید؛ چگونه تقید خویش به شریعت مترقی اسلام را حفظ كنید، بیآنكه گرفتار جمود و تحجر شوید؛ چگونه مستقل شوید، بیآنكه منزوی شوید؛ چگونه پیشرفت كنید، بیآنكه وابسته شوید؛ چگونه مدیریت علمی كنید، بیآنكه سكولاریزه و محافظهكار شوید.
تعریفها باید بازخوانی و اصلاح شوند. دو الگوی «اسلام تكفیری» و «اسلام لائیك» از سوی غرب به شما پیشنهاد شده و خواهد شد تا الگوی «اسلام اصولگرای معتدل و عقلانی» در میان انقلابهای منطقه تقویت نشود. كلمات را دوباره و بدقت تعریف كنید.
«دموكرات بودن» اگر به معنای مردمی بودن و انتخابات آزاد در چارچوب اصول انقلابهاست، همه دموكرات باشید؛ و اگر به معنای افتادن به دام لیبرال دموكراسی درجهی دوم و تقلیدی باشد، هیچ یك دموكرات نباشید.
«سلفیگری» اگر به معنای اصولگرائی در كتاب و سنت و وفاداری به ارزشهای اصیل و مبارزه با خرافات و انحرافات و احیاء شریعت و نفی غربزدگی باشد، همگی سلفی باشید؛ و اگر به معنای تعصب و تحجر و خشونت میان ادیان یا مذاهب اسلامی ترجمه شود، با نوگرائی و سماحت و عقلانیت - كه اركان تفكر و تمدن اسلامیاند - سازگار نخواهد بود و خود باعث ترویج سكولاریزم و بیدینی خواهد شد.
به اسلام مطلوب واشنگتن و لندن و پاریس بدبین باشید؛ چه از نوع لائیك و غربگرا، و چه از نوع متحجر و خشن آن. به اسلامی كه رژیم صهیونیستی را تحمل میكند، ولی با مذاهب اسلامیِ دیگر بیرحمانه مواجه میشود، دست آشتی به سوی آمریكا و ناتو دراز میكند، ولی در داخل به جنگهای قبیلهای و مذهبی دامن میزند و اشدّاء با مؤمنین و رحماء با كفار است، اعتماد نكنید. به اسلام آمریكائی و انگلیسی بدبین باشید، كه شما را به دام سرمایهداری غرب و مصرفزدگی و انحطاط اخلاقی میكشانند. در دهههای گذشته، هم نخبگان و هم حاكمان، به وابستگی بیشتر خود به فرانسه و انگلیس و آمریكا و یا شوروی افتخار میكردند و از سمبلهای اسلامی میگریختند؛ و امروز همه چیز برعكس شده است.1390/11/14
لینک ثابت
استقامت لازمه رسیدن به اهداف عالی اسلامی
نکتهی مهمی وجود دارد، که آیهی شریفهی قرآن در سورهی فتح دربارهی همین نکته است: «انّ الّذین یبایعونک انّما یبایعون الله ید الله فوق ایدیهم فمن نکث فانّما ینکث علی نفسه و من اوفی بما عاهد علیه الله فسیؤتیه اجرا عظیما».(1) وقتی یک ملت راهی را آغاز کرد، رسیدن به نتائج، احتیاج دارد به استقامت در آن راه، به پیشرفت در آن راه، به متوقف نشدن میان راه، به قانع نشدن به دستاوردهای میانهی راه. یکی از آفات ما این است که تصور کنیم این مقداری که پیشرفت کردیم، نتائج نهائی است؛ همین جا توقف کنیم. آفت دیگر این است که تصور کنیم چون تا این دوره و در این مدت به هدفهای نهائی نرسیدیم، پس چراغ امید را در دل خودمان خاموش کنیم؛ فکر کنیم دیگر دسترسی نخواهیم داشت. راهی که خداوند متعال و اسلام به ما میآموزد، این است: «فلذلک فادع و استقم کما امرت و لا تتّبع اهوائهم»؛(2) راهی را که شناختید، با دقت پیش بروید، قدمها را محکم و استوار بردارید و استقامت بهخرج بدهید. اگر استقامت بهخرج دادیم، آن وقت به اهداف عالی اسلامی خواهیم رسید؛ همان جامعهی اسلامیای که من چند روز قبل از این در کرمانشاه تصویر و تشریح کردم. آن عدالت، آن مردمسالاری به معنای واقعی کلمه، آن کرامت انسانی، آن آزادی اسلامی، با پیشرفت ما، با قدمهای استوار ما، با خسته نشدن ما، با حفظ نور امید در دلهای ما، به توفیق الهی به دست همین جوانان تحقق پیدا خواهد کرد.1390/07/27
1 )
سوره مبارکه الفتح آیه 10
إِنَّ الَّذينَ يُبايِعونَكَ إِنَّما يُبايِعونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوقَ أَيديهِم ۚ فَمَن نَكَثَ فَإِنَّما يَنكُثُ عَلىٰ نَفسِهِ ۖ وَمَن أَوفىٰ بِما عاهَدَ عَلَيهُ اللَّهَ فَسَيُؤتيهِ أَجرًا عَظيمًا
ترجمه:
کسانی که با تو بیعت میکنند (در حقیّقت) تنها با خدا بیعت مینمایند، و دست خدا بالای دست آنهاست؛ پس هر کس پیمانشکنی کند، تنها به زیان خود پیمان شکسته است؛ و آن کس که نسبت به عهدی که با خدا بسته وفا کند، بزودی پاداش عظیمی به او خواهد داد.
2 )
سوره مبارکه الشورى آیه 15
فَلِذٰلِكَ فَادعُ ۖ وَاستَقِم كَما أُمِرتَ ۖ وَلا تَتَّبِع أَهواءَهُم ۖ وَقُل آمَنتُ بِما أَنزَلَ اللَّهُ مِن كِتابٍ ۖ وَأُمِرتُ لِأَعدِلَ بَينَكُمُ ۖ اللَّهُ رَبُّنا وَرَبُّكُم ۖ لَنا أَعمالُنا وَلَكُم أَعمالُكُم ۖ لا حُجَّةَ بَينَنا وَبَينَكُمُ ۖ اللَّهُ يَجمَعُ بَينَنا ۖ وَإِلَيهِ المَصيرُ
ترجمه:
پس به همین خاطر تو نیز آنان را به سوی این آیین واحد الهی دعوت کن و آنچنان که مأمور شدهای استقامت نما، و از هوی و هوسهای آنان پیروی مکن، و بگو: «به هر کتابی که خدا نازل کرده ایمان آوردهام و مأمورم در میان شما عدالت کنم؛ خداوند پروردگار ما و شماست؛ نتیجه اعمال ما از آن ما است و نتیجه اعمال شما از آن شما، خصومت شخصی در میان ما نیست؛ و خداوند ما و شما را در یکجا جمع میکند، و بازگشت (همه) به سوی اوست!»
لینک ثابت
برادران و خواهران عزیز من! امروز كشور عزیز ما با دورانهای قبل قابل مقایسه نیست. ما یك ملتِ دچار ركود و جمود و انزوا در همهی بخشها بودیم. انقلاب كشور را زنده كرد، ملت را زنده كرد، روحیهی نوآوری را در این كشور بیدار كرد و عزت را برای این ملت به ارمغان آورد. راههای زیادی را پیمودهایم، پیشرفتهای زیادی انجام گرفته است؛ و این راه ادامه دارد؛ ما وسط راه توقف نمیكنیم.
نكتهی مهمی وجود دارد، كه آیهی شریفهی قرآن در سورهی فتح دربارهی همین نكته است: «انّ الّذین یبایعونك انّما یبایعون الله ید الله فوق ایدیهم فمن نكث فانّما ینكث علی نفسه و من اوفی بما عاهد علیه الله فسیؤتیه اجرا عظیما». وقتی یك ملت راهی را آغاز كرد، رسیدن به نتائج، احتیاج دارد به استقامت در آن راه، به پیشرفت در آن راه، به متوقف نشدن میان راه، به قانع نشدن به دستاوردهای میانهی راه. یكی از آفات ما این است كه تصور كنیم این مقداری كه پیشرفت كردیم، نتائج نهائی است؛ همین جا توقف كنیم. آفت دیگر این است كه تصور كنیم چون تا این دوره و در این مدت به هدفهای نهائی نرسیدیم، پس چراغ امید را در دل خودمان خاموش كنیم؛ فكر كنیم دیگر دسترسی نخواهیم داشت. راهی كه خداوند متعال و اسلام به ما میآموزد، این است: «فلذلك فادع و استقم كما امرت و لا تتّبع اهوائهم»؛ راهی را كه شناختید، با دقت پیش بروید، قدمها را محكم و استوار بردارید و استقامت بهخرج بدهید. اگر استقامت بهخرج دادیم، آن وقت به اهداف عالی اسلامی خواهیم رسید؛ همان جامعهی اسلامیای كه من چند روز قبل از این در كرمانشاه تصویر و تشریح كردم. آن عدالت، آن مردمسالاری به معنای واقعی كلمه، آن كرامت انسانی، آن آزادی اسلامی، با پیشرفت ما، با قدمهای استوار ما، با خسته نشدن ما، با حفظ نور امید در دلهای ما، به توفیق الهی به دست همین جوانان تحقق پیدا خواهد كرد.1390/07/27
لینک ثابت
مهمترین مسئولیت جامعه اسلامی، کمال معنوی و الهی انسانها
جامعهی اسلامی یعنی چه؟ یعنی جامعهای که در آن، آرمانهای اسلامی، اهداف اسلامی، آرزوهای بزرگی که اسلام برای بشر ترسیم کرده است، تحقق پیدا کند. جامعهی عادل، برخوردار از عدالت، جامعهی آزاد، جامعهای که مردم در آن، در ادارهی کشور، در آیندهی خود، در پیشرفت خود دارای نقشند، دارای تأثیرند، جامعهای دارای عزت ملی و استغنای ملی، جامعهای برخوردار از رفاه و مبرای از فقر و گرسنگی، جامعهای دارای پیشرفتهای همهجانبه - پیشرفت علمی، پیشرفت اقتصادی، پیشرفت سیاسی - و بالاخره جامعهای بدون سکون، بدون رکود، بدون توقف و در حال پیشروی دائم؛ این آن جامعهای است که ما دنبالش هستیم. البته این جامعه تحقق پیدا نکرده، ولی ما دنبال این هستیم که این جامعه تحقق پیدا کند. پس این شد هدف اصلی و مهمِ میانهی ما.
چرا میگوئیم میانه؟ به خاطر اینکه این جامعه وقتی تشکیل شد، مهمترین مسئولیت این جامعه این است که انسانها بتوانند در سایهسار چنین اجتماعی، چنین حکومتی، چنین فضائی، به کمال معنوی و کمال الهی برسند؛ که: «ما خلقت الجنّ و الانس الّا لیعبدون»؛(1) انسانها به عبودیت برسند. «لیعبدون» را معنا کردند به «لیعرفون». این معنایش این نیست که «عَبَدَ» به معنای «عَرَفَ» است - عبادت به معنای معرفت است - نه؛ بلکه به معنای این است که عبادت بدون معرفت معنی ندارد، امکان ندارد، عبادت نیست. بنابراین جامعهای که به عبودیت خدا میرسد، یعنی به معرفت کامل خدا میرسد، تخلق به اخلاقالله پیدا میکند؛ این، آن نهایت کمال انسانی است. بنابراین هدف نهائی، آن است؛ و هدف قبل از آن، ایجاد جامعهی اسلامی است، که هدف بسیار بزرگ و بسیار والائی است.1390/07/24
1 )
سوره مبارکه الذاريات آیه 56
وَما خَلَقتُ الجِنَّ وَالإِنسَ إِلّا لِيَعبُدونِ
ترجمه:
من جنّ و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند (و از این راه تکامل یابند و به من نزدیک شوند)!
لینک ثابت
جامعهی اسلامی یعنی جامعهای که در آن، آرمانهای اسلامی، اهداف اسلامی، آرزوهای بزرگی که اسلام برای بشر ترسیم کرده است، تحقق پیدا کند.1390/07/24
لینک ثابت
یك زنجیرهی منطقی وجود دارد؛ پیشها این را گفتیم، بحث شده. حلقهی اول، انقلاب اسلامی است، بعد تشكیل نظام اسلامی است، بعد تشكیل دولت اسلامی است، بعد تشكیل جامعهی اسلامی است، بعد تشكیل امت اسلامی است؛ این یك زنجیرهی مستمری است كه به هم مرتبط است. منظور از انقلاب اسلامی - كه حلقهی اول است - حركت انقلابی است؛ والّا به یك معنا انقلاب شامل همهی این مراحل میشود. اینجا منظور ما از انقلاب اسلامی، یعنی همان حركت انقلابی و جنبش انقلابی كه نظام مرتجع را، نظام قدیمی را، نظام وابسته و فاسد را سرنگون میكند و زمینه را برای ایجاد نظام جدید آماده میكند. حلقهی بعد، نظام اسلامی است. منظور من در اینجا از نظام اسلامی، یعنی آن هویت كلی كه تعریف مشخصی دارد، كه كشور، ملت و صاحبان انقلاب - كه مردم هستند - آن را انتخاب میكنند. در مورد ما، مردم ما انتخاب كردند: جمهوری اسلامی. جمهوری اسلامی یعنی نظامی كه در آن، مردمسالاری از اسلام گرفته شده است و با ارزشهای اسلامی همراه است. ما از این حلقه هم عبور كردیم. منظور از دولت اسلامی این است كه بر اساس آنچه كه در دورهی تعیین نظام اسلامی به وجود آمد، یك قانون اساسی درست شد؛ نهادها و بنیانهای ادارهی كشور و مدیریت كشور معین شد. این مجموعهی نهادهای مدیریتی، دولت اسلامی است. در اینجا منظور از دولت، فقط قوهی مجریه نیست؛ یعنی مجموع دستگاههای مدیریتی كشور كه ادارهی یك كشور را برعهده دارند؛ نظامات گوناگون اداره كنندهی كشور. بخش بعد از آن، جامعهی اسلامی است؛ كه این، آن بخش بسیار مهم و اساسی است. بعد از آنكه دولت اسلامی تشكیل شد، مسئولیت و تعهد این دولت اسلامی این است كه جامعهی اسلامی را تحقق ببخشد. جامعهی اسلامی یعنی چه؟ یعنی جامعهای كه در آن، آرمانهای اسلامی، اهداف اسلامی، آرزوهای بزرگی كه اسلام برای بشر ترسیم كرده است، تحقق پیدا كند. جامعهی عادل، برخوردار از عدالت، جامعهی آزاد، جامعهای كه مردم در آن، در ادارهی كشور، در آیندهی خود، در پیشرفت خود دارای نقشند، دارای تأثیرند، جامعهای دارای عزت ملی و استغنای ملی، جامعهای برخوردار از رفاه و مبرای از فقر و گرسنگی، جامعهای دارای پیشرفتهای همهجانبه - پیشرفت علمی، پیشرفت اقتصادی، پیشرفت سیاسی - و بالاخره جامعهای بدون سكون، بدون ركود، بدون توقف و در حال پیشروی دائم؛ این آن جامعهای است كه ما دنبالش هستیم. البته این جامعه تحقق پیدا نكرده، ولی ما دنبال این هستیم كه این جامعه تحقق پیدا كند. پس این شد هدف اصلی و مهمِ میانهی ما.
چرا میگوئیم میانه؟ به خاطر اینكه این جامعه وقتی تشكیل شد، مهمترین مسئولیت این جامعه این است كه انسانها بتوانند در سایهسار چنین اجتماعی، چنین حكومتی، چنین فضائی، به كمال معنوی و كمال الهی برسند؛ كه: «ما خلقت الجنّ و الانس الّا لیعبدون»؛ انسانها به عبودیت برسند. «لیعبدون» را معنا كردند به «لیعرفون». این معنایش این نیست كه «عَبَدَ» به معنای «عَرَفَ» است - عبادت به معنای معرفت است - نه؛ بلكه به معنای این است كه عبادت بدون معرفت معنی ندارد، امكان ندارد، عبادت نیست. بنابراین جامعهای كه به عبودیت خدا میرسد، یعنی به معرفت كامل خدا میرسد، تخلق به اخلاقالله پیدا میكند؛ این، آن نهایت كمال انسانی است. بنابراین هدف نهائی، آن است؛ و هدف قبل از آن، ایجاد جامعهی اسلامی است، كه هدف بسیار بزرگ و بسیار والائی است. خب، وقتی یك چنین جامعهای به وجود آمد، زمینه برای ایجاد امت اسلامی، یعنی گسترش این جامعه هم به وجود خواهد آمد؛ كه حالا آن مقولهی دیگری و بحث دیگری است.
این چیزی كه به عنوان هدف ذكر شد، یك امر بسیار والاست. من اول این را عرض بكنم؛ این مفاهیمی كه گفته شد - مفهوم عدالت، مفهوم آزادی، مفهوم تكریم انسان - با معانی اسلامیِ خودش مورد نظر ماست، نه با معانی غربی خودش. آزادی در منطق اسلامی معنائی دارد، غیر از آن معنائی كه آزادی در منطق غرب دارد. تكریم انسان، احترام به انسان، ارزش دادن به انسانیتِ انسان در مفهوم اسلامی مغایر است با این مفهوم در معنای غربی و تلقی غربی. یكی از مشكلات ما در طول این سالها این بوده كه افرادی آمدهاند مفاهیم اسلامی را با مفاهیم غربی ترجمه كردهاند، حرفهای غربیها را تكرار كردهاند، دنبال تحقق آنها بودند؛ در حالی كه انقلاب اسلامی برای این نیست. آزادی غربی در زمینهی اقتصاد، همین مطالبی است كه میبینید؛ همین «اقتصاد آدام اسمیتی» و رسیدن به این وضع دیكتاتوری اقتصادی موجود دنیا، كه الان دارد انحلال و فروریختگی خودش را بتدریج نشان میدهد. مراد ما از آزادی كه این نیست. آزادی انسانی به معنای آزادی اخلاقیِ بیبندوباریِ فرهنگیِ غربی نیست. ما نباید برای اینكه خودمان را در چشم غربیها شیرین كنیم، دم از حرفی بزنیم كه آنها میزنند؛ كه حرفِ غلط است، باطل است و امروز دارد بطلان خودش را نشان میدهد. ما از احترام به انسان، احترام به زن حرف میزنیم؛ این نبایستی اشتباه بشود با آنچه كه در غرب در زیر این مفاهیم ترجمه میشود و گفته میشود و بیان میشود. مفاهیم اسلامی مورد نظر است؛ عدالت با معنای اسلامی خود، آزادی با معنای اسلامی خود، كرامت انسان با معنای اسلامی خود؛ كه اینها همه در اسلام روشن است، مبیّن است. غربیها هم برای خودشان یك حرفهائی دارند. در این زمینهها، در این ارزشگذاری، راه آنها، راه كج و منحرفی است.1390/07/24
لینک ثابت