newspart/index2
استقلال / نه‌ شرقی نه غربی/وابستگی/وابسته / استقلال‌طلبی/استقلال‌خواهی/مستقل
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
استقلال

استقلال یعنی چه - حالا بعضی‌ها در اصل مفهوم استقلال خدشه میکنند که یعنی چه استقلال ‌‌-‌‌ ‌استقلال یعنی آزادی از اراده‌ی بیگانگان و اراده‌ی دیگران؛ این معنای استقلال است؛ این را هیچ عقلی میتواند ‌انکار کند؟ معنای استقلال این است که یک ملّتی سرنوشت خودش را خودش تعیین کند. این کشور سالهای ‌متمادی دچار استقلال نبود؛ استقلال ظاهریِ سیاسی بود، امّا مغزافزار این نظام و این کشور دست دیگران بود؛ ‌آنها بودند که تصمیم میگرفتند؛ آنها بودند که کار میکردند؛ افرادی هم در داخل بودند، بعضی دلبسته‌ی آنها، ‌بعضی هم نه‌چندان دلبسته، امّا مجبور و ناگزیر دنبال آنها راه می‌افتادند.‌‌ ‌استقلال، ایستادگی در مقابل یک ‌چنین حالتی است‌.‌1393/04/16
لینک ثابت
استقلال

این کشور سالهای متمادی دچار استقلال نبود؛ استقلال ظاهریِ سیاسی بود، امّا مغزافزار این نظام و این کشور ‌دست دیگران بود؛ آنها بودند که تصمیم میگرفتند و کار میکردند؛ افرادی هم در داخل بودند، بعضی دلبسته‌ی ‌آنها، بعضی هم نه‌چندان دلبسته، امّا مجبور و ناگزیر دنبال آنها راه می‌افتادند.‌‌ ‌استقلال، ایستادگی در مقابل ‌یک چنین حالتی است‌.‌1393/04/16
لینک ثابت
استقلال

شریعت اسلامى اگر در جامعه به‌طور کامل اجرا بشود؛ هم آزادى‌هاى عمومى و مدنى را - آزادى افراد را، ‌آزادى فردى را - تأمین میکند، هم آزادى ملت را که اسم آن استقلال است - استقلال یعنى آزادى در ابعاد ‌یک ملت، که وابسته‌ى به کسى و به جایى نباشد؛ یک ملت آزاد یعنى ملتى که به‌هرصورت تحت نفوذ و ‌سیطره‌ى مخالفین خود یا دشمنان خود یا بیگانگان قرار ندارد - تضمین میکند، [هم] عدالت را در جامعه ‌تضمین میکند، هم معنویت را تضمین میکند؛ این چهار عنصر اصلى است: آزادى، استقلال، عدالت، معنویت. ‌اگر شریعت اسلامى بر جامعه حاکم شد، این پدیده‌هاى اساسى در نظم جامعه‌ى اسلامى، خود را نشان ‌میدهند.‌1393/03/14
لینک ثابت
استقلال

استقلال یعنى آزادى در ابعاد یک ملت، که وابسته‌ى به کسى و به جایى نباشد؛ یک ملت آزاد یعنى ملتى که ‌به‌هرصورت تحت نفوذ و سیطره‌ى مخالفین خود یا دشمنان خود یا بیگانگان قرار ندارد.‌1393/03/14
لینک ثابت
استقلال

اگر یک کسی است که روح استقلال ملّی را نشانه میرود ـ الان هستند کسانی که صحبت استقلال که ‌میشود، استقلال را مسخره میکنند، میگویند این عقب‌افتاد‌گی است، استقلال چیست ـ و میخواهد وابستگی ‌را تئوریزه کند، استقلال را مسخره کند، دلهای جوانان را برای مستقل زیستن متزلزل کند، نمیشود در مقابل ‌او بی‌تفاوت ماند؛ باید در مقابل او عکس‌العمل نشان داد‌.‌1393/01/01
لینک ثابت
استقلال

اگر یک کسی است که روح استقلال ملّی را نشانه میرود و میخواهد وابستگی را تئوریزه کند، استقلال را ‌مسخره کند، دلهای جوانان را برای مستقل زیستن متزلزل کند، نمیشود در مقابل او بی‌تفاوت ماند؛ باید در ‌مقابل او عکس‌العمل نشان داد‌.‌1393/01/01
لینک ثابت
استقلال

یکی از چیزهایی که در تحلیل... حادثه[نوزدهم بهمن] و آثار این حادثه مورد غفلت قرار گرفته است، تأثیر این ‌حادثه است در ایجاد استقلال؛ در کجا؟ در ارتش؛ یعنی بخشی از نظام اجتماعىِ زمان طاغوت که بیشترین ‌رنج را از تسلّط و دخالت بیگانگان متحمّل شده بود؛ حادثه‌ی نوزدهم بهمن در یک چنین دستگاهی و در یک ‌چنین سازمانی، احساس استقلال را بیدار کرد. این احساس را در کلّ ارتش اوّل در نیروی هوایی و بعد در ‌بقیّه‌ی بخشها زنده کرد که میتوان خود را از زیر چتر نفوذ بیگانگان مداخله‌گر و دست‌انداز خارج کرد.... اوّلین ‌جایی که «جهاد خودکفایی‌» ‌در آن به وجود آمد، نیروی هوایی بود؛ بعد بتدریج در کلّ ارتش گسترش پیدا ‌کرد. این روحیّه‌ی استقلال و خودباوری برای ارتش مهم بود، برای نیروهای مسلّح [هم] مهم بود، تا امروز هم ‌مهم است، برای آینده هم مهم است... برای اینکه بتوانید کارآمدی خودتان را در مقابله‌ی با تهدیدها در ‌جایگاهتان که جایگاه حفظ امنیّت هوایی کشور است نشان بدهید، باید احساس استغنا از دیگران و استقلال و ‌رجوع به خود و تکیه‌ی بر ظرفیّتهای خود داشته باشید؛ آن‌وقت استعدادها میجوشد؛ کمااینکه تاحالا این‌جور ‌بوده است و بعد از این هم همین‌جور خواهد بود. مسئله‌ی استقلال، مسئله‌ی مهمّی است برای کلّ کشور و ‌کلّ انقلاب.‌‌ ‌استقلال‌ ‌یکی از پایه‌های انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی بود. شعار‌ «‌استقلال‌» ‌در کنار ‌شعار «آزادی» مهم‌ترین شعارهای انقلاب بود و هست و خواهد بود.‌1392/11/19
لینک ثابت
استقلال

استقلال‌ ‌یکی از پایه‌های انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی بود. شعار‌ «‌استقلال‌» ‌در کنار شعار ‌‌«آزادی» مهم‌ترین شعارهای انقلاب بود و هست و خواهد بود. ببینید، بعد از شکست شیوه‌ی استعمار مستقیم ‌‌- که قبلاً معمول بود و کشورها را به صورت مستقیم استعمار میکردند - که آن شیوه منسوخ شد، استعمار ‌جدید‌ ‌جایگزین آن شد؛ استعمار جدید به این صورت بود که قدرتهای مداخله‌گر خارجی مستقیماً وارد اداره‌ی ‌کشورهای تحت استعمار نمیشدند؛ عوامل آنها و کسانی که گوش شنوایی از آنها داشتند و متّکی به آنها بودند، ‌در رأس کشورها قرار میگرفتند و چون حکومت متّکی به خارج بدون استبداد امکان‌پذیر نیست، با استبداد ‌حکومت میکردند و منافع قدرتهای خارجی را تأمین میکردند؛ این استعمار جدید بود. مبارزه‌ی با استبداد ‌بدون مبارزه‌ی با آن قدرت خارجی ای که پشت سر دیکتاتور و مستبد قرار دارد، به جایی نمیرسید و نمیرسد. ‌امروز هم همین‌جور است؛ اگر فرض کنیم یک ملّتی که از استبداد حاکمان خود به جان آمده، قیام کند و ‌انقلاب کند و با آن مستبد مبارزه کند، امّا با آن سلطه‌گرِ خارجیای که پشت سر این مستبد قرار داشت، ‌سازش کند، سرنوشت این انقلاب و مسئولان و مدیران این انقلاب، یا شکست است یا خیانت، از این دو حال ‌خارج نیست؛ یا دچار خیانت خواهند شد و به انقلابشان، به کشورشان خیانت خواهند کرد؛ یا اگر بخواهند ‌خیانت نکنند شکست خواهند خورد، از صحنه محو خواهند شد. همچنان‌که در بعضی از انقلابها... ملاحظه ‌کردیم [ که‌] با مستبد جنگیدند، [ امّا] از آن نیروی پشت سرِ مستبد غفلت کردند، یا احیاناً به فکر سازش و ‌مدارا با او افتادند؛ نتیجه را امروز ملاحظه میکنید. مبارزه‌ی با مستبد و سازش با مستکبر به جایی نخواهد ‌رسید. آن انقلابی موفّق خواهد شد و پیروز خواهد شد که آن قدرت مداخله‌گرِ پشت‌سرِ دیکتاتور را هم ببیند ‌و با او مبارزه کند؛ لذا وقتی جوانهای ما رفتند لانه‌ی جاسوسی آمریکا را گرفتند و ضربه‌ی تحقیرآمیزی را به ‌آمریکا زدند، امام گفتند «انقلابی بزرگتر از انقلاب اوّل». انقلاب اوّل هم انقلاب بود، انقلاب عظیم و بی‌نظیری ‌بود، امّا در این حرکت دوّم، ملّت ایران نشان داد که لایه‌ی بعدی سلطه و گرفتاری و بلا را میشناسد و با آن ‌مقابله و مبارزه میکند‌.‌‌ مسئله‌ی استقلال را اینجا میشود فهمید؛ استقلال یعنی یک کشوری مداخله‌گر را ‌بشناسد، با آن مقابله کند و در مقابل آن بایستد.‌1392/11/19
لینک ثابت
استقلال

استقلال یعنی یک کشوری مداخله‌گر را بشناسد، با آن مقابله کند و در مقابل آن بایستد.استقلال به معنای ‌بداخلاقی کردن با همه‌ی دنیا نیست؛ استقلال به معنای مقابله‌ی با آن قدرتی است که میخواهد مداخله کند، ‌میخواهد دستور بدهد، میخواهد حیثیّت و شرف یک ملّت را برای منافع خود خرج کند؛ این ‌معنای استقلال است. دشمن استقلالِ یک ملّت کیست؟ قدرتهای خارجی، قدرتهای مداخله‌گر؛ آنها هستند که ‌از حسّ استقلال در یک کشور واهمه دارند، میهراسند و سعی میکنند این حس را در ملّت، در رهروان و در ‌رهبران و در پیشروان ملّت، تضعیف کنند، لذا دستگاه‌های تبلیغاتی اینها به کار میافتند برای اینکه ملّتها را ‌از استقلال روگردان کنند؛ این‌جور تبلیغ میکنند که استقلال سیاسی کشورها یا استقلال فرهنگی و اقتصادی ‌کشورها با پیشرفت کشورها منافات دارد. میشنوید این حرفها را، آن کسانی که با تبلیغات جهانی آشنایی ‌دارند، میشنوند؛ در دنیا به‌عنوان اتاقهای فکر، به‌عنوان حرفهای فیلسوفانه، این مطالب را پخش میکنند، کسانی ‌هم در داخل کشورها - از جمله داخل کشور ما - همین حرفها را از طرف آنها منتشر میکنند، که یک کشوری ‌اگر بخواهد در مجموعه‌ی کشورهای پیشرفته‌ی دنیا قرار بگیرد، چاره‌ای ندارد جز اینکه از میل استقلال‌خواهی ‌فرو بکاهد، میل به استقلال را در خود کم کند؛ والّا با هم نمی‌سازد که یک کشوری بخواهد مستقل باشد، ‌بخواهد صرفاً بر روی منافع خود تکیه بکند، و در عین حال جزو منظومه‌ی پیشرفت جهانی هم قرار بگیرد. ‌خب، این حرف حرف کاملاً غلط و ساخته‌وپرداخته‌ی کسانی است که با استقلال کشورها مخالفند. امید و ‌هدف قدرتمندان مداخله‌گر این است که در داخل کشورها، بتوانند با دخالت در امور کشورها منافع خودشان ‌را تأمین کنند؛ اگر منافع آن ملّتها از بین رفت و پایمال هم شد، اهمّیّتی برایشان ندارد؛ اصرارشان بر این ‌است [ که‌] دخالت کنند؛ کما اینکه در رژیم طاغوت [ هم‌] همین بود: با چه کسی رابطه داشته باشید، با چه ‌کسی رابطه نداشته باشید، نفت را به چه کسی بفروشید، چقدر بفروشید، چه جوری مصرف کنید، چه کسی ‌در فلان مسئولیّت حسّاس سرِ کار بیاید، چه کسی نیاید؛ در این چیزها دخالتهای صریح میکردند؛ این کشور ‌میشود یک دستگاهی، یک وسیله‌ای برای منافع آنها و منافع ملّی بکلّی فراموش میشود؛ هدف مدیران و ‌اداره‌کنندگان کشور دیگر منافع ملّی نیست، تأمین منافع مداخله‌گران است. استقلال، این رَوَند غلط و خائنانه ‌را قطع میکند؛ جلوی این را میگیرد. معنای استقلال برای یک کشور این است.‌‌ ‌استقلال به معنای قهر کردن ‌با کشورها نیست، به معنای ایجاد کردن سدّی در مقابل نفوذ کشورها است که نتوانند منافع آن کشور را، ‌منافع [ آن ]ملّت را تحت‌الشّعاع منافع خودشان قرار بدهند؛ این معنی استقلال است و این مهم‌ترین هدف ‌برای یک کشور است‌.‌‌ آن چیزی هم که میتواند استقلال را تأمین بکند برای انقلاب اسلامی ما، تکیه‌ی صریح ‌و شفّاف بر مبانی انقلاب است؛ اصول انقلاب، مبانی انقلاب، ارزشهای انقلاب، به‌شکل صریح و شفّاف مورد تکیه ‌باید قرار بگیرد‌.‌1392/11/19
لینک ثابت
استقلال

یکی از چیزهایی که در تحلیل... حادثه[نوزدهم بهمن] و آثار این حادثه مورد غفلت قرار گرفته است، تأثیر این ‌حادثه است در ایجاد استقلال؛ در کجا؟ در ارتش؛ یعنی بخشی از نظام اجتماعىِ زمان طاغوت که بیشترین ‌رنج را از تسلّط و دخالت بیگانگان متحمّل شده بود؛ حادثه‌ی نوزدهم بهمن در یک چنین دستگاهی و در یک ‌چنین سازمانی، احساس استقلال را بیدار کرد. این احساس را در کلّ ارتش اوّل در نیروی هوایی و بعد در ‌بقیّه‌ی بخشها زنده کرد که میتوان خود را از زیر چتر نفوذ بیگانگان مداخله‌گر و دست‌انداز خارج کرد.... اوّلین ‌جایی که «جهاد خودکفایی»‌‌ ‌در آن به وجود آمد، نیروی هوایی بود؛ بعد بتدریج در کلّ ارتش گسترش پیدا ‌کرد. این روحیّه‌ی استقلال و خودباوری برای ارتش مهم بود، برای نیروهای مسلّح [هم] مهم بود، تا امروز هم ‌مهم است، برای آینده هم مهم است ... برای اینکه بتوانید کارآمدی خودتان را در مقابله‌ی با تهدیدها در ‌جایگاهتان که جایگاه حفظ امنیّت هوایی کشور است نشان بدهید، باید احساس استغنا از دیگران و استقلال و ‌رجوع به خود و تکیه‌ی بر ظرفیّتهای خود داشته باشید؛ آن‌وقت استعدادها میجوشد؛ کمااینکه تاحالا این‌جور ‌بوده است و بعد از این هم همین‌جور خواهد بود. ‌1392/11/19
لینک ثابت
استقلال

مسئله‌ی استقلال، مسئله‌ی مهمّی است برای کلّ کشور و کلّ انقلاب. استقلال‌ ‌یکی از پایه‌های انقلاب اسلامی ‌و نظام جمهوری اسلامی بود. شعار‌ «‌استقلال‌» ‌در کنار شعار «آزادی» مهم‌ترین شعارهای انقلاب بود و هست ‌و خواهد بود‌.‌1392/11/19
لینک ثابت
استقلال

‌[آن چیزی] که میتواند استقلال را تأمین بکند برای انقلاب اسلامی ما، تکیه‌ی صریح و شفّاف بر مبانی انقلاب ‌است؛ اصول انقلاب، مبانی انقلاب، ارزشهای انقلاب، به‌شکل صریح و شفّاف مورد تکیه باید قرار بگیرد‌.‌1392/11/19
لینک ثابت
استقلال

استقلال یعنی یک کشوری مداخله‌گر را بشناسد، با آن مقابله کند و در مقابل آن بایستد.‌‌ ‌استقلال به معنای ‌بداخلاقی کردن با همه‌ی دنیا نیست؛ استقلال به معنای مقابله‌ی با آن قدرتی است که میخواهد مداخله کند، ‌میخواهد دستور بدهد، میخواهد حیثیّت و شرف یک ملّت را برای منافع خود خرج کند؛ این ‌معنای استقلال است... استقلال به معنای قهر کردن با کشورها نیست، به معنای ایجاد کردن سدّی در مقابل ‌نفوذ کشورها است که نتوانند منافع آن کشور را، منافع [آن] ملّت را تحت‌الشّعاع منافع خودشان قرار بدهند؛ ‌این معنی استقلال است و این مهم‌ترین هدف برای یک کشور است.‌1392/11/19
لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی