ارزش معلم / معلم / اهمیت معلم
آنچه امروز در درجهی اول برای ما اهمیت دارد، این است که نشان دهیم احترام قلبی ای را که شایستهی مقام تعلیم و تربیت است. اصل این است که «معلمی» منزلت لازم را در جامعهی اسلامی داشته باشد. خیلی کوتهبینی است که انسان شغل معلمی و آموزگاری را ردیف سایر مشاغل متعارف زندگی قرار دهد، که یک وسیلهای است فقط برای تعیّش، که انسان بتواند عائشه کند؛ نانی در بیاورد و زندگیای بگذراند؛ این حقیقت ندارد، اینجوری نیست، معلمی در ردیف سایر مشاغل نیست؛ بسیار بالاتر است.1392/02/18
لینک ثابت
اگر به حقیقت تعلیم و تربیت و جایگاه معلم توجه شود، حقیقتاً اینجوری باید تشبیه کنیم: کسی که پرداخت کننده و تراش دهندهی به یک گوهر گرانبها است، که به آن ارزش میبخشد. این گوهر گرانبها همین بچههای مایند، همین کودکان مایند، کودکان ملتند، که نسلهای آینده را با همهی مشخصات و ممیزاتشان تشکیل میدهند و به وجود میآورند. شما معلمها هستید که دارید این شخصیتها را شکل میدهید، پرداخت میکنید. صرفاً این نیست که در کلاس درس، دو کلمه شما بگوئید و او یاد بگیرد؛ همهی رفتار شما، حرکات شما، منش شما، اخلاق شما، به صورت مستقیم در این مخاطبِ گیرا اثر میگذارد و او را شکل میدهد. آنچه هم که به عنوان تعلیم در ذهن او کار میگذارید، از ماندگارترین حقایقی است که در ذهن انسان باقی میماند. بعد از پنجاه سال، شصت سال، خیلی از جزئیاتی که معلم به دانشآموز گفته است، در ذهن انسان هست؛ خیلی از خصوصیاتی که او با رفتار خود، با اخلاق خود، با نحوهی حرف زدن خود، با نحوهی تعامل خود به دانشآموز منتقل کرده است، در انسان باقی میماند. گاهی انسان متوجه است، گاهی هم متوجه نیست؛ همهی ما ندانسته در همان راهی داریم حرکت میکنیم که بخش معْظمی از آن را معلمین در نهاد ما قرار دادهاند؛ این خیلی چیز مهمی است. یک کشور اگر بخواهد به سرافرازی برسد، به رفاه و غنا برسد، به علم و تفوّق علمی منتهی شود، اگر بخواهد مردم شجاع، آزاده، فهمیده، عاقل، خردمند و متفکر تحویل جامعهی بشری دهد، باید این زیرساخت اصلی را درست کند؛ زیرساخت تعلیم دوران کودکی و نوجوانی. این، شأن معلم است. لذا به معلم خیلی باید احترام کرد. برای ایجاد آمادگی لازم در معلم، خیلی باید صرف وقت کرد. برای تهیهی سازوکاری که تعلیم و تربیت در آن مؤثر باشد و جهتِ درست داشته باشد، خیلی باید سرمایهگذاری کرد. اینکه ما بر روی این تحول بنیادین در آموزش و پرورش در سالهای گذشته تکیه کردیم ــ که خب، بحمدالله امروز سند این تحول در اختیار آموزش و پرورش است و در واقع نقشهی راه، مشخص و معیّن شده است ــ برای خاطر این است. تحول در انسانها، تغییر صحیح در دلها و باورها و حرکات و خلقیات و امثال اینها، احتیاج دارد به یک زیرساخت محکم؛ این زیرساخت، آموزش و پرورش است.1392/02/18
لینک ثابت
یک تشکر باید حتماً بکنیم از معلمین عزیزمان که این شغل را اختیار کردهاند و این زحمات را بر عهده گرفتهاند. ای بسا کسانی بودند که میتوانستند سراغ کارهای دیگری بروند که هم درآمد بیشتری داشت، هم ممکن بود موقعیتهای سیاسی و اجتماعی بیشتری داشته باشد، اما خود را وقف این مجموعه کردند؛ این خیلی باارزش است. در طول این سالها هم معلمین همیشه پای منافع انقلاب ایستادهاند، که یک نمونهاش مسئلهی دفاع مقدس و جنگ تحمیلی است... شهدای معلم و دانشآموز در آموزش و پرورش؛ نمونههای دیگری هم در جاهای مختلف دارد. خیلیها برنامههائی داشتند برای معلمین، برای مدارس، به دنبال هدفهای سیاسی بودند؛ آن که ایستاد، معلم بود. اینها همه پیش خدای متعال حسنه است؛ اینها همه کارهای مؤثر و مهمی است که خیلی اوقات ممکن است به چشم کسی هم درست نیاید، اما از چشم کرامالکاتبین بیرون نیست.1392/02/18
لینک ثابت
اصل این است که «معلمی» منزلت لازم را در جامعهی اسلامی داشته باشد.1392/02/18
لینک ثابت
خیلی کوتهبینی است که انسان شغل معلمی و آموزگاری را ردیف سایر مشاغل متعارف زندگی قرار دهد، که یک وسیلهای است فقط برای تعیّش، که انسان بتواند عائشه کند؛ نانی در بیاورد و زندگیای بگذراند؛ این حقیقت ندارد، اینجوری نیست، معلمی در ردیف سایر مشاغل نیست؛ بسیار بالاتر است.1392/02/18
لینک ثابت
یک کشور اگر بخواهد به سرافرازی برسد، به رفاه و غنا برسد، به علم و تفوّق علمی منتهی شود، اگر بخواهد مردم شجاع، آزاده، فهمیده، عاقل، خردمند و متفکر تحویل جامعهی بشری دهد، باید این زیرساخت اصلی را درست کند؛ زیرساخت تعلیم دوران کودکی و نوجوانی. این، شأن معلم است. لذا به معلم خیلی باید احترام کرد.1392/02/18
لینک ثابت
نظر این است که احترام و تقدیر و تجلیل از معلم و استاد در جامعه نهادینه شود؛ ما به این احتیاج داریم. ما میخواهیم قدر معلم دانسته شود - چه معلم آموزش و پرورش، چه معلم دانشگاه - وقتی قدر معلم دانسته شد، در درجهی اول خود آن معلم است که باید این قدر را پاس بدارد و در تعلیم و در تربیت، آنچه را که در توان دارد، به کار گیرد و البته این توان را هم افزایش دهد. بنابراین در این جلسه هم غرض اصلی ما این است که بگوئیم احترام میگذاریم به مجموعهی معلمین این استان نوبنیاد، که بحمداللَّه انسان میبیند چقدر هم از لحاظ کمّی و از لحاظ کیفی باارزش هستند؛ چه معلمین آموزش و پرورش، چه معلمین دانشگاه.1391/07/20
لینک ثابت
نظر این است که احترام و تقدیر و تجلیل از معلم و استاد در جامعه نهادینه شود؛ ما به این احتیاج داریم.1391/07/20
لینک ثابت
ما میخواهیم قدر معلم دانسته شود، وقتی قدر معلم دانسته شد، در درجهی اول خود آن معلم است که باید این قدر را پاس بدارد و در تعلیم و در تربیت، آنچه را که در توان دارد، به کار گیرد و البته این توان را هم افزایش دهد.1391/07/20
لینک ثابت
آنچه که به معلم ارزش میدهد، چند چیز است؛ یکی از اینها عبارت است از اینکه مادهی خامی که در دست معلم است و با کار خود و تلاش خود میخواهد او را به محصول نهائی برساند، یک مادهی بیجان نیست؛ انسان است. این خیلی مهم است. یک وقت انسان یک مادهی جامد را با تلاش خود، ابتکار خود، عرق ریختن و ساعتها صرف کردن، تبدیل میکند به یک محصول مطلوب؛ که به جای خود ارزشمند است. یک وقت این مادهای که دست ماست، یک موجود انسانی است، با استعدادهایش، با عواطفش، با احساساتش، با ظرفیتهای فراوانی که در یک انسان وجود دارد. این نوجوان ممکن است فردا کسی مثل امام بزرگوار ما بشود، ممکن است یک مصلح اجتماعی بشود، ممکن است یک دانشمند برجسته بشود، ممکن است یک انسان صالح و والا بشود. همهی این استعدادها در مجموعهی نوجوانان و کودکانی که در اختیار معلم قرار میگیرند، وجود دارد. ما میخواهیم این استعداد را به فعلیت برسانیم؛ ببینید چقدر این کار مهم است. بیشتر خطابم به عامهی مردم ماست، به قشرهای مختلف جامعهی ماست؛ قدر معلم را بدانند، منزلت معلم را بشناسند. خود معلم عزیز هم اهمیت جایگاه خود و برجستگی مسئولیت و مأموریت خود را بدرستی تشخیص بدهد، قدر خود را بداند؛ بداند که اگر این کار با همت درست، با نیت درست، با قصد الهی، با تلاش مناسب انجام بگیرد، چقدر برای جامعه ارزش افزوده ایجاد میکند. این ارزش افزوده، یک چیز معمولىِ متعارفی نیست؛ این فوقالعاده است. تربیت یک انسان والا، دانا، توانا و صالح، ببینید چقدر اهمیت دارد. از این همه انسانهائی که زیر دست معلمین واقع میشوند، گاهی ممکن است یک انسان دنیائی را متحول کند. همین کودک اگر درست تربیت نشد، ممکن است یک هیتلر از آب در بیاید، یک چنگیز از آب در بیاید؛ قضیه این است. اهمیت کار معلم، ارزش والای حرکت او و تلاش او و دلسوزی او و درست اندیشیدن او و درست کار کردن او اینجوری معلوم میشود. و همچنین خطاب به مجموعهی آموزش و پرورش و سازمان آموزش و پرورش است؛ که خب، این معلمان با سازماندهی این سازمان، با مقررات این سازمان مشغول کار میشوند و با برنامهی آن عمل میکنند و تدریس میکنند. پس هم عموم مردم، هم خود معلمان، هم سازمان متبوع، جایگاه معلم را فراموش نکنند. معلم، آن تولید کنندهای است، آن کارگری است، آن سرانگشت ماهری است که برترین محصولات آفرینش را، بالاترین مواد خام را تبدیل میکند به برترین محصول نهائی، که میتواند مورد استفاده قرار بگیرد.1391/02/13
لینک ثابت
اگر معلم خوب عمل کند، صحیح عمل کند، با تدبیر عمل کند، با دلسوزی عمل کند، به نظر ما همهی مشکلات جامعه حل میشود. نه اینکه بخواهیم بگوئیم عوامل مؤثر در تربیت جوانان ما، بیرون از محیط مدرسه وجود ندارد؛ چرا، خانوادهها مؤثرند، رسانهها مؤثرند، فضای اجتماعی مؤثر است - در اینها تردیدی نیست - اما آن سازندهی اصلی، آن دست ماهر اصلی که میتواند یک ساخت مستحکمی درست کند که این عوامل گوناگون نتوانند تأثیر بنیانیای روی این محصول بگذارند، دست معلم است. این، ارزش معلم است. من به شما عرض بکنم؛ پیش خدای متعال، این ارزش، حسنات فراوانی را به وجود میآورد. یعنی شما در اتاق درس و در محیط آموزش که قرار میگیرید و با این نوجوان و با این کودک مواجه میشوید، بدانید که کاتبان عمل، کرامالکاتبین الهی، لحظه به لحظهی کار شما را حسنه مینویسند. چقدر این مقرون به صرفه است که انسان کارش، زندگیاش، شغلش چیزی باشد که هر لحظهی آن میتواند عبادت باشد. البته در کنار این اهمیت والائی که عرض کردیم، یک نکتهی دیگر هم وجود دارد، که آن هم اهمیت این کار را نشان میدهد و آن، زحمتی است که معلم بر خود هموار میکند. در اتاق درس و محیط آموزش، معلمین با کودکان، با نوجوانان، با اخلاقهای مختلف، با احساسات گوناگون و هیجانات جوانىِ مخاطبین مواجهاند؛ اینها را باید تحمل کنند، صبر کنند؛ این هم ارزش کار را بالا میبرد. بنابراین روز معلم روز مبارکی است؛ انشاءاللّه بر همهی معلمین مبارک باشد، بر ملت ایران هم مبارک باشد.1391/02/13
لینک ثابت
پیش خدای متعال، این ارزش [معلم]، حسنات فراوانی را به وجود میآورد. یعنی شما [معلمان]در اتاق درس و در محیط آموزش که قرار میگیرید و با این نوجوان و با این کودک مواجه میشوید، بدانید که کاتبان عمل، کرامالکاتبین الهی، لحظه به لحظهی کار شما را حسنه مینویسند. چقدر این مقرون به صرفه است که انسان کارش، زندگیاش، شغلش چیزی باشد که هر لحظهی آن میتواند عبادت باشد.1391/02/13
لینک ثابت
معلم، آن تولید کنندهای است، آن کارگری است، آن سرانگشت ماهری است که برترین محصولات آفرینش را، بالاترین مواد خام را تبدیل میکند به برترین محصول نهائی، که میتواند مورد استفاده قرار بگیرد.1391/02/13
لینک ثابت
یک نکته وجود دارد، که اهمیت این کار معلمی را نشان میدهد و آن، زحمتی است که معلم بر خود هموار میکند. در اتاق درس و محیط آموزش، معلمین با کودکان، با نوجوانان، با اخلاقهای مختلف، با احساسات گوناگون و هیجانات جوانىِ مخاطبین مواجهاند؛ اینها را باید تحمل کنند، صبر کنند؛ این هم ارزش کار را بالا میبرد.1391/02/13
لینک ثابت
شما معلمان در اتاق درس و در محیط آموزش که قرار میگیرید و با این نوجوان و با این کودک مواجه میشوید، بدانید که کاتبان عمل، کرامالکاتبین الهی، لحظه به لحظهی کار شما را حسنه مینویسند. چقدر این مقرون به صرفه است که انسان کارش، زندگیاش، شغلش چیزی باشد که هر لحظهی آن میتواند عبادت باشد.1391/02/13
لینک ثابت
معلم کسی است که دارد نیروی انسانی را آماده میکند برای اداره و گذران زندگی کشور و زندگی جامعه در آیندهی نه چندان دوری. چشم به هم بزنیم، همین جوانهای شما، همین محصلین شما، مردانی هستند که کارهای این جامعه بر دوش آنهاست؛ در هر رتبهای که باشند، در هر سطحی که باشند. در بین همینهاست که برجستگان و مردان بزرگ به وجود میآیند؛ در بین همینهاست که مجاهدان راه حق، پاکبازان و مخلصانِ سر و پا نشناختهی در راه اهداف الهی به وجود میآیند؛ در بین همینهاست که دستهای توانائی به وجود میآید که چرخ اقتصاد کشور را بچرخاند، فرهنگ کشور را سر و سامان بدهد؛ همین بچههائی که امروز در کلاس درس شمایند. شما میخواهید اینها را از آب در بیاورید. شما میخواهید اینها را پرورش بدهید که فردا در آنجائی که قرار گرفتند، بتوانند خوب کار کنند، درست کار کنند، مایهی پیشرفت باشند، مایهی عقبگرد و فساد نباشند. ببینید چقدر مهم است... تأثیر شما که معلم هستید، در موارد بسیاری حتّی از تأثیر وراثتها بیشتر است. خصال وراثتی و ارثی چیزهائی است که با انسان همراه است، اما با تمرین و با عادتهای ثانوی میتوان بر همین خصال فائق آمد. این تمرین عادت ثانوی را معلم میتواند به دانشآموز خودش، به شاگرد خودش ببخشد و بدهد. یعنی شما میتوانید به معنای حقیقی کلمه، انسان طراز اسلام را به وجود بیاورید؛ میتوانید نیروی انسانی طراز جمهوری اسلامی را به وجود بیاورید؛ این نقش معلم است. اینها تعارف نیست؛ اینها حقایقی است که وجود دارد.1390/02/14
لینک ثابت