newspart/index2
نظام سرمایه‌داری غرب / اقتصاد سرمایه‌داری/لیبرال دموکراسی / نظام کاپیتالیستی/لیبرال سرمایه‌داری
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
نظام سرمایه‌داری غرب

پدیده‏ی استعمار- که دهها کشور و میلیونها انسان را سالهای متمادی غرق در سخت‏ترین و شدیدترین محنتها کرد- یکی از چیزهایی است که در نتیجه‏ی تفکیک علم از معنویت، سیاست از معنویت و دولت از اخلاق در اروپا اتفاق افتاد. دو جنگ جهانی اول و دوم هم از همان میوه‏های تلخ بود. کمونیزم و حکومتهای اختناق مارکسیستی هم جزو نتیجه‏ها و میوه‏های تلخ جدایی حرکت علمی و صنعتی از معنویت بود. ویران شدن کانون خانواده، سیلاب فساد جنسی و طغیان سرمایه‏داریِ افراطی، همه نتایج همان تفکیک است.1383/03/14
لینک ثابت
نظام سرمایه‌داری غرب

ضابطه‏های رهبری و ولایت فقیه، طبق مکتب سیاسی امام بزرگوار ما، ضابطه‏های دینی است؛ مثل ضابطه‏ی کشورهای سرمایه‏داری، وابستگی به فلان جناح قدرتمند و ثروتمند نیست. آن‏ها هم ضابطه دارند و در چارچوب ضوابطشان انتخاب می‏کنند، اما ضوابط آن‏ها این است؛ جزو فلان باند قدرتمند و ثروتمند بودن، که اگر خارج از آن باند باشند، ضابطه را ندارند. در مکتب سیاسی اسلام، ضابطه، این‏ها نیست؛ ضابطه، ضابطه‏ی معنوی است. ضابطه عبارت است از علم، تقوا و درایت. علم، آگاهی می‏آورد؛ تقوا، شجاعت می‏آورد؛ درایت، مصالح کشور و ملت را تأمین می‏کند؛ این‏ها ضابطه‏های اصلی است برطبق مکتب سیاسی اسلام. کسی که در آن مسند حساس قرار گرفته است، اگر یکی از این ضابطه‏ها از او سلب شود و فاقد یکی از این ضابطه‏ها شود، چنانچه همه‏ی مردم کشور هم طرف‏دارش باشند، از اهلیت ساقط خواهد شد1383/03/14
لینک ثابت
نظام سرمایه‌داری غرب

پس از به وجود آمدن نظام اسلامی بر پایه‏ی مستحکم ایمان‏های مردم، چالش عظیم جهانی در برابر آن پیدا شد. چرا؟ چون این نظام به‏طور طبیعی با اختاپوس خطرناک نظامهای استکباری دنیا درگیر می‏شد. معنای این درگیری این نبود که ما می‏خواستیم به جنگ امریکا یا انگلیس یا فلان کشور برویم. شما جوانان بدانید که در طول دوران بیست و پنج سال انقلاب اسلامی، حتّی یک روز هم نشد که مسئولان انقلاب به ذهنشان خطور دهند که به جنگ و معارضه با این کشور و آن کشور بروند؛ نه، این چالش از ناحیه‏ی هویّت و ذات انقلاب است. وقتی یک کشور اسلامی با داشتن موقعیت حسّاس جغرافیایی و با فرهنگِ عمیق به میدان می‏آید و ایده‏ای را مطرح می‏کند و برای جان بخشیدن به آن، تمام مجاهدت و تلاش خود را می‏کند و نشانه‏های موفقیّت در چهره‏ی او آشکار می‏شود، به‏طور طبیعی منافع استکبار را در کلّ منطقه به خطر می‏اندازد. لذا دستگاه‏های استکباریِ آن روز- که در یک طرف اردوگاه لیبرالیزم سرمایه‏داری و در طرف دیگر اردوگاه سوسیالیزم ادّعاییِ الحادیِ دیکتاتوری بود- با انقلاب اسلامی درافتادند. عجیب این بود که این‏ها در نوددرصدِ مسائل با همدیگر اختلاف داشتند، اما در اینکه باید این شعله‏ی برافروخته را خاموش کرد و این نهال برآمده را کَند، باهم متّحد بودند! شما جوانان عزیز روی این مسائل فکر کنید؛ این‏ها حرفهای تکراری نیست؛ این‏ها راه ما را برای آینده روشن می‏کند.1382/07/22
لینک ثابت
نظام سرمایه‌داری غرب

عدّه‏ای در جامعه طوری حرف می‏زنند و مشی می‏کنند که تصوّر مردم این‏گونه باشد که بله، بزن و بکوب مسابقه‏ی مادیّات است؛ هرکه پول بیشتری به‏دست آورد و استفاده‏ی بیشتری کرد، او بُرده است؛ هرکس استفاده‏ی کمتری کرد، کلاهش پس معرکه است و عقب‏مانده و بدبخت است! قضیه این نیست. این مربوط به قانون جنگلِ حیوانهای مدرن است! بله؛ در نظامهای سرمایه‏داری که دعوا بر سر پول و مادیّات است، همین‏طور است- چون معنویتی وجود ندارد- اما در جامعه‏ی انسانی، فضیلت و شرف و آبرو و کرامت انسانی و ارزش معنوی حرف اوّل را می‏زند. البته این بهانه نشود برای اینکه به فکر مادیّات و ترمیم معیشت نباشند؛ باید باشند و راهش هم همان چیزی است که عرض کردم: پایه‏های اقتصادی را مستحکم کنند.1382/02/10
لینک ثابت
نظام سرمایه‌داری غرب

ما امروز اگر جمهوری اسلامی هستیم، اگر حکومت علوی هستیم، باید این‏ها را رعایت کنیم. شما مردم هم این‏ها را باید از ما بخواهید. اقامه‏ی دین خدا را باید بخواهید. اینکه ما نگاه کنیم ببینیم شرق و غرب در مفاهیم حکومتی و مفاهیم سیاسی حرفشان چیست، آن‏ها چه می‏گویند، ما هم سعی کنیم خودمان را آن طور تطبیق دهیم، این مثل همان خلافت عثمانیهاست، مثل خلافت بنی امیّه و بنی عبّاس است. آن‏ها هم اسمشان خلیفه‏ی پیغمبر بود؛ اسمشان حاکم اسلامی بود؛ اما رسم و عملشان حکومت کسری و قیصر و حکومت پادشاهان بود. همان‏طور که آن‏ها عمل می‏کردند، این‏ها هم همان‏طور عمل می‏کردند. اسممان حکومت علوی و حکومت اسلامی باشد، بعد برویم سراغ سرمایه‏داری غرب، سراغ حکومتی که سرمایه‏داران و کمپانی‏داران و زشت‏روترین ظالمان و ستمگران عالم آن را اداره می‏کنند؟! این درست است؟ این همان نفاق خواهد شد. پرچمی را با یک نامی بلند کنیم، آن وقت در زیر این پرچم سراغ چیزهای دیگر برویم!؟ امروز در نظام اسلامی، همه‏ی کارگزاران حکومت، از پایین تا بالا؛ از رهبری- که خدمتگزار همه است- از رئیس‏جمهور، از وزرا، از مسئولین قضائی، از نمایندگان مجلس و از مدیران گوناگونی که در اکناف کشور هستند، باید همّتشان این باشد که دین خدا را اقامه کنند، عدالت را احیا کنند، تبعیض در اجرای مقرّرات را از میان بردارند، بیشترین توجّهشان به طبقه‏ی محروم و مستضعف و فقیر باشد- همچنان که امیر المؤمنین بود- شعار تقوا را شعار شخصی و عمومی خودشان قرار دهند؛ این وظیفه‏ی ماست.1381/06/30
لینک ثابت
نظام سرمایه‌داری غرب

هنر بزرگِ امام بزرگوار ما این بود که چارچوب محکمی را برای این انقلاب به وجود آورد و نگذاشت این انقلاب در هاضمه‏ی قدرتها و جریانهای سیاسیِ مسلّط هضم شود. شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی»، یا شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» که تعالیم امام و خطّ اشاره‏ی انگشت ایشان در دهان مردم انداخت، معنایش این بود که این انقلاب متّکی به اصول ثابت و مستحکمی است که نه به اصول سوسیالیزمِ اردوگاه آن روز شرق ارتباطی دارد، نه به اصول سرمایه‏داریِ لیبرال اردوگاه غرب. علّت اینکه شرق و غرب با این انقلاب دشمنی کرده‏اند و سرسختی نشان داده‏اند، همین بود.1381/03/14
لینک ثابت
نظام سرمایه‌داری غرب

آمریکاییها اصولی را به عنوان اصول امریکایی معرفی می‏کنند و می‏گویند این اصول، جهان‏شمول است. این اصول، آزادی انسان، آزادی فکر، کرامت انسان، حقوق بشر و از این قبیل چیزهاست. این‏ها اصول آمریکاییند؟! مشخّصه‏ی جامعه‏ی آمریکاییِ امروز این‏هاست؟! مشخّصه‏ی حکومت امروز امریکا اینهایی است که شما ذکر کردید؟! آیا این حکومت نبود که بومیان اصلی سرزمین امریکا را قتل عام کرد؟ سرخ‏پوستان امریکا را نابود کرد؟ آیا این حکومت و عوامل مؤثّر در این حکومت نبودند که میلیونها آفریقایی را از داخل خانه‏هایشان به بردگی گرفتند و دختر و پسر جوان آن‏ها را برای بردگی ربودند و سالهای متمادی با سخت‏ترین فاجعه‏ها با این‏ها رفتار کردند؟ امروز یکی از تراژدی‏ترین آثار هنری، اثری است به نام «کلبه‏ی عموتام» که زندگی برده‏داری را در امریکا نشان می‏دهد که شاید قریب دویست سال است که این نوشته هنوز زنده است. واقعیّتهای امریکا این است؛ حکومت امریکا این است؛ آن مشخّصه و ممیّزه‏ای که نظام امریکایی به دنیا نشان داده، این است؛ نه آزادی انسان، نه برابری انسان. کدام برابری؟! شما هنوز هم بین سیاه و سفید برابری قائل نیستید. همین امروز هم از نظر شما رگه‏ی سرخ‏پوستی در یک نفر آدم در هریک از مراحل گزینش اداری یک نقطه‏ی ضعف برای او محسوب می‏شود. برابری انسانها؟! آزادی فکر؟! شما حاضرید همین سخنرانی، یا سخنرانی آقای رئیس‏جمهور را در رسانه‏هایتان در امریکا پخش کنید؟ اگر آنجا آزادی فکر و آزادی بیان هست، همین سخنرانی نیم‏ساعته‏ی آقای خاتمی را بردارید پخش کنید. کدام آزادی فکر؟! رسانه‏ها متنوّع است، اما بند ناف همه متّصل به دستگاه سرمایه‏داری و سرمایه‏داران بزرگ امریکاست که اکثریّتشان در اختیار صهیونیستهاست! این معنی آزادی رسانه‏ها در امریکا است؟! چرا به مردم دنیا دروغ می‏گویید؟ این‏ها اصول امریکایی است؟! آن وقت می‏گویند اصول امریکایی جهان‏شمول است. شما کی هستید که به خودتان حق می‏دهید که برای بشریّت، اصول جهان‏شمول وضع کنید؟ خوب؛ قبل از شما هم کمونیستها، اصول جهان‏شمول داشتند؛ استالین هم اصول جهان‏شمول داشت؛ می‏گفت همه‏ی دنیا باید از من اطاعت کند؛ از این اصول باید پیروی کند. فاشیستهای دنیا هم به نظر خودشان اصول جهان‏شمول داشتند. این چه منطقی است که این اصول ماست؛ این اصول جهان‏شمول است، هرکه در دنیا قبول نکند، باید برویم با بمب اتم او را بکوبیم. این منطق، منطق یک ملت آزاد است؟! این منطق، منطق یک دولتی است که حقیقتاً معتقد به کرامت انسان است؟! این‏طور به بشریت دروغ می‏گویید؟!1380/12/27
لینک ثابت
نظام سرمایه‌داری غرب

کارهای بزرگی بر عهده‏ی شماست. واقعاً بارهای سنگینی بر دوشتان قرار دارد. باید بتوانید این بارها را تحمّل کنید. از اطراف دنیا فشارهای سیاسی وارد می‏شود و تبلیغات منفی از همه طرف دنیا هجوم می‏آورد. علّتش هم معلوم است؛ چون نظام، نظامی است که با قلدرهای دنیا درافتاده است. وقتی نظامی شعار عدالت بدهد و با ظلم دربیفتد، یعنی با ظالمها درافتاده است. ظالمها چه کسانی هستند؟ همیشه قلدرهای دنیا ظالمند؛ ظالمها هم همان قلدرها هستند. کمتر اتّفاق می‏افتد که آدم‏های ضعیف، ظالم شوند. زورداران هستند که ظالم می‏شوند؛ پس به طور طبیعی نظام اسلامی با این‏ها درمی‏افتد. این شبکه‏ی عظیمِ به هم‏پیوسته‏ی درهم‏تنیده‏ی بسیار فاسدِ سرمایه‏داری جهانی- که استکبار جهانی هم در حقیقت، همان است و اداره‏کننده‏ی سیاستهای جهانی است- دائم تبلیغات می‏کند، حرف می‏زند، جوّ می‏سازد و افکار عمومی درست می‏کند. بازتابهای این‏ها می‏آید تا به یکی‏یکیِ افراد می‏رسد؛ به نماینده‏ی مجلس می‏رسد، به مسئولان قضائی می‏رسد، به دولت می‏رسد، به وزارت خارجه می‏رسد، به بخشهای مختلف می‏رسد. ایستادگی در مقابل این‏ها، ذخیره لازم دارد. بد نیست که دوستان در مواردی این ذخیره را در خود به وجود آورند.1380/09/21
لینک ثابت
نظام سرمایه‌داری غرب

حج همچنین مظهر وحدت و اتحاد مسلمانان است. اینکه خداوند متعال همه‏ی مسلمانان و هرکه از ایشان را که بتواند، به نقطه‏یی خاص و در زمانی خاص فرامی‏خواند و در اعمال و حرکاتی که مظهر همزیستی و نظم و هماهنگی است، آنان را روزها و شبهایی در کنار یکدیگر مجتمع می‏سازد، نخستین اثر نمایانش، تزریق احساس وحدت و جماعت در یکایک آنان و نشان دادن شکوه و شوکت اجتماع مسلمین به آنان و سیراب کردن ذهن هریک یک‏تن آنان از احساس عظمت است. با احساس این عظمت است که مسلمان اگر تنها در شکاف کوهی هم زندگی کند، خود را تنها حس نمی‏کند. با احساس این حقیقت است که مسلمین در هریک از کشورهای اسلامی، شجاعت برخورد با اردوگاه ضدیت با اسلام، یعنی همین سلطه‏ی سیاسی، اقتصادی دنیای سرمایه‏سالاری و عوامل و ایادی آن و نیرنگ و فتنه‏گری آن را می‏یابند و افسون تحقیر که اولین سلاح استعمارگران غربی در برابر ملل مورد تهاجمشان بوده و هست در آنان نمی‏گیرد. با احساس این عظمت است که دولتهای مسلمان با تکیه به مردم خود، از تکیه به قدرتهای بیگانه خود را بی‏نیاز حس می‏کنند و این فاصله‏ی مصیبت‏بار میان ملتهای مسلمان با دستگاه‏های حاکم بر آنان پدید نمی‏آید. با احساس این وحدت و جماعت است که نیرنگ استعماری دیروز و امروز یعنی احیای احساسات افراطآمیز ملی‏گرایی این فاصله‏ی وسیع و عمیق میان ملتهای مسلمان را پدید نمی‏آورد و قومیت عربی و فارسی و ترکی و آفریقایی و آسیایی، به‏جای آنکه رقیب و معارض هویت واحده‏ی اسلامی آن‏ها باشد، بخشی از آن و حاکی از سعه‏ی وجودی آن می‏گردد؛ و به جای آنکه هر قومیتی، وسیله و بهانه‏ی نفی و تحقیر قومیتهای دیگر شود، وسیله‏ای برای نقل و انتقال خصوصیات مثبت تاریخی و نژادی و جغرافیایی هر قوم به سایر اقوام اسلامی می‏گردد.1379/12/12
لینک ثابت
نظام سرمایه‌داری غرب

امت اسلامی امروز در حال تجربه‏ی این موفقیتها و ناکامیها است. هم دولتهای مسلمان و هم ملتها در برابر این واقعیّتها، تکالیف بزرگی بر دوش دارند و جهان اسلام در حال گذار از مرحله‏ی حساسی از تاریخ خویش است. آشنایی با این تکالیف و احساس تعهد در برابر آن می‏تواند ورق شوربختی و ضعف را از کتاب تاریخ اسلام بگرداند و بار دیگر صفحه‏ی عزت و عظمت مسلمانان و درخشش مادی و معنوی دنیای اسلام را بگشاید. امروز دنیای غرب که عامل تشدیدکننده‏ی ضعف و عقب‏ماندگی کشورهای اسلامی بوده است، دستخوش گرفتاریهای بزرگ و حل نشدنی است. فساد مادی‏گری و نظام سرمایه‏سالاری بتدریج نفوذ خود در پایه‏های آن تمدن مادی را آشکار می‏سازد و بیماریهای مزمنی را که در زیر تشعشع خیره‏کننده‏ی صنعت و سرمایه پنهان مانده بود، بتدریج برملا می‏کند و نزدیکی بحران را به آنان خبر می‏دهد. دنیای اسلام، نسیم بیداری اسلامی را بر چهره‏ی ملتهب و رنج‏کشیده‏ی خود حس می‏کند و نشانه‏های آن را در جابه‏جای جهان اسلام، به‏ویژه در ایران مجاهد و سربلند و نیز در فلسطین و لبنان به چشم می‏بیند. فروغ امید، دلهای جوانان را در همه جا روشن کرده و طلسم تحقیر و تحکّم غرب، در هم شکسته است. این فرصت، آسان به دست نیامده و هزاران جان گرامی در راه آن ایثار شده است. از این پس نیز راه، دراز و دشوار، لیکن مطمئن و بی‏چون و چرا است. در حال حاضر، ملت فلسطین سهم بزرگی در گشودن و پیمودن این راه بر دوش گرفته است، و همه باید به آن ملت مظلوم و شجاع و بیدار کمک کنند. دیگر ملتها و دولتها می‏توانند در یاری رساندن به ملت قهرمان فلسطین، سهم خود را در پیمودن این راه بر عهده گیرند.1379/12/12
لینک ثابت
نظام سرمایه‌داری غرب

امروز تئوریسین‏ها و تبلیغاتچی‏های غربی در صددند خطّ ارتجاع به غرب خط برگشتِ به همان تحمیل‏پذیری غربی را دوباره برگردانند. البته همان‏طور که گفتم، تحت عنوان یک تئوری شبه روشن‏فکرانه؛ به عنوان یک حرف نو؛ تئوری جهانی شدن و تئوری تغییر گفتمان. می‏گویند دانشجوی این دوره دیگر نمی‏تواند دانشجوی دوران ضدّ استعماری باشد. می‏گویند دوران ضدّیت با استعمار و استکبار و مرگ بر استکبار گفتن، گذشته است؛ دوران عدالت‏خواهی و مبارزه‏ی با سرمایه‏داری سرآمده است؛ دوران آرمان‏خواهی و تبرّی و تولّای سیاسی تمام شده است؛ گفتمان جدید دانشجویی عبارت است از گفتمان جهانی، جهانی شدن، گفتمان واقع‏بینی، گفتمان پیوستن به نظم نوین جهانی؛ یعنی سیاهی لشکر امریکا شدن! این جهانی شدن، اسمش جهانی شدن است؛ اما باطنش امریکایی شدن است. معنایش این است که ملت ایران علی‏رغم مجاهدتهایی که کرده، علی‏رغم پرچمهایی که بر قلّه‏های پیروزی کوبیده، علی‏رغم بیداری عظیمی که در ملتهای مسلمان به وجود آورده، باید دوباره مثل دوران قبل از انقلاب، سیاهی لشکر و عمله و ابزار تأمین منافع آمریکاییها شود. هدف به صورت لخت و پوست‏کنده جز این چیز دیگری نیست؛ اما می‏خواهند در زیر نامهای زیبا جهانی شدن و تحوّل و پیشرفت این هدف را پنهان کنند.1379/12/09
لینک ثابت
نظام سلطه, کمپانی‌‌ها و شبکه‌‌های عظیم اقتصادیِ مفسد فی‌‌‌الا, اقتصاد سرمایه‏‌داری, نظام سرمایه‌داری غرب, سرمایه‌دارهای صهیونیست

محور سلطه در دنیا، امروز دستگاههای بسیار خطرناك و بسیار بی‌رحمی هستند كه مجموعه‌ی كارتلها و تراستها - یعنی شركتها و كمپانیهای اقتصادی - را در سرتاسر دنیا تشكیل می‌دهند و بیشترین تسلط را هم اینها بر دولت امریكا دارند.1379/08/24
لینک ثابت
نظام سرمایه‌داری غرب

شما دیدید وقتی که نظام مارکسیستی در شوروی سابق و اروپای شرقی برافتاد - با این‌که نظام مارکسیستی تمدّنی جدید و نو نبود؛ تفکّری بود بر اساس همان تمدّن غربی؛ عمدتاً با همان پایه‌های تفکّر و تمدّن غربی؛ با همان پایه‌های مادّی؛ درعین‌حال با دستگاه سرمایه‌داری غرب و نگهبانان و افسونگرانِ پاسدار تمدّن غربی معارضه‌ای داشت - مسأله‌ی نظم نوین جهانی و مسأله‌ی تک ابرقدرتی در دنیا را مطرح کردند. یعنی امروز تمدّن غرب حتی در میان اجزای خود، آن وحدت و انسجام و آن یگانگی و صداقت لازم را ندارد. یک نقطه که یک رشد مادّی بیشتری کرده است، بنا به طبیعت تمدّن مادّی، افزون‌طلب است؛ کلیّت‌طلب است؛ تمامیّت‌طلب است و بقیه‌ی بخشها را نادیده می‌گیرد.1379/07/14
لینک ثابت
نظام سرمایه‌داری غرب

فرهنگ غربی در مورد زن و بی‏بندوباری و به ابتذال کشاندن زنان آن مناطق، موجب شده است که بنیان خانواده، سُست و متزلزل گردد و خیانت زن و مرد به یکدیگر، در داخل خانواده چندان مهم شمرده نشود. این گناه نیست؟ این خیانت به جنس زن نیست؟ با این فرهنگ، از همه‏ی دنیا هم طلبکارند؛ در حالی که باید بدهکار باشند! فرهنگ غربی در مورد زنان باید در موضع مدافع قرار گیرد؛ باید از خودش دفاع کند؛ باید توضیح بدهد؛ اما غلبه و سلطه‏ی سرمایه‏داری و رسانه‏های مستکبرِ جبّارِ غربی قضیه را بعکس می‏کنند؛ آن‏ها می‏شوند طلبکار؛ آن‏ها می‏شوند مدافع حقوق زن به قول خودشان و به اصطلاح خودشان! در حالی که چنین چیزی نیست. البته در بین غربی‏ها هم مسلّماً متفکّرانی، فلاسفه‏ای و انسانهای صادق و صالحی هستند که صادقانه فکر می‏کنند و حرف می‏زنند. آنچه که من می‏گویم، گرایش عمومی فرهنگ و تمدّن غربی به زیان زن و علیه زن است.1379/06/30
لینک ثابت
نظام سرمایه‌داری غرب

اگر تعریف مشخّصی از اصلاحات نشود، الگوهای تحمیلی غلبه خواهد کرد؛ همان اتفاقی که در شوروی افتاد؛ چون نمی‏دانستند چه‏کار می‏خواهند بکنند؛ لذا به سراغ تقلید ناشیانه‏ی اصلاحات در الگوها و مدلهای غربی رفتند و به آن‏ها پناه بردند. امام بزرگوار ما هوشمندانه این ضعف را در آن‏ها تشخیص دادند؛ لذا در نامه‏ای که ایشان به گورباچف نوشتند، این نکته را متذکّر شدند. ایشان نوشتند شما اگر بخواهید گره‏های کور اقتصاد سوسیالیسم و کمونیسم را با پناه بردن به کانون سرمایه‏داری غرب حل کنید، نه تنها دردی از جامعه‏ی خود را دوا نخواهید کرد، بلکه دیگران باید بیایند و اشتباهات شما را جبران کنند؛ چرا که امروز اگر مارکسیسم در روشهای اقتصادی و اجتماعی به بن‏بست رسیده است، دنیای غرب هم در این مسائل البته به شکلی دیگر و نیز در مسائل دیگر گرفتار حادثه است. اینکه بنده مکرّر می‏گویم امام یک حکیم واقعی بود، به این خاطر است. در آن جنجال تبلیغاتی رسانه‏ای جهان، نکته‏ی اصلی را امام تشخیص داد.1379/04/19
لینک ثابت
نظام سرمایه‌داری غرب

اما چرا از آن دو رژیم جهانی رژیم شرقیِ کمونیستی و رژیم غربیِ سرمایه‏داری الگو نگرفتیم؟ چون رژیمهای باطلی بودند. رژیمهای کمونیست، رژیمهای مستبدی بودند که با شعار حکومت مردمی سرِ کار آمده بودند؛ اما اشرافی هم بودند! بااینکه دم از ضدّیت با اشرافیگری می‏زدند، اما عملًا حکومتهای اشرافی بودند. از لحاظ استبداد، در نهایت درجه‏ی استبداد بودند و حاکمیت مطلق دولت بر اقتصاد، بر فرهنگ، بر سیاست و بر فعالیتهای گوناگون اجتماعی و غیره به چشم می‏خورد! در رژیمهای شرقی، مردم هیچ‏کاره‏ی محض بودند. بنده از نزدیک رفته بودم و این کشورها را در اواخر عمرشان دیده بودم. حتی در رأس بعضی از کشورهای عقب افتاده و فقیرشان هم یک رژیم به اصطلاح و به قول خودشان کارگری سرِ کار بود؛ اما همان رفتارهای اشرافیگری و همان کارهای غلطِ دربارهای قدیم را تکرار می‏کردند! نه انتخاباتی در این کشورها بود، نه رأی مردمی در کار بود؛ اما به خودشان دمکراتیک هم می‏گفتند و ادّعای مردمی بودن می‏کردند! مردم هیچ‏کاره‏ی محض بودند: از لحاظ اقتصادی، صددرصد وابسته‏ی به دولت؛ از لحاظ کارهای فرهنگی، صددرصد وابسته‏ی به دولت! معلوم بود که چنین رژیمهایی محکوم به فنا بود. البته چون شعارهاشان، شعارهایشان برّاق و جذّابی بود، توانستند در اطراف دنیا جوانانی را به سمت خودشان جذب کنند و حکومتهایی تشکیل دهند؛ اما دیگر نمی‏توانستند عمری بکنند. دیدید آخرش هم به کجا رسیدند؛ بعد از چند ده سال به‏کلّی زایل شدند. طبیعی بود که آن رژیمها برای ما قابل الگو گرفتن نبود. آن روزی که انقلاب ما پیروز شد یعنی بیست و یک سال قبل از این هیچ انقلابی در دنیا وجود نداشت که وقتی پیروز می‏شد، به همین حکومت شرقی یا مارکسیستی و یا سوسیالیستی که مرتبه‏ی رقیق‏ترش بود گرایش نداشته باشد؛ لیکن اسلام و ملت ایران و رهبر این ملت آن را رد کردند و قبول نداشتند و کنار گذاشتند.1379/02/23
لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار امام مجاهد شهید حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (قدّس‌الله‌نفسه‌الزکیه) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی